WEBVTT

00:00.358 --> 00:05.358
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:06.382 --> 00:08.217
‫اسمش «گذرگاه»ـه.
‫یه‌سری مسیرهای باستانی.

00:08.300 --> 00:10.636
‫یه قدم اشتباه بردارید، سر از
‫خلأ بی نهایت در میارید

00:10.720 --> 00:12.930
‫اون دوتا رو برام بیارید.

00:13.013 --> 00:14.682
‫- قربان اینکارو نکنید.
‫- من رو «فرزندْ والدا» صدا کنید.

00:14.765 --> 00:16.142
‫نـه!

00:18.728 --> 00:19.955
‫اون‌ها کی‌ان؟ چی می‌خوان؟

00:21.272 --> 00:23.399
‫کسانی که سوگند یاد نمی‌کنند،

00:23.482 --> 00:25.651
‫برایشان سوگند یاد می‌شود.

00:26.527 --> 00:28.213
‫ پرین و لویال دستگیر شدن.

00:28.237 --> 00:29.517
‫دارم میرم فالم تا نجات‌شون بدم.

00:29.572 --> 00:31.657
‫- لیاندرین سـدای!
‫- بابت این کار معذرت‌ می‌خوام

00:33.284 --> 00:34.720
‫- ما دقیقاً چی هستیم؟
‫- گرگ‌برادر

00:34.744 --> 00:36.245
‫با این اسم صدامون می‌کنن.

00:36.328 --> 00:37.747
‫- یالا بریم.
‫- از تو خوشش میاد.

00:37.830 --> 00:38.998
‫«هاپـر»

00:39.081 --> 00:40.291
‫اسمش هـاپـرـه.

00:40.374 --> 00:41.959
‫باید سوگندِ اتحاد بخوری.

00:42.042 --> 00:43.711
‫فعلاً تو باید بهم اعتماد کنی.

00:43.794 --> 00:45.629
‫میگن مردایی که دیوونه میشن، اول...

00:45.713 --> 00:48.007
‫- کسایی رو می‌کشن که عاشق‌شونن.
‫- یعنی میگی که عاشقمی؟

00:50.009 --> 00:50.926
‫کُشتیش!

00:51.010 --> 00:52.052
‫نتونستم.

00:52.136 --> 00:53.137
‫چون اون «لنفیر»ـه.

00:53.220 --> 00:54.322
‫خطرناک‌ترینِ عضو طردشده‌ها.

00:54.346 --> 00:56.056
‫عجله کن!

02:02.456 --> 02:05.501
‫عالی‌جناب توراک، فرمانده سلطنتی «هایلین»...

02:05.584 --> 02:09.755
‫بـانو «سوروث» در حضور عالی‌جناب
‫باید خودشون حرف بزنن.

02:11.715 --> 02:15.302
‫هـرچه عالی‌جناب امر بفرمایند.

02:15.386 --> 02:17.388
‫تـو از دستورات سرپیچی کردی.

02:17.471 --> 02:20.015
‫بدون اجازه مـا به یک روستا حمله‌ور شدید.

02:20.099 --> 02:22.059
‫اما با یک برده‌ «اوگر»

02:22.142 --> 02:24.353
‫و یک‌ جنگجوی شایناری بازگشتم.

02:24.436 --> 02:26.156
‫به چه حقی به خودت اجازه دادی

02:26.188 --> 02:27.565
‫بدون اجازه سرورـت تصمیم‌گیری کنی؟

02:29.191 --> 02:31.402
‫شاید سرورم این دفعه اشتباه کرده باشن.

02:34.822 --> 02:36.824
‫من هرگز اشتباه نمی‌کنم.

02:37.867 --> 02:39.785
‫«نـور» راهنمای من بوده.

02:39.869 --> 02:41.829
‫ما ماموریتی داریم.

02:41.912 --> 02:44.498
‫متحد کردن تمام مردم جـهان
‫ زیر سایه ملکه‌مون...

02:44.582 --> 02:47.793
‫تا همه با هم به جنگ با سایه‌ها بپردازیم.

02:47.877 --> 02:51.171
‫ماموریتی که با تسخیر کردن
‫یک روستای دورافتاده...

02:51.255 --> 02:54.967
‫با کمال بی‌احتیاطی به خطر انداختی‌ش.

02:55.050 --> 02:57.428
‫روستایی که از عهده رهبری‌ش بر نمیایم.

02:58.470 --> 03:01.765
‫از سرورم تقاضای بخشش می‌کنم.

03:02.892 --> 03:05.686
‫بانو سوروث، شما تا زمانی که دوباره

03:05.769 --> 03:07.229
‫شرایط خدمت‌گذاری رو دارا نباشید،

03:07.313 --> 03:10.608
‫از حضور در این شـورا منع خواهید شد، زانو بزن.

03:16.363 --> 03:17.281
‫زانو بزن.

03:43.974 --> 03:46.602
‫ببریدش به اتاق‌ش.

04:05.621 --> 04:06.830
‫سرورم،

04:06.914 --> 04:08.248
‫یه چیز دیگه.

04:08.332 --> 04:10.542
‫برای شما از روستایی که تسخیر کردیم
‫هدیه‌ای آوردیم.

04:10.626 --> 04:13.462
‫بنده می‌دونم که شما به جمع‌آوری
‫اشیای باستانی علاقه دارید.

04:29.853 --> 04:32.731
‫عالی‌جناب توراک؛ این شما و این...

04:32.815 --> 04:35.651
‫شاخ والری.

05:15.691 --> 05:18.193
‫به وسیله این...

05:18.277 --> 05:21.405
‫تمام جهان از آن ما خواهد شد.

05:21.930 --> 05:28.194
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

05:31.064 --> 05:37.064
‫«چـــرخ زمـــان»
‫" فصل دوم - قسمت پنجم "

05:44.703 --> 05:51.903
‫ترجمه و تنظیم از
‫آیــــدا و iredprincess

05:53.729 --> 05:55.331
‫چرا داریم فرار می‌کنیم؟ مگه نکشتیش؟

05:55.355 --> 05:57.399
‫ضربه‌ای که زدم فقط برای مدتی
‫سرعت‌ش رو کم می‌کنه.

05:57.483 --> 05:58.650
‫عجله کن.

06:38.774 --> 06:40.859
‫هرزه.

07:10.305 --> 07:11.473
‫نمی‌فهمم.

07:11.557 --> 07:12.700
‫اونم یه طردشده‌ست؟ چطوری آخه...

07:12.724 --> 07:14.669
‫اگه امشب جون سالم به در ببریم،
‫همه‌چی رو برات توضیح میدم.

07:16.812 --> 07:18.272
‫اونجا.

07:27.573 --> 07:29.825
‫آهای!

07:29.908 --> 07:31.869
‫اول باید پول بدید.

07:31.952 --> 07:33.513
‫از طـرف شخص «آمریل سیت» و «برج سفید»

07:33.537 --> 07:35.330
‫قصد دارم سریع‌ترین اسب شما رو
‫در اختیار بگیرم.

07:35.414 --> 07:37.016
‫عمراً بذارم حتی دست به اسب‌هـام بزنی.

07:37.040 --> 07:38.768
‫خودتم باهامون بیا، و قسم می‌خورم اگه تا

07:38.792 --> 07:41.587
‫دو دقیقه دیگه این اسب‌ها زین نشده باشن،
‫از عدم همکاری‌ات پشیمون می‌شی.

07:41.670 --> 07:43.672
‫تا آخر عمـرت.

07:48.135 --> 07:49.052
‫برج سفید؟

07:49.136 --> 07:50.304
‫می‌خوایم برگردیم اونجا...

07:51.388 --> 07:54.141
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- چهار تا اسب اینجاست.

07:54.224 --> 07:56.018
‫نمی‌خوام بذارم با اسب چهارم بیفته دنبال‌مون.

08:31.762 --> 08:33.263
‫هوشمندانه بود.

08:40.646 --> 08:42.189
‫شب خوش بانوی من.

08:42.272 --> 08:44.191
‫کمکی از دستم برمیاد؟

08:44.274 --> 08:46.485
‫راستش رو بخواید بله.

08:47.569 --> 08:48.904
‫ممنون که پرسیدید.

08:49.947 --> 08:51.531
‫می‌دونید این مسیر به کجا ختم می‌شه؟

08:51.615 --> 08:54.576
‫به «تار والون»، چـرا؟

08:55.619 --> 08:58.413
‫قطعاً همینطوره.

08:58.497 --> 08:59.915
‫اسب‌تون چی...

09:04.336 --> 09:06.046
‫آخه اسب؟

09:06.129 --> 09:09.258
‫مگه از اسب کُندتـر هم داریم؟

09:27.693 --> 09:30.946
‫چشم‌های من منم مثل تو
‫کاملاً رنگی می‌شه؟

09:31.029 --> 09:32.948
‫به مرور زمان.

09:33.031 --> 09:35.575
‫اگه خوش‌شانس باشی بزودی.

09:35.659 --> 09:37.619
‫چشم آدم نمی‌تونه گوزن‌های
‫مخفی شده توی علف‌زار رو ببینه،

09:37.703 --> 09:39.821
‫توی شب نمی‌تونه ببینه چی جلوی پاشه،
‫کلاً به‌دردنخوره.

09:39.905 --> 09:42.499
‫مثل بقیه ویژگی‌های بی‌خاصیتی
‫که باهاشون متولد می‌شیم.

09:42.582 --> 09:45.210
‫شرط می‌بندم بعضی‌وقت‌ها دلت برای
‫تعامل با آدم‌ها تنگ می‌شه.

