1
00:00:00,441 --> 00:00:05,441
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:06,465 --> 00:00:08,527
‫- ناینیو کجاست؟
‫- وارد منحنی شد،

3
00:00:08,551 --> 00:00:10,052
‫اما بیرون نیومد.

4
00:00:10,136 --> 00:00:12,346
‫مامان، این دیگه چیه؟

5
00:00:13,848 --> 00:00:16,015
‫بیا عزیزدلم، باید بریم!

6
00:00:20,229 --> 00:00:22,356
‫وقتی یه محافظ آی سدای‌ش رو از دست می‌ده

7
00:00:22,440 --> 00:00:25,317
‫تقریباً انگار مرگ‌ش رو بلعیده.

8
00:00:25,401 --> 00:00:27,528
‫- من همچنان نگهبان توئم
‫- نه، تو نا اُمیدم کردی.

9
00:00:27,611 --> 00:00:29,697
‫آلانا تا برج همراهیت می‌کنه.

10
00:00:30,906 --> 00:00:32,634
‫واقعاً دلت نمی‌خواد بدونی
‫وقتی بهت نگاه می‌کنم

11
00:00:32,658 --> 00:00:34,418
‫- چی می‌بینم؟
‫- معلومه که نه!

12
00:00:34,994 --> 00:00:36,412
‫مـت هم باهام میاد.

13
00:00:36,495 --> 00:00:37,997
‫مسیر رو بلدی؟

14
00:00:38,080 --> 00:00:39,248
‫نا اُمیدم نکن!

15
00:00:39,331 --> 00:00:40,708
‫بانو آنوره؛ دوست ندارید بدونید

16
00:00:40,791 --> 00:00:43,085
‫چرا می‌خواست با شما صحبت کنه؟

17
00:00:43,169 --> 00:00:45,045
‫برای چی کمکم می‌کنی؟

18
00:00:45,129 --> 00:00:47,298
‫تو کمکم می‌کنی یادم بمونه.

19
00:00:47,381 --> 00:00:49,759
‫و منم کمکت می‌کنم فراموش کنی.

20
00:00:49,842 --> 00:00:52,052
‫بریم.

21
00:00:52,136 --> 00:00:54,513
‫فرار کن! اون نشونت می‌ده کجا بری.

22
00:00:54,597 --> 00:00:56,724
‫وقتی قمر رو پیدا کردن یه
‫شعر دورش رو پوشونده بود

23
00:00:56,807 --> 00:00:58,017
‫شعری به زبان باستانی.

24
00:00:58,100 --> 00:00:59,244
‫ما ارباب تاریکی رو شکست ندادیم

25
00:00:59,268 --> 00:01:01,812
‫بلکه قوی‌ترین معاونش رو آزاد کردیم

26
00:01:01,896 --> 00:01:03,898
‫اشامیل می‌خواد بقیه
‫طرد شدگان رو بیدار کنه

27
00:02:45,666 --> 00:02:48,586
‫خـون از خـون تغذیه می‌کند.

28
00:02:52,172 --> 00:02:54,925
‫خون، خون می‌طلبد.

29
00:02:55,926 --> 00:02:58,554
‫خون حرف اول را می‌زند،

30
00:02:58,637 --> 00:03:00,639
‫خون همیشه حرف اول را می‌زده‌،

31
00:03:03,475 --> 00:03:07,187
‫و همیشه هم خواهد زد.

32
00:03:13,361 --> 00:03:19,028
‫«چـــرخ زمـــان»
‫" فصل دوم - قسمت چهارم "

33
00:03:29,961 --> 00:03:38,465
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

34
00:03:39,489 --> 00:03:44,489
‫تـرجمه از «آیــدا و محمدعلی sm»

35
00:04:26,684 --> 00:04:28,435
‫بانوی من، شخصی...

36
00:04:28,519 --> 00:04:30,938
.اومده به دیدن‌تون

37
00:04:31,021 --> 00:04:33,023
‫برای ملاقاتی که خیلی زوده.

38
00:04:34,775 --> 00:04:36,068
‫کیه؟

39
00:04:36,151 --> 00:04:37,653
‫خــ....

40
00:04:39,488 --> 00:04:41,073
‫یعنی...

41
00:04:41,156 --> 00:04:42,950
‫خواهر بزرگترتون.

42
00:04:52,001 --> 00:04:53,752
‫بفرمایید بانوی من

43
00:04:53,836 --> 00:04:56,130
‫بفرمایید از این سمت.

44
00:05:10,269 --> 00:05:11,854
‫لپ‌هات گُل انداخته، خواهر کوچولو.

45
00:05:11,937 --> 00:05:14,314
‫همچنین.

46
00:05:14,398 --> 00:05:16,734
‫بیا بشین.

47
00:05:16,817 --> 00:05:18,336
‫- خبر نداشتیم...
‫- زیاد مزاحم نمی‌شم.

48
00:05:18,360 --> 00:05:19,987
‫اسب‌ام رو بردم اسطبل،

49
00:05:20,070 --> 00:05:21,989
‫و اگه اتاق‌ام هنوز سرجاشه
‫می‌خوام اونجا بمونم.

50
00:05:22,072 --> 00:05:24,199
‫فقط نمی‌خوام کسی توی شهر
‫از اومدن من خبردار بشه.

51
00:05:24,283 --> 00:05:25,701
‫حتماً؛ ما...

52
00:05:25,784 --> 00:05:28,495
‫یوناس، می‌شه از انبار شراب قرمز

53
00:05:28,579 --> 00:05:30,039
‫- بیاری برام؟
‫- چشم بانوی من.

54
00:05:30,122 --> 00:05:31,391
‫و یه لباس هم می‌خوام که...

55
00:05:31,415 --> 00:05:33,417
‫سال‌هاست هم رو ندیدیم مورین!

56
00:05:33,500 --> 00:05:34,585
‫بیا بشین.

57
00:05:40,758 --> 00:05:41,884
‫چای‌ای چیزی بخور.

58
00:05:43,093 --> 00:05:44,762
‫موقع ناهار هم رو می‌بینیم.

59
00:05:46,055 --> 00:05:47,775
‫باید فوراً برم ملاقات یکی.

60
00:06:01,737 --> 00:06:04,031
‫اگه مسافرخونه‌ام رو بازسازی کنی که دیگه نمی‌تونم

61
00:06:04,114 --> 00:06:05,657
‫بهای تخت و اتاق رو ازت بگیرم.

62
00:06:05,741 --> 00:06:07,367
‫كمترین كاری‌ـه كه ازم بر میاد.

63
00:06:08,619 --> 00:06:09,536
‫واقعاً شرمنده‌ام.

64
00:06:09,620 --> 00:06:11,246
‫تقصیر تو نبود.

65
00:06:12,289 --> 00:06:14,333
‫یادم رفت قبل از اینکه می‌ریم روی
‫تخت شمع‌ها رو خاموش کنم

66
00:06:16,627 --> 00:06:18,378
‫اصلاً بهتر که اینطوری شد.

67
00:06:18,462 --> 00:06:19,797
‫چند نفر رو

68
00:06:19,880 --> 00:06:22,424
‫برای بازسازی این طبقه استخدام کردم؛
‫اما یه هفته طول می‌کشه.

69
00:06:22,508 --> 00:06:24,676
‫که این یعنی بلاخره بعد مدت‌ها

70
00:06:24,760 --> 00:06:26,970
‫می‌تونم یکم از کار دور باشم.

71
00:06:27,054 --> 00:06:28,722
‫کجا می‌ری؟

72
00:06:28,806 --> 00:06:30,933
‫خانواده‌ام نزدیک «کین‌اسلیر داگر»
‫یه کلبه دارن.

73
00:06:31,016 --> 00:06:33,435
‫وقتی کوچیک بودم همیشه می‌رفتیم اونجا.

74
00:06:34,520 --> 00:06:36,605
‫اما بعد از اینکه مسافرخونه
‫رو راه انداختم...

75
00:06:39,608 --> 00:06:41,985
‫دوست نداری بیای؟

76
00:06:42,069 --> 00:06:44,071
‫نمی‌تونم سلین.

77
00:06:45,364 --> 00:06:46,907
‫ببخشید.

78
00:06:46,990 --> 00:06:50,034
‫اگه یه بار دیگه بگی ببخشید
‫کلاه‌مون می‌ره تو هم.

79
00:06:50,119 --> 00:06:51,954
‫من با این وضعیت اصلاً مهمون خوبی نیستم.

80
00:06:52,037 --> 00:06:53,705
‫برای هیچکس.

81
00:06:55,040 --> 00:06:57,668
‫خب راستش آتیش همه رو از اینجا فرار داد.

82
00:06:57,751 --> 00:07:00,003
‫تک و تنها می‌مونی.

83
00:07:02,005 --> 00:07:03,298
‫اگه واقعاً می‌خوای تنها باشی،

84
00:07:03,382 --> 00:07:05,134
‫الان بهترین موقع‌ست.

85
00:07:29,199 --> 00:07:31,118
‫بیا عزیزدلم، باید بریم.

86
00:07:31,201 --> 00:07:32,953
‫می‌ترسم!

87
00:08:00,272 --> 00:08:01,982
‫بـرات کیک عسلی آوردم.

88
00:08:03,400 --> 00:08:05,068
‫ممنون.

