WEBVTT

00:01.260 --> 00:17.260
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:17.684 --> 00:20.208
‫الان دقیقا داری چیکار میکنی؟

00:20.252 --> 00:21.861
‫صبحِ زود بیدار شدم و دیگه نتونستم بخوابم

00:21.905 --> 00:24.821
‫واسه همین نشستم رُمان‌ـت رو خوندم.

00:24.865 --> 00:28.607
‫وایسا! آخراشه دیگه

00:28.652 --> 00:31.916
‫خب آخه راست‌ش هنوز تموم‌ـش نکردم!

00:37.312 --> 00:41.099
‫چند تا از های بخش اولش...

00:41.142 --> 00:42.622
‫از قصد بدون زمینه و موضوع خاصی نوشته شده...

00:42.666 --> 00:45.407
‫که البته هرچقدر میری جلوتر...

00:45.450 --> 00:46.625
‫بیشتر با عقل جور در میاد و منطقی‌تر میشه.

00:46.670 --> 00:47.713
‫ساکت!

00:52.065 --> 00:54.024
‫فقط میخوام بگم که...

00:54.068 --> 00:55.809
‫انتظاراتی زیادی نداشته باش ازش.

01:03.687 --> 01:05.470
‫عاشقش شدم!

01:05.514 --> 01:07.167
‫واقعا بهت افتخار می‌کنم.

01:09.693 --> 01:11.476
‫داره دیرم میشه.

01:21.748 --> 01:25.665
‫میدونی، دیروز همه‌ـش تو فکرت بودم،

01:25.708 --> 01:27.535
‫وقتی که داشتم چاقوم رو تیز می‌کردم و...

01:27.580 --> 01:29.974
‫الان باید بترسم یعنی؟

01:30.016 --> 01:32.237
‫نه، اینکه توی فکرت بودم،

01:32.279 --> 01:36.153
‫قطعا برای این نبوده که میخواستم بکشمت...

01:36.196 --> 01:38.504
‫اما به هر حال، این یارویی که مسئول چاقو ها بود،

01:38.546 --> 01:40.374
‫از قضا کلید ساز هم در اومد.

01:49.907 --> 01:53.910
‫دلم می‌خواد بیشتر از اینا ببینمت.

01:53.953 --> 01:57.218
‫و حالا که ساعت کاری شغلت خیلی زیاد شده،

01:57.261 --> 02:00.220
‫گفتم شاید این کار بتونه یه کمک کوچیکی باشه...

02:00.265 --> 02:04.008
‫اگه هنوز نمی‌فهمی چی‌ می‌گم، این
‫کلید درِ آپارتمان‌ـمه.

02:08.838 --> 02:11.667
‫استفانی،

02:11.711 --> 02:13.408
‫دوستت دارم.

02:19.980 --> 02:21.546
‫منم دوستت دارم.

02:42.785 --> 02:44.135
‫خب، خوب پیش رفت یا نه؟

02:44.177 --> 02:46.702
‫اره، اگه راستش رو بخوای...

02:46.746 --> 02:48.748
‫ساعت پنج و نیم قراره بریم بستنی بخوریم.

02:48.791 --> 02:52.056
‫و هنوز واقعا نمی‌دونم باید چیکار کنم
‫و چیکار نکنم...

02:52.099 --> 02:54.840
‫اما مشخصه کاری که کردم...

02:54.885 --> 02:57.148
‫نتیجه مثبتی در پی داشته.

02:57.190 --> 02:58.975
‫اما یه حسی هست که داره نگرانم می‌کنه...

02:59.018 --> 03:01.848
‫از اینکه نکنه یهویی اتفاقی بیوفته...

03:01.891 --> 03:02.980
‫دوست‌ـش داری؟

03:03.023 --> 03:04.895
‫معلومه که اره

03:04.938 --> 03:06.766
‫اونم گفت که من رو دوست داره.

03:06.809 --> 03:08.986
‫پس نگران نباش.

03:09.028 --> 03:10.378
‫جدی میگم.

03:10.422 --> 03:12.771
‫وقتی یه خانم بهت میگه که دوستت داره؛

03:12.815 --> 03:14.252
‫حرفشو باور کن.

04:40.554 --> 04:43.035
‫استفانی! منم یوجین...

04:46.648 --> 04:48.172
‫اونجایی؟

04:51.828 --> 04:53.350
‫استفانی؟

04:58.922 --> 05:01.576
‫استفانی؟

05:01.619 --> 05:02.795
‫استفانی؟ مـنم یوجین.

05:02.838 --> 05:04.405
‫اونجایی؟

05:16.417 --> 05:18.985
‫استفانی!

05:19.028 --> 05:20.377
‫منم یوجین...

05:30.300 --> 05:32.042
‫استفانی، اونجایی؟

06:17.015 --> 06:20.407
‫« مـــردگــان مــتــحرک »
‫" فصل یازدهم - قسمت یازدهم "

06:24.571 --> 06:26.139
‫به نظر خوب میاد، بفرست‌ـش بره.

06:32.754 --> 06:35.495
‫صبرکن

06:35.540 --> 06:36.802
‫اون میگه خوب به نظر نمیرسه.

06:36.845 --> 06:38.977
‫اره، اینو خودم فهمیدم.

06:42.460 --> 06:47.508
‫سرباز " دیویس " داستان خودش رو برای گفتن داره.

06:47.552 --> 06:48.857
‫خطر اخراج شدن از کامن‌ولث رو

06:48.901 --> 06:51.295
‫بدون هیچ دلیلی به جون نمی‌خره.

06:51.338 --> 06:53.035
‫درسته! اون همچین کاری نکرد

06:53.078 --> 06:54.384
‫دکترش تائید کرده که اون...

06:54.427 --> 06:56.778
‫دچار پی‌تی‌اس‌دی بوده!
‫(اختلال استرس پس از حادثه)

06:56.821 --> 06:58.518
‫بیخیال بابا.

06:58.562 --> 07:00.999
‫من حرفای فرمانده ارتشُ قبول ندارم!

07:01.043 --> 07:04.220
‫بعد بیام حرفای دکتر ارتشُ باور کنم؟

07:04.264 --> 07:08.398
‫یه اتفاقی برای تایلر دیویس افتاده!

07:08.441 --> 07:12.359
‫یه چیزی که فرماندار میلتون رو
‫بابت‌ـش مقصر میدونه.

07:12.403 --> 07:17.408
‫اتفاقی که به خاطرش حاضره شده
‫جلوی کل مردم به زبون‌ـش بیاره.

07:17.451 --> 07:20.062
‫و کاملا مشخصه اونا دلیلی برای سرکوب کردن
‫حقیقت دارن!

07:20.105 --> 07:22.021
‫این تفسیر شرحِ ماجراست!

07:22.064 --> 07:24.502
‫یه بُعد دیگه از ماجرا اینه که
‫تایلر مشکلات روحی و روانی داشته.

07:24.545 --> 07:26.155
‫و فقط یدونه از اون تفسیرات...

