1
00:00:01,260 --> 00:00:17,260
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:17,684 --> 00:00:20,208
‫الان دقیقا داری چیکار میکنی؟

3
00:00:20,252 --> 00:00:21,861
‫صبحِ زود بیدار شدم و دیگه نتونستم بخوابم

4
00:00:21,905 --> 00:00:24,821
‫واسه همین نشستم رُمان‌ـت رو خوندم.

5
00:00:24,865 --> 00:00:28,607
‫وایسا! آخراشه دیگه

6
00:00:28,652 --> 00:00:31,916
‫خب آخه راست‌ش هنوز تموم‌ـش نکردم!

7
00:00:37,312 --> 00:00:41,099
‫چند تا از های بخش اولش...

8
00:00:41,142 --> 00:00:42,622
‫از قصد بدون زمینه و موضوع خاصی نوشته شده...

9
00:00:42,666 --> 00:00:45,407
‫که البته هرچقدر میری جلوتر...

10
00:00:45,450 --> 00:00:46,625
‫بیشتر با عقل جور در میاد و منطقی‌تر میشه.

11
00:00:46,670 --> 00:00:47,713
‫ساکت!

12
00:00:52,065 --> 00:00:54,024
‫فقط میخوام بگم که...

13
00:00:54,068 --> 00:00:55,809
‫انتظاراتی زیادی نداشته باش ازش.

14
00:01:03,687 --> 00:01:05,470
‫عاشقش شدم!

15
00:01:05,514 --> 00:01:07,167
‫واقعا بهت افتخار می‌کنم.

16
00:01:09,693 --> 00:01:11,476
‫داره دیرم میشه.

17
00:01:21,748 --> 00:01:25,665
‫میدونی، دیروز همه‌ـش تو فکرت بودم،

18
00:01:25,708 --> 00:01:27,535
‫وقتی که داشتم چاقوم رو تیز می‌کردم و...

19
00:01:27,580 --> 00:01:29,974
‫الان باید بترسم یعنی؟

20
00:01:30,016 --> 00:01:32,237
‫نه، اینکه توی فکرت بودم،

21
00:01:32,279 --> 00:01:36,153
‫قطعا برای این نبوده که میخواستم بکشمت...

22
00:01:36,196 --> 00:01:38,504
‫اما به هر حال، این یارویی که مسئول چاقو ها بود،

23
00:01:38,546 --> 00:01:40,374
‫از قضا کلید ساز هم در اومد.

24
00:01:49,907 --> 00:01:53,910
‫دلم می‌خواد بیشتر از اینا ببینمت.

25
00:01:53,953 --> 00:01:57,218
‫و حالا که ساعت کاری شغلت خیلی زیاد شده،

26
00:01:57,261 --> 00:02:00,220
‫گفتم شاید این کار بتونه یه کمک کوچیکی باشه...

27
00:02:00,265 --> 00:02:04,008
‫اگه هنوز نمی‌فهمی چی‌ می‌گم، این
‫کلید درِ آپارتمان‌ـمه.

28
00:02:08,838 --> 00:02:11,667
‫استفانی،

29
00:02:11,711 --> 00:02:13,408
‫دوستت دارم.

30
00:02:19,980 --> 00:02:21,546
‫منم دوستت دارم.

31
00:02:42,785 --> 00:02:44,135
‫خب، خوب پیش رفت یا نه؟

32
00:02:44,177 --> 00:02:46,702
‫اره، اگه راستش رو بخوای...

33
00:02:46,746 --> 00:02:48,748
‫ساعت پنج و نیم قراره بریم بستنی بخوریم.

34
00:02:48,791 --> 00:02:52,056
‫و هنوز واقعا نمی‌دونم باید چیکار کنم
‫و چیکار نکنم...

35
00:02:52,099 --> 00:02:54,840
‫اما مشخصه کاری که کردم...

36
00:02:54,885 --> 00:02:57,148
‫نتیجه مثبتی در پی داشته.

37
00:02:57,190 --> 00:02:58,975
‫اما یه حسی هست که داره نگرانم می‌کنه...

38
00:02:59,018 --> 00:03:01,848
‫از اینکه نکنه یهویی اتفاقی بیوفته...

39
00:03:01,891 --> 00:03:02,980
‫دوست‌ـش داری؟

40
00:03:03,023 --> 00:03:04,895
‫معلومه که اره

41
00:03:04,938 --> 00:03:06,766
‫اونم گفت که من رو دوست داره.

42
00:03:06,809 --> 00:03:08,986
‫پس نگران نباش.

43
00:03:09,028 --> 00:03:10,378
‫جدی میگم.

44
00:03:10,422 --> 00:03:12,771
‫وقتی یه خانم بهت میگه که دوستت داره؛

45
00:03:12,815 --> 00:03:14,252
‫حرفشو باور کن.

46
00:04:40,554 --> 00:04:43,035
‫استفانی! منم یوجین...

47
00:04:46,648 --> 00:04:48,172
‫اونجایی؟

48
00:04:51,828 --> 00:04:53,350
‫استفانی؟

49
00:04:58,922 --> 00:05:01,576
‫استفانی؟

50
00:05:01,619 --> 00:05:02,795
‫استفانی؟ مـنم یوجین.

51
00:05:02,838 --> 00:05:04,405
‫اونجایی؟

52
00:05:16,417 --> 00:05:18,985
‫استفانی!

53
00:05:19,028 --> 00:05:20,377
‫منم یوجین...

54
00:05:30,300 --> 00:05:32,042
‫استفانی، اونجایی؟

55
00:06:17,015 --> 00:06:20,407
‫« مـــردگــان مــتــحرک »
‫" فصل یازدهم - قسمت یازدهم "

56
00:06:24,571 --> 00:06:26,139
‫به نظر خوب میاد، بفرست‌ـش بره.

57
00:06:32,754 --> 00:06:35,495
‫صبرکن

58
00:06:35,540 --> 00:06:36,802
‫اون میگه خوب به نظر نمیرسه.

59
00:06:36,845 --> 00:06:38,977
‫اره، اینو خودم فهمیدم.

60
00:06:42,460 --> 00:06:47,508
‫سرباز " دیویس " داستان خودش رو برای گفتن داره.

61
00:06:47,552 --> 00:06:48,857
‫خطر اخراج شدن از کامن‌ولث رو

62
00:06:48,901 --> 00:06:51,295
‫بدون هیچ دلیلی به جون نمی‌خره.

63
00:06:51,338 --> 00:06:53,035
‫درسته! اون همچین کاری نکرد

64
00:06:53,078 --> 00:06:54,384
‫دکترش تائید کرده که اون...

65
00:06:54,427 --> 00:06:56,778
‫دچار پی‌تی‌اس‌دی بوده!
‫(اختلال استرس پس از حادثه)

66
00:06:56,821 --> 00:06:58,518
‫بیخیال بابا.

67
00:06:58,562 --> 00:07:00,999
‫من حرفای فرمانده ارتشُ قبول ندارم!

68
00:07:01,043 --> 00:07:04,220
‫بعد بیام حرفای دکتر ارتشُ باور کنم؟

69
00:07:04,264 --> 00:07:08,398
‫یه اتفاقی برای تایلر دیویس افتاده!

70
00:07:08,441 --> 00:07:12,359
‫یه چیزی که فرماندار میلتون رو
‫بابت‌ـش مقصر میدونه.

71
00:07:12,403 --> 00:07:17,408
‫اتفاقی که به خاطرش حاضره شده
‫جلوی کل مردم به زبون‌ـش بیاره.

72
00:07:17,451 --> 00:07:20,062
‫و کاملا مشخصه اونا دلیلی برای سرکوب کردن
‫حقیقت دارن!

73
00:07:20,105 --> 00:07:22,021
‫این تفسیر شرحِ ماجراست!

74
00:07:22,064 --> 00:07:24,502
‫یه بُعد دیگه از ماجرا اینه که
‫تایلر مشکلات روحی و روانی داشته.

75
00:07:24,545 --> 00:07:26,155
‫و فقط یدونه از اون تفسیرات...