89
00:08:05,152 --> 00:08:06,820
‫چه‌خبر؟

90
00:08:08,155 --> 00:08:10,032
‫اصلاً نخوابیدم.

91
00:08:10,115 --> 00:08:12,117
‫منم تقریباً.

92
00:08:14,161 --> 00:08:15,662
‫چه حسی داره...

93
00:08:17,206 --> 00:08:19,041
‫باید بـرم.

94
00:08:19,124 --> 00:08:20,792
‫باشه، من...

95
00:08:20,876 --> 00:08:23,003
‫وقتت رو نمی‌گیرم.

96
00:08:25,464 --> 00:08:27,591
‫اگه کمک لازم داشتی بدون من هستم.

97
00:08:33,889 --> 00:08:35,890
‫خیلی خوشحالم که برگشتی.

98
00:08:36,975 --> 00:08:38,434
‫الان دیگه همه چی روبراهه.

99
00:08:39,477 --> 00:08:40,604
‫واقعی نبود.

100
00:08:42,147 --> 00:08:44,232
‫هرچی که دیدی واقعی نبودن.

101
00:09:25,023 --> 00:09:27,359
‫واقعاً دلم می‌خواد، اما اول باید

102
00:09:27,442 --> 00:09:28,652
‫آیوان رو راضی کنید.

103
00:09:28,694 --> 00:09:31,947
‫توروخدا؟ توروخدا؟ توروخدا؟

104
00:09:32,030 --> 00:09:33,865
‫بعد از اینکه غذا خوردم حتماً.

105
00:09:45,544 --> 00:09:48,880
‫اگه کسی بگه نمک‌ش کمه یا زیاده
‫آتیشش می‌زنم.

106
00:09:50,674 --> 00:09:53,302
‫- ممنون، کافیه.
‫- مگه نشنیدی چی گفتم؟

107
00:09:53,385 --> 00:09:54,678
‫صبحونه زیاد خوردم گرسنه‌ام نیست.

108
00:09:54,761 --> 00:09:56,847
‫از صبحونه دو ساعت می‌گذره.

109
00:09:58,890 --> 00:10:00,559
‫به چی می‌خندین شما دوتا؟

110
00:10:00,642 --> 00:10:03,437
‫خیلی وقت بود کسی رو با
‫خودت نیاورده بودی،

111
00:10:03,520 --> 00:10:06,481
‫فکر می‌کردیم حالا که سن‌ت رفته بالا
‫شاید دیگه بازنشسته شدی.

112
00:10:06,565 --> 00:10:09,609
‫حالا چیزی هم واسه نفر سوم می‌مونه اصلاً؟

113
00:10:27,127 --> 00:10:28,545
‫آیوان و ماکسیم سرشون شلوغه نه؟

114
00:10:31,173 --> 00:10:33,425
‫یکی‌شون همیشه میاد حالم رو می‌پرسه.

115
00:10:33,508 --> 00:10:35,510
‫یعنی چطوری؟

116
00:10:36,678 --> 00:10:38,972
‫با خنده و شوخی سر بحث رو باز می‌کنن.

117
00:10:39,056 --> 00:10:41,141
‫ماکسیم سن‌ام رو مسخره می‌کنه.

118
00:10:41,224 --> 00:10:43,226
‫آیوان موهام رو.

119
00:10:44,686 --> 00:10:46,480
‫بعدش...

120
00:10:46,563 --> 00:10:48,774
‫خاطره تعریف می‌کنن.

121
00:10:48,857 --> 00:10:50,484
‫تجربیات و راهنمایی‌هاشون.

122
00:10:50,567 --> 00:10:51,902
‫و خب این...

123
00:10:51,985 --> 00:10:53,362
‫بیا خلاصه‌ش کنیم.

124
00:10:55,280 --> 00:10:57,532
‫بدون اون هیچی‌ات نمی‌شه.

125
00:10:58,992 --> 00:11:00,369
‫پیوند شما قطع نشده بود.

126
00:11:00,452 --> 00:11:01,703
‫خودش از بین بردش.

127
00:11:03,914 --> 00:11:06,583
‫ تصمیم گرفتی بلاخره
‫می‌خوای چیکار کنی؟

128
00:11:07,626 --> 00:11:09,169
‫زیادی اینجا موندم؟

129
00:11:09,252 --> 00:11:12,798
‫تصمیم داریم فردا به «برج سفید» برگردیم.

130
00:11:12,881 --> 00:11:14,633
‫تو هم میای؟

131
00:11:16,468 --> 00:11:18,470
‫نمی‌دونم.

132
00:11:22,891 --> 00:11:25,519
‫ناینیو می‌خواد وارد منحنی‌ها بشه.

133
00:11:27,687 --> 00:11:30,899
‫بعد از «کدسوین سـدای» هیچکس اینقدر
‫ زود برای آزمون منحنی‌ اقدام نکرده.

134
00:11:30,982 --> 00:11:33,276
‫حس می‌کنم بعد از آزمون دیر یا زود

135
00:11:33,360 --> 00:11:35,654
‫جست‌وجوش به دنبال محافظ‌ رو آغاز کنه.

136
00:11:40,200 --> 00:11:43,578
‫دوست ندارم شکست‌هـام رو تکرار کنم.

137
00:11:47,165 --> 00:11:49,835
‫ای کاش خیلی زودتر با
‫مورین آشنا می‌شدی.

138
00:11:53,255 --> 00:11:54,423
‫یعنی چی خیلی زودتر؟

139
00:11:56,299 --> 00:11:57,926
‫یه اتفاقی براش میافته.

140
00:11:58,009 --> 00:12:00,887
‫الان دیگه بیست سالی می‌شه.

141
00:12:00,971 --> 00:12:03,849
‫یکی دوسال قبل از اینکه تو
‫رو به عنوان محافظش انتخاب کنه.

142
00:12:05,725 --> 00:12:07,894
‫یه روز کاملاً...

143
00:12:07,978 --> 00:12:09,980
‫تغییر کرد.

144
00:12:10,063 --> 00:12:12,357
‫مثل آبی که به یخ تبدیل می‌شه،

145
00:12:12,441 --> 00:12:15,902
‫جوری که با خودت می‌گی این تکه یخ
‫قبلاً چطوری «آب» بوده؟

146
00:12:18,905 --> 00:12:20,740
‫قبل از اون اتفاق حوشحال‌تر بود؟

147
00:12:20,824 --> 00:12:22,659
‫نمی‌دونم.

148
00:12:22,742 --> 00:12:25,412
‫اصلاً نمی‌دونم تا حالا خوشحال بوده یا نه.

149
00:13:37,776 --> 00:13:39,712
‫پس اون پسر مو قرمز هر روز میاد اینجا؟

150
00:13:39,736 --> 00:13:41,738
‫- رند؟
‫- آره.

151
00:13:42,822 --> 00:13:44,491
‫امروز که نیومد.

152
00:13:45,909 --> 00:13:47,619
‫نمی‌دونی کجا زندگی می‌کنه؟

153
00:13:48,995 --> 00:13:51,122
‫مشکلی پیش اومده بانوی من؟

154
00:13:52,499 --> 00:13:55,418
‫می‌خوام مهمان اختصاصی‌تون
‫رو ملاقات کنم.

155
00:13:56,461 --> 00:13:57,546
‫می‌دونی کی رو می‌گم.

156
00:14:18,358 --> 00:14:20,110
‫باید بیام همون‌جایی که وایستادی بکشمت.

157
00:14:20,193 --> 00:14:22,404
‫قبلاً تلاشت رو کردی.

158
00:14:25,574 --> 00:14:28,201
‫در چه حالی؟

159
00:14:28,285 --> 00:14:30,203
‫مثل پروانه‌ای که
‫بال‌هاش رو ازش گرفتن.

160
00:14:30,287 --> 00:14:31,955
‫حال روحی روانی‌ات چی؟

161
00:14:36,293 --> 00:14:39,411
‫دلیل اینکه من به‌جای سلول‌های «برج سفید»
‫اینجام تویی!

162
00:14:39,462 --> 00:14:41,548
‫خواهران زردپوش‌ام می‌خواستن تو
‫رو مورد مطالعه قرار بدن.

163
00:14:41,631 --> 00:14:44,593
‫همینطور خواهران قهوی‌ای پوشم. بعید می‌دونم
‫زیاد از این اوضاع خوشحال باشی.

164
00:14:44,676 --> 00:14:48,054
‫منم بعید می‌دونم خوشحالی من
‫برای تو ارزشی داشته باشه.

165
00:14:49,848 --> 00:14:51,683
‫آموزش‌هاش رو شروع کردی؟

166
00:14:53,393 --> 00:14:55,270
‫رند ال‌ثور رو می‌گم.

167
00:14:57,564 --> 00:14:59,733
‫تو فرستاده بودیش نه؟

168
00:15:00,734 --> 00:15:02,986
‫کجا زندگی می‌کنه؟

169
00:15:11,995 --> 00:15:13,997
‫تو همه‌چیزم رو ازم گرفتی.

170
00:15:15,665 --> 00:15:17,667
‫همه‌چی.

171
00:15:18,793 --> 00:15:21,212
‫فکرکردی با یه شیشه شراب...

172
00:15:21,296 --> 00:15:22,881
‫به هر سازی بگی می‌رقصم؟

173
00:15:22,964 --> 00:15:24,549
‫نه.

