WEBVTT

00:02.000 --> 00:10.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:10.404 --> 00:12.661
‫- بذار یه رازی رو بهت بگم.
«آنچه گذشت» -

00:12.686 --> 00:14.431
‫تو الان به‌خاطر من این‌جایی!

00:14.815 --> 00:17.796
‫تنها راه از این‌جا فرار کردن اینه که
‫ یکی بمونـه

00:17.821 --> 00:19.903
‫و حواسش باشه مشکلی پیش نیاد.

00:19.928 --> 00:22.735
‫بهت گفتم اگه من رو دوست داری،
‫برو...

00:23.645 --> 00:25.354
‫یه‌جوری از این‌جا فراری‌ت می‌دم،

00:25.379 --> 00:26.847
‫حتی اگه مجبور شـم به‌زور ببرمت

00:26.872 --> 00:28.807
‫و خودم بذارمت تو قایق.

00:28.832 --> 00:30.814
‫من به این‌جا تعلق دارم؛ اما تـو نـه!

00:30.839 --> 00:32.448
‫این‌جا بودنت هیچ‌چیزی رو تغییر نمی‌ده.

00:32.473 --> 00:33.529
‫دیگه تمومه!

00:33.554 --> 00:35.033
‫شوتو...

00:37.379 --> 00:38.548
‫آخ!

00:38.793 --> 00:40.566
‫مطمئن نیستم بتونیم برگردیم یا نه...

01:28.659 --> 01:30.293
‫به خانه خوش آمدید.

01:46.315 --> 01:53.347
‫تـرجمه از «آیــدا و علی محمدخانی»
‫::. AliMK_Sub & Ayda.NDR .::

02:00.120 --> 02:25.256
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:31.568 --> 02:33.781
« مـردگان مــتحرک: بازماندگان »
[ فصل اول / قسمت چهارم ]

02:41.508 --> 02:43.210
‫نیاز بود یکم تنها باشیم.

02:43.421 --> 02:45.099
‫باورم نمی‌شه همچین کاری کردی!

02:45.124 --> 02:47.248
‫باورم نمی‌شه همچین حرفایی زدی.

02:47.488 --> 02:48.736
‫خانه تا ده دقیقه‌ی دیگر به دمای

02:48.736 --> 02:51.581
‫انتخاب شده خواهد رسید.

03:01.747 --> 03:03.014
‫لعنتی!

03:05.872 --> 03:08.047
‫این‌جا دیگه کجاست؟

05:05.251 --> 05:06.731
دکمه اضطراری‌ تو گم شد نه؟

05:12.331 --> 05:14.167
می‌دونم به چی دردی می‌خوره

05:19.905 --> 05:21.411
‫می‌خوای به‌شون بگی بیان این‌جا؟

05:52.745 --> 05:54.838
‫بچه که بودم عاشقِ این کتاب بودم.

05:56.365 --> 05:59.460
‫یه دختر کوچیک که کلاً
‫تو فاز خودشـه،

05:59.978 --> 06:02.630
‫آزاد و رها، دقیقاً مثل جودیث.

06:03.338 --> 06:05.167
‫خیلی دوستش داشتم؛
‫تازه تا مدت‌ها فکر می‌کردم

06:05.192 --> 06:06.934
‫وقتی بزرگ شدم قراره
‫یه نویسنده بشم.

06:07.178 --> 06:09.232
‫جودیث عاشق این کتاب می‌شه.

06:09.392 --> 06:12.347
‫یه‌مدت هم دوست داشتم
‫مهندس کامپیوتر بشم.

06:12.372 --> 06:14.508
‫بعدش هم تاریخ‌دان هنر.

06:15.159 --> 06:16.644
‫اما دوباره رفتم سمتِ نویسندگی.

06:17.097 --> 06:19.432
‫اما انصراف دادم.

06:19.807 --> 06:23.150
‫تو هم جدیداً نویسنده‌ی
‫خیلی ماهری شدی!

06:25.010 --> 06:29.715
‫اون نوشته‌ای که
‫توی قایق جا گذاشته بودی.

06:30.449 --> 06:31.895
‫خیلی شاعرانه بود.

06:34.927 --> 06:36.464
‫راستش...

06:37.427 --> 06:42.736
‫نظرت چیه یه کتابِ شاهکار دیگه
‫هم برای بچه‌هات بنویسی؟

06:43.499 --> 06:45.241
‫چون من‌که قرار نیست به‌شون بگم

06:45.266 --> 06:49.226
‫باباشون رو پیدا کردم اما اون
‫من رو فرستاد رَد کارم

06:49.272 --> 06:52.567
‫و تصمیم گرفت بمونه
‫و نیاد پیش بچه‌هاش!

06:54.380 --> 06:55.527
‫بچه‌ها؟...

06:57.444 --> 06:59.579
‫گفتی بچه‌هات...

07:08.701 --> 07:10.527
‫اسم پسرت ریکـه!

07:12.030 --> 07:13.699
‫ما بهش می‌گیم آر جی!

07:16.220 --> 07:18.120
‫وقتی جریان پل اتفاق افتاد
‫من حامله بودم.

07:21.120 --> 07:26.646
‫الآن... هشت سالشـه.

07:35.561 --> 07:38.626
‫باید دکمه‌ی اضطراری رو بهم بدی.

07:38.881 --> 07:42.008
‫چی؟ همین الآن بهت گفتم
‫جناب‌عالی یه پسر داری!

07:42.194 --> 07:43.734
واقعاً نمی‌تونم بشناسمت

07:43.759 --> 07:45.654
‫من فقط می‌خوام برای
‫تو و اون‌ها اتفاقی نیفته.

07:45.679 --> 07:46.740
‫بدش بیاد.

07:46.765 --> 07:48.247
‫با چه رویی اون حرف رو زدی!

07:48.272 --> 07:50.300
‫هرچیزی که توی گذشته داشتیم
‫دیگه تمومـه!

07:50.325 --> 07:51.404
‫بعد از تمام قول و قرارهامون
‫برای فرار؟

07:51.404 --> 07:52.812
‫تو روحت هم خبر نداره
‫قاطی چه بازی‌ای شدی!

07:52.837 --> 07:54.305
‫اصلاً از کارهات سر در نمیارم ریک.

07:54.330 --> 07:55.343
‫گفتم دکمه رو رد کن بیاد.

07:55.368 --> 07:59.182
‫با این امید که تو زنده‌ای بچه‌هامون
‫رو بزرگ کردم؛ که واقعاً هم زنده بودی.

