1
00:00:00,255 --> 00:00:03,255
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:03,379 --> 00:00:05,179
‫راستش رو بگم، فقط یه
‫خوش‌شانسی احمقانه بود.

3
00:00:09,567 --> 00:00:11,613
‫من قطعات رادیو رو تو یه سطل آشغال

4
00:00:11,656 --> 00:00:14,137
‫پشت ساختمون شهرداری پیدا کردم.

5
00:00:14,180 --> 00:00:16,748
‫به دلایل امنیتی، امکان نداشت اونجا باشن،

6
00:00:16,792 --> 00:00:20,186
‫پس حتما یکی فکر کرده که یه مشت آشغالن.

7
00:00:21,753 --> 00:00:23,059
‫اما آشغال نبودن.

8
00:00:24,365 --> 00:00:26,323
‫فقط به یکم علاقه نیاز داشتن.

9
00:00:32,068 --> 00:00:34,766
‫واضح‌ترین خاطره ممکن
‫رو از یه بستنی فروشی دارم،

10
00:00:34,810 --> 00:00:38,074
‫که شگفت‌انگیزترین دسته
‫بستنی تمشک سیاه رو داره.

11
00:00:38,117 --> 00:00:39,510
‫اینساید اسکوپ.

12
00:00:39,554 --> 00:00:41,599
‫همیشه می‌رفتم اونجا.

13
00:00:41,643 --> 00:00:45,299
‫یا خدا، ممکنه تو یه روز اونجا رفته باشیم.

14
00:00:45,342 --> 00:00:46,735
‫خب، حالا که اینو می‌دونم،

15
00:00:46,778 --> 00:00:48,389
‫یه سوال حیاتی هست که باید بهش جواب بدی.

16
00:00:50,695 --> 00:00:52,741
‫چه سوالی؟

17
00:00:52,784 --> 00:00:53,829
‫نون‌ بستنی یا وافل؟

18
00:00:55,439 --> 00:00:58,181
‫حرف زدن‌مون اینطوری شروع شد،

19
00:00:58,224 --> 00:01:02,228
‫و درباره همه‌چی حرف زدیم.

20
00:01:02,272 --> 00:01:04,230
‫همه‌چی و هیچی.

21
00:01:04,274 --> 00:01:05,623
‫نمی‌تونم جلوی خودم رو بگیرم تا باور نکنم

22
00:01:05,667 --> 00:01:07,016
‫که این دید و بازدید توسط آسمان‌ها

23
00:01:07,059 --> 00:01:08,452
‫مقدر شده.

24
00:01:08,496 --> 00:01:11,455
‫این‌طرف هم هنوز کسی بویی نبرده.

25
00:01:11,499 --> 00:01:14,545
‫اما یوجین، مردم من خیلی محتاطن.

26
00:01:14,589 --> 00:01:17,331
‫و اگه نزدیک هم باشیم...

27
00:01:17,374 --> 00:01:19,985
‫هیچ‌وقت به رفتن از اینجا فکر نکردم.

28
00:01:20,029 --> 00:01:21,335
‫خب، فکر کردم،

29
00:01:21,378 --> 00:01:24,555
‫اما هیچوقت به خودم اجازه
‫ندادم که باور کنم این کار ممکنه.

30
00:01:24,599 --> 00:01:26,078
‫استفانی، واقعیت اینه که

31
00:01:26,122 --> 00:01:28,080
‫واقعا می‌خوام ببینمت.

32
00:01:28,124 --> 00:01:31,040
‫اما بعدش برادرم درگیر ماجرا شد،

33
00:01:31,083 --> 00:01:34,391
‫و از این قضیه خوشحال نبود.

34
00:01:34,435 --> 00:01:36,045
‫خدا لعنتش کنه.

35
00:01:36,088 --> 00:01:37,089
‫اونطور که تو فکر می‌کنی نیست.

36
00:01:37,133 --> 00:01:38,613
‫آره؟

37
00:01:40,397 --> 00:01:41,703
‫می‌خوای بدونی امروز چیکار کردم؟

38
00:01:41,746 --> 00:01:44,880
‫راجب یه رخنه ارتباطی عظیم تحقیق کردم.

39
00:01:46,185 --> 00:01:49,145
‫ظاهرا، یه نفر تو یه
‫ایستگاه رادیویی غیرمجاز

40
00:01:49,188 --> 00:01:51,234
‫داشته با یه جامعه یاغی بیرون از

41
00:01:51,277 --> 00:01:53,323
‫دیوارهامون صحبت می‌کرده.

42
00:01:53,367 --> 00:01:54,585
‫خب پس.

43
00:01:54,629 --> 00:01:56,152
‫هورنسبی کل تمرکزش رو گذاشته روش.

44
00:01:58,284 --> 00:02:00,069
‫بهم بگو که تو نبودی.

45
00:02:01,505 --> 00:02:03,855
‫بهم بگو که نمی‌خواستی یواشکی بری بیرون

46
00:02:03,899 --> 00:02:06,902
‫تا تو راه‌آهن با یه غریبه ملاقات کنی.

47
00:02:06,945 --> 00:02:08,294
‫چی می‌تونستم بگم؟

48
00:02:08,338 --> 00:02:12,473
‫مکس، خطرناکه.

49
00:02:13,865 --> 00:02:15,084
‫برای مردم کامن‌ولث خطرناکه،

50
00:02:15,127 --> 00:02:17,042
‫اما مخصوصا برای من و تو.

51
00:02:19,915 --> 00:02:20,829
‫باید برم.

52
00:02:26,182 --> 00:02:30,099
‫بهتره دعا کنی هورنسبی نفهمه اون صدای توئه.

53
00:02:30,142 --> 00:02:32,493
‫می‌دونم از یه خط قرمزی عبور کرده بودم.

54
00:02:32,536 --> 00:02:34,582
‫و با جستجوی هورنسبی،

55
00:02:34,625 --> 00:02:37,193
‫دیدن تو غیر ممکن بود.

56
00:02:39,717 --> 00:02:41,676
‫بعد تو با یه دختر دیگه پیدات میشه

57
00:02:41,719 --> 00:02:43,939
‫که به خودش میگه استفانی.

58
00:02:43,982 --> 00:02:47,551
‫از کلمات من استفاده می‌کنه...

59
00:02:47,595 --> 00:02:49,074
‫از صدای من.

60
00:02:57,996 --> 00:03:00,608
‫ببخشید.

61
00:03:00,651 --> 00:03:04,133
‫بینشون بستنی شکلاتی نیست، هست؟

62
00:03:20,279 --> 00:03:22,543
‫تو خیلی خوشحال بنظر می‌رسیدی...

63
00:03:24,414 --> 00:03:26,111
‫پس، سرم رو پایین نگه داشتم.

64
00:03:27,461 --> 00:03:30,115
‫نمی‌دونستم چه کار دیگه‌ای بکنم.

65
00:03:33,728 --> 00:03:35,686
‫ممنون مکس.

66
00:03:35,730 --> 00:03:39,211
‫چیز دیگه‌ای می‌خوای؟

67
00:03:39,255 --> 00:03:41,170
‫بستنی؟ چای؟

68
00:03:41,213 --> 00:03:44,086
‫یه روز بدون عوضی‌بازیای پسرم؟

69
00:03:45,566 --> 00:03:48,351
‫بستنیه رو برات میارم.

70
00:03:48,394 --> 00:03:49,961
‫و مکس؟

71
00:03:50,005 --> 00:03:52,616
‫به بانک بگو کارت اعتباری
‫سباستین رو مسدود کنن.

72
00:03:52,660 --> 00:03:54,705
‫شاید این کار سر عقل بیاردش.

73
00:03:56,794 --> 00:03:57,969
‫یه خبرایی دارم.

74
00:03:58,013 --> 00:03:59,580
‫بعدش هورنسبی اومد پاملا رو ببینه...

75
00:03:59,623 --> 00:04:01,059
‫یارو از رخنه ارتباطی بود؟
‫آخر سر اقرار کرد...

76
00:04:01,103 --> 00:04:04,628
‫... و داشت راجب تو و الکسندریا زرزر می‌کرد.

77
00:04:04,672 --> 00:04:06,891
‫- من هرگز...
‫- نقشه‌ش چیه؟

78
00:04:10,765 --> 00:04:11,940
‫نمی‌دونم.

79
00:04:13,289 --> 00:04:14,986
‫اون جاه‌طلبه.

80
00:04:16,640 --> 00:04:18,076
‫می‌تونه هر منظوری داشته باشه.

81
00:04:19,295 --> 00:04:21,558
‫می‌تونه بجز بازسازی هیچ منظوری نداشته باشه.

82
00:04:25,693 --> 00:04:28,217
‫اون یارو گندهه که زره نارنجی
‫می‌پوشه و از من بدش میاد.

83
00:04:30,654 --> 00:04:32,003
‫اون برادرته؟

84
00:04:33,091 --> 00:04:34,615
‫آره، اما یوجین...

85
00:04:34,658 --> 00:04:37,487
‫و تو...

86
00:04:37,531 --> 00:04:38,575
‫تو استفانی هستی؟

87
00:04:40,272 --> 00:04:43,014
‫نه. من مکسم.

88
00:04:44,494 --> 00:04:45,582
‫استفانی‌ای وجود نداره.

89
00:04:47,932 --> 00:04:49,412
‫خب، اسم مادرمه...

