WEBVTT

00:06.006 --> 00:08.967
‫«او از غرب خواهد آمد از آن‌سوی رشته‌کوه گیتی»

00:08.968 --> 00:10.719
‫«ما را با پیوندهایی که نمی‌توانیم بشکنیم

00:10.720 --> 00:12.345
‫به هم گره خواهد زد»

00:12.346 --> 00:13.888
‫«و نابودمان خواهد کرد»

00:13.889 --> 00:16.391
‫کاراکارن دوبار علامت‌گذاری میشه

00:16.392 --> 00:18.893
‫این مرد آییلی‌ نیست

00:20.771 --> 00:22.647
‫رهبری یعنی آگاهی از گذشته‌ی خویش،

00:22.648 --> 00:24.566
‫ و درک ماهیت خونی که در رگ‌هایت جاری است.

00:24.567 --> 00:27.610
‫به‌خاطر بی‌احترامی بهت عذرخواهیم رو پذیرا باش

00:27.611 --> 00:30.071
‫همه‌چیز رو ویران می‌کنم

00:30.072 --> 00:31.656
‫از دستم قایم شدی

00:31.657 --> 00:34.909
‫تمام این مدت با یه طردشده هم‌خوابگی می‌کردی!

00:34.910 --> 00:36.244
‫بقیه‌ی برگزیدگان،

00:36.245 --> 00:38.288
‫ اصلاً براشون مهم نیست که رند به تاریکی بپیونده

00:38.289 --> 00:40.248
‫یا چرخ رو بشکونه.
‫فقط می‌خوان که اون بمیره.

00:40.249 --> 00:42.083
‫هرکدوم‌شون که زودتر از ما قلاده رو پیدا کنه...

00:42.084 --> 00:44.127
‫- رند...
‫- نه. پیداش می‌کنیم

00:44.128 --> 00:45.962
‫ما یه تیکه از این سه قسمت رو داریم

00:45.963 --> 00:48.006
‫بیشتر تلاش کنید؛ جاهای بیشتری رو بگردید.

00:48.007 --> 00:49.633
‫قلاده توی قصرِ پنراکـه!

00:50.634 --> 00:53.094
‫من معنی این نگاه رو می‌دونم

00:53.095 --> 00:55.346
‫دلم نمی‌خواد بدونم چه بلایی در آینده قراره سرم بیاد

00:55.347 --> 00:56.723
‫این چیـه؟

00:56.724 --> 01:00.101
‫قراره توی تالار یک رای‌گیری برگزار کنم
‫تا اژدهای دوباره متولد شده رو اسیر کنیم؛

01:00.102 --> 01:01.895
‫سوان سانچه می‌بازه

01:01.896 --> 01:05.148
‫ما جفت‌مون یه وظیفه‌ای داشتیم
‫تو باید برج رو برای فرمان‌ بردن آماده می‌کردی.

01:05.149 --> 01:07.860
‫رند فقط درصورتی
‫زنده می‌مونه که من بمیرم

01:08.360 --> 01:11.113
‫تورت داره پاره می‌شه مادر!

01:15.367 --> 01:19.047
‫[تار والون / ده سال پیش]

01:21.497 --> 01:32.497
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:40.518 --> 01:42.770
‫کارتون اصلاً عاقلانه نبود، الایدا سدای

01:44.230 --> 01:46.981
‫ تعداد زیادی از خواهرانمون از این
‫درگاه عبور کردن و هرگز بر نگشتن.

01:46.982 --> 01:49.360
‫می‌بینید که من برگشتم...

01:49.944 --> 01:53.154
‫امیدوار بودم عاقل‌تر از این‌ها باشی!

01:53.155 --> 01:54.698
‫مخصوصاً توی همچین روزی

01:55.741 --> 02:00.996
‫اما آژای شما با منطق عمل می‌کنه،
‫و منطق همیشه از امید پیشی می‌گیره!

02:01.747 --> 02:03.457
‫آلفین‌ها چه وعده‌ای بهت دادن؟

02:04.583 --> 02:06.960
‫آمرلین سیت!

02:06.961 --> 02:08.504
‫نمی‌تونی بهشون اعتماد کنی!

02:09.088 --> 02:11.798
‫فین‌ها هیچ‌کاری رو بدونِ
‫انتظار و چشم‌داشت انجام نمی‌دن.

02:11.799 --> 02:13.299
‫ای بابا...

02:13.300 --> 02:16.219
‫الویرین، خواهرم، تالار داره رای‌گیری می‌کنه.

02:16.220 --> 02:18.180
‫هنوز هم بنده رو قابل می‌دونید؟

02:18.931 --> 02:22.268
‫هرطور فکرش رو کنی، انتخابِ منطقی مـنم

02:28.081 --> 02:35.081
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:36.106 --> 02:39.106
‫تـرجمه از «آیــدا و محمدعلی sm»

03:00.806 --> 03:04.893
‫خواهران، این هفته،
‫ما «ماریث جین» رو از دست دادیم...

03:04.894 --> 03:07.187
‫کسی که برای چهار سال آمرلین سیـت بود.

03:07.771 --> 03:09.230
‫پس، باری دیگر،

03:09.231 --> 03:13.193
‫به نوری نیاز داریم تا این روزهای
‫تاریک رو برای ما روشن کنـه

03:13.944 --> 03:15.321
‫رای‌گیری بین دو نفر برگزار می‌شه.

03:15.905 --> 03:19.909
‫سوان سانچه و  الایدا دو آویرینی آ رویهان.

03:20.826 --> 03:23.329
‫چه کسی به سوان سانچه رای می‌ده؟

03:26.540 --> 03:28.459
‫سوان سانچـه.

03:31.795 --> 03:33.672
‫سوان سانچـه.

03:47.436 --> 03:50.980
‫برای پیروزی، یازده رای نیازه

03:50.981 --> 03:54.025
‫با چهار رای برای سوان سانچه، ادامه می‌دم...

03:54.026 --> 03:56.987
‫چه کسی به الایدا دو آویرینی آ رویهان رای می‌ده؟

04:01.241 --> 04:02.367
‫سوان سانچه.

04:13.379 --> 04:14.880
‫سوان سانچه.

04:18.634 --> 04:19.635
‫سوان سانچه.

04:21.595 --> 04:22.930
‫سوان سانچه.

04:26.308 --> 04:27.351
‫سوان سانچه.

04:28.268 --> 04:29.269
‫سوان سانچه.

04:31.897 --> 04:32.940
‫سوان سانچه.

04:37.569 --> 04:38.862
‫رای‌گیری به پایان رسید

04:39.571 --> 04:41.114
‫خواهران‌مون نظرشون رو اعلام کردن

04:41.115 --> 04:43.158
‫کسی که بر مسند قدرت تکیه خواهد زد،

04:43.742 --> 04:46.704
‫کسی که از این پـس نه عضو یک آژا،
‫بلکه نمایان‌گرِ تمام آن‌ هاست...

04:47.287 --> 04:48.663
‫سوان سانچـه!

05:03.554 --> 05:06.681
‫تو به مقام آمرلین سیت ترفیع یافتی.

05:06.682 --> 05:11.311
‫به یمن جلال نور،
‫باشد که برج سفید، تا ابد استوار بماند.

05:12.896 --> 05:15.106
‫ناظرِ مهر و موم‌ها،

05:15.107 --> 05:16.734
‫شعله‌ی تار والون،

05:17.985 --> 05:19.361
‫آمرلین سیـت!

05:24.407 --> 05:27.140
‫«چـــرخ زمــان»
‫ " فصل سوم - قسمت پایانی "

05:53.228 --> 05:54.937
‫- مادر...
‫- قبلاً نگرانی‌هات رو در میون گذاشتی.

05:54.938 --> 05:57.775
‫اما اصلاً گوش نکردید...

05:58.442 --> 06:00.943
‫شما می‌گین که برج سفید باید با رند ال‌ثور بیعت کنه،

06:00.944 --> 06:02.612
‫این‌که اگه چنین کاری نکنیم
‫در آخرین نبرد شکست می‌خوریم

06:02.613 --> 06:06.282
‫اما هیچوقت بهم نگفتیـد
‫از کجا اینقدر مطمئنیـد!

06:06.283 --> 06:10.953
‫با این‌کار فرصتی برای الایدا فراهم می‌کنید
‫تا بین و شما خواهران برج اختلاف بندازه!

06:10.954 --> 06:14.458
‫وقتی به عنوان نگهبانم منصوب شدی،
‫می‌دونی چرا انتخاب‌ات کردم؟

06:15.918 --> 06:17.294
‫چون از من نمی‌ترسیدی!

06:17.836 --> 06:21.882
‫همیشه با شجاعت کامل می‌اومدی جلـو
‫و بهم می‌گفتی کجای کارم می‌لنـگه!