07:26.199 --> 07:27.809
‫مدرکی برای اثبات‌ـش به حساب میاد.

07:31.944 --> 07:35.555
‫اون گفت هزاران نفر دیگه مثل من وجود دارن.

07:35.600 --> 07:38.951
‫این یعنی چی؟

07:38.994 --> 07:40.518
‫ما باید...

07:57.664 --> 08:01.620
‫اتفاقی که واقعا توی مهمونی بال‌ماسکه افتاد
‫رو چاپ کنیم

08:02.626 --> 08:04.802
‫اما اگه می‌خواین حرف هایی که فرماندار میلتون توی...

08:04.845 --> 08:06.935
‫نشست خبری گفت رو منتشر کنین،
‫بحث‌ـش جداست.

08:06.979 --> 08:08.066
‫نه، کانی.

08:08.110 --> 08:09.328
‫من میخوام که تو حرفای فرماندار میلتون...

08:09.373 --> 08:10.721
‫توی نشست خبری رو چاپ کنی

08:10.764 --> 08:13.071
‫تا از دفعه بعد من مجبور نباشم اینکارو انجام بدم.

08:19.513 --> 08:21.080
‫خب اگه هیچکس اون رو ندیده و
‫باهاش حرف نزده

08:21.124 --> 08:22.864
‫پس چطوری بهتون گفته مریض شده؟

08:22.908 --> 08:24.301
‫من اصلا نگفتم اون زنگ زده و گفته...

08:24.344 --> 08:25.518
‫تنها چیزی که میدونم اینه که

08:25.562 --> 08:28.217
‫باید اینجا کار کنم، چون اون چند وقتیه آفتابی نشده.

08:28.260 --> 08:29.870
‫اجازه میدی؟

08:37.512 --> 08:39.192
‫" مطمئنی که همینطوره؟ "

08:39.604 --> 08:42.548
‫- یارو یکی رو گروگان گرفته بود
‫- چون ترسیده بود

08:43.759 --> 08:46.559
‫" خب واسه خودِ منم پیش اومده، ولی هیچوقت
‫کسی رو گروگان نگرفتم "

08:46.699 --> 08:50.603
‫" من فقط می‌خوام بدونم چرا درباره پاملا
‫اونطوری فکر می‌کرد "

08:51.465 --> 08:54.517
‫" تو میخوای بدونی، چون کنجکاوی که
‫چرا این موضوع رو اینقدر مخفی نگه داشتن "

09:04.384 --> 09:05.951
‫اینجا یه اتاق شخصی‌ـه.

09:09.259 --> 09:13.089
‫تایلر دیویس، ایشون وکیل دارن؟

09:13.132 --> 09:15.003
‫ چه اتهامات‌ـی بهش زده شده؟

09:25.623 --> 09:27.145
‫از واحد بازرسی اومدیم.

09:27.190 --> 09:28.842
‫از ما خواسته شده تا اینجا رو بررسی کنیم.

09:31.542 --> 09:33.326
‫لطفا درب رو باز کنین.

09:46.209 --> 09:49.211
‫اینجا نیست.

09:49.254 --> 09:51.648
‫پس می‌خوام سریعا یه اعلامیه منتشر کنم،

09:51.691 --> 09:53.912
‫تا وقتی هنوز توی ذهنمه، آخرین اطلاعات

09:53.955 --> 09:55.913
‫و مشخصات‌ـش رو بنویسم.

09:55.956 --> 09:57.610
‫باشه! فردا یه سر بیا اداره

09:57.654 --> 09:59.526
‫تو کاغذ بازیا و اینا کمکت می‌کنم.

10:42.351 --> 10:44.962
‫هر چند وقت یه بار میای
‫گردش های اینطوری؟

10:45.005 --> 10:48.009
‫ هر موقع که دلم بخواد.

10:48.052 --> 10:51.009
‫احتمالا خیلی عجیب به نظر برسه، اما...

10:51.051 --> 10:53.276
‫وقتی این بیرونم حس می‌کنم حالم
‫خیلی بهتره تا توی داخل شهر...

10:53.318 --> 10:57.366
‫اصلا عجیب به نظر نمیرسه.

10:57.409 --> 10:59.933
‫خیلی از افراد منم همین حس رو دارن.

10:59.978 --> 11:02.937
‫هنوزم افرادِ من و افراد خودت می‌کنی!
‫(هنوز ما رو جدا از هم میدونی)

11:02.980 --> 11:04.374
‫می‌خوام ببینی زندگی اینجا
‫چطوری پیش میره

11:04.417 --> 11:09.943
‫چون میخوام بخشی ازش باشی.

11:09.988 --> 11:13.600
‫با در نظر گرفتن همه‌چی، من
‫واقعا کارمو خوب انجام دادم.

11:13.643 --> 11:16.734
‫اما از همون روز اول که اینقدر کاربلد نبودم.

11:16.777 --> 11:20.259
‫یعنی الان هستی؟

11:20.302 --> 11:21.739
‫به سختی.

11:21.782 --> 11:24.829
‫فرماندار میلتون شهر رو اداره می‌کنه.

11:24.871 --> 11:27.788
‫اما فقط منم که میدونم چطوری اداره‌ـش می‎کنه

11:27.831 --> 11:30.486
‫چون کارتُ از اولِ اول شروع کردی.

11:30.529 --> 11:35.143
‫من خیلی وقته که خودم رو به
‫خانواده میلتون ثابت کردم.

11:35.187 --> 11:37.494
‫اگه با آدمای درست بگردی کارول،

11:37.537 --> 11:40.409
‫نون‌ـت توی روغنه.

11:40.452 --> 11:42.672
‫و یه چیزی که توی راهی که در پیش
‫داری یاد می‌گیری اینه که...

11:42.715 --> 11:45.806
‫متوجه میشی دو دسته آدم وجود داره.

11:45.850 --> 11:47.894
‫دسته اول، آدمای پولکی هستن!

11:47.938 --> 11:50.332
‫اونا فقط دنبال پول‌ـن، یه مشت روانی که

11:50.375 --> 11:53.552
‫از موقعیت‌ـشون سو استفاده می‌کنن.

11:53.596 --> 11:57.774
‫و دسته دوم آدمای وطن‌پرست هستن.

11:57.817 --> 12:01.168
‫بَنده های واقعی و کسایی که
‫می‌خوان مفید باشن.

12:01.212 --> 12:02.909
‫حالا از اینکه خودشون آدمای خوبی‌ ان یا نه بُگذریم.

12:02.953 --> 12:04.259
‫اما قلبا انسان های خوبی‌ان.

12:04.302 --> 12:08.001
‫چون به این دولت باور دارن.

12:08.046 --> 12:09.481
‫برای همین منو آوردی اینجا؟

12:09.526 --> 12:12.398
‫میخوای یه بَنده واقعی ازم بسازی؟

12:12.441 --> 12:13.704
‫پرونده‌ـت رو خوندم.

12:13.746 --> 12:15.052
‫با خاطر هوش بالات اینجایی!

