WEBVTT

00:00.441 --> 00:05.441
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:06.465 --> 00:08.527
‫- ناینیو کجاست؟
‫- وارد منحنی شد،

00:08.551 --> 00:10.052
‫اما بیرون نیومد.

00:10.136 --> 00:12.346
‫مامان، این دیگه چیه؟

00:13.848 --> 00:16.015
‫بیا عزیزدلم، باید بریم!

00:20.229 --> 00:22.356
‫وقتی یه محافظ آی سدای‌ش رو از دست می‌ده

00:22.440 --> 00:25.317
‫تقریباً انگار مرگ‌ش رو بلعیده.

00:25.401 --> 00:27.528
‫- من همچنان نگهبان توئم
‫- نه، تو نا اُمیدم کردی.

00:27.611 --> 00:29.697
‫آلانا تا برج همراهیت می‌کنه.

00:30.906 --> 00:32.634
‫واقعاً دلت نمی‌خواد بدونی
‫وقتی بهت نگاه می‌کنم

00:32.658 --> 00:34.418
‫- چی می‌بینم؟
‫- معلومه که نه!

00:34.994 --> 00:36.412
‫مـت هم باهام میاد.

00:36.495 --> 00:37.997
‫مسیر رو بلدی؟

00:38.080 --> 00:39.248
‫نا اُمیدم نکن!

00:39.331 --> 00:40.708
‫بانو آنوره؛ دوست ندارید بدونید

00:40.791 --> 00:43.085
‫چرا می‌خواست با شما صحبت کنه؟

00:43.169 --> 00:45.045
‫برای چی کمکم می‌کنی؟

00:45.129 --> 00:47.298
‫تو کمکم می‌کنی یادم بمونه.

00:47.381 --> 00:49.759
‫و منم کمکت می‌کنم فراموش کنی.

00:49.842 --> 00:52.052
‫بریم.

00:52.136 --> 00:54.513
‫فرار کن! اون نشونت می‌ده کجا بری.

00:54.597 --> 00:56.724
‫وقتی قمر رو پیدا کردن یه
‫شعر دورش رو پوشونده بود

00:56.807 --> 00:58.017
‫شعری به زبان باستانی.

00:58.100 --> 00:59.244
‫ما ارباب تاریکی رو شکست ندادیم

00:59.268 --> 01:01.812
‫بلکه قوی‌ترین معاونش رو آزاد کردیم

01:01.896 --> 01:03.898
‫اشامیل می‌خواد بقیه
‫طرد شدگان رو بیدار کنه

02:45.666 --> 02:48.586
‫خـون از خـون تغذیه می‌کند.

02:52.172 --> 02:54.925
‫خون، خون می‌طلبد.

02:55.926 --> 02:58.554
‫خون حرف اول را می‌زند،

02:58.637 --> 03:00.639
‫خون همیشه حرف اول را می‌زده‌،

03:03.475 --> 03:07.187
‫و همیشه هم خواهد زد.

03:13.361 --> 03:19.028
‫«چـــرخ زمـــان»
‫" فصل دوم - قسمت چهارم "

03:29.961 --> 03:38.465
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

03:39.489 --> 03:44.489
‫تـرجمه از «آیــدا و محمدعلی sm»

04:26.684 --> 04:28.435
‫بانوی من، شخصی...

04:28.519 --> 04:30.938
.اومده به دیدن‌تون

04:31.021 --> 04:33.023
‫برای ملاقاتی که خیلی زوده.

04:34.775 --> 04:36.068
‫کیه؟

04:36.151 --> 04:37.653
‫خــ....

04:39.488 --> 04:41.073
‫یعنی...

04:41.156 --> 04:42.950
‫خواهر بزرگترتون.

04:52.001 --> 04:53.752
‫بفرمایید بانوی من

04:53.836 --> 04:56.130
‫بفرمایید از این سمت.

05:10.269 --> 05:11.854
‫لپ‌هات گُل انداخته، خواهر کوچولو.

05:11.937 --> 05:14.314
‫همچنین.

05:14.398 --> 05:16.734
‫بیا بشین.

05:16.817 --> 05:18.336
‫- خبر نداشتیم...
‫- زیاد مزاحم نمی‌شم.

05:18.360 --> 05:19.987
‫اسب‌ام رو بردم اسطبل،

05:20.070 --> 05:21.989
‫و اگه اتاق‌ام هنوز سرجاشه
‫می‌خوام اونجا بمونم.

05:22.072 --> 05:24.199
‫فقط نمی‌خوام کسی توی شهر
‫از اومدن من خبردار بشه.

05:24.283 --> 05:25.701
‫حتماً؛ ما...

05:25.784 --> 05:28.495
‫یوناس، می‌شه از انبار شراب قرمز

05:28.579 --> 05:30.039
‫- بیاری برام؟
‫- چشم بانوی من.

05:30.122 --> 05:31.391
‫و یه لباس هم می‌خوام که...

05:31.415 --> 05:33.417
‫سال‌هاست هم رو ندیدیم مورین!

05:33.500 --> 05:34.585
‫بیا بشین.

05:40.758 --> 05:41.884
‫چای‌ای چیزی بخور.

05:43.093 --> 05:44.762
‫موقع ناهار هم رو می‌بینیم.

05:46.055 --> 05:47.775
‫باید فوراً برم ملاقات یکی.

06:01.737 --> 06:04.031
‫اگه مسافرخونه‌ام رو بازسازی کنی که دیگه نمی‌تونم

06:04.114 --> 06:05.657
‫بهای تخت و اتاق رو ازت بگیرم.

06:05.741 --> 06:07.367
‫كمترین كاری‌ـه كه ازم بر میاد.

06:08.619 --> 06:09.536
‫واقعاً شرمنده‌ام.

06:09.620 --> 06:11.246
‫تقصیر تو نبود.

06:12.289 --> 06:14.333
‫یادم رفت قبل از اینکه می‌ریم روی
‫تخت شمع‌ها رو خاموش کنم

06:16.627 --> 06:18.378
‫اصلاً بهتر که اینطوری شد.

06:18.462 --> 06:19.797
‫چند نفر رو

06:19.880 --> 06:22.424
‫برای بازسازی این طبقه استخدام کردم؛
‫اما یه هفته طول می‌کشه.

06:22.508 --> 06:24.676
‫که این یعنی بلاخره بعد مدت‌ها

06:24.760 --> 06:26.970
‫می‌تونم یکم از کار دور باشم.

06:27.054 --> 06:28.722
‫کجا می‌ری؟

06:28.806 --> 06:30.933
‫خانواده‌ام نزدیک «کین‌اسلیر داگر»
‫یه کلبه دارن.

06:31.016 --> 06:33.435
‫وقتی کوچیک بودم همیشه می‌رفتیم اونجا.

06:34.520 --> 06:36.605
‫اما بعد از اینکه مسافرخونه
‫رو راه انداختم...

06:39.608 --> 06:41.985
‫دوست نداری بیای؟

06:42.069 --> 06:44.071
‫نمی‌تونم سلین.

06:45.364 --> 06:46.907
‫ببخشید.

06:46.990 --> 06:50.034
‫اگه یه بار دیگه بگی ببخشید
‫کلاه‌مون می‌ره تو هم.

06:50.119 --> 06:51.954
‫من با این وضعیت اصلاً مهمون خوبی نیستم.

06:52.037 --> 06:53.705
‫برای هیچکس.

06:55.040 --> 06:57.668
‫خب راستش آتیش همه رو از اینجا فرار داد.

06:57.751 --> 07:00.003
‫تک و تنها می‌مونی.

07:02.005 --> 07:03.298
‫اگه واقعاً می‌خوای تنها باشی،

07:03.382 --> 07:05.134
‫الان بهترین موقع‌ست.

07:29.199 --> 07:31.118
‫بیا عزیزدلم، باید بریم.

07:31.201 --> 07:32.953
‫می‌ترسم!

08:00.272 --> 08:01.982
‫بـرات کیک عسلی آوردم.

08:03.400 --> 08:05.068
‫ممنون.

