WEBVTT

00:01.411 --> 00:02.614
‫وایسا! وایسا گفتم!

00:02.658 --> 00:04.541
‫بعضی‌ وقت‌ها به این فکر می‌کنم که زندگی کردن

00:04.584 --> 00:05.802
‫- جرات بیشتری می‌خواد یا مُردن؟
‫- وایسا!

00:05.846 --> 00:08.632
‫ما کارهای زیادی برای زنده‌مون کردیم.

00:08.676 --> 00:10.416
من یه ماموریت خیلی مهم دارم!

00:10.460 --> 00:12.984
‫دروغ‌گفتم، من هیچی بارـم نیست.

00:13.028 --> 00:16.249
‫می‌دونی واسه رسوندن
‫تو به اینجا چند نفر جون دادن؟

00:16.293 --> 00:18.208
‫کارهایی که فقط
‫می‌خوایم فراموش‌شون کنیم.

00:22.038 --> 00:24.432
‫به کسایی تبدیل شدیم که توی
‫این دنیا نیاز بود اینطوری باشیم.

00:24.476 --> 00:27.217
‫مطلقاً کاملاً و بدون شک نیگان هستم

00:27.260 --> 00:30.090
‫اما هرکسی که الان هستیم،
‫هر تصمیمی که می‌گیریم...

00:30.134 --> 00:32.223
‫می‌تونه همه‌چی رو عوض کنه.

00:42.321 --> 00:43.496
‫یوجین!

00:43.539 --> 00:45.237
‫یوجین!

00:45.280 --> 00:46.673
‫مـکـس!

00:46.717 --> 00:49.590
‫- برو کنار
‫- مکس! مکس؟

00:49.633 --> 00:52.200
‫مکس؟ مکس؟

00:52.244 --> 00:53.333
‫مکس؟

00:54.421 --> 00:55.814
‫- ببخشید! فکرکردم شما...
‫- تو!

00:55.857 --> 00:58.686
‫تو کُشتیش!
‫تو سباستین رو کشتی.

00:58.730 --> 01:00.557
‫نه، نه، نه، نه، نه!

01:02.125 --> 01:03.997
‫- باید بریم.
‫- نه! باید مکس رو پیدا کنم

01:04.040 --> 01:06.695
‫- تنهاش نمی‌ذارم!
‫- یالا! باید بریم.

01:06.739 --> 01:07.522
‫برو!

02:00.761 --> 02:04.853
«مــــردگــان مــتــحرک»
[ فصل یازده - قسمت نوزده‌ام ]

02:17.337 --> 02:18.381
بهتره...

02:18.425 --> 02:19.905
‫نه.

02:22.909 --> 02:26.695
‫هیچکس بهش دست نزنه.

02:26.738 --> 02:28.524
‫تا وقتی که من اجازه بدم.

02:32.440 --> 02:34.704
‫می‌دونم چطور پسری بود.

02:37.402 --> 02:40.231
‫علی‌رغم حرفایی که مردم می‌زدن،
‫می‌خواستم بهش کمک کنم.

02:43.017 --> 02:45.629
‫شاید خیلی دیر جنبیدم.

02:45.672 --> 02:47.936
‫مشکل کم نداشتیم، ولی...

02:50.852 --> 02:52.854
‫خانواده خیلی پیچیده‌ست.

02:56.031 --> 02:57.860
‫اما خودت که می‌دونی...

03:01.690 --> 03:06.173
‫خواهرت بیشتر از 10 سال
‫امین و وفامند من بود.

03:06.217 --> 03:08.828
‫دوست دارم اینطوری فکرکنم که
‫گمراه شده.

03:11.918 --> 03:13.789
‫تا حداقل قبل از اینکه دیر بشه...

03:15.791 --> 03:18.055
‫بتونیم بهش کمک کنیم.

03:18.098 --> 03:19.971
‫می‌خوام درس عبرت بگیرن.

03:22.712 --> 03:26.848
‫یه‌چیزی که بهشون یادآوری کنه
‫قرار نیست کاراشون بدونِ جواب بمونه.

03:28.067 --> 03:31.722
‫اگه یوجین پورتر رو دستگیر کنی،

03:31.766 --> 03:34.160
‫اون می‌تونه درس عبرتی برای بقیه باشه.

03:35.901 --> 03:38.773
‫و بعدش هم می‌تونیم به
‫خواهرت کمک کنیم.

03:43.648 --> 03:47.653
‫عملیاتِ جست‌وجو و دستگیری
‫افرادِ خاطی در حال انجامه.

03:47.697 --> 03:49.524
‫راه بیوفت.

03:49.567 --> 03:51.919
‫سوژه‌هامون مهاجرانِ جدید
‫جوامع ایالت ویرجینیا یعنی

03:51.962 --> 03:56.662
‫ریوربند، هیلتاپ و الکساندریا هستند.

03:56.706 --> 03:59.013
‫تک تک دوست و آشنایان یوجین پورتر

03:59.056 --> 04:00.885
‫باید برای بازجویی در پرونده...

04:00.929 --> 04:02.886
‫شورش «روز بنیان گذاران» و مرگِ

04:02.930 --> 04:05.237
‫سباستین میلیتون، احضار شوند.

04:24.910 --> 04:26.130
‫چی فکر می‌کنی؟
‫یه‌روزی این اتفاق میوفته؟

04:26.173 --> 04:27.435
‫قول نمی‌دم...

04:27.479 --> 04:28.740
‫رفیق، یواش.

04:37.751 --> 04:39.231
‫نظرت چیه؟

04:39.274 --> 04:42.930
‫قایم شیم و یه‌جا کمپ بزنیم تا برن رد کارشون؟

04:42.974 --> 04:46.021
‫نه. نه.
‫از یه راه دیگه می‌ریم.

04:47.979 --> 04:51.157
‫از یه راه دیگه رفتن اونم با این ارابه؟
‫به‌نظرم خطرناکه!

04:51.200 --> 04:53.941
‫امروز روز خیلی خوبیه،
‫نباید خرابش کنیم.

04:53.985 --> 04:55.935
‫منم باعث افتخارمه که با لوبیا‌های فتوچینی...

04:55.978 --> 04:57.772
‫معروفم از همه پذیرایی کنم، اِلا جری!

04:57.815 --> 04:58.687
‫گفتم که بدونید!

04:58.730 --> 05:01.515
‫باید ادامه بدیم.

05:01.558 --> 05:03.170
‫چرا اینقدر عجله داری؟

05:03.213 --> 05:05.128
‫با این غذاهارو هرچه زودتر به دست
‫مردم اوشن‌ساید برسونیم،

05:05.172 --> 05:07.391
‫ببینیم مشکلی دارن یا نه،
‫بعدش هم می‌ریم الکساندریا.

05:07.435 --> 05:10.003
‫راستش...زمانی برای تلف‌کردن نداریم.

05:11.179 --> 05:12.267
‫خیلی‌خب، باشه.

05:13.789 --> 05:15.096
‫خوبه.

06:02.582 --> 06:03.974
‫روزیتا اسپانوزا.

06:04.018 --> 06:06.760
‫خیابان میلـر 929، محله جی‌4.