06:22.800 --> 06:24.008
‫به‌نظر الانـم همین‌طوره؟

06:24.009 --> 06:25.885
‫بیعت برج سفید با اژدهای دوباره متولد شده

06:25.886 --> 06:28.514
‫می‌تونه مهم‌ترین اقدامِ تاریخ باشه

06:29.515 --> 06:31.767
‫به‌تنهایی که نمی‌شه چنین تصمیمی گرفت

06:33.018 --> 06:34.268
‫باید رای‌گیری کنید

06:34.269 --> 06:37.230
‫خوهران‌مون رو هم مثل خودت متقاعد کن.

06:37.231 --> 06:39.066
‫من رو متقاعد کن.

06:40.234 --> 06:41.235
‫خواهش می‌کنم

06:44.363 --> 06:45.697
‫فکرامو می‌کنم.

06:53.372 --> 06:54.914
‫نامه‌ها رو فرستاده؟

06:54.915 --> 06:56.457
‫بدون این‌که با اعضای تالار مشورت کنه؟

06:56.458 --> 06:58.459
‫کاری خلافی ازش سر نزده.

06:58.460 --> 07:00.128
‫هیچکس حق نداره در مکاتبات آمرلین

07:00.129 --> 07:02.964
‫- با بقیه رهبران جهـان دخالت کنه.
‫- سوان حمایت خودش از

07:02.965 --> 07:04.632
‫اژدهای دوباره متولد شده رو اعلام کرده.

07:04.633 --> 07:06.927
‫اما اون به هیچ عنوان به
‫حرفِ آی‌سدای‌ها اهمیتی نمی‌ده.

07:07.678 --> 07:09.137
‫خب پس پیشنهادت چیـه؟

07:09.138 --> 07:11.515
‫احتمالاً اومدی سراغِ من چون نیاز به حامی داری!

07:12.224 --> 07:13.392
‫بدجور کارت گیره!

07:14.017 --> 07:15.935
‫امروز به حمایتِ شما نیاز دارم

07:15.936 --> 07:19.231
‫و این دفعه، انتخابِ منطقی به نفع هر دوی ماست!

07:43.046 --> 07:45.299
‫رند!

07:59.313 --> 08:00.647
‫هنوز بهش میدونم...

08:03.692 --> 08:05.360
‫ازم خواسته بود محصولاتِ باغچه‌ش رو برداشت کنم

08:10.282 --> 08:11.575
‫بانوان فرزانه منتظرن

08:19.333 --> 08:22.294
‫طلسـم سپر واقعاً چیز به‌دردبخوریـه!

08:22.920 --> 08:24.796
‫هرزه‌ی بی‌عقل!

08:25.839 --> 08:28.050
‫فکر کردی می‌تونی با یه برگزیده مقابله کنی؟

08:29.218 --> 08:32.971
‫آره. همینطور فکر کردم.

08:37.976 --> 08:39.769
‫یه‌جایی خونده بودم تو از بهترین ژنرال‌های

08:39.770 --> 08:41.562
‫«عصرِ افسانه‌ها» بودی.

08:41.563 --> 08:43.273
‫من آینده‌نگر بودم

08:44.483 --> 08:45.525
‫یه پیش‌گـام!

08:46.109 --> 08:48.861
‫اون موقع‌ها هیچ ارتش و لشکری وجود نداشت...

08:48.862 --> 08:51.323
‫تا قرن‌ها قبلـش هم خبری نبود

08:52.407 --> 08:56.036
‫من کسی بودم که دوباره
‫هنر جنگ رو بنیان‌گذاری کرد!

08:57.788 --> 08:59.331
‫این‌جات چی شده؟

09:02.251 --> 09:04.211
‫لوس ترین تلامون

09:04.795 --> 09:06.129
‫چرا هیچکس درمانـش نکرده؟

09:06.922 --> 09:08.590
‫خودم نخواستم!

09:09.883 --> 09:12.469
‫می‌خوام وقتی می‌کُشمش این رو ببینه!

09:13.971 --> 09:15.180
‫قرار نیست بکُشیش!

09:16.181 --> 09:17.474
‫قراره بهش آموزش بدی!

09:18.100 --> 09:21.937
‫چون اگه اینکارو نکنی،
‫همین‌جا کارـت رو یه‌سره می‌کنم

09:22.604 --> 09:24.814
‫تا هزار سال دیگه هم‌ زیر خاک بپوسی!

09:24.815 --> 09:28.527
‫و بعدها که مردم درمورد آخرین نبرد آواز سرودن،

09:29.069 --> 09:31.822
‫هیچکس نمی‌دونه تو حتی وجود داشتی!

09:44.376 --> 09:46.377
‫اوه...

09:49.798 --> 09:51.508
‫با اون ترانگریال ور نرو!

09:52.509 --> 09:54.553
‫اگه واقعاً آتش‌افروزی کنه...

09:56.471 --> 09:57.973
‫ایسپان رو پیدا نکردید؟

09:58.682 --> 10:00.350
‫ما فکر می‌کنیم خودت کُشتیش!

10:03.186 --> 10:04.604
‫درست مثل نائومی!

10:05.981 --> 10:09.901
‫نایومی مُرد چون خودش با دم شیر بازی کرد.

10:10.902 --> 10:13.488
‫الانم اون ترانگریال رو بذار زمین!

10:18.577 --> 10:19.911
‫بانوی من؟

10:23.373 --> 10:25.124
‫این رو از کجا گیر آوردی؟

10:25.125 --> 10:27.794
‫امروز صبح یه آقایی اومد و گفت می‌فروشتش!

10:29.338 --> 10:31.964
‫یه‌بار گفته بودید آدم نباید
خودش رو درگیر کارایی بکنه

10:31.965 --> 10:34.091
‫که زیردستاش میتونن انجام بدن،

10:34.092 --> 10:37.929
‫برای همین منم این رو خریدم

10:38.805 --> 10:40.222
‫نگفت از کجا گیرش آورده؟

10:40.223 --> 10:42.476
‫بانوی من، بنده در جایگاهی
‫نیستم که چنین سوالاتی بپرسم

10:46.772 --> 10:48.440
‫فکر کنم من اسم تو
‫رو ازت نپرسیدم!

10:49.649 --> 10:51.443
‫بانوی من حتماً سرشون خیلی شلوغ بوده!

10:56.490 --> 10:57.491
‫ایسپان رو بی‌خیال.

10:59.201 --> 11:00.744
‫می‌ریم قصر پنراک!

11:06.541 --> 11:09.920
‫اه...چقدر رو عصابه!

11:10.879 --> 11:13.256
‫چرا...چرا چنگال ندارن؟

11:18.678 --> 11:21.515
‫به‌به. مثلاً می‌خوای حرص‌ام رو دربیاری؟

11:23.183 --> 11:24.226
‫عجله کنید

11:28.063 --> 11:30.816
‫لیاندرین!

11:31.400 --> 11:33.068
‫دستبندها رو دستش کرده!

11:33.652 --> 11:34.903
‫خیلی‌خب زودباش، زودباش

11:35.570 --> 11:36.987
‫بزن بریم

11:36.988 --> 11:38.907
‫تو تعقیب‌‍ش کن. من می‌رم دنبالِ بقیه!

11:52.087 --> 11:53.337
صبر کنید

11:53.338 --> 11:56.758
‫ملکه‌ی پنراک دستور ورود شما رو صادر نکرده!

12:01.555 --> 12:03.265
‫قلاده‌ای که گردنـشه رو می‌بینید؟

12:04.266 --> 12:05.267
‫دنبالِ اونیـم

12:17.904 --> 12:19.948
‫سورپرایز کوچیک‌ام رو دیدی؟

12:22.492 --> 12:24.160
‫سامائل اصلاً معلم خوبی نیست،

12:24.161 --> 12:27.122
‫ولی بهتر از هیچیه!

12:32.627 --> 12:34.170
‫انتخاب جالبیـه

12:34.171 --> 12:35.797
‫این‌جا همون جاییه که «شاروم» سقوط کرد

12:36.673 --> 12:38.675
‫بعد از این‌که تو ارباب تاریکی رو آزاد کردی.

12:39.301 --> 12:41.511
‫می‌دونم اتفاقی بوده...

12:42.304 --> 12:44.890
‫و البته، آخرین لحظات انسان بودنـت رو این‌جا سپری کردی.

12:46.641 --> 12:47.767
‫پس بهت گفته!

12:48.935 --> 12:50.061
‫می‌دونستم...

12:51.897 --> 12:55.400
‫رند؛ من داشتم بهش لطف می‌کردم!
‫می‌خواستم قوی‌تر بـشه!

