1
00:00:00,525 --> 00:00:05,525
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:06,549 --> 00:00:08,509
‫<i>ارباب تاریکی داره بیدار میشه</i>
[آنچه در فصل قبل گذشت]

3
00:00:08,592 --> 00:00:10,636
‫<i>هنوز هیچی نشده داره توی سرمون زمزمه می‌کنه</i>

4
00:00:12,346 --> 00:00:14,074
‫<i>اما یک نفر هست که می‌تونه جلوی اون بایسته</i>

5
00:00:15,683 --> 00:00:17,560
‫<i>اژدها دوباره متولد شده</i>

6
00:00:17,643 --> 00:00:20,104
‫- و اون یکی از شماهاست.
‫- عقلت رو از دست دادی!

7
00:00:20,187 --> 00:00:21,187
‫از پیوندی که بین...

8
00:00:21,230 --> 00:00:22,710
‫آی‌سدای و محافظش جریان داره خبر دارم

9
00:00:22,773 --> 00:00:24,525
‫محافظ هر چی آی‌سدای‌اش حس کنه رو حس می‌کنه

10
00:00:24,608 --> 00:00:26,026
‫آب می‌تونه گرم‌تر باشه

11
00:00:27,069 --> 00:00:29,905
‫- بهتر شد؟
‫- خیلی...

12
00:00:29,989 --> 00:00:31,240
‫قبل از تـو،

13
00:00:31,323 --> 00:00:34,034
‫هیچ امید و هدفی برای
‫ ادامه و گذروندن زندگی نداشتم

14
00:00:35,536 --> 00:00:38,581
‫این قدرت متعلق به زن‌هاست

15
00:00:38,664 --> 00:00:39,957
‫فقط برای زنان!

16
00:00:40,040 --> 00:00:41,917
وقتی شما مردها لمش می‌کنید،

17
00:00:42,001 --> 00:00:44,545
‫آلوده‌ش می‌کنین.

18
00:00:44,628 --> 00:00:46,273
‫ارباب تاریکی، «قدرت واحـد» رو خراب کرد

19
00:00:46,297 --> 00:00:49,800
‫تا هر کسی ازش استفاده کرد کارش به جنون بکشه

20
00:00:49,884 --> 00:00:51,635
‫باید حواس‌تون رو جمع کنید.

21
00:00:51,719 --> 00:00:53,763
‫من ارتباطش با خنجر رو درمان کردم،

22
00:00:53,846 --> 00:00:56,023
‫ولی دقیقاً به اندازه‌ای که
‫ اون از تاریکی خنجر تغذیه می‌کرد

23
00:00:56,307 --> 00:00:57,558
‫خنجر هم داشت از تاریکی درونش سـود می‌برد

24
00:00:57,641 --> 00:00:59,935
‫اگه دوباره بهش دست بزنه،
‫ممکنه برای همیشه از دست بـره.

25
00:01:00,895 --> 00:01:01,913
‫خیلی نگرانشم،

26
00:01:01,937 --> 00:01:04,064
‫وقتی والـدا داشت شکنجه‌ش می‌داد

27
00:01:04,148 --> 00:01:05,649
‫چشم‌هاش طلایی شد،
‫درست مثل چشم گرگ‌

28
00:01:05,733 --> 00:01:08,152
‫- من آی‌سدای نیستم
‫- اما می‌تونی باشی!

29
00:01:08,235 --> 00:01:10,196
‫تو به باد گوش نمی‌دی اگوین،

30
00:01:10,279 --> 00:01:12,573
‫بـاد به تو گوش می‌ده!

31
00:01:14,241 --> 00:01:15,427
‫قدرتمندترین احضارکنندۀ قدرتی

32
00:01:15,451 --> 00:01:17,536
‫که در هزار سال اخیر دیدیم!

33
00:01:17,620 --> 00:01:19,872
‫اگه من همون‌قدری که می‌گید قدرتمندم

34
00:01:19,955 --> 00:01:23,167
‫شاید شما آی‌سدای‌ها نباید من
‫رو دست کم بگیرین، نه من شما رو.

35
00:01:23,250 --> 00:01:25,336
‫چرخ زمان تو رو به این ماجرا فراخونده

36
00:01:25,419 --> 00:01:27,046
‫چه بتونی تحمل‌ش کنی چه نه

37
00:01:27,129 --> 00:01:29,173
‫نبرد پایانی نزدیکه!

38
00:01:36,305 --> 00:01:37,598
‫این چـیه؟

39
00:01:37,681 --> 00:01:38,933
‫«شــاخ والـری»

40
00:01:39,016 --> 00:01:40,202
‫که در آخرین نبرد دمیده بشه!

41
00:01:41,602 --> 00:01:43,354
‫پیـروان تاریکی از مـرز رد شدن!

42
00:01:43,437 --> 00:01:45,648
‫اگه همین حالا که ارباب تاریکی
‫قدرت خاصی نداره

43
00:01:45,731 --> 00:01:47,066
‫جلـوش رو نگیریم،

44
00:01:47,149 --> 00:01:49,610
‫تمام دنیا به تاریکی رو میارن.

45
00:01:49,693 --> 00:01:52,321
‫مــت؟

46
00:01:52,404 --> 00:01:54,049
‫می‌خوام یه پیام به برج فرستاده بشه.

47
00:01:54,073 --> 00:01:56,534
‫مردی هست که باید پیداش کنن

48
00:01:56,617 --> 00:01:57,952
‫مـت کاثن.

49
00:01:58,035 --> 00:01:59,763
‫این پیام رو به کی بفرستم؟

50
00:01:59,787 --> 00:02:00,955
‫به «آژای قـرمز»

51
00:02:01,038 --> 00:02:03,123
‫مـورین پیوندمون رو قطع کرده.

52
00:02:03,207 --> 00:02:04,291
‫رند!

53
00:02:05,417 --> 00:02:07,837
‫نمی‌تونی از سرنوشتت فرار کنی.

54
00:02:07,920 --> 00:02:10,047
‫تـو اژدهای دوباره متولد شده‌ای!

55
00:02:10,130 --> 00:02:11,465
‫همینجا بود!

56
00:02:11,549 --> 00:02:13,300
‫همون وسط.

57
00:02:13,384 --> 00:02:14,552
‫اگوین؟

58
00:02:14,635 --> 00:02:16,053
‫خـوب حسش کردم!

59
00:02:16,136 --> 00:02:17,638
‫جـنون رو می‌گم

60
00:02:17,721 --> 00:02:18,722
‫بهشون بگو من مُردـم.

61
00:02:18,806 --> 00:02:20,558
‫بـگو نتونستم زنده برگردم.

62
00:02:20,641 --> 00:02:21,559
‫رند کجاست؟

63
00:02:21,642 --> 00:02:22,810
‫مُرده.

64
00:02:24,645 --> 00:02:26,105
‫پیوندمون رو دوباره وصل کن.

65
00:02:26,188 --> 00:02:28,190
‫دیگه به قدرت...

66
00:02:28,274 --> 00:02:29,567
‫دسترسی ندارم!

67
00:02:30,609 --> 00:02:32,069
‫«کوئیلدیار»ــه

68
00:02:32,152 --> 00:02:33,171
‫فکر می‌کردم سنگ‌قلب

69
00:02:33,195 --> 00:02:34,238
‫هیچ طوری‌ش نمی‌شه،

70
00:02:35,239 --> 00:02:36,719
‫حتی قدرت واحد هم نمی‌تونه
‫بشکونتش!

71
00:02:37,616 --> 00:02:38,534
منم همینطور فکر می‌کردم.

72
00:02:38,617 --> 00:02:39,618
‫یعنی چی؟

73
00:02:39,702 --> 00:02:41,203
‫یعنی این نبرد پایانی نبود!

74
00:02:43,205 --> 00:02:45,457
‫می‌ترسم اولین نبرد بوده باشه...

75
00:04:01,158 --> 00:04:03,661
کجـاست؟
کسی که الان توی این دنیا سرگردونه!

76
00:04:03,744 --> 00:04:06,455
‫کسی که از اول اژدها بوده و
‫خواهد بود،

77
00:04:06,538 --> 00:04:09,458
‫اما فعلاً قدرت درونش شکل نگرفته،

78
00:04:09,541 --> 00:04:10,876
‫رند ال‌ثور؟

79
00:04:10,960 --> 00:04:12,878
‫شخصی که من رو از چـشم جـهان آزاد کرد،

80
00:04:12,962 --> 00:04:15,631
‫و فکر می‌کنه می‌تونه خودش رو قایم کنه.

81
00:04:15,714 --> 00:04:17,383
‫نمی‌تونه.

82
00:04:17,466 --> 00:04:18,759
‫قصد داریم کارش رو یه‌سرـه کنیم؟

83
00:04:18,842 --> 00:04:22,388
‫شاید به یه دردی بخوره.

84
00:04:22,471 --> 00:04:24,974
‫دیـر یا زود که گیرش می‌اندازیم،

85
00:04:25,057 --> 00:04:26,684
‫حالا توی این عصر یا عصر دیگه‌ای.

86
00:04:26,767 --> 00:04:28,227
‫مامان؟

87
00:04:28,310 --> 00:04:30,604
‫ببخشید!

88
00:04:30,688 --> 00:04:33,816
‫ما وسـط جلسه‌ایم!

89
00:04:33,899 --> 00:04:35,526
‫یه جلسه خیلی خیلی مهم.

90
00:04:38,153 --> 00:04:39,446
‫آهان...

91
00:04:39,530 --> 00:04:41,281
‫بذار حدس بزنم.

92
00:04:41,365 --> 00:04:42,533
‫یه‌چیزی اون بیرون ترسوندتـت نه؟

93
00:04:44,243 --> 00:04:46,036
‫هیولایی، چیزی؟

94
00:04:49,999 --> 00:04:51,458
‫بیا بیرون.