76
00:07:26,199 --> 00:07:27,809
‫مدرکی برای اثبات‌ـش به حساب میاد.

77
00:07:31,944 --> 00:07:35,555
‫اون گفت هزاران نفر دیگه مثل من وجود دارن.

78
00:07:35,600 --> 00:07:38,951
‫این یعنی چی؟

79
00:07:38,994 --> 00:07:40,518
‫ما باید...

80
00:07:57,664 --> 00:08:01,620
‫اتفاقی که واقعا توی مهمونی بال‌ماسکه افتاد
‫رو چاپ کنیم

81
00:08:02,626 --> 00:08:04,802
‫اما اگه می‌خواین حرف هایی که فرماندار میلتون توی...

82
00:08:04,845 --> 00:08:06,935
‫نشست خبری گفت رو منتشر کنین،
‫بحث‌ـش جداست.

83
00:08:06,979 --> 00:08:08,066
‫نه، کانی.

84
00:08:08,110 --> 00:08:09,328
‫من میخوام که تو حرفای فرماندار میلتون...

85
00:08:09,373 --> 00:08:10,721
‫توی نشست خبری رو چاپ کنی

86
00:08:10,764 --> 00:08:13,071
‫تا از دفعه بعد من مجبور نباشم اینکارو انجام بدم.

87
00:08:19,513 --> 00:08:21,080
‫خب اگه هیچکس اون رو ندیده و
‫باهاش حرف نزده

88
00:08:21,124 --> 00:08:22,864
‫پس چطوری بهتون گفته مریض شده؟

89
00:08:22,908 --> 00:08:24,301
‫من اصلا نگفتم اون زنگ زده و گفته...

90
00:08:24,344 --> 00:08:25,518
‫تنها چیزی که میدونم اینه که

91
00:08:25,562 --> 00:08:28,217
‫باید اینجا کار کنم، چون اون چند وقتیه آفتابی نشده.

92
00:08:28,260 --> 00:08:29,870
‫اجازه میدی؟

93
00:08:37,512 --> 00:08:39,192
‫" مطمئنی که همینطوره؟ "

94
00:08:39,604 --> 00:08:42,548
‫- یارو یکی رو گروگان گرفته بود
‫- چون ترسیده بود

95
00:08:43,759 --> 00:08:46,559
‫" خب واسه خودِ منم پیش اومده، ولی هیچوقت
‫کسی رو گروگان نگرفتم "

96
00:08:46,699 --> 00:08:50,603
‫" من فقط می‌خوام بدونم چرا درباره پاملا
‫اونطوری فکر می‌کرد "

97
00:08:51,465 --> 00:08:54,517
‫" تو میخوای بدونی، چون کنجکاوی که
‫چرا این موضوع رو اینقدر مخفی نگه داشتن "

98
00:09:04,384 --> 00:09:05,951
‫اینجا یه اتاق شخصی‌ـه.

99
00:09:09,259 --> 00:09:13,089
‫تایلر دیویس، ایشون وکیل دارن؟

100
00:09:13,132 --> 00:09:15,003
‫ چه اتهامات‌ـی بهش زده شده؟

101
00:09:25,623 --> 00:09:27,145
‫از واحد بازرسی اومدیم.

102
00:09:27,190 --> 00:09:28,842
‫از ما خواسته شده تا اینجا رو بررسی کنیم.

103
00:09:31,542 --> 00:09:33,326
‫لطفا درب رو باز کنین.

104
00:09:46,209 --> 00:09:49,211
‫اینجا نیست.

105
00:09:49,254 --> 00:09:51,648
‫پس می‌خوام سریعا یه اعلامیه منتشر کنم،

106
00:09:51,691 --> 00:09:53,912
‫تا وقتی هنوز توی ذهنمه، آخرین اطلاعات

107
00:09:53,955 --> 00:09:55,913
‫و مشخصات‌ـش رو بنویسم.

108
00:09:55,956 --> 00:09:57,610
‫باشه! فردا یه سر بیا اداره

109
00:09:57,654 --> 00:09:59,526
‫تو کاغذ بازیا و اینا کمکت می‌کنم.

110
00:10:42,351 --> 00:10:44,962
‫هر چند وقت یه بار میای
‫گردش های اینطوری؟

111
00:10:45,005 --> 00:10:48,009
‫ هر موقع که دلم بخواد.

112
00:10:48,052 --> 00:10:51,009
‫احتمالا خیلی عجیب به نظر برسه، اما...

113
00:10:51,051 --> 00:10:53,276
‫وقتی این بیرونم حس می‌کنم حالم
‫خیلی بهتره تا توی داخل شهر...

114
00:10:53,318 --> 00:10:57,366
‫اصلا عجیب به نظر نمیرسه.

115
00:10:57,409 --> 00:10:59,933
‫خیلی از افراد منم همین حس رو دارن.

116
00:10:59,978 --> 00:11:02,937
‫هنوزم افرادِ من و افراد خودت می‌کنی!
‫(هنوز ما رو جدا از هم میدونی)

117
00:11:02,980 --> 00:11:04,374
‫می‌خوام ببینی زندگی اینجا
‫چطوری پیش میره

118
00:11:04,417 --> 00:11:09,943
‫چون میخوام بخشی ازش باشی.

119
00:11:09,988 --> 00:11:13,600
‫با در نظر گرفتن همه‌چی، من
‫واقعا کارمو خوب انجام دادم.

120
00:11:13,643 --> 00:11:16,734
‫اما از همون روز اول که اینقدر کاربلد نبودم.

121
00:11:16,777 --> 00:11:20,259
‫یعنی الان هستی؟

122
00:11:20,302 --> 00:11:21,739
‫به سختی.

123
00:11:21,782 --> 00:11:24,829
‫فرماندار میلتون شهر رو اداره می‌کنه.

124
00:11:24,871 --> 00:11:27,788
‫اما فقط منم که میدونم چطوری اداره‌ـش می‎کنه

125
00:11:27,831 --> 00:11:30,486
‫چون کارتُ از اولِ اول شروع کردی.

126
00:11:30,529 --> 00:11:35,143
‫من خیلی وقته که خودم رو به
‫خانواده میلتون ثابت کردم.

127
00:11:35,187 --> 00:11:37,494
‫اگه با آدمای درست بگردی کارول،

128
00:11:37,537 --> 00:11:40,409
‫نون‌ـت توی روغنه.

129
00:11:40,452 --> 00:11:42,672
‫و یه چیزی که توی راهی که در پیش
‫داری یاد می‌گیری اینه که...

130
00:11:42,715 --> 00:11:45,806
‫متوجه میشی دو دسته آدم وجود داره.

131
00:11:45,850 --> 00:11:47,894
‫دسته اول، آدمای پولکی هستن!

132
00:11:47,938 --> 00:11:50,332
‫اونا فقط دنبال پول‌ـن، یه مشت روانی که

133
00:11:50,375 --> 00:11:53,552
‫از موقعیت‌ـشون سو استفاده می‌کنن.

134
00:11:53,596 --> 00:11:57,774
‫و دسته دوم آدمای وطن‌پرست هستن.

135
00:11:57,817 --> 00:12:01,168
‫بَنده های واقعی و کسایی که
‫می‌خوان مفید باشن.

136
00:12:01,212 --> 00:12:02,909
‫حالا از اینکه خودشون آدمای خوبی‌ ان یا نه بُگذریم.

137
00:12:02,953 --> 00:12:04,259
‫اما قلبا انسان های خوبی‌ان.

138
00:12:04,302 --> 00:12:08,001
‫چون به این دولت باور دارن.

139
00:12:08,046 --> 00:12:09,481
‫برای همین منو آوردی اینجا؟

140
00:12:09,526 --> 00:12:12,398
‫میخوای یه بَنده واقعی ازم بسازی؟

141
00:12:12,441 --> 00:12:13,704
‫پرونده‌ـت رو خوندم.

142
00:12:13,746 --> 00:12:15,052
‫با خاطر هوش بالات اینجایی!

