WEBVTT

00:06.750 --> 00:08.750
‫این مرد دوباره متولد شده

00:08.750 --> 00:11.260
‫و اسمش رو گذاشتند «اژدها»

00:11.260 --> 00:16.180
‫باید اژدهای دوباره ‌متولدشده رو پیدا کنید و
‫دنیا رو برای پیروی از اون آماده کنین

00:16.180 --> 00:19.460
‫حقیقت داره، مگه نه؟ حرفی که
‫ راجع‌به مردهای احضارکننده‌ی قدرت می‌زنن

00:19.460 --> 00:22.770
‫ ‫که آخر سر اونقدر دیوونه میشن که
‫هرکی که تا به حال دوست داشتن ‫رو می‏کشن

00:22.770 --> 00:24.020
‫حقیقت داره

00:24.520 --> 00:28.060
‫ما ارباب تاریکی رو شکست ندادیم،
‫بلکه قوی‌ترین معاونش رو آزاد کردیم

00:28.070 --> 00:29.400
‫بهشون بگو که اینجا مُردم

00:32.570 --> 00:36.360
‫اون لنفیره، خطرناک‌ترینِ طردشدگان

00:36.370 --> 00:39.660
‫دختر شب، دوباره برمی‌خیزد

00:41.250 --> 00:43.000
‫و وقتی که به «آخرین نبرد» رفتیم،

00:43.000 --> 00:46.670
‫تو بزرگ‌ترین سلاح‌
تو انبار اسلحه‌مون خواهی بود

00:49.710 --> 00:51.740
‫همچین قدرتی نباید در اختیار کسی قرار بگیره

00:51.740 --> 00:54.880
‫یا چیزی که هستی رو قبول می‌کنی یا
‫ازش می‌ترسی

00:54.880 --> 00:57.800
‫مشخص نیست وقتی به اونجا رسیدم
‫بتونم احضار قدرت کنم یا نه

01:00.680 --> 01:03.140
‫عزیزم، ۲۰ ساله که این بار رو
‫روی دوش تو گذاشتم

01:03.140 --> 01:05.940
‫توی این ماجرا دیگه تنها نیستی، خواهر

01:05.940 --> 01:07.230
‫بریم

01:07.230 --> 01:10.480
‫مورین دامودرد، اگه تابحال دوستـم داشتی
‫این کار رو نکن

01:10.480 --> 01:14.240
‫بهت دستور میدم که دروازه رو ببندی

01:16.200 --> 01:19.490
‫وقتی آمرلین غیب‌ش می‌زنه
‫نگهبان ارشد برج رو اداره می‌کنه

01:19.800 --> 01:22.620
‫خبر داری که اگه آمرلین شکست بخوره؛
‫تو هم همراه‌ش به قهقرا می‌ری؟

01:22.620 --> 01:27.420
‫ ‫به نظرت جوریه که انگار
‫از قدرتِ عدم‌اختیار درش استفاده شده؟

01:27.420 --> 01:29.775
‫این یعنی یکی از افرادی که
‫توی برج مستقره، ‫پیرو ارباب تاریکیـه.

01:29.800 --> 01:32.460
‫لیاندرین سدای.
‫چه ربطی به ایشون داره؟

01:32.460 --> 01:34.090
‫پیرو ارباب تاریکیـه

01:34.090 --> 01:35.380
‫اما این یعنی...

01:36.050 --> 01:40.180
‫آژاهای سیاه. بنابراین
‫ خطر بزرگی خواهران‌مون رو تهدید می‌کنه.

01:41.430 --> 01:43.640
‫ایشامیل آزادمون کرد

01:43.640 --> 01:45.270
‫موگدین

01:47.390 --> 01:51.770
‫تو و ایشامیل همیشه خیلی به
اژدها نزدیک بودید

01:51.770 --> 01:54.490
‫بقیه‌مون همچین نقطه‌ضعفی نداریم

01:54.990 --> 01:58.200
‫ ‫دیگه مالِ ماست.
‫ ‫هر پنج‌تاشـون مالِ مان.

02:01.563 --> 02:12.563
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

02:12.587 --> 02:19.587
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:20.788 --> 02:24.788
‫مترجم: «محمدعلی sm»

02:55.750 --> 02:57.210
‫وقتش رسیده، مادر

03:09.850 --> 03:11.060
‫مشکلی واسش پیش نمیاد

03:11.810 --> 03:13.230
‫امروز ربطی به اون نداره

03:23.370 --> 03:26.290
‫آمرلین درخواست دادن که یه نشست
‫توی تالار برگزار شه

03:26.290 --> 03:27.820
‫شما رو هم به صحن فرا خوندن

03:27.820 --> 03:31.370
‫چندتا مسئله هم هست که خودم مایلم
‫توی تالار مطرح کنم

03:32.080 --> 03:34.920
‫ما کنارتون می‌مونیم خواهر،
‫مهم نیست اتهامات‌تون چی باشن

03:38.090 --> 03:40.420
‫کجا داریم میریم؟
‫و اصلاً واسه چی؟

03:40.420 --> 03:42.550
‫همیشه برای بدترین اتفاقات
آماده باشید، خواهرانم

03:42.550 --> 03:45.480
‫اینطوری تموم غافلگیری‌هاتون
‫خوشایند خواهند بود

03:56.730 --> 03:59.070
‫اگه دست بقیه هم با لیاندرین
تو یه کاسه باشه چی؟

03:59.070 --> 04:01.570
بذار کنارت وایسیم

04:01.570 --> 04:04.660
‫می‌دونی که مردها بدون دلیل موجه
‫نمی‌تونن وارد تالار بشن

04:05.240 --> 04:07.790
‫مادر درِ اونجا رو فقط به روی
‫اعضای شورا باز گذاشته

04:08.700 --> 04:10.960
‫برای خواهران سرخ هم نقشه داره

04:11.460 --> 04:13.870
‫آماده‌ی آماده‌ایم آیوان. همم؟

04:25.890 --> 04:28.560
‫مادر دستور دادن که فقط اعضای تالار و...

04:29.100 --> 04:30.980
‫آژاهای سرخ تو این نشست شرکت کنن

04:31.180 --> 04:34.020
‫تموم اعضای شورا حق دارن
‫توی تالار صحبت کنن

04:34.020 --> 04:37.270
‫طبق رسم و رسوم،
‫حضور فقط ۱۱ عضو شورا لازمه

04:37.270 --> 04:41.680
‫لیاندرین سدای امروز نماینده‌ی خواهران سرخ
‫خواهد بود اما شما حرف‌هاش رو نمی‌شنوید

04:59.420 --> 05:02.050
‫به‌پا خیزید،
‫بانو دارن تشریف میارن

05:02.050 --> 05:05.760
‫ناظر مهر و موم‌ها،
‫شعله‌ی تار والون،

05:06.590 --> 05:08.100
‫آمیرلین سیت

05:16.650 --> 05:20.770
‫لیاندرین سدای، می‌دونید که چرا امروز
‫شما رو به اینجا فرا خوندم؟

05:21.480 --> 05:22.990
‫چون می‌خواید صدام رو خفه کنید

05:23.860 --> 05:27.450
‫برکسی پنهون نیست که
‫من هیچوقت چاپلوسی شما رو نکردم

05:28.570 --> 05:31.120
‫و راستش رو بخواید،
‫از این کارم خوشحالم،

05:31.120 --> 05:34.370
‫با توجه به چیزی که الان درمورد شما می‌دونم

05:34.370 --> 05:39.580
‫مادر، بنده شما رو متهم به
‫شکوندن قوانین و رسوم برج می‌کنم

05:42.210 --> 05:45.590
‫ادامه بده فرزندم،
پاسخت رو میدم

05:45.590 --> 05:47.300
‫آی‌سدای‌ها قادر به دروغ‌گویی نیستن

05:49.010 --> 05:53.140
‫یک ماه پیش، مادر ۱۳تا از خواهران رو
‫به کایریان فرا خواندند،

05:53.140 --> 05:55.640
‫اون هم به دلایل نامشخصی

05:55.640 --> 05:59.520
‫توی آشوبی که در ادامه‌ی اون ماجرا
اتفاق افتاد و ‫شهر آتش گرفت،

06:00.150 --> 06:04.190
‫مشخص شد که مادر
‫با مورین سدای ملاقات کردن،

06:04.190 --> 06:06.280
‫کسی که از برج تبعید شده و همچنین

06:06.820 --> 06:10.320
‫مرد جوانی که می‌تونست احضار قدرت کنه

06:10.320 --> 06:16.000
‫رند آل‌ثور، که توی فالم خودش رو
‫اژدهای دوباره‌ متولد‌شده معرفی کرد

06:16.000 --> 06:17.370
‫مادر با اون ملاقات کرده

06:17.480 --> 06:18.830
‫مردی که

06:18.830 --> 06:23.500
‫این برج موظفه غُل و زنجیرش کنه

06:23.500 --> 06:26.220
‫مادر خودخواسته بهش اجازه داد که فرار کنه

06:32.220 --> 06:34.890
‫اگه بتونی مدرکی برای این اتهامات ارائه کنی،

06:34.890 --> 06:37.770
‫تالار چاره‌ای نداره جز این که
‫قدرتم رو محدود کنه،

06:37.770 --> 06:40.230
‫برام مجازات تعیین کنه یا حتی
‫عَزلم کنه

06:41.610 --> 06:45.860
‫اما من چیزی رو می‌دونم که
‫بیشتر زنان این تالار ازش خبر ندارن...

06:48.400 --> 06:51.370
‫که تو، لیاندرین گیراله،
‫می‌تونی «سه سوگند» رو زیر پا بذاری

06:51.370 --> 06:55.030
‫تو با تاریکی پیوند وفاداری بستی

06:55.040 --> 06:57.040
‫تو پیروی ارباب تاریکی هستی

07:01.630 --> 07:03.170
‫خب، این مزخرفـه

07:03.170 --> 07:05.980
‫می‌بینید که برای خفه کردن صدای من
‫چه کارها که نمی‌کنه؟

07:07.130 --> 07:08.130
‫هیچ مدرکی نداری

07:14.010 --> 07:17.180
‫تالار، ناینیو ال‌میرا را
‫به صحن فرا می‌خواند...

