WEBVTT

00:06.507 --> 00:09.718
‫تصور کن پرین آیبرا رو تو «دو رود» ببینی!

00:09.719 --> 00:11.678
‫ سفیدپوشان این‌جا چیکار می‌کنن؟

00:11.679 --> 00:13.597
‫ گفتن یه مرد رو توی فالم کشتی

00:14.515 --> 00:17.517
‫ و اگه این همه دردسر به خاطر اینه که
‫دنبال من می‌گردن، یه راه حل ساده داره

00:17.518 --> 00:19.686
‫ توی «تار والون» این زخم‌ها رو درمان کردم

00:21.522 --> 00:22.856
‫ تو جات اینجا نیست

00:22.857 --> 00:25.275
‫باید سگ شکاری‌های من باشید

00:25.276 --> 00:27.193
‫ و اگه آژاهای سیاه بیشتری
‫ هنوز توی برج باشن چی؟

00:27.194 --> 00:29.446
‫اگه ریشه‌کن نشن،
‫ دوباره آدم می‌کشن

00:29.447 --> 00:30.697
‫اونجا، اونجا، اونجا

00:30.698 --> 00:31.906
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

00:31.907 --> 00:37.120
‫یه گوشه از این دنیا رو پیدا کن که
‫بهش تعلق خاطر داری و سِفت بچسب بهش

00:37.121 --> 00:38.997
‫ من «مین» رو به‌عنوان یک خدمتکار معرفی کردم

00:38.998 --> 00:40.665
‫می‌دونم از دستم ناراحتی

00:40.666 --> 00:42.375
‫ آره، میشه گفت هنوز یه کم ناراحتم،

00:42.376 --> 00:44.377
‫ از اینکه منو به طردشدگان فروختی

00:44.378 --> 00:46.921
‫مرد خاکستری

00:46.922 --> 00:49.507
‫فقط یه طردشده هست که
‫ می‌تونه خلق‌شون کنه

00:49.508 --> 00:51.676
‫الایدا سدای از آژاهای سرخ

00:51.677 --> 00:54.471
‫اون تعهدات دیرینه می‌تونه
‫تهدید جدی تلقی بشه

00:54.472 --> 00:55.972
‫لرد گابریل

00:55.973 --> 00:57.182
‫تقدیم به محبوب‌ترین شاهزاده‌ی همسر

00:57.183 --> 00:58.266
‫زنده باد پادشاه

00:59.990 --> 01:10.990
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:28.172 --> 01:29.423
‫شک داشتم میای یا نه

01:31.133 --> 01:32.593
‫ولی من مطمئن بودم که میای

01:33.803 --> 01:35.178
‫سامائل

01:35.179 --> 01:38.224
‫از هیچ فرصتی برای وراجی و
‫خودنمایی نمی‌گذری

01:45.356 --> 01:50.152
‫ماتیک می‌بینم؟
‫هنوز هیچی نشده هم‌خواب یه ملکه شدی، راوین

01:51.737 --> 01:53.905
‫هنوز یه ماهم از آزادیت نمی‌گذره

01:53.906 --> 01:56.324
‫به قول خودش و
‫کوچیک و بزرگِ دور و برش

01:56.325 --> 01:59.453
‫تقریباً یه دهه‌ست که
‫عاشق و دلباخته‌ی همدیگه‌ایم

02:00.412 --> 02:03.081
‫کارِ دل حساب و کتاب نداره

02:04.667 --> 02:06.876
‫از روز ازل رو هنرت وسواس داشتی

02:06.877 --> 02:09.879
‫باشه بعداً برید تو ماتحتِ همدیگه

02:09.880 --> 02:11.798
‫اژدها کجاست، لنفیر؟

02:11.799 --> 02:14.425
‫مشکلات بزرگ‌تری تا رند آل‌ثور رو دست‌مونـه

02:16.136 --> 02:17.595
‫رند آل‌ثور

02:17.596 --> 02:20.640
‫دفعه‌ی قبل درس عبرت نشد برات، نه؟

02:20.641 --> 02:22.851
‫جوری این لویس ترین
‫عقل و هوشت رو دزدیده که

02:22.852 --> 02:27.648
‫کافیـه لب تَر کنه تا فرش زیر پاش بشی

02:36.156 --> 02:39.909
‫دفعه‌ی قبل برامون درس عبرت نشد؟

02:39.910 --> 02:42.787
‫ما، برگزیدگان، بیشتر از اژدها،
‫به جونِ همدیگه افتادیم

02:42.788 --> 02:44.498
‫تهش چی شد، ها؟

02:45.916 --> 02:47.960
‫بگو ببینم، واسه چی ما رو کِشوندی اینجا؟

02:48.544 --> 02:49.544
‫موگدین

02:49.545 --> 02:55.675
‫ما رو مگس فرض کردی که
‫یه عنکبوت بخواد ترس به جون‌مون بندازه؟

02:55.676 --> 02:57.927
‫شاید بزدل باشه، ولی باهوشـه

02:57.928 --> 03:01.014
‫خودش می‌دونه عددی نیست که
‫بخواد با ما سرشاخ بشه

03:01.015 --> 03:03.683
‫از تو شروع می‌کنه،
‫چون از همه‌مون ضعیف‌تری

03:03.684 --> 03:05.894
‫بعد دونه دونه ما رو می‌زنه کنار تا

03:05.895 --> 03:09.188
‫از نردبون قدرت بالا بره و
‫بالاخره دستش به من برسه

03:09.189 --> 03:12.358
‫تا همه‌مون رو نکُشه،
‫نمی‌تونه دست راستِ ارباب تاریکی بشه

03:12.359 --> 03:16.864
‫اگه واقعاً انقدر قدرتمندی،
‫پس چرا ارباب بزرگ باهات حرف نمی‌زنه؟

03:17.907 --> 03:20.116
‫بعدشم، چرا دست راستش نیستی؟

03:20.117 --> 03:22.744
‫چرا رهبرمون نیستی؟

03:22.745 --> 03:25.580
‫شاید هنوزم عزادارِ ایشامیلـه

03:25.581 --> 03:28.542
‫پس پیشنهادت اتحاده؟

03:29.168 --> 03:30.877
‫برای از پا در آوردن موگدین؟

03:30.878 --> 03:33.546
‫اگه صلاح دونستم با بقیه در میون میذارم

03:33.547 --> 03:35.174
‫بقیه؟

03:36.216 --> 03:38.259
‫گریندال و سمیراک

03:38.260 --> 03:40.638
‫راستی، سلام رسوندن

03:41.263 --> 03:42.972
‫یه کمی بهشون بَر خورد که
‫برای این دورهمی کوچولو

03:42.973 --> 03:44.558
‫دعوت‌شون نکردی

03:45.726 --> 03:49.605
‫منو که می‌شناسی،
‫وراجی نکنم می‌میرم

03:52.900 --> 03:54.943
‫سیاستمدارِ عالم تویی

03:56.487 --> 03:58.781
‫به حرف‌هام فکر کن

03:59.907 --> 04:01.158
‫می‌دونی که منطقیـه

04:14.630 --> 04:16.090
‫بزدل؟

04:19.051 --> 04:20.510
‫گفت باهوش هم هستی

04:20.511 --> 04:25.223
‫انگار وقتی گفت من حاضرم بکُشمت، باورت شد

04:25.224 --> 04:29.144
‫خب، جفت‌مون هم می‌دونیم که
‫احتمال داره تلاشت رو بکنی

04:33.565 --> 04:37.945
‫دوباره لنفیر
‫همون بازی قدیمیش رو راه انداخته

04:39.405 --> 04:40.948
‫ولی من نه

04:44.702 --> 04:48.913
‫دلم نمی‌خواد سه هزار سالِ تموم حبس بکِشم

04:48.914 --> 04:50.207
‫دیگه نه

05:03.929 --> 05:10.929
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

05:11.953 --> 05:15.953
‫« ترجمه از iredprincess و امیر فرحناک »

06:18.545 --> 06:24.155
‫« چرخ زمان »
‫« فصل سوم، قسمت سوم »

06:40.317 --> 06:45.155
‫خودِ آمیرلین آژاهای سیاه رو
‫با کلی زور و زحمت اسیر کرد

06:46.281 --> 06:48.407
‫حالا، همین‌ها می‌دونن که

06:48.408 --> 06:50.202
‫الباقی خواهرهاشون کجا رفتن و

06:52.746 --> 06:54.997
‫واقعاً دنبال چی هستن

06:54.998 --> 06:57.125
‫با اینکه جویا و آمیکو
‫قدرت‌هاشون رو از دست دادن،

06:57.126 --> 06:58.709
‫ولی لام تا کام حرف نمیزنن

06:58.710 --> 07:02.463
‫آمیرلین معتقده شاید شما بتونید
‫بهتر از ما پیش برید

07:02.464 --> 07:04.675
‫باید یه جوری گول‌شون بزنیم

07:05.759 --> 07:07.510
‫اگه با ایلین تنها باشیم،
‫راحت‌تر می‌تونیم

07:07.511 --> 07:08.594
‫کارمون رو انجام بدیم

07:08.595 --> 07:10.973
‫ما برگ برنده‌ای داریم که شما ندارید

07:12.224 --> 07:13.851
‫آی‌سدای‌ها نمی‌تونن دروغ بگن

07:14.518 --> 07:15.852
‫ولی ما می‌تونیم

07:15.853 --> 07:17.395
‫بیراه هم نمی‌گید

07:17.396 --> 07:19.231
‫این دفعه باید جدا جدا باهاشون صحبت کنیم

07:29.992 --> 07:31.367
‫وارث دختر

07:31.368 --> 07:32.827
‫پذیرفته شده

07:32.828 --> 07:35.581
‫حتماً سوان ضرب‌العجلی
‫از توی منحنی‌ها ردت کرده

07:36.874 --> 07:38.417
‫واسه بازی نیومدیم

07:38.917 --> 07:42.880
‫هر کی اطلاعات بیشتری در مورد
‫آژاهای سیاه بده زنده می‌مونه