06:06.803 --> 06:08.240
‫درحال حاضر هم بی‌کار تشریف دارین.

06:08.283 --> 06:11.461
‫یه مادر مجرد، نام فرزند سکورا اسپانوزا.

06:12.679 --> 06:14.638
‫صحتِ این اطلاعات رو تائید می‌کنید؟

06:14.682 --> 06:16.988
‫الان جدی‌ای؟

06:17.032 --> 06:20.122
‫صحتِ اطلاعات مذکور رو تائید می‌کنید؟

06:20.166 --> 06:21.864
‫یعنی الان نه من تو رو می‌شناسم،
‫نه تو من رو؟

06:21.907 --> 06:24.084
‫انگار...دوتا غریبه‌ایم؟

06:24.127 --> 06:27.478
‫صحتِ اطلاعات مذکور رو تائید می‌کنید؟

06:29.393 --> 06:30.613
‫بله.

06:34.443 --> 06:35.879
‫درطول رُخداد شورش کجا بودید؟

06:35.922 --> 06:38.229
‫گوشه سمتِ شرقی میدان.

06:38.273 --> 06:40.623
‫- با کی بودین؟
‫- تنها بودم.

06:40.666 --> 06:41.928
‫با یوجین بودید!

06:41.972 --> 06:43.888
‫چندین شاهد شما دوتا رو با هم دیدن.

06:43.931 --> 06:46.672
‫اره با هم بودیم،
‫ولی یک ساعت قبلِ شورش.

06:46.716 --> 06:49.633
‫- درمورد چی صحبت می‌کردید؟
‫- خواهر جناب‌عالی!

06:49.676 --> 06:51.244
‫دقیق‌تر توضیح بده.

06:51.288 --> 06:53.027
‫یوجین گفت خواهرت قرار نیست
‫باهامون بیاد،

06:53.071 --> 06:54.290
‫که می‌خواد همینجا بمونه.

06:54.333 --> 06:58.077
‫اینجا رو به جایی بهتر تبدیل کنه.

06:58.121 --> 07:00.384
‫- آیا از اون موقع تا حالا یوجین رو دیدید؟
‫- نه.

07:00.427 --> 07:01.907
‫مطمئنید؟

07:01.950 --> 07:04.128
‫کاملاً.

07:04.171 --> 07:06.651
‫که‌اینطور!

07:06.694 --> 07:08.132
‫چون به‌وضوح مشخصه که یوجین کجا...

07:08.175 --> 07:10.090
‫چه کسانی رو برای قایم شدن انتخاب می‌کنه!

07:10.134 --> 07:12.266
‫- اع؟ یعنی کجا؟
‫- پیش شما!

07:12.310 --> 07:13.528
‫شماها مثل یه خانواده‌اید.

07:14.703 --> 07:16.141
‫اگه دیدمش بهت خبر می‌دم.

07:21.537 --> 07:25.498
‫ببین روزیتا، من احترام
‫زیادی برات قائلم،

07:25.541 --> 07:28.676
‫حتی همین الان که رفتارت با من
‫کاملاً بی‌احترامانه‌ست.

07:28.719 --> 07:31.286
‫اما باید یه‌ کاری برای من بکنی...

07:31.330 --> 07:33.768
‫اونم اینکه به یوجین بگی
‫بیاد و خودش رو معرفی کنه.

07:33.811 --> 07:37.512
‫بیاد پیش من، ابراز پشیمونی کنه و
‫کار رو بسپاره به قانون.

07:37.555 --> 07:41.255
‫این‌کار به بقیه کسایی که درگیر
‫این ماجرا شدن کمک زیادی می‌کنه.

07:41.298 --> 07:43.561
‫اما اگه اون، تو یا دوستاتون...

07:43.605 --> 07:45.955
‫در این‌باره باهامون همکاری نکنید،

07:45.998 --> 07:49.699
‫هیچکس هیچ‌جا نمیره

07:49.742 --> 07:53.703
‫و اوضاع از اینکه هست براتون بدتر می‌شه.

08:27.174 --> 08:28.958
‫روزیتام.

08:33.615 --> 08:34.921
‫چی شد؟

08:34.964 --> 08:37.140
‫یه مشت سوالای مسخره و تهدید.

08:37.184 --> 08:38.577
‫- تو چی؟
‫- منم همینا.

08:38.620 --> 08:40.319
‫- با بقیه حرف زدی؟
‫- اره.

08:40.362 --> 08:42.277
‫اگه بتونیم صبح اول وقت حرکت می‌کنیم.

08:42.321 --> 08:44.714
‫خیلی‌خب، مرسر چهارچشمی
‫حواسش به ماست.

08:44.758 --> 08:46.281
‫حسابِ اونم کردم.

08:48.415 --> 08:51.504
‫سلام، حالت چطوره؟

08:52.419 --> 08:54.421
‫بهتر از حالی که باید داشته باشم.

08:55.726 --> 08:58.163
‫فکرکنم هنوز هم هیچ خبری از مکس نداری نه؟

08:58.207 --> 09:01.690
‫نه، شرمنده.

09:01.733 --> 09:04.780
ممکنه با توجه به همه این داستان‌ها و درگیری‌ها
‫کاملاً بی‌اهمیت به‌نظر برسه...

09:04.823 --> 09:06.347
‫اما من اونی ام که دراصل باید شرمنده باشم.

09:06.390 --> 09:07.739
‫تقصیرِ منه که شما دوتا تحتِ...

09:07.783 --> 09:10.002
‫این شرایطِ بسیار خطرناک قرار گرفتید.

09:10.046 --> 09:12.178
‫نه، شرمنده نباش.
‫اون حروم‌زاده می‌دونست چه بلایی سرش میاد.

09:12.222 --> 09:14.007
‫خب، چیزی که الان باید بهش فکرکنیم

09:14.051 --> 09:15.139
‫اینه که چطوری تو رو از اینجا خارج کنیم!

09:15.182 --> 09:17.750
‫من یه راهی بلدم،
ورودی شرقی.

09:17.794 --> 09:19.056
‫می‌دونم کِی شیفت نگهبان‌ها عوض می‌شه.

09:19.099 --> 09:21.059
‫شاید یه پنجره‌ای باشه
‫که بتونیم ازش بزنیم بیرون.

09:21.102 --> 09:23.887
‫خیلی خوبه! توی راه الکساندریا هم
‫بقیه رو پیدا می‌کنیم.

09:23.930 --> 09:25.455
‫یوجین چته؟

09:25.498 --> 09:27.326
‫ممکنه با این حرف انسانِ کاملاً

09:27.370 --> 09:29.109
نلایقی دربرابر زحمات شما به نظر بیام،

09:29.153 --> 09:31.983
‫اما نمی‌تونم بدون معشوقم اینجا رو ترک کنم.

09:32.026 --> 09:33.594
‫باید پیداش کنم.

09:33.638 --> 09:35.248
‫تک تک سربازهای شهر در به در دنبالتن.

09:35.292 --> 09:36.466
‫قدم برداری می‌گیرنت.

09:36.509 --> 09:39.034
‫خب پس با این وجود، نمی‌تونم...

