1
00:00:01,090 --> 00:00:26,090
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:30,114 --> 00:00:31,419
‫چند چندیم؟

3
00:00:31,463 --> 00:00:32,769
‫هشت به نه.

4
00:00:32,812 --> 00:00:34,248
‫پس...

5
00:00:34,292 --> 00:00:36,033
‫هنوز دارم می‌برم.

6
00:00:36,076 --> 00:00:38,035
‫تا 10 ثانیه دیگه.

7
00:00:42,169 --> 00:00:44,389
‫توام؟

8
00:00:44,432 --> 00:00:45,782
‫آره.

9
00:00:45,825 --> 00:00:47,435
‫همین الان با مگی صحبت کردم.

10
00:00:47,479 --> 00:00:48,959
‫چی گفت؟

11
00:00:49,002 --> 00:00:50,308
‫چیز زیادی نگفت.

12
00:00:50,351 --> 00:00:52,832
‫فقط اینو بهم داد.

13
00:00:52,876 --> 00:00:55,095
‫نقشه راهنما به نزدیک‌ترین
‫ایست بازرسی کامن‌ولث.

14
00:00:55,139 --> 00:00:57,663
‫سربازها اینا رو گذاشتن واسه
‫وقتی که نظر مردم عوض شد.

15
00:00:57,707 --> 00:00:59,883
‫آره.
‫نظر خیلی‌ها داره عوض میشه.

16
00:00:59,926 --> 00:01:01,493
‫آره...

17
00:01:03,713 --> 00:01:05,062
‫ولی تو برمی‌گردی.

18
00:01:05,105 --> 00:01:06,367
‫مگه نه؟

19
00:01:06,411 --> 00:01:08,282
‫آره، فکر کنم.

20
00:01:14,724 --> 00:01:16,334
‫خیلی خب.

21
00:01:21,992 --> 00:01:23,254
‫هی!

22
00:01:23,297 --> 00:01:26,344
‫فرصتت رو امتحان کن!

23
00:01:26,387 --> 00:01:27,954
‫همراه می‌خوای؟

24
00:01:31,392 --> 00:01:33,656
‫واسه چی؟

25
00:01:33,699 --> 00:01:35,483
‫می‌دونی، مسیر طولانی‌ایه.

26
00:01:35,527 --> 00:01:38,095
‫شاید حوصله‌ت سر بره.
‫همین.

27
00:01:40,488 --> 00:01:42,229
‫

28
00:01:47,060 --> 00:01:49,802
‫یه سوار داره میاد!

29
00:01:49,846 --> 00:01:51,848
‫کیه؟

30
00:01:55,852 --> 00:01:58,463
‫کسی نیست که ما بشناسیم.

31
00:01:58,506 --> 00:02:01,118
‫همونجایی که هستی وایستا.

32
00:02:01,161 --> 00:02:03,468
‫وایستا، وگرنه شلیک می‌کنیم!

33
00:02:28,972 --> 00:02:30,495
‫اون تیر خورده!
‫کمک بیار!

34
00:02:32,453 --> 00:02:34,412
‫شیاطین...

35
00:02:34,455 --> 00:02:35,805
‫دارن اونا رو سلاخی می‌کنن.

36
00:02:38,895 --> 00:02:40,723
‫دروغ‌گوها...

37
00:02:48,687 --> 00:02:52,212
‫شماها باید برید...

38
00:02:52,256 --> 00:02:55,389
‫آره.

39
00:03:51,144 --> 00:03:54,664
« مـــردگــان مـــتــحـرک »
" فصل یازدهم - قسمت سیزدهم "

40
00:04:00,846 --> 00:04:02,805
‫ما نمی‌ریم.

41
00:04:02,848 --> 00:04:05,068
‫مگی، اون در حال التماس برای کمک ما مرد.

42
00:04:05,111 --> 00:04:06,460
‫درک می‌کنم.

43
00:04:06,504 --> 00:04:09,202
‫اما ما همینطوریش هم
‫داریم به زور دووم میاریم.

44
00:04:09,246 --> 00:04:10,943
‫حتما یکی که می‌شناسیم اونو فرستاده.

45
00:04:10,987 --> 00:04:12,684
‫می‌تونه از طرف کامن‌ولث باشه یا جورجی...

46
00:04:12,727 --> 00:04:14,381
‫یا می‌تونه یه تله باشه.

47
00:04:14,425 --> 00:04:16,949
‫برای کمک می‌ریم و هیل‌تاپ
‫رو آماده برای حمله رها می‌کنیم.

48
00:04:16,993 --> 00:04:19,082
‫فکر نمی‌کنم حقه باشه.

49
00:04:19,125 --> 00:04:20,692
‫اون ترسیده بود.
‫دروغ نمی‌گفت.

50
00:04:20,735 --> 00:04:22,128
‫حتی اگه اینطورم باشه،

51
00:04:22,172 --> 00:04:23,869
‫نمی‌تونیم بدون آدمایی که بجنگن

52
00:04:23,913 --> 00:04:25,044
‫با یه گروه دیگه رو در رو بشیم.

53
00:04:25,088 --> 00:04:26,611
‫ما افردا نداریم.

54
00:04:26,654 --> 00:04:29,179
‫چه بلایی سر قضیه راه
‫دادن به افراد نیازمند اومد؟

55
00:04:29,222 --> 00:04:31,181
‫کم بودن تعداد قبلا
‫هیچ‌وقت جلوی تو رو نگرفته.

56
00:04:31,224 --> 00:04:33,444
‫شاید باید می‌گرفته.

57
00:04:36,839 --> 00:04:39,842
‫ما به زور داریم دووم میاریم.

58
00:04:39,885 --> 00:04:43,628
‫بنظر میاد این مردم هم همینطورن.

59
00:04:43,671 --> 00:04:45,760
‫اونا دقیقا همون کسایین
‫که مادرم هدف قرار می‌داد،

60
00:04:45,804 --> 00:04:47,023
‫و من بهشون کمک می‌کردم.

61
00:04:47,066 --> 00:04:49,199
‫نمی‌ذارم این اتفاق واسه کس دیگه‌ای بیفته.

62
00:04:51,636 --> 00:04:53,290
‫پس اینجا رو ترک نمی‌کنی.

63
00:04:53,333 --> 00:04:54,595
‫چرا.

64
00:04:54,639 --> 00:04:55,901
‫فقط...

65
00:04:55,945 --> 00:04:57,860
‫باید اول به این آدما کمک کنم.

66
00:05:30,501 --> 00:05:32,329
‫از نصفه راه تو می‌رونی.

67
00:05:36,681 --> 00:05:37,943
‫مامان!

68
00:05:37,987 --> 00:05:41,468
‫مامان!

69
00:05:41,512 --> 00:05:44,689
‫این دفعه چقدر طول می‌کشه؟

70
00:05:44,732 --> 00:05:46,473
‫همیشه چی بهت میگم؟

71
00:05:46,517 --> 00:05:48,780
‫- هرچقدر که طول بکشه.
‫- درسته.

72
00:05:48,823 --> 00:05:51,087
‫وقتی نیستم از قلعه محافظت می‌کنی؟

73
00:06:02,533 --> 00:06:05,014
‫نذاز کسی وارد بشه،
‫گوش به زنگ باش.

74
00:06:05,057 --> 00:06:07,712
‫- حله. موفق باشید.
‫- ممنون.

75
00:06:09,757 --> 00:06:12,108
‫میشه اینو بگیری؟

76
00:06:19,811 --> 00:06:22,292
‫چرا کمک اونا رو نمی‌خوای؟

77
00:06:22,335 --> 00:06:24,816
‫کامن‌ولث رو میگم.

78
00:06:27,775 --> 00:06:30,691
‫چون بدون کمک اونا هم می‌تونیم سر کنیم.

79
00:06:30,735 --> 00:06:32,476
‫چرا فقط باید "سر کنیم"؟

80
00:06:32,519 --> 00:06:36,001
‫موقتیه.

81
00:06:36,045 --> 00:06:38,047
‫چیزی که ساده‌تره مطلقا بهتر نیست.

82
00:06:49,972 --> 00:06:51,451
‫می‌دونی، قبل از شیوع،

83
00:06:51,495 --> 00:06:54,324
‫من تو یه مزرعه با بابام
‫و خانواده‌م زندگی می‌کردم.

84
00:06:54,367 --> 00:06:56,543
‫یه روز، این
‫توسعه‌دهنده‌های مزرعه شرکتی

85
00:06:56,587 --> 00:06:57,849
اومدن سراغ ما،

86
00:06:57,892 --> 00:07:00,025
‫سعی کردن ما رو بخرن.

87
00:07:00,069 --> 00:07:02,288
‫پدرم همش می‌گفت نه.