07:18.350 --> 07:23.300
‫...کسی که لیاندرین او را دزدید و
‫به شانچن‌ها فروخت

07:42.370 --> 07:43.380
‫خب...

07:46.380 --> 07:47.500
‫زورم رو زدم

07:50.720 --> 07:55.300
‫به چه جراتی دربرابر خواهرانت توی تالار
‫اعمال قدرت می‌کنی؟

08:06.900 --> 08:09.400
‫تو به همه‌ی ما خیانت کردی

08:09.400 --> 08:13.070
‫و اکنون محاکمه میشی و
‫قدرتت ازت سلب میشه و

08:13.070 --> 08:15.820
‫قبل از این که بمیری...

08:15.820 --> 08:18.620
‫...تمام اعضای آژای سیاه رو تسلیم می‌کنی

08:20.370 --> 08:21.370
‫حق با توئـه!

08:23.080 --> 08:24.370
‫همین کار رو می‌کنم!

08:25.830 --> 08:28.750
‫همین حالا بهم بپیوندید!

08:54.990 --> 08:57.070
‫- آلانا! داریم میایم!
‫- آلانا!

08:57.070 --> 08:59.120
‫- آلانا!
‫- داریم میایم!

08:59.120 --> 09:01.490
‫برید کنار!
‫از صحن دور شید

09:01.500 --> 09:03.200
‫نمی‌تونید از ما رد شید

09:03.210 --> 09:06.040
‫می‌خوای آی‌سدات کشته بشه احمق؟

09:06.040 --> 09:07.130
‫برید کنار!

09:49.630 --> 09:52.630
‫تو تالار چه‌خبره؟
‫باید به آمرلین کمک کنیم

09:52.630 --> 09:54.130
‫داریم می‌کنیم

09:54.130 --> 09:56.920
‫اون سمت دیوار، خزانه‌ی سیزدهم قرار داره

09:56.930 --> 09:58.840
‫فکر می‌کردم اینجا اصلاً وجود نداره

09:58.840 --> 10:02.100
‫اون تو، قدرتمندترین سانگریل و
‫ترانگریال‌هامون قرار داره

10:04.310 --> 10:06.000
‫تنهایی نمی‌تونم مراقب این‌ها باشم

10:06.000 --> 10:08.650
‫اینجا تعداد کمی هستن که
می‌تونیم بهشون اعتماد کنیم

10:08.650 --> 10:10.900
‫از سر راه برید کنار!
‫بجنبید!

10:16.860 --> 10:18.780
‫نور رو شکر.
‫جین.

10:19.450 --> 10:21.120
‫- چزمال
‫- کمک‌مون کن بریم داخل

10:23.080 --> 10:24.240
‫نه

10:29.580 --> 10:32.210
‫نگهبان‌هاتون رو کشتم،
‫خودتون رو هم می‌کشم

10:34.800 --> 10:37.550
‫آره، می‌تونم حسش کنم.
‫می‌تونم مردن‌شون رو حس کنم.

10:38.180 --> 10:40.510
‫چقدر خوبـه

10:40.510 --> 10:42.510
‫اون... اون هم آژای سیاهـه

10:48.310 --> 10:51.360
‫مادر ازمون خواسته که
از این اشیاء محافظت کنیم

10:51.360 --> 10:55.280
‫به هرقیمتی شده و فرقی هم نمی‌کنه که
‫کی یا چی بیاد سراغ‌شون

10:56.940 --> 10:58.990
‫وای ورین، بالاخره

11:03.080 --> 11:07.500
‫بالاخره دیگه مجبور نیستم به
مزخرفاتت گوش کنم

11:55.040 --> 11:56.380
‫بهم متصل شید

12:18.020 --> 12:20.070
‫بجنبید، خودتون رو برسونید اسکله

12:31.790 --> 12:34.460
‫چطور ممکنه این همه آدم
‫با تاریکی پیوند وفاداری بسته باشن؟

12:38.040 --> 12:39.340
‫پیداشون کنید!

12:39.340 --> 12:42.300
‫پخش شید.
‫نباید بذاریم شهر رو ترک کنن.

12:44.340 --> 12:45.340
‫ادلیاز...

12:53.190 --> 12:54.310
‫تو کی هستی؟

13:00.820 --> 13:01.690
‫آوردیش؟

13:01.690 --> 13:04.340
‫به همراه هرچیزی که می‌تونستم با خودم بیارم

13:13.040 --> 13:14.790
‫زنده از این شهر بیرون نمیری

14:16.560 --> 14:18.440
‫آلانا علامت داد.
‫دمِ دروازه‌ی جنوبیـه.

14:37.040 --> 14:38.500
‫زانو بزن مادر

14:39.080 --> 14:40.670
از ‫الان دیگه تحت کنترل لیاندرینی

15:03.860 --> 15:05.730
‫باید به بقیه هم علامت بدیم.
‫بریم.

15:17.290 --> 15:18.370
‫آلانا!

15:28.340 --> 15:29.670
‫ماکسیم...

15:29.670 --> 15:32.550
‫آیوان... نمی‌تونم...
‫نمی‌تونم حسش کنم

15:33.350 --> 15:35.470
‫نه... نه...

15:36.560 --> 15:38.560
‫نه، نه.
‫نه!

15:38.560 --> 15:40.480
‫نه!

15:41.020 --> 15:42.690
‫نه!

15:51.450 --> 15:54.870
‫نمی‌تونم نگهش دارم!
‫داره طلسم رو می‌شکونه

15:54.870 --> 15:57.830
‫مهم نیست لیاندرین چی می‌خواد.
‫باید کارش رو تموم کنیم.

16:09.260 --> 16:10.340
‫چطور تونست...

16:10.340 --> 16:12.470
‫نتونست.
‫هنوز سپر روشـه.

17:08.060 --> 17:09.230
‫ناینیو...

17:09.230 --> 17:10.610
‫ناینیو

17:12.610 --> 17:13.610
‫ناینیو

17:16.200 --> 17:17.530
‫ناینیو.
‫بلند شو.

17:21.490 --> 17:24.160
‫آره

17:26.170 --> 17:27.420
‫آره

17:36.840 --> 17:42.650
‫«چـــرخ زمــان»
‫ " فصل سوم - قسمت اول "

17:52.400 --> 17:54.150
‫کاش توی اون تالار کنارت بودیم

17:54.990 --> 17:56.200
‫من و الین

17:56.780 --> 17:58.780
‫اگه حلقه رو نداشته باشیم چی میشه؟

17:59.660 --> 18:02.700
‫از دست این قانونای مسخره‌ی برج...
‫می‌تونستیم مواظبت باشیم

18:02.700 --> 18:04.460
‫دیگه هیچ‌جوره نمیشه مواظب بود

18:05.080 --> 18:08.150
‫تا الان داشتیم از طردشدگان فرار می‌کردیم

18:08.880 --> 18:10.380
‫حالا هم آژاهای سیاه

18:10.380 --> 18:11.880
‫کسی هم نمی‌دونه چندنفرن

18:11.880 --> 18:14.050
‫خب الان باید چی‌کار کنیم؟

18:14.050 --> 18:16.660
‫مورین گفته که من باید برم تیـِِر

18:17.300 --> 18:18.430
‫چرا تیـِِر؟

18:18.430 --> 18:21.260
‫یکی از قدرتمندترین سانگریل‌ها اونجاست

18:21.760 --> 18:23.890
‫توی یه دروازه به اسم صخره‌ی تیـِِر

18:23.890 --> 18:27.270
‫یه شمشیره، به اسم کلندور

18:27.270 --> 18:29.310
‫اون شمشیر درواقع یه شمشیر نیست

18:32.360 --> 18:33.770
‫اوم، می‌گفتی

18:33.780 --> 18:36.980
‫خب اون شمشیر چی‌کار می‌کنه؟
‫طردشدگان رو می‌کشه؟

18:37.004 --> 18:38.336
ارباب تاریکی رو شکست میده؟

18:38.360 --> 18:41.320
‫خودت که می‌دونی پیشگویی‌ها چطوری‌ان.
‫هیچی واضح و مشخص نیست.

18:41.320 --> 18:44.740
‫نمیشه بریم جایی که
‫کسی چیزی از اژدها نشنیده باشه؟

18:44.740 --> 18:45.870
‫کجا؟

18:45.870 --> 18:50.400
‫همین الانش هم اینجا توی تار والون،
‫مردم دارن درمورد اتفاقات فالم حرف می‌زنن

18:50.400 --> 18:52.130
‫با این که اون‌طرفِ کره‌ی زمینـه

18:52.130 --> 18:55.050
‫هرجا که میریم، باید...
‫با همدیگه بریم

19:01.340 --> 19:02.350
‫باهمدیگه

19:05.390 --> 19:06.680
‫مورین گفته بریم پیشش

19:08.890 --> 19:11.730
‫این شهر دیگه در امان نیست.
‫کاملاً‌ واضحـه.