95
00:04:55,212 --> 00:04:58,549
‫البته خیلی‌ها هم به من می‌گن هـیولا.

96
00:04:58,632 --> 00:05:03,053
‫درکنار بقیه نام‌های پلـیدی که بهم دادن.

97
00:05:03,137 --> 00:05:04,596
‫«مردی از جنس دروغ»

98
00:05:04,680 --> 00:05:06,557
‫«نابودکنـنده امید»

99
00:05:06,640 --> 00:05:08,767
‫«طرد شده»

100
00:05:08,851 --> 00:05:11,061
‫می‌دونی چـرا من و بقیه طـردشدگان

101
00:05:11,145 --> 00:05:12,521
‫رو اینطوری صدا می‌زنن؟

102
00:05:12,604 --> 00:05:13,772
‫نه.

103
00:05:13,856 --> 00:05:16,025
‫چـون اگه من رو با اسم واقعی‌ام صدا بزنن،

104
00:05:16,108 --> 00:05:17,526
‫هیچکس دیگه ازم نمی‌ترسه.

105
00:05:27,036 --> 00:05:30,497
جدای این‌ها؛ چطور می‌شه ثابت کرد
‫آدم بدی نیستی؟

106
00:05:30,581 --> 00:05:33,667
‫چطور می‌شه ثابت‌ کرد کارهایی که داری
‫انجام می‌دی، خوب‌ـن یا بد؟

107
00:05:35,210 --> 00:05:36,587
‫درست هستن یا اشتباه؟

108
00:05:38,172 --> 00:05:40,758
‫این موجود رو ببین.

109
00:05:40,841 --> 00:05:42,092
‫نصف انسانه،

110
00:05:42,176 --> 00:05:45,012
‫نصف حیوان.

111
00:05:45,095 --> 00:05:48,265
‫همیـشه، بینِ چیزی بودن خیلی سخته.

112
00:05:51,852 --> 00:05:53,437
‫اگه آدم بدی نباشه چی؟

113
00:05:54,521 --> 00:05:56,648
‫اگه کاری که می‌کنه اشتباه نباشه چی؟

114
00:05:56,732 --> 00:05:58,650
‫شاید همه این‌ها به‌خاطر اینه که...

115
00:05:58,734 --> 00:05:59,734
‫فقط گشنشه؟

116
00:06:04,364 --> 00:06:06,408
‫حالا من رو ببین.

117
00:06:07,701 --> 00:06:10,329
‫من شبیه هیولاهـام؟

118
00:06:12,414 --> 00:06:14,041
‫نـه.

119
00:06:16,585 --> 00:06:18,337
‫می دونستم از تو خوشم میاد.

120
00:06:26,887 --> 00:06:28,555
‫دیدی؟

121
00:06:28,639 --> 00:06:30,307
‫هیچی نشد.

122
00:06:30,390 --> 00:06:31,850
‫حالا نوبت توئه.

123
00:06:31,934 --> 00:06:33,685
‫انجامش بده.

124
00:06:54,958 --> 00:07:01,091
‫«چـــرخ زمـــان»
‫" فصل دوم - قسمت اول "

125
00:07:06,302 --> 00:07:14,802
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

126
00:07:14,826 --> 00:07:21,826
‫تـرجمه از «آیــدا و محمدعلی sm»

127
00:10:45,645 --> 00:10:47,397
‫دیر کردی.

128
00:10:47,481 --> 00:10:50,025
‫ورین! مجبوری اینقدر بلند صحبت کنی؟

129
00:10:50,108 --> 00:10:52,235
‫بـاز هم خـماری؟

130
00:10:52,319 --> 00:10:54,946
‫دارم با عادی‌ترین لـحن ممکن حرف می‌زنم.

131
00:10:55,030 --> 00:10:57,741
‫می‌شه یه‌ذره بیای این‌ور تر؟

132
00:10:57,824 --> 00:11:00,118
‫عالی شد.

133
00:11:01,411 --> 00:11:03,413
‫لـن؟

134
00:11:03,497 --> 00:11:05,540
‫امروز هوا خیلی گَرمه،

135
00:11:05,624 --> 00:11:07,918
‫و حتماً تمرین شمشیر با همچین...

136
00:11:08,001 --> 00:11:11,463
‫شلوار پشمی و زخیمی خیلی
‫کار طاقت‌فرساییه نه؟

137
00:11:11,546 --> 00:11:13,006
‫یکی داره میاد.

138
00:11:13,090 --> 00:11:15,926
‫دوباره اومدن مورین رو ببینن نه؟

139
00:11:16,009 --> 00:11:17,111
‫حتماً.

140
00:11:18,136 --> 00:11:20,013
‫این 20میـن نفره!

141
00:11:20,097 --> 00:11:21,937
‫مورین هنوز نگفته این‌ها کی‌ان

142
00:11:21,973 --> 00:11:23,225
‫یا چه پیغامی میارن؟

143
00:11:23,308 --> 00:11:25,727
‫توروخدا نگاهم نکن.

144
00:11:25,811 --> 00:11:27,691
‫هرچی به تو می‌گه
‫به منم همون‌ها رو می‌گه.

145
00:11:40,367 --> 00:11:42,994
‫دوباره اومدن شما رو ببینن.

146
00:11:43,078 --> 00:11:44,579
‫بفرستش داخل.

147
00:11:46,331 --> 00:11:48,083
‫این یکی از «ایلیان» اومده.

148
00:11:48,166 --> 00:11:50,585
‫بفرستش داخل.

149
00:11:59,428 --> 00:12:01,555
‫مـورین سدای.

150
00:12:01,638 --> 00:12:03,348
‫بفرمایید.

151
00:12:03,432 --> 00:12:05,392
‫بشینید.

152
00:12:05,475 --> 00:12:06,953
‫همیشه مشتری‌هام میان پیش من،

153
00:12:06,977 --> 00:12:09,146
‫نه اینکه من بـرم پیش‌شون.

154
00:12:09,229 --> 00:12:11,148
‫مخصوصاً همچین جایی که
‫تا نزدیک‌ترین بندر یه دنیا فاصله داره.

155
00:12:11,231 --> 00:12:12,691
‫و با این حال اومدین.

156
00:12:12,774 --> 00:12:14,651
‫ظاهراً چون چاره دیگه‌ای نداشتم، درسته؟

157
00:12:14,734 --> 00:12:17,654
‫آقای دومون هرکسی می‌تونه
‫برای خودش تصمیم بگیره.

158
00:12:17,737 --> 00:12:20,866
‫و هر تصمیمی هم عواقبی در پی داره.

159
00:12:22,033 --> 00:12:23,076
‫در رو ببند.

160
00:12:28,540 --> 00:12:30,459
‫حالا...

161
00:12:31,626 --> 00:12:32,645
‫اگه سخنرانی‌ات تموم شده،

162
00:12:32,669 --> 00:12:34,629
‫بهتره بریم سر اصل مطلب.

163
00:13:32,979 --> 00:13:33,980
‫اگوین؟

164
00:14:27,450 --> 00:14:29,244
‫نخندهـا.

165
00:14:33,665 --> 00:14:34,874
‫آمرلین برگشته؟

166
00:14:34,958 --> 00:14:35,959
‫باهاش حرف نزدی؟

167
00:14:37,294 --> 00:14:38,378
‫نـه.

168
00:14:39,754 --> 00:14:40,964
‫اون اول که اومدیم اینجا،

169
00:14:41,047 --> 00:14:43,383
‫بهمون گفت چـرخ زمان ما رو فرا خوانده.

170
00:14:43,466 --> 00:14:45,361
‫اما از اون موقع تا حالا مفیدترین کاری که کردیم

171
00:14:45,385 --> 00:14:46,636
‫تمیزکاری بوده.

172
00:14:46,720 --> 00:14:48,972
‫همه تازه‌کارها باید همچین
‫دورانی رو بگذرونن.

173
00:14:49,055 --> 00:14:50,932
‫تک تک آی‌سدای‌ها این تجربه رو دارن،

174
00:14:51,016 --> 00:14:52,601
‫حتی خود آمرلین.

175
00:14:53,977 --> 00:14:55,645
‫شخصیتت رو...شکل می‌ده.

176
00:14:55,729 --> 00:14:58,106
‫راضی‌ام به همینی که هست.

177
00:14:58,189 --> 00:15:00,042
‫مـیز رو خلوت کنید.

178
00:15:05,488 --> 00:15:07,490
‫به اون دست نزن.

179
00:15:09,659 --> 00:15:11,995
‫پنج رشته حیاتی قدرت واحد چیا بودن؟

180
00:15:13,288 --> 00:15:14,497
‫بـاد،

181
00:15:14,581 --> 00:15:16,291
‫خـاک، آتش،

182
00:15:16,374 --> 00:15:18,168
‫روح

183
00:15:18,251 --> 00:15:19,794
‫- و آب.
‫- آفرین.

184
00:15:19,878 --> 00:15:22,005
‫وقتی این رشته‌ها رو لمس می‌کنید،

185
00:15:22,088 --> 00:15:24,966
‫باید اون‌ها رو از دِل طبیعت و
‫محیط اطراف‌تون بیرون بکشید.

186
00:15:25,050 --> 00:15:26,885
‫تا پایان امروز، شما ها فقط باید

187
00:15:26,968 --> 00:15:29,638
‫از آب درون این لیوان‌ها بنوشید.

188
00:15:31,973 --> 00:15:35,477
‫اون‌هایی که به این بافـت مسلط بشن، وضعیت
‫بسیار بهتری

189
00:15:35,560 --> 00:15:37,937
‫از کسانی که این بافت
‫رو بلد نمی‌شن خواهند داشت.

190
00:15:38,021 --> 00:15:39,022
‫حالا اینجا رو ببینید.

