1
00:00:01,411 --> 00:00:02,614
‫وایسا! وایسا گفتم!

2
00:00:02,658 --> 00:00:04,541
‫بعضی‌ وقت‌ها به این فکر می‌کنم که زندگی کردن

3
00:00:04,584 --> 00:00:05,802
‫- جرات بیشتری می‌خواد یا مُردن؟
‫- وایسا!

4
00:00:05,846 --> 00:00:08,632
‫ما کارهای زیادی برای زنده‌مون کردیم.

5
00:00:08,676 --> 00:00:10,416
من یه ماموریت خیلی مهم دارم!

6
00:00:10,460 --> 00:00:12,984
‫دروغ‌گفتم، من هیچی بارـم نیست.

7
00:00:13,028 --> 00:00:16,249
‫می‌دونی واسه رسوندن
‫تو به اینجا چند نفر جون دادن؟

8
00:00:16,293 --> 00:00:18,208
‫کارهایی که فقط
‫می‌خوایم فراموش‌شون کنیم.

9
00:00:22,038 --> 00:00:24,432
‫به کسایی تبدیل شدیم که توی
‫این دنیا نیاز بود اینطوری باشیم.

10
00:00:24,476 --> 00:00:27,217
‫مطلقاً کاملاً و بدون شک نیگان هستم

11
00:00:27,260 --> 00:00:30,090
‫اما هرکسی که الان هستیم،
‫هر تصمیمی که می‌گیریم...

12
00:00:30,134 --> 00:00:32,223
‫می‌تونه همه‌چی رو عوض کنه.

13
00:00:42,321 --> 00:00:43,496
‫یوجین!

14
00:00:43,539 --> 00:00:45,237
‫یوجین!

15
00:00:45,280 --> 00:00:46,673
‫مـکـس!

16
00:00:46,717 --> 00:00:49,590
‫- برو کنار
‫- مکس! مکس؟

17
00:00:49,633 --> 00:00:52,200
‫مکس؟ مکس؟

18
00:00:52,244 --> 00:00:53,333
‫مکس؟

19
00:00:54,421 --> 00:00:55,814
‫- ببخشید! فکرکردم شما...
‫- تو!

20
00:00:55,857 --> 00:00:58,686
‫تو کُشتیش!
‫تو سباستین رو کشتی.

21
00:00:58,730 --> 00:01:00,557
‫نه، نه، نه، نه، نه!

22
00:01:02,125 --> 00:01:03,997
‫- باید بریم.
‫- نه! باید مکس رو پیدا کنم

23
00:01:04,040 --> 00:01:06,695
‫- تنهاش نمی‌ذارم!
‫- یالا! باید بریم.

24
00:01:06,739 --> 00:01:07,522
‫برو!

25
00:02:00,761 --> 00:02:04,853
«مــــردگــان مــتــحرک»
[ فصل یازده - قسمت نوزده‌ام ]

26
00:02:17,337 --> 00:02:18,381
بهتره...

27
00:02:18,425 --> 00:02:19,905
‫نه.

28
00:02:22,909 --> 00:02:26,695
‫هیچکس بهش دست نزنه.

29
00:02:26,738 --> 00:02:28,524
‫تا وقتی که من اجازه بدم.

30
00:02:32,440 --> 00:02:34,704
‫می‌دونم چطور پسری بود.

31
00:02:37,402 --> 00:02:40,231
‫علی‌رغم حرفایی که مردم می‌زدن،
‫می‌خواستم بهش کمک کنم.

32
00:02:43,017 --> 00:02:45,629
‫شاید خیلی دیر جنبیدم.

33
00:02:45,672 --> 00:02:47,936
‫مشکل کم نداشتیم، ولی...

34
00:02:50,852 --> 00:02:52,854
‫خانواده خیلی پیچیده‌ست.

35
00:02:56,031 --> 00:02:57,860
‫اما خودت که می‌دونی...

36
00:03:01,690 --> 00:03:06,173
‫خواهرت بیشتر از 10 سال
‫امین و وفامند من بود.

37
00:03:06,217 --> 00:03:08,828
‫دوست دارم اینطوری فکرکنم که
‫گمراه شده.

38
00:03:11,918 --> 00:03:13,789
‫تا حداقل قبل از اینکه دیر بشه...

39
00:03:15,791 --> 00:03:18,055
‫بتونیم بهش کمک کنیم.

40
00:03:18,098 --> 00:03:19,971
‫می‌خوام درس عبرت بگیرن.

41
00:03:22,712 --> 00:03:26,848
‫یه‌چیزی که بهشون یادآوری کنه
‫قرار نیست کاراشون بدونِ جواب بمونه.

42
00:03:28,067 --> 00:03:31,722
‫اگه یوجین پورتر رو دستگیر کنی،

43
00:03:31,766 --> 00:03:34,160
‫اون می‌تونه درس عبرتی برای بقیه باشه.

44
00:03:35,901 --> 00:03:38,773
‫و بعدش هم می‌تونیم به
‫خواهرت کمک کنیم.

45
00:03:43,648 --> 00:03:47,653
‫عملیاتِ جست‌وجو و دستگیری
‫افرادِ خاطی در حال انجامه.

46
00:03:47,697 --> 00:03:49,524
‫راه بیوفت.

47
00:03:49,567 --> 00:03:51,919
‫سوژه‌هامون مهاجرانِ جدید
‫جوامع ایالت ویرجینیا یعنی

48
00:03:51,962 --> 00:03:56,662
‫ریوربند، هیلتاپ و الکساندریا هستند.

49
00:03:56,706 --> 00:03:59,013
‫تک تک دوست و آشنایان یوجین پورتر

50
00:03:59,056 --> 00:04:00,885
‫باید برای بازجویی در پرونده...

51
00:04:00,929 --> 00:04:02,886
‫شورش «روز بنیان گذاران» و مرگِ

52
00:04:02,930 --> 00:04:05,237
‫سباستین میلیتون، احضار شوند.

53
00:04:24,910 --> 00:04:26,130
‫چی فکر می‌کنی؟
‫یه‌روزی این اتفاق میوفته؟

54
00:04:26,173 --> 00:04:27,435
‫قول نمی‌دم...

55
00:04:27,479 --> 00:04:28,740
‫رفیق، یواش.

56
00:04:37,751 --> 00:04:39,231
‫نظرت چیه؟

57
00:04:39,274 --> 00:04:42,930
‫قایم شیم و یه‌جا کمپ بزنیم تا برن رد کارشون؟

58
00:04:42,974 --> 00:04:46,021
‫نه. نه.
‫از یه راه دیگه می‌ریم.

59
00:04:47,979 --> 00:04:51,157
‫از یه راه دیگه رفتن اونم با این ارابه؟
‫به‌نظرم خطرناکه!

60
00:04:51,200 --> 00:04:53,941
‫امروز روز خیلی خوبیه،
‫نباید خرابش کنیم.

61
00:04:53,985 --> 00:04:55,935
‫منم باعث افتخارمه که با لوبیا‌های فتوچینی...

62
00:04:55,978 --> 00:04:57,772
‫معروفم از همه پذیرایی کنم، اِلا جری!

63
00:04:57,815 --> 00:04:58,687
‫گفتم که بدونید!

64
00:04:58,730 --> 00:05:01,515
‫باید ادامه بدیم.

65
00:05:01,558 --> 00:05:03,170
‫چرا اینقدر عجله داری؟

66
00:05:03,213 --> 00:05:05,128
‫با این غذاهارو هرچه زودتر به دست
‫مردم اوشن‌ساید برسونیم،

67
00:05:05,172 --> 00:05:07,391
‫ببینیم مشکلی دارن یا نه،
‫بعدش هم می‌ریم الکساندریا.

68
00:05:07,435 --> 00:05:10,003
‫راستش...زمانی برای تلف‌کردن نداریم.

69
00:05:11,179 --> 00:05:12,267
‫خیلی‌خب، باشه.

70
00:05:13,789 --> 00:05:15,096
‫خوبه.

71
00:06:02,582 --> 00:06:03,974
‫روزیتا اسپانوزا.

72
00:06:04,018 --> 00:06:06,760
‫خیابان میلـر 929، محله جی‌4.

73
00:06:06,803 --> 00:06:08,240
‫درحال حاضر هم بی‌کار تشریف دارین.