07:59.207 --> 08:00.614
‫- پیش این‌ها بودی!
‫- فکر کردی واقعاً

08:00.614 --> 08:02.382
‫دلم نمی‌خواست برگردم پیش‌تون؟

08:02.768 --> 08:05.653
‫هرکاری که بگی کردم!

08:06.166 --> 08:08.334
‫باید برگردیم.

08:08.733 --> 08:10.257
...خانه تا ده دقیقه‌ی دیگر به دمای

08:10.282 --> 08:11.818
‫این چه کوفتیـه؟

08:15.686 --> 08:18.858
‫بهت گفتم خودِ واقعی‌ت رو
‫به‌شون نشون نده،

08:18.883 --> 08:20.514
‫بعد واسه من رکوردِ کشتن
‫واکرها رو می‌زنه جلوی چشم‌شون،

08:20.539 --> 08:22.761
‫دستگاه بمب رو از دست
‫ثورن گرفتی رفتی وسط جمعیت،

08:22.786 --> 08:24.940
‫و تقریباً خودت رو به کشتن دادی.

08:24.965 --> 08:27.541
‫من دارم تلاش می‌کنم
‫تو از این‌جا جون سالم به‌در ببری،

08:28.018 --> 08:30.240
‫بعد تو ما رو از هلیکوپتر پرت می‌کنی پایین!

08:30.265 --> 08:34.481
‫چون از آدمی که پیش این‌ها
‫هستی خوشم نمیاد!

08:35.691 --> 08:38.285
‫از چیزی که ازت ساختن خوشم نمیاد.

08:38.486 --> 08:39.720
‫این تو نیستی!

08:39.745 --> 08:41.755
‫فکر کردی مثلاً خودم خوشم میاد؟

08:42.395 --> 08:45.465
‫خانه به دمای انتخاب شده‌ی شما رسید.

08:55.295 --> 08:57.463
‫می‌شه لطفاً دکمه اضطراری رو بدی؟

09:01.809 --> 09:03.907
‫ته‌ش که چی؟

09:04.816 --> 09:06.967
‫می‌خوایم بذاریم برنده بشن؟

09:09.127 --> 09:11.040
.ببین چی می‌گم

09:12.240 --> 09:14.187
.اون‌ها خیلی وقته برنده شدن

09:15.540 --> 09:18.178
‫همون روزی که جیدیس
‫من رو آورد این‌جا برنده شدن.

09:18.540 --> 09:19.993
‫اون تو رو آورد؟

09:22.224 --> 09:24.192
‫براشون کار می‌کرد؛ نه؟

09:24.217 --> 09:26.019
‫عضوشون بود.

09:26.143 --> 09:27.924
‫داشته از الکساندریا فرار می‌کرده،

09:27.949 --> 09:30.430
‫من رو می‌بینه که کنار
‫رودخونه افتادم و دارم جون می‌دم.

09:30.716 --> 09:36.744
‫اگه از این‌جا فرار کنم
‫خونه‌مون رو با خاک یکسان می‌کنه.

09:37.132 --> 09:39.847
‫داشتم یه‌کاری می‌کردم
‫بذاره تو فرار کنی.

09:39.872 --> 09:41.269
‫در این حد از دستم برمیاد.

09:41.294 --> 09:43.285
‫می‌خوای بـرم؟

09:44.843 --> 09:46.645
‫می‌خوام زنده بمونی!

09:53.795 --> 09:57.323
‫جیدیس از ما می‌ترسه،
‫ چون فکر می‌کنه ما با هم...

09:57.348 --> 09:59.532
‫فکر می‌کنه من و تو می‌تونیم
‫از پس خیلی چیزها بر بیایم

09:59.761 --> 10:01.067
‫می‌تونیم.

10:01.677 --> 10:03.414
‫می‌تونیم جلوش رو بگیریم!

10:03.439 --> 10:04.736
‫دیدی که چه بلایی سر دوست‌هات اومد!

10:04.761 --> 10:06.606
‫همه دوست‌هامون به سرنوشت
‫اون‌ها دچار می‌شن.

10:06.981 --> 10:09.560
‫بچه‌هامون؛ پسرمون.

10:09.585 --> 10:10.973
‫اگه خودمون زودتر برسیم الکساندریا چی؟

10:10.998 --> 10:12.907
‫همه دوست و آشناهامون
‫رو قایم کنیم؟

10:12.932 --> 10:15.060
‫اگه زودتر رسیدیم؟
‫واقعاً می‌خوای همچین ریسکی کنی؟

10:15.085 --> 10:16.083
‫پس می‌کُشیمش!

10:16.083 --> 10:17.413
‫باید همون اول این‌کار رو می‌کردیم.

10:17.438 --> 10:20.654
‫ همه اطلاعات‌مون رو آماده کرده؛
‫این‌که از کجا اومدیم و کی هستیم

10:20.679 --> 10:23.515
‫تا اگه همچین کاری بکنیم
‫دست به کار بشن!

10:27.060 --> 10:30.763
‫توروخدا، دکمه اضطراری رو بهم بده.

10:36.656 --> 10:38.291
‫پس این همه مسخره‌بازی
‫واسه چی بود؟

10:38.316 --> 10:39.764
‫می‌خواستم تو رو فراری بدم.

10:39.789 --> 10:40.889
‫منظورت دروغـه؟

10:40.968 --> 10:43.709
‫این‌که یه نامه بنویسی و فکر کنی
‫من می‌خونمش و می‌رم؟ من؟

10:43.734 --> 10:45.206
‫دوتایی ممکن نبود بریم!

10:45.231 --> 10:47.466
‫اگه همین‌‌طوری مثل آدم
‫می‌گفتم برو، می‌رفتی؟

10:52.050 --> 10:53.297
‫باشه.

10:53.724 --> 10:55.210
‫برمی‌گردیم.

10:56.231 --> 10:57.999
‫اطلاعاتی که
‫جمع کرده رو نابود می‌کنیم.

10:58.024 --> 10:59.459
‫نابودش می‌کنیم.

10:59.781 --> 11:01.829
‫می‌کشیمش

11:02.168 --> 11:04.448
‫و برمی‌گردیم خـونه.

11:13.232 --> 11:15.419
‫باور داری که دوتایی می‌تونیم
‫جلوی دنـیا وایسیم؟

11:17.643 --> 11:18.993
‫چون من‌که باور دارم.

11:23.643 --> 11:25.576
‫چه بلایی سرت آوردن؟

11:27.629 --> 11:29.189
‫باید برگردیم.

