WEBVTT

00:00.556 --> 00:06.556
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:07.880 --> 00:09.440
‫به دنبال «کاراکارن» هستم

00:09.460 --> 00:12.680
‫«او از غرب خواهد آمد،
‫ از آن‌سوی رشته‌کوه گیتی»

00:12.760 --> 00:15.140
‫«از نسل خون اما نه بزرگ‌شده توسط خون»

00:15.220 --> 00:18.510
‫وظیفه‌ی من اینـه که رند آل‌ثور رو
‫به سرزمینم برگردونم

00:18.600 --> 00:21.680
‫تا هم نجات‌دهنده‌‌ی مردمم باشه و
‫هم ویرانگرشون!

00:23.890 --> 00:25.540
‫توئارتاهان‌ها آزارشون به
‫ یه مورچه هم نمی‌رسه

00:25.540 --> 00:27.300
‫اکثریت‌شون اصلاً فرار هم نکردن

00:27.300 --> 00:29.480
‫توئارتاهان پیروی«مسلک برگ» هستن

00:29.570 --> 00:31.190
‫ما مخالف خشونتیم

00:31.280 --> 00:34.120
‫میگن که تو عصر قبل،
‫مردم ما یه ترانه‌ای بلد بودن

00:34.120 --> 00:36.280
‫که برای دنیا توازن به ارمغان می‌آورده

00:36.280 --> 00:40.120
‫چون می‌دونم محافظت از رند، هدایت کردنش،
‫ ‫تنها چیزیه که اهمیت داره

00:40.200 --> 00:42.790
‫ ‫تموم این مدت، ‫کاری کرده که به
‫تموم سازهاش برقصی

00:42.870 --> 00:44.120
‫تو نمی‌تونی کنترلـش کنی

00:44.210 --> 00:46.880
‫کاری که برای محافظت از اژدهای
‫دوباره زاده‌شده لازم بود رو کردم

00:46.960 --> 00:48.840
‫دیگه نمی‌تونی بهم بگی چی‌کار کنم

00:48.920 --> 00:50.460
‫بهت گفته بودم که می‌کشمش

00:50.550 --> 00:53.080
‫اگه به کمکم نیاز داری،
‫نباید این کار رو بکنی

00:53.510 --> 00:55.340
‫می‌تونم از زیر سوگندهای تاریکم
‫فرار کنم

00:55.340 --> 00:57.870
‫یه سانگریل برای زن‌ها وجود داره،
‫ساکارننی

00:59.290 --> 01:01.620
‫ ‫وقتی اعلام کنن که اون کاراکارنـه،
‫اونوقت چی میشه؟

01:01.620 --> 01:03.160
‫الان صاحب این عنوان نیستی

01:03.180 --> 01:05.390
‫هنوز به آزمون روئیدین نرسیدی

01:07.414 --> 01:14.414
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:15.438 --> 01:18.438
‫تـرجمه از «آیــدا و محمدعلی sm»

01:20.490 --> 01:22.620
‫به چی داشتی فکر می‌کردی که یهو رفتی؟

01:22.700 --> 01:23.700
‫هیچی

01:26.420 --> 01:28.680
‫این که بتونی به هیچی فکر نکنی هم
‫خیلی سخته‌ها

01:28.680 --> 01:30.800
‫آره، بابام موقع آموزش کار با کمان

01:30.800 --> 01:32.340
‫این رو بهم یاد داد

01:32.340 --> 01:35.090
‫که یه شعله رو توی ذهنم تصور کنم و
‫همه‌چی رو بندازم داخلش...

01:35.880 --> 01:37.720
‫ترس، نفرت، خشم...

01:38.390 --> 01:39.760
‫تا این که ذهنم خالی شه

01:39.760 --> 01:41.790
‫فقط شعله بمونه و پوچی

01:43.810 --> 01:45.210
‫پدرت استاد شمشیرزنی بوده

01:46.770 --> 01:49.270
‫خیلی چیزها ازش هست که نمی‌دونم

01:49.270 --> 01:51.440
‫می‌دونم که توی جوونی،
‫سرباز بوده

01:51.520 --> 01:55.610
‫قبل از به‌دنیا اومدنم. اما زندگی‌ ما
‫فقط توی گوسفند و کوه خلاصه می‌شد.

01:55.690 --> 01:57.280
‫توی بارون و چمنزار راه رفتن

01:57.360 --> 02:00.280
‫تابستون‌ها بالای کوه بودیم و
‫زمستون‌ها هم پایینش

02:00.280 --> 02:02.100
‫تموم مسیرهای جنگل‌مون رو بلد بودیم

02:02.100 --> 02:04.190
‫تموم علفزارها و رودخونه‌ها رو

02:04.750 --> 02:06.290
‫می‌تونی با اینجا هم آشنا شی

02:08.920 --> 02:13.340
‫وقتی مادر یه بَره، موقع زایمان می‌‌‌میره،
‫یکم از خونِ مادر جدیدش رو

02:14.050 --> 02:17.530
‫روی بَره می‌کشیم تا از اون روز،
‫اون رو مادرِ خودش بدونه

02:19.010 --> 02:20.010
‫من هم مثل اونام

02:21.680 --> 02:24.370
‫می‌دونم که خون اونا توی رگ‌هام جریان داره

02:24.930 --> 02:26.180
‫اما من جزوی ازشون نیستم

02:27.140 --> 02:28.310
‫هیچوقت هم نمیشم

02:28.890 --> 02:30.500
‫اما خودت می‌خوای که باشی؟

02:32.150 --> 02:34.520
‫خیلی چیزها هستن که نمی‌تونم باشم

02:36.140 --> 02:38.500
‫خوشحال میشم یه چیزی پیدا کنم که بتونم باشم

02:40.410 --> 02:41.410
‫خب...

02:42.030 --> 02:47.580
‫اگه هی استراحت کنی و تنبل‌بازی در بیاری،
‫هیچوقت استاد شمشیرزنی نمیشی

02:48.240 --> 02:50.530
‫شمشیر رو همونطوری که
‫یادت دادم بگیر دستت، چوپون

02:50.530 --> 02:53.660
‫به شعله و پوچیت فکر کن

02:53.660 --> 02:56.220
‫این دفعه دیگه بهت راحت نمی‌گیرم

02:59.130 --> 03:00.130
‫یالا

03:15.570 --> 03:20.460
‫توی «دو رود» یه ضرب‌المثل داریم که میگه
‫«دیگی که مراقبش باشی، هیچ وقت نمی جوشه»

03:20.460 --> 03:23.330
‫کاش میشد به همین راحتی
‫جلوی جوشیدن دیگ رو بگیری

03:39.010 --> 03:42.640
‫آب و سایه رو مهمان ما هستید

03:42.930 --> 03:45.550
‫اینجا قدم همه، مثلِ نخستین خواهران،
‫روی چشم ماست

03:46.310 --> 03:48.850
‫فقط بانوان فرزانه، خدمتکار دارن؟

03:48.930 --> 03:50.850
‫بهشون میگن «گای‌شاین»،
‫نه خدمتکار

03:51.440 --> 03:52.690
‫موقع رقص نیزه‌ها،

03:52.770 --> 03:55.270
‫بیشترین افتخار به کسی می‌رسه که
‫دشمن مسلح رو لمس کنه،

03:55.360 --> 03:57.520
‫بدون این که اون رو بکشه یا
‫به هرنحوی بهش آسیب بزنه

03:58.860 --> 04:02.030
‫کسایی که لمس میشن،
‫گای‌شاین نامیده میشن

04:02.030 --> 04:04.240
‫به سوالاتی که علاقه‌ای به جواب‌هاشون نداریم

04:04.240 --> 04:05.910
‫خیلی راحت جواب میدید

04:05.910 --> 04:08.240
‫شما به چه موضوعی علاقه دارید، آی‌سدای؟

04:09.580 --> 04:11.560
‫این که از کجا می‌دونستید
‫ما داریم میایم

04:11.560 --> 04:13.920
‫بانوان فرزانه مسیرهای زیادی رو می‌بینند

04:14.380 --> 04:17.640
‫اتفاقی که درحال رخ‌ دادن یا شروع شدنـه،
‫راحت‌تر از چیزی که