19:12.400 --> 19:14.540
‫دلم می‌خواست ازتون بخوام اینجا بمونید

19:15.150 --> 19:17.650
‫اما می‌دونم هرکاری که دل‌تون بخواد می‌کنید

19:17.650 --> 19:20.280
‫فقط لطفاً بدونید کسی که
‫کفش‌تون رو برق می‌اندازه

19:20.280 --> 19:23.160
‫اطلاعات‌تون ‌رو به
ماهی‌فروش ساوث‌هاربر لو میده ‫که

19:23.910 --> 19:26.740
اون هم یواشکی به صاحبِ مهمون‌خونه‌ی
‫«آپ‌ریور ران» میگه،

19:26.740 --> 19:29.080
‫که اون هم یه زنه که گزارش
‫تک‌تکِ غریبه‌های مشکوک رو

19:29.080 --> 19:32.130
‫یه راست می‌ذاره کف دست آژاهای سرخ

19:32.130 --> 19:34.500
‫موهاتون رو بپوشونید و
‫سلاح‌هاتون رو مخفی کنید

19:35.130 --> 19:37.130
‫اگه خبر اژدها به اینجا هم رسیده

19:37.130 --> 19:39.880
‫مطمئن باشید که اول از همه
‫به آی‌سدای رسیده

19:39.880 --> 19:43.760
‫بعد از اتفاقی هم که امروز افتاد،
‫هیچ‌کدوم‌تون نباید به آی‌سدای نزدیک شید

19:43.760 --> 19:46.060
‫اول صبح راه می‌افتیم سمت تیـِِر

19:48.560 --> 19:50.060
‫کجا داری میری؟

19:50.060 --> 19:51.060
‫توی شهر

19:52.480 --> 19:55.480
‫حالا چرا همیشه می‌خواد دم صبح راه بی‌افته؟

19:55.480 --> 19:57.230
‫مگه چی میشه اول یه صبحونه‌ی مفصل بزنیم؟

19:57.230 --> 19:59.320
‫لویال، خیلی دوست دارم
‫درموردش با هم گپ بزنیم اما

19:59.320 --> 20:01.950
یک ماه تمامه که سوار کشتی بودم و

20:01.950 --> 20:04.990
‫و باید یه هوایی به سرم بخوره. خب؟

20:05.620 --> 20:08.830
‫رند؟ پرین؟
‫شما هم میاید؟

20:08.830 --> 20:11.290
‫بیخیال!
‫آخرین خوش‌گذرونی‌مونه دیگه.

20:13.670 --> 20:15.420
‫به‌نظرتون احتمال موفقیتم چقدره؟

20:15.420 --> 20:16.790
‫موفقیت توی چی؟

20:16.790 --> 20:18.460
‫زدن مخِ دخترای آییلی

20:19.040 --> 20:21.090
‫اونا ازت متنفرن مت

20:21.090 --> 20:22.180
‫بسـه

20:23.050 --> 20:25.090
‫خواهش می‌کنم.
‫شما همینجا بمونید.

20:25.600 --> 20:27.680
‫ماموریت ما محاظت از توئـه، رند آل‌ثور

20:28.390 --> 20:32.430
‫وظیفه‌مون اینـه که کاراکارنِ احتمالی آینده
رو ‫سالم به سرزمین سه‌گانه برسونیم

20:32.440 --> 20:36.770
‫پس به‌عنوان کاراکارن‌تون،
‫دستور میدم اینجا بمونید

20:39.230 --> 20:41.360
‫الان صاحب این عنوان نیستی

20:41.900 --> 20:43.240
‫حق هم نداری به ما دستور بدی

20:43.860 --> 20:45.910
‫هنوز به آزمون روئیدین نرسیدی

20:46.990 --> 20:49.830
‫ببین، من اصلاً نمی‌دونم آزمون روئیدین چی هست

20:50.580 --> 20:51.790
‫چون باهام حرف نمی‌زنی

20:51.790 --> 20:53.540
‫و الان هم یه ماهی گذاشته

20:53.540 --> 20:55.670
‫فقط زُل می‌زنی و چشمات رو می‌بری بالا

20:55.670 --> 20:58.340
‫پس بهم بگو

20:59.550 --> 21:01.800
‫داشتم می‌سنجیدم که چه‌جور مردی هستی

21:01.800 --> 21:04.510
‫صدها هزار نفر از مردم‌مون

21:04.510 --> 21:07.580
‫منتظر رسیدن کاراکارنن

21:08.350 --> 21:10.340
‫وقتی به این فکر می‌کنم که
‫ممکنه تو باشی...

21:10.340 --> 21:13.180
‫حالا خونت، صورت یا موهات
...هرشکلی که می‌خواد باشه

21:13.180 --> 21:15.140
‫می‌بینم که هیچ حسی به ما نداری

21:16.270 --> 21:18.610
‫جون به جونت کنن، غربی‌ای

21:23.150 --> 21:25.070
‫وقتی پیش رندم...

21:26.240 --> 21:29.450
‫انگار برگشتیم خونه و
‫هیچی عوض نشده اما...

21:32.790 --> 21:34.120
‫همه‌چیز عوض شده

21:35.830 --> 21:36.830
‫وقتی...

21:40.250 --> 21:42.340
‫وقتی بهم دست می‌زنه...
‫نمی‌تونم...

21:44.300 --> 21:45.720
‫اون میاد توی ذهنم

21:49.970 --> 21:52.100
‫- رنا؟
‫- تلاش می‌کنم فراموشش کنم

21:54.060 --> 21:55.810
‫و فکر می‌کنم حالم خوبـه اما...

21:57.770 --> 21:59.400
‫هرشب...

22:00.900 --> 22:03.030
‫...تو خواب‌هام می‌بینمش

22:11.580 --> 22:15.330
‫خب جوناس، رفیق،
‫می‌خوای یکم چونه‌م رو بدم بالاتر؟

22:15.330 --> 22:19.750
‫مثلاً اینطوری... یا یکم زانوم رو خم کنم،
‫اینطوری؟

22:19.750 --> 22:21.130
‫بگو که شوخیت گرفته

22:21.130 --> 22:22.960
‫خیلی‌خب، شاید این رو ندونی

22:22.960 --> 22:25.260
‫چون آخه سر اژدهاییت همیشه
تو کون اژدهایی خودتـه اما

22:25.260 --> 22:28.050
‫من کسی‌ام که تو شیپور والری دمیده

22:28.050 --> 22:29.550
‫وایسا ببینم.
‫تو بودی؟

22:30.220 --> 22:32.550
‫- مت کوثن؟ از دو رود؟
‫- بله، خودم هستم

22:32.560 --> 22:36.230
‫مت کوثن. شیپورچی.
‫قهرمان دوران.

22:40.440 --> 22:43.820
‫اونقدری آبجو توی دنیا نیست که
‫بتونم بخورم و این رو هضم کنم

22:44.530 --> 22:45.650
‫این هم از این

22:46.320 --> 22:48.820
‫یه گوسفندکُن ساده،
‫آهنگر آشفته و

22:48.820 --> 22:51.870
‫یه قمارباز شدیداً خوشتیپ

22:52.450 --> 22:56.790
‫خب، تو این اوضاع که همه‌چیز کاملاً عادیـه،
‫می‌بینم که تو و اگوین...

22:56.790 --> 22:59.870
‫- یهو اوضاع مثل قبل شد، آره؟
‫- خیلی درموردش حرف نزدیم

22:59.870 --> 23:03.460
‫- یه ماهی گذشته
‫- آره خب، درمورد چی می‌خواید حرف بزنید؟

23:03.460 --> 23:05.200
‫این که تاحالا دختر دیگه‌ای رو نبوسیده،

23:05.200 --> 23:06.880
‫پس دیگه ادا بازی نداره،

23:06.880 --> 23:09.340
‫همه‌چی کاملاً تابلوئـه

23:09.930 --> 23:12.010
‫وایسا ببینم. این دیگه چیـه؟

23:12.010 --> 23:14.300
‫دختر دیگه‌ای رو بوس کردی؟
‫بیشتر از یه دختر؟

23:14.310 --> 23:16.560
‫- کی؟
‫- آوی‌یندا که نبوده

23:16.560 --> 23:19.680
‫نه. تنها کسایی که اون بهشون لبخند می‌زنه،
‫الین و

23:19.690 --> 23:22.350
‫- پرین هستن
‫- نه. رابطه‌مون اونطوری نیست

23:22.360 --> 23:24.020
‫ولی می‌تونه باشه

23:24.020 --> 23:27.150
‫خب، دیگه کی می‌مونه؟
‫بِین؟ چیاد؟

23:27.150 --> 23:29.360
‫بِین و چیاد با هم؟

23:29.360 --> 23:30.700
‫موفق باشی

23:30.700 --> 23:31.990
‫یه هفته داشتم مقدمه می‌چیدم

23:31.990 --> 23:34.320
‫یه کاری دست خودت میدی‌ها، می‌دونستی؟

23:34.330 --> 23:36.780
‫وای، من که از خدامـه

23:37.750 --> 23:40.960
‫به سلامتی سه‌تا رفیق پشت‌کوهی

23:40.960 --> 23:45.880
‫باشد که... در آغوش هزارن زن مو حنایی
‫به آرامش برسیم

23:48.710 --> 23:49.760
‫اوم...

23:49.760 --> 23:52.680
‫گندش بزنن، دوباره به اون زبون حرف زدم؟

23:52.680 --> 23:54.220
‫درهرصورت، به‌سلامتی

23:54.220 --> 23:55.430
‫چیزی نیست رفیق

23:55.430 --> 23:57.600
‫فکر نکن می‌ذاریم قسر در بری‌ها

24:00.310 --> 24:02.730
‫یه زن توی کایریان بود

24:02.730 --> 24:05.110
‫یه مهمون‌خونه‌دار به اسم سلین

24:05.110 --> 24:06.610
‫- سلین!
‫- سلین!