174
00:15:24,633 --> 00:15:27,344
‫من خواسته واقعی‌ات رو می‌دونم.

175
00:15:27,427 --> 00:15:33,962
‫بزرگ‌ترین آرزویی که هرکسی که قدرت واحد
‫ازش گرفته شده داره.

176
00:15:42,233 --> 00:15:44,486
‫تو به من کمک می‌کنی،

177
00:15:44,569 --> 00:15:46,196
‫منم به تو.

178
00:15:48,031 --> 00:15:50,700
‫کجا زندگی می‌کنه؟

179
00:15:50,784 --> 00:15:52,869
‫تو یه مسافرخونه می‌مونه.

180
00:15:54,829 --> 00:15:57,374
‫توی «فورگیت»، مسافرخونه «کریسنت»

181
00:15:57,457 --> 00:15:59,209
‫و...؟

182
00:16:01,211 --> 00:16:03,797
‫اون به اندازه من قدرت ‌مندـه.

183
00:16:05,590 --> 00:16:07,884
‫اما از قدرت‌ش می‌ترسه.

184
00:16:07,967 --> 00:16:10,637
‫ازش متنفرـه، برای همین نمی‌تونه
‫کنترلش کنه.

185
00:16:12,847 --> 00:16:15,725
‫باید هرچیزی درمورد احضار کردن قدرت
‫بلدی رو بهش یاد بدی.

186
00:16:15,809 --> 00:16:17,894
‫هرچیزی.

187
00:16:17,977 --> 00:16:19,771
‫مهم نیست چقدر طول می‌کشه.

188
00:16:19,854 --> 00:16:22,357
‫و در آخر، وقتی که پیشرفت‌ش
‫مورد تائیدم بود،

189
00:16:27,779 --> 00:16:29,823
‫این خنجر رو بهت می‌دم.

190
00:16:42,794 --> 00:16:45,839
‫از وقتی برگشته یه‌چیزی بین‌مون
‫سر جاش نیست.

191
00:16:45,922 --> 00:16:48,341
‫هرچی نباشه الان یه پذیرفته‌شده‌ـست.

192
00:16:48,425 --> 00:16:49,551
‫موضوع این نیست.

193
00:16:51,428 --> 00:16:53,096
‫شاید هم یکم بابت همین باشه.

194
00:16:53,179 --> 00:16:55,807
‫مهم نیست چقدر برای مفید بودن
‫و کمک کردن تلاش می‌کنم،

195
00:16:55,890 --> 00:16:58,393
‫هیچوقت کار درست رو انجام نمی‌دم.

196
00:16:58,476 --> 00:17:00,353
‫پس دست از تلاش کردن بردار.

197
00:17:00,437 --> 00:17:02,564
‫تو حتی نمی‌دونی اون تو چه
‫بلایی سرش اومده.

198
00:17:02,647 --> 00:17:04,723
‫چرا حس می‌کنی این وظیفه توئه
‫که حالش رو خوب کنی؟

199
00:17:05,567 --> 00:17:07,026
‫چون من دوستشم.

200
00:17:07,109 --> 00:17:09,738
‫اون پارسال کنارم بود وقتی...

201
00:17:11,448 --> 00:17:14,159
‫یکی که از همه‌چیز برام مهم‌تر بود
‫رو از دست دادم.

202
00:17:14,242 --> 00:17:17,119
‫حـالم بهتر شد چون چهارچشمی
‫حواسش به من بود.

203
00:17:17,203 --> 00:17:19,497
‫با این حال که حالش خودش هم خوب نبود.

204
00:17:20,540 --> 00:17:22,459
‫و منم می‌خوام...

205
00:17:22,541 --> 00:17:25,002
‫همون‌کارها رو در حقش بکنم.

206
00:17:28,047 --> 00:17:30,008
‫مثل قبلاً.

207
00:17:30,091 --> 00:17:32,510
‫اما از وقتی اومدم اینجا،

208
00:17:32,594 --> 00:17:34,804
‫به این برج؛
‫هر لحظه بیشتر...

209
00:17:34,888 --> 00:17:37,807
‫احساس بی‌خاصیت بودن می‌کنم.

210
00:18:06,669 --> 00:18:09,047
‫شما ناینیو ال‌میرا هستید، درسته؟

211
00:18:09,130 --> 00:18:11,090
‫با آیوان و ماکسیم کار داشتم.

212
00:18:12,133 --> 00:18:14,594
‫اون‌ها الان پیش آلانا سدای هستن،
‫اگه مایل باشین

213
00:18:14,677 --> 00:18:17,013
‫من می‌تونم باهاتون تمرین کنم.

214
00:18:17,096 --> 00:18:19,891
‫راسته می‌گن توی منحنی‌ها
‫قدرت رو احضار کردی؟

215
00:18:21,726 --> 00:18:24,246
‫واقعاً برام عجیبه آژاها
‫ هنوز نیفتادن دنبالت.

216
00:18:25,814 --> 00:18:27,941
‫البته برای انتخاب کردن آژاـت
‫سال‌ها وقتی داری فقط...

217
00:18:28,024 --> 00:18:29,567
‫امیدوارم قرمز رو انتخاب نکنی.

218
00:18:58,930 --> 00:19:00,265
‫به «ساحل غربی» حمله شده

219
00:19:00,348 --> 00:19:02,725
‫و تو هیچکس رو برای دفاع نفرستادی.

220
00:19:02,809 --> 00:19:04,727
‫غرب همیشه‌ی خدا تحت حمله‌ست،

221
00:19:04,811 --> 00:19:06,563
‫معمولاً هم از خودی می‌خورن.

222
00:19:07,939 --> 00:19:10,149
‫برج چندنفر رو فرستاده ببینیم چه‌خبر شده.

223
00:19:10,233 --> 00:19:12,777
‫آخرین گزارش‌شون برای کِـیه؟

224
00:19:19,617 --> 00:19:21,244
‫آمرلین از اوضاع خبر داره؟

225
00:19:21,327 --> 00:19:23,246
‫معلومه که آره.

226
00:19:24,956 --> 00:19:27,166
‫آخرین بار کِی باهاش حرف زدی؟

227
00:19:32,672 --> 00:19:35,925
‫وقتی آمرلین غیب‌ش می‌زنه،
‫نگهبان ارشد برج رو اداره می‌کنه.

228
00:19:36,009 --> 00:19:39,012
‫پس دستورات من ارزش هم‌اندازه‌ای

229
00:19:39,095 --> 00:19:41,639
‫با دستورات آمرلین داره.

230
00:19:41,723 --> 00:19:43,725
‫عجب.

231
00:19:49,731 --> 00:19:51,733
‫خبر داری که اگه آمرلین شکست بخوره؛

232
00:19:53,443 --> 00:19:55,445
‫تو هم همراه‌ش به قهقرا می‌ری؟

233
00:20:20,678 --> 00:20:24,573
‫ببین، چند ساخته هیچ خبری از کاروان نداریم.

234
00:20:25,558 --> 00:20:28,186
‫باید دوست‌هام رو پیدا کنم.

235
00:20:29,228 --> 00:20:30,873
‫مطمئنی داریم راه رو درست می‌ریم؟

236
00:20:30,897 --> 00:20:32,357
‫گرگ‌ها هرگز راه رو اشتباه نمی‌رن.

237
00:20:32,440 --> 00:20:34,734
‫فعلاً که تو افتادی جلو، نه اون‌ها.

238
00:20:34,817 --> 00:20:36,402
‫من رو ببین پسر جون.

239
00:20:41,115 --> 00:20:43,117
‫من جزوی از اون‌هام.

240
00:20:44,369 --> 00:20:46,120
‫تو هم همینطور.

241
00:20:50,083 --> 00:20:51,793
‫اصلاً ما چی هستیم؟

242
00:20:51,876 --> 00:20:53,878
‫بهمون می‌گن «گرگ‌برادر»

243
00:20:55,296 --> 00:20:58,383
‫- خب یعنی چی؟
‫- از اسمش کاملاً مشخصه.

244
00:20:59,842 --> 00:21:01,803
‫این‌ها هم گرگ‌برادرن؟

245
00:21:01,886 --> 00:21:03,763
‫منم مثل‌ این‌ها تبدیل به گرگ...

246
00:21:03,846 --> 00:21:05,264
‫مزخرف نگو.

247
00:21:05,348 --> 00:21:07,141
‫چطوری پیدام کردی؟

248
00:21:18,736 --> 00:21:20,947
‫خاصیت زبان‌مون همینه.

249
00:21:22,365 --> 00:21:24,534
‫یکی از گرگ‌های جستجوگرـمون
‫یه آهو دیده.

250
00:21:24,617 --> 00:21:27,328
‫چشم‌اندازش رو فرستاده دنبال ما
‫تا بریم پیشش.

251
00:21:27,412 --> 00:21:29,292
‫- چطوری کار می‌کنه؟
‫- با غریزه‌مون.

252
00:21:29,330 --> 00:21:31,374
‫بعداً یاد می‌گیری چی‌ان و
‫چطوری باید اینکارو کنی.

253
00:21:31,457 --> 00:21:32,959
‫گرگ‌ها بهت گفته بودن

254
00:21:33,042 --> 00:21:34,627
‫اون آدم‌ها قراره بیان سر وقت‌مون؟

255
00:21:36,004 --> 00:21:38,631
‫واسه همین شب توی روستا نموندی؟

256
00:21:38,715 --> 00:21:40,216
‫می‌تونستی ما رو هم خبردار کنی.