90
00:04:49,455 --> 00:04:50,587
‫- م-م-متاسفم.
‫- پس...

91
00:04:50,631 --> 00:04:52,154
‫متاسفم.

92
00:05:43,222 --> 00:05:46,806
« مـــردگـــان متــحــرک »
" فصل یازدهم - قسمت دوازدهم "

93
00:05:58,220 --> 00:06:00,483
‫خیلی از خونه دوره لنس.

94
00:06:00,526 --> 00:06:02,137
‫همینطوره.

95
00:06:02,180 --> 00:06:04,182
‫اما این جوامع برای چیزی که

96
00:06:04,226 --> 00:06:05,270
‫رویاش رو داریم بی‌نقصن.

97
00:06:05,314 --> 00:06:06,358
‫چیزی که تو رویاش رو داری.

98
00:06:06,402 --> 00:06:07,969
‫من قانع نشدم

99
00:06:08,012 --> 00:06:10,145
‫که نیازه منابع‌مون رو این‌طور گسترش بدیم.

100
00:06:10,188 --> 00:06:12,538
‫امپراطوریت رو بیشتر از حد توانت گسترش بدی،

101
00:06:12,582 --> 00:06:13,757
‫امپراطوریت رو از دست میدی.

102
00:06:13,801 --> 00:06:16,630
‫فکر نکنم انقدرام دراماتیک باشه.

103
00:06:16,673 --> 00:06:18,327
‫خب، این واسه دراماتیک بودن چطوره؟

104
00:06:18,370 --> 00:06:20,329
‫اگه این خوب پیش نره، می‌ذاریم می‌ریم.

105
00:06:20,372 --> 00:06:22,331
‫این مردم آزادن که تا ابد با ما بمونن،

106
00:06:22,374 --> 00:06:24,725
‫یا برن خونه‌هاشون و تعمیراتشون رو تموم کنن.

107
00:06:24,768 --> 00:06:27,205
‫اونقدر تو خونه کار واسه انجام
دادن هست ‫که نیازی به نگرانی

108
00:06:27,249 --> 00:06:30,426
‫راجب چندتا جامعه کوچیک
‫تو یه ایالت دیگه نباشه.

109
00:06:30,469 --> 00:06:32,602
‫یه فرصت بده، پاملا.

110
00:06:32,646 --> 00:06:34,952
‫واقعا فکر می‌کنم ممکنه غافلگیر بشی.

111
00:06:46,834 --> 00:06:48,183
‫بیا تمومش کنیم، باشه؟

112
00:06:48,226 --> 00:06:49,271
‫دارن میان.

113
00:06:51,447 --> 00:06:52,796
‫هی.

114
00:06:54,929 --> 00:06:56,321
‫هی، اون پنجره رو بپوشون.

115
00:07:18,169 --> 00:07:19,257
‫سلام.

116
00:07:19,301 --> 00:07:20,781
‫خوش اومدین.

117
00:07:22,608 --> 00:07:25,307
‫آرون.
‫پاملا میلتون.

118
00:07:25,350 --> 00:07:26,743
‫خوش‌وقتم.

119
00:07:26,787 --> 00:07:28,658
‫واسه تور بزرگ آماده‌این؟

120
00:07:28,702 --> 00:07:30,181
‫چیز کمتری انتظار ندارم.

121
00:07:30,225 --> 00:07:32,009
‫خیلی خب.

122
00:07:32,053 --> 00:07:33,881
‫الکساندریا

123
00:07:33,924 --> 00:07:37,623
‫یه جامعه زیست‌محیطی خودپایدار بود.

124
00:07:37,667 --> 00:07:42,280
‫ما آب، پنل خورشید و سیستم کشت داریم.

125
00:07:42,324 --> 00:07:43,717
‫مهندس کیه؟

126
00:07:43,760 --> 00:07:44,935
‫یادم نمیاد مهندس داشته باشین.

127
00:07:44,979 --> 00:07:46,502
‫در واقع نداریم.

128
00:07:46,545 --> 00:07:48,199
‫ما نقشه‌ها رو از رهبر
‫یه جامعه متحد گرفتیم.

129
00:07:48,243 --> 00:07:49,897
‫مگی ری.

130
00:07:49,940 --> 00:07:51,420
‫بعضی از مردم‌مون طرح‌ها رو

131
00:07:51,463 --> 00:07:53,378
‫مطالعه کردن و ما ساختیمش.

132
00:07:53,422 --> 00:07:54,858
‫شگفت انگیزه.

133
00:07:54,902 --> 00:07:56,251
‫چطوری همچین مکانی که از بقیه جاها

134
00:07:56,294 --> 00:07:58,253
‫خیلی دوره رو امن نگه می‌دارین؟

135
00:07:58,296 --> 00:07:59,994
‫آسون نبود.

136
00:08:00,037 --> 00:08:02,823
‫کلی جنگیدیم.

137
00:08:02,866 --> 00:08:05,608
‫تو یکی از رهبرای اینجا بودی؟

138
00:08:05,651 --> 00:08:08,045
‫آره، آره، گمونم میشه اینطور گفت.

139
00:08:08,089 --> 00:08:09,307
‫همه‌مون بودیم.

140
00:08:11,353 --> 00:08:12,920
‫قبل از همه اینا چیکاره بودی؟

141
00:08:14,530 --> 00:08:16,706
‫مهم نیست.

142
00:08:16,750 --> 00:08:18,316
‫حداقل دیگه واسه ما مهم نیست.

143
00:08:22,277 --> 00:08:23,669
‫

144
00:08:24,888 --> 00:08:26,672
‫دقیقا همون شکلیه که بخاطرش دارم.

145
00:08:30,024 --> 00:08:31,765
‫چی، تو اونو می‌شناختی؟

146
00:08:31,808 --> 00:08:34,942
‫هر از چندگاهی تو حلقه‌های بشردوستانه

147
00:08:34,985 --> 00:08:37,901
‫به همدیگه برمی‌خوردیم.

148
00:08:37,945 --> 00:08:40,948
‫اما من اون دوران علاقه‌ای به سیاست نداشتم.

149
00:08:40,991 --> 00:08:43,777
‫اما اون، متولد شده بود که رهبری کنه.

150
00:08:45,822 --> 00:08:47,215
‫به عنوان یه رهبر چطور بود؟

151
00:08:49,783 --> 00:08:52,220
‫اون ما رو راه داد.

152
00:08:52,263 --> 00:08:54,222
‫قبلا هیچوقت یکی مثل اون رو ندیده بودیم.

153
00:08:55,353 --> 00:08:56,702
‫تو تحسینش می‌کنی.

154
00:08:56,746 --> 00:08:59,227
‫آره. خیلی زیاد.

155
00:09:00,924 --> 00:09:04,667
‫منظورم اینه که، اون همه
‫اینا رو واسه ما ساخت.

156
00:09:04,710 --> 00:09:06,060
‫چیزی که ارزش جنگیدن براش رو داره.

157
00:09:07,539 --> 00:09:09,063
‫اما سقوط کرد.

158
00:09:09,106 --> 00:09:11,065
‫آره، اما همیشه دوباره سرپاش کردیم.

159
00:09:12,762 --> 00:09:14,068
‫بیشتر از یه بار سقوط کرد؟

160
00:09:14,111 --> 00:09:15,765
‫آره.

161
00:09:15,809 --> 00:09:18,289
‫یه مورد نفوذی داریم.

162
00:09:18,333 --> 00:09:20,161
‫همین‌جا بمونید خانم.

163
00:09:20,204 --> 00:09:21,075
‫بسپرش به من.

164
00:09:26,297 --> 00:09:27,821
‫گه توش.

165
00:09:35,611 --> 00:09:39,093
‫دیانا رو چطوری از دست دادی؟

166
00:09:39,136 --> 00:09:40,616
‫گاز گرفته شد.

167
00:09:41,747 --> 00:09:43,271
‫تبدیل شد؟

168
00:09:44,533 --> 00:09:46,317
‫مجبور شدیم خلاصش کنیم.
‫بله.

169
00:09:53,585 --> 00:09:55,109
‫فکر می‌کنم به اندازه
‫کافی اینجا رو دیدم.

170
00:10:02,377 --> 00:10:04,596
‫صبح بخیر ایزکیل.
‫جری.

171
00:10:04,640 --> 00:10:06,903
‫و صبح شمام بخیر، قربان.

172
00:10:06,947 --> 00:10:08,165
‫خیلی خب، بزن بریم تو کارش.

173
00:10:08,209 --> 00:10:11,081
‫صبحش بجز آب هیچی نمی‌خوری.

174
00:10:11,125 --> 00:10:12,387
‫غذا نمی‌خوری. مواد جامد نمی‌خوری.

175
00:10:12,430 --> 00:10:14,955
‫باید شکمت خالی باشه.

176
00:10:14,998 --> 00:10:16,304
‫جانم؟

177
00:10:16,347 --> 00:10:18,306
‫دکی، ما فقط واسه چک‌آپ روزانه اومدیم.

178
00:10:19,960 --> 00:10:21,265
‫به من گفتن که این خون‌گیری قبل از عمله.

179
00:10:21,309 --> 00:10:23,224
‫تا مطمئن بشیم وضعیتش برای
‫جراحی به اندازه کافی پایداره.

180
00:10:23,267 --> 00:10:24,181
‫جراحی؟

181
00:10:24,225 --> 00:10:25,661
‫تا این تومور رو خارج کنیم.