12:56.067 --> 12:57.486
‫چه بلایی سر اون آدم قبلی اومد؟

12:58.487 --> 13:01.155
‫کسی که می‌خواست قدرتی کشف
‫کنه تا همه بتونن ازش استفاده کنن!

13:01.156 --> 13:03.325
‫تا این دنیا رو به‌جای بهتری تبدیل کنه...

13:04.534 --> 13:06.577
‫اون روز فقط به این دلیل سوگند خوردم که

13:06.578 --> 13:09.205
‫انتخاب دیگه‌ام مرگ بود.

13:09.206 --> 13:12.250
‫پس یعنی هنوزم هم می‌خوای ارباب تاریکی
‫رو بکشی تا کار خیـرت رو ادامه بدی؟

13:13.084 --> 13:14.294
‫معلومه که همین‌طوره!

13:15.712 --> 13:18.507
‫یا وسوسه شدی تمام قدرت تاریکی
‫رو برای خودت تصاحب کنی؟

13:21.051 --> 13:22.385
‫اگه هردوش باشه چی؟

13:24.638 --> 13:27.681
‫اینقدر زندگی رو ساده و بی‌آلایش جلوه نده!

13:27.682 --> 13:29.959
انگار فقط دو رنگ داره،
و ما مجبوریم یکی رو بپوشیم.

13:36.024 --> 13:37.901
‫می‌دونی توی زندگی‌ قبلی‌ت چیکار کردی؟

13:38.902 --> 13:41.238
‫کُل دنیا رو به زانو در آوردی!

13:41.863 --> 13:43.823
‫و تنها کسی که زانو نزد، من بودم

13:44.824 --> 13:48.078
‫برای همین ولم کردی!
‫چون جلوت زانو نزدم...

13:48.870 --> 13:49.871
‫لوس ترین...

13:52.165 --> 13:55.043
‫اونم دقیقاً به‌همین دلیل تو رو ول کرد!

13:56.002 --> 14:02.092
‫چون تو حسود و خودخواه و بی‌رحمی!

14:03.176 --> 14:06.263
‫این رو از ته دلت نمیگی!

14:09.099 --> 14:12.519
‫بلاخره...بلاخره چهره واقعی‌ت رو دیدم!

14:13.812 --> 14:15.605
‫تو یه هیولایی لنفیر!

14:25.115 --> 14:29.202
‫پسره‌ی احمقِ...

14:29.995 --> 14:31.413
‫گستـاخ!

14:42.090 --> 14:43.133
‫آفرین اگوین!

14:43.633 --> 14:45.218
‫الان میاد سراغ‌ام!

14:59.983 --> 15:01.984
‫- خب کجاست؟
‫- منتظره...

15:01.985 --> 15:03.820
‫اصلاً آدمِ صبوری نیست

15:11.119 --> 15:13.163
‫فکر نکن فقط با تو کار داره

15:14.456 --> 15:16.415
‫اگه قدرت‌ش رو دست کم بگیریم، همه‌مون می‌میریم!

15:16.416 --> 15:19.085
‫روار رو خبر کن. همین الان می‌ریم «الکیر دال»

15:36.102 --> 15:37.228
‫تـو!

15:39.939 --> 15:42.317
‫وقتـشه حسابت رو صاف کنی، ملیندرا!

15:51.576 --> 15:54.995
‫مگه نگفته بودی نمی‌خوای خودت رو قاطی
‫این ماجراها بکنی پیرمرد؟

15:54.996 --> 15:58.041
‫خب، من اصلاً تحملِ مُردن جوون‌ها رو ندارم

15:58.875 --> 16:00.001
‫تلاش‌ام رو می‌کنم چیزی‌شون نشـه

16:00.752 --> 16:02.253
‫اتفاقی که برای من و الین افتاد...

16:02.962 --> 16:05.923
‫زنی که باعث و بانی‌ش بود
‫حتماً یه طردشده‌ست؛ بی‌شک!

16:05.924 --> 16:09.134
‫و اگه یکی از طردشدگان دست‌ش به اون
‫قلاده برسه و رند رو باهاش کنترل کنه...

16:09.135 --> 16:11.012
‫همچین اتفاقی نمیفته!

16:11.596 --> 16:13.765
‫هرکسی پیداش کرد سریع بیاد بیرون

16:14.391 --> 16:15.850
‫منتظر بقیه نمونیـد!

16:42.877 --> 16:45.422
‫پارسال دوست امسال آشنا سامائل!

16:46.381 --> 16:49.007
‫طلسم سپر روت انداخته...

16:50.343 --> 16:52.137
‫من می‌تونم غیرفعال‌ش بکنم‌ها

16:52.804 --> 16:54.012
‫چی می‌خوای موگدین؟

16:54.013 --> 16:55.472
‫من رو از این‌جا نجات بده،

16:55.473 --> 16:57.015
‫- بعدش با متحد می‌شیم
‫- اوه...

16:57.016 --> 16:59.977
‫دونه دونه به حسابِ بقیه می‌رسیم!

16:59.978 --> 17:01.270
‫اوهوم...

17:01.271 --> 17:07.444
‫راستش می‌خوام بدونم چطور می‌شه
‫یه برگزیده‌ی دیگه رو کُشت!

17:08.653 --> 17:10.070
‫پس، آره...

17:10.071 --> 17:12.490
‫می‌تونی بهم کمک کنی!

17:19.664 --> 17:22.208
‫دوست داری بازی کنیم؟

17:39.184 --> 17:42.771
‫سفر به الکیر دال بدون همه‌ی رؤسای قبیله‌

17:43.480 --> 17:45.231
‫خلافِ رسم و رسوم آییل‌هاست

17:46.065 --> 17:48.026
‫چرخ منتظر رؤسای شما نمی‌مونه

17:49.277 --> 17:52.655
‫به عنوان رئیس قبیله‌ی تارداد، من تو
‫رو به بقیه معرفی می‌کنم و پشتت وایمیستم.

17:53.364 --> 17:55.783
‫- به‌نظرت متقاعد می‌شن؟
‫- نمی‌دونم

17:55.784 --> 17:57.701
‫اولین بارمه با کاراکارن نشست و برخواست می‌کنم

17:57.702 --> 18:00.747
‫اولین باره که می‌بینم یه غربی جرئت می‌کنه
‫ وارد روئیدین بشه

18:01.623 --> 18:04.458
‫همین‌ها برای اثبات حرفم کافیه؛ اگه باور نکردن، قضیه روئیدین رو تعریف می‌کنم.

18:04.459 --> 18:06.668
‫رؤسا و بانوان فرزانه می‌دونن من توی روئیدین چی دیدم!

18:06.669 --> 18:08.837
‫- خودشون هم دیدن!
‫- مردم نباید از این موضوع چیزی بدونن!

18:08.838 --> 18:10.589
‫این‌که ما پیرو مسلک برگ هستیم.

18:10.590 --> 18:15.219
‫هیچ‌چی...هیچی برای آییلی‌ها ننگ‌تر

18:15.220 --> 18:17.138
‫پیمان‌شکنی نیست.

18:17.806 --> 18:19.140
‫نباید در این باره حرفی بزنی

18:20.517 --> 18:23.102
‫اگه قبایل قبول نکنن که
‫اون کاراکارنـه چی می‌شه؟

18:23.937 --> 18:24.978
‫باید قبول کنن!

18:24.979 --> 18:27.315
‫با توجه به چیزهایی که دیدیم
‫دیگه هیچ چاره‌ای نیست

18:28.399 --> 18:33.195
‫این وظیفه‌ی آییلی‌هاست که از اون پیروی کنن
‫اما تو که آییلی نیستی اگوین!

18:33.196 --> 18:35.322
‫اون با یه سایه‌زاده هم‌خواب شده

18:35.323 --> 18:38.827
‫و آینده‌ای را رقم می‌زنه که
‫سرشار از ویرانی و جنونـه!

18:39.536 --> 18:41.830
‫اما آینده‌ی تو، دست خودته!

18:43.998 --> 18:45.667
‫ارزشش رو داره اینقدر
‫خودت رو اذیت کنی؟

18:52.215 --> 18:54.843
‫می‌دونی قراره چی بشه؟ توی صحرا...

18:55.510 --> 18:57.095
‫- لنفیر...
‫- من رو این‌جا می‌کشه؟

18:58.137 --> 19:01.683
‫بعضی وقت‌ها آره؛ اما جاهای دیگه بود.

19:02.976 --> 19:05.310
‫به قول تو، ممکنه همین امروز باشه،
‫ممکنه فردا باشه

19:05.311 --> 19:07.313
‫ممکنه اصلاً یه سال دیگه باشه

19:09.649 --> 19:10.942
‫احساس می‌کنم همین امروزـه!

19:22.829 --> 19:24.372
‫الکیر دال

19:24.873 --> 19:27.166
‫ده هزار تاردادی پشت سرمـون هست...