191
00:15:40,607 --> 00:15:43,485
‫از تک‌تک سنگ‌های موجود در این برج،

192
00:15:43,568 --> 00:15:47,030
‫رشته‌های خـاک رو با دست راست‌تون
‫فرا بخوانید.

193
00:15:47,113 --> 00:15:50,450
‫بعد با دست چپ‌تون، رشته‌های آب رو

194
00:15:50,533 --> 00:15:54,037
‫از رطوبت هوا یا حتی همین یک لیوان
‫آب فرا بخوانید.

195
00:15:54,120 --> 00:15:57,957
‫حالا با هم تلفیق‌شون می‌کنیم

196
00:16:02,921 --> 00:16:06,383
‫بعد لیوان آب‌تون رو بردارید،

197
00:16:06,466 --> 00:16:08,468
‫بریزیدش روی بافت‌ها.

198
00:16:24,984 --> 00:16:26,361
‫نوبت شماست.

199
00:16:27,445 --> 00:16:31,991
‫بارها طول می‌کشه تا نهایتاً
‫آبی پاک داشته باشید.

200
00:16:34,536 --> 00:16:36,413
‫اما به مرور زمان
‫بهش مسلط می‌شین.

201
00:16:38,415 --> 00:16:40,333
‫بزنم به تخته دوتا دست توانا داری،

202
00:16:40,417 --> 00:16:43,086
‫ازشون استفاده کن تا کارت راحت‌تر بشه.

203
00:16:43,169 --> 00:16:45,630
‫من برای آسونی و راحتی نیومدم اینجا.

204
00:16:49,426 --> 00:16:50,969
‫چرا چشم‌هات رو به من دوختی؟

205
00:16:51,052 --> 00:16:53,513
‫هـنوز حتی بـافت رو فرا نخواندی.

206
00:16:53,596 --> 00:16:56,558
‫می‌خوام ببینم تا کِی می‌خوای
‫همینطوری مثل پروانه دورم بگردی!

207
00:16:59,436 --> 00:17:01,980
‫یه شاخه گل...

208
00:17:02,063 --> 00:17:03,898
‫توی ذهنت تصور کن.

209
00:17:05,108 --> 00:17:06,860
‫با رنگ صورتی.

210
00:17:08,528 --> 00:17:09,529
‫و بسیار ظریف.

211
00:17:09,612 --> 00:17:11,448
‫- آماده برای اینکه...
‫- کار نمی‌کنه.

212
00:17:11,531 --> 00:17:13,158
‫- دوباره تلاش کن.
‫- دوباره تلاش کردم!

213
00:17:18,580 --> 00:17:22,125
‫توی فال‌دارا، شما دونفر پتانسیل واقعی‌تون
‫رو شاهد بودین.

214
00:17:22,208 --> 00:17:26,337
‫«بـانو آمالیسا» یک لشکر کامل از ترولوک‌ها
‫رو با خاک یکسان کرد.

215
00:17:26,421 --> 00:17:27,547
‫با استفاده از قدرت شما،

216
00:17:27,630 --> 00:17:28,715
‫نه خودش!

217
00:17:28,798 --> 00:17:30,216
‫قدرت شما!

218
00:17:30,300 --> 00:17:32,552
‫سال‌ها طول می‌کشه تا یاد بگیرید

219
00:17:32,635 --> 00:17:34,179
‫چطور اون‌چنان قدرتی ایجاد کنید،

220
00:17:34,262 --> 00:17:36,264
‫اما از پسش برمیاین.

221
00:17:37,307 --> 00:17:38,975
‫همچین قدرتی نباید در
‫اختیار کسی قرار بگیره.

222
00:17:39,058 --> 00:17:41,352
‫یا چیزی که هستی رو قبول می‌کنی،

223
00:17:41,436 --> 00:17:43,104
‫یا ازش می‌ترسی و دوری می‌کنی.

224
00:17:43,188 --> 00:17:44,481
‫اگوین دختر قوی‌ایه،

225
00:17:44,564 --> 00:17:46,316
‫حتی از اکثرمون قوی‌تر،

226
00:17:46,399 --> 00:17:47,525
‫اما تو...

227
00:17:47,609 --> 00:17:50,278
‫قدرت تو ده برابر قدرتِ اگوینه، ناینیو

228
00:17:50,361 --> 00:17:52,280
‫چه بخوای، چه نخوای.

229
00:17:53,281 --> 00:17:56,576
‫پنج ماهه توی این برجی و حتی یک‌بار هم...

230
00:17:56,659 --> 00:17:58,036
‫قدرت رو احضار نکردی.

231
00:17:59,204 --> 00:18:00,997
‫هرچیزی که داره جلـوت رو می‌گیره،

232
00:18:01,080 --> 00:18:03,166
‫بهتره از سر راهت بزنیش کنار.

233
00:18:04,417 --> 00:18:08,213
‫تا همه یه لیوان آب‌‌شون رو نخوردن
‫هیچکس از اینجا خارج نمی‌شه.

234
00:18:09,297 --> 00:18:11,216
‫حالا چشم‌هات رو ببند.

235
00:18:15,512 --> 00:18:18,014
‫چشم‌هات رو ببند.

236
00:18:37,992 --> 00:18:40,912
‫نگفتی که حتماً باید آبِ زلال باشه.

237
00:18:49,295 --> 00:18:51,005
‫اگوین آل‌ویر...

238
00:18:51,089 --> 00:18:52,215
‫اوضاع‌ش چطوره؟

239
00:18:52,298 --> 00:18:54,968
‫باید آروم آروم بره جلو...

240
00:18:55,051 --> 00:18:58,221
‫یکم.
‫البته ناینیو ال‌میرا...

241
00:18:58,304 --> 00:18:59,889
‫هنوز نمی‌تونه؟

242
00:18:59,973 --> 00:19:01,224
‫از روزی که اومده اینجا؛

243
00:19:01,307 --> 00:19:03,393
‫حتی یک‌بار هم نـور رو احضار نکرده.

244
00:19:03,476 --> 00:19:05,854
‫شاید باید یه معلم بهتر بالا سرش باشه.

245
00:19:08,231 --> 00:19:09,983
‫همه‌مون خیلی تلاش کردیم.

246
00:19:10,066 --> 00:19:11,901
‫عذر می‌خوام...

247
00:19:11,985 --> 00:19:15,655
‫اما بهتره بگیم همه‌مون جز اون‌هایی
‫که از احضار کردن منع شدن.

248
00:19:16,906 --> 00:19:19,033
‫مگه اینکه بانوی اول فرزانه‌ها این یک‌بار رو

249
00:19:19,117 --> 00:19:20,994
‫استثنا قائل بشن و بذارن بنده تلاش کنم.

250
00:19:21,077 --> 00:19:24,205
‫آخرین فرزانه‌ای که تحت مراقبت تو بود مُرد.

251
00:19:25,290 --> 00:19:27,458
‫خب قدرت واحد خطرناکه،
‫استفاده ازش واقعاً دل و جرئت می‌خواد

252
00:19:27,542 --> 00:19:29,586
‫حتی از دست دادن یک‌ نفر هم کُلی به ضررمونه.

253
00:19:30,837 --> 00:19:33,089
‫قبلاً توی این برج جای سوزن انداختن نبود.

254
00:19:34,173 --> 00:19:36,217
‫اما هرسال که گذشت،
‫دخترانی کمتری به اینجا بودن

255
00:19:36,301 --> 00:19:37,802
‫- با قدرت‌های نه چندان قوی.
‫- به‌هرحال...

256
00:19:37,886 --> 00:19:40,179
‫دنیای ما در آشوبه.

257
00:19:42,348 --> 00:19:44,684
‫ایلیان‌ها در به‌در افتادن دنبال «شاخ والری»

258
00:19:44,767 --> 00:19:46,811
‫ترولوک‌ها به آرافل حمله کردن،

259
00:19:46,895 --> 00:19:49,397
‫و یه اژدهای دروغین دیگه توی «سلدسیا»
‫قد علم کرده.

260
00:19:49,480 --> 00:19:52,442
‫می‌گن حتی از لوگین هم قوی‌ترـه.

261
00:19:52,525 --> 00:19:53,902
‫همه می‌تونیم حسش کنیم.

262
00:19:53,985 --> 00:19:55,778
‫یه اتفاقی در راهه...

263
00:19:55,862 --> 00:19:57,572
‫و ما اصلاً براش آماده نیستیم.

264
00:19:58,573 --> 00:20:01,117
‫ناینیو قوی‌ترین سلاحیه
‫که طی تمام این سال‌ها

265
00:20:01,200 --> 00:20:03,661
‫می‌تونیم ازش بر علیه نیروهای تاریکی استفاده کنیم

266
00:20:04,871 --> 00:20:06,831
‫حداقل بذارید باهاش صحبت کنم.

267
00:20:11,252 --> 00:20:12,587
‫فقط صحبت.

268
00:20:12,670 --> 00:20:14,464
‫فقط همین، حالا از اینجا برید

269
00:20:14,547 --> 00:20:16,466
‫همه‌تون.

270
00:20:16,549 --> 00:20:18,885
‫این کار اشتباهه خواهر!

271
00:20:21,804 --> 00:20:24,599
‫آلانا جون...

272
00:20:24,682 --> 00:20:27,644
‫حالا مگه یه صحبت به کی ضرر می‌رسونه؟

273
00:20:39,948 --> 00:20:41,175
‫دارن اسب‌ها رو زین می‌کنن.

274
00:20:42,659 --> 00:20:43,785
‫الان میام.

275
00:20:46,454 --> 00:20:49,540
‫یه نامه دیگه از بانو ال‌میرا و الویرا؟

276
00:20:53,336 --> 00:20:55,964
‫الان که رنـد مُرده، جز

277
00:20:56,047 --> 00:20:58,007
‫اگوین و ناینیو

278
00:21:00,843 --> 00:21:02,220
‫کسی رو ندارم.

