1
00:00:02,000 --> 00:00:10,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:10,404 --> 00:00:12,661
‫- بذار یه رازی رو بهت بگم.
«آنچه گذشت» -

3
00:00:12,686 --> 00:00:14,431
‫تو الان به‌خاطر من این‌جایی!

4
00:00:14,815 --> 00:00:17,796
‫تنها راه از این‌جا فرار کردن اینه که
‫ یکی بمونـه

5
00:00:17,821 --> 00:00:19,903
‫و حواسش باشه مشکلی پیش نیاد.

6
00:00:19,928 --> 00:00:22,735
‫بهت گفتم اگه من رو دوست داری،
‫برو...

7
00:00:23,645 --> 00:00:25,354
‫یه‌جوری از این‌جا فراری‌ت می‌دم،

8
00:00:25,379 --> 00:00:26,847
‫حتی اگه مجبور شـم به‌زور ببرمت

9
00:00:26,872 --> 00:00:28,807
‫و خودم بذارمت تو قایق.

10
00:00:28,832 --> 00:00:30,814
‫من به این‌جا تعلق دارم؛ اما تـو نـه!

11
00:00:30,839 --> 00:00:32,448
‫این‌جا بودنت هیچ‌چیزی رو تغییر نمی‌ده.

12
00:00:32,473 --> 00:00:33,529
‫دیگه تمومه!

13
00:00:33,554 --> 00:00:35,033
‫شوتو...

14
00:00:37,379 --> 00:00:38,548
‫آخ!

15
00:00:38,793 --> 00:00:40,566
‫مطمئن نیستم بتونیم برگردیم یا نه...

16
00:01:28,659 --> 00:01:30,293
‫به خانه خوش آمدید.

17
00:01:46,315 --> 00:01:53,347
‫تـرجمه از «آیــدا و علی محمدخانی»
‫::. AliMK_Sub & Ayda.NDR .::

18
00:02:00,120 --> 00:02:25,256
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

19
00:02:31,568 --> 00:02:33,781
« مـردگان مــتحرک: بازماندگان »
[ فصل اول / قسمت چهارم ]

20
00:02:41,508 --> 00:02:43,210
‫نیاز بود یکم تنها باشیم.

21
00:02:43,421 --> 00:02:45,099
‫باورم نمی‌شه همچین کاری کردی!

22
00:02:45,124 --> 00:02:47,248
‫باورم نمی‌شه همچین حرفایی زدی.

23
00:02:47,488 --> 00:02:48,736
‫خانه تا ده دقیقه‌ی دیگر به دمای

24
00:02:48,736 --> 00:02:51,581
‫انتخاب شده خواهد رسید.

25
00:03:01,747 --> 00:03:03,014
‫لعنتی!

26
00:03:05,872 --> 00:03:08,047
‫این‌جا دیگه کجاست؟

27
00:05:05,251 --> 00:05:06,731
دکمه اضطراری‌ تو گم شد نه؟

28
00:05:12,331 --> 00:05:14,167
می‌دونم به چی دردی می‌خوره

29
00:05:19,905 --> 00:05:21,411
‫می‌خوای به‌شون بگی بیان این‌جا؟

30
00:05:52,745 --> 00:05:54,838
‫بچه که بودم عاشقِ این کتاب بودم.

31
00:05:56,365 --> 00:05:59,460
‫یه دختر کوچیک که کلاً
‫تو فاز خودشـه،

32
00:05:59,978 --> 00:06:02,630
‫آزاد و رها، دقیقاً مثل جودیث.

33
00:06:03,338 --> 00:06:05,167
‫خیلی دوستش داشتم؛
‫تازه تا مدت‌ها فکر می‌کردم

34
00:06:05,192 --> 00:06:06,934
‫وقتی بزرگ شدم قراره
‫یه نویسنده بشم.

35
00:06:07,178 --> 00:06:09,232
‫جودیث عاشق این کتاب می‌شه.