07:44.798 --> 07:46.967
‫آژای سیاه دیگه‌ای هم هست که
‫توی برج مونده باشه؟

07:50.762 --> 07:53.598
‫واقعاً هوا برتون داشته که موفق می‌شید

07:53.599 --> 07:56.310
‫وقتی خواهرهای عالِم از پسش بر نیومدن؟

07:57.769 --> 07:59.145
‫آمیکو رو بیار

08:06.904 --> 08:08.989
‫هنوز هم آژای سیاهی توی برج مونده یا نه؟

08:09.948 --> 08:10.990
‫نمی‌دونم

08:10.991 --> 08:13.576
‫همه صرفاً از قلب‌هامون خبر داریم

08:13.577 --> 08:15.661
‫- ولی لیاندرین خبردار شد که...
‫- قلب؟

08:15.662 --> 08:17.873
‫آژاهای سیاه

08:18.582 --> 08:21.709
‫به گروه‌های سه‌نفره‌ای
‫به اسم قلب تقسیم شدیم

08:21.710 --> 08:25.379
‫هر خواهر هم فقط از
‫هویتِ یه آژای سیاه دیگه‌ای

08:25.380 --> 08:26.924
‫خارج از اعضای قلبش با خبره

08:27.883 --> 08:29.592
‫رابط من لیاندرین بود

08:32.471 --> 08:34.764
‫بگو ببینم کجاست

08:34.765 --> 08:36.308
‫خبر ندارم

08:37.100 --> 08:38.977
‫هر چی می‌دونستم رو بهتون گفتم

08:41.605 --> 08:43.232
‫به کارمون نمیاد

08:45.359 --> 08:47.193
‫باورم نمیشه

08:47.194 --> 08:49.403
‫بهرحال، جویا هر چی می‌دونسته گفته،

08:49.404 --> 08:51.240
‫پس بیا کلکش رو بکَنیم

08:51.990 --> 08:54.075
‫می‌خوای اینجوری ازت یاد بشه، آمیکو؟

08:54.076 --> 08:55.786
‫یا می‌خوای ادا و اطوارهات رو بذاری کنار؟

09:12.715 --> 09:14.799
‫لیاندرین عازم تیِر شده

09:15.066 --> 09:18.909
‫می‌خواد به یکی از طردشدگان کمک کنه
‫شمشیر کلندور رو بدست بیاره

09:19.127 --> 09:21.963
‫فقط اژدهاست که می‌تونه طلسم‌های
‫محافظ کلندور رو در هم بشکنه

09:22.688 --> 09:24.773
‫پس دیگه جای هیچ نگرانی نیست

09:27.317 --> 09:28.526
‫حرف‌های آمیکو رو باور می‌کنی؟

09:28.527 --> 09:30.653
‫چندین سال آزگار،
‫وانمود کرده از آژاهای زرده

09:30.654 --> 09:32.446
‫تو گوش بیمارهاش می‌خونده که
‫قراره حال‌شون بهبود پیدا کنه

09:33.407 --> 09:35.199
‫همه هم باورش کردن

09:35.200 --> 09:36.659
‫دقیقاً تا لحظه‌ی آخر

09:36.660 --> 09:38.704
‫شاید دروغ بگه، ولی اقلاً زبون باز کرده

09:39.413 --> 09:41.415
‫که یعنی جونش براش عزیزه

09:45.752 --> 09:51.216
‫لیاندرین رفته دنبال مازریم تایم

09:51.758 --> 09:53.635
‫اژدهای دروغین سلدیا

09:56.722 --> 09:58.682
‫از کجا معلوم که حقیقت رو بگی؟

10:00.475 --> 10:04.520
‫قبل از اینکه به آژاهای سیاه بپیوندم،
‫عضو خاکستری‌ها بودم

10:04.521 --> 10:07.231
‫کارم توی خوندنِ ذهن مردم خلاصه می‌شد

10:07.232 --> 10:08.441
‫موقعیت‌ها

10:08.442 --> 10:12.028
‫که از پیچیده‌ترین مذاکرات
‫یه راه چاره بیرون بکِشم

10:12.029 --> 10:14.573
‫وقتی می‌گید ما رو می‌کُشید،
‫حرف‌تون رو باور می‌کنم

10:15.741 --> 10:17.534
‫از صد فرسخی آدمکش‌جماعت رو تشخیص میدم

10:37.387 --> 10:38.597
‫آلیس!

10:42.684 --> 10:45.519
‫الایدا سدای،
‫آلیس همراه ملکه مورگس رفت

10:45.520 --> 10:47.147
‫من کمک‌تون کنم آماده شید؟

10:50.233 --> 10:52.486
‫آره، بهتره همین کار رو کنی

10:53.445 --> 10:55.572
‫امروز، روزِ خیلی مهمیـه

11:01.912 --> 11:03.497
‫سلدیا یا تیِر

11:04.623 --> 11:07.291
‫از کجا بفهمیم جویا راجع‌به جایی که
‫لیاندرین رفته راست میگه

11:07.292 --> 11:08.543
‫یا که آمیکو؟

11:09.211 --> 11:10.878
‫حرف هیچ‌کدوم‌شون باورم نمیشه

11:10.879 --> 11:14.048
‫تموم فکر و ذکر ورین و آمیرلین شده
‫همین جویا و آمیکو

11:14.049 --> 11:15.801
‫ولی لیاندرین کلید این ماجراست

11:36.822 --> 11:38.657
‫در مورد همینجا بهت گفته بودم ها

11:39.616 --> 11:41.159
‫همون جاییـه که پسرش رو نگه می‌داشت

11:44.663 --> 11:47.749
‫الان تغییر کرده.
‫قبلاً یه سری چیزمیز اینجا بود.

11:49.584 --> 11:52.629
‫چیز میزهایی که پسرش یا شاید هم
‫خودش رو یادِ خونه می‌انداخت

12:01.198 --> 12:04.285
‫دوستش داشتی، نه؟

12:05.934 --> 12:08.185
‫می‌دونم می‌خواست من رو به یه سلاح
‫برای تاریکی تبدیل کنه ها،

12:08.186 --> 12:09.770
‫ولی به نظرم...

12:09.771 --> 12:11.481
‫قصدش کمک به من هم بود

12:12.023 --> 12:13.775
‫اینم می‌دونم که پسرش رو دوست داشت

12:17.279 --> 12:18.864
‫پس حتماً با خودش بردتش

12:20.532 --> 12:22.783
‫نه، پسرش بدجور مریض بود

12:22.784 --> 12:23.869
‫اون...

12:24.703 --> 12:26.204
‫ایلین

12:33.879 --> 12:35.130
‫اون چیـه؟

12:35.755 --> 12:40.385
‫انگار با گچ و نمک کِشیده شده

12:42.053 --> 12:44.221
‫ورین سدای

12:44.222 --> 12:47.975
‫یعنی چی باعث شده
‫پات به این تالارهای مجلل باز بشه؟

12:47.976 --> 12:49.435
‫آتیش‌سوزی توی کتابخونه؟

12:49.436 --> 12:51.228
‫کمبود کیک توی آشپرخونه؟

12:51.229 --> 12:55.775
‫خودت واسه چی اومدی اینجا، الایدا سدای؟

12:56.568 --> 12:58.486
‫من باید با آمیرلین صحبت کنم

12:58.487 --> 12:59.695
‫مادر اعظم توی اتاق کارشـه

12:59.696 --> 13:03.574
‫بنابراین رسماً درخواست ملاقات خصوصی
‫با آمیرلین سیت رو دارم

13:03.575 --> 13:05.701
‫همون‌طوری که تک‌تکِ خواهرها
‫از همچین حقی برخوردارن

13:05.702 --> 13:08.120
‫خواهر که نه، بلکه اعضای شورا

13:08.121 --> 13:09.788
‫فقط یکی از اعضای شورای تالار برج

13:09.789 --> 13:12.333
‫حق داره درخواست ملاقات خصوصی یا رأی بده

13:12.334 --> 13:14.044
‫درست نمیگم، لیانا؟

13:14.753 --> 13:17.796
‫- همین‌طوره
‫- یکمی روال کاری برج رو یادم رفته

13:17.797 --> 13:20.967
‫مثل خودت، الایدا سدای، که
‫مدت مدیدی رو از اینجا دور بودی

13:22.677 --> 13:25.722
‫دست رد به سینه‌ام بزنید،
‫تا ابد از ذهنم پاک نمیشه

13:28.183 --> 13:30.559
‫با یکی از اعضای شورای تالار بیا تا
‫درخواستت برای ملاقات خصوصی

13:30.560 --> 13:32.437
‫با آمیرلین رو در نظر بگیرم

13:48.245 --> 13:49.454
‫الایدا سدای،

13:50.372 --> 13:52.748
‫سال‌هاست که اینجا رو
‫با حضورت نورانی نکردی

13:52.749 --> 13:54.583
‫خیلی سالـه، بانوی من

13:54.584 --> 13:59.881
‫اگه بیشتر از این اومدنم به تعویق می‍فتاد،
‫احتمال داشت به‌کل فراموشش کنم