279
00:21:04,263 --> 00:21:05,723
‫مـت هم که خدا می‌دونه کجاست.

280
00:21:07,976 --> 00:21:10,561
‫همه‌ش پیگیرشم ببینم کجاست اما...

281
00:21:13,940 --> 00:21:15,358
‫یالا.

282
00:21:15,441 --> 00:21:18,069
‫جست‌وجوی شاخ والری...

283
00:21:18,152 --> 00:21:19,654
‫در انتظارمونه.

284
00:21:20,697 --> 00:21:23,825
‫ردیاب جدیدی که لـورد اینگـتار استخدام کرده
‫با دود آتش بهمون علامت داد.

285
00:21:23,908 --> 00:21:25,451
‫حتماً یه‌چیزی پیدا کرده.

286
00:21:26,744 --> 00:21:28,296
‫«اونو» از شنیدن این خبر خوشحال نمی‌شه.

287
00:22:03,114 --> 00:22:04,699
‫عجب ردیاب باهوشی

288
00:22:04,782 --> 00:22:07,744
‫با علامت دادن با دود آتش قشنگ پدن‌فین

289
00:22:07,827 --> 00:22:11,539
‫و پیروان تاریکی می‌فهمن کدوم گوری هستیم.

290
00:22:11,622 --> 00:22:14,417
‫یه‌چیزایی درمورد این ردیاب جدید شنیدم،

291
00:22:14,500 --> 00:22:17,670
‫می‌گن با حس بویایی‌ش ردیابی می‌کنه.

292
00:22:17,754 --> 00:22:22,091
‫اما مطمئم که در مقابل
‫شما عددی نیست، ارباب نومیسا.

293
00:22:22,175 --> 00:22:24,343
‫با اینکه هفته‌هاست از آخرین خبری که
‫از فین داشتیم می‌گذره،

294
00:22:24,427 --> 00:22:27,930
‫به‌نظر می‌رسه شما هر لحظه کشفیات
‫جدیدی در این رابطه رو می‌کنید،

295
00:22:28,014 --> 00:22:29,557
‫هندونه می‌ذاری زیر بغلم؟

296
00:22:29,640 --> 00:22:31,184
‫نه!

297
00:22:31,267 --> 00:22:32,560
‫اون اصلاً اهل این کارها نیست.

298
00:22:33,686 --> 00:22:37,523
‫دوباره اون ماجرای «واچ هـیل» رو
‫برامون تعریف کنید.

299
00:22:37,607 --> 00:22:40,151
‫اینقدر به پدن‌فـین نزدیک بودم که

300
00:22:40,234 --> 00:22:43,654
‫می‌تونستم بوی بدن کثیف‌ش که با
‫نور به لرزه میافته رو حس کنم.

301
00:22:43,738 --> 00:22:45,490
‫اگه شما احمق‌ها مثل گله گاوی که

302
00:22:45,573 --> 00:22:47,909
‫از رودخانه عبور می‌کنن نپریده بودین وسط،

303
00:22:47,992 --> 00:22:51,120
‫جـسدش رو می‌کشیدم روی آتیش و کاری می‌کردم

304
00:22:51,204 --> 00:22:53,623
‫ با صدای جیغ و دادش شـاخ والری
‫ دمیده بشه و مرده‌ها زنده بشه

305
00:22:55,458 --> 00:22:57,794
‫دارین مسخره‌ام می‌کنین!

306
00:22:57,877 --> 00:23:00,713
‫- نفهم های بیشعور!
‫- اونو!

307
00:23:10,640 --> 00:23:12,183
‫الیاس...

308
00:23:13,184 --> 00:23:15,603
‫می‌شه تا فین و دار و دسته‌ش
‫ رو نکشوندی اینجا

309
00:23:15,686 --> 00:23:20,108
‫دخل‌مون رو بیارن آتیشت رو خاموش کنی؟

310
00:23:20,191 --> 00:23:21,692
‫آتیش من نیست!

311
00:23:28,699 --> 00:23:30,576
‫از این سمت

312
00:23:47,677 --> 00:23:50,221
‫باشد که گرداننده خلقت آن‌ها را بیامرزد.

313
00:24:11,409 --> 00:24:14,412
‫یه دختربچه از بین‌شون زنده مونده.

314
00:24:36,726 --> 00:24:38,978
‫این سگه ازش محافظت می‌کرده.

315
00:24:40,062 --> 00:24:42,148
‫یکی از پیروانِ فین.

316
00:24:42,231 --> 00:24:44,609
‫به‌نظر می‌رسه اهل «شایناران»ـه.

317
00:24:45,610 --> 00:24:48,571
‫احتمالاً یکی از کساییه که به فین
‫کمک کردن به «فال‌دارا» نفوذ کنه.

318
00:24:48,654 --> 00:24:51,199
‫از زمان جریانات فال‌دارا هم‌سفر بودن.

319
00:24:52,950 --> 00:24:54,160
‫خائن عوضی!

320
00:24:54,243 --> 00:24:55,453
‫کافیه.

321
00:24:56,454 --> 00:24:59,123
‫جسدها رو خاک می‌کنیم

322
00:24:59,207 --> 00:25:00,541
‫و صبح به راه‌مون ادامه می‌دیم.

323
00:25:12,511 --> 00:25:15,056
‫مطمئنی برای زمانِ قبل از فروپاشیه؟
‫[زمانی که آی‌سدای‌ها اکثر جهان هستی رو
‫نابود کردن]

324
00:25:16,807 --> 00:25:20,394
‫سال‌ها از عمرم با ساکنان دریا
‫سر و کار داشتم،

325
00:25:21,395 --> 00:25:23,397
‫و کارشون روی دست نداره.

326
00:25:23,481 --> 00:25:26,317
‫اگه از این خوشت نیومد،

327
00:25:26,400 --> 00:25:28,861
‫این یکی دقیقاً همون چیزیه که می‌خوای.

328
00:25:38,454 --> 00:25:40,039
‫سنگ‌های کوئیلدیار واقعاً کم‌یاب‌ـن، درسته

329
00:25:40,122 --> 00:25:41,958
‫اما از کجا می‌دونی این چیزیه که
‫دنبالشم؟

330
00:25:42,041 --> 00:25:43,960
‫چون این شکسته،

331
00:25:44,043 --> 00:25:45,378
‫و...؟

332
00:25:45,461 --> 00:25:48,214
‫با استفاده از خـود قدرت واحـد ساخته شده.

333
00:25:49,215 --> 00:25:51,717
و ‫من و تو هردومون

334
00:25:51,801 --> 00:25:54,637
‫ویژگی بارزـش رو می‌دونیم.

335
00:25:55,805 --> 00:25:58,266
هرچی هم بشه قدرت‌ش از بین نمی‌ره.

336
00:26:10,194 --> 00:26:12,822
‫وقتی پیوندمون فعال بود همه‌چی راحت‌تر بود،

337
00:26:14,031 --> 00:26:15,574
‫انگار یه نفر سوم باهامون بود

338
00:26:15,658 --> 00:26:17,159
‫که هیچوقت و هیچ‌جا ترک‌مون نمی‌کرد،

339
00:26:17,243 --> 00:26:19,853
‫احساسات و عواطف‌مون رو
‫بدون اینکه حرف بزنیم بهمون می‌گفت

340
00:26:19,996 --> 00:26:21,539
‫می‌فهمیدم خستشه، گرسنه‌ست یا نه

341
00:26:21,622 --> 00:26:24,125
‫عصبانیه، ترسیده...

342
00:26:27,003 --> 00:26:28,504
‫الانم که سکوت مطلق.

343
00:26:30,214 --> 00:26:31,465
‫بهت نمی‌خوره مردی باشی که

344
00:26:31,549 --> 00:26:32,829
‫از سکوت می‌ترسه.

345
00:26:42,435 --> 00:26:43,728
‫می‌خواد ولش کنم.

346
00:26:45,688 --> 00:26:46,856
‫می‌تونی ولش کنی.

347
00:26:47,898 --> 00:26:49,525
‫یه آی‌سدای همیشه به
‫محافظش نیاز داره.

348
00:26:50,651 --> 00:26:52,278
‫«آدلیاس» که بدون محافظ کَـک‌ش هم نمی‌گزه.

349
00:26:52,361 --> 00:26:53,738
‫چون تو حواست بهش هست.

350
00:26:53,821 --> 00:26:56,032
‫حواسم به مورینم هست.

351
00:26:56,115 --> 00:26:58,617
‫اگه بهم نیاز داشته باشه.

352
00:27:06,292 --> 00:27:07,752
‫من جایی نمی‌رم.

353
00:27:08,794 --> 00:27:09,795
‫هرطور مایلی.

354
00:27:14,175 --> 00:27:16,594
‫تو هم یه‌جورایی مثل مورین لج‌بازی.

355
00:27:21,015 --> 00:27:22,850
‫یه‌جورایی.

356
00:27:25,353 --> 00:27:27,355
‫چند وقته پیداش کردی؟

357
00:27:27,438 --> 00:27:29,523
‫چـند ماه پیش.

358
00:27:29,600 --> 00:27:30,600
‫کجا؟

359
00:27:30,800 --> 00:27:32,190
‫حومه‌ی کایریان.

360
00:27:32,560 --> 00:27:35,660
‫یه شب تو بهار امسال،
‫قرص قمر قدیمی در هم شکست.

361
00:27:41,020 --> 00:27:43,620
‫می‌دونم افرادت رو فرستادی دنبالم.

362
00:27:44,680 --> 00:27:46,220
‫اونا هم باید برن.

363
00:27:46,220 --> 00:27:48,080
‫از همراه ناخواسته خوشم نمیاد.

364
00:27:48,080 --> 00:27:50,160
‫دشمنای تو فقط دشمن خودتن.

365
00:27:51,360 --> 00:27:53,020
‫انگار چیزی روش نوشته شده.

