1
00:00:00,358 --> 00:00:05,358
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:06,382 --> 00:00:08,217
‫اسمش «گذرگاه»ـه.
‫یه‌سری مسیرهای باستانی.

3
00:00:08,300 --> 00:00:10,636
‫یه قدم اشتباه بردارید، سر از
‫خلأ بی نهایت در میارید

4
00:00:10,720 --> 00:00:12,930
‫اون دوتا رو برام بیارید.

5
00:00:13,013 --> 00:00:14,682
‫- قربان اینکارو نکنید.
‫- من رو «فرزندْ والدا» صدا کنید.

6
00:00:14,765 --> 00:00:16,142
‫نـه!

7
00:00:18,728 --> 00:00:19,955
‫اون‌ها کی‌ان؟ چی می‌خوان؟

8
00:00:21,272 --> 00:00:23,399
‫کسانی که سوگند یاد نمی‌کنند،

9
00:00:23,482 --> 00:00:25,651
‫برایشان سوگند یاد می‌شود.

10
00:00:26,527 --> 00:00:28,213
‫ پرین و لویال دستگیر شدن.

11
00:00:28,237 --> 00:00:29,517
‫دارم میرم فالم تا نجات‌شون بدم.

12
00:00:29,572 --> 00:00:31,657
‫- لیاندرین سـدای!
‫- بابت این کار معذرت‌ می‌خوام

13
00:00:33,284 --> 00:00:34,720
‫- ما دقیقاً چی هستیم؟
‫- گرگ‌برادر

14
00:00:34,744 --> 00:00:36,245
‫با این اسم صدامون می‌کنن.

15
00:00:36,328 --> 00:00:37,747
‫- یالا بریم.
‫- از تو خوشش میاد.

16
00:00:37,830 --> 00:00:38,998
‫«هاپـر»

17
00:00:39,081 --> 00:00:40,291
‫اسمش هـاپـرـه.

18
00:00:40,374 --> 00:00:41,959
‫باید سوگندِ اتحاد بخوری.

19
00:00:42,042 --> 00:00:43,711
‫فعلاً تو باید بهم اعتماد کنی.

20
00:00:43,794 --> 00:00:45,629
‫میگن مردایی که دیوونه میشن، اول...

21
00:00:45,713 --> 00:00:48,007
‫- کسایی رو می‌کشن که عاشق‌شونن.
‫- یعنی میگی که عاشقمی؟

22
00:00:50,009 --> 00:00:50,926
‫کُشتیش!

23
00:00:51,010 --> 00:00:52,052
‫نتونستم.

24
00:00:52,136 --> 00:00:53,137
‫چون اون «لنفیر»ـه.

25
00:00:53,220 --> 00:00:54,322
‫خطرناک‌ترینِ عضو طردشده‌ها.

26
00:00:54,346 --> 00:00:56,056
‫عجله کن!

27
00:02:02,456 --> 00:02:05,501
‫عالی‌جناب توراک، فرمانده سلطنتی «هایلین»...

28
00:02:05,584 --> 00:02:09,755
‫بـانو «سوروث» در حضور عالی‌جناب
‫باید خودشون حرف بزنن.

29
00:02:11,715 --> 00:02:15,302
‫هـرچه عالی‌جناب امر بفرمایند.

30
00:02:15,386 --> 00:02:17,388
‫تـو از دستورات سرپیچی کردی.

31
00:02:17,471 --> 00:02:20,015
‫بدون اجازه مـا به یک روستا حمله‌ور شدید.

32
00:02:20,099 --> 00:02:22,059
‫اما با یک برده‌ «اوگر»

33
00:02:22,142 --> 00:02:24,353
‫و یک‌ جنگجوی شایناری بازگشتم.

34
00:02:24,436 --> 00:02:26,156
‫به چه حقی به خودت اجازه دادی

35
00:02:26,188 --> 00:02:27,565
‫بدون اجازه سرورـت تصمیم‌گیری کنی؟

36
00:02:29,191 --> 00:02:31,402
‫شاید سرورم این دفعه اشتباه کرده باشن.

37
00:02:34,822 --> 00:02:36,824
‫من هرگز اشتباه نمی‌کنم.

38
00:02:37,867 --> 00:02:39,785
‫«نـور» راهنمای من بوده.

39
00:02:39,869 --> 00:02:41,829
‫ما ماموریتی داریم.

40
00:02:41,912 --> 00:02:44,498
‫متحد کردن تمام مردم جـهان
‫ زیر سایه ملکه‌مون...

41
00:02:44,582 --> 00:02:47,793
‫تا همه با هم به جنگ با سایه‌ها بپردازیم.

42
00:02:47,877 --> 00:02:51,171
‫ماموریتی که با تسخیر کردن
‫یک روستای دورافتاده...

43
00:02:51,255 --> 00:02:54,967
‫با کمال بی‌احتیاطی به خطر انداختی‌ش.

44
00:02:55,050 --> 00:02:57,428
‫روستایی که از عهده رهبری‌ش بر نمیایم.

45
00:02:58,470 --> 00:03:01,765
‫از سرورم تقاضای بخشش می‌کنم.

46
00:03:02,892 --> 00:03:05,686
‫بانو سوروث، شما تا زمانی که دوباره

47
00:03:05,769 --> 00:03:07,229
‫شرایط خدمت‌گذاری رو دارا نباشید،

48
00:03:07,313 --> 00:03:10,608
‫از حضور در این شـورا منع خواهید شد، زانو بزن.

49
00:03:16,363 --> 00:03:17,281
‫زانو بزن.

50
00:03:43,974 --> 00:03:46,602
‫ببریدش به اتاق‌ش.

51
00:04:05,621 --> 00:04:06,830
‫سرورم،

52
00:04:06,914 --> 00:04:08,248
‫یه چیز دیگه.

53
00:04:08,332 --> 00:04:10,542
‫برای شما از روستایی که تسخیر کردیم
‫هدیه‌ای آوردیم.

54
00:04:10,626 --> 00:04:13,462
‫بنده می‌دونم که شما به جمع‌آوری
‫اشیای باستانی علاقه دارید.

55
00:04:29,853 --> 00:04:32,731
‫عالی‌جناب توراک؛ این شما و این...

56
00:04:32,815 --> 00:04:35,651
‫شاخ والری.

57
00:05:15,691 --> 00:05:18,193
‫به وسیله این...

58
00:05:18,277 --> 00:05:21,405
‫تمام جهان از آن ما خواهد شد.

59
00:05:21,930 --> 00:05:28,194
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

60
00:05:31,064 --> 00:05:37,064
‫«چـــرخ زمـــان»
‫" فصل دوم - قسمت پنجم "

61
00:05:44,703 --> 00:05:51,903
‫ترجمه و تنظیم از
‫آیــــدا و iredprincess

62
00:05:53,729 --> 00:05:55,331
‫چرا داریم فرار می‌کنیم؟ مگه نکشتیش؟

63
00:05:55,355 --> 00:05:57,399
‫ضربه‌ای که زدم فقط برای مدتی
‫سرعت‌ش رو کم می‌کنه.

64
00:05:57,483 --> 00:05:58,650
‫عجله کن.

65
00:06:38,774 --> 00:06:40,859
‫هرزه.

66
00:07:10,305 --> 00:07:11,473
‫نمی‌فهمم.

67
00:07:11,557 --> 00:07:12,700
‫اونم یه طردشده‌ست؟ چطوری آخه...

68
00:07:12,724 --> 00:07:14,669
‫اگه امشب جون سالم به در ببریم،
‫همه‌چی رو برات توضیح میدم.

69
00:07:16,812 --> 00:07:18,272
‫اونجا.

70
00:07:27,573 --> 00:07:29,825
‫آهای!

71
00:07:29,908 --> 00:07:31,869
‫اول باید پول بدید.

72
00:07:31,952 --> 00:07:33,513
‫از طـرف شخص «آمریل سیت» و «برج سفید»

73
00:07:33,537 --> 00:07:35,330
‫قصد دارم سریع‌ترین اسب شما رو
‫در اختیار بگیرم.

74
00:07:35,414 --> 00:07:37,016
‫عمراً بذارم حتی دست به اسب‌هـام بزنی.

75
00:07:37,040 --> 00:07:38,768
‫خودتم باهامون بیا، و قسم می‌خورم اگه تا

76
00:07:38,792 --> 00:07:41,587
‫دو دقیقه دیگه این اسب‌ها زین نشده باشن،
‫از عدم همکاری‌ات پشیمون می‌شی.

77
00:07:41,670 --> 00:07:43,672
‫تا آخر عمـرت.

78
00:07:48,135 --> 00:07:49,052
‫برج سفید؟

79
00:07:49,136 --> 00:07:50,304
‫می‌خوایم برگردیم اونجا...

80
00:07:51,388 --> 00:07:54,141
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- چهار تا اسب اینجاست.

81
00:07:54,224 --> 00:07:56,018
‫نمی‌خوام بذارم با اسب چهارم بیفته دنبال‌مون.

82
00:08:31,762 --> 00:08:33,263
‫هوشمندانه بود.

83
00:08:40,646 --> 00:08:42,189
‫شب خوش بانوی من.

84
00:08:42,272 --> 00:08:44,191
‫کمکی از دستم برمیاد؟

85
00:08:44,274 --> 00:08:46,485
‫راستش رو بخواید بله.

86
00:08:47,569 --> 00:08:48,904
‫ممنون که پرسیدید.

87
00:08:49,947 --> 00:08:51,531
‫می‌دونید این مسیر به کجا ختم می‌شه؟

88
00:08:51,615 --> 00:08:54,576
‫به «تار والون»، چـرا؟

89
00:08:55,619 --> 00:08:58,413
‫قطعاً همینطوره.

90
00:08:58,497 --> 00:08:59,915
‫اسب‌تون چی...

91
00:09:04,336 --> 00:09:06,046
‫آخه اسب؟

92
00:09:06,129 --> 00:09:09,258
‫مگه از اسب کُندتـر هم داریم؟

93
00:09:27,693 --> 00:09:30,946
‫چشم‌های من منم مثل تو
‫کاملاً رنگی می‌شه؟

94
00:09:31,029 --> 00:09:32,948
‫به مرور زمان.

95
00:09:33,031 --> 00:09:35,575
‫اگه خوش‌شانس باشی بزودی.

96
00:09:35,659 --> 00:09:37,619
‫چشم آدم نمی‌تونه گوزن‌های
‫مخفی شده توی علف‌زار رو ببینه،

97
00:09:37,703 --> 00:09:39,821
‫توی شب نمی‌تونه ببینه چی جلوی پاشه،
‫کلاً به‌دردنخوره.

98
00:09:39,905 --> 00:09:42,499
‫مثل بقیه ویژگی‌های بی‌خاصیتی
‫که باهاشون متولد می‌شیم.

