1
00:00:00,556 --> 00:00:06,556
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:07,880 --> 00:00:09,440
‫به دنبال «کاراکارن» هستم

3
00:00:09,460 --> 00:00:12,680
‫«او از غرب خواهد آمد،
‫ از آن‌سوی رشته‌کوه گیتی»

4
00:00:12,760 --> 00:00:15,140
‫«از نسل خون اما نه بزرگ‌شده توسط خون»

5
00:00:15,220 --> 00:00:18,510
‫وظیفه‌ی من اینـه که رند آل‌ثور رو
‫به سرزمینم برگردونم

6
00:00:18,600 --> 00:00:21,680
‫تا هم نجات‌دهنده‌‌ی مردمم باشه و
‫هم ویرانگرشون!

7
00:00:23,890 --> 00:00:25,540
‫توئارتاهان‌ها آزارشون به
‫ یه مورچه هم نمی‌رسه

8
00:00:25,540 --> 00:00:27,300
‫اکثریت‌شون اصلاً فرار هم نکردن

9
00:00:27,300 --> 00:00:29,480
‫توئارتاهان پیروی«مسلک برگ» هستن

10
00:00:29,570 --> 00:00:31,190
‫ما مخالف خشونتیم

11
00:00:31,280 --> 00:00:34,120
‫میگن که تو عصر قبل،
‫مردم ما یه ترانه‌ای بلد بودن

12
00:00:34,120 --> 00:00:36,280
‫که برای دنیا توازن به ارمغان می‌آورده

13
00:00:36,280 --> 00:00:40,120
‫چون می‌دونم محافظت از رند، هدایت کردنش،
‫ ‫تنها چیزیه که اهمیت داره

14
00:00:40,200 --> 00:00:42,790
‫ ‫تموم این مدت، ‫کاری کرده که به
‫تموم سازهاش برقصی

15
00:00:42,870 --> 00:00:44,120
‫تو نمی‌تونی کنترلـش کنی

16
00:00:44,210 --> 00:00:46,880
‫کاری که برای محافظت از اژدهای
‫دوباره زاده‌شده لازم بود رو کردم

17
00:00:46,960 --> 00:00:48,840
‫دیگه نمی‌تونی بهم بگی چی‌کار کنم

18
00:00:48,920 --> 00:00:50,460
‫بهت گفته بودم که می‌کشمش

19
00:00:50,550 --> 00:00:53,080
‫اگه به کمکم نیاز داری،
‫نباید این کار رو بکنی

20
00:00:53,510 --> 00:00:55,340
‫می‌تونم از زیر سوگندهای تاریکم
‫فرار کنم

21
00:00:55,340 --> 00:00:57,870
‫یه سانگریل برای زن‌ها وجود داره،
‫ساکارننی

22
00:00:59,290 --> 00:01:01,620
‫ ‫وقتی اعلام کنن که اون کاراکارنـه،
‫اونوقت چی میشه؟

23
00:01:01,620 --> 00:01:03,160
‫الان صاحب این عنوان نیستی

24
00:01:03,180 --> 00:01:05,390
‫هنوز به آزمون روئیدین نرسیدی

25
00:01:07,414 --> 00:01:14,414
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

26
00:01:15,438 --> 00:01:18,438
‫تـرجمه از «آیــدا و محمدعلی sm»

27
00:01:20,490 --> 00:01:22,620
‫به چی داشتی فکر می‌کردی که یهو رفتی؟

28
00:01:22,700 --> 00:01:23,700
‫هیچی

29
00:01:26,420 --> 00:01:28,680
‫این که بتونی به هیچی فکر نکنی هم
‫خیلی سخته‌ها

30
00:01:28,680 --> 00:01:30,800
‫آره، بابام موقع آموزش کار با کمان

31
00:01:30,800 --> 00:01:32,340
‫این رو بهم یاد داد

32
00:01:32,340 --> 00:01:35,090
‫که یه شعله رو توی ذهنم تصور کنم و
‫همه‌چی رو بندازم داخلش...

33
00:01:35,880 --> 00:01:37,720
‫ترس، نفرت، خشم...

34
00:01:38,390 --> 00:01:39,760
‫تا این که ذهنم خالی شه

35
00:01:39,760 --> 00:01:41,790
‫فقط شعله بمونه و پوچی

36
00:01:43,810 --> 00:01:45,210
‫پدرت استاد شمشیرزنی بوده

37
00:01:46,770 --> 00:01:49,270
‫خیلی چیزها ازش هست که نمی‌دونم

38
00:01:49,270 --> 00:01:51,440
‫می‌دونم که توی جوونی،
‫سرباز بوده

39
00:01:51,520 --> 00:01:55,610
‫قبل از به‌دنیا اومدنم. اما زندگی‌ ما
‫فقط توی گوسفند و کوه خلاصه می‌شد.

40
00:01:55,690 --> 00:01:57,280
‫توی بارون و چمنزار راه رفتن

41
00:01:57,360 --> 00:02:00,280
‫تابستون‌ها بالای کوه بودیم و
‫زمستون‌ها هم پایینش

42
00:02:00,280 --> 00:02:02,100
‫تموم مسیرهای جنگل‌مون رو بلد بودیم

43
00:02:02,100 --> 00:02:04,190
‫تموم علفزارها و رودخونه‌ها رو

44
00:02:04,750 --> 00:02:06,290
‫می‌تونی با اینجا هم آشنا شی

45
00:02:08,920 --> 00:02:13,340
‫وقتی مادر یه بَره، موقع زایمان می‌‌‌میره،
‫یکم از خونِ مادر جدیدش رو

46
00:02:14,050 --> 00:02:17,530
‫روی بَره می‌کشیم تا از اون روز،
‫اون رو مادرِ خودش بدونه

47
00:02:19,010 --> 00:02:20,010
‫من هم مثل اونام

48
00:02:21,680 --> 00:02:24,370
‫می‌دونم که خون اونا توی رگ‌هام جریان داره

49
00:02:24,930 --> 00:02:26,180
‫اما من جزوی ازشون نیستم

50
00:02:27,140 --> 00:02:28,310
‫هیچوقت هم نمیشم

51
00:02:28,890 --> 00:02:30,500
‫اما خودت می‌خوای که باشی؟

52
00:02:32,150 --> 00:02:34,520
‫خیلی چیزها هستن که نمی‌تونم باشم

53
00:02:36,140 --> 00:02:38,500
‫خوشحال میشم یه چیزی پیدا کنم که بتونم باشم

54
00:02:40,410 --> 00:02:41,410
‫خب...

55
00:02:42,030 --> 00:02:47,580
‫اگه هی استراحت کنی و تنبل‌بازی در بیاری،
‫هیچوقت استاد شمشیرزنی نمیشی

56
00:02:48,240 --> 00:02:50,530
‫شمشیر رو همونطوری که
‫یادت دادم بگیر دستت، چوپون

57
00:02:50,530 --> 00:02:53,660
‫به شعله و پوچیت فکر کن

58
00:02:53,660 --> 00:02:56,220
‫این دفعه دیگه بهت راحت نمی‌گیرم

59
00:02:59,130 --> 00:03:00,130
‫یالا

60
00:03:15,570 --> 00:03:20,460
‫توی «دو رود» یه ضرب‌المثل داریم که میگه
‫«دیگی که مراقبش باشی، هیچ وقت نمی جوشه»

61
00:03:20,460 --> 00:03:23,330
‫کاش میشد به همین راحتی
‫جلوی جوشیدن دیگ رو بگیری

62
00:03:39,010 --> 00:03:42,640
‫آب و سایه رو مهمان ما هستید

63
00:03:42,930 --> 00:03:45,550
‫اینجا قدم همه، مثلِ نخستین خواهران،
‫روی چشم ماست

64
00:03:46,310 --> 00:03:48,850
‫فقط بانوان فرزانه، خدمتکار دارن؟

65
00:03:48,930 --> 00:03:50,850
‫بهشون میگن «گای‌شاین»،
‫نه خدمتکار

66
00:03:51,440 --> 00:03:52,690
‫موقع رقص نیزه‌ها،

67
00:03:52,770 --> 00:03:55,270
‫بیشترین افتخار به کسی می‌رسه که
‫دشمن مسلح رو لمس کنه،

68
00:03:55,360 --> 00:03:57,520
‫بدون این که اون رو بکشه یا
‫به هرنحوی بهش آسیب بزنه

69
00:03:58,860 --> 00:04:02,030
‫کسایی که لمس میشن،
‫گای‌شاین نامیده میشن

70
00:04:02,030 --> 00:04:04,240
‫به سوالاتی که علاقه‌ای به جواب‌هاشون نداریم

71
00:04:04,240 --> 00:04:05,910
‫خیلی راحت جواب میدید

72
00:04:05,910 --> 00:04:08,240
‫شما به چه موضوعی علاقه دارید، آی‌سدای؟

73
00:04:09,580 --> 00:04:11,560
‫این که از کجا می‌دونستید
‫ما داریم میایم

74
00:04:11,560 --> 00:04:13,920
‫بانوان فرزانه مسیرهای زیادی رو می‌بینند

75
00:04:14,380 --> 00:04:17,640
‫اتفاقی که درحال رخ‌ دادن یا شروع شدنـه،
‫راحت‌تر از چیزی که