88
00:07:02,332 --> 00:07:04,812
‫بعدش یه روز، خشکسالی فجیعی شد.

89
00:07:04,856 --> 00:07:07,685
‫توسعه‌دهنده‌ها دوباره اومدن سراغمون،

90
00:07:07,728 --> 00:07:09,165
‫منتها این دفعه، سه برابر

91
00:07:09,208 --> 00:07:10,601
‫ارزش مزرعه رو پیشنهاد دادن.

92
00:07:10,644 --> 00:07:12,777
‫اونا می‌دونستن ما تو
‫قرضیم و چاره‌ای نداریم.

93
00:07:12,820 --> 00:07:15,998
‫اما همینطور می‌دونستن که خشکسالی تموم میشه،

94
00:07:16,041 --> 00:07:18,522
‫و مزرعه دوباره سودآور میشه، و تنها کاری که

95
00:07:18,565 --> 00:07:20,828
‫باید می‌کردن این بود که
‫بیشتر از ما دووم بیارن.

96
00:07:20,872 --> 00:07:23,396
‫شروع کردن به دادن جعبه‌های غذا تا

97
00:07:23,440 --> 00:07:25,094
‫به دام‌ "کمک" کنن.

98
00:07:25,137 --> 00:07:27,618
‫و پدرم می‌ذاشت که همونجا
‫رو ایوان بمونن و فاسد بشن

99
00:07:27,661 --> 00:07:29,402
‫تا وقتی محموله بعدی رو میاوردن ببیننش.

100
00:07:29,446 --> 00:07:32,275
‫پدرم می‌گفت ما داریم امتحان می‌شیم.

101
00:07:32,318 --> 00:07:33,537
‫و حدس بزن چی شد.

102
00:07:33,580 --> 00:07:36,061
‫خشکسالی تموم شد.

103
00:07:36,105 --> 00:07:38,629
‫دوباره سرپا شدیم.

104
00:07:38,672 --> 00:07:42,198
‫و اون توسعه‌دهنده‌ها دیگه
‫هیچوقت اذیت‌مون نکردن.

105
00:07:44,287 --> 00:07:46,245
‫چرا بابات گذاشت غذاها فاسد بشن؟

106
00:07:46,289 --> 00:07:47,594
‫اگه می‌دیدن که غذا رو برداشتیم،

107
00:07:47,638 --> 00:07:49,596
‫می‌دونستن که بهشون نیاز داریم

108
00:07:49,640 --> 00:07:51,076
‫و هیچوقت راحت‌مون نمی‌ذاشتن.

109
00:07:51,120 --> 00:07:53,383
‫اما گاوها گشنه بودن.

110
00:07:53,426 --> 00:07:55,124
‫هیچ‌کدوم رو از دست ندادیم.

111
00:07:55,167 --> 00:07:58,779
‫پشت هم وایستادیم،
‫و از این مشکل رد شدیم.

112
00:07:58,823 --> 00:08:00,912
‫آره، "سر کردین".

113
00:08:04,437 --> 00:08:06,831
‫قضیه اینه که...

114
00:08:06,874 --> 00:08:08,963
‫"سر کردن" کاریه که مجبور شدم کل زندگیم

115
00:08:09,007 --> 00:08:10,400
‫انجامش بدم.

116
00:08:10,443 --> 00:08:13,707
‫بهم گفتن قوی‌تر و عاقل‌ترت می‌کنه.

117
00:08:13,751 --> 00:08:15,753
‫اما اینطور نیست.

118
00:08:15,796 --> 00:08:17,276
‫درد داره.

119
00:08:17,320 --> 00:08:20,062
‫تو بودی چیکار می‌کردی؟

120
00:08:22,499 --> 00:08:25,154
‫از همه می‌پرسیدم چی می‌خوان

121
00:08:25,197 --> 00:08:27,765
‫بجای اینکه خودم براشون تصمیم بگیرم.

122
00:08:27,808 --> 00:08:29,419
‫این کاریه که من می‌کنم؟

123
00:08:29,462 --> 00:08:31,638
‫فکر می‌کنی کامن‌ولث بیشتر حالیشه؟

124
00:08:31,682 --> 00:08:33,075
‫همچین فکری کردن دیوونگیه؟

125
00:08:33,118 --> 00:08:34,641
‫آره.

126
00:08:34,685 --> 00:08:37,862
‫اون آدما به مدت 10 سال امتحان نشدن.

127
00:08:37,905 --> 00:08:40,082
‫می‌خوای وقتی امتحان میشن اونجا باشی؟

128
00:08:46,305 --> 00:08:48,655
‫فقط...

129
00:08:48,699 --> 00:08:51,093
‫می‌خوام همه‌چی هر روز یه شکل باشه.

130
00:09:02,539 --> 00:09:04,193
‫توام موافقی؟

131
00:09:08,022 --> 00:09:11,722
‫با بیشترش، آره.

132
00:09:11,765 --> 00:09:15,117
‫- وو!
‫- مراقب باش!

133
00:09:38,401 --> 00:09:40,751
‫چاقو دقیقا از لای محافظ گردن بریده.

134
00:09:45,582 --> 00:09:47,149
‫از بین شکاف‌های زره بهشون شلیک شده.

135
00:09:47,192 --> 00:09:49,151
‫هی!

136
00:09:54,199 --> 00:09:56,332
‫مگی!

137
00:10:01,424 --> 00:10:04,340
‫آرونه.

138
00:10:08,040 --> 00:10:10,707
‫«یک هفته قبل»

139
00:10:11,873 --> 00:10:13,374
‫«اولین کلیسای مسیحی
‫کامن‌ولث»

140
00:10:13,398 --> 00:10:15,979
‫"خداوند از قبل مسیر را آماده
‫کرده. او دارد تو را آماده می‌کند."

141
00:10:16,003 --> 00:10:18,354
‫اما نه تنها از نفرت متحمل شده،

142
00:10:18,397 --> 00:10:23,359
‫بلکه از عشق و دوستی و ترس هم متحمل شده.

143
00:10:23,402 --> 00:10:27,711
‫و در انجیل لوقا، سوره 15 آیه 12، مسیح
‫راجب پسر سرکش یک شخص ثروتمند صحبت می‌کند

144
00:10:27,754 --> 00:10:30,540
‫که خودخواهانه عازم سرزمین‌های دوردست شد،

145
00:10:30,583 --> 00:10:35,849
‫و ثروتش را با فسق و
‫فجور و عیاشی به هدر داد.

146
00:10:38,591 --> 00:10:41,203
‫و سپس، پسر روحش را خالی یافت.

147
00:10:42,595 --> 00:10:44,641
‫او نیازمند بود.

148
00:10:44,684 --> 00:10:48,384
‫نزد پدرش بازگشت و تمنای بخشش کرد.

149
00:10:48,427 --> 00:10:50,734
‫و پدرش او را در آغوش گرفت،

150
00:10:50,777 --> 00:10:54,825
‫زیرا که پسرش "مرده بود و اکنون زنده است.

151
00:10:54,868 --> 00:10:57,828
‫"او گمشده بود و حالا پیدا شده است."

152
00:10:57,871 --> 00:11:02,354
‫حالا، وقتی ازتون خواستم که
‫امروز کنار یه غریبه بشینید،

153
00:11:02,398 --> 00:11:04,835
‫کلی صورت شوکه شده دیدم و هنوز

154
00:11:04,878 --> 00:11:06,184
‫دارم ناراحتی زیادی رو

155
00:11:06,228 --> 00:11:07,664
‫با این ترتیب می‌بینم.

156
00:11:07,707 --> 00:11:12,059
‫کلی کمر سفت شده،
‫باسن جمع شده.

157
00:11:15,454 --> 00:11:17,413
‫چرا؟

158
00:11:17,456 --> 00:11:20,372
‫اونایی که اون بیرون توی برهوت بودین،

159
00:11:20,416 --> 00:11:22,026
‫از آدمایی که پیدا کردین،
‫از اونایی که

160
00:11:22,069 --> 00:11:23,984
‫می‌تونستین بهشون تکیه کنین، یاد گرفتین

161
00:11:24,028 --> 00:11:26,509
‫که مهم نبود قبلا غریبه بودین یا نه،

162
00:11:26,552 --> 00:11:28,162
‫مگه نه؟

163
00:11:28,206 --> 00:11:31,035
‫مجبور بودین انسانیت رو درون همدیگه ببینین،

164
00:11:31,078 --> 00:11:32,819
‫و با اینکه با هم ارتباط خونی نداشتین،

165
00:11:32,863 --> 00:11:38,738
‫این غریبه‌ها به چیزی بیشتر از
‫دوست تبدیل شدن، به خانواده تبدیل شدن.

166
00:11:38,782 --> 00:11:42,220
‫چرا اون بیرون اونطوریه...