257
00:21:40,299 --> 00:21:42,510
‫کمک‌مون کنی.

258
00:21:42,593 --> 00:21:44,512
‫الان در بَندی یا آزاد؟

259
00:21:46,931 --> 00:21:48,016
‫وقتشه یه‌چیزی بخوریم.

260
00:22:02,572 --> 00:22:04,741
‫بزودی میل‌ات به گوشت پخته‌شده از بین می‌ره.

261
00:22:09,203 --> 00:22:11,039
‫ازت خوشش میاد.

262
00:22:16,377 --> 00:22:18,421
‫اسمش چیه؟

263
00:22:18,504 --> 00:22:20,006
‫هرموقع خودش بخواد بهت می‌گه.

264
00:22:26,387 --> 00:22:28,765
‫خیلی وقته تو رو زیر نظر داریم.

265
00:22:31,642 --> 00:22:33,227
‫شانس باهات یار بود که
‫ اونجا بودیم تا تو و اون دختره رو

266
00:22:33,311 --> 00:22:34,812
‫از دست «سفیدپوشان» نجات بدیم.

267
00:22:37,899 --> 00:22:39,984
‫کار شما بود؟

268
00:22:40,068 --> 00:22:41,277
‫چطوری؟

269
00:22:41,360 --> 00:22:43,821
‫ماه‌هاست که چشم‌اندازـت رو دریافت می‌کنیم.

270
00:22:48,117 --> 00:22:50,078
‫اونم دوست‌ش رو از دست داده.

271
00:22:50,161 --> 00:22:52,580
‫هنوز بابت‌ش ناراحته.

272
00:23:01,964 --> 00:23:04,383
‫وقتی خوابی همه‌مون می‌بینمش.

273
00:23:13,476 --> 00:23:15,770
‫اگه ماه‌هاست داری تعقیب‌ام می‌کنی

274
00:23:17,105 --> 00:23:19,607
‫چرا اینقدر طولش دادی تا بیای سراغم؟

275
00:23:19,690 --> 00:23:22,610
‫ما به زن‌هایی که قدرت رو احضار می‌کنن
‫نزدیک نمی‌شیم.

276
00:23:22,693 --> 00:23:24,904
‫چرا اونوقت؟

277
00:23:24,987 --> 00:23:27,907
‫آی‌سدای‌ها به چیزهایی که درکی ازشون
‫ندارن اعتماد نمی‌کنن.

278
00:23:29,200 --> 00:23:31,619
‫درست مثل بقیه انسان‌ها.

279
00:24:04,443 --> 00:24:06,404
‫هاپر.

280
00:24:08,156 --> 00:24:09,866
‫اسمش «هاپر»ـه.

281
00:24:09,949 --> 00:24:11,492
‫بد نبود.

282
00:24:38,811 --> 00:24:41,147
‫دارن مقدمات شام رو حاضر می‌کنن.

283
00:24:41,230 --> 00:24:42,231
‫کمک می‌کنی آب بیاریم؟

284
00:24:48,446 --> 00:24:49,965
‫مگه واسه یه تیکه نون
‫چقدر آب لازم دارن؟

285
00:24:58,915 --> 00:25:00,458
‫خیلی خوب داری پیش میری .

286
00:25:00,541 --> 00:25:02,126
‫خودت هم می‌دونی دیگه نه؟

287
00:25:02,210 --> 00:25:05,671
‫معمولاً هفته‌های اولی که پیوند
‫از بین می‌ره...

288
00:25:08,090 --> 00:25:09,592
‫خب...

289
00:25:10,635 --> 00:25:11,969
‫گفتن نداره که خودت می‌دونی.

290
00:25:13,471 --> 00:25:16,307
‫البته خب راستش هفته‌های اولم نیست.

291
00:25:19,769 --> 00:25:22,313
‫مورین نزدیک به شیش ماه پیش

292
00:25:24,065 --> 00:25:25,566
‫پیوندمون رو به حالت تعلیق درآورد.

293
00:25:25,650 --> 00:25:28,361
‫فکر می‌کردم تنها محافظی‌ام که
‫اینقدر دوام آورده.

294
00:25:32,198 --> 00:25:34,033
‫وقتی آلانا پیوندمون رو ایجاد کرد،

295
00:25:34,116 --> 00:25:36,202
‫هیچ‌کدوم‌مون از این بابت خوشحال نبودیم.

296
00:25:36,285 --> 00:25:38,597
‫من دوست نداشتم افکار کسی رو بخونم،

297
00:25:38,621 --> 00:25:40,122
‫اونم دوست نداشت کسی افکارش
‫رو بخونه.

298
00:25:41,123 --> 00:25:43,876
‫برای همین، سه‌تامون جمع شدیم
‫و درموردش حرف زدیم

299
00:25:43,960 --> 00:25:45,628
‫و تصمیم گرفتیم

300
00:25:45,711 --> 00:25:47,838
‫آلانا پیوندش رو با من قطع کنه.

301
00:25:47,922 --> 00:25:49,507
‫به جز وقتی که می‌خوایم بجنگیم.

302
00:25:50,883 --> 00:25:52,802
‫و توی تخت.

303
00:25:55,388 --> 00:25:56,973
‫«برج» از این ماجرا چیزی می‌دونه؟

304
00:26:01,811 --> 00:26:03,771
‫تا حالا کدوم رابطه‌ای رو دیدی که

305
00:26:03,854 --> 00:26:05,940
‫کاملاً شبیه بقیه رابطه‌ها باشه؟

306
00:26:09,986 --> 00:26:13,489
‫می‌دونم بقیه دائم بهت می‌گن
‫نمی‌تونی برگردی پیش مورین.

307
00:26:13,572 --> 00:26:15,908
‫اما با یه نگاه به من می‌تونی
‫ببینی که ممکنه.

308
00:26:15,992 --> 00:26:17,827
‫اگه خودت بخوای.

309
00:26:55,906 --> 00:26:57,325
‫مسافرخونه «کریسنت» آتیش گرفته.

310
00:26:57,408 --> 00:26:58,993
‫می‌دونین چرا؟

311
00:26:59,076 --> 00:27:01,370
‫بانوی من توی «فورگیت» همیشه
‫‌چیزی در حال سوخته.

312
00:27:01,454 --> 00:27:03,831
‫حیف که به ساختمون های اطراف نرسید.

313
00:27:04,832 --> 00:27:06,792
‫می‌گن یه پسری اونجا زندگی می‌گرده.

314
00:27:06,876 --> 00:27:08,002
‫با موهای قرمز رنگ.

315
00:27:08,085 --> 00:27:11,047
‫مطمئنم همچین رنگ مویی
‫قطعاً توجه آدم رو جلب می‌کنه.

316
00:27:11,130 --> 00:27:12,357
‫حتماً دیدینش که هر روز برای

317
00:27:12,381 --> 00:27:13,924
‫رفتن به سرکارش از این دروازه عبور می‌کرده.

318
00:27:14,008 --> 00:27:15,426
‫چیکارش دارید؟

319
00:27:17,136 --> 00:27:18,471
‫خبرداری الان کجاست؟

320
00:27:34,653 --> 00:27:36,364
‫واقعاً...

321
00:27:36,447 --> 00:27:38,407
‫باورنکردنیه!

322
00:27:42,203 --> 00:27:44,205
‫خانواده‌ات خودشون کلبه‌ای
‫که می‌گفتی رو ساختن؟

323
00:27:46,832 --> 00:27:48,501
‫دروغ گفتم.

324
00:27:49,794 --> 00:27:52,213
‫وقتی بچه بودم نمی‌اومدم اینجا.

325
00:27:53,214 --> 00:27:55,341
‫با یه آقایی می‌اومدم.

326
00:27:56,342 --> 00:27:57,259
‫همونی که قبل تو باهاش بودم.

327
00:27:57,343 --> 00:27:58,487
‫نیازی نیست چیزی درموردش بگی.

328
00:27:58,511 --> 00:28:00,846
‫به هم قول دادیم از گذشته‌ها حرفی نزنیم.

329
00:28:00,930 --> 00:28:03,557
‫برای تو آسونه، چون جوانی و
‫گذشته خاصی نداری.

330
00:28:06,018 --> 00:28:07,853
‫اگه گذشته‌ام رو برات تعریف کنم
‫دهنت وا می‌مونه.

331
00:28:14,485 --> 00:28:16,946
‫اون اولین مردی بود که عاشقش شدم.

332
00:28:18,406 --> 00:28:20,282
‫بهتره بگیم اولین و آخرین.

333
00:28:21,575 --> 00:28:22,701
‫قوی.

334
00:28:22,785 --> 00:28:24,328
‫با اعتماد به ‎نفس.

335
00:28:25,579 --> 00:28:27,039
‫به شدت متکبر.

336
00:28:28,040 --> 00:28:31,210
‫و با چشم‌هایی که هرکسی
‫در مقابل‌شون مسحور می‌شد.

337
00:28:32,211 --> 00:28:34,213
‫زیاد جالب به‌نظر نمیاد.

338
00:28:36,841 --> 00:28:39,093
‫هرچقدر تونستیم با هم سفر کردیم.