143
00:12:15,095 --> 00:12:16,315
‫فکرکنم توی سر و کله زدن
‫با این عوضیا...

144
00:12:16,359 --> 00:12:19,057
‫بتونی کمکم کنی.

145
00:12:19,100 --> 00:12:20,840
‫اینکه چطوری از پسش بربیای، دیگه با خودته.

146
00:12:58,792 --> 00:13:00,010
‫الان چیکاره‌ایم؟

147
00:13:00,053 --> 00:13:01,533
‫قاچاقچی یا دلال مواد؟

148
00:13:04,101 --> 00:13:05,494
‫قاچاقچی!

149
00:13:05,538 --> 00:13:08,672
‫اما اونطوری نیست که فکر میکنی.

150
00:13:08,715 --> 00:13:10,760
‫اینجا به طور دقیق بخشی از کامن‌ولث نیست

151
00:13:10,803 --> 00:13:13,937
‫اما اونا به ما نیاز دارن و ما هم به اونا.

152
00:13:13,980 --> 00:13:17,071
‫ما از خشاش برای تولید مورفین مورد استفاده
‫بیمارستان استفاده می‌کنیم.

153
00:13:17,115 --> 00:13:20,422
‫اگه مورفین تموم بشه، یه اوضاعی
‫میشه که بیا و ببین.

154
00:13:20,465 --> 00:13:22,293
‫من اطمینان حاصل می‌کنم که
‫همچین اتفاقی نیوفتهو

155
00:13:22,337 --> 00:13:24,557
‫اما بعضی‌وقتا، برای کمک به این روند
‫باید با آدمایی مثل موتو معامله کنیم!

156
00:13:24,600 --> 00:13:26,907
‫بهت که گفتم چه اتفاقی میوفته...

157
00:13:29,345 --> 00:13:30,693
‫منم ازت خواستم که خودت حل‌ـش کنی.

158
00:13:30,736 --> 00:13:33,436
‫باهاش صحبت کردم که حداقل سِری آخر
‫رو تحویل بده.

159
00:13:33,479 --> 00:13:34,871
‫نهایت تلاشم بود.

160
00:13:34,914 --> 00:13:37,614
‫بهت که گفتم قرار نیست محصولُ به کسی بدن!

161
00:13:37,657 --> 00:13:39,049
‫دستمزد بیشتری می‌خوان.

162
00:13:39,092 --> 00:13:41,008
‫قسم خوردن اگه اینکارو نکنیم، ولشون
‫می‌کنن تا همه‌ـشون بِگَنده.

163
00:13:43,096 --> 00:13:47,537
‫خب، بذار ببینم چیکار می‌تونم بگم.

164
00:13:57,981 --> 00:13:59,417
‫هی

165
00:13:59,461 --> 00:14:02,072
‫از طرفه روزنامه دولتی اومدیم.

166
00:14:02,115 --> 00:14:04,596
‫نفر دوم‌ـین توی صف.

167
00:14:09,939 --> 00:14:11,739
‫" کاملا مشخصه بازیمون دادن "

168
00:14:14,726 --> 00:14:15,726
‫" قشنگ دارم حس می‌کنم... "

169
00:14:15,750 --> 00:14:18,886
‫" جن میدونسته من رو این سرباز های نظامی زوم شدم "

170
00:14:19,484 --> 00:14:21,951
‫" واسه همین مارو فرستاد دنبال نخود سیاه "

171
00:14:22,240 --> 00:14:24,340
‫" پس اگه نمی‌خوای به حرفای اون گوش بدی "

172
00:14:24,769 --> 00:14:27,635
‫" هرکاری خودت فکرمیکنی درسته رو انجام بده "

173
00:14:49,555 --> 00:14:52,078
‫بریم

174
00:14:59,259 --> 00:15:00,610
‫هــی

175
00:15:00,653 --> 00:15:03,438
‫کم‌پیدا بودی...

176
00:15:03,481 --> 00:15:05,004
‫حالت چطوره؟

177
00:15:05,048 --> 00:15:07,878
‫داشتم توی خلوت خودم حالت
‫های ممکن رو بررسی می‌کردم.

178
00:15:07,921 --> 00:15:09,052
‫اره، مشخصه قشنگ.

179
00:15:09,095 --> 00:15:10,402
‫میشه بیام داخل؟

180
00:15:10,446 --> 00:15:12,056
‫برات لازانیا آوردم.

181
00:15:32,423 --> 00:15:34,207
‫اینکه خالیه توش.

182
00:15:34,251 --> 00:15:36,427
‫راستی، ببخشید...

183
00:15:36,471 --> 00:15:38,298
‫لازانیا درست نکردم من.

184
00:15:38,342 --> 00:15:42,739
‫وقتی غذا دست‌ـت باشه راهت میدن بیای داخل.

185
00:15:42,782 --> 00:15:46,307
‫خب، چه خبرا؟

186
00:15:51,268 --> 00:15:53,009
‫وقتی واحد بررسی دست از جست‌وجو برداشت.

187
00:15:53,052 --> 00:15:54,228
‫تصمیم گرفتم خودم برای...

188
00:15:54,272 --> 00:15:56,230
‫ماجرا گم‌شدن استفانی وارد عمل بشم.

189
00:16:01,539 --> 00:16:04,412
‫راستشو بخوای، هرچی زمان می‌گذره...

190
00:16:04,456 --> 00:16:06,980
‫به بن‌بست های بیشتری بر می‌خورم.

191
00:16:07,023 --> 00:16:09,068
‫اجازه دادم نا اُمیدی به وجودم رخنه کنه!

192
00:16:11,855 --> 00:16:14,552
‫البته بخت باهام یار بود و
‫دوباره دست به کار شدم.

193
00:16:27,958 --> 00:16:30,263
‫آقا، آقا...

194
00:16:32,309 --> 00:16:35,617
‫آقا، باید باهاتون حرف بزنم.

195
00:16:35,661 --> 00:16:37,923
‫لطفا! باید باهاتون حرف بزنم.

196
00:16:43,407 --> 00:16:46,803
‫خانه‌ی شماره 1634 ریسین.

197
00:16:46,845 --> 00:16:49,457
‫یه ساختمان مسکونی‌ـه توی محل اقامت شهروندان.

198
00:16:49,500 --> 00:16:52,329
‫سه روز پیش، اونجا دیدمت.

199
00:16:52,373 --> 00:16:55,462
‫ساعت 7 عصر، داشتین از پله ها می‌یومدین پایین...

200
00:16:55,507 --> 00:16:57,074
‫اصلا یادم نمیاد.

201
00:16:57,116 --> 00:16:58,683
‫آقا، آقا...

202
00:16:58,728 --> 00:17:00,294
‫یه لحظه!

203
00:17:03,863 --> 00:17:05,604
‫یکی از اشخاص خیلی نزدیکِ
‫من گُمشده،

204
00:17:05,647 --> 00:17:08,476
‫ممکنه چیزی بدونید که کمک کنه پیداش کنم؟

205
00:17:11,566 --> 00:17:13,568
‫گفتی کجا منو دیدی؟

206
00:17:13,612 --> 00:17:16,093
‫محله مسکونی یک.

207
00:17:16,135 --> 00:17:20,793
‫سه روز پیش، دور و بر ساعت هفت عصر اینا...

208
00:17:20,836 --> 00:17:22,316
‫آهان.

209
00:17:22,359 --> 00:17:23,274
‫محله مسکونی یک...

210
00:17:23,316 --> 00:17:25,015
‫الان یادم اومد.

211
00:17:25,057 --> 00:17:27,670
‫اومده بودم یه سینک خراب‌شده
‫رو تعمیر کنم.

212
00:17:27,712 --> 00:17:31,891
‫یعنی خب، اونجا ندید‌ـینش؟

213
00:17:35,720 --> 00:17:39,202
‫یادتون نمیاد دیده باشین‌ـش یا نه؟

214
00:17:39,246 --> 00:17:40,856
‫یا چیز مشکوکی...