19:27.876 --> 19:30.795
‫چهار قبیله دیگه و رؤساشون هم این‌جان

19:32.338 --> 19:33.965
‫شایدوها هم منتظرن...

19:34.674 --> 19:35.842
‫همه‌شون!

19:44.893 --> 19:47.728
‫تعداد تاردادی‌ها خیلی بیشتر از
‫چیزیـه که پیش‌بینی کرده بودیم.

19:47.729 --> 19:49.938
‫وقتی کارـشون رو یه‌سره کنیم
‫افتخار بیشتری نصیب‌مون می‌شه.

19:49.939 --> 19:53.610
‫خون ریختن تو الکیر دال هیچ افتخاری نداره

19:54.193 --> 19:55.236
‫درست می‌گه!

19:58.615 --> 20:00.408
‫تو کی هستی دوشیزه خانم؟

20:00.909 --> 20:03.785
‫از آخرین باری که بهم گفتن
‫دوشیزه خانم خیلی می‌گذره!

20:06.789 --> 20:07.790
‫تو برو!

20:21.679 --> 20:23.096
‫تو کی هستی؟

20:23.097 --> 20:25.183
‫کسی که هدف‌ش با تو یکیـه!

20:27.018 --> 20:28.102
‫با هردوتاتون!

20:29.562 --> 20:35.526
‫این‌که رند ال‌ثور نتونه خودش
‫رو به عنوان کاراکارن معرفی کنه!

21:01.511 --> 21:02.720
‫هـوم...

21:08.893 --> 21:09.978
‫مادر؟

21:12.021 --> 21:16.066
‫هشت تا از خواهران سرخ همین الان برج
‫رو بدون هیچ توضیحی ترک کردن.

21:14.399 --> 21:16.066
‫

21:16.067 --> 21:19.112
‫هشت‌ نفر؛ یرای گرفتن قدرت یک مرد کافیـه

21:19.946 --> 21:23.241
‫یه گروه از مورد اعتمادترین خواهران‌مون رو
‫بفرست جلوشون رو بگیرن. همین الان.

21:25.618 --> 21:28.413
‫الایدا رو پیدا کن و بیارش این‌جا.

22:18.921 --> 22:20.422
‫باید یه راه سریع‌تر هم باشه...

22:20.423 --> 22:23.759
‫یه روشی چیزی که با قدرت
‫واحد بشـه اون قلاده رو پیدا کرد

22:23.760 --> 22:25.720
‫قلاده از جنس آهنـه دیگه...

22:26.554 --> 22:29.097
فکر کنم اسمش «نفوذ کردن» بود

22:29.098 --> 22:30.348
‫یه‌جا خونده بودم که یه‌سری احضارکننده‌ها

22:30.349 --> 22:32.726
‫می‌تونن به عمق زمین نفوذ کنن
و دنبالِ فلزهای مختلف بگردن!

22:35.938 --> 22:38.232
‫- داری بهم می‌خندی؟
‫- من غلط کنم!

22:38.816 --> 22:39.817
‫فقط...

22:42.361 --> 22:43.780
‫یه‌لحظه یادِ بچگی‌هات افتادم

22:44.655 --> 22:47.365
‫همه ساعت‌های قصر رو باز
‫کردی ببینی چطوری کار می‌کنن.

22:47.366 --> 22:48.743
‫واقعاٌ؟

22:49.368 --> 22:51.621
‫- چند سالم بود؟
‫- قدت به‌زور تا زانو هام بود

22:52.622 --> 22:53.664
‫فکرکنم سه سال این‌ها

22:54.957 --> 22:58.586
‫غرور ملکه اجازه نمی‌داد که تنبیه‌ت کنه.
‫همیشه همینطور بود...

23:07.678 --> 23:08.762
‫وای!

23:08.763 --> 23:10.389
‫پشمام!

23:14.060 --> 23:16.103
‫خب، این قلاده دقیقاً چه شکلیـه؟

23:16.104 --> 23:18.064
‫خب...قلاده‌ست دیگه!

23:18.564 --> 23:19.816
‫خیلی مفید بود.

23:20.316 --> 23:23.026
‫ناینیو گفت اصلاً شبیه اونی که
‫گردن اون یارو زنجیریـه بود نیست.

23:23.027 --> 23:25.738
‫وقتی گردنِ کسی نباشه،
‫شبیه یه حلقه‌ نقره‌ای گنده‌ست

24:02.817 --> 24:05.443
‫حالا اگه پیداش کنیـم قراره باهاش چیکار کنیم؟

24:05.444 --> 24:08.029
‫خب، خب...
‫می‌شکونیمش، نمی‌دونم!

24:08.030 --> 24:09.364
‫من از کجا بدونم آخه!

24:09.365 --> 24:12.660
‫چرا، اما مگه از قدرت واحد ساخته نشده؟

24:14.787 --> 24:15.872
‫نکته‌ی خوبی بود

24:26.966 --> 24:28.550
‫تا حالا به این فکر کردی اگه قدرت واحد وجود نداشت

24:28.551 --> 24:30.136
‫دنیا چه شکلی می‌شد؟

24:31.179 --> 24:33.264
‫هیچ رشته نوری درکار نبود. هیچ آی‌سدایی نبود

24:34.056 --> 24:36.641
‫هیچ الهـام و خاطره‌ای درکار نبود

24:36.642 --> 24:37.894
‫این شد یه‌چیزی.

24:39.312 --> 24:41.606
‫ببخشید؛ کاش شما رو دقیق‌تر رو یادم می‌اومد

24:42.648 --> 24:43.900
‫کی از کامیلین رفتیـد؟

24:45.651 --> 24:47.486
‫حدوداً پنج سالـت بود

24:49.155 --> 24:50.990
‫پس دقیقاً قبل از این‌که لُرد گابریل
‫بیاد رفتی.

24:51.991 --> 24:53.034
‫کی؟

24:54.118 --> 24:55.661
‫همسرِ مامانم

24:56.787 --> 24:58.872
‫تقریباً از وقتی که یادمـه با هم بودن.

24:58.873 --> 25:01.082
‫من مدت‌هاست دربار رو زیر نظر دارم

25:01.083 --> 25:05.463
‫مطمئن باش اگه گابریل
‫همسر ملکه بود می‌فهمیدم

25:07.882 --> 25:09.508
‫سر در آوردن از کاراهای این بشـر خیلی سخته!

25:11.552 --> 25:13.179
‫مورگس از اولـشم هرزه‌ای بیش نبود

25:14.096 --> 25:15.306
‫فرار کن!

25:19.810 --> 25:21.270
‫برو!

25:23.356 --> 25:25.858
‫اوه، این چقدر جالب به‌نظر می‌رسه

25:27.818 --> 25:28.819
‫نه وایسا!

25:29.320 --> 25:30.446
‫من قبلاً این طاق رو یه‌جایی دیدم!

25:31.572 --> 25:32.573
‫مـت صبرکن!

25:44.752 --> 25:45.920
‫مت صـبرکن!

26:01.269 --> 26:05.273
‫مدت زیادی می‌گذره!

26:11.112 --> 26:14.407
‫من کجـام؟

26:16.325 --> 26:20.329
‫با استناد به پیمان کهن،
‫این توافق حاصل گردید.

26:22.164 --> 26:26.752
‫خواسته‌ت چیـه؟

26:31.340 --> 26:32.341
‫مت!

26:33.759 --> 26:35.011
‫

26:39.682 --> 26:41.599
‫- مت؟
‫- صدایِ

26:41.600 --> 26:44.061
‫پاهای کوچولوت رو می‌شنوم!

26:46.439 --> 26:49.607
‫استخونای کوچیک خیلی راحت‌تر می‌شکنن!

26:55.656 --> 26:57.158
‫ترانگریال

27:05.082 --> 27:06.708
‫نه!

27:16.761 --> 27:19.722
‫می‌دونم که همین‌جاهایی؛ یالا

27:30.483 --> 27:32.359
‫زودباش، زودباش

27:39.909 --> 27:41.577
‫اه!

27:47.416 --> 27:49.710
‫گندش بزنن!

28:16.237 --> 28:17.446
‫زود باش!

28:26.247 --> 28:27.455
‫می‌تونم...تکون نخور

28:27.456 --> 28:29.959
‫- می‌تونم درمانت کنم.
‫- نه؛ اگه قدرت رو احضار کنه می‌فهمه!

28:30.459 --> 28:31.709
‫من حواسش رو پرت می‌کنم، تو فرار کن

28:31.710 --> 28:32.794
‫از این قصر برو بیرون!