09:46.253 --> 09:48.839
‫دلم برای آبجو تنگ می‎شه.

09:48.922 --> 09:51.174
‫تنهایی مست کردن زیاد حال نمی‌ده.

09:51.258 --> 09:53.260
‫من هیچوقت تنها نیستم.

09:54.553 --> 09:56.513
‫از این به بعد تو هم
‫هیچوقت تنها نیستی.

10:10.277 --> 10:12.279
‫اون چیه؟

10:16.533 --> 10:18.368
‫اینجا «آسیاب آتوان»ـه.

10:19.661 --> 10:22.456
‫وقتی اون سربازها بهمون حمله کردن
‫همینجا بودیم.

10:22.539 --> 10:24.458
‫ما دنبالِ کاروان نیستیم.

10:24.541 --> 10:26.835
‫داریم راه رو برمی‌گردیم.
‫تو بهم دروغ گفتی!

10:26.918 --> 10:29.546
‫بهترین از این بود که بمیری یا به
‫بردگی گرفته بشی.

10:29.629 --> 10:31.715
‫- یعنی مثل بقیه دوست‌هام؟
‫- تو به اون آدم‌ها تعلق نداری.

10:31.798 --> 10:34.593
‫همینطور به آدم‌هایی که توی
‫«دو رود» زندگی می‌کنن.

10:37.596 --> 10:39.264
‫اون دخترـه هم معشوق‌ـت نبود.

10:41.892 --> 10:46.355
‫نه، نه، نه. تو هیچی از زندگی و آدم‌هایی
‫که باهاشون سر و کار دارم نمی‌دونی.

11:08.502 --> 11:10.504
‫من می‌رم دوست‌هام رو پیدا کنم.

11:12.047 --> 11:13.340
‫برام هم مهم نیست کی گرفته‌تشون.

11:14.383 --> 11:17.177
‫نمی‌تونی از چیزی که هستی
‫فرار کنی پسر جون.

12:04.266 --> 12:06.810
‫یک یا دو روز طول می‌کشه تا بفهمه
‫ما اونجا نیستیم.

12:07.978 --> 12:09.104
‫اگه شانس باهامون یار باشه.

12:12.941 --> 12:17.446
‫یه‌جورایی می‌دونستم؛
‫می‌دونستم که میای دنبالم.

12:17.529 --> 12:19.489
‫راستشو بهم بگو.

12:19.573 --> 12:21.575
‫همه‌چی رو تعریف کن.

12:25.370 --> 12:28.206
‫توی «چشم جهان» که بودیم،
‫ارباب تاریکی رو شکست ندادی.

12:30.083 --> 12:32.669
‫بلکه قوی‌ترین معاونش رو آزاد کردی

12:32.752 --> 12:36.339
‫اشامیل! رهبر طردشدگان.

12:40.469 --> 12:42.512
‫اما مگه طردشدگان در بـند نبودن؟

12:42.596 --> 12:47.058
‫خودت گرفته بودی‌شون، توی زندگی قبلی‌ات.
‫اما الان اشامیل آزاد شده...

12:47.142 --> 12:49.895
‫و «لنفیر» رو هم آزاد کرده.

12:49.978 --> 12:52.022
‫بقیه‌شون چی؟

12:52.105 --> 12:54.024
‫اگه همه‌شون رو آزاد کنه،

12:54.107 --> 12:57.611
‫راستش دیگه هیچ امیدی به پیروزی‌مون
‫در «نبرد نهایی» نیست.

13:27.557 --> 13:28.642
‫چی شده؟

13:44.366 --> 13:46.451
‫بهت که گفتم!

13:46.535 --> 13:49.079
‫قرار نیست برگردیم اونجا.

13:49.162 --> 13:51.206
‫باید بفهمیم لویال و...

13:51.289 --> 13:53.917
‫اینگار رو کجا بردن، همینطور...

14:01.841 --> 14:03.176
‫اونو؟

14:08.265 --> 14:10.350
‫حتی خاک‌ش هم نکردن.

14:22.028 --> 14:24.447
‫همین‌جا منتظرم بمون.

15:14.080 --> 15:16.750
‫صدای بلندی می‌ده‌ها، پسرک غربی.

15:18.793 --> 15:21.296
‫تو که نمی‌خوای از حضورت با خبر بشن.

15:28.553 --> 15:30.388
‫جـات بودم زیاد به این زن نزدیک نمی‌شدم.

15:34.017 --> 15:35.897
‫آخرین مردی که به قفس‌ش نزدیک شد،
‫دست‌ش شکست

15:35.935 --> 15:38.021
‫و تقریباً از جا در اومد.

15:38.772 --> 15:41.107
‫به آییلی‌ها نمی‌شه اعتماد کرد.

15:45.028 --> 15:46.863
‫یکم آب برات آوردم.

15:50.325 --> 15:51.910
‫چیکار کرده؟

15:51.993 --> 15:54.079
‫شانچن‌ها اینکارو باهاش کردن؟

15:56.081 --> 15:57.582
‫پس باهاشون ملاقات کردی.

16:02.003 --> 16:03.588
‫فعلاً ساعت خاموشیه.

16:04.589 --> 16:06.508
‫باید امشب رو اینجا بمونی.

16:06.591 --> 16:09.094
‫بیا. من تـا...

16:09.177 --> 16:12.764
‫نزدیک‌ترین مسافرخونه شهر می‌برمت.

16:26.820 --> 16:29.030
‫کسی زیاد به «آسیاب آتوان» نمیاد.

16:29.114 --> 16:32.033
‫فقط از اینجا رد می‌شن و
‫به سفرشون ادامه می‌دن.

16:32.117 --> 16:34.786
‫به‌خاطر انگشترت حدس می‌زنم
‫اهل «دو رود» باشی.

16:35.995 --> 16:38.581
‫اما سر از سمت اشتباهی «کوهستان مه» در آوردی.

16:41.459 --> 16:44.796
‫یکم پیش یه حرفی درمورد اون غریبه‌ها زدی...

16:49.134 --> 16:51.594
‫آهای متصدی، بازم نوشیدنی بیار.

16:56.266 --> 16:57.934
‫چیکار کرده؟

16:58.017 --> 17:00.019
‫اون زن آییلی رو می‌گیم.

17:00.103 --> 17:03.857
‫توی زمان اشتباه، وارد شهر اشتباهی شد.

17:04.899 --> 17:07.485
‫سعی نکن بهش کمک کنی «دو رود»ـی.

17:07.569 --> 17:09.863
‫کارش از این حرف‌ها گذشته.

17:10.864 --> 17:12.866
‫می‌گیری چی می‌گم؟

17:14.743 --> 17:17.203
‫لیدی برگرد اینجا.

17:17.287 --> 17:20.123
‫لیدی برگرد اینجا!
‫ببخشید جناب اون...

17:20.206 --> 17:21.499
‫هیچوقت اینطوری نمی‌کنه.

17:29.048 --> 17:32.218
‫الان که فکرشو می‌کنم،
‫شب رو می‌مونم.

17:33.928 --> 17:37.474
‫متصدی، اتاق دوست جدیدمون رو حاضر کرد.

17:37.557 --> 17:40.018
‫به‌روی چشم، فرزند بورن‌هلد.

17:40.101 --> 17:41.311
‫ممنونم.

17:42.353 --> 17:44.022
‫لیدی بیا بریم.

17:46.191 --> 17:48.693
‫امیدوارم بتونی برگردی خونه‌ات، دو رود.

17:53.239 --> 17:56.493
‫صاحب قبلی اینجا خانم ایمودی کجاست؟

17:56.576 --> 18:00.079
‫رفت دنبال کاروانی که نوه‌ـش رو بردن.

18:00.163 --> 18:02.040
‫سفیدپوشان چی؟

18:02.123 --> 18:05.794
‫چند روز پیش شانچن‌ها رو فرستادن رد کارشون.

18:05.877 --> 18:09.798
‫راستشو بخوام بگم، اوضاع‌ وقتی
‫شانچن‌ها بودن بهتر بود.

18:09.881 --> 18:11.508
‫وقتی که سوگند یاد می‌کنی،

18:11.591 --> 18:14.177
‫یه‌جورایی دیگه باهات کاری ندارن.

18:14.260 --> 18:16.429
‫اما «پرسش‌گران»...

18:16.513 --> 18:19.432
‫قرار شد حتی آب هم بهش ندی،
‫فرزند بورن‌هلد!

18:29.025 --> 18:32.111
‫یازده‌ها نفر از پرسش‌گرهاتون
‫باهاش مقابله می‌کردن

18:32.195 --> 18:33.655
‫و پنج نفر دیگه به‌زور انداختنش
‫توی قفس.

18:33.738 --> 18:35.365
‫برای اینکه راضی‌ش کنی

18:35.448 --> 18:38.618
‫به سوال‌هات جواب بده، باید دو برابر اون
‫تعداد رو بندازی به جونش.

18:38.701 --> 18:40.620
‫به‌نظرت این اتفاقیه

18:40.703 --> 18:43.414
‫درست زمانی که اون غریبه‌ها
‫سر و کله‌شون پیدا شده،

18:43.498 --> 18:47.001
‫در این قسمت از «اسپاین» به یک
‫آییلی برخوردیم؟

18:47.085 --> 18:51.047
‫هرچه بیشتر به این قضیه فکر می‌کنم
‫بیشتر بـودار تـر می‌شه.