12:15.095 --> 12:16.315
‫فکرکنم توی سر و کله زدن
‫با این عوضیا...

12:16.359 --> 12:19.057
‫بتونی کمکم کنی.

12:19.100 --> 12:20.840
‫اینکه چطوری از پسش بربیای، دیگه با خودته.

12:58.792 --> 13:00.010
‫الان چیکاره‌ایم؟

13:00.053 --> 13:01.533
‫قاچاقچی یا دلال مواد؟

13:04.101 --> 13:05.494
‫قاچاقچی!

13:05.538 --> 13:08.672
‫اما اونطوری نیست که فکر میکنی.

13:08.715 --> 13:10.760
‫اینجا به طور دقیق بخشی از کامن‌ولث نیست

13:10.803 --> 13:13.937
‫اما اونا به ما نیاز دارن و ما هم به اونا.

13:13.980 --> 13:17.071
‫ما از خشاش برای تولید مورفین مورد استفاده
‫بیمارستان استفاده می‌کنیم.

13:17.115 --> 13:20.422
‫اگه مورفین تموم بشه، یه اوضاعی
‫میشه که بیا و ببین.

13:20.465 --> 13:22.293
‫من اطمینان حاصل می‌کنم که
‫همچین اتفاقی نیوفتهو

13:22.337 --> 13:24.557
‫اما بعضی‌وقتا، برای کمک به این روند
‫باید با آدمایی مثل موتو معامله کنیم!

13:24.600 --> 13:26.907
‫بهت که گفتم چه اتفاقی میوفته...

13:29.345 --> 13:30.693
‫منم ازت خواستم که خودت حل‌ـش کنی.

13:30.736 --> 13:33.436
‫باهاش صحبت کردم که حداقل سِری آخر
‫رو تحویل بده.

13:33.479 --> 13:34.871
‫نهایت تلاشم بود.

13:34.914 --> 13:37.614
‫بهت که گفتم قرار نیست محصولُ به کسی بدن!

13:37.657 --> 13:39.049
‫دستمزد بیشتری می‌خوان.

13:39.092 --> 13:41.008
‫قسم خوردن اگه اینکارو نکنیم، ولشون
‫می‌کنن تا همه‌ـشون بِگَنده.

13:43.096 --> 13:47.537
‫خب، بذار ببینم چیکار می‌تونم بگم.

13:57.981 --> 13:59.417
‫هی

13:59.461 --> 14:02.072
‫از طرفه روزنامه دولتی اومدیم.

14:02.115 --> 14:04.596
‫نفر دوم‌ـین توی صف.

14:09.939 --> 14:11.739
‫" کاملا مشخصه بازیمون دادن "

14:14.726 --> 14:15.726
‫" قشنگ دارم حس می‌کنم... "

14:15.750 --> 14:18.886
‫" جن میدونسته من رو این سرباز های نظامی زوم شدم "

14:19.484 --> 14:21.951
‫" واسه همین مارو فرستاد دنبال نخود سیاه "

14:22.240 --> 14:24.340
‫" پس اگه نمی‌خوای به حرفای اون گوش بدی "

14:24.769 --> 14:27.635
‫" هرکاری خودت فکرمیکنی درسته رو انجام بده "

14:49.555 --> 14:52.078
‫بریم

14:59.259 --> 15:00.610
‫هــی

15:00.653 --> 15:03.438
‫کم‌پیدا بودی...

15:03.481 --> 15:05.004
‫حالت چطوره؟

15:05.048 --> 15:07.878
‫داشتم توی خلوت خودم حالت
‫های ممکن رو بررسی می‌کردم.

15:07.921 --> 15:09.052
‫اره، مشخصه قشنگ.

15:09.095 --> 15:10.402
‫میشه بیام داخل؟

15:10.446 --> 15:12.056
‫برات لازانیا آوردم.

15:32.423 --> 15:34.207
‫اینکه خالیه توش.

15:34.251 --> 15:36.427
‫راستی، ببخشید...

15:36.471 --> 15:38.298
‫لازانیا درست نکردم من.

15:38.342 --> 15:42.739
‫وقتی غذا دست‌ـت باشه راهت میدن بیای داخل.

15:42.782 --> 15:46.307
‫خب، چه خبرا؟

15:51.268 --> 15:53.009
‫وقتی واحد بررسی دست از جست‌وجو برداشت.

15:53.052 --> 15:54.228
‫تصمیم گرفتم خودم برای...

15:54.272 --> 15:56.230
‫ماجرا گم‌شدن استفانی وارد عمل بشم.

16:01.539 --> 16:04.412
‫راستشو بخوای، هرچی زمان می‌گذره...

16:04.456 --> 16:06.980
‫به بن‌بست های بیشتری بر می‌خورم.

16:07.023 --> 16:09.068
‫اجازه دادم نا اُمیدی به وجودم رخنه کنه!

16:11.855 --> 16:14.552
‫البته بخت باهام یار بود و
‫دوباره دست به کار شدم.

16:27.958 --> 16:30.263
‫آقا، آقا...

16:32.309 --> 16:35.617
‫آقا، باید باهاتون حرف بزنم.

16:35.661 --> 16:37.923
‫لطفا! باید باهاتون حرف بزنم.

16:43.407 --> 16:46.803
‫خانه‌ی شماره 1634 ریسین.

16:46.845 --> 16:49.457
‫یه ساختمان مسکونی‌ـه توی محل اقامت شهروندان.

16:49.500 --> 16:52.329
‫سه روز پیش، اونجا دیدمت.

16:52.373 --> 16:55.462
‫ساعت 7 عصر، داشتین از پله ها می‌یومدین پایین...

16:55.507 --> 16:57.074
‫اصلا یادم نمیاد.

16:57.116 --> 16:58.683
‫آقا، آقا...

16:58.728 --> 17:00.294
‫یه لحظه!

17:03.863 --> 17:05.604
‫یکی از اشخاص خیلی نزدیکِ
‫من گُمشده،

17:05.647 --> 17:08.476
‫ممکنه چیزی بدونید که کمک کنه پیداش کنم؟

17:11.566 --> 17:13.568
‫گفتی کجا منو دیدی؟

17:13.612 --> 17:16.093
‫محله مسکونی یک.

17:16.135 --> 17:20.793
‫سه روز پیش، دور و بر ساعت هفت عصر اینا...

17:20.836 --> 17:22.316
‫آهان.

17:22.359 --> 17:23.274
‫محله مسکونی یک...

17:23.316 --> 17:25.015
‫الان یادم اومد.

17:25.057 --> 17:27.670
‫اومده بودم یه سینک خراب‌شده
‫رو تعمیر کنم.

17:27.712 --> 17:31.891
‫یعنی خب، اونجا ندید‌ـینش؟

17:35.720 --> 17:39.202
‫یادتون نمیاد دیده باشین‌ـش یا نه؟

17:39.246 --> 17:40.856
‫یا چیز مشکوکی...