167
00:11:42,264 --> 00:11:45,092
‫ولی این تو اونطوری نیست؟

168
00:11:46,355 --> 00:11:48,400
‫کتاب (نامه به) رومیان 3:23...

169
00:11:48,444 --> 00:11:52,099
‫"زیرا که همه گناه کرده‌اند
‫و از جلال خدا قاصرند."

170
00:11:52,143 --> 00:11:56,278
‫حالا بذارید تکرار کنم...
‫"همه ما گناه کردیم."

171
00:11:56,321 --> 00:11:59,455
‫و این ریسمانیه که همه
‫ما رو به هم گره می‌زنه.

172
00:11:59,498 --> 00:12:02,458
‫و اگه خودتون رو از
‫برچسب‌های ظاهری عاری کنید -

173
00:12:02,501 --> 00:12:08,899
‫کارمون چیه، کجا زندگی می‌کنم،
‫چقدر پول دارم -

174
00:12:08,942 --> 00:12:10,422
‫اگه خودتون رو عاری از این کنید،

175
00:12:10,466 --> 00:12:12,859
‫باعث میشه ببینید کسی که کنارتونه

176
00:12:12,903 --> 00:12:15,384
‫خودتون هستین که در آینه می‌بینید.

177
00:12:15,427 --> 00:12:18,778
‫و هرطوری که قبل از سقوط دنیا بودیم،

178
00:12:18,822 --> 00:12:22,042
‫نمی‌تونیم حین پیشرفت
‫به جلو هم اونطور باشیم.

179
00:12:22,086 --> 00:12:24,567
‫باید همیشه این
‫ریسمان رو بخاطر بسپریم،

180
00:12:24,610 --> 00:12:27,134
‫چون که اون چیزیه که باعث میشه ما تلاش کنیم،

181
00:12:27,178 --> 00:12:31,704
‫باعث میشه ببخشیم،
‫باعث میشه از خطر برگردیم.

182
00:12:31,748 --> 00:12:34,664
‫باعث میشه ما...

183
00:12:34,707 --> 00:12:36,622
‫ما بشیم.

184
00:12:38,885 --> 00:12:41,192
‫انگار داری هندونه زیر بغلم می‌ذاری.

185
00:12:41,235 --> 00:12:42,672
‫نه، عالی بودی.

186
00:12:42,715 --> 00:12:44,543
‫گمونم

187
00:12:44,587 --> 00:12:46,937
‫انتظار داشتم بیشتر از آتیش جهنم

188
00:12:46,980 --> 00:12:49,331
‫حرف بزنی.

189
00:12:49,374 --> 00:12:51,507
‫خوشحال بنظر میای.

190
00:12:51,550 --> 00:12:53,726
‫فکر کنم باشم.

191
00:12:53,770 --> 00:12:55,902
‫پس هرچی اون بالا گفتی، همش...

192
00:12:55,946 --> 00:12:58,296
‫نه، نه، نمایش نیست.

193
00:12:58,340 --> 00:13:00,080
‫یعنی، اولش

194
00:13:00,124 --> 00:13:01,865
‫فقط تظاهر می‌کردم،

195
00:13:01,908 --> 00:13:03,910
‫اما بعد، یه روز
‫در حال تظاهر نبودم.

196
00:13:03,954 --> 00:13:07,827
‫انگار که یه کلیدی زده شده بود،

197
00:13:07,871 --> 00:13:10,700
‫و دوباره می‌تونستم صداش (خدا) رو بشنوم.

198
00:13:10,743 --> 00:13:12,963
‫آره.

199
00:13:13,006 --> 00:13:14,399
‫جهنمی که متحمل شدیم،

200
00:13:14,443 --> 00:13:18,708
‫تقریبا انگار واقعی نبود.

201
00:13:18,751 --> 00:13:21,363
‫انگار که فقط کابوسی چیزی بود.

202
00:13:24,975 --> 00:13:27,238
‫از الکساندریا چه خبر؟

203
00:13:27,281 --> 00:13:30,284
‫کامن‌ولث داره نیروی انسانی و منابع بیشتری

204
00:13:30,328 --> 00:13:32,243
‫به بازسازی تزریق می‌کنه.

205
00:13:32,286 --> 00:13:36,334
‫اما، در همین حین که
‫اون داره به پایان می‌رسه،

206
00:13:36,378 --> 00:13:39,163
‫ازم خواستن تا به

207
00:13:39,206 --> 00:13:42,906
‫ابتکار مهاجرت جدیدشون کمک کنم.

208
00:13:42,949 --> 00:13:45,952
‫وقتی ما اومدیم خیلی برای
‫مهاجرین مشتاق بنظر نمی‌رسیدن.

209
00:13:45,996 --> 00:13:48,215
‫مشتاق نبودن.

210
00:13:48,259 --> 00:13:49,652
‫و بعد از اینکه فهمیدن من قبلا برای

211
00:13:49,695 --> 00:13:51,131
‫یه سازمان غیر دولتی کار می‌کردم،

212
00:13:51,175 --> 00:13:53,960
‫ازم خواستن تا سیاست‌های
‫پذیریش‌شون رو بررسی کنم.

213
00:13:54,004 --> 00:13:55,397
‫حالا داریم با کسایی که به کمک نیاز

214
00:13:55,440 --> 00:13:57,007
‫دارن ارتباط برقرار می‌کنیم و راشون میدیم.

215
00:13:57,050 --> 00:13:58,443
‫کار پروردگاره.

216
00:13:58,487 --> 00:14:01,577
‫آره.

217
00:14:01,620 --> 00:14:04,580
‫راستش، به همین...

218
00:14:04,623 --> 00:14:06,973
‫به همین خاطر اینجام.

219
00:14:07,017 --> 00:14:09,628
‫یه گروه تقریبا 40 نفری هست

220
00:14:09,672 --> 00:14:10,977
‫که تو یه مجمتمع آپارتمانی

221
00:14:11,021 --> 00:14:13,066
‫تو مرز غربی ویرجینیا قایم شدن.

222
00:14:13,110 --> 00:14:14,590
‫می‌خوایم برای اولین بار باهاشون

223
00:14:14,633 --> 00:14:16,461
‫ارتباط برقرار کنیم و
‫بهشون پیشنهاد کمک بدیم.

224
00:14:16,505 --> 00:14:19,421
‫بعضی از بالادستی‌ها...

225
00:14:19,464 --> 00:14:22,032
‫فکر کردن ایده خوبیه که توام باهامون بیای.

226
00:14:22,075 --> 00:14:23,947
‫چرا من؟

227
00:14:23,990 --> 00:14:26,036
‫یه...

228
00:14:26,079 --> 00:14:29,256
‫گروه مذهبی‌ان، پس...

229
00:14:29,300 --> 00:14:31,041
‫تو اون منطقه دشمنی هست؟

230
00:14:31,084 --> 00:14:32,782
‫محض احتیاط با خودمون سرباز می‌بریم.

231
00:14:32,825 --> 00:14:34,697
‫همینطور، رییسم کارلسون هم با ما میاد.

232
00:14:34,740 --> 00:14:36,481
‫اون یکم...

233
00:14:36,525 --> 00:14:38,004
‫خب خودت می‌بینی، اما...

234
00:14:38,048 --> 00:14:39,397
‫نیتش خیره.

235
00:14:39,441 --> 00:14:42,008
‫شرمنده مزاحم میشم...

236
00:14:42,052 --> 00:14:43,619
‫هروقت آماده بودی، کارلسون هم آمادس.

237
00:14:43,662 --> 00:14:45,621
‫ممنون جسی.

238
00:14:48,101 --> 00:14:50,800
‫تازه وارده.
‫داریم بهش آموزش می‌دیم.

239
00:14:53,803 --> 00:14:56,414
‫نظرت چیه؟

240
00:14:56,458 --> 00:14:58,503
‫راجب این آدم‌ها چی می‌دونی؟

241
00:14:58,547 --> 00:15:00,462
‫به گفته گشتی‌هامون، اونا،

242
00:15:00,505 --> 00:15:02,594
‫فقط یه گروه دوستانه از شهرک‌نشینان.

243
00:15:10,297 --> 00:15:12,822
‫خدایا، حسش می‌کنی؟

244
00:15:12,865 --> 00:15:15,259
‫این جوش و خروش رو؟

245
00:15:15,302 --> 00:15:18,262
‫ترکیب دوپامین و آدرنالین، که...

246
00:15:23,920 --> 00:15:27,184
‫فقط این پیش‌بینیه...

247
00:15:27,227 --> 00:15:30,143
‫قراره کلی زندگی رو تغییر بدیم.

248
00:15:30,187 --> 00:15:31,928
‫تو.

249
00:15:31,971 --> 00:15:33,277
‫و تو.