11:30.603 --> 11:31.992
‫خب بعدش چی؟

11:40.986 --> 11:43.019
‫هنوز هم دوستم داری؟

11:43.044 --> 11:44.826
‫من همیشه دوستت دارم.

11:45.939 --> 11:48.308
‫هیچوقت از دوست داشتنت
‫دست نکشیدم.

12:08.921 --> 12:11.057
‫اون هلیکوپتر ماست.

12:13.514 --> 12:15.787
‫تو جون‌مون رو نجات دادی.

12:15.954 --> 12:17.537
‫از بین رفته!

12:22.479 --> 12:24.377
‫پس فکر می‌کنن ما هم از بین رفتیم.

12:24.550 --> 12:27.153
‫آره.

12:28.394 --> 12:30.564
‫این‌طوری می‌تونیم برگردیم.

12:31.267 --> 12:32.768
‫جیدیس فکر می‌کنه مُردیم.

12:32.793 --> 12:34.221
‫همه‌شون!

12:36.936 --> 12:38.292
‫ریک؟

12:42.354 --> 12:44.123
‫نـه.

12:48.533 --> 12:50.578
‫چی گفتی؟

12:50.943 --> 12:53.079
‫من نمیام.

13:08.162 --> 13:11.220
‫نقص در سیستم کنترل دما.

13:12.792 --> 13:15.061
‫می‌دونم آخرش چی می‌شه...

13:20.012 --> 13:22.047
‫می‌دونی، پسرت...

13:25.065 --> 13:27.440
‫همونی که هیچی درباره‌اش
‫ازم نپرسیدی...

13:29.595 --> 13:33.288
‫بهت می‌گه «مرد شجاع»

13:36.648 --> 13:44.232
‫اون و جودیث داستان‌ کارهایی که
‫کردی رو برای هم‌دیگه تعریف می‌کنن.

13:44.715 --> 13:49.162
‫برای همین آر جی اسم خودش
‫رو گذاشت «مرد کوچک شجاع»

13:49.515 --> 13:51.317
‫خیلی خوشحال شدم.

13:54.780 --> 13:57.082
‫«می‌دونم آخرش چی می‌شه»

13:57.147 --> 13:59.055
‫نت، دوستم
‫همونی که دوست‌های تو کشتنش...

13:59.080 --> 14:00.073
‫اون‌ها دوست‌های من نیستن!

14:00.073 --> 14:05.286
‫وقتی بهش گفتم که من
‫باید دنبالت بگردم این جمله رو بهم گفت.

14:07.566 --> 14:10.516
‫می‌دونست آخرش چی می‌شه؛
‫اما همچنان کمکم کرد.

14:13.019 --> 14:17.324
‫فکر می‌کردم اشتباه می‌کنه؛
‫اما اینطور نبود.

14:19.671 --> 14:21.138
‫چون الآن این‌جام.

14:23.391 --> 14:24.864
‫پیدات کردم.

14:25.177 --> 14:26.979
‫اما انگار اینطور نیست.

14:28.464 --> 14:30.031
‫این اصلاً...

14:31.584 --> 14:35.091
‫این اصلاً اون چیزی نیستش
‫که تصور می‌کردم.

14:36.271 --> 14:37.844
‫خیلی‌خب پس.

14:38.351 --> 14:42.282
‫فقط، می‌خوام ببینم
‫درست فهمیدم یا نه،

14:42.473 --> 14:44.115
‫الآن یه‌راه فرار داریم.

14:44.140 --> 14:47.687
‫اون‌ها فکر می‌کنن مُردیم و
‫باز هم تو می‌خوای این‌جا بمونی

14:48.080 --> 14:51.058
‫با ارتشی بمونی که

14:51.227 --> 14:54.415
‫سال‌هاست برخلاف میل و خواسته‌ی
‫خودت پیش خودشون نگه‌ت داشتن.

14:54.440 --> 14:56.822
‫باید بمونم حواسم باشه تا
‫مشکلی براتون پیش نیاد!

14:56.847 --> 14:58.202
‫نه؛ اینطور نیست.

14:58.227 --> 15:00.555
‫باید حواسم باشه نیان
‫سمت خونه‌مون!

15:00.580 --> 15:01.982
‫یعنی مطمئنی
‫که می‌خوان بیان سراغ‌مون؟

15:02.007 --> 15:03.135
‫ممکنه یه‌روزی بیان!

15:03.160 --> 15:04.371
‫یه‌روزی؟

15:04.646 --> 15:07.235
‫من داشتم خودم رو می‌زدم به اون راه؛
‫خودت هم گفتی.

15:07.260 --> 15:09.535
‫نسبت به این‌که اون‌ها
‫آدم‌های بی‌گناه رو می‌کشن.

15:09.560 --> 15:12.245
‫مگه خودت هم همین رو نمی‌خواستی؟

15:12.466 --> 15:14.781
‫من این‌جا می‌مونم و حواسم هست تا

15:14.781 --> 15:16.554
‫هیچ مشکلی برای جودیث و پسرمون پیش نیاد.

15:16.579 --> 15:18.827
‫- چرت و پرت نگو.
‫- گوش کن.

15:18.852 --> 15:22.922
‫اولین آدمی که تو و نت کشتین؛
،‫اسمش اوکافور بود

15:23.425 --> 15:25.325
‫همونی که جونم رو بارها نجات داد.

15:25.704 --> 15:27.993
‫می‌خواست من جزوی
‫از افراد اصلی سی.آر.ام باشم.

15:28.018 --> 15:30.246
‫ترفیع بگیرم و
‫این حکومت رو تغییر بدیم.

15:30.271 --> 15:33.255
‫هیچ چاره‌ای نداشتم برای همین
‫قبول کردم مأموریت‌ش رو کامل کنم.

15:33.280 --> 15:35.668
‫مأموریت اون!

15:36.093 --> 15:39.239
‫زندگی‌ای که ساختیم رو یادتـه؟

15:39.620 --> 15:41.541
‫تمام چیزایی که داشتیم!

15:41.934 --> 15:47.039
‫چیزی که داشتیم می‌ساختیم،
‫جون خیلی‌ها رو نجات داد.

15:49.214 --> 15:55.087
‫وقتی دیدم پشت ثورن وایستادی،

15:56.702 --> 16:02.795
‫یه سرباز رو دیدم که کاملاً در اختیار
‫این ارتشه و با خودم گفتم،

16:03.342 --> 16:08.735
‫«این‌جا یه زندانـه و باید ازش فرار کنیم»

16:09.115 --> 16:11.085
‫کی دلش می‌خواد
‫توی زندان بمونه؟

16:11.110 --> 16:13.257
‫وقتی در زندان بازه، باید فرار کنی!