04:17.664 --> 04:19.536
ممکنه اتفاق بی‌افته، دیده میشه

04:19.560 --> 04:21.370
‫ما اصلاً اگوین رو ندیدیم

04:21.370 --> 04:24.430
‫احتمال اومدن مَردی که به خودش بگه رند آل‌ثور

04:24.430 --> 04:26.280
‫پنجاه پنجاه بود

04:26.800 --> 04:30.430
‫اگه نمی‌اومد، قطعاً می‌مُرد،

04:31.350 --> 04:32.940
‫آییلی‌ها هم همینطور

04:33.520 --> 04:34.520
‫با این وجود اون اومد و

04:34.600 --> 04:40.280
‫اگه آزمون روئیدین رو با سربلندی طی کنه،
‫حداقل بعضی‌ از آییلی‌ها زنده می‌مونن

04:40.280 --> 04:42.070
‫این رو می‌دونیم

04:42.070 --> 04:44.070
‫اگه شما نمی‌اومدید،
‫می‌مُردید

04:45.320 --> 04:47.620
‫اگه آن‌عالین نمی‌اومد،
‫شما می‌مُردید

04:48.160 --> 04:50.320
‫- اگه شما از آزمون روئیدین عبور نکنید...
‫- هیس

04:56.750 --> 04:58.170
‫این نباید بهتون گفته می‌شد

04:59.750 --> 05:02.883
‫این امکان برای زن‌ها هست که
بتونن بعضی از ‫اتفاقاتی که

05:02.907 --> 05:04.907
ممکنه توی روئیدین بیفته رو ببینن

05:05.340 --> 05:06.340
‫فقط همین

05:07.640 --> 05:11.310
‫تغییرات مثل بهمن سراغ‌مون میان،
‫چه بخوایم و چه نخوایم

05:19.480 --> 05:22.070
‫بهت گفته بودم که دست به شمشیر نزنی

05:23.610 --> 05:25.240
‫آییلی‌ها به شمشیر دست نمی‌زنن

05:25.320 --> 05:27.700
‫خب حالا من آییلی هستم یا نه؟
‫انگار نمی‌تونی تصمیم بگیری

05:33.580 --> 05:38.900
‫هیچکس وقتی که اینقدر به شهر ابری نزدیکه،
‫نباید دست به شمشیر بزنه

05:39.710 --> 05:41.820
‫این حرفم شامل تو هم میشه

06:02.520 --> 06:06.180
‫داری ازم تقاضای رقص می‌کنی،‌ آن‌عالین؟

07:16.310 --> 07:17.390
‫وقتش رسیده

07:19.350 --> 07:21.060
‫این سفاهت رو تمومش کنید

07:21.060 --> 07:23.360
‫تا موقعی که می‌تونستی،
‫نیزه به دست گرفتی

07:23.360 --> 07:24.480
‫بیشتر از اون چه که باید.

07:24.480 --> 07:26.880
‫من دوشیزه‌ی نیزه‌دارم

07:27.990 --> 07:29.780
‫نمی‌خوام یه بانوی فرزانه باشم

07:30.530 --> 07:31.660
‫تو فراخوانده شدی

07:33.200 --> 07:36.910
‫اما به‌جاش رفتی اون‌طرفِ «دیوار اژدها» که
‫دنبال کاراکارن بگیری

07:38.870 --> 07:40.910
‫نمی‌تونی از چیزی که باید باشی،
‫فرار کنی

08:23.330 --> 08:25.380
‫من هم وقتی فراخوانده شدم،
قبول نکردم

08:26.210 --> 08:29.380
‫فکر می‌کردم که می‌تونم به‌اندازه‌ی زن‌ها،
‫قوی و سرسخت باشم

08:31.630 --> 08:34.970
‫با این‌حال بالاخره...

08:35.050 --> 08:36.510
‫...وظیفه‌م رو یاد گرفتم

08:38.600 --> 08:40.470
‫مسئولیتم در قبال مردم رو

08:41.730 --> 08:45.940
‫کاسین‌دور، آویه‌یندا.
‫لباس‌های جدیدت منتظرن که برگردی.

09:22.060 --> 09:24.060
‫برای ورود به روئیدین، رخصت می‌خواهم

09:25.730 --> 09:28.440
‫درخواست داده شد.
‫جوابم مثبتـه.

09:29.360 --> 09:30.520
‫جوابم مثبتـه

09:31.900 --> 09:34.130
‫اگه برنگشتی، متعلقاتت برای یادبود

09:34.150 --> 09:35.860
‫به‌ خونوادت داده میشن

09:43.910 --> 09:47.460
‫از الان، یک ذهن و یک قلب قدرتمند سلاح‌هاتن

09:48.540 --> 09:51.800
‫اما همون‌قدر که نیزه رو محکم می‌گرفتی،
‫این‌ها رو هم نگه‌ می‌داری

09:51.880 --> 09:53.630
‫اون‌ها تحت هرشرایطی پشتیبانتن

09:56.430 --> 09:58.010
‫برگرد پیش ما

10:03.770 --> 10:07.040
‫قبل از این که به دامنه‌ی چاین‌دایر برسید،
‫برمی‌گردم پیش‌تون

10:30.000 --> 10:32.040
‫می‌خوای فردا وارد روئیدین بشی؟

10:35.740 --> 10:38.606
‫بانوان فرزانه بهم گفتن که خیلی از مردها
قبل از این که ‫وارد شن،

10:38.630 --> 10:40.630
چندین هفته توی دامنه‌ها منتظر می‌مونن

10:44.560 --> 10:46.540
‫- من با اون‌ها فرق دارم
‫- آخر این تکبرت...

10:46.540 --> 10:48.250
‫می‌دونم باید برم اونجا

10:50.900 --> 10:52.110
‫چی از جونم می‌خوای؟

10:53.230 --> 10:56.030
‫می‌خوام بهم بگی چی‌کار می‌خوای بکنی تا
‫بتونم کمکت کنم

10:58.820 --> 11:01.580
‫تو هیچوقت تلاش نکردی کمکم کنی، مورین

11:02.450 --> 11:04.300
‫این تنها کاریـه که تا الان کردم

11:10.670 --> 11:13.400
‫حس می‌کنی هرچیزی که
‫برای دونستن هست رو می‌دونی؟

11:15.130 --> 11:17.040
‫می‌خوای رازهام رو بهت بگم؟

11:18.300 --> 11:22.470
‫قول بده هر تصمیمی که می‌گیرم،
‫تلاش نمی‌کنی جلوم رو بگیری

11:23.720 --> 11:27.060
‫قول بده که از من برای منافع برج یا خودت،
‫استفاده نمی‌کنی

11:27.770 --> 11:31.620
‫تو چشمام نگاه کن و بگو
‫تا بدونم راست میگی

11:34.820 --> 11:39.280
‫هیچ‌کاری نمی‌کنم که مانع تو
‫برای رسیدن به سرنوشتت بشم

11:40.700 --> 11:42.320
‫من زندگیم رو وقف این کار کردم

11:44.870 --> 11:49.220
‫اما قول نمیدم که دست رو دست بذارم و
‫مُردنت رو پای چوبه‌ی دار ببینم

11:53.250 --> 11:54.540
‫این کافی نیست، مورین

12:08.430 --> 12:10.600
‫داریم به روئیدین نزدیک میشیم

12:10.680 --> 12:12.060
‫پس تو هم قبلاً اینجا بودی

12:12.140 --> 12:13.690
‫همه رهبران قبایل باید برن

12:13.770 --> 12:14.770
‫به‌خاطر آزمون

12:15.730 --> 12:19.300
‫رهبران فقط می‌تونن با کسایی که اونجا بودن،
‫درمورد این شهر حرف بزنن