17:40.900 --> 17:44.948
‫اون شب، اون اطراف اتفاقی نیوفتاد؟

17:44.990 --> 17:46.557
‫نه

17:46.602 --> 17:48.385
‫تموم شد؟

17:48.429 --> 17:50.649
‫واقعا معذرت می‌خوام که مزاحمتون شدم،

17:50.692 --> 17:53.130
‫اگه امکانش هست که بعدا حرف بزنیم با هم، اطلاع بدین بهم...

17:55.914 --> 17:57.525
‫نیازی به گفتن این نیست که ماجرا

17:57.568 --> 18:00.093
‫از دید من به شدت مشکوک بود.

18:00.136 --> 18:02.182
‫اونجا هیچ خبری از ماشین یه آدم تاسیساتی نبود،

18:02.226 --> 18:04.663
‫لباسی که مربوط به کارش باشه تن‌ـش نبود و...

18:04.707 --> 18:06.011
‫هیچ ابزار تعمیری با خودش نداشت.

18:06.056 --> 18:07.623
‫واقعا برام عجیب بود...

18:07.665 --> 18:09.319
‫تنها کسی که مطمئن بودم

18:09.363 --> 18:10.886
‫شبی که استفانی ناپدید شد، اونجا بوده

18:10.930 --> 18:12.365
‫همچنین دلیل کسشری داشت.

18:16.413 --> 18:17.762
‫پس تصمیم گرفتم تعقیب‌ـش کنم.

18:23.638 --> 18:26.380
‫خب این لوله‌کشه الان کجای داستانه؟

18:30.253 --> 18:33.560
‫اول بگم که، اسمش رومن کلهوم‌ـه.

18:36.694 --> 18:39.262
‫و کاملا مشخصه که لوله‌کش نیست.

18:44.310 --> 18:47.401
‫به احتمال زیاد شب‌ها دست به کار میشه.

18:47.444 --> 18:50.622
‫محل کارش توی قسمت انباریِ...

18:50.665 --> 18:52.057
‫یه ساختمونه.

18:52.102 --> 18:54.191
‫اینطور به نظر میرسه که یه مغازه خدمات لوله
‫کشی عادی‌ـه...

18:54.233 --> 18:56.845
‫و ظاهرا خیلی بی‌حاشیه و قانونی هم هست.

18:56.888 --> 19:00.675
‫هر چند که، هیچوقت مشتری‌ای ندارن.

19:00.719 --> 19:03.113
‫وقتی ظاهرا مغازه بسته‌ـست، یه چراغ همیشه
‫اون داخل روشنه!

19:03.155 --> 19:04.374
‫و چند نفر به طور منظم...

19:04.417 --> 19:05.855
‫رفت و آمد می‌کنن...

19:05.897 --> 19:08.901
‫و معمولا هم چهار تا شخص مشخص
‫بیشتر نیستن.

19:08.944 --> 19:11.469
‫تنها از راه می‌رسن و به طور مکرر...

19:11.511 --> 19:13.123
‫در گروه های دونفره با هم ملاقات می‌کنن.

19:13.165 --> 19:15.038
‫و وقتی که چهار نفرشون دور هم جمع شدن؛

19:15.080 --> 19:18.301
‫پای نفر پنجم به ماجرا باز میشه!

19:18.345 --> 19:22.740
‫کسی که معتقدم رئیس‌ـشون هست.

19:22.785 --> 19:25.003
‫مغزمتفکر یه‌جور گروه از نُخاله‌ های فاسدِ...

19:25.047 --> 19:27.920
‫تحت حمایتِ دولت که استفانی از کارشون
‫بو برده بوده!

19:29.791 --> 19:30.967
‫یه مشت نُخاله؟
‫(کسایی که دارن برای یه منفعت‌ـی بدون اطلاع بقیه با هم کار می‌کنن)

19:31.009 --> 19:33.185
‫یعنی فکر می‌کنی دولت...

19:33.230 --> 19:35.144
‫یا همچین کسایی گم و گورش کردن؟

19:35.188 --> 19:36.798
‫دقیقا یکم بعد از شروع جست‌وجوـم...

19:36.842 --> 19:38.496
‫مردی که بعدا به...

19:38.538 --> 19:41.717
‫مظنون شماره دو من تبدیل شد، یعنی آقای " کلاه لوبیایی "...

19:41.759 --> 19:43.935
‫با چند نفر دیگه سر و کله‌ـشون توی

19:43.980 --> 19:47.156
‫آپارتمان استفانی پیدا شد و همه وسایل‌ـش
‫رو جمع کردن.

19:47.200 --> 19:49.636
‫و اونارو به یه مکان نامشخص منتقل کردن.

19:49.681 --> 19:54.337
‫دقیقا همون روز، همون روزی
‫که این...

19:54.381 --> 19:57.863
‫داخل پرونده استفانی توی
‫اداره اتحاد پیدا شد.

19:57.906 --> 20:00.170
‫درخواست انتقالی گرفتن‌ـش که
‫توسط خود استفانی امضا شده.

20:00.212 --> 20:02.912
‫دقیقا توی روز مفقود شدن‌ـش.

20:02.954 --> 20:04.740
‫مردی که فعلا توی ایستگاه مخابرات به‌جای
‫استفانی کار می‌کنه...

20:04.782 --> 20:07.699
‫بهم گفت که اون بدون هیچ اطلاع قبلی‌ای
‫غیب‌ـش شده.

20:07.742 --> 20:10.483
‫همچین حکم‎‌هایی رو عمرا بشه بدون

20:10.528 --> 20:13.966
‫پارتی داشتن توی اداره‌ای جایی جعل کرد.

20:14.009 --> 20:16.316
‫اون می‌دونسته قراره بیان سراغ‌ـش...

20:16.359 --> 20:18.536
‫وقتی که سعی میکنه ازشون
‫فرار کنه، اون فرم جعلی....

20:18.578 --> 20:21.757
‫انتقالی رو جور می‌کنن تا مفقود شدن‌ـش
‫رو توجیه کنن.

20:21.799 --> 20:23.845
‫تمامی وسایل‌هاش رو گم و گور می‌کنن تا...

20:23.888 --> 20:25.412
‫هر مدرکی که ممکنه ازشون داشته باشه
‫رو نابود کرده باشن.

20:25.455 --> 20:28.546
‫و حالا هم ساکت کردن‌ـش آخرین قدمه!

20:28.588 --> 20:30.155
‫تا اون لَکه اضافی رو پاک کنن!

20:34.551 --> 20:38.034
‫و اگه حق با من باشه،

20:38.076 --> 20:40.644
‫تنها امیدش اینه قبل از اینکه پیداش کنن...

20:40.688 --> 20:42.168
‫من دست‌ـشونُ رو کنم!

20:47.607 --> 20:48.784
‫خوب تخم‌ می‌ذارن امسال؟

20:48.826 --> 20:50.349
‫بله، قربان.

20:50.393 --> 20:52.743
‫اونقدری که دیگه فقط برای
‫سرگرمی‌ـمون ماهی‌گیری می‌کنیم.