18:52.090 --> 18:56.344
‫غریبه‌ها فعلاً توی «فالم» اقامت دارن.

18:56.427 --> 18:58.012
‫دقیقاً از همونجا...

18:58.096 --> 18:59.740
‫دوباره برشون می‌گردیم به دریا.

18:59.764 --> 19:01.558
‫کی اونجاست؟

19:03.726 --> 19:05.854
‫نگران نباش والدا.

19:05.937 --> 19:07.897
‫اینجا گُرگ‌مُرگ نداریم.

19:07.981 --> 19:11.067
‫پسری که زندگی‌ش به عزت پدرـش بستگی داره؛
‫همیشه می‌ترسه.

19:11.150 --> 19:14.737
‫اون روز رو هم می‌بینیم که اسم پدرـت
‫دیگه سپر بلاـت نیست.

19:14.821 --> 19:16.948
‫دین بورن‌هلد.

19:49.063 --> 19:50.481
‫کجـان؟

19:50.565 --> 19:52.025
‫کی؟

19:53.067 --> 19:55.486
‫مرد و زنی که باهات همسفر بودن.

19:55.570 --> 19:57.298
‫بهم گفتن اسب‌ها رو با نهایت سرعت

19:57.322 --> 20:00.408
‫به برج سفید ببرم. حتی اگه
‫خسته شدن بودن و نایی نداشتن.

20:00.491 --> 20:02.493
‫مدت طولانی‌ای بدون استراحت
‫مسیر رو طی می‌کردن،

20:02.577 --> 20:04.579
‫- با این حال که من بهشون...
‫- کافیه.

20:05.622 --> 20:06.915
‫این حقه کوچیک...

20:06.998 --> 20:09.417
‫فکرِ کی بود؟

20:09.500 --> 20:11.377
‫اون آی‌سدای‌ـیه.

20:11.461 --> 20:13.379
‫مردی جوانی که باهاش بود
‫انگار نمی‌دونست چه‌خبرـه،

20:13.463 --> 20:17.050
‫- فقط به حرف اون...
‫- البته که همینطوره.

20:17.133 --> 20:18.885
‫هنوز جوانه و خـام.

20:18.968 --> 20:21.054
‫باید این رو به یـاد داشته باشم.

20:25.683 --> 20:29.604
‫مـورین از چیزی که فکر می‌کردم بی‌رحم ترـه،
‫از تو به عنوان یه طعمه استفاده کرده.

20:30.647 --> 20:34.484
‫بیخیال. اون‌ها هرچی نباشه
‫به خواب نیاز دارن. نـه؟

20:35.944 --> 20:37.487
‫وقتی خواب‌ـن می‌رم بالا سرشون.

20:39.238 --> 20:41.950
‫چقدر عالی بانوی من.
‫من به هیچکس نمی‌گم

20:42.033 --> 20:44.744
‫- شما دنبال‌شون می‌گشتید.
‫- می‌دونم که نمی‌گی.

21:33.876 --> 21:36.379
‫ورین! برگشتی!

21:36.462 --> 21:38.339
‫تا کی می‌مونی؟ چرا اومدی؟

21:38.423 --> 21:39.924
‫یعنی بازنشسته‌ها نمی‌تونن

21:40.008 --> 21:41.801
‫بدون هیچ دلیل خاصی به دیدنتون بیان؟

21:41.884 --> 21:43.594
‫این چه حرفیه آخه!

21:43.678 --> 21:45.596
‫نائومی...

21:48.307 --> 21:51.644
‫دنبال چندتا چیز بودم تو «کتابخانه بزرگ»

21:51.728 --> 21:54.147
‫و گفتم یه‌سری هم به خواهران...

21:54.230 --> 21:56.149
‫- آژای قهوه‌‌ای ام بزنم.
‫- خدای من!

21:56.232 --> 21:58.192
‫از دیدنت خیلی خوشحالم.

21:59.193 --> 22:01.612
‫- اجازه‌ست من بازش کنم؟
‫- آره. این از طرف «آدلیاس»ـه.

22:01.696 --> 22:03.031
‫با عشق.

22:05.950 --> 22:07.952
‫بده‌ش بیاد ببینم.

22:13.041 --> 22:15.752
‫کتاب « تاریخ جهان پس از فروپاشی »
‫ در چه حاله؟

22:15.835 --> 22:17.336
‫پیشرفتی هم داشتی؟

22:17.420 --> 22:20.173
‫از «تیفان ول» چه‌خبر؟
‫خیلی دوست داشتیم...

22:20.256 --> 22:22.056
‫یه‌سر بهت بزنیم؛ اما
‫اینجا خیلی سرمون شلوغه.

22:22.133 --> 22:25.094
‫تعریف کن ببینم کجا بودی، کجا می‌خوای بری
‫همه‌چی رو تعریف کن.

22:25.178 --> 22:27.013
‫باشه. باشه. همه‎چی به موقع‌ش
‫یاسیکا.

22:27.096 --> 22:29.682
‫آدلیاس گفت برای جبران مشروبی که
‫داده بیارم،

22:29.766 --> 22:31.726
‫باید براش سوژه غیبت ببرم.

22:31.809 --> 22:34.812
‫خب...

22:34.896 --> 22:36.564
‫شنیدم سر و کله چندتا

22:36.647 --> 22:39.233
‫فرزانه جدید خیلی قوی پیدا شده، درسته؟

23:04.926 --> 23:06.928
‫دست و پاتون بسته‌ست.

23:08.554 --> 23:10.765
‫بهت هشدار میدم دست از پا خطا نکنید، وگرنه...

23:20.525 --> 23:22.693
‫چطور تونستی
‫ با «قدرت واحد» بهمون حمله کردی؟

23:24.529 --> 23:26.030
‫تو از «سه سوگند» سرپیچی کردی.

23:26.114 --> 23:28.741
‫من از خیلی بیشتر از اون سرپیچی کردم.

23:38.835 --> 23:40.835
‫می‌دونی چرا آی‌سدای‌ها همون اول
‫قبل همه‌چی،

23:40.878 --> 23:43.005
‫«سه سوگند» رو یاد می‌کنن؟

23:45.591 --> 23:48.636
‫هزاران سال پیش،

23:48.719 --> 23:50.513
‫یه پادشاهی تهدید می‌کنه که اگه باهاش

23:50.596 --> 23:52.640
عهد و پیمان نکنیم و سوگند نخوریم
‫برج رو با خاک یکسان می‌کنه

23:55.059 --> 23:58.479
‫اونقدری که ذات انسانی ما اون رو می‌ترسوند؛
‫از قدرت واحد نمی‌ترسید.

23:58.563 --> 24:00.731
‫برای همینه که برج سفید این همه قانون و...

24:00.815 --> 24:02.567
‫دم و تشکیلات داره.

24:02.650 --> 24:06.529
‫اگه غیرانسانی و قابل ‌پیش‌بینی باشیم

24:06.612 --> 24:08.531
‫درست مثلِ جزر و مد،

24:08.614 --> 24:11.993
‫ هرگز قدرت‌شون رو با ما
‫مقایسه نمی‌کنن،

24:12.076 --> 24:14.245
‫چاره‌ای ندارن جز نابود کردن ما که نمی‌تونن.

24:17.623 --> 24:20.751
‫تو نمی‌خواستی من رو به آژای قرمز
‫جذب کنی.

24:22.628 --> 24:25.089
‫می‌خواستی به ارباب تاریکی جذب‌ام کنی.

24:26.883 --> 24:29.093
‫همه این‌ها مقابله با اتفاقات آینده رو
‫برات آسون‌تر می‌کنه.

24:29.177 --> 24:31.387
‫ترجیح می‌دم بمیرم اما تن به
‫عهد و پیمان با تاریکی ندم.

24:31.470 --> 24:34.765
‫مهم نیست چیکار می‌کنی و چی می‌گی
‫یا ما رو کجا می‌بری،

24:34.849 --> 24:36.934
‫هر زنی یه قیمتی داره.

24:39.562 --> 24:42.899
‫بـاری که از به‌دوش کشیدنش خسته شده،

24:42.982 --> 24:45.193
‫امیدی برای آینده

24:47.111 --> 24:49.572
‫چیزی که توی این دنیا غیرممکنه.

24:51.157 --> 24:52.992
‫پسرـت داره می‌میره.

24:54.452 --> 24:56.787
‫تو به خواهرانت خیانت کنی،

24:56.871 --> 24:58.789
‫و نشستی توی تاریکی داری

24:58.873 --> 25:01.459
‫خودت رو برای زنی که دزدیدی
‫توجیه می‌کنی.

25:03.294 --> 25:05.421
‫قیمت‌ـت از تمام این‌ها کمتر بود؟

25:18.643 --> 25:21.270
‫آلوین، لطفاً تنهامون بذارید.

25:34.116 --> 25:35.618
‫هنوز قهری؟

25:38.287 --> 25:42.750
‫تو بودی که گفتی به اون روستای
‫مسخره به‌دردنخور حمله کنیم.

25:42.833 --> 25:44.752
‫واسه چی؟

25:44.835 --> 25:48.798
‫برای یه اوگر؟ یا برای داشتن
‫یه حیوان‌خانگی؟

25:48.881 --> 25:51.092
‫خواسته‌های من به خودم مربوط ‌ان.

25:51.175 --> 25:53.010
‫اما تقاص‌شون رو من دارم می‌دم.

25:55.096 --> 25:58.432
‫بهتره توراک رو بکشیم و به همه
‫این‌ها پایان بدیم.