215
00:17:40,900 --> 00:17:44,948
‫اون شب، اون اطراف اتفاقی نیوفتاد؟

216
00:17:44,990 --> 00:17:46,557
‫نه

217
00:17:46,602 --> 00:17:48,385
‫تموم شد؟

218
00:17:48,429 --> 00:17:50,649
‫واقعا معذرت می‌خوام که مزاحمتون شدم،

219
00:17:50,692 --> 00:17:53,130
‫اگه امکانش هست که بعدا حرف بزنیم با هم، اطلاع بدین بهم...

220
00:17:55,914 --> 00:17:57,525
‫نیازی به گفتن این نیست که ماجرا

221
00:17:57,568 --> 00:18:00,093
‫از دید من به شدت مشکوک بود.

222
00:18:00,136 --> 00:18:02,182
‫اونجا هیچ خبری از ماشین یه آدم تاسیساتی نبود،

223
00:18:02,226 --> 00:18:04,663
‫لباسی که مربوط به کارش باشه تن‌ـش نبود و...

224
00:18:04,707 --> 00:18:06,011
‫هیچ ابزار تعمیری با خودش نداشت.

225
00:18:06,056 --> 00:18:07,623
‫واقعا برام عجیب بود...

226
00:18:07,665 --> 00:18:09,319
‫تنها کسی که مطمئن بودم

227
00:18:09,363 --> 00:18:10,886
‫شبی که استفانی ناپدید شد، اونجا بوده

228
00:18:10,930 --> 00:18:12,365
‫همچنین دلیل کسشری داشت.

229
00:18:16,413 --> 00:18:17,762
‫پس تصمیم گرفتم تعقیب‌ـش کنم.

230
00:18:23,638 --> 00:18:26,380
‫خب این لوله‌کشه الان کجای داستانه؟

231
00:18:30,253 --> 00:18:33,560
‫اول بگم که، اسمش رومن کلهوم‌ـه.

232
00:18:36,694 --> 00:18:39,262
‫و کاملا مشخصه که لوله‌کش نیست.

233
00:18:44,310 --> 00:18:47,401
‫به احتمال زیاد شب‌ها دست به کار میشه.

234
00:18:47,444 --> 00:18:50,622
‫محل کارش توی قسمت انباریِ...

235
00:18:50,665 --> 00:18:52,057
‫یه ساختمونه.

236
00:18:52,102 --> 00:18:54,191
‫اینطور به نظر میرسه که یه مغازه خدمات لوله
‫کشی عادی‌ـه...

237
00:18:54,233 --> 00:18:56,845
‫و ظاهرا خیلی بی‌حاشیه و قانونی هم هست.

238
00:18:56,888 --> 00:19:00,675
‫هر چند که، هیچوقت مشتری‌ای ندارن.

239
00:19:00,719 --> 00:19:03,113
‫وقتی ظاهرا مغازه بسته‌ـست، یه چراغ همیشه
‫اون داخل روشنه!

240
00:19:03,155 --> 00:19:04,374
‫و چند نفر به طور منظم...

241
00:19:04,417 --> 00:19:05,855
‫رفت و آمد می‌کنن...

242
00:19:05,897 --> 00:19:08,901
‫و معمولا هم چهار تا شخص مشخص
‫بیشتر نیستن.

243
00:19:08,944 --> 00:19:11,469
‫تنها از راه می‌رسن و به طور مکرر...

244
00:19:11,511 --> 00:19:13,123
‫در گروه های دونفره با هم ملاقات می‌کنن.

245
00:19:13,165 --> 00:19:15,038
‫و وقتی که چهار نفرشون دور هم جمع شدن؛

246
00:19:15,080 --> 00:19:18,301
‫پای نفر پنجم به ماجرا باز میشه!

247
00:19:18,345 --> 00:19:22,740
‫کسی که معتقدم رئیس‌ـشون هست.

248
00:19:22,785 --> 00:19:25,003
‫مغزمتفکر یه‌جور گروه از نُخاله‌ های فاسدِ...

249
00:19:25,047 --> 00:19:27,920
‫تحت حمایتِ دولت که استفانی از کارشون
‫بو برده بوده!

250
00:19:29,791 --> 00:19:30,967
‫یه مشت نُخاله؟
‫(کسایی که دارن برای یه منفعت‌ـی بدون اطلاع بقیه با هم کار می‌کنن)

251
00:19:31,009 --> 00:19:33,185
‫یعنی فکر می‌کنی دولت...

252
00:19:33,230 --> 00:19:35,144
‫یا همچین کسایی گم و گورش کردن؟

253
00:19:35,188 --> 00:19:36,798
‫دقیقا یکم بعد از شروع جست‌وجوـم...

254
00:19:36,842 --> 00:19:38,496
‫مردی که بعدا به...

255
00:19:38,538 --> 00:19:41,717
‫مظنون شماره دو من تبدیل شد، یعنی آقای " کلاه لوبیایی "...

256
00:19:41,759 --> 00:19:43,935
‫با چند نفر دیگه سر و کله‌ـشون توی

257
00:19:43,980 --> 00:19:47,156
‫آپارتمان استفانی پیدا شد و همه وسایل‌ـش
‫رو جمع کردن.

258
00:19:47,200 --> 00:19:49,636
‫و اونارو به یه مکان نامشخص منتقل کردن.

259
00:19:49,681 --> 00:19:54,337
‫دقیقا همون روز، همون روزی
‫که این...

260
00:19:54,381 --> 00:19:57,863
‫داخل پرونده استفانی توی
‫اداره اتحاد پیدا شد.

261
00:19:57,906 --> 00:20:00,170
‫درخواست انتقالی گرفتن‌ـش که
‫توسط خود استفانی امضا شده.

262
00:20:00,212 --> 00:20:02,912
‫دقیقا توی روز مفقود شدن‌ـش.

263
00:20:02,954 --> 00:20:04,740
‫مردی که فعلا توی ایستگاه مخابرات به‌جای
‫استفانی کار می‌کنه...

264
00:20:04,782 --> 00:20:07,699
‫بهم گفت که اون بدون هیچ اطلاع قبلی‌ای
‫غیب‌ـش شده.

265
00:20:07,742 --> 00:20:10,483
‫همچین حکم‎‌هایی رو عمرا بشه بدون

266
00:20:10,528 --> 00:20:13,966
‫پارتی داشتن توی اداره‌ای جایی جعل کرد.

267
00:20:14,009 --> 00:20:16,316
‫اون می‌دونسته قراره بیان سراغ‌ـش...

268
00:20:16,359 --> 00:20:18,536
‫وقتی که سعی میکنه ازشون
‫فرار کنه، اون فرم جعلی....

269
00:20:18,578 --> 00:20:21,757
‫انتقالی رو جور می‌کنن تا مفقود شدن‌ـش
‫رو توجیه کنن.

270
00:20:21,799 --> 00:20:23,845
‫تمامی وسایل‌هاش رو گم و گور می‌کنن تا...

271
00:20:23,888 --> 00:20:25,412
‫هر مدرکی که ممکنه ازشون داشته باشه
‫رو نابود کرده باشن.

272
00:20:25,455 --> 00:20:28,546
‫و حالا هم ساکت کردن‌ـش آخرین قدمه!

273
00:20:28,588 --> 00:20:30,155
‫تا اون لَکه اضافی رو پاک کنن!

274
00:20:34,551 --> 00:20:38,034
‫و اگه حق با من باشه،

275
00:20:38,076 --> 00:20:40,644
‫تنها امیدش اینه قبل از اینکه پیداش کنن...

276
00:20:40,688 --> 00:20:42,168
‫من دست‌ـشونُ رو کنم!

277
00:20:47,607 --> 00:20:48,784
‫خوب تخم‌ می‌ذارن امسال؟

278
00:20:48,826 --> 00:20:50,349
‫بله، قربان.

279
00:20:50,393 --> 00:20:52,743
‫اونقدری که دیگه فقط برای
‫سرگرمی‌ـمون ماهی‌گیری می‌کنیم.