76
00:04:17,664 --> 00:04:19,536
ممکنه اتفاق بی‌افته، دیده میشه

77
00:04:19,560 --> 00:04:21,370
‫ما اصلاً اگوین رو ندیدیم

78
00:04:21,370 --> 00:04:24,430
‫احتمال اومدن مَردی که به خودش بگه رند آل‌ثور

79
00:04:24,430 --> 00:04:26,280
‫پنجاه پنجاه بود

80
00:04:26,800 --> 00:04:30,430
‫اگه نمی‌اومد، قطعاً می‌مُرد،

81
00:04:31,350 --> 00:04:32,940
‫آییلی‌ها هم همینطور

82
00:04:33,520 --> 00:04:34,520
‫با این وجود اون اومد و

83
00:04:34,600 --> 00:04:40,280
‫اگه آزمون روئیدین رو با سربلندی طی کنه،
‫حداقل بعضی‌ از آییلی‌ها زنده می‌مونن

84
00:04:40,280 --> 00:04:42,070
‫این رو می‌دونیم

85
00:04:42,070 --> 00:04:44,070
‫اگه شما نمی‌اومدید،
‫می‌مُردید

86
00:04:45,320 --> 00:04:47,620
‫اگه آن‌عالین نمی‌اومد،
‫شما می‌مُردید

87
00:04:48,160 --> 00:04:50,320
‫- اگه شما از آزمون روئیدین عبور نکنید...
‫- هیس

88
00:04:56,750 --> 00:04:58,170
‫این نباید بهتون گفته می‌شد

89
00:04:59,750 --> 00:05:02,883
‫این امکان برای زن‌ها هست که
بتونن بعضی از ‫اتفاقاتی که

90
00:05:02,907 --> 00:05:04,907
ممکنه توی روئیدین بیفته رو ببینن

91
00:05:05,340 --> 00:05:06,340
‫فقط همین

92
00:05:07,640 --> 00:05:11,310
‫تغییرات مثل بهمن سراغ‌مون میان،
‫چه بخوایم و چه نخوایم

93
00:05:19,480 --> 00:05:22,070
‫بهت گفته بودم که دست به شمشیر نزنی

94
00:05:23,610 --> 00:05:25,240
‫آییلی‌ها به شمشیر دست نمی‌زنن

95
00:05:25,320 --> 00:05:27,700
‫خب حالا من آییلی هستم یا نه؟
‫انگار نمی‌تونی تصمیم بگیری

96
00:05:33,580 --> 00:05:38,900
‫هیچکس وقتی که اینقدر به شهر ابری نزدیکه،
‫نباید دست به شمشیر بزنه

97
00:05:39,710 --> 00:05:41,820
‫این حرفم شامل تو هم میشه

98
00:06:02,520 --> 00:06:06,180
‫داری ازم تقاضای رقص می‌کنی،‌ آن‌عالین؟

99
00:07:16,310 --> 00:07:17,390
‫وقتش رسیده

100
00:07:19,350 --> 00:07:21,060
‫این سفاهت رو تمومش کنید

101
00:07:21,060 --> 00:07:23,360
‫تا موقعی که می‌تونستی،
‫نیزه به دست گرفتی

102
00:07:23,360 --> 00:07:24,480
‫بیشتر از اون چه که باید.

103
00:07:24,480 --> 00:07:26,880
‫من دوشیزه‌ی نیزه‌دارم

104
00:07:27,990 --> 00:07:29,780
‫نمی‌خوام یه بانوی فرزانه باشم

105
00:07:30,530 --> 00:07:31,660
‫تو فراخوانده شدی

106
00:07:33,200 --> 00:07:36,910
‫اما به‌جاش رفتی اون‌طرفِ «دیوار اژدها» که
‫دنبال کاراکارن بگیری

107
00:07:38,870 --> 00:07:40,910
‫نمی‌تونی از چیزی که باید باشی،
‫فرار کنی

108
00:08:23,330 --> 00:08:25,380
‫من هم وقتی فراخوانده شدم،
قبول نکردم

109
00:08:26,210 --> 00:08:29,380
‫فکر می‌کردم که می‌تونم به‌اندازه‌ی زن‌ها،
‫قوی و سرسخت باشم

110
00:08:31,630 --> 00:08:34,970
‫با این‌حال بالاخره...

111
00:08:35,050 --> 00:08:36,510
‫...وظیفه‌م رو یاد گرفتم

112
00:08:38,600 --> 00:08:40,470
‫مسئولیتم در قبال مردم رو

113
00:08:41,730 --> 00:08:45,940
‫کاسین‌دور، آویه‌یندا.
‫لباس‌های جدیدت منتظرن که برگردی.

114
00:09:22,060 --> 00:09:24,060
‫برای ورود به روئیدین، رخصت می‌خواهم

115
00:09:25,730 --> 00:09:28,440
‫درخواست داده شد.
‫جوابم مثبتـه.

116
00:09:29,360 --> 00:09:30,520
‫جوابم مثبتـه

117
00:09:31,900 --> 00:09:34,130
‫اگه برنگشتی، متعلقاتت برای یادبود

118
00:09:34,150 --> 00:09:35,860
‫به‌ خونوادت داده میشن

119
00:09:43,910 --> 00:09:47,460
‫از الان، یک ذهن و یک قلب قدرتمند سلاح‌هاتن

120
00:09:48,540 --> 00:09:51,800
‫اما همون‌قدر که نیزه رو محکم می‌گرفتی،
‫این‌ها رو هم نگه‌ می‌داری

121
00:09:51,880 --> 00:09:53,630
‫اون‌ها تحت هرشرایطی پشتیبانتن

122
00:09:56,430 --> 00:09:58,010
‫برگرد پیش ما

123
00:10:03,770 --> 00:10:07,040
‫قبل از این که به دامنه‌ی چاین‌دایر برسید،
‫برمی‌گردم پیش‌تون

124
00:10:30,000 --> 00:10:32,040
‫می‌خوای فردا وارد روئیدین بشی؟

125
00:10:35,740 --> 00:10:38,606
‫بانوان فرزانه بهم گفتن که خیلی از مردها
قبل از این که ‫وارد شن،

126
00:10:38,630 --> 00:10:40,630
چندین هفته توی دامنه‌ها منتظر می‌مونن

127
00:10:44,560 --> 00:10:46,540
‫- من با اون‌ها فرق دارم
‫- آخر این تکبرت...

128
00:10:46,540 --> 00:10:48,250
‫می‌دونم باید برم اونجا

129
00:10:50,900 --> 00:10:52,110
‫چی از جونم می‌خوای؟

130
00:10:53,230 --> 00:10:56,030
‫می‌خوام بهم بگی چی‌کار می‌خوای بکنی تا
‫بتونم کمکت کنم

131
00:10:58,820 --> 00:11:01,580
‫تو هیچوقت تلاش نکردی کمکم کنی، مورین

132
00:11:02,450 --> 00:11:04,300
‫این تنها کاریـه که تا الان کردم

133
00:11:10,670 --> 00:11:13,400
‫حس می‌کنی هرچیزی که
‫برای دونستن هست رو می‌دونی؟

134
00:11:15,130 --> 00:11:17,040
‫می‌خوای رازهام رو بهت بگم؟

135
00:11:18,300 --> 00:11:22,470
‫قول بده هر تصمیمی که می‌گیرم،
‫تلاش نمی‌کنی جلوم رو بگیری

136
00:11:23,720 --> 00:11:27,060
‫قول بده که از من برای منافع برج یا خودت،
‫استفاده نمی‌کنی

137
00:11:27,770 --> 00:11:31,620
‫تو چشمام نگاه کن و بگو
‫تا بدونم راست میگی

138
00:11:34,820 --> 00:11:39,280
‫هیچ‌کاری نمی‌کنم که مانع تو
‫برای رسیدن به سرنوشتت بشم

139
00:11:40,700 --> 00:11:42,320
‫من زندگیم رو وقف این کار کردم

140
00:11:44,870 --> 00:11:49,220
‫اما قول نمیدم که دست رو دست بذارم و
‫مُردنت رو پای چوبه‌ی دار ببینم

141
00:11:53,250 --> 00:11:54,540
‫این کافی نیست، مورین

142
00:12:08,430 --> 00:12:10,600
‫داریم به روئیدین نزدیک میشیم

143
00:12:10,680 --> 00:12:12,060
‫پس تو هم قبلاً اینجا بودی

144
00:12:12,140 --> 00:12:13,690
‫همه رهبران قبایل باید برن

145
00:12:13,770 --> 00:12:14,770
‫به‌خاطر آزمون

146
00:12:15,730 --> 00:12:19,300
‫رهبران فقط می‌تونن با کسایی که اونجا بودن،
‫درمورد این شهر حرف بزنن