08:05.152 --> 08:06.820
‫چه‌خبر؟

08:08.155 --> 08:10.032
‫اصلاً نخوابیدم.

08:10.115 --> 08:12.117
‫منم تقریباً.

08:14.161 --> 08:15.662
‫چه حسی داره...

08:17.206 --> 08:19.041
‫باید بـرم.

08:19.124 --> 08:20.792
‫باشه، من...

08:20.876 --> 08:23.003
‫وقتت رو نمی‌گیرم.

08:25.464 --> 08:27.591
‫اگه کمک لازم داشتی بدون من هستم.

08:33.889 --> 08:35.890
‫خیلی خوشحالم که برگشتی.

08:36.975 --> 08:38.434
‫الان دیگه همه چی روبراهه.

08:39.477 --> 08:40.604
‫واقعی نبود.

08:42.147 --> 08:44.232
‫هرچی که دیدی واقعی نبودن.

09:25.023 --> 09:27.359
‫واقعاً دلم می‌خواد، اما اول باید

09:27.442 --> 09:28.652
‫آیوان رو راضی کنید.

09:28.694 --> 09:31.947
‫توروخدا؟ توروخدا؟ توروخدا؟

09:32.030 --> 09:33.865
‫بعد از اینکه غذا خوردم حتماً.

09:45.544 --> 09:48.880
‫اگه کسی بگه نمک‌ش کمه یا زیاده
‫آتیشش می‌زنم.

09:50.674 --> 09:53.302
‫- ممنون، کافیه.
‫- مگه نشنیدی چی گفتم؟

09:53.385 --> 09:54.678
‫صبحونه زیاد خوردم گرسنه‌ام نیست.

09:54.761 --> 09:56.847
‫از صبحونه دو ساعت می‌گذره.

09:58.890 --> 10:00.559
‫به چی می‌خندین شما دوتا؟

10:00.642 --> 10:03.437
‫خیلی وقت بود کسی رو با
‫خودت نیاورده بودی،

10:03.520 --> 10:06.481
‫فکر می‌کردیم حالا که سن‌ت رفته بالا
‫شاید دیگه بازنشسته شدی.

10:06.565 --> 10:09.609
‫حالا چیزی هم واسه نفر سوم می‌مونه اصلاً؟

10:27.127 --> 10:28.545
‫آیوان و ماکسیم سرشون شلوغه نه؟

10:31.173 --> 10:33.425
‫یکی‌شون همیشه میاد حالم رو می‌پرسه.

10:33.508 --> 10:35.510
‫یعنی چطوری؟

10:36.678 --> 10:38.972
‫با خنده و شوخی سر بحث رو باز می‌کنن.

10:39.056 --> 10:41.141
‫ماکسیم سن‌ام رو مسخره می‌کنه.

10:41.224 --> 10:43.226
‫آیوان موهام رو.

10:44.686 --> 10:46.480
‫بعدش...

10:46.563 --> 10:48.774
‫خاطره تعریف می‌کنن.

10:48.857 --> 10:50.484
‫تجربیات و راهنمایی‌هاشون.

10:50.567 --> 10:51.902
‫و خب این...

10:51.985 --> 10:53.362
‫بیا خلاصه‌ش کنیم.

10:55.280 --> 10:57.532
‫بدون اون هیچی‌ات نمی‌شه.

10:58.992 --> 11:00.369
‫پیوند شما قطع نشده بود.

11:00.452 --> 11:01.703
‫خودش از بین بردش.

11:03.914 --> 11:06.583
‫ تصمیم گرفتی بلاخره
‫می‌خوای چیکار کنی؟

11:07.626 --> 11:09.169
‫زیادی اینجا موندم؟

11:09.252 --> 11:12.798
‫تصمیم داریم فردا به «برج سفید» برگردیم.

11:12.881 --> 11:14.633
‫تو هم میای؟

11:16.468 --> 11:18.470
‫نمی‌دونم.

11:22.891 --> 11:25.519
‫ناینیو می‌خواد وارد منحنی‌ها بشه.

11:27.687 --> 11:30.899
‫بعد از «کدسوین سـدای» هیچکس اینقدر
‫ زود برای آزمون منحنی‌ اقدام نکرده.

11:30.982 --> 11:33.276
‫حس می‌کنم بعد از آزمون دیر یا زود

11:33.360 --> 11:35.654
‫جست‌وجوش به دنبال محافظ‌ رو آغاز کنه.

11:40.200 --> 11:43.578
‫دوست ندارم شکست‌هـام رو تکرار کنم.

11:47.165 --> 11:49.835
‫ای کاش خیلی زودتر با
‫مورین آشنا می‌شدی.

11:53.255 --> 11:54.423
‫یعنی چی خیلی زودتر؟

11:56.299 --> 11:57.926
‫یه اتفاقی براش میافته.

11:58.009 --> 12:00.887
‫الان دیگه بیست سالی می‌شه.

12:00.971 --> 12:03.849
‫یکی دوسال قبل از اینکه تو
‫رو به عنوان محافظش انتخاب کنه.

12:05.725 --> 12:07.894
‫یه روز کاملاً...

12:07.978 --> 12:09.980
‫تغییر کرد.

12:10.063 --> 12:12.357
‫مثل آبی که به یخ تبدیل می‌شه،

12:12.441 --> 12:15.902
‫جوری که با خودت می‌گی این تکه یخ
‫قبلاً چطوری «آب» بوده؟

12:18.905 --> 12:20.740
‫قبل از اون اتفاق حوشحال‌تر بود؟

12:20.824 --> 12:22.659
‫نمی‌دونم.

12:22.742 --> 12:25.412
‫اصلاً نمی‌دونم تا حالا خوشحال بوده یا نه.

13:37.776 --> 13:39.712
‫پس اون پسر مو قرمز هر روز میاد اینجا؟

13:39.736 --> 13:41.738
‫- رند؟
‫- آره.

13:42.822 --> 13:44.491
‫امروز که نیومد.

13:45.909 --> 13:47.619
‫نمی‌دونی کجا زندگی می‌کنه؟

13:48.995 --> 13:51.122
‫مشکلی پیش اومده بانوی من؟

13:52.499 --> 13:55.418
‫می‌خوام مهمان اختصاصی‌تون
‫رو ملاقات کنم.

13:56.461 --> 13:57.546
‫می‌دونی کی رو می‌گم.

14:18.358 --> 14:20.110
‫باید بیام همون‌جایی که وایستادی بکشمت.

14:20.193 --> 14:22.404
‫قبلاً تلاشت رو کردی.

14:25.574 --> 14:28.201
‫در چه حالی؟

14:28.285 --> 14:30.203
‫مثل پروانه‌ای که
‫بال‌هاش رو ازش گرفتن.

14:30.287 --> 14:31.955
‫حال روحی روانی‌ات چی؟

14:36.293 --> 14:39.411
‫دلیل اینکه من به‌جای سلول‌های «برج سفید»
‫اینجام تویی!

14:39.462 --> 14:41.548
‫خواهران زردپوش‌ام می‌خواستن تو
‫رو مورد مطالعه قرار بدن.

14:41.631 --> 14:44.593
‫همینطور خواهران قهوی‌ای پوشم. بعید می‌دونم
‫زیاد از این اوضاع خوشحال باشی.

14:44.676 --> 14:48.054
‫منم بعید می‌دونم خوشحالی من
‫برای تو ارزشی داشته باشه.

14:49.848 --> 14:51.683
‫آموزش‌هاش رو شروع کردی؟

14:53.393 --> 14:55.270
‫رند ال‌ثور رو می‌گم.

14:57.564 --> 14:59.733
‫تو فرستاده بودیش نه؟

15:00.734 --> 15:02.986
‫کجا زندگی می‌کنه؟

15:11.995 --> 15:13.997
‫تو همه‌چیزم رو ازم گرفتی.

15:15.665 --> 15:17.667
‫همه‌چی.

15:18.793 --> 15:21.212
‫فکرکردی با یه شیشه شراب...

15:21.296 --> 15:22.881
‫به هر سازی بگی می‌رقصم؟

15:22.964 --> 15:24.549
‫نه.