250
00:15:33,320 --> 00:15:35,409
‫و حتی تو جسی.

251
00:15:35,453 --> 00:15:37,716
‫امروز قراره دنیا رو یکم

252
00:15:37,760 --> 00:15:40,023
‫بهتر از دیروز بکنیم.

253
00:15:40,066 --> 00:15:43,069
‫فکر کردم گفتی اینا
‫"شهرک‌نشین‌های بی‌آزار"ان.

254
00:15:43,113 --> 00:15:46,159
‫این که دوستانه و بی‌آزار بنظر نمیاد.

255
00:15:46,203 --> 00:15:47,770
‫اینطور فکر نمی‌کنی؟

256
00:15:47,813 --> 00:15:49,467
‫نه.

257
00:15:49,511 --> 00:15:50,686
‫باشه.

258
00:15:50,729 --> 00:15:52,165
‫نباشن چی میشه؟

259
00:15:53,732 --> 00:15:54,907
‫اگه عصبانی باشن،

260
00:15:54,951 --> 00:15:56,735
‫معنیش اینه که ترسیده‌ن.

261
00:15:56,779 --> 00:16:00,696
‫وقتی با تو آشنا بشن، دیگه نمی‌ترسن.

262
00:16:00,739 --> 00:16:03,350
‫مرد، نمی‌تونم صبر کنم

263
00:16:03,394 --> 00:16:05,396
‫تا ببینم شما کارتون رو می‌کنید.

264
00:16:10,314 --> 00:16:12,621
‫اونم با ما میاد داخل؟

265
00:16:12,664 --> 00:16:14,579
‫معمولا که میاد، آره.

266
00:16:14,623 --> 00:16:16,538
‫ولی قرار نیست صحبتی بکنه.

267
00:16:16,581 --> 00:16:18,191
‫و نزدیک‌مون نیروی کمکی خواهیم داشت.

268
00:16:18,235 --> 00:16:19,976
‫مطمئنی؟

269
00:16:21,934 --> 00:16:23,457
‫هی!

270
00:16:23,501 --> 00:16:25,111
‫دارن اردو می‌زنن؟

271
00:16:25,155 --> 00:16:26,373
‫همینطوره.

272
00:16:26,417 --> 00:16:28,332
‫پس باهامون نمیان؟

273
00:16:28,375 --> 00:16:30,856
‫خب...

274
00:16:30,900 --> 00:16:33,032
‫بهتره محلی‌ها رو نترسونیم.

275
00:16:33,076 --> 00:16:34,730
‫اما نگران نباش.

276
00:16:34,773 --> 00:16:38,124
‫سوت بزنیم اومدن.

277
00:16:38,168 --> 00:16:41,345
‫گروهبان کرو، صدام رو دریافت می‌کنی؟

278
00:16:41,388 --> 00:16:44,087
‫تمام.

279
00:16:44,130 --> 00:16:45,610
‫دریافت می‌کنم قربان.

280
00:16:45,654 --> 00:16:47,177
‫تمام.

281
00:16:47,220 --> 00:16:48,613
‫دیدی؟

282
00:16:48,657 --> 00:16:51,964
‫همه‌چی مرتبه!

283
00:16:52,008 --> 00:16:54,227
‫آره، من نیستم.

284
00:16:54,271 --> 00:16:56,360
‫جاهای مثل این معمولا یه پیرمرد توشونه

285
00:16:56,403 --> 00:16:58,580
‫که یه شاتگان داره و منتظر بهانه‌س

286
00:16:58,623 --> 00:17:01,931
‫تا یه احمقی که پاش رو روی
‫چمن جلوی خونه‌ش گذاشته بکشه.

287
00:17:01,974 --> 00:17:04,368
‫عملا داره داد می‌زنه،
‫"مزاحم نشید".

288
00:17:04,411 --> 00:17:05,717
‫آره.

289
00:17:05,761 --> 00:17:07,153
‫موافقم.

290
00:17:07,197 --> 00:17:09,199
‫هی!
‫همه‌چی مرتبه؟

291
00:17:09,242 --> 00:17:11,854
‫خیلی راجبش مطمئن نیستیم.

292
00:17:11,897 --> 00:17:13,856
‫شاید بهتر باشه تنهاشون بذاریم.

293
00:17:13,899 --> 00:17:15,858
‫لغوش کنیم؟

294
00:17:15,901 --> 00:17:18,425
‫فقط بخاطر یکم پریشونی قبل از بازی؟

295
00:17:18,469 --> 00:17:20,471
‫نه، چون نقشه‌ت ریده

296
00:17:20,514 --> 00:17:21,646
‫و من نمی‌خوام بمیرم.

297
00:17:21,690 --> 00:17:23,605
‫همین.

298
00:17:23,648 --> 00:17:25,432
‫قبلا این کارو کردم.

299
00:17:25,476 --> 00:17:27,391
‫بازم این کارو می‌کنیم.

300
00:17:27,434 --> 00:17:29,741
‫بزرگ‌ترین گروهی که پیدا کردی چقدر بوده؟

301
00:17:31,830 --> 00:17:33,049
‫چهار نفر.

302
00:17:33,092 --> 00:17:35,138
‫و 40 نفر اون توئن؟

303
00:17:35,181 --> 00:17:36,835
‫خب؟

304
00:17:36,879 --> 00:17:39,229
‫خب که، با اون همه آدم اون تو،

305
00:17:39,272 --> 00:17:41,405
‫تنها چیزی که لازمه یه یاروی مضطربه

306
00:17:41,448 --> 00:17:43,973
‫که انگشت روی ماشش بخاره
‫و همه‌چی بریزه به هم.

307
00:17:44,016 --> 00:17:46,410
‫- فکر کنم تو به خوبی درک نمی‌کنی...
‫- نه، نه، نه. صبر کن.

308
00:17:46,453 --> 00:17:49,021
‫حق با اونه. خیلی خب، هیچ‌وقت
‫این کارو نکردیم، بازی تمومه.

309
00:17:49,065 --> 00:17:53,983
‫ببینید، جای بحث نداره.

310
00:17:54,026 --> 00:17:56,812
‫می‌خوام بهم اعتماد کنید که
‫می‌دونم دارم چیکار می‌کنم.

311
00:17:56,855 --> 00:17:58,596
‫پس، بزنید بریم.

312
00:18:00,729 --> 00:18:04,254
‫باشه.

313
00:18:04,297 --> 00:18:07,387
‫هی، می‌خوام اونو بپوشی.

314
00:18:07,431 --> 00:18:09,259
‫بخشی از...

315
00:18:09,302 --> 00:18:11,261
‫لباسته.

316
00:18:14,525 --> 00:18:17,659
‫این قضیه اینطوری پیش میره.

317
00:18:29,496 --> 00:18:32,021
‫سلام!

318
00:18:32,064 --> 00:18:34,937
‫اسم من آرونه!

319
00:18:34,980 --> 00:18:37,766
‫ما از یه جامعه به اسم کامن‌ولث میایم.

320
00:18:37,809 --> 00:18:40,029
‫مایلیم دوستی‌مون رو گسترش بدیم.

321
00:18:46,905 --> 00:18:49,778
‫افراد ما...

322
00:18:49,821 --> 00:18:54,043
‫اینا رو جایی گذاشتن که شما پیدا کنین.

323
00:18:54,086 --> 00:18:57,307
‫از اونجایی که هیچ‌کدوم نیستن،
‫فرض رو بر این می‌گیرم که پیدا کردین.

324
00:18:57,350 --> 00:19:00,702
‫مرغش یکم عین لاستیک می‌مونه، اما...

325
00:19:00,745 --> 00:19:03,139
‫کارو راه می‌ندازه.

326
00:19:03,182 --> 00:19:06,185
‫اگه بخواید، تو اردوگاهمون بیشتر هم داریم.

327
00:19:06,229 --> 00:19:08,274
‫کسی هست که بتونم باهاش صحبت کنم؟

328
00:19:08,318 --> 00:19:10,059
‫رو در رو؟

329
00:19:37,913 --> 00:19:39,741
‫اسلحه‌هاتون.

330
00:19:53,065 --> 00:19:58,008
‫تـرجمه از: « آیــدا و صـادق »
« تـنظيـم زيـرنویـس: « آرِن زُهرابـی

331
00:20:12,817 --> 00:20:15,037
‫درآوردنش عذابیه که نگو.

332
00:20:20,042 --> 00:20:22,392
‫فقط همین چهار نفرین؟

333
00:20:22,435 --> 00:20:25,569
‫یه گروه از حافظین صلح این نزدیکی هستن،

334
00:20:25,612 --> 00:20:27,832
‫که منتظرن ما بهشون خبر بدیم.

335
00:20:27,876 --> 00:20:29,791
‫ترسناک بنظر میاد.