366
00:27:53,020 --> 00:27:54,760
‫آره.

367
00:27:55,090 --> 00:27:58,300
‫وقتی قمر رو پیدا کردن،
‫یه شعر دورش رو پوشونده بود.

368
00:27:58,380 --> 00:27:59,880
‫با خون نوشته شده.

369
00:28:00,880 --> 00:28:02,260
‫با زبان باستانی.

370
00:28:03,260 --> 00:28:05,810
‫راستش یه نسخه هم دارم.

371
00:28:05,890 --> 00:28:07,560
‫اگه علاقه‌مند باشی.

372
00:28:10,480 --> 00:28:12,270
‫عاشق شعرهای قشنگم.

373
00:28:13,270 --> 00:28:16,900
‫نه، نه، نه.
‫فکر می‌کنم به اندازه کافی سوال پرسیدی.

374
00:28:16,980 --> 00:28:19,490
‫قلب‌سنگ رو...

375
00:28:19,570 --> 00:28:21,740
‫۵۰ مارک بهت می‌فروشم.

376
00:28:21,820 --> 00:28:23,820
‫اما شعر...

377
00:28:23,910 --> 00:28:25,530
‫۵ مارک دیگه هم برات در میاد.

378
00:28:25,620 --> 00:28:27,490
‫- پنج؟
‫- اوهوم.

379
00:28:27,580 --> 00:28:29,660
‫واسه یه شعر؟

380
00:28:29,750 --> 00:28:32,120
‫با این پول می‌تونم
‫ بهترین اسب مسابقه دومانی رو بخرم.

381
00:28:32,120 --> 00:28:33,620
‫کاملاً درسته.

382
00:28:36,250 --> 00:28:37,800
‫پس یه مارک برای شعر.

383
00:28:37,880 --> 00:28:39,920
‫اما سر قلب‌سنگ اصلاً چونه نزن.

384
00:28:40,010 --> 00:28:41,670
‫۵۰ مارک

385
00:28:41,760 --> 00:28:44,260
‫وگرنه می‌ذارمش جیبم
‫و میرم.

386
00:29:08,530 --> 00:29:10,040
‫همین بسمه.

387
00:29:15,460 --> 00:29:17,710
‫ممنون بابت زمان
‫ و راهی که تا اینجا اومدی.

388
00:29:18,040 --> 00:29:18,920
‫اما قلب سنگ...

389
00:29:18,920 --> 00:29:20,940
‫مردم اهل دریا شاید بازی رو خوب بلد باشن،
‫استاد دومون

390
00:29:20,940 --> 00:29:24,220
‫اما آی‌سدای‌ها بودن
‫که اختراعش کردن.

391
00:29:24,520 --> 00:29:26,920
‫مواظب باش به کی توهین می‌‌کنی.

392
00:29:37,480 --> 00:29:40,320
‫به گمونم حقم همین باشه.

393
00:29:45,200 --> 00:29:47,030
‫این افرادی که دنبالتن،

394
00:29:47,110 --> 00:29:48,450
‫چه شکلی‌ان؟

395
00:29:48,530 --> 00:29:50,580
‫فقط از دور یه نگاه بهشون کردم.

396
00:29:50,660 --> 00:29:54,080
‫همون موقع که از اسکله «پل سفید» رفتیم

397
00:29:54,160 --> 00:29:56,420
‫دو مرد با ردای مشکی سوار اسب بودن.

398
00:29:56,420 --> 00:29:58,620
‫صورت‌هاشون رو ندیدی؟

399
00:29:59,210 --> 00:30:00,380
‫نه.

400
00:30:00,820 --> 00:30:02,520
‫کلاه‌هاشون جلوی صورت‌شون بود.

401
00:30:02,840 --> 00:30:05,260
‫برگرد به قایقت.
‫همین حالا.

402
00:30:05,340 --> 00:30:07,720
‫برو ایلیان،
‫و پشت سرت هم نگاه نکن.

403
00:30:07,800 --> 00:30:09,390
‫بعدش هم برو توی دریا.

404
00:30:09,390 --> 00:30:12,440
‫تا جایی که می‌تونی دور شو
‫و با بیشترین سرعت به شرق یا غرب حرکت کن.

405
00:30:12,440 --> 00:30:13,430
‫اسپری یه قایق رودخونه‌ایه.

406
00:30:13,430 --> 00:30:15,940
‫بعدش هم تو سایه‌ها بمون،
‫اما برو، همین حالا.

407
00:30:16,900 --> 00:30:19,040
‫این هم ده مارک برای تدارکاتت.

408
00:30:23,820 --> 00:30:25,050
‫من رو قاتی چه ماجرایی کردی؟

409
00:30:25,070 --> 00:30:26,560
‫چرخ هرجوری که بخواد می‌دوزه و می‌بافه

410
00:30:26,560 --> 00:30:27,660
‫استاد دومون.

411
00:30:30,070 --> 00:30:31,410
‫نور همراهت باشه.

412
00:31:04,260 --> 00:31:06,560
‫می‌دونستم باید
‫با همون شمشیرهای چوبی کار می‌کردیم.

413
00:31:06,560 --> 00:31:08,360
‫واسه چی؟
‫کارش که خوبه.

414
00:31:08,360 --> 00:31:10,200
‫- زده بودمت.
‫- مراقب باش.

415
00:31:10,200 --> 00:31:13,380
‫قبل این که خودت آی‌سدای بشی
‫باید باهاشون پیوند داشته باشی.

416
00:31:13,380 --> 00:31:16,020
‫خطر آی‌سدای شدن تهدیدم نمی‌کنه.

417
00:31:16,020 --> 00:31:19,020
‫انگار کلاس امروز
‫مطابق برنامه پیش نرفته.

418
00:31:20,460 --> 00:31:22,590
‫می‌دونم خیلی دوستش دارین،
‫اما آلانا خیلی...

419
00:31:22,670 --> 00:31:24,670
‫تو باید بگی آلانا سدای.

420
00:31:27,800 --> 00:31:31,340
‫به‌خاطر اون نیست...

421
00:31:31,640 --> 00:31:33,890
‫به‌خاطر کل اینجاس.

422
00:31:34,560 --> 00:31:36,000
‫نمی‌دونم.

423
00:31:38,300 --> 00:31:39,820
‫اولین ماه تمرینات نگهبانی،

424
00:31:39,820 --> 00:31:42,720
‫مجبورت می‌کنن تنهایی
‫با ده نفر دیگه مبارزه کنی.

425
00:31:42,720 --> 00:31:45,270
معمولاً فقط فرصت داری یک

426
00:31:45,270 --> 00:31:46,700
یا شاید دوتا ضربه بخوری،

427
00:31:46,700 --> 00:31:49,020
بعدش دیگه اینقدر می‌زننت
که با مرگ فاصله‌ای نداری.

428
00:31:49,020 --> 00:31:51,740
‫فقط یه چیزه
‫که واسه ادامه دادن بهت انگیزه میده.

429
00:31:51,820 --> 00:31:55,330
‫دلیلی که همون اولش تو رو آورده اینجا.

430
00:31:56,120 --> 00:31:57,580
‫اون وقت چی هست؟

431
00:31:57,580 --> 00:31:59,520
‫مال هرکسی فرق می‌کنه.

432
00:31:59,520 --> 00:32:00,900
‫واسه تو چی بود؟

433
00:32:00,900 --> 00:32:03,420
‫عاشق یه نگهبان شدم.

434
00:32:03,660 --> 00:32:04,880
‫تو چی؟

435
00:32:04,880 --> 00:32:07,260
‫من عاشق یه آی‌سدای شدم.

436
00:32:07,260 --> 00:32:10,160
‫همیشه باعث میشی احساس کنم
‫که موی دماغ‌تونم.

437
00:32:14,850 --> 00:32:17,040
‫آی‌سدای تکنیک‌های شکنجه مخصوصی رو

438
00:32:17,040 --> 00:32:19,140
‫واسه هرکسی به طور جدا طراحی می‌کنه.

439
00:32:19,140 --> 00:32:21,100
‫اما خیالت راحت باشه،

440
00:32:21,190 --> 00:32:23,690
‫نیتش خیره.

441
00:32:24,860 --> 00:32:28,730
‫پس اگه به این سوال ساده جواب بدی،

442
00:32:28,820 --> 00:32:31,280
‫نه وقتت رو هدر میدی

443
00:32:31,360 --> 00:32:35,450
‫و نه درد می‌کشی.

444
00:32:37,240 --> 00:32:39,200
‫چرا اومدی اینجا؟

445
00:32:47,210 --> 00:32:48,460
‫اگوین؟

446
00:32:49,920 --> 00:32:51,090
‫اگوین؟

447
00:32:57,930 --> 00:32:59,520
‫بیا تو.

448
00:33:00,600 --> 00:33:02,900
‫می‌خواین تا وقتی که لباس می‌پوشین
‫تنهاتون بذارم؟

449
00:33:02,900 --> 00:33:05,260
‫گفتم بیا تو.

450
00:33:28,960 --> 00:33:30,820
‫گرسنته؟

451
00:33:30,820 --> 00:33:32,510
‫نه،
‫مرسی.

452
00:33:32,590 --> 00:33:35,760
‫می‌خواستم درمورد اتفاقی که
‫ صبح افتاد، باهاتون حرف بزنم.

453
00:33:35,840 --> 00:33:39,300
‫با یه تیر دو نشون بزنم،

454
00:33:39,390 --> 00:33:42,060
‫هرکاری که بکنم،
‫حس می‌کنم...

455
00:33:43,520 --> 00:33:45,270
‫بهم‌ریخته‌اس.