36
00:06:09,392 --> 00:06:12,347
‫یه‌مدت هم دوست داشتم
‫مهندس کامپیوتر بشم.

37
00:06:12,372 --> 00:06:14,508
‫بعدش هم تاریخ‌دان هنر.

38
00:06:15,159 --> 00:06:16,644
‫اما دوباره رفتم سمتِ نویسندگی.

39
00:06:17,097 --> 00:06:19,432
‫اما انصراف دادم.

40
00:06:19,807 --> 00:06:23,150
‫تو هم جدیداً نویسنده‌ی
‫خیلی ماهری شدی!

41
00:06:25,010 --> 00:06:29,715
‫اون نوشته‌ای که
‫توی قایق جا گذاشته بودی.

42
00:06:30,449 --> 00:06:31,895
‫خیلی شاعرانه بود.

43
00:06:34,927 --> 00:06:36,464
‫راستش...

44
00:06:37,427 --> 00:06:42,736
‫نظرت چیه یه کتابِ شاهکار دیگه
‫هم برای بچه‌هات بنویسی؟

45
00:06:43,499 --> 00:06:45,241
‫چون من‌که قرار نیست به‌شون بگم

46
00:06:45,266 --> 00:06:49,226
‫باباشون رو پیدا کردم اما اون
‫من رو فرستاد رَد کارم

47
00:06:49,272 --> 00:06:52,567
‫و تصمیم گرفت بمونه
‫و نیاد پیش بچه‌هاش!

48
00:06:54,380 --> 00:06:55,527
‫بچه‌ها؟...

49
00:06:57,444 --> 00:06:59,579
‫گفتی بچه‌هات...

50
00:07:08,701 --> 00:07:10,527
‫اسم پسرت ریکـه!

51
00:07:12,030 --> 00:07:13,699
‫ما بهش می‌گیم آر جی!

52
00:07:16,220 --> 00:07:18,120
‫وقتی جریان پل اتفاق افتاد
‫من حامله بودم.

53
00:07:21,120 --> 00:07:26,646
‫الآن... هشت سالشـه.

54
00:07:35,561 --> 00:07:38,626
‫باید دکمه‌ی اضطراری رو بهم بدی.

55
00:07:38,881 --> 00:07:42,008
‫چی؟ همین الآن بهت گفتم
‫جناب‌عالی یه پسر داری!

56
00:07:42,194 --> 00:07:43,734
واقعاً نمی‌تونم بشناسمت

57
00:07:43,759 --> 00:07:45,654
‫من فقط می‌خوام برای
‫تو و اون‌ها اتفاقی نیفته.

58
00:07:45,679 --> 00:07:46,740
‫بدش بیاد.

59
00:07:46,765 --> 00:07:48,247
‫با چه رویی اون حرف رو زدی!

60
00:07:48,272 --> 00:07:50,300
‫هرچیزی که توی گذشته داشتیم
‫دیگه تمومـه!

61
00:07:50,325 --> 00:07:51,404
‫بعد از تمام قول و قرارهامون
‫برای فرار؟

62
00:07:51,404 --> 00:07:52,812
‫تو روحت هم خبر نداره
‫قاطی چه بازی‌ای شدی!

63
00:07:52,837 --> 00:07:54,305
‫اصلاً از کارهات سر در نمیارم ریک.

64
00:07:54,330 --> 00:07:55,343
‫گفتم دکمه رو رد کن بیاد.

65
00:07:55,368 --> 00:07:59,182
‫با این امید که تو زنده‌ای بچه‌هامون
‫رو بزرگ کردم؛ که واقعاً هم زنده بودی.

66
00:07:59,207 --> 00:08:00,614
‫- پیش این‌ها بودی!
‫- فکر کردی واقعاً

67
00:08:00,614 --> 00:08:02,382
‫دلم نمی‌خواست برگردم پیش‌تون؟

68
00:08:02,768 --> 00:08:05,653
‫هرکاری که بگی کردم!

69
00:08:06,166 --> 00:08:08,334
‫باید برگردیم.