147
00:12:22,150 --> 00:12:25,160
‫اگه همه‌ی رهبران قبایل و
‫بانوان فرزانه برن روئیدین،

148
00:12:25,700 --> 00:12:28,490
با کاراکارن فرقی می‌کنن؟

149
00:12:30,870 --> 00:12:33,460
‫روئیدین از خودش یه علامت رومون به جا گذاشته

150
00:12:33,790 --> 00:12:37,750
‫روی تعداد کمی که زنده می‌مونن،
‫تموم رهبران، رو دست سمت چپ‌شون

151
00:12:42,470 --> 00:12:44,130
‫افراد اژدها

152
00:12:44,130 --> 00:12:46,250
‫یه زمانی ما رو به این اسم صدا می‌زدن

153
00:12:46,250 --> 00:12:50,060
‫کاراکارن که با سپیده‌دم میاد،
‫دوبار علامت‌گذاری میشه

154
00:12:50,140 --> 00:12:52,020
‫و اینطوری می‌تونیم بفهمیم که کیه

155
00:13:09,450 --> 00:13:10,950
‫شهر ابری

156
00:13:12,750 --> 00:13:14,000
‫شایدوها

157
00:13:26,470 --> 00:13:28,800
‫درود روئیدین بر شما باد

158
00:13:28,890 --> 00:13:33,810
‫هرکس که به چاین‌دار پا بذاره،
‫در صلح و سلامت به سرزمینش برمی‌گرده

159
00:13:46,110 --> 00:13:48,930
‫خونی روی زمین ریخته نمیشه

160
00:13:53,290 --> 00:13:55,910
‫با خودت غربی‌ها رو آوردی به روئیدین

161
00:13:56,500 --> 00:13:58,330
‫شوهرت کجاست، سوانا؟

162
00:13:59,620 --> 00:14:00,880
‫مُرده

163
00:14:00,880 --> 00:14:03,260
‫شوهر جدیدم، پسرش، مورادین

164
00:14:03,260 --> 00:14:06,130
‫وارد روئیدین شده و
‫هنوز اونجاست

165
00:14:06,220 --> 00:14:09,050
‫و اگه برادرم شکست بخوره،
‫من وارد میشم

166
00:14:09,520 --> 00:14:11,810
‫تو اجازه نگرفتی، کولادین

167
00:14:11,810 --> 00:14:14,580
‫هروقت مورادین شکست خورد،
‫اون موقع اجازه بگیر

168
00:14:15,060 --> 00:14:18,020
‫ما دونفریم، برای دادن جواب مثبت یا منفی،
‫تعدادمون کافیـه

169
00:14:18,020 --> 00:14:20,730
‫و تو چرا اومدی روئیدین، روار؟

170
00:14:20,730 --> 00:14:22,360
‫قبلاً سرحال‌تر بودی...

171
00:14:22,440 --> 00:14:25,240
‫...اما ظاهراً رهبر تارداد هنوز زنده‌ست

172
00:14:25,320 --> 00:14:27,570
‫برای ورود به روئیدین، رخصت می‌خواهم

173
00:14:34,870 --> 00:14:38,560
‫درخواست داده شد.
‫جوابم مثبتـه.

174
00:14:38,560 --> 00:14:41,750
‫این مرد، آییلی‌ نیست

175
00:14:41,750 --> 00:14:43,460
‫اگه اینجا باشه، می‌میره

176
00:14:44,090 --> 00:14:45,210
‫مادر من آییلی بود

177
00:14:45,300 --> 00:14:47,670
‫پدرت بله اما مادرت...

178
00:14:47,760 --> 00:14:49,470
‫خودش رو مثل زن‌ها نشون میده!

179
00:14:49,550 --> 00:14:52,140
‫دلت می‌خواد بانوی فرزانه باشی، کولادین؟

180
00:14:52,220 --> 00:14:55,750
‫یه لباس زنونه تنت کن و بیا پیشم
‫تا ببینم میشه آموزشت داد یا نه

181
00:14:56,000 --> 00:14:59,460
‫تا اون موقع وقتی بانوان فرزانه
‫دارن حرف می‌زنن، ساکت شو

182
00:15:00,230 --> 00:15:01,230
‫ملین؟

183
00:15:04,440 --> 00:15:06,530
‫باید انجام بشه.
‫جوابم مثبتـه.

184
00:15:17,410 --> 00:15:20,120
‫می‌خوای این غربی رو یکی از ماها بکنی؟

185
00:15:20,870 --> 00:15:21,870
‫اون ضعیفـه

186
00:15:23,250 --> 00:15:24,750
‫روئیدین اون رو می‌کشه

187
00:15:27,340 --> 00:15:29,550
‫برگرد به چادرت، کولادین

188
00:15:30,880 --> 00:15:32,550
‫تو هم همینطور، روار

189
00:15:32,640 --> 00:15:33,890
‫و همچنین تو، آن‌عالین

190
00:15:33,970 --> 00:15:36,390
‫این یه موضوعیـه که بین بانوان فرزانه‌ست و

191
00:15:37,060 --> 00:15:39,680
‫هیچ مردی جز اون که اجازه گرفته،
‫نباید اینجا باشه

192
00:15:42,190 --> 00:15:43,770
‫تو هم برو، اگوین

193
00:15:43,860 --> 00:15:44,900
‫من هم باهاش میرم

194
00:15:44,980 --> 00:15:47,070
‫اگه اجازه بگیری، جواب‌مون منفیـه

195
00:15:48,820 --> 00:15:53,070
‫تو باید چیزی که هستی رو یاد بگیری و
‫اون هم چیزی که هست رو

196
00:15:53,160 --> 00:15:54,820
‫مسیرهاتون به‌همدیگه راه نداره

197
00:16:03,420 --> 00:16:05,840
‫- برای ورود به روئیدین، رخصت می‌خواهم
‫- مورین

198
00:16:11,510 --> 00:16:13,390
‫نباید بهت گفته می‌شد

199
00:16:13,470 --> 00:16:15,510
‫حالا که بهم گفته شده
‫فرقی می‌کنه؟

200
00:16:15,600 --> 00:16:16,970
‫شاید فرق زیادی بکنه

201
00:16:17,060 --> 00:16:18,310
‫شاید هم هیچ فرقی نکنه

202
00:16:18,970 --> 00:16:22,230
‫وقتی رد شدنت از حلقه‌ها رو می‌دیدیم،
‫همیشه خودت اجازه می‌گرفتی

203
00:16:22,310 --> 00:16:24,350
‫اگه رد نمی‌شدم، چی می‌دیدین؟

204
00:16:24,440 --> 00:16:26,440
‫تا همین الانش هم خیلی چیزها گفتیم

205
00:16:26,520 --> 00:16:30,490
‫کسایی که اطلاعات زیادی از آینده داشته باشن،
به مصیبت دچار میشن

206
00:16:30,570 --> 00:16:33,700
‫چه به خیال خودشون از
‫همه‌ی اتفاقاتی که قراره بیفته راضی باشن و

207
00:16:33,700 --> 00:16:35,750
‫چه تلاش کنن که بخوان تغییرش بدن

208
00:16:37,280 --> 00:16:39,640
‫درخواست داده شد...

209
00:16:40,290 --> 00:16:41,370
‫جوابم مثبتـه

210
00:16:44,500 --> 00:16:45,730
‫بله

211
00:16:50,420 --> 00:16:55,300
‫مورین سدای،
‫در روئیدین، سه حلقه خواهی یافت

212
00:16:55,300 --> 00:16:58,010
‫از هرکدام که رد شوی،
‫آینده‌ات را روبرویت می‌بینی،

213
00:16:58,100 --> 00:17:00,520
‫چندین و چندین بار،
‫در اشکال مختلف

214
00:17:00,520 --> 00:17:04,270
‫هزاران هزار گردش چرخ را خواهی دید

215
00:17:04,270 --> 00:17:07,060
‫و در همین حین، بدون شک خواهی دانست که

216
00:17:07,150 --> 00:17:11,530
برخی امور بر تو واجب‌اند، و برخی
‫دیگر در پرده‌ی نهی پوشیده شده‌اند

217
00:17:15,450 --> 00:17:16,780
‫رند آل‌ثور،

218
00:17:17,660 --> 00:17:22,700
‫در میان ستون‌های شیشه‌ای،
‫قدم در جای قدم‌های نیاکان خونی‌ات می‌گذاری

219
00:17:22,700 --> 00:17:26,290
هر قدمی به جلو، گامی به گذشته‌ای دور است

220
00:17:26,290 --> 00:17:29,880
‫گاهی‌اوقات ده‌‌ها سال و
‫گاهی اوقات هم صدها

221
00:17:30,800 --> 00:17:37,020
‫رهبری یعنی آگاهی از گذشته‌ی خویش، و
‫درک ماهیت خونی که در رگ‌هایت جاری است

222
00:17:38,930 --> 00:17:42,560
‫به پاسِ حرمت آخرین آییلی حقیقی،
‫باید بدون سلاح وارد روئیدین بشید

223
00:17:43,140 --> 00:17:45,620
‫اگه سلاحی دارید،
‫می‌تونید بذاریدشون اینجا

224
00:17:45,620 --> 00:17:47,980
‫وقتی که برگشتید،
‫همینجا منتظرتون می‌مونن...