280
00:20:52,788 --> 00:20:55,790
‫خیلی خوبه که حتی سرگرمی‌ـت هم برای آخرالزمان مفید باشه.

281
00:20:55,834 --> 00:20:59,229
‫دقیقا همینطوره!

282
00:20:59,271 --> 00:21:01,187
‫خب، نمی‌تونم چیزی که می‌خوانُ
‫براشون فراهم کنم

283
00:21:01,230 --> 00:21:02,841
‫اما شاید بتونیم یه کاری کنیم که
‫هر دو طرف راضی باشن!

284
00:21:02,884 --> 00:21:05,844
‫دستمزد‌ـشون رو تا
‫جایی که کافی باشه زیاد می‌کنیم.

285
00:21:05,887 --> 00:21:07,237
‫به دو شرط...

286
00:21:07,279 --> 00:21:09,326
‫بیشتر تولید کنن،

287
00:21:09,368 --> 00:21:10,761
‫بیشتر هم بهمون تحویل بدن.

288
00:21:12,763 --> 00:21:14,505
‫این دیگه تهشه!

289
00:22:46,275 --> 00:22:51,492
‫تـرجمه از: « آیــدا »
« تـنظيـم زيـرنویـس: « آرِن زُهرابـی

290
00:23:02,700 --> 00:23:04,354
‫چیزی که نیاز داشتین رو دیدین؟

291
00:23:08,618 --> 00:23:10,969
‫حتی از اونم بیشتر...

292
00:23:11,012 --> 00:23:12,317
‫خب پس الان باید سوالایی که...

293
00:23:12,362 --> 00:23:14,277
‫بهتون گفتن رو، ازم بپرسید.

294
00:23:27,986 --> 00:23:30,293
‫یک ماهی میشه که سرباز دیویس تایلر...

295
00:23:30,336 --> 00:23:33,643
‫تحت نظارت نیرو های امنیتی، توی
‫بیمارستان به سر می‌بره.

296
00:23:33,686 --> 00:23:37,299
‫مگه چیکار کرده؟

297
00:23:37,343 --> 00:23:39,127
‫این جزو سوالاتی که
‫گفتن ازم بپرسین، نیست.

298
00:23:40,912 --> 00:23:42,392
‫آ این ربطی به این ماجرا داره که...

299
00:23:42,434 --> 00:23:46,874
‫زنی که چاقو رو زیر گلوش گرفته بود، خواهرتون بوده؟

300
00:23:46,917 --> 00:23:49,573
‫مشتاق بودم بدونم کِی قراره اینو بفهمی که فهمیدی...

301
00:23:52,444 --> 00:23:55,317
‫اما محض اطلاعات‌ـت، باید بگم...

302
00:23:55,361 --> 00:23:57,972
‫خواهرم هیچ ربطی به این ماجرا نداره.

303
00:24:02,064 --> 00:24:04,021
‫تایلر پسر با وفایی بود؛

304
00:24:04,066 --> 00:24:07,068
‫و اخیرا قرار بوده توسط شما...

305
00:24:07,112 --> 00:24:09,157
‫ترفیع بگیره.

306
00:24:09,201 --> 00:24:12,029
‫اما بعد یهو این حس میاد سراغ‌ـش که...

307
00:24:12,074 --> 00:24:14,728
‫سیاست‌مداران دارن ارتشُ بازی میدن.

308
00:24:17,035 --> 00:24:20,951
‫اگه جای شما بودم، خیلی دلم می‌خواست بدونم...

309
00:24:20,996 --> 00:24:24,564
‫داشتم جونمُ برای چه کسی به خطر می‌انداختم.

310
00:24:24,607 --> 00:24:28,133
‫و اگه من جای تو بودم، تعجب می‌کردم که چرا اومدم اینجا...

311
00:24:28,176 --> 00:24:29,874
‫و دنبال جوابایی‌ام که هردومون می‌دونیم...

312
00:24:29,916 --> 00:24:31,745
‫باعث میشه دیگه رنگِ آفتابُ نبینی...

313
00:24:49,762 --> 00:24:53,028
‫هـی، یوجین

314
00:24:53,070 --> 00:24:58,294
‫خیلی باحاله! نه؟

315
00:24:58,336 --> 00:24:59,903
‫اینکه اینقدر براش وقت می‌ذاری!

316
00:24:59,947 --> 00:25:03,516
‫این حرفتُ پس بگیر!

317
00:25:03,559 --> 00:25:06,388
‫فقط دارم جبران می‌کنم...

318
00:25:13,918 --> 00:25:15,833
‫اون روزای اول یه قولی به خودم دادم،

319
00:25:15,875 --> 00:25:18,053
‫روزایی که فکر می‌کردیم همه اینا
‫چند هفته‌ای تموم میشه میره پی کارش..

320
00:25:18,095 --> 00:25:20,316
‫و اگه یه روزی جون سالم به در بردم...

321
00:25:20,358 --> 00:25:23,405
‫رویای نویسنده کتاب‌های علمی تخیلی‌ شدنم
‫رو حقیقی می‌کنم.

322
00:25:27,932 --> 00:25:30,065
‫پشت بی‌سیم بار ها این داستان رو برای

323
00:25:30,107 --> 00:25:32,849
‫استفانی تعریف می‌کردم و درباره‌ـش شوخی میکردیم.

324
00:25:32,893 --> 00:25:36,461
‫و اون بهم می‌گفت،

325
00:25:36,506 --> 00:25:38,463
‫نمی‌تونم تا اون موقع صبر کنم...

326
00:25:38,508 --> 00:25:42,947
‫چون آماده باشی یا نه، الان وقتشه
‫دست به کار بشی!

327
00:25:48,125 --> 00:25:50,718
‫بهم جرات انجام کاری رو داد که همیشه
‫می‌خواستم انجام‌ـش بدم!

328
00:25:50,998 --> 00:25:52,957
‫و وقتی یکی پیدا میشه که
‫برات وقت می‌ذاره...

329
00:25:55,046 --> 00:25:58,222
‫حتی کلمه‌هایی مثل عشق هم
‫نمی‌تونن توصیف‌ـش کنن!

330
00:26:13,891 --> 00:26:15,806
‫لعنتی

331
00:26:19,853 --> 00:26:21,463
‫بزن بریم.

332
00:26:21,507 --> 00:26:23,509
‫می‌خوای یواشکی بری
‫تو آپارتمان‌ـش؟

333
00:26:23,553 --> 00:26:25,120
‫اره.

334
00:26:25,163 --> 00:26:26,598
‫من نمی‌خوام تو دردسر بیوفتم، یوجین.

335
00:26:26,643 --> 00:26:28,862
‫یه شغل و یه جای خواب دارم.

336
00:26:28,905 --> 00:26:31,951
‫ممکنه بزودی یه گربه هم بخرم.

337
00:26:31,996 --> 00:26:33,476
‫خیلی بده اینکار.

338
00:26:33,518 --> 00:26:35,172
‫روزای سه‌شنبه 10 مایل
‫پیاده‌روی میکنه.

339
00:26:35,217 --> 00:26:39,046
‫حدود 90 دقیقه خبری ازش نیست

340
00:26:39,089 --> 00:26:40,352
‫لطفا.

341
00:26:40,395 --> 00:26:44,020
‫پرنسس، اون کلیدِ این معماست.

342
00:26:44,268 --> 00:26:45,704
‫مطمئنم!

343
00:26:56,412 --> 00:26:58,282
‫ببخشید که نمی‌تونم برای ناهار بمونم.

344
00:26:58,326 --> 00:26:59,371
‫انشاالله سری بعد، دوست من.

345
00:26:59,414 --> 00:27:00,720
‫باشه

346
00:27:09,250 --> 00:27:12,210
‫خب، نظرت چیه؟

347
00:27:16,387 --> 00:27:18,651
‫داره اونا رو می‌دزده.

348
00:27:18,694 --> 00:27:21,785
‫با یکی از ستوان‌ها حرف زدم.