09:39.078 --> 09:41.820
‫بدون اون جایی نمیرم.

09:41.863 --> 09:43.604
‫حداقل، یه‌کاری کنیم که
‫جاش امن باشه.

09:43.648 --> 09:45.693
‫باشه.

09:45.737 --> 09:48.044
‫تو همینجا بمون،
‫من میرم مکس رو پیدا کنم.

09:48.088 --> 09:50.219
‫اگه پیداش کردیم، اونم می‌تونه باهامون بیاد.

09:50.264 --> 09:51.396
‫قبوله؟

09:51.439 --> 09:52.440
‫قبوله.

09:52.484 --> 09:53.441
‫خیلی‌خب.

09:53.485 --> 09:55.269
‫مراقب باش.

09:55.313 --> 09:57.271
‫مردمانِ عزیز من، توجه کنید.

09:57.315 --> 09:59.622
‫عاملانِ این اتفاق وحشتناک،

09:59.666 --> 10:02.320
‫قطعاً به سزای اعمال‌شون خواهند رسید.

10:02.363 --> 10:04.714
‫هرکسی که اطلاعاتی درباره محلِ پنهان شدن

10:04.758 --> 10:08.718
‫این افراد ارائه بده، مژدگونی بسیار باارزشی
‫ دریافت می‌کنه.

10:08.762 --> 10:12.288
‫توجه داشته باشید هرکسی که به این
‫افراد خاطی کمک بکنه،

10:12.332 --> 10:14.029
‫به سرنوشت اونا دچار می‌شه

10:14.072 --> 10:17.249
‫که اجرای عدالتِ بی‌دریغ می‌باشد.

10:28.349 --> 10:30.176
‫نظرتون چیه قیدِ ارابه رو بزنیم؟

10:30.220 --> 10:33.833
‫نه، از پسش بر میایم.
‫بجنبید.

10:33.877 --> 10:35.312
‫یک، دو...

10:44.148 --> 10:47.282
‫خوبی؟

10:47.326 --> 10:49.502
‫می‌تونی راه بری؟ حالت خوبه؟

10:49.546 --> 10:51.286
‫می‌تونی راه بری؟

10:51.330 --> 10:52.679
‫اره. اره.

10:54.551 --> 10:57.119
‫- حالت خوبه؟
‫- اره، اره.

10:57.163 --> 10:59.121
‫گه‌توش!

10:59.165 --> 11:00.688
‫زانوـم.

11:00.732 --> 11:02.342
‫صبرکنید ببینم.

11:02.386 --> 11:04.475
یه جایی اون سمت‌ها هست.

11:04.518 --> 11:07.678
‫انگار دیوار هم دارن.
بدون واگن تا اونجا میریم.

11:40.557 --> 11:42.341
‫بیا.

12:00.840 --> 12:02.538
‫میرم باز هم هیزم بیارم.

12:02.581 --> 12:03.757
‫باشه.

12:14.072 --> 12:15.943
‫اینجا رو دیدی داداش؟

12:15.987 --> 12:18.164
‫بزرگه، دیوار هم که داره!

12:18.207 --> 12:20.819
‫آب هم که راحت پیدا می‌شه.

12:20.862 --> 12:23.604
‫این همه زمین برای کشاورزی.

12:23.648 --> 12:26.128
‫کینگدام دوم!

12:26.172 --> 12:28.741
‫الــو؟

12:28.784 --> 12:29.829
‫آقا آرون؟

12:33.615 --> 12:34.573
‫چی شده؟

12:35.661 --> 12:36.792
‫هیچی.

12:40.796 --> 12:43.104
‫کم کم شب می‌شه.

12:43.147 --> 12:46.237
‫اول من نگهبانی میدم تا تو بتونی
‫یکم استراحت کنی.

12:47.195 --> 12:48.892
‫منم باهات نگهبانی میدم.

12:48.936 --> 12:50.460
‫واقعاً؟

12:51.287 --> 12:53.201
‫باشه پس.

13:13.745 --> 13:17.620
‫همیشه می‌گفتی اینجا رو به تو ترجیح می‌دم...

13:20.187 --> 13:22.450
‫نمی‌دونستی هیچ انتخاب و ترجیحی وجود نداره.

13:34.551 --> 13:36.118
‫نمی‌دونم اصلاً می‌تونستم...

13:36.162 --> 13:37.859
‫انتظاراتت رو برآورده کنم یا نه.

13:40.079 --> 13:41.863
‫اینکه بالای سرت باشم؛

13:45.563 --> 13:47.086
‫و حالا...

13:48.741 --> 13:50.743
‫بعد این همه دست و پا زدن...

13:52.396 --> 13:54.529
‫بعد از همه فداکاری‌هامون...

14:01.145 --> 14:02.320
‫حالا چی برامون باقی مونده؟

14:08.022 --> 14:11.547
‫حداقل دیگه هر روز هم رو ناراحت و نا اُمید نمی‌کنیم،

14:37.270 --> 14:39.926
‫خوب حواست باشه.

14:42.451 --> 14:44.191
نباید اینجا باشین.

14:44.235 --> 14:47.935
‫اما هستم! چون افراد جناب‌عالی به‌زور من رو
‫از خونه‌ام کشیدن بیرون

14:47.979 --> 14:50.459
‫و سه ساعت تو یه اتاق کوچیک و تاریک
‫ازم بازجویی کردن.

14:50.503 --> 14:53.767
‫- جایی که بوی زیربغل و کون‌نشسته می‌داد.
‫- اره، ببخشید.

14:53.811 --> 14:56.597
‫جلوی بقیه باید با همه‌تون یه‌طور رفتار کنم.

14:58.032 --> 15:00.775
‫پس خصومتِ شخصی نیست؟

15:00.819 --> 15:02.429
‫ما دستوراتی داریم.

15:02.472 --> 15:04.431
‫پسر میلتون مُرده و اون یوجین رو
‫مقصر ماجرا می‌دونه.

15:04.474 --> 15:07.348
‫- اما تقصیر اون نیست...
‫- واسه بحث‌ کردن وقت ندارم.

15:07.391 --> 15:10.045
‫می‌کُشنش، نه؟

15:10.089 --> 15:13.180
‫اگه بگیرنش، فاتحه‌ش خونده‌ست.

15:13.223 --> 15:15.966
‫پس چطوری می‌تونی اینقدر
‫نسبت به این قضیه خونسرد باشی؟

15:16.010 --> 15:18.664
‫من سال‌ها تک و تنها بودم،
‫عقلم رو تنهایی از دست داده بودم،

15:18.707 --> 15:20.579
‫هرکسی سر راهم سبز می‌شد رو
‫می‌فرستادم رد کارش.

15:20.623 --> 15:23.451
‫اما یوجین...من رو باور کرد.

15:23.494 --> 15:25.367
‫من رو همونطوری که بودم قبول کرد.

15:25.410 --> 15:26.455
‫بدون هیچ قضاوتی!

15:26.498 --> 15:29.285
‫من رو نجات داد.

15:29.328 --> 15:30.807
‫آدم‌های بد همچین کاری نمی‌کنن.

15:30.851 --> 15:33.463
‫بلکه آدم‌های خوب اینکارو می‌کنن.