25:58.516 --> 26:01.644
‫و آتش جنگ داخلی رو
‫توی امپراتوری روشن کنیم؟

26:03.354 --> 26:05.982
‫به‌نظرت می‌رسه سافهت‌ـت هم
‫مثل ناتوانی‌ات،

26:06.065 --> 26:08.067
‫ توی کنترل کردن
‫خشم‌ت تاثیر زیادی داره.

26:12.196 --> 26:16.742
‫تو به ارتش من برای جنگ نیاز داری.

26:16.826 --> 26:19.745
‫به کشتی‌ها و دسـتور من.

26:21.247 --> 26:23.207
‫شاید یک برگزیده باشی،

26:23.291 --> 26:25.584
‫اما با شان‌چن‌ها هم‌خون نیستی.

26:25.668 --> 26:29.171
‫به دعوت من اینجا حضور داری.

26:29.255 --> 26:34.885
‫من هم خوب می‌دونم چـرا به ارباب تاریکی
‫سوگند خوردی.

26:42.977 --> 26:45.229
‫حد و حدودم رو فراموش کردم سرورم.

26:51.986 --> 26:55.281
‫«تارمون گایدون»

26:55.364 --> 26:58.617
‫«آخرین نبرد» رو درست همینجا پیروز می‌شیم،

26:58.701 --> 27:02.788
‫توی «فالم»، این رو روی آسمان‌ها نوشته.

27:02.872 --> 27:04.623
‫اژدها با ما یـار خواهد شد.

27:09.045 --> 27:11.464
‫راستش برای تو هم هدیه‌ای دارم.

27:11.547 --> 27:13.132
‫الان‌هاست که برسن.

27:57.218 --> 27:59.095
‫صبرکن.

28:16.237 --> 28:18.239
‫حالت خوبه؟

28:18.322 --> 28:19.782
‫می‌تونی راه بری؟

28:21.450 --> 28:23.786
‫ببین، باید هرچه‌زودتر از اینجا بریم.

28:23.869 --> 28:26.372
‫اگه بخوام کولت کنم نمی‌تونیم
‫زیاد دور شیم.

28:27.998 --> 28:30.042
‫یه غربی من رو زندانی می‌کنه

28:30.126 --> 28:32.378
‫و یه غربی دیگه آزادم می‌کنه.

28:33.462 --> 28:34.713
‫چرا بهم کمک می‌کنی؟

28:37.758 --> 28:40.469
‫چون مردم نباید توی قفس باشن.

28:54.400 --> 28:56.444
‫من «آوی‌یندا» هستم.

28:56.527 --> 28:59.447
‫یک آییل‌ تِرادی از دیـار ««نُــه دره»

28:59.530 --> 29:01.240
‫از گروه زنان سرنیزـه دار.

29:02.283 --> 29:04.076
‫آبِ من از آنِ توست.

29:05.077 --> 29:08.747
‫منم پرین آیبرا هستم.

29:11.625 --> 29:13.502
‫ببین، الان باید بریم.

29:22.595 --> 29:25.306
‫بهت که گفتم ولش کن.

29:26.599 --> 29:28.476
‫ما دنبال جنگ و دعوا نیستیم.

29:28.559 --> 29:29.810
‫راه‌مون رو می‎‌کشیم و می‌ریم.

29:29.894 --> 29:30.895
‫ببخشید.

29:31.937 --> 29:34.023
‫با علامت مـن همه با هم حمله کنید.

29:34.106 --> 29:36.317
‫اگه یکی یکی حمله کنید
‫دخل‌تون رو میاره.

29:50.581 --> 29:52.791
‫نه!

29:56.170 --> 29:59.840
‫پرین آیبرا...

29:59.924 --> 30:01.926
‫دوست داری برقصی؟

31:28.971 --> 31:30.723
‫صبرکن!

31:36.186 --> 31:37.938
‫اون بهت آب داد!

31:38.856 --> 31:41.150
‫بهمون کمک کرد، یادت نمیاد؟

31:43.444 --> 31:44.444
‫تو دیگه چی هستی؟

31:46.905 --> 31:47.905
‫ولش کن.

31:50.659 --> 31:52.119
‫همین الان.

31:54.371 --> 31:55.706
‫الان بقیه‌شون می‌ریزن سرـمون.

31:55.789 --> 31:57.124
‫باید سریعاٌ از اینجا بریم.

32:04.757 --> 32:06.759
‫می‌فهمه اینجاییم.

32:06.842 --> 32:09.428
‫ما به غذا و لباس و دوتا اسب چابک نیاز داریم.

32:09.511 --> 32:11.906
‫بعدش چند روز مستقیم به مسیر ادامه
‫می‌دیم و ازش فاصله می‌گیریم.

32:11.930 --> 32:13.682
‫خـواب چی؟ نباید یکم بخوابیم؟

32:13.766 --> 32:16.047
‫نه. خوابیدن خطرناک‌ترین کاریه که توی
‫این شرایط می‌تونیم انجام بدیم.

32:16.810 --> 32:18.437
منظورت چیه؟

32:18.520 --> 32:20.939
‫لین‌فیر بین طردشدگان به دو چیز معروف بود.

32:21.023 --> 32:22.858
‫بی‌رحمی مطلق‌ش

32:22.941 --> 32:24.610
‫و تسلطی که به «تلاران‌ریود» داشت.

32:24.693 --> 32:26.362
‫تلاران چی؟

32:26.445 --> 32:28.364
‫دنیای خواب و رویاها.
‫وقتی خوابی...

32:28.447 --> 32:30.574
‫خیلی راحت مثل این دنیا،
‫می‌تونه نابودت کنه.

32:30.658 --> 32:32.493
‫به محض اینکه بخوابی،

32:32.576 --> 32:34.370
‫میاد سراغت.

32:34.453 --> 32:36.955
‫مگه نمی‌تونی با «قدرت واحد»
‫کاری کنی هرگز به خواب نریم؟

32:37.039 --> 32:39.041
‫درست نمی‌گم؟

32:40.459 --> 32:42.252
‫نه.

32:51.720 --> 32:53.013
‫بانوی من، شما آسیب دیدید!

32:53.097 --> 32:54.556
‫خواهرم کجاست؟

32:54.640 --> 32:56.183
‫ایشون توی آشپزخونه‎ان، اما...

32:56.266 --> 32:58.477
‫اما خواهرزاده‌تون پیششونه.

32:58.560 --> 32:59.603
‫خواهرزاده؟

33:01.438 --> 33:03.774
‫وای، خداروشکر که برگشتی.

33:03.857 --> 33:05.776
‫دوستت هم با خودت آوردی.

33:05.859 --> 33:07.528
‫خاله مورین!

33:08.904 --> 33:10.280
‫وقتی مامانم گفت اومدین

33:10.364 --> 33:12.241
‫اصلاً باورم نمی‌شد،

33:12.324 --> 33:14.743
‫بیست سال گذشته!

33:14.827 --> 33:18.163
‫فکرکنم آخرین باری که دیدمت
‫هم‌قد این میز بودی.

33:18.247 --> 33:20.207
‫شما...
‫شما...

33:20.290 --> 33:22.876
‫حتی یه ذره هم تغییر نکردید.

33:22.960 --> 33:24.545
‫البته یکم کثیف‌تر.

33:24.628 --> 33:26.588
‫بعید می‌دونم برای...

33:26.672 --> 33:29.359
‫- خوردن غذاهای عروسی سلطنتی اومده باشین.
‫- مامان بیخیال.

33:29.383 --> 33:31.635
‫خاله قطعاً کارهای مهم‌تری تا تظاهر کردن به

33:31.719 --> 33:34.346
‫تشخیص تفاوت مزه تمشک عادی
‫و تمشک انگشتی داره.

33:35.389 --> 33:38.308
‫فکرکنم شما محافظ خاله‌ام باشید.

33:38.392 --> 33:39.601
‫من محافظ نیستم.

33:39.685 --> 33:41.270
‫ایشون...

33:42.354 --> 33:43.981
‫رندـه.

33:45.315 --> 33:47.109
‫از دیدنتون خوشحالم رند.

33:47.192 --> 33:49.445
‫من «بارتانس دامودرد» هستم.

33:49.528 --> 33:50.988
‫- و ایشون هم...
‫- ما هم رو می‌شناسیم.

33:54.616 --> 33:56.702
‫به دوتا اسب نیاز داریم.

33:56.785 --> 33:58.203
‫اگه امکان‌ش هست چابک و تندرو باشن.

33:58.287 --> 34:00.122
‫می‌گم براتون بیارن.

34:00.205 --> 34:02.207
‫بهترین اسب‌ها روی توی اصطبل‌مون داریم.

34:02.291 --> 34:03.625
‫ملکه بهمون هدیه داده.

34:03.709 --> 34:05.502
‫باید حتماً عروسی‌ام بیای.

34:05.586 --> 34:07.671
‫چند هفته دیگه‌ست.

34:07.755 --> 34:10.340
‫باورتون می‌شه دارم با
‫ملکه گالدرین ازدواج می‌کنم؟

34:10.424 --> 34:12.760
‫با این ازدواج من پادشاه‌تون می‌‌شم.

34:12.843 --> 34:16.472
‫برای همین ازتون انتظار دارم
‫یک‌سرـه در اختیار من باشید.

34:17.556 --> 34:19.349
‫امیدوارم خوشبخت بشین.

34:19.433 --> 34:22.269
‫نام دامودردها همچنان با عزتی
‫ثابت می‌درخشه.

34:22.352 --> 34:25.105
‫همین خودش به تنهایی کافیه.