74
00:06:08,283 --> 00:06:11,461
‫یه مادر مجرد، نام فرزند سکورا اسپانوزا.

75
00:06:12,679 --> 00:06:14,638
‫صحتِ این اطلاعات رو تائید می‌کنید؟

76
00:06:14,682 --> 00:06:16,988
‫الان جدی‌ای؟

77
00:06:17,032 --> 00:06:20,122
‫صحتِ اطلاعات مذکور رو تائید می‌کنید؟

78
00:06:20,166 --> 00:06:21,864
‫یعنی الان نه من تو رو می‌شناسم،
‫نه تو من رو؟

79
00:06:21,907 --> 00:06:24,084
‫انگار...دوتا غریبه‌ایم؟

80
00:06:24,127 --> 00:06:27,478
‫صحتِ اطلاعات مذکور رو تائید می‌کنید؟

81
00:06:29,393 --> 00:06:30,613
‫بله.

82
00:06:34,443 --> 00:06:35,879
‫درطول رُخداد شورش کجا بودید؟

83
00:06:35,922 --> 00:06:38,229
‫گوشه سمتِ شرقی میدان.

84
00:06:38,273 --> 00:06:40,623
‫- با کی بودین؟
‫- تنها بودم.

85
00:06:40,666 --> 00:06:41,928
‫با یوجین بودید!

86
00:06:41,972 --> 00:06:43,888
‫چندین شاهد شما دوتا رو با هم دیدن.

87
00:06:43,931 --> 00:06:46,672
‫اره با هم بودیم،
‫ولی یک ساعت قبلِ شورش.

88
00:06:46,716 --> 00:06:49,633
‫- درمورد چی صحبت می‌کردید؟
‫- خواهر جناب‌عالی!

89
00:06:49,676 --> 00:06:51,244
‫دقیق‌تر توضیح بده.

90
00:06:51,288 --> 00:06:53,027
‫یوجین گفت خواهرت قرار نیست
‫باهامون بیاد،

91
00:06:53,071 --> 00:06:54,290
‫که می‌خواد همینجا بمونه.

92
00:06:54,333 --> 00:06:58,077
‫اینجا رو به جایی بهتر تبدیل کنه.

93
00:06:58,121 --> 00:07:00,384
‫- آیا از اون موقع تا حالا یوجین رو دیدید؟
‫- نه.

94
00:07:00,427 --> 00:07:01,907
‫مطمئنید؟

95
00:07:01,950 --> 00:07:04,128
‫کاملاً.

96
00:07:04,171 --> 00:07:06,651
‫که‌اینطور!

97
00:07:06,694 --> 00:07:08,132
‫چون به‌وضوح مشخصه که یوجین کجا...

98
00:07:08,175 --> 00:07:10,090
‫چه کسانی رو برای قایم شدن انتخاب می‌کنه!

99
00:07:10,134 --> 00:07:12,266
‫- اع؟ یعنی کجا؟
‫- پیش شما!

100
00:07:12,310 --> 00:07:13,528
‫شماها مثل یه خانواده‌اید.

101
00:07:14,703 --> 00:07:16,141
‫اگه دیدمش بهت خبر می‌دم.

102
00:07:21,537 --> 00:07:25,498
‫ببین روزیتا، من احترام
‫زیادی برات قائلم،

103
00:07:25,541 --> 00:07:28,676
‫حتی همین الان که رفتارت با من
‫کاملاً بی‌احترامانه‌ست.

104
00:07:28,719 --> 00:07:31,286
‫اما باید یه‌ کاری برای من بکنی...

105
00:07:31,330 --> 00:07:33,768
‫اونم اینکه به یوجین بگی
‫بیاد و خودش رو معرفی کنه.

106
00:07:33,811 --> 00:07:37,512
‫بیاد پیش من، ابراز پشیمونی کنه و
‫کار رو بسپاره به قانون.

107
00:07:37,555 --> 00:07:41,255
‫این‌کار به بقیه کسایی که درگیر
‫این ماجرا شدن کمک زیادی می‌کنه.

108
00:07:41,298 --> 00:07:43,561
‫اما اگه اون، تو یا دوستاتون...

109
00:07:43,605 --> 00:07:45,955
‫در این‌باره باهامون همکاری نکنید،

110
00:07:45,998 --> 00:07:49,699
‫هیچکس هیچ‌جا نمیره

111
00:07:49,742 --> 00:07:53,703
‫و اوضاع از اینکه هست براتون بدتر می‌شه.

112
00:08:27,174 --> 00:08:28,958
‫روزیتام.

113
00:08:33,615 --> 00:08:34,921
‫چی شد؟

114
00:08:34,964 --> 00:08:37,140
‫یه مشت سوالای مسخره و تهدید.

115
00:08:37,184 --> 00:08:38,577
‫- تو چی؟
‫- منم همینا.

116
00:08:38,620 --> 00:08:40,319
‫- با بقیه حرف زدی؟
‫- اره.

117
00:08:40,362 --> 00:08:42,277
‫اگه بتونیم صبح اول وقت حرکت می‌کنیم.

118
00:08:42,321 --> 00:08:44,714
‫خیلی‌خب، مرسر چهارچشمی
‫حواسش به ماست.

119
00:08:44,758 --> 00:08:46,281
‫حسابِ اونم کردم.

120
00:08:48,415 --> 00:08:51,504
‫سلام، حالت چطوره؟

121
00:08:52,419 --> 00:08:54,421
‫بهتر از حالی که باید داشته باشم.

122
00:08:55,726 --> 00:08:58,163
‫فکرکنم هنوز هم هیچ خبری از مکس نداری نه؟

123
00:08:58,207 --> 00:09:01,690
‫نه، شرمنده.

124
00:09:01,733 --> 00:09:04,780
ممکنه با توجه به همه این داستان‌ها و درگیری‌ها
‫کاملاً بی‌اهمیت به‌نظر برسه...

125
00:09:04,823 --> 00:09:06,347
‫اما من اونی ام که دراصل باید شرمنده باشم.

126
00:09:06,390 --> 00:09:07,739
‫تقصیرِ منه که شما دوتا تحتِ...

127
00:09:07,783 --> 00:09:10,002
‫این شرایطِ بسیار خطرناک قرار گرفتید.

128
00:09:10,046 --> 00:09:12,178
‫نه، شرمنده نباش.
‫اون حروم‌زاده می‌دونست چه بلایی سرش میاد.

129
00:09:12,222 --> 00:09:14,007
‫خب، چیزی که الان باید بهش فکرکنیم

130
00:09:14,051 --> 00:09:15,139
‫اینه که چطوری تو رو از اینجا خارج کنیم!

131
00:09:15,182 --> 00:09:17,750
‫من یه راهی بلدم،
ورودی شرقی.

132
00:09:17,794 --> 00:09:19,056
‫می‌دونم کِی شیفت نگهبان‌ها عوض می‌شه.

133
00:09:19,099 --> 00:09:21,059
‫شاید یه پنجره‌ای باشه
‫که بتونیم ازش بزنیم بیرون.

134
00:09:21,102 --> 00:09:23,887
‫خیلی خوبه! توی راه الکساندریا هم
‫بقیه رو پیدا می‌کنیم.

135
00:09:23,930 --> 00:09:25,455
‫یوجین چته؟

136
00:09:25,498 --> 00:09:27,326
‫ممکنه با این حرف انسانِ کاملاً

137
00:09:27,370 --> 00:09:29,109
نلایقی دربرابر زحمات شما به نظر بیام،

138
00:09:29,153 --> 00:09:31,983
‫اما نمی‌تونم بدون معشوقم اینجا رو ترک کنم.

139
00:09:32,026 --> 00:09:33,594
‫باید پیداش کنم.

140
00:09:33,638 --> 00:09:35,248
‫تک تک سربازهای شهر در به در دنبالتن.

141
00:09:35,292 --> 00:09:36,466
‫قدم برداری می‌گیرنت.

142
00:09:36,509 --> 00:09:39,034
‫خب پس با این وجود، نمی‌تونم...

143
00:09:39,078 --> 00:09:41,820
‫بدون اون جایی نمیرم.

144
00:09:41,863 --> 00:09:43,604
‫حداقل، یه‌کاری کنیم که
‫جاش امن باشه.