225
00:17:48,690 --> 00:17:49,980
‫البته اگه برگردید

226
00:18:09,250 --> 00:18:11,170
‫آن‌ها متعهد به روئیدین هستند

227
00:18:11,880 --> 00:18:13,510
‫روئیدین متعلق به مُرده‌هاست

228
00:18:13,590 --> 00:18:16,590
‫تا زمانی که برنگردند،
‫با زنده‌ها سخن نمی‌گویند

229
00:18:17,760 --> 00:18:20,970
‫تا زمانی که دوباره در جمعِ زندگان
ظاهر نشوند، ‫نمی‌بینیم‌شان

230
00:18:21,810 --> 00:18:23,680
‫او از آنِ گذشته‌ است

231
00:18:23,770 --> 00:18:25,640
‫و او از آنِ آینده

232
00:18:31,440 --> 00:18:33,780
از میان زندگان محو شو و

233
00:18:33,860 --> 00:18:36,780
‫با خاطرات آنچه که از دست دادیم،
‫ما را میازار

234
00:18:36,860 --> 00:18:39,220
‫آز آنچه که مُردگان می‌بینند،
‫با ما سخن مگو

235
00:18:43,330 --> 00:18:44,540
‫آماد‌ه‌ای؟

236
00:18:45,120 --> 00:18:46,438
‫نه

237
00:19:08,740 --> 00:19:11,940
‫«چـــرخ زمــان»
‫ " فصل سوم - قسمت چهارم "

238
00:19:37,760 --> 00:19:40,480
‫شبیه کار‌های آییلی‌ها نیست

239
00:19:41,930 --> 00:19:42,930
‫نه

240
00:19:49,020 --> 00:19:53,480
‫و این مِه... این مِه خشک،
‫خیلی عجیبه

241
00:19:55,060 --> 00:19:56,610
‫وقتی هم که بهش نگاه می‌کنم...

242
00:19:59,030 --> 00:20:01,760
‫انگار می‌تونم رشته‌هایی از
قدرتِ واحد رو ببینم

243
00:20:03,070 --> 00:20:04,570
‫بعدش هم میرن

244
00:20:31,390 --> 00:20:32,640
‫آونده‌سورا

245
00:20:34,190 --> 00:20:35,480
‫درخت زندگی

246
00:20:36,360 --> 00:20:38,360
‫همیشه می‌دونستیم که پیش آییلی‌هاس

247
00:20:39,570 --> 00:20:41,070
‫اما نمی‌دونستیم کجاس

248
00:20:41,820 --> 00:20:44,490
‫گفته میشه که تقریباً ۳۰۰۰ سال عمر داره

249
00:20:49,080 --> 00:20:50,080
‫احساسِ...

250
00:20:52,410 --> 00:20:53,620
‫آرامش میده

251
00:20:53,710 --> 00:20:54,790
‫زیرش

252
00:20:55,380 --> 00:20:58,500
‫اونجایی که من بزرگ شدم،
‫یه درخت شبیه این رو داشتیم

253
00:20:58,590 --> 00:21:03,800
‫صدها سال پیش، آییلی‌ها
‫یه نهال آونده‌‌سورا رو به کایریان دادن

254
00:21:04,880 --> 00:21:08,970
‫به‌عنوان پرداخت قرضی که
‫حتی از اون هم قدیمی‌تر بود

255
00:21:09,060 --> 00:21:11,850
‫ما همچین درختی رو توی کایریان ندیدیم

256
00:21:11,930 --> 00:21:13,350
‫نه

257
00:21:13,660 --> 00:21:14,940
‫چون وقتی عموی من، لیمان،

258
00:21:14,940 --> 00:21:17,980
‫به پادشاهی رسید،
‫قطعش کرد تا تختش رو بسازه

259
00:21:18,060 --> 00:21:20,570
‫تختی می‌خواست که هیچوقت نشه مثلش رو ساخت

260
00:21:20,650 --> 00:21:22,240
‫و ما اون زمان این رو نمی‌دونستیم

261
00:21:22,240 --> 00:21:24,980
‫اما برای همین بود که آییلی‌ها
‫از رشته‌کوه گیتی رد شدن

262
00:21:24,980 --> 00:21:28,620
‫صحرا رو ترک کردن و
‫اصلاً کل شروع جنگ آییل، به‌خاطر همین بود

263
00:21:28,620 --> 00:21:31,950
‫که اون رو به‌خاطر شکوندن سوگندش
‫برای محافظت از درخت بکشن و

264
00:21:32,040 --> 00:21:34,370
‫پیمان صلح رو هم باهاش نابود کنن

265
00:21:35,160 --> 00:21:36,170
‫و افتادن دنبالش،

266
00:21:36,250 --> 00:21:40,000
‫تموم شهرهای سرزمین‌های غربی رو
‫سوزوندن و در نهایت هم...

267
00:21:41,880 --> 00:21:43,880
‫توی دامنه‌ی کوه اژها پیداش کردن و...

268
00:21:45,760 --> 00:21:46,840
‫همونجا کُشتنش

269
00:21:51,100 --> 00:21:56,140
‫برای همین مادرم موقع زایمانم،
‫توی کوه اژدها بود؟

270
00:21:56,690 --> 00:21:59,940
‫و برای همین، من پیش‌بینی اژدهای
دوباره زاده‌شده رو ‫به واقعیت تبدیل کردم؟

271
00:21:59,940 --> 00:22:02,180
‫چون عموی تو اون درخت رو قطع کرده بود؟

272
00:22:09,410 --> 00:22:12,580
‫من قبل از این که به دنیا بیام،
‫به تو ربط پیدا کردم

273
00:22:12,990 --> 00:22:15,600
‫بعضی‌اوقات سرنوشت خیلی قدرتمند به‌نظر میاد

274
00:22:16,000 --> 00:22:19,740
‫مثل جزر و مدی که ما رو
‫برخلاف میل‌مون با خودش می‌بره

275
00:22:20,210 --> 00:22:25,490
‫و بعضی‌وقتا هم به سُستی یه تار عنکبوتـه

276
00:22:29,430 --> 00:22:31,010
‫تو نباید می‌اومدی اینجا

277
00:23:13,640 --> 00:23:14,640
‫مورادین؟

278
00:23:17,430 --> 00:23:18,680
‫مورادین؟

279
00:23:19,480 --> 00:23:21,400
‫سوانا گفته بود که تو اینجایی

280
00:24:07,070 --> 00:24:09,280
‫جاندوئین، چت شده؟
‫مبارزه کن

281
00:24:32,930 --> 00:24:34,970
‫جاندوئین! بیا.
‫زود باش!

282
00:24:35,050 --> 00:24:37,890
‫سربازهای لیمان نباید تا اینجای کوه
‫پیشروی می‌کردن. بجنب.

283
00:24:41,180 --> 00:24:42,520
‫پیداش کردم

284
00:24:44,440 --> 00:24:45,440
‫کجا؟

285
00:25:00,410 --> 00:25:01,410
‫نه

286
00:25:04,750 --> 00:25:05,960
‫عشق من...

287
00:25:06,710 --> 00:25:09,880
‫من...

288
00:25:09,960 --> 00:25:12,050
‫پادشاه‌شون رو پیدا کردم

289
00:25:13,800 --> 00:25:16,180
‫سوگندشکن رو

290
00:25:17,550 --> 00:25:23,180
‫با نیزه‌ی خودم جونش رو گرفتم

291
00:25:24,770 --> 00:25:26,270
‫روشنی قلب من...

292
00:25:28,900 --> 00:25:29,940
‫ما پیروز شدیم

293
00:25:30,520 --> 00:25:32,160
‫هیچ نشونه‌ای از بچه نیست

294
00:25:44,460 --> 00:25:46,000
‫نه!

295
00:25:59,760 --> 00:26:01,010
‫مادرم

296
00:26:04,180 --> 00:26:05,600
‫پدرم

297
00:26:05,690 --> 00:26:08,560
<i>‫هر قدمی به جلو، گامی به گذشته‌ای دور است</i>

298
00:26:09,770 --> 00:26:13,780
<i>‫هر قدمی به جلو، گامی به گذشته‌ای دور است</i>

299
00:26:55,860 --> 00:26:58,650
‫لاترا سدای همه‌تون رو به اینجا فراخونده

300
00:26:58,650 --> 00:27:01,560
‫باید با هردرخواستی که کرد،
‫موافقت کنی، ماندین

301
00:27:04,080 --> 00:27:05,620
‫بقیه هم میان؟

302
00:27:05,700 --> 00:27:07,370
‫بعضی‌هاشون.
‫بیشترشون.