34:26.148 --> 34:27.148
‫خب...

34:28.567 --> 34:30.444
‫بهتره برم حموم کنم.

34:30.527 --> 34:32.446
‫اگه امکان‌ش هست رند تا اون موقع یه غذایی
‫چیزی بخوره

34:32.529 --> 34:34.907
‫یه دست هم لباس نـو بهش بدید
‫قبل از اینکه از اینجا بریم.

34:34.990 --> 34:36.533
‫بله حتماً.

34:36.617 --> 34:38.702
‫از کمد خودم یه لباس مناسب براش پیدا می‌کنم.

34:38.786 --> 34:40.454
‫ممنون.

34:42.956 --> 34:44.875
‫خونی شدی؟

34:44.958 --> 34:48.212
‫واقعا از دیدنت خوشحال شدم خواهرزاده.

34:48.295 --> 34:49.797
‫یا...

34:49.880 --> 34:51.924
‫بهتره سرورم صداتون کنم.

35:12.027 --> 35:14.112
‫اوه

35:14.196 --> 35:17.616
‫باعث دلگرمیـه که می‌بینم
‫اونجا رو خاک گرفته خواهرجان.

35:17.699 --> 35:20.327
‫در همین حد بذار بگم،
‫که با اینکه قرن‌ها

35:20.410 --> 35:22.120
‫از این موضوع می‌گذره،
‫ولی هنوزم پُشتم مجازات‌های سریل سدای

35:22.204 --> 35:24.164
‫رو بخاطر میاره.

35:24.248 --> 35:27.084
‫به به ورین سدای.

35:27.167 --> 35:29.378
‫نمی‌دونستم که
‫قراره به دیدنـمون بیای.

35:29.461 --> 35:31.046
‫نیازی نیست بخاطرم از جات بلند شی.

35:31.129 --> 35:33.090
‫من با این تشریفات بزرگ شدم.

35:33.173 --> 35:34.716
‫داری باعث می‌شی
‫احساسِ پیری بکنم.

35:34.800 --> 35:37.302
‫چطوری می‌تونم بهت کمک بکنم خواهر؟

35:37.386 --> 35:40.013
‫امیدوار بودم بتونم با دو تا
‫از دخترهایی که زیر نظرت هستن

35:40.097 --> 35:43.016
‫ملاقات بکنم، اگوین ال‌ویر

35:43.100 --> 35:45.310
‫و ناینیو ال‌میرا.

35:45.394 --> 35:48.105
‫می‌دونی ممکنه کجا پیداشون بکنم؟

35:48.188 --> 35:50.983
‫احتمالاً سرگرم انجام
‫کارهای روزمره‌ـشون هستن.

35:51.066 --> 35:53.151
‫راستش اینطور نیست.

35:53.235 --> 35:56.572
‫نه سر کلاس‌هاشونن،
‫و نه توی اتاق‌خواب‌هاشون.

35:56.655 --> 36:00.492
‫و... آم... همچنین
‫وارثِ تاج و تختِ آندور هم

36:00.576 --> 36:02.828
‫خبری ازش نیست.

36:02.911 --> 36:05.497
‫احتمالش هست که
‫برج رو ترک کرده باشن؟

36:06.540 --> 36:09.251
‫- وارث تاج و تخت؟
‫- ارزش بررسی کردن رو داره، درسته؟

36:09.334 --> 36:11.086
‫اوه.

36:11.169 --> 36:13.046
‫آم...

36:15.424 --> 36:17.801
‫خدای من، بله. اینجاست.

36:17.885 --> 36:20.679
‫یه سری به خونه‌اش توی الین رفته.

36:20.762 --> 36:23.724
‫هر سه‌تاشون چند روز پیش
‫اینجا رو امضا زدن.

36:23.807 --> 36:26.435
‫چیزی نیست که
‫بشه فراموشش کرد.

36:27.436 --> 36:29.396
‫همینطوره.

36:29.479 --> 36:31.982
‫من، آم...

36:32.065 --> 36:34.234
‫راستش واقعاً نمی‌تونم
‫چطوری از خاطرم رفته.

36:34.318 --> 36:36.028
‫خیلی غیرعادیـه.

36:36.111 --> 36:38.113
‫درسته.

36:39.114 --> 36:41.325
‫ولی ظاهراً هر سه‌تاشون
‫همراه با سربازهای ملگه مورگیس

36:41.408 --> 36:43.410
‫راهی این مسیر شدن،

36:43.493 --> 36:45.537
‫پس مطمئنم که حال همگیـشون خوبه،

36:45.621 --> 36:48.206
‫و تا چند روز دیگه،
‫از کیملین خبرش می‌رسه.

36:48.290 --> 36:50.083
‫بله، قطعاً همینطوره.

36:50.167 --> 36:53.086
‫آها بله، یه سوالِ
‫دیگه هم دارم.

36:53.170 --> 36:55.464
‫توی کتابخونه داشتم

36:55.547 --> 36:57.841
‫دنبال کتابِ «تعمقی بر آتشِ سوزان»
‫می‌گشتم.

36:57.925 --> 37:00.802
‫آها آره، می‌خواستم برگردونمـش.

37:00.886 --> 37:03.013
‫درواقع توی اتاقمـه.
‫لازمش داری؟

37:03.096 --> 37:06.224
‫فقط برای اینکه به بخش
‫آمیرلین تتسوان یه نگاهی بندازم...

37:06.308 --> 37:08.477
‫اگه مشکلی نداره.

37:08.560 --> 37:10.562
‫اوهوم.

37:53.605 --> 37:56.650
‫حالا توی چنین مواقعی،
‫حافظۀ مُثُلیـم به درد می‌خوره.

37:56.733 --> 37:59.069
توی ‫صفحۀ 72 یادداشت‌ها،

37:59.152 --> 38:01.113
‫یادداشتی درموردِ خروج
‫این سه دختر نوشته

38:01.196 --> 38:02.698
‫که ظاهراً بخاطر شرکت توی

38:02.781 --> 38:04.992
‫مراسم نام‌گذاریِ
‫برادر الین یعنی گوین هست.

38:05.075 --> 38:07.536
‫اما موضوع جالـبش اینجاست

38:07.619 --> 38:10.080
‫که یه لرزش کوچولو
‫توی این بخش وجود داره.

38:10.163 --> 38:11.415
‫نشونـم بده.

38:18.797 --> 38:21.383
‫ببین این دست خطِ معمولِ شریامـه.

38:22.467 --> 38:24.469
‫ولی اینجا...

38:24.553 --> 38:26.722
‫انگار که دستـش داشته
‫آهسته‌تر می‌نوشته.

38:26.805 --> 38:28.265
‫یا شایدم

38:28.348 --> 38:29.867
‫کسی سعی داشته که
‫دست‌خطـش رو جعل کنه؟

38:29.891 --> 38:32.686
‫نه، شریام یادش بود
‫که خودش نوشته.

38:32.769 --> 38:34.146
‫آها.

38:41.987 --> 38:43.989
‫به نظرت جوریه که انگار...

38:45.991 --> 38:49.119
‫...از قدرتِ عدم‌اختیار درش استفاده شده؟

38:50.287 --> 38:52.372
عدم‌اختیار؟

38:53.457 --> 38:55.584
باید ‫«سه‌سوگند» رو زیر پا بذارن.

38:56.585 --> 38:59.546
‫این یعنی که یکی از افرادی که توی برج مستقره
‫پیرو ارباب تاریکیـه.

38:59.629 --> 39:01.631
‫که...

39:03.383 --> 39:05.844
‫...آژاهای سیاه واقعیت دارن.

39:08.597 --> 39:10.557
‫به اسامیِ تموم آی‌سدای‌هایی که

39:10.640 --> 39:12.893
‫طی چند روز گذشته به هر دلیلی از
‫برج خارج شدن

39:12.976 --> 39:14.978
‫نیاز داریم.

40:15.914 --> 40:17.999
‫دو ساعت پیش منتظرت بودیم.

40:18.083 --> 40:20.544
‫رابط‌ها غیرقابل‌پیش‌بینی هستن.

40:21.628 --> 40:23.922
‫انتظار داشتم اربابـمون
‫خودش به دیدنـم بیاد.

40:24.005 --> 40:26.383
‫اربابـمون سرگرم کارهای مهمتـری هست

40:26.466 --> 40:28.468
‫تا اینکه بخواد با سگش ور بره.

40:29.970 --> 40:33.265
‫کاری که با این دخترها می‌کنی، نفرت‌انگیزه.

40:35.142 --> 40:37.519
‫شاید بهتر باشه مردم شانچن
‫یاد بگیرن که به قدرت واحد

40:37.602 --> 40:39.855
‫- احترام بذارن.
‫- دقیقاً برعکسشه،

40:39.938 --> 40:42.607
‫انقدر به قدرت واحد احترام می‌ذاریم که

40:42.691 --> 40:44.901
‫معتقدیم هیچکسی نباید حق احضارش
‫رو صرفاً بخاطر

40:44.985 --> 40:46.778
‫ویژگی مادرزادیـش داشته باشه.

40:46.862 --> 40:49.447
سولدام‌های ما سال‌ها آموزش می‌بینن

40:49.531 --> 40:51.324
‫تا ارزش خودشون رو اثبات کنن.

40:51.408 --> 40:53.160
‫خودشون حقـشون رو بدست میارن.

40:53.243 --> 40:56.037
‫درست برعکس آی‌سدای.