145
00:09:43,648 --> 00:09:45,693
‫باشه.

146
00:09:45,737 --> 00:09:48,044
‫تو همینجا بمون،
‫من میرم مکس رو پیدا کنم.

147
00:09:48,088 --> 00:09:50,219
‫اگه پیداش کردیم، اونم می‌تونه باهامون بیاد.

148
00:09:50,264 --> 00:09:51,396
‫قبوله؟

149
00:09:51,439 --> 00:09:52,440
‫قبوله.

150
00:09:52,484 --> 00:09:53,441
‫خیلی‌خب.

151
00:09:53,485 --> 00:09:55,269
‫مراقب باش.

152
00:09:55,313 --> 00:09:57,271
‫مردمانِ عزیز من، توجه کنید.

153
00:09:57,315 --> 00:09:59,622
‫عاملانِ این اتفاق وحشتناک،

154
00:09:59,666 --> 00:10:02,320
‫قطعاً به سزای اعمال‌شون خواهند رسید.

155
00:10:02,363 --> 00:10:04,714
‫هرکسی که اطلاعاتی درباره محلِ پنهان شدن

156
00:10:04,758 --> 00:10:08,718
‫این افراد ارائه بده، مژدگونی بسیار باارزشی
‫ دریافت می‌کنه.

157
00:10:08,762 --> 00:10:12,288
‫توجه داشته باشید هرکسی که به این
‫افراد خاطی کمک بکنه،

158
00:10:12,332 --> 00:10:14,029
‫به سرنوشت اونا دچار می‌شه

159
00:10:14,072 --> 00:10:17,249
‫که اجرای عدالتِ بی‌دریغ می‌باشد.

160
00:10:28,349 --> 00:10:30,176
‫نظرتون چیه قیدِ ارابه رو بزنیم؟

161
00:10:30,220 --> 00:10:33,833
‫نه، از پسش بر میایم.
‫بجنبید.

162
00:10:33,877 --> 00:10:35,312
‫یک، دو...

163
00:10:44,148 --> 00:10:47,282
‫خوبی؟

164
00:10:47,326 --> 00:10:49,502
‫می‌تونی راه بری؟ حالت خوبه؟

165
00:10:49,546 --> 00:10:51,286
‫می‌تونی راه بری؟

166
00:10:51,330 --> 00:10:52,679
‫اره. اره.

167
00:10:54,551 --> 00:10:57,119
‫- حالت خوبه؟
‫- اره، اره.

168
00:10:57,163 --> 00:10:59,121
‫گه‌توش!

169
00:10:59,165 --> 00:11:00,688
‫زانوـم.

170
00:11:00,732 --> 00:11:02,342
‫صبرکنید ببینم.

171
00:11:02,386 --> 00:11:04,475
یه جایی اون سمت‌ها هست.

172
00:11:04,518 --> 00:11:07,678
‫انگار دیوار هم دارن.
بدون واگن تا اونجا میریم.

173
00:11:40,557 --> 00:11:42,341
‫بیا.

174
00:12:00,840 --> 00:12:02,538
‫میرم باز هم هیزم بیارم.

175
00:12:02,581 --> 00:12:03,757
‫باشه.

176
00:12:14,072 --> 00:12:15,943
‫اینجا رو دیدی داداش؟

177
00:12:15,987 --> 00:12:18,164
‫بزرگه، دیوار هم که داره!

178
00:12:18,207 --> 00:12:20,819
‫آب هم که راحت پیدا می‌شه.

179
00:12:20,862 --> 00:12:23,604
‫این همه زمین برای کشاورزی.

180
00:12:23,648 --> 00:12:26,128
‫کینگدام دوم!

181
00:12:26,172 --> 00:12:28,741
‫الــو؟

182
00:12:28,784 --> 00:12:29,829
‫آقا آرون؟

183
00:12:33,615 --> 00:12:34,573
‫چی شده؟

184
00:12:35,661 --> 00:12:36,792
‫هیچی.

185
00:12:40,796 --> 00:12:43,104
‫کم کم شب می‌شه.

186
00:12:43,147 --> 00:12:46,237
‫اول من نگهبانی میدم تا تو بتونی
‫یکم استراحت کنی.

187
00:12:47,195 --> 00:12:48,892
‫منم باهات نگهبانی میدم.

188
00:12:48,936 --> 00:12:50,460
‫واقعاً؟

189
00:12:51,287 --> 00:12:53,201
‫باشه پس.

190
00:13:13,745 --> 00:13:17,620
‫همیشه می‌گفتی اینجا رو به تو ترجیح می‌دم...

191
00:13:20,187 --> 00:13:22,450
‫نمی‌دونستی هیچ انتخاب و ترجیحی وجود نداره.

192
00:13:34,551 --> 00:13:36,118
‫نمی‌دونم اصلاً می‌تونستم...

193
00:13:36,162 --> 00:13:37,859
‫انتظاراتت رو برآورده کنم یا نه.

194
00:13:40,079 --> 00:13:41,863
‫اینکه بالای سرت باشم؛

195
00:13:45,563 --> 00:13:47,086
‫و حالا...

196
00:13:48,741 --> 00:13:50,743
‫بعد این همه دست و پا زدن...

197
00:13:52,396 --> 00:13:54,529
‫بعد از همه فداکاری‌هامون...

198
00:14:01,145 --> 00:14:02,320
‫حالا چی برامون باقی مونده؟

199
00:14:08,022 --> 00:14:11,547
‫حداقل دیگه هر روز هم رو ناراحت و نا اُمید نمی‌کنیم،

200
00:14:37,270 --> 00:14:39,926
‫خوب حواست باشه.

201
00:14:42,451 --> 00:14:44,191
نباید اینجا باشین.

202
00:14:44,235 --> 00:14:47,935
‫اما هستم! چون افراد جناب‌عالی به‌زور من رو
‫از خونه‌ام کشیدن بیرون

203
00:14:47,979 --> 00:14:50,459
‫و سه ساعت تو یه اتاق کوچیک و تاریک
‫ازم بازجویی کردن.

204
00:14:50,503 --> 00:14:53,767
‫- جایی که بوی زیربغل و کون‌نشسته می‌داد.
‫- اره، ببخشید.

205
00:14:53,811 --> 00:14:56,597
‫جلوی بقیه باید با همه‌تون یه‌طور رفتار کنم.

206
00:14:58,032 --> 00:15:00,775
‫پس خصومتِ شخصی نیست؟

207
00:15:00,819 --> 00:15:02,429
‫ما دستوراتی داریم.

208
00:15:02,472 --> 00:15:04,431
‫پسر میلتون مُرده و اون یوجین رو
‫مقصر ماجرا می‌دونه.

209
00:15:04,474 --> 00:15:07,348
‫- اما تقصیر اون نیست...
‫- واسه بحث‌ کردن وقت ندارم.

210
00:15:07,391 --> 00:15:10,045
‫می‌کُشنش، نه؟

211
00:15:10,089 --> 00:15:13,180
‫اگه بگیرنش، فاتحه‌ش خونده‌ست.

212
00:15:13,223 --> 00:15:15,966
‫پس چطوری می‌تونی اینقدر
‫نسبت به این قضیه خونسرد باشی؟

213
00:15:16,010 --> 00:15:18,664
‫من سال‌ها تک و تنها بودم،
‫عقلم رو تنهایی از دست داده بودم،

214
00:15:18,707 --> 00:15:20,579
‫هرکسی سر راهم سبز می‌شد رو
‫می‌فرستادم رد کارش.

215
00:15:20,623 --> 00:15:23,451
‫اما یوجین...من رو باور کرد.

216
00:15:23,494 --> 00:15:25,367
‫من رو همونطوری که بودم قبول کرد.

217
00:15:25,410 --> 00:15:26,455
‫بدون هیچ قضاوتی!

218
00:15:26,498 --> 00:15:29,285
‫من رو نجات داد.

219
00:15:29,328 --> 00:15:30,807
‫آدم‌های بد همچین کاری نمی‌کنن.

220
00:15:30,851 --> 00:15:33,463
‫بلکه آدم‌های خوب اینکارو می‌کنن.

221
00:15:33,506 --> 00:15:35,160
‫یوجین نمی‌دونست همچین اتفاق‌هایی میوفته.