303
00:27:08,460 --> 00:27:12,290
‫تو خواب با خواهرهام حرف زدم و
‫همه‌مون یه خوابی رو دیدیم

304
00:27:13,380 --> 00:27:16,590
‫رهبرانی که نیان و موافقت نکنن،

305
00:27:17,340 --> 00:27:18,670
‫اسم‌شون از یادها میره

306
00:27:23,350 --> 00:27:29,020
‫اگه برنگشتم، امیدوارم که پسر و دخترهامون
‫همچنان حافظ سپت باشن

307
00:27:29,850 --> 00:27:32,810
‫من این کار رو می‌کنم،
‫روشنی قلبم

308
00:27:35,230 --> 00:27:37,860
‫اما یادت بمونه،
‫باید موافقت کنی

309
00:27:42,070 --> 00:27:45,280
‫آی‌سدای گفته که نباید هیچ سلاحی
‫به روئیدین برده شه

310
00:28:40,340 --> 00:28:42,680
‫لاترا پوسه دسومه

311
00:28:43,260 --> 00:28:45,470
‫چرا ما رو به اینجا فراخوندی؟

312
00:28:45,470 --> 00:28:50,060
‫چون آخرین افرادی که آییلی واقعی بودن،
‫حالا همه مُردن

313
00:28:50,680 --> 00:28:52,752
‫برای همینـه که شما اینجایید

314
00:28:53,230 --> 00:28:56,440
‫افرادی که این شهر رو ساختید،
‫این درخت رو کاشتید

315
00:28:57,940 --> 00:29:01,280
‫- چرا شمشیرهاتون رو همراه ندارید؟
‫- ممنوعـه

316
00:29:01,360 --> 00:29:03,070
‫اما دلیلش رو نمی‌دونید

317
00:29:03,900 --> 00:29:05,910
‫خیلی چیزها هست که نمی‌دونید

318
00:29:05,995 --> 00:29:09,665
‫بانوی فرزانه گفت از ما درخواستی دارید...

319
00:29:12,251 --> 00:29:16,172
‫آن که در میان شما خواهان رهبری‌ست،
‫ باید به روئیدین برود،

320
00:29:16,255 --> 00:29:18,549
‫چه رئیس قبیله باشد و چه بانوی خردمند،

321
00:29:19,133 --> 00:29:24,597
‫و در آنجا دریابد که نیاکانش از کجا آمده‌اند
‫و چرا شما اجازه استفاده از شمشیر ندارید.

322
00:29:25,514 --> 00:29:28,058
‫کسی که این حقیقت را
‫کشف نکند، محکوم به فناست.

323
00:29:28,767 --> 00:29:29,935
‫می‌بینید که آماده‌ایم

324
00:29:30,728 --> 00:29:33,522
‫آن که از میان ما فرا خوانده شود،
‫رهبری آییلی‌ها را بر عهده خواهد گرفت.

325
00:29:33,606 --> 00:29:34,607
‫نه!

326
00:29:35,191 --> 00:29:38,944
‫آن که قرار است آییلی‌ها
‫را رهبری کند، دیرتر خواهد آمد؛

327
00:29:39,028 --> 00:29:42,865
‫از تبارِ آییل، اما نه در
‫میان آنان پرورش‌یافته.

328
00:29:42,948 --> 00:29:46,911
‫کاراکارن از روئیدین در
‫سپیده‌دم ظهور خواهد کرد

329
00:29:46,994 --> 00:29:49,705
‫و شما را با زنجیرهایی که
‫نمی‌توانید بشکنید، در بند خواهد کشید

330
00:29:49,788 --> 00:29:53,083
‫کاراکارن شما را بازخواهد گرداند و نابود خواهد کرد.

331
00:29:54,502 --> 00:29:56,879
‫از ما چه درخواستی دارید؟

332
00:30:12,436 --> 00:30:15,147
‫شما، رؤسای قبایل، باید از میان
‫این ستون‌ها عبور کنید

333
00:30:15,231 --> 00:30:17,942
‫در راهی که اجدادتـان پیومده‌اند، قدم گذارید

334
00:30:18,025 --> 00:30:23,781
‫جهان را از نگاه آن‌ها ببینید و
‫بدانید که چه بوده‌اید و چه هستید.

335
00:30:23,864 --> 00:30:29,870
‫بدانید چرا ما، آیس سدای‌ها،
‫شما را «سوگندشکن» می‌نامیم

336
00:30:35,876 --> 00:30:36,877
‫من خواهم رفت

337
00:30:37,878 --> 00:30:40,089
‫از گذشته‌ام هراسی ندارم

338
00:30:42,091 --> 00:30:43,926
‫ما «سوگندشکن» نیستیم

339
00:31:22,256 --> 00:31:25,467
‫درخت زندگی، چـورا

340
00:31:25,551 --> 00:31:27,052
‫چـورا، آون‌دزورا

341
00:31:27,136 --> 00:31:29,054
‫خیلی کشیدی‌ها

342
00:31:29,138 --> 00:31:31,223
‫عجله کنید. آدن پیر الان میاد بالای سرمون!

343
00:31:31,307 --> 00:31:33,433
‫می‌دونستید قدمت این درخت
‫به قبل از «فروپاشی» برمی‌گرده؟

344
00:31:33,434 --> 00:31:37,104
‫می‌گن اگه زیر شاخه‌هاش
‫بشینی طعم آرامش رو می‌چشی

345
00:31:37,187 --> 00:31:39,940
‫می‌تونم حسش کنم

346
00:31:42,901 --> 00:31:47,573
‫برید اون‌ور ببینم!

347
00:31:47,656 --> 00:31:50,659
‫این درخت از سه‌تاتون روی هم با ارزش‌تره!

348
00:31:52,911 --> 00:31:55,497
‫بعید می‌دونم توی اون گلدون کوچیک بتونه بزرگ شه!

349
00:31:55,581 --> 00:31:57,124
‫بیخیال بچه‌ها

350
00:31:57,207 --> 00:32:00,377
‫آدنِ پیر می‌گه باید توی این بیابون یه شهر بسازیم

351
00:32:01,003 --> 00:32:04,048
‫شهری مملو از صلح، برای آییلی‌ها
‫این درختـه رو هم باید اون‌جا بکاریم

352
00:32:04,757 --> 00:32:08,636
‫حتماً، حتماً. چقدرم که درخت‌
‫توی بیابون رشد می‌کنه!

353
00:32:08,719 --> 00:32:10,763
‫مامان؟

354
00:32:13,432 --> 00:32:14,433
‫مامان؟

355
00:32:17,061 --> 00:32:18,437
‫چی شده؟

356
00:32:20,522 --> 00:32:21,523
‫خواهرت...

357
00:32:23,734 --> 00:32:27,780
‫راهزن‌ها، دزدیدنش...

358
00:32:30,115 --> 00:32:32,034
‫داشتیم لباس‌ها رو توی آب می‌شستیم...

359
00:32:34,036 --> 00:32:35,204
‫کلین رو هم بردن!

360
00:32:36,372 --> 00:32:37,623
‫- نه!
‫- نه!

361
00:32:38,457 --> 00:32:40,292
‫باید نجات‌شون بدیم

362
00:32:40,376 --> 00:32:42,378
‫نه. نه. هیچ حرفی از این ماجرا نزنید

363
00:32:42,878 --> 00:32:44,838
‫«همه‌چی درست می‌شه»

364
00:32:45,631 --> 00:32:49,134
‫خواهش می‌کنم.
‫سریع برین تو ارابه‌هاتون، باشه؟

365
00:32:51,261 --> 00:32:52,262
‫همین الان!

366
00:32:55,849 --> 00:32:56,850
‫«همه‌چی درست می‌شه»

367
00:32:56,934 --> 00:33:00,396
‫«همه‌چی درست می‌شه»
‫«هیچ مشکلی پیش نمیاد»

368
00:33:01,820 --> 00:33:08,820
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

369
00:33:10,823 --> 00:33:13,742
‫شنیدی که چی گفت! هنوز زنده‌ان

370
00:33:13,826 --> 00:33:15,202
‫گفت دزدیدن‌شون!

371
00:33:15,953 --> 00:33:17,121
‫باید یه‌کاری کنیم

372
00:33:17,204 --> 00:33:18,330
‫نمی‌تونیم!

373
00:33:20,874 --> 00:33:22,209
‫کنار رودخونه بودن.

374
00:33:23,419 --> 00:33:25,337
‫اگه رد پاهاشون رو دنبال کنیم...

375
00:33:28,757 --> 00:33:31,260
‫باید تا شب صبر کنیم؛ یواشکی
‫می‌زنیم بیرون و نجات‌شون می‌دیم

376
00:33:32,553 --> 00:33:33,554
‫بدون خشونت و درگیری!