15:24.633 --> 15:27.344
‫من خواسته واقعی‌ات رو می‌دونم.

15:27.427 --> 15:33.962
‫بزرگ‌ترین آرزویی که هرکسی که قدرت واحد
‫ازش گرفته شده داره.

15:42.233 --> 15:44.486
‫تو به من کمک می‌کنی،

15:44.569 --> 15:46.196
‫منم به تو.

15:48.031 --> 15:50.700
‫کجا زندگی می‌کنه؟

15:50.784 --> 15:52.869
‫تو یه مسافرخونه می‌مونه.

15:54.829 --> 15:57.374
‫توی «فورگیت»، مسافرخونه «کریسنت»

15:57.457 --> 15:59.209
‫و...؟

16:01.211 --> 16:03.797
‫اون به اندازه من قدرت ‌مندـه.

16:05.590 --> 16:07.884
‫اما از قدرت‌ش می‌ترسه.

16:07.967 --> 16:10.637
‫ازش متنفرـه، برای همین نمی‌تونه
‫کنترلش کنه.

16:12.847 --> 16:15.725
‫باید هرچیزی درمورد احضار کردن قدرت
‫بلدی رو بهش یاد بدی.

16:15.809 --> 16:17.894
‫هرچیزی.

16:17.977 --> 16:19.771
‫مهم نیست چقدر طول می‌کشه.

16:19.854 --> 16:22.357
‫و در آخر، وقتی که پیشرفت‌ش
‫مورد تائیدم بود،

16:27.779 --> 16:29.823
‫این خنجر رو بهت می‌دم.

16:42.794 --> 16:45.839
‫از وقتی برگشته یه‌چیزی بین‌مون
‫سر جاش نیست.

16:45.922 --> 16:48.341
‫هرچی نباشه الان یه پذیرفته‌شده‌ـست.

16:48.425 --> 16:49.551
‫موضوع این نیست.

16:51.428 --> 16:53.096
‫شاید هم یکم بابت همین باشه.

16:53.179 --> 16:55.807
‫مهم نیست چقدر برای مفید بودن
‫و کمک کردن تلاش می‌کنم،

16:55.890 --> 16:58.393
‫هیچوقت کار درست رو انجام نمی‌دم.

16:58.476 --> 17:00.353
‫پس دست از تلاش کردن بردار.

17:00.437 --> 17:02.564
‫تو حتی نمی‌دونی اون تو چه
‫بلایی سرش اومده.

17:02.647 --> 17:04.723
‫چرا حس می‌کنی این وظیفه توئه
‫که حالش رو خوب کنی؟

17:05.567 --> 17:07.026
‫چون من دوستشم.

17:07.109 --> 17:09.738
‫اون پارسال کنارم بود وقتی...

17:11.448 --> 17:14.159
‫یکی که از همه‌چیز برام مهم‌تر بود
‫رو از دست دادم.

17:14.242 --> 17:17.119
‫حـالم بهتر شد چون چهارچشمی
‫حواسش به من بود.

17:17.203 --> 17:19.497
‫با این حال که حالش خودش هم خوب نبود.

17:20.540 --> 17:22.459
‫و منم می‌خوام...

17:22.541 --> 17:25.002
‫همون‌کارها رو در حقش بکنم.

17:28.047 --> 17:30.008
‫مثل قبلاً.

17:30.091 --> 17:32.510
‫اما از وقتی اومدم اینجا،

17:32.594 --> 17:34.804
‫به این برج؛
‫هر لحظه بیشتر...

17:34.888 --> 17:37.807
‫احساس بی‌خاصیت بودن می‌کنم.

18:06.669 --> 18:09.047
‫شما ناینیو ال‌میرا هستید، درسته؟

18:09.130 --> 18:11.090
‫با آیوان و ماکسیم کار داشتم.

18:12.133 --> 18:14.594
‫اون‌ها الان پیش آلانا سدای هستن،
‫اگه مایل باشین

18:14.677 --> 18:17.013
‫من می‌تونم باهاتون تمرین کنم.

18:17.096 --> 18:19.891
‫راسته می‌گن توی منحنی‌ها
‫قدرت رو احضار کردی؟

18:21.726 --> 18:24.246
‫واقعاً برام عجیبه آژاها
‫ هنوز نیفتادن دنبالت.

18:25.814 --> 18:27.941
‫البته برای انتخاب کردن آژاـت
‫سال‌ها وقتی داری فقط...

18:28.024 --> 18:29.567
‫امیدوارم قرمز رو انتخاب نکنی.

18:58.930 --> 19:00.265
‫به «ساحل غربی» حمله شده

19:00.348 --> 19:02.725
‫و تو هیچکس رو برای دفاع نفرستادی.

19:02.809 --> 19:04.727
‫غرب همیشه‌ی خدا تحت حمله‌ست،

19:04.811 --> 19:06.563
‫معمولاً هم از خودی می‌خورن.

19:07.939 --> 19:10.149
‫برج چندنفر رو فرستاده ببینیم چه‌خبر شده.

19:10.233 --> 19:12.777
‫آخرین گزارش‌شون برای کِـیه؟

19:19.617 --> 19:21.244
‫آمرلین از اوضاع خبر داره؟

19:21.327 --> 19:23.246
‫معلومه که آره.

19:24.956 --> 19:27.166
‫آخرین بار کِی باهاش حرف زدی؟

19:32.672 --> 19:35.925
‫وقتی آمرلین غیب‌ش می‌زنه،
‫نگهبان ارشد برج رو اداره می‌کنه.

19:36.009 --> 19:39.012
‫پس دستورات من ارزش هم‌اندازه‌ای

19:39.095 --> 19:41.639
‫با دستورات آمرلین داره.

19:41.723 --> 19:43.725
‫عجب.

19:49.731 --> 19:51.733
‫خبر داری که اگه آمرلین شکست بخوره؛

19:53.443 --> 19:55.445
‫تو هم همراه‌ش به قهقرا می‌ری؟

20:20.678 --> 20:24.573
‫ببین، چند ساخته هیچ خبری از کاروان نداریم.

20:25.558 --> 20:28.186
‫باید دوست‌هام رو پیدا کنم.

20:29.228 --> 20:30.873
‫مطمئنی داریم راه رو درست می‌ریم؟

20:30.897 --> 20:32.357
‫گرگ‌ها هرگز راه رو اشتباه نمی‌رن.

20:32.440 --> 20:34.734
‫فعلاً که تو افتادی جلو، نه اون‌ها.

20:34.817 --> 20:36.402
‫من رو ببین پسر جون.

20:41.115 --> 20:43.117
‫من جزوی از اون‌هام.

20:44.369 --> 20:46.120
‫تو هم همینطور.

20:50.083 --> 20:51.793
‫اصلاً ما چی هستیم؟

20:51.876 --> 20:53.878
‫بهمون می‌گن «گرگ‌برادر»

20:55.296 --> 20:58.383
‫- خب یعنی چی؟
‫- از اسمش کاملاً مشخصه.

20:59.842 --> 21:01.803
‫این‌ها هم گرگ‌برادرن؟

21:01.886 --> 21:03.763
‫منم مثل‌ این‌ها تبدیل به گرگ...

21:03.846 --> 21:05.264
‫مزخرف نگو.

21:05.348 --> 21:07.141
‫چطوری پیدام کردی؟

21:18.736 --> 21:20.947
‫خاصیت زبان‌مون همینه.

21:22.365 --> 21:24.534
‫یکی از گرگ‌های جستجوگرـمون
‫یه آهو دیده.

21:24.617 --> 21:27.328
‫چشم‌اندازش رو فرستاده دنبال ما
‫تا بریم پیشش.

21:27.412 --> 21:29.292
‫- چطوری کار می‌کنه؟
‫- با غریزه‌مون.

21:29.330 --> 21:31.374
‫بعداً یاد می‌گیری چی‌ان و
‫چطوری باید اینکارو کنی.

21:31.457 --> 21:32.959
‫گرگ‌ها بهت گفته بودن

21:33.042 --> 21:34.627
‫اون آدم‌ها قراره بیان سر وقت‌مون؟

21:36.004 --> 21:38.631
‫واسه همین شب توی روستا نموندی؟

21:38.715 --> 21:40.216
‫می‌تونستی ما رو هم خبردار کنی.