14:00.840 --> 14:02.174
‫هدایایی آوردم

14:02.175 --> 14:06.845
‫خواهر گلینا، ظاهراً یادم مونده که
‫علاقه‌ی خاصی به

14:06.846 --> 14:09.932
‫توت‌فرنگی‌های وحشی آندور داری

14:11.017 --> 14:13.353
‫اینها مال جنگل سلطنتی مورگسـه

14:14.938 --> 14:16.897
‫ممنونم، الایدا سدای

14:16.898 --> 14:19.108
‫برای شما هم، سوتاما،

14:19.109 --> 14:24.948
‫تحفه‌ای آوردم درخورِ بانوی اعظم آژاهای سرخ

14:28.827 --> 14:29.995
‫وای

14:34.541 --> 14:37.586
‫مال خودت، الایدا

14:38.503 --> 14:40.046
‫واسه من زیادی زرق و برق‌داره

14:40.755 --> 14:42.299
‫بیشتر برازنده‌ی خودتـه

14:53.560 --> 14:56.479
‫با این هدایا به چی می‌خوای برسی؟

14:57.814 --> 14:58.856
‫دنبال چی هستی؟

14:58.857 --> 15:00.984
‫چیزی نمی‌خوام

15:01.901 --> 15:05.279
‫جز اینکه ببینم آژاهای سرخ
‫به جایگاه برحق‌شون

15:05.280 --> 15:06.822
‫توی مرکز این برج برسن

15:06.823 --> 15:09.867
‫درست مثل زمانی که من بانوی اعظم بودم

15:09.868 --> 15:11.786
‫این جریان مال سال‌ها پیشـه

15:13.163 --> 15:15.749
‫الان وقتش نیست که
‫بخوایم منافع خودمون رو پیش ببریم

15:16.249 --> 15:17.458
‫اون هم بعد از لیاندرین

15:17.459 --> 15:19.169
‫اتفاقاً بهترین موقع‌ست

15:20.086 --> 15:23.130
‫اژدها دوباره متولد شده و مذکره

15:23.131 --> 15:25.883
‫چندصدسالـه که ما، سرخ‌پوش‌ها،
‫خودمون رو برای همچین روزی

15:25.884 --> 15:27.886
‫آماده می‌کردیم

15:28.803 --> 15:31.097
‫فقط ما آمادگیش رو داریم

15:31.765 --> 15:35.351
‫خب، پیشنهادت چیـه؟

15:35.352 --> 15:37.603
‫اینکه توی تالار رأی‌گیری راه بندازیم و

15:37.604 --> 15:42.942
‫یه گروه هشت‌نفره از خواهرها رو بفرستیم
‫برن رند آل‌ثور رو پیدا و اسیر کنن

15:44.569 --> 15:48.156
‫کلی کار داریم تا بتونیم دوباره
‫اینجا به مسند قدرت برسیم

15:48.698 --> 15:52.285
‫کارهایی که تو داری سخت‌ترشون می‌کنی

15:53.536 --> 15:55.664
‫پس...

16:09.302 --> 16:11.846
‫سوان از تالار انداختت بیرون

16:12.472 --> 16:15.307
‫ولی اینکه برای حفظ مسندی که خواهران سرخ ما

16:15.308 --> 16:19.728
‫قرن‌ها پیش با فداکاری و جان‌فشانی
‫به دست آوردن، تلاشی نکردی،

16:19.729 --> 16:22.399
‫مسئولیتش عملاً با خودتـه

16:40.041 --> 16:41.625
‫از کجا فهمیدید داریم میایم؟

16:41.626 --> 16:43.836
‫به خردمندها مربوطـه

16:43.837 --> 16:45.380
‫این خردمندها کی هستن؟

16:46.548 --> 16:49.008
‫این هم به خردمندها مربوطـه

16:51.052 --> 16:52.094
‫اون زن

16:52.095 --> 16:54.889
‫به خدا چند شب پیش،
‫اومده بود به خوابم

16:57.600 --> 17:00.103
‫نه، دخترجون.
‫تو توی خواب من بودی.

17:03.690 --> 17:05.900
‫ساکت. داریم به آب نزدیک می‌شیم

17:08.987 --> 17:11.780
‫توی سرزمین سه‌گانه، بیشتر از طلا،
‫سرِ آب خون‌های زیادی

17:11.781 --> 17:12.781
‫ریخته شده

17:43.605 --> 17:45.189
‫از همین جا شروع شد

17:56.451 --> 17:57.451
‫توئارتاهان‌ها

17:57.452 --> 17:59.495
‫توئارتاهان‌ها آزارشون به
‫یه مورچه هم نمی‌رسه

17:59.496 --> 18:01.288
‫اکثریت‌شون اصلاً فرار هم نکردن

18:01.289 --> 18:03.123
‫ردِ فراری‌ها رو زدن

18:03.124 --> 18:04.416
‫کار آییلی‌هاست؟

18:04.417 --> 18:07.461
‫نه، آزارِ گمشدگان قدغنـه

18:07.462 --> 18:11.597
‫بی‌شرمانه‌ترین کار بعد از
‫چشم‌پوشی از صیانت نفس

18:11.622 --> 18:13.510
‫کشتنِ فرد بی‌دفاعـه

18:27.690 --> 18:28.691
‫زخم شمشیره

18:30.652 --> 18:31.694
‫نه

18:34.155 --> 18:35.406
‫لبه‌اش رو نگاه کنید

18:36.366 --> 18:39.576
‫ممکنه عمداً با نیزه جوری زده باشن که
‫نشون بده شمشیره

18:39.577 --> 18:41.913
‫هیچ آییلی حاضر نیست
‫همچین کاری کنه

18:42.831 --> 18:44.249
‫ولی شایدوها چرا

18:44.958 --> 18:48.001
‫اگه شایدوها این اطرافن،
‫به نفع‌مونـه که فوراً بریم

18:48.002 --> 18:50.504
‫- شایدوها کیان؟
‫- یه قبیله‌ی دیگه‌ای از آییلی‌ها

18:50.505 --> 18:52.632
‫دشمنِ خونی تاردادهان

18:53.675 --> 18:54.842
‫باید خاک‌شون کنیم

18:54.843 --> 18:58.303
‫نه ارزش وقتِ ما رو دارن و نه سنگ‌ها رو.
‫به ما چه که مُردن.

18:58.304 --> 19:00.974
‫اگه شایدوها هم نزدیک باشن،
‫پس باید زودتر بریم روئیدین

19:09.148 --> 19:11.108
‫شما برید، سایه‌ی قلب من

19:11.109 --> 19:13.945
‫من اجساد رو دفن می‌کنم و
‫دم ایمره استند می‌بینم‌تون

19:20.702 --> 19:21.703
‫بیا

19:32.922 --> 19:34.007
‫روئیدین

19:35.383 --> 19:38.094
‫دارید ما رو می‌برید اونجا؟

19:39.345 --> 19:41.305
‫می‌دونم اونجا یه آزمونی در انتظارمـه

19:41.306 --> 19:43.823
‫گندم رو دیدی، اما کاکُل رو نه

20:16.090 --> 20:18.593
‫هیچوقت به چشم باغبان بهت نگاه نکرده بودم

20:19.427 --> 20:20.720
‫من باغبان نیستم

20:21.721 --> 20:23.222
‫گورستانـه

20:25.099 --> 20:26.643
‫برای خانوادم

20:27.769 --> 20:29.311
‫هر کدوم از ما رو که دفن می‌کنن،

20:29.312 --> 20:32.273
‫یه بذر شکوفه‌ی سیب توی دست‌مون میذارن

20:38.488 --> 20:40.490
‫این درخت مال کیـه؟

20:43.284 --> 20:44.660
‫زنم

20:44.661 --> 20:45.828
‫لیلا

20:47.872 --> 20:51.292
‫از خاکسپاریش جا موندم

20:59.133 --> 21:03.679
‫رشد و نِمو درختش در غیاب من،
‫هم تسلای قلبمـه و هم قلبم رو به درد میاره

21:09.143 --> 21:13.855
‫توی زادگاه من،
‫خاکستر عزیزان‌مون رو با خاک رُس و

21:13.856 --> 21:16.985
‫آب مخلوط می‌کنیم و به صورت‌مون می‌مالیم

21:17.694 --> 21:19.278
‫عین پوست دوم

21:21.823 --> 21:25.702
‫غم و غصه‌هامون رو می‌پوشیم
‫تا کم‌کم به عمق وجودمون نفوذ کنه و

21:27.829 --> 21:29.580
‫بشه یه تیکه از وجودمون

21:36.462 --> 21:39.090
‫یه محافظ جدید پیدا می‌کنی حالا؟

21:41.759 --> 21:44.679
‫در گذر زمان،
‫محافظ‌های زیادی رو از دست دادم

21:45.304 --> 21:48.307
‫ولی پیوندِ بین ما سه‌تا متفاوت بود

21:49.350 --> 21:51.269
‫مکمل همدیگه بودیم

21:53.312 --> 21:55.648
‫من و مکسیم حکم آتیشی رو داشتیم که

21:57.650 --> 22:01.195
‫آیوان می‌دونست دقیقاً
‫چطوری آب روی این آتیش بشه

22:02.613 --> 22:04.489
‫اقلاً تو و مکسیم همدیگه رو دارید

22:04.490 --> 22:06.117
‫خیال می‌کنی

22:09.704 --> 22:12.248
‫ولی وقتی که یکی از دو نفر می‌میره...

22:14.417 --> 22:16.919
‫نفر دوم عزادار میشه

22:17.670 --> 22:20.423
‫وقتی یکی از سه‌نفر فوت می‌کنه...

22:22.800 --> 22:24.594
‫غم و اندوهش مال کیـه؟

22:30.433 --> 22:35.187
‫فقط یه دست بوسه‌ی دوشیزه بزنیم.
‫بعدش می‌تونی برگردی سراغ خط‌خطی‌هات.

22:35.188 --> 22:37.397
‫مگر اینکه ببازی.
‫اونجوری کارت تمومـه.

22:37.398 --> 22:39.691
‫شرمنده

22:39.692 --> 22:42.694
‫واقعاً باید این فصل از مناثورن رو تموم کنم

23:00.046 --> 23:01.797
‫عمراً

23:01.798 --> 23:03.800
‫چون اولین بارتـه بهت سخت نمی‌گیریم

23:04.675 --> 23:06.552
‫کی گفته اولین بارمـه؟

23:10.181 --> 23:11.891
‫این شمشیر کثیف رو بنداز کنار

23:12.600 --> 23:15.103
‫- بازی کن
‫- کثیف نیست

23:18.898 --> 23:20.691
‫خونِ تنها مردیـه که دوستش داشتم

23:25.530 --> 23:28.449
‫- چه خبره؟
‫- یه گروهی ریختن توی شهر

23:31.202 --> 23:33.995
‫برید طبقه‌ی بالا.
‫پرین، تو چشم نباش.