24:06.610 --> 24:09.110
‫خب پس. بزرگ‌تر بود؟
‫خوشگل بود؟

24:09.110 --> 24:11.110
‫تو دور بعدی میگم

24:29.760 --> 24:32.550
‫آژاهای سیاه
قدرتمندترین سلاح‌هامون رو دزدیدن

24:32.550 --> 24:35.590
‫هنوز نمی‌دونیم کجا رفتن یا
‫تعدادشون بیشتره یا نه

24:35.600 --> 24:37.930
‫ظاهراً حالا که اژدها خودش رو معرفی کرده

24:37.930 --> 24:40.890
داریم به آخرین نبرد
نزدیک‌ و نزدیک‌تر میشیم

24:40.890 --> 24:42.320
‫به گمونم اینجا پیش خودتـه

24:42.320 --> 24:45.860
‫هیچ قصدی ندارم که بذارم
‫رند آل‌ثور نزدیک به آی‌سدای بشه

24:45.860 --> 24:49.320
‫هنوز فکر می‌کنی مهمـه که چه قصدی داشته باشی؟

24:49.320 --> 24:52.990
‫قبل از این که ‫رند خودش رو معرفی کنه،
تحت حفاظت و کنترل تو بود

24:52.990 --> 24:56.700
‫اما حالا مجبوری ازش دست بکشی و
‫به تصمیماتش اعتماد کنی

24:56.700 --> 24:59.330
‫شما هم دیگه زیادی پیشرفتش رو
‫دستِ بالا گرفتید

24:59.330 --> 25:04.290
‫امروز زنی به من حمله کرد که
‫از همون بچگیش حواسم بهش بود

25:04.290 --> 25:07.670
‫بی‌چون و چرا به نائومی اعتماد داشتم

25:08.590 --> 25:10.880
‫حالا هم ذهن باهوش خواهرم داغون شده چون

25:10.880 --> 25:14.550
‫مطمئن بودم که یکی رو کامل می‌شناسم

25:14.550 --> 25:15.840
‫اما اینطور نبود

25:17.180 --> 25:20.890
‫و می‌دونم که تو هم به
اژدهای دوباره متولد‌شده‫ اعتماد داری، مورین

25:21.810 --> 25:26.000
‫اما حتماً این سوال رو از خودت بپرس،
‫می‌تونی به رند آل‌ثور اعتماد کنی؟

25:28.940 --> 25:30.650
‫کاری که تو می‌کنی رو من نمی‌تونستم بکنم

25:30.650 --> 25:34.150
‫چشم مردم به توئـه،
‫ازت می‌پرسن چی تو آینده در انتظارمونـه

25:34.150 --> 25:35.660
‫خیلی خوب انجامش میدی

25:36.360 --> 25:37.990
‫واقعاً؟

25:38.910 --> 25:40.240
‫خیلی خودت رو دست کم می‌گیری

25:40.240 --> 25:41.830
‫تویی که خودت رو دست کم می‌گیری

25:41.830 --> 25:44.540
‫نه، نه، نه. من رهبر نیستم.
‫جنمش رو ندارم.

25:45.040 --> 25:46.580
شما دارینش

25:47.120 --> 25:49.540
‫حتی مت.
‫هرجا بره میرم دنبالش.

25:49.540 --> 25:51.540
‫حتی اگه تو یه بشکه‌ی شراب غرق بشه، اما

25:51.550 --> 25:54.130
‫می‌تونه قانعم کنه که تصمیم درستی بوده

25:55.470 --> 25:57.130
‫ببین...

25:57.130 --> 25:59.680
‫من نمی‌دونم چرخ چی رو برامون میاره اما

26:01.220 --> 26:03.630
‫می‌دونم که تو تصمیم درست رو می‌گیری

26:06.190 --> 26:07.396
‫داری میری؟

26:08.980 --> 26:09.980
‫خیلی‌خب

26:10.560 --> 26:12.530
‫این جیگر رو نگاه کنید

26:13.150 --> 26:15.030
‫اونقدرا هم بد نیست، مگه نه؟

26:15.030 --> 26:17.680
‫دارم به این فکر می‌کنم که
‫یه چندتا مینیاتور هم بدم بسازن،

26:17.680 --> 26:22.700
‫مثلاً یه چندتا سوغاتی کوچیک واسه تمومِ
‫ زن‌هایی که متاسفانه دل‌شون رو می‌شکونم

26:22.700 --> 26:25.080
‫انگار قضیه جدیـه

26:25.830 --> 26:27.000
‫چی شده؟

26:29.380 --> 26:32.420
‫هیچی. یالا...
‫نوبت توئـه

26:38.930 --> 26:39.930
‫چیشده؟

26:55.940 --> 26:58.150
‫حتی از منبع قدرت هم استفاده نکردی

26:58.820 --> 27:00.450
‫به این معنی نیست که آماده نیستم

27:03.120 --> 27:06.500
‫خودت هم خوب می‌دونی که
‫اون قرار نیست بره تیـِِر

27:07.290 --> 27:09.570
‫تعجب می‌کنم که می‌خوای همچین کاری کنه

27:09.800 --> 27:12.330
‫حتی بدون کلندور هم تونست ایشامیل رو بکشه

27:12.340 --> 27:15.000
‫ایشی فقط یه آقای محترم
‫با رویاهای بزرگ بود

27:15.550 --> 27:18.760
‫اون یکی برگزیدگان هم اصلاً براشون مهم نیست
که ‫رند به تاریکی بپیونده یا

27:18.760 --> 27:21.040
‫چرخ رو بشکونه.
‫فقط می‌خوان که اون بمیره.

27:21.040 --> 27:23.470
‫خبر خوبیـه.
‫یعنی هنوز پیداش نکردن.

27:23.470 --> 27:25.010
‫خیالت راحت، پیداش می‌کنن

27:25.010 --> 27:28.600
‫تا وقتی هم که کلندور دستش نباشه،
‫ممکنه حمله کنن

27:29.270 --> 27:30.600
‫اما من می‌شناسم‌شون

27:31.770 --> 27:33.610
‫رند رو هم می‌شناسم

27:34.860 --> 27:37.940
‫قسمت‌های تاریکی که دلت می‌خواست‌
‫می‌تونستی نادیده‌شون بگیری

27:45.530 --> 27:48.620
‫بهم گفته که توی خواب‌هاش،
‫از فالم تا اینجا دنبالش بودی

27:49.370 --> 27:51.370
‫که تو هم داری مثل من ترغیبش می‌کنی که

27:51.920 --> 27:54.090
‫بره تیـِِر.
‫واسه گرفتن کلندور.

27:56.920 --> 27:58.960
‫به‌گمونم یکی از دلایلی که
‫نمی‌خواد بره همینـه

27:58.960 --> 28:02.160
‫نه. دلیل این که نمی‌خواد بره،
‫دوستاییـه که داره

28:02.800 --> 28:06.100
‫اونا می‌خوان همون پسربچه بمونه،
‫نه مردی که باید بشه

28:06.970 --> 28:10.980
‫و همونطور که من، بقیه‌ی برگزیدگان رو
می‌شناسم، ‫تو هم این بچه‌ها رو می‌شناسی

28:10.980 --> 28:14.440
‫می‌دونی که چی بهشون آسیب می‌زنه،
‫چی باعث میشه اون رو ترک کنن

28:17.110 --> 28:22.490
‫فکر کردی بهشون آسیب می‌زنم تا
‫وادارش کنم کاری رو بکنه که ما می‌خوایم؟

28:22.490 --> 28:23.490
‫آره

28:24.740 --> 28:27.120
‫راستش رو بخوای،
‫فقط همین یه چیزتـه که دوست دارم

28:31.580 --> 28:33.620
‫- نمیشه بهش اعتماد کرد
‫- معلومـه که نمیشه

28:34.250 --> 28:37.460
‫اما تو این قضیه که ‫نمی‌خواد بقیه
رند رو پیدا کنن، می‌تونیم بهش اعتماد کنیم

28:37.460 --> 28:38.960
‫خب، فعلاً رو شاید

28:38.960 --> 28:41.340
‫اما رند توی فالم،
‫یکی از طردشدگان رو کشته

28:41.340 --> 28:42.880
‫اونا خیر سرشون نامیرا بودن

28:42.880 --> 28:46.460
‫اونقدری باهوش هست که نگران باشه
‫ممکنه یه روزی این بلا رو سر خودش بیاره

28:46.890 --> 28:48.680
‫اون شش‌نفر هم...

28:48.680 --> 28:51.980
‫اون‌قدری که اونا می‌ترسه،
‫تاحالا از ایشامیل نترسیده بود

28:51.980 --> 28:54.780
‫یه حسی هم بهم میگه که
‫اصلاً ازش خوش‌شون نمیاد

28:55.150 --> 28:58.110
‫بهشون خیانت کرده، مورین.
‫به ما هم خیانت می‌کنه.

28:58.110 --> 29:01.240
‫فردا شاید.
‫اما امروز نه.

29:01.820 --> 29:03.320
‫فکر نکنم امشب همچین کاری کنه

29:03.900 --> 29:06.240
‫تو برو برج و
‫شمشیر مالکیریت رو بیار

29:07.580 --> 29:10.160
‫اگه اشتباه می‌کردم، می‌کشیمش

29:21.710 --> 29:22.760
‫همینجوری میگم،

29:22.760 --> 29:24.840
‫- آوی‌یندا فقط با تو حرف می‌زنه
‫- چرت نگو

29:24.840 --> 29:26.680
‫از بقیه‌‌مون بدش میاد.
‫مخصوصاً رند.

29:26.680 --> 29:27.760
‫بدش نمیاد

29:27.760 --> 29:29.800
‫اون آییلیـه.
‫فرهنگ‌شون اینطوریـه که...

29:29.810 --> 29:32.180
‫اوه، مطمئنم خیلی با فرهنگ‌شون آشنایی داری

29:36.900 --> 29:38.020
‫مادر

29:39.270 --> 29:40.440
‫مادر

29:43.320 --> 29:44.860
‫اگه قصد ندارین که

29:44.860 --> 29:47.360
‫اتحاد صدساله‌ی بین آندور و
‫برج رو به‌خطر بندازید،

29:47.360 --> 29:50.830
‫انتظار دارم که فردا
‫لباس‌های سفید کارآموزی‌تون رو بپوشید

29:52.240 --> 29:55.710
‫برو، تا فرصت داری
‫از آزادی‌ای که برات مونده لذت ببر

29:59.080 --> 30:02.880
‫تا ما هم یه گپ و گفت سه‌نفره داشته باشیم

30:04.510 --> 30:06.550
‫رند بهمون گفت که می‌خواستی چی‌کارش کنی

30:08.890 --> 30:10.470
‫من برنمی‌گردم به برجت

30:13.270 --> 30:16.100
‫نمی‌تونم تصمیماتی که قبلاً گرفتم رو برگردونم

30:16.100 --> 30:18.690
‫حتی اگه تاحدودی هم پشیمون باشم

30:19.190 --> 30:21.690
‫اما حالا که آژاهای سیاه به برج حمله کردن

30:22.230 --> 30:23.610
‫دنیامون عوض شده

30:24.190 --> 30:26.900
‫می‌تونم بگم که آخرین نبرد در راهـه

30:27.860 --> 30:30.950
‫طردشدگان بین‌مون هستن،
‫نور بهتون نیاز داره

30:31.530 --> 30:32.870
‫اما این رو از قبل می‌دونستید

30:33.740 --> 30:39.040
‫حقیقت اینـه که، حالا که اژدها
‫بزرگ‌ترین سلاح‌مون دربرابر تاریکیـه،