12:22.150 --> 12:25.160
‫اگه همه‌ی رهبران قبایل و
‫بانوان فرزانه برن روئیدین،

12:25.700 --> 12:28.490
با کاراکارن فرقی می‌کنن؟

12:30.870 --> 12:33.460
‫روئیدین از خودش یه علامت رومون به جا گذاشته

12:33.790 --> 12:37.750
‫روی تعداد کمی که زنده می‌مونن،
‫تموم رهبران، رو دست سمت چپ‌شون

12:42.470 --> 12:44.130
‫افراد اژدها

12:44.130 --> 12:46.250
‫یه زمانی ما رو به این اسم صدا می‌زدن

12:46.250 --> 12:50.060
‫کاراکارن که با سپیده‌دم میاد،
‫دوبار علامت‌گذاری میشه

12:50.140 --> 12:52.020
‫و اینطوری می‌تونیم بفهمیم که کیه

13:09.450 --> 13:10.950
‫شهر ابری

13:12.750 --> 13:14.000
‫شایدوها

13:26.470 --> 13:28.800
‫درود روئیدین بر شما باد

13:28.890 --> 13:33.810
‫هرکس که به چاین‌دار پا بذاره،
‫در صلح و سلامت به سرزمینش برمی‌گرده

13:46.110 --> 13:48.930
‫خونی روی زمین ریخته نمیشه

13:53.290 --> 13:55.910
‫با خودت غربی‌ها رو آوردی به روئیدین

13:56.500 --> 13:58.330
‫شوهرت کجاست، سوانا؟

13:59.620 --> 14:00.880
‫مُرده

14:00.880 --> 14:03.260
‫شوهر جدیدم، پسرش، مورادین

14:03.260 --> 14:06.130
‫وارد روئیدین شده و
‫هنوز اونجاست

14:06.220 --> 14:09.050
‫و اگه برادرم شکست بخوره،
‫من وارد میشم

14:09.520 --> 14:11.810
‫تو اجازه نگرفتی، کولادین

14:11.810 --> 14:14.580
‫هروقت مورادین شکست خورد،
‫اون موقع اجازه بگیر

14:15.060 --> 14:18.020
‫ما دونفریم، برای دادن جواب مثبت یا منفی،
‫تعدادمون کافیـه

14:18.020 --> 14:20.730
‫و تو چرا اومدی روئیدین، روار؟

14:20.730 --> 14:22.360
‫قبلاً سرحال‌تر بودی...

14:22.440 --> 14:25.240
‫...اما ظاهراً رهبر تارداد هنوز زنده‌ست

14:25.320 --> 14:27.570
‫برای ورود به روئیدین، رخصت می‌خواهم

14:34.870 --> 14:38.560
‫درخواست داده شد.
‫جوابم مثبتـه.

14:38.560 --> 14:41.750
‫این مرد، آییلی‌ نیست

14:41.750 --> 14:43.460
‫اگه اینجا باشه، می‌میره

14:44.090 --> 14:45.210
‫مادر من آییلی بود

14:45.300 --> 14:47.670
‫پدرت بله اما مادرت...

14:47.760 --> 14:49.470
‫خودش رو مثل زن‌ها نشون میده!

14:49.550 --> 14:52.140
‫دلت می‌خواد بانوی فرزانه باشی، کولادین؟

14:52.220 --> 14:55.750
‫یه لباس زنونه تنت کن و بیا پیشم
‫تا ببینم میشه آموزشت داد یا نه

14:56.000 --> 14:59.460
‫تا اون موقع وقتی بانوان فرزانه
‫دارن حرف می‌زنن، ساکت شو

15:00.230 --> 15:01.230
‫ملین؟

15:04.440 --> 15:06.530
‫باید انجام بشه.
‫جوابم مثبتـه.

15:17.410 --> 15:20.120
‫می‌خوای این غربی رو یکی از ماها بکنی؟

15:20.870 --> 15:21.870
‫اون ضعیفـه

15:23.250 --> 15:24.750
‫روئیدین اون رو می‌کشه

15:27.340 --> 15:29.550
‫برگرد به چادرت، کولادین

15:30.880 --> 15:32.550
‫تو هم همینطور، روار

15:32.640 --> 15:33.890
‫و همچنین تو، آن‌عالین

15:33.970 --> 15:36.390
‫این یه موضوعیـه که بین بانوان فرزانه‌ست و

15:37.060 --> 15:39.680
‫هیچ مردی جز اون که اجازه گرفته،
‫نباید اینجا باشه

15:42.190 --> 15:43.770
‫تو هم برو، اگوین

15:43.860 --> 15:44.900
‫من هم باهاش میرم

15:44.980 --> 15:47.070
‫اگه اجازه بگیری، جواب‌مون منفیـه

15:48.820 --> 15:53.070
‫تو باید چیزی که هستی رو یاد بگیری و
‫اون هم چیزی که هست رو

15:53.160 --> 15:54.820
‫مسیرهاتون به‌همدیگه راه نداره

16:03.420 --> 16:05.840
‫- برای ورود به روئیدین، رخصت می‌خواهم
‫- مورین

16:11.510 --> 16:13.390
‫نباید بهت گفته می‌شد

16:13.470 --> 16:15.510
‫حالا که بهم گفته شده
‫فرقی می‌کنه؟

16:15.600 --> 16:16.970
‫شاید فرق زیادی بکنه

16:17.060 --> 16:18.310
‫شاید هم هیچ فرقی نکنه

16:18.970 --> 16:22.230
‫وقتی رد شدنت از حلقه‌ها رو می‌دیدیم،
‫همیشه خودت اجازه می‌گرفتی

16:22.310 --> 16:24.350
‫اگه رد نمی‌شدم، چی می‌دیدین؟

16:24.440 --> 16:26.440
‫تا همین الانش هم خیلی چیزها گفتیم

16:26.520 --> 16:30.490
‫کسایی که اطلاعات زیادی از آینده داشته باشن،
به مصیبت دچار میشن

16:30.570 --> 16:33.700
‫چه به خیال خودشون از
‫همه‌ی اتفاقاتی که قراره بیفته راضی باشن و

16:33.700 --> 16:35.750
‫چه تلاش کنن که بخوان تغییرش بدن

16:37.280 --> 16:39.640
‫درخواست داده شد...

16:40.290 --> 16:41.370
‫جوابم مثبتـه

16:44.500 --> 16:45.730
‫بله

16:50.420 --> 16:55.300
‫مورین سدای،
‫در روئیدین، سه حلقه خواهی یافت

16:55.300 --> 16:58.010
‫از هرکدام که رد شوی،
‫آینده‌ات را روبرویت می‌بینی،

16:58.100 --> 17:00.520
‫چندین و چندین بار،
‫در اشکال مختلف

17:00.520 --> 17:04.270
‫هزاران هزار گردش چرخ را خواهی دید

17:04.270 --> 17:07.060
‫و در همین حین، بدون شک خواهی دانست که

17:07.150 --> 17:11.530
برخی امور بر تو واجب‌اند، و برخی
‫دیگر در پرده‌ی نهی پوشیده شده‌اند

17:15.450 --> 17:16.780
‫رند آل‌ثور،

17:17.660 --> 17:22.700
‫در میان ستون‌های شیشه‌ای،
‫قدم در جای قدم‌های نیاکان خونی‌ات می‌گذاری

17:22.700 --> 17:26.290
هر قدمی به جلو، گامی به گذشته‌ای دور است

17:26.290 --> 17:29.880
‫گاهی‌اوقات ده‌‌ها سال و
‫گاهی اوقات هم صدها

17:30.800 --> 17:37.020
‫رهبری یعنی آگاهی از گذشته‌ی خویش، و
‫درک ماهیت خونی که در رگ‌هایت جاری است

17:38.930 --> 17:42.560
‫به پاسِ حرمت آخرین آییلی حقیقی،
‫باید بدون سلاح وارد روئیدین بشید

17:43.140 --> 17:45.620
‫اگه سلاحی دارید،
‫می‌تونید بذاریدشون اینجا

17:45.620 --> 17:47.980
‫وقتی که برگشتید،
‫همینجا منتظرتون می‌مونن...