222
00:15:35,204 --> 00:15:36,466
‫اما اتفاق افتاد.

223
00:15:36,509 --> 00:15:38,816
‫و نمی‌شه برگشت به عقب.

224
00:15:38,860 --> 00:15:40,819
‫من هم باید هوای خانواده خودم رو داشته باشم.

225
00:15:40,863 --> 00:15:42,777
‫ولی هوای یوجین رو نداشته باشی؟

226
00:15:43,691 --> 00:15:46,433
‫- اون محاکمه می‌شه
‫- عادلانه‌؟

227
00:15:51,743 --> 00:15:54,442
‫اینجا به چه دردی می‌خوره...

228
00:15:54,486 --> 00:15:57,619
‫وقتی که آدم‌های خوب دَرش کُشته می‌شن؟

229
00:15:57,663 --> 00:16:00,187
‫قربان، هدف رویت شد.

230
00:16:00,231 --> 00:16:02,234
‫مکسین مرسر، محله جی‌2.

231
00:16:02,276 --> 00:16:03,582
‫بریم.

232
00:16:05,628 --> 00:16:06,847
‫باید برم.

233
00:16:06,891 --> 00:16:08,022
‫اره...

234
00:16:10,111 --> 00:16:11,678
‫منم.

235
00:16:22,777 --> 00:16:24,736
‫مطمئنی نمی‌خوای یکم استراحت کنی؟

236
00:16:24,779 --> 00:16:26,390
‫می‌تونی بعدِ الایجا نگهبانی بدی.

237
00:16:26,434 --> 00:16:27,783
‫نه، نه. اوکی‌ام.

238
00:16:31,831 --> 00:16:34,485
‫بین شما دوتا همه‌چی مرتبه؟

239
00:16:34,529 --> 00:16:36,009
‫اتفاقی افتاده؟

240
00:16:40,579 --> 00:16:42,015
‫فقط...

241
00:16:43,931 --> 00:16:45,671
‫ یه لحظه از خود بی خود شدم.

242
00:16:47,718 --> 00:16:49,501
‫یا خاطرات خودم و هنری افتادم.

243
00:16:54,551 --> 00:16:57,032
من...

244
00:16:57,075 --> 00:16:59,644
‫فکرنکنم دوباره بتونم با کسی باشم.

245
00:16:59,687 --> 00:17:01,080
می‌دونی چی می‌گم؟

246
00:17:11,395 --> 00:17:13,180
‫می‌دونی، من...

247
00:17:15,616 --> 00:17:17,532
قبلاً متاهل بودم.

248
00:17:17,576 --> 00:17:19,883
‫واقعاً؟

249
00:17:19,926 --> 00:17:23,930
‫خب، قانوناً نه. اما خب...

250
00:17:23,974 --> 00:17:27,716
‫دوست ندارم زیاد درموردش حرف بزنم.

251
00:17:29,545 --> 00:17:32,853
‫خب من و اریک توی واشنگتن دی‌سی آشنا شدیم،

252
00:17:32,897 --> 00:17:36,552
‫و از همون لحظه اول عاشقِ هم شدیم،

253
00:17:36,596 --> 00:17:40,166
‫بعدش ازم خواست شب با هم بریم بیرون،

254
00:17:40,209 --> 00:17:41,950
‫من جواب رد دادم

255
00:17:41,994 --> 00:17:46,521
‫تا شیش ماه همینطوری جواب رد می‌دادم.

256
00:17:46,564 --> 00:17:48,130
‫چـرا؟

257
00:17:48,174 --> 00:17:49,349
‫مطمئن نیستم.

258
00:17:51,874 --> 00:17:56,052
‫فکرکنم یا سرم خیلی شلوغ بوده،
‫یا آمادگی رابطه رو نداشتم.

259
00:17:58,186 --> 00:18:01,101
‫یا شایدم می‌ترسیدم!

260
00:18:01,144 --> 00:18:02,973
‫اما بلاخره قبول کردم،

261
00:18:03,017 --> 00:18:07,543
‫و زمانی که با هم بودیم،
‫تموم اون سال‌ها زندگی توی الکساندریا...

262
00:18:09,632 --> 00:18:11,591
‫بهترین دوران زندگی‌ام بودن.

263
00:18:16,509 --> 00:18:18,904
‫می‌دونی، بعد از اینکه مُرد...

264
00:18:18,948 --> 00:18:21,601
‫هی با خودم فکر می‌کردم،

265
00:18:21,645 --> 00:18:25,041
‫حاضرم هرکاری بکنم

266
00:18:25,084 --> 00:18:28,696
‫تا جواب‌های رَدی که بهش دادم رو
‫پس بگیرم

267
00:18:28,740 --> 00:18:31,177
‫تا بتونم فقط یه روز دیگه باهاش باشم.

268
00:18:33,614 --> 00:18:38,229
‫لیدیا، ما نمی‌تونیم جلوی
‫مرگ بقیه رو بگیریم.

269
00:18:38,272 --> 00:18:40,361
‫همیشه اینطور بوده.

270
00:18:44,236 --> 00:18:46,802
‫تنها کاری که از دست‌مون برمیاد،
‫اینه که باهاشون راه بیایم.

271
00:19:26,107 --> 00:19:27,412
‫تکون نخور!

272
00:19:27,456 --> 00:19:29,240
‫برگرد!

273
00:19:29,284 --> 00:19:31,243
‫دستا بالا.

274
00:19:32,243 --> 00:19:34,246
‫متهم دستگیر شد.

275
00:19:35,726 --> 00:19:37,249
‫دریافت شد.

276
00:19:51,309 --> 00:19:54,050
‫«من مکسین مرسر، مسئولیتِ تمامِ...

277
00:19:57,576 --> 00:19:58,445
‫اینا حرف‌های من نیستن.

278
00:19:58,489 --> 00:20:01,014
‫ولی باید باشن.

279
00:20:04,323 --> 00:20:06,933
‫«من سال‌هاست که از افسردگی رنج می‌برم،

280
00:20:06,977 --> 00:20:09,893
‫و طِی روزهای اخیر از خوردن قرص‌های
‫خود اجتناب کرده،

281
00:20:12,287 --> 00:20:14,159
‫در طول توهم و عوارض ناشی از
‫نخوردن قرص‌هایم،

282
00:20:14,202 --> 00:20:17,772
‫سیستم‌پخش‌کننده را دستکاری کردم تا
‫نام خانواده میلتون را بدنام کرده،

283
00:20:17,815 --> 00:20:19,120
‫و جامعه را به آشوب بکشم.

284
00:20:19,164 --> 00:20:21,602
‫اعمال من کاملاً نامتعارف و غیراخلاقی بودند.

285
00:20:21,645 --> 00:20:25,519
‫- امیدوارم که جامعه ما بتواند...
‫- مکس، کافیه.

286
00:20:25,562 --> 00:20:28,740
‫- فقط امضاش کن.
‫- بعدش چی؟

287
00:20:28,784 --> 00:20:30,525
‫می‌گین یوجین پشت تمامِ این ماجرا بوده؟

288
00:20:30,568 --> 00:20:33,049
‫پیشنهاد عفو اعمال رو قبول کن، مکس.

289
00:20:33,093 --> 00:20:35,486
‫همه‌ش کار خودم بود،

290
00:20:35,530 --> 00:20:40,404
‫چون نتونستم تحمل کنم بخشی از این
‫سیستم فاسد باشم.

291
00:20:40,448 --> 00:20:45,106
‫می‌دونی وقتی سباستین می‌خواست
‫من رو بکشه کی نجاتم داد؟

292
00:20:45,149 --> 00:20:47,543
‫ازم انتظار داری توی این شرایط پشت‌ش رو خالی کنم؟

293
00:20:49,459 --> 00:20:51,634
‫به جرم اقدام علیه امنیت ملی اعدامت می‌کنن!

294
00:20:53,811 --> 00:20:54,942
‫من می‌خوام نجاتت بدم.

295
00:20:56,031 --> 00:20:59,034
‫منم می‌خوام اینجا رو نجات بدم.

296
00:20:59,077 --> 00:21:03,213
‫«حقیقت رو بگو، به هر قیمتی که شده»

297
00:21:03,256 --> 00:21:06,042
‫همونطور که بابا همیشه می‌گفت.