349
00:27:21,827 --> 00:27:24,003
‫پولی که می‌خوای برای اضافه
‫ دستمزد‌ـشون بدی رو برای خودش برمی‌داره،

350
00:27:24,047 --> 00:27:25,570
‫و تهدیدشون می‌کنه که ساکت باشن.

351
00:27:25,615 --> 00:27:28,226
‫چند شب پیش زیاده‌روی کرده،

352
00:27:28,269 --> 00:27:29,922
‫برای همین الان قهر کردن و خشاش نمیدن...

353
00:27:35,929 --> 00:27:37,757
‫پول مستقیم میرسه به دست اونا.

354
00:27:37,800 --> 00:27:41,326
‫و همینطور افزایش دستمزدی که
‫قولش رو داده بودیم

355
00:27:41,370 --> 00:27:43,807
‫موتو چی میشه؟

356
00:27:43,849 --> 00:27:47,332
‫خب، دیگه باهاش نمیرم ماهی‌گیری.

357
00:27:47,375 --> 00:27:48,941
‫شکی تو این مورد نیست.

358
00:27:52,249 --> 00:27:53,772
‫همین الان دستگیرش کنین.

359
00:28:01,477 --> 00:28:03,042
‫هـی! چه غلطی می‌کنین؟

360
00:28:03,086 --> 00:28:05,001
‫دستتو بکش!

361
00:28:05,045 --> 00:28:07,003
‫هورنسبی؟

362
00:28:07,047 --> 00:28:08,570
‫مادر جنده...

363
00:28:48,653 --> 00:28:50,352
‫هـی، یوجین؟

364
00:28:50,394 --> 00:28:52,701
‫این یارو وقتی وسط پیاده‌روی روزانه‌ـش بارون
‫بیاد چه خاکی میریزه تو سرش؟

365
00:28:52,745 --> 00:28:54,399
‫خب، چون اخیرا زیاد بارون نیومده...

366
00:28:54,442 --> 00:28:57,096
‫درباره این یکی دیگه نظری ندارم.

367
00:28:57,141 --> 00:28:59,535
‫خب ولی الان داری! اینجاست..

368
00:28:59,577 --> 00:29:02,319
‫باید فرار کنیم...

369
00:29:02,364 --> 00:29:04,017
‫فاصله‌ـشُ بشمار برام!

370
00:29:04,060 --> 00:29:05,062
‫چی؟

371
00:29:05,105 --> 00:29:08,194
‫فاصله‌ـش! مثلا 50 متر مونده، 40 متر مونده،
‫یا 30 متر...

372
00:29:08,239 --> 00:29:09,500
‫از این چیزا سر در نمیارم.

373
00:29:09,545 --> 00:29:11,720
‫فقط بگو چقدر دیگه وقت دارم!

374
00:29:11,763 --> 00:29:13,766
‫داش، دارم بهت میگم دیگه...

375
00:29:13,809 --> 00:29:15,289
‫وقت‌ـمون تمومه!

376
00:29:36,006 --> 00:29:37,702
‫<i>دیدم دارن از نردبون میان داخل</i>

377
00:29:37,747 --> 00:29:39,269
‫نمی‌تونن اونقدرا دور شده باشن...

378
00:29:39,314 --> 00:29:41,532
‫ایناهاشون! خودشونن

379
00:30:05,643 --> 00:30:07,037
‫فرمانده مرسر، چه کمکی از
‫دستم برمیاد؟

380
00:30:07,079 --> 00:30:09,125
‫بیماری که توی اتاق 33 بود و

381
00:30:09,169 --> 00:30:11,432
‫سربازهایی که باهاش بودن کجان؟

382
00:30:11,476 --> 00:30:14,392
‫هیچکس توی اتاق 33 نیست.

383
00:30:14,435 --> 00:30:17,352
‫اینو میدونم.

384
00:30:17,394 --> 00:30:21,137
‫میخوام بدونم چه اتفاقی برای مردی که
‫توی اون اتاق بود افتاده

385
00:30:21,181 --> 00:30:24,445
‫بدون اجازه من حتی نمی‌تونه
‫از سر جاش تکون بخوره...

386
00:30:24,489 --> 00:30:26,403
‫ببخشید اما ظاهرا که اینطور نیست.

387
00:30:35,499 --> 00:30:38,676
‫واقعا متاسفم که تو رو راضی کردم

388
00:30:38,720 --> 00:30:41,114
‫خودتُ قاطی این اوضاع مسخره بکنی.

389
00:30:41,157 --> 00:30:43,202
‫ قصد دارم بهشون بگم که تو هیچ نقشی
‫توی...

390
00:30:43,247 --> 00:30:46,771
‫این ماجرا و اجرا این نقشه نداشتی.

391
00:30:54,213 --> 00:30:55,345
‫هی...

392
00:30:55,390 --> 00:30:57,086
‫تازه رسیدم به شهر.

393
00:31:00,089 --> 00:31:02,788
‫چه غلطی کردین شما دو تا؟

394
00:31:02,832 --> 00:31:07,489
‫خب، رومن کلهون واقعا همون کسیه که میگه

395
00:31:07,531 --> 00:31:09,229
‫اون برای شرکت رابی، لوله‌کشی می‌کنه.

396
00:31:11,275 --> 00:31:13,277
‫تو انجام این کاغذبازی ها گشاد کردن، ولی...

397
00:31:13,319 --> 00:31:15,626
‫با شهر قرار داد دارن.

398
00:31:15,671 --> 00:31:19,413
‫و با توجه به این فاکتور، آقای کلهون...

399
00:31:19,457 --> 00:31:21,111
‫شبی که شما دیدینش...

400
00:31:21,153 --> 00:31:26,682
‫برای تعمیر کردن سینک اونجا بودن.

401
00:31:26,724 --> 00:31:30,294
‫اما اون وسایل‌های آدم‌دزدی که توی
‫کمدش پیدا کردیم پس چی؟

402
00:31:30,336 --> 00:31:32,035
‫اون اسلحه ها غیرقانونی ان..

403
00:31:32,077 --> 00:31:33,428
‫برای شما اره.

404
00:31:33,470 --> 00:31:35,430
‫اون یه شهروند کامله! مجوز داره.

405
00:31:35,472 --> 00:31:36,822
‫همه ما یدونه از این جعبه ها داریم!

406
00:31:36,865 --> 00:31:39,041
‫حتی اونایی که سال هاست اینجا زندگی می‌کنن.

407
00:31:45,656 --> 00:31:47,267
‫ماجراتون رو برای کلهون تعریف کردم.

408
00:31:47,310 --> 00:31:49,008
‫درباره استفانی بهش گفتم،

409
00:31:49,051 --> 00:31:50,836
‫مشکلاتی که درگیرش بودی رو
‫توضیح دادیم.

410
00:31:50,880 --> 00:31:53,316
‫ناراحت و عصبانیتی که
‫متحمل شدی...

411
00:31:53,359 --> 00:31:57,407
‫و قبول کرده که شکایت نکنه.

412
00:31:57,451 --> 00:32:00,803
‫اما باید دست از سرش برداری.

413
00:32:00,845 --> 00:32:04,022
‫اینم امضا کن.

414
00:32:04,066 --> 00:32:07,287
‫نشون دهنده اینه که بعد از مفقود شدن
‫دوست دخترت...

415
00:32:07,330 --> 00:32:08,854
‫زیر فشار روانی احساسی...

416
00:32:08,897 --> 00:32:11,422
‫بودی و دچار پارانوید* شده بودی!
‫(بدگمانی)

417
00:32:11,466 --> 00:32:14,424
‫متاسفم اونطوری که فکرمی‌کردی پیش نرفت

418
00:32:14,469 --> 00:32:17,079
‫درباره کلهون اشتباه فکر می‌کردی و
‫باید اینُ قبول کنی.

419
00:32:17,123 --> 00:32:20,997
‫چون اگه قبول نکنی، منم دیگه
‫نمیتونم بهت کمک کنم.

420
00:32:55,074 --> 00:32:57,294
‫باید زودتر از اینا می‌دونستم...