28:32.795 --> 28:35.547
‫- نمی‌ذارم به‌خاطر من بگیری!
‫- مدت‌ها پیش

28:35.548 --> 28:36.715
‫یه قولی به مادرت دادم

28:37.466 --> 28:38.634
‫این‌که هیچوقت نذارم چیزی‌ت بشه

28:40.553 --> 28:41.761
‫تو کی هستی تام مرلین؟

28:41.762 --> 28:45.598
‫بعدش هم برگرد آندور

28:45.690 --> 28:48.410
‫این لرد گابریل که میگی...

28:49.180 --> 28:51.180
‫باور کن اصلاً وجود نداره

28:51.180 --> 28:52.430
‫چی؟

28:52.440 --> 28:54.520
‫من... من باهاش بزرگ شدم.
‫یادمـه.

28:54.520 --> 28:58.480
‫هرچی که یادتـه،
‫خودش توی سرت گذاشته

28:59.380 --> 29:02.280
‫فقط طردشدگان از این کارها بلدن

29:03.150 --> 29:06.280
‫هم مادرت و هم تاج و تختت توی خطرن

29:16.540 --> 29:17.540
‫فرار کن

29:20.550 --> 29:21.840
‫همین حالا

29:21.840 --> 29:22.920
‫برو

29:42.320 --> 29:43.320
‫آهای!

29:47.360 --> 29:49.330
‫این سلاح جزغاله می‌کنه

29:49.330 --> 29:51.660
‫با همچین سلاحی،
‫می‌تونم یکی از برگزیدگان باشم

29:52.160 --> 29:53.950
‫نه اگه قبلش بکشمت

29:53.950 --> 29:56.460
‫ببینیم این آتش‌افروز با
‫آدم‌ها چی‌کار می‌کنه، باشه؟

30:02.520 --> 30:04.300
‫نه، ایلین!

30:06.930 --> 30:07.930
‫ببینیم

30:29.070 --> 30:33.160
‫با خود آهن، آلات موسیقی یا
‫ابزاری که نور تولید می‌کنند داری؟

30:33.160 --> 30:34.300
‫این دیگه چه بوییـه؟

30:34.300 --> 30:35.790
‫- با خود داری؟
‫- نه!

30:36.290 --> 30:38.170
‫نه، این چیزا که میگی رو ندارم

30:41.590 --> 30:42.670
‫اینجا کجاست؟

30:43.710 --> 30:47.700
‫خواسته‌ت چیـه، متریم کوثن؟

30:48.340 --> 30:49.840
‫اسم من رو از کجا می‌دونی؟

30:49.840 --> 30:51.220
نام ببر

30:51.220 --> 30:53.010
‫تنها سه‌بار فرصت داری

30:53.510 --> 30:54.520
‫تو چه موجودی هستی؟

30:59.310 --> 31:01.150
‫من ایلفین هستم

31:01.150 --> 31:03.770
‫بگو خواسته‌ت چیـه؟

31:05.530 --> 31:10.700
‫ایلفین، نیاز من اینـه که
‫نیروهای جادویی این دنیای کوفتی

31:10.700 --> 31:13.390
‫اینقدر سرزنشم نکنن!

31:14.120 --> 31:16.580
‫- حالم از این قدرت واحد بهم می‌خوره...
‫- انجام شد

31:16.580 --> 31:20.600
‫خاطراتی هستند که در ذهنت
‫جولان می‌دهند اما خاطرات تو نیستند

31:20.600 --> 31:23.960
‫می‌توانیم آن‌ها را از ذهنت پاک کنیم

31:25.050 --> 31:26.340
‫می‌تونی حالم رو خوب کنی؟

31:26.340 --> 31:27.550
‫انجام شد

31:30.090 --> 31:34.180
آخرین نیازت را هم نام ببر

31:34.180 --> 31:35.470
‫نه، چی‌کار کردی؟

31:35.470 --> 31:37.980
‫الان چی‌کار کردی؟

31:42.560 --> 31:43.770
‫این بو برام آشناس

31:45.150 --> 31:48.400
‫بوی لونه‌ی روباهیـه که
‫کنار خونه‌ی فرزانه‌ی پیره...

31:48.400 --> 31:49.780
‫همیشه پر از...

31:50.990 --> 31:52.110
‫جنازه‌ست

31:55.910 --> 31:59.200
‫آخرین نیاز من اینـه که
‫گورم رو از اینجا گم کنم!

31:59.200 --> 32:00.793
‫همین حالا!

32:02.706 --> 32:04.525
‫انجام شد

32:05.540 --> 32:08.170
‫درخواست ترک اینجا، خردمندانه بود

32:08.170 --> 32:12.760
‫اما تعیین نکردن تاوان و
‫شرایطش اصلاً خردمندانه نبود

32:12.760 --> 32:15.600
‫- خودمان تاوانش را تعیین می‌کنیم
‫- تاوان؟

32:15.600 --> 32:17.220
هرآنچه که خواستی، به آن رسیدی

32:17.220 --> 32:19.680
تاوان داده می‌شود

32:19.680 --> 32:21.390
‫چه تاوانی؟

32:28.480 --> 32:29.570
‫مین!

32:32.400 --> 32:33.660
‫مین!

32:36.370 --> 32:37.410
‫مین!

32:39.034 --> 32:46.034
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

32:48.710 --> 32:51.720
‫مت. مت، حالت خوبه؟

32:56.430 --> 32:57.680
‫مت

32:59.520 --> 33:00.520
‫بلند شو مت!

33:01.980 --> 33:03.730
‫نه، نه، نه.
‫مت، نفس بکش!

33:03.730 --> 33:06.060
‫بلند شو!

33:06.060 --> 33:08.650
‫بلند شو، مت!
‫تو رو خدا!

33:08.650 --> 33:10.570
‫تو رو خدا!

33:10.570 --> 33:12.610
‫بلند شو مت

33:12.610 --> 33:13.780
‫بلند شو.
‫بلند شو.

33:14.280 --> 33:16.120
‫بلند شو!

33:17.160 --> 33:20.240
‫تو رو خدا بلند شو!
‫بلند شو!

33:24.500 --> 33:26.710
‫بلند شو!

33:26.710 --> 33:29.840
‫همینـه. همینـه. همینـه.

33:29.840 --> 33:31.840
‫همینـه، همینـه، همینـه

33:35.680 --> 33:37.050
‫اگه می‌خواستی بوسم کنی

33:38.640 --> 33:41.270
‫- راه‌های آسون‌‌تری هم بود
‫- خفه‌شو

33:45.440 --> 33:46.440
‫اینجا کجاس؟

33:49.440 --> 33:51.020
‫چی داری میگی؟

33:51.020 --> 33:52.900
‫راستش...

33:56.200 --> 33:57.820
‫صدای داد و فریادها دیگه رفتن

33:59.410 --> 34:00.660
‫اما...

34:01.240 --> 34:04.426
‫یادم نمیاد چطوری...

34:04.450 --> 34:07.088
به اینجا رسیدیم

34:07.113 --> 34:09.170
‫یه چیزهایی هست که... یادم نمیاد

34:10.880 --> 34:12.750
‫مت. مت، چیشده؟

34:12.760 --> 34:14.550
‫- نمی‌دونم
‫- مت، چیشده؟

34:14.550 --> 34:16.090
‫- نمی‌دونم
‫- بجنب دیگه

34:22.010 --> 34:23.020
‫بجنبید. بجنبید.

34:33.360 --> 34:34.690
‫باید می‌رفتی

34:38.740 --> 34:40.490
‫بدش به من

34:45.370 --> 34:47.290
‫فهمیدم اینجا چی به سرت اومده

34:49.120 --> 34:52.940
‫- وقتی فقط یه دختربچه بودی
‫- نه، نمی‌خواد دلت واسه من بسوزه ناینیو

34:53.710 --> 34:55.863
‫از قدیم گفتن...