21:40.299 --> 21:42.510
‫کمک‌مون کنی.

21:42.593 --> 21:44.512
‫الان در بَندی یا آزاد؟

21:46.931 --> 21:48.016
‫وقتشه یه‌چیزی بخوریم.

22:02.572 --> 22:04.741
‫بزودی میل‌ات به گوشت پخته‌شده از بین می‌ره.

22:09.203 --> 22:11.039
‫ازت خوشش میاد.

22:16.377 --> 22:18.421
‫اسمش چیه؟

22:18.504 --> 22:20.006
‫هرموقع خودش بخواد بهت می‌گه.

22:26.387 --> 22:28.765
‫خیلی وقته تو رو زیر نظر داریم.

22:31.642 --> 22:33.227
‫شانس باهات یار بود که
‫ اونجا بودیم تا تو و اون دختره رو

22:33.311 --> 22:34.812
‫از دست «سفیدپوشان» نجات بدیم.

22:37.899 --> 22:39.984
‫کار شما بود؟

22:40.068 --> 22:41.277
‫چطوری؟

22:41.360 --> 22:43.821
‫ماه‌هاست که چشم‌اندازـت رو دریافت می‌کنیم.

22:48.117 --> 22:50.078
‫اونم دوست‌ش رو از دست داده.

22:50.161 --> 22:52.580
‫هنوز بابت‌ش ناراحته.

23:01.964 --> 23:04.383
‫وقتی خوابی همه‌مون می‌بینمش.

23:13.476 --> 23:15.770
‫اگه ماه‌هاست داری تعقیب‌ام می‌کنی

23:17.105 --> 23:19.607
‫چرا اینقدر طولش دادی تا بیای سراغم؟

23:19.690 --> 23:22.610
‫ما به زن‌هایی که قدرت رو احضار می‌کنن
‫نزدیک نمی‌شیم.

23:22.693 --> 23:24.904
‫چرا اونوقت؟

23:24.987 --> 23:27.907
‫آی‌سدای‌ها به چیزهایی که درکی ازشون
‫ندارن اعتماد نمی‌کنن.

23:29.200 --> 23:31.619
‫درست مثل بقیه انسان‌ها.

24:04.443 --> 24:06.404
‫هاپر.

24:08.156 --> 24:09.866
‫اسمش «هاپر»ـه.

24:09.949 --> 24:11.492
‫بد نبود.

24:38.811 --> 24:41.147
‫دارن مقدمات شام رو حاضر می‌کنن.

24:41.230 --> 24:42.231
‫کمک می‌کنی آب بیاریم؟

24:48.446 --> 24:49.965
‫مگه واسه یه تیکه نون
‫چقدر آب لازم دارن؟

24:58.915 --> 25:00.458
‫خیلی خوب داری پیش میری .

25:00.541 --> 25:02.126
‫خودت هم می‌دونی دیگه نه؟

25:02.210 --> 25:05.671
‫معمولاً هفته‌های اولی که پیوند
‫از بین می‌ره...

25:08.090 --> 25:09.592
‫خب...

25:10.635 --> 25:11.969
‫گفتن نداره که خودت می‌دونی.

25:13.471 --> 25:16.307
‫البته خب راستش هفته‌های اولم نیست.

25:19.769 --> 25:22.313
‫مورین نزدیک به شیش ماه پیش

25:24.065 --> 25:25.566
‫پیوندمون رو به حالت تعلیق درآورد.

25:25.650 --> 25:28.361
‫فکر می‌کردم تنها محافظی‌ام که
‫اینقدر دوام آورده.

25:32.198 --> 25:34.033
‫وقتی آلانا پیوندمون رو ایجاد کرد،

25:34.116 --> 25:36.202
‫هیچ‌کدوم‌مون از این بابت خوشحال نبودیم.

25:36.285 --> 25:38.597
‫من دوست نداشتم افکار کسی رو بخونم،

25:38.621 --> 25:40.122
‫اونم دوست نداشت کسی افکارش
‫رو بخونه.

25:41.123 --> 25:43.876
‫برای همین، سه‌تامون جمع شدیم
‫و درموردش حرف زدیم

25:43.960 --> 25:45.628
‫و تصمیم گرفتیم

25:45.711 --> 25:47.838
‫آلانا پیوندش رو با من قطع کنه.

25:47.922 --> 25:49.507
‫به جز وقتی که می‌خوایم بجنگیم.

25:50.883 --> 25:52.802
‫و توی تخت.

25:55.388 --> 25:56.973
‫«برج» از این ماجرا چیزی می‌دونه؟

26:01.811 --> 26:03.771
‫تا حالا کدوم رابطه‌ای رو دیدی که

26:03.854 --> 26:05.940
‫کاملاً شبیه بقیه رابطه‌ها باشه؟

26:09.986 --> 26:13.489
‫می‌دونم بقیه دائم بهت می‌گن
‫نمی‌تونی برگردی پیش مورین.

26:13.572 --> 26:15.908
‫اما با یه نگاه به من می‌تونی
‫ببینی که ممکنه.

26:15.992 --> 26:17.827
‫اگه خودت بخوای.

26:55.906 --> 26:57.325
‫مسافرخونه «کریسنت» آتیش گرفته.

26:57.408 --> 26:58.993
‫می‌دونین چرا؟

26:59.076 --> 27:01.370
‫بانوی من توی «فورگیت» همیشه
‫‌چیزی در حال سوخته.

27:01.454 --> 27:03.831
‫حیف که به ساختمون های اطراف نرسید.

27:04.832 --> 27:06.792
‫می‌گن یه پسری اونجا زندگی می‌گرده.

27:06.876 --> 27:08.002
‫با موهای قرمز رنگ.

27:08.085 --> 27:11.047
‫مطمئنم همچین رنگ مویی
‫قطعاً توجه آدم رو جلب می‌کنه.

27:11.130 --> 27:12.357
‫حتماً دیدینش که هر روز برای

27:12.381 --> 27:13.924
‫رفتن به سرکارش از این دروازه عبور می‌کرده.

27:14.008 --> 27:15.426
‫چیکارش دارید؟

27:17.136 --> 27:18.471
‫خبرداری الان کجاست؟

27:34.653 --> 27:36.364
‫واقعاً...

27:36.447 --> 27:38.407
‫باورنکردنیه!

27:42.203 --> 27:44.205
‫خانواده‌ات خودشون کلبه‌ای
‫که می‌گفتی رو ساختن؟

27:46.832 --> 27:48.501
‫دروغ گفتم.

27:49.794 --> 27:52.213
‫وقتی بچه بودم نمی‌اومدم اینجا.

27:53.214 --> 27:55.341
‫با یه آقایی می‌اومدم.

27:56.342 --> 27:57.259
‫همونی که قبل تو باهاش بودم.

27:57.343 --> 27:58.487
‫نیازی نیست چیزی درموردش بگی.

27:58.511 --> 28:00.846
‫به هم قول دادیم از گذشته‌ها حرفی نزنیم.

28:00.930 --> 28:03.557
‫برای تو آسونه، چون جوانی و
‫گذشته خاصی نداری.

28:06.018 --> 28:07.853
‫اگه گذشته‌ام رو برات تعریف کنم
‫دهنت وا می‌مونه.

28:14.485 --> 28:16.946
‫اون اولین مردی بود که عاشقش شدم.

28:18.406 --> 28:20.282
‫بهتره بگیم اولین و آخرین.

28:21.575 --> 28:22.701
‫قوی.

28:22.785 --> 28:24.328
‫با اعتماد به ‎نفس.

28:25.579 --> 28:27.039
‫به شدت متکبر.

28:28.040 --> 28:31.210
‫و با چشم‌هایی که هرکسی
‫در مقابل‌شون مسحور می‌شد.

28:32.211 --> 28:34.213
‫زیاد جالب به‌نظر نمیاد.

28:36.841 --> 28:39.093
‫هرچقدر تونستیم با هم سفر کردیم.