17:48.690 --> 17:49.980
‫البته اگه برگردید

18:09.250 --> 18:11.170
‫آن‌ها متعهد به روئیدین هستند

18:11.880 --> 18:13.510
‫روئیدین متعلق به مُرده‌هاست

18:13.590 --> 18:16.590
‫تا زمانی که برنگردند،
‫با زنده‌ها سخن نمی‌گویند

18:17.760 --> 18:20.970
‫تا زمانی که دوباره در جمعِ زندگان
ظاهر نشوند، ‫نمی‌بینیم‌شان

18:21.810 --> 18:23.680
‫او از آنِ گذشته‌ است

18:23.770 --> 18:25.640
‫و او از آنِ آینده

18:31.440 --> 18:33.780
از میان زندگان محو شو و

18:33.860 --> 18:36.780
‫با خاطرات آنچه که از دست دادیم،
‫ما را میازار

18:36.860 --> 18:39.220
‫آز آنچه که مُردگان می‌بینند،
‫با ما سخن مگو

18:43.330 --> 18:44.540
‫آماد‌ه‌ای؟

18:45.120 --> 18:46.438
‫نه

19:08.740 --> 19:11.940
‫«چـــرخ زمــان»
‫ " فصل سوم - قسمت چهارم "

19:37.760 --> 19:40.480
‫شبیه کار‌های آییلی‌ها نیست

19:41.930 --> 19:42.930
‫نه

19:49.020 --> 19:53.480
‫و این مِه... این مِه خشک،
‫خیلی عجیبه

19:55.060 --> 19:56.610
‫وقتی هم که بهش نگاه می‌کنم...

19:59.030 --> 20:01.760
‫انگار می‌تونم رشته‌هایی از
قدرتِ واحد رو ببینم

20:03.070 --> 20:04.570
‫بعدش هم میرن

20:31.390 --> 20:32.640
‫آونده‌سورا

20:34.190 --> 20:35.480
‫درخت زندگی

20:36.360 --> 20:38.360
‫همیشه می‌دونستیم که پیش آییلی‌هاس

20:39.570 --> 20:41.070
‫اما نمی‌دونستیم کجاس

20:41.820 --> 20:44.490
‫گفته میشه که تقریباً ۳۰۰۰ سال عمر داره

20:49.080 --> 20:50.080
‫احساسِ...

20:52.410 --> 20:53.620
‫آرامش میده

20:53.710 --> 20:54.790
‫زیرش

20:55.380 --> 20:58.500
‫اونجایی که من بزرگ شدم،
‫یه درخت شبیه این رو داشتیم

20:58.590 --> 21:03.800
‫صدها سال پیش، آییلی‌ها
‫یه نهال آونده‌‌سورا رو به کایریان دادن

21:04.880 --> 21:08.970
‫به‌عنوان پرداخت قرضی که
‫حتی از اون هم قدیمی‌تر بود

21:09.060 --> 21:11.850
‫ما همچین درختی رو توی کایریان ندیدیم

21:11.930 --> 21:13.350
‫نه

21:13.660 --> 21:14.940
‫چون وقتی عموی من، لیمان،

21:14.940 --> 21:17.980
‫به پادشاهی رسید،
‫قطعش کرد تا تختش رو بسازه

21:18.060 --> 21:20.570
‫تختی می‌خواست که هیچوقت نشه مثلش رو ساخت

21:20.650 --> 21:22.240
‫و ما اون زمان این رو نمی‌دونستیم

21:22.240 --> 21:24.980
‫اما برای همین بود که آییلی‌ها
‫از رشته‌کوه گیتی رد شدن

21:24.980 --> 21:28.620
‫صحرا رو ترک کردن و
‫اصلاً کل شروع جنگ آییل، به‌خاطر همین بود

21:28.620 --> 21:31.950
‫که اون رو به‌خاطر شکوندن سوگندش
‫برای محافظت از درخت بکشن و

21:32.040 --> 21:34.370
‫پیمان صلح رو هم باهاش نابود کنن

21:35.160 --> 21:36.170
‫و افتادن دنبالش،

21:36.250 --> 21:40.000
‫تموم شهرهای سرزمین‌های غربی رو
‫سوزوندن و در نهایت هم...

21:41.880 --> 21:43.880
‫توی دامنه‌ی کوه اژها پیداش کردن و...

21:45.760 --> 21:46.840
‫همونجا کُشتنش

21:51.100 --> 21:56.140
‫برای همین مادرم موقع زایمانم،
‫توی کوه اژدها بود؟

21:56.690 --> 21:59.940
‫و برای همین، من پیش‌بینی اژدهای
دوباره زاده‌شده رو ‫به واقعیت تبدیل کردم؟

21:59.940 --> 22:02.180
‫چون عموی تو اون درخت رو قطع کرده بود؟

22:09.410 --> 22:12.580
‫من قبل از این که به دنیا بیام،
‫به تو ربط پیدا کردم

22:12.990 --> 22:15.600
‫بعضی‌اوقات سرنوشت خیلی قدرتمند به‌نظر میاد

22:16.000 --> 22:19.740
‫مثل جزر و مدی که ما رو
‫برخلاف میل‌مون با خودش می‌بره

22:20.210 --> 22:25.490
‫و بعضی‌وقتا هم به سُستی یه تار عنکبوتـه

22:29.430 --> 22:31.010
‫تو نباید می‌اومدی اینجا

23:13.640 --> 23:14.640
‫مورادین؟

23:17.430 --> 23:18.680
‫مورادین؟

23:19.480 --> 23:21.400
‫سوانا گفته بود که تو اینجایی

24:07.070 --> 24:09.280
‫جاندوئین، چت شده؟
‫مبارزه کن

24:32.930 --> 24:34.970
‫جاندوئین! بیا.
‫زود باش!

24:35.050 --> 24:37.890
‫سربازهای لیمان نباید تا اینجای کوه
‫پیشروی می‌کردن. بجنب.

24:41.180 --> 24:42.520
‫پیداش کردم

24:44.440 --> 24:45.440
‫کجا؟

25:00.410 --> 25:01.410
‫نه

25:04.750 --> 25:05.960
‫عشق من...

25:06.710 --> 25:09.880
‫من...

25:09.960 --> 25:12.050
‫پادشاه‌شون رو پیدا کردم

25:13.800 --> 25:16.180
‫سوگندشکن رو

25:17.550 --> 25:23.180
‫با نیزه‌ی خودم جونش رو گرفتم

25:24.770 --> 25:26.270
‫روشنی قلب من...

25:28.900 --> 25:29.940
‫ما پیروز شدیم

25:30.520 --> 25:32.160
‫هیچ نشونه‌ای از بچه نیست

25:44.460 --> 25:46.000
‫نه!

25:59.760 --> 26:01.010
‫مادرم

26:04.180 --> 26:05.600
‫پدرم

26:05.690 --> 26:08.560
‫هر قدمی به جلو، گامی به گذشته‌ای دور است

26:09.770 --> 26:13.780
‫هر قدمی به جلو، گامی به گذشته‌ای دور است

26:55.860 --> 26:58.650
‫لاترا سدای همه‌تون رو به اینجا فراخونده

26:58.650 --> 27:01.560
‫باید با هردرخواستی که کرد،
‫موافقت کنی، ماندین

27:04.080 --> 27:05.620
‫بقیه هم میان؟

27:05.700 --> 27:07.370
‫بعضی‌هاشون.
‫بیشترشون.