34:55.887 --> 34:58.485
سختی آدم رو قوی می‌کنه

34:58.510 --> 35:00.807
‫مگه سر خودت هم نیومده؟

35:01.390 --> 35:02.890
‫مگه مرگ پدرمادرت رو ندیدی؟

35:09.480 --> 35:11.800
‫جوئیا باییر از آژای سیاه بهم گفت که

35:11.824 --> 35:14.610
‫سایه‌ی تاریکی اونقدر روی کسی نمی‌افته که

35:14.610 --> 35:16.990
‫دیگه نتونه نور رو ببینه

35:17.690 --> 35:20.740
‫وای،‌ واقعاً می‌خواد برم گردون

35:20.740 --> 35:22.980
‫فکر کردی خواست خودم نبوده که
‫همچین آدمی باشم؟

35:22.980 --> 35:23.955
‫آره

35:23.980 --> 35:26.660
‫تنها حسرتی که از زندگی اینجام دارم،

35:27.750 --> 35:29.624
‫اینه که نذاشتم همون شب اول

35:29.648 --> 35:32.360
‫اون هیولای پیر پاتال،
بچه‌م رو غرق کنه

35:33.090 --> 35:36.090
‫- اون ضعیفم کرد
‫- اشتباه می‌کنی

35:41.010 --> 35:42.260
‫اما الانم رو ببین

35:51.850 --> 35:54.060
‫الانم رو ببین، ناینیو

35:58.610 --> 36:01.820
‫گردنِ اژدهای دوباره متولدشده،
‫قلاده می‌اندازم

36:01.820 --> 36:05.370
‫اولین طرد‌شده‌ی عصر جدید میشم

36:08.500 --> 36:12.620
‫و قدرتمندترین احضارکننده‌ی
‫هزارسال اخیر رو می‌کشم

36:56.960 --> 36:58.050
‫مامانی؟

37:06.850 --> 37:09.673
‫مامانی؟

37:09.698 --> 37:12.520
من... می‌ترسم

37:30.040 --> 37:31.240
‫چه صدایی می‌شنوی؟

37:32.250 --> 37:33.540
‫من می‌ترسم

37:34.250 --> 37:37.290
‫می‌دونم اما باید بهم اعتماد کنی.
‫به مامانی اعتماد داری؟

37:38.380 --> 37:39.600
‫چشمات رو ببند

37:42.340 --> 37:43.340
‫من پیشتم

37:43.970 --> 37:45.590
‫همه‌چی درست میشه

39:42.500 --> 39:44.493
‫ملیندرا...

39:44.517 --> 39:46.517
می‌دونستی که صدای اومدنت رو می‌شنوم

39:58.640 --> 39:59.640
‫چرا؟

40:01.440 --> 40:03.860
‫به‌خاطر مالکیر،
‫با ارباب تاریکی پیمان وفاداری بستم

40:03.860 --> 40:06.510
‫تا دُرنای طلایی دوباره به پرواز در بیاد

40:07.070 --> 40:09.110
‫اما اونا من رو به اینجا کشوندن

40:09.110 --> 40:12.100
‫و اگه به وعده‌م عمل کنم،
‫مالکیر برای همیشه نابود میشه

40:14.780 --> 40:15.950
‫مالکیر خودِ تویی

40:18.410 --> 40:21.980
‫دُرنای طلایی خود تویی،
‫آل‌لن ماندراگورن

40:25.670 --> 40:28.710
‫لنفیر اومده و هدفش کشتن رنده

40:28.710 --> 40:32.510
‫اگه پیمان وفاداریت با ارباب تاریکی رو
‫بشکونی، روحت همینجا باهات می‌میره

40:33.680 --> 40:36.140
‫- دیگه هیچوقت متولد نمیشی
‫- اون فکر می‌کنه که تو مُردی

40:36.140 --> 40:39.320
‫- با همین قضیه بهش ضربه بزن
‫- نباید این کار رو بکنی

40:40.480 --> 40:41.600
‫ملیندرا

40:48.780 --> 40:52.360
‫مرگ به سبکیِ‌ پرِ پرندگانـه

40:53.530 --> 40:56.530
‫و تکلیف، به سنگینی کوه

40:59.740 --> 41:01.450
‫نه

41:32.150 --> 41:33.400
‫درست می‌گفتی...

41:35.070 --> 41:36.360
‫که باید بیایم اینجا

41:36.360 --> 41:37.820
‫اینجا ملت جنگجوهاست

41:37.820 --> 41:40.600
‫این همون ارتشیـه که
‫می‌تونه صخره‌ی تیـِر رو فتح کنه

41:41.080 --> 41:44.160
‫حتی طردشدگان هم
جلوی صدهزار نیزه تسلیم میشن

41:45.170 --> 41:46.530
‫این ارتش هنوز مال من نیست

41:47.420 --> 41:48.420
‫اما به‌زودی میشه

41:49.540 --> 41:52.880
‫ببخشید که زودتر متوجه نشدم
‫کار درست همینـه

41:57.640 --> 41:59.420
‫تو اون کار رو کردی، درستـه؟

42:00.260 --> 42:02.180
‫با لنفیر؟

42:02.180 --> 42:03.930
‫حمله‌ی طردشدگان توی تار والون

42:03.930 --> 42:07.150
‫آینه‌ها، تبر، کارت‌ها، همه‌چیز

42:07.150 --> 42:08.400
‫آره

42:08.400 --> 42:11.230
‫که از بقیه جدام کنی تا
‫بتونی کنترلم کنی

42:12.780 --> 42:14.990
‫- آره
‫- خبر هم داشتی، مگه نه؟

42:14.990 --> 42:16.610
‫از کاری که لنفیر با اگوین

42:16.610 --> 42:18.530
‫- توی رویاهاش می‌کرد
‫- شک کرده بودم

42:18.530 --> 42:19.530
‫همم

42:20.160 --> 42:21.960
‫امیدوار بودم باعث جدایی‌تون شه

42:21.960 --> 42:23.950
‫جدایی من و اگوین؟
‫یا من و لنفیر؟

42:23.950 --> 42:25.910
‫- هردو
‫- موفق هم شدی

42:25.910 --> 42:27.000
‫می‌دونم

42:31.460 --> 42:34.090
‫نکته‌ی خنده‌دارش اینه که...

42:34.090 --> 42:36.420
‫ما خیلی وقته از دو رود اومدیم

42:37.380 --> 42:40.535
‫تموم این مدت،
تنها کسی که همیشه پیشم بوده

42:40.560 --> 42:43.346
و هیچوقت تنهام نذاشته، تو بودی

42:44.470 --> 42:46.963
‫واسه این هم نبوده که ازم استفاده کنی،

42:46.987 --> 42:49.480
‫واسه این بوده که موفقیتم رو ببینی

42:49.480 --> 42:52.400
‫فقط این واست مهمـه که
‫توی آخرین نبرد، برنده شم

42:52.400 --> 42:53.650
‫نه، اشتباه متوجه شدی رن

42:53.650 --> 42:56.360
‫من از همون اول مثل یه چاقو روی گلوت بودم

42:56.360 --> 42:58.557
‫اگه تاریکی رو انتخاب می‌کردی یا

42:58.557 --> 43:01.120
‫عقلت رو از دست‌ می‌دادی،
بی‌درنگ می‌کشتمت

43:01.120 --> 43:03.640
‫می‌خوام فقط درصورتی
‫پا به آخرین نبرد بذاری که

43:03.640 --> 43:06.190
‫مطمئن باشم، باعث پیروزیِ نور میشی

43:09.000 --> 43:10.000
‫دقیقاً

43:11.540 --> 43:14.460
‫جفت‌مون دنبال یه چیزی هستیم

43:14.460 --> 43:16.940
‫تنها کسی هستی که این رو می‌خوای

43:21.260 --> 43:22.260
‫ممنونم

43:24.680 --> 43:26.600
‫به‌خاطر توئـه که الان اینجام

43:27.890 --> 43:29.020
‫تازه متوجهش شدم

43:35.070 --> 43:36.360
‫تا ابد اینجا نمی‌مونم

43:37.030 --> 43:38.780
‫می‌دونم،‌ من هم نمی‌مونم اما

43:38.780 --> 43:40.950
‫می‌خوام تا اون موقع کنارم باشی

43:43.160 --> 43:44.410
‫نه

43:44.410 --> 43:47.341
‫ امروز آییلی‌ها رو تحت سلطه‌ی
‫خودت در میاری

43:47.366 --> 43:47.968
‫تنهایی

43:47.993 --> 43:50.446
‫هیچ آی‌سدایی هوات رو نداره

43:52.380 --> 43:53.380
‫تو چی‌کار می‌‌کنی؟

43:53.880 --> 43:55.880
نمی‌ذارم لنفیر بهت آسیب بزنه

43:58.470 --> 44:00.640
‫یا تو این راه، جونم رو فدا می‌کنم

44:01.680 --> 44:03.340
‫فقط همین؟

44:08.220 --> 44:11.600
‫موفق باشی، رند آل‌ثور

44:14.770 --> 44:15.770
‫تو هم همینطور

44:29.700 --> 44:31.040
‫گالینا سدای!

44:38.420 --> 44:40.340
‫دستور اومده که برگردی به برج

44:40.920 --> 44:43.510
‫- از طرف کی؟
‫- از طرف شخص آمیرلین سیت

44:44.090 --> 44:46.430
‫سوان نمی‌تونه جلوی
انجام وظیفه‌‌مون رو بگیره

44:46.430 --> 44:49.310
‫دقیقاً چه وظیفه‌ای، خواهر؟

44:50.020 --> 44:52.520
‫این که شما رو بیرون برج نگه داریم

44:55.690 --> 44:58.430
‫الایدا داخلـه اما من اجازه‌ی
‫ورود به تالار رو ندارم

45:02.860 --> 45:03.860
‫اینجا تالار منـه

45:04.450 --> 45:06.030
‫درها رو باز کنید

45:06.030 --> 45:07.030
‫همین حالا!