99
00:09:42,582 --> 00:09:45,210
‫شرط می‌بندم بعضی‌وقت‌ها دلت برای
‫تعامل با آدم‌ها تنگ می‌شه.

100
00:09:46,253 --> 00:09:48,839
‫دلم برای آبجو تنگ می‎شه.

101
00:09:48,922 --> 00:09:51,174
‫تنهایی مست کردن زیاد حال نمی‌ده.

102
00:09:51,258 --> 00:09:53,260
‫من هیچوقت تنها نیستم.

103
00:09:54,553 --> 00:09:56,513
‫از این به بعد تو هم
‫هیچوقت تنها نیستی.

104
00:10:10,277 --> 00:10:12,279
‫اون چیه؟

105
00:10:16,533 --> 00:10:18,368
‫اینجا «آسیاب آتوان»ـه.

106
00:10:19,661 --> 00:10:22,456
‫وقتی اون سربازها بهمون حمله کردن
‫همینجا بودیم.

107
00:10:22,539 --> 00:10:24,458
‫ما دنبالِ کاروان نیستیم.

108
00:10:24,541 --> 00:10:26,835
‫داریم راه رو برمی‌گردیم.
‫تو بهم دروغ گفتی!

109
00:10:26,918 --> 00:10:29,546
‫بهترین از این بود که بمیری یا به
‫بردگی گرفته بشی.

110
00:10:29,629 --> 00:10:31,715
‫- یعنی مثل بقیه دوست‌هام؟
‫- تو به اون آدم‌ها تعلق نداری.

111
00:10:31,798 --> 00:10:34,593
‫همینطور به آدم‌هایی که توی
‫«دو رود» زندگی می‌کنن.

112
00:10:37,596 --> 00:10:39,264
‫اون دخترـه هم معشوق‌ـت نبود.

113
00:10:41,892 --> 00:10:46,355
‫نه، نه، نه. تو هیچی از زندگی و آدم‌هایی
‫که باهاشون سر و کار دارم نمی‌دونی.

114
00:11:08,502 --> 00:11:10,504
‫من می‌رم دوست‌هام رو پیدا کنم.

115
00:11:12,047 --> 00:11:13,340
‫برام هم مهم نیست کی گرفته‌تشون.

116
00:11:14,383 --> 00:11:17,177
‫نمی‌تونی از چیزی که هستی
‫فرار کنی پسر جون.

117
00:12:04,266 --> 00:12:06,810
‫یک یا دو روز طول می‌کشه تا بفهمه
‫ما اونجا نیستیم.

118
00:12:07,978 --> 00:12:09,104
‫اگه شانس باهامون یار باشه.

119
00:12:12,941 --> 00:12:17,446
‫یه‌جورایی می‌دونستم؛
‫می‌دونستم که میای دنبالم.

120
00:12:17,529 --> 00:12:19,489
‫راستشو بهم بگو.

121
00:12:19,573 --> 00:12:21,575
‫همه‌چی رو تعریف کن.

122
00:12:25,370 --> 00:12:28,206
‫توی «چشم جهان» که بودیم،
‫ارباب تاریکی رو شکست ندادی.

123
00:12:30,083 --> 00:12:32,669
‫بلکه قوی‌ترین معاونش رو آزاد کردی

124
00:12:32,752 --> 00:12:36,339
‫اشامیل! رهبر طردشدگان.

125
00:12:40,469 --> 00:12:42,512
‫اما مگه طردشدگان در بـند نبودن؟

126
00:12:42,596 --> 00:12:47,058
‫خودت گرفته بودی‌شون، توی زندگی قبلی‌ات.
‫اما الان اشامیل آزاد شده...

127
00:12:47,142 --> 00:12:49,895
‫و «لنفیر» رو هم آزاد کرده.

128
00:12:49,978 --> 00:12:52,022
‫بقیه‌شون چی؟

129
00:12:52,105 --> 00:12:54,024
‫اگه همه‌شون رو آزاد کنه،

130
00:12:54,107 --> 00:12:57,611
‫راستش دیگه هیچ امیدی به پیروزی‌مون
‫در «نبرد نهایی» نیست.

131
00:13:27,557 --> 00:13:28,642
‫چی شده؟

132
00:13:44,366 --> 00:13:46,451
‫بهت که گفتم!

133
00:13:46,535 --> 00:13:49,079
‫قرار نیست برگردیم اونجا.

134
00:13:49,162 --> 00:13:51,206
‫باید بفهمیم لویال و...

135
00:13:51,289 --> 00:13:53,917
‫اینگار رو کجا بردن، همینطور...

136
00:14:01,841 --> 00:14:03,176
‫اونو؟

137
00:14:08,265 --> 00:14:10,350
‫حتی خاک‌ش هم نکردن.

138
00:14:22,028 --> 00:14:24,447
‫همین‌جا منتظرم بمون.

139
00:15:14,080 --> 00:15:16,750
‫صدای بلندی می‌ده‌ها، پسرک غربی.

140
00:15:18,793 --> 00:15:21,296
‫تو که نمی‌خوای از حضورت با خبر بشن.

141
00:15:28,553 --> 00:15:30,388
‫جـات بودم زیاد به این زن نزدیک نمی‌شدم.

142
00:15:34,017 --> 00:15:35,897
‫آخرین مردی که به قفس‌ش نزدیک شد،
‫دست‌ش شکست

143
00:15:35,935 --> 00:15:38,021
‫و تقریباً از جا در اومد.

144
00:15:38,772 --> 00:15:41,107
‫به آییلی‌ها نمی‌شه اعتماد کرد.

145
00:15:45,028 --> 00:15:46,863
‫یکم آب برات آوردم.

146
00:15:50,325 --> 00:15:51,910
‫چیکار کرده؟

147
00:15:51,993 --> 00:15:54,079
‫شانچن‌ها اینکارو باهاش کردن؟

148
00:15:56,081 --> 00:15:57,582
‫پس باهاشون ملاقات کردی.

149
00:16:02,003 --> 00:16:03,588
‫فعلاً ساعت خاموشیه.

150
00:16:04,589 --> 00:16:06,508
‫باید امشب رو اینجا بمونی.

151
00:16:06,591 --> 00:16:09,094
‫بیا. من تـا...

152
00:16:09,177 --> 00:16:12,764
‫نزدیک‌ترین مسافرخونه شهر می‌برمت.

153
00:16:26,820 --> 00:16:29,030
‫کسی زیاد به «آسیاب آتوان» نمیاد.

154
00:16:29,114 --> 00:16:32,033
‫فقط از اینجا رد می‌شن و
‫به سفرشون ادامه می‌دن.

155
00:16:32,117 --> 00:16:34,786
‫به‌خاطر انگشترت حدس می‌زنم
‫اهل «دو رود» باشی.

156
00:16:35,995 --> 00:16:38,581
‫اما سر از سمت اشتباهی «کوهستان مه» در آوردی.

157
00:16:41,459 --> 00:16:44,796
‫یکم پیش یه حرفی درمورد اون غریبه‌ها زدی...

158
00:16:49,134 --> 00:16:51,594
‫آهای متصدی، بازم نوشیدنی بیار.

159
00:16:56,266 --> 00:16:57,934
‫چیکار کرده؟

160
00:16:58,017 --> 00:17:00,019
‫اون زن آییلی رو می‌گیم.

161
00:17:00,103 --> 00:17:03,857
‫توی زمان اشتباه، وارد شهر اشتباهی شد.

162
00:17:04,899 --> 00:17:07,485
‫سعی نکن بهش کمک کنی «دو رود»ـی.

163
00:17:07,569 --> 00:17:09,863
‫کارش از این حرف‌ها گذشته.

164
00:17:10,864 --> 00:17:12,866
‫می‌گیری چی می‌گم؟

165
00:17:14,743 --> 00:17:17,203
‫لیدی برگرد اینجا.

166
00:17:17,287 --> 00:17:20,123
‫لیدی برگرد اینجا!
‫ببخشید جناب اون...

167
00:17:20,206 --> 00:17:21,499
‫هیچوقت اینطوری نمی‌کنه.

168
00:17:29,048 --> 00:17:32,218
‫الان که فکرشو می‌کنم،
‫شب رو می‌مونم.

169
00:17:33,928 --> 00:17:37,474
‫متصدی، اتاق دوست جدیدمون رو حاضر کرد.

170
00:17:37,557 --> 00:17:40,018
‫به‌روی چشم، فرزند بورن‌هلد.

171
00:17:40,101 --> 00:17:41,311
‫ممنونم.

172
00:17:42,353 --> 00:17:44,022
‫لیدی بیا بریم.

173
00:17:46,191 --> 00:17:48,693
‫امیدوارم بتونی برگردی خونه‌ات، دو رود.

174
00:17:53,239 --> 00:17:56,493
‫صاحب قبلی اینجا خانم ایمودی کجاست؟

175
00:17:56,576 --> 00:18:00,079
‫رفت دنبال کاروانی که نوه‌ـش رو بردن.

176
00:18:00,163 --> 00:18:02,040
‫سفیدپوشان چی؟

177
00:18:02,123 --> 00:18:05,794
‫چند روز پیش شانچن‌ها رو فرستادن رد کارشون.

178
00:18:05,877 --> 00:18:09,798
‫راستشو بخوام بگم، اوضاع‌ وقتی
‫شانچن‌ها بودن بهتر بود.

179
00:18:09,881 --> 00:18:11,508
‫وقتی که سوگند یاد می‌کنی،

180
00:18:11,591 --> 00:18:14,177
‫یه‌جورایی دیگه باهات کاری ندارن.

181
00:18:14,260 --> 00:18:16,429
‫اما «پرسش‌گران»...

182
00:18:16,513 --> 00:18:19,432
‫قرار شد حتی آب هم بهش ندی،
‫فرزند بورن‌هلد!

183
00:18:29,025 --> 00:18:32,111
‫یازده‌ها نفر از پرسش‌گرهاتون
‫باهاش مقابله می‌کردن

184
00:18:32,195 --> 00:18:33,655
‫و پنج نفر دیگه به‌زور انداختنش
‫توی قفس.

185
00:18:33,738 --> 00:18:35,365
‫برای اینکه راضی‌ش کنی

186
00:18:35,448 --> 00:18:38,618
‫به سوال‌هات جواب بده، باید دو برابر اون
‫تعداد رو بندازی به جونش.

187
00:18:38,701 --> 00:18:40,620
‫به‌نظرت این اتفاقیه

188
00:18:40,703 --> 00:18:43,414
‫درست زمانی که اون غریبه‌ها
‫سر و کله‌شون پیدا شده،

189
00:18:43,498 --> 00:18:47,001
‫در این قسمت از «اسپاین» به یک
‫آییلی برخوردیم؟

190
00:18:47,085 --> 00:18:51,047
‫هرچه بیشتر به این قضیه فکر می‌کنم
‫بیشتر بـودار تـر می‌شه.