456
00:33:45,350 --> 00:33:48,770
‫اون اوایل که آزمون و خطا می‌کردم،

457
00:33:48,860 --> 00:33:53,490
برام خیلی سخت بود
.که حواسم رو چندجا جمع کنم

458
00:33:53,570 --> 00:33:57,610
‫باید آروم باشی

459
00:33:57,700 --> 00:34:00,500
‫و بیخیال انتظارات بشی.

460
00:34:01,360 --> 00:34:03,520
‫وقتی به داشتن یه شریک عادت می‌کنیم،

461
00:34:03,520 --> 00:34:07,280
‫پذیرفتن این ایده که دوتا شریک داشته باشیم،
‫برامون خیلی دشواره.

462
00:34:08,460 --> 00:34:11,590
‫- شریک؟
‫- توصیه من اینه...

463
00:34:11,670 --> 00:34:14,920
‫روی لذت خودت تمرکز کن.

464
00:34:15,010 --> 00:34:19,260
‫وقتی که احساس خوبی داشتی،
‫برو دنبالش.

465
00:34:21,220 --> 00:34:25,060
‫- بذار تو اعماق وجودت شکوفا شه.
‫- می‌بخشید.

466
00:34:25,140 --> 00:34:27,900
‫فکر می‌کنم اشتباه برداشت کردین.

467
00:34:27,980 --> 00:34:30,690
‫داشتم درمورد...

468
00:34:30,770 --> 00:34:32,230
‫کلاس بافت امروز حرف می‌زدم.

469
00:34:32,320 --> 00:34:35,110
‫سخته که همزمان روی رشته‌های خاکی

470
00:34:35,190 --> 00:34:40,120
‫- و رشته‌های آبی تمرکز کنم.
‫- اوه.

471
00:34:40,200 --> 00:34:43,040
‫در اون صورت،
‫احتمالاً به‌جای این که

472
00:34:43,120 --> 00:34:46,370
‫به‌عنوان یه توده، روی خاک‌ تمرکز کنی،
‫به‌صورت جداگانه روشون تمرکز می‌کنی.

473
00:34:46,370 --> 00:34:50,040
‫بجای این که فقط از دوتا بافت استفاده کنی،
‫از صدتا استفاده می‌کنی.

474
00:34:50,040 --> 00:34:51,820
‫با عقل جور در میاد.

475
00:34:51,820 --> 00:34:55,710
‫خیلی بابت...

476
00:34:55,710 --> 00:34:57,800
‫- کمک‌تون ممنونم.
‫- اگوین؟

477
00:35:01,350 --> 00:35:05,220
‫یادت نره که چیزها قبل این که بی‌نظیر باشن
‫بهم‌ریخته‌ان.

478
00:35:06,740 --> 00:35:10,720
‫هیچ‌چیز باارزشی،
‫تمیز و مرتب نیست.

479
00:35:30,370 --> 00:35:32,080
‫اینچا چی‌کار می‌‌کنی؟

480
00:35:34,000 --> 00:35:36,440
‫این مدت حواسم بهم بوده.

481
00:35:36,440 --> 00:35:38,800
‫و بخوام باهات رک باشم،

482
00:35:38,800 --> 00:35:41,970
‫واقعاً ناامیدم کردی.

483
00:35:42,800 --> 00:35:45,020
‫با شمشیر فقط وقتت رو تلف می‌‌کنی.

484
00:35:45,020 --> 00:35:46,890
‫حد تو بالاتر از این چیزهاس.

485
00:35:46,890 --> 00:35:48,790
‫تو پنج‌ ماه گذشته،
‫نگهبان‌ها

486
00:35:48,810 --> 00:35:50,690
‫از تموم خواهرانت رو هم رفته،
‫بیشتر بهم چیز یاد دادن

487
00:35:50,770 --> 00:35:52,810
‫آره، شمشیر واسه ضعیف هاس،
‫برای مرداس.

488
00:35:52,900 --> 00:35:55,770
‫اگه یه مرد با شمشیر بیاد سراغم،

489
00:35:56,300 --> 00:35:58,880
‫می‌تونم با یه شمشیر دیگه آشناش کنم.

490
00:36:00,070 --> 00:36:02,280
‫از هوا ساخته شده،

491
00:36:02,360 --> 00:36:04,910
‫از بیشتر شمشیرهای فولادی بهتره
‫اما با این‌حال...

492
00:36:04,990 --> 00:36:06,580
‫خیلی به‌درد بخور نیست،

493
00:36:06,660 --> 00:36:10,120
‫چون الان باید با دستام بجنگم،

494
00:36:10,210 --> 00:36:12,620
‫و قدرتم رو کم کنم.

495
00:36:12,710 --> 00:36:15,120
‫و خودم رو تو موقعیت آسیب‌پذیری قرار بدم.

496
00:36:17,780 --> 00:36:20,700
‫نمی‌خوام مبارزه منصفانه‌ای باشه.

497
00:36:22,640 --> 00:36:24,820
‫می‌خوام برنده شم.

498
00:36:32,440 --> 00:36:34,350
‫ولم کن!

499
00:36:34,440 --> 00:36:37,020
‫یه بار ازم پرسیدی
‫که چرا سرخ‌ها نگهبان ندارن.

500
00:36:38,690 --> 00:36:42,360
‫چون اونا مایه‌ی حواس‌پرتی‌ان،
‫مایه‌ی ضعفن.

501
00:36:43,260 --> 00:36:45,990
‫ما می‌تونیم از خودمون محافظت کنیم.

502
00:36:45,990 --> 00:36:49,160
‫نگهبان‌ها مثل سگ‌های مجلل می‌مونن.

503
00:36:50,330 --> 00:36:52,280
‫پا به پای خواهرا‌ن‌شون حرکت می‌کنن.

504
00:36:52,280 --> 00:36:54,920
‫هرثانیه تحسین‌شون می‌کنن،
‫و باعث افزایش عزت نفس‌شون میشن.

505
00:36:55,000 --> 00:36:57,710
‫و بیشتر نگهبان‌های وفادار،

506
00:36:57,790 --> 00:36:59,420
‫مثل لن عزیزت،

507
00:36:59,500 --> 00:37:03,430
‫معمولاً هم تو نبردهایی قربانی میشن

508
00:37:03,510 --> 00:37:05,720
‫که آی‌سدای‌شون اصلاً یادش نیست که...

509
00:37:05,800 --> 00:37:07,850
‫بس کن!

510
00:37:09,840 --> 00:37:11,560
‫حالا شد.

511
00:37:14,560 --> 00:37:17,640
‫فقط یه بار اون بافت رو دیدی،
‫و تونستی تقلیدش کنی.

512
00:37:18,100 --> 00:37:20,190
‫اگه همین حالا ولم نکنی...

513
00:37:25,040 --> 00:37:26,020
‫چی‌کارم کردی؟

514
00:37:26,020 --> 00:37:28,220
‫از منبع قدرت جلوت رو گرفتم.

515
00:37:29,530 --> 00:37:33,120
‫هنوز حسش می‌کنی،
‫اما نمی‌تونی لمسش کنی، مگه نه؟

516
00:37:35,040 --> 00:37:36,880
‫داره عصبانیت می‌کنه.

517
00:37:38,820 --> 00:37:41,220
‫از این عصبانیت استفاده کن.

518
00:37:41,980 --> 00:37:43,600
‫خواهرانم سعی می‌کنن قانعت کنن

519
00:37:43,600 --> 00:37:46,080
‫که فقط یک راه
‫ برای احضار قدرت وجود داره،

520
00:37:46,080 --> 00:37:49,360
‫یک راه برای آی‌سدای شدن.

521
00:37:50,260 --> 00:37:52,280
‫اما اشتباه می‌کنن.

522
00:37:52,280 --> 00:37:54,100
‫اومدی اینجا تا یاد بگیری.

523
00:37:54,180 --> 00:37:57,150
‫نه که درمورد تسفیه آب
‫یا شمشیر یاد بگیری،

524
00:37:57,230 --> 00:37:59,110
‫بلکه درمورد قدرت‌ها یاد بگیری.

525
00:38:00,480 --> 00:38:03,490
‫می‌خوام ببینم
‫ اینقدر قدرتمند شدی

526
00:38:03,570 --> 00:38:07,110
‫که هیچ مرد و زنی

527
00:38:07,200 --> 00:38:10,030
‫هیچوقت نتونه اون رو از چنگت در بیاره.

528
00:38:13,000 --> 00:38:15,370
‫حتی من.

529
00:39:11,050 --> 00:39:13,560
‫چرا داری این کار رو در حقش می‌کنی؟

530
00:39:13,640 --> 00:39:14,970
‫اون که به همه‌تون خیانت کرد.

531
00:39:15,060 --> 00:39:16,890
‫دوست تاریکی بود.

532
00:39:16,980 --> 00:39:19,310
‫تمام انسان‌ها لایق یه خاکسپاری شایسته‌ان.

533
00:39:19,390 --> 00:39:22,360
‫اگه تصمیم با اونو بود،
‫جنازش رو مینداخت جلوی لاشخورها.

534
00:39:22,440 --> 00:39:25,110
‫برای همینه که رئیس منم
‫و اونو نیست.

535
00:39:27,820 --> 00:39:29,490
‫اذیتت می‌کنه؟

536
00:39:29,570 --> 00:39:31,870
‫که یه کوچولو بهش رحم کردم؟

537
00:39:31,950 --> 00:39:35,040
‫صدها نفر از مردمت توی فال دارا کشته شدن،

538
00:39:35,120 --> 00:39:37,500
‫به‌خاطر این که این مرد
‫دروازه‌ها رو باز کرد.

539
00:39:38,660 --> 00:39:40,170
‫و این خشمگینت نمی‌کنه؟

540
00:39:40,250 --> 00:39:42,670
‫نمی‌خوای انتقام بگیری؟

541
00:39:42,750 --> 00:39:46,020
‫اگه شایناری‌ها دنبال این بودن که انتقامِ
‫ تموم بی‌عدالتی‌هایی که در حق‌مون شده رو بگیرن،

542
00:39:46,020 --> 00:39:49,180
‫شایناری‌ای تو سرزمین‌های مرزی باقی نمی‌موند.