16:13.282 --> 16:16.203
‫میشون ما توی بدترین شرایط
‫ممکن بودیم،

16:16.228 --> 16:18.531
‫یکی یکی دوست‌هامون
‫رو از دست می‌دادیم،

16:18.568 --> 16:23.934
‫حس می‌کنم این یه راه و فرصتـه
‫که جلوی تمام اون اتفاقات رو بگیریم.

16:23.959 --> 16:27.287
‫نه این‌که تسلیم بشیم؛
‫بلکه بجنگیم؛ برای همه.

16:27.312 --> 16:31.658
‫مسئولیت اون‌جا با تو نیست.

16:31.992 --> 16:34.594
‫تو خانواده‌ی خودت رو داری.

16:34.645 --> 16:36.629
‫اوکافور مُرده.

16:36.737 --> 16:41.134
‫ثورن هم الآن از اون‌هاست؛
‫من تنها کسی ام که باقی مونده.

16:41.270 --> 16:49.942
‫پس تو می‌خوای مثلاً با
‫این امید که سی.آر.ام یه روزی تغییر می‌کنه

16:50.137 --> 16:55.148
‫جون ما رو نجات بدی؟

16:55.415 --> 17:00.954
‫کسایی که ممکنه بیان سراغ‌مون و
‫برامون خطرساز باشن؟

17:02.881 --> 17:04.983
‫اینطوریـه دیگه؟

17:06.288 --> 17:10.963
‫یعنی نمی‌خوای برگردی خونه؟
‫برگردی سر زندگی‌مون!

17:11.502 --> 17:12.913
‫پیش بچه‌هات؟

17:12.938 --> 17:16.141
‫من خودم هم این شرایط
‫رو نمی‌خوام اما مجبورم.

17:19.206 --> 17:21.040
‫پس نه.

17:25.146 --> 17:26.713
‫مسئله فقط این نیست.

17:26.774 --> 17:28.742
‫داری دروغ می‌گی؛
‫اما می‌دونی چـیه؟

17:28.767 --> 17:31.304
‫به خواسته‌ت رسیدی؛
‫من می‌رم پِی کارم.

17:32.728 --> 17:37.724
‫برمی‌گردم پیش بچه‎‌هام؛ بچه‌هایی که برای
‫پیدا کردن تـو رهاشون کردم به امون خـدا.

17:38.925 --> 17:41.561
‫من‌که پیدات کردم.

17:43.716 --> 17:46.299
‫برات جنگیدم.

17:46.705 --> 17:49.141
‫سعی کردم راضیت کنم.

17:50.202 --> 17:55.598
‫به‌پات افتادم؛ و الآن هم
‫دارم می‌رم.

18:00.485 --> 18:05.990
‫داری خودت رو گول می‌زنی؛ و وقتی که
‫حقیقت رو بفهمی دیگه خیلی دیر شده!

20:55.127 --> 20:57.207
‫یه گله از مُرده‌ها اون سمتـه.

20:57.232 --> 20:58.565
‫- بیا این سمت.
‫- لعنت بهش!

20:58.590 --> 21:00.347
‫عجله کن.

21:09.836 --> 21:10.956
‫خوبی؟

21:10.981 --> 21:12.550
‫آره. آره.

21:13.087 --> 21:16.022
‫- مطمئنی؟
‫- آره؛ تو چی؟

21:21.047 --> 21:22.749
‫باید یه راه خروج پیدا کنیم.

21:22.749 --> 21:26.252
‫باید فعلاً یه‌جایی رو پیدا کنیم
‫قایم بشیم تا تعدادشون کمتر بشه.

21:26.252 --> 21:27.887
‫اگه این‌کار رو کنیم
‫بین‌شون گیر میفتیم.

21:27.887 --> 21:29.564
‫از این ارتفاع هیچ غلطی
‫نمی‌تونیم بکنیم.

21:29.589 --> 21:31.024
‫حتی اگه موقعیت‌مون
‫دفاع‌پذیر باشه!

21:31.049 --> 21:32.817
‫من حتی سلاح هم ندارم
‫آقای کماندو!

21:32.842 --> 21:35.094
‫پس بگو ببینم چطوری می‌خوایم
‫از بین این همه واکر رد بشیم؟

21:35.135 --> 21:36.795
‫واسه من از موقعیت دفاع‌پذیر
‫حرف می‌زنه.

21:36.820 --> 21:38.655
‫«آقای کوماندو». ‫واقعاً؟

21:51.478 --> 21:52.738
‫عجله کن!

22:04.156 --> 22:06.990
‫اون‌ها هر مدرکی که نشون بده همچین
‫گروهی وجود داره رو از بین می‌برن.

22:07.015 --> 22:09.596
‫برای همین هلیکوپتر رو از بین بردن.

22:09.768 --> 22:13.272
‫ساختمون داره می‌ریزه!

22:13.701 --> 22:16.603
‫میشون؟

22:16.603 --> 22:19.238
‫«وقتشـه...

22:19.456 --> 22:22.609
‫وقتی گرین‌وود رو تصور کردم؛
‫خیلی واضح بود

22:22.643 --> 22:25.086
‫که مبتکرانِ هم‌فکر در
‫زمینه‌های مختلف در پِی...

22:25.111 --> 22:29.348
‫زندگی‌ای به‌دور از هیاهو و شلوغی، و ساختن
‫فردایی بهتر، پایدارتر

22:29.348 --> 22:31.618
‫و امیدوارانه تر هستند.

22:31.746 --> 22:34.322
‫شعار ما:
‫پیشرفت و رستگاری

22:34.347 --> 22:38.090
‫از طریقِ نوآوری؛ دیگه
‫برای من مثل یه شوخی مسخره می‌مونه.

22:38.287 --> 22:41.794
‫اما نمی‌تونم نا اُمیدی‌ای که برای بقیه
‫به بار آوردم رو تحمل کنم.

22:41.819 --> 22:44.263
‫دیگه نمی‌تونم هر روز شاهدِ تماشای

22:44.263 --> 22:46.433
‫شکست دوباره‌ی مأموریت‌مون باشم.

22:46.433 --> 22:48.468
‫متأسفم.

22:48.808 --> 22:51.971
‫از من به عنوان کسی یاد کنید که
‫می‌خواست برای تغییر آینده‌ی
(نااُمید نشید)

22:51.971 --> 22:54.841
«‫این جهان قدمی برداره.