182
00:10:25,704 --> 00:10:27,968
‫کسی بهت نگفته؟

183
00:10:28,011 --> 00:10:30,013
‫واو.

184
00:10:30,057 --> 00:10:33,016
‫فکر کردم هنوز تو لیست انتظارم.

185
00:10:33,060 --> 00:10:36,237
‫خب، حالا بالای اون لیست انتظاری.

186
00:10:36,280 --> 00:10:37,760
‫خوش‌شانسی.

187
00:10:37,803 --> 00:10:40,197
‫بعضیا سال‌ها صبر می‌کنن.

188
00:10:40,241 --> 00:10:42,765
‫هزینه‌ش چی؟

189
00:10:42,808 --> 00:10:44,419
‫پرداخت شده.

190
00:10:44,462 --> 00:10:48,162
‫خب، دلیلش هرچی که هست، من هیجان‌زده‌م.

191
00:10:48,205 --> 00:10:50,642
‫ازت خوب مراقبت می‌کنیم ایزکیل.

192
00:10:50,686 --> 00:10:51,861
‫استراحت کن.

193
00:10:51,905 --> 00:10:54,995
‫جمعه ساعت نه می‌بینمت.

194
00:11:05,744 --> 00:11:07,964
‫این واقعا عالیه.

195
00:11:09,705 --> 00:11:11,576
‫چ... چی شده؟

196
00:11:14,710 --> 00:11:16,190
‫چطور این اتفاق افتاد؟

197
00:11:16,233 --> 00:11:18,279
‫بیخیال رییس، این خبر خوبیه.

198
00:11:18,322 --> 00:11:20,411
‫شاید تصادفیه.
‫شاید خطای دفتریه.

199
00:11:20,455 --> 00:11:22,500
‫شاید مداخله الهیه.

200
00:11:22,544 --> 00:11:25,025
‫در هر صورت، فکر نمی‌کنی
‫لیاقت یکم خوش‌شانسی رو داری؟

201
00:11:44,914 --> 00:11:46,176
‫پاملا.

202
00:11:50,311 --> 00:11:52,835
‫پاملا.

203
00:11:52,878 --> 00:11:53,879
‫ریچل آمادس ببیندت.

204
00:12:01,800 --> 00:12:03,933
‫خیلی سعادتمندین که دم درتون اقیانوس دارید.

205
00:12:03,977 --> 00:12:06,283
‫می‌دونیم.

206
00:12:06,327 --> 00:12:09,069
‫شنیدم که اوشن‌ساید چطور بوجود اومد.

207
00:12:09,112 --> 00:12:12,115
‫راجب نبردهاتون با ناجی‌ها و نجواگرها.

208
00:12:12,159 --> 00:12:15,553
‫نشونه قدرت جامعه‌تونه.

209
00:12:15,597 --> 00:12:18,121
‫هیجان‌زده‌م که شما رو به عنوان
‫شرکای کامن‌ولث داشته باشم.

210
00:12:18,165 --> 00:12:21,342
‫آرون به این اشاره کرد که یه سری
‫تمهیدات تجاری هست که می‌خواید

211
00:12:21,385 --> 00:12:22,430
‫به توافق‌مون اضافه بشه.

212
00:12:24,475 --> 00:12:26,173
‫مشکلی هست؟

213
00:12:26,216 --> 00:12:28,784
‫ما با مگی ری صحبت کردیم.
‫رهبر هیل‌تاپ.

214
00:12:28,827 --> 00:12:30,438
‫اون به ما گفت که با شماها شریک نشده.

215
00:12:32,309 --> 00:12:34,007
‫ما به هیل‌تاپ هم همون توافق‌نامه‌ای رو که

216
00:12:34,050 --> 00:12:36,270
‫به الکساندریا پیشنهاد داده بودیم،
‫پیشنهاد دادیم اما مگی رد کرد.

217
00:12:38,011 --> 00:12:39,490
‫الکساندریا قبلا مسیر خودش رو رفته.

218
00:12:39,534 --> 00:12:43,320
‫اما هیل‌تاپ و مگی همیشه هوای ما رو داشتن.

219
00:12:43,364 --> 00:12:45,322
‫ما پیمان حفاظت متقابل‌مون رو تجدید کردیم،

220
00:12:45,366 --> 00:12:46,584
‫و من بهش احترام می‌ذارم.

221
00:12:46,628 --> 00:12:48,891
‫اگه مگی تصمیم بگیره باهاتون
‫شریک بشه، بخاطر احترامی که

222
00:12:48,934 --> 00:12:50,327
‫براش قائلیم، مام بهتون ملحق می‌شیم.

223
00:12:50,371 --> 00:12:53,504
‫در غیر این صورت، اوشن‌ساید میگه نه.

224
00:12:58,422 --> 00:13:01,077
‫یه سوال: هدف از آوردن تو با
‫خودمون چی بود وقتی نمی‌تونی جلوتر

225
00:13:01,121 --> 00:13:02,383
‫از اینکه همه‌چی بگا بره

226
00:13:02,426 --> 00:13:06,169
بهمون یکم اطلاعات بدی؟

227
00:13:06,213 --> 00:13:07,910
‫آدمات داشتن الکساندریا رو تعمیر می‌کردن.

228
00:13:07,953 --> 00:13:10,434
‫تقصیر من نیست که واکر اومد داخل.

229
00:13:10,478 --> 00:13:13,133
‫تو باید راجب ریچل و هیل‌تاپ می‌دونستی.

230
00:13:13,176 --> 00:13:15,178
‫چون توانایی ذهن-خونی دارم؟

231
00:13:15,222 --> 00:13:18,312
‫فکر می‌کنی این انحراف کوچیک
‫پیش پاملا چطور به نظر میاد؟

232
00:13:18,355 --> 00:13:19,835
‫اینطور به نظر میاد که ما حاضر نیستیم.

233
00:13:19,878 --> 00:13:21,924
‫اینطور به نظر میاد که تو حاضر نیستی.

234
00:13:21,967 --> 00:13:23,404
‫لنس، تو پاملا رو می‌شناسی، خیلی خب؟

235
00:13:23,447 --> 00:13:24,796
‫من نمی‌شناسم.

236
00:13:24,840 --> 00:13:26,015
‫تو اینو پیش‌بینی نکردی؟

237
00:13:26,059 --> 00:13:27,582
‫مشکل من نیست.

238
00:13:27,625 --> 00:13:29,584
‫یجور تظاهر نکن که انگار
‫ارزش الکساندریا برای تو

239
00:13:29,627 --> 00:13:31,412
‫بیشتر از ارزشش برای منه.

240
00:13:31,455 --> 00:13:33,196
‫الان، من و تو یه چیز می‌خوایم.

241
00:13:33,240 --> 00:13:36,417
‫که یعنی من و تو، تو یه
‫قایق در حال غرق شدنیم.

242
00:13:36,460 --> 00:13:39,202
‫مگی قراره کارمون رو سخت کنه؟

243
00:13:41,813 --> 00:13:44,425
‫عالی شد.

244
00:13:44,468 --> 00:13:45,643
‫خب می‌دونی؟

245
00:13:45,687 --> 00:13:46,992
‫واسه پاملا قضیه یا همه یا هیچیه.

246
00:13:48,255 --> 00:13:50,300
‫پس اگه مگی بگه نه،
‫و اوشن‌ساید بکشه کنار،

247
00:13:50,344 --> 00:13:52,694
‫الکساندریا هم حذف میشه.

248
00:13:56,045 --> 00:13:58,003
‫پس یکاریش می‌کنیم.

249
00:13:58,047 --> 00:13:59,744
‫البته.

250
00:13:59,788 --> 00:14:02,095
‫چون قبل اینکه ما پا پیش بذاریم
‫اوضاعتون خیلی خوب بود.

251
00:14:53,146 --> 00:14:54,451
‫تو خوبی؟

252
00:14:58,325 --> 00:15:00,065
‫آزاد باش.

253
00:15:08,900 --> 00:15:10,946
‫تو باید مگی باشی.

254
00:15:32,315 --> 00:15:34,709
‫قبلا غذا خوردم.

255
00:15:34,752 --> 00:15:36,145
‫ممنون.

256
00:15:36,189 --> 00:15:38,669
‫می‌ذارمش همینجا.

257
00:15:38,713 --> 00:15:40,715
‫بفرما.

258
00:15:40,758 --> 00:15:42,369
‫خوبه که شماها رو می‌بینم.

259
00:15:43,674 --> 00:15:45,459
‫مگی...

260
00:15:45,502 --> 00:15:47,939
‫چرا به این آدما اعتماد می‌کنید؟

261
00:15:47,983 --> 00:15:50,290
‫کی گفته اعتماد می‌کنیم؟

262
00:15:50,333 --> 00:15:52,814
‫من تا حالا کی اعتماد کردم؟

263
00:15:52,857 --> 00:15:54,816
‫منصفانه‌س.

264
00:15:54,859 --> 00:15:57,166
‫با این حال، خوبه که می‌بینیم
‫الکساندریا داره دوباره تر و تمیز میشه.

265
00:15:57,210 --> 00:15:59,299
‫حداقل حرفشون یه ارزشی داشت.

266
00:15:59,342 --> 00:16:04,869
‫آره، تقریبا 50هزار نفر اونجا زندگی می‌کنن.