23:36.165 --> 23:37.375
‫چی شده؟

23:38.334 --> 23:40.836
‫- چی شد؟
‫- سفیدپوشان

23:40.837 --> 23:42.712
‫نتی کوثن و دخترهاش رو گرفتن

23:42.713 --> 23:43.713
‫مادر مت؟

23:43.714 --> 23:46.968
‫ظاهراً شوهرِ نتی آیباراها رو فراری داده

23:50.138 --> 23:51.305
‫شما کی باشی؟

23:52.348 --> 23:55.016
‫پرینـه. پسرِ آیبارا

23:55.017 --> 23:56.184
‫چشم‌هاشو نگاه کنید

23:56.185 --> 23:57.727
‫چی به سرش اومده؟

23:57.728 --> 23:59.105
‫ایشون لرد لوکـه

24:02.608 --> 24:04.068
‫لرد چی دقیقاً؟

24:06.904 --> 24:09.823
‫پس سفیدپوشان دنبال توئن

24:09.824 --> 24:11.868
‫لرد لوک شکارچیِ شیپوره

24:12.451 --> 24:15.537
‫با گروهش داشتن از اینجا رد می‌شدن که
‫سفیدپوشان سروکله‌شون پیدا شد

24:15.538 --> 24:18.040
‫از شانسِ دو رودی‌ها،
‫قبلاً هم با سفیدپوشان سر و کار داشتم

24:18.875 --> 24:20.417
‫کوثن‌ها رو کجا بُردن؟

24:20.418 --> 24:23.170
‫- نگران نباش. چیزی‌شون نمیشه...
‫- سفیدپوشان روی واچ‌هیل اتراق کردن

24:23.171 --> 24:26.214
‫این سفیدپوشان رو می‌شناسی، پرین آیبارا؟

24:26.215 --> 24:28.217
‫چون ازشون شنیدم که تو رو می‌شناسن

24:50.406 --> 24:51.907
‫چیزی نیست

24:54.493 --> 24:56.578
‫تو هم با این قفس‌هات

24:56.579 --> 24:58.955
‫نظر منو بخوای،
‫میگم داری فولادشون رو هدر میدی

24:58.956 --> 25:01.458
‫اگه می‌خوای بدونی شوهرش
‫آیباراها رو کجا بُرده،

25:01.459 --> 25:03.043
‫فقط بذار من ازشون بپرسم

25:03.044 --> 25:06.130
‫برام مهم نیست خانوادش کجا رفتن.
‫همه دیدن بازداشت‌شون کردیم.

25:07.340 --> 25:09.174
‫خبر به گوش پرین می‌رسه و
‫خودش میاد سراغ‌مون

25:09.175 --> 25:11.343
‫سریع‌تر از این هم میشه بهش رسید

25:11.344 --> 25:14.096
‫از مردم دو رود بازجویی نمی‌کنیم

25:15.890 --> 25:16.891
‫هیچ خطایی ازشون سر نزده

25:17.558 --> 25:20.977
‫پرین آیبارا با یه ساحره دست به یکی کرد و

25:20.978 --> 25:23.355
‫با بی‌رحمی تموم پدرت رو کُشتن

25:23.356 --> 25:29.654
‫این سرزمین دیگه خیلی باید فاسد باشه که
‫همچین میوه‌ی سمی‌ای به بار میاره

25:32.490 --> 25:34.866
‫برای فرمانده‌ی ارشد پیغام فرستادم تا

25:34.867 --> 25:36.410
‫برای مقابله با ترولوک‌ها
‫نیروی کمکی بفرسته

25:39.080 --> 25:41.207
‫اگه تا اون‌موقع خبری از پرین نشد...

25:53.344 --> 25:56.806
‫باید از روی جنازه‌ی من رد شی تا
‫دستت بهشون بخوره

26:36.262 --> 26:39.390
‫چیـه؟

26:40.308 --> 26:42.392
‫ای خدا

26:42.393 --> 26:44.352
‫میشه یه قفل بزنید به درم، لطفاً؟

26:44.353 --> 26:46.104
‫حتماً. با مدیریت مطرح می‌کنم

26:46.105 --> 26:47.230
‫میشه صحبت کنیم؟

26:47.231 --> 26:49.816
‫نخیر. گفتم که حرفی برای گفتن ندارم

26:49.817 --> 26:53.195
‫بله، ولی شاید من یه چهارتا چیز
‫برای گفتن داشته باشم، بچه پررو

26:53.779 --> 26:56.114
‫اصلاً می‌دونی برای محافظت از تو
‫چی رو فدا کردم؟

26:56.115 --> 26:58.283
‫ایشامیل می‌خواست چشم بصیرتم رو ازم بگیره

26:58.284 --> 27:01.536
‫فرصتش نصیبم شده بود،
‫فرصت خلاص شدن ازش

27:01.537 --> 27:02.913
‫که آدم عادی باشم

27:03.539 --> 27:05.040
‫ولی عوضش تو رو انتخاب کردم

27:05.041 --> 27:07.293
‫چیـه، انتظار داری ازت تشکر کنم؟

27:09.462 --> 27:10.837
‫از این خبرها نیست

27:10.838 --> 27:12.380
‫اصلاً ببین، فردا برگرد

27:12.381 --> 27:14.633
‫بهتره اول خودتو ببخشی و با خودت آشتی کنی

27:15.217 --> 27:16.218
‫اصلاً می‌دونی چیـه...

27:18.220 --> 27:19.263
‫مین...

27:21.015 --> 27:22.016
‫مین

27:25.853 --> 27:26.937
‫بیا

27:29.774 --> 27:31.816
‫با گچ و نمک دریا کِشیده شده

27:31.817 --> 27:34.444
‫فقط یه نماد تنها نیست، بلکه دوتاست

27:34.445 --> 27:35.945
‫تا این چرخه‌ی زندگی خاتمه یابد و

27:35.946 --> 27:37.782
‫روح‌شان بتواند سریع‌تر به مبدأ خود بازگردد

27:39.075 --> 27:40.868
‫یکی در محل مرگ کِشیده شود

27:41.452 --> 27:43.036
‫دیگری در محل تولد

27:43.037 --> 27:44.245
‫مبدأش کجاست؟

27:44.246 --> 27:45.497
‫تنچیکو

27:45.498 --> 27:47.666
‫شاید لیاندرین اهل اونجاست

27:48.417 --> 27:50.168
‫محل تولد پسرش

27:50.169 --> 27:52.671
‫نه سلدیا و نه تیِر

27:54.006 --> 27:56.842
‫الکی وقت‌مون رو پیش جویا و آمیکو حروم کردیم.
‫جفت‌شون دروغ گفتن.

28:02.681 --> 28:05.518
‫اگه تموم حرف‌هاشون دروغ باشه چی؟

28:06.519 --> 28:09.104
‫باید بگردیم ببینیم چی ازمون پنهون کردن

28:09.105 --> 28:12.899
‫هیچ‌کدوم‌شون به اقلامی که
‫نایومی از برج دزدید اشاره نکردن

28:12.900 --> 28:15.736
‫ورین سدای داشته
‫اقلام گمشده رو فهرست می‌کرده

28:24.453 --> 28:26.372
‫اینجا هم هست

28:38.008 --> 28:39.009
‫اون...

28:39.927 --> 28:40.970
‫دستبنده

28:41.595 --> 28:46.183
‫عینهو همونیـه که دستِ سولدام‌های سین‌چنـه
‫برای کنترل افرادی که قدرت احضار دارن، اما قدیمی‌تر

28:49.603 --> 28:51.021
‫تنچیکو...

28:53.315 --> 28:57.610
‫تنچیکو نزدیکِ فالمـه،
‫همون جایی که سین‌چن‌ها مستقر شدن

28:57.611 --> 29:00.823
‫همون جایی که قرن‌ها پیش ازش اومدن

29:01.407 --> 29:04.993
‫لیاندرین هم توی تنچیکوئـه و
‫داره دنبال جفتِ قلاده‌اش می‌گرده

29:09.331 --> 29:11.624
‫ایلین...

29:29.101 --> 29:31.311
‫اون... از خاکستری‌هاست

29:31.312 --> 29:33.813
‫درست مثل همون بابایی که توی
‫مسافرخونه‌ی وایت لاین قصد جونم رو کرده بود

29:33.814 --> 29:36.399
‫ضربه‌ام اونقدری محکم نبود که
‫باعث بشه بمیره

29:36.400 --> 29:38.235
‫چاقو خورده

29:40.863 --> 29:43.490
‫اینجا چه خبره دیگه؟

29:43.491 --> 29:45.159
‫یه مرد خاکستری بهمون حمله کرد

29:45.993 --> 29:47.203
‫مُرده

29:47.828 --> 29:50.622
‫تمام و کمال مُرده. حتی بیشتر

29:50.623 --> 29:52.373
‫یعنی چی که حتی بیشتر؟

29:52.374 --> 29:55.543
‫مردان خاکستری از دوست‌داران تاریکی‌ان که
‫روح‌شون رو در اِزای توانایی‌هاشون