15:33.506 --> 15:35.160
‫یوجین نمی‌دونست همچین اتفاق‌هایی میوفته.

15:35.204 --> 15:36.466
‫اما اتفاق افتاد.

15:36.509 --> 15:38.816
‫و نمی‌شه برگشت به عقب.

15:38.860 --> 15:40.819
‫من هم باید هوای خانواده خودم رو داشته باشم.

15:40.863 --> 15:42.777
‫ولی هوای یوجین رو نداشته باشی؟

15:43.691 --> 15:46.433
‫- اون محاکمه می‌شه
‫- عادلانه‌؟

15:51.743 --> 15:54.442
‫اینجا به چه دردی می‌خوره...

15:54.486 --> 15:57.619
‫وقتی که آدم‌های خوب دَرش کُشته می‌شن؟

15:57.663 --> 16:00.187
‫قربان، هدف رویت شد.

16:00.231 --> 16:02.234
‫مکسین مرسر، محله جی‌2.

16:02.276 --> 16:03.582
‫بریم.

16:05.628 --> 16:06.847
‫باید برم.

16:06.891 --> 16:08.022
‫اره...

16:10.111 --> 16:11.678
‫منم.

16:22.777 --> 16:24.736
‫مطمئنی نمی‌خوای یکم استراحت کنی؟

16:24.779 --> 16:26.390
‫می‌تونی بعدِ الایجا نگهبانی بدی.

16:26.434 --> 16:27.783
‫نه، نه. اوکی‌ام.

16:31.831 --> 16:34.485
‫بین شما دوتا همه‌چی مرتبه؟

16:34.529 --> 16:36.009
‫اتفاقی افتاده؟

16:40.579 --> 16:42.015
‫فقط...

16:43.931 --> 16:45.671
‫ یه لحظه از خود بی خود شدم.

16:47.718 --> 16:49.501
‫یا خاطرات خودم و هنری افتادم.

16:54.551 --> 16:57.032
من...

16:57.075 --> 16:59.644
‫فکرنکنم دوباره بتونم با کسی باشم.

16:59.687 --> 17:01.080
می‌دونی چی می‌گم؟

17:11.395 --> 17:13.180
‫می‌دونی، من...

17:15.616 --> 17:17.532
قبلاً متاهل بودم.

17:17.576 --> 17:19.883
‫واقعاً؟

17:19.926 --> 17:23.930
‫خب، قانوناً نه. اما خب...

17:23.974 --> 17:27.716
‫دوست ندارم زیاد درموردش حرف بزنم.

17:29.545 --> 17:32.853
‫خب من و اریک توی واشنگتن دی‌سی آشنا شدیم،

17:32.897 --> 17:36.552
‫و از همون لحظه اول عاشقِ هم شدیم،

17:36.596 --> 17:40.166
‫بعدش ازم خواست شب با هم بریم بیرون،

17:40.209 --> 17:41.950
‫من جواب رد دادم

17:41.994 --> 17:46.521
‫تا شیش ماه همینطوری جواب رد می‌دادم.

17:46.564 --> 17:48.130
‫چـرا؟

17:48.174 --> 17:49.349
‫مطمئن نیستم.

17:51.874 --> 17:56.052
‫فکرکنم یا سرم خیلی شلوغ بوده،
‫یا آمادگی رابطه رو نداشتم.

17:58.186 --> 18:01.101
‫یا شایدم می‌ترسیدم!

18:01.144 --> 18:02.973
‫اما بلاخره قبول کردم،

18:03.017 --> 18:07.543
‫و زمانی که با هم بودیم،
‫تموم اون سال‌ها زندگی توی الکساندریا...

18:09.632 --> 18:11.591
‫بهترین دوران زندگی‌ام بودن.

18:16.509 --> 18:18.904
‫می‌دونی، بعد از اینکه مُرد...

18:18.948 --> 18:21.601
‫هی با خودم فکر می‌کردم،

18:21.645 --> 18:25.041
‫حاضرم هرکاری بکنم

18:25.084 --> 18:28.696
‫تا جواب‌های رَدی که بهش دادم رو
‫پس بگیرم

18:28.740 --> 18:31.177
‫تا بتونم فقط یه روز دیگه باهاش باشم.

18:33.614 --> 18:38.229
‫لیدیا، ما نمی‌تونیم جلوی
‫مرگ بقیه رو بگیریم.

18:38.272 --> 18:40.361
‫همیشه اینطور بوده.

18:44.236 --> 18:46.802
‫تنها کاری که از دست‌مون برمیاد،
‫اینه که باهاشون راه بیایم.

19:26.107 --> 19:27.412
‫تکون نخور!

19:27.456 --> 19:29.240
‫برگرد!

19:29.284 --> 19:31.243
‫دستا بالا.

19:32.243 --> 19:34.246
‫متهم دستگیر شد.

19:35.726 --> 19:37.249
‫دریافت شد.

19:51.309 --> 19:54.050
‫«من مکسین مرسر، مسئولیتِ تمامِ...

19:57.576 --> 19:58.445
‫اینا حرف‌های من نیستن.

19:58.489 --> 20:01.014
‫ولی باید باشن.

20:04.323 --> 20:06.933
‫«من سال‌هاست که از افسردگی رنج می‌برم،

20:06.977 --> 20:09.893
‫و طِی روزهای اخیر از خوردن قرص‌های
‫خود اجتناب کرده،

20:12.287 --> 20:14.159
‫در طول توهم و عوارض ناشی از
‫نخوردن قرص‌هایم،

20:14.202 --> 20:17.772
‫سیستم‌پخش‌کننده را دستکاری کردم تا
‫نام خانواده میلتون را بدنام کرده،

20:17.815 --> 20:19.120
‫و جامعه را به آشوب بکشم.

20:19.164 --> 20:21.602
‫اعمال من کاملاً نامتعارف و غیراخلاقی بودند.

20:21.645 --> 20:25.519
‫- امیدوارم که جامعه ما بتواند...
‫- مکس، کافیه.

20:25.562 --> 20:28.740
‫- فقط امضاش کن.
‫- بعدش چی؟

20:28.784 --> 20:30.525
‫می‌گین یوجین پشت تمامِ این ماجرا بوده؟

20:30.568 --> 20:33.049
‫پیشنهاد عفو اعمال رو قبول کن، مکس.

20:33.093 --> 20:35.486
‫همه‌ش کار خودم بود،

20:35.530 --> 20:40.404
‫چون نتونستم تحمل کنم بخشی از این
‫سیستم فاسد باشم.

20:40.448 --> 20:45.106
‫می‌دونی وقتی سباستین می‌خواست
‫من رو بکشه کی نجاتم داد؟

20:45.149 --> 20:47.543
‫ازم انتظار داری توی این شرایط پشت‌ش رو خالی کنم؟

20:49.459 --> 20:51.634
‫به جرم اقدام علیه امنیت ملی اعدامت می‌کنن!

20:53.811 --> 20:54.942
‫من می‌خوام نجاتت بدم.

20:56.031 --> 20:59.034
‫منم می‌خوام اینجا رو نجات بدم.