543
00:39:49,630 --> 00:39:53,020
‫و اون خشمی که گفتی...

544
00:39:55,280 --> 00:39:57,790
‫افرادم رو زنده نمی‌کنه.

545
00:39:59,600 --> 00:40:04,860
‫مردم «دو رود»
‫ به پدن فین خیلی لطف کردن.

546
00:40:04,940 --> 00:40:07,030
‫همیشه وایمیسادیم
‫و گپ می‌زدیم.

547
00:40:08,320 --> 00:40:12,860
‫بهش نوشیدنی،
‫غذای گرم،

548
00:40:12,950 --> 00:40:14,700
‫و سرپناه می‌دادیم.

549
00:40:15,260 --> 00:40:17,280
‫از جمله خودم.

550
00:40:19,540 --> 00:40:23,980
‫نمی‌تونم دست تکون دادن‌هاش
‫ برای همسرم رو از ذهنم خارج کنم

551
00:40:27,170 --> 00:40:32,260
‫لیلا هم که لبخندی به پهنای صورتش داشت،

552
00:40:32,340 --> 00:40:34,050
‫براش دست تکون می‌داد.

553
00:40:36,560 --> 00:40:39,060
‫و عوض تموم لطف‌هایی که بهش کردیم،

554
00:40:39,140 --> 00:40:41,520
‫ترولوک‌ها رو آورد پیش‌مون.

555
00:40:55,740 --> 00:40:58,330
‫یه خشمی درونمه.

556
00:41:00,120 --> 00:41:04,330
‫و هرچی به پیدا کردنش نزدیک میشیم،
‫بیشتر و بیشتر میشه.

557
00:41:07,090 --> 00:41:10,210
‫از لحظه‌ای می‌ترسم
‫که بالاخره رو در رو بشیم.

558
00:41:10,300 --> 00:41:12,920
‫نمی‌تونم جلوی خودم رو بگیرم.

559
00:41:13,010 --> 00:41:14,380
‫برای چی؟

560
00:41:14,470 --> 00:41:16,180
‫که بکشمش.

561
00:41:16,260 --> 00:41:20,680
‫ببینم که جلوی چشمام جون بده،
‫درست مثل لیلا.

562
00:41:30,280 --> 00:41:32,530
‫شاید فین دلیلی داشته.

563
00:41:35,450 --> 00:41:36,990
‫به‌خاطر کاری که کرده.

564
00:41:39,950 --> 00:41:43,870
‫شاید از جوابش خوشت نیاد،

565
00:41:43,960 --> 00:41:47,580
‫اما ارزشش رو داره
‫که ازش سوال کنی.

566
00:42:10,690 --> 00:42:12,070
‫چیشد؟

567
00:42:22,240 --> 00:42:23,910
‫اون کی بود،
‫مورین؟

568
00:42:24,000 --> 00:42:25,330
‫بیل دومون.

569
00:42:27,120 --> 00:42:29,220
‫یه قایقران ایلیانی.

570
00:42:29,220 --> 00:42:30,340
‫واسه چی اومده بود اینجا؟

571
00:42:30,340 --> 00:42:31,750
‫چی ازش می‌خواستی؟

572
00:42:31,750 --> 00:42:34,340
‫آی‌سدای‌ها نمی‌تونن راز نگه دارن؟

573
00:42:37,510 --> 00:42:39,180
‫واسه من لبخند نزن.

574
00:42:39,260 --> 00:42:42,060
‫بهم محل نمی‌ذاری
‫و من رو از خودت دور می‌کنی،

575
00:42:42,140 --> 00:42:45,770
‫به چه جراتی یه جوری بهم لبخند می‌زنی
‫که انگار هیچی نشده،

576
00:42:45,850 --> 00:42:48,600
‫که انگار نمی‌دونی
‫دقیقاً داری چی‌کار می‌کنی.

577
00:43:12,920 --> 00:43:15,300
‫امشب شامم رو اینجا می‌خورم.

578
00:43:19,260 --> 00:43:21,720
‫خودت درست کن.

579
00:43:25,350 --> 00:43:27,810
‫هرچی هم می‌خوای درست کن.

580
00:44:05,470 --> 00:44:08,040
‫ببین پرین چی فرستاده.

581
00:44:11,100 --> 00:44:12,620
‫چی‌کار داری می‌کنی؟

582
00:44:13,660 --> 00:44:14,770
‫عید بل تاینه.

583
00:44:16,580 --> 00:44:17,860
‫امروز؟

584
00:44:20,570 --> 00:44:22,530
‫باورم نمیشه یادم نبود.

585
00:44:24,530 --> 00:44:26,160
‫تو نامه چی نوشته؟

586
00:44:33,250 --> 00:44:34,980
‫میگه که هنوز دنبال پدن فین

587
00:44:35,000 --> 00:44:38,210
‫و شاخ والرینن،
‫اما ردشون رو گم کردن.

588
00:44:41,880 --> 00:44:43,260
‫چیشد؟

589
00:44:46,810 --> 00:44:50,890
‫«کنار این سربازها بودن عالمی داره.

590
00:44:50,980 --> 00:44:52,640
‫یه‌ ضرب‌المثل درمورد شمشیرها

591
00:44:52,730 --> 00:44:55,020
‫و سپرها و حمله دشمن دارن.

592
00:44:55,110 --> 00:44:57,940
‫خیلی پیچیده‌اس
‫و کلی پرنده و اینا توش داره...

593
00:44:59,520 --> 00:45:01,150
‫...اما ایده کلیش

594
00:45:01,240 --> 00:45:03,070
‫اینه که اگه تنها با یه سپر وایسی،

595
00:45:03,150 --> 00:45:05,560
‫بدنت هنوز در معرض خطره.

596
00:45:05,560 --> 00:45:06,490
‫اما اگه گروه تشکیل بدی

597
00:45:06,570 --> 00:45:08,740
‫و با سپرهاتون همدیگه رو پوشش بدین،

598
00:45:08,830 --> 00:45:10,790
‫دست هیچکسی بهتون نمی‌رسه.

599
00:45:13,620 --> 00:45:16,790
‫باعث شد یاد خودمون بیفتم،

600
00:45:16,880 --> 00:45:18,090
‫همه‌مون،

601
00:45:18,170 --> 00:45:20,460
‫که چطوری با همدیگه
‫با ناممکن‌ها روبرو شدیم

602
00:45:21,710 --> 00:45:23,680
‫اما حالا،
‫که هرکدوم‌مون تو یه گوشه از این دنیاییم،

603
00:45:23,760 --> 00:45:26,300
‫انگار هرروز در معرض خطریم.

604
00:45:33,440 --> 00:45:38,190
‫این هم یه سخنرانی طولانی
‫برای این که بگم دلم برای جفت‌تون تنگ شده.

605
00:45:39,940 --> 00:45:43,280
‫و رند،
‫لیلا.

606
00:45:43,360 --> 00:45:45,990
‫به‌خصوص حالا
‫که خیلی تا عید بل تاین زمانی نمونده.

607
00:45:47,030 --> 00:45:49,160
‫بهم دیگه قول بدیم که سال بعد،

608
00:45:49,240 --> 00:45:51,370
‫چهارنفری با هم جشن می‌گیریم.

609
00:45:53,200 --> 00:45:55,540
‫من و لویال می‌تونیم
‫ توی تار والون ببینیم‌تون.

610
00:45:57,080 --> 00:46:00,800
‫و اگه شانس‌مون بگه،
‫مت هرجا که باشه،

611
00:46:00,880 --> 00:46:04,340
‫ نیفته توی دردسر
‫و اون هم بتونه بهمون اضافه بشه.»

612
00:46:07,390 --> 00:46:09,510
<i>‫«دلم برای جفت‌تون تنگ شده</i>

613
00:46:09,600 --> 00:46:11,560
‫و رند،
‫لیلا.

614
00:46:11,640 --> 00:46:14,850
‫به‌خصوص حالا
‫که خیلی تا عید بل تاین زمانی نمونده.

615
00:46:14,930 --> 00:46:17,150
‫بهم دیگه قول بدیم که سال بعد،

616
00:46:17,230 --> 00:46:20,650
‫چهارنفری با هم جشن می‌گیریم.

617
00:46:20,730 --> 00:46:24,940
‫من و لویال می‌تونیم
‫ توی تار والون ببینیم‌تون.»

618
00:46:26,110 --> 00:46:28,030
‫همم.

619
00:46:28,110 --> 00:46:29,910
‫باید دردناک باشه.

620
00:46:30,300 --> 00:46:34,400
‫ده‌ها نامه رد و بدل شده
‫اما کوچیک‌ترین اشاره‌ای به مت کوثن نشده.

621
00:46:35,000 --> 00:46:39,080
‫به گمونم براشون سخته

622
00:46:39,170 --> 00:46:44,460
‫که بتونن ببخشنت...
‫به‌خاطر این که ترک‌شون کردی.

623
00:46:48,050 --> 00:46:50,010
‫چی از جونم می‌خوای؟

624
00:46:50,090 --> 00:46:52,760
‫ساده‌لوحی به تو نمیاد.

625
00:46:52,850 --> 00:46:55,600
‫شش ماهه به اون خنجر دست نزدم.

626
00:46:58,190 --> 00:47:02,480
‫برای تو یا خواهران سرخت،

627
00:47:02,570 --> 00:47:06,280
‫یا مورین
‫یا کل این دنیای کوفتی، خطری ندارم.

628
00:47:13,370 --> 00:47:15,790
‫بل تاین مبارک،
‫مت.

629
00:48:26,690 --> 00:48:30,530
‫دلم خیلی واسه رند تنگ شده.