339
00:28:39,176 --> 00:28:41,262
‫هر وقت کنار هم بودیم
‫انگار همه‌چی بهتر بود،

340
00:28:41,345 --> 00:28:43,848
‫فارغ از حاشیه و غوغای جهان.

341
00:28:46,016 --> 00:28:49,687
‫همیشه به شوخی می‌گفتیم این دفعه
‫دیگه می‌مونیم و برنمی‌گردیم.

342
00:28:49,770 --> 00:28:52,690
‫اما همیشه برمی‌گشتیم.

343
00:29:03,117 --> 00:29:05,202
‫منم تو یه جایی شبیه اینجا بزرگ شدم.

344
00:29:07,120 --> 00:29:10,950
‫رویای دوستام دیدن شهرها
‫و سفر کردن بود.

345
00:29:12,340 --> 00:29:13,610
‫اما من نه.

346
00:29:15,830 --> 00:29:17,790
‫این بالا،

347
00:29:18,740 --> 00:29:21,020
‫دنیا جوریه
‫که انگار هنوز هماهنگه.

348
00:29:24,010 --> 00:29:26,970
‫باورم شده که از بین نرفته.

349
00:29:27,420 --> 00:29:29,260
‫می‌خوای برگردی اونجا؟

350
00:29:29,260 --> 00:29:32,340
‫چرخ هیچوقت چیزی رو
‫ به کسی که می‌خواد نمیده.

351
00:29:35,100 --> 00:29:37,270
‫حداقل چیزایی که خودم می‌خوام رو.

352
00:29:39,640 --> 00:29:43,350
‫هیچکس و هیچی
‫چیزی که می‌خوای رو بهت نمیده.

353
00:29:45,500 --> 00:29:47,140
‫اگه چیزی می‌خوای،

354
00:29:47,620 --> 00:29:49,800
‫باید به‌دستش بیاری.

355
00:30:12,200 --> 00:30:13,020
‫اوه.

356
00:30:15,060 --> 00:30:15,730
‫درسته.

357
00:30:15,730 --> 00:30:17,900
‫هی رفیق!
‫یکی دیگه.

358
00:30:17,900 --> 00:30:20,300
‫- پول این چیزا رو از کجا میاری؟ من که همه پولت رو گرفتم.
‫- نه.

359
00:30:20,300 --> 00:30:22,000
‫نمیشه که کل شب رو ببری.

360
00:30:22,320 --> 00:30:24,080
‫این رو کسی میگه
‫که نمی‌تونه آینده رو ببینه.

361
00:30:24,080 --> 00:30:27,900
‫نه،
‫گفتی فقط می‌تونی آینده‌ی مردم رو ببینی.

362
00:30:30,120 --> 00:30:33,700
‫خیلی‌خب.
‫حالا که داری خرجی میدی

363
00:30:33,790 --> 00:30:35,200
‫و کل روز هم سوار اسب بودیم،

364
00:30:35,290 --> 00:30:37,120
‫نظرت چیه یه اتاق برامون بگیری؟

365
00:30:38,120 --> 00:30:39,300
‫من که حسابی خسته‌ام.

366
00:30:39,300 --> 00:30:40,380
‫تکون نمی‌تونم بخورم.

367
00:30:40,380 --> 00:30:41,780
‫یه بار گفتی.

368
00:30:41,780 --> 00:30:44,800
‫نظرت با این چیه؟
‫دوتا لیوان دیگه

369
00:30:44,880 --> 00:30:46,380
‫و اتاق بگیرم؟

370
00:30:46,380 --> 00:30:48,160
‫اتاق جدا.

371
00:30:54,720 --> 00:30:56,440
‫امکان نداره اینقدر خورده باشی.

372
00:30:56,440 --> 00:30:58,340
‫اون تا یه چندساعت دیگه می‌خوره.

373
00:30:58,340 --> 00:31:00,710
‫فقط یکی باید کمکش کنه.

374
00:31:02,310 --> 00:31:04,020
‫احتمالاً اتاق لازم ندارین؟

375
00:31:04,020 --> 00:31:05,480
‫اتاق زیرشیروونی.

376
00:31:05,480 --> 00:31:07,400
‫اونجا با یکی قرار ملاقات دارم.

377
00:31:07,400 --> 00:31:08,900
‫هنوز نرسیدن؟

378
00:31:08,900 --> 00:31:10,280
‫نه،
‫هنوز که نه.

379
00:31:10,280 --> 00:31:11,990
‫با کی قرار داری؟

380
00:31:11,990 --> 00:31:13,910
‫کامل مطمئن نیستم.

381
00:31:13,990 --> 00:31:15,880
‫اما هروقت رسیدن
‫بفرست‌شون اونجا.

382
00:31:15,880 --> 00:31:18,340
‫اونا هم سراغ همین اتاق رو می‌گیرن.

383
00:31:30,720 --> 00:31:35,170
‫کمتر آی‌سدایی پیدا میشه
‫که قبول کنه دوباره پاش رو تو این اتاق بذاره.

384
00:31:40,600 --> 00:31:42,260
‫چیزیش واقعی بود؟

385
00:31:51,500 --> 00:31:52,740
‫دردش.

386
00:31:55,400 --> 00:31:56,840
‫اما حتی اون هم ناپدید میشه.

387
00:31:58,000 --> 00:31:59,240
‫به مرور زمان.

388
00:32:03,960 --> 00:32:05,960
‫کی رو اون داخل از دست دادی؟

389
00:32:14,120 --> 00:32:15,210
‫دخترم.

390
00:32:17,510 --> 00:32:18,680
‫تسلیت میگم.

391
00:32:19,730 --> 00:32:20,890
‫باید اون

392
00:32:20,890 --> 00:32:23,320
‫و تموم اتفاقاتی که
‫ اونجا افتاده رو فراموش کنم.

393
00:32:23,730 --> 00:32:25,980
‫چندین سال اونجا بودم.

394
00:32:27,650 --> 00:32:30,570
‫داره ناپدید میشه
‫اما هنوز یادمه.

395
00:32:32,110 --> 00:32:33,610
‫من...

396
00:32:36,530 --> 00:32:39,620
‫من پسرم رو حدود...

397
00:32:40,870 --> 00:32:42,620
‫۸۰-۹۰ سالی مخفی کردم.

398
00:32:44,380 --> 00:32:47,170
‫به خودم گفتم
‫که برای محافظت از خودش بوده.

399
00:32:48,060 --> 00:32:49,800
‫جلوی دشمنام رو بگیرم.

400
00:32:49,880 --> 00:32:52,020
‫که برای رسیدن به من
‫بهش آسیب نرسونن.

401
00:32:55,600 --> 00:32:57,940
‫«سه سوگند» ما رو مجبور می‌کنن
‫ که حقیقت رو برای دیگران آشکار کنیم.

402
00:32:57,940 --> 00:32:59,220
‫نه خودمون.

403
00:33:00,270 --> 00:33:02,480
‫هرجا که دلم می‌خواست
‫می‌تونستم مخفیش کنم.

404
00:33:02,560 --> 00:33:04,230
‫شاید هزار جای امن‌تر دیگه،

405
00:33:04,310 --> 00:33:06,320
‫اما اینجا نگهش داشتم،
‫توی تار والون.

406
00:33:06,320 --> 00:33:08,080
‫به‌خاطر خودم اینجا نگهش داشتم.

407
00:33:08,520 --> 00:33:10,280
‫چون ترسیده بودم.

408
00:33:13,030 --> 00:33:15,700
‫نمی‌تونستم خطر از دست دادن
‫ تنها چیزی که توی این دنیا

409
00:33:15,700 --> 00:33:17,720
‫برام حقیقی بوده رو به جون بخرم.

410
00:33:22,120 --> 00:33:23,960
‫مردانی که می‌تونن...

411
00:33:24,040 --> 00:33:26,830
‫احضار کنن،
‫به‌خاطر جنون‌شون

412
00:33:26,920 --> 00:33:28,590
‫با تاریکی نفرین شدن.

413
00:33:30,590 --> 00:33:33,760
‫چون در نهایت
‫عزیزترین افرادشون هم می‌کشن.

414
00:33:33,840 --> 00:33:36,760
‫اما حقیقت اینه
‫که ما آی‌سدای‌ها هم...

415
00:33:36,840 --> 00:33:38,550
‫نفرین شدیم.

416
00:33:40,430 --> 00:33:43,560
‫قدرت واحد پیری‌مون رو کند می‌کنه،

417
00:33:43,640 --> 00:33:48,690
‫ما هم مجبوریم بشینیم
‫و مرگ عزیزا‌ن‌مون رو تماشا کنیم،

418
00:33:49,560 --> 00:33:51,180
‫و هیچ‌جوره نتونیم جلوش رو بگیریم.

419
00:33:55,950 --> 00:33:58,950
‫حالا می‌فهمم چرا نمی‌ذارن
‫به نوآموز‌ها درس بدی.

420
00:34:04,290 --> 00:34:06,710
‫می‌خوای بدونی چطوری...

421
00:34:06,790 --> 00:34:09,160
‫بدون این که
‫از درد از دست دادن داغون بشیم

422
00:34:09,160 --> 00:34:10,930
‫به دنیا حکومت می‌کنیم؟

423
00:34:12,670 --> 00:34:15,670
‫یه چیزی از این دنیا رو که
‫ مال خودته پیدا می‌کنی

424
00:34:15,760 --> 00:34:17,470
‫و...