336
00:21:11,093 --> 00:21:13,443
‫این کارا برای امنیت لازمه دیگه، مگه نه؟

337
00:21:19,057 --> 00:21:21,364
‫آخرین درب، سمت راست.

338
00:21:21,407 --> 00:21:23,453
‫اون پایین چه‌خبره؟

339
00:22:35,220 --> 00:22:36,743
‫بشینید.

340
00:22:57,155 --> 00:22:58,983
‫من آرون هستم،

341
00:22:59,027 --> 00:23:00,724
‫و همونطور که بیرون گفتم،

342
00:23:00,767 --> 00:23:03,553
‫ما از جامعه‌ای به نام کامن‌ولث مزاحمتون می‌شیم

343
00:23:03,596 --> 00:23:06,077
‫و اونجا...

344
00:23:06,121 --> 00:23:09,124
‫اونجا یکم شبیه دنیای قبلی‌ ماست،

345
00:23:09,167 --> 00:23:10,908
‫پنجاه هزار نفر توش زندگی می‌کنن

346
00:23:10,952 --> 00:23:12,997
‫یه حکومتِ کارآمد داریم

347
00:23:13,041 --> 00:23:15,521
‫دیوار های محافظ، خونه و جا برای همه...

348
00:23:15,565 --> 00:23:17,610
‫رستوران، دوتا سینما...

349
00:23:17,654 --> 00:23:20,265
‫سرباز؟

350
00:23:20,309 --> 00:23:22,528
‫و همین طور کلیسا، فکر کنم...

351
00:23:22,572 --> 00:23:23,834
‫نه پدر؟

352
00:23:23,877 --> 00:23:26,010
‫یقه‌ت رو گم کردی؟

353
00:23:26,054 --> 00:23:27,969
‫خواستم قبل از اینکه بفهمید چی هستم...

354
00:23:28,012 --> 00:23:30,406
‫ببینی در واقع چه آدمی ام.

355
00:23:37,065 --> 00:23:40,024
‫خیلی‌خب،

356
00:23:40,068 --> 00:23:44,159
‫خب، حالا بیا بگیم اونجا...

357
00:23:44,202 --> 00:23:45,769
‫شبیه دنیای قبلی‌ـه...

358
00:23:45,812 --> 00:23:48,424
‫و کلیسا هم دارن

359
00:23:48,467 --> 00:23:50,643
‫پس باید فاحشه هم داشته باشن، نه؟

360
00:23:51,993 --> 00:23:54,691
‫درست نمی‌گم؟ همینطور قمار؟

361
00:23:54,734 --> 00:23:56,127
‫یه شهر مزخرف...

362
00:23:56,171 --> 00:23:58,651
‫که سر تا سرش پر از معتاده‌!

363
00:24:01,045 --> 00:24:03,526
‫همه اینا رو هم داره؟

364
00:24:05,093 --> 00:24:07,182
‫تا حالا همچین چیزایی ندیدم اونجا.

365
00:24:09,271 --> 00:24:11,664
‫میشه کیفم رو پس بدید؟

366
00:24:11,708 --> 00:24:13,318
‫می‌خوام یه چیزی بهتون نشون بدم.

367
00:24:31,032 --> 00:24:32,816
‫هوم...

368
00:24:41,042 --> 00:24:43,087
‫ما اینجا زندگی می‌کنیم

369
00:24:43,131 --> 00:24:45,698
‫هر آدمی که این عکس‌ها رو می‌بینه،

370
00:24:45,742 --> 00:24:47,918
‫دلش می‌خواد بیاد و اونجا زندگی کنه.

371
00:24:47,961 --> 00:24:50,573
‫همینطوری راهمون می‌دین؟

372
00:24:50,616 --> 00:24:52,009
‫به همین آسونی؟

373
00:24:52,053 --> 00:24:54,838
‫نه خب، اونقدرا هم آسون نیست.

374
00:24:54,881 --> 00:24:57,406
‫یه فرآیند غربالگری وجود داره...

375
00:24:57,449 --> 00:24:59,843
‫تست بازیگری؟

376
00:24:59,886 --> 00:25:02,367
‫خب، پس بذارید برم کفش‌های مخصوص رقصم رو بیارم.

377
00:25:05,327 --> 00:25:08,808
‫کجا هست حالا...

378
00:25:08,852 --> 00:25:10,767
‫این کامن‌ولثی که می‌گین؟

379
00:25:10,810 --> 00:25:12,421
‫اجازه نداره این رو بهتون بگه.

380
00:25:12,464 --> 00:25:14,118
‫چرا؟

381
00:25:14,162 --> 00:25:16,773
‫چون تو میگی؟

382
00:25:16,816 --> 00:25:19,036
‫اره، همینطوره.

383
00:25:19,080 --> 00:25:21,430
‫پس چرا دارم با اون حرف میزنم؟

384
00:25:26,304 --> 00:25:29,873
‫یه لطفی کنید، دوستان.

385
00:25:29,916 --> 00:25:32,136
‫بچرخید و به اون سمت نگاه کنید

386
00:25:43,626 --> 00:25:48,065
‫اونا جمجمه‌های راهزنان، قاتلان...

387
00:25:48,109 --> 00:25:52,983
‫متجاوزان و یه مشت آدم‌خوار هستن
‫که می‌بینید.

388
00:25:54,550 --> 00:25:58,206
‫همه‌شون قبلا رو همین صندلی‌هایی که...

389
00:25:58,249 --> 00:26:01,383
‫شما الان نشستید، نشسته بودن.

390
00:26:01,426 --> 00:26:04,342
‫اکثرشون گرگ‌هایی در لباس بره بودن

391
00:26:04,386 --> 00:26:08,303
‫همه‌شون می‌خواستن به مردم من آسیب بزنن.

392
00:26:08,346 --> 00:26:09,913
‫پس...

393
00:26:13,003 --> 00:26:16,137
‫آقای رئیس گله...

394
00:26:16,180 --> 00:26:17,355
‫اگه تو بدونی من کجا زندگی می‌کنم،

395
00:26:17,399 --> 00:26:19,531
‫و من ندونم شما کجا زندگی می‌کنید...

396
00:26:19,575 --> 00:26:22,578
‫مگه کسخلم بذارم برید؟

397
00:26:25,015 --> 00:26:26,930
‫اسمت چیه؟

398
00:26:29,411 --> 00:26:31,456
‫توبی کارلسون..

399
00:26:31,500 --> 00:26:33,719
‫توبی.

400
00:26:33,763 --> 00:26:36,548
‫زانو بزن عوضی!

401
00:26:36,592 --> 00:26:39,682
‫شما از سر جاتون جُم نخورید!

402
00:26:42,163 --> 00:26:44,730
‫زانــو بزن عوض!

403
00:26:44,774 --> 00:26:46,906
‫- باشه
‫- به سوالم جواب بده

404
00:26:46,950 --> 00:26:50,388
‫مگه کسخلم بذارم برین؟

405
00:26:50,432 --> 00:26:53,565
‫وقتی که می‌دونید خونه‌ام کجاست؟

406
00:26:53,609 --> 00:26:55,524
‫اره حق با شماست، درسته؟

407
00:26:55,567 --> 00:26:57,830
‫واقعا کار احمقانه‌ای‌ـه.

408
00:26:57,874 --> 00:27:00,355
‫اره، همینطوره.

409
00:27:03,575 --> 00:27:06,578
‫می‌دونید...

410
00:27:06,622 --> 00:27:09,233
‫من رو یاد بیلی جانسون انداختید...

411
00:27:10,800 --> 00:27:13,977
‫بیلی چندسال پیش اومد اینجا،

412
00:27:14,020 --> 00:27:17,372
‫با وعده‌هایی از ثروت‌مندی و رفاه...

413
00:27:17,415 --> 00:27:19,852
‫توی یه سرزمین خیلی دور.

414
00:27:19,896 --> 00:27:23,639
‫اما بیلی نمی‌خواست مارو ببره به
‫جایی که قولش رو داده بود.

415
00:27:23,682 --> 00:27:27,556
‫بیلی فقط می‌خواست ما رو از اینجا ببره بیرون،

416
00:27:27,599 --> 00:27:31,124
‫تا رفیقاش خیلی راحت بتونن همه ما رو بکشن.

417
00:27:31,168 --> 00:27:34,345
‫در آخر کله‌ بیلی رفت تو قفسه!

418
00:27:34,389 --> 00:27:38,001
‫چون فکر کرد من خــرم.

419
00:27:38,044 --> 00:27:40,264
‫تو هم فکرکردی من خــرم؟

420
00:27:40,308 --> 00:27:42,397
‫نه، نه، نه! اینطوری فکر نمی‌کنیم.

421
00:27:42,440 --> 00:27:44,921
‫چون توی قفسه هنوز کــلی جا هست،

422
00:27:44,964 --> 00:27:46,227
‫اونم دقیقا بغل خودِ بیلی!