22:54.841 --> 22:57.001
‫«لاکشمی پاتل»

23:06.165 --> 23:09.468
‫وقتی مردم سعی می‌کنن دنیا
‫رو با روش خودشون نجات بدن؛

23:09.821 --> 23:12.190
‫معمولاً اوضاع به‌گا می‌ره.

23:13.305 --> 23:15.061
‫برات آشنا نیست؟

23:19.685 --> 23:21.654
‫دقیقاً مثل اون شهره می‌مونه.

23:21.896 --> 23:24.303
‫فکر می‌کردن حسابیِ
‫همه‌چیز توی دست‌شونه.

23:24.468 --> 23:27.590
‫اما این‌ها آدم‌های بی‌گناه رو نمی‌کشتن.

23:27.615 --> 23:30.042
‫آره فرق‌شون این بوده.

23:30.042 --> 23:32.344
‫شهر هیچ‌چیش نمی‌شه.

23:32.344 --> 23:34.557
‫و من جلوی کشتارها رو می‌گیرم؛
‫یه راهی پیدا می‌کنم.

23:34.582 --> 23:35.548
‫مثل جیدیس؟

23:35.548 --> 23:37.271
‫هنوز هم نفهمیدی.

23:37.296 --> 23:39.965
‫این‌که می‌خوای تمام عمرت
‫در اختیار دشمن باشی؟

23:39.990 --> 23:41.745
‫می‌خوام دشمن رو نابود کنم!

23:41.770 --> 23:43.818
‫تو عوض شدی، ریک.

23:43.843 --> 23:45.743
‫عوض شدم؟ چطوری؟

23:45.936 --> 23:48.035
‫عوض شدم که همه‌ی دار و ندارم

23:48.060 --> 23:50.204
‫زندگیم و دستم رو برای
‫محافظت از شما فدا کردم؟

23:50.229 --> 23:51.535
‫عوض شدم؟

23:52.415 --> 23:55.522
‫برای محافظت از شما
‫مجبورم همچین کاری کنم!

23:55.955 --> 23:58.898
‫من فقط پیش تو احساس امنیت دارم.

24:03.211 --> 24:06.111
‫نیازی نیست بترسیم ریک!

24:06.238 --> 24:08.207
.چرا، باید بترسیم

24:08.387 --> 24:11.524
به پسرت هم همین رو بگم؟

24:11.831 --> 24:17.011
بگم پدرش نمی‌خواست چیزی
در موردش بدونـه چون می‌ترسید؟

24:17.997 --> 24:20.126
.من «مرد شجاع» نیستم

24:22.929 --> 24:25.131
.نباید میومدی اینجا

24:25.272 --> 24:27.574
.من رو به زور آوردن
.حق انتخاب نداشتم

24:27.599 --> 24:29.401
.ولی تو داشتی

24:35.767 --> 24:38.961
اصلاً روحتم خبر نداره
چی به سر من اومده، نه؟

24:39.431 --> 24:42.067
.از هیچی خبر نداری

24:44.984 --> 24:48.988
الآن دیگه تبدیل به همچین آدمی شدی؟

24:50.022 --> 24:51.791
مزدور ارتش؟

24:51.791 --> 24:53.688
.سربازِ سی.آر.ام

24:54.729 --> 24:56.629
داری ترفیع می‌گیری، درسته؟

24:56.629 --> 24:58.698
نقشه‌ات همینـه؟

24:58.698 --> 25:03.304
.شاید من باید از تو توی یونیفرم قرمز بترسم

25:03.329 --> 25:04.604
.نمی‌دونم چه کارهایی ازت برمیاد

25:04.604 --> 25:08.307
.بهم دروغ گفتی
.هنوزم داری بهم دروغ میگی

25:08.587 --> 25:13.012
فکر می‌کنی من بخاطر اینکه الآن
پیش بچه‌هام نیستم احساس گناه نمی‌کنم؟

25:13.180 --> 25:17.766
اینکه اگه خدای نکرده اتفاقی بیفته
...چطوری می‌تونم باهاش کنار بیارم

25:18.985 --> 25:22.121
.واسه همینـه که باید بری

25:30.362 --> 25:32.364
.خیلی‌خب

25:35.034 --> 25:37.704
.دیگه نمی‌شناسمت

25:39.305 --> 25:41.451
...چون مردی که می‌شناختم

25:42.594 --> 25:44.885
.هرگز اینطوری با من صحبت نمی‌کرد

25:47.980 --> 25:49.982
.هیچ‌وقت

26:01.027 --> 26:02.895
.از اینجا می‌ریم بیرون

27:05.524 --> 27:06.659
.می‌زدمش

27:06.684 --> 27:08.686
.خودم زدمش

27:09.962 --> 27:11.630
خدایی؟

27:11.630 --> 27:13.465
.شرمنده

27:23.809 --> 27:26.145
.لعنتی -
.لعنتی، نزدیک دیوار بمون -

27:26.170 --> 27:27.938
.خودم می‌دونم

27:48.094 --> 27:50.087
می‌تونی پات رو تکون بدی؟

27:50.112 --> 27:52.972
.آره. فقط گیر کرده

27:52.972 --> 27:55.507
...اگه بتونم

27:58.144 --> 27:59.365
.خیلی‌خب، با شماره‌ی سه

27:59.390 --> 28:00.479
.خیلی‌خب، باشه

28:00.479 --> 28:02.314
.یک، دو، سه

28:13.459 --> 28:15.327
.تو برو

28:15.327 --> 28:18.197
.اونو بردار
.حساب اونا رو برس تا من اینو ردیفش کنم

28:20.833 --> 28:22.601
ریک. آخه چطوری؟

28:22.601 --> 28:24.703
.وقت نداریم
.تو برو

28:24.703 --> 28:27.506
.این پیچ‌ها این چیزه رو سرهم نگه داشتن

28:34.546 --> 28:36.515
.خیلی‌خب

28:37.016 --> 28:39.018
!لعنتی

28:57.937 --> 28:59.906
!میشون

29:21.527 --> 29:23.029
.تو باید بری

29:23.029 --> 29:25.764
.صد سال سیاه

29:28.667 --> 29:30.402
.واقعاً به شنیدنش احتیاج داشتم

29:30.402 --> 29:33.439
.یک، دو، سه

29:33.439 --> 29:35.107
.چیزی نمونده

29:37.709 --> 29:39.611
.دوباره

29:46.352 --> 29:48.787
.یک، دو، سه

29:54.460 --> 29:55.594
خوبی؟

29:55.594 --> 29:56.795
.آره

29:56.795 --> 29:58.931
.ممنون

29:58.931 --> 30:00.967
.هیچ‌وقت لازم نیست از من تشکر کنی

30:02.134 --> 30:05.071
می‌زنیش؟ -
.آره. سمت چپت -

30:07.439 --> 30:09.942
.از اون طرف

30:11.277 --> 30:14.646
.این سمت هنوز شروع به خرابی نکرده

30:21.921 --> 30:23.956
.به خانه خوش آمدید

30:39.972 --> 30:42.474
‫نقص در سیستم کنترل دما.