267
00:16:04,913 --> 00:16:09,439
‫حداقل 49.9شون آدمای نجیبی بنظر میان.

268
00:16:09,483 --> 00:16:11,093
‫و دائمی نیست.

269
00:16:11,136 --> 00:16:13,965
‫مطمئنی نمی‌خوای با ما بیای؟

270
00:16:14,009 --> 00:16:16,141
‫مجبور نیستی تنها این کارو انجام بدی.

271
00:16:16,185 --> 00:16:17,795
‫هی، شرمنده مزاحم‌تون میشم.

272
00:16:17,839 --> 00:16:19,536
‫واحد ضربت یه گروه واکر دیدن.

273
00:16:19,580 --> 00:16:21,277
‫با خودمون چندتا تفنگ اضافه داریم.

274
00:16:21,321 --> 00:16:22,757
‫پس تا وقتی که اونا دارن
‫ترتیب واکرها رو میدن،

275
00:16:22,800 --> 00:16:25,673
‫فرماندار میلتون درخواست
‫کردن که همه‌مون به شکار بریم،

276
00:16:25,716 --> 00:16:27,327
‫اگه شما پایه‌این؟

277
00:16:47,651 --> 00:16:50,698
‫اگه اینطوری به با سروصدا راه رفتن
‫ادامه بدیم کل غذا رو فراری می‌دیم.

278
00:16:50,741 --> 00:16:54,441
‫من با مگی میرم،
‫شما پسرام دو به دو با هم برین.

279
00:16:54,484 --> 00:16:56,007
‫این دفعه نیازی به محافظ نیست ژنرال.

280
00:16:56,051 --> 00:16:56,965
‫مشکلی واسمون پیش نمیاد.

281
00:17:07,105 --> 00:17:10,152
‫اوضاع چطوری انقدر بی‌ریخت شد؟

282
00:17:10,195 --> 00:17:11,936
‫همیشه چطوری بی‌ریخت میشه؟

283
00:17:11,980 --> 00:17:13,460
‫من کلی جامعه دیدم،

284
00:17:13,503 --> 00:17:15,375
‫و هنوز نمی‌تونم بفهمم
‫چی بعضیاشون رو انقدر

285
00:17:15,418 --> 00:17:18,508
‫خوش‌شانس میکنه که بتونن با جنگیدن
‫از خودشون در برابر دنیا محافظت کنن

286
00:17:18,552 --> 00:17:20,336
‫درحالی که بضیاشون نمی‌تونن.

287
00:17:20,380 --> 00:17:21,946
‫من به شانس اعتقادی ندارم.

288
00:17:21,990 --> 00:17:24,775
‫جالبه.

289
00:17:24,819 --> 00:17:27,387
‫حس می‌کنم بیشتر از یه نظر سادس.

290
00:17:27,430 --> 00:17:30,085
‫منظورم اینه که، شانس راجب فرصت‌هاست.

291
00:17:30,128 --> 00:17:35,351
‫کسی رو نمی‌شناسم که از تو
‫بیشتر فرصت داشته بوده باشه.

292
00:17:35,395 --> 00:17:37,005
‫خب، از اونجا که داریم
‫صادقانه حرف می‌زنیم،

293
00:17:37,048 --> 00:17:39,399
‫بذار راستش رو بهت بگم مگی.

294
00:17:39,442 --> 00:17:40,791
‫من نمی‌خواستم به این تور بیام.

295
00:17:43,794 --> 00:17:45,840
‫من هزاران نفر رو تحت مراقبت خودم دارم

296
00:17:45,883 --> 00:17:49,365
‫و مسئولیت این کار منو
‫شب‌ها بیدار نگه میداره.

297
00:17:49,409 --> 00:17:53,064
‫این بهای رهبر بودنه.

298
00:17:53,108 --> 00:17:55,415
‫هرچیزی یه بهایی داره.

299
00:17:55,458 --> 00:17:58,418
‫برای من، بهاش خوابه.

300
00:17:58,461 --> 00:18:00,376
‫می‌دونی ساعت 3 صبح به چی فکر می‌کنم؟

301
00:18:01,464 --> 00:18:02,683
‫اینکه به کی می‌تونیم اعتماد کنیم؟

302
00:18:02,726 --> 00:18:04,859
‫چطور می‌تونیم در امان بمونیم؟

303
00:18:04,902 --> 00:18:07,078
‫جوامع شما طبق استانداردهای ما کوچیکن.

304
00:18:07,122 --> 00:18:09,080
‫مطمئن نبودم پذیرفتن خطر رفت و برگشت

305
00:18:09,124 --> 00:18:10,212
‫ارزشش رو داره یا نه.

306
00:18:10,255 --> 00:18:11,431
‫پس چرا اینجایی؟

307
00:18:11,474 --> 00:18:14,477
‫متحدین درست ما رو قوی‌تر می‌کنن.

308
00:18:14,521 --> 00:18:17,698
‫این دنیا متعلق به ماست، نه مرده‌ها.

309
00:18:17,741 --> 00:18:20,657
‫آشنایی با همتون،
‫شنیدن داستان‌هاتون،

310
00:18:20,701 --> 00:18:23,834
‫چیزی که همیشه بهش باور داشتم رو تایید کردن.

311
00:18:23,878 --> 00:18:27,316
‫یه نظم طبیعی برای
‫همه‌چی هست که از بین رفته،

312
00:18:27,360 --> 00:18:30,319
‫و این نظم باید برگردونده بشه.

313
00:18:30,363 --> 00:18:32,626
‫آینده‌ای رو برای بچه‌هامون فراهم می‌کنه.

314
00:18:32,669 --> 00:18:35,629
‫15 میلیون شهر مستقل
‫کوچیک که سر قدرت و منابع

315
00:18:35,672 --> 00:18:37,326
‫با هم می‌جنگن،

316
00:18:37,370 --> 00:18:41,025
‫هیچ‌وقت نمی‌تونه اون ثبات رو فراهم کنه.

317
00:18:41,069 --> 00:18:42,940
‫من دارم همون چیزی رو بهتون پیشنهاد می‌کنم

318
00:18:42,984 --> 00:18:46,901
‫که پیمان حفاظت متقابل‌تون با
‫اوشن‌ساید بهتون پیشنهاد کرده.

319
00:18:46,944 --> 00:18:49,033
‫کسی که هواتون رو داره.

320
00:19:16,974 --> 00:19:17,975
‫بله.

321
00:19:20,935 --> 00:19:22,023
‫سلام.
‫سلام.

322
00:19:22,066 --> 00:19:24,155
‫هی. هی.

323
00:19:24,199 --> 00:19:26,723
‫با خودم فکر کردم بیام ببینم اوضاعت چطوره.

324
00:19:26,767 --> 00:19:29,639
‫راستش، دارم غذا می‌پزم.

325
00:19:32,773 --> 00:19:34,383
‫...گشنته؟

326
00:19:34,427 --> 00:19:37,168
‫نابیلا و جری برام غذای یخ‌زده گذاشتن.

327
00:19:37,212 --> 00:19:39,344
‫- باشه.
‫- یکم سوخاری شده.

328
00:19:39,388 --> 00:19:41,042
‫آره. چرا که نه؟

329
00:19:41,085 --> 00:19:42,347
‫بفرما.

330
00:19:48,745 --> 00:19:51,966
‫جری گفت امروز چک-آپ داشتی.

331
00:19:52,009 --> 00:19:54,577
‫خبری شد؟

332
00:19:54,621 --> 00:19:57,798
‫جالبه.

333
00:19:57,841 --> 00:20:00,801
‫- چی؟
‫- تومی گفت که تو برنامه جراحیم.

334
00:20:00,844 --> 00:20:02,193
‫منو تو صف انتظار بالا بردن.

335
00:20:04,108 --> 00:20:05,414
‫خوبه.

336
00:20:05,458 --> 00:20:07,808
‫عالیه.
‫عالیه.

337
00:20:12,552 --> 00:20:14,031
‫مگه نه؟
‫صبر کن ببینم.

338
00:20:16,381 --> 00:20:18,166
‫تو...؟

339
00:20:18,209 --> 00:20:19,602
‫چیکار کردی؟

340
00:20:19,646 --> 00:20:21,604
‫کاری...

341
00:20:23,301 --> 00:20:24,912
‫بدهی من پاک شده بود.

342
00:20:27,523 --> 00:20:29,394
‫هورنسبی بهم یه لطفی بدهکار بود.

343
00:20:32,223 --> 00:20:34,835
‫این تقلبه!

344
00:20:34,878 --> 00:20:36,619
‫چرا همچین کاری کردی؟

345
00:20:36,663 --> 00:20:38,578
‫چون نمی‌خوام که بمیری.

346
00:20:38,621 --> 00:20:39,753
‫کارول.

347
00:20:41,406 --> 00:20:43,974
‫اون صف‌های انتظار دروغن.

348
00:20:44,018 --> 00:20:45,933
‫فکر کردی پاملا میلتون قبل اینکه

349
00:20:45,976 --> 00:20:50,372
‫همچین کاری واسه پسر
‫تخمیش بکنه، تردید می‌کرد؟

350
00:20:50,415 --> 00:20:52,548
‫اصلا تا حالا داخل اون بیمارستان رفتی، کارول؟

351
00:20:55,029 --> 00:20:58,554
‫چون اگه رفته بودی،
‫با چشمای خودت اون‌همه آدم رو می‌دیدی که...