29:55.544 --> 29:57.045
‫به ارباب تاریکی فروختن

29:57.046 --> 30:00.340
‫میشه نگاه‌شون کرد و
‫اصلاً متوجه حضورشون نشد

30:00.341 --> 30:02.759
‫برای چی اومدی اینجا، ورین سدای؟

30:02.760 --> 30:04.969
‫اینجا تالار آژاهای قهوه‌ایـه

30:04.970 --> 30:06.764
‫سؤال من هم همینـه

30:08.349 --> 30:10.558
‫متأسفم، ورین سدای

30:10.559 --> 30:12.101
‫واقعاً به هم ریختم

30:12.102 --> 30:14.604
‫به نظرتون اونقدری امن هست که
‫به اتاق‌هامون برگردیم؟

30:14.605 --> 30:17.323
‫آره، ولی درها رو قفل کنید و

30:17.456 --> 30:21.043
‫اونجا بمونید تا وقتی که
‫من یا آمیرلین بیایم پیشتون

30:26.951 --> 30:28.535
‫عمراً اینجا بمونیم

30:28.536 --> 30:30.506
‫همین امشب می‌ریم تنچیکو

30:30.829 --> 30:31.914
‫امشب؟

30:32.706 --> 30:34.332
‫برام مهم نیست
‫اگه برامون پاپوش دوخته باشن

30:34.333 --> 30:36.876
‫- از اینجا امن‌تره
‫- چی؟

30:36.877 --> 30:38.836
‫متوجه نشدی یه کلمه هم
‫حرفی ازش نزد، ایلین؟

30:38.837 --> 30:41.257
‫- نه!
‫- براش سؤال نشد کی بهش چاقو زد

30:45.292 --> 30:53.594
‫« تنچیکو »

31:14.164 --> 31:16.916
‫امروز شما رو زن و شوهر اعلام می‌کنم

31:16.917 --> 31:18.419
‫شما از آنِ او هستید

31:24.668 --> 31:28.796
‫روحت در اختیار اوست تا به آن شکل دهد و
‫قلبت در دستان اوست تا از آن محافظت کـ...

31:36.854 --> 31:37.979
‫تو کی هستی؟

31:37.980 --> 31:39.355
‫اسم تو چیـه، پسر؟

31:39.380 --> 31:40.840
‫ژک لونالت

31:41.650 --> 31:42.651
‫لونالت

31:44.111 --> 31:46.314
‫بعد از این همه مدت هنوز هم اینجایی؟

31:47.406 --> 31:50.242
‫حتماً پسرِ نوه‌ی همسر من هستی

31:52.760 --> 31:56.013
‫مردی که هرگز به خودش زحمت نداد
‫که توی کلیسا باهام ازدواج کنه

31:56.373 --> 31:58.998
‫مردی که عروسی‌مون رو
‫توی یکی از سلول‌های تاریک و نمور

31:59.023 --> 32:00.671
‫اعماق این قلعه برگزار کرد

32:00.696 --> 32:02.605
‫تا قبل از تولد ۱۳ سالگیم که...

32:02.630 --> 32:05.204
‫فهمید به زودی قراره که یه عضو جدید

32:05.883 --> 32:07.592
‫به خانواده‌ی قشنگ‌مون اضافه شه

32:20.356 --> 32:21.738
‫یه بچه‌ی دیگه

32:24.610 --> 32:27.904
‫دست بهش نزن. اون مال منـه

32:27.905 --> 32:29.114
‫خیلی‌خب

32:35.579 --> 32:36.997
‫نور، از ما محافظت کن

32:37.790 --> 32:39.124
‫امکان نداره

32:40.793 --> 32:42.503
‫نور نجات‌مون بده، لطفاً

32:46.715 --> 32:48.174
‫به کسی رحم نکنید

32:53.681 --> 32:55.474
‫نه، بیا اینجا

32:56.350 --> 32:58.034
‫نترس

32:58.059 --> 32:59.895
‫اینجا دیگه خونه‌ی خودمونـه

33:01.230 --> 33:02.439
‫نایومی

33:06.443 --> 33:10.698
‫دوست من می‌تونه کاری کنه که
‫تمام افکار ترسناک رو فراموش کنی

33:11.740 --> 33:14.350
‫فقط خاطرات امروزش از بین نمیرن

33:15.786 --> 33:18.159
‫بازگشت به خونه
‫تنها برای یکی از این دو چیزه:

33:19.123 --> 33:21.666
‫یادآوری خاطرات یا انتقام

33:28.767 --> 33:31.353
‫به نظرم همون بهتر که
‫هیچ چیزی رو به یاد نیاری

33:32.577 --> 33:38.577
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

33:40.023 --> 33:41.316
‫الایدا سدای؟

33:42.229 --> 33:43.575
‫گفتید این لباس‌ها رو بیارم؟

33:45.357 --> 33:47.320
‫آره. بذارشون اونجا

33:56.827 --> 33:59.163
مسئولیت کمرشکنیـه، مگه نه؟

34:00.789 --> 34:03.124
‫فقط چندتا جامه‌ست

34:03.125 --> 34:04.918
‫منظورم آینده‌ست

34:06.420 --> 34:10.215
‫یه بار یه خواهر آبی‌پوش
‫نصیحت خوبی بهم کرد

34:10.883 --> 34:14.343
‫گفت: «حواست باشه چه خدمتکارهایی
‫برات خدمت کردن و

34:14.344 --> 34:16.054
‫علتش رو جویا شو»

34:18.557 --> 34:21.435
‫تو یه پیشگویی، مین. درستـه؟

34:22.186 --> 34:23.604
‫بله

34:28.400 --> 34:30.944
‫باخبر بودن از آینده
‫باعث میشه آدم غمگین باشه

34:31.570 --> 34:34.280
‫بار این مسئله روی دوش منم هست

34:34.281 --> 34:40.122
‫هر چند می‌شنوم غیبگویی‌های من
‫خیلی کمتر از الهام‌های تو هستن

34:40.588 --> 34:41.853
‫پس خوش‌شانسید

34:43.290 --> 34:44.844
‫البته که خوش‌شانسم

34:45.626 --> 34:49.212
‫تمام غیبگویی‌هام رو
‫مثل گنج ازشون مراقبت می‌کنم

34:49.213 --> 34:50.463
‫چرا؟

34:50.464 --> 34:52.508
‫آینده رو که نمیشه تغییر داد

34:53.342 --> 34:54.718
‫ما پیشگوییم

34:55.594 --> 34:57.623
دلیل نمیشه صرفاً تماشاچی باشیم

34:57.648 --> 35:00.240
‫درسته، از آینده بهت الهامی میشه

35:00.291 --> 35:04.921
‫اما قدرت ما در بین اتفاقاتی که

35:05.802 --> 35:08.512
‫منجر به شروع و پایان
‫اون لحظه میشه پنهانـه

35:08.607 --> 35:10.942
‫سال‌ها پیش غیبگویی‌ای کردم که

35:10.943 --> 35:15.948
‫شهبانوی آندور توی نبرد پایانی
‫نقش اساسی‌ای خواهد داشت

35:17.032 --> 35:20.827
‫اما دست روی دست نذاشتم و
‫منتظر تعبیرش ننشستم

35:20.828 --> 35:24.776
‫به مورگس تارکند کمک کردم
‫جنگ جانشینی رو برنده شه

35:24.807 --> 35:26.683
‫گمونم کارتون موفقیت‌آمیز بود

35:30.379 --> 35:31.797
‫همیشه همینـه

35:33.423 --> 35:34.645
‫اون دست‌بند...

35:34.670 --> 35:37.089
‫بخشی از یه غیبگویی دیگه‌ست؟

35:39.972 --> 35:41.181
‫یه همچین چیزی

35:52.317 --> 35:56.153
‫می‌دونم ورین و لیانا
‫تو رو فرستادن اینجا که مراقب من باشی

35:56.154 --> 35:58.532
‫تا هر کاری که می‌کنم و
‫هر حرفی که می‌زنم رو گزارش بدی

35:59.157 --> 36:00.242
‫ولی این...

36:00.826 --> 36:03.661
‫میشه بین خودمون بمونه؟

36:04.828 --> 36:06.132
‫بله

36:08.000 --> 36:11.553
بانوی اعظم آژاهای سرخ‌
‫به زودی رأی‌گیری‌ای

36:11.578 --> 36:13.871
‫توی تالار نمایندگان شورا برگزار می‌کنه

36:14.381 --> 36:17.758
‫شاید این مهم‌ترین رأی‌گیری
توی ‫تاریخ برج باشه

36:17.759 --> 36:19.635
‫سوان سانچه می‌بازه و

36:19.636 --> 36:24.788
‫خواهران سرخ‌پوش من برج رو
‫به مأموریت اصلی خودش برمی‌گردونن

36:24.813 --> 36:28.817
‫پیدا و زندانی کردن
‫اژدهای دوباره متولد‌شده

36:34.443 --> 36:35.860
‫از آخرین باری که برج شما

36:35.861 --> 36:38.655
‫یه رویاپیما معرفی کرده
‫قرن‌ها می‌گذره، آآی‌سدای

36:39.698 --> 36:41.324
‫رویاپیما؟

36:41.325 --> 36:44.475
‫تقریباً همه می‌تونن به تلاران‌ریود نزدیک شن

36:44.500 --> 36:46.626
‫اما کمتر کسی می‌تونه واردش بشه

36:46.651 --> 36:50.767
‫از بین تمامی زنان خردمند قبیله‌ی تارداد،
‫من و ملین تنها رویاپیماها هستیم

36:51.059 --> 36:53.395
‫و تو فکر کردی که منم رویاپیمام؟

36:53.952 --> 36:56.407
‫وقتی که توی رویا همدیگه رو دیدیم،

36:56.705 --> 36:59.416
‫احساس کردم که
‫داری از چیزی فرار می‌کنی

37:01.055 --> 37:03.265
‫دائماً رویای زنی رو می‌بینم که

37:05.015 --> 37:06.183
‫بهم آسیب رسوند

37:09.311 --> 37:12.481
‫این کبودی‌ها کار همین زنه‌ست؟

37:14.733 --> 37:17.193
‫مورین گفته آسیب‌هایی که
‫توی عالم خواب و رویا می‌بینیم

37:17.194 --> 37:19.112
‫وقتی که بیدار می‌شیم
‫می‌تونن دنبال‌مون کنن

37:20.030 --> 37:22.282
‫این زنی که توی رویا می‌بینیش کیـه؟

37:22.945 --> 37:24.065
‫مُرده

37:26.837 --> 37:30.940
‫اگه می‌تونه بهت آسیبی برسونه
‫پس این زنی که توی رویاها می‌بینی زنده‌ست

37:31.166 --> 37:32.541
‫وای، نه...