377
00:33:59,955 --> 00:34:02,082
‫دخترها سمتِ راست آتیش‌ خوابـن

378
00:34:03,584 --> 00:34:05,836
‫من آروم بیدارشون می‌کنم

379
00:34:06,754 --> 00:34:09,214
‫تا راهزن‌ها بیدار نشدن، یواشکی فراری‌شون می‌دیم

380
00:34:09,298 --> 00:34:10,382
‫اگه بیدار شدن چی؟

381
00:34:11,216 --> 00:34:12,676
‫من کلین رو تنها نمی‌ذارم

382
00:34:17,514 --> 00:34:20,225
‫نقاب‌هاتون رو آماده کنید تا
‫یه‌وقت چهره‌هامون رو نبینن!

383
00:34:46,543 --> 00:34:48,462
‫مگرین؟

384
00:34:51,465 --> 00:34:52,549
‫لووین؟

385
00:34:52,633 --> 00:34:54,384
‫این‌جا چیکار می‌کنین؟

386
00:34:54,468 --> 00:34:57,721
‫مثل خوک تیکه‌تیکه‌ات می‌کنم

387
00:34:59,097 --> 00:35:01,141
‫می‌خوای مثل خواهرت جیغ بزنی؟

388
00:35:01,225 --> 00:35:03,143
‫یا شماها فقط بلدید...

389
00:35:05,646 --> 00:35:07,332
‫مگرین، بلندشـو!

390
00:35:07,356 --> 00:35:08,982
‫- پاشید بریم!
‫- می‌ترسیم

391
00:35:09,066 --> 00:35:11,106
‫زودباشید. باید فرار کنیم

392
00:35:17,616 --> 00:35:19,618
‫نـه! لووین
‫نـه!

393
00:35:26,708 --> 00:35:29,044
‫ای نـور عزیز، حافظ ما باش

394
00:35:38,387 --> 00:35:39,680
‫چارلین؟

395
00:35:40,472 --> 00:35:42,432
‫چارلین، حالت خوبه؟

396
00:35:45,978 --> 00:35:49,648
‫نه، نه، نه، نه

397
00:35:50,190 --> 00:35:52,734
‫نه، نه، نه، نه

398
00:35:55,237 --> 00:35:58,198
‫ما چیکار کردیم؟

399
00:36:12,212 --> 00:36:17,426
‫نه. اون یه اسلحه‌ست
‫به هیچ دردی نمی‌خوره

400
00:36:19,761 --> 00:36:21,388
‫«مسلک برگ» استفاده ازش رو ممنوع کرده.

401
00:36:23,390 --> 00:36:24,766
‫نیزه...

402
00:36:27,311 --> 00:36:29,021
‫با نیزه می‌شه شکم رو سیر کرد

403
00:37:05,891 --> 00:37:06,892
‫چی شده؟

404
00:37:07,559 --> 00:37:08,560
‫اون همه‌شون رو کشت

405
00:37:10,896 --> 00:37:12,189
‫مردهایی که اذیت‌مون کردن

406
00:37:14,024 --> 00:37:15,400
‫لووین اومد و همه‌شون رو کُشت

407
00:37:23,700 --> 00:37:27,746
‫نباید از این حرف‌ها بزنی دخترم، نباید از این حرف‌ها بزنی

408
00:37:33,752 --> 00:37:35,045
‫حقیقت داره؟

409
00:37:37,673 --> 00:37:38,924
‫حقیقت داره؟

410
00:37:40,300 --> 00:37:41,551
‫می‌خواستن ما رو بکشن

411
00:37:43,845 --> 00:37:44,972
‫چارلین رو کُشتن

412
00:37:48,433 --> 00:37:49,559
‫آدم کُشتین؟

413
00:37:50,185 --> 00:37:51,812
‫اون‌ها مگرین رو اسیر کرده بودن بابابزرگ!

414
00:37:54,022 --> 00:37:55,107
‫اذیت‌ش کردن!

415
00:37:56,024 --> 00:37:57,317
‫انتظار داشتی چیکار کنیم؟

416
00:38:00,404 --> 00:38:03,031
‫عزیز از دست رفته‌مون رو خاک
‫می‌کنیم و به مسیرمون ادامه می‌دیم

417
00:38:03,657 --> 00:38:04,908
‫کار دیگه‌ای از دست‌مون برمیاد؟

418
00:38:07,119 --> 00:38:08,120
‫شما...

419
00:38:10,706 --> 00:38:13,041
‫شما دیگه در قوم آییل جایی ندارید.

420
00:38:13,792 --> 00:38:17,087
‫غریبه‌ها! سوگندشکنان!

421
00:38:21,967 --> 00:38:24,720
‫مامان، خواهش می‌کنم

422
00:38:28,473 --> 00:38:29,683
‫مامان؟

423
00:38:30,434 --> 00:38:32,144
‫مامان؟

424
00:38:39,901 --> 00:38:42,237
‫خواهش می‌کنم

425
00:38:48,118 --> 00:38:51,038
‫تو کی هستی که به من می‌گی مامان؟

426
00:38:58,003 --> 00:39:00,047
‫چهره‌ات رو از من بپوشون غریبه!

427
00:39:04,134 --> 00:39:07,304
‫روزی پسری داشتم که
‫چهره‌اش شبیه به تو بود،

428
00:39:08,930 --> 00:39:10,932
‫نمی‌خوام این چهره رو روی صورت یه قاتل ببینم.

429
00:39:14,519 --> 00:39:15,812
‫مامان!

430
00:39:16,855 --> 00:39:18,231
‫از این‌جا برو!

431
00:39:34,456 --> 00:39:35,582
‫مامان!

432
00:39:45,383 --> 00:39:46,802
‫الان چیکار کنیم؟

433
00:39:51,348 --> 00:39:52,349
‫ازشون محافظت می‌کنیم

434
00:39:53,809 --> 00:39:55,310
‫اون‌ها نمی‌تونن خشونت به‌خرج بدن

435
00:39:57,521 --> 00:39:58,522
‫اما ما می‌تونیم

436
00:41:59,517 --> 00:42:01,394
‫«از میان زندگان محو شو»

437
00:42:02,479 --> 00:42:04,189
‫«از میان زندگان محو شو»

438
00:42:11,613 --> 00:42:15,408
‫«برخی امور بر تو واجب‌اند، و برخی
‫دیگر در پرده‌ی نهی پوشیده شده‌اند»

439
00:42:15,992 --> 00:42:18,137
‫«برخی دیگر در پرده‌ی
‫نهی پوشیده شده‌اند»

440
00:42:18,161 --> 00:42:19,579
‫«برخی دیگر در پرده‌ی
‫نهی پوشیده شده‌اند»

441
00:42:20,163 --> 00:42:22,290
‫ آویه‌یندا

442
00:42:22,374 --> 00:42:25,168
‫«چرخ زمان، بی‌وقفه در هزاران هزار دور»

443
00:42:25,252 --> 00:42:27,504
‫«چرخ زمان، بی‌وقفه در هزاران هزار دور»

444
00:42:28,505 --> 00:42:30,257
‫«بی‌وقفه در هزاران هزار دور»

445
00:42:57,492 --> 00:42:58,493
‫چی شده عزیزدلم؟

446
00:43:04,332 --> 00:43:06,710
‫- همه به پا خیزید؛ تشریف‌فرما می‌شوند
‫- مورین؟

447
00:43:06,793 --> 00:43:08,437
‫- ناظر مهر و موم‌ها.
‫- داری اشتباه می‌کنی...

448
00:43:08,461 --> 00:43:10,481
‫- شعله‌ی «تار والون»
‫- خواهش می‌کنم مورین. این‌کار رو نکن

449
00:43:10,505 --> 00:43:12,424
‫- آمیرلین سیت!
‫- نه، نه، نه

450
00:43:12,507 --> 00:43:14,426
‫مورین، اینکارو با من نکن!

451
00:43:15,302 --> 00:43:19,472
‫لن ماندراگورن
‫پیوندمـان را قطع می‌کنم

452
00:43:25,979 --> 00:43:28,773
‫رند ال‌ثور، این پیوند را می‌پذیری؟

453
00:43:29,357 --> 00:43:30,358
‫می‌پذیرم

454
00:43:53,340 --> 00:43:57,802
‫اژدهای دوباره متولد شده،
‫با شما پیمان وفاداری می‌بندم

455
00:44:28,458 --> 00:44:29,459
‫آدن؟

456
00:44:32,504 --> 00:44:33,546
‫آدن؟

457
00:44:41,971 --> 00:44:42,972
‫آدن؟

458
00:44:45,558 --> 00:44:47,811
‫- آدن؟
‫- پدربزرگ؟

459
00:44:49,020 --> 00:44:50,021
‫پسرم

460
00:44:51,689 --> 00:44:53,650
‫مامان‌بابا کجـان؟

461
00:44:53,733 --> 00:44:58,071
‫پسرم. بیا این‌جا. بیا. بیا

462
00:44:59,906 --> 00:45:00,907
‫جونای؟

463
00:45:04,411 --> 00:45:05,995
‫اون همین حالا هم خیلی اذیت شده، جونای

464
00:45:07,205 --> 00:45:10,125
‫به اندازه‌ی کافی بدبختی کشیدیم
‫دیگه تحمل نداریم

465
00:45:11,126 --> 00:45:12,168
‫چی می‌گین؟

466
00:45:13,545 --> 00:45:18,967
‫عزیزان از دست رفته‌مون رو خاک می‌کنیم
‫و به مسیرمون ادامه می‌دیم

467
00:45:21,052 --> 00:45:22,762
‫چه کار دیگه‌ای از دستمون برمیاد؟

468
00:45:23,721 --> 00:45:27,892
‫دیگر یاران بزودی خواهند رسید و در آن
‫سوی رشته‌کوه‌ به ما خواهند پیوست.