27:08.460 --> 27:12.290
‫تو خواب با خواهرهام حرف زدم و
‫همه‌مون یه خوابی رو دیدیم

27:13.380 --> 27:16.590
‫رهبرانی که نیان و موافقت نکنن،

27:17.340 --> 27:18.670
‫اسم‌شون از یادها میره

27:23.350 --> 27:29.020
‫اگه برنگشتم، امیدوارم که پسر و دخترهامون
‫همچنان حافظ سپت باشن

27:29.850 --> 27:32.810
‫من این کار رو می‌کنم،
‫روشنی قلبم

27:35.230 --> 27:37.860
‫اما یادت بمونه،
‫باید موافقت کنی

27:42.070 --> 27:45.280
‫آی‌سدای گفته که نباید هیچ سلاحی
‫به روئیدین برده شه

28:40.340 --> 28:42.680
‫لاترا پوسه دسومه

28:43.260 --> 28:45.470
‫چرا ما رو به اینجا فراخوندی؟

28:45.470 --> 28:50.060
‫چون آخرین افرادی که آییلی واقعی بودن،
‫حالا همه مُردن

28:50.680 --> 28:52.752
‫برای همینـه که شما اینجایید

28:53.230 --> 28:56.440
‫افرادی که این شهر رو ساختید،
‫این درخت رو کاشتید

28:57.940 --> 29:01.280
‫- چرا شمشیرهاتون رو همراه ندارید؟
‫- ممنوعـه

29:01.360 --> 29:03.070
‫اما دلیلش رو نمی‌دونید

29:03.900 --> 29:05.910
‫خیلی چیزها هست که نمی‌دونید

29:05.995 --> 29:09.665
‫بانوی فرزانه گفت از ما درخواستی دارید...

29:12.251 --> 29:16.172
‫آن که در میان شما خواهان رهبری‌ست،
‫ باید به روئیدین برود،

29:16.255 --> 29:18.549
‫چه رئیس قبیله باشد و چه بانوی خردمند،

29:19.133 --> 29:24.597
‫و در آنجا دریابد که نیاکانش از کجا آمده‌اند
‫و چرا شما اجازه استفاده از شمشیر ندارید.

29:25.514 --> 29:28.058
‫کسی که این حقیقت را
‫کشف نکند، محکوم به فناست.

29:28.767 --> 29:29.935
‫می‌بینید که آماده‌ایم

29:30.728 --> 29:33.522
‫آن که از میان ما فرا خوانده شود،
‫رهبری آییلی‌ها را بر عهده خواهد گرفت.

29:33.606 --> 29:34.607
‫نه!

29:35.191 --> 29:38.944
‫آن که قرار است آییلی‌ها
‫را رهبری کند، دیرتر خواهد آمد؛

29:39.028 --> 29:42.865
‫از تبارِ آییل، اما نه در
‫میان آنان پرورش‌یافته.

29:42.948 --> 29:46.911
‫کاراکارن از روئیدین در
‫سپیده‌دم ظهور خواهد کرد

29:46.994 --> 29:49.705
‫و شما را با زنجیرهایی که
‫نمی‌توانید بشکنید، در بند خواهد کشید

29:49.788 --> 29:53.083
‫کاراکارن شما را بازخواهد گرداند و نابود خواهد کرد.

29:54.502 --> 29:56.879
‫از ما چه درخواستی دارید؟

30:12.436 --> 30:15.147
‫شما، رؤسای قبایل، باید از میان
‫این ستون‌ها عبور کنید

30:15.231 --> 30:17.942
‫در راهی که اجدادتـان پیومده‌اند، قدم گذارید

30:18.025 --> 30:23.781
‫جهان را از نگاه آن‌ها ببینید و
‫بدانید که چه بوده‌اید و چه هستید.

30:23.864 --> 30:29.870
‫بدانید چرا ما، آیس سدای‌ها،
‫شما را «سوگندشکن» می‌نامیم

30:35.876 --> 30:36.877
‫من خواهم رفت

30:37.878 --> 30:40.089
‫از گذشته‌ام هراسی ندارم

30:42.091 --> 30:43.926
‫ما «سوگندشکن» نیستیم

31:22.256 --> 31:25.467
‫درخت زندگی، چـورا

31:25.551 --> 31:27.052
‫چـورا، آون‌دزورا

31:27.136 --> 31:29.054
‫خیلی کشیدی‌ها

31:29.138 --> 31:31.223
‫عجله کنید. آدن پیر الان میاد بالای سرمون!

31:31.307 --> 31:33.433
‫می‌دونستید قدمت این درخت
‫به قبل از «فروپاشی» برمی‌گرده؟

31:33.434 --> 31:37.104
‫می‌گن اگه زیر شاخه‌هاش
‫بشینی طعم آرامش رو می‌چشی

31:37.187 --> 31:39.940
‫می‌تونم حسش کنم

31:42.901 --> 31:47.573
‫برید اون‌ور ببینم!

31:47.656 --> 31:50.659
‫این درخت از سه‌تاتون روی هم با ارزش‌تره!

31:52.911 --> 31:55.497
‫بعید می‌دونم توی اون گلدون کوچیک بتونه بزرگ شه!

31:55.581 --> 31:57.124
‫بیخیال بچه‌ها

31:57.207 --> 32:00.377
‫آدنِ پیر می‌گه باید توی این بیابون یه شهر بسازیم

32:01.003 --> 32:04.048
‫شهری مملو از صلح، برای آییلی‌ها
‫این درختـه رو هم باید اون‌جا بکاریم

32:04.757 --> 32:08.636
‫حتماً، حتماً. چقدرم که درخت‌
‫توی بیابون رشد می‌کنه!

32:08.719 --> 32:10.763
‫مامان؟

32:13.432 --> 32:14.433
‫مامان؟

32:17.061 --> 32:18.437
‫چی شده؟

32:20.522 --> 32:21.523
‫خواهرت...

32:23.734 --> 32:27.780
‫راهزن‌ها، دزدیدنش...

32:30.115 --> 32:32.034
‫داشتیم لباس‌ها رو توی آب می‌شستیم...

32:34.036 --> 32:35.204
‫کلین رو هم بردن!

32:36.372 --> 32:37.623
‫- نه!
‫- نه!

32:38.457 --> 32:40.292
‫باید نجات‌شون بدیم

32:40.376 --> 32:42.378
‫نه. نه. هیچ حرفی از این ماجرا نزنید

32:42.878 --> 32:44.838
‫«همه‌چی درست می‌شه»

32:45.631 --> 32:49.134
‫خواهش می‌کنم.
‫سریع برین تو ارابه‌هاتون، باشه؟

32:51.261 --> 32:52.262
‫همین الان!

32:55.849 --> 32:56.850
‫«همه‌چی درست می‌شه»

32:56.934 --> 33:00.396
‫«همه‌چی درست می‌شه»
‫«هیچ مشکلی پیش نمیاد»

33:01.820 --> 33:08.820
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

33:10.823 --> 33:13.742
‫شنیدی که چی گفت! هنوز زنده‌ان

33:13.826 --> 33:15.202
‫گفت دزدیدن‌شون!

33:15.953 --> 33:17.121
‫باید یه‌کاری کنیم

33:17.204 --> 33:18.330
‫نمی‌تونیم!

33:20.874 --> 33:22.209
‫کنار رودخونه بودن.

33:23.419 --> 33:25.337
‫اگه رد پاهاشون رو دنبال کنیم...

33:28.757 --> 33:31.260
‫باید تا شب صبر کنیم؛ یواشکی
‫می‌زنیم بیرون و نجات‌شون می‌دیم

33:32.553 --> 33:33.554
‫بدون خشونت و درگیری!