191
00:18:52,090 --> 00:18:56,344
‫غریبه‌ها فعلاً توی «فالم» اقامت دارن.

192
00:18:56,427 --> 00:18:58,012
‫دقیقاً از همونجا...

193
00:18:58,096 --> 00:18:59,740
‫دوباره برشون می‌گردیم به دریا.

194
00:18:59,764 --> 00:19:01,558
‫کی اونجاست؟

195
00:19:03,726 --> 00:19:05,854
‫نگران نباش والدا.

196
00:19:05,937 --> 00:19:07,897
‫اینجا گُرگ‌مُرگ نداریم.

197
00:19:07,981 --> 00:19:11,067
‫پسری که زندگی‌ش به عزت پدرـش بستگی داره؛
‫همیشه می‌ترسه.

198
00:19:11,150 --> 00:19:14,737
‫اون روز رو هم می‌بینیم که اسم پدرـت
‫دیگه سپر بلاـت نیست.

199
00:19:14,821 --> 00:19:16,948
‫دین بورن‌هلد.

200
00:19:49,063 --> 00:19:50,481
‫کجـان؟

201
00:19:50,565 --> 00:19:52,025
‫کی؟

202
00:19:53,067 --> 00:19:55,486
‫مرد و زنی که باهات همسفر بودن.

203
00:19:55,570 --> 00:19:57,298
‫بهم گفتن اسب‌ها رو با نهایت سرعت

204
00:19:57,322 --> 00:20:00,408
‫به برج سفید ببرم. حتی اگه
‫خسته شدن بودن و نایی نداشتن.

205
00:20:00,491 --> 00:20:02,493
‫مدت طولانی‌ای بدون استراحت
‫مسیر رو طی می‌کردن،

206
00:20:02,577 --> 00:20:04,579
‫- با این حال که من بهشون...
‫- کافیه.

207
00:20:05,622 --> 00:20:06,915
‫این حقه کوچیک...

208
00:20:06,998 --> 00:20:09,417
‫فکرِ کی بود؟

209
00:20:09,500 --> 00:20:11,377
‫اون آی‌سدای‌ـیه.

210
00:20:11,461 --> 00:20:13,379
‫مردی جوانی که باهاش بود
‫انگار نمی‌دونست چه‌خبرـه،

211
00:20:13,463 --> 00:20:17,050
‫- فقط به حرف اون...
‫- البته که همینطوره.

212
00:20:17,133 --> 00:20:18,885
‫هنوز جوانه و خـام.

213
00:20:18,968 --> 00:20:21,054
‫باید این رو به یـاد داشته باشم.

214
00:20:25,683 --> 00:20:29,604
‫مـورین از چیزی که فکر می‌کردم بی‌رحم ترـه،
‫از تو به عنوان یه طعمه استفاده کرده.

215
00:20:30,647 --> 00:20:34,484
‫بیخیال. اون‌ها هرچی نباشه
‫به خواب نیاز دارن. نـه؟

216
00:20:35,944 --> 00:20:37,487
‫وقتی خواب‌ـن می‌رم بالا سرشون.

217
00:20:39,238 --> 00:20:41,950
‫چقدر عالی بانوی من.
‫من به هیچکس نمی‌گم

218
00:20:42,033 --> 00:20:44,744
‫- شما دنبال‌شون می‌گشتید.
‫- می‌دونم که نمی‌گی.

219
00:21:33,876 --> 00:21:36,379
‫ورین! برگشتی!

220
00:21:36,462 --> 00:21:38,339
‫تا کی می‌مونی؟ چرا اومدی؟

221
00:21:38,423 --> 00:21:39,924
‫یعنی بازنشسته‌ها نمی‌تونن

222
00:21:40,008 --> 00:21:41,801
‫بدون هیچ دلیل خاصی به دیدنتون بیان؟

223
00:21:41,884 --> 00:21:43,594
‫این چه حرفیه آخه!

224
00:21:43,678 --> 00:21:45,596
‫نائومی...

225
00:21:48,307 --> 00:21:51,644
‫دنبال چندتا چیز بودم تو «کتابخانه بزرگ»

226
00:21:51,728 --> 00:21:54,147
‫و گفتم یه‌سری هم به خواهران...

227
00:21:54,230 --> 00:21:56,149
‫- آژای قهوه‌‌ای ام بزنم.
‫- خدای من!

228
00:21:56,232 --> 00:21:58,192
‫از دیدنت خیلی خوشحالم.

229
00:21:59,193 --> 00:22:01,612
‫- اجازه‌ست من بازش کنم؟
‫- آره. این از طرف «آدلیاس»ـه.

230
00:22:01,696 --> 00:22:03,031
‫با عشق.

231
00:22:05,950 --> 00:22:07,952
‫بده‌ش بیاد ببینم.

232
00:22:13,041 --> 00:22:15,752
‫کتاب « تاریخ جهان پس از فروپاشی »
‫ در چه حاله؟

233
00:22:15,835 --> 00:22:17,336
‫پیشرفتی هم داشتی؟

234
00:22:17,420 --> 00:22:20,173
‫از «تیفان ول» چه‌خبر؟
‫خیلی دوست داشتیم...

235
00:22:20,256 --> 00:22:22,056
‫یه‌سر بهت بزنیم؛ اما
‫اینجا خیلی سرمون شلوغه.

236
00:22:22,133 --> 00:22:25,094
‫تعریف کن ببینم کجا بودی، کجا می‌خوای بری
‫همه‌چی رو تعریف کن.

237
00:22:25,178 --> 00:22:27,013
‫باشه. باشه. همه‎چی به موقع‌ش
‫یاسیکا.

238
00:22:27,096 --> 00:22:29,682
‫آدلیاس گفت برای جبران مشروبی که
‫داده بیارم،

239
00:22:29,766 --> 00:22:31,726
‫باید براش سوژه غیبت ببرم.

240
00:22:31,809 --> 00:22:34,812
‫خب...

241
00:22:34,896 --> 00:22:36,564
‫شنیدم سر و کله چندتا

242
00:22:36,647 --> 00:22:39,233
‫فرزانه جدید خیلی قوی پیدا شده، درسته؟

243
00:23:04,926 --> 00:23:06,928
‫دست و پاتون بسته‌ست.

244
00:23:08,554 --> 00:23:10,765
‫بهت هشدار میدم دست از پا خطا نکنید، وگرنه...

245
00:23:20,525 --> 00:23:22,693
‫چطور تونستی
‫ با «قدرت واحد» بهمون حمله کردی؟

246
00:23:24,529 --> 00:23:26,030
‫تو از «سه سوگند» سرپیچی کردی.

247
00:23:26,114 --> 00:23:28,741
‫من از خیلی بیشتر از اون سرپیچی کردم.

248
00:23:38,835 --> 00:23:40,835
‫می‌دونی چرا آی‌سدای‌ها همون اول
‫قبل همه‌چی،

249
00:23:40,878 --> 00:23:43,005
‫«سه سوگند» رو یاد می‌کنن؟

250
00:23:45,591 --> 00:23:48,636
‫هزاران سال پیش،

251
00:23:48,719 --> 00:23:50,513
‫یه پادشاهی تهدید می‌کنه که اگه باهاش

252
00:23:50,596 --> 00:23:52,640
عهد و پیمان نکنیم و سوگند نخوریم
‫برج رو با خاک یکسان می‌کنه

253
00:23:55,059 --> 00:23:58,479
‫اونقدری که ذات انسانی ما اون رو می‌ترسوند؛
‫از قدرت واحد نمی‌ترسید.

254
00:23:58,563 --> 00:24:00,731
‫برای همینه که برج سفید این همه قانون و...

255
00:24:00,815 --> 00:24:02,567
‫دم و تشکیلات داره.

256
00:24:02,650 --> 00:24:06,529
‫اگه غیرانسانی و قابل ‌پیش‌بینی باشیم

257
00:24:06,612 --> 00:24:08,531
‫درست مثلِ جزر و مد،

258
00:24:08,614 --> 00:24:11,993
‫ هرگز قدرت‌شون رو با ما
‫مقایسه نمی‌کنن،

259
00:24:12,076 --> 00:24:14,245
‫چاره‌ای ندارن جز نابود کردن ما که نمی‌تونن.

260
00:24:17,623 --> 00:24:20,751
‫تو نمی‌خواستی من رو به آژای قرمز
‫جذب کنی.

261
00:24:22,628 --> 00:24:25,089
‫می‌خواستی به ارباب تاریکی جذب‌ام کنی.

262
00:24:26,883 --> 00:24:29,093
‫همه این‌ها مقابله با اتفاقات آینده رو
‫برات آسون‌تر می‌کنه.

263
00:24:29,177 --> 00:24:31,387
‫ترجیح می‌دم بمیرم اما تن به
‫عهد و پیمان با تاریکی ندم.

264
00:24:31,470 --> 00:24:34,765
‫مهم نیست چیکار می‌کنی و چی می‌گی
‫یا ما رو کجا می‌بری،

265
00:24:34,849 --> 00:24:36,934
‫هر زنی یه قیمتی داره.

266
00:24:39,562 --> 00:24:42,899
‫بـاری که از به‌دوش کشیدنش خسته شده،

267
00:24:42,982 --> 00:24:45,193
‫امیدی برای آینده

268
00:24:47,111 --> 00:24:49,572
‫چیزی که توی این دنیا غیرممکنه.

269
00:24:51,157 --> 00:24:52,992
‫پسرـت داره می‌میره.

270
00:24:54,452 --> 00:24:56,787
‫تو به خواهرانت خیانت کنی،

271
00:24:56,871 --> 00:24:58,789
‫و نشستی توی تاریکی داری

272
00:24:58,873 --> 00:25:01,459
‫خودت رو برای زنی که دزدیدی
‫توجیه می‌کنی.

273
00:25:03,294 --> 00:25:05,421
‫قیمت‌ـت از تمام این‌ها کمتر بود؟

274
00:25:18,643 --> 00:25:21,270
‫آلوین، لطفاً تنهامون بذارید.

275
00:25:34,116 --> 00:25:35,618
‫هنوز قهری؟

276
00:25:38,287 --> 00:25:42,750
‫تو بودی که گفتی به اون روستای
‫مسخره به‌دردنخور حمله کنیم.

277
00:25:42,833 --> 00:25:44,752
‫واسه چی؟

278
00:25:44,835 --> 00:25:48,798
‫برای یه اوگر؟ یا برای داشتن
‫یه حیوان‌خانگی؟

279
00:25:48,881 --> 00:25:51,092
‫خواسته‌های من به خودم مربوط ‌ان.

280
00:25:51,175 --> 00:25:53,010
‫اما تقاص‌شون رو من دارم می‌دم.

281
00:25:55,096 --> 00:25:58,432
‫بهتره توراک رو بکشیم و به همه
‫این‌ها پایان بدیم.