20:52.788 --> 20:55.790
‫خیلی خوبه که حتی سرگرمی‌ـت هم برای آخرالزمان مفید باشه.

20:55.834 --> 20:59.229
‫دقیقا همینطوره!

20:59.271 --> 21:01.187
‫خب، نمی‌تونم چیزی که می‌خوانُ
‫براشون فراهم کنم

21:01.230 --> 21:02.841
‫اما شاید بتونیم یه کاری کنیم که
‫هر دو طرف راضی باشن!

21:02.884 --> 21:05.844
‫دستمزد‌ـشون رو تا
‫جایی که کافی باشه زیاد می‌کنیم.

21:05.887 --> 21:07.237
‫به دو شرط...

21:07.279 --> 21:09.326
‫بیشتر تولید کنن،

21:09.368 --> 21:10.761
‫بیشتر هم بهمون تحویل بدن.

21:12.763 --> 21:14.505
‫این دیگه تهشه!

22:46.275 --> 22:51.492
‫تـرجمه از: « آیــدا »
« تـنظيـم زيـرنویـس: « آرِن زُهرابـی

23:02.700 --> 23:04.354
‫چیزی که نیاز داشتین رو دیدین؟

23:08.618 --> 23:10.969
‫حتی از اونم بیشتر...

23:11.012 --> 23:12.317
‫خب پس الان باید سوالایی که...

23:12.362 --> 23:14.277
‫بهتون گفتن رو، ازم بپرسید.

23:27.986 --> 23:30.293
‫یک ماهی میشه که سرباز دیویس تایلر...

23:30.336 --> 23:33.643
‫تحت نظارت نیرو های امنیتی، توی
‫بیمارستان به سر می‌بره.

23:33.686 --> 23:37.299
‫مگه چیکار کرده؟

23:37.343 --> 23:39.127
‫این جزو سوالاتی که
‫گفتن ازم بپرسین، نیست.

23:40.912 --> 23:42.392
‫آ این ربطی به این ماجرا داره که...

23:42.434 --> 23:46.874
‫زنی که چاقو رو زیر گلوش گرفته بود، خواهرتون بوده؟

23:46.917 --> 23:49.573
‫مشتاق بودم بدونم کِی قراره اینو بفهمی که فهمیدی...

23:52.444 --> 23:55.317
‫اما محض اطلاعات‌ـت، باید بگم...

23:55.361 --> 23:57.972
‫خواهرم هیچ ربطی به این ماجرا نداره.

24:02.064 --> 24:04.021
‫تایلر پسر با وفایی بود؛

24:04.066 --> 24:07.068
‫و اخیرا قرار بوده توسط شما...

24:07.112 --> 24:09.157
‫ترفیع بگیره.

24:09.201 --> 24:12.029
‫اما بعد یهو این حس میاد سراغ‌ـش که...

24:12.074 --> 24:14.728
‫سیاست‌مداران دارن ارتشُ بازی میدن.

24:17.035 --> 24:20.951
‫اگه جای شما بودم، خیلی دلم می‌خواست بدونم...

24:20.996 --> 24:24.564
‫داشتم جونمُ برای چه کسی به خطر می‌انداختم.

24:24.607 --> 24:28.133
‫و اگه من جای تو بودم، تعجب می‌کردم که چرا اومدم اینجا...

24:28.176 --> 24:29.874
‫و دنبال جوابایی‌ام که هردومون می‌دونیم...

24:29.916 --> 24:31.745
‫باعث میشه دیگه رنگِ آفتابُ نبینی...

24:49.762 --> 24:53.028
‫هـی، یوجین

24:53.070 --> 24:58.294
‫خیلی باحاله! نه؟

24:58.336 --> 24:59.903
‫اینکه اینقدر براش وقت می‌ذاری!

24:59.947 --> 25:03.516
‫این حرفتُ پس بگیر!

25:03.559 --> 25:06.388
‫فقط دارم جبران می‌کنم...

25:13.918 --> 25:15.833
‫اون روزای اول یه قولی به خودم دادم،

25:15.875 --> 25:18.053
‫روزایی که فکر می‌کردیم همه اینا
‫چند هفته‌ای تموم میشه میره پی کارش..

25:18.095 --> 25:20.316
‫و اگه یه روزی جون سالم به در بردم...

25:20.358 --> 25:23.405
‫رویای نویسنده کتاب‌های علمی تخیلی‌ شدنم
‫رو حقیقی می‌کنم.

25:27.932 --> 25:30.065
‫پشت بی‌سیم بار ها این داستان رو برای

25:30.107 --> 25:32.849
‫استفانی تعریف می‌کردم و درباره‌ـش شوخی میکردیم.

25:32.893 --> 25:36.461
‫و اون بهم می‌گفت،

25:36.506 --> 25:38.463
‫نمی‌تونم تا اون موقع صبر کنم...

25:38.508 --> 25:42.947
‫چون آماده باشی یا نه، الان وقتشه
‫دست به کار بشی!

25:48.125 --> 25:50.718
‫بهم جرات انجام کاری رو داد که همیشه
‫می‌خواستم انجام‌ـش بدم!

25:50.998 --> 25:52.957
‫و وقتی یکی پیدا میشه که
‫برات وقت می‌ذاره...

25:55.046 --> 25:58.222
‫حتی کلمه‌هایی مثل عشق هم
‫نمی‌تونن توصیف‌ـش کنن!

26:13.891 --> 26:15.806
‫لعنتی

26:19.853 --> 26:21.463
‫بزن بریم.

26:21.507 --> 26:23.509
‫می‌خوای یواشکی بری
‫تو آپارتمان‌ـش؟

26:23.553 --> 26:25.120
‫اره.

26:25.163 --> 26:26.598
‫من نمی‌خوام تو دردسر بیوفتم، یوجین.

26:26.643 --> 26:28.862
‫یه شغل و یه جای خواب دارم.

26:28.905 --> 26:31.951
‫ممکنه بزودی یه گربه هم بخرم.

26:31.996 --> 26:33.476
‫خیلی بده اینکار.

26:33.518 --> 26:35.172
‫روزای سه‌شنبه 10 مایل
‫پیاده‌روی میکنه.

26:35.217 --> 26:39.046
‫حدود 90 دقیقه خبری ازش نیست

26:39.089 --> 26:40.352
‫لطفا.

26:40.395 --> 26:44.020
‫پرنسس، اون کلیدِ این معماست.

26:44.268 --> 26:45.704
‫مطمئنم!

26:56.412 --> 26:58.282
‫ببخشید که نمی‌تونم برای ناهار بمونم.

26:58.326 --> 26:59.371
‫انشاالله سری بعد، دوست من.

26:59.414 --> 27:00.720
‫باشه

27:09.250 --> 27:12.210
‫خب، نظرت چیه؟

27:16.387 --> 27:18.651
‫داره اونا رو می‌دزده.

27:18.694 --> 27:21.785
‫با یکی از ستوان‌ها حرف زدم.