32:09.195 --> 32:10.729
.هی

32:14.433 --> 32:16.935
.هی

33:14.826 --> 33:17.963
شبیهِ منـه؟

33:17.963 --> 33:19.631
پس واقعاً خوش‌تیپـه، ها؟

33:24.136 --> 33:26.805
.باهات مو نمی‌زنه

33:26.805 --> 33:29.975
به غیر از پوستِ قهوه‌ایِ روشنش

33:29.975 --> 33:32.078
.انگار دیگه هیچ‌جاش به من نرفته

33:32.078 --> 33:34.580
.البته چشماش به خودم رفته

33:34.580 --> 33:36.014
.هوم

33:37.716 --> 33:40.086
کله‌شق هم هست؟

33:40.086 --> 33:43.355
.آره، درست مثل بابایی‌ش

33:43.355 --> 33:45.291
.درست مثل مامانش

33:49.195 --> 33:53.332
.مثل تو خوش‌قلب هم هست

33:53.332 --> 33:56.202
این ویژگی‌اش بیشتر از همه
.منو یاد تو می‌ندازه

34:09.481 --> 34:12.551
...چه زهرماری بود

34:14.727 --> 34:16.294
.فقط یه جاروبرقی هوشمنده

34:16.319 --> 34:17.382
چی چیـه؟

34:17.553 --> 34:19.911
.همون اوایل که اومدن یکی خریدم

34:19.936 --> 34:22.975
با یه زمان‌بندی مشخص
.کف خونه رو تمیز می‌کنه

34:23.000 --> 34:26.303
.واسه همینـه که اینجا اینقدر تمیزه

34:28.200 --> 34:30.736
متوجه شدی چقدر لاغر بودن؟

34:30.736 --> 34:33.038
واکرها؟

34:33.038 --> 34:35.374
،شهر سالمـه
،هیچ ساختمونی نسوختـه

34:35.374 --> 34:38.777
،هیچ دیواری نریختـه
.جای هیچ گلوله‌ای نیست

34:38.777 --> 34:40.392
.فقط واکرهای لاغر مُردنی هستن

34:40.417 --> 34:43.249
.غذا
.شاید از گرسنگی مُردن

34:43.249 --> 34:45.917
.اینجا رو مدت زیادی سرپا نگه داشتن

34:45.917 --> 34:47.519
.خب، فقط همین نبوده

34:47.519 --> 34:48.781
.نوآوری هم می‌کردن

34:48.806 --> 34:51.542
گمونم دیگه از زباله‌گردی خسته شدن و

34:51.567 --> 34:54.460
.می‌خواستن یه راه دیگه پیدا کنن

34:54.460 --> 34:55.873
ولی چرا انبار محصولات ندارن؟

34:55.898 --> 34:58.700
.خب، اگرم داشتن، محصولا کشاورزی فاسد میشن

34:59.252 --> 35:01.272
...کافیه یه برداشت بد داشته باشن

35:02.340 --> 35:05.604
اینجوری مجبورن مزرعه رو بسوزونن
.تا دوباره محصول بده

35:06.519 --> 35:07.799
چی؟

35:08.374 --> 35:10.576
،اگه بتونم سی.آر.ام رو تغییر بدم

35:10.576 --> 35:14.446
،یه شانس برای نسل‌های آینده هست
.یه شانس درست و حسابی

35:25.691 --> 35:27.544
.هنوم داری بهم دروغ میگی

35:29.361 --> 35:31.630
.داری به خودتم دروغ میگی

35:36.402 --> 35:38.370
...این علامتِ روی کمتر

35:38.370 --> 35:40.272
.آره

35:42.641 --> 35:47.879
یه زنی که می‌شناختم رو
.توی الکساندریا راه دادم

35:48.014 --> 35:49.681
.یکی از رفقای دوران دانشگاه

35:49.681 --> 35:51.983
وایسا، می‌شناختیش؟

35:51.983 --> 35:54.720
.آره

35:54.720 --> 36:00.292
.آره، هر روز با دریل دنبال تو می‌گشتم

36:00.292 --> 36:05.231
.نه جسدی ازت مونده بود نه رَدی

36:05.231 --> 36:07.499
،همچنان باور داشتم که اون بیرونی

36:07.499 --> 36:11.603
.به کمک احتیاج داری، به من احتیاج داری

36:11.603 --> 36:14.606
.همه فکر می‌کردن دیوونه‌ام

36:14.606 --> 36:17.476
.ولی اون تشویقم کرد که بازم دنبالت بگردم

36:19.845 --> 36:22.681
.هفت ماهه حالمه بودم

36:26.618 --> 36:29.955
.جودیث و چندتا دیگه از بچه‌ها رو دُزدید

36:29.955 --> 36:34.025
.مریض و شیطان صفت بود

36:34.025 --> 36:37.095
.این بلا رو سرِ من و دریل آورد

36:37.095 --> 36:39.965
.جلوش رو گرفتیم

36:39.965 --> 36:41.333
.دوست ندارم چطوری‌شو توضیح بدم

36:41.333 --> 36:42.534
کُشتیش؟

36:42.534 --> 36:44.370
.آره

36:45.637 --> 36:47.373
.خوبـه

36:50.909 --> 36:53.044
.بعد از اون دیگه دنبالت نگشتم

36:54.680 --> 37:00.519
،مجبور بودم از بچه مراقبت کنم
،از جودیث مراقبت کنم

37:00.519 --> 37:06.558
ولی همچنان باور داشتم که
.یه روزی برمی‌گردی

37:09.027 --> 37:10.996
.هنوزم بهش باور دارم

37:28.747 --> 37:31.417
این کار رو کردی که فرار کنی؟

37:31.417 --> 37:34.720
.تنها راه ممکن بود

37:34.720 --> 37:37.255
سعی داشتی برگردی خونه؟

37:37.255 --> 37:39.758
.داشتم سعی می‌کردم برگردم خونه

37:39.758 --> 37:41.026
.هنوزم داری سعی می‌کنی

37:41.026 --> 37:43.261
.می‌تونم ببینمش

37:43.261 --> 37:46.097
.حتی با این مزخرفاتی که میگی

37:46.097 --> 37:48.900
.دکمه در اختیارت بود

37:48.900 --> 37:50.936
.می‌تونستی باهاشون تماس بگیری، ریک

37:50.936 --> 37:53.271
.ولی نگرفتی

37:54.853 --> 37:56.805
...میگی نمی‌تونی برگردی خونه ولی

37:58.805 --> 38:00.851