30:39.710 --> 30:44.130
‫به‌زودی تبدیل به خطر بزرگ‌تری ‫برای
خودش و نزدیکانش میشه

30:45.170 --> 30:48.130
‫چون هرچی بیشتر احضار قدرت کنه،
دیوونه‌تر میشن

30:48.130 --> 30:50.020
‫و شما مجبورید شاهد این اتفاق باشید

30:50.020 --> 30:51.840
‫شاهد متلاشی شدن و
‫پوسیدن عشق‌تون به همدیگه

30:51.850 --> 30:54.020
‫به‌خاطر نامهربونیِ این چرخِ گردون باشید

30:54.020 --> 30:55.720
‫و وقتی اون روز برسه،

30:55.720 --> 30:57.930
‫قدردان چیزهایی که توی برج یاد گرفتید،
‫خواهید بود

30:57.940 --> 31:01.850
‫ما هم قدردانِ داشتن قدرت شما
‫برای متوقف کردنش خواهیم بود

31:02.440 --> 31:03.820
‫من همچین کاری نمی‌کنم

31:03.820 --> 31:06.030
‫اگه بدون «حلقه‌ی خزندهی اعظم»
‫از شهر بری

31:06.900 --> 31:08.520
‫دیگه هیچوقت اجازه نداری برگردی

31:08.520 --> 31:11.181
‫هرپیشنهادی هم که آی‌سدای برای تو
‫یا اون داشته باشه، منقضی میشه

31:11.206 --> 31:13.320
‫نه، اون لازم نداره.
‫من حلقه رو دارم.

31:13.330 --> 31:15.520
‫اما قدرت این رو نداری که ازش دفاع کنی

31:16.450 --> 31:17.450
‫حق با اونـه

31:18.620 --> 31:20.540
‫- اگوین...
‫- ما به اندازه‌ی کافی قوی نیستیم

31:21.420 --> 31:22.420
‫نه هنوز

31:23.750 --> 31:26.820
‫نه برای روبرو شدن با طردشدگان
‫و یا آژاهای سیاه

31:29.430 --> 31:32.760
‫فقط به یه شرط برمی‌گردم به برجت

31:33.350 --> 31:34.890
‫می‌خوام از «منحنی‌ها» رد شم

31:36.100 --> 31:37.100
‫امروز

31:55.200 --> 31:59.730
‫هرچی که سر راهت اومد،
‫فقط باید با درایتت باهاش رو در رو شی

32:00.210 --> 32:03.880
‫درون منحنی‌ها، حتی قدرت واحد هم
‫در اختیار نداری

32:03.880 --> 32:05.840
‫و به محض این که شروع کردی،
‫باید ادامه بدی

32:06.420 --> 32:09.590
‫استوار باش.
‫راه برگشت فقط یه بار ظاهر میشه.

32:10.380 --> 32:12.510
‫آلویارین، لیانا

32:13.640 --> 32:15.430
‫به من بپیوندید، خواهرانم

32:23.454 --> 32:30.454
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

32:43.620 --> 32:44.870
‫خبر اگوین به گوشم رسید

32:50.050 --> 32:52.050
‫اون هم مثل تو قویـه

32:52.800 --> 32:55.470
‫درد منحنی‌ها، دربرابر رنجی که کشیده
‫هیچی نیستن

32:56.640 --> 32:58.810
‫قضیه فقط چیزی نیست که اونجا می‌بینه...

33:02.350 --> 33:04.480
‫خاطراتیـه که از اونجا باهاش می‌مونه

33:06.230 --> 33:08.620
‫که اگه اون اتفاقات می‌افتاد، چی میشد؟

33:14.240 --> 33:15.360
‫ما اونجا خوشحال بودیم؟

33:18.740 --> 33:20.240
‫لازم نیست بهم دروغ بگی

33:20.240 --> 33:21.330
‫آره

33:24.000 --> 33:25.000
‫و نه

33:26.920 --> 33:28.630
‫النور عالی بود

33:30.090 --> 33:33.170
‫یه‌سری از خاطرات پاک شدن اما...
‫این رو مطمئنم

33:36.300 --> 33:39.120
‫اما جفت‌مون بیخیال چیزی شدیم که
‫واقعاً می‌خواستیم

33:40.140 --> 33:41.180
‫این رو هم مطمئنم

33:42.980 --> 33:46.400
‫با موندن پیش رند هم
‫دوباره داری همین کار رو می‌کنی؟

33:50.150 --> 33:51.280
‫این یکی باید بره به تیـِِر

33:51.820 --> 33:54.460
‫این یکی رو هم فقط ملکه مورگس باید ببینه

34:06.960 --> 34:08.880
‫تموم این مدت داشتی من رو می‌پاییدی؟

34:08.880 --> 34:11.460
‫به درد کاراکارن نمی‌خوردم

34:11.840 --> 34:13.760
‫این شهر غربی هم اصلاً جای امنی نیست

34:14.760 --> 34:16.130
‫می‌تونم مراقب خودم باشم

34:17.720 --> 34:18.890
‫می‌خوای برم؟

34:21.680 --> 34:23.220
‫اگه بخوای می‌تونی این رو بگیری

34:27.730 --> 34:30.270
‫می‌خوام واسه آخرین شب آزادیم
‫یه چیزی درست کنم

34:31.650 --> 34:35.800
‫شاید در حد «اوسکای» نباشه اما
‫همه تلاشم رو می‌کنم

34:36.320 --> 34:37.780
‫منظورم...
‫واسه یه غربیـه

34:37.780 --> 34:40.620
‫مراقب باش، الین از خاندان ترکند

34:40.620 --> 34:45.860
‫قیافت که شبیه آییلی‌ها هست،
‫یهو دیدی اشتباه گرفتنت‌ها

34:47.330 --> 34:48.420
‫آوی‌یندا

34:50.130 --> 34:53.170
‫رند به قدرت داشتن عادت نداره

34:54.420 --> 34:56.720
‫سخت می‌تونه با فرمانده بودن کنار بیاد

34:58.010 --> 35:01.600
‫اما وظایف و مسئولیت‌‌هاش
در قبال مردم‌تون رو یاد می‌گیره

35:03.900 --> 35:06.720
‫«صخره‌ی تیـِِر تا زمانی که

35:06.730 --> 35:09.650
‫کلندور در دست اژدها باشد،
‫سقوط نخواهد کرد»

35:10.480 --> 35:12.650
‫صخره‌ی تیـِِر تا زمانی که

35:13.190 --> 35:15.730
‫- افراد اژدها بیایند، سقوط نخواهد کرد»
‫- «افراد اژدها بیایند»

35:15.730 --> 35:17.240
‫این افراد اژدها دیگه کی‌ان؟

35:18.360 --> 35:20.700
‫متاسفانه این اطلاعات
‫خیلی وقته که گم شدن

35:21.280 --> 35:23.990
‫ممکنه یه ارتش باشن.
‫ارتش من.

35:25.700 --> 35:27.330
‫صخره‌ی تِیر یه دروازه‌ست، درسته؟

35:27.330 --> 35:29.540
‫به‌شدت ازش محافظت میشه.
‫غیرقابل‌نفوذه.

35:29.540 --> 35:31.620
‫خب، اینجا گفته که بنا بر قانون تایرن

35:31.630 --> 35:34.920
‫هرکسی که صخره‌ی تیِــر را فتح کند،
‫حاکم برحق کشور می‌شود

35:34.920 --> 35:37.140
‫- پس این یعنی...
‫- اولین کشوری میشه که فتح می‌کنی

35:37.140 --> 35:38.490
‫اما نه آخریش

35:41.340 --> 35:44.510
‫ببخشید سازنده.
‫میشه تنهایی با رند صحبت کنم؟

35:44.510 --> 35:45.600
‫اوهوم

35:51.560 --> 35:54.600
‫به یه زن نجیب‌زاده‌ی تایرنی که
‫دوست مامانمـه نامه نوشتم

35:55.230 --> 35:57.780
تیـِِر یه شهر خیلی سیاسیـه برای همین
‫حمایتش از تو ضروریـه

35:57.780 --> 36:00.070
‫چرا باید از اژدهایی که شهرش رو
‫تصاحب می‌کنه و

36:00.070 --> 36:02.040
‫قدرتمندترین سلاحش رو می‌گیره،
‫حمایت کنه؟

36:02.040 --> 36:05.330
‫خب، انتقال قدرت مسالمت‌آمیز
‫همیشه نسبت به ویرانی ارجحیت داره

36:06.490 --> 36:08.160
‫درهرصورت شکست می‌خورن

36:08.160 --> 36:11.040
‫رند، داشتن قدرت یعنی اگه تصمیمی بگیری که

36:11.040 --> 36:13.880
‫به سود یه سری‌ها باشه،
‫قطعاً به ضرر بقیه‌ست

36:14.500 --> 36:16.420
‫این یه حقیقت درمورد حکمرانیـه

36:17.090 --> 36:19.260
‫هم این و هم این که بدونی به کی اعتماد کنی

36:21.680 --> 36:23.840
‫آره. تو خیلی ساده جلوه‌ش میدی

36:23.840 --> 36:25.180
‫ساده نیست

36:26.350 --> 36:29.000
‫اما می‌تونی با این شروع کنی که
‫با آویه‌یندا دشمنی نکنی

36:29.000 --> 36:32.600
‫خیلی واضح گفت که دوست داره
‫کاراکارن هرکسی باشه جز من

36:32.600 --> 36:34.190
‫و با این‌حال اینجاست

36:35.480 --> 36:37.110
‫تو یه ارتش وفادار لازم داری

36:38.150 --> 36:39.950
‫و کی از آییلی‌ها بهتر؟

36:40.490 --> 36:42.260
‫اگه کاری کنی که بهت باور داشته باشن،

36:42.260 --> 36:45.180
‫تا ته دنیا دنبالت میان

36:45.910 --> 36:47.120
‫از جمله تیـِِر

36:51.620 --> 36:54.420
‫مطمئنی نمی‌تونم راضیت کنم که
‫فردا باهامون بیای؟

36:55.320 --> 36:58.700
‫و شستن ظرف‌ها و
‫تِی‌کشیدن زمین رو ول کنم؟

36:59.880 --> 37:02.470
‫آندور تا ابد دوستِ
اژدهای دوباره متولد‌شده می‌مونه

37:04.430 --> 37:05.430
‫من هم همینطور

37:32.250 --> 37:33.960
‫مطمئنی عقلش رو از دست داده؟

37:33.960 --> 37:35.080
‫دیوونه شده

37:36.290 --> 37:38.130
‫پرین و مت رو کشت.
‫با چشمای خودم دیدم.