421
00:32:57,336 --> 00:32:59,425
‫داستان خیلی پیچیده تر از چیزی‌ـه
‫که فکر می‌کردم

422
00:32:59,470 --> 00:33:00,905
‫داداش هیچ‌کدوم از اینایی که میگی
‫واقعیت نداره.

423
00:33:00,950 --> 00:33:02,691
‫استفانی باهات بهم زده.

424
00:33:05,867 --> 00:33:07,217
‫این چه حرفی بود زدی؟

425
00:33:07,259 --> 00:33:08,697
‫ببین، یه ساعته دارم بهش فکرمی‌کنم...

426
00:33:08,740 --> 00:33:10,960
‫اصلا بیا بگیم حق با تو‌ـه و درست میگی...

427
00:33:11,002 --> 00:33:13,919
‫ولی یارو لوله‌کشه، یوجین.

428
00:33:13,962 --> 00:33:16,355
‫خودت دیدی! بفرما...

429
00:33:16,400 --> 00:33:18,968
‫فرم انتقالی استفانی رو هم دیدی...

430
00:33:19,010 --> 00:33:23,754
‫کارگرا اومدن و وسایل هاش رو جمع کردن بردن براش!

431
00:33:23,799 --> 00:33:27,629
‫شاید اونقدرا هم که فکرمیکنی پیچیده نیست.

432
00:33:27,671 --> 00:33:29,587
‫اما خودت بهم گفتی که

433
00:33:29,631 --> 00:33:32,154
‫وقتی یه زن بهم میگه دوستت دارم، حرفش رو
‫باور کنم

434
00:33:32,198 --> 00:33:35,723
‫اره خب اما وقتی یه زن از شغل‌ـش استعفا میده

435
00:33:35,767 --> 00:33:37,986
‫و بدون اینکه خبرت کنه می‌ذاره و میره...

436
00:33:38,029 --> 00:33:40,250
‫شاید بهتره تو هم
‫با اون اوضاع کنار بیای.

437
00:33:53,567 --> 00:33:58,267
‫وقتی بابام دیگه از زندگی بُریده بود،

438
00:33:58,310 --> 00:34:00,792
‫ترک‌ـمون کرد و رفت.

439
00:34:00,836 --> 00:34:04,622
‫فکرکردم به خاطر این رفته که

440
00:34:04,665 --> 00:34:08,017
‫از سیگاراش کِش رفتم و کشیدم...

441
00:34:08,060 --> 00:34:11,455
‫و دیگه هیچوقت ندیدم‌ـش.

442
00:34:11,497 --> 00:34:15,372
‫ولی خب خدا میدونه!

443
00:34:15,415 --> 00:34:17,156
‫شاید دلیل‌ـش همین بوده.

444
00:34:18,941 --> 00:34:22,988
‫یعنی، می‌تونی با خودت فکرکنی
‫طرف مقابلُ می‌شناسی،

445
00:34:23,031 --> 00:34:28,167
‫و بعدش یهو به این نتیجه برسی
‫که حتی یه ذره هم نمی‌شناختیش.

446
00:34:30,734 --> 00:34:32,475
‫اره، خیلی مسخره‌ـست...

447
00:34:35,087 --> 00:34:37,263
‫اما رسم روزگار همینه.

448
00:34:41,484 --> 00:34:45,575
‫می‌فهمم چرا داری این حرف رو میزنی.

449
00:34:45,620 --> 00:34:50,799
‫اما به هر حال، من چیزهایی میدونم
‫که تو نمی‌دونی.

450
00:34:57,066 --> 00:34:58,633
‫فقط من میدونم چه حسی داشت.

451
00:35:03,725 --> 00:35:05,596
‫خیلی‌خب

452
00:35:05,640 --> 00:35:08,859
‫خب، حرفی که زدم فقط یه نظریه بود.

453
00:35:56,455 --> 00:35:59,591
‫" ببین میدونم دوست نداری که این حرفارو بهت بزنم "

454
00:36:02,163 --> 00:36:05,163
‫" اما تو کار خودت رو انجام دادی و این عالیه "

455
00:36:06,227 --> 00:36:08,960
‫" ما که قرار نیست تا ابد اینجا باشیم "
‫" همیشه که قرار نیست یه کاسه‌ای زیر نیم کاسه باشه "

456
00:36:09,054 --> 00:36:11,887
‫" حضور موقتی ما توی اینجا شاید اصلا به همین دلیله "

457
00:36:12,716 --> 00:36:14,091
‫- نه؟
‫- شاید

458
00:36:16,896 --> 00:36:18,596
‫" باشه آبجی! حق با توئه... "

459
00:36:41,330 --> 00:36:42,330
‫" این چیه؟ "

460
00:36:42,735 --> 00:36:46,935
‫" یه لیست از اسامی چند نفر، آخری رو ببین "

461
00:36:48,987 --> 00:36:50,187
‫« تایلر دیویس »

462
00:38:06,689 --> 00:38:08,866
‫هـــی

463
00:38:14,524 --> 00:38:16,308
‫بهت گفتم یه صدایی شنیدما!

464
00:38:37,154 --> 00:38:38,765
‫خودم حل‌ـش می‌کنم

465
00:38:56,174 --> 00:38:57,392
‫تو منُ بازی دادی

466
00:39:01,745 --> 00:39:04,442
‫میدونستم

467
00:39:04,486 --> 00:39:07,924
‫تو از داستان دروغینِ کلهون حمایت کردی،

468
00:39:07,968 --> 00:39:10,013
‫مطمئن بودم توی لاپوشونی مفقود شدن

469
00:39:10,058 --> 00:39:11,797
‫استفانی دست داری.

470
00:39:14,192 --> 00:39:19,067
‫اما حالا به عمق اینکه چقدر خودم رو فریب میدادم پی بردم،

471
00:39:19,109 --> 00:39:22,287
‫چون خیلی زودتر از اینا باید به این نتیجه می‌رسیدم،

472
00:39:22,330 --> 00:39:25,203
‫قبل از اینکه با یه لگد توی شکمم، بفهمم
‫اوضاع از چه قراره.

473
00:39:33,037 --> 00:39:35,779
‫هیچ استفانی‌ای در کنار نبوده...

474
00:39:37,868 --> 00:39:40,261
‫اون کیه؟

475
00:39:40,305 --> 00:39:42,263
‫مامور مخفی‌تونه؟

476
00:39:44,482 --> 00:39:46,006
‫یه آدم دغل‌باز که واسه‌ـت سگ‌دو میزنه؟

477
00:39:46,049 --> 00:39:47,921
‫به هر حال، خیلی طبیعی نقششُ بازی میکرد!

478
00:39:50,620 --> 00:39:54,058
‫ازش استفاده کردی تا قلب
‫منُ به بازی بگیری!

479
00:39:54,102 --> 00:39:55,667
‫گولم زدی تا هر اطلاعاتی

480
00:39:55,712 --> 00:39:58,062
‫که درباره جوامع‌ـمون نیاز داری رو از زیر
‫زبونم بکشی بیرون.

481
00:39:58,105 --> 00:39:59,803
‫خب، نقشه‌ـت جواب داد.

482
00:40:02,066 --> 00:40:04,372
‫من رو به سمت ایستگاه قطار هدایت کرد،

483
00:40:04,415 --> 00:40:06,462
‫جایی که شما اومدین سراغمون!

484
00:40:09,551 --> 00:40:11,988
‫تـــو، تو فکر کردی من آدم ساده لوحی‌ام...

485
00:40:12,033 --> 00:40:14,035
‫مورد اعتماد ترین آدم، بین همه‌ـشون...

486
00:40:14,078 --> 00:40:15,861
‫دونه به دونه دوستام رو
‫ازم جدا کردی،

487
00:40:15,906 --> 00:40:19,082
‫فکرکردی زمین می‎‌خورم، اما نخوردم.

488
00:40:19,127 --> 00:40:20,955
‫بعدش منو کشوند به
‫اتاق بی‌سیم...