28:39.176 --> 28:41.262
‫هر وقت کنار هم بودیم
‫انگار همه‌چی بهتر بود،

28:41.345 --> 28:43.848
‫فارغ از حاشیه و غوغای جهان.

28:46.016 --> 28:49.687
‫همیشه به شوخی می‌گفتیم این دفعه
‫دیگه می‌مونیم و برنمی‌گردیم.

28:49.770 --> 28:52.690
‫اما همیشه برمی‌گشتیم.

29:03.117 --> 29:05.202
‫منم تو یه جایی شبیه اینجا بزرگ شدم.

29:07.120 --> 29:10.950
‫رویای دوستام دیدن شهرها
‫و سفر کردن بود.

29:12.340 --> 29:13.610
‫اما من نه.

29:15.830 --> 29:17.790
‫این بالا،

29:18.740 --> 29:21.020
‫دنیا جوریه
‫که انگار هنوز هماهنگه.

29:24.010 --> 29:26.970
‫باورم شده که از بین نرفته.

29:27.420 --> 29:29.260
‫می‌خوای برگردی اونجا؟

29:29.260 --> 29:32.340
‫چرخ هیچوقت چیزی رو
‫ به کسی که می‌خواد نمیده.

29:35.100 --> 29:37.270
‫حداقل چیزایی که خودم می‌خوام رو.

29:39.640 --> 29:43.350
‫هیچکس و هیچی
‫چیزی که می‌خوای رو بهت نمیده.

29:45.500 --> 29:47.140
‫اگه چیزی می‌خوای،

29:47.620 --> 29:49.800
‫باید به‌دستش بیاری.

30:12.200 --> 30:13.020
‫اوه.

30:15.060 --> 30:15.730
‫درسته.

30:15.730 --> 30:17.900
‫هی رفیق!
‫یکی دیگه.

30:17.900 --> 30:20.300
‫- پول این چیزا رو از کجا میاری؟ من که همه پولت رو گرفتم.
‫- نه.

30:20.300 --> 30:22.000
‫نمیشه که کل شب رو ببری.

30:22.320 --> 30:24.080
‫این رو کسی میگه
‫که نمی‌تونه آینده رو ببینه.

30:24.080 --> 30:27.900
‫نه،
‫گفتی فقط می‌تونی آینده‌ی مردم رو ببینی.

30:30.120 --> 30:33.700
‫خیلی‌خب.
‫حالا که داری خرجی میدی

30:33.790 --> 30:35.200
‫و کل روز هم سوار اسب بودیم،

30:35.290 --> 30:37.120
‫نظرت چیه یه اتاق برامون بگیری؟

30:38.120 --> 30:39.300
‫من که حسابی خسته‌ام.

30:39.300 --> 30:40.380
‫تکون نمی‌تونم بخورم.

30:40.380 --> 30:41.780
‫یه بار گفتی.

30:41.780 --> 30:44.800
‫نظرت با این چیه؟
‫دوتا لیوان دیگه

30:44.880 --> 30:46.380
‫و اتاق بگیرم؟

30:46.380 --> 30:48.160
‫اتاق جدا.

30:54.720 --> 30:56.440
‫امکان نداره اینقدر خورده باشی.

30:56.440 --> 30:58.340
‫اون تا یه چندساعت دیگه می‌خوره.

30:58.340 --> 31:00.710
‫فقط یکی باید کمکش کنه.

31:02.310 --> 31:04.020
‫احتمالاً اتاق لازم ندارین؟

31:04.020 --> 31:05.480
‫اتاق زیرشیروونی.

31:05.480 --> 31:07.400
‫اونجا با یکی قرار ملاقات دارم.

31:07.400 --> 31:08.900
‫هنوز نرسیدن؟

31:08.900 --> 31:10.280
‫نه،
‫هنوز که نه.

31:10.280 --> 31:11.990
‫با کی قرار داری؟

31:11.990 --> 31:13.910
‫کامل مطمئن نیستم.

31:13.990 --> 31:15.880
‫اما هروقت رسیدن
‫بفرست‌شون اونجا.

31:15.880 --> 31:18.340
‫اونا هم سراغ همین اتاق رو می‌گیرن.

31:30.720 --> 31:35.170
‫کمتر آی‌سدایی پیدا میشه
‫که قبول کنه دوباره پاش رو تو این اتاق بذاره.

31:40.600 --> 31:42.260
‫چیزیش واقعی بود؟

31:51.500 --> 31:52.740
‫دردش.

31:55.400 --> 31:56.840
‫اما حتی اون هم ناپدید میشه.

31:58.000 --> 31:59.240
‫به مرور زمان.

32:03.960 --> 32:05.960
‫کی رو اون داخل از دست دادی؟

32:14.120 --> 32:15.210
‫دخترم.

32:17.510 --> 32:18.680
‫تسلیت میگم.

32:19.730 --> 32:20.890
‫باید اون

32:20.890 --> 32:23.320
‫و تموم اتفاقاتی که
‫ اونجا افتاده رو فراموش کنم.

32:23.730 --> 32:25.980
‫چندین سال اونجا بودم.

32:27.650 --> 32:30.570
‫داره ناپدید میشه
‫اما هنوز یادمه.

32:32.110 --> 32:33.610
‫من...

32:36.530 --> 32:39.620
‫من پسرم رو حدود...

32:40.870 --> 32:42.620
‫۸۰-۹۰ سالی مخفی کردم.

32:44.380 --> 32:47.170
‫به خودم گفتم
‫که برای محافظت از خودش بوده.

32:48.060 --> 32:49.800
‫جلوی دشمنام رو بگیرم.

32:49.880 --> 32:52.020
‫که برای رسیدن به من
‫بهش آسیب نرسونن.

32:55.600 --> 32:57.940
‫«سه سوگند» ما رو مجبور می‌کنن
‫ که حقیقت رو برای دیگران آشکار کنیم.

32:57.940 --> 32:59.220
‫نه خودمون.

33:00.270 --> 33:02.480
‫هرجا که دلم می‌خواست
‫می‌تونستم مخفیش کنم.

33:02.560 --> 33:04.230
‫شاید هزار جای امن‌تر دیگه،

33:04.310 --> 33:06.320
‫اما اینجا نگهش داشتم،
‫توی تار والون.

33:06.320 --> 33:08.080
‫به‌خاطر خودم اینجا نگهش داشتم.

33:08.520 --> 33:10.280
‫چون ترسیده بودم.

33:13.030 --> 33:15.700
‫نمی‌تونستم خطر از دست دادن
‫ تنها چیزی که توی این دنیا

33:15.700 --> 33:17.720
‫برام حقیقی بوده رو به جون بخرم.

33:22.120 --> 33:23.960
‫مردانی که می‌تونن...

33:24.040 --> 33:26.830
‫احضار کنن،
‫به‌خاطر جنون‌شون

33:26.920 --> 33:28.590
‫با تاریکی نفرین شدن.

33:30.590 --> 33:33.760
‫چون در نهایت
‫عزیزترین افرادشون هم می‌کشن.

33:33.840 --> 33:36.760
‫اما حقیقت اینه
‫که ما آی‌سدای‌ها هم...

33:36.840 --> 33:38.550
‫نفرین شدیم.

33:40.430 --> 33:43.560
‫قدرت واحد پیری‌مون رو کند می‌کنه،

33:43.640 --> 33:48.690
‫ما هم مجبوریم بشینیم
‫و مرگ عزیزا‌ن‌مون رو تماشا کنیم،

33:49.560 --> 33:51.180
‫و هیچ‌جوره نتونیم جلوش رو بگیریم.

33:55.950 --> 33:58.950
‫حالا می‌فهمم چرا نمی‌ذارن
‫به نوآموز‌ها درس بدی.

34:04.290 --> 34:06.710
‫می‌خوای بدونی چطوری...

34:06.790 --> 34:09.160
‫بدون این که
‫از درد از دست دادن داغون بشیم

34:09.160 --> 34:10.930
‫به دنیا حکومت می‌کنیم؟

34:12.670 --> 34:15.670
‫یه چیزی از این دنیا رو که
‫ مال خودته پیدا می‌کنی

34:15.760 --> 34:17.470
‫و...