352
00:20:58,598 --> 00:21:00,991
‫،دارن زجر می‌کشن

353
00:21:01,035 --> 00:21:03,820
‫مثل من!

354
00:21:03,864 --> 00:21:06,388
‫منتظر درمان‌ نشستن.

355
00:21:06,431 --> 00:21:08,172
‫درست مثل من.

356
00:21:08,216 --> 00:21:13,221
‫چون سیستم به گا رفته، پس باید
‫دست روی دست بذاری تا بمیری؟

357
00:21:13,264 --> 00:21:19,488
‫به آدمای بیهوده فرصت های بیشتری
‫داده شده و هیچ‌کاری باهاش نکردن.

358
00:21:19,532 --> 00:21:22,012
‫تو یه آدم بیهوده نیستی.

359
00:21:26,060 --> 00:21:28,323
‫فکرکنم اسم‌ش " حکومت استبدادی "‌ـه

360
00:21:28,366 --> 00:21:30,281
‫نه، اسم‌ش این نیست.

361
00:21:30,325 --> 00:21:32,588
‫ما آزادی مردم رو ازشون نگرفتیم.

362
00:21:32,632 --> 00:21:34,416
‫تو رهبر هیلتاپی.

363
00:21:34,459 --> 00:21:36,287
‫تصمیمات رو تو می‌گیری.

364
00:21:36,331 --> 00:21:38,594
‫الان یعنی تو یه
‫رهبر استبدادگری؟

365
00:21:38,638 --> 00:21:43,904
‫من جوری فرمانروایی می‌کنم که
‫دیانا و جورجی بهم یاد دادن.

366
00:21:43,947 --> 00:21:47,081
‫تمام جوامع ما از عدالت یکسانی برخوردار هستن.

367
00:21:47,124 --> 00:21:48,604
‫کامن‌ولث هم همینطوریه!

368
00:21:48,648 --> 00:21:50,519
‫اره، اما تو ماشین گرون‌تری می‌رونی!

369
00:21:50,563 --> 00:21:53,087
‫و خونه‌ـت از همه مردم بزرگتر و قشنگ‌تره.

370
00:21:53,130 --> 00:21:55,742
‫من مسئولیت های بیشتری نسبت به
‫یه کارگر عادی دارم.

371
00:21:55,785 --> 00:21:57,918
‫یه رهبر باید به مردم چیزی بده که ازش الگو بگیرن

372
00:21:57,961 --> 00:22:00,355
‫خب منم می‌خوام مردم از گذشته
‫خودم الگو بگیرن،

373
00:22:00,398 --> 00:22:02,705
‫و کارایی که الان می‌کنم، نه چیزایی
‫که من دارم و اونا ندارن.

374
00:22:06,317 --> 00:22:08,493
‫حواست به پشتت باشه.

375
00:22:08,537 --> 00:22:12,541
‫ترتیب‌ش رو میدی یا
‫خودم بدم؟

376
00:22:12,585 --> 00:22:15,370
‫خب، من می‌خواستم برم سراغ اونی که پشت توئه!

377
00:22:29,494 --> 00:22:34,683
‫تـرجمه از: « آیــدا و صـادق هاشمی »
« تـنظيـم زيـرنویـس: « آرِن زُهرابـی

378
00:22:54,104 --> 00:22:54,888
‫سلام.

379
00:23:00,415 --> 00:23:02,112
‫یالا عزیزم

380
00:23:08,118 --> 00:23:08,945
‫خوبی؟

381
00:23:08,989 --> 00:23:12,906
‫عالی‌ام! تو چطوری؟

382
00:23:12,949 --> 00:23:14,603
‫پوکر فیس قشنگی داری...

383
00:23:14,647 --> 00:23:15,691
‫ممنون.

384
00:23:18,476 --> 00:23:20,870
‫کار و بار چطوره؟

385
00:23:20,914 --> 00:23:22,872
‫خودت که می‌دونی...

386
00:23:22,916 --> 00:23:23,917
‫سخته

387
00:23:25,658 --> 00:23:27,224
‫از اینجا اومدن پشیمونی؟

388
00:23:27,268 --> 00:23:28,922
‫تو چی؟

389
00:23:32,055 --> 00:23:34,101
‫پس از اینجا خوشت میاد؟

390
00:23:34,144 --> 00:23:37,408
‫همه‌ـمون پیش هم هستیم.

391
00:23:37,452 --> 00:23:39,236
‫جای همه امنه.

392
00:23:39,280 --> 00:23:41,108
‫فعلا که خوبه...

393
00:23:46,287 --> 00:23:47,984
‫پس، هرچه پیش آید خوش آید...

394
00:23:48,028 --> 00:23:52,728
‫فکر نمی‌کردم یه روزی پلیس بشم

395
00:23:52,772 --> 00:23:54,687
‫اما کارم خیلی خوبه توش، پس...

396
00:23:56,689 --> 00:23:58,734
‫رُزیتا تو کارت تو همه‌چی به
‫شدت خوبه!

397
00:24:01,650 --> 00:24:03,739
‫ممنون، یوجین.

398
00:24:04,958 --> 00:24:06,611
‫ولی با این حال، دلم برای خونه تنگ شده.

399
00:24:06,655 --> 00:24:08,831
‫منم

400
00:24:08,875 --> 00:24:10,615
‫دلم واسه بیرونِ دیوار رفتن تنگ شده.

401
00:24:10,659 --> 00:24:13,183
‫دلم واسه اون آزادی‌ای که
‫داشتیم تنگ شده.

402
00:24:16,273 --> 00:24:18,449
‫اما همه‌شون برمی‌گردن،

403
00:24:18,493 --> 00:24:20,669
‫وقتی بازسازی الکساندریا تموم بشه،

404
00:24:20,713 --> 00:24:26,414
‫اون‌موقع هرکسی می‌تونه راه خودشو
‫بره و این خوبه، نه؟

405
00:24:31,680 --> 00:24:33,769
‫واسه آینده خیلی ذوق و شوق داری

406
00:24:34,683 --> 00:24:37,033
‫اره، فکرکنم همینطوره.

407
00:24:40,689 --> 00:24:43,387
‫یوجین چی شده؟ بگو

408
00:24:48,784 --> 00:24:51,091
‫داشتم به اولین باری که
‫هم رو دیدیم فکر می‌کردم،

409
00:24:51,134 --> 00:24:52,788
‫و دروغایی که بهت گفتم اون‌موقع.

410
00:24:54,703 --> 00:24:55,835
‫به آدمی که قبلا بودم.

411
00:24:55,878 --> 00:24:57,184
‫به واشنگتون دی‌سی.
‫(زادگاه یوجین)

412
00:24:57,227 --> 00:24:59,708
‫و...

413
00:24:59,752 --> 00:25:01,666
‫مال خیلی وقت پیشه، یوجین.

414
00:25:04,539 --> 00:25:06,019
‫و حال خونه‌ـمون رو پیدا کردیم.

415
00:25:06,062 --> 00:25:08,064
‫پس، همون " هرچه پیش آید، خوش آید " دیگه؟

416
00:25:12,547 --> 00:25:13,853
‫یوجین چت شده؟
‫خودتُ خالی کن.

417
00:25:13,896 --> 00:25:15,028
‫حالت بهتر میشه.

418
00:25:21,556 --> 00:25:23,036
‫استفانی...

419
00:25:26,474 --> 00:25:27,649
‫گم نشده

420
00:25:32,175 --> 00:25:34,047
‫دیدمش...

421
00:25:34,090 --> 00:25:35,265
‫اون...

422
00:25:42,620 --> 00:25:43,491
‫باهام بهم زد.

423
00:25:43,534 --> 00:25:45,841
‫باهام بهم زد.

424
00:25:45,885 --> 00:25:47,364
‫یوجین، واقعا متاسفم.

425
00:26:07,950 --> 00:26:10,474
‫اون، آدمی که ادعا می‌کرد نبود.

426
00:26:10,518 --> 00:26:12,868
‫لعنت بهش!

427
00:26:12,912 --> 00:26:14,609
‫لیاقتت بیشتر از ایناست.

428
00:26:16,176 --> 00:26:17,873
‫بلاخره آدمی که واقعا دوستت داره
‫رو پیدا می‌کنی.

429
00:26:19,092 --> 00:26:21,094
‫اون بیرون داره می‌چرخه! مطمئنم.

430
00:26:39,503 --> 00:26:40,983
‫سلام

431
00:26:41,027 --> 00:26:43,159
‫حرفایی که زدن راست بود.

432
00:26:43,203 --> 00:26:44,857
‫اون سربازهایی که باهامون برگشتن،

433
00:26:44,900 --> 00:26:47,772
‫الان دارن روی تعمیر مخزن آب کار می‌کنن.

434
00:26:47,816 --> 00:26:49,122
‫باهاشون رفتی شکار؟

435
00:26:49,165 --> 00:26:50,906
‫اره! چیز زیادی نیست...ولی خب

436
00:26:50,950 --> 00:26:53,126
‫بیشتر از چیزیه که توی
‫چند هفته گذشته داشتیم.

437
00:26:53,169 --> 00:26:54,779
‫باشه، ما میریم دور و بر شام

438
00:26:54,823 --> 00:26:56,781
‫خیلی‌خب، ممنون.

439
00:26:56,825 --> 00:26:58,435
‫همه حالشون خوبه؟

440
00:26:58,479 --> 00:26:59,436
‫اره، اره.