425
00:34:17,550 --> 00:34:19,140
‫سفت می‌چسبی بهش.

426
00:34:20,470 --> 00:34:22,060
‫بعدش...

427
00:34:24,480 --> 00:34:27,600
‫...وقتی که درنهایت از بین میره،
‫یکی دیگه پیدا می‌کنی.

428
00:34:29,800 --> 00:34:31,920
‫خودت تاحالا کردی؟

429
00:34:31,920 --> 00:34:33,320
‫یکی دیگه پیدا کردی؟

430
00:34:39,950 --> 00:34:41,620
‫می‌خوام چیزی رو بهت بگم،

431
00:34:41,620 --> 00:34:43,790
‫اما باید بهم قول بدی...

432
00:34:45,440 --> 00:34:47,730
‫...جوش نمیاری.

433
00:34:51,720 --> 00:34:56,600
‫اخباری درمورد یه جور حمله به غرب
‫به برج رسیده،

434
00:34:56,600 --> 00:34:58,180
‫اما اینجا کسی براش مهم نیست.

435
00:34:59,180 --> 00:35:00,860
‫مخصوصاً چون جاسوس‌هامون گزارش دادن

436
00:35:00,860 --> 00:35:02,220
‫که افراد زیادی رو زندانی نکردن.

437
00:35:02,220 --> 00:35:04,100
‫اما تو یکی از گزارش‌ها،

438
00:35:04,780 --> 00:35:07,120
‫موردهای عجیبی رو دستگیر کردن.

439
00:35:09,390 --> 00:35:12,900
‫گروهی از سربازهای شایناری‌
‫که خیلی از خونه‌شون دورن.

440
00:35:16,030 --> 00:35:17,640
‫و با یه اوگیر سفر می‌‌کنن.

441
00:35:18,570 --> 00:35:20,820
‫به همراه یه آهنگر از «دو رود».

442
00:35:50,310 --> 00:35:53,150
‫این دفعه ۱۰ دقیقه طول کشید.

443
00:35:54,360 --> 00:35:56,320
‫به گمونم داریم خستش می‌کنیم.

444
00:35:56,980 --> 00:35:59,530
‫خیلی زود
‫مثل خودمون پیر و باخرد میشه.

445
00:36:02,400 --> 00:36:03,750
‫پیر رو آره.

446
00:36:05,030 --> 00:36:07,410
‫اما هنوز خِرَدش جای کار داره.

447
00:36:19,460 --> 00:36:21,590
‫حرفیه که اون زده،

448
00:36:23,260 --> 00:36:26,850
‫بارها با خودت تکرار می‌کنی.

449
00:36:28,440 --> 00:36:30,800
‫«هزاران‌بار زخم شدن
‫برای یک بار زخم شدن اون.»

450
00:36:38,500 --> 00:36:41,490
‫مردم نمی‌فهمن ما به‌خاطر این ساکتیم...

451
00:36:42,940 --> 00:36:46,360
‫...‌به‌خاطر این سکوت می‌کنیم
‫که مکالمات...

452
00:36:46,360 --> 00:36:49,060
‫بارها و بارها تو ذهن‌مون تکرار میشن.

453
00:36:56,630 --> 00:36:57,790
‫این همه‌سال،

454
00:36:57,880 --> 00:36:59,460
‫این رو گفته...

455
00:37:02,260 --> 00:37:04,840
‫...هیچوقت من رو با خودش
‫ یکسان درنظر نگرفت.

456
00:37:09,440 --> 00:37:11,200
‫البته که نه.

457
00:37:11,200 --> 00:37:12,600
‫ما که با اونا یکسان نیستیم لن.

458
00:37:12,600 --> 00:37:14,270
‫نباید هم باشیم.

459
00:37:14,350 --> 00:37:16,480
‫یه آی‌سدای می‌تونه...

460
00:37:16,560 --> 00:37:19,820
‫رعد و برق ایجاد کنه،
‫کوه برافراشه،

461
00:37:20,380 --> 00:37:23,320
‫بقیه آدم‌ها فقط قدرت‌هاشون رو می‌بینن.

462
00:37:23,320 --> 00:37:25,910
‫اما ما ضعف‌هاشون رو می‌بینیم.

463
00:37:25,990 --> 00:37:28,410
‫بهشون یادآوری می‌کنیم
‫که خدا نیستن.

464
00:37:29,450 --> 00:37:31,120
‫گمون نکنم...

465
00:37:31,200 --> 00:37:33,540
‫آلانا به یادآوری احیتاج داشته باشه.

466
00:37:33,540 --> 00:37:36,080
‫آره خب،
‫می‌دونه که همه دنبال یه چیزیم.

467
00:37:37,460 --> 00:37:39,020
‫چی؟

468
00:37:40,480 --> 00:37:42,940
‫پیروزی روشنایی بر تاریکی.

469
00:37:44,660 --> 00:37:46,040
‫و البته بعدش یه دسر.

470
00:37:52,930 --> 00:37:54,890
‫مورین چی؟

471
00:37:55,480 --> 00:37:57,100
‫اون دنبال چیه؟

472
00:38:03,900 --> 00:38:06,240
‫شاید مشکل همینجاس.

473
00:38:06,840 --> 00:38:09,060
‫فکر نکنم دیگه بدونم.

474
00:39:11,930 --> 00:39:15,500
‫ببخشید که وارد اتاقت شدم،
‫اما می‌خواستم حتماً ملاقاتت کنم.

475
00:39:15,960 --> 00:39:17,060
‫بشین لطفاً.

476
00:39:17,060 --> 00:39:20,600
‫آنور،
‫روز طاقت‌فرسایی داشتم...

477
00:39:20,690 --> 00:39:23,070
‫یه زن نباید مجبور شه
‫ دست به همچین کاری بزنه

478
00:39:23,150 --> 00:39:26,690
‫تا با خواهری که نصف زندگیش اون رو
‫ مثل یه بت دوست داشته، حرف بزنه.

479
00:39:27,540 --> 00:39:30,200
‫اگه منتظری
‫ به‌خاطر رفتنم معذرت‌خواهی کنم،

480
00:39:30,280 --> 00:39:32,200
‫نمی‌کنم.

481
00:39:32,280 --> 00:39:33,780
‫آی‌سدای‌ها نمی‌تونن دروغ بگن.

482
00:39:33,870 --> 00:39:34,990
‫نه نه،
‫البته که نه.

483
00:39:35,580 --> 00:39:37,920
‫راستش رو بخوای،
‫من هم اگه می‌تونستم احضار کنم

484
00:39:37,920 --> 00:39:39,200
‫همین کار رو می‌کردم.

485
00:39:39,200 --> 00:39:41,560
‫نور می‌دونه
‫که تلاشم رو کردم،

486
00:39:41,560 --> 00:39:44,660
‫تو شب‌هایی که
‫ آینده خونواده‌مون روشن نبود.

487
00:39:44,660 --> 00:39:46,880
‫بعد این که عمو نابودمون کرد.

488
00:39:47,180 --> 00:39:48,780
‫بعد این که تو رفتی.

489
00:39:48,780 --> 00:39:51,130
‫اما پدر همیشه امید داشت

490
00:39:51,130 --> 00:39:54,850
‫که یه روزی برمی‌گردی
‫و همش رو درست می‌‌کنی.

491
00:39:54,930 --> 00:39:57,270
‫ستاره درخشانش بودی.

492
00:39:58,000 --> 00:39:59,980
‫البته معلوم شد ستاره دنباله‌دار بودی،

493
00:39:59,980 --> 00:40:02,300
‫به‌‌محض این که از آسمون رفتی
‫دیگه برنگشتی.

494
00:40:02,300 --> 00:40:03,310
‫من...

495
00:40:06,020 --> 00:40:07,340
‫برمی‌گشتم اگه می‌تونستم...

496
00:40:07,360 --> 00:40:09,440
‫پشیمونی الکیت رو نگه دار برای خودت.

497
00:40:09,530 --> 00:40:11,910
‫هرکی سرش تو کار خودش بود.

498
00:40:11,990 --> 00:40:14,160
‫که البته اهمیت کمتری داشت،

499
00:40:14,240 --> 00:40:16,240
‫اما آسون‌تر هم نبود.

500
00:40:16,330 --> 00:40:18,500
‫مگه این که برج
‫ این رو هم بهت یاد داده باشه

501
00:40:18,580 --> 00:40:20,750
‫که وقتی یکی تُف کرد تو صورتت
‫بهش لبخند بزنی.

502
00:40:21,240 --> 00:40:23,220
‫یا چطور به خدمتکار همسایه التماس کنی

503
00:40:23,220 --> 00:40:25,140
‫که غذاهای مونده مهمونی رو بده بهت؟

504
00:40:25,140 --> 00:40:27,180
‫اما من به کارم ادامه دادم،

505
00:40:27,180 --> 00:40:29,460
‫مثل همون کاری که خودت کردی.

506
00:40:29,550 --> 00:40:32,800
‫حالا هم پسرم می‌خواد با ملکه ازدواج کنه،

507
00:40:32,880 --> 00:40:37,220
‫و دیگه هیچکس نمی‌تونه
‫ به خاندان دامودرد توهین کنه.

508
00:40:41,060 --> 00:40:42,900
‫کارت عالی بود خواهر کوچولو.