282
00:25:58,516 --> 00:26:01,644
‫و آتش جنگ داخلی رو
‫توی امپراتوری روشن کنیم؟

283
00:26:03,354 --> 00:26:05,982
‫به‌نظرت می‌رسه سافهت‌ـت هم
‫مثل ناتوانی‌ات،

284
00:26:06,065 --> 00:26:08,067
‫ توی کنترل کردن
‫خشم‌ت تاثیر زیادی داره.

285
00:26:12,196 --> 00:26:16,742
‫تو به ارتش من برای جنگ نیاز داری.

286
00:26:16,826 --> 00:26:19,745
‫به کشتی‌ها و دسـتور من.

287
00:26:21,247 --> 00:26:23,207
‫شاید یک برگزیده باشی،

288
00:26:23,291 --> 00:26:25,584
‫اما با شان‌چن‌ها هم‌خون نیستی.

289
00:26:25,668 --> 00:26:29,171
‫به دعوت من اینجا حضور داری.

290
00:26:29,255 --> 00:26:34,885
‫من هم خوب می‌دونم چـرا به ارباب تاریکی
‫سوگند خوردی.

291
00:26:42,977 --> 00:26:45,229
‫حد و حدودم رو فراموش کردم سرورم.

292
00:26:51,986 --> 00:26:55,281
‫«تارمون گایدون»

293
00:26:55,364 --> 00:26:58,617
‫«آخرین نبرد» رو درست همینجا پیروز می‌شیم،

294
00:26:58,701 --> 00:27:02,788
‫توی «فالم»، این رو روی آسمان‌ها نوشته.

295
00:27:02,872 --> 00:27:04,623
‫اژدها با ما یـار خواهد شد.

296
00:27:09,045 --> 00:27:11,464
‫راستش برای تو هم هدیه‌ای دارم.

297
00:27:11,547 --> 00:27:13,132
‫الان‌هاست که برسن.

298
00:27:57,218 --> 00:27:59,095
‫صبرکن.

299
00:28:16,237 --> 00:28:18,239
‫حالت خوبه؟

300
00:28:18,322 --> 00:28:19,782
‫می‌تونی راه بری؟

301
00:28:21,450 --> 00:28:23,786
‫ببین، باید هرچه‌زودتر از اینجا بریم.

302
00:28:23,869 --> 00:28:26,372
‫اگه بخوام کولت کنم نمی‌تونیم
‫زیاد دور شیم.

303
00:28:27,998 --> 00:28:30,042
‫یه غربی من رو زندانی می‌کنه

304
00:28:30,126 --> 00:28:32,378
‫و یه غربی دیگه آزادم می‌کنه.

305
00:28:33,462 --> 00:28:34,713
‫چرا بهم کمک می‌کنی؟

306
00:28:37,758 --> 00:28:40,469
‫چون مردم نباید توی قفس باشن.

307
00:28:54,400 --> 00:28:56,444
‫من «آوی‌یندا» هستم.

308
00:28:56,527 --> 00:28:59,447
‫یک آییل‌ تِرادی از دیـار ««نُــه دره»

309
00:28:59,530 --> 00:29:01,240
‫از گروه زنان سرنیزـه دار.

310
00:29:02,283 --> 00:29:04,076
‫آبِ من از آنِ توست.

311
00:29:05,077 --> 00:29:08,747
‫منم پرین آیبرا هستم.

312
00:29:11,625 --> 00:29:13,502
‫ببین، الان باید بریم.

313
00:29:22,595 --> 00:29:25,306
‫بهت که گفتم ولش کن.

314
00:29:26,599 --> 00:29:28,476
‫ما دنبال جنگ و دعوا نیستیم.

315
00:29:28,559 --> 00:29:29,810
‫راه‌مون رو می‎‌کشیم و می‌ریم.

316
00:29:29,894 --> 00:29:30,895
‫ببخشید.

317
00:29:31,937 --> 00:29:34,023
‫با علامت مـن همه با هم حمله کنید.

318
00:29:34,106 --> 00:29:36,317
‫اگه یکی یکی حمله کنید
‫دخل‌تون رو میاره.

319
00:29:50,581 --> 00:29:52,791
‫نه!

320
00:29:56,170 --> 00:29:59,840
‫پرین آیبرا...

321
00:29:59,924 --> 00:30:01,926
‫دوست داری برقصی؟

322
00:31:28,971 --> 00:31:30,723
‫صبرکن!

323
00:31:36,186 --> 00:31:37,938
‫اون بهت آب داد!

324
00:31:38,856 --> 00:31:41,150
‫بهمون کمک کرد، یادت نمیاد؟

325
00:31:43,444 --> 00:31:44,444
‫تو دیگه چی هستی؟

326
00:31:46,905 --> 00:31:47,905
‫ولش کن.

327
00:31:50,659 --> 00:31:52,119
‫همین الان.

328
00:31:54,371 --> 00:31:55,706
‫الان بقیه‌شون می‌ریزن سرـمون.

329
00:31:55,789 --> 00:31:57,124
‫باید سریعاٌ از اینجا بریم.

330
00:32:04,757 --> 00:32:06,759
‫می‌فهمه اینجاییم.

331
00:32:06,842 --> 00:32:09,428
‫ما به غذا و لباس و دوتا اسب چابک نیاز داریم.

332
00:32:09,511 --> 00:32:11,906
‫بعدش چند روز مستقیم به مسیر ادامه
‫می‌دیم و ازش فاصله می‌گیریم.

333
00:32:11,930 --> 00:32:13,682
‫خـواب چی؟ نباید یکم بخوابیم؟

334
00:32:13,766 --> 00:32:16,047
‫نه. خوابیدن خطرناک‌ترین کاریه که توی
‫این شرایط می‌تونیم انجام بدیم.

335
00:32:16,810 --> 00:32:18,437
منظورت چیه؟

336
00:32:18,520 --> 00:32:20,939
‫لین‌فیر بین طردشدگان به دو چیز معروف بود.

337
00:32:21,023 --> 00:32:22,858
‫بی‌رحمی مطلق‌ش

338
00:32:22,941 --> 00:32:24,610
‫و تسلطی که به «تلاران‌ریود» داشت.

339
00:32:24,693 --> 00:32:26,362
‫تلاران چی؟

340
00:32:26,445 --> 00:32:28,364
‫دنیای خواب و رویاها.
‫وقتی خوابی...

341
00:32:28,447 --> 00:32:30,574
‫خیلی راحت مثل این دنیا،
‫می‌تونه نابودت کنه.

342
00:32:30,658 --> 00:32:32,493
‫به محض اینکه بخوابی،

343
00:32:32,576 --> 00:32:34,370
‫میاد سراغت.

344
00:32:34,453 --> 00:32:36,955
‫مگه نمی‌تونی با «قدرت واحد»
‫کاری کنی هرگز به خواب نریم؟

345
00:32:37,039 --> 00:32:39,041
‫درست نمی‌گم؟

346
00:32:40,459 --> 00:32:42,252
‫نه.

347
00:32:51,720 --> 00:32:53,013
‫بانوی من، شما آسیب دیدید!

348
00:32:53,097 --> 00:32:54,556
‫خواهرم کجاست؟

349
00:32:54,640 --> 00:32:56,183
‫ایشون توی آشپزخونه‎ان، اما...

350
00:32:56,266 --> 00:32:58,477
‫اما خواهرزاده‌تون پیششونه.

351
00:32:58,560 --> 00:32:59,603
‫خواهرزاده؟

352
00:33:01,438 --> 00:33:03,774
‫وای، خداروشکر که برگشتی.

353
00:33:03,857 --> 00:33:05,776
‫دوستت هم با خودت آوردی.

354
00:33:05,859 --> 00:33:07,528
‫خاله مورین!

355
00:33:08,904 --> 00:33:10,280
‫وقتی مامانم گفت اومدین

356
00:33:10,364 --> 00:33:12,241
‫اصلاً باورم نمی‌شد،

357
00:33:12,324 --> 00:33:14,743
‫بیست سال گذشته!

358
00:33:14,827 --> 00:33:18,163
‫فکرکنم آخرین باری که دیدمت
‫هم‌قد این میز بودی.

359
00:33:18,247 --> 00:33:20,207
‫شما...
‫شما...

360
00:33:20,290 --> 00:33:22,876
‫حتی یه ذره هم تغییر نکردید.

361
00:33:22,960 --> 00:33:24,545
‫البته یکم کثیف‌تر.

362
00:33:24,628 --> 00:33:26,588
‫بعید می‌دونم برای...

363
00:33:26,672 --> 00:33:29,359
‫- خوردن غذاهای عروسی سلطنتی اومده باشین.
‫- مامان بیخیال.

364
00:33:29,383 --> 00:33:31,635
‫خاله قطعاً کارهای مهم‌تری تا تظاهر کردن به

365
00:33:31,719 --> 00:33:34,346
‫تشخیص تفاوت مزه تمشک عادی
‫و تمشک انگشتی داره.

366
00:33:35,389 --> 00:33:38,308
‫فکرکنم شما محافظ خاله‌ام باشید.

367
00:33:38,392 --> 00:33:39,601
‫من محافظ نیستم.

368
00:33:39,685 --> 00:33:41,270
‫ایشون...

369
00:33:42,354 --> 00:33:43,981
‫رندـه.

370
00:33:45,315 --> 00:33:47,109
‫از دیدنتون خوشحالم رند.

371
00:33:47,192 --> 00:33:49,445
‫من «بارتانس دامودرد» هستم.

372
00:33:49,528 --> 00:33:50,988
‫- و ایشون هم...
‫- ما هم رو می‌شناسیم.

373
00:33:54,616 --> 00:33:56,702
‫به دوتا اسب نیاز داریم.

374
00:33:56,785 --> 00:33:58,203
‫اگه امکان‌ش هست چابک و تندرو باشن.

375
00:33:58,287 --> 00:34:00,122
‫می‌گم براتون بیارن.

376
00:34:00,205 --> 00:34:02,207
‫بهترین اسب‌ها روی توی اصطبل‌مون داریم.

377
00:34:02,291 --> 00:34:03,625
‫ملکه بهمون هدیه داده.

378
00:34:03,709 --> 00:34:05,502
‫باید حتماً عروسی‌ام بیای.

379
00:34:05,586 --> 00:34:07,671
‫چند هفته دیگه‌ست.

380
00:34:07,755 --> 00:34:10,340
‫باورتون می‌شه دارم با
‫ملکه گالدرین ازدواج می‌کنم؟

381
00:34:10,424 --> 00:34:12,760
‫با این ازدواج من پادشاه‌تون می‌‌شم.

382
00:34:12,843 --> 00:34:16,472
‫برای همین ازتون انتظار دارم
‫یک‌سرـه در اختیار من باشید.

383
00:34:17,556 --> 00:34:19,349
‫امیدوارم خوشبخت بشین.

384
00:34:19,433 --> 00:34:22,269
‫نام دامودردها همچنان با عزتی
‫ثابت می‌درخشه.