20:59.077 --> 21:03.213
‫«حقیقت رو بگو، به هر قیمتی که شده»

21:03.256 --> 21:06.042
‫همونطور که بابا همیشه می‌گفت.

21:07.478 --> 21:10.611
‫با اینکه یه ژنرال بود، هرگز مسئولیت‌های خودش رو

21:10.655 --> 21:13.136
‫به‌عنوان شهروند اینجا فراموش نکرد.

21:18.446 --> 21:20.753
‫اگه زنده بود عاشق یوجین می‌شد.

21:23.191 --> 21:27.531
‫فکر می‌کنم اگه اینجا بود، به کاری که
‫ می‌خواستیم اینجا بکنیم، افتخار می‌کرد.

21:30.190 --> 21:32.841
‫و فکر می‌کنم اگه بود،
‫به حالت تاسف می‌خورد.

21:52.083 --> 21:54.743
‫نکنه هوس کردی گیر بیفتی؟

21:56.263 --> 21:58.663
‫داشتم یه نگاهی به وضعیت
سربازهاشون می‌انداختم

21:58.703 --> 22:02.294
‫تا ببینم میشه به دستیارم اجازه بدم
‫تو روزیتا دنبال مکس بگرده یا نه.

22:02.294 --> 22:04.974
‫دیگه از دست رو دست گذاشتن
‫ و هیچ کاری نکردن خسته شدم.

22:07.974 --> 22:11.414
‫اگه عقل تو کلت باشه،
.از سر راهم میری کنار عمو

22:11.454 --> 22:14.115
‫لازم نیست ناراحتی پیش بیاد.

22:17.735 --> 22:19.795
‫خیلی‌خب.

22:39.377 --> 22:40.717
‫برو.

23:00.419 --> 23:02.559
‫نمی‌خوای جلوم رو بگیری.

23:04.169 --> 23:05.429
‫خودت هم نمی‌خوای بری.

23:22.100 --> 23:23.881
‫چون ترسوئم.

23:27.281 --> 23:29.041
‫نه.

23:29.041 --> 23:30.361
‫دلیلش اینه که باهوشی.

23:30.361 --> 23:33.122
‫من همیشه وبال گردن بقیه بودم.

23:33.122 --> 23:34.901
‫واسه زنده موندن به بقیه نیاز دارم

23:34.901 --> 23:37.422
‫و از شجاعت بقیه مایه می‌ذارم چون خودم ندارم.

23:37.422 --> 23:40.253
‫تنها دلیلی که باعث شد بتونم
‫ جلوی انتخاب طبیعیم رو بگیرم

23:40.293 --> 23:42.292
‫علاقم به زدن حرفای دوپهلو بود.

23:46.483 --> 23:48.323
‫یعنی دروغ گفتن.

23:49.223 --> 23:50.383
‫خودم فهمیدم.

23:50.383 --> 23:52.444
‫آره خب.

23:52.444 --> 23:55.723
‫متاسفانه تنها مهارت قابل توجهم همینه.

24:01.354 --> 24:04.754
‫بنظرت آدم‌ها از همون اول شجاع به دنیا میان؟

24:04.754 --> 24:07.384
‫یا بعداً شجاع میشن؟

24:09.755 --> 24:11.365
‫جفتش.

24:24.296 --> 24:26.817
‫- یعنی یوجین رو گرفتن؟
‫- آره.

24:27.166 --> 24:29.887
‫دریل و بقیه دارن نقشه
.می‌کشن که فراریش بدن

24:29.887 --> 24:32.967
‫باشه. خوبه.

24:32.967 --> 24:34.887
‫بعدش آزاد میشه،

24:34.887 --> 24:38.268
‫یه مدتی قایم میشه تا کامن ولث خسته شه.

24:38.268 --> 24:41.927
‫بعدش میریم پیشش... من و تو و یومیکو.

24:41.967 --> 24:43.358
‫مثل قبلاً.

24:43.928 --> 24:46.868
‫چهارتایی‌مون دوباره می‌زنیم به دل جاده.

24:47.788 --> 24:50.058
‫پرنسس، خودت هم می‌دونی که من جایی نمیرم.

24:50.058 --> 24:53.029
‫حتی بعد از این که می‌دونیم
‫قراره چه بلایی سر یوجین بیارن؟

24:53.029 --> 24:54.949
‫اوضاع خیلی تخمیه.

24:54.949 --> 24:57.069
‫پس دیگه حتما باید بمونم.

24:57.109 --> 24:59.769
‫اون و مکس یه داستانی رو شروع کردن.
‫ حقیقت رو آشکار کردن.

24:59.809 --> 25:01.819
‫مردم دنبال تغییرن.

25:01.859 --> 25:03.450
‫دیگه زمان بهتری برای مبارزه پیدا میشه؟

25:03.450 --> 25:06.090
‫بهتر از الان که حکومت ترسیده؟

25:06.090 --> 25:07.810
‫خب، شاید حس و حال مبارزه رو نداشته باشم.

25:07.810 --> 25:10.350
‫شاید اینجا خیلی خوشگله،

25:10.350 --> 25:12.231
‫و داره یه کاری می‌کنه که فکر کنیم جای باحالیه

25:12.231 --> 25:16.011
‫ولی ناموساً؟ زیرزمین خیلی ریده.

25:16.791 --> 25:19.971
‫شاید ارزش نگه داشتنش رو نداشته باشه.

25:25.322 --> 25:27.231
‫یعنی میگی این یارو مرسره آدم خوبیه؟

25:29.322 --> 25:31.892
‫آره، ولی تاحالا با کلی آدم آشنا شدم

25:31.932 --> 25:34.022
‫که اولش فکر می‌کردم آدم‌های خوبی‌ان.

25:34.062 --> 25:36.422
‫اما همیشه اونطوری که فکر می‌کردم نشده.

25:36.462 --> 25:38.903
‫با همدیگه چشم تو چشم نشدیم.

25:38.943 --> 25:41.293
‫ولی این رو مطمئن باش...

25:41.853 --> 25:43.393
‫بیشتر آدم‌ها سعی می‌کنن بیشترین استفاده رو

25:43.393 --> 25:45.384
‫از چیزایی که روبه‌روشونه ببرن

25:45.384 --> 25:47.213
‫شاید اون هم داره همین کار رو می‌کنه.

25:48.863 --> 25:52.173
‫آره خب، شاید این سری

25:52.213 --> 25:57.655
‫حقم بیشتر از این باشه که بهم بگن
‫ تو بدترین شرایط حداقل ضرر رو کردی.

26:00.874 --> 26:02.625
‫آره، حقت بیشتره.

26:12.975 --> 26:15.286
‫و هر تصمیمی که بگیری، من همینجام...

26:16.936 --> 26:19.276
‫...برای مواقعی که بهم نیاز داشتی.

27:08.901 --> 27:10.940
‫ممنون که اومدی.

27:10.940 --> 27:12.881
چشم به راهت بودم.

27:15.001 --> 27:16.742
‫کلی حرف برای گفتن دارم.

27:19.581 --> 27:21.122
‫چیزی که مهمه اینه که اینجایی

27:21.122 --> 27:22.842
‫و یعنی می‌خوای درمورد بهترین تصمیمی
‫ که قراره بگیری، حرف بزنی.