27:21.827 --> 27:24.003
‫پولی که می‌خوای برای اضافه
‫ دستمزد‌ـشون بدی رو برای خودش برمی‌داره،

27:24.047 --> 27:25.570
‫و تهدیدشون می‌کنه که ساکت باشن.

27:25.615 --> 27:28.226
‫چند شب پیش زیاده‌روی کرده،

27:28.269 --> 27:29.922
‫برای همین الان قهر کردن و خشاش نمیدن...

27:35.929 --> 27:37.757
‫پول مستقیم میرسه به دست اونا.

27:37.800 --> 27:41.326
‫و همینطور افزایش دستمزدی که
‫قولش رو داده بودیم

27:41.370 --> 27:43.807
‫موتو چی میشه؟

27:43.849 --> 27:47.332
‫خب، دیگه باهاش نمیرم ماهی‌گیری.

27:47.375 --> 27:48.941
‫شکی تو این مورد نیست.

27:52.249 --> 27:53.772
‫همین الان دستگیرش کنین.

28:01.477 --> 28:03.042
‫هـی! چه غلطی می‌کنین؟

28:03.086 --> 28:05.001
‫دستتو بکش!

28:05.045 --> 28:07.003
‫هورنسبی؟

28:07.047 --> 28:08.570
‫مادر جنده...

28:48.653 --> 28:50.352
‫هـی، یوجین؟

28:50.394 --> 28:52.701
‫این یارو وقتی وسط پیاده‌روی روزانه‌ـش بارون
‫بیاد چه خاکی میریزه تو سرش؟

28:52.745 --> 28:54.399
‫خب، چون اخیرا زیاد بارون نیومده...

28:54.442 --> 28:57.096
‫درباره این یکی دیگه نظری ندارم.

28:57.141 --> 28:59.535
‫خب ولی الان داری! اینجاست..

28:59.577 --> 29:02.319
‫باید فرار کنیم...

29:02.364 --> 29:04.017
‫فاصله‌ـشُ بشمار برام!

29:04.060 --> 29:05.062
‫چی؟

29:05.105 --> 29:08.194
‫فاصله‌ـش! مثلا 50 متر مونده، 40 متر مونده،
‫یا 30 متر...

29:08.239 --> 29:09.500
‫از این چیزا سر در نمیارم.

29:09.545 --> 29:11.720
‫فقط بگو چقدر دیگه وقت دارم!

29:11.763 --> 29:13.766
‫داش، دارم بهت میگم دیگه...

29:13.809 --> 29:15.289
‫وقت‌ـمون تمومه!

29:36.006 --> 29:37.702
‫دیدم دارن از نردبون میان داخل

29:37.747 --> 29:39.269
‫نمی‌تونن اونقدرا دور شده باشن...

29:39.314 --> 29:41.532
‫ایناهاشون! خودشونن

30:05.643 --> 30:07.037
‫فرمانده مرسر، چه کمکی از
‫دستم برمیاد؟

30:07.079 --> 30:09.125
‫بیماری که توی اتاق 33 بود و

30:09.169 --> 30:11.432
‫سربازهایی که باهاش بودن کجان؟

30:11.476 --> 30:14.392
‫هیچکس توی اتاق 33 نیست.

30:14.435 --> 30:17.352
‫اینو میدونم.

30:17.394 --> 30:21.137
‫میخوام بدونم چه اتفاقی برای مردی که
‫توی اون اتاق بود افتاده

30:21.181 --> 30:24.445
‫بدون اجازه من حتی نمی‌تونه
‫از سر جاش تکون بخوره...

30:24.489 --> 30:26.403
‫ببخشید اما ظاهرا که اینطور نیست.

30:35.499 --> 30:38.676
‫واقعا متاسفم که تو رو راضی کردم

30:38.720 --> 30:41.114
‫خودتُ قاطی این اوضاع مسخره بکنی.

30:41.157 --> 30:43.202
‫ قصد دارم بهشون بگم که تو هیچ نقشی
‫توی...

30:43.247 --> 30:46.771
‫این ماجرا و اجرا این نقشه نداشتی.

30:54.213 --> 30:55.345
‫هی...

30:55.390 --> 30:57.086
‫تازه رسیدم به شهر.

31:00.089 --> 31:02.788
‫چه غلطی کردین شما دو تا؟

31:02.832 --> 31:07.489
‫خب، رومن کلهون واقعا همون کسیه که میگه

31:07.531 --> 31:09.229
‫اون برای شرکت رابی، لوله‌کشی می‌کنه.

31:11.275 --> 31:13.277
‫تو انجام این کاغذبازی ها گشاد کردن، ولی...

31:13.319 --> 31:15.626
‫با شهر قرار داد دارن.

31:15.671 --> 31:19.413
‫و با توجه به این فاکتور، آقای کلهون...

31:19.457 --> 31:21.111
‫شبی که شما دیدینش...

31:21.153 --> 31:26.682
‫برای تعمیر کردن سینک اونجا بودن.

31:26.724 --> 31:30.294
‫اما اون وسایل‌های آدم‌دزدی که توی
‫کمدش پیدا کردیم پس چی؟

31:30.336 --> 31:32.035
‫اون اسلحه ها غیرقانونی ان..

31:32.077 --> 31:33.428
‫برای شما اره.

31:33.470 --> 31:35.430
‫اون یه شهروند کامله! مجوز داره.

31:35.472 --> 31:36.822
‫همه ما یدونه از این جعبه ها داریم!

31:36.865 --> 31:39.041
‫حتی اونایی که سال هاست اینجا زندگی می‌کنن.

31:45.656 --> 31:47.267
‫ماجراتون رو برای کلهون تعریف کردم.

31:47.310 --> 31:49.008
‫درباره استفانی بهش گفتم،

31:49.051 --> 31:50.836
‫مشکلاتی که درگیرش بودی رو
‫توضیح دادیم.

31:50.880 --> 31:53.316
‫ناراحت و عصبانیتی که
‫متحمل شدی...

31:53.359 --> 31:57.407
‫و قبول کرده که شکایت نکنه.

31:57.451 --> 32:00.803
‫اما باید دست از سرش برداری.

32:00.845 --> 32:04.022
‫اینم امضا کن.

32:04.066 --> 32:07.287
‫نشون دهنده اینه که بعد از مفقود شدن
‫دوست دخترت...

32:07.330 --> 32:08.854
‫زیر فشار روانی احساسی...

32:08.897 --> 32:11.422
‫بودی و دچار پارانوید* شده بودی!
‫(بدگمانی)

32:11.466 --> 32:14.424
‫متاسفم اونطوری که فکرمی‌کردی پیش نرفت

32:14.469 --> 32:17.079
‫درباره کلهون اشتباه فکر می‌کردی و
‫باید اینُ قبول کنی.

32:17.123 --> 32:20.997
‫چون اگه قبول نکنی، منم دیگه
‫نمیتونم بهت کمک کنم.

32:55.074 --> 32:57.294
‫باید زودتر از اینا می‌دونستم...