385
00:34:22,352 --> 00:34:25,105
‫همین خودش به تنهایی کافیه.

386
00:34:26,148 --> 00:34:27,148
‫خب...

387
00:34:28,567 --> 00:34:30,444
‫بهتره برم حموم کنم.

388
00:34:30,527 --> 00:34:32,446
‫اگه امکان‌ش هست رند تا اون موقع یه غذایی
‫چیزی بخوره

389
00:34:32,529 --> 00:34:34,907
‫یه دست هم لباس نـو بهش بدید
‫قبل از اینکه از اینجا بریم.

390
00:34:34,990 --> 00:34:36,533
‫بله حتماً.

391
00:34:36,617 --> 00:34:38,702
‫از کمد خودم یه لباس مناسب براش پیدا می‌کنم.

392
00:34:38,786 --> 00:34:40,454
‫ممنون.

393
00:34:42,956 --> 00:34:44,875
‫خونی شدی؟

394
00:34:44,958 --> 00:34:48,212
‫واقعا از دیدنت خوشحال شدم خواهرزاده.

395
00:34:48,295 --> 00:34:49,797
‫یا...

396
00:34:49,880 --> 00:34:51,924
‫بهتره سرورم صداتون کنم.

397
00:35:12,027 --> 00:35:14,112
‫اوه

398
00:35:14,196 --> 00:35:17,616
‫باعث دلگرمیـه که می‌بینم
‫اونجا رو خاک گرفته خواهرجان.

399
00:35:17,699 --> 00:35:20,327
‫در همین حد بذار بگم،
‫که با اینکه قرن‌ها

400
00:35:20,410 --> 00:35:22,120
‫از این موضوع می‌گذره،
‫ولی هنوزم پُشتم مجازات‌های سریل سدای

401
00:35:22,204 --> 00:35:24,164
‫رو بخاطر میاره.

402
00:35:24,248 --> 00:35:27,084
‫به به ورین سدای.

403
00:35:27,167 --> 00:35:29,378
‫نمی‌دونستم که
‫قراره به دیدنـمون بیای.

404
00:35:29,461 --> 00:35:31,046
‫نیازی نیست بخاطرم از جات بلند شی.

405
00:35:31,129 --> 00:35:33,090
‫من با این تشریفات بزرگ شدم.

406
00:35:33,173 --> 00:35:34,716
‫داری باعث می‌شی
‫احساسِ پیری بکنم.

407
00:35:34,800 --> 00:35:37,302
‫چطوری می‌تونم بهت کمک بکنم خواهر؟

408
00:35:37,386 --> 00:35:40,013
‫امیدوار بودم بتونم با دو تا
‫از دخترهایی که زیر نظرت هستن

409
00:35:40,097 --> 00:35:43,016
‫ملاقات بکنم، اگوین ال‌ویر

410
00:35:43,100 --> 00:35:45,310
‫و ناینیو ال‌میرا.

411
00:35:45,394 --> 00:35:48,105
‫می‌دونی ممکنه کجا پیداشون بکنم؟

412
00:35:48,188 --> 00:35:50,983
‫احتمالاً سرگرم انجام
‫کارهای روزمره‌ـشون هستن.

413
00:35:51,066 --> 00:35:53,151
‫راستش اینطور نیست.

414
00:35:53,235 --> 00:35:56,572
‫نه سر کلاس‌هاشونن،
‫و نه توی اتاق‌خواب‌هاشون.

415
00:35:56,655 --> 00:36:00,492
‫و... آم... همچنین
‫وارثِ تاج و تختِ آندور هم

416
00:36:00,576 --> 00:36:02,828
‫خبری ازش نیست.

417
00:36:02,911 --> 00:36:05,497
‫احتمالش هست که
‫برج رو ترک کرده باشن؟

418
00:36:06,540 --> 00:36:09,251
‫- وارث تاج و تخت؟
‫- ارزش بررسی کردن رو داره، درسته؟

419
00:36:09,334 --> 00:36:11,086
‫اوه.

420
00:36:11,169 --> 00:36:13,046
‫آم...

421
00:36:15,424 --> 00:36:17,801
‫خدای من، بله. اینجاست.

422
00:36:17,885 --> 00:36:20,679
‫یه سری به خونه‌اش توی الین رفته.

423
00:36:20,762 --> 00:36:23,724
‫هر سه‌تاشون چند روز پیش
‫اینجا رو امضا زدن.

424
00:36:23,807 --> 00:36:26,435
‫چیزی نیست که
‫بشه فراموشش کرد.

425
00:36:27,436 --> 00:36:29,396
‫همینطوره.

426
00:36:29,479 --> 00:36:31,982
‫من، آم...

427
00:36:32,065 --> 00:36:34,234
‫راستش واقعاً نمی‌تونم
‫چطوری از خاطرم رفته.

428
00:36:34,318 --> 00:36:36,028
‫خیلی غیرعادیـه.

429
00:36:36,111 --> 00:36:38,113
‫درسته.

430
00:36:39,114 --> 00:36:41,325
‫ولی ظاهراً هر سه‌تاشون
‫همراه با سربازهای ملگه مورگیس

431
00:36:41,408 --> 00:36:43,410
‫راهی این مسیر شدن،

432
00:36:43,493 --> 00:36:45,537
‫پس مطمئنم که حال همگیـشون خوبه،

433
00:36:45,621 --> 00:36:48,206
‫و تا چند روز دیگه،
‫از کیملین خبرش می‌رسه.

434
00:36:48,290 --> 00:36:50,083
‫بله، قطعاً همینطوره.

435
00:36:50,167 --> 00:36:53,086
‫آها بله، یه سوالِ
‫دیگه هم دارم.

436
00:36:53,170 --> 00:36:55,464
‫توی کتابخونه داشتم

437
00:36:55,547 --> 00:36:57,841
‫دنبال کتابِ «تعمقی بر آتشِ سوزان»
‫می‌گشتم.

438
00:36:57,925 --> 00:37:00,802
‫آها آره، می‌خواستم برگردونمـش.

439
00:37:00,886 --> 00:37:03,013
‫درواقع توی اتاقمـه.
‫لازمش داری؟

440
00:37:03,096 --> 00:37:06,224
‫فقط برای اینکه به بخش
‫آمیرلین تتسوان یه نگاهی بندازم...

441
00:37:06,308 --> 00:37:08,477
‫اگه مشکلی نداره.

442
00:37:08,560 --> 00:37:10,562
‫اوهوم.

443
00:37:53,605 --> 00:37:56,650
‫حالا توی چنین مواقعی،
‫حافظۀ مُثُلیـم به درد می‌خوره.

444
00:37:56,733 --> 00:37:59,069
توی ‫صفحۀ 72 یادداشت‌ها،

445
00:37:59,152 --> 00:38:01,113
‫یادداشتی درموردِ خروج
‫این سه دختر نوشته

446
00:38:01,196 --> 00:38:02,698
‫که ظاهراً بخاطر شرکت توی

447
00:38:02,781 --> 00:38:04,992
‫مراسم نام‌گذاریِ
‫برادر الین یعنی گوین هست.

448
00:38:05,075 --> 00:38:07,536
‫اما موضوع جالـبش اینجاست

449
00:38:07,619 --> 00:38:10,080
‫که یه لرزش کوچولو
‫توی این بخش وجود داره.

450
00:38:10,163 --> 00:38:11,415
‫نشونـم بده.

451
00:38:18,797 --> 00:38:21,383
‫ببین این دست خطِ معمولِ شریامـه.

452
00:38:22,467 --> 00:38:24,469
‫ولی اینجا...

453
00:38:24,553 --> 00:38:26,722
‫انگار که دستـش داشته
‫آهسته‌تر می‌نوشته.

454
00:38:26,805 --> 00:38:28,265
‫یا شایدم

455
00:38:28,348 --> 00:38:29,867
‫کسی سعی داشته که
‫دست‌خطـش رو جعل کنه؟

456
00:38:29,891 --> 00:38:32,686
‫نه، شریام یادش بود
‫که خودش نوشته.

457
00:38:32,769 --> 00:38:34,146
‫آها.

458
00:38:41,987 --> 00:38:43,989
‫به نظرت جوریه که انگار...

459
00:38:45,991 --> 00:38:49,119
‫...از قدرتِ عدم‌اختیار درش استفاده شده؟

460
00:38:50,287 --> 00:38:52,372
عدم‌اختیار؟

461
00:38:53,457 --> 00:38:55,584
باید ‫«سه‌سوگند» رو زیر پا بذارن.

462
00:38:56,585 --> 00:38:59,546
‫این یعنی که یکی از افرادی که توی برج مستقره
‫پیرو ارباب تاریکیـه.

463
00:38:59,629 --> 00:39:01,631
‫که...

464
00:39:03,383 --> 00:39:05,844
‫...آژاهای سیاه واقعیت دارن.

465
00:39:08,597 --> 00:39:10,557
‫به اسامیِ تموم آی‌سدای‌هایی که

466
00:39:10,640 --> 00:39:12,893
‫طی چند روز گذشته به هر دلیلی از
‫برج خارج شدن

467
00:39:12,976 --> 00:39:14,978
‫نیاز داریم.

468
00:40:15,914 --> 00:40:17,999
‫دو ساعت پیش منتظرت بودیم.

469
00:40:18,083 --> 00:40:20,544
‫رابط‌ها غیرقابل‌پیش‌بینی هستن.

470
00:40:21,628 --> 00:40:23,922
‫انتظار داشتم اربابـمون
‫خودش به دیدنـم بیاد.

471
00:40:24,005 --> 00:40:26,383
‫اربابـمون سرگرم کارهای مهمتـری هست

472
00:40:26,466 --> 00:40:28,468
‫تا اینکه بخواد با سگش ور بره.

473
00:40:29,970 --> 00:40:33,265
‫کاری که با این دخترها می‌کنی، نفرت‌انگیزه.

474
00:40:35,142 --> 00:40:37,519
‫شاید بهتر باشه مردم شانچن
‫یاد بگیرن که به قدرت واحد

475
00:40:37,602 --> 00:40:39,855
‫- احترام بذارن.
‫- دقیقاً برعکسشه،

476
00:40:39,938 --> 00:40:42,607
‫انقدر به قدرت واحد احترام می‌ذاریم که

477
00:40:42,691 --> 00:40:44,901
‫معتقدیم هیچکسی نباید حق احضارش
‫رو صرفاً بخاطر

478
00:40:44,985 --> 00:40:46,778
‫ویژگی مادرزادیـش داشته باشه.

479
00:40:46,862 --> 00:40:49,447
سولدام‌های ما سال‌ها آموزش می‌بینن

480
00:40:49,531 --> 00:40:51,324
‫تا ارزش خودشون رو اثبات کنن.

481
00:40:51,408 --> 00:40:53,160
‫خودشون حقـشون رو بدست میارن.

482
00:40:53,243 --> 00:40:56,037
‫درست برعکس آی‌سدای.