27:22.842 --> 27:25.412
‫تو پسرم رو کشتی.

27:27.802 --> 27:29.583
‫افرادت ۸تا کارگر رو کشتن،

27:29.633 --> 27:33.282
کاری کردن به واکر تبدیل بشن
.و ریختن‌شون توی جمعیت

27:35.823 --> 27:37.553
‫قبول دارم. باید یه کاری
می‌کردم که درک کنی،

27:37.593 --> 27:40.043
‫تا...تا... تا توجهت رو جلب کنم،

27:40.043 --> 27:43.863
‫ولی هیچوقت قصد نداشتم
...که جون اون رو بگیرم

27:48.214 --> 27:49.604
‫ببین، من قمار کردم.

27:49.654 --> 27:52.044
‫و قبول دارم اونطوری که
.فکر می‌کردم ، پیش نرفت

27:53.654 --> 27:55.485
‫من و سباستین شاید یه سری
،اختلاف نظر داشتیم

27:55.525 --> 27:58.875
‫اما آخرش همیشه کنارش بودم.

27:58.875 --> 28:01.405
‫برای وقتایی که واسه اون پروژه‌های
کوچیک فرعیش، به مردم نیاز داشت

28:01.445 --> 28:04.915
‫بهش کمک کردم، چون پسر تو بود، پاملا.

28:19.467 --> 28:21.467
‫این به خاطر اوناس.

28:21.507 --> 28:24.647
‫مردم هیلتاپ، الکساندریا.

28:24.687 --> 28:27.648
‫با گندی که اونا زدن شروع شد.
‫اختلاف عقیده و آشوب رو میگم.

28:27.688 --> 28:29.218
‫مگه این که یکی بهشون دستور داده باشه،

28:29.258 --> 28:30.367
‫کسی که می‌دونسته چطوری بهشون دستور بده،
‫

28:30.367 --> 28:34.528
‫هیچوقت بس نمی‌کنن.
!تا همه‌چی رو نگیرن بس نمی‌کنن

28:36.088 --> 28:37.618
‫باشه.

28:39.528 --> 28:41.529
‫خب حالا تو رو چیکار کنیم؟

28:43.538 --> 28:45.579
‫ازش روش خودت استفاده کنیم؟

28:45.619 --> 28:48.890
‫ریسک کنیم؟

28:48.930 --> 28:50.239
‫قمار کنیم؟

29:08.691 --> 29:11.081
‫اگه تو بردی،

29:11.131 --> 29:13.962
‫زنده می‌مونی.

29:14.002 --> 29:15.831
‫اما اگه باختی...

29:47.385 --> 29:49.384
‫ممنون.

29:49.434 --> 29:50.995
‫ممنون، پاملا.

29:51.955 --> 29:53.305
‫ممنونم.

29:56.705 --> 29:57.915
‫بهت قول میدم که از این به بعد کارم بهتر شه.

29:57.965 --> 29:59.576
‫دیگه خبری از بازی و مخفی‌کاری نباشه.

29:59.616 --> 30:02.535
‫کاملاً‌ در خدمت خانواده میلتون هستم.

30:02.575 --> 30:04.446
‫خودم می‌دونم، لنس.

30:10.626 --> 30:12.977
‫نفهمیدم چیشد.

30:19.857 --> 30:21.897
‫خب...

30:25.858 --> 30:28.428
‫خودت که گفتی،

30:28.478 --> 30:31.608
‫در خدمت خانواده‌ای.

30:31.648 --> 30:33.129
‫به لطف تو...

30:35.478 --> 30:38.569
‫...فقط همین باقی مونده.

30:55.500 --> 30:57.719
‫بدنش هنوز گرمه.

30:57.769 --> 30:59.768
‫پسرم رو سیر کن، لنس.

31:22.294 --> 31:24.033
‫میشه حرف بزنیم؟

31:24.083 --> 31:27.381
‫...حتماً.

31:41.302 --> 31:44.521
‫خیلی ضایع شد.

31:44.571 --> 31:46.439
‫من... دلم نمی‌خواد برم.

31:46.479 --> 31:48.438
‫یه‌جورایی مجبورم.

31:48.478 --> 31:51.047
‫- به خاطر من؟
‫- آره.

31:51.087 --> 31:52.086
‫نه.

31:54.434 --> 31:55.614
‫شاید.

31:56.873 --> 32:00.221
‫ببین، تو بی‌نظیری.

32:00.271 --> 32:02.570
‫جدی میگم. اما...

32:02.620 --> 32:03.749
‫اما چی؟

32:03.789 --> 32:05.008
‫من فقط...

32:05.048 --> 32:07.007
‫باید از اینجا برم.

32:07.057 --> 32:08.796
‫یوجین اینجا می‌میره.

32:08.836 --> 32:10.295
‫هرکاری که تو حیطه قدرتم باشه انجام میدم

32:10.295 --> 32:11.894
‫که به هیچ‌وجه این اتفاق نیفته.

32:11.894 --> 32:14.442
‫اما نه هرکاری.

32:14.492 --> 32:16.321
‫مگه نه؟

32:18.061 --> 32:21.098
‫اوضاع خیلی بهم ریختس.

32:21.148 --> 32:22.238
‫می‌دونم.

32:23.847 --> 32:26.805
‫اینجا بی‌نقص نیست.

32:26.845 --> 32:28.274
‫من هم همینطور.

32:28.324 --> 32:29.543
.اما تو که اون بیرون بودی

32:29.583 --> 32:31.802
‫می‌دونی که چی انتظارت رو می‌کشه.

32:31.842 --> 32:33.800
‫- می‌تونست خیلی از این بدتر باشه.
‫- حرف نزن.

32:34.890 --> 32:37.699
‫- اون حرف رو نزن.
‫- خب مگه اشتباه میگم؟

32:42.545 --> 32:46.813
‫باید درک کنی.

32:46.853 --> 32:49.022
‫اوضاع اصلاً برای من راحت نبوده.

32:50.531 --> 32:52.849
‫حتی قبل از این ماجراها،

32:52.899 --> 32:55.198
‫راحت نبوده.

32:55.248 --> 32:58.285
‫وقتی نُه سالم بود، بابام ترک‌مون کرد.

32:58.335 --> 33:02.034
‫نه سال و نیمم که شد،
.مامانم دوباره ازدواج کرد

33:02.074 --> 33:06.291
‫و بابای دومیم، یه برادر ناتنی
.خبیث با خودش آورد

33:06.341 --> 33:08.770
‫و حفت‌شون...

33:10.859 --> 33:14.206
‫...طوری رفتار می‌کردن که انگار بابامن، فهمیدی؟

33:14.256 --> 33:17.695
‫کلی داد می‌زدن، کلی هُلم می‌دادن.

33:19.123 --> 33:21.042
‫و مامانم...

33:21.082 --> 33:24.469
‫جلوشون رو نمی‌گرفت.

33:25.909 --> 33:27.998
‫فقط واسه این که ترکش نکنه.

33:28.038 --> 33:31.655
‫برای همین شر به پا می‌کردم. همیشه‌ی خدا.