.گمونم نکنم بتونی برگردی به سی.آر.ام

38:09.641 --> 38:13.678
.بابت بلایی که سرت آوردن متأسفم

38:27.339 --> 38:29.140
.باید از اینجا بریم بیرون

38:29.140 --> 38:31.309
.وقت‌مون داره تموم میشه

38:32.644 --> 38:34.312
.نه

38:34.312 --> 38:35.781
.میشون

38:35.781 --> 38:39.918
همین الآن باید تصمیم بگیریم که
.می‌خوایم چیکار کنیم

38:41.052 --> 38:42.875
.الآنـه که اینجا خراب بشه

38:42.900 --> 38:45.403
.بشین، ریک

38:46.531 --> 38:49.995
.تا تصمیم نگرفتیم از اینجا تکون نمی‌خوریم

38:50.454 --> 38:53.623
:نت همه‌اش می‌گفت
«باید بدونی که کِی بری»

38:53.648 --> 38:55.601
.الآن وقتِ رفتن نیست

38:56.335 --> 38:59.505
.نه تا وقتی که بدونیم کجا قراره بریم

39:13.485 --> 39:17.138
،بعد از اینکه از اینجا رفتم
چرا اومدی دنبالم؟

39:17.225 --> 39:18.493
.خودت می‌دونی چرا

39:18.518 --> 39:20.191
.به زبون بیار

39:20.545 --> 39:22.175
.ازت می‌خوام بلند بگی

39:22.200 --> 39:24.696
.تو عشقِ زندگیِ منی

39:24.696 --> 39:26.348
.نمی‌تونستم بذارم همینجوری بری

39:26.373 --> 39:32.228
حس کردم قلبم توی سینه‌ام مچاله شد و
.از اون در اومدم بیرون

39:32.253 --> 39:34.622
.پس باهام بیا بریم خونه
.خیلی ساده‌ست

39:34.647 --> 39:36.782
...نیست
.به این آسونی نیست

39:36.807 --> 39:37.966
.گوش کن چی میگم

39:37.991 --> 39:41.855
،وقتی این ارتش به دوستام حمله کرد
.منم تیر خوردم

39:41.880 --> 39:44.450
.نزدیک بود بمیرم

39:45.100 --> 39:47.846
به مدتِ یک سال

39:47.871 --> 39:51.352
با نت توی یه فروشگاه گیر افتادیم و
.تلاش می‌کردیم حال‌مون بهتر بشه

39:51.377 --> 39:57.062
،یه سال از عمرِ من رو گرفتن
.از زمانی که می‌تونستم پیش بچه‌هام باشم

39:57.550 --> 40:01.445
.بهت دروغ گفتم
.نمی‌دونم حالِ جودیث چطوره

40:02.019 --> 40:03.782
.نمی‌دونم حالش خوبه یا نه

40:03.807 --> 40:05.809
.خیلی وقته به بی‌سیم جواب نمیده

40:05.886 --> 40:08.859
.خیلی چیزها رو ازمون گرفته‌ان

40:09.113 --> 40:11.977
چرا باید چیزهای بیشتری بهشون بدیم؟

40:12.306 --> 40:15.654
،این امیدی که به سی.آر.ام داری

40:15.679 --> 40:20.051
...فدا کردنِ خودت
.واقعی نیست

40:20.525 --> 40:22.486
.ما، خانواده‌ات، واقعی هستیم

40:22.511 --> 40:24.155
.من واقعی‌ام

40:24.571 --> 40:27.092
عشق‌مون؟ این؟

40:27.485 --> 40:29.595
.نمیشه انکارش کرد

40:32.236 --> 40:37.929
.حالا هرچی هم که به من یا به خودت بگی

40:40.157 --> 40:44.657
...و این... کش و قوس‌ها

40:49.414 --> 40:51.617
.داره اذیتم می‌کنه، ریک...

40:51.917 --> 40:55.621
داره من رو تبدیل به کسی می‌کنه که
.خودمم نمی‌شناسمش

40:56.001 --> 40:58.757
.داری بهم صدمه می‌زنی

40:59.321 --> 41:01.359
.و من می‌شناسمت

41:01.938 --> 41:04.127
.تو اینجوری عشق نمی‌ورزی

41:10.028 --> 41:12.904
چه بلایی سرت آوردن؟

41:13.515 --> 41:17.443
ریک، ازت می‌خوام سعی کنی بهم بگی که

41:17.468 --> 41:19.632
.اینجا واقعاً چه خبره

41:19.657 --> 41:21.892
چه چیزی رو ازت گرفتن؟

41:23.868 --> 41:26.470
.کارل. اونا کارل رو ازم گرفتن

41:31.162 --> 41:33.792
.دوباره از دست دادمش

41:34.229 --> 41:37.495
،وقتی من رو گرفتن
...جنگیدم و جنگیدم و فقط

41:37.548 --> 41:40.471
...سعی کردم فرار کنم، ولی... ولی

41:40.742 --> 41:42.433
.ولی فرار کردن رؤیایی بیش نبود

41:44.642 --> 41:47.311
.توی رؤیاهام کارل رو می‌دیدم

41:51.142 --> 41:53.845
.اینطوری بود که اینجا زنده موندم

41:56.321 --> 41:58.656
.این من رو زنده نگه داشت

41:58.681 --> 42:00.616
.و بعد یه روز یهو غیبش زد

42:00.641 --> 42:02.621
.همینجوری رفتش

42:03.041 --> 42:05.547
.ولی بعدش خوابِ تو رو می‌دیدم

42:07.610 --> 42:09.146
.و تو اونجا بودی

42:09.171 --> 42:13.865
من و تو از طریق مختلفی عاشق هم می‌شدیم و

42:14.164 --> 42:16.174
.همین باعث میشد ادامه بدیم

42:18.651 --> 42:21.406
.بعدش تو هم رفتی

42:21.692 --> 42:23.560
،نمی‌تونستم صورتت رو ببینم

42:23.585 --> 42:25.310
.درست مثل صورت کارل

42:25.779 --> 42:27.886
.بدون تو نمی‌تونم زندگی کنم

42:27.911 --> 42:30.347
.بدون تو می‌میرم

42:32.219 --> 42:35.486
.و یاد گرفتم چطوری از پسش بر بیام

42:36.025 --> 42:39.658
می‌دونم چطور مُرده باشم و
.در عین حال زندگی کنم

42:39.875 --> 42:43.078
نمی‌تونی همینجوری برگردی اینجا و
...دوباره من رو زنده کنی، اگه