469
00:45:27,976 --> 00:45:29,602
‫دخترم این اتفاق رو در خواب دیده

470
00:45:29,686 --> 00:45:30,687
‫ما می‌ریم سمت جنوب

471
00:45:32,355 --> 00:45:35,233
‫آی‌سدای‌ها آخرین مردی که می‌تونست
‫قدرت رو احضار کنـه کُشتن

472
00:45:35,316 --> 00:45:38,736
‫همه‌چی داره درست می‌شه؛
‫ما هم می‌ریم یه‌جای امن پیدا می‌کنیم

473
00:45:38,820 --> 00:45:41,281
‫جایی که دوباره بتونیم همه با هم آواز برداشت محصول بخونیم

474
00:45:42,907 --> 00:45:44,200
‫یادت میاد؟

475
00:45:45,368 --> 00:45:47,620
‫یادم میاد.
‫جایی نرید...

476
00:45:52,041 --> 00:45:53,376
‫آدن، تو هم می‌تونی باهامون بیای!

477
00:45:55,170 --> 00:45:56,171
‫خواهش می‌کنم

478
00:45:59,799 --> 00:46:01,301
‫من سوگند ام رو نمی‌شکنم

479
00:46:06,931 --> 00:46:10,977
‫گرمای آتش ما همیشه پذیرای شما خواهد بود

480
00:46:11,603 --> 00:46:13,313
‫به‌سلامت برید

481
00:46:14,564 --> 00:46:18,610
‫مسلک برگ، مسلک صلح است

482
00:46:19,903 --> 00:46:21,362
‫الان چیکار کنیم بابابزرگ؟

483
00:46:22,697 --> 00:46:27,118
‫عزیزان از دست رفته‌مون رو خاک می‌کنیم
‫و به مسیرمون ادامه می‌دیم

484
00:46:28,828 --> 00:46:29,829
‫چه کار دیگه‌ای از دستمون برمیاد؟

485
00:46:43,718 --> 00:46:44,719
‫مادرت...

486
00:46:45,887 --> 00:46:50,058
‫توی خواب‌هاش چیزهای بی‌نظیری دیده...

487
00:46:50,141 --> 00:46:51,142
‫مثلاً چی؟

488
00:46:52,727 --> 00:46:53,728
‫یک شهر

489
00:46:55,313 --> 00:46:56,356
‫در میان بیابان‌ها

490
00:46:57,357 --> 00:47:01,819
‫مکانی که ما، آییلی‌ها، بتوانیم
‫به آنجا برویم و در امنیت باشیم.

491
00:47:03,196 --> 00:47:05,073
‫جایی که از هر خطری در امانیـم

492
00:47:05,823 --> 00:47:06,866
‫اون‌جا کجاست؟

493
00:47:08,368 --> 00:47:09,369
‫شرق...

494
00:47:10,912 --> 00:47:12,372
‫در مسیر روشنایی بامداد،

495
00:47:13,206 --> 00:47:14,707
‫آن‌سوی رشته‌کوه گیتی

496
00:47:42,402 --> 00:47:46,281
‫پدربزرگم مرا موظف کرد تا از این درخت محافظت کنم

497
00:47:46,781 --> 00:47:49,742
‫روزی، نوبت تو خواهد شد

498
00:47:51,452 --> 00:47:53,580
‫چطوری می‌خوایم از رشته‌کوه رد بشیم؟

499
00:47:56,833 --> 00:47:57,833
‫با هم...

500
00:48:21,608 --> 00:48:23,151
‫در راهی که اجدادتـان پیومده‌اند

501
00:48:23,234 --> 00:48:25,737
‫قدم گذارید

502
00:48:25,820 --> 00:48:28,698
‫هر قدمی به جلو، گامی به گذشته‌ای دور است

503
00:48:29,574 --> 00:48:31,159
‫گامی به گذشته‌ای دور است

504
00:48:32,619 --> 00:48:35,955
‫گاهی ده‌ها سال، گاهی صدها سال

505
00:48:58,102 --> 00:48:59,979
‫لاترا سدای...

506
00:49:00,897 --> 00:49:02,649
‫ارابه‌ها آماده‌ان

507
00:49:02,982 --> 00:49:03,983
‫خوبه...

508
00:49:04,817 --> 00:49:06,527
‫قلمه‌های درخت «چورا» هم آماده‌ان؟

509
00:49:06,611 --> 00:49:11,032
‫یک درخت و گلدان برای هر ارابه. جمعاً ده‌هزار تا

510
00:49:11,115 --> 00:49:14,869
‫هر که در پناه شاخه‌هایشان
‫باشد، طعم آرامش را می‌چشد

511
00:49:15,870 --> 00:49:17,163
‫یه‌چیز دیگه...

512
00:49:17,246 --> 00:49:19,123
‫می‌خوام این رو هم با خودت ببری

513
00:49:33,930 --> 00:49:34,931
‫نـه!

514
00:49:35,807 --> 00:49:37,266
‫خیلی با ارزشه!

515
00:49:37,767 --> 00:49:39,977
‫حتی نمی‌تونن برای دفاع ازش مبارزه کنن!

516
00:49:41,312 --> 00:49:44,148
‫آییلی‌ها ثابت کرده‌اند که
‫صلح نیز جرأت می‌طلبد

517
00:49:44,232 --> 00:49:45,483
‫صلح؟

518
00:49:45,858 --> 00:49:47,527
‫برادرانمان، به دستان خودمان جان باخته‌اند

519
00:49:47,610 --> 00:49:50,613
‫و زیر پایمان افتاده‌اند، کدام صلح؟

520
00:49:52,115 --> 00:49:53,300
‫همین برادرانی که می‌گویی هنوز زنده‌اند

521
00:49:53,324 --> 00:49:55,535
‫و برخی از آن‌ها، در آستانه‌ی جنون‌اند

522
00:49:56,244 --> 00:49:59,247
‫اگر زنی رو پیدا کنن که باهاشون همکاری کنه،
‫چه کارهایی که از دستشون برنمیاد!

523
00:49:59,330 --> 00:50:02,125
‫خواهرمون «میرین سدای» رو فراموش کردی؟

524
00:50:02,208 --> 00:50:07,380
‫کسی که «ارباب تاریکی» رو آزاد
‫کرد و نامش را به «لنفیر» تغییر داد

525
00:50:11,092 --> 00:50:13,970
‫این، قوی‌ترین «سانگریل» جهـانه!

526
00:50:14,053 --> 00:50:16,973
‫«ساکارنن»، که منحصراً برای زنان ساخته شده

527
00:50:17,056 --> 00:50:21,102
‫نسخه‌ مردانه‌ی آن، شمشیر کالاندور

528
00:50:21,185 --> 00:50:28,067
‫درون یک سنگ، در قلعه‌ای که هیچ‌کس
‫توان نفوذ به آن را ندارد، پنهان شده

529
00:50:28,151 --> 00:50:31,904
‫امنیت‌ش رو به جنگ و هراس سپرده‌اند

530
00:50:35,116 --> 00:50:36,659
‫اما من امنیت‌ش رو به

531
00:50:38,202 --> 00:50:40,204
‫صلح می‌سپارم

532
00:50:43,750 --> 00:50:46,169
‫از آنچه که به ما واگذار
‫می‌کنید، تا روزی که بازپس‌ش طلب کنید

533
00:50:46,252 --> 00:50:47,795
‫با تمام جان مراقبت خواهیم کرد

534
00:50:48,713 --> 00:50:50,173
‫سوگند می‌خورم

535
00:50:54,761 --> 00:50:55,762
‫بفرمائید

536
00:50:55,845 --> 00:50:58,139
‫اما هرگز توقف نکنید. هرگز

537
00:50:58,222 --> 00:51:01,225
‫تا وقتی که یه‌جای امن پیدا نکردید توقف نکنید

538
00:51:04,979 --> 00:51:07,356
‫جایی که هیچ خطری تهدیدتون نکنه

539
00:51:09,150 --> 00:51:13,696
‫هرطور که شما امر می‌کنید آی‌سدای

540
00:51:18,618 --> 00:51:20,745
‫بر عهد و پیمان‌هایتان ایستادگی کنید

541
00:51:20,828 --> 00:51:25,792
‫و به فرزندگان و نوادگان خود نیز، حفظ آنان را سفارش کنید

542
00:51:25,875 --> 00:51:29,086
‫از «مسلک برگ» پیروی کنید

543
00:51:29,170 --> 00:51:30,296
‫سوگند یاد کنید

544
00:51:32,298 --> 00:51:34,383
‫سوگند می‌خوریم آی‌سدای

545
00:51:34,467 --> 00:51:37,804
‫بر جان و خون خود سوگند می‌خوریم.