33:31.695 --> 33:36.743
‫بعدش بابا و دادش جدیدم

33:36.783 --> 33:39.041
‫دست و پام رو می‌بستن،

33:39.091 --> 33:44.527
‫و وقتی که به اصلاح بدرفتاری
‫می‌کردم، پرتم می‌کردن توی کمد.

33:44.567 --> 33:47.056
‫و واسه چند ساعت ولم می‌کردن اونجا.

33:48.136 --> 33:50.744
‫بعضی‌وقتا شلوارم رو خیس می‌کردم.

33:52.053 --> 33:55.272
‫بعدش نوبتی...

33:55.311 --> 33:56.271
‫کتکم می‌زدن.

33:57.360 --> 33:59.489
‫و فقط این حرفا رو می‌شنیدم،

33:59.529 --> 34:01.268
‫«خوانیتا، عوضش سقف بالای سرته.»

34:01.318 --> 34:03.277
‫«خوانیتا،‌ عوضش داره پول قبض‌ها رو میده.»

34:03.317 --> 34:05.545
‫«خوانیتا، شاید بدتر میشد.»

34:07.364 --> 34:08.793
‫اصلاً می‌دونی چیه؟

34:10.142 --> 34:12.921
‫ریدم به این تفکر.

34:15.369 --> 34:17.018
‫می‌تونست بهتر هم باشه.

34:19.097 --> 34:21.376
‫باید هم همینطوری باشه.

34:21.935 --> 34:22.845
‫مگه نه؟

34:23.434 --> 34:25.193
‫اینجا...

34:25.633 --> 34:30.150
‫داره خیلی شبیه بابای ناتنیم میشه.

34:30.200 --> 34:35.767
‫و اگه بشینم و نگاه کنم،

34:35.807 --> 34:37.285
‫میشم یکی مثل مامانم.

34:39.115 --> 34:41.683
‫و من هم مثل مامانم نیستم.

34:44.941 --> 34:47.940
‫پس...

34:47.990 --> 34:50.507
‫باید برم.

34:54.945 --> 34:56.424
‫خیلی‌خب.

35:02.820 --> 35:06.948
‫به‌خاطر... اتفاقاتی که برام افتاده....

35:08.907 --> 35:11.475
‫...وقتی یه مردی رو می‌بینم،

35:11.515 --> 35:13.734
‫انگار دارم هیولا می‌بینم.

35:13.784 --> 35:16.302
‫خیلی وقت قبل از این که بمیرن

35:16.342 --> 35:19.260
‫و تبدیل به هیولاهای واقعی بشن،

35:19.300 --> 35:22.039
‫اونا رو این شکلی می‌دیدم.

35:26.176 --> 35:28.525
‫ولی می‌دونم که تو اینطوری نیستی.

35:29.524 --> 35:31.043
‫فقط خواستم بدونی.

36:03.753 --> 36:06.802
‫همه‌چی رو سه‌بار بررسی کردیم.

36:06.842 --> 36:09.710
‫همه‌جا رو قفل کردیم.

36:11.019 --> 36:12.368
‫احتمالاً فقط باده.

36:18.105 --> 36:19.674
‫این صدای باد نیست.

36:21.152 --> 36:23.151
‫آره.

36:23.721 --> 36:26.500
‫شاید بهتره یه دور دیگه تمیزکاری کنیم.

36:36.813 --> 36:38.333
‫لعنتی!

36:49.426 --> 36:51.465
‫- مشکلی نیست؟
‫- نه.

37:09.823 --> 37:12.132
‫باید بریم پیش الی و جری، همین حالا!

37:18.658 --> 37:21.086
‫بیدار شین! گرفتار شدیم!

37:35.448 --> 37:36.787
‫برین! همین حالا!

37:36.837 --> 37:40.185
‫برین!‌ برین تو!

37:42.883 --> 37:44.663
‫حداقل یه پنجاه‌تایی باید باشن!

37:44.663 --> 37:46.531
‫چطوری اومدن داخل؟

37:54.406 --> 37:55.925
‫یعنی چی؟!

37:58.014 --> 38:00.542
‫از کی تاحالا واکرها کار با
دسته در رو یاد گرفتن؟

38:00.582 --> 38:02.282
‫کار نجواگرهاست.

38:06.589 --> 38:07.848
‫لعنتی.

38:07.888 --> 38:10.717
‫شما دوتا برین رو پشت بوم. همین حالا!

38:36.641 --> 38:39.509
‫- وضع پات چطوره؟
‫- بد نیست.

38:40.678 --> 38:42.297
‫من در رو نگه می‌دارم.

38:42.297 --> 38:43.207
‫مواظب باش.

39:01.386 --> 39:04.134
‫گه توش. هی، اینجا خبری نیست.

39:06.263 --> 39:08.571
‫می‌تونیم بپریم.

39:08.611 --> 39:10.571
‫شاید بتونیم.

39:10.611 --> 39:12.569
‫باشه. اشکالی نداره.

39:12.609 --> 39:14.398
‫نه، خطرش زیاده.

39:14.438 --> 39:16.177
‫اما اگه شما دونفر می‌تونین بپرین،

39:16.227 --> 39:18.015
‫از این سمت به واکرها حمله کنین.

39:18.015 --> 39:19.225
‫بعدش من برمی‌گردم پایین.

39:19.225 --> 39:20.704
‫با کمک همدیگه، نجواگرها رو

39:20.744 --> 39:21.913
‫از بقیه گروه جدا می‌کنیم.

39:21.913 --> 39:23.443
‫- باشه؟
‫- حله.

39:23.483 --> 39:25.141
‫خیلی‌خب. باشه.

39:37.274 --> 39:38.793
‫خیلی‌خب.

39:42.231 --> 39:43.191
‫رفیق.

39:44.619 --> 39:46.278
‫رفیق؟

39:46.318 --> 39:48.148
‫رفیق؟ رفیق!

40:00.240 --> 40:03.807
‫خدا... این نجواگرها رو... لعنت کنه!

40:17.939 --> 40:22.337
‫یه واکر از کجا تونسته
همچین چیزی رو یاد بگیره؟

40:41.036 --> 40:42.905
‫خب، به‌نظرت قضیه چی بوده؟

40:42.955 --> 40:45.862
یه واکر «غیرعادی» بوده؟

40:42.955 --> 40:45.862
واکرهایی که بر اثر تاثیر محیط، شکل و شمایل عحیبی
‫ به‌خود می‌گیرند و نوعی خاص محسوب می‌شوند

40:45.912 --> 40:50.519
‫خب، یه واکرهای ولگرد و لرکرهایی وجود دارن.

40:45.912 --> 40:50.519
‫لرکرها، واکرهایی هستند که در ابتدا ساکتند اما به محض شنیدن هرگونه صدایی به سمت آن حمله‌ور می‌شوند

40:50.559 --> 40:51.999
‫همه‌مون موجوداتی رو دیدیم

40:52.039 --> 40:54.867
‫که به جاهایی که یادشون مونده برگشتن.