70
00:08:08,733 --> 00:08:10,257
...خانه تا ده دقیقه‌ی دیگر به دمای

71
00:08:10,282 --> 00:08:11,818
‫این چه کوفتیـه؟

72
00:08:15,686 --> 00:08:18,858
‫بهت گفتم خودِ واقعی‌ت رو
‫به‌شون نشون نده،

73
00:08:18,883 --> 00:08:20,514
‫بعد واسه من رکوردِ کشتن
‫واکرها رو می‌زنه جلوی چشم‌شون،

74
00:08:20,539 --> 00:08:22,761
‫دستگاه بمب رو از دست
‫ثورن گرفتی رفتی وسط جمعیت،

75
00:08:22,786 --> 00:08:24,940
‫و تقریباً خودت رو به کشتن دادی.

76
00:08:24,965 --> 00:08:27,541
‫من دارم تلاش می‌کنم
‫تو از این‌جا جون سالم به‌در ببری،

77
00:08:28,018 --> 00:08:30,240
‫بعد تو ما رو از هلیکوپتر پرت می‌کنی پایین!

78
00:08:30,265 --> 00:08:34,481
‫چون از آدمی که پیش این‌ها
‫هستی خوشم نمیاد!

79
00:08:35,691 --> 00:08:38,285
‫از چیزی که ازت ساختن خوشم نمیاد.

80
00:08:38,486 --> 00:08:39,720
‫این تو نیستی!

81
00:08:39,745 --> 00:08:41,755
‫فکر کردی مثلاً خودم خوشم میاد؟

82
00:08:42,395 --> 00:08:45,465
‫خانه به دمای انتخاب شده‌ی شما رسید.

83
00:08:55,295 --> 00:08:57,463
‫می‌شه لطفاً دکمه اضطراری رو بدی؟

84
00:09:01,809 --> 00:09:03,907
‫ته‌ش که چی؟

85
00:09:04,816 --> 00:09:06,967
‫می‌خوایم بذاریم برنده بشن؟

86
00:09:09,127 --> 00:09:11,040
.ببین چی می‌گم

87
00:09:12,240 --> 00:09:14,187
.اون‌ها خیلی وقته برنده شدن

88
00:09:15,540 --> 00:09:18,178
‫همون روزی که جیدیس
‫من رو آورد این‌جا برنده شدن.

89
00:09:18,540 --> 00:09:19,993
‫اون تو رو آورد؟

90
00:09:22,224 --> 00:09:24,192
‫براشون کار می‌کرد؛ نه؟

91
00:09:24,217 --> 00:09:26,019
‫عضوشون بود.

92
00:09:26,143 --> 00:09:27,924
‫داشته از الکساندریا فرار می‌کرده،

93
00:09:27,949 --> 00:09:30,430
‫من رو می‌بینه که کنار
‫رودخونه افتادم و دارم جون می‌دم.

94
00:09:30,716 --> 00:09:36,744
‫اگه از این‌جا فرار کنم
‫خونه‌مون رو با خاک یکسان می‌کنه.

95
00:09:37,132 --> 00:09:39,847
‫داشتم یه‌کاری می‌کردم
‫بذاره تو فرار کنی.

96
00:09:39,872 --> 00:09:41,269
‫در این حد از دستم برمیاد.

97
00:09:41,294 --> 00:09:43,285
‫می‌خوای بـرم؟

98
00:09:44,843 --> 00:09:46,645
‫می‌خوام زنده بمونی!

99
00:09:53,795 --> 00:09:57,323
‫جیدیس از ما می‌ترسه،
‫ چون فکر می‌کنه ما با هم...

100
00:09:57,348 --> 00:09:59,532
‫فکر می‌کنه من و تو می‌تونیم
‫از پس خیلی چیزها بر بیایم

101
00:09:59,761 --> 00:10:01,067
‫می‌تونیم.

102
00:10:01,677 --> 00:10:03,414
‫می‌تونیم جلوش رو بگیریم!