630
00:48:34,820 --> 00:48:37,160
‫هرچقدر هم به‌خاطر اینجا غر بزنم،

631
00:48:37,240 --> 00:48:39,000
‫هیچ‌جا نمیرم.

632
00:48:43,540 --> 00:48:46,460
<i>‫کنارت می‌مونم.
‫همیشه می‌مونم.</i>

633
00:49:09,980 --> 00:49:11,690
<i>‫برای رند.</i>

634
00:49:11,780 --> 00:49:14,820
<i>‫باشد که روحش راه بازگشت به ما را پیدا کند،</i>

635
00:49:14,910 --> 00:49:17,080
<i>‫در این زندگی
‫یا زندگی بعدی.</i>

636
00:49:19,330 --> 00:49:22,460
<i>‫اون جونش رو برای نجات ما
‫ از دست ارباب تاریکی فدا کرد.</i>

637
00:49:24,170 --> 00:49:26,480
<i>‫افتخار می‌کنم که اون رو
‫ دوست خودم می‌دونستم.</i>

638
00:49:50,080 --> 00:49:51,600
‫ممنون.

639
00:50:13,010 --> 00:50:15,380
‫- باید منتظر بمونیم؟
‫- آره.

640
00:50:16,930 --> 00:50:19,470
‫- امشب میاد.
‫- بله، البته.

641
00:50:19,550 --> 00:50:21,220
‫مطمئنم که زودی میاد.

642
00:50:21,310 --> 00:50:26,310
‫شاید برخلاف عادتش
‫دیرتر ناهار خورده.

643
00:50:33,060 --> 00:50:37,680
‫لن،
‫به گمونم داری الکی به خودت می‌گیری.

644
00:50:39,740 --> 00:50:43,620
‫این هیچ ربطی به تو نداره.

645
00:50:43,620 --> 00:50:46,660
‫فقط اگه خودت اجازه بدی
‫روت تاثیر می‌ذاره،

646
00:50:46,660 --> 00:50:50,250
‫و مطلقاً هیچ تاثیری روی من نمی‌ذاره.

647
00:50:50,330 --> 00:50:52,420
‫- تو نگهبانش نیستی.
‫- نه.

648
00:50:52,500 --> 00:50:55,300
‫- اما تو خونه‌م زندگی می‌کنه.
‫- خونه‌مون.

649
00:50:55,380 --> 00:50:59,760
‫عملاً خونه‌ی منه
‫که می‌ذارم تو هم توش زندگی کنی.

650
00:51:08,560 --> 00:51:12,520
‫وقتی زنی که می‌تونه قدرت احضار کنه
‫از قدرت واحد منع میشه،

651
00:51:12,610 --> 00:51:16,400
‫انگار حمله وحشیانه‌ای بهش کردن.

652
00:51:16,490 --> 00:51:20,240
‫انگار دیگه بدنت مال خودت نیست.

653
00:51:20,980 --> 00:51:24,410
‫ذهن بارها و بارها این آسیب رو مجسم می‌کنه،

654
00:51:24,410 --> 00:51:28,790
‫و بهت یادآوری می‌کنه که یک زمانی چه آدمی بودی
‫و دیگه همچین آدمی نمیشی.

655
00:51:28,870 --> 00:51:30,790
‫بله.

656
00:51:30,880 --> 00:51:33,000
‫بیشتر زن‌ها نمی‌تونن شفا پیدا کنن.

657
00:51:35,050 --> 00:51:37,170
‫بیشتر زن‌ها می‌میرن.

658
00:51:37,260 --> 00:51:40,010
‫اما نه مورین سدای.

659
00:51:40,090 --> 00:51:42,970
‫اون هرروز می‌جنگه.

660
00:51:43,050 --> 00:51:46,770
‫بیدار میشه،
‫آروم آروم و به سختی راه میره.

661
00:51:46,850 --> 00:51:48,520
‫سطل‌ها رو پر می‌کنه،

662
00:51:48,600 --> 00:51:51,350
‫مهم نیست که چندبار تا چاه باید بره.

663
00:51:51,440 --> 00:51:54,730
‫مهم نیست که تو راه
‫چقدر آب می‌ریزه.

664
00:51:55,730 --> 00:51:59,900
‫نمی‌تونم به مورین سدای
‫به‌عنوان یه زن خودخواه نگاه کنم.

665
00:51:59,990 --> 00:52:02,820
‫وقتی می‌بینمش
‫استحکام می‌بینم.

666
00:52:02,910 --> 00:52:06,160
‫استحکامی که هیچ کدوم‌مون رو همدیگه
‫نمی‌تونیم بهش برسیم.

667
00:52:08,000 --> 00:52:11,210
پیوند بین یه آی‌سدای
‫و نگهبانش

668
00:52:11,290 --> 00:52:14,170
‫یه راه برای برقرار کردن ارتباط‌مونه،

669
00:52:14,250 --> 00:52:16,750
‫اما تنها راه نیست.

670
00:52:18,760 --> 00:52:21,380
‫بیست سالی که در کنار هم بودین

671
00:52:21,470 --> 00:52:23,800
‫زبان مشترکیه
‫که با هم حرف می‌زنین.

672
00:52:24,800 --> 00:52:29,520
‫شاید به‌جای این که
‫ مجبورش کنی حرف بزنه،

673
00:52:29,600 --> 00:52:34,270
‫وقتش رسیده که ساکت باشی
‫و خوب گوش کنی.

674
00:52:40,820 --> 00:52:43,950
‫فکر می‌کنم دفعه اوله
‫که تو زندگیم

675
00:52:44,030 --> 00:52:46,620
‫یکی بهم گفته
‫که باید ساکت باشم.

676
00:52:48,310 --> 00:52:55,310
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

677
00:52:55,334 --> 00:53:10,334
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

678
00:56:12,450 --> 00:56:14,450
‫لن...

679
00:56:40,480 --> 00:56:41,980
‫لن.

680
00:58:08,560 --> 00:58:10,480
‫گوشات رو بگیر!

681
00:58:36,470 --> 00:58:39,680
‫چیه که بهم نمیگی؟

682
00:58:58,620 --> 00:59:02,487
«آنچه در این فصل خواهید دید»

683
00:59:03,370 --> 00:59:07,160
‫که چطوری با همدیگه
‫با ناممکن‌ها روبرو شدیم.

684
00:59:08,330 --> 00:59:10,900
‫اما حالا،
‫که هرکدوم‌مون تو یه گوشه از این دنیاییم،

685
00:59:10,900 --> 00:59:12,540
‫انگار هرروز در معرض خطریم.

686
00:59:17,970 --> 00:59:20,970
‫تو چشم دنیا،

687
00:59:21,050 --> 00:59:22,200
‫ارباب تاریکی رو شکست ندادیم.

688
00:59:22,220 --> 00:59:23,890
‫قوی‌ترین معاونش رو آزاد کردیم.

689
00:59:23,970 --> 00:59:26,140
‫«آخرین نبرد» نزدیکه.

690
00:59:29,420 --> 00:59:31,640
‫و از قبل باختیمش.

691
00:59:32,960 --> 00:59:35,100
‫چرخ هیچوقت به کسی
‫ چیزی که می‌خواد رو نمیده.

692
00:59:35,100 --> 00:59:38,470
‫اگه چیزی‌ می‌خوای،
‫خودت باید بدستش بیاری.

693
00:59:42,070 --> 00:59:44,420
‫- آماده‌ام.
‫- می‌ذاریم با ترس‌هاش روبرو شه.

694
00:59:44,420 --> 00:59:45,330
‫نه!

695
00:59:46,870 --> 00:59:49,370
‫جستجوی شاخ والری در انتظارمونه.

696
00:59:49,460 --> 00:59:52,210
‫با این،
‫صاحب کل دنیا میشیم.

697
00:59:53,200 --> 00:59:55,800
‫دوستانش همه‌شون رو
‫ به تاریکی تبدیل می‌کنن.

698
00:59:55,800 --> 00:59:58,170
‫خشمی درونمه.

699
01:00:02,890 --> 01:00:04,850
‫من میرم.
‫لازم نیست بیای.

700
01:00:04,930 --> 01:00:06,780
‫اگه دوستامون تو دردسر باشن،
‫چرا فکر کردی

701
01:00:06,810 --> 01:00:08,730
‫اینجا می‌مونم؟

702
01:00:09,180 --> 01:00:12,050
‫همیشه اینطوری نیست که قدرتمندترین‌ها تاریخ رو بنویسن.

703
01:00:12,050 --> 01:00:14,500
‫کسانی می‌نویسن که زنده بمونن.

704
01:00:17,220 --> 01:00:21,020
‫مسیرهای زیادی برای گذر از شب وجود داره.

705
01:00:22,580 --> 01:00:25,040
‫دنبال این نیستم که شکست‌هام رو تکرار کنم.

706
01:00:25,040 --> 01:00:26,600
‫به کاری که می‌کنی ایمان دارم.

707
01:00:26,600 --> 01:00:30,080
‫دیگه از پره‌ی چرخ بودن خسته شدم.

708
01:00:30,080 --> 01:00:31,960
‫تو پره نیستی.

709
01:00:32,820 --> 01:00:34,790
‫تو آبی هستی

710
01:00:34,790 --> 01:00:36,750
‫که خودش به چرخ تبدیل میشه.

711
01:00:37,760 --> 01:00:39,670
‫یا تیکه تیکه و نابود میشه.

712
01:00:45,050 --> 01:00:47,210
‫به دنیا اومدی
‫ تا از این دنیا محافظت کنی.

713
01:00:47,210 --> 01:00:49,220
‫نه فقط عزیزانت.‫

714
01:00:50,730 --> 01:00:54,860
‫قهرمانان امروز،
‫ چیزیه که الان هستیم.

715
01:00:54,860 --> 01:00:57,540
‫وقتشه مثل اون‌ها عمل کنیم.