483
00:40:57,164 --> 00:40:59,916
‫می‌دونی، تمایلاتِ اربابـمون

484
00:41:00,000 --> 00:41:03,003
‫به مرور زمان تغییر خواهد کرد.

485
00:41:03,086 --> 00:41:05,463
‫و در پایان،
‫تموم «ماراث‌دامنه»ها

486
00:41:05,547 --> 00:41:08,091
‫آزاد خواهند شد.

487
00:41:08,175 --> 00:41:10,927
‫شاید من کسی باشم که
‫قلاده رو

488
00:41:11,011 --> 00:41:14,097
‫به گردنِ خوشگلت ببندم.

489
00:41:14,181 --> 00:41:16,600
‫تمایلاتِ اربابـمون تغییر خواهد کرد.

490
00:41:18,518 --> 00:41:20,937
‫روزی که در مقابلـم زانو می‌زنی...

491
00:41:21,021 --> 00:41:23,565
‫بهت یادآوری می‌کنم.

492
00:41:40,874 --> 00:41:43,126
‫البته اگه تا اون موقع دووم بیاری.

493
00:42:00,685 --> 00:42:02,646
‫بیاریدشون پیشِ من.

494
00:42:04,356 --> 00:42:06,691
‫یه کاری بکن.

495
00:42:07,692 --> 00:42:08,944
‫نمی‌تونم.

496
00:42:13,490 --> 00:42:14,866
‫فرار کنید!

497
00:42:40,600 --> 00:42:42,602
‫صبر کن. اگوین کو؟

498
00:43:03,123 --> 00:43:05,542
‫رقصت با نیره‌ها بدک نیست‌ها،

499
00:43:05,625 --> 00:43:07,168
‫پرین آیبارا.

500
00:43:10,839 --> 00:43:13,591
‫فکر می‌کردم مردمت
‫هرگز صحرا رو ترک نکردن.

501
00:43:13,675 --> 00:43:15,135
‫آییل‌های غربی بهش می‌گن «صحرا».

502
00:43:15,218 --> 00:43:17,220
‫اسمش سرزمین سه‌گانه‌ست.

503
00:43:17,304 --> 00:43:19,639
‫که ما رو به سنگی منعطف تبدیل می‌سازه،

504
00:43:19,723 --> 00:43:21,683
‫زمینی که ارزشـمون رو اثبات می‌کنه،

505
00:43:21,766 --> 00:43:24,269
‫و مجازاتی برای گناهـه.

506
00:43:24,352 --> 00:43:25,895
‫چه گناهی؟

507
00:43:25,979 --> 00:43:28,690
‫هیچکسی بخاطر نمیاره،
‫برای مدت‌ها پیشـه.

508
00:43:31,443 --> 00:43:33,445
‫تو چرا رهاش کردی؟

509
00:43:35,113 --> 00:43:37,574
‫به دنبال «کاراکارن» هستم.

510
00:43:37,657 --> 00:43:40,535
‫رهبرِ... رهبرانـمون.

511
00:43:42,495 --> 00:43:44,456
‫یعنی مسیرت کدوم طرفیـه پس؟

512
00:43:44,539 --> 00:43:46,708
‫هرجایی که تو بری غربی.

513
00:43:46,791 --> 00:43:48,084
‫ولی همین الان گفتی که...

514
00:43:48,168 --> 00:43:50,462
‫من «توه» دارم.

515
00:43:50,545 --> 00:43:51,921
‫توه چیه؟

516
00:43:54,090 --> 00:43:55,925
‫جیه‌توه یه شیوۀ آییلیـه.

517
00:43:56,009 --> 00:43:57,969
‫تو جونم رو نجات دادی.

518
00:43:58,053 --> 00:44:00,805
‫آبِ من از آنِ توست.

519
00:44:03,558 --> 00:44:05,143
‫مطمئن نیستم.

520
00:44:05,226 --> 00:44:07,312
‫منظورم چیز عاشقانه‌ای نیست.

521
00:44:07,395 --> 00:44:09,272
‫هرچند، من...

522
00:44:09,356 --> 00:44:10,982
‫مشکلی باهاش ندارم.

523
00:44:21,201 --> 00:44:22,994
‫وای.

524
00:44:23,078 --> 00:44:25,413
‫نگران نباش، پرینِ دورود.

525
00:44:25,497 --> 00:44:27,999
‫از روی هوی و هوس،
‫بهت حمله نمی‌کنم.

526
00:44:29,751 --> 00:44:32,962
‫حالا... بگو ببینم الان عازم کجایی؟

527
00:44:34,923 --> 00:44:36,257
‫«فالم».

528
00:45:24,180 --> 00:45:25,890
‫این شهر...

529
00:45:25,974 --> 00:45:28,601
‫«فالم» توی «تومن‌هد»ـه.

530
00:45:28,685 --> 00:45:31,855
‫هزاران کیلومتر با برج سفید
‫فاصله داریم ناینیو.

531
00:45:31,938 --> 00:45:33,731
‫فالم.

532
00:45:33,815 --> 00:45:35,525
‫لیاندرین گفته بود که
‫پرین و لویال

533
00:45:35,608 --> 00:45:36,818
‫رو دارن به اینجا میارن.

534
00:45:41,364 --> 00:45:43,408
‫- بجنب، باید بفهمیم...
‫- صبر کن.

535
00:45:45,660 --> 00:45:48,163
‫کاری نکن
‫توجهِ کسی بهمون جلب بشه.

536
00:45:48,246 --> 00:45:50,373
‫به دنبالـمون میان.

537
00:45:50,457 --> 00:45:52,167
‫باید خیلی مراقب باشیم.

538
00:46:00,633 --> 00:46:03,928
‫این سربازها اهلِ فالم یا تومن‌هد

539
00:46:04,012 --> 00:46:06,097
‫نیستن.

540
00:46:06,181 --> 00:46:08,057
‫بیگانه هستن.

541
00:46:08,141 --> 00:46:10,101
‫- اشغالگرن.
‫- واسم مهم نیست که اهل کجان.

542
00:46:10,185 --> 00:46:12,413
‫تنها چیزی که واسم مهمه، پیدا کردنِ
‫اگوین و خارج شدن از اینجاست.

543
00:46:29,370 --> 00:46:31,998
‫بس کن. هر دو تاییـمون
‫رو به کشتن می‌دی.

544
00:46:32,081 --> 00:46:33,666
‫اول باید لباس‌هامون رو عوض کنیم.

545
00:46:33,750 --> 00:46:35,960
‫لباس‌هامون؟
‫به اندازۀ کافی برازندۀ شما نیستن؟

546
00:46:36,044 --> 00:46:37,730
‫اون سربازهایی که دم دروازه بودن
‫داشتن دنبال ما می‌گشتن.

547
00:46:37,754 --> 00:46:39,797
‫همچنان هم به دنبالـمون می‌گردن.

548
00:46:39,881 --> 00:46:42,258
‫- دنبالـم بیا...
‫- من از تو دستور نمی‌گیرم

549
00:46:42,342 --> 00:46:43,903
‫شاهدخت عزیز.
‫من اصلا حتی نمی‌شناسمت.

550
00:46:52,727 --> 00:46:54,103
‫خواهر!

551
00:46:54,187 --> 00:46:55,647
‫اوه، برگشتی که.

552
00:46:55,730 --> 00:46:57,482
‫ظاهراً فقط من نیستم که برگشتم.

553
00:46:59,400 --> 00:47:02,987
‫کتاب فوق‌العاده طولانی و خسته کنندۀ
‫تاریخت رو تموم کردی؟

554
00:47:03,071 --> 00:47:05,740
‫فکر می‌کردم به جورین رفتی

555
00:47:05,823 --> 00:47:08,493
‫تا مرد جوانی که مشکوک
‫به احضار شده رو بگیری.

556
00:47:08,576 --> 00:47:10,703
‫خوشبختانه چیز خاصی نبود.

557
00:47:10,787 --> 00:47:13,206
‫ولی... تونستم...

558
00:47:13,289 --> 00:47:15,708
‫یکم مارچوبۀ سفید بیارم.

559
00:47:15,792 --> 00:47:18,419
‫می‌خوای؟
‫توی اون روستا خیلی پرطرفدار بود.

560
00:47:18,503 --> 00:47:20,004
‫- می‌شه فقط...
‫- توی چنین وقت از سال

561
00:47:20,088 --> 00:47:22,131
‫- اونجا پیداشون کرد.
‫- بله.

562
00:47:24,801 --> 00:47:27,720
‫گفتی چی باعث شد به برج برگردی خواهر؟

563
00:47:27,804 --> 00:47:30,348
‫مطمئناً بخاطر مارچوبۀ سفید نبوده.

564
00:47:30,431 --> 00:47:31,766
‫هرچند می‌دونم که شکمویی.

565
00:47:31,849 --> 00:47:34,102
‫نه، من، آم...

566
00:47:34,185 --> 00:47:37,438
‫امیدوارم که بتونم
‫چند تا از نوآموز‌هامون رو ببینم.

567
00:47:37,522 --> 00:47:39,607
‫که اگه درست شنیده باشم،

568
00:47:39,691 --> 00:47:40,942
‫قدرتِ فوق‌العاده‌ای دارن.

569
00:47:41,025 --> 00:47:43,695
‫اگوین ال‌ویر
‫و ناینیو ال‌میرا.

570
00:47:43,778 --> 00:47:44,988
‫بله.

571
00:47:45,071 --> 00:47:46,823
‫واقعاً خارق‌العاده‌ان.

572
00:47:46,906 --> 00:47:49,033
‫مخصوصاً اونی که حکیمه.

573
00:47:49,117 --> 00:47:50,326
‫به همین زودی قبول شده.

574
00:47:51,369 --> 00:47:53,037
‫متاسفانه، اینجا نیستن.

575
00:47:53,121 --> 00:47:54,831
‫عجیبه.

576
00:47:54,914 --> 00:47:57,417
‫نوآموز‌ها اجازه ندارن که...

577
00:47:57,500 --> 00:47:58,793
‫خب، ظاهراً به یه مراسم...

578
00:47:58,876 --> 00:48:01,546
‫نام‌گذاری توی کیملین رفتن.

579
00:48:01,629 --> 00:48:05,300
‫توی راه برگشت شنیدم که
‫یه فرستادۀ سلطنتی که عازم کیملین بود،

580
00:48:05,383 --> 00:48:06,676
‫توی جنوب اینجا بهش حمله کردن.

581
00:48:06,759 --> 00:48:08,344
‫کی حمله کرده؟

582
00:48:08,428 --> 00:48:10,763
‫یه سربازی توی کاروانسرا گفت که...

583
00:48:10,847 --> 00:48:12,390
‫یا دزد بودن یا سفیدپوشان.

584
00:48:12,473 --> 00:48:13,793
‫ولی اگه دخترها همراهشون بوده باشن...