45:12.540 --> 45:14.760
‫میشه بدونم اینجا چه خبره؟

45:14.760 --> 45:16.560
‫سوان سانچه

45:16.560 --> 45:19.438
‫در ساعت گذشته، در
این تالار با حضور تعداد کافی از

45:19.462 --> 45:22.895
‫اعضای شورا، مطابق با قوانین برج،
‫

45:22.920 --> 45:25.823
‫جلسه‌ای تشکیل داده شد و
با رأیی متحدالقول و

45:25.847 --> 45:29.535
‫رعایت الزامات قانونی،
تو رو از مقامت خلع کردیم

45:29.560 --> 45:30.640
‫نمی‌تونی

45:30.640 --> 45:32.310
‫می‌تونم و این کار هم کردم

45:32.310 --> 45:36.850
‫در ضمن، تو متهم به
‫پیروی از ارباب تاریکی هستی

45:36.860 --> 45:39.060
‫با همدستی تاریکی،

45:39.070 --> 45:42.230
‫وجود اژدها رو از برج مخفی کردی و

45:42.240 --> 45:46.000
‫مانع از تسلط ما به او شدی

45:46.820 --> 45:49.405
‫به‌علت جرایم نامبرده،

45:49.429 --> 45:51.660
‫قدرتت ازت سلب میشه

45:54.660 --> 45:57.580
‫مگه این که از روی جنازم رد شی

47:25.210 --> 47:27.470
‫نه!

47:28.720 --> 47:29.720
‫ببریدش

47:30.220 --> 47:31.300
‫چندتا سوال ازش دارم

47:37.350 --> 47:39.980
‫نه!

47:51.860 --> 47:53.120
‫موگدین؟

47:53.120 --> 47:57.020
‫از کجا فهمیدی...

47:57.020 --> 47:59.210
‫بانو؟

47:59.870 --> 48:03.080
‫اگه بخوام جزوی از برگزیدگان باشم،
‫باید رقیبم رو بشناسم

48:09.260 --> 48:11.970
‫چی باعث شده فکر کنی که
‫می‌تونی یکی از ماها باشی؟

48:12.970 --> 48:14.350
‫تو یکی از ضعیف‌ترین‌هاشونی

48:15.600 --> 48:19.920
‫پس یا می‌تونی تنهایی،
‫دست راستِ ارباب تاریکی باشی

48:20.520 --> 48:25.368
‫یا... برگزیده‌ی دیگه‌ای که

48:25.393 --> 48:27.406
‫ازت ضعیف‌تره رو پیدا کنی

48:28.650 --> 48:29.690
‫مثل من

48:32.410 --> 48:35.886
‫چندوقته دارم به این فکر می‌کنم که

48:35.910 --> 48:38.823
‫اگه تو رو بکشم چی میشه؟

48:50.510 --> 48:54.160
‫برای سلطه به یه مرد با
سلاحِ «آدام»، به دوتا زن نیازه

48:54.640 --> 48:57.180
‫پس بیا با همکاری هم
‫قلاده رو گردن اژدها بندازیم

48:57.180 --> 48:59.100
‫بذار خودم رو بهت ثابت کنم

49:04.020 --> 49:07.090
‫من خیلی تو کارهای گروهی خوب نیستم

49:07.610 --> 49:08.610
‫من هم همینطور

49:35.180 --> 49:38.260
‫گفتم که اول سراغ ضعیف‌ترین میاد

49:39.100 --> 49:40.520
‫خب...

49:41.140 --> 49:44.090
‫باز خوبـه اونقدری ازش مونده که
‫بشه شناساییش کرد

49:44.600 --> 49:45.850
‫بعدی خودتی

49:47.020 --> 49:52.060
‫فکر نمی‌کردی اتحاد مخصوصت،
‫از دست موگدین نجاتت بده

49:52.060 --> 49:55.120
‫تو تیم همه بازی کردی، راوین

49:57.950 --> 50:01.140
‫بالاخره وقتش رسیده که
تیم برنده رو انتخاب کنی

50:07.130 --> 50:10.360
‫با کلندور می‌تونی جلوی
‫همه‌‌ی برگزیدگان رو بگیری

50:11.130 --> 50:12.380
‫اوه

50:15.130 --> 50:17.640
‫اژدها کوچولوت دوباره دست رد به سینت زده؟

50:19.050 --> 50:21.850
‫یه کمکم رو رد کردی و
ببین به کجا رسیدی

50:23.310 --> 50:26.390
‫این آخرین باریـه که پیشنهاد میدم

50:27.440 --> 50:31.400
‫از این موش و گربه‌بازی‌هامون
خسته شدم، لنفیر

50:32.400 --> 50:35.490
‫مجبوریم متحد باشیم،
‫پس باهام روراست باش

50:36.530 --> 50:40.950
‫واقعاً آماده‌ای که
اژدهای دوباره متولد‌شده رو بکشی؟

50:42.580 --> 50:43.580
‫آماده‌م

50:54.210 --> 50:56.510
‫رؤسای آییلی‌ها،

50:56.510 --> 51:01.160
‫رویاپیماها بهتون خبر ندادن که کاراکارن
‫از روئیدین سربلند بیرون اومده؟

51:01.160 --> 51:04.415
‫که اینجا توی الکایر دال، ‫در برابرتون

51:04.439 --> 51:07.340
می‌ایسته و هویتش رو اعلام می‌کنه

51:08.560 --> 51:11.150
‫من همانم که «با سپیده‌دم می‌آید»!

51:11.770 --> 51:14.300
‫من کارکارن هستم!

51:42.510 --> 51:46.970
‫بنابر پیشگویی‌،
من دوران جدید را به ارمغان میارم

51:46.970 --> 51:49.132
‫دوباره از «دیوار اژدها» رد می‌شویم و

51:49.156 --> 51:51.800
‫چیزی که از آنِ خودمان بوده را پس می‌گیریم!

52:01.820 --> 52:03.200
‫غربی

52:04.530 --> 52:07.635
‫به‌خاطر پا گذاشتن روی
‫زمین مقدس‌مون، می‌کشمت

52:07.660 --> 52:11.500
‫غربی، همم، آره

52:13.500 --> 52:15.550
‫پیشگویی روئیدین چی میگه؟

52:16.800 --> 52:18.740
‫«از تبارِ آییل»

52:19.470 --> 52:24.038
‫پدر من جاندوئین،

52:24.063 --> 52:25.930
‫از دیار کوهِ آهنین،

52:25.930 --> 52:29.000
‫رئیسِ قبیله‌ی تارداد بود

52:30.350 --> 52:33.810
‫اما کسانی بزرگم کردن که از تبارشون نبودم

52:33.810 --> 52:37.550
‫بانوان فرزانه‌تون، شما رو کجا
‫فرستادن تا دنبال کاراکارن بگردید؟

52:38.360 --> 52:42.410
‫به سرزمین‌های غربی،
‫یعنی جایی که من بزرگ شدم

52:42.410 --> 52:44.990
‫فرستادن‌تون تا من رو پیدا کنید!

52:57.670 --> 52:59.710
‫من کاراکارن شما هستم

53:03.050 --> 53:05.050
‫من کاراکارن شما هستم

53:05.050 --> 53:06.850
‫- امکان نداره!
‫- دروغگو!

53:31.450 --> 53:33.960
‫تشریف آوردند.
‫تشریف آوردند.

53:35.120 --> 53:36.380
‫ناظر مهر و موم‌ها

53:37.170 --> 53:38.540
‫شعله‌ی تار والون

53:40.300 --> 53:41.510
‫آمیرلین سیت

54:08.780 --> 54:10.160
‫سوان سانچه

54:10.950 --> 54:14.133
‫به این تالار احضار شدی تا پاسخگوی

54:14.157 --> 54:17.920
‫جرایمی که علیه برج ما
مرتکب شدی، باشی

54:17.920 --> 54:21.058
‫تو ۲۰ سال، مخفیانه با

54:21.082 --> 54:24.775
‫مورین سدای همکاری کردی

54:24.800 --> 54:28.510
‫الان هم باید
پیش اژدهای دوباره‌ متولد‌شده باشه

54:28.510 --> 54:31.180
‫و تو از جاشون مطلعی

54:31.180 --> 54:33.640
‫پس از این همه سال دروغ‌گویی،

54:33.640 --> 54:36.473
‫قصد نداری برای یک بار هم که شده،

54:36.498 --> 54:38.900
‫حقیقت رو بگی؟

54:41.320 --> 54:42.480
‫حقیقت

54:43.020 --> 54:46.220
‫تنها خواسته‌مون همینـه

54:46.700 --> 54:49.120
‫حقیقت اینـه که...