298
00:21:07,478 --> 00:21:10,611
‫با اینکه یه ژنرال بود، هرگز مسئولیت‌های خودش رو

299
00:21:10,655 --> 00:21:13,136
‫به‌عنوان شهروند اینجا فراموش نکرد.

300
00:21:18,446 --> 00:21:20,753
‫اگه زنده بود عاشق یوجین می‌شد.

301
00:21:23,191 --> 00:21:27,531
‫فکر می‌کنم اگه اینجا بود، به کاری که
‫ می‌خواستیم اینجا بکنیم، افتخار می‌کرد.

302
00:21:30,190 --> 00:21:32,841
‫و فکر می‌کنم اگه بود،
‫به حالت تاسف می‌خورد.

303
00:21:52,083 --> 00:21:54,743
‫نکنه هوس کردی گیر بیفتی؟

304
00:21:56,263 --> 00:21:58,663
‫داشتم یه نگاهی به وضعیت
سربازهاشون می‌انداختم

305
00:21:58,703 --> 00:22:02,294
‫تا ببینم میشه به دستیارم اجازه بدم
‫تو روزیتا دنبال مکس بگرده یا نه.

306
00:22:02,294 --> 00:22:04,974
‫دیگه از دست رو دست گذاشتن
‫ و هیچ کاری نکردن خسته شدم.

307
00:22:07,974 --> 00:22:11,414
‫اگه عقل تو کلت باشه،
.از سر راهم میری کنار عمو

308
00:22:11,454 --> 00:22:14,115
‫لازم نیست ناراحتی پیش بیاد.

309
00:22:17,735 --> 00:22:19,795
‫خیلی‌خب.

310
00:22:39,377 --> 00:22:40,717
‫برو.

311
00:23:00,419 --> 00:23:02,559
‫نمی‌خوای جلوم رو بگیری.

312
00:23:04,169 --> 00:23:05,429
‫خودت هم نمی‌خوای بری.

313
00:23:22,100 --> 00:23:23,881
‫چون ترسوئم.

314
00:23:27,281 --> 00:23:29,041
‫نه.

315
00:23:29,041 --> 00:23:30,361
‫دلیلش اینه که باهوشی.

316
00:23:30,361 --> 00:23:33,122
‫من همیشه وبال گردن بقیه بودم.

317
00:23:33,122 --> 00:23:34,901
‫واسه زنده موندن به بقیه نیاز دارم

318
00:23:34,901 --> 00:23:37,422
‫و از شجاعت بقیه مایه می‌ذارم چون خودم ندارم.

319
00:23:37,422 --> 00:23:40,253
‫تنها دلیلی که باعث شد بتونم
‫ جلوی انتخاب طبیعیم رو بگیرم

320
00:23:40,293 --> 00:23:42,292
‫علاقم به زدن حرفای دوپهلو بود.

321
00:23:46,483 --> 00:23:48,323
‫یعنی دروغ گفتن.

322
00:23:49,223 --> 00:23:50,383
‫خودم فهمیدم.

323
00:23:50,383 --> 00:23:52,444
‫آره خب.

324
00:23:52,444 --> 00:23:55,723
‫متاسفانه تنها مهارت قابل توجهم همینه.

325
00:24:01,354 --> 00:24:04,754
‫بنظرت آدم‌ها از همون اول شجاع به دنیا میان؟

326
00:24:04,754 --> 00:24:07,384
‫یا بعداً شجاع میشن؟

327
00:24:09,755 --> 00:24:11,365
‫جفتش.

328
00:24:24,296 --> 00:24:26,817
‫- یعنی یوجین رو گرفتن؟
‫- آره.

329
00:24:27,166 --> 00:24:29,887
‫دریل و بقیه دارن نقشه
.می‌کشن که فراریش بدن

330
00:24:29,887 --> 00:24:32,967
‫باشه. خوبه.

331
00:24:32,967 --> 00:24:34,887
‫بعدش آزاد میشه،

332
00:24:34,887 --> 00:24:38,268
‫یه مدتی قایم میشه تا کامن ولث خسته شه.

333
00:24:38,268 --> 00:24:41,927
‫بعدش میریم پیشش... من و تو و یومیکو.

334
00:24:41,967 --> 00:24:43,358
‫مثل قبلاً.

335
00:24:43,928 --> 00:24:46,868
‫چهارتایی‌مون دوباره می‌زنیم به دل جاده.

336
00:24:47,788 --> 00:24:50,058
‫پرنسس، خودت هم می‌دونی که من جایی نمیرم.

337
00:24:50,058 --> 00:24:53,029
‫حتی بعد از این که می‌دونیم
‫قراره چه بلایی سر یوجین بیارن؟

338
00:24:53,029 --> 00:24:54,949
‫اوضاع خیلی تخمیه.

339
00:24:54,949 --> 00:24:57,069
‫پس دیگه حتما باید بمونم.

340
00:24:57,109 --> 00:24:59,769
‫اون و مکس یه داستانی رو شروع کردن.
‫ حقیقت رو آشکار کردن.

341
00:24:59,809 --> 00:25:01,819
‫مردم دنبال تغییرن.

342
00:25:01,859 --> 00:25:03,450
‫دیگه زمان بهتری برای مبارزه پیدا میشه؟

343
00:25:03,450 --> 00:25:06,090
‫بهتر از الان که حکومت ترسیده؟

344
00:25:06,090 --> 00:25:07,810
‫خب، شاید حس و حال مبارزه رو نداشته باشم.

345
00:25:07,810 --> 00:25:10,350
‫شاید اینجا خیلی خوشگله،

346
00:25:10,350 --> 00:25:12,231
‫و داره یه کاری می‌کنه که فکر کنیم جای باحالیه

347
00:25:12,231 --> 00:25:16,011
‫ولی ناموساً؟ زیرزمین خیلی ریده.

348
00:25:16,791 --> 00:25:19,971
‫شاید ارزش نگه داشتنش رو نداشته باشه.

349
00:25:25,322 --> 00:25:27,231
‫یعنی میگی این یارو مرسره آدم خوبیه؟

350
00:25:29,322 --> 00:25:31,892
‫آره، ولی تاحالا با کلی آدم آشنا شدم

351
00:25:31,932 --> 00:25:34,022
‫که اولش فکر می‌کردم آدم‌های خوبی‌ان.

352
00:25:34,062 --> 00:25:36,422
‫اما همیشه اونطوری که فکر می‌کردم نشده.

353
00:25:36,462 --> 00:25:38,903
‫با همدیگه چشم تو چشم نشدیم.

354
00:25:38,943 --> 00:25:41,293
‫ولی این رو مطمئن باش...

355
00:25:41,853 --> 00:25:43,393
‫بیشتر آدم‌ها سعی می‌کنن بیشترین استفاده رو

356
00:25:43,393 --> 00:25:45,384
‫از چیزایی که روبه‌روشونه ببرن

357
00:25:45,384 --> 00:25:47,213
‫شاید اون هم داره همین کار رو می‌کنه.

358
00:25:48,863 --> 00:25:52,173
‫آره خب، شاید این سری

359
00:25:52,213 --> 00:25:57,655
‫حقم بیشتر از این باشه که بهم بگن
‫ تو بدترین شرایط حداقل ضرر رو کردی.

360
00:26:00,874 --> 00:26:02,625
‫آره، حقت بیشتره.

361
00:26:12,975 --> 00:26:15,286
‫و هر تصمیمی که بگیری، من همینجام...

362
00:26:16,936 --> 00:26:19,276
‫...برای مواقعی که بهم نیاز داشتی.

363
00:27:08,901 --> 00:27:10,940
‫ممنون که اومدی.

364
00:27:10,940 --> 00:27:12,881
چشم به راهت بودم.

365
00:27:15,001 --> 00:27:16,742
‫کلی حرف برای گفتن دارم.

366
00:27:19,581 --> 00:27:21,122
‫چیزی که مهمه اینه که اینجایی

367
00:27:21,122 --> 00:27:22,842
‫و یعنی می‌خوای درمورد بهترین تصمیمی
‫ که قراره بگیری، حرف بزنی.

368
00:27:22,842 --> 00:27:25,412
‫تو پسرم رو کشتی.