34:17.550 --> 34:19.140
‫سفت می‌چسبی بهش.

34:20.470 --> 34:22.060
‫بعدش...

34:24.480 --> 34:27.600
‫...وقتی که درنهایت از بین میره،
‫یکی دیگه پیدا می‌کنی.

34:29.800 --> 34:31.920
‫خودت تاحالا کردی؟

34:31.920 --> 34:33.320
‫یکی دیگه پیدا کردی؟

34:39.950 --> 34:41.620
‫می‌خوام چیزی رو بهت بگم،

34:41.620 --> 34:43.790
‫اما باید بهم قول بدی...

34:45.440 --> 34:47.730
‫...جوش نمیاری.

34:51.720 --> 34:56.600
‫اخباری درمورد یه جور حمله به غرب
‫به برج رسیده،

34:56.600 --> 34:58.180
‫اما اینجا کسی براش مهم نیست.

34:59.180 --> 35:00.860
‫مخصوصاً چون جاسوس‌هامون گزارش دادن

35:00.860 --> 35:02.220
‫که افراد زیادی رو زندانی نکردن.

35:02.220 --> 35:04.100
‫اما تو یکی از گزارش‌ها،

35:04.780 --> 35:07.120
‫موردهای عجیبی رو دستگیر کردن.

35:09.390 --> 35:12.900
‫گروهی از سربازهای شایناری‌
‫که خیلی از خونه‌شون دورن.

35:16.030 --> 35:17.640
‫و با یه اوگیر سفر می‌‌کنن.

35:18.570 --> 35:20.820
‫به همراه یه آهنگر از «دو رود».

35:50.310 --> 35:53.150
‫این دفعه ۱۰ دقیقه طول کشید.

35:54.360 --> 35:56.320
‫به گمونم داریم خستش می‌کنیم.

35:56.980 --> 35:59.530
‫خیلی زود
‫مثل خودمون پیر و باخرد میشه.

36:02.400 --> 36:03.750
‫پیر رو آره.

36:05.030 --> 36:07.410
‫اما هنوز خِرَدش جای کار داره.

36:19.460 --> 36:21.590
‫حرفیه که اون زده،

36:23.260 --> 36:26.850
‫بارها با خودت تکرار می‌کنی.

36:28.440 --> 36:30.800
‫«هزاران‌بار زخم شدن
‫برای یک بار زخم شدن اون.»

36:38.500 --> 36:41.490
‫مردم نمی‌فهمن ما به‌خاطر این ساکتیم...

36:42.940 --> 36:46.360
‫...‌به‌خاطر این سکوت می‌کنیم
‫که مکالمات...

36:46.360 --> 36:49.060
‫بارها و بارها تو ذهن‌مون تکرار میشن.

36:56.630 --> 36:57.790
‫این همه‌سال،

36:57.880 --> 36:59.460
‫این رو گفته...

37:02.260 --> 37:04.840
‫...هیچوقت من رو با خودش
‫ یکسان درنظر نگرفت.

37:09.440 --> 37:11.200
‫البته که نه.

37:11.200 --> 37:12.600
‫ما که با اونا یکسان نیستیم لن.

37:12.600 --> 37:14.270
‫نباید هم باشیم.

37:14.350 --> 37:16.480
‫یه آی‌سدای می‌تونه...

37:16.560 --> 37:19.820
‫رعد و برق ایجاد کنه،
‫کوه برافراشه،

37:20.380 --> 37:23.320
‫بقیه آدم‌ها فقط قدرت‌هاشون رو می‌بینن.

37:23.320 --> 37:25.910
‫اما ما ضعف‌هاشون رو می‌بینیم.

37:25.990 --> 37:28.410
‫بهشون یادآوری می‌کنیم
‫که خدا نیستن.

37:29.450 --> 37:31.120
‫گمون نکنم...

37:31.200 --> 37:33.540
‫آلانا به یادآوری احیتاج داشته باشه.

37:33.540 --> 37:36.080
‫آره خب،
‫می‌دونه که همه دنبال یه چیزیم.

37:37.460 --> 37:39.020
‫چی؟

37:40.480 --> 37:42.940
‫پیروزی روشنایی بر تاریکی.

37:44.660 --> 37:46.040
‫و البته بعدش یه دسر.

37:52.930 --> 37:54.890
‫مورین چی؟

37:55.480 --> 37:57.100
‫اون دنبال چیه؟

38:03.900 --> 38:06.240
‫شاید مشکل همینجاس.

38:06.840 --> 38:09.060
‫فکر نکنم دیگه بدونم.

39:11.930 --> 39:15.500
‫ببخشید که وارد اتاقت شدم،
‫اما می‌خواستم حتماً ملاقاتت کنم.

39:15.960 --> 39:17.060
‫بشین لطفاً.

39:17.060 --> 39:20.600
‫آنور،
‫روز طاقت‌فرسایی داشتم...

39:20.690 --> 39:23.070
‫یه زن نباید مجبور شه
‫ دست به همچین کاری بزنه

39:23.150 --> 39:26.690
‫تا با خواهری که نصف زندگیش اون رو
‫ مثل یه بت دوست داشته، حرف بزنه.

39:27.540 --> 39:30.200
‫اگه منتظری
‫ به‌خاطر رفتنم معذرت‌خواهی کنم،

39:30.280 --> 39:32.200
‫نمی‌کنم.

39:32.280 --> 39:33.780
‫آی‌سدای‌ها نمی‌تونن دروغ بگن.

39:33.870 --> 39:34.990
‫نه نه،
‫البته که نه.

39:35.580 --> 39:37.920
‫راستش رو بخوای،
‫من هم اگه می‌تونستم احضار کنم

39:37.920 --> 39:39.200
‫همین کار رو می‌کردم.

39:39.200 --> 39:41.560
‫نور می‌دونه
‫که تلاشم رو کردم،

39:41.560 --> 39:44.660
‫تو شب‌هایی که
‫ آینده خونواده‌مون روشن نبود.

39:44.660 --> 39:46.880
‫بعد این که عمو نابودمون کرد.

39:47.180 --> 39:48.780
‫بعد این که تو رفتی.

39:48.780 --> 39:51.130
‫اما پدر همیشه امید داشت

39:51.130 --> 39:54.850
‫که یه روزی برمی‌گردی
‫و همش رو درست می‌‌کنی.

39:54.930 --> 39:57.270
‫ستاره درخشانش بودی.

39:58.000 --> 39:59.980
‫البته معلوم شد ستاره دنباله‌دار بودی،

39:59.980 --> 40:02.300
‫به‌‌محض این که از آسمون رفتی
‫دیگه برنگشتی.

40:02.300 --> 40:03.310
‫من...

40:06.020 --> 40:07.340
‫برمی‌گشتم اگه می‌تونستم...

40:07.360 --> 40:09.440
‫پشیمونی الکیت رو نگه دار برای خودت.

40:09.530 --> 40:11.910
‫هرکی سرش تو کار خودش بود.

40:11.990 --> 40:14.160
‫که البته اهمیت کمتری داشت،

40:14.240 --> 40:16.240
‫اما آسون‌تر هم نبود.

40:16.330 --> 40:18.500
‫مگه این که برج
‫ این رو هم بهت یاد داده باشه

40:18.580 --> 40:20.750
‫که وقتی یکی تُف کرد تو صورتت
‫بهش لبخند بزنی.

40:21.240 --> 40:23.220
‫یا چطور به خدمتکار همسایه التماس کنی

40:23.220 --> 40:25.140
‫که غذاهای مونده مهمونی رو بده بهت؟

40:25.140 --> 40:27.180
‫اما من به کارم ادامه دادم،

40:27.180 --> 40:29.460
‫مثل همون کاری که خودت کردی.

40:29.550 --> 40:32.800
‫حالا هم پسرم می‌خواد با ملکه ازدواج کنه،

40:32.880 --> 40:37.220
‫و دیگه هیچکس نمی‌تونه
‫ به خاندان دامودرد توهین کنه.