423
00:27:46,270 --> 00:27:47,793
‫نمی‌خوام جمجمه‌م بره توی قفسه...

424
00:27:47,837 --> 00:27:49,186
‫و فکرنمی‌کنم شما خــرـین.

425
00:27:49,230 --> 00:27:50,796
‫باشه؟

426
00:27:50,840 --> 00:27:52,798
‫بهم بگو این قبرستونی که میگی کجاست...

427
00:27:52,842 --> 00:27:55,758
‫وگرنه تک‌تک‌شون رو نفله می‌کنم...

428
00:27:55,801 --> 00:27:57,194
‫با اونم شروع می‌کنم.

429
00:27:57,238 --> 00:27:58,717
‫نه!

430
00:28:00,589 --> 00:28:02,852
‫ما الان شبیه آدمایی هستیم
‫که می‌خوان بهتون حمله کنن؟

431
00:28:02,895 --> 00:28:07,509
‫گرگ‌ها خودشون رو در لباس
‫بره جا می‌زنن، دروغ می‌گن.

432
00:28:09,511 --> 00:28:11,991
‫شما ها روحتون هم خبر نداره که

433
00:28:12,035 --> 00:28:14,472
‫من چه مسئولیت هایی که در قبال...

434
00:28:14,516 --> 00:28:18,084
‫اینجا و این مردم ندارم...

435
00:28:18,128 --> 00:28:21,044
‫به این فکر کردین که...

436
00:28:21,087 --> 00:28:24,346
‫اونا به من اعتماد کردن و روح‌ـشون رو به من سپردن؟

437
00:28:24,830 --> 00:28:26,745
‫چرا اومدین اینجا؟

438
00:28:26,789 --> 00:28:28,051
‫چی می‌خواید؟

439
00:28:28,094 --> 00:28:29,400
‫دقیقا!

440
00:28:29,444 --> 00:28:31,359
‫شما مگه چی دارین که ما باید بخوایم؟

441
00:28:31,402 --> 00:28:34,275
‫اینجا مثل یه قوطی‌کبریته! چرا باید
‫اینجا رو بخوایم؟

442
00:28:34,318 --> 00:28:35,624
‫گوشت!

443
00:28:35,667 --> 00:28:37,843
‫گوشت می‌خواین.

444
00:28:37,887 --> 00:28:39,976
‫فکرکردی ما آدم‌خواریم؟

445
00:28:40,019 --> 00:28:43,414
‫آدم‌خوارایی که با غذاهای بسته‌بندی شده اومدن اینجا؟

446
00:28:43,458 --> 00:28:45,329
‫واقعا اینطوری فکرمیکنی؟

447
00:28:45,373 --> 00:28:49,246
‫تنها کاری که کردیم این بود که
‫بهتون آب و غذا دادیم.

448
00:28:49,290 --> 00:28:52,118
‫به خاطر ماست که الان از گشنگی نمُردین!

449
00:28:52,162 --> 00:28:54,512
‫راست می‌گم یا دروغه؟

450
00:28:54,556 --> 00:28:55,905
‫می‌دونی دیگه چی راسته؟

451
00:28:55,948 --> 00:28:57,385
‫سرباز های داخل اون عکس‌ها.

452
00:28:57,428 --> 00:28:58,908
‫اگه برنگردیم،

453
00:28:58,951 --> 00:29:00,170
‫میان تا همه شما رو بکشن.

454
00:29:00,213 --> 00:29:03,129
‫یا نیازی نیست هیچکس بمیره. باشه؟

455
00:29:03,173 --> 00:29:04,696
‫تو جون خودت و...

456
00:29:04,740 --> 00:29:06,959
‫و مردمت رو با آزاد کردن ما نجات میدی.

457
00:29:07,003 --> 00:29:09,353
‫و ما هیچوقت دیگه برنمی‌گردیم اینجا.

458
00:29:09,397 --> 00:29:11,355
‫هیچوقت دیگه مزاحتون نمی‌شیم.

459
00:29:11,399 --> 00:29:13,662
‫قول میدم، باشه؟

460
00:29:18,231 --> 00:29:20,103
‫عجب روزی!

461
00:29:21,931 --> 00:29:24,455
‫عجب روز تخمی‌ای.

462
00:29:24,499 --> 00:29:27,023
‫اینجا رو ترک می‌کنیم.

463
00:29:27,066 --> 00:29:29,155
‫هیچوقت دیگه برنگردین.

464
00:29:29,199 --> 00:29:30,635
‫و اگه...

465
00:29:35,292 --> 00:29:37,425
‫چه غلطی کردی؟

466
00:29:37,468 --> 00:29:38,687
‫کارم رو انجام دادم.

467
00:29:38,730 --> 00:29:39,992
‫می‌خواست بذاره بریم!

468
00:29:40,036 --> 00:29:42,865
‫خفه‌شو

469
00:29:42,908 --> 00:29:44,519
‫دست و پاشو ببندید.

470
00:29:44,562 --> 00:29:46,129
‫این درم قفل کنید.

471
00:29:46,172 --> 00:29:48,349
‫آبا از آسیاب افتاد برمی‌گردم.

472
00:29:51,815 --> 00:29:54,815
‫« یــک هفته و یک ساعتِ پیــش »

473
00:30:05,017 --> 00:30:06,236
‫بله؟

474
00:30:06,279 --> 00:30:07,716
‫سلام، رفیق.

475
00:30:07,759 --> 00:30:10,719
‫گفتن کارم داری

476
00:30:10,762 --> 00:30:12,982
‫چه خبر؟

477
00:30:13,025 --> 00:30:15,419
‫نه، ماه بعد میشه 4 سال که ترک کردم.

478
00:30:19,467 --> 00:30:22,426
‫چی شده؟

479
00:30:22,470 --> 00:30:23,819
‫می‌دونی چطوری میلتون رو وادار کردم

480
00:30:23,862 --> 00:30:25,211
‫که با این پروژه همگانی‌ِ در دست گرفتن...

481
00:30:25,255 --> 00:30:26,561
‫شهرهای مزخرف توی ویرجینیا موافقت کنه؟

482
00:30:26,604 --> 00:30:28,345
‫اره

483
00:30:28,389 --> 00:30:30,434
‫منابع خیلی زیادی در اختیارم قرار داد،

484
00:30:30,478 --> 00:30:32,393
‫و از بعضی هاشون استفاده کردم تا...

485
00:30:32,436 --> 00:30:34,786
‫تا یه کاروان پُر از آذوغه و وسایل براشون بفرستم.

486
00:30:34,830 --> 00:30:36,397
‫حالا این به کنار...

487
00:30:36,440 --> 00:30:38,181
‫هفته گذشته هیچ خبری ازشون نشد،

488
00:30:38,224 --> 00:30:40,052
‫چند نفر رو فرستادم که
‫برن ببینن چه خبر شده.

489
00:30:40,096 --> 00:30:41,314
‫کاروانُ غارت کرده بودن.

490
00:30:41,358 --> 00:30:43,055
‫سرباز های محافظش همه مُرده بودن.

491
00:30:43,099 --> 00:30:45,231
‫خدایا...

492
00:30:46,842 --> 00:30:48,800
‫کار کی بود؟

493
00:30:48,844 --> 00:30:50,976
‫ردشون رو گفتیم و رفتن تو یه مجتمع آپارتمانی...

494
00:30:51,020 --> 00:30:52,238
‫که یه گروهی اونجا ساکن بودن.

495
00:30:52,282 --> 00:30:53,892
‫رئیسشون مثل یه ژنرال لباس می‌پوشه.

496
00:30:53,936 --> 00:30:56,547
‫یه فرماندار دیگه...

497
00:30:56,591 --> 00:30:59,071
‫تازه مذهبی هم هستن.

498
00:30:59,115 --> 00:31:01,030
‫سه‌شنبه ها و یکشنبه ها
‫ مراسم عشای ربانی دارن.

499
00:31:01,073 --> 00:31:03,162
‫جالبه.

500
00:31:03,206 --> 00:31:05,164
‫اسلحه‌هات الان دست اوناست.

501
00:31:05,208 --> 00:31:07,079
‫همینطور محموله‌ت. درست نمی‌گم؟

502
00:31:09,647 --> 00:31:11,780
‫خب، با من چیکار داری؟

503
00:31:11,823 --> 00:31:13,216
‫یه مشت فرمانده احمق‌ان دیگه.

504
00:31:13,259 --> 00:31:14,826
‫خارشون رو بِگا.

505
00:31:14,870 --> 00:31:17,612
‫بدترین حالتش اینه که میری داخل و می‌بینی از

506
00:31:17,655 --> 00:31:19,788
‫طبقه بالا از همه سمت تفنگ ها رو گرفتن روت!