369
00:27:27,802 --> 00:27:29,583
‫افرادت ۸تا کارگر رو کشتن،

370
00:27:29,633 --> 00:27:33,282
کاری کردن به واکر تبدیل بشن
.و ریختن‌شون توی جمعیت

371
00:27:35,823 --> 00:27:37,553
‫قبول دارم. باید یه کاری
می‌کردم که درک کنی،

372
00:27:37,593 --> 00:27:40,043
‫تا...تا... تا توجهت رو جلب کنم،

373
00:27:40,043 --> 00:27:43,863
‫ولی هیچوقت قصد نداشتم
 ...که جون اون رو بگیرم

374
00:27:48,214 --> 00:27:49,604
‫ببین، من قمار کردم.

375
00:27:49,654 --> 00:27:52,044
‫و قبول دارم اونطوری که
.فکر می‌کردم ، پیش نرفت

376
00:27:53,654 --> 00:27:55,485
‫من و سباستین شاید یه سری
 ،اختلاف نظر داشتیم

377
00:27:55,525 --> 00:27:58,875
‫اما آخرش همیشه کنارش بودم.

378
00:27:58,875 --> 00:28:01,405
‫برای وقتایی که واسه اون پروژه‌های
کوچیک فرعیش، به مردم نیاز داشت

379
00:28:01,445 --> 00:28:04,915
‫بهش کمک کردم، چون پسر تو بود، پاملا.

380
00:28:19,467 --> 00:28:21,467
‫این به خاطر اوناس.

381
00:28:21,507 --> 00:28:24,647
‫مردم هیلتاپ، الکساندریا.

382
00:28:24,687 --> 00:28:27,648
‫با گندی که اونا زدن شروع شد.
‫اختلاف عقیده و آشوب رو میگم.

383
00:28:27,688 --> 00:28:29,218
‫مگه این که یکی بهشون دستور داده باشه،

384
00:28:29,258 --> 00:28:30,367
‫کسی که می‌دونسته چطوری بهشون دستور بده،
‫

385
00:28:30,367 --> 00:28:34,528
‫هیچوقت بس نمی‌کنن.
!تا همه‌چی رو نگیرن بس نمی‌کنن

386
00:28:36,088 --> 00:28:37,618
‫باشه.

387
00:28:39,528 --> 00:28:41,529
‫خب حالا تو رو چیکار کنیم؟

388
00:28:43,538 --> 00:28:45,579
‫ازش روش خودت استفاده کنیم؟

389
00:28:45,619 --> 00:28:48,890
‫ریسک کنیم؟

390
00:28:48,930 --> 00:28:50,239
‫قمار کنیم؟

391
00:29:08,691 --> 00:29:11,081
‫اگه تو بردی،

392
00:29:11,131 --> 00:29:13,962
‫زنده می‌مونی.

393
00:29:14,002 --> 00:29:15,831
‫اما اگه باختی...

394
00:29:47,385 --> 00:29:49,384
‫ممنون.

395
00:29:49,434 --> 00:29:50,995
‫ممنون، پاملا.

396
00:29:51,955 --> 00:29:53,305
‫ممنونم.

397
00:29:56,705 --> 00:29:57,915
‫بهت قول میدم که از این به بعد کارم بهتر شه.

398
00:29:57,965 --> 00:29:59,576
‫دیگه خبری از بازی و مخفی‌کاری نباشه.

399
00:29:59,616 --> 00:30:02,535
‫کاملاً‌ در خدمت خانواده میلتون هستم.

400
00:30:02,575 --> 00:30:04,446
‫خودم می‌دونم، لنس.

401
00:30:10,626 --> 00:30:12,977
‫نفهمیدم چیشد.

402
00:30:19,857 --> 00:30:21,897
‫خب...

403
00:30:25,858 --> 00:30:28,428
‫خودت که گفتی،

404
00:30:28,478 --> 00:30:31,608
‫در خدمت خانواده‌ای.

405
00:30:31,648 --> 00:30:33,129
‫به لطف تو...

406
00:30:35,478 --> 00:30:38,569
‫...فقط همین باقی مونده.

407
00:30:55,500 --> 00:30:57,719
‫بدنش هنوز گرمه.

408
00:30:57,769 --> 00:30:59,768
‫پسرم رو سیر کن، لنس.

409
00:31:22,294 --> 00:31:24,033
‫میشه حرف بزنیم؟

410
00:31:24,083 --> 00:31:27,381
‫...حتماً.

411
00:31:41,302 --> 00:31:44,521
‫خیلی ضایع شد.

412
00:31:44,571 --> 00:31:46,439
‫من... دلم نمی‌خواد برم.

413
00:31:46,479 --> 00:31:48,438
‫یه‌جورایی مجبورم.

414
00:31:48,478 --> 00:31:51,047
‫- به خاطر من؟
‫- آره.

415
00:31:51,087 --> 00:31:52,086
‫نه.

416
00:31:54,434 --> 00:31:55,614
‫شاید.

417
00:31:56,873 --> 00:32:00,221
‫ببین، تو بی‌نظیری.

418
00:32:00,271 --> 00:32:02,570
‫جدی میگم. اما...

419
00:32:02,620 --> 00:32:03,749
‫اما چی؟

420
00:32:03,789 --> 00:32:05,008
‫من فقط...

421
00:32:05,048 --> 00:32:07,007
‫باید از اینجا برم.

422
00:32:07,057 --> 00:32:08,796
‫یوجین اینجا می‌میره.

423
00:32:08,836 --> 00:32:10,295
‫هرکاری که تو حیطه قدرتم باشه انجام میدم

424
00:32:10,295 --> 00:32:11,894
‫که به هیچ‌وجه این اتفاق نیفته.

425
00:32:11,894 --> 00:32:14,442
‫اما نه هرکاری.

426
00:32:14,492 --> 00:32:16,321
‫مگه نه؟

427
00:32:18,061 --> 00:32:21,098
‫اوضاع خیلی بهم ریختس.

428
00:32:21,148 --> 00:32:22,238
‫می‌دونم.

429
00:32:23,847 --> 00:32:26,805
‫اینجا بی‌نقص نیست.

430
00:32:26,845 --> 00:32:28,274
‫من هم همینطور.

431
00:32:28,324 --> 00:32:29,543
.اما تو که اون بیرون بودی

432
00:32:29,583 --> 00:32:31,802
‫می‌دونی که چی انتظارت رو می‌کشه.

433
00:32:31,842 --> 00:32:33,800
‫- می‌تونست خیلی از این بدتر باشه.
‫- حرف نزن.

434
00:32:34,890 --> 00:32:37,699
‫- اون حرف رو نزن.
‫- خب مگه اشتباه میگم؟

435
00:32:42,545 --> 00:32:46,813
‫باید درک کنی.

436
00:32:46,853 --> 00:32:49,022
‫اوضاع اصلاً برای من راحت نبوده.

437
00:32:50,531 --> 00:32:52,849
‫حتی قبل از این ماجراها،

438
00:32:52,899 --> 00:32:55,198
‫راحت نبوده.

439
00:32:55,248 --> 00:32:58,285
‫وقتی نُه سالم بود، بابام ترک‌مون کرد.

440
00:32:58,335 --> 00:33:02,034
‫نه سال و نیمم که شد،
 .مامانم دوباره ازدواج کرد

441
00:33:02,074 --> 00:33:06,291
‫و بابای دومیم، یه برادر ناتنی
 .خبیث با خودش آورد

442
00:33:06,341 --> 00:33:08,770
‫و حفت‌شون...

443
00:33:10,859 --> 00:33:14,206
‫...طوری رفتار می‌کردن که انگار بابامن، فهمیدی؟

444
00:33:14,256 --> 00:33:17,695
‫کلی داد می‌زدن، کلی هُلم می‌دادن.

445
00:33:19,123 --> 00:33:21,042
‫و مامانم...

446
00:33:21,082 --> 00:33:24,469
‫جلوشون رو نمی‌گرفت.

447
00:33:25,909 --> 00:33:27,998
‫فقط واسه این که ترکش نکنه.

448
00:33:28,038 --> 00:33:31,655
‫برای همین شر به پا می‌کردم. همیشه‌ی خدا.