546
00:51:37,887 --> 00:51:41,057
‫آییلی‌ها تا ابد پیرو «مسلک برگ» خواهند بود

547
00:51:41,140 --> 00:51:45,561
‫بر جان و خون خود سوگند می‌خوریم.

548
00:51:45,978 --> 00:51:47,772
‫خدمت به شما افتخاری بزرگ ماست

549
00:51:49,982 --> 00:51:51,776
‫افتخاری که همگان بر آن سهیم‌اند.

550
00:52:08,543 --> 00:52:11,420
‫ترسیدی عزیزم؟

551
00:52:18,636 --> 00:52:20,012
‫«همه‌چی درست می‌شه»

552
00:52:21,931 --> 00:52:23,641
‫«همه‌چی درست می‌شه»

553
00:52:24,225 --> 00:52:27,770
‫هر مشکلی که هست...

554
00:52:27,854 --> 00:52:29,313
‫- همه‌چی درست می‌شه
‫- همه‌چی درست می‌شه

555
00:52:58,509 --> 00:53:01,596
‫«از میان زندگان محو شو»

556
00:53:03,472 --> 00:53:05,158
‫«از میان زندگان محو شو»

557
00:53:05,182 --> 00:53:06,934
‫«از میان زندگان محو شو»

558
00:53:07,018 --> 00:53:09,312
‫«از میان زندگان محو شو»

559
00:53:19,322 --> 00:53:24,535
‫رهبری یعنی آگاهی از گذشته‌ی خویش، و
‫درک ماهیت خونی که در رگ‌هایتان جاری است.

560
00:53:39,634 --> 00:53:43,220
‫هر قدمی به جلو، گامی به گذشته‌ای دور است

561
00:54:01,322 --> 00:54:03,032
‫عجب آواز زیبایی!

562
00:54:04,075 --> 00:54:05,451
‫میرین سدای؟

563
00:54:05,534 --> 00:54:07,411
‫اهل این‌جایی، درسته؟

564
00:54:07,495 --> 00:54:08,829
‫بله سرورم

565
00:54:08,913 --> 00:54:10,313
‫خانواده‌ام همچنان توی این زمین‌ها کشاورزی می‌کنن

566
00:54:10,373 --> 00:54:12,124
‫الان دارن محصولات‌شون رو برداشت می‌کنن

567
00:54:12,208 --> 00:54:13,668
‫برو یه سری بهشون بزن

568
00:54:13,751 --> 00:54:15,145
‫امروز روز مهمی برای توئـه، مگه نه؟

569
00:54:15,169 --> 00:54:17,296
‫می‌تونم فردا برم

570
00:54:18,255 --> 00:54:19,548
‫فردا؟

571
00:54:20,424 --> 00:54:23,010
‫فردا، همه‌چیز متفاوت خواهد بود

572
00:54:24,845 --> 00:54:26,597
‫می‌دونم نباید این رو بپرسم

573
00:54:27,556 --> 00:54:28,933
‫اما اون چیـه؟

574
00:54:29,141 --> 00:54:30,559
‫حاصل دست‌رنج شماست

575
00:54:31,352 --> 00:54:33,688
‫ظریف‌ترین بخشِ رشته‌ی نـور

576
00:54:33,771 --> 00:54:38,150
‫جایی که باید از آن عبور کرده و ببینیم در
‫آن طرف چه چیزی در انتظار ماست

577
00:54:38,234 --> 00:54:40,194
‫چه چیزی اون‌جاست؟

578
00:54:41,445 --> 00:54:42,613
‫قدرتی که...

579
00:54:42,989 --> 00:54:45,074
‫هم زنان و هم مردان توانایی احضارش را دارند

580
00:54:45,658 --> 00:54:47,159
‫قدرتِ واقعی

581
00:54:48,035 --> 00:54:49,795
‫قدرتی که همه‌چیز رو تغییر می‌ده

582
00:54:50,037 --> 00:54:51,330
‫می‌تونی تصور کنی؟

583
00:54:51,414 --> 00:54:54,834
‫چیزی که هرکسی در هر جایی می‌تونه
‫ازش استفاده کنه

584
00:54:54,917 --> 00:54:57,253
‫نه فقط لویس ترین و آی‌سدای‌ها...

585
00:54:57,336 --> 00:55:00,172
‫بلکه تو و خانواده‌ات هم می‌تونین
‫ازش استفاده کنید

586
00:55:00,798 --> 00:55:04,719
‫دیگه نیازی نیست با دست محصولات‌شون رو برداشت کنن

587
00:55:04,802 --> 00:55:09,682
‫آره...اما با دست برداشت کردن حس خیلی خوبی داره
‫نمی‌تونم توصیفش کنم

588
00:55:11,017 --> 00:55:14,103
‫احساسِ لمس کردن گندمی که خودت پرورش دادی

589
00:55:14,854 --> 00:55:17,440
‫خاکی که خودت شخم زدی...

590
00:55:19,859 --> 00:55:21,861
‫حس خیلی خوبیه!

591
00:55:23,738 --> 00:55:24,864
‫برو

592
00:55:26,073 --> 00:55:27,658
‫خانواده‌ات رو ببین

593
00:55:29,493 --> 00:55:31,370
‫آواز بخوان

594
00:55:41,130 --> 00:55:42,214
‫مطمئنی؟

595
00:55:44,425 --> 00:55:46,510
‫در این جهان، هیچ رسالتی مهم‌تر از

596
00:55:47,344 --> 00:55:49,513
‫هم‌نشینی و حفاظت از عزیزان‌مون وجود نداره

597
00:56:55,454 --> 00:56:57,957
‫اجداد خونی

598
00:56:58,040 --> 00:56:59,834
‫مسلک برگ

599
00:57:03,879 --> 00:57:05,047
‫سوگندشکنان

600
00:57:08,509 --> 00:57:09,844
‫اجداد خونی

601
00:58:28,923 --> 00:58:30,174
‫ آویه‌یندا

602
00:58:43,520 --> 00:58:44,563
‫متاسفم

603
00:58:46,065 --> 00:58:47,483
‫من نمی‌دونستم...

604
00:58:48,692 --> 00:58:50,819
‫- قضیه شمشیر رو...
‫- الان می‌دونی؟

605
00:58:55,199 --> 00:58:58,244
‫من به اندازه‌ای می‌دونم که فهمیدم
‫هیچوقت قرار نیست به درک کامل برسم

606
00:59:05,209 --> 00:59:06,460
‫تو...

607
00:59:08,379 --> 00:59:10,047
‫مورین رو دیدی؟

608
00:59:10,130 --> 00:59:11,298
‫اون...

609
00:59:12,424 --> 00:59:13,592
‫هنوز داخلـه

610
00:59:20,849 --> 00:59:23,060
‫صبرکن. صبرکن.
‫کجا می‌ری؟

611
00:59:25,229 --> 00:59:26,230
‫برمی‌گردم

612
00:59:26,855 --> 00:59:27,856
‫سمت چادرها؟

613
00:59:29,650 --> 00:59:30,651
‫مگه تو نمیای؟

614
00:59:32,486 --> 00:59:33,779
‫نه بدون اون

615
00:59:36,240 --> 00:59:38,993
‫هرطور راحتی، غربی!

616
00:59:41,369 --> 01:00:03,369
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

617
01:00:04,643 --> 01:00:07,396
‫«از میان زندگان محو شو»

618
01:00:07,479 --> 01:00:09,148
‫«از میان زندگان محو شو»

619
01:00:10,774 --> 01:00:12,484
‫نمی‌تونی با همه‌مون بجنگی!

620
01:00:20,409 --> 01:00:22,244
‫هزاران هزار دور

621
01:00:22,328 --> 01:00:23,412
‫هزاران هزار دو

622
01:00:23,495 --> 01:00:25,748
‫چرخ زمان، بی‌وقفه در هزاران هزار دور

623
01:00:34,548 --> 01:00:35,758
‫مورین...

624
01:00:45,392 --> 01:00:50,022
‫مردمان این برج هرگز به تو تعظیم نخواهند کرد

625
01:01:46,495 --> 01:01:47,830
‫هفت روز گذشته...

626
01:01:50,124 --> 01:01:51,708
‫آویه‌ویندا هفت روز پیش برگشت

627
01:01:55,629 --> 01:01:56,922
‫باید بریم دنبال‌شون!

628
01:02:00,134 --> 01:02:02,719
‫ازمون خواستن این‌جا بمونیم