33:59.955 --> 34:02.082
‫دخترها سمتِ راست آتیش‌ خوابـن

34:03.584 --> 34:05.836
‫من آروم بیدارشون می‌کنم

34:06.754 --> 34:09.214
‫تا راهزن‌ها بیدار نشدن، یواشکی فراری‌شون می‌دیم

34:09.298 --> 34:10.382
‫اگه بیدار شدن چی؟

34:11.216 --> 34:12.676
‫من کلین رو تنها نمی‌ذارم

34:17.514 --> 34:20.225
‫نقاب‌هاتون رو آماده کنید تا
‫یه‌وقت چهره‌هامون رو نبینن!

34:46.543 --> 34:48.462
‫مگرین؟

34:51.465 --> 34:52.549
‫لووین؟

34:52.633 --> 34:54.384
‫این‌جا چیکار می‌کنین؟

34:54.468 --> 34:57.721
‫مثل خوک تیکه‌تیکه‌ات می‌کنم

34:59.097 --> 35:01.141
‫می‌خوای مثل خواهرت جیغ بزنی؟

35:01.225 --> 35:03.143
‫یا شماها فقط بلدید...

35:05.646 --> 35:07.332
‫مگرین، بلندشـو!

35:07.356 --> 35:08.982
‫- پاشید بریم!
‫- می‌ترسیم

35:09.066 --> 35:11.106
‫زودباشید. باید فرار کنیم

35:17.616 --> 35:19.618
‫نـه! لووین
‫نـه!

35:26.708 --> 35:29.044
‫ای نـور عزیز، حافظ ما باش

35:38.387 --> 35:39.680
‫چارلین؟

35:40.472 --> 35:42.432
‫چارلین، حالت خوبه؟

35:45.978 --> 35:49.648
‫نه، نه، نه، نه

35:50.190 --> 35:52.734
‫نه، نه، نه، نه

35:55.237 --> 35:58.198
‫ما چیکار کردیم؟

36:12.212 --> 36:17.426
‫نه. اون یه اسلحه‌ست
‫به هیچ دردی نمی‌خوره

36:19.761 --> 36:21.388
‫«مسلک برگ» استفاده ازش رو ممنوع کرده.

36:23.390 --> 36:24.766
‫نیزه...

36:27.311 --> 36:29.021
‫با نیزه می‌شه شکم رو سیر کرد

37:05.891 --> 37:06.892
‫چی شده؟

37:07.559 --> 37:08.560
‫اون همه‌شون رو کشت

37:10.896 --> 37:12.189
‫مردهایی که اذیت‌مون کردن

37:14.024 --> 37:15.400
‫لووین اومد و همه‌شون رو کُشت

37:23.700 --> 37:27.746
‫نباید از این حرف‌ها بزنی دخترم، نباید از این حرف‌ها بزنی

37:33.752 --> 37:35.045
‫حقیقت داره؟

37:37.673 --> 37:38.924
‫حقیقت داره؟

37:40.300 --> 37:41.551
‫می‌خواستن ما رو بکشن

37:43.845 --> 37:44.972
‫چارلین رو کُشتن

37:48.433 --> 37:49.559
‫آدم کُشتین؟

37:50.185 --> 37:51.812
‫اون‌ها مگرین رو اسیر کرده بودن بابابزرگ!

37:54.022 --> 37:55.107
‫اذیت‌ش کردن!

37:56.024 --> 37:57.317
‫انتظار داشتی چیکار کنیم؟

38:00.404 --> 38:03.031
‫عزیز از دست رفته‌مون رو خاک
‫می‌کنیم و به مسیرمون ادامه می‌دیم

38:03.657 --> 38:04.908
‫کار دیگه‌ای از دست‌مون برمیاد؟

38:07.119 --> 38:08.120
‫شما...

38:10.706 --> 38:13.041
‫شما دیگه در قوم آییل جایی ندارید.

38:13.792 --> 38:17.087
‫غریبه‌ها! سوگندشکنان!

38:21.967 --> 38:24.720
‫مامان، خواهش می‌کنم

38:28.473 --> 38:29.683
‫مامان؟

38:30.434 --> 38:32.144
‫مامان؟

38:39.901 --> 38:42.237
‫خواهش می‌کنم

38:48.118 --> 38:51.038
‫تو کی هستی که به من می‌گی مامان؟

38:58.003 --> 39:00.047
‫چهره‌ات رو از من بپوشون غریبه!

39:04.134 --> 39:07.304
‫روزی پسری داشتم که
‫چهره‌اش شبیه به تو بود،

39:08.930 --> 39:10.932
‫نمی‌خوام این چهره رو روی صورت یه قاتل ببینم.

39:14.519 --> 39:15.812
‫مامان!

39:16.855 --> 39:18.231
‫از این‌جا برو!

39:34.456 --> 39:35.582
‫مامان!

39:45.383 --> 39:46.802
‫الان چیکار کنیم؟

39:51.348 --> 39:52.349
‫ازشون محافظت می‌کنیم

39:53.809 --> 39:55.310
‫اون‌ها نمی‌تونن خشونت به‌خرج بدن

39:57.521 --> 39:58.522
‫اما ما می‌تونیم

41:59.517 --> 42:01.394
‫«از میان زندگان محو شو»

42:02.479 --> 42:04.189
‫«از میان زندگان محو شو»

42:11.613 --> 42:15.408
‫«برخی امور بر تو واجب‌اند، و برخی
‫دیگر در پرده‌ی نهی پوشیده شده‌اند»

42:15.992 --> 42:18.137
‫«برخی دیگر در پرده‌ی
‫نهی پوشیده شده‌اند»

42:18.161 --> 42:19.579
‫«برخی دیگر در پرده‌ی
‫نهی پوشیده شده‌اند»

42:20.163 --> 42:22.290
‫ آویه‌یندا

42:22.374 --> 42:25.168
‫«چرخ زمان، بی‌وقفه در هزاران هزار دور»

42:25.252 --> 42:27.504
‫«چرخ زمان، بی‌وقفه در هزاران هزار دور»

42:28.505 --> 42:30.257
‫«بی‌وقفه در هزاران هزار دور»

42:57.492 --> 42:58.493
‫چی شده عزیزدلم؟

43:04.332 --> 43:06.710
‫- همه به پا خیزید؛ تشریف‌فرما می‌شوند
‫- مورین؟

43:06.793 --> 43:08.437
‫- ناظر مهر و موم‌ها.
‫- داری اشتباه می‌کنی...

43:08.461 --> 43:10.481
‫- شعله‌ی «تار والون»
‫- خواهش می‌کنم مورین. این‌کار رو نکن

43:10.505 --> 43:12.424
‫- آمیرلین سیت!
‫- نه، نه، نه

43:12.507 --> 43:14.426
‫مورین، اینکارو با من نکن!

43:15.302 --> 43:19.472
‫لن ماندراگورن
‫پیوندمـان را قطع می‌کنم

43:25.979 --> 43:28.773
‫رند ال‌ثور، این پیوند را می‌پذیری؟

43:29.357 --> 43:30.358
‫می‌پذیرم

43:53.340 --> 43:57.802
‫اژدهای دوباره متولد شده،
‫با شما پیمان وفاداری می‌بندم

44:28.458 --> 44:29.459
‫آدن؟

44:32.504 --> 44:33.546
‫آدن؟

44:41.971 --> 44:42.972
‫آدن؟

44:45.558 --> 44:47.811
‫- آدن؟
‫- پدربزرگ؟

44:49.020 --> 44:50.021
‫پسرم

44:51.689 --> 44:53.650
‫مامان‌بابا کجـان؟

44:53.733 --> 44:58.071
‫پسرم. بیا این‌جا. بیا. بیا

44:59.906 --> 45:00.907
‫جونای؟

45:04.411 --> 45:05.995
‫اون همین حالا هم خیلی اذیت شده، جونای

45:07.205 --> 45:10.125
‫به اندازه‌ی کافی بدبختی کشیدیم
‫دیگه تحمل نداریم

45:11.126 --> 45:12.168
‫چی می‌گین؟

45:13.545 --> 45:18.967
‫عزیزان از دست رفته‌مون رو خاک می‌کنیم
‫و به مسیرمون ادامه می‌دیم

45:21.052 --> 45:22.762
‫چه کار دیگه‌ای از دستمون برمیاد؟

45:23.721 --> 45:27.892
‫دیگر یاران بزودی خواهند رسید و در آن
‫سوی رشته‌کوه‌ به ما خواهند پیوست.