509
00:40:43,740 --> 00:40:46,920
‫با شرایطی که تو داشتی
‫امکان نداشت مثل تو موفق بشم.

510
00:40:47,730 --> 00:40:49,570
‫لطف داری مورین.

511
00:40:49,650 --> 00:40:52,570
‫اما اصلاً برام مهم نیست
‫ چه فکری می‌کنی.

512
00:40:52,650 --> 00:40:55,370
‫به‌خاطر تاییدت نیومدم اینجا.

513
00:40:55,450 --> 00:40:57,700
‫اومدم اینجا
‫تا مطمئن بشم

514
00:40:57,780 --> 00:41:00,410
‫چیزی که تموم عمرم مشغول ساختن بودم رو
‫نابود نمی‌کنی.

515
00:41:04,880 --> 00:41:06,460
‫اینجا خونه تو نیست.

516
00:41:06,540 --> 00:41:08,670
‫شهرت هم نیست.

517
00:41:08,750 --> 00:41:11,510
‫من هم دیگه خواهر کوچولوت نیستم.

518
00:41:12,550 --> 00:41:15,050
‫تموم چشم و گوشی که اینجا داشتی...

519
00:41:16,050 --> 00:41:18,310
‫...حالا دیگه مال منه.

520
00:41:18,390 --> 00:41:20,770
‫ریاست آسایشگاه،
‫سلستین.

521
00:41:20,850 --> 00:41:22,850
‫نگهبانی که دم دروازه صداش زدی،

522
00:41:23,140 --> 00:41:24,900
‫ساندر.

523
00:41:25,480 --> 00:41:30,530
‫اگه می‌خوای بدونی
‫ اون پسره‌ی موقرمز توی مهمون‌خونه کجا رفت...

524
00:41:30,530 --> 00:41:35,080
‫بعد این که برای چایی دعوتم کردی،
‫می‌تونی کاملاً محترمانه ازم بپرسی.

525
00:41:54,240 --> 00:41:55,930
‫البته باید جالب باشه

526
00:41:56,930 --> 00:41:58,850
‫که بدونی چه سرنوشتی داری.

527
00:41:59,260 --> 00:42:01,140
‫راستش،
‫تنها چیزی که همیشه بهش فکر می‌کردم،

528
00:42:01,140 --> 00:42:04,360
‫این بوده که اگه انتخاب سرنوشتت
‫ به عهده خودت باشه، چه احساسی داره.

529
00:42:06,200 --> 00:42:07,900
‫می‌خوای معامله کنیم؟

530
00:42:09,620 --> 00:42:11,120
‫نه.

531
00:42:14,640 --> 00:42:17,420
‫همه‌جا دنبالت گشتم.

532
00:42:17,420 --> 00:42:19,030
‫یه لحظه تنهامون بذار.

533
00:42:19,030 --> 00:42:20,200
‫اینجا اتاق منه.

534
00:42:25,370 --> 00:42:27,670
‫این هم لیوانمه
‫که باید بشورمش.

535
00:42:29,420 --> 00:42:31,540
‫داشتم میومدم

536
00:42:31,630 --> 00:42:34,630
‫- که پیدات کنم...
‫- پرین و لویال دستگیر شدن.

537
00:42:34,710 --> 00:42:36,470
‫دارم میرم فالم
‫تا نجات‌شون بدم.

538
00:42:36,620 --> 00:42:38,920
‫فالم؟
‫اون که اون سر دنیاس.

539
00:42:38,920 --> 00:42:41,900
‫فقط اومدم بهت بگم
‫که دارم میرم.

540
00:42:41,900 --> 00:42:43,500
‫لازم نیست بیای.

541
00:42:43,500 --> 00:42:45,710
‫من قبول شده‌ام،
‫و هروقت دلم بخواد می‌تونم از برج برم.

542
00:42:45,710 --> 00:42:48,020
‫اما اگه تو رو بگیرن،
‫اخراجت می‌کنن.

543
00:42:48,020 --> 00:42:50,180
‫فکر کردی برام مهمه؟

544
00:42:50,180 --> 00:42:51,700
‫اگه دوستامون تو دردسر باشن،

545
00:42:51,700 --> 00:42:54,020
‫چرا فکر کردی اینجا می‌مونم؟

546
00:43:01,180 --> 00:43:03,680
‫تو اصلاً نمی‌فهمی،
‫مگه نه؟

547
00:43:03,680 --> 00:43:06,400
‫که چرا اینقدر اینجا تلاش کردم؟

548
00:43:06,400 --> 00:43:09,040
‫اگه تو «چشم دنیا» آماده بودم...

549
00:43:09,920 --> 00:43:12,380
‫...می‌تونستم کنار رند مبارزه کنم.

550
00:43:13,400 --> 00:43:16,040
‫و اینطوری شاید می‌تونست برگرده.

551
00:43:18,760 --> 00:43:20,500
‫دیگه هیچوقت اونطوری

552
00:43:20,500 --> 00:43:22,540
‫ناامیدتون نمی‌کنم.

553
00:43:24,940 --> 00:43:27,060
‫یه راه امن واسه بیرون رفتن بلدم.

554
00:43:37,900 --> 00:43:39,490
‫حال پرین و لویال خوبه؟

555
00:43:40,060 --> 00:43:41,180
‫نمی‌دونم.

556
00:43:41,380 --> 00:43:43,120
‫خب کی دستگیرشون کرده؟

557
00:43:43,120 --> 00:43:45,560
‫تنها چیزی که شنیدم
‫ این بوده که از غرب حمله کردن.

558
00:43:47,880 --> 00:43:49,500
‫تا فالم خیلی راهه.

559
00:43:49,820 --> 00:43:52,680
‫وقت داریم
‫تا یه نقشه بکشیم.

560
00:43:57,360 --> 00:43:59,540
‫آره،
‫معلومه که دنبال‌تونم.

561
00:43:59,540 --> 00:44:01,540
‫تا بفهمم واسه چی
‫ دارین یواشکی از برج میرین.

562
00:44:01,540 --> 00:44:03,340
‫همین حالا برگرد
‫و به هیچکس هم هیچی نگو وگرنه...

563
00:44:03,340 --> 00:44:06,430
‫وگرنه چی؟
‫اگوین کاریم نمی‌کنه.

564
00:44:06,430 --> 00:44:08,880
‫و تو حتی نمی‌تونی
‫ منبع قدرت رو لمس کنی.

565
00:44:11,080 --> 00:44:13,070
‫لیاندرین سدای.

566
00:44:16,890 --> 00:44:18,400
‫من آوردم‌شون اینجا.

567
00:44:18,400 --> 00:44:19,720
‫هیچ‌کار اشتباهی نکردن.

568
00:44:19,720 --> 00:44:21,180
‫مقصر منم.

569
00:44:23,820 --> 00:44:26,040
‫چه وضعیت پیچیده‌ای داری.

570
00:44:29,410 --> 00:44:31,380
‫برای این کار معذرت‌ می‌خوام.

571
00:44:52,560 --> 00:44:54,190
‫هنوز که تو تختتی.

572
00:44:54,270 --> 00:44:55,560
‫- بلند شو! بلند شو دیگه!
‫- بلند شو!

573
00:44:55,650 --> 00:44:57,440
‫- وقت کاره!
‫- مشتری‌ها منتظرن!

574
00:44:57,520 --> 00:44:59,610
‫امکان نداره عمه.

575
00:45:00,220 --> 00:45:01,360
‫من فرار کردم.

576
00:45:01,440 --> 00:45:03,540
‫هیشکی نمی‌تونه از سرنوشتش در بره.

577
00:45:03,540 --> 00:45:06,280
‫تو که این رو بهتر از همه می‌دونی.

578
00:45:10,180 --> 00:45:12,160
‫کنار هم خوشبت میشیم؟

579
00:45:17,130 --> 00:45:18,960
‫وقتی بزرگ‌ شم چی‌کاره میشم؟

580
00:45:21,260 --> 00:45:23,430
‫نه!
‫نه!

581
00:45:28,180 --> 00:45:30,180
‫چشمات رو باز کن.

582
00:45:36,200 --> 00:45:38,000
‫چی می‌بینی؟

583
00:45:42,580 --> 00:45:44,320
‫معرکه‌اس،
‫مگه نه؟

584
00:45:44,320 --> 00:45:46,280
‫هیچی ندیدن.

585
00:45:46,360 --> 00:45:48,340
‫که دیگه تو مرکز توجهات نباشی.

586
00:45:48,340 --> 00:45:50,180
‫تو کی هستی؟

587
00:45:50,180 --> 00:45:52,620
‫تو این دوران اسم های زیادی دارم.

588
00:45:52,620 --> 00:45:54,400
‫«مردی از جنس دروغ».

589
00:45:54,400 --> 00:45:56,180
‫ «نابودکنـنده امید».

590
00:45:56,180 --> 00:45:57,920
‫ «طرد شده».

591
00:45:58,940 --> 00:46:01,560
‫نه، نه.
‫لیاندرین بهم نگفت...

592
00:46:01,560 --> 00:46:05,180
‫قول داده بود بینشت رو ازت بگیره.

593
00:46:05,460 --> 00:46:09,000
‫واقعاً فکر کردی
‫ یه آی‌سدای می‌تونه همچین کاری کنه؟

594
00:46:10,620 --> 00:46:14,600
‫یه چیزهایی هست،
‫که فقط تاریکی می‌تونه انجامش بده.