449
00:33:31,695 --> 00:33:36,743
‫بعدش بابا و دادش جدیدم

450
00:33:36,783 --> 00:33:39,041
‫دست و پام رو می‌بستن،

451
00:33:39,091 --> 00:33:44,527
‫و وقتی که به اصلاح بدرفتاری
‫می‌کردم، پرتم می‌کردن توی کمد.

452
00:33:44,567 --> 00:33:47,056
‫و واسه چند ساعت ولم می‌کردن اونجا.

453
00:33:48,136 --> 00:33:50,744
‫بعضی‌وقتا شلوارم رو خیس می‌کردم.

454
00:33:52,053 --> 00:33:55,272
‫بعدش نوبتی...

455
00:33:55,311 --> 00:33:56,271
‫کتکم می‌زدن.

456
00:33:57,360 --> 00:33:59,489
‫و فقط این حرفا رو می‌شنیدم،

457
00:33:59,529 --> 00:34:01,268
‫«خوانیتا، عوضش سقف بالای سرته.»

458
00:34:01,318 --> 00:34:03,277
‫«خوانیتا،‌ عوضش داره پول قبض‌ها رو میده.»

459
00:34:03,317 --> 00:34:05,545
‫«خوانیتا، شاید بدتر میشد.»

460
00:34:07,364 --> 00:34:08,793
‫اصلاً می‌دونی چیه؟

461
00:34:10,142 --> 00:34:12,921
‫ریدم به این تفکر.

462
00:34:15,369 --> 00:34:17,018
‫می‌تونست بهتر هم باشه.

463
00:34:19,097 --> 00:34:21,376
‫باید هم همینطوری باشه.

464
00:34:21,935 --> 00:34:22,845
‫مگه نه؟

465
00:34:23,434 --> 00:34:25,193
‫اینجا...

466
00:34:25,633 --> 00:34:30,150
‫داره خیلی شبیه بابای ناتنیم میشه.

467
00:34:30,200 --> 00:34:35,767
‫و اگه بشینم و نگاه کنم،

468
00:34:35,807 --> 00:34:37,285
‫میشم یکی مثل مامانم.

469
00:34:39,115 --> 00:34:41,683
‫و من هم مثل مامانم نیستم.

470
00:34:44,941 --> 00:34:47,940
‫پس...

471
00:34:47,990 --> 00:34:50,507
‫باید برم.

472
00:34:54,945 --> 00:34:56,424
‫خیلی‌خب.

473
00:35:02,820 --> 00:35:06,948
‫به‌خاطر... اتفاقاتی که برام افتاده....

474
00:35:08,907 --> 00:35:11,475
‫...وقتی یه مردی رو می‌بینم،

475
00:35:11,515 --> 00:35:13,734
‫انگار دارم هیولا می‌بینم.

476
00:35:13,784 --> 00:35:16,302
‫خیلی وقت قبل از این که بمیرن

477
00:35:16,342 --> 00:35:19,260
‫و تبدیل به هیولاهای واقعی بشن،

478
00:35:19,300 --> 00:35:22,039
‫اونا رو این شکلی می‌دیدم.

479
00:35:26,176 --> 00:35:28,525
‫ولی می‌دونم که تو اینطوری نیستی.

480
00:35:29,524 --> 00:35:31,043
‫فقط خواستم بدونی.

481
00:36:03,753 --> 00:36:06,802
‫همه‌چی رو سه‌بار بررسی کردیم.

482
00:36:06,842 --> 00:36:09,710
‫همه‌جا رو قفل کردیم.

483
00:36:11,019 --> 00:36:12,368
‫احتمالاً فقط باده.

484
00:36:18,105 --> 00:36:19,674
‫این صدای باد نیست.

485
00:36:21,152 --> 00:36:23,151
‫آره.

486
00:36:23,721 --> 00:36:26,500
‫شاید بهتره یه دور دیگه تمیزکاری کنیم.

487
00:36:36,813 --> 00:36:38,333
‫لعنتی!

488
00:36:49,426 --> 00:36:51,465
‫- مشکلی نیست؟
‫- نه.

489
00:37:09,823 --> 00:37:12,132
‫باید بریم پیش الی و جری، همین حالا!

490
00:37:18,658 --> 00:37:21,086
‫بیدار شین! گرفتار شدیم!

491
00:37:35,448 --> 00:37:36,787
‫برین! همین حالا!

492
00:37:36,837 --> 00:37:40,185
‫برین!‌ برین تو!

493
00:37:42,883 --> 00:37:44,663
‫حداقل یه پنجاه‌تایی باید باشن!

494
00:37:44,663 --> 00:37:46,531
‫چطوری اومدن داخل؟

495
00:37:54,406 --> 00:37:55,925
‫یعنی چی؟!

496
00:37:58,014 --> 00:38:00,542
‫از کی تاحالا واکرها کار با
دسته در رو یاد گرفتن؟

497
00:38:00,582 --> 00:38:02,282
‫کار نجواگرهاست.

498
00:38:06,589 --> 00:38:07,848
‫لعنتی.

499
00:38:07,888 --> 00:38:10,717
‫شما دوتا برین رو پشت بوم. همین حالا!

500
00:38:36,641 --> 00:38:39,509
‫- وضع پات چطوره؟
‫- بد نیست.

501
00:38:40,678 --> 00:38:42,297
‫من در رو نگه می‌دارم.

502
00:38:42,297 --> 00:38:43,207
‫مواظب باش.

503
00:39:01,386 --> 00:39:04,134
‫گه توش. هی، اینجا خبری نیست.

504
00:39:06,263 --> 00:39:08,571
‫می‌تونیم بپریم.

505
00:39:08,611 --> 00:39:10,571
‫شاید بتونیم.

506
00:39:10,611 --> 00:39:12,569
‫باشه. اشکالی نداره.

507
00:39:12,609 --> 00:39:14,398
‫نه، خطرش زیاده.

508
00:39:14,438 --> 00:39:16,177
‫اما اگه شما دونفر می‌تونین بپرین،

509
00:39:16,227 --> 00:39:18,015
‫از این سمت به واکرها حمله کنین.

510
00:39:18,015 --> 00:39:19,225
‫بعدش من برمی‌گردم پایین.

511
00:39:19,225 --> 00:39:20,704
‫با کمک همدیگه، نجواگرها رو

512
00:39:20,744 --> 00:39:21,913
‫از بقیه گروه جدا می‌کنیم.

513
00:39:21,913 --> 00:39:23,443
‫- باشه؟
‫- حله.

514
00:39:23,483 --> 00:39:25,141
‫خیلی‌خب. باشه.

515
00:39:37,274 --> 00:39:38,793
‫خیلی‌خب.

516
00:39:42,231 --> 00:39:43,191
‫رفیق.

517
00:39:44,619 --> 00:39:46,278
‫رفیق؟

518
00:39:46,318 --> 00:39:48,148
‫رفیق؟ رفیق!

519
00:40:00,240 --> 00:40:03,807
‫خدا... این نجواگرها رو... لعنت کنه!

520
00:40:17,939 --> 00:40:22,337
‫یه واکر از کجا تونسته
همچین چیزی رو یاد بگیره؟

521
00:40:41,036 --> 00:40:42,905
‫خب، به‌نظرت قضیه چی بوده؟

522
00:40:42,955 --> 00:40:45,862
  یه واکر «غیرعادی» بوده؟

523
00:40:42,955 --> 00:40:45,862
{\an8}واکرهایی که بر اثر تاثیر محیط، شکل و شمایل عحیبی
‫ به‌خود می‌گیرند و نوعی خاص محسوب می‌شوند

524
00:40:45,912 --> 00:40:50,519
‫خب، یه واکرهای ولگرد و لرکرهایی وجود دارن.

525
00:40:45,912 --> 00:40:50,519
{\an8}‫لرکرها، واکرهایی هستند که در ابتدا ساکتند اما به محض شنیدن هرگونه صدایی به سمت آن حمله‌ور می‌شوند

526
00:40:50,559 --> 00:40:51,999
‫همه‌مون موجوداتی رو دیدیم

527
00:40:52,039 --> 00:40:54,867
‫که به جاهایی که یادشون مونده برگشتن.

528
00:40:57,005 --> 00:40:59,484
‫یه داستان‌هایی درمورد همچین واکرهایی هم شنیدم

529
00:40:59,524 --> 00:41:02,093
‫که می‌تونن از دیوار برن بالا و در باز کنن.