507
00:31:19,831 --> 00:31:22,268
‫یه گروه فرستادم سراغشون. قبل اینکه
‫درُ بزنن، نیست و نابود شدن.

508
00:31:22,312 --> 00:31:24,662
‫خب پس گروه نفرست، یه ارتش بفرست.

509
00:31:24,706 --> 00:31:26,403
‫با خاک یک‌‌سانشون کن.

510
00:31:26,447 --> 00:31:27,752
‫صد تا سرباز نیاز دارم،

511
00:31:27,796 --> 00:31:30,625
‫میلتون قطعا متوجه میشه!

512
00:31:30,668 --> 00:31:33,236
‫چی شده لنس؟

513
00:31:33,279 --> 00:31:35,064
‫این یه اشتباه به تمام عیاره، لنس.

514
00:31:35,107 --> 00:31:39,895
‫نمیشه، یه راه حل اساسی نیاز دارم.

515
00:31:42,506 --> 00:31:44,856
‫هی داداش...

516
00:31:44,900 --> 00:31:46,902
‫من دیگه اون کار رو نمی‌کنم، لنس.

517
00:31:46,945 --> 00:31:48,164
‫بیخیال.

518
00:31:48,207 --> 00:31:49,861
‫به اون افسر سابق سی‌آی‌ای...

519
00:31:49,905 --> 00:31:52,197
‫که قبلا بهمون کمک کرد اون حروم‌زاده های
‫سرکش رو از اینجا پاک کنیم، نیاز دارم.

520
00:31:52,560 --> 00:31:55,084
‫یه آدم‌کش ماهر می‌خوام!

521
00:31:55,127 --> 00:31:59,610
‫گوش‌کن، من بازنشسته بودن رو دوست‌دارم.

522
00:31:59,654 --> 00:32:04,006
‫صبح‌ها از خواب بیدار میشم، مدیتیشن می‌کنم
‫میرم بیرون...

523
00:32:04,049 --> 00:32:06,269
‫و آدمایی که کمک نیاز دارن رو پیدا می‌کنم
‫و یه شانس دوباره برای زندگی بهشون میدم.

524
00:32:06,312 --> 00:32:08,750
‫راحــت! حس خیلی خوبی داره.

525
00:32:08,793 --> 00:32:10,316
‫می‌تونم همه اینا رو ازت بگیرم.

526
00:32:14,538 --> 00:32:17,846
‫تو...

527
00:32:17,889 --> 00:32:21,458
‫سرت به تنت زیادی کرده، لنس؟

528
00:32:36,604 --> 00:32:39,128
‫اکثر سربازهایی که می‌میرن
‫جوون‌هایی هستن که بیست سالشونه!

529
00:32:41,609 --> 00:32:44,568
‫خونشون گردن منه.

530
00:32:44,612 --> 00:32:46,527
‫باید این اوضاع رو درست کنم.

531
00:32:51,096 --> 00:32:53,621
‫باشه.

532
00:32:53,664 --> 00:32:57,059
‫باشه.

533
00:32:57,102 --> 00:32:58,800
‫چی تو فکرته؟

534
00:33:01,193 --> 00:33:03,587
‫- کار آرون چطوره؟
‫- عالیه

535
00:33:03,631 --> 00:33:04,893
‫به راحتی با مردم ارتباط برقرار می‌کنه.

536
00:33:04,936 --> 00:33:06,851
‫- کارمو راحت میکنه
‫- خوبه

537
00:33:06,895 --> 00:33:08,549
‫رفیقش رو می‌شناسی؟ کشیشه؟

538
00:33:11,334 --> 00:33:12,770
‫باشه، باشه...

539
00:33:12,814 --> 00:33:15,338
‫یه‌جوری میریم که انگار بار اوله می‌بینمشون،

540
00:33:15,381 --> 00:33:16,905
‫و بعدش، از اونجایی که آدمای مذهبی‌ای هستن

541
00:33:16,948 --> 00:33:19,777
‫راضی کردن نگهبان‌هاشون با اون کشیشه! بعدش
‫میذارن برین داخل...

542
00:33:19,821 --> 00:33:23,172
‫برو پیش رئیسشون و بعدش...

543
00:33:23,215 --> 00:33:24,869
‫خودت می‌دونی باید چیکار کنی

544
00:33:24,913 --> 00:33:26,610
‫اگه ورق برگشت و مجبور شدم...

545
00:33:26,654 --> 00:33:28,830
‫بهشون بگم اوضاع از چه قراره چی؟

546
00:33:28,873 --> 00:33:30,788
‫سر به راه میشن!

547
00:33:30,832 --> 00:33:32,921
‫مثل همه.

548
00:33:37,447 --> 00:33:39,754
‫اون پشت هم نگاه کنید.

549
00:33:46,674 --> 00:33:50,416
‫تفنگ‌ها و محموله‌ای که دزدیدین.

550
00:33:50,460 --> 00:33:53,419
‫اونایی که به خاطرشون سرباز های من
‫رو قتل عام کردین

551
00:33:53,463 --> 00:33:55,639
‫کجاـن؟

552
00:33:55,683 --> 00:33:58,468
‫نمی‌دونم درباره چی حرف میزنی.

553
00:34:08,434 --> 00:34:10,785
‫سه تا رَد مختلف از اونجا به اینجا ختم شده.

554
00:34:10,828 --> 00:34:12,787
‫می‌خوای یه بار دیگه فکرکنی؟

555
00:34:16,834 --> 00:34:19,663
‫اون کاروان،

556
00:34:19,707 --> 00:34:23,798
‫ما همونطوری پیداش کردیم.

557
00:34:25,843 --> 00:34:28,324
‫دروغ گفتی!

558
00:34:31,849 --> 00:34:35,636
‫هــی! هــی!
‫بسه، بسه.

559
00:34:35,679 --> 00:34:37,246
‫دستگیرش کنید.

560
00:34:44,732 --> 00:34:46,429
‫هی بی‌خایه...

561
00:34:46,472 --> 00:34:49,127
‫به نظرت اگه من اون تفنگ‌ها رو پیدا کرده بودم...

562
00:34:52,870 --> 00:34:55,830
‫قفسه رو حاضر کن، فرمانده.

563
00:34:55,873 --> 00:34:58,833
‫قفسه بالایی، وسطِ وسط.

564
00:34:58,876 --> 00:35:01,183
‫نظرت چیه؟

565
00:35:01,226 --> 00:35:03,838
‫دقیقا بالای سر بیلی!

566
00:35:06,928 --> 00:35:10,888
‫هی، کــجا رفتی؟

567
00:35:10,932 --> 00:35:13,761
‫این همه زرت و پرت کردی، ولی
‫سریع رفتی اون دنیا!

568
00:35:29,341 --> 00:35:32,431
‫اینطوری بهم نگاه نکن.

569
00:35:32,475 --> 00:35:34,782
‫اون یه حیوون عوضی بود.

570
00:35:34,825 --> 00:35:37,132
‫کارِ ما اینه که به مردم کمک کنیم!

571
00:35:37,175 --> 00:35:38,960
‫می‌کنیم...

572
00:35:39,003 --> 00:35:41,571
‫این یه جنبه دیگه از داستانه،

573
00:35:41,614 --> 00:35:44,661
‫خفه‌کردن دشمن‌هامون.

574
00:35:44,705 --> 00:35:46,707
‫اینطوری جهانُ جای امن‌تری میشه.

575
00:35:51,624 --> 00:35:53,322
‫حواستون بهش باشه.

576
00:36:00,242 --> 00:36:02,200
‫بزنش!

577
00:36:23,308 --> 00:36:26,529
‫جالبه...

578
00:36:26,572 --> 00:36:28,270
‫بجنب، بیا جلو

579
00:36:35,930 --> 00:36:37,583
‫بریم دنبالش؟

580
00:36:37,627 --> 00:36:39,542
‫قربان...

581
00:36:44,634 --> 00:36:47,115
‫همه‌ش یه دقیقه نبودم!

582
00:36:57,647 --> 00:37:00,955
‫زره‌ام رو بیارید.

583
00:37:00,998 --> 00:37:04,045
‫اون یه گرگ بود! دقیقا
‫همونطور که اون یارو فرمانداره گفت.

584
00:37:04,088 --> 00:37:06,351
‫حالا یارو واقعا درمورد وسایل های دزدیده شده
‫دروغ می‌گفت؟

585
00:37:06,395 --> 00:37:08,310
‫نمیدونم.

586
00:37:08,353 --> 00:37:10,965
‫کامن‌ولث اون همه تفنگ رو می‌خواد چیکار؟

587
00:37:17,623 --> 00:37:20,801
‫آسون‌ترین راه به داخل اینه؟

588
00:37:20,844 --> 00:37:22,541
‫اره اما...