37:42.760 --> 37:43.760
‫رند!

37:49.640 --> 37:52.080
‫بالاخره به چیزی که می‌خواستی رسیدی

37:53.600 --> 37:54.940
‫آمرلین سیت

37:56.520 --> 38:02.480
‫درست سر وقت اومدی، برای انجام کاری که
‫ خیلی خیلی وقت پیش باید می‌‌کردی

38:05.150 --> 38:06.740
‫بهم تعظیم کنید!

38:13.290 --> 38:16.040
‫مادر، دستور می‌دید چی‌کار کنیم؟

38:20.880 --> 38:22.460
‫سرجاتون وایسید خواهران

38:23.380 --> 38:25.510
‫تعظیم کنید!

38:30.050 --> 38:31.260
‫کارت خوب بود، فرزندم

38:43.820 --> 38:46.740
‫«روی دامنه‌ی کوهِ اژدها
‫بچه‌ای متولد می‌شود»

38:46.740 --> 38:48.200
‫پیش‌گویی‌ها رو خوندی

38:48.200 --> 38:50.660
‫خیلی تناقض توش هست، مورین

38:50.660 --> 38:52.030
‫خیلی چیزها مشخص نیست

38:53.790 --> 38:57.250
‫میگن لویس ترین کسی بوده که
‫کلندور رو داخل صخره‌ی تیـِِر گذاشته

38:57.250 --> 38:59.670
‫اما فقط اژدهای دوباره متولد شده
‫می‌تونه دوباره درش بیاره

38:59.670 --> 39:01.503
به شرط این که احضارکننده‌ی مَرد دیگه‌ای
اول درش نیاره

39:01.503 --> 39:03.040
‫۳۰۰۰ ساله که کسی درش نیاورده

39:03.050 --> 39:04.630
‫طردشدگان آزاد نبودن

39:04.630 --> 39:06.510
‫اگه می‌تونستن، پس چرا تا الان نکردن؟

39:06.510 --> 39:08.420
‫شاید منتظر من وایسادن تا برم سراغش

39:08.430 --> 39:11.260
‫- شاید دارم راهی یه تله میشم
‫- پس می‌خوای چی‌کار کنی؟

39:13.600 --> 39:14.720
‫می‌خوای صبر کنی؟

39:15.930 --> 39:17.060
‫می‌خوای اینجا بمونی؟

39:18.350 --> 39:19.350
‫نه

39:19.350 --> 39:20.770
‫نه؟ پس دلت می‌خواد کجا بری رند؟

39:20.770 --> 39:24.110
‫- جایی که دلم واقعاً می‌خواد برم رو بگم؟
‫- آره. دلت واقعاً می‌خواد کجا بری؟

39:25.086 --> 39:26.001
‫خونه

39:26.026 --> 39:29.280
‫- خونه؟ دو رود؟
‫- آره. آره. مردم اونجا قابل‌اعتمادن

39:29.280 --> 39:32.910
‫اون‌وقت ارتش کشاورزهات
جلوی موجودات ارباب تاریکی چی‌کار ‌‌کنن؟

39:32.910 --> 39:34.950
‫وقتی دو رودت به قرمزی خون شد،
‫چی‌کار می‌کنی؟

39:34.950 --> 39:37.290
‫وقتی که آب‌ها پر از جسدهای بادکرده‌ی

39:37.290 --> 39:38.580
‫خونوادت و دوستات شدن؟

39:41.460 --> 39:45.000
‫رند، تو بچه نیستی.
‫تو اژدهای دوباره متولد‌شده‌ای.

39:45.000 --> 39:47.880
‫تو نمی‌تونی به خونه برگردی.
‫نه الان و نه هیچوقت.

39:52.760 --> 39:54.600
‫دیگه نمی‌تونی بهم بگی چی‌کار کنم

39:59.980 --> 40:04.440
‫تو اگوین ال وایر هستی.
‫پذیرفته‌شده‌ی برج سفید.

40:05.980 --> 40:07.610
‫اکنون به ما تعلق داری

40:13.466 --> 40:14.513
‫کجا داری میری؟

40:16.410 --> 40:19.200
‫حلقه که دستمه.
‫پذیرفته‌ هم شدم.

40:20.290 --> 40:21.860
‫یعنی نمی‌تونی اینجا نگهم داری

40:21.860 --> 40:24.000
‫تو در قبال برج و رهبرت مسئولیت داری

40:24.000 --> 40:26.750
‫این برج داره از درون و بیرون
‫خودش رو نابود می‌کنه

40:27.630 --> 40:30.840
‫مسئولیت من در قبال نوره، نه تو

40:49.150 --> 40:50.760
‫این شمشیر جدیده

40:54.240 --> 40:55.450
‫خیلی قدیمیـه

40:56.240 --> 40:58.540
‫شمشیر پادشاهان مالکیره

40:59.620 --> 41:03.170
‫برای پدرم بوده و
‫اون هم از پدرش بهش رسیده

41:05.000 --> 41:06.330
‫هیچوقت ازش استفاده نکردی

41:06.330 --> 41:08.040
‫هیچوقت خودم رو لایقش نمی‌دونستم

41:10.420 --> 41:11.510
‫من پادشاه نیستم

41:13.550 --> 41:15.840
اینجا هم نسبت به مالکیر،
بیشتر برای من مثل خونه می‌مونه

41:18.970 --> 41:20.700
‫اما الان ازش استفاده می‌کنی

41:20.700 --> 41:22.700
‫نه‌ به‌خاطر این که لایقش باشم...

41:24.020 --> 41:25.350
‫به‌خاطر این که ضعیفم

41:28.400 --> 41:30.260
‫به‌خاطر این که بهش نیاز دارم

41:31.900 --> 41:32.900
‫چرا؟

41:44.830 --> 41:48.920
‫طردشدگان فقط سراغ رند نمیان

41:50.710 --> 41:52.340
‫سراغ همه‌مون میان

41:54.800 --> 41:55.880
‫و طولی هم نمی‌کشه

41:59.510 --> 42:00.600
‫بیا

42:04.730 --> 42:07.770
‫این شمشیر، مزین به قدرتـه

42:07.770 --> 42:10.270
‫با خود قدرت واحد ساخته شده

42:11.690 --> 42:13.610
‫مثل شمشیر ماهی‌خوار نشان رند

42:15.490 --> 42:16.780
‫که ایشامیل رو کشت

42:22.580 --> 42:23.910
‫یکی دیگه!

42:23.910 --> 42:26.750
‫چطوری اینقدر خوردی و
‫هنوز زنده‌ای؟

42:27.540 --> 42:30.800
‫امشب آخرین خوش‌گذرونی‌ایـه که قراره تا
‫چندین ماه دیگه داشته باشم، شایدم چندین سال

42:30.800 --> 42:32.710
‫- ممنون
‫- پس یه بار دیگه

42:32.710 --> 42:36.050
‫به سلامتی دوتا دیدن چشمامون و
‫یکی موندن خودمون

42:39.180 --> 42:42.140
‫این آبجویی که درست کردی
‫یکم چیز می‌خواد... شما چی بهش میگید؟

42:42.140 --> 42:44.100
‫آره، مزه می‌خواد

42:45.980 --> 42:48.100
‫- اوه
‫- خب، خب

42:48.100 --> 42:50.650
‫گشت‌زنی چطور بود خانما؟

42:50.650 --> 42:53.820
‫با کسی آشنا نشدین؟
‫کسی رو نکشتین؟

42:53.820 --> 42:55.570
‫باید تشنه باشین

42:55.570 --> 42:56.940
‫آویه‌یندا کجاس؟

42:56.950 --> 43:00.490
‫ما... ما می‌خواستیم یه بازی جدید شروع کنیم

43:00.490 --> 43:03.410
‫می‌خوای یه بازی آییلی بکنیم؟

43:04.080 --> 43:05.700
‫اسمشم هست،‌ «بوسه‌ی دوشیزه»

43:06.370 --> 43:08.960
‫- مت. نه
‫- آره... آره، بهش می‌خوره بازی‌ای باشه که

43:08.960 --> 43:10.500
‫واجبه بازیش کنیم

43:10.500 --> 43:12.920
‫وایسید قلم و کاغذم رو آماده کنم

43:14.250 --> 43:17.130
‫هی، هی

43:17.130 --> 43:19.930
‫اوم

43:19.930 --> 43:21.300
‫اوم. چی‌کار دارید می‌کنید؟

43:24.260 --> 43:25.560
‫حالا بوس می‌کنیم

43:27.140 --> 43:29.480
‫اگه خوب باشه، نیزه‌ها برمی‌گردن عقب

43:33.730 --> 43:36.900
‫- اگه هم بد باشه...
‫- اوه

43:37.780 --> 43:38.900
‫تو هم می‌تونی بازی کنی

43:47.120 --> 43:49.160
‫فکر می‌کردم این بالا پیدات کنم

43:50.420 --> 43:52.420
‫همیشه رو عرشه‌ی کشتی می‌خوابیدی

43:52.420 --> 43:54.710
‫تموم این مدت حواست بهم بود؟

44:10.600 --> 44:12.100
‫اینجا همونجاس که فردا میری؟

44:13.190 --> 44:14.480
‫چه شکلیـه؟

44:15.320 --> 44:16.860
‫بدون اگوین و ناینیو...

44:19.110 --> 44:20.110
‫سوت و کوره

44:30.040 --> 44:32.290
‫آویه‌یندا، من...