103
00:10:03,439 --> 00:10:04,736
‫دیدی که چه بلایی سر دوست‌هات اومد!

104
00:10:04,761 --> 00:10:06,606
‫همه دوست‌هامون به سرنوشت
‫اون‌ها دچار می‌شن.

105
00:10:06,981 --> 00:10:09,560
‫بچه‌هامون؛ پسرمون.

106
00:10:09,585 --> 00:10:10,973
‫اگه خودمون زودتر برسیم الکساندریا چی؟

107
00:10:10,998 --> 00:10:12,907
‫همه دوست و آشناهامون
‫رو قایم کنیم؟

108
00:10:12,932 --> 00:10:15,060
‫اگه زودتر رسیدیم؟
‫واقعاً می‌خوای همچین ریسکی کنی؟

109
00:10:15,085 --> 00:10:16,083
‫پس می‌کُشیمش!

110
00:10:16,083 --> 00:10:17,413
‫باید همون اول این‌کار رو می‌کردیم.

111
00:10:17,438 --> 00:10:20,654
‫ همه اطلاعات‌مون رو آماده کرده؛
‫این‌که از کجا اومدیم و کی هستیم

112
00:10:20,679 --> 00:10:23,515
‫تا اگه همچین کاری بکنیم
‫دست به کار بشن!

113
00:10:27,060 --> 00:10:30,763
‫توروخدا، دکمه اضطراری رو بهم بده.

114
00:10:36,656 --> 00:10:38,291
‫پس این همه مسخره‌بازی
‫واسه چی بود؟

115
00:10:38,316 --> 00:10:39,764
‫می‌خواستم تو رو فراری بدم.

116
00:10:39,789 --> 00:10:40,889
‫منظورت دروغـه؟

117
00:10:40,968 --> 00:10:43,709
‫این‌که یه نامه بنویسی و فکر کنی
‫من می‌خونمش و می‌رم؟ من؟

118
00:10:43,734 --> 00:10:45,206
‫دوتایی ممکن نبود بریم!

119
00:10:45,231 --> 00:10:47,466
‫اگه همین‌‌طوری مثل آدم
‫می‌گفتم برو، می‌رفتی؟

120
00:10:52,050 --> 00:10:53,297
‫باشه.

121
00:10:53,724 --> 00:10:55,210
‫برمی‌گردیم.

122
00:10:56,231 --> 00:10:57,999
‫اطلاعاتی که
‫جمع کرده رو نابود می‌کنیم.

123
00:10:58,024 --> 00:10:59,459
‫نابودش می‌کنیم.

124
00:10:59,781 --> 00:11:01,829
‫می‌کشیمش

125
00:11:02,168 --> 00:11:04,448
‫و برمی‌گردیم خـونه.

126
00:11:13,232 --> 00:11:15,419
‫باور داری که دوتایی می‌تونیم
‫جلوی دنـیا وایسیم؟

127
00:11:17,643 --> 00:11:18,993
‫چون من‌که باور دارم.

128
00:11:23,643 --> 00:11:25,576
‫چه بلایی سرت آوردن؟

129
00:11:27,629 --> 00:11:29,189
‫باید برگردیم.

130
00:11:30,603 --> 00:11:31,992
‫خب بعدش چی؟

131
00:11:40,986 --> 00:11:43,019
‫هنوز هم دوستم داری؟

132
00:11:43,044 --> 00:11:44,826
‫من همیشه دوستت دارم.

133
00:11:45,939 --> 00:11:48,308
‫هیچوقت از دوست داشتنت
‫دست نکشیدم.

134
00:12:08,921 --> 00:12:11,057
‫اون هلیکوپتر ماست.

135
00:12:13,514 --> 00:12:15,787
‫تو جون‌مون رو نجات دادی.

136
00:12:15,954 --> 00:12:17,537
‫از بین رفته!

137
00:12:22,479 --> 00:12:24,377
‫پس فکر می‌کنن ما هم از بین رفتیم.

138
00:12:24,550 --> 00:12:27,153
‫آره.