585
00:48:15,018 --> 00:48:17,270
‫بیا، باید سریعاً با نگهبان صحبت کنیم.

586
00:48:19,063 --> 00:48:21,399
‫ارزش اون دخترها بیشتر از
‫خود طلاست.

587
00:48:22,400 --> 00:48:23,401
‫عجله کن.

588
00:49:05,652 --> 00:49:08,321
‫اسب‌ها رو دارن زین می‌کنن.

589
00:49:08,404 --> 00:49:11,366
‫و اگه بپرسم چطور شد که
‫تو و اون پسرک

590
00:49:11,449 --> 00:49:13,076
‫توی چنین وضعیتی قرار گرفتید؟

591
00:49:15,453 --> 00:49:16,704
‫بله.

592
00:49:18,581 --> 00:49:19,916
‫برگرد.

593
00:49:25,505 --> 00:49:26,865
‫غافلگیر شدم که پایین نموندی

594
00:49:26,923 --> 00:49:29,634
‫تا از رند سوال‌هایی ‫که داری رو بپرسی.

595
00:49:29,717 --> 00:49:32,261
‫بارتنز ترغیبـم کرد که تنهاش بذارم.

596
00:49:32,345 --> 00:49:34,180
‫اوه، خب همیشه
‫قلب مهربونی داشت.

597
00:49:34,263 --> 00:49:37,809
‫بله. یه جورایی پسرم
‫بیشتر از من و تو

598
00:49:37,892 --> 00:49:39,644
‫به پدرمون شبیه شده.

599
00:49:43,106 --> 00:49:46,192
‫می‌دونم هرگز بهم نمی‌گی که
‫داستان این پسره چیه

600
00:49:46,275 --> 00:49:47,694
‫یا اصلا چرا اینجایی.

601
00:49:48,736 --> 00:49:49,946
‫ولی من می‌شناسمت مورین.

602
00:49:51,072 --> 00:49:52,407
‫تموم زندگیت،

603
00:49:52,490 --> 00:49:54,784
‫همیشه می‌دونستی که برنامه‌ات چیه.

604
00:49:55,785 --> 00:49:58,204
‫با اینحال، الان که بهت نگاه می‌کنم،

605
00:49:58,287 --> 00:50:01,040
‫با تموم هارت و پورتت،
‫به نظرم اصلا روحتم

606
00:50:01,124 --> 00:50:03,084
‫خبر نداره که قدم بعدیت

607
00:50:03,167 --> 00:50:04,919
‫توی این مسیر چیه.

608
00:50:16,431 --> 00:50:18,474
‫رند...

609
00:50:22,437 --> 00:50:24,272
‫به محافظت نیاز داره.

610
00:50:27,316 --> 00:50:29,068
‫و مطمئن نیستم
‫که بتونم واسش فراهمش کنم یا نه.

611
00:50:29,152 --> 00:50:30,695
‫در مقابل چیزی که دنبالـشه.

612
00:50:31,904 --> 00:50:34,323
‫و احتمالش زیاده که
‫اگه قدم اشتباهی بردارم،

613
00:50:34,407 --> 00:50:36,951
‫تو، بارتنز و تموم این شهر

614
00:50:37,034 --> 00:50:38,661
‫خاکستر بشید.

615
00:50:41,164 --> 00:50:42,498
‫باید دور از اینجا می‌موندی.

616
00:50:43,541 --> 00:50:44,834
‫می‌دونم.

617
00:50:47,128 --> 00:50:48,337
‫می‌دونم.

618
00:50:54,635 --> 00:50:55,970
‫وقتی که دختربچه بودم...

619
00:50:57,555 --> 00:51:00,808
‫...خواهرم که خیلی باهوش و
‫خیلی از من بزرگتر بود

620
00:51:00,892 --> 00:51:02,727
‫یه نصیحتی

621
00:51:02,810 --> 00:51:04,812
‫بهم کرد.

622
00:51:05,813 --> 00:51:09,942
‫بهم گفت که اگه
‫چیزی ناراحتت می‌کنه

623
00:51:10,026 --> 00:51:11,778
‫یا که می‌ترسونتت...

624
00:51:12,779 --> 00:51:14,113
‫...کافیه فقط یه سوالِ

625
00:51:14,197 --> 00:51:16,115
‫ساده از خودت بپرسی.

626
00:51:17,408 --> 00:51:19,076
آیا ‫حقیقت داره؟

627
00:51:20,244 --> 00:51:22,830
‫مطمئنی، به دور از هر شک و شبهه‌ای،

628
00:51:22,914 --> 00:51:25,166
‫که حقیقت داره؟

629
00:51:25,249 --> 00:51:27,210
‫مطمئنی، به دور از هر شک و شبهه‌ای،

630
00:51:27,293 --> 00:51:29,670
‫که رند به محافظتت نیاز داره؟

631
00:51:43,601 --> 00:51:45,728
‫نصیحتِ محشری بوده نه؟

632
00:51:47,063 --> 00:51:49,482
‫توی 40 سال اخیر،
‫خیلی به دردم خورده.

633
00:51:59,575 --> 00:52:02,745
‫هر خطری که آزاد کرده باشی

634
00:52:02,829 --> 00:52:04,622
‫یا تحریک...

635
00:52:05,790 --> 00:52:09,544
‫...برگشتنت برای بارتنز
‫یک دنیا ارزشمنده.

636
00:52:10,545 --> 00:52:12,630
‫حتی اگه نتونی بمونی.

637
00:52:12,713 --> 00:52:14,382
‫شاید بتونم.

638
00:52:34,944 --> 00:52:38,114
‫دوباره به خوابـم اومدی «لنفیر»؟

639
00:52:46,581 --> 00:52:48,416
‫از کجا فهمیدی؟

640
00:52:50,084 --> 00:52:52,503
‫کلاً توی ظرافت مهارتی نداری.

641
00:52:55,381 --> 00:52:56,984
‫فقط باید یکمی اینجا وقت بگذرونم

642
00:52:57,008 --> 00:53:00,011
‫تا یکی دیگه چشم‌هاش رو
‫روی هم بذاره و بخوابه.

643
00:53:00,803 --> 00:53:04,223
‫ملت بخاطر «ویران کردنِ دنیا» سرزنشمون می‌کنن

644
00:53:04,307 --> 00:53:06,350
‫ولی هیچکدومشون به خودشون
‫زحمت نمی‌دن که یه دستی به سروروش بکشن.

645
00:53:06,934 --> 00:53:08,477
‫سه هزار سال گذشته

646
00:53:09,687 --> 00:53:12,064
‫و همچنان دارن با شمشیر

647
00:53:12,148 --> 00:53:14,275
‫و ملکه‌ها می‌جنگن.

648
00:53:16,444 --> 00:53:18,362
‫به سلامتی گذشته.

649
00:53:18,863 --> 00:53:20,740
‫به سلامتی آینده.

650
00:53:22,533 --> 00:53:25,077
‫بعد از پیروزیِ ارباب کبیرمون.

651
00:53:27,663 --> 00:53:29,248
‫گمونم

652
00:53:29,332 --> 00:53:32,418
‫رند فهمید که نگهبان کاروانسرا
‫بودنت واقعی نیست.

653
00:53:32,501 --> 00:53:33,836
‫چطوری بهش گفتی؟

654
00:53:33,920 --> 00:53:35,129
‫من نگفتم.

655
00:53:35,212 --> 00:53:37,048
‫کار مورین بود.

656
00:53:38,799 --> 00:53:41,218
‫تعجب کردم که چرا گذاشتی
‫اصلا زنده بمونه.

657
00:53:42,762 --> 00:53:44,764
‫آی‌سدایِ مُرده بی‌فایده‌ست.

658
00:53:44,847 --> 00:53:46,641
‫و آی‌سدایِ بدون قدرت فایده‌ای داره؟

659
00:53:46,724 --> 00:53:50,061
‫عجز و ناتوانی ذهن رو به سمتِ تصمیمات...

660
00:53:50,144 --> 00:53:52,813
‫...جالبی می‌کشونه.

661
00:53:52,897 --> 00:53:55,191
‫درست مثل خودت.

662
00:53:56,400 --> 00:53:57,401
‫همم.

663
00:53:58,402 --> 00:54:00,404
‫نگران نیستی که بهت خیانت کنم؟

664
00:54:05,451 --> 00:54:07,161
‫می‌کنی؟

665
00:54:09,497 --> 00:54:10,998
‫قطعاً.

666
00:54:20,049 --> 00:54:22,969
‫می‌دونی چرا ارباب تاریکی
‫اول من رو بیدار کرد؟

667
00:54:23,052 --> 00:54:24,595
‫که چرا فقط با من صحبت می‌کنه؟

668
00:54:26,389 --> 00:54:28,683
‫چون...

669
00:54:28,766 --> 00:54:30,351
‫موگدین دیوونه‌ست،

670
00:54:30,434 --> 00:54:31,519
‫گریندال یه احمق تموم‌عیاره

671
00:54:31,602 --> 00:54:33,270
‫و اون پسرها
‫حتی اگه زیر نظر قدرتِ عدم‌اختیار

672
00:54:33,354 --> 00:54:35,106
‫هم بوده باشن،
‫از پس یه نقشه برنمی‌اومدن.

673
00:54:36,941 --> 00:54:38,275
‫چون...

674
00:54:38,359 --> 00:54:40,569
‫تنها در بین همۀ برگزیده‌ها...

675
00:54:41,612 --> 00:54:44,615
‫...منم که واقعاً به تاریکی ایمان دارم.

676
00:54:44,699 --> 00:54:47,201
‫باور دارم تنها راه برای
‫تموم کردن همۀ این رنج و عذاب‌ها...

677
00:54:48,202 --> 00:54:51,122
‫...اینه که جلوی خودِ چرخ زمان رو بگیریم.

678
00:54:52,248 --> 00:54:53,749
‫جلوی همه‌چیز رو بگیریم.

679
00:54:55,918 --> 00:54:57,753
‫پس چرا آزادم کردی؟

680
00:55:00,965 --> 00:55:04,218
‫چون می‌دونم که خواسته‌ات چیه.

681
00:55:07,596 --> 00:55:09,098
‫چیزی که همیشه می‌خواستی چیه.

682
00:55:11,142 --> 00:55:12,327
‫داری توی دنیای خواب

683
00:55:12,351 --> 00:55:13,686
‫ماهرتر می‌شی.

684
00:55:13,769 --> 00:55:15,688
‫چیزی که زیاد دارم زمانـه.

685
00:55:18,607 --> 00:55:23,029
‫اژدهای جدید در مقایسه با
‫اژدهای قبلی چجوریه؟

686
00:55:24,780 --> 00:55:26,449
‫رند...

687
00:55:26,532 --> 00:55:27,783
‫نرم و نازکتـره.

688
00:55:28,784 --> 00:55:32,455
‫نسبت به حق مادرزادیـش غروری نداره
‫و قدرتش رو پس می‌زنه.