530
00:41:02,433 --> 00:41:05,151
‫همیشه یه شکی داشتم که شاید واقعی باشن.

531
00:41:05,441 --> 00:41:08,029
‫شاید گونه‌های دیگه‌ای هم وجود داشته باشن.

532
00:41:08,289 --> 00:41:10,027
‫امیدوارم که نباشن.

533
00:41:10,917 --> 00:41:12,876
‫مطمئنی می‌تونی راه بری؟

534
00:41:12,916 --> 00:41:14,056
‫به لطف تو.

535
00:41:14,385 --> 00:41:15,924
‫بیخیال. تقصیر من بود.

536
00:41:15,964 --> 00:41:17,013
‫دیروز رو فراموش کن.

537
00:41:27,577 --> 00:41:29,855
‫میرم بقیه وسایل رو بیارم.

538
00:41:31,235 --> 00:41:32,364
‫هی.

539
00:41:52,802 --> 00:41:55,021
‫خب، از حرفای دیروزت بگو.

540
00:41:55,071 --> 00:41:58,239
‫یه‌چیزایی درمورد کینگدام ۲ گفته بودی.

541
00:41:58,289 --> 00:42:02,466
‫الان فهمیدی، نه؟

542
00:42:02,506 --> 00:42:04,855
‫ایزیکل می‌تونه دوباره شاه بشه.

543
00:42:04,895 --> 00:42:05,854
‫چی بگم؟

544
00:42:08,163 --> 00:42:12,770
‫اینجا بهش می‌خوره بیشتر واسه‌ی...
‫شاه جری ساخته شده باشه.

545
00:42:14,679 --> 00:42:16,337
‫و ملکه نابیلا؟

546
00:42:17,727 --> 00:42:21,075
‫شاه جری و ملکه نابیلا.

547
00:42:21,125 --> 00:42:23,343
‫بهم میان.

548
00:42:23,383 --> 00:42:24,383
‫آره.

549
00:42:35,696 --> 00:42:36,695
‫مکس؟

550
00:42:38,564 --> 00:42:40,304
‫اون نمیاد.

551
00:42:40,343 --> 00:42:41,172
‫پیداش کردین؟

552
00:42:41,212 --> 00:42:42,911
‫آره، ولی خیلی دیر شده بود.

553
00:42:42,951 --> 00:42:46,700
‫پلیس بازداشتش کرده بود. شرمنده، یوجین.

554
00:42:46,740 --> 00:42:48,608
‫شیفت‌ها داره عوض میشه.

555
00:42:48,658 --> 00:42:50,047
‫باید راه بیفتیم.

556
00:42:57,573 --> 00:43:00,042
‫پس وقتش شده که باهاتون خداحافظی کنم.

557
00:43:03,569 --> 00:43:05,788
‫من میرم به بقیه یه سری بزنم.

558
00:43:05,838 --> 00:43:07,486
‫سر موقعیت‌ می‌بینم‌تون.

559
00:43:18,580 --> 00:43:19,840
‫راه من به یه جای دیگه ختم میشه.

560
00:43:19,880 --> 00:43:22,068
‫هیچ راه دیگه‌ای وجود نداره یوجین.

561
00:43:22,068 --> 00:43:23,667
‫داره.

562
00:43:23,707 --> 00:43:24,756
‫درک می‌کنم.

563
00:43:24,796 --> 00:43:26,536
‫ناراحتی. درک می‌کنم.

564
00:43:26,586 --> 00:43:29,013
‫ولی فعلاً هیچ کاری نمی‌تونی واسه مکس بکنی.

565
00:43:29,063 --> 00:43:30,453
‫شاید نتونم.

566
00:43:30,493 --> 00:43:32,322
‫اما اگه سعیم رو نکنم، به من هم میگن مرد؟

567
00:43:32,362 --> 00:43:35,539
‫آره، یه مردی که زنده‌س.
‫ اگه بمونی اینجا، می‌کشنت!

568
00:43:35,589 --> 00:43:37,978
‫می‌دونم کارم منطقی نیست،

569
00:43:38,018 --> 00:43:40,856
‫ولی وقتی پای قلب درمیون باشه،
‫هیچکدوم از کارها منطقی نیست.

570
00:43:40,856 --> 00:43:42,195
‫این هم می‌دونم که اگه الان برم،

571
00:43:42,195 --> 00:43:45,504
‫هیچ زندگی‌ای نیست که ارزشِ
 .نفس کشیدن رو داشته باشه

572
00:43:45,544 --> 00:43:48,502
‫وقتی با مکسین بودم،
 ،تبدیل به آدم بهتری شدم

573
00:43:48,542 --> 00:43:50,940
‫بهتر از اون چیزی که فکرش رو می‌کردم.

574
00:43:52,590 --> 00:43:56,677
‫واسه همین، بدون اون
 .هیچ راهی برای من وجود نداره

575
00:43:56,727 --> 00:43:59,764
‫یا میرم جایی که الان هست،
‫یا تبدیل میشم به کسی که قبلاً بودم.

576
00:43:59,814 --> 00:44:01,074
‫یوجین.

577
00:44:03,903 --> 00:44:05,512
‫اون موقع‌ها که گند می‌زدم...

578
00:44:06,990 --> 00:44:10,019
‫...حس می‌کردم انگار خدا واسه
 ،مسخره‌بازی من رو آفریده

579
00:44:10,019 --> 00:44:12,538
‫تو بهم گفتی که جفت من اون بیرون منتظرمه،

580
00:44:12,538 --> 00:44:14,296
‫که من هم پیداش کردم.

581
00:44:14,956 --> 00:44:15,995
‫با این که باورم نشد،

582
00:44:15,995 --> 00:44:19,193
‫اما بهت اعتماد کردم چون همیشه می‌کنم.

583
00:44:20,432 --> 00:44:23,081
‫راست می‌گفتی.

584
00:44:23,451 --> 00:44:25,630
‫این دفعه هم تو باید بهم اعتماد کنی.

585
00:44:27,408 --> 00:44:29,297
‫هی، مشکلی پیش نمیاد.

586
00:44:29,297 --> 00:44:31,126
‫میاد.

587
00:44:31,966 --> 00:44:34,234
‫باید بذاری برم.

588
00:44:37,432 --> 00:44:41,200
‫باید از طرف من یه چیزی رو به کوکو بدی.

589
00:44:53,112 --> 00:44:54,113
مطمئنم یه روزی می‌رسه

590
00:44:54,142 --> 00:44:57,290
‫ که از پسش برمیاد.

591
00:44:58,070 --> 00:45:01,667
‫شاید بعد از ۱۵ سالگیش.

592
00:45:01,691 --> 00:45:26,691
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

593
00:45:29,891 --> 00:45:31,909
‫بخواب رو زمین! همین حالا!

594
00:45:35,197 --> 00:45:38,025
‫اسم من یوجین پورتره
.و اومدم اینجا که اعتراف کنم

595
00:45:38,065 --> 00:45:40,724
‫من به طور پنهانی صدای
سباستین میلتون رو ضبط کردم

596
00:45:40,764 --> 00:45:42,853
‫و تو جشن بنیان‌گذاران پخشش کردم.

597
00:45:42,893 --> 00:45:46,110
‫علاوه‌بر این، اعتراف می‌کنم که من

598
00:45:46,160 --> 00:45:48,439
‫به طور ناخواسته باعث مرگ آقای میلتون

599
00:45:48,439 --> 00:45:50,178
‫در غوغایی که بعد از اون به پا شد، شدم.

600
00:45:50,178 --> 00:45:52,516
‫چیز دیگه‌ای هم هست؟

601
00:45:53,596 --> 00:45:55,595
‫بله.

602
00:45:55,645 --> 00:45:57,593
‫همش کار خودم بود.

603
00:45:57,643 --> 00:45:59,422
‫مکسین مرسر شاید حضور داشت،

604
00:45:59,472 --> 00:46:01,951
‫ولی هیچ ربطی به این قضایا نداشته.

605
00:46:06,928 --> 00:46:09,007
‫ببرینش.

606
00:47:12,748 --> 00:47:14,527
‫همه‌ حاضرن؟

607
00:47:14,551 --> 00:47:39,551
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