139
00:12:28,394 --> 00:12:30,564
‫این‌طوری می‌تونیم برگردیم.

140
00:12:31,267 --> 00:12:32,768
‫جیدیس فکر می‌کنه مُردیم.

141
00:12:32,793 --> 00:12:34,221
‫همه‌شون!

142
00:12:36,936 --> 00:12:38,292
‫ریک؟

143
00:12:42,354 --> 00:12:44,123
‫نـه.

144
00:12:48,533 --> 00:12:50,578
‫چی گفتی؟

145
00:12:50,943 --> 00:12:53,079
‫من نمیام.

146
00:13:08,162 --> 00:13:11,220
‫نقص در سیستم کنترل دما.

147
00:13:12,792 --> 00:13:15,061
‫می‌دونم آخرش چی می‌شه...

148
00:13:20,012 --> 00:13:22,047
‫می‌دونی، پسرت...

149
00:13:25,065 --> 00:13:27,440
‫همونی که هیچی درباره‌اش
‫ازم نپرسیدی...

150
00:13:29,595 --> 00:13:33,288
‫بهت می‌گه «مرد شجاع»

151
00:13:36,648 --> 00:13:44,232
‫اون و جودیث داستان‌ کارهایی که
‫کردی رو برای هم‌دیگه تعریف می‌کنن.

152
00:13:44,715 --> 00:13:49,162
‫برای همین آر جی اسم خودش
‫رو گذاشت «مرد کوچک شجاع»

153
00:13:49,515 --> 00:13:51,317
‫خیلی خوشحال شدم.

154
00:13:54,780 --> 00:13:57,082
‫«می‌دونم آخرش چی می‌شه»

155
00:13:57,147 --> 00:13:59,055
‫نت، دوستم
‫همونی که دوست‌های تو کشتنش...

156
00:13:59,080 --> 00:14:00,073
‫اون‌ها دوست‌های من نیستن!

157
00:14:00,073 --> 00:14:05,286
‫وقتی بهش گفتم که من
‫باید دنبالت بگردم این جمله رو بهم گفت.

158
00:14:07,566 --> 00:14:10,516
‫می‌دونست آخرش چی می‌شه؛
‫اما همچنان کمکم کرد.

159
00:14:13,019 --> 00:14:17,324
‫فکر می‌کردم اشتباه می‌کنه؛
‫اما اینطور نبود.

160
00:14:19,671 --> 00:14:21,138
‫چون الآن این‌جام.

161
00:14:23,391 --> 00:14:24,864
‫پیدات کردم.

162
00:14:25,177 --> 00:14:26,979
‫اما انگار اینطور نیست.

163
00:14:28,464 --> 00:14:30,031
‫این اصلاً...

164
00:14:31,584 --> 00:14:35,091
‫این اصلاً اون چیزی نیستش
‫که تصور می‌کردم.

165
00:14:36,271 --> 00:14:37,844
‫خیلی‌خب پس.

166
00:14:38,351 --> 00:14:42,282
‫فقط، می‌خوام ببینم
‫درست فهمیدم یا نه،

167
00:14:42,473 --> 00:14:44,115
‫الآن یه‌راه فرار داریم.

168
00:14:44,140 --> 00:14:47,687
‫اون‌ها فکر می‌کنن مُردیم و
‫باز هم تو می‌خوای این‌جا بمونی

169
00:14:48,080 --> 00:14:51,058
‫با ارتشی بمونی که

170
00:14:51,227 --> 00:14:54,415
‫سال‌هاست برخلاف میل و خواسته‌ی
‫خودت پیش خودشون نگه‌ت داشتن.

171
00:14:54,440 --> 00:14:56,822
‫باید بمونم حواسم باشه تا
‫مشکلی براتون پیش نیاد!

172
00:14:56,847 --> 00:14:58,202
‫نه؛ اینطور نیست.

173
00:14:58,227 --> 00:15:00,555
‫باید حواسم باشه نیان
‫سمت خونه‌مون!