689
00:55:35,916 --> 00:55:37,501
‫و دخترها چی؟

690
00:55:38,544 --> 00:55:41,630
‫آی‌سدای جونت داره
‫دخترها رو توی مسیر قرار می‌ده؟

691
00:55:41,714 --> 00:55:43,549
‫من فقط دورهم جمعـشون کردم.

692
00:55:47,011 --> 00:55:48,596
‫ولی یکیـشون حرص قدرت داره

693
00:55:48,679 --> 00:55:50,389
‫و اون یکی ازش هراس داره.

694
00:55:50,473 --> 00:55:52,224
‫و پسرها چطور؟

695
00:55:52,308 --> 00:55:54,393
‫خب مت که مادرزادی توی چنگـمه،

696
00:55:54,477 --> 00:55:58,272
‫و پرین هم به زودی به
‫گرگ تبدیل می‌شه و دیگه انسان نیست.

697
00:56:06,781 --> 00:56:08,866
‫به نظرت رند چیکار می‌کنه
‫وقتی ببینه

698
00:56:08,949 --> 00:56:10,201
‫دوستانـش همگی خودشون رو گم کردن؟

699
00:56:16,415 --> 00:56:18,167
‫متلاشی می‌شه.

700
00:56:23,881 --> 00:56:25,341
‫سرورم.

701
00:56:26,425 --> 00:56:27,676
‫وقتِ رفتنـته.

702
00:56:28,719 --> 00:56:30,304
‫سرورم.

703
00:56:32,306 --> 00:56:33,641
‫متاسفم سرورم.

704
00:56:33,724 --> 00:56:36,811
‫ارباب اعظم توراک
‫تقاضای ملاقات با شما رو دارن.

705
00:56:37,978 --> 00:56:39,146
‫اوهوم.

706
00:56:40,189 --> 00:56:41,941
‫شما از خون سلطنتی نیستید.

707
00:56:42,024 --> 00:56:43,275
‫همینطوره.

708
00:56:44,276 --> 00:56:46,028
‫یا حتی اهل سرزمین ما هم نیستید.

709
00:56:46,112 --> 00:56:48,364
‫اهل کجایید؟

710
00:56:49,448 --> 00:56:52,618
‫تا حالا هیچ غربی‌ای
‫پاش رو به سرزمین‌های ما نذاشته.

711
00:56:53,661 --> 00:56:55,538
‫سال‌ها پیش وطنـم رو ترک کردم،

712
00:56:55,621 --> 00:56:56,956
‫که به سختی چیزی ازش
‫بخاطر میارم.

713
00:56:57,039 --> 00:57:00,543
‫و با این حال، به سرعت
‫در جامعۀ ما رشد کردی.

714
00:57:00,626 --> 00:57:04,463
‫یهویی از ناکجاآباد
‫پا توی سرزمین سوروث گذاشتی.

715
00:57:04,547 --> 00:57:06,549
‫و خودت بودی، درست می‌گم؟

716
00:57:06,632 --> 00:57:08,801
‫اولین نفری که شاهد پیشگویی‌ای بود

717
00:57:08,884 --> 00:57:13,139
‫که ما رو به سمتِ بازگشتـمون
‫به سرزمین مادری باستانیـمون سوق داد؟

718
00:57:13,222 --> 00:57:14,348
‫سرورم،

719
00:57:14,431 --> 00:57:17,268
‫چشمان بندۀ حقیر
‫توان دیدن چنین چیزهایی رو نداره.

720
00:57:17,351 --> 00:57:19,270
‫تنها ملکه‌ـمون،

721
00:57:19,353 --> 00:57:21,397
‫در تالارِ نُه‌قمرش،

722
00:57:21,480 --> 00:57:24,233
‫توانایی ناظر بودن و شناختن
‫پیشگویی‌هایی که وجود دارن رو داره.

723
00:57:28,279 --> 00:57:29,738
‫با این...

724
00:57:30,739 --> 00:57:33,242
‫...توجه‌ام رو به خودت جلب کردی.

725
00:57:35,911 --> 00:57:37,830
‫می‌تونی یه درخواستی ازم بکنی.

726
00:57:40,416 --> 00:57:43,419
‫بانوی اعظم سوروث
‫هدیه‌ای برای شما آورده.

727
00:57:43,502 --> 00:57:46,338
‫ازتون تقاضا دارم
‫با حسن نیت بپذیریدش.

728
00:58:05,107 --> 00:58:06,317
‫الین؟

729
00:58:19,079 --> 00:58:20,706
‫تو کی هستی؟

730
00:58:20,789 --> 00:58:22,124
‫رایما،

731
00:58:22,208 --> 00:58:24,376
‫از آژاهای زرد.

732
00:58:28,505 --> 00:58:31,508
‫و نگهبانـم درست به موقع پیداتون کرد.

733
00:58:31,592 --> 00:58:34,178
‫بانوی اعظم سوروث مشخصاتتون
‫رو توی شهر پخش کرده

734
00:58:34,261 --> 00:58:37,473
‫و همه دارن دنبال شما می‌گردن.

735
00:58:37,556 --> 00:58:39,725
‫اصلا خبر دارید

736
00:58:39,808 --> 00:58:42,895
‫این شانچن‌ها با زن‌هایی که می‌تونن
‫احضار کنن، چیکار می‌کنن؟

737
00:59:04,541 --> 00:59:07,044
‫یه هدیه‌ای براتون آوردم سرورم.

738
00:59:12,633 --> 00:59:13,842
‫نوآموز‌ی بود که

739
00:59:13,926 --> 00:59:17,137
‫توی برج سفید تحت آموزش بوده.

740
00:59:17,221 --> 00:59:19,682
‫سولدامم می‌گه
‫از هر زن دامنی که

741
00:59:19,765 --> 00:59:22,268
‫مدت‌هاست دیدیم،

742
00:59:22,351 --> 00:59:24,561
‫قدرتـش بیشتره.

743
00:59:27,940 --> 00:59:29,740
‫قلاده بزنیدش.
‫باید رام بشه.

744
01:00:09,315 --> 01:00:10,482
‫چی شده؟

745
01:00:10,566 --> 01:00:13,652
‫مطمئنی که نمی‌خوای یکمی بخوابی؟

746
01:00:13,736 --> 01:00:14,903
‫وقت رفتنه؟

747
01:00:14,987 --> 01:00:16,613
‫راستش نه.

748
01:00:17,614 --> 01:00:19,783
‫اینجا می‌مونیم.

749
01:00:22,619 --> 01:00:24,180
‫گفتی نباید بخوابم
‫وگرنه پیدام می‌کنه.

750
01:00:24,204 --> 01:00:25,956
‫بله.

751
01:00:26,040 --> 01:00:27,082
‫همینطوره.

752
01:00:28,625 --> 01:00:29,960
‫خودت می‌خوای که پیدام کنه.

753
01:00:30,044 --> 01:00:32,421
‫الان دو سه ماهی می‌شه
‫که باهات بوده؟

754
01:00:33,505 --> 01:00:36,759
‫اگه قصدش صدمه زدن بهت بود،
‫واسه این کار کلی فرصت داشته.

755
01:00:36,842 --> 01:00:38,010
‫ولی اقدامی نکرده.

756
01:00:38,093 --> 01:00:39,094
‫چی می‌خواد؟

757
01:00:39,178 --> 01:00:40,429
‫نمی‌دونم.

758
01:00:43,390 --> 01:00:44,725
‫اگه چند روز پیش ازم می‌پرسیدی،

759
01:00:44,808 --> 01:00:46,560
‫می‌گفتم که خودم رو می‌خواد.

760
01:00:47,561 --> 01:00:48,687
‫می‌خواد باهام باشه.

761
01:00:49,813 --> 01:00:51,607
‫داستان‌های قبل ویرانیِ تیره و تارن،

762
01:00:51,690 --> 01:00:53,359
‫چون چیزهای زیادی رو از دست رفتن.

763
01:00:53,442 --> 01:00:56,111
‫ولی همۀ داستان‌هایی که وجود دارن
‫توی یه موضوع مشترکن

764
01:00:56,195 --> 01:00:58,697
‫که لنفیر عاشق اژدهای تازه متولد شده بوده.

765
01:00:58,781 --> 01:01:00,157
‫و اینکه اونم دوستش داشته

766
01:01:00,240 --> 01:01:02,576
‫تا اینکه با همسرش آشنا می‌شه.

767
01:01:02,659 --> 01:01:04,119
‫ولی لنفیر یکی از پیروان تاریکیـه.

768
01:01:04,203 --> 01:01:05,996
‫فقط وقتی که اژدها قلبـش رو می‌شکنه،
‫به اون سمت و سو می‌ره.

769
01:01:07,331 --> 01:01:10,167
‫به ارباب تاریکی سوگند می‌خوره
‫که سعی کنه برگردونتش.

770
01:01:15,756 --> 01:01:18,967
‫حالا چی، می‌خوای کاری کنی
‫که فکر کنه موفق شده؟

771
01:01:19,051 --> 01:01:21,136
‫می‌خوای وانمود کنم که عاشق
‫یکی از طردشدگانـم؟

772
01:01:21,220 --> 01:01:23,263
‫لنفیر و ایشامیل دستـشون
‫توی یه کاسه‌ست.

773
01:01:23,347 --> 01:01:26,183
‫این ممکنه تنها فرصتـمون باشه
‫برای اینکه بفهمیم خواسته‌اش چیه.

774
01:01:26,266 --> 01:01:27,786
‫- از دروغـم سردرمیاره.
‫- شاید.

775
01:01:27,810 --> 01:01:29,186
‫شاید بتونه بفهمه.

776
01:01:30,938 --> 01:01:32,481
‫مطمئن نیستم.

777
01:01:35,401 --> 01:01:39,154
‫هرچیزی که هست، فکر نکنم
‫تموم چیزهایی که بینـمون بوده، دروغ بوده باشه.

778
01:01:41,782 --> 01:01:43,409
‫تصمیمش با توئه رند.

779
01:01:45,661 --> 01:01:46,829
‫این دفعه جدی گفتمـش.

780
01:01:58,465 --> 01:01:59,675
‫اینجا می‌مونم.

781
01:02:03,470 --> 01:02:05,681
‫اگه به نظر رسید که داره
‫بهت آسیب می‌رسونه...

782
01:02:06,682 --> 01:02:08,100
‫...بیدارت می‌کنم.

783
01:02:09,101 --> 01:02:10,936
‫و اگه خوابت ببره چی؟

784
01:02:11,019 --> 01:02:11,937
‫خیلی خسته‌ای.

785
01:02:12,020 --> 01:02:13,856
‫نمی‌تونم چنین کاری کنم.

786
01:02:56,023 --> 01:02:57,858
‫بالاخره اومدی.

787
01:02:57,882 --> 01:03:17,882
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