44:41.470 --> 44:42.550
‫بالاخره

45:30.180 --> 45:31.350
‫اگوین سدای

45:37.520 --> 45:40.960
‫منحنی‌ها چطور بود؟

45:41.400 --> 45:42.780
‫نباید به کسی بگم

45:42.780 --> 45:45.400
‫حداقل می‌تونی بگی خوب بود یا بد

45:52.870 --> 45:54.000
‫خب...

45:56.670 --> 45:57.830
‫وحشتناک بود

46:02.050 --> 46:03.550
‫یادت میره چی واقعیـه

46:06.430 --> 46:07.680
‫چی مهمـه

46:08.800 --> 46:11.720
‫من هم اونجا بودم، مگه نه؟

46:16.690 --> 46:19.690
‫نه، نه...
‫خودِ خودت نبودی

46:22.650 --> 46:23.940
‫پس اژدها بود

46:25.860 --> 46:26.860
‫بهت آسیب زدم؟

46:28.490 --> 46:30.200
‫من ازت نمی‌ترسم رند

46:36.460 --> 46:39.880
‫تا آخرش باهاتم

46:54.350 --> 46:55.480
‫ببخشید

46:57.020 --> 46:58.190
‫بیا بخوابیم

47:08.070 --> 47:09.280
‫می‌خوام امتحانش کنم

48:10.470 --> 48:11.550
‫اوه

48:27.360 --> 48:28.690
‫چه بلایی سرت اومده؟

48:29.860 --> 48:31.030
‫این رو میگی؟

48:31.990 --> 48:34.060
‫یه مرد متشخص هیچوقت تعریف نمی‌کنه

48:42.620 --> 48:44.820
‫نمی‌تونی این رو نادیده بگیری

48:45.420 --> 48:46.420
‫یا من رو

48:47.090 --> 48:49.050
‫یهویی یاد گرفتی به زبان باستانی حرف بزنی

48:49.710 --> 48:52.720
‫ذهنت هی از اینجا می‌پره به اونجا.
‫خوابت نمی‌بره.

48:52.720 --> 48:54.300
‫و اون شیپور کوفتی...

48:54.300 --> 48:56.260
‫عین بچه‌ها دودستی چسبیدی بهش

48:56.260 --> 48:58.140
‫بعضی‌وقتا تشخیص فرق بینِ

48:58.140 --> 49:01.640
‫دارو و سمی که پیشتـه خیلی سختـه

49:02.690 --> 49:07.080
‫فرقش مقدار مصرفش و
دانایی بیماره

49:09.030 --> 49:10.650
‫خیلی خوب بود

49:10.650 --> 49:12.700
‫قبلاً فرزانه‌ی پیر این رو بهمون می‌گفت

49:14.160 --> 49:18.040
‫معمولاً قبل از این که من رو با جارو
‫از کلبه‌ش بیرون کنه، این رو می‌گفت

49:19.910 --> 49:22.460
‫بعد از مرگ اون،
‫من فرزانه‌ی تو شدم مت

49:23.960 --> 49:25.580
‫هنوز هم فرزانه‌تم

49:28.130 --> 49:29.250
‫راستش رو بهم بگو

49:32.550 --> 49:35.930
‫از وقتی که اون شیپور رو زدم،
‫این خاطرات اومده تو سرم

49:36.430 --> 49:39.140
‫و انگار دارن با سرعت چندصد کیلومتر بر ساعت
‫توی مغزم رژه میرن

49:39.140 --> 49:40.970
‫و واسه همینـه که خوابم نمی‌بره

49:40.970 --> 49:45.140
‫چون هروقت که ساکت میشه،
‫صدای، صدای...

49:45.140 --> 49:46.440
‫چشمات رو ببند

49:48.560 --> 49:49.570
‫ببندشون

49:51.690 --> 49:52.740
‫چی می‌شنوی؟

49:57.370 --> 49:59.410
‫جنگ

50:02.500 --> 50:06.620
‫درد... مردم دارن جیغ و داد می‌کنن

50:07.790 --> 50:10.800
‫و دارن می‌میرن، چندین و چندین بار

50:15.590 --> 50:17.510
‫بعضی‌هاشون به زبون ما حرف می‌زنن اما...

50:18.890 --> 50:20.510
‫اما بیشترش به زبان باستانیـه

50:23.020 --> 50:24.140
‫واقعیـه؟

50:27.350 --> 50:30.150
‫واقعی بود.
‫فکر کنم.

50:31.730 --> 50:33.150
‫خیلی وقت پیش

50:37.320 --> 50:40.020
‫کمکم... کمکم می‌کنی ناینیو؟

50:43.450 --> 50:44.450
‫آره

50:45.000 --> 50:47.120
‫نمی‌دونم چطوری... اما تلاشم رو می‌کنم

50:50.840 --> 50:51.840
‫ممنون

51:09.060 --> 51:10.560
‫تعظیم کنید!

51:34.420 --> 51:35.840
‫تو هم اینا رو می‌بینی؟

51:38.300 --> 51:39.470
‫چیا رو؟

51:46.640 --> 51:48.640
‫نه

51:48.640 --> 51:49.770
‫منم!

51:50.350 --> 51:51.730
‫رند!

51:51.730 --> 51:53.190
‫بس کن، منم!

51:56.230 --> 51:58.150
‫اگوین، فرار کن!

51:59.280 --> 52:00.990
‫اگوین، فرار کن!

52:16.920 --> 52:18.800
‫پرین؟

52:20.090 --> 52:23.590
‫پرین! نه!

52:26.140 --> 52:27.390
‫مت، یه چیزی شده

52:28.270 --> 52:29.600
‫مت!

53:16.190 --> 53:17.360
‫مت!

53:19.820 --> 53:21.320
‫کمک!

53:54.810 --> 53:56.020
‫رند!

54:06.570 --> 54:07.740
‫مت!

54:13.790 --> 54:15.750
‫رند! از آینه‌ها میان!

54:36.690 --> 54:37.770
‫مت!

54:38.690 --> 54:41.570
‫لن! لن!

54:42.940 --> 54:44.030
‫لن!

54:45.030 --> 54:47.610
‫رند! ولش کن

54:49.700 --> 54:50.700
‫رند!

54:52.490 --> 54:53.763
‫ولش کن!

54:55.790 --> 54:56.790
‫رند!

55:00.460 --> 55:01.710
‫لن!

55:05.130 --> 55:07.840
‫- نه!
‫- ناینیو! ناینیو!

55:09.890 --> 55:12.390
‫چه بلایی سرش اومد؟
‫چی شد؟

55:14.350 --> 55:15.600
‫چرا؟

55:28.200 --> 55:29.200
‫نه

55:29.700 --> 55:31.320
‫اگوین

55:39.790 --> 55:41.210
‫پیدامون کردن، مگه نه؟

55:42.420 --> 55:44.420
‫طردشدگان پیدامون کردن

56:01.980 --> 56:02.980
‫یکم زیاده‌روی کردی

56:02.980 --> 56:06.110
‫تبر، آینه‌، پاسور...

56:06.110 --> 56:10.150
‫- نقش خودم رو خیلی خوب بازی کردم
‫- قرار نبود کسی آسیب ببینه

56:11.030 --> 56:13.370
‫چیزی نبود که با یه ذره طلسم شفا درست نشه

56:14.240 --> 56:15.950
‫خودت می‌خواستی قانع‌کننده باشه

56:15.950 --> 56:17.540
‫نزدیک بود ناینیو رو بکشی

56:17.540 --> 56:19.460
‫بهش دست هم نزدم

56:20.920 --> 56:22.790
‫۱۱ بار چاقو خورد

56:23.420 --> 56:24.710
‫- کی زد؟
‫- یه قاتل

56:24.710 --> 56:26.460
‫با چشمای خاکستری.
‫انگشتای سیاه.

56:26.973 --> 56:29.646
‫بدون این که کسی ببینتش
‫از وسط مسافرخونه رد شد

56:31.320 --> 56:32.399
‫مرد خاکستری...

56:33.050 --> 56:35.640
‫فقط یه طردشده هست که
‫می‌تونه خلق‌شون کنه

56:35.640 --> 56:37.720
‫همین حالا رند رو از شهر خارج کنید

56:43.810 --> 56:45.230
‫به‌خاطر من این اتفاق افتاد

56:50.780 --> 56:53.400
‫طردشدگان خیلی زود دوباره بهمون حمله می‌کنن

56:54.820 --> 56:56.450
‫باید همین حالا برم

56:59.200 --> 57:00.620
‫من نمی‌تونم باهات بیام

57:03.210 --> 57:05.960
‫نتونستم احضار قدرت کنم.
‫نه توی فالم و نه اینجا.

57:06.460 --> 57:07.460
‫ناینیو...

57:08.550 --> 57:11.630
‫می‌دونستم باید برگردم برج.
‫فقط نمی‌دونستم چطوری باید بهت بگم.

57:12.840 --> 57:17.350
‫اما تا یاد نگیرم کنترلش کنم، نمی‌تونم
‫ مواظب خودم باشم یا کنار تو مبارزه کنم.

57:18.640 --> 57:20.930
‫اوم، من می‌مونم

57:22.890 --> 57:23.890
پیش نای

57:23.890 --> 57:25.400
‫اگه اشکالی نداشته باشه

57:26.400 --> 57:31.190
‫چون اگه یکی بتونه حالم رو خوب کنه...
‫سرم رو...