174
00:15:00,580 --> 00:15:01,982
‫یعنی مطمئنی
‫که می‌خوان بیان سراغ‌مون؟

175
00:15:02,007 --> 00:15:03,135
‫ممکنه یه‌روزی بیان!

176
00:15:03,160 --> 00:15:04,371
‫یه‌روزی؟

177
00:15:04,646 --> 00:15:07,235
‫من داشتم خودم رو می‌زدم به اون راه؛
‫خودت هم گفتی.

178
00:15:07,260 --> 00:15:09,535
‫نسبت به این‌که اون‌ها
‫آدم‌های بی‌گناه رو می‌کشن.

179
00:15:09,560 --> 00:15:12,245
‫مگه خودت هم همین رو نمی‌خواستی؟

180
00:15:12,466 --> 00:15:14,781
‫من این‌جا می‌مونم و حواسم هست تا

181
00:15:14,781 --> 00:15:16,554
‫هیچ مشکلی برای جودیث و پسرمون پیش نیاد.

182
00:15:16,579 --> 00:15:18,827
‫- چرت و پرت نگو.
‫- گوش کن.

183
00:15:18,852 --> 00:15:22,922
‫اولین آدمی که تو و نت کشتین؛
،‫اسمش اوکافور بود

184
00:15:23,425 --> 00:15:25,325
‫همونی که جونم رو بارها نجات داد.

185
00:15:25,704 --> 00:15:27,993
‫می‌خواست من جزوی
‫از افراد اصلی سی.آر.ام باشم.

186
00:15:28,018 --> 00:15:30,246
‫ترفیع بگیرم و
‫این حکومت رو تغییر بدیم.

187
00:15:30,271 --> 00:15:33,255
‫هیچ چاره‌ای نداشتم برای همین
‫قبول کردم مأموریت‌ش رو کامل کنم.

188
00:15:33,280 --> 00:15:35,668
‫مأموریت اون!

189
00:15:36,093 --> 00:15:39,239
‫زندگی‌ای که ساختیم رو یادتـه؟

190
00:15:39,620 --> 00:15:41,541
‫تمام چیزایی که داشتیم!

191
00:15:41,934 --> 00:15:47,039
‫چیزی که داشتیم می‌ساختیم،
‫جون خیلی‌ها رو نجات داد.

192
00:15:49,214 --> 00:15:55,087
‫وقتی دیدم پشت ثورن وایستادی،

193
00:15:56,702 --> 00:16:02,795
‫یه سرباز رو دیدم که کاملاً در اختیار
‫این ارتشه و با خودم گفتم،

194
00:16:03,342 --> 00:16:08,735
‫«این‌جا یه زندانـه و باید ازش فرار کنیم»

195
00:16:09,115 --> 00:16:11,085
‫کی دلش می‌خواد
‫توی زندان بمونه؟

196
00:16:11,110 --> 00:16:13,257
‫وقتی در زندان بازه، باید فرار کنی!

197
00:16:13,282 --> 00:16:16,203
‫میشون ما توی بدترین شرایط
‫ممکن بودیم،

198
00:16:16,228 --> 00:16:18,531
‫یکی یکی دوست‌هامون
‫رو از دست می‌دادیم،

199
00:16:18,568 --> 00:16:23,934
‫حس می‌کنم این یه راه و فرصتـه
‫که جلوی تمام اون اتفاقات رو بگیریم.

200
00:16:23,959 --> 00:16:27,287
‫نه این‌که تسلیم بشیم؛
‫بلکه بجنگیم؛ برای همه.

201
00:16:27,312 --> 00:16:31,658
‫مسئولیت اون‌جا با تو نیست.

202
00:16:31,992 --> 00:16:34,594
‫تو خانواده‌ی خودت رو داری.

203
00:16:34,645 --> 00:16:36,629
‫اوکافور مُرده.

204
00:16:36,737 --> 00:16:41,134
‫ثورن هم الآن از اون‌هاست؛
‫من تنها کسی ام که باقی مونده.