40:41.060 --> 40:42.900
‫کارت عالی بود خواهر کوچولو.

40:43.740 --> 40:46.920
‫با شرایطی که تو داشتی
‫امکان نداشت مثل تو موفق بشم.

40:47.730 --> 40:49.570
‫لطف داری مورین.

40:49.650 --> 40:52.570
‫اما اصلاً برام مهم نیست
‫ چه فکری می‌کنی.

40:52.650 --> 40:55.370
‫به‌خاطر تاییدت نیومدم اینجا.

40:55.450 --> 40:57.700
‫اومدم اینجا
‫تا مطمئن بشم

40:57.780 --> 41:00.410
‫چیزی که تموم عمرم مشغول ساختن بودم رو
‫نابود نمی‌کنی.

41:04.880 --> 41:06.460
‫اینجا خونه تو نیست.

41:06.540 --> 41:08.670
‫شهرت هم نیست.

41:08.750 --> 41:11.510
‫من هم دیگه خواهر کوچولوت نیستم.

41:12.550 --> 41:15.050
‫تموم چشم و گوشی که اینجا داشتی...

41:16.050 --> 41:18.310
‫...حالا دیگه مال منه.

41:18.390 --> 41:20.770
‫ریاست آسایشگاه،
‫سلستین.

41:20.850 --> 41:22.850
‫نگهبانی که دم دروازه صداش زدی،

41:23.140 --> 41:24.900
‫ساندر.

41:25.480 --> 41:30.530
‫اگه می‌خوای بدونی
‫ اون پسره‌ی موقرمز توی مهمون‌خونه کجا رفت...

41:30.530 --> 41:35.080
‫بعد این که برای چایی دعوتم کردی،
‫می‌تونی کاملاً محترمانه ازم بپرسی.

41:54.240 --> 41:55.930
‫البته باید جالب باشه

41:56.930 --> 41:58.850
‫که بدونی چه سرنوشتی داری.

41:59.260 --> 42:01.140
‫راستش،
‫تنها چیزی که همیشه بهش فکر می‌کردم،

42:01.140 --> 42:04.360
‫این بوده که اگه انتخاب سرنوشتت
‫ به عهده خودت باشه، چه احساسی داره.

42:06.200 --> 42:07.900
‫می‌خوای معامله کنیم؟

42:09.620 --> 42:11.120
‫نه.

42:14.640 --> 42:17.420
‫همه‌جا دنبالت گشتم.

42:17.420 --> 42:19.030
‫یه لحظه تنهامون بذار.

42:19.030 --> 42:20.200
‫اینجا اتاق منه.

42:25.370 --> 42:27.670
‫این هم لیوانمه
‫که باید بشورمش.

42:29.420 --> 42:31.540
‫داشتم میومدم

42:31.630 --> 42:34.630
‫- که پیدات کنم...
‫- پرین و لویال دستگیر شدن.

42:34.710 --> 42:36.470
‫دارم میرم فالم
‫تا نجات‌شون بدم.

42:36.620 --> 42:38.920
‫فالم؟
‫اون که اون سر دنیاس.

42:38.920 --> 42:41.900
‫فقط اومدم بهت بگم
‫که دارم میرم.

42:41.900 --> 42:43.500
‫لازم نیست بیای.

42:43.500 --> 42:45.710
‫من قبول شده‌ام،
‫و هروقت دلم بخواد می‌تونم از برج برم.

42:45.710 --> 42:48.020
‫اما اگه تو رو بگیرن،
‫اخراجت می‌کنن.

42:48.020 --> 42:50.180
‫فکر کردی برام مهمه؟

42:50.180 --> 42:51.700
‫اگه دوستامون تو دردسر باشن،

42:51.700 --> 42:54.020
‫چرا فکر کردی اینجا می‌مونم؟

43:01.180 --> 43:03.680
‫تو اصلاً نمی‌فهمی،
‫مگه نه؟

43:03.680 --> 43:06.400
‫که چرا اینقدر اینجا تلاش کردم؟

43:06.400 --> 43:09.040
‫اگه تو «چشم دنیا» آماده بودم...

43:09.920 --> 43:12.380
‫...می‌تونستم کنار رند مبارزه کنم.

43:13.400 --> 43:16.040
‫و اینطوری شاید می‌تونست برگرده.

43:18.760 --> 43:20.500
‫دیگه هیچوقت اونطوری

43:20.500 --> 43:22.540
‫ناامیدتون نمی‌کنم.

43:24.940 --> 43:27.060
‫یه راه امن واسه بیرون رفتن بلدم.

43:37.900 --> 43:39.490
‫حال پرین و لویال خوبه؟

43:40.060 --> 43:41.180
‫نمی‌دونم.

43:41.380 --> 43:43.120
‫خب کی دستگیرشون کرده؟

43:43.120 --> 43:45.560
‫تنها چیزی که شنیدم
‫ این بوده که از غرب حمله کردن.

43:47.880 --> 43:49.500
‫تا فالم خیلی راهه.

43:49.820 --> 43:52.680
‫وقت داریم
‫تا یه نقشه بکشیم.

43:57.360 --> 43:59.540
‫آره،
‫معلومه که دنبال‌تونم.

43:59.540 --> 44:01.540
‫تا بفهمم واسه چی
‫ دارین یواشکی از برج میرین.

44:01.540 --> 44:03.340
‫همین حالا برگرد
‫و به هیچکس هم هیچی نگو وگرنه...

44:03.340 --> 44:06.430
‫وگرنه چی؟
‫اگوین کاریم نمی‌کنه.

44:06.430 --> 44:08.880
‫و تو حتی نمی‌تونی
‫ منبع قدرت رو لمس کنی.

44:11.080 --> 44:13.070
‫لیاندرین سدای.

44:16.890 --> 44:18.400
‫من آوردم‌شون اینجا.

44:18.400 --> 44:19.720
‫هیچ‌کار اشتباهی نکردن.

44:19.720 --> 44:21.180
‫مقصر منم.

44:23.820 --> 44:26.040
‫چه وضعیت پیچیده‌ای داری.

44:29.410 --> 44:31.380
‫برای این کار معذرت‌ می‌خوام.

44:52.560 --> 44:54.190
‫هنوز که تو تختتی.

44:54.270 --> 44:55.560
‫- بلند شو! بلند شو دیگه!
‫- بلند شو!

44:55.650 --> 44:57.440
‫- وقت کاره!
‫- مشتری‌ها منتظرن!

44:57.520 --> 44:59.610
‫امکان نداره عمه.

45:00.220 --> 45:01.360
‫من فرار کردم.

45:01.440 --> 45:03.540
‫هیشکی نمی‌تونه از سرنوشتش در بره.

45:03.540 --> 45:06.280
‫تو که این رو بهتر از همه می‌دونی.

45:10.180 --> 45:12.160
‫کنار هم خوشبت میشیم؟

45:17.130 --> 45:18.960
‫وقتی بزرگ‌ شم چی‌کاره میشم؟

45:21.260 --> 45:23.430
‫نه!
‫نه!

45:28.180 --> 45:30.180
‫چشمات رو باز کن.

45:36.200 --> 45:38.000
‫چی می‌بینی؟

45:42.580 --> 45:44.320
‫معرکه‌اس،
‫مگه نه؟

45:44.320 --> 45:46.280
‫هیچی ندیدن.

45:46.360 --> 45:48.340
‫که دیگه تو مرکز توجهات نباشی.

45:48.340 --> 45:50.180
‫تو کی هستی؟

45:50.180 --> 45:52.620
‫تو این دوران اسم های زیادی دارم.

45:52.620 --> 45:54.400
‫«مردی از جنس دروغ».

45:54.400 --> 45:56.180
‫ «نابودکنـنده امید».

45:56.180 --> 45:57.920
‫ «طرد شده».

45:58.940 --> 46:01.560
‫نه، نه.
‫لیاندرین بهم نگفت...

46:01.560 --> 46:05.180
‫قول داده بود بینشت رو ازت بگیره.