45:27.976 --> 45:29.602
‫دخترم این اتفاق رو در خواب دیده

45:29.686 --> 45:30.687
‫ما می‌ریم سمت جنوب

45:32.355 --> 45:35.233
‫آی‌سدای‌ها آخرین مردی که می‌تونست
‫قدرت رو احضار کنـه کُشتن

45:35.316 --> 45:38.736
‫همه‌چی داره درست می‌شه؛
‫ما هم می‌ریم یه‌جای امن پیدا می‌کنیم

45:38.820 --> 45:41.281
‫جایی که دوباره بتونیم همه با هم آواز برداشت محصول بخونیم

45:42.907 --> 45:44.200
‫یادت میاد؟

45:45.368 --> 45:47.620
‫یادم میاد.
‫جایی نرید...

45:52.041 --> 45:53.376
‫آدن، تو هم می‌تونی باهامون بیای!

45:55.170 --> 45:56.171
‫خواهش می‌کنم

45:59.799 --> 46:01.301
‫من سوگند ام رو نمی‌شکنم

46:06.931 --> 46:10.977
‫گرمای آتش ما همیشه پذیرای شما خواهد بود

46:11.603 --> 46:13.313
‫به‌سلامت برید

46:14.564 --> 46:18.610
‫مسلک برگ، مسلک صلح است

46:19.903 --> 46:21.362
‫الان چیکار کنیم بابابزرگ؟

46:22.697 --> 46:27.118
‫عزیزان از دست رفته‌مون رو خاک می‌کنیم
‫و به مسیرمون ادامه می‌دیم

46:28.828 --> 46:29.829
‫چه کار دیگه‌ای از دستمون برمیاد؟

46:43.718 --> 46:44.719
‫مادرت...

46:45.887 --> 46:50.058
‫توی خواب‌هاش چیزهای بی‌نظیری دیده...

46:50.141 --> 46:51.142
‫مثلاً چی؟

46:52.727 --> 46:53.728
‫یک شهر

46:55.313 --> 46:56.356
‫در میان بیابان‌ها

46:57.357 --> 47:01.819
‫مکانی که ما، آییلی‌ها، بتوانیم
‫به آنجا برویم و در امنیت باشیم.

47:03.196 --> 47:05.073
‫جایی که از هر خطری در امانیـم

47:05.823 --> 47:06.866
‫اون‌جا کجاست؟

47:08.368 --> 47:09.369
‫شرق...

47:10.912 --> 47:12.372
‫در مسیر روشنایی بامداد،

47:13.206 --> 47:14.707
‫آن‌سوی رشته‌کوه گیتی

47:42.402 --> 47:46.281
‫پدربزرگم مرا موظف کرد تا از این درخت محافظت کنم

47:46.781 --> 47:49.742
‫روزی، نوبت تو خواهد شد

47:51.452 --> 47:53.580
‫چطوری می‌خوایم از رشته‌کوه رد بشیم؟

47:56.833 --> 47:57.833
‫با هم...

48:21.608 --> 48:23.151
‫در راهی که اجدادتـان پیومده‌اند

48:23.234 --> 48:25.737
‫قدم گذارید

48:25.820 --> 48:28.698
‫هر قدمی به جلو، گامی به گذشته‌ای دور است

48:29.574 --> 48:31.159
‫گامی به گذشته‌ای دور است

48:32.619 --> 48:35.955
‫گاهی ده‌ها سال، گاهی صدها سال

48:58.102 --> 48:59.979
‫لاترا سدای...

49:00.897 --> 49:02.649
‫ارابه‌ها آماده‌ان

49:02.982 --> 49:03.983
‫خوبه...

49:04.817 --> 49:06.527
‫قلمه‌های درخت «چورا» هم آماده‌ان؟

49:06.611 --> 49:11.032
‫یک درخت و گلدان برای هر ارابه. جمعاً ده‌هزار تا

49:11.115 --> 49:14.869
‫هر که در پناه شاخه‌هایشان
‫باشد، طعم آرامش را می‌چشد

49:15.870 --> 49:17.163
‫یه‌چیز دیگه...

49:17.246 --> 49:19.123
‫می‌خوام این رو هم با خودت ببری

49:33.930 --> 49:34.931
‫نـه!

49:35.807 --> 49:37.266
‫خیلی با ارزشه!

49:37.767 --> 49:39.977
‫حتی نمی‌تونن برای دفاع ازش مبارزه کنن!

49:41.312 --> 49:44.148
‫آییلی‌ها ثابت کرده‌اند که
‫صلح نیز جرأت می‌طلبد

49:44.232 --> 49:45.483
‫صلح؟

49:45.858 --> 49:47.527
‫برادرانمان، به دستان خودمان جان باخته‌اند

49:47.610 --> 49:50.613
‫و زیر پایمان افتاده‌اند، کدام صلح؟

49:52.115 --> 49:53.300
‫همین برادرانی که می‌گویی هنوز زنده‌اند

49:53.324 --> 49:55.535
‫و برخی از آن‌ها، در آستانه‌ی جنون‌اند

49:56.244 --> 49:59.247
‫اگر زنی رو پیدا کنن که باهاشون همکاری کنه،
‫چه کارهایی که از دستشون برنمیاد!

49:59.330 --> 50:02.125
‫خواهرمون «میرین سدای» رو فراموش کردی؟

50:02.208 --> 50:07.380
‫کسی که «ارباب تاریکی» رو آزاد
‫کرد و نامش را به «لنفیر» تغییر داد

50:11.092 --> 50:13.970
‫این، قوی‌ترین «سانگریل» جهـانه!

50:14.053 --> 50:16.973
‫«ساکارنن»، که منحصراً برای زنان ساخته شده

50:17.056 --> 50:21.102
‫نسخه‌ مردانه‌ی آن، شمشیر کالاندور

50:21.185 --> 50:28.067
‫درون یک سنگ، در قلعه‌ای که هیچ‌کس
‫توان نفوذ به آن را ندارد، پنهان شده

50:28.151 --> 50:31.904
‫امنیت‌ش رو به جنگ و هراس سپرده‌اند

50:35.116 --> 50:36.659
‫اما من امنیت‌ش رو به

50:38.202 --> 50:40.204
‫صلح می‌سپارم

50:43.750 --> 50:46.169
‫از آنچه که به ما واگذار
‫می‌کنید، تا روزی که بازپس‌ش طلب کنید

50:46.252 --> 50:47.795
‫با تمام جان مراقبت خواهیم کرد

50:48.713 --> 50:50.173
‫سوگند می‌خورم

50:54.761 --> 50:55.762
‫بفرمائید

50:55.845 --> 50:58.139
‫اما هرگز توقف نکنید. هرگز

50:58.222 --> 51:01.225
‫تا وقتی که یه‌جای امن پیدا نکردید توقف نکنید

51:04.979 --> 51:07.356
‫جایی که هیچ خطری تهدیدتون نکنه

51:09.150 --> 51:13.696
‫هرطور که شما امر می‌کنید آی‌سدای

51:18.618 --> 51:20.745
‫بر عهد و پیمان‌هایتان ایستادگی کنید

51:20.828 --> 51:25.792
‫و به فرزندگان و نوادگان خود نیز، حفظ آنان را سفارش کنید

51:25.875 --> 51:29.086
‫از «مسلک برگ» پیروی کنید

51:29.170 --> 51:30.296
‫سوگند یاد کنید

51:32.298 --> 51:34.383
‫سوگند می‌خوریم آی‌سدای

51:34.467 --> 51:37.804
‫بر جان و خون خود سوگند می‌خوریم.