489
00:40:20,997 --> 00:40:23,305
‫جایی که دوباره دستگیرمون کردین!

490
00:40:23,348 --> 00:40:26,176
‫و واقعا به همه‌ چیزایی که می‌خواستی رسیدی.

491
00:40:26,221 --> 00:40:30,006
‫دوبار مثل کسخلا گول خوردم!

492
00:40:30,051 --> 00:40:32,270
‫اون بهم گفت می‌تونم به تو اعتماد کنم.

493
00:40:35,055 --> 00:40:38,624
‫و اعتماد کردم

494
00:40:38,667 --> 00:40:42,236
‫اون حتی کتاب‌ منم خوند تا...

495
00:40:42,279 --> 00:40:45,240
‫ببینه چیز مهمی توش هست...

496
00:40:45,283 --> 00:40:47,328
‫که شاید به دردت‌ بخوره یا نه...

497
00:40:50,767 --> 00:40:54,292
‫اما الان دیگه به هرچی که می‌خواستی رسیدی...

498
00:40:54,336 --> 00:40:56,946
‫دیگه نیازی نیست نقش بازی کنی!

499
00:40:56,991 --> 00:40:58,165
‫درسته؟

500
00:41:01,691 --> 00:41:05,694
‫اما یه چیزو یادت رفت

501
00:41:05,738 --> 00:41:07,435
‫کاملا مطمئن باش که...

502
00:41:07,479 --> 00:41:12,180
‫چهره واقعی‌ـت رو به همه نشون میدم.

503
00:41:18,055 --> 00:41:21,363
‫باشه.

504
00:41:21,406 --> 00:41:24,669
‫خب دقیقا چهره واقعی‌ـم چجور آدمیه؟

505
00:41:24,714 --> 00:41:27,412
‫آدم بدِ داستان؟

506
00:41:27,455 --> 00:41:30,589
‫لولوخورخوره؟

507
00:41:30,633 --> 00:41:33,330
‫یا بهترین اتفاقی که تا حالا برات رقم خورده؟

508
00:41:36,160 --> 00:41:38,509
‫حق با توئه، یوجین.

509
00:41:38,553 --> 00:41:41,165
‫من بهت دروغ گفتم.

510
00:41:41,209 --> 00:41:42,819
‫دقیقا مثل تو و دوستات

511
00:41:42,861 --> 00:41:44,950
‫که برای اجازه ورود به اینجا، دروغ گفتید.

512
00:41:44,995 --> 00:41:46,517
‫نه، نه.

513
00:41:46,562 --> 00:41:48,955
‫اما کی حوصله داره به
‫اینجا توجه کنه؟

514
00:41:48,999 --> 00:41:51,305
‫من هرکاری که برای کشوندن تو
‫به اینجا لازم بود، انجام دادم.

515
00:41:51,348 --> 00:41:54,352
‫و میدونی چیه؟ باید ازم تشکر کنی.

516
00:41:54,395 --> 00:41:56,484
‫تقصیر من نیست شما ها اینقدر احمق‌ـین که...

517
00:41:56,528 --> 00:42:00,140
‫متوجه نمی‌شین شانس در خونه‌ـتون رو زده.

518
00:42:00,183 --> 00:42:02,794
‫الــان، الان داری اعتراف میکنی که...

519
00:42:06,669 --> 00:42:10,499
‫من عاشق کسی شدم که وجود خارجی نداره؟

520
00:42:10,542 --> 00:42:11,977
‫ببین، وقتی دیدیم داره جدی میشه...

521
00:42:12,022 --> 00:42:13,763
‫تصمیم گرفتیم سریعا تموم‌ـش کنیم.

522
00:42:13,805 --> 00:42:16,026
‫ من هرکاری از دستم ساخته بود انجام دادم
‫تا از فکرش بیای بیرون.

523
00:42:16,069 --> 00:42:18,288
‫اما بیخیال‌ـش نشدی...

524
00:42:18,332 --> 00:42:19,899
‫الانم که اینجاییم!

525
00:42:22,337 --> 00:42:24,294
‫ولی الان دیگه میتونی دست برداری! نه؟

526
00:42:27,254 --> 00:42:31,084
‫قرار نبود اوضاع رفیقات بهتر بشه یوجین...

527
00:42:31,127 --> 00:42:32,738
‫داشتن از گرسنگی می‌مردن.

528
00:42:34,870 --> 00:42:36,176
‫اما الان اینجا‌ـین.

529
00:42:36,220 --> 00:42:38,134
‫الان وضعیت جامعه‌ـتون داره بهتر میشه.

530
00:42:38,178 --> 00:42:39,397
‫هرچی می‌خواین دارین،

531
00:42:39,441 --> 00:42:42,573
‫از کنسرت گرفته تا عمل جراحی سرطان.

532
00:42:42,618 --> 00:42:45,446
‫و تنها چیزی که در قبال‌ـش از شما خواستیم...

533
00:42:45,490 --> 00:42:49,363
‫این بود که تا وقتی اینجا هستین،

534
00:42:49,406 --> 00:42:51,975
‫شهروندان مُفیدی باشید.

535
00:42:54,238 --> 00:42:56,848
‫پس، هرچی دلت می‌خواد بهشون بگو...

536
00:42:56,892 --> 00:43:00,156
‫برگه‌ای که برای بیرون اومدن از زندان
‫امضا کردی...

537
00:43:00,200 --> 00:43:02,464
‫میگه که از پارانویا رنج می‌بری،

538
00:43:02,506 --> 00:43:05,031
‫به خاطر فشار عصبی‌ای که
‫بهت وارد شده.

539
00:43:08,252 --> 00:43:10,906
‫یادت میاد؟

540
00:43:10,950 --> 00:43:15,564
‫منظورم اینه که، یه لحظه خودتُ ببین یوجین...

541
00:43:15,607 --> 00:43:20,308
‫مثل روز روشنه که نابود شدی رفته...

542
00:43:20,350 --> 00:43:23,180
‫آیا از اینکه دلت شکسته متاسفم؟

543
00:43:23,223 --> 00:43:25,573
‫کاملا...

544
00:43:25,616 --> 00:43:27,227
‫مطمئنم وقتی دوستات هم ماجرا رو بفهمن،

545
00:43:27,270 --> 00:43:29,098
‫اونا هم خیلی ناراحت میشن.

546
00:43:29,142 --> 00:43:32,841
‫اما از همه اینا گذشته...

547
00:43:32,884 --> 00:43:36,192
‫هنوز فکرمی‌کنم اتفاق‌هایی که افتاده
‫به نفع همه بوده.

548
00:43:36,236 --> 00:43:37,890
‫اونا هم همین نظرُ دارن.

549
00:43:49,772 --> 00:43:52,817
‫راستی،

550
00:43:52,861 --> 00:43:56,212
‫اسم واقعیِ استفانی، شیراست.

551
00:43:56,256 --> 00:43:58,475
‫و از " آیرون میدن " متنفره!
‫(گروه موسیقی)

552
00:43:58,520 --> 00:44:01,174
‫اما واقعا از کتابی که نوشته بودی لذت برده بود.

553
00:44:03,872 --> 00:44:05,569
‫بچسب به نویسندگی.

554
00:45:08,024 --> 00:45:10,721
‫یوجین؟

555
00:45:10,765 --> 00:45:12,288
‫حالت خوبه؟

556
00:45:14,377 --> 00:45:16,292
‫یوجین، باید با هم حرف بزنیم.

557
00:45:21,471 --> 00:45:23,169
‫خــرسوسک!

558
00:45:23,212 --> 00:45:24,953
‫از سوسک‌کوچولو به خــرسوسک!

559
00:45:24,997 --> 00:45:27,477
‫لطفا برگرد.

560
00:45:39,968 --> 00:45:41,491
‫تو کی هستی؟

561
00:45:44,060 --> 00:45:45,495
‫منم...

562
00:45:49,412 --> 00:45:51,937
‫من کسی ام که پشت بی‌سیم باهاش حرف می‌زدی!

563
00:45:51,961 --> 00:46:16,961
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