595
00:46:14,670 --> 00:46:17,480
‫قرارداد لغو میشه.
‫من...

596
00:46:19,980 --> 00:46:22,380
‫کمکت نمی‌کنم
‫تا به کسی آسیب برسونی.

597
00:46:22,560 --> 00:46:24,460
‫می‌کنی.

598
00:46:26,700 --> 00:46:29,060
‫نمی‌ذارم به مت آسیب برسونی.

599
00:46:29,530 --> 00:46:31,600
‫شاید بذاری.

600
00:46:32,820 --> 00:46:35,160
‫اومدی اینجا تا بهت بگن

601
00:46:35,160 --> 00:46:37,700
‫ مقصد بعدیش کجاس.

602
00:46:39,380 --> 00:46:42,280
‫می‌خوای از شر نفرینت راحتت کنم؟

603
00:46:42,280 --> 00:46:44,680
‫ببرش کایریان.

604
00:46:54,280 --> 00:46:56,640
‫تو کایریان چه خبره؟

605
00:48:11,200 --> 00:48:12,740
‫رند!

606
00:48:26,220 --> 00:48:27,510
‫از پشتم جم نخور.

607
00:48:48,720 --> 00:48:50,130
‫ببخشید.

608
00:48:50,600 --> 00:48:51,980
‫- چی‌کار کردی؟
‫- ببخشید!

609
00:48:52,010 --> 00:48:53,970
‫چی‌کار کردی؟

610
00:48:54,120 --> 00:48:55,850
‫- باید بهت می‌گفتم، من...
‫- تو...؟

611
00:48:55,930 --> 00:48:58,470
‫- فکر کردم می‌تونم جلوش رو بگیرم.
‫- احضار کردی؟

612
00:48:59,280 --> 00:49:01,020
‫باید بهت می‌گفتم.

613
00:49:05,120 --> 00:49:06,650
‫اون آتیش تو مهمون‌خونه‌م هم کار تو بود؟

614
00:49:06,720 --> 00:49:10,000
‫نه، نه، اون تصادفی بود.
‫تصادفی بود.

615
00:49:10,660 --> 00:49:12,180
‫چه‌جور تصادفی؟

616
00:49:12,180 --> 00:49:13,920
‫من دیوونه نشدم.

617
00:49:15,000 --> 00:49:17,000
‫دیوونه نشدم.

618
00:49:21,310 --> 00:49:24,520
‫تو هم می‌دونی.

619
00:49:24,520 --> 00:49:26,760
‫من رو می‌شناسی،
‫نه؟

620
00:49:44,160 --> 00:49:45,680
‫می‌فهمم.

621
00:49:51,640 --> 00:49:52,740
‫الان هم باید برم.

622
00:49:52,740 --> 00:49:56,040
‫ممنون...
‫بابت همه‌چیز.

623
00:49:56,040 --> 00:49:57,700
‫برام آرزوی...

624
00:50:01,700 --> 00:50:03,310
‫مهم نیست.

625
00:50:05,620 --> 00:50:07,380
‫کجا میری؟

626
00:50:10,460 --> 00:50:13,580
‫میگن مردایی که دیوونه میشن...

627
00:50:13,580 --> 00:50:16,260
‫اول کسایی رو می‌کشن
‫که عاشق‌شونن.

628
00:50:21,820 --> 00:50:24,120
‫پس تا اونجا که بتونم دور میشم.

629
00:50:27,560 --> 00:50:29,660
‫یعنی میگی که عاشقمی؟

630
00:50:37,380 --> 00:50:40,080
‫چرا بهم نگفتی می‌تونی احضار کنی؟

631
00:50:43,460 --> 00:50:47,420
‫تو اولین زنی هستی
‫که من رو مرد دیدی.

632
00:50:48,840 --> 00:50:51,780
‫نمی‌خواستم من رو یه هیولا ببینی.

633
00:51:01,100 --> 00:51:02,740
‫نیستی.

634
00:51:07,860 --> 00:51:10,920
‫کاری که کردی،
.بخشی از ذاتته

635
00:51:12,720 --> 00:51:14,920
‫نباید قایمش کنی.

636
00:51:18,360 --> 00:51:19,940
‫یه بار کردم.

637
00:51:20,740 --> 00:51:22,700
‫روحم رو به آینه‌ای تبدیل کردم

638
00:51:22,700 --> 00:51:25,480
‫که فقط چیزایی که
‫ می‌خواست ببینه رو بازتاب می‌کرد.

639
00:51:25,480 --> 00:51:28,580
‫و چیزی که ازم باقی‌مونده بود رو
‫ تو تاریکی رها کردم.

640
00:51:30,540 --> 00:51:32,900
‫اما یه روز بیشتر نگاه کرد.

641
00:51:32,900 --> 00:51:34,880
‫با دقت بیشتر.

642
00:51:40,160 --> 00:51:43,300
‫باید به بقیه این فرصت رو بدی
‫تا با تمام وجود عاشقت باشن.

643
00:51:44,460 --> 00:51:45,830
‫شاید هم عاشقت نشن.

644
00:51:47,180 --> 00:51:49,560
‫اما باید فرصتش رو بهشون بدی.

645
00:51:49,560 --> 00:51:52,080
‫نمی‌دونم چقدر وقت برامون مونده.

646
00:51:53,500 --> 00:51:54,780
‫تا این که...

647
00:51:54,780 --> 00:51:57,060
‫درست مثل بقیه.

648
00:51:58,360 --> 00:52:00,560
‫هیچوقت کافی نیست.

649
00:52:15,420 --> 00:52:17,060
‫مطمئنی خوابه؟

650
00:52:17,060 --> 00:52:18,860
‫- آره.
‫- چی‌ پیدا کردی؟

651
00:52:18,860 --> 00:52:21,720
‫یه پیشگویی به زبان باستانی.

652
00:52:27,060 --> 00:52:29,480
‫لن نباید بدونه به کی مربوطه.

653
00:52:29,480 --> 00:52:31,140
‫لنفیر.

654
00:52:31,500 --> 00:52:33,740
‫«طرد شده.»

655
00:52:33,740 --> 00:52:36,090
‫مهر و مومش شکسته.

656
00:52:37,440 --> 00:52:39,520
‫دوباره اومده به دنیامون.

657
00:52:42,580 --> 00:52:44,440
‫«دختر شب.

658
00:52:44,440 --> 00:52:47,020
‫دوباره برمی‌خیزد.

659
00:52:47,020 --> 00:52:50,560
‫هنوز در جنگ باستانی‌اش مبارزه می‌کند.

660
00:52:51,440 --> 00:52:53,780
‫در جست و جوی معشوق جدیدش است،

661
00:52:53,780 --> 00:52:56,500
‫تا به او خدمت کند و بمیرد،

662
00:52:56,500 --> 00:52:58,950
‫و به خدمتش ادامه دهد.»

663
00:52:59,480 --> 00:53:01,130
‫سلین؟

664
00:53:01,380 --> 00:53:04,060
‫«چه کسی می‌تواند جلوی آمدنش را بگیرد؟»

665
00:53:09,260 --> 00:53:11,620
‫«دیوارهای درخشان خم می‌شوند.

666
00:53:13,670 --> 00:53:16,610
‫خون از خون تغذیه می‌کند.

667
00:53:17,840 --> 00:53:20,940
‫خون، خون را فرا می‌طلبد.

668
00:53:21,900 --> 00:53:23,530
‫خون حرف اول را می‌زند،

669
00:53:23,530 --> 00:53:25,700
...خون همیشه حرف اول رو می‌زده‌

670
00:53:25,780 --> 00:53:27,660
‫یه چیزی هست که باید بدونی رند.

671
00:53:27,660 --> 00:53:31,060
‫ ...و همیشه هم خواهد زد.»

672
00:53:32,840 --> 00:53:35,040
‫من هم هیولام.

673
00:53:45,040 --> 00:53:46,160
‫منظورت چیه؟

674
00:53:56,360 --> 00:53:58,300
‫چه اتفاقی داره میفته؟

675
00:54:00,380 --> 00:54:01,980
‫چه اتفاقی داره میفته؟

676
00:54:16,860 --> 00:54:19,600
‫بجنب.
‫خیلی وقت نداریم.

677
00:54:19,600 --> 00:54:22,740
‫کشتیش.

678
00:54:27,900 --> 00:54:31,510
‫- کشتیش.
‫- نه. نمی‌تونستم.

679
00:54:31,510 --> 00:54:33,220
‫چون لنفیره،

680
00:54:33,220 --> 00:54:35,180
‫دختر شب.

681
00:54:35,420 --> 00:54:38,040
‫خطرناک‌ترینِ طردشده‌ها.

682
00:54:38,040 --> 00:54:39,860
‫اسمش سلینه.

683
00:54:39,860 --> 00:54:41,320
‫تو فورگیت یه مهمون‌خونه داره.

684
00:54:41,320 --> 00:54:42,940
‫بهت دروغ گفته.

685
00:54:43,460 --> 00:54:45,680
‫کاری که من نمی‌‌تونم.

686
00:54:51,420 --> 00:54:53,060
‫حالا هم باید عجله کنیم.

687
00:54:54,700 --> 00:54:56,460
‫بجنب!

688
00:54:58,920 --> 00:55:00,900
‫بجنب!

689
00:55:00,900 --> 00:55:15,900
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