51:37.887 --> 51:41.057
‫آییلی‌ها تا ابد پیرو «مسلک برگ» خواهند بود

51:41.140 --> 51:45.561
‫بر جان و خون خود سوگند می‌خوریم.

51:45.978 --> 51:47.772
‫خدمت به شما افتخاری بزرگ ماست

51:49.982 --> 51:51.776
‫افتخاری که همگان بر آن سهیم‌اند.

52:08.543 --> 52:11.420
‫ترسیدی عزیزم؟

52:18.636 --> 52:20.012
‫«همه‌چی درست می‌شه»

52:21.931 --> 52:23.641
‫«همه‌چی درست می‌شه»

52:24.225 --> 52:27.770
‫هر مشکلی که هست...

52:27.854 --> 52:29.313
‫- همه‌چی درست می‌شه
‫- همه‌چی درست می‌شه

52:58.509 --> 53:01.596
‫«از میان زندگان محو شو»

53:03.472 --> 53:05.158
‫«از میان زندگان محو شو»

53:05.182 --> 53:06.934
‫«از میان زندگان محو شو»

53:07.018 --> 53:09.312
‫«از میان زندگان محو شو»

53:19.322 --> 53:24.535
‫رهبری یعنی آگاهی از گذشته‌ی خویش، و
‫درک ماهیت خونی که در رگ‌هایتان جاری است.

53:39.634 --> 53:43.220
‫هر قدمی به جلو، گامی به گذشته‌ای دور است

54:01.322 --> 54:03.032
‫عجب آواز زیبایی!

54:04.075 --> 54:05.451
‫میرین سدای؟

54:05.534 --> 54:07.411
‫اهل این‌جایی، درسته؟

54:07.495 --> 54:08.829
‫بله سرورم

54:08.913 --> 54:10.313
‫خانواده‌ام همچنان توی این زمین‌ها کشاورزی می‌کنن

54:10.373 --> 54:12.124
‫الان دارن محصولات‌شون رو برداشت می‌کنن

54:12.208 --> 54:13.668
‫برو یه سری بهشون بزن

54:13.751 --> 54:15.145
‫امروز روز مهمی برای توئـه، مگه نه؟

54:15.169 --> 54:17.296
‫می‌تونم فردا برم

54:18.255 --> 54:19.548
‫فردا؟

54:20.424 --> 54:23.010
‫فردا، همه‌چیز متفاوت خواهد بود

54:24.845 --> 54:26.597
‫می‌دونم نباید این رو بپرسم

54:27.556 --> 54:28.933
‫اما اون چیـه؟

54:29.141 --> 54:30.559
‫حاصل دست‌رنج شماست

54:31.352 --> 54:33.688
‫ظریف‌ترین بخشِ رشته‌ی نـور

54:33.771 --> 54:38.150
‫جایی که باید از آن عبور کرده و ببینیم در
‫آن طرف چه چیزی در انتظار ماست

54:38.234 --> 54:40.194
‫چه چیزی اون‌جاست؟

54:41.445 --> 54:42.613
‫قدرتی که...

54:42.989 --> 54:45.074
‫هم زنان و هم مردان توانایی احضارش را دارند

54:45.658 --> 54:47.159
‫قدرتِ واقعی

54:48.035 --> 54:49.795
‫قدرتی که همه‌چیز رو تغییر می‌ده

54:50.037 --> 54:51.330
‫می‌تونی تصور کنی؟

54:51.414 --> 54:54.834
‫چیزی که هرکسی در هر جایی می‌تونه
‫ازش استفاده کنه

54:54.917 --> 54:57.253
‫نه فقط لویس ترین و آی‌سدای‌ها...

54:57.336 --> 55:00.172
‫بلکه تو و خانواده‌ات هم می‌تونین
‫ازش استفاده کنید

55:00.798 --> 55:04.719
‫دیگه نیازی نیست با دست محصولات‌شون رو برداشت کنن

55:04.802 --> 55:09.682
‫آره...اما با دست برداشت کردن حس خیلی خوبی داره
‫نمی‌تونم توصیفش کنم

55:11.017 --> 55:14.103
‫احساسِ لمس کردن گندمی که خودت پرورش دادی

55:14.854 --> 55:17.440
‫خاکی که خودت شخم زدی...

55:19.859 --> 55:21.861
‫حس خیلی خوبیه!

55:23.738 --> 55:24.864
‫برو

55:26.073 --> 55:27.658
‫خانواده‌ات رو ببین

55:29.493 --> 55:31.370
‫آواز بخوان

55:41.130 --> 55:42.214
‫مطمئنی؟

55:44.425 --> 55:46.510
‫در این جهان، هیچ رسالتی مهم‌تر از

55:47.344 --> 55:49.513
‫هم‌نشینی و حفاظت از عزیزان‌مون وجود نداره

56:55.454 --> 56:57.957
‫اجداد خونی

56:58.040 --> 56:59.834
‫مسلک برگ

57:03.879 --> 57:05.047
‫سوگندشکنان

57:08.509 --> 57:09.844
‫اجداد خونی

58:28.923 --> 58:30.174
‫ آویه‌یندا

58:43.520 --> 58:44.563
‫متاسفم

58:46.065 --> 58:47.483
‫من نمی‌دونستم...

58:48.692 --> 58:50.819
‫- قضیه شمشیر رو...
‫- الان می‌دونی؟

58:55.199 --> 58:58.244
‫من به اندازه‌ای می‌دونم که فهمیدم
‫هیچوقت قرار نیست به درک کامل برسم

59:05.209 --> 59:06.460
‫تو...

59:08.379 --> 59:10.047
‫مورین رو دیدی؟

59:10.130 --> 59:11.298
‫اون...

59:12.424 --> 59:13.592
‫هنوز داخلـه

59:20.849 --> 59:23.060
‫صبرکن. صبرکن.
‫کجا می‌ری؟

59:25.229 --> 59:26.230
‫برمی‌گردم

59:26.855 --> 59:27.856
‫سمت چادرها؟

59:29.650 --> 59:30.651
‫مگه تو نمیای؟

59:32.486 --> 59:33.779
‫نه بدون اون

59:36.240 --> 59:38.993
‫هرطور راحتی، غربی!

59:41.369 --> 01:00:03.369
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:00:04.643 --> 01:00:07.396
‫«از میان زندگان محو شو»

01:00:07.479 --> 01:00:09.148
‫«از میان زندگان محو شو»

01:00:10.774 --> 01:00:12.484
‫نمی‌تونی با همه‌مون بجنگی!

01:00:20.409 --> 01:00:22.244
‫هزاران هزار دور

01:00:22.328 --> 01:00:23.412
‫هزاران هزار دو

01:00:23.495 --> 01:00:25.748
‫چرخ زمان، بی‌وقفه در هزاران هزار دور

01:00:34.548 --> 01:00:35.758
‫مورین...

01:00:45.392 --> 01:00:50.022
‫مردمان این برج هرگز به تو تعظیم نخواهند کرد

01:01:46.495 --> 01:01:47.830
‫هفت روز گذشته...

01:01:50.124 --> 01:01:51.708
‫آویه‌ویندا هفت روز پیش برگشت

01:01:55.629 --> 01:01:56.922
‫باید بریم دنبال‌شون!

01:02:00.134 --> 01:02:02.719
‫ازمون خواستن این‌جا بمونیم