54:51.410 --> 54:53.660
‫من عاشق مورینم

54:55.960 --> 55:00.466
‫همیشه عاشقش بودم و
‫همیشه هم عاشقش می‌مونم

55:07.930 --> 55:10.340
‫حاضرم برای محافظت از اون،
‫جونم رو هم بدم

55:14.310 --> 55:18.390
‫آی‌سدای افسارش رو بسته بهش و
‫آوردتش اینجا

55:18.390 --> 55:20.300
‫اون این علامت‌ها رو براش کشیده

55:20.300 --> 55:22.690
‫این‌هایی که روی دستشن، ساختگی‌ان

55:22.690 --> 55:24.070
‫من هم رفتم روئیدین

55:24.820 --> 55:26.530
‫اونجا چی دیدی، کولادین؟

55:27.110 --> 55:28.950
‫- نه
‫- فقط می‌دونم که نباید

55:28.950 --> 55:31.450
‫درمورد روئیدین حرف زد

55:31.450 --> 55:33.410
‫من چیز مقدسی دیدم

55:35.160 --> 55:37.120
‫من مقدسم!

55:38.290 --> 55:42.756
‫بیست سال پیش،
‫گیتارا سدای پیش‌گویی‌ای کرده بود

55:43.670 --> 55:45.250
‫من و مورین هم اونجا بودیم

55:46.710 --> 55:50.180
‫تولد دوباره‌ی اژدها رو دیده بود

55:52.640 --> 55:55.600
‫من از حرف زدن درمورد چیزی نمی‌ترسم کولادین

55:55.930 --> 55:56.930
‫تو چطور؟

55:59.730 --> 56:02.860
‫وقتش رسیده که حقیقت رو
‫درمورد آییلی‌ها بدونید

56:03.650 --> 56:07.690
‫من تاریخچه‌ی آییلی‌ها رو
‫با چشمای باستانیم دیدم!

56:15.450 --> 56:17.290
‫عصر افسانه‌ها رو دیدم

56:17.950 --> 56:22.360
‫زمانی که به آییلی‌ها داشاین گفته می‌شد!

56:23.540 --> 56:26.000
‫زمانی که از مسلک برگ پیروی کردید!

56:26.000 --> 56:28.130
‫اون زنده‌ست!

56:29.380 --> 56:30.380
‫شما خبر داشتید

56:30.380 --> 56:32.260
‫رند، خواهش می‌کنم!

56:32.260 --> 56:35.010
‫مردم ما آمادگی مواجهه با این حقیقت رو ندارن

56:35.010 --> 56:36.970
‫اینطوری نابودشون می‌کنی

56:36.970 --> 56:39.560
‫هدف به دنیا اومدنم همینـه

56:39.560 --> 56:41.230
‫خائن!

56:41.230 --> 56:43.650
‫همه باید با چیزی که هستید روبرو شید!

56:46.190 --> 56:47.900
‫- نه! دروغ میگی!
‫- نه!

56:47.900 --> 56:50.240
‫سوگند‌شکنان!

57:04.040 --> 57:06.920
‫به حرف این غربی گوش نکنید!

57:06.920 --> 57:08.920
‫ما همیشه جنگجو بودیم

57:08.920 --> 57:10.920
‫من رهبر رهبرانم

57:10.920 --> 57:14.260
‫با من بیاید تا از دیوار اژدها عبور کنیم!

57:22.140 --> 57:25.810
‫اگه روتون رو از من برگردونید، می‌میرید!

57:53.090 --> 57:54.760
‫جهان درحال تغییره

57:56.590 --> 58:00.600
‫نمی‌تونیم پشت این دیوارها بایستیم و
‫وانمود کنیم که هنوز تسلط داریم

58:01.810 --> 58:05.770
‫تنها چیزی که روش تسلط داریم،
‫کاریـه که می‌کنیم

58:10.570 --> 58:12.570
‫حالا شما چی‌کار می‌کنید؟

58:25.750 --> 58:29.750
‫پشت این زن می‌ایستید؟
‫کسی که هیچ آرمانی نداره؟

58:30.250 --> 58:33.210
‫کسی که تنها عشقش قدرتـه؟

58:56.360 --> 58:59.820
‫خون آنان که خود را آییلی ‫می‌نامند،

58:59.820 --> 59:01.560
‫همچون آب بر شن خواهم ریخت و

59:01.584 --> 59:04.200
‫آنان را چون شاخه‌های خشک
در هم خواهم شکست

59:04.200 --> 59:06.420
‫و با این‌حال، کاراکارن بازمانده‌ای از

59:06.444 --> 59:08.370
‫باز‌ماندگان را نجات خواهد داد،

59:08.370 --> 59:11.080
‫آنان به زندگی ادامه خواهند داد

59:13.670 --> 59:15.050
‫من کاراکارن شما هستم

01:00:22.570 --> 01:00:23.780
‫برج یا...

01:00:24.410 --> 01:00:26.990
‫...سیت نیست که هویت ما رو شکل میده

01:00:26.990 --> 01:00:28.290
‫ما اون رو شکل میدیم

01:00:28.290 --> 01:00:29.370
‫خود ما

01:00:37.420 --> 01:00:39.340
‫ما خود قدرتیم

01:00:40.470 --> 01:00:43.550
‫نور از درون خود ماست که می‌درخشه!

01:00:43.550 --> 01:00:44.640
‫حقیقت اینـه!

01:01:01.320 --> 01:01:04.030
‫من آی‌سدای هستم

01:01:05.990 --> 01:01:09.833
‫سوگندی رو یاد کردم که خواهرانم

01:01:09.857 --> 01:01:12.463
‫۳۰۰۰ ساله بهش وفادارن

01:01:12.488 --> 01:01:15.309
‫پس خوب به حرفام گوش کنید و

01:01:15.333 --> 01:01:17.630
‫بدونید که حقیقت اینـه

01:01:20.010 --> 01:01:23.001
‫اگه اینجا بمونید، همراه با برجی که

01:01:23.025 --> 01:01:25.840
‫ادعا می‌کنید عاشقشید، می‌سوزید

01:01:27.100 --> 01:01:30.060
‫اما من هرگز نمی‌سوزم چون

01:01:31.560 --> 01:01:35.190
‫من سوان سانچه‌ام

01:01:36.730 --> 01:01:38.570
‫دخترِ رودخانه

01:01:39.270 --> 01:01:41.570
‫خود آبِ حقیقی

01:01:42.900 --> 01:01:45.700
‫و من جلوی تو می‌ایستم!

01:01:47.870 --> 01:01:50.490
‫جلوت می‌ایستم، الایدا!

01:01:54.420 --> 01:01:56.540
‫رای‌گیری قبلاً انجام شده

01:01:57.210 --> 01:02:00.340
‫سوان سانچه، تو...

01:02:01.760 --> 01:02:03.660
‫محکوم به مرگی

01:02:18.190 --> 01:02:21.940
‫سوان!

01:02:26.910 --> 01:02:29.620
‫نگاش کن، داری می‌میری

01:02:29.620 --> 01:02:33.200
اما داری به زنی فکر می‌کنی که
‫بهت خیانت کرده

01:02:33.200 --> 01:02:35.610
بعد به من میگن دیوونه

01:03:57.700 --> 01:04:00.540
‫اون... اون مُرده. اون مُرده.

01:04:11.050 --> 01:04:14.970
‫رند آل‌ثور...

01:04:14.994 --> 01:04:16.994
‫ کاراکارن حقیقیـه!

01:04:37.660 --> 01:04:40.910
‫سرزمین همراه با اژدهای دوباره متولد‌شده‌ست و

01:04:42.330 --> 01:04:44.710
‫او همراه با سرزمین است

01:04:47.420 --> 01:04:51.260
‫با روحی همچون آتش و
‫دلی همچون سنگ

01:04:52.590 --> 01:04:57.850
سرفرازانه فتح می‌کند
سرفرازان را به زانو در می‌آورد

01:04:59.730 --> 01:05:02.060
‫کوهستان‌ها را به پیروی از خود وامی‌دارد،

01:05:04.020 --> 01:05:09.360
‫دریاها را به تسلیم شدن و
‫آسمان‌ها را به تعظیم کردن

01:05:10.360 --> 01:05:13.610
‫دعا کنید تا قلب سنگی‌اش،
‫اشک‌ها را از یاد نبرد و

01:05:13.610 --> 01:05:17.330
‫روح آتشینش، عشق را

01:05:19.120 --> 01:05:20.200
‫رند!

01:05:20.700 --> 01:05:22.820
‫لطفاً بس کن!

01:05:23.294 --> 01:05:24.894
«پـــایــان فــصــل»

01:05:39.740 --> 01:05:59.740
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