57:33.110 --> 57:34.280
‫اونه

57:39.950 --> 57:41.160
‫تو میری خونه

57:45.580 --> 57:46.960
‫- ببخشید
‫- نه، نگو

57:46.960 --> 57:48.960
‫این مسیریه که من باید طی کنم، نه تو

57:51.880 --> 57:54.050
‫باز هم همدیگه رو می‌بینیم

57:57.600 --> 57:59.600
‫تو هم توی برج می‌مونی

58:00.510 --> 58:02.600
‫گفتم که، من هیچ‌جا نمیرم

58:11.070 --> 58:13.030
‫اونا دست از سرم برنمی‌دارن

58:16.950 --> 58:18.160
‫بذار زورشون رو بزنن

58:28.380 --> 58:30.630
‫همه‌چیز واسه سفرت به خونه حاضره

58:31.210 --> 58:33.250
‫پس بریم تا هوا تاریک نشده

58:33.260 --> 58:34.920
‫ما هم باهات میایم

58:34.920 --> 58:36.340
‫تو جونم رو نجات دادی سازنده

58:36.930 --> 58:38.140
‫بهت مدیونم

58:39.390 --> 58:40.680
‫منم هرجا اون بره میرم

58:44.310 --> 58:45.480
‫ببخشید

58:47.310 --> 58:48.310
‫نگو

58:50.270 --> 58:52.900
‫دفعه‌ی پیش، تصمیم من بود که
‫از پیشت برم

58:54.530 --> 58:58.030
‫انگار این‌دفعه منصفانه‌ست که
‫نوبت تو باشه

59:00.910 --> 59:02.800
که تصمیم درست رو بگیری

59:30.400 --> 59:31.900
‫این حلقه‌ی مادرمـه

59:34.020 --> 59:39.950
‫حلقه‌ای که خیلی از زنان قدرتمندِ
‫تاریخ مالکیری دست‌شون کردن

59:43.030 --> 59:45.910
‫هیچ زن دیگه‌ای رو
‫به‌ اندازه‌ی ملکه‌م نمی‌خوام، ناینیو

59:47.120 --> 59:48.960
‫توی هر دنیایی که زندگی کنیم

01:00:11.190 --> 01:00:13.940
‫بیا، اینم برای این که خواهرام
‫فراموش نکنن چه شکلی بودم

01:00:15.020 --> 01:00:16.400
‫هیچیت شبیهش نیست

01:00:16.400 --> 01:00:19.690
‫- آره، اصلاً حقم رو ادا نمی‌کنه
‫- آره، بیا ببینم

01:00:19.700 --> 01:00:21.820
‫دلم براتون تنگ میشه

01:00:22.410 --> 01:00:25.530
‫به امید این که دوباره
راه‌مون بهم بخوره، الین ترکند

01:00:26.370 --> 01:00:27.370
‫امیدوارم

01:00:33.380 --> 01:00:34.440
‫ممنون

01:00:46.010 --> 01:00:47.680
‫یادت نره که کی هستی، رند آل‌ثور

01:00:48.850 --> 01:00:50.430
‫مهم هم نیست تبدیل به چه کسی بشی

01:00:55.690 --> 01:00:57.500
‫تاحالا دقت کرده بودین که برج سفید...

01:00:57.500 --> 01:00:59.470
‫- مثل یه چیز گنده...
‫- برو اونور

01:01:14.540 --> 01:01:16.170
‫فکر می‌کردم با پرین بری

01:01:16.920 --> 01:01:18.090
‫یا الین

01:01:18.090 --> 01:01:20.840
‫تو کاراکارنی،
‫چه خوشم بیاد، چه نیاد

01:01:21.380 --> 01:01:24.800
‫مسئولیت من در قبال توئـه و
‫مسئولیت تو در قبال مردمتـه

01:01:28.470 --> 01:01:30.680
‫سریع‌ترین کشتی رو از مدیر اسکله اجاره کردم

01:01:30.680 --> 01:01:32.560
‫اگه باد یاری‌مون کنه،
‫یه هفته دیگه می‌رسیم تیـِِر

01:01:32.560 --> 01:01:33.810
‫نمیریم تیـِِر

01:01:36.480 --> 01:01:38.320
‫طردشدگان دست از سرت برنمی‌دارن

01:01:39.730 --> 01:01:41.150
‫تو تیـِِر، با کلندور...

01:01:41.150 --> 01:01:43.780
‫میریم جایی که طردشدگان یا
‫هیچ بنی‌بشر دیگه‌ای

01:01:43.780 --> 01:01:45.150
‫حتی فکرش هم نرسه اونجا بیاد دنبالم

01:01:45.160 --> 01:01:48.370
‫جایی که می‌تونم ارتشی که می‌خوام رو
‫برای مبارزه با تاریکی پیدا کنم

01:01:50.950 --> 01:01:52.830
‫ میریم صحرای آییل

01:02:01.340 --> 01:02:07.050
‫لطیف لطیف از میانِ سایه‌ها

01:02:11.560 --> 01:02:14.180
‫من کاری رو کردم که ارباب‌ ازم خواسته بود

01:02:14.180 --> 01:02:16.270
‫- من کاری رو...
‫- چقدر صداش حال‌بهم‌زنـه

01:02:16.270 --> 01:02:19.150
‫من... من کاری رو کردم که
‫ارباب‌ ازم خواسته بود

01:02:19.150 --> 01:02:24.320
‫می‌دونی اگه سوگند تاریکی‌مون رو
‫زیر پا بذاریم، چه اتفاقی می‌افته دیگه؟

01:02:25.200 --> 01:02:27.610
‫- من کاری رو کردم که ارباب‌...
‫- لطفاً حرف نزن

01:02:31.290 --> 01:02:36.500
‫روح‌مون رو از دست میدیم.
‫مرگ واقعی.

01:02:37.170 --> 01:02:41.000
‫اما اگه خودت بخوای،
‫تبدیل به چیز دیگه‌ای میشی

01:02:41.000 --> 01:02:44.880
‫نه روشن و نه تاریک.
‫یه چیزی تو مایه‌های خاکستری.

01:02:46.090 --> 01:02:49.300
‫دلت می‌خواد خاکستری باشی، جایچیم؟

01:02:53.600 --> 01:02:54.810
‫جایچیم؟

01:02:54.810 --> 01:02:56.810
‫نه، دلم نمی‌خواد...

01:03:01.270 --> 01:03:05.280
‫این خونتـه.
‫دارم منجمدش می‌کنم.

01:03:06.030 --> 01:03:10.530
‫بس کن!
‫تو رو قسم به نور، بس کن!

01:03:10.530 --> 01:03:12.370
‫می‌خوای خاکستری باشی، جایچیم؟

01:03:12.370 --> 01:03:13.330
‫نه!

01:03:13.330 --> 01:03:14.660
‫بس کن

01:03:14.660 --> 01:03:18.290
‫خواهش می‌کنم.
‫نمی‌خوام خاکستری باشم.

01:03:23.420 --> 01:03:25.670
‫فقط یه بار دیگه می‌پرسم

01:03:28.470 --> 01:03:31.180
‫می‌خوای خاکستری باشی، جایچیم؟

01:03:31.180 --> 01:03:36.220
‫آره! آره!

01:03:36.230 --> 01:03:40.770
‫فقط خواهش می‌کنم... بس کن

01:04:01.960 --> 01:04:04.800
‫جایچیم

01:04:07.840 --> 01:04:09.840
‫الان دیگه مال منی

01:04:25.940 --> 01:04:29.595
‫یکی هست که باید واسم پیداش کنی

01:04:47.550 --> 01:04:49.970
‫رهبری کردن یعنی این که بدونی از کجا اومدی

01:04:52.180 --> 01:04:55.680
‫هرقدم رو به جلو،
‫یعنی یک قدم بازگشت به گذشته

01:05:01.020 --> 01:05:02.890
‫دنیا درحال عوض شدنـه

01:05:03.770 --> 01:05:06.360
‫کی می‌دونه که تاریکی
‫تا چندمتری عمق اینجا ریشه کرده؟

01:05:07.690 --> 01:05:09.110
‫شما میشید سگ‌های شکاری من،

01:05:09.110 --> 01:05:12.900
‫آژاهای سیاه و تموم اشیا‌ء قدرتمندی که
‫دزدیدن رو شکار می‌کنید

01:05:16.370 --> 01:05:17.450
‫اون دستبند رو لازم دارم

01:05:18.330 --> 01:05:20.743
‫دور گردن اژدهای دوباره زاده‌شده
قلاده می‌اندازیم

01:05:21.710 --> 01:05:23.370
‫فکر نمی‌کردم پایه‌ی این کارها باشی

01:05:23.370 --> 01:05:25.170
‫فکر کنم همه پایه‌های این کارهان

01:05:26.960 --> 01:05:29.460
‫اگه برج سفید دربرابر راند آل‌ثور زانو نزنه،

01:05:29.460 --> 01:05:31.510
‫توی آخرین نبرد شکست می‌خوره

01:05:33.590 --> 01:05:35.010
‫اومدم تا ازش محافظت کنم

01:05:35.010 --> 01:05:36.140
‫من هم همینطور

01:05:37.760 --> 01:05:39.560
‫طردشدگان فقط سراغ رند نمیان

01:05:41.520 --> 01:05:43.100
‫سراغ همه‌مون میان

01:05:43.810 --> 01:05:46.860
‫ورود به دنیای رویا،
‫یعنی خطر کردن

01:05:49.270 --> 01:05:52.650
‫- اینجا خونه‌ی منه
‫- برای من امن نیست، دیگه نیست

01:05:55.700 --> 01:05:59.160
‫این یه گروه مهاجم نیست.
‫یه ارتشـه.

01:06:00.160 --> 01:06:02.000
‫- آماده
‫- کماندارها

01:06:02.750 --> 01:06:03.910
‫پرتاب کنید!

01:06:09.130 --> 01:06:10.156
‫دوستش داری؟

01:06:12.420 --> 01:06:15.970
‫خشونت تا وقتی که کسی نگه «کافیه»
‫به پایان نمی‌رسه

01:06:17.010 --> 01:06:20.930
ما با سیاست‌ و پیش‌گویی‌
‫توی مبارزه‌ها پیروز نمیشیم

01:06:20.930 --> 01:06:24.140
‫با ارتشـه که پیروز میشیم

01:06:24.140 --> 01:06:27.480
‫مردم ما منتظر رسیدن کاراکارن هستن

01:06:27.480 --> 01:06:28.690
‫وقتی به این فکر می‌کنم که
‫ممکنه تو باشی...

01:06:28.690 --> 01:06:30.190
‫من برای این کار متولد شدم

01:06:30.190 --> 01:06:32.270
‫اگه کاری کنی که بهت باور داشته باشن،

01:06:32.280 --> 01:06:34.610
‫تا ته دنیا دنبالت میان

01:06:35.200 --> 01:06:36.320
‫من تا ابد اینجا نمی‌مونم

01:06:36.910 --> 01:06:37.990
‫فرصتی برای شکست خوردن نداری

01:06:41.980 --> 01:07:01.980
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