205
00:16:41,270 --> 00:16:49,942
‫پس تو می‌خوای مثلاً با
‫این امید که سی.آر.ام یه روزی تغییر می‌کنه

206
00:16:50,137 --> 00:16:55,148
‫جون ما رو نجات بدی؟

207
00:16:55,415 --> 00:17:00,954
‫کسایی که ممکنه بیان سراغ‌مون و
‫برامون خطرساز باشن؟

208
00:17:02,881 --> 00:17:04,983
‫اینطوریـه دیگه؟

209
00:17:06,288 --> 00:17:10,963
‫یعنی نمی‌خوای برگردی خونه؟
‫برگردی سر زندگی‌مون!

210
00:17:11,502 --> 00:17:12,913
‫پیش بچه‌هات؟

211
00:17:12,938 --> 00:17:16,141
‫من خودم هم این شرایط
‫رو نمی‌خوام اما مجبورم.

212
00:17:19,206 --> 00:17:21,040
‫پس نه.

213
00:17:25,146 --> 00:17:26,713
‫مسئله فقط این نیست.

214
00:17:26,774 --> 00:17:28,742
‫داری دروغ می‌گی؛
‫اما می‌دونی چـیه؟

215
00:17:28,767 --> 00:17:31,304
‫به خواسته‌ت رسیدی؛
‫من می‌رم پِی کارم.

216
00:17:32,728 --> 00:17:37,724
‫برمی‌گردم پیش بچه‎‌هام؛ بچه‌هایی که برای
‫پیدا کردن تـو رهاشون کردم به امون خـدا.

217
00:17:38,925 --> 00:17:41,561
‫من‌که پیدات کردم.

218
00:17:43,716 --> 00:17:46,299
‫برات جنگیدم.

219
00:17:46,705 --> 00:17:49,141
‫سعی کردم راضیت کنم.

220
00:17:50,202 --> 00:17:55,598
‫به‌پات افتادم؛ و الآن هم
‫دارم می‌رم.

221
00:18:00,485 --> 00:18:05,990
‫داری خودت رو گول می‌زنی؛ و وقتی که
‫حقیقت رو بفهمی دیگه خیلی دیر شده!

222
00:20:55,127 --> 00:20:57,207
‫یه گله از مُرده‌ها اون سمتـه.

223
00:20:57,232 --> 00:20:58,565
‫- بیا این سمت.
‫- لعنت بهش!

224
00:20:58,590 --> 00:21:00,347
‫عجله کن.

225
00:21:09,836 --> 00:21:10,956
‫خوبی؟

226
00:21:10,981 --> 00:21:12,550
‫آره. آره.

227
00:21:13,087 --> 00:21:16,022
‫- مطمئنی؟
‫- آره؛ تو چی؟

228
00:21:21,047 --> 00:21:22,749
‫باید یه راه خروج پیدا کنیم.

229
00:21:22,749 --> 00:21:26,252
‫باید فعلاً یه‌جایی رو پیدا کنیم
‫قایم بشیم تا تعدادشون کمتر بشه.

230
00:21:26,252 --> 00:21:27,887
‫اگه این‌کار رو کنیم
‫بین‌شون گیر میفتیم.

231
00:21:27,887 --> 00:21:29,564
‫از این ارتفاع هیچ غلطی
‫نمی‌تونیم بکنیم.

232
00:21:29,589 --> 00:21:31,024
‫حتی اگه موقعیت‌مون
‫دفاع‌پذیر باشه!

233
00:21:31,049 --> 00:21:32,817
‫من حتی سلاح هم ندارم
‫آقای کماندو!

234
00:21:32,842 --> 00:21:35,094
‫پس بگو ببینم چطوری می‌خوایم
‫از بین این همه واکر رد بشیم؟

235
00:21:35,135 --> 00:21:36,795
‫واسه من از موقعیت دفاع‌پذیر
‫حرف می‌زنه.

236
00:21:36,820 --> 00:21:38,655
‫«آقای کوماندو». ‫واقعاً؟

237
00:21:51,478 --> 00:21:52,738
‫عجله کن!