32:57.336 --> 32:59.425
‫داستان خیلی پیچیده تر از چیزی‌ـه
‫که فکر می‌کردم

32:59.470 --> 33:00.905
‫داداش هیچ‌کدوم از اینایی که میگی
‫واقعیت نداره.

33:00.950 --> 33:02.691
‫استفانی باهات بهم زده.

33:05.867 --> 33:07.217
‫این چه حرفی بود زدی؟

33:07.259 --> 33:08.697
‫ببین، یه ساعته دارم بهش فکرمی‌کنم...

33:08.740 --> 33:10.960
‫اصلا بیا بگیم حق با تو‌ـه و درست میگی...

33:11.002 --> 33:13.919
‫ولی یارو لوله‌کشه، یوجین.

33:13.962 --> 33:16.355
‫خودت دیدی! بفرما...

33:16.400 --> 33:18.968
‫فرم انتقالی استفانی رو هم دیدی...

33:19.010 --> 33:23.754
‫کارگرا اومدن و وسایل هاش رو جمع کردن بردن براش!

33:23.799 --> 33:27.629
‫شاید اونقدرا هم که فکرمیکنی پیچیده نیست.

33:27.671 --> 33:29.587
‫اما خودت بهم گفتی که

33:29.631 --> 33:32.154
‫وقتی یه زن بهم میگه دوستت دارم، حرفش رو
‫باور کنم

33:32.198 --> 33:35.723
‫اره خب اما وقتی یه زن از شغل‌ـش استعفا میده

33:35.767 --> 33:37.986
‫و بدون اینکه خبرت کنه می‌ذاره و میره...

33:38.029 --> 33:40.250
‫شاید بهتره تو هم
‫با اون اوضاع کنار بیای.

33:53.567 --> 33:58.267
‫وقتی بابام دیگه از زندگی بُریده بود،

33:58.310 --> 34:00.792
‫ترک‌ـمون کرد و رفت.

34:00.836 --> 34:04.622
‫فکرکردم به خاطر این رفته که

34:04.665 --> 34:08.017
‫از سیگاراش کِش رفتم و کشیدم...

34:08.060 --> 34:11.455
‫و دیگه هیچوقت ندیدم‌ـش.

34:11.497 --> 34:15.372
‫ولی خب خدا میدونه!

34:15.415 --> 34:17.156
‫شاید دلیل‌ـش همین بوده.

34:18.941 --> 34:22.988
‫یعنی، می‌تونی با خودت فکرکنی
‫طرف مقابلُ می‌شناسی،

34:23.031 --> 34:28.167
‫و بعدش یهو به این نتیجه برسی
‫که حتی یه ذره هم نمی‌شناختیش.

34:30.734 --> 34:32.475
‫اره، خیلی مسخره‌ـست...

34:35.087 --> 34:37.263
‫اما رسم روزگار همینه.

34:41.484 --> 34:45.575
‫می‌فهمم چرا داری این حرف رو میزنی.

34:45.620 --> 34:50.799
‫اما به هر حال، من چیزهایی میدونم
‫که تو نمی‌دونی.

34:57.066 --> 34:58.633
‫فقط من میدونم چه حسی داشت.

35:03.725 --> 35:05.596
‫خیلی‌خب

35:05.640 --> 35:08.859
‫خب، حرفی که زدم فقط یه نظریه بود.

35:56.455 --> 35:59.591
‫" ببین میدونم دوست نداری که این حرفارو بهت بزنم "

36:02.163 --> 36:05.163
‫" اما تو کار خودت رو انجام دادی و این عالیه "

36:06.227 --> 36:08.960
‫" ما که قرار نیست تا ابد اینجا باشیم "
‫" همیشه که قرار نیست یه کاسه‌ای زیر نیم کاسه باشه "

36:09.054 --> 36:11.887
‫" حضور موقتی ما توی اینجا شاید اصلا به همین دلیله "

36:12.716 --> 36:14.091
‫- نه؟
‫- شاید

36:16.896 --> 36:18.596
‫" باشه آبجی! حق با توئه... "

36:41.330 --> 36:42.330
‫" این چیه؟ "

36:42.735 --> 36:46.935
‫" یه لیست از اسامی چند نفر، آخری رو ببین "

36:48.987 --> 36:50.187
‫« تایلر دیویس »

38:06.689 --> 38:08.866
‫هـــی

38:14.524 --> 38:16.308
‫بهت گفتم یه صدایی شنیدما!

38:37.154 --> 38:38.765
‫خودم حل‌ـش می‌کنم

38:56.174 --> 38:57.392
‫تو منُ بازی دادی

39:01.745 --> 39:04.442
‫میدونستم

39:04.486 --> 39:07.924
‫تو از داستان دروغینِ کلهون حمایت کردی،

39:07.968 --> 39:10.013
‫مطمئن بودم توی لاپوشونی مفقود شدن

39:10.058 --> 39:11.797
‫استفانی دست داری.

39:14.192 --> 39:19.067
‫اما حالا به عمق اینکه چقدر خودم رو فریب میدادم پی بردم،

39:19.109 --> 39:22.287
‫چون خیلی زودتر از اینا باید به این نتیجه می‌رسیدم،

39:22.330 --> 39:25.203
‫قبل از اینکه با یه لگد توی شکمم، بفهمم
‫اوضاع از چه قراره.

39:33.037 --> 39:35.779
‫هیچ استفانی‌ای در کنار نبوده...

39:37.868 --> 39:40.261
‫اون کیه؟

39:40.305 --> 39:42.263
‫مامور مخفی‌تونه؟

39:44.482 --> 39:46.006
‫یه آدم دغل‌باز که واسه‌ـت سگ‌دو میزنه؟

39:46.049 --> 39:47.921
‫به هر حال، خیلی طبیعی نقششُ بازی میکرد!

39:50.620 --> 39:54.058
‫ازش استفاده کردی تا قلب
‫منُ به بازی بگیری!

39:54.102 --> 39:55.667
‫گولم زدی تا هر اطلاعاتی

39:55.712 --> 39:58.062
‫که درباره جوامع‌ـمون نیاز داری رو از زیر
‫زبونم بکشی بیرون.

39:58.105 --> 39:59.803
‫خب، نقشه‌ـت جواب داد.

40:02.066 --> 40:04.372
‫من رو به سمت ایستگاه قطار هدایت کرد،

40:04.415 --> 40:06.462
‫جایی که شما اومدین سراغمون!

40:09.551 --> 40:11.988
‫تـــو، تو فکر کردی من آدم ساده لوحی‌ام...

40:12.033 --> 40:14.035
‫مورد اعتماد ترین آدم، بین همه‌ـشون...

40:14.078 --> 40:15.861
‫دونه به دونه دوستام رو
‫ازم جدا کردی،

40:15.906 --> 40:19.082
‫فکرکردی زمین می‎‌خورم، اما نخوردم.

40:19.127 --> 40:20.955
‫بعدش منو کشوند به
‫اتاق بی‌سیم...