37:32.635 --> 37:34.595
‫به زودی به روئیدین می‌رسی

37:34.743 --> 37:37.996
‫بعدش هر چی بلدم بهت یاد میدم
‫تا از خودت محافظت کنی

37:50.936 --> 37:52.813
‫نباید انقدر منو اینجا بیاری

37:55.141 --> 37:57.143
‫این دفعه من نیاوردمت

37:57.901 --> 37:59.364
‫تو منو آوردی

37:59.389 --> 38:01.641
‫چرا انقدر باورش برام سختـه؟

38:02.698 --> 38:03.782
‫میرم

38:05.200 --> 38:06.368
‫مشکل چیه؟

38:07.494 --> 38:09.770
‫فکر نکنم بتونیم به نتیجه برسیم

38:12.207 --> 38:14.543
‫کار درستی کردی از
‫شمشیر کلندور فاصله گرفتی

38:15.377 --> 38:16.837
‫باید متوجه میشدم

38:17.421 --> 38:19.047
‫خودخواهی کردم

38:19.756 --> 38:20.881
‫خودخواهی؟

38:20.882 --> 38:22.622
‫تو با کلندور چیکار داری؟

38:22.647 --> 38:24.524
‫چی رو ازم پنهون می‌کنی؟

38:25.595 --> 38:27.514
‫اگه می‌گفتم باور نمی‌کردی

38:37.941 --> 38:40.986
‫فکر می‌کنم یه راهی واسه...

38:43.322 --> 38:45.628
‫فرار از زیر سوگندهای تاریک باشه

38:47.034 --> 38:49.243
‫اگه ارباب تاریکی نابود شه

38:49.244 --> 38:51.037
‫اصلاً چنین چیزی ممکنـه؟

38:51.038 --> 38:54.487
‫یه سانگریل وجود داره که
‫قدرتش با کلندور برابری می‌کنه

38:55.429 --> 38:57.263
‫ساکارننی که متعلق به زن‌هاست

38:57.288 --> 38:59.587
‫فکر کنم اگه زن و مرد
‫باهم ازش استفاده کنن، بتونن...

38:59.588 --> 39:01.221
‫ارباب تاریکی رو بکشن؟

39:02.424 --> 39:04.217
‫اونوقت چی به تو می‌رسه؟

39:05.052 --> 39:07.387
‫اگه سوگندهای تاریکی از بین برن چی میشه؟

39:17.336 --> 39:19.022
لنفیر، نمی‌تونیم این کارو کنیم

39:19.047 --> 39:20.801
‫نباید بهت چیزی می‌گفتم

39:45.092 --> 39:46.551
‫دارن گرم‌ترش می‌کنن

39:47.177 --> 39:48.938
‫تابحال توی چادرِ بخار بودید؟

39:48.963 --> 39:50.759
‫نه، اولین باره

39:50.784 --> 39:53.108
‫توی سرزمین‌های حاصل‌خیز
‫از بس فراوانی آبـه که

39:53.133 --> 39:55.086
‫توی خمره‌های حمام پُرآب دراز می‌کشن

39:57.670 --> 40:00.145
‫چرا روئیدین از اهمیت بالایی برخورداره؟

40:00.899 --> 40:03.693
‫توی برج سفید به شما ادب یاد ندادن، فرزندم؟

40:10.826 --> 40:14.327
‫روئیدین جاییـه که مردها میرن
‫تا به ریاست قبایل برسن و

40:14.352 --> 40:17.140
‫خانم‌ها میرن تا عضوی از زنان خردمند بشن

40:17.518 --> 40:21.271
‫اگه رند آل‌ثورِ شما کاراکارن باشه

40:21.419 --> 40:23.519
‫پس اون هم باید به روئیدین بره

40:23.544 --> 40:26.172
‫وقتی اعلام کنن که اون کاراکارنـه
‫اونوقت چی میشه؟

40:44.477 --> 40:46.481
‫آدم دلش واسه حموم‌های خودش تنگ میشه

40:52.576 --> 40:55.703
‫- فکر کنم به تو زل زده
‫- فکر کنم ولی به تو زل زده

40:56.757 --> 40:58.042
‫اصلاً هر چی تو بگی

41:02.548 --> 41:04.557
‫کسی شادی رو ازت دریغ نکرده

41:05.130 --> 41:06.757
‫حتی شده واسه یه شب

41:07.174 --> 41:08.383
‫واسه یه ساعت

41:09.451 --> 41:12.579
‫فکر کردی یه ساعت سکس با اون
‫حالم رو خوب می‌کنه؟

41:13.345 --> 41:14.733
‫ضرری که نداره

41:19.311 --> 41:22.062
‫خیلی وقتـه با کسی نبودم

41:22.063 --> 41:23.857
‫سکس چیزی نیست که آدم یادش بره

41:36.280 --> 41:38.213
‫میشه امشب رو پیش من باشی؟

42:16.743 --> 42:17.953
‫تو کی هستی؟

42:18.662 --> 42:24.079
‫ملیندرا از قبیله‌ی چومای سپتِ تارداد آییل

42:24.370 --> 42:26.535
‫آییلی‌ها تتو ندارن

42:26.560 --> 42:28.771
‫پس هنوز هم یادتـه

42:29.381 --> 42:30.714
‫فراموش نکردی که کی هستی

42:30.739 --> 42:33.301
‫چرا پشتت تتوی درنای طلایی مالکیر رو داری؟

42:34.427 --> 42:37.457
‫من فقط یه بچه بودم وقتی که
‫آفت مالکیر رو تصاحب کرد

42:37.862 --> 42:40.614
‫انقدر فرار کردم تا بالاخره
‫یکی از زنان خردمند پیدام کرد

42:40.639 --> 42:42.557
‫برام مادری کرد

42:43.995 --> 42:46.431
‫ولی امروز تعهداتم رو کنار میذارم و

42:46.773 --> 42:50.693
‫باهات تا آفت میام و شهرمون رو پس می‌گیرم

42:50.694 --> 42:52.237
‫وطن‌مون رو

42:53.822 --> 42:55.309
‫دیگه مالکیری وجود نداره

42:56.825 --> 42:59.160
‫تا وقتی که یک نفر
‫هدبند هادوری به سر ببنده،

43:00.036 --> 43:02.122
‫تا وقتی که یک زن
‫کی‌سین روی پیشونیش بذاره

43:03.415 --> 43:04.708
‫مالکیر هم به قوت خودش پابرجاست

43:06.167 --> 43:09.223
‫یا نکنه وظیفه‌ی خودت رو
‫فراموش کردی، آن‌عالین

43:10.880 --> 43:12.465
‫تو شمشیر پدرت رو به کمر بستی

43:14.418 --> 43:16.658
‫ولی هنوز هم توی
‫میدون نبرد اون می‌جنگی؟

43:19.431 --> 43:20.890
‫فراموش نکردم

43:30.358 --> 43:33.403
‫سفیدپوشان چی؟
‫اونا دست از سرمون برنمی‌دارن

43:34.070 --> 43:37.042
‫سفیدپوشان دنبال اون می‌گردن.
‫واسه همینـه که نتی رو بردن

43:38.094 --> 43:39.178
‫حق با اونـه

43:39.203 --> 43:40.567
‫اگه خودم رو تسلیم کنم،

43:40.592 --> 43:43.386
‫اونوقت سفیدپوشان کوثن‌ها رو برمی‌گردونن

43:44.706 --> 43:46.166
‫من از بچگی تو رو می‌شناختم

43:46.750 --> 43:48.594
‫هر کسی که اینجاست هم همینطور

43:48.918 --> 43:50.034
‫تو از پیروان تاریکی نیستی

43:50.059 --> 43:51.605
‫ولی یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌اش هست

43:51.630 --> 43:52.921
‫توام همینطور، سن بوی

43:52.922 --> 43:56.057
‫پس اگه اون دهن وامونده‌تو نبندی
‫من می‌دونم و تو!

43:56.216 --> 43:59.619
‫ببینید، اگه خودمو تسلیم کنم، اونوقت...

43:59.644 --> 44:02.716
‫خب، اونوقت همه می‌تونن
‫به مشکلی اصلی فکر کنن

44:02.826 --> 44:04.201
‫ترولوک‌ها

44:04.380 --> 44:07.422
‫اگه خودت رو تسلیم‌شون کردی و
‫سفیدپوشان گذاشتن و رفتن چی؟

44:08.106 --> 44:12.359
‫اونوقت وقتی ترولوک‌ها بیان
‫دیگه نمی‌تونیم سرمون رو بالا بگیریم

44:12.678 --> 44:16.457
‫نه، تو همینجا می‌مونی

44:17.094 --> 44:19.929
‫مردمان دو رود ازش دفاع می‌کنن

44:20.057 --> 44:23.531
‫همیشه اینطور بوده و خواهد بود

44:25.205 --> 44:27.373
‫از اولش هم همینطور بوده، مگه نه؟

44:29.667 --> 44:31.252
‫نگران نباش، پرین

44:51.106 --> 44:52.774
‫این بالا چیکار می‌کنی؟

44:56.027 --> 44:57.569
‫پایین غذا هست

44:58.655 --> 45:01.615
‫اگه مجبور بشم یه شلغم دیگه بخورم،
‫از نور می‌خوام که تو گلوم گیر کنه خفه شم

45:01.616 --> 45:02.742
‫مکسیم

45:04.041 --> 45:06.190
‫چرا پیوند رو از بین نبردی، آلانا؟

45:08.248 --> 45:09.915
‫هیچوقت اینجوری نگهش نمی‌داشتی

45:09.916 --> 45:13.054
‫چون ترولوک‌ها و سفیدپوشان
‫مثل مور و ملخ همه‌جا ریختن

45:13.294 --> 45:14.545
‫جون‌مون در خطره

45:14.546 --> 45:16.506
‫ولی نمی‌تونم تحمل کنم. نمی‌تونم

45:17.215 --> 45:18.383
‫می‌تونم احساس کنم...