441
00:26:59,480 --> 00:27:01,221
‫همه خیلی عالی به نظر می‌رسن.

442
00:27:01,264 --> 00:27:03,136
‫امیدوارم بلاخره امشب بتونیم با خیال راحت بخوابیم.

443
00:27:05,007 --> 00:27:06,443
‫دریل

444
00:27:06,487 --> 00:27:07,618
‫- سلام
‫- سلام

445
00:27:07,662 --> 00:27:09,664
‫حسابی منتظر بودم که برگردی.

446
00:27:09,707 --> 00:27:11,318
‫خب، حالت چطوره؟

447
00:27:11,361 --> 00:27:13,537
‫خوب

448
00:27:13,581 --> 00:27:16,192
‫- نهایت تلاشمون رو می‌کنیم
‫- که‌اینطور

449
00:27:16,236 --> 00:27:20,066
‫فقط حس می‌کنم، بعضی چیزا قرار نیست
‫اصلا درست بشه! می‌فهمی؟

450
00:27:21,371 --> 00:27:24,200
‫بعضی‌وقتا حس می‌کنم همه‌چی
‫بیهوده و احمقانه‌ست.

451
00:27:24,244 --> 00:27:26,507
‫- درکت می‌کنم
‫- از کجا میدونستی کی زمان‌ش میرسه؟

452
00:27:26,550 --> 00:27:29,031
‫زمانِ چی؟

453
00:27:29,075 --> 00:27:31,033
‫زمانِ اینکه باید بری...

454
00:27:32,165 --> 00:27:33,906
‫تو هم می‌خوای بری؟

455
00:27:33,949 --> 00:27:38,432
‫هـی مگی، اشکالی نداره یکم
‫آذوقه براتون بیاریم؟

456
00:27:38,475 --> 00:27:39,955
‫خیلی زیاد داریم.

457
00:27:39,999 --> 00:27:41,174
‫غذا، سوخت.

458
00:27:43,654 --> 00:27:45,874
‫اره! ممنون میشم

459
00:27:45,918 --> 00:27:47,136
‫عالیه! حله

460
00:27:47,180 --> 00:27:49,356
‫شما دو نفر، باهام بیاین.

461
00:27:52,228 --> 00:27:54,143
‫هی دریل! ببین چی دارم...

462
00:27:54,187 --> 00:27:55,971
‫خدای من.

463
00:27:56,015 --> 00:27:57,451
‫هی، می‌خوایم برم یکم غذا بیاریم...

464
00:27:57,494 --> 00:27:59,844
‫- می‌خوای کمک بدی؟
‫- اره

465
00:27:59,888 --> 00:28:02,369
‫تو این بزرگ‌ـه رو بگیر.

466
00:28:02,412 --> 00:28:04,023
‫بده‌ـش به الایجا.

467
00:28:04,066 --> 00:28:06,025
‫چشم.

468
00:28:06,813 --> 00:28:08,828
‫زندگی برای یه بچه این بیرون
‫باید خیلی سخت باشه.

469
00:28:09,071 --> 00:28:10,855
‫بچگی‌ـش توی راه و جاده گذشته.

470
00:28:10,899 --> 00:28:12,814
‫با بقیه بچه‌ها فرق می‌کنه.

471
00:28:14,772 --> 00:28:17,166
‫دوستت! انگار دوست داره خودشُ
‫این بیرون عذاب بده..

472
00:28:20,517 --> 00:28:22,476
‫اینجا قبلا، مکان خیلی خاصی بود.

473
00:28:22,519 --> 00:28:23,912
‫با همه‌جا فرق می‌کرد.

474
00:28:23,956 --> 00:28:25,131
‫الان روزای سختی رو سپری می‌کنه،

475
00:28:25,174 --> 00:28:27,220
‫اما دوباره برمی‌گرده به دوران اوج‌ـش.

476
00:28:27,263 --> 00:28:29,309
‫بشین و ببین.

477
00:28:29,352 --> 00:28:33,139
‫فکرنکنم همه قلمرو‌ها، به اندازه الکساندریا خوش‌شانس باشن.

478
00:28:33,182 --> 00:28:35,445
‫فعلا که کامن‌ولث از همه‌جا خوش‌شانس تره!

479
00:28:39,449 --> 00:28:40,885
‫تو هم میای؟

480
00:28:42,496 --> 00:28:44,498
‫زیاد دور نمی‌شم،

481
00:28:44,541 --> 00:28:47,066
‫اما شما ها، کارای خوبی در حقمون کردین..

482
00:28:47,109 --> 00:28:51,026
‫پس، نمی‌دونم
‫یه فرصت بهتون می‌دم.

483
00:28:51,070 --> 00:28:53,681
‫کامن‌ولث بی‌نقص نیست، داداش.

484
00:28:53,724 --> 00:28:56,031
‫چرا اون‌وقت؟

485
00:28:56,075 --> 00:28:59,252
‫اونقدرا خیالت راحت نباشه...

486
00:28:59,295 --> 00:29:00,731
‫تنها دلیلی که زره‌ت رو نپوشیدی اینه که...

487
00:29:00,775 --> 00:29:03,865
‫ از نظر یکی اینطوری ظاهر بهتری داری!

488
00:29:03,908 --> 00:29:07,086
‫تو نقش خودتُ بازی کنم، من مال خودم.

489
00:29:17,705 --> 00:29:19,228
‫وقتی بیدار بشی، ما اینجا‌ـیم.

490
00:29:20,534 --> 00:29:22,927
‫پیتزا و بستنی! ترکیب برنده

491
00:29:25,147 --> 00:29:27,671
‫نه.

492
00:29:27,715 --> 00:29:30,065
‫آناناس نمی‌خوام.

493
00:29:30,109 --> 00:29:32,328
‫جدی می‌گم، جری..

494
00:29:32,372 --> 00:29:34,548
‫آناناس روی پیتزا! اصلا
‫با عقل جور در نمیاد

495
00:29:34,591 --> 00:29:36,202
‫پیتزا؟

496
00:29:36,245 --> 00:29:39,074
‫راستش تا یه مدت جز ژله هیچی نباید بخورین.

497
00:29:57,788 --> 00:29:59,877
‫تیک عصبی داری؟
‫(که هی انگشتات رو تکون میدی)

498
00:29:59,921 --> 00:30:02,793
‫سکه شانس!

499
00:30:02,837 --> 00:30:04,839
‫یه بار یه " پای‌ خرگوش شانس " داشتم.

500
00:30:06,841 --> 00:30:10,149
‫سگم آورده بودش خونه، درحالی
‫که خرگوش‌ـه هنوز بهش چسبیده بود.

501
00:30:10,192 --> 00:30:12,455
‫پدربزرگم این رو بهم داد.

502
00:30:12,499 --> 00:30:16,111
‫وقتی بچه بودم، فکر می‌کردم
‫از طلا ساخته شده.

503
00:30:16,155 --> 00:30:20,028
‫بعدا فهمیدم فقط روکش طلا داره.

504
00:30:20,072 --> 00:30:21,551
‫داخلشم از جنس نیکل‌ـه.

505
00:30:25,555 --> 00:30:26,904
‫هنوز تصمیم نگرفتی؟

506
00:30:32,258 --> 00:30:34,129
‫به تو چی میرسه این وسط؟

507
00:30:36,827 --> 00:30:39,830
‫بیخیال، مگی.

508
00:30:39,874 --> 00:30:43,530
‫بیا تظاهر نکنیم که انگار کوری‌ـیم
‫و هیچی رو نمی‌بینیم.

509
00:30:43,573 --> 00:30:45,793
‫می‌دونم تصمیم‌گیری برات خیلی سخته.

510
00:30:47,186 --> 00:30:49,231
‫تو منُ درست نمی‌شناسی.

511
00:30:49,275 --> 00:30:50,885
‫اونقدری باهوش هستی که وقتی
‫یه پیشنهاد خوب بهت میدن،

512
00:30:50,928 --> 00:30:52,147
‫متوجه‌ش بشی.

513
00:30:55,455 --> 00:30:57,935
‫میدونم اونقدرا باهوش هستم که بفهمم
‫حسابی رفتم رو مُخت.

514
00:31:01,069 --> 00:31:03,376
‫هنوز جواب سوالم رو ندادی.

515
00:31:05,900 --> 00:31:08,685
‫خیلی‌خب، جواب میدم.

516
00:31:08,729 --> 00:31:10,209
‫اولین باری که رفتم الکساندریا،

517
00:31:10,252 --> 00:31:12,211
‫می‌تونستم حس کنم.

518
00:31:12,254 --> 00:31:13,995
‫پُتانسیل‌ـش رو.

519
00:31:14,038 --> 00:31:16,258
‫مگی، الان واقعا فکر می‌کنی

520
00:31:16,302 --> 00:31:17,651
‫هیلتاپ بهترین چیزی‌ـه

521
00:31:17,694 --> 00:31:20,349
‫که تا به حال داشتی؟

522
00:31:20,393 --> 00:31:22,221
‫یا الکساندریا؟

523
00:31:22,264 --> 00:31:23,700
‫یا حتی اوشن‌ساید؟

524
00:31:25,224 --> 00:31:26,138
‫نگاه کن.

525
00:31:27,748 --> 00:31:30,707
‫می‌تونیم بیشتر از اینا داشته باشیم.