40:57.164 --> 40:59.916
‫می‌دونی، تمایلاتِ اربابـمون

41:00.000 --> 41:03.003
‫به مرور زمان تغییر خواهد کرد.

41:03.086 --> 41:05.463
‫و در پایان،
‫تموم «ماراث‌دامنه»ها

41:05.547 --> 41:08.091
‫آزاد خواهند شد.

41:08.175 --> 41:10.927
‫شاید من کسی باشم که
‫قلاده رو

41:11.011 --> 41:14.097
‫به گردنِ خوشگلت ببندم.

41:14.181 --> 41:16.600
‫تمایلاتِ اربابـمون تغییر خواهد کرد.

41:18.518 --> 41:20.937
‫روزی که در مقابلـم زانو می‌زنی...

41:21.021 --> 41:23.565
‫بهت یادآوری می‌کنم.

41:40.874 --> 41:43.126
‫البته اگه تا اون موقع دووم بیاری.

42:00.685 --> 42:02.646
‫بیاریدشون پیشِ من.

42:04.356 --> 42:06.691
‫یه کاری بکن.

42:07.692 --> 42:08.944
‫نمی‌تونم.

42:13.490 --> 42:14.866
‫فرار کنید!

42:40.600 --> 42:42.602
‫صبر کن. اگوین کو؟

43:03.123 --> 43:05.542
‫رقصت با نیره‌ها بدک نیست‌ها،

43:05.625 --> 43:07.168
‫پرین آیبارا.

43:10.839 --> 43:13.591
‫فکر می‌کردم مردمت
‫هرگز صحرا رو ترک نکردن.

43:13.675 --> 43:15.135
‫آییل‌های غربی بهش می‌گن «صحرا».

43:15.218 --> 43:17.220
‫اسمش سرزمین سه‌گانه‌ست.

43:17.304 --> 43:19.639
‫که ما رو به سنگی منعطف تبدیل می‌سازه،

43:19.723 --> 43:21.683
‫زمینی که ارزشـمون رو اثبات می‌کنه،

43:21.766 --> 43:24.269
‫و مجازاتی برای گناهـه.

43:24.352 --> 43:25.895
‫چه گناهی؟

43:25.979 --> 43:28.690
‫هیچکسی بخاطر نمیاره،
‫برای مدت‌ها پیشـه.

43:31.443 --> 43:33.445
‫تو چرا رهاش کردی؟

43:35.113 --> 43:37.574
‫به دنبال «کاراکارن» هستم.

43:37.657 --> 43:40.535
‫رهبرِ... رهبرانـمون.

43:42.495 --> 43:44.456
‫یعنی مسیرت کدوم طرفیـه پس؟

43:44.539 --> 43:46.708
‫هرجایی که تو بری غربی.

43:46.791 --> 43:48.084
‫ولی همین الان گفتی که...

43:48.168 --> 43:50.462
‫من «توه» دارم.

43:50.545 --> 43:51.921
‫توه چیه؟

43:54.090 --> 43:55.925
‫جیه‌توه یه شیوۀ آییلیـه.

43:56.009 --> 43:57.969
‫تو جونم رو نجات دادی.

43:58.053 --> 44:00.805
‫آبِ من از آنِ توست.

44:03.558 --> 44:05.143
‫مطمئن نیستم.

44:05.226 --> 44:07.312
‫منظورم چیز عاشقانه‌ای نیست.

44:07.395 --> 44:09.272
‫هرچند، من...

44:09.356 --> 44:10.982
‫مشکلی باهاش ندارم.

44:21.201 --> 44:22.994
‫وای.

44:23.078 --> 44:25.413
‫نگران نباش، پرینِ دورود.

44:25.497 --> 44:27.999
‫از روی هوی و هوس،
‫بهت حمله نمی‌کنم.

44:29.751 --> 44:32.962
‫حالا... بگو ببینم الان عازم کجایی؟

44:34.923 --> 44:36.257
‫«فالم».

45:24.180 --> 45:25.890
‫این شهر...

45:25.974 --> 45:28.601
‫«فالم» توی «تومن‌هد»ـه.

45:28.685 --> 45:31.855
‫هزاران کیلومتر با برج سفید
‫فاصله داریم ناینیو.

45:31.938 --> 45:33.731
‫فالم.

45:33.815 --> 45:35.525
‫لیاندرین گفته بود که
‫پرین و لویال

45:35.608 --> 45:36.818
‫رو دارن به اینجا میارن.

45:41.364 --> 45:43.408
‫- بجنب، باید بفهمیم...
‫- صبر کن.

45:45.660 --> 45:48.163
‫کاری نکن
‫توجهِ کسی بهمون جلب بشه.

45:48.246 --> 45:50.373
‫به دنبالـمون میان.

45:50.457 --> 45:52.167
‫باید خیلی مراقب باشیم.

46:00.633 --> 46:03.928
‫این سربازها اهلِ فالم یا تومن‌هد

46:04.012 --> 46:06.097
‫نیستن.

46:06.181 --> 46:08.057
‫بیگانه هستن.

46:08.141 --> 46:10.101
‫- اشغالگرن.
‫- واسم مهم نیست که اهل کجان.

46:10.185 --> 46:12.413
‫تنها چیزی که واسم مهمه، پیدا کردنِ
‫اگوین و خارج شدن از اینجاست.

46:29.370 --> 46:31.998
‫بس کن. هر دو تاییـمون
‫رو به کشتن می‌دی.

46:32.081 --> 46:33.666
‫اول باید لباس‌هامون رو عوض کنیم.

46:33.750 --> 46:35.960
‫لباس‌هامون؟
‫به اندازۀ کافی برازندۀ شما نیستن؟

46:36.044 --> 46:37.730
‫اون سربازهایی که دم دروازه بودن
‫داشتن دنبال ما می‌گشتن.

46:37.754 --> 46:39.797
‫همچنان هم به دنبالـمون می‌گردن.

46:39.881 --> 46:42.258
‫- دنبالـم بیا...
‫- من از تو دستور نمی‌گیرم

46:42.342 --> 46:43.903
‫شاهدخت عزیز.
‫من اصلا حتی نمی‌شناسمت.

46:52.727 --> 46:54.103
‫خواهر!

46:54.187 --> 46:55.647
‫اوه، برگشتی که.

46:55.730 --> 46:57.482
‫ظاهراً فقط من نیستم که برگشتم.

46:59.400 --> 47:02.987
‫کتاب فوق‌العاده طولانی و خسته کنندۀ
‫تاریخت رو تموم کردی؟

47:03.071 --> 47:05.740
‫فکر می‌کردم به جورین رفتی

47:05.823 --> 47:08.493
‫تا مرد جوانی که مشکوک
‫به احضار شده رو بگیری.

47:08.576 --> 47:10.703
‫خوشبختانه چیز خاصی نبود.

47:10.787 --> 47:13.206
‫ولی... تونستم...

47:13.289 --> 47:15.708
‫یکم مارچوبۀ سفید بیارم.

47:15.792 --> 47:18.419
‫می‌خوای؟
‫توی اون روستا خیلی پرطرفدار بود.

47:18.503 --> 47:20.004
‫- می‌شه فقط...
‫- توی چنین وقت از سال

47:20.088 --> 47:22.131
‫- اونجا پیداشون کرد.
‫- بله.

47:24.801 --> 47:27.720
‫گفتی چی باعث شد به برج برگردی خواهر؟

47:27.804 --> 47:30.348
‫مطمئناً بخاطر مارچوبۀ سفید نبوده.

47:30.431 --> 47:31.766
‫هرچند می‌دونم که شکمویی.

47:31.849 --> 47:34.102
‫نه، من، آم...

47:34.185 --> 47:37.438
‫امیدوارم که بتونم
‫چند تا از نوآموز‌هامون رو ببینم.

47:37.522 --> 47:39.607
‫که اگه درست شنیده باشم،

47:39.691 --> 47:40.942
‫قدرتِ فوق‌العاده‌ای دارن.

47:41.025 --> 47:43.695
‫اگوین ال‌ویر
‫و ناینیو ال‌میرا.

47:43.778 --> 47:44.988
‫بله.

47:45.071 --> 47:46.823
‫واقعاً خارق‌العاده‌ان.

47:46.906 --> 47:49.033
‫مخصوصاً اونی که حکیمه.

47:49.117 --> 47:50.326
‫به همین زودی قبول شده.

47:51.369 --> 47:53.037
‫متاسفانه، اینجا نیستن.

47:53.121 --> 47:54.831
‫عجیبه.

47:54.914 --> 47:57.417
‫نوآموز‌ها اجازه ندارن که...

47:57.500 --> 47:58.793
‫خب، ظاهراً به یه مراسم...

47:58.876 --> 48:01.546
‫نام‌گذاری توی کیملین رفتن.

48:01.629 --> 48:05.300
‫توی راه برگشت شنیدم که
‫یه فرستادۀ سلطنتی که عازم کیملین بود،

48:05.383 --> 48:06.676
‫توی جنوب اینجا بهش حمله کردن.

48:06.759 --> 48:08.344
‫کی حمله کرده؟

48:08.428 --> 48:10.763
‫یه سربازی توی کاروانسرا گفت که...

48:10.847 --> 48:12.390
‫یا دزد بودن یا سفیدپوشان.

48:12.473 --> 48:13.793
‫ولی اگه دخترها همراهشون بوده باشن...

48:15.018 --> 48:17.270
‫بیا، باید سریعاً با نگهبان صحبت کنیم.

48:19.063 --> 48:21.399
‫ارزش اون دخترها بیشتر از
‫خود طلاست.