46:05.460 --> 46:09.000
‫واقعاً فکر کردی
‫ یه آی‌سدای می‌تونه همچین کاری کنه؟

46:10.620 --> 46:14.600
‫یه چیزهایی هست،
‫که فقط تاریکی می‌تونه انجامش بده.

46:14.670 --> 46:17.480
‫قرارداد لغو میشه.
‫من...

46:19.980 --> 46:22.380
‫کمکت نمی‌کنم
‫تا به کسی آسیب برسونی.

46:22.560 --> 46:24.460
‫می‌کنی.

46:26.700 --> 46:29.060
‫نمی‌ذارم به مت آسیب برسونی.

46:29.530 --> 46:31.600
‫شاید بذاری.

46:32.820 --> 46:35.160
‫اومدی اینجا تا بهت بگن

46:35.160 --> 46:37.700
‫ مقصد بعدیش کجاس.

46:39.380 --> 46:42.280
‫می‌خوای از شر نفرینت راحتت کنم؟

46:42.280 --> 46:44.680
‫ببرش کایریان.

46:54.280 --> 46:56.640
‫تو کایریان چه خبره؟

48:11.200 --> 48:12.740
‫رند!

48:26.220 --> 48:27.510
‫از پشتم جم نخور.

48:48.720 --> 48:50.130
‫ببخشید.

48:50.600 --> 48:51.980
‫- چی‌کار کردی؟
‫- ببخشید!

48:52.010 --> 48:53.970
‫چی‌کار کردی؟

48:54.120 --> 48:55.850
‫- باید بهت می‌گفتم، من...
‫- تو...؟

48:55.930 --> 48:58.470
‫- فکر کردم می‌تونم جلوش رو بگیرم.
‫- احضار کردی؟

48:59.280 --> 49:01.020
‫باید بهت می‌گفتم.

49:05.120 --> 49:06.650
‫اون آتیش تو مهمون‌خونه‌م هم کار تو بود؟

49:06.720 --> 49:10.000
‫نه، نه، اون تصادفی بود.
‫تصادفی بود.

49:10.660 --> 49:12.180
‫چه‌جور تصادفی؟

49:12.180 --> 49:13.920
‫من دیوونه نشدم.

49:15.000 --> 49:17.000
‫دیوونه نشدم.

49:21.310 --> 49:24.520
‫تو هم می‌دونی.

49:24.520 --> 49:26.760
‫من رو می‌شناسی،
‫نه؟

49:44.160 --> 49:45.680
‫می‌فهمم.

49:51.640 --> 49:52.740
‫الان هم باید برم.

49:52.740 --> 49:56.040
‫ممنون...
‫بابت همه‌چیز.

49:56.040 --> 49:57.700
‫برام آرزوی...

50:01.700 --> 50:03.310
‫مهم نیست.

50:05.620 --> 50:07.380
‫کجا میری؟

50:10.460 --> 50:13.580
‫میگن مردایی که دیوونه میشن...

50:13.580 --> 50:16.260
‫اول کسایی رو می‌کشن
‫که عاشق‌شونن.

50:21.820 --> 50:24.120
‫پس تا اونجا که بتونم دور میشم.

50:27.560 --> 50:29.660
‫یعنی میگی که عاشقمی؟

50:37.380 --> 50:40.080
‫چرا بهم نگفتی می‌تونی احضار کنی؟

50:43.460 --> 50:47.420
‫تو اولین زنی هستی
‫که من رو مرد دیدی.

50:48.840 --> 50:51.780
‫نمی‌خواستم من رو یه هیولا ببینی.

51:01.100 --> 51:02.740
‫نیستی.

51:07.860 --> 51:10.920
‫کاری که کردی،
.بخشی از ذاتته

51:12.720 --> 51:14.920
‫نباید قایمش کنی.

51:18.360 --> 51:19.940
‫یه بار کردم.

51:20.740 --> 51:22.700
‫روحم رو به آینه‌ای تبدیل کردم

51:22.700 --> 51:25.480
‫که فقط چیزایی که
‫ می‌خواست ببینه رو بازتاب می‌کرد.

51:25.480 --> 51:28.580
‫و چیزی که ازم باقی‌مونده بود رو
‫ تو تاریکی رها کردم.

51:30.540 --> 51:32.900
‫اما یه روز بیشتر نگاه کرد.

51:32.900 --> 51:34.880
‫با دقت بیشتر.

51:40.160 --> 51:43.300
‫باید به بقیه این فرصت رو بدی
‫تا با تمام وجود عاشقت باشن.

51:44.460 --> 51:45.830
‫شاید هم عاشقت نشن.

51:47.180 --> 51:49.560
‫اما باید فرصتش رو بهشون بدی.

51:49.560 --> 51:52.080
‫نمی‌دونم چقدر وقت برامون مونده.

51:53.500 --> 51:54.780
‫تا این که...

51:54.780 --> 51:57.060
‫درست مثل بقیه.

51:58.360 --> 52:00.560
‫هیچوقت کافی نیست.

52:15.420 --> 52:17.060
‫مطمئنی خوابه؟

52:17.060 --> 52:18.860
‫- آره.
‫- چی‌ پیدا کردی؟

52:18.860 --> 52:21.720
‫یه پیشگویی به زبان باستانی.

52:27.060 --> 52:29.480
‫لن نباید بدونه به کی مربوطه.

52:29.480 --> 52:31.140
‫لنفیر.

52:31.500 --> 52:33.740
‫«طرد شده.»

52:33.740 --> 52:36.090
‫مهر و مومش شکسته.

52:37.440 --> 52:39.520
‫دوباره اومده به دنیامون.

52:42.580 --> 52:44.440
‫«دختر شب.

52:44.440 --> 52:47.020
‫دوباره برمی‌خیزد.

52:47.020 --> 52:50.560
‫هنوز در جنگ باستانی‌اش مبارزه می‌کند.

52:51.440 --> 52:53.780
‫در جست و جوی معشوق جدیدش است،

52:53.780 --> 52:56.500
‫تا به او خدمت کند و بمیرد،

52:56.500 --> 52:58.950
‫و به خدمتش ادامه دهد.»

52:59.480 --> 53:01.130
‫سلین؟

53:01.380 --> 53:04.060
‫«چه کسی می‌تواند جلوی آمدنش را بگیرد؟»

53:09.260 --> 53:11.620
‫«دیوارهای درخشان خم می‌شوند.

53:13.670 --> 53:16.610
‫خون از خون تغذیه می‌کند.

53:17.840 --> 53:20.940
‫خون، خون را فرا می‌طلبد.

53:21.900 --> 53:23.530
‫خون حرف اول را می‌زند،

53:23.530 --> 53:25.700
...خون همیشه حرف اول رو می‌زده‌

53:25.780 --> 53:27.660
‫یه چیزی هست که باید بدونی رند.

53:27.660 --> 53:31.060
‫ ...و همیشه هم خواهد زد.»

53:32.840 --> 53:35.040
‫من هم هیولام.

53:45.040 --> 53:46.160
‫منظورت چیه؟

53:56.360 --> 53:58.300
‫چه اتفاقی داره میفته؟

54:00.380 --> 54:01.980
‫چه اتفاقی داره میفته؟

54:16.860 --> 54:19.600
‫بجنب.
‫خیلی وقت نداریم.

54:19.600 --> 54:22.740
‫کشتیش.

54:27.900 --> 54:31.510
‫- کشتیش.
‫- نه. نمی‌تونستم.

54:31.510 --> 54:33.220
‫چون لنفیره،

54:33.220 --> 54:35.180
‫دختر شب.

54:35.420 --> 54:38.040
‫خطرناک‌ترینِ طردشده‌ها.

54:38.040 --> 54:39.860
‫اسمش سلینه.

54:39.860 --> 54:41.320
‫تو فورگیت یه مهمون‌خونه داره.

54:41.320 --> 54:42.940
‫بهت دروغ گفته.

54:43.460 --> 54:45.680
‫کاری که من نمی‌‌تونم.

54:51.420 --> 54:53.060
‫حالا هم باید عجله کنیم.

54:54.700 --> 54:56.460
‫بجنب!

54:58.920 --> 55:00.900
‫بجنب!

55:00.900 --> 55:15.900
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