45:20.230 --> 45:23.315
‫که تو هیچ حسی به آیوان نداری

45:23.340 --> 45:27.302
‫من فقط به فکر جون خودم‌ام چون
‫دارم توی غم و غصه‌ی تو غرق میشم

45:27.327 --> 45:30.269
‫نیمه‌شب از خواب می‌پرم و
‫حس می‌کنم دارم خفه میشم

45:30.270 --> 45:33.064
‫- باید هم اینطور باشه. اون مُرده
‫- دقیقاً

45:34.065 --> 45:35.315
‫الان هم باید درستش کنیم

45:35.316 --> 45:38.068
‫اگه قرار بود درستش کنیم،
‫می‌رفتیم لیاندرین رو پیدا می‌کردیم و

45:38.069 --> 45:41.364
‫کاری می‌کردیم تقاص بلایی که
‫سرش آورده رو پس بده

45:41.781 --> 45:44.492
‫ولی به جاش اینجاییم.
‫توی دو رودِ خراب‌شده.

45:47.120 --> 45:48.246
‫چرا، آلانا؟

46:09.987 --> 46:13.746
‫من تو عمرم ندیده بودم
‫یکی بخواد خودش رو تسلیم کنه و

46:13.824 --> 46:15.038
‫ناموفق باشه

46:23.447 --> 46:24.756
‫با اون اومدی؟

46:25.621 --> 46:26.788
‫اتفاقی بود

46:27.036 --> 46:29.078
‫اومدم اینجا دنبال شیپور والیر

46:30.622 --> 46:32.356
‫می‌بینم به گوشِت آشناست

46:32.624 --> 46:33.917
‫یه چیزایی ازش می‌دونم

46:37.504 --> 46:41.549
‫توی نبودت کلی حرف
‫راجع‌بهت می‌زدن، پرین آیبارا

46:43.164 --> 46:45.389
‫ولی من چیزی از تو نشنیدم

46:45.678 --> 46:48.662
‫- حتی اسمت هم نمی‌دونم
‫- اسم من منداربـه

46:50.949 --> 46:52.056
‫ببخشید

46:52.081 --> 46:54.625
‫می‌دونی، رفیقم لن، این اسم رو...

46:54.650 --> 46:56.029
‫این اسم رو چی؟

46:56.314 --> 46:57.899
‫به زبان کهن میشه تیغه

46:58.566 --> 47:00.318
‫پس حواست باشه چی میگی

47:02.099 --> 47:03.972
‫خواستم بگم این اسم رو روی اسبش گذاشته

47:05.907 --> 47:07.742
‫ولی اسم قشنگیـه

47:07.767 --> 47:10.831
‫برای «شکار بزرگ»
‫این اسم رو انتخاب کردی؟

47:13.957 --> 47:16.584
‫شاید بهتره یه بار دیگه
‫بری خودتو تسلیم کنی

47:32.016 --> 47:33.310
‫حالا برنامه چیـه؟

47:33.977 --> 47:35.900
‫میرم سراغ نتی و دوتا دخترا

47:36.437 --> 47:40.171
‫به مت قول دادم از خانواده‌اش
‫مراقبت کنم و می‌خوام پای قولم وایسم

47:42.779 --> 47:45.716
‫- مین؟ تویی؟
‫- تمومش کن، مت

47:45.741 --> 47:48.675
‫انقدر توی این برج ماجرا هست
‫که مشکلات ما دوتا توش گمـه

47:48.700 --> 47:49.992
‫یه بار دیگه میگم

47:49.993 --> 47:52.244
‫من به این برج کوفتی اومدم
‫که با الهام‌هام یه کمکی بکنم،

47:52.245 --> 47:55.254
‫- ولی این کلاً با چـ...
‫- مین، وایسا. وایسا

47:55.348 --> 47:56.601
‫منو نگاه

47:57.709 --> 47:58.949
‫منو نگاه

48:00.878 --> 48:02.130
‫متأسفم

48:02.755 --> 48:04.716
‫جدی میگم.
‫قدردان زحماتت هم هستم.

48:05.800 --> 48:09.803
‫فقط مسئله اینـه که اخیراً
‫منم مشکلات خودم رو داشتم

48:09.804 --> 48:11.221
‫می‌دونم

48:11.222 --> 48:12.556
‫خاطراتت

48:12.581 --> 48:13.999
‫تو از کجا می‌دونی؟

48:14.892 --> 48:18.059
‫رفتی به همه‌ی فرزانه‌های برج و
‫نصف اعضای آی‌سدای گفتی

48:18.897 --> 48:20.357
‫ولی داشتم بهش فکر می‌کردم

48:20.815 --> 48:22.107
‫شاید بتونیم از این چیزهایی که

48:22.108 --> 48:24.058
‫باهاشون نفرین شدیم
‫به نفع خودمون استفاده کنیم

48:24.083 --> 48:27.211
‫شاید اون جنگجویی که توی فالم جنگید
‫هنوز یه جایی در درونتـه

48:35.913 --> 48:37.415
‫من معنی این نگاه رو می‌دونم

48:38.708 --> 48:40.668
‫مین؟ حالت خوبـه؟

48:41.169 --> 48:42.586
‫- مت...
‫- مین؟

48:42.587 --> 48:44.546
‫- مین. نه. مین، بس کن
‫- مت

48:44.547 --> 48:46.423
‫بسـه، وقتی که دیدمت بهت گفتم

48:46.424 --> 48:49.051
‫دلم نمی‌خواد بدونم چه بلایی
‫در آینده قراره سرم بیاد، خب؟

48:49.052 --> 48:51.053
‫ببخشید، خانم.
‫این آقا که مزاحم شما نشده؟

48:51.054 --> 48:52.304
‫خودم حواسم به خودم هست. ممنون

48:52.305 --> 48:53.765
‫مین، تو...

48:55.183 --> 48:57.184
‫تو حرف نداری، مگه نه؟

48:57.185 --> 48:58.352
‫قوی و تنومند

48:58.353 --> 49:00.604
‫حواست به همه چی هست،
‫حاضری جونت رو فدا کنی

49:00.605 --> 49:03.395
‫از نور سپاسگزارم
‫که تو رو اینجا داریم

49:04.275 --> 49:05.318
‫لاشی

49:13.568 --> 49:15.111
لیانا سدای

49:16.074 --> 49:18.769
‫فکر نمی‌کردم بتونی اقامتگاه
‫سرخ‌پوش‌ها رو پیدا کنی

49:18.794 --> 49:20.323
‫دنبال موش‌ها رفتم

49:20.921 --> 49:22.821
‫حالا به چه مناسبت افتخار دادی؟

49:23.016 --> 49:28.021
‫آمیرلین شنیده که
‫مشتاق انجام وظایف‌تون‌اید، بانوی اعظم

49:28.132 --> 49:31.280
‫اژدهای دروغین، مزرم تایم،
‫همچنان بهمون حمله می‌کنه

49:31.305 --> 49:34.808
‫شما قراره هفت‌ها از خانم‌ها رو بردارید،
‫به سالدیا برید و اون رو پیدا کنید

49:35.390 --> 49:37.754
‫بانوی اعظم نمی‌تونه برج رو ترک کنه

49:37.779 --> 49:39.112
‫الان شدنی نیست

49:39.293 --> 49:41.811
‫باید به مسئله‌ی مهمی رسیدگی کنه

49:42.056 --> 49:45.852
‫مسئله‌ای که هیچکدوم‌مون
‫نباید مانع انجامش بشیم

49:45.905 --> 49:47.442
‫یعنی سرخ‌پوش‌ها حاضرن...

49:47.443 --> 49:49.987
‫وظیفه‌ی پیدا کردن مردهایی که
‫قدرت احضار دارن رو بسپارن به آژاهای دیگه؟

49:50.697 --> 49:52.465
مثلاً آبی‌پوش‌ها؟

49:52.490 --> 49:56.693
‫- بانوی اعظم گفتن کِی بریم؟
‫- امشب. باهام بیاید

49:56.838 --> 49:59.908
‫توی دفتر کارشون منتظر می‌مونن
‫تا راجع‌به نقشه باهاتون صحبت کنن

50:21.103 --> 50:23.333
‫فکر می‌کنی کی جاش رو می‌گیره؟

50:23.358 --> 50:24.447
‫جاش رو؟

50:24.472 --> 50:26.814
‫به عنوان بانوی اعظم آژای سرخ‌پوش؟

50:26.839 --> 50:29.049
‫البته به طور موقت

50:29.696 --> 50:32.370
‫سالدیا اون‌سرِ دنیاست

50:32.395 --> 50:35.697
‫مگه اینکه بخوایم یک ماه رو
‫بدون یکی از اعضای شورا سر کنیم و

50:35.722 --> 50:38.600
‫با دوتا رأی توی تالار کنار بیایم

50:40.768 --> 50:42.574
‫حق با توئـه، خواهر

50:42.599 --> 50:46.019
‫به نظر می‌رسه که آژای سرخ‌پوش
‫به یه نماینده‌ی جدید نیاز داره