526
00:31:31,926 --> 00:31:35,451
‫تصور کن میری دنبال هرشل تا

527
00:31:35,495 --> 00:31:38,280
‫از یه کنسرت توی کامن‌ولث برش بگردونی،

528
00:31:38,324 --> 00:31:42,110
‫توی الکساندریا بتونی ببریش پیش دکتر،

529
00:31:42,154 --> 00:31:45,200
‫توی اوشن‌ساید باهاش قایق‌سواری کنی...

530
00:31:45,244 --> 00:31:47,246
‫سرتاسر ساحل باهاش سفر کنی.

531
00:31:50,162 --> 00:31:52,512
‫به نظرت اون سمت ساحل چه خبره؟

532
00:31:52,555 --> 00:31:54,078
‫یه بَندر دیگه؟
‫(بندر اوشن‌ساید منظورشه)

533
00:31:54,122 --> 00:31:56,820
‫یا یه مدرسه؟

534
00:31:56,864 --> 00:31:58,431
‫دانشگاه چی؟

535
00:32:00,650 --> 00:32:02,696
‫تا حالا به این فکرکردی که پسرت رو برای

536
00:32:02,739 --> 00:32:04,872
‫سال اول دانشگاه حاضر می‌کنی؟

537
00:32:06,743 --> 00:32:08,180
‫سعی کردم خودم همه اینارو بسازم.

538
00:32:09,746 --> 00:32:11,052
‫معلومه که سعی کردی.

539
00:32:12,271 --> 00:32:14,186
‫چون من و تو اوضاع رو یه‌طور می‌بینیم.

540
00:32:15,665 --> 00:32:18,102
‫دنیایی که می‌خوای بسازی
‫رو تصور کن.

541
00:32:20,888 --> 00:32:22,194
‫توی ذهنت نگه‌ش دار.

542
00:32:23,760 --> 00:32:27,982
‫حالا تصور کن 50 هزار کارگر توی کامن‌ولث...

543
00:32:28,025 --> 00:32:30,941
‫کمکت می‌کنن تا اون رویا رو
‫به واقعیت تبدیل کنی.

544
00:32:30,985 --> 00:32:32,900
‫به این فکرکن که بعدش قادر
‫به انجام چه کارایی هستی...

545
00:32:36,599 --> 00:32:38,384
‫<i>گله داره نزدیک میشه!</i>

546
00:32:56,619 --> 00:32:57,490
‫از این سمت.

547
00:33:50,412 --> 00:33:51,718
‫شلیک کنید!

548
00:34:10,214 --> 00:34:12,739
‫تصور کن هربار که آژیر کشیده میشه،

549
00:34:12,782 --> 00:34:15,437
‫دیگه مجبور نیستیم با اینا سر و کله بزنیم.

550
00:34:15,481 --> 00:34:18,266
‫اره، می‌تونیم به ساختن ادامه بدیم.

551
00:34:18,310 --> 00:34:21,225
‫دیگه وقفه‌ای توی کار نمیوفته.

552
00:34:21,269 --> 00:34:22,618
‫می‌دونم خیلی چیزا برای در نظر گرفتن هست،

553
00:34:22,662 --> 00:34:27,362
‫اما خب، یه نگاهی به اطراف بنداز.

554
00:34:27,406 --> 00:34:29,799
‫ما بهشون نیاز داریم.

555
00:34:29,843 --> 00:34:31,453
‫میدونم

556
00:34:33,890 --> 00:34:37,241
‫صـــف!

557
00:34:37,285 --> 00:34:38,765
‫بریم

558
00:34:54,302 --> 00:34:55,869
‫دیکسون! برو توی صف

559
00:34:55,912 --> 00:34:58,001
‫صبر کن

560
00:35:01,875 --> 00:35:03,050
‫هـی

561
00:35:04,878 --> 00:35:07,054
‫یادت باشه، همیشه حواسشون هست.

562
00:35:07,097 --> 00:35:08,316
‫فهمیدی؟

563
00:35:08,360 --> 00:35:10,057
‫اره اره! فهمیدم.

564
00:35:10,100 --> 00:35:11,406
‫بچپ چپ

565
00:35:11,450 --> 00:35:13,190
‫به‌پیش!

566
00:35:34,081 --> 00:35:35,430
‫اینجا همیشه اینقدر آشفته میشه؟

567
00:35:35,474 --> 00:35:37,911
‫سعی می‌کنیم نشه.

568
00:35:37,954 --> 00:35:39,347
‫همه حالشون خوبه؟

569
00:35:39,391 --> 00:35:42,263
‫اره، هیچ آسیبی نداشتیم.
‫همه چی امن و امانه.

570
00:35:42,306 --> 00:35:43,873
‫میشه گفت روز خوبیه

571
00:35:46,789 --> 00:35:48,878
‫اما هیلتاپ پیشنهاد شما رو رد می‌کنه.

572
00:35:51,359 --> 00:35:53,666
‫میشه بپرسم چرا؟

573
00:35:53,709 --> 00:35:57,670
‫چون درست مثل حرفی که زدین، هرچیزی
‫یه بهایی داره.

574
00:36:19,126 --> 00:36:21,128
‫نه، لطفا درُ نبند.

575
00:36:27,047 --> 00:36:30,354
‫از " اینساید اسکوپ " یکم بستنی تمشک قرمز گرفتم.

576
00:36:31,486 --> 00:36:33,749
‫راستش، تمشک سیاه نیست ولی...

577
00:36:36,970 --> 00:36:38,754
‫لطفا بذار بیام داخل، خیلی سرده.

578
00:36:57,817 --> 00:37:02,212
‫من واقعا متاسفم، مکس.

579
00:37:02,256 --> 00:37:04,040
‫بابت رفتار بی‌ادبانه‌ای که داشتم.

580
00:37:04,084 --> 00:37:05,389
‫بابت فرار کردنم.

581
00:37:05,433 --> 00:37:07,609
‫بابت گوش ندادن به حرفات.

582
00:37:07,653 --> 00:37:10,525
‫عصبانی و گیج بودم.

583
00:37:10,569 --> 00:37:11,570
‫واقعا بی‌ادب بودی.

584
00:37:11,613 --> 00:37:14,007
‫میدونم...

585
00:37:14,050 --> 00:37:15,051
‫حق با توئه.

586
00:37:16,488 --> 00:37:18,011
‫اجازه دادم هورنسبی بهم غلبه کنه!

587
00:37:18,054 --> 00:37:21,405
‫یه نفوذ خیلی مخفیانه از
‫حماسی‌ترین بُعد داستان.

588
00:37:21,449 --> 00:37:23,233
‫اون یه ماره!

589
00:37:23,277 --> 00:37:25,540
‫بیشتر مثل یه کرمه...

590
00:37:25,584 --> 00:37:28,325
‫اجازه دادم یه آدم دغل‌باز به قلب و...

591
00:37:28,369 --> 00:37:29,544
‫خونه‌ـم نفوذ کنه.

592
00:37:29,588 --> 00:37:31,154
‫اجازه دادم نوشته‌هام رو بخونه.

593
00:37:31,198 --> 00:37:32,895
‫نوشته؟

594
00:37:32,939 --> 00:37:34,854
‫من...

595
00:37:34,897 --> 00:37:37,552
‫دارم یه رمان می‌نویسم.

596
00:37:37,596 --> 00:37:40,686
‫درمورد " قبر " هم نوشتی؟
‫(یه سری موضوعات که یوجین و استفانی اسم‌های رمزی براشون گذاشته بودن)

597
00:37:43,079 --> 00:37:44,211
‫قطعا

598
00:37:46,561 --> 00:37:47,867
‫از کوه‌های " کارپیتین " چی؟
‫(باز هم حرف‌های رمزی‌ای که مکس و یوجین قبلا پشت بی‌سیم می‌گفتن*

599
00:37:47,910 --> 00:37:49,216
‫از اونا هم، اره

600
00:37:49,259 --> 00:37:50,565
‫و گذاشتی همه‌ـشون رو بخونه.

601
00:37:50,609 --> 00:37:51,610
‫فکر می‌کردم اون استفانی واقعی‌ـه.

602
00:37:51,653 --> 00:37:54,395
‫می‌دونم یوجین، اما...

603
00:37:54,438 --> 00:37:55,875
‫چطوری؟

604
00:37:55,918 --> 00:37:57,746
‫بعد از اون همه مدت که با
‫هم گذروندیم،

605
00:37:57,790 --> 00:37:59,618
‫چیزایی که بهم گفته بودیم،

606
00:37:59,661 --> 00:38:02,621
‫چطوری نتونستی بفهمی که
‫اون، من نبودم؟

607
00:38:03,535 --> 00:38:05,101
‫نمی‌دونم.

608
00:38:06,755 --> 00:38:10,585
‫فکرکنم مدت ها پیش اینو فهمیدم که...

609
00:38:10,629 --> 00:38:13,240
‫من شبیه اکثر مردم نیستم.

610
00:38:13,283 --> 00:38:15,068
‫من به طرد شدن توسط مردم عادت کردم.

611
00:38:15,111 --> 00:38:18,245
‫بعضی‌وقتا حتی نمی‌دونستم که
‫مردم دارن طردم می‌کنن.

612
00:38:18,288 --> 00:38:22,466
‫اما، در همین حد بگم که
‫به اندازه کافی اتفاق افتاد.

613
00:38:24,730 --> 00:38:26,035
‫برای همین، بخشی از وجودم همیشه
‫دلش می‌خواست بدونه...