48:22.400 --> 48:23.401
‫عجله کن.

49:05.652 --> 49:08.321
‫اسب‌ها رو دارن زین می‌کنن.

49:08.404 --> 49:11.366
‫و اگه بپرسم چطور شد که
‫تو و اون پسرک

49:11.449 --> 49:13.076
‫توی چنین وضعیتی قرار گرفتید؟

49:15.453 --> 49:16.704
‫بله.

49:18.581 --> 49:19.916
‫برگرد.

49:25.505 --> 49:26.865
‫غافلگیر شدم که پایین نموندی

49:26.923 --> 49:29.634
‫تا از رند سوال‌هایی ‫که داری رو بپرسی.

49:29.717 --> 49:32.261
‫بارتنز ترغیبـم کرد که تنهاش بذارم.

49:32.345 --> 49:34.180
‫اوه، خب همیشه
‫قلب مهربونی داشت.

49:34.263 --> 49:37.809
‫بله. یه جورایی پسرم
‫بیشتر از من و تو

49:37.892 --> 49:39.644
‫به پدرمون شبیه شده.

49:43.106 --> 49:46.192
‫می‌دونم هرگز بهم نمی‌گی که
‫داستان این پسره چیه

49:46.275 --> 49:47.694
‫یا اصلا چرا اینجایی.

49:48.736 --> 49:49.946
‫ولی من می‌شناسمت مورین.

49:51.072 --> 49:52.407
‫تموم زندگیت،

49:52.490 --> 49:54.784
‫همیشه می‌دونستی که برنامه‌ات چیه.

49:55.785 --> 49:58.204
‫با اینحال، الان که بهت نگاه می‌کنم،

49:58.287 --> 50:01.040
‫با تموم هارت و پورتت،
‫به نظرم اصلا روحتم

50:01.124 --> 50:03.084
‫خبر نداره که قدم بعدیت

50:03.167 --> 50:04.919
‫توی این مسیر چیه.

50:16.431 --> 50:18.474
‫رند...

50:22.437 --> 50:24.272
‫به محافظت نیاز داره.

50:27.316 --> 50:29.068
‫و مطمئن نیستم
‫که بتونم واسش فراهمش کنم یا نه.

50:29.152 --> 50:30.695
‫در مقابل چیزی که دنبالـشه.

50:31.904 --> 50:34.323
‫و احتمالش زیاده که
‫اگه قدم اشتباهی بردارم،

50:34.407 --> 50:36.951
‫تو، بارتنز و تموم این شهر

50:37.034 --> 50:38.661
‫خاکستر بشید.

50:41.164 --> 50:42.498
‫باید دور از اینجا می‌موندی.

50:43.541 --> 50:44.834
‫می‌دونم.

50:47.128 --> 50:48.337
‫می‌دونم.

50:54.635 --> 50:55.970
‫وقتی که دختربچه بودم...

50:57.555 --> 51:00.808
‫...خواهرم که خیلی باهوش و
‫خیلی از من بزرگتر بود

51:00.892 --> 51:02.727
‫یه نصیحتی

51:02.810 --> 51:04.812
‫بهم کرد.

51:05.813 --> 51:09.942
‫بهم گفت که اگه
‫چیزی ناراحتت می‌کنه

51:10.026 --> 51:11.778
‫یا که می‌ترسونتت...

51:12.779 --> 51:14.113
‫...کافیه فقط یه سوالِ

51:14.197 --> 51:16.115
‫ساده از خودت بپرسی.

51:17.408 --> 51:19.076
آیا ‫حقیقت داره؟

51:20.244 --> 51:22.830
‫مطمئنی، به دور از هر شک و شبهه‌ای،

51:22.914 --> 51:25.166
‫که حقیقت داره؟

51:25.249 --> 51:27.210
‫مطمئنی، به دور از هر شک و شبهه‌ای،

51:27.293 --> 51:29.670
‫که رند به محافظتت نیاز داره؟

51:43.601 --> 51:45.728
‫نصیحتِ محشری بوده نه؟

51:47.063 --> 51:49.482
‫توی 40 سال اخیر،
‫خیلی به دردم خورده.

51:59.575 --> 52:02.745
‫هر خطری که آزاد کرده باشی

52:02.829 --> 52:04.622
‫یا تحریک...

52:05.790 --> 52:09.544
‫...برگشتنت برای بارتنز
‫یک دنیا ارزشمنده.

52:10.545 --> 52:12.630
‫حتی اگه نتونی بمونی.

52:12.713 --> 52:14.382
‫شاید بتونم.

52:34.944 --> 52:38.114
‫دوباره به خوابـم اومدی «لنفیر»؟

52:46.581 --> 52:48.416
‫از کجا فهمیدی؟

52:50.084 --> 52:52.503
‫کلاً توی ظرافت مهارتی نداری.

52:55.381 --> 52:56.984
‫فقط باید یکمی اینجا وقت بگذرونم

52:57.008 --> 53:00.011
‫تا یکی دیگه چشم‌هاش رو
‫روی هم بذاره و بخوابه.

53:00.803 --> 53:04.223
‫ملت بخاطر «ویران کردنِ دنیا» سرزنشمون می‌کنن

53:04.307 --> 53:06.350
‫ولی هیچکدومشون به خودشون
‫زحمت نمی‌دن که یه دستی به سروروش بکشن.

53:06.934 --> 53:08.477
‫سه هزار سال گذشته

53:09.687 --> 53:12.064
‫و همچنان دارن با شمشیر

53:12.148 --> 53:14.275
‫و ملکه‌ها می‌جنگن.

53:16.444 --> 53:18.362
‫به سلامتی گذشته.

53:18.863 --> 53:20.740
‫به سلامتی آینده.

53:22.533 --> 53:25.077
‫بعد از پیروزیِ ارباب کبیرمون.

53:27.663 --> 53:29.248
‫گمونم

53:29.332 --> 53:32.418
‫رند فهمید که نگهبان کاروانسرا
‫بودنت واقعی نیست.

53:32.501 --> 53:33.836
‫چطوری بهش گفتی؟

53:33.920 --> 53:35.129
‫من نگفتم.

53:35.212 --> 53:37.048
‫کار مورین بود.

53:38.799 --> 53:41.218
‫تعجب کردم که چرا گذاشتی
‫اصلا زنده بمونه.

53:42.762 --> 53:44.764
‫آی‌سدایِ مُرده بی‌فایده‌ست.

53:44.847 --> 53:46.641
‫و آی‌سدایِ بدون قدرت فایده‌ای داره؟

53:46.724 --> 53:50.061
‫عجز و ناتوانی ذهن رو به سمتِ تصمیمات...

53:50.144 --> 53:52.813
‫...جالبی می‌کشونه.

53:52.897 --> 53:55.191
‫درست مثل خودت.

53:56.400 --> 53:57.401
‫همم.

53:58.402 --> 54:00.404
‫نگران نیستی که بهت خیانت کنم؟

54:05.451 --> 54:07.161
‫می‌کنی؟

54:09.497 --> 54:10.998
‫قطعاً.

54:20.049 --> 54:22.969
‫می‌دونی چرا ارباب تاریکی
‫اول من رو بیدار کرد؟

54:23.052 --> 54:24.595
‫که چرا فقط با من صحبت می‌کنه؟

54:26.389 --> 54:28.683
‫چون...

54:28.766 --> 54:30.351
‫موگدین دیوونه‌ست،

54:30.434 --> 54:31.519
‫گریندال یه احمق تموم‌عیاره

54:31.602 --> 54:33.270
‫و اون پسرها
‫حتی اگه زیر نظر قدرتِ عدم‌اختیار

54:33.354 --> 54:35.106
‫هم بوده باشن،
‫از پس یه نقشه برنمی‌اومدن.

54:36.941 --> 54:38.275
‫چون...

54:38.359 --> 54:40.569
‫تنها در بین همۀ برگزیده‌ها...

54:41.612 --> 54:44.615
‫...منم که واقعاً به تاریکی ایمان دارم.

54:44.699 --> 54:47.201
‫باور دارم تنها راه برای
‫تموم کردن همۀ این رنج و عذاب‌ها...

54:48.202 --> 54:51.122
‫...اینه که جلوی خودِ چرخ زمان رو بگیریم.

54:52.248 --> 54:53.749
‫جلوی همه‌چیز رو بگیریم.

54:55.918 --> 54:57.753
‫پس چرا آزادم کردی؟

55:00.965 --> 55:04.218
‫چون می‌دونم که خواسته‌ات چیه.

55:07.596 --> 55:09.098
‫چیزی که همیشه می‌خواستی چیه.

55:11.142 --> 55:12.327
‫داری توی دنیای خواب

55:12.351 --> 55:13.686
‫ماهرتر می‌شی.

55:13.769 --> 55:15.688
‫چیزی که زیاد دارم زمانـه.

55:18.607 --> 55:23.029
‫اژدهای جدید در مقایسه با
‫اژدهای قبلی چجوریه؟

55:24.780 --> 55:26.449
‫رند...

55:26.532 --> 55:27.783
‫نرم و نازکتـره.

55:28.784 --> 55:32.455
‫نسبت به حق مادرزادیـش غروری نداره
‫و قدرتش رو پس می‌زنه.

55:35.916 --> 55:37.501
‫و دخترها چی؟

55:38.544 --> 55:41.630
‫آی‌سدای جونت داره
‫دخترها رو توی مسیر قرار می‌ده؟

55:41.714 --> 55:43.549
‫من فقط دورهم جمعـشون کردم.