50:55.477 --> 50:57.521
‫وایسا، کجا میرید؟

50:59.522 --> 51:00.732
‫سر زمین‌هامون

51:01.687 --> 51:03.397
‫نه، پس ترولوک‌ها چی میشن؟

51:04.270 --> 51:05.979
‫یه درخت بلوط توی زمینم افتاده

51:05.980 --> 51:09.048
‫می‌خوام ازش یه تخته بسازم
‫که شب‌ها محافظ در باشه

51:09.278 --> 51:12.336
‫پسرها هم به نوبت
‫شب‌ها روی سقف نگهبانی میدن

51:12.670 --> 51:15.255
‫محاله کسی بی‌خبر بهمون نزدیک بشه

51:15.280 --> 51:17.175
‫نه، چقدر باید نزدیک شن تا بفهمیم؟

51:17.200 --> 51:19.242
‫ترولوک‌ها توی تاریکی دید گربه‌ها رو دارن

51:19.243 --> 51:20.577
‫میان بالاسرتون،

51:20.578 --> 51:23.163
‫قبل از اینکه جیک کسی در بیاد،
‫جلو در خونه‌هاتون‌ان

51:23.164 --> 51:26.709
‫- انقدر مردم رو نترسون
‫- من از ترولوک‌ها می‌ترسم

51:27.418 --> 51:29.305
‫هممون باید بترسیم

51:29.374 --> 51:32.836
‫یا نکنه فراموش کردید
‫چه اتفاقی توی بل تاین افتاد؟

51:34.759 --> 51:36.135
‫پس میگی چیکار کنیم؟

51:46.896 --> 51:48.105
‫ببینید

51:49.357 --> 51:52.610
‫اگه ۱۰ نفر اینجا باشن یا ۲۰ نفر اونجا

51:53.903 --> 51:55.981
‫واسه ترولوک‌ها یا سفیدپوشان

51:56.006 --> 51:57.841
‫شوخی به حساب میاید

51:59.158 --> 52:04.539
‫ولی اگه صدها نفر کنار هم باشیم،
‫اونوقت یه شانسی داریم

52:06.844 --> 52:11.598
‫اگه هممون باهم اینجا بمونیم،
‫شانس پیروزی داریم

52:48.833 --> 52:51.076
‫خوب شد فهمیدیم اگه یه وقت
‫درخت‌ها بهمون حمله کردن

52:51.101 --> 52:52.627
‫یه نفر آماده هست

52:52.628 --> 52:56.423
‫البته با این میزان آمادگی،
‫شرط می‌بندم درخت‌ها برنده شن

52:59.946 --> 53:03.493
‫بگیرش. اگه بخوای می‌تونم نشونت بدم
‫چطور از یه سلاح استفاده می‌کنن

53:03.996 --> 53:05.324
‫نه، زحمت نمیدم

53:05.349 --> 53:08.844
‫من چیز زیادی از شمشیر نمی‌دونم.
‫گمونم همون تیر و کمان رو استفاده کنم.

53:08.869 --> 53:10.161
‫یا یه چوب جنگی

53:10.186 --> 53:11.730
‫کار با این دوتا رو بلدم

53:11.731 --> 53:12.939
‫یا لاأقل بلد بودم

53:12.940 --> 53:14.233
‫مت

53:18.000 --> 53:19.460
‫دنبالت می‌گشتم

53:19.790 --> 53:21.957
‫خب، پیدام کردی

53:21.982 --> 53:23.651
‫خواستم خداحافظی کنم

53:24.160 --> 53:25.161
‫خداحافظی؟

53:25.870 --> 53:27.562
‫ناینیو، چی میگی؟

53:28.205 --> 53:29.832
‫من و ایلین یه چیزی پیدا کردیم

53:30.583 --> 53:32.083
‫فکر کنم بدونیم لیاندرین کجا رفته

53:32.084 --> 53:33.460
لیاندرین؟

53:33.966 --> 53:36.510
‫یکم آروم‌تر

53:36.881 --> 53:37.965
‫خیلی‌خب

53:38.716 --> 53:42.052
‫عمراً بذارم تنهایی بری دنبالش

53:42.053 --> 53:43.757
‫بشینم بدون تو اینجا چیکار کنم؟

53:43.782 --> 53:47.619
‫آی‌سدای‌ها روحشون هم خبر نداره که
‫چطور باید کمکم کنن و

53:48.059 --> 53:51.311
‫اگه کسی بتونه کمکم کنه، اون تویی

53:51.518 --> 53:53.759
‫- منم باهات میام
‫- نه، مت، تو...

53:53.784 --> 53:55.607
‫فکر کنم خانم گفتن که می‌خوان برن

53:55.608 --> 53:57.233
‫رفیق، یه امروز رو بی‌خیال ما شو

53:57.234 --> 53:58.944
‫نیازی به کمک شما نیست

53:58.945 --> 54:00.237
‫بکش کنار، متریم

54:01.572 --> 54:03.324
‫گفت بکش کنار

54:07.995 --> 54:10.242
‫- وگرنه چی؟
‫- مت...

54:10.267 --> 54:12.769
‫فکر نکنم با اون چوب
‫بتونی از پس دوتامون بر بیای

54:13.292 --> 54:15.411
‫دوتا مارک شرط می‌بندم که می‌تونم

54:15.436 --> 54:16.711
‫نفری دوتا باید بدی

54:16.712 --> 54:18.463
‫این کار مسخره‌ست

54:19.887 --> 54:21.269
‫ترسیدی؟

54:27.871 --> 54:28.872
‫قبولـه

54:30.140 --> 54:32.563
‫بیا بالاخره حساب این لوده رو
‫بذاریم کف دستش

54:36.857 --> 54:39.276
‫وقتش رسیده تاس بندازیم

56:02.794 --> 56:04.171
‫دوتا مارک طلبم

56:08.657 --> 56:10.493
‫نفری!

56:24.048 --> 56:25.340
‫مردمت حرفت رو گوش کردن

56:25.341 --> 56:26.925
‫می‌مونن

56:27.113 --> 56:29.532
‫ولی یه حسی بهم میگه که تو نمی‌مونی

56:30.649 --> 56:33.068
‫این کوثن‌ها باهات چه نسبتی دارن؟

56:33.609 --> 56:34.736
‫دوستام‌ان

56:39.271 --> 56:41.607
‫تا یه حدی هم خانواده‌ام میشن

56:44.890 --> 56:46.754
‫ارزش اینو دارن جونت رو براشون بدی؟

56:46.779 --> 56:49.672
‫اگه سراغ سفیدپوشان بری
‫عاقبت بهتری در انتظارت نیست

56:49.697 --> 56:51.467
‫اگه بخوای مقابله کنی تهش اینـه

56:51.492 --> 56:54.373
‫کسی قرار نیست چیزیش بشه.
‫خودم از این بابت مطمئن میشم.

56:54.398 --> 56:56.607
‫الان این نقشه‌تـه یا صرفاً امیدواری؟

56:56.914 --> 56:58.972
‫اگه می‌خوای رهبرشون باشی
‫به هر دو نیاز داری

56:59.460 --> 57:00.652
‫همچین قصدی ندارم

57:06.006 --> 57:07.258
‫وایسا

57:10.136 --> 57:11.512
‫اسم واقعیت چیـه؟

57:17.893 --> 57:18.894
‫لطفاً

57:20.146 --> 57:21.272
‫فِیل

57:22.483 --> 57:23.839
‫یعنی شاهین

57:24.109 --> 57:27.070
‫الان دیگه باید بدونی، پرین آیبارا

57:28.455 --> 57:30.165
‫شکار کردن توی خونمـه

57:53.512 --> 57:55.396
‫واقعاً هیچ راه دیگه‌ای واسه رسیدن نیست؟

57:55.557 --> 57:58.085
‫یکی نمی‌خواد بهم بگه که
‫کجا داریم میریم؟

57:58.110 --> 58:00.278
‫من حتی به برادرهام هم نگفتم داریم می‌ریم

58:00.303 --> 58:01.936
‫چون قرار شد به کسی چیزی نگیم

58:01.937 --> 58:04.688
‫نمی‌خواستم ریسک اینکه یه
‫مرد خاکستری دنبال‌مون بیفته رو به جون بخرم

58:05.441 --> 58:07.488
‫داریم میریم تنچیکو

58:09.718 --> 58:11.631
‫تنچیکو جای ناجوریـه

58:11.852 --> 58:13.516
‫خدا رو شکر که منو دارید

58:15.451 --> 58:18.620
‫برادرهات بهت نگفتن
‫چه کارایی با عصا ازم بر میاد؟

58:18.621 --> 58:20.663
‫ناینیو، خودت می‌دونی که تنچیکو وسط...

58:20.664 --> 58:22.207
‫راست میگی، سفر طولانی‌ایـه

58:22.208 --> 58:24.668
‫که اگه کمتر حرف بزنی و بیشتر گوش بدی
گذر زمان حس نمیشه

58:31.634 --> 58:34.844
‫از محل مرگ تا محل تولدت،

58:34.845 --> 58:37.358
‫ما همه‌جا کنار هم بودیم

58:37.383 --> 58:40.345
‫بذار تا روحت مسیرش رو به سمتم پیدا کنه

59:40.124 --> 59:41.141
‫خب؟

59:41.166 --> 59:42.291
‫حق با تو بود

59:42.316 --> 59:45.109
‫شبیه به اون قلاده‌ایـه که
‫سین‌چن‌ها به گردن زن‌ها می‌بستن

59:45.134 --> 59:47.637
‫ولی قدیمی‌تره، خیلی قدیمی‌تره

59:47.751 --> 59:50.438
‫حتماً به خاطر همینـه که برج پنهونش کرده

59:50.463 --> 59:52.966
‫و بافت‌های من هیچ تأثیری روش نداره

59:54.174 --> 59:56.468
‫چون برای کنترل زن‌ها ساخته نشده

59:58.007 --> 59:59.996
‫برای کنترل مردهاست

01:00:00.061 --> 01:00:01.791
‫یه ای‌دم مردونه

01:00:01.816 --> 01:00:04.819
‫و جفتِ این قلاده یه جایی توی این شهره

01:00:05.779 --> 01:00:09.323
‫قراره به خود اژدهای
‫دوباره متولد‌شده قلاده رو ببندیم

01:00:26.580 --> 01:00:31.335
به نرمی و آهستگی از دلِ سایه‌ها

01:00:32.526 --> 01:00:52.526
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