614
00:38:26,079 --> 00:38:27,602
‫رابطه ما واقعی بود یا
‫خودساخته های ذهنم...

615
00:38:30,257 --> 00:38:32,215
‫اما من اومدم اینجا و اون...

616
00:38:35,523 --> 00:38:36,611
‫من رو طرد نکرد.

617
00:38:39,135 --> 00:38:41,616
‫بدجور دلم می‌خواست که همه‌ اونا واقعی باشه.

618
00:38:42,835 --> 00:38:45,489
‫و بعضی‌وقت‌ها، چیزایی که
‫مشکوک‌ـن از زیر دستم در می‌رن.

619
00:38:47,666 --> 00:38:50,712
‫به هر حال، هیچوقت قصد نداشتم
‫بهت آسیب بزنم، مکس.

620
00:38:52,409 --> 00:38:55,282
‫اما قصد من، بلا هایی که سرت آوردم
‫رو توجیه نمی‌کنه.

621
00:38:56,675 --> 00:38:57,893
‫چطوری می‌تونم جبران کنم؟

622
00:38:57,937 --> 00:38:59,634
‫بهم این اجازه رو میدی که جبران کنم؟

623
00:39:05,509 --> 00:39:07,686
‫نمیدونم.

624
00:39:22,222 --> 00:39:23,832
‫می‌تونم رمانت رو بخونم؟

625
00:39:27,967 --> 00:39:30,143
‫خب، از شانس بد تو...

626
00:39:30,186 --> 00:39:33,712
‫وقتی اومدی پیشم داشتم تنها
‫نسخه موجود ازش رو آتیش می‌زدم.

627
00:39:33,755 --> 00:39:37,106
‫هرچند که بخش هایی ازش رو
‫توی ذهنم به خاطر دارم.

628
00:39:37,150 --> 00:39:39,761
‫موضوع‌ـش چی بود؟

629
00:39:39,805 --> 00:39:42,808
‫" کاراگاهی به نام استف پورتمن "

630
00:39:42,851 --> 00:39:45,158
‫که به جرم‌های زیادی در
‫سطح بین‌الملل متهم شده

631
00:39:45,201 --> 00:39:46,768
‫تلاش می‌کنه تا از یه
‫فاجعه هسته‌ای جلوگیری کنه،

632
00:39:46,812 --> 00:39:48,509
‫و دیوان‌سالاری موجود در

633
00:39:48,552 --> 00:39:50,685
‫کشورش رو ریشه کن کنه.

634
00:39:50,729 --> 00:39:52,513
‫بهم نگو که توی داستانت، دادستان
‫یه آدمه فاسده!

635
00:39:52,556 --> 00:39:53,732
‫- هست؟
‫- قطعا نه

636
00:39:55,037 --> 00:39:56,169
‫اگه بود هم کسی تعجب نمی‌کرد.

637
00:39:58,737 --> 00:40:01,522
‫ولی خب یه برادر دوقلو خیلی لاشی داره.

638
00:40:01,565 --> 00:40:04,481
‫ دوقلو های شیطانی! جالبه

639
00:40:04,525 --> 00:40:06,745
‫اره، فکرکنم.

640
00:40:06,788 --> 00:40:11,924
‫خب، باید کاری کنی اون
‫دوقلو ها دانشمند بشن.

641
00:40:11,967 --> 00:40:15,710
‫تا به تحقیقاتِ خطرات
‫اون فاجعه هسته‌ای، کمک کنن.

642
00:40:15,754 --> 00:40:17,756
‫دقیقا همین کار رو کردم.

643
00:40:25,764 --> 00:40:26,765
‫چیه؟

644
00:40:29,681 --> 00:40:31,944
‫فقط...یه لحظه یاد قدیما افتادم.

645
00:40:37,166 --> 00:40:40,430
‫راستی، یه چیزی باید بهت بدم.

646
00:40:40,474 --> 00:40:42,215
‫از طرف جودیثه.

647
00:40:42,258 --> 00:40:44,652
‫برای موقع‌هایی که می‌خوای به هرشل گوشت اسب بدی بخوره

648
00:40:44,696 --> 00:40:46,132
‫خدایا...

649
00:40:48,047 --> 00:40:49,091
‫از دیدنت خوشحال شدم.

650
00:40:49,135 --> 00:40:51,354
‫منم

651
00:40:51,398 --> 00:40:53,226
‫مراقب باش

652
00:40:53,269 --> 00:40:55,184
‫اگه بهم نیاز داشتی، می‌دونی کجا پیدام کنی.

653
00:40:55,228 --> 00:40:56,969
‫همچنین

654
00:41:00,276 --> 00:41:02,496
‫داین؟

655
00:41:02,539 --> 00:41:04,063
‫من میرم، مگی.

656
00:41:04,106 --> 00:41:06,500
‫چند نفر دیگه هم باهام میان.

657
00:41:06,543 --> 00:41:07,980
‫تو هم باید بیای.

658
00:41:09,982 --> 00:41:13,159
‫حواست باشه به کی اعتماد می‌کنی!

659
00:41:13,202 --> 00:41:15,988
‫تو اینُ بهتر از همه میدونی!

660
00:41:16,031 --> 00:41:19,252
‫تو هم باید اینُ بدونی که
‫کِی وقت کمک خواستن از بقیه‌ـست.

661
00:41:19,295 --> 00:41:20,644
‫اوضاع از همیشه سخت‌تر شده...

662
00:41:20,688 --> 00:41:22,777
‫اما نیازی نیست اینطوری باشه.

663
00:41:22,821 --> 00:41:27,173
‫من احترام زیادی برات قائلم،

664
00:41:27,216 --> 00:41:29,218
‫اما دیگه نمی‌تونم تحمل کنم.

665
00:41:32,395 --> 00:41:34,658
‫متاسفم

666
00:41:54,678 --> 00:41:56,289
‫تلاش با ارزشی بود، لنس.

667
00:41:56,332 --> 00:41:57,507
‫هنوز تموم نشده.

668
00:41:57,551 --> 00:41:58,595
‫نیازی نیست تموم بشه.

669
00:41:58,639 --> 00:42:00,510
‫وقتشه برگردیم خونه.

670
00:42:00,554 --> 00:42:02,034
‫هنوزم الکساندریا توی مشت‌ـمونه.

671
00:42:02,077 --> 00:42:04,950
‫برای گرفتن دوتای باقی مونده،
‫یکم زمان می‌خوام.

672
00:42:04,993 --> 00:42:06,081
‫در دست گرفتن سه جامعه جدید،

673
00:42:06,125 --> 00:42:09,128
‫تلاش جسورانه‌ای بود.

674
00:42:09,171 --> 00:42:12,827
‫می‌فهمم چرا به این کار علاقه داری.

675
00:42:12,871 --> 00:42:15,047
‫بلاخره یکی باید رهبری‌شون کنه، درست نمی‌گم؟

676
00:42:16,831 --> 00:42:21,009
‫انتخاب من به عنوان رهبر، به شما بستگی داره.

677
00:42:21,053 --> 00:42:23,316
‫قطعا.

678
00:42:23,359 --> 00:42:24,883
‫قطعا.

679
00:42:26,101 --> 00:42:27,929
‫ وانمود می‌کنم که تو داشتی این کارو...

680
00:42:27,973 --> 00:42:31,063
‫به خاطر صلاح کامن‌ولث می‌کردی، نه به خاطر خودت.

681
00:42:32,629 --> 00:42:35,067
‫اینکارو برای شما می‌کردم.

682
00:42:37,983 --> 00:42:40,507
‫تو همیشه جاه‌طلب بودی، لنس.

683
00:42:41,682 --> 00:42:44,337
‫سر و کله زدن با جاه‌طلبی کار آسونی نیست.

684
00:42:44,380 --> 00:42:45,686
‫پس...

685
00:42:47,296 --> 00:42:50,865
‫اگه می‌خوای تلاش کنی و
‫انجام‌ـش بدی! حله

686
00:42:50,909 --> 00:42:53,737
‫اما اگه کاری که می‌کنی، به
‫وظایف توی خونه لطمه وارد کنه...

687
00:42:53,781 --> 00:42:57,480
‫کارت بدون جواب نمی‌مونه.

688
00:42:57,524 --> 00:42:59,656
‫کامن ولث همیشه اولویت‌ـه.

689
00:42:59,680 --> 00:43:24,680
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

690
00:43:37,607 --> 00:43:38,870
‫لنس.

691
00:43:40,784 --> 00:43:42,482
‫لنس؛ حالت خوبه؟

692
00:43:42,525 --> 00:43:43,700
‫بهتر از این نمیشم!

693
00:43:49,228 --> 00:43:51,621
‫درمورد الکساندریا چی گفت؟

694
00:43:51,665 --> 00:43:52,971
‫اوضاع تحت کنترله؟

695
00:43:57,018 --> 00:43:58,977
‫هیچ مشکلی وجود نداره.

696
00:43:59,020 --> 00:44:00,456
پاملا ردیفه!

697
00:44:00,500 --> 00:44:03,416
‫در واقع، قراره آدمای بیشتری
‫رو بیاریم.

698
00:44:03,459 --> 00:44:05,809
‫آماده شو، آرون.

699
00:44:05,853 --> 00:44:07,942
‫قراره جهان رو از نو بسازیم.

700
00:44:07,966 --> 00:44:32,966
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