42:43.264 --> 42:45.533
.اگه ندونم دوباره قراره از دست بدمت یا نه

42:45.558 --> 42:49.626
اگه دوباره از دست بدمت و نتونم راهی
پیدا کنم که دوباره بمیرم چی؟

42:49.651 --> 42:51.571
...نمی‌تونم

42:52.003 --> 42:53.918
.باید بتونم پُشت سر بذارمش، میشون

42:53.943 --> 42:55.712
.نمی‌تونم. نمی‌تونم

42:59.845 --> 43:02.586
...وقتی که
،وقتی که دیدمت

43:02.611 --> 43:05.550
...اینقدر ترسیدم که

43:05.550 --> 43:07.352
.باید پُشت سر می‌ذاشتمش

43:07.352 --> 43:09.888
.مجبور بودم

43:10.161 --> 43:14.409
حدأقل اگه فکر کنم تو عمر طولانی‌تری از
،من داری بدون اینکه ازش خبر دار باشم

43:14.434 --> 43:17.095
.می‌تونم اینطور باور کنم که حقیقت داره

43:17.434 --> 43:19.030
...دونستنش

43:22.768 --> 43:24.903
اینکه شاهدِ از دست دادن تو باشم؟

43:25.460 --> 43:28.339
.نمی‌تونم

43:28.666 --> 43:31.250
.بعد از دیدنش زنده نمی‌مونم، میشون

43:31.275 --> 43:32.840
.می‌میرم

44:07.908 --> 44:12.334
،اگه کارل همین الآن اینجا بود
چی می‌گفت؟

44:15.292 --> 44:21.159
ازت می‌خواست با این فرصتی که گیرت اومده تا
پیش کسایی باشی که دوست‌شون داری چیکار کنی؟

44:21.505 --> 44:22.928
هوم؟

44:23.511 --> 44:28.311
،علیرغم تمام احتمالات
،بعد از این همه سال

44:29.404 --> 44:31.691
.من پیدات کردم، ریک

44:33.331 --> 44:40.946
از این جهنمی که هر دو پُشت سر گذاشتیم
.گذشتم تا بیام اینجا و ببرمت خونه

44:47.341 --> 44:50.655
فکر می‌کنی همش بخاطر هیچ و پوچ بوده؟

44:51.243 --> 44:54.659
که به همین راحتی راه‌مون رو
از هم جدا کنیم؟

44:54.792 --> 44:56.383
.نه

44:58.031 --> 45:01.166
،می‌ریم خونه، ریک

45:01.598 --> 45:04.803
و با هم یه راهی پیدا می‌کنیم که
.چطور ازش محافظت کنیم

45:08.193 --> 45:10.708
.اینطوریـه که همه‌چیز معنا پیدا می‌کنه

45:10.708 --> 45:16.381
،با تمام وجودمون به هم عشق می‌ورزیم

45:16.867 --> 45:19.303
.تا زمانی که بتونیم

45:50.848 --> 45:52.517
.خرابیِ سیستم

45:52.542 --> 45:56.075
آسانسور برای 10 دقیقه
.انرژیِ ذخیره دارد

46:05.363 --> 46:08.033
آماده‌ای؟ -
.آره -

46:11.649 --> 46:13.571
.می‌زنمش

46:50.741 --> 46:52.377
.خرابیِ سیستم

46:52.402 --> 46:56.541
آسانسور برای 2 دقیقه
.انرژیِ ذخیره دارد

47:20.631 --> 47:22.400
.دنده‌ایـه

47:33.118 --> 47:35.191
.عزیزم، باید رانندگی کنم ها

47:36.521 --> 47:41.026
.صحیح. یه ماشین برقی دنده‌ای ساختن

47:41.638 --> 47:44.876
.و چندتا مخزن اتانول رو صندلی عقب گذاشتن

47:44.901 --> 47:46.570
.دوگانه‌سوزه

47:47.221 --> 47:49.608
اینقدر سوخت واسه‌مون گذاشتن که
.باهاش می‌تونیم بریم خونه

47:49.754 --> 47:51.136
.باید بابتش ازشون تشکر کنیم

47:51.136 --> 47:53.397
مشخصـه که فکر می‌کردن
.از پس هرکاری بر میان

47:53.422 --> 47:55.606
.آره. ولی ما واقعاً بر میایم

47:55.606 --> 47:59.554
اگه بخوایم می‌تونیم کلِ این دنیای لعنتی رو»
«.مال خودمون کنیم

47:59.579 --> 48:01.812
.آره، می‌تونیم

48:01.812 --> 48:03.664
.بنظر میاد از اون جمله‌ها باشه که من میگم

48:03.689 --> 48:05.157
.خودت گفتی خب

48:07.718 --> 48:09.251
.خیلی‌خب

48:13.431 --> 48:23.431
‫تـرجمه از «آیــدا و علی محمدخانی»
‫::. AliMK_Sub & Ayda.NDR .::

48:23.655 --> 48:43.655
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

48:57.882 --> 48:59.555
‫« آنچه در قسمت بعد خواهید دید »

49:01.180 --> 49:02.615
‫لحظه‌ای که منتظرش بودی
‫بلاخره رسید!

49:02.640 --> 49:03.849
همین یکیـه؟

49:03.874 --> 49:05.480
.خودت خوب می‌دونی

49:08.020 --> 49:09.493
.با شماره‌ی سه
!یک، دو، سه

49:09.774 --> 49:10.660
« ...فقط »

49:10.733 --> 49:12.000
.پوست‌شون مثل سنگـه

49:12.021 --> 49:12.960
« ...دو »

49:13.347 --> 49:14.522
...تمام کارهایی که کردم

49:14.547 --> 49:15.433
« ...قسمتِ دیگر »

49:15.734 --> 49:17.013
.بخاطر خودمون بوده

49:17.034 --> 49:18.040
« .باقی‌مانده »

49:18.065 --> 49:22.680
ولی حالا می‌فهمم که این ماجرا با
.خونه رفتنِ ما تموم نمیشه

49:22.705 --> 49:27.797
« مـردگان مــتحرک: بازماندگان »