40:57.005 --> 40:59.484
‫یه داستان‌هایی درمورد همچین واکرهایی هم شنیدم

40:59.524 --> 41:02.093
‫که می‌تونن از دیوار برن بالا و در باز کنن.

41:02.433 --> 41:05.151
‫همیشه یه شکی داشتم که شاید واقعی باشن.

41:05.441 --> 41:08.029
‫شاید گونه‌های دیگه‌ای هم وجود داشته باشن.

41:08.289 --> 41:10.027
‫امیدوارم که نباشن.

41:10.917 --> 41:12.876
‫مطمئنی می‌تونی راه بری؟

41:12.916 --> 41:14.056
‫به لطف تو.

41:14.385 --> 41:15.924
‫بیخیال. تقصیر من بود.

41:15.964 --> 41:17.013
‫دیروز رو فراموش کن.

41:27.577 --> 41:29.855
‫میرم بقیه وسایل رو بیارم.

41:31.235 --> 41:32.364
‫هی.

41:52.802 --> 41:55.021
‫خب، از حرفای دیروزت بگو.

41:55.071 --> 41:58.239
‫یه‌چیزایی درمورد کینگدام ۲ گفته بودی.

41:58.289 --> 42:02.466
‫الان فهمیدی، نه؟

42:02.506 --> 42:04.855
‫ایزیکل می‌تونه دوباره شاه بشه.

42:04.895 --> 42:05.854
‫چی بگم؟

42:08.163 --> 42:12.770
‫اینجا بهش می‌خوره بیشتر واسه‌ی...
‫شاه جری ساخته شده باشه.

42:14.679 --> 42:16.337
‫و ملکه نابیلا؟

42:17.727 --> 42:21.075
‫شاه جری و ملکه نابیلا.

42:21.125 --> 42:23.343
‫بهم میان.

42:23.383 --> 42:24.383
‫آره.

42:35.696 --> 42:36.695
‫مکس؟

42:38.564 --> 42:40.304
‫اون نمیاد.

42:40.343 --> 42:41.172
‫پیداش کردین؟

42:41.212 --> 42:42.911
‫آره، ولی خیلی دیر شده بود.

42:42.951 --> 42:46.700
‫پلیس بازداشتش کرده بود. شرمنده، یوجین.

42:46.740 --> 42:48.608
‫شیفت‌ها داره عوض میشه.

42:48.658 --> 42:50.047
‫باید راه بیفتیم.

42:57.573 --> 43:00.042
‫پس وقتش شده که باهاتون خداحافظی کنم.

43:03.569 --> 43:05.788
‫من میرم به بقیه یه سری بزنم.

43:05.838 --> 43:07.486
‫سر موقعیت‌ می‌بینم‌تون.

43:18.580 --> 43:19.840
‫راه من به یه جای دیگه ختم میشه.

43:19.880 --> 43:22.068
‫هیچ راه دیگه‌ای وجود نداره یوجین.

43:22.068 --> 43:23.667
‫داره.

43:23.707 --> 43:24.756
‫درک می‌کنم.

43:24.796 --> 43:26.536
‫ناراحتی. درک می‌کنم.

43:26.586 --> 43:29.013
‫ولی فعلاً هیچ کاری نمی‌تونی واسه مکس بکنی.

43:29.063 --> 43:30.453
‫شاید نتونم.

43:30.493 --> 43:32.322
‫اما اگه سعیم رو نکنم، به من هم میگن مرد؟

43:32.362 --> 43:35.539
‫آره، یه مردی که زنده‌س.
‫ اگه بمونی اینجا، می‌کشنت!

43:35.589 --> 43:37.978
‫می‌دونم کارم منطقی نیست،

43:38.018 --> 43:40.856
‫ولی وقتی پای قلب درمیون باشه،
‫هیچکدوم از کارها منطقی نیست.

43:40.856 --> 43:42.195
‫این هم می‌دونم که اگه الان برم،

43:42.195 --> 43:45.504
‫هیچ زندگی‌ای نیست که ارزشِ
.نفس کشیدن رو داشته باشه

43:45.544 --> 43:48.502
‫وقتی با مکسین بودم،
،تبدیل به آدم بهتری شدم

43:48.542 --> 43:50.940
‫بهتر از اون چیزی که فکرش رو می‌کردم.

43:52.590 --> 43:56.677
‫واسه همین، بدون اون
.هیچ راهی برای من وجود نداره

43:56.727 --> 43:59.764
‫یا میرم جایی که الان هست،
‫یا تبدیل میشم به کسی که قبلاً بودم.

43:59.814 --> 44:01.074
‫یوجین.

44:03.903 --> 44:05.512
‫اون موقع‌ها که گند می‌زدم...

44:06.990 --> 44:10.019
‫...حس می‌کردم انگار خدا واسه
،مسخره‌بازی من رو آفریده

44:10.019 --> 44:12.538
‫تو بهم گفتی که جفت من اون بیرون منتظرمه،

44:12.538 --> 44:14.296
‫که من هم پیداش کردم.

44:14.956 --> 44:15.995
‫با این که باورم نشد،

44:15.995 --> 44:19.193
‫اما بهت اعتماد کردم چون همیشه می‌کنم.

44:20.432 --> 44:23.081
‫راست می‌گفتی.

44:23.451 --> 44:25.630
‫این دفعه هم تو باید بهم اعتماد کنی.

44:27.408 --> 44:29.297
‫هی، مشکلی پیش نمیاد.

44:29.297 --> 44:31.126
‫میاد.

44:31.966 --> 44:34.234
‫باید بذاری برم.

44:37.432 --> 44:41.200
‫باید از طرف من یه چیزی رو به کوکو بدی.

44:53.112 --> 44:54.113
مطمئنم یه روزی می‌رسه

44:54.142 --> 44:57.290
‫ که از پسش برمیاد.

44:58.070 --> 45:01.667
‫شاید بعد از ۱۵ سالگیش.

45:01.691 --> 45:26.691
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

45:29.891 --> 45:31.909
‫بخواب رو زمین! همین حالا!

45:35.197 --> 45:38.025
‫اسم من یوجین پورتره
.و اومدم اینجا که اعتراف کنم

45:38.065 --> 45:40.724
‫من به طور پنهانی صدای
سباستین میلتون رو ضبط کردم

45:40.764 --> 45:42.853
‫و تو جشن بنیان‌گذاران پخشش کردم.

45:42.893 --> 45:46.110
‫علاوه‌بر این، اعتراف می‌کنم که من

45:46.160 --> 45:48.439
‫به طور ناخواسته باعث مرگ آقای میلتون

45:48.439 --> 45:50.178
‫در غوغایی که بعد از اون به پا شد، شدم.

45:50.178 --> 45:52.516
‫چیز دیگه‌ای هم هست؟

45:53.596 --> 45:55.595
‫بله.

45:55.645 --> 45:57.593
‫همش کار خودم بود.

45:57.643 --> 45:59.422
‫مکسین مرسر شاید حضور داشت،

45:59.472 --> 46:01.951
‫ولی هیچ ربطی به این قضایا نداشته.

46:06.928 --> 46:09.007
‫ببرینش.

47:12.748 --> 47:14.527
‫همه‌ حاضرن؟

47:14.551 --> 47:39.551
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