40:20.997 --> 40:23.305
‫جایی که دوباره دستگیرمون کردین!

40:23.348 --> 40:26.176
‫و واقعا به همه‌ چیزایی که می‌خواستی رسیدی.

40:26.221 --> 40:30.006
‫دوبار مثل کسخلا گول خوردم!

40:30.051 --> 40:32.270
‫اون بهم گفت می‌تونم به تو اعتماد کنم.

40:35.055 --> 40:38.624
‫و اعتماد کردم

40:38.667 --> 40:42.236
‫اون حتی کتاب‌ منم خوند تا...

40:42.279 --> 40:45.240
‫ببینه چیز مهمی توش هست...

40:45.283 --> 40:47.328
‫که شاید به دردت‌ بخوره یا نه...

40:50.767 --> 40:54.292
‫اما الان دیگه به هرچی که می‌خواستی رسیدی...

40:54.336 --> 40:56.946
‫دیگه نیازی نیست نقش بازی کنی!

40:56.991 --> 40:58.165
‫درسته؟

41:01.691 --> 41:05.694
‫اما یه چیزو یادت رفت

41:05.738 --> 41:07.435
‫کاملا مطمئن باش که...

41:07.479 --> 41:12.180
‫چهره واقعی‌ـت رو به همه نشون میدم.

41:18.055 --> 41:21.363
‫باشه.

41:21.406 --> 41:24.669
‫خب دقیقا چهره واقعی‌ـم چجور آدمیه؟

41:24.714 --> 41:27.412
‫آدم بدِ داستان؟

41:27.455 --> 41:30.589
‫لولوخورخوره؟

41:30.633 --> 41:33.330
‫یا بهترین اتفاقی که تا حالا برات رقم خورده؟

41:36.160 --> 41:38.509
‫حق با توئه، یوجین.

41:38.553 --> 41:41.165
‫من بهت دروغ گفتم.

41:41.209 --> 41:42.819
‫دقیقا مثل تو و دوستات

41:42.861 --> 41:44.950
‫که برای اجازه ورود به اینجا، دروغ گفتید.

41:44.995 --> 41:46.517
‫نه، نه.

41:46.562 --> 41:48.955
‫اما کی حوصله داره به
‫اینجا توجه کنه؟

41:48.999 --> 41:51.305
‫من هرکاری که برای کشوندن تو
‫به اینجا لازم بود، انجام دادم.

41:51.348 --> 41:54.352
‫و میدونی چیه؟ باید ازم تشکر کنی.

41:54.395 --> 41:56.484
‫تقصیر من نیست شما ها اینقدر احمق‌ـین که...

41:56.528 --> 42:00.140
‫متوجه نمی‌شین شانس در خونه‌ـتون رو زده.

42:00.183 --> 42:02.794
‫الــان، الان داری اعتراف میکنی که...

42:06.669 --> 42:10.499
‫من عاشق کسی شدم که وجود خارجی نداره؟

42:10.542 --> 42:11.977
‫ببین، وقتی دیدیم داره جدی میشه...

42:12.022 --> 42:13.763
‫تصمیم گرفتیم سریعا تموم‌ـش کنیم.

42:13.805 --> 42:16.026
‫ من هرکاری از دستم ساخته بود انجام دادم
‫تا از فکرش بیای بیرون.

42:16.069 --> 42:18.288
‫اما بیخیال‌ـش نشدی...

42:18.332 --> 42:19.899
‫الانم که اینجاییم!

42:22.337 --> 42:24.294
‫ولی الان دیگه میتونی دست برداری! نه؟

42:27.254 --> 42:31.084
‫قرار نبود اوضاع رفیقات بهتر بشه یوجین...

42:31.127 --> 42:32.738
‫داشتن از گرسنگی می‌مردن.

42:34.870 --> 42:36.176
‫اما الان اینجا‌ـین.

42:36.220 --> 42:38.134
‫الان وضعیت جامعه‌ـتون داره بهتر میشه.

42:38.178 --> 42:39.397
‫هرچی می‌خواین دارین،

42:39.441 --> 42:42.573
‫از کنسرت گرفته تا عمل جراحی سرطان.

42:42.618 --> 42:45.446
‫و تنها چیزی که در قبال‌ـش از شما خواستیم...

42:45.490 --> 42:49.363
‫این بود که تا وقتی اینجا هستین،

42:49.406 --> 42:51.975
‫شهروندان مُفیدی باشید.

42:54.238 --> 42:56.848
‫پس، هرچی دلت می‌خواد بهشون بگو...

42:56.892 --> 43:00.156
‫برگه‌ای که برای بیرون اومدن از زندان
‫امضا کردی...

43:00.200 --> 43:02.464
‫میگه که از پارانویا رنج می‌بری،

43:02.506 --> 43:05.031
‫به خاطر فشار عصبی‌ای که
‫بهت وارد شده.

43:08.252 --> 43:10.906
‫یادت میاد؟

43:10.950 --> 43:15.564
‫منظورم اینه که، یه لحظه خودتُ ببین یوجین...

43:15.607 --> 43:20.308
‫مثل روز روشنه که نابود شدی رفته...

43:20.350 --> 43:23.180
‫آیا از اینکه دلت شکسته متاسفم؟

43:23.223 --> 43:25.573
‫کاملا...

43:25.616 --> 43:27.227
‫مطمئنم وقتی دوستات هم ماجرا رو بفهمن،

43:27.270 --> 43:29.098
‫اونا هم خیلی ناراحت میشن.

43:29.142 --> 43:32.841
‫اما از همه اینا گذشته...

43:32.884 --> 43:36.192
‫هنوز فکرمی‌کنم اتفاق‌هایی که افتاده
‫به نفع همه بوده.

43:36.236 --> 43:37.890
‫اونا هم همین نظرُ دارن.

43:49.772 --> 43:52.817
‫راستی،

43:52.861 --> 43:56.212
‫اسم واقعیِ استفانی، شیراست.

43:56.256 --> 43:58.475
‫و از " آیرون میدن " متنفره!
‫(گروه موسیقی)

43:58.520 --> 44:01.174
‫اما واقعا از کتابی که نوشته بودی لذت برده بود.

44:03.872 --> 44:05.569
‫بچسب به نویسندگی.

45:08.024 --> 45:10.721
‫یوجین؟

45:10.765 --> 45:12.288
‫حالت خوبه؟

45:14.377 --> 45:16.292
‫یوجین، باید با هم حرف بزنیم.

45:21.471 --> 45:23.169
‫خــرسوسک!

45:23.212 --> 45:24.953
‫از سوسک‌کوچولو به خــرسوسک!

45:24.997 --> 45:27.477
‫لطفا برگرد.

45:39.968 --> 45:41.491
‫تو کی هستی؟

45:44.060 --> 45:45.495
‫منم...

45:49.412 --> 45:51.937
‫من کسی ام که پشت بی‌سیم باهاش حرف می‌زدی!

45:51.961 --> 46:16.961
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