55:47.011 --> 55:48.596
‫ولی یکیـشون حرص قدرت داره

55:48.679 --> 55:50.389
‫و اون یکی ازش هراس داره.

55:50.473 --> 55:52.224
‫و پسرها چطور؟

55:52.308 --> 55:54.393
‫خب مت که مادرزادی توی چنگـمه،

55:54.477 --> 55:58.272
‫و پرین هم به زودی به
‫گرگ تبدیل می‌شه و دیگه انسان نیست.

56:06.781 --> 56:08.866
‫به نظرت رند چیکار می‌کنه
‫وقتی ببینه

56:08.949 --> 56:10.201
‫دوستانـش همگی خودشون رو گم کردن؟

56:16.415 --> 56:18.167
‫متلاشی می‌شه.

56:23.881 --> 56:25.341
‫سرورم.

56:26.425 --> 56:27.676
‫وقتِ رفتنـته.

56:28.719 --> 56:30.304
‫سرورم.

56:32.306 --> 56:33.641
‫متاسفم سرورم.

56:33.724 --> 56:36.811
‫ارباب اعظم توراک
‫تقاضای ملاقات با شما رو دارن.

56:37.978 --> 56:39.146
‫اوهوم.

56:40.189 --> 56:41.941
‫شما از خون سلطنتی نیستید.

56:42.024 --> 56:43.275
‫همینطوره.

56:44.276 --> 56:46.028
‫یا حتی اهل سرزمین ما هم نیستید.

56:46.112 --> 56:48.364
‫اهل کجایید؟

56:49.448 --> 56:52.618
‫تا حالا هیچ غربی‌ای
‫پاش رو به سرزمین‌های ما نذاشته.

56:53.661 --> 56:55.538
‫سال‌ها پیش وطنـم رو ترک کردم،

56:55.621 --> 56:56.956
‫که به سختی چیزی ازش
‫بخاطر میارم.

56:57.039 --> 57:00.543
‫و با این حال، به سرعت
‫در جامعۀ ما رشد کردی.

57:00.626 --> 57:04.463
‫یهویی از ناکجاآباد
‫پا توی سرزمین سوروث گذاشتی.

57:04.547 --> 57:06.549
‫و خودت بودی، درست می‌گم؟

57:06.632 --> 57:08.801
‫اولین نفری که شاهد پیشگویی‌ای بود

57:08.884 --> 57:13.139
‫که ما رو به سمتِ بازگشتـمون
‫به سرزمین مادری باستانیـمون سوق داد؟

57:13.222 --> 57:14.348
‫سرورم،

57:14.431 --> 57:17.268
‫چشمان بندۀ حقیر
‫توان دیدن چنین چیزهایی رو نداره.

57:17.351 --> 57:19.270
‫تنها ملکه‌ـمون،

57:19.353 --> 57:21.397
‫در تالارِ نُه‌قمرش،

57:21.480 --> 57:24.233
‫توانایی ناظر بودن و شناختن
‫پیشگویی‌هایی که وجود دارن رو داره.

57:28.279 --> 57:29.738
‫با این...

57:30.739 --> 57:33.242
‫...توجه‌ام رو به خودت جلب کردی.

57:35.911 --> 57:37.830
‫می‌تونی یه درخواستی ازم بکنی.

57:40.416 --> 57:43.419
‫بانوی اعظم سوروث
‫هدیه‌ای برای شما آورده.

57:43.502 --> 57:46.338
‫ازتون تقاضا دارم
‫با حسن نیت بپذیریدش.

58:05.107 --> 58:06.317
‫الین؟

58:19.079 --> 58:20.706
‫تو کی هستی؟

58:20.789 --> 58:22.124
‫رایما،

58:22.208 --> 58:24.376
‫از آژاهای زرد.

58:28.505 --> 58:31.508
‫و نگهبانـم درست به موقع پیداتون کرد.

58:31.592 --> 58:34.178
‫بانوی اعظم سوروث مشخصاتتون
‫رو توی شهر پخش کرده

58:34.261 --> 58:37.473
‫و همه دارن دنبال شما می‌گردن.

58:37.556 --> 58:39.725
‫اصلا خبر دارید

58:39.808 --> 58:42.895
‫این شانچن‌ها با زن‌هایی که می‌تونن
‫احضار کنن، چیکار می‌کنن؟

59:04.541 --> 59:07.044
‫یه هدیه‌ای براتون آوردم سرورم.

59:12.633 --> 59:13.842
‫نوآموز‌ی بود که

59:13.926 --> 59:17.137
‫توی برج سفید تحت آموزش بوده.

59:17.221 --> 59:19.682
‫سولدامم می‌گه
‫از هر زن دامنی که

59:19.765 --> 59:22.268
‫مدت‌هاست دیدیم،

59:22.351 --> 59:24.561
‫قدرتـش بیشتره.

59:27.940 --> 59:29.740
‫قلاده بزنیدش.
‫باید رام بشه.

01:00:09.315 --> 01:00:10.482
‫چی شده؟

01:00:10.566 --> 01:00:13.652
‫مطمئنی که نمی‌خوای یکمی بخوابی؟

01:00:13.736 --> 01:00:14.903
‫وقت رفتنه؟

01:00:14.987 --> 01:00:16.613
‫راستش نه.

01:00:17.614 --> 01:00:19.783
‫اینجا می‌مونیم.

01:00:22.619 --> 01:00:24.180
‫گفتی نباید بخوابم
‫وگرنه پیدام می‌کنه.

01:00:24.204 --> 01:00:25.956
‫بله.

01:00:26.040 --> 01:00:27.082
‫همینطوره.

01:00:28.625 --> 01:00:29.960
‫خودت می‌خوای که پیدام کنه.

01:00:30.044 --> 01:00:32.421
‫الان دو سه ماهی می‌شه
‫که باهات بوده؟

01:00:33.505 --> 01:00:36.759
‫اگه قصدش صدمه زدن بهت بود،
‫واسه این کار کلی فرصت داشته.

01:00:36.842 --> 01:00:38.010
‫ولی اقدامی نکرده.

01:00:38.093 --> 01:00:39.094
‫چی می‌خواد؟

01:00:39.178 --> 01:00:40.429
‫نمی‌دونم.

01:00:43.390 --> 01:00:44.725
‫اگه چند روز پیش ازم می‌پرسیدی،

01:00:44.808 --> 01:00:46.560
‫می‌گفتم که خودم رو می‌خواد.

01:00:47.561 --> 01:00:48.687
‫می‌خواد باهام باشه.

01:00:49.813 --> 01:00:51.607
‫داستان‌های قبل ویرانیِ تیره و تارن،

01:00:51.690 --> 01:00:53.359
‫چون چیزهای زیادی رو از دست رفتن.

01:00:53.442 --> 01:00:56.111
‫ولی همۀ داستان‌هایی که وجود دارن
‫توی یه موضوع مشترکن

01:00:56.195 --> 01:00:58.697
‫که لنفیر عاشق اژدهای تازه متولد شده بوده.

01:00:58.781 --> 01:01:00.157
‫و اینکه اونم دوستش داشته

01:01:00.240 --> 01:01:02.576
‫تا اینکه با همسرش آشنا می‌شه.

01:01:02.659 --> 01:01:04.119
‫ولی لنفیر یکی از پیروان تاریکیـه.

01:01:04.203 --> 01:01:05.996
‫فقط وقتی که اژدها قلبـش رو می‌شکنه،
‫به اون سمت و سو می‌ره.

01:01:07.331 --> 01:01:10.167
‫به ارباب تاریکی سوگند می‌خوره
‫که سعی کنه برگردونتش.

01:01:15.756 --> 01:01:18.967
‫حالا چی، می‌خوای کاری کنی
‫که فکر کنه موفق شده؟

01:01:19.051 --> 01:01:21.136
‫می‌خوای وانمود کنم که عاشق
‫یکی از طردشدگانـم؟

01:01:21.220 --> 01:01:23.263
‫لنفیر و ایشامیل دستـشون
‫توی یه کاسه‌ست.

01:01:23.347 --> 01:01:26.183
‫این ممکنه تنها فرصتـمون باشه
‫برای اینکه بفهمیم خواسته‌اش چیه.

01:01:26.266 --> 01:01:27.786
‫- از دروغـم سردرمیاره.
‫- شاید.

01:01:27.810 --> 01:01:29.186
‫شاید بتونه بفهمه.

01:01:30.938 --> 01:01:32.481
‫مطمئن نیستم.

01:01:35.401 --> 01:01:39.154
‫هرچیزی که هست، فکر نکنم
‫تموم چیزهایی که بینـمون بوده، دروغ بوده باشه.

01:01:41.782 --> 01:01:43.409
‫تصمیمش با توئه رند.

01:01:45.661 --> 01:01:46.829
‫این دفعه جدی گفتمـش.

01:01:58.465 --> 01:01:59.675
‫اینجا می‌مونم.

01:02:03.470 --> 01:02:05.681
‫اگه به نظر رسید که داره
‫بهت آسیب می‌رسونه...

01:02:06.682 --> 01:02:08.100
‫...بیدارت می‌کنم.

01:02:09.101 --> 01:02:10.936
‫و اگه خوابت ببره چی؟

01:02:11.019 --> 01:02:11.937
‫خیلی خسته‌ای.

01:02:12.020 --> 01:02:13.856
‫نمی‌تونم چنین کاری کنم.

01:02:56.023 --> 01:02:57.858
‫بالاخره اومدی.

01:02:57.882 --> 01:03:17.882
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