589
00:37:22,585 --> 00:37:24,065
‫این رو از کجا آوردی؟

590
00:37:24,108 --> 00:37:26,981
‫خودت دادیش به اون
‫یارویی که اومد هیلتاپ.

591
00:37:27,024 --> 00:37:29,157
‫نه، من ندادم.

592
00:37:29,200 --> 00:37:31,072
‫پس کی داده؟

593
00:37:31,333 --> 00:37:33,267
‫« دوازده ساعت قبل - حینِ مبارزه »

594
00:37:38,035 --> 00:37:39,994
‫آروم باش‌ دختر جون...

595
00:37:41,647 --> 00:37:43,824
‫تکون نخور.

596
00:37:47,436 --> 00:37:50,352
‫چند نفر دیگه اونجا‌ـن؟

597
00:37:50,395 --> 00:37:52,049
‫12.

598
00:37:52,093 --> 00:37:53,493
‫چه سلاحی دستشونه؟

599
00:37:54,051 --> 00:37:55,836
‫مسلسل.

600
00:37:55,879 --> 00:37:57,011
‫من نمی‌دونستم.

601
00:37:57,054 --> 00:37:59,883
‫نمی‌دونستم.

602
00:37:59,927 --> 00:38:01,580
‫چه خبره اونجا؟

603
00:38:01,624 --> 00:38:03,365
‫پرِ مُرده.

604
00:38:03,408 --> 00:38:04,888
‫یارویی که ظاهرا رئیسشونه داره
‫با دو نفر دیگه بحث میکنه.

605
00:38:04,932 --> 00:38:07,543
‫یه کشیش و اون یکی هم یه
‫توپِ آهنی میخی به دستش وصله.

606
00:38:07,586 --> 00:38:08,718
‫لعنتی!

607
00:38:08,761 --> 00:38:10,459
‫گابریل و آرون.

608
00:38:10,502 --> 00:38:11,764
‫می‌شناسیشون؟

609
00:38:11,808 --> 00:38:13,854
‫اونا هم نمی‌دونستن...

610
00:38:13,897 --> 00:38:15,681
‫ما از جایی به اسم کامن‌ولث اومدیم.

611
00:38:15,725 --> 00:38:17,640
‫- من برای این کارا نیومدم ارتش
‫- خفه‌شو

612
00:38:26,301 --> 00:38:28,869
‫یه جامعه اینجاست.

613
00:38:28,912 --> 00:38:30,653
‫میری پیش مگی، نه کس دیگه‌ای.

614
00:38:30,696 --> 00:38:34,004
‫بهش میگی آرون و گابریل توی دردسر افتادن.

615
00:38:34,048 --> 00:38:35,832
‫برو، برو.

616
00:38:40,924 --> 00:38:43,666
‫این یه جنبه دیگه از داستانه،

617
00:38:43,709 --> 00:38:46,843
‫خفه‌کردن دشمن‌هامون.

618
00:38:46,887 --> 00:38:49,106
‫اینطوری جهانُ جای امن‌تری میشه.

619
00:39:07,037 --> 00:39:08,256
‫نیگان؟

620
00:39:08,299 --> 00:39:10,258
‫گیب.

621
00:39:16,655 --> 00:39:18,092
‫- جالبه
‫- دو نفر دیگه دارن میان

622
00:39:18,135 --> 00:39:20,137
‫باید بریم!

623
00:39:20,181 --> 00:39:22,313
‫- باید بریم
‫- نمی‌تونم آرون رو تنها بذاریم

624
00:39:22,357 --> 00:39:23,924
‫اگه الان نریم، همه‌مون می‌میریم.

625
00:39:23,967 --> 00:39:25,708
‫یــالــا.

626
00:39:30,495 --> 00:39:32,933
‫قربان!

627
00:39:37,807 --> 00:39:39,940
‫همه‌ش یه دقیقه نبودما!

628
00:39:43,543 --> 00:39:45,043
‫« زمانِ حـــال »

629
00:40:02,049 --> 00:40:05,530
‫ساکنان این مکان.

630
00:40:05,574 --> 00:40:10,361
‫شما دشمنان کامن‌ولث محسوب شدین!

631
00:40:10,405 --> 00:40:13,321
‫یکی از شما، از ما دزدی کرده.

632
00:40:13,364 --> 00:40:16,715
‫برای ما غیرقابل تحمله!

633
00:40:16,759 --> 00:40:19,805
‫خبر بد اینه که، فرمانده‌تون مُرده.

634
00:40:19,849 --> 00:40:25,463
‫خبر خوب اینه که، هنوز برای پشیمونی دیر نیست.

635
00:40:25,507 --> 00:40:29,206
‫وسایل‌هامون رو بهمون برگردونین، بعدش از اینجا میریم.

636
00:40:29,250 --> 00:40:30,599
‫به همین راحتی.

637
00:40:30,642 --> 00:40:33,036
‫- اسلحه ها کجاـن؟
‫- نمیدونم

638
00:40:33,080 --> 00:40:34,472
‫خب برو ازشون بپرس، زود.

639
00:40:34,516 --> 00:40:37,388
‫گیب، وقتی می‌گه پیش اونا نیست

640
00:40:37,432 --> 00:40:39,042
‫یعنی واقعا اینجا نیست.

641
00:40:39,086 --> 00:40:40,391
‫تو متوجه نیستی.

642
00:40:40,435 --> 00:40:42,176
‫از خدامه شما اونا رو دزدیده باشین،

643
00:40:42,219 --> 00:40:43,612
‫چون بدون اونا، همه‌مون میمیریم.

644
00:40:43,655 --> 00:40:45,831
‫هیچ کدوم‌ـمون از اینجا جون سالم به در نمی‌بره.

645
00:40:55,841 --> 00:40:59,193
‫اسلحه‌هام کجا‌ـن؟

646
00:40:59,236 --> 00:41:02,370
‫نمیدونم.

647
00:41:02,413 --> 00:41:04,198
‫واقعا؟ واقعا نمیدونی؟

648
00:41:04,241 --> 00:41:06,417
‫نه.

649
00:41:06,461 --> 00:41:08,245
‫باشه.

650
00:41:08,289 --> 00:41:09,638
‫حرفت رو باور می‌کنم

651
00:41:20,779 --> 00:41:24,392
‫خب تو چی؟

652
00:41:51,201 --> 00:41:53,856
‫مردم‌ـتون پشت‌تون رو خالی کردن.

653
00:41:57,120 --> 00:41:59,079
‫همه اتاق ها رو بگردین.

654
00:41:59,122 --> 00:42:00,906
‫هرکسی حرف نزد رو بکشید.

655
00:42:00,950 --> 00:42:02,865
‫دریافت شئ.

656
00:42:07,783 --> 00:42:12,396
‫الان باید دست به دست هم بدیم،

657
00:42:12,440 --> 00:42:14,355
‫تسلیم شدن رو فراموش کنید!

658
00:42:14,398 --> 00:42:16,313
‫یا التماس برای بخشش...

659
00:42:16,357 --> 00:42:18,924
‫ایان مُرده.

660
00:42:18,968 --> 00:42:21,188
‫اما اون اولین رهبر‌ـمون نبود.

661
00:42:21,231 --> 00:42:23,929
‫اون دلیل اتحاد طولانی مدت ما نبوده.

662
00:42:23,973 --> 00:42:28,238
‫خودمون انجام‌ش دادیم، چون مثلِ
‫یک خانواده با هم همکاری کردیم.

663
00:42:28,282 --> 00:42:30,066
‫و الان خانواده‌مون سر تا سر این ساختمون...

664
00:42:30,110 --> 00:42:32,721
‫پراکنده شدن؛ اما می‌دونید چیه؟

665
00:42:32,764 --> 00:42:36,507
‫ما اینجا رو خیلی بهتر از اون
‫حروم‌زاده ها می‌شناسیم.

666
00:42:36,551 --> 00:42:39,119
‫با موفقیت این رو پشت سر می‌ذاریم،

667
00:42:47,344 --> 00:42:49,999
‫خب اون..

668
00:42:50,042 --> 00:42:52,175
‫سخنرانی خیلی خوبی بود.

669
00:42:52,219 --> 00:42:56,353
‫اونا بهترین نیرومون رو کشتن.

670
00:42:56,397 --> 00:42:58,573
‫اره، ولی به شنیدن این حرفا
‫نیاز داشتن.

671
00:43:00,923 --> 00:43:03,317
‫هاجز، جواب بده...سمت شرق پاکه؟

672
00:43:08,148 --> 00:43:09,932
‫هاجز، دریافت می‌کنی؟

673
00:43:12,761 --> 00:43:14,154
‫سمت شرق...

674
00:43:14,178 --> 00:43:39,178
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