238
00:22:04,156 --> 00:22:06,990
‫اون‌ها هر مدرکی که نشون بده همچین
‫گروهی وجود داره رو از بین می‌برن.

239
00:22:07,015 --> 00:22:09,596
‫برای همین هلیکوپتر رو از بین بردن.

240
00:22:09,768 --> 00:22:13,272
‫ساختمون داره می‌ریزه!

241
00:22:13,701 --> 00:22:16,603
‫میشون؟

242
00:22:16,603 --> 00:22:19,238
‫«وقتشـه...

243
00:22:19,456 --> 00:22:22,609
‫وقتی گرین‌وود رو تصور کردم؛
‫خیلی واضح بود

244
00:22:22,643 --> 00:22:25,086
‫که مبتکرانِ هم‌فکر در
‫زمینه‌های مختلف در پِی...

245
00:22:25,111 --> 00:22:29,348
‫زندگی‌ای به‌دور از هیاهو و شلوغی، و ساختن
‫فردایی بهتر، پایدارتر

246
00:22:29,348 --> 00:22:31,618
‫و امیدوارانه تر هستند.

247
00:22:31,746 --> 00:22:34,322
‫شعار ما:
‫پیشرفت و رستگاری

248
00:22:34,347 --> 00:22:38,090
‫از طریقِ نوآوری؛ دیگه
‫برای من مثل یه شوخی مسخره می‌مونه.

249
00:22:38,287 --> 00:22:41,794
‫اما نمی‌تونم نا اُمیدی‌ای که برای بقیه
‫به بار آوردم رو تحمل کنم.

250
00:22:41,819 --> 00:22:44,263
‫دیگه نمی‌تونم هر روز شاهدِ تماشای

251
00:22:44,263 --> 00:22:46,433
‫شکست دوباره‌ی مأموریت‌مون باشم.

252
00:22:46,433 --> 00:22:48,468
‫متأسفم.

253
00:22:48,808 --> 00:22:51,971
‫از من به عنوان کسی یاد کنید که
‫می‌خواست برای تغییر آینده‌ی
(نااُمید نشید)

254
00:22:51,971 --> 00:22:54,841
«‫این جهان قدمی برداره.

255
00:22:54,841 --> 00:22:57,001
‫«لاکشمی پاتل»

256
00:23:06,165 --> 00:23:09,468
‫وقتی مردم سعی می‌کنن دنیا
‫رو با روش خودشون نجات بدن؛

257
00:23:09,821 --> 00:23:12,190
‫معمولاً اوضاع به‌گا می‌ره.

258
00:23:13,305 --> 00:23:15,061
‫برات آشنا نیست؟

259
00:23:19,685 --> 00:23:21,654
‫دقیقاً مثل اون شهره می‌مونه.

260
00:23:21,896 --> 00:23:24,303
‫فکر می‌کردن حسابیِ
‫همه‌چیز توی دست‌شونه.

261
00:23:24,468 --> 00:23:27,590
‫اما این‌ها آدم‌های بی‌گناه رو نمی‌کشتن.

262
00:23:27,615 --> 00:23:30,042
‫آره فرق‌شون این بوده.

263
00:23:30,042 --> 00:23:32,344
‫شهر هیچ‌چیش نمی‌شه.

264
00:23:32,344 --> 00:23:34,557
‫و من جلوی کشتارها رو می‌گیرم؛
‫یه راهی پیدا می‌کنم.

265
00:23:34,582 --> 00:23:35,548
‫مثل جیدیس؟

266
00:23:35,548 --> 00:23:37,271
‫هنوز هم نفهمیدی.

267
00:23:37,296 --> 00:23:39,965
‫این‌که می‌خوای تمام عمرت
‫در اختیار دشمن باشی؟

268
00:23:39,990 --> 00:23:41,745
‫می‌خوام دشمن رو نابود کنم!

269
00:23:41,770 --> 00:23:43,818
‫تو عوض شدی، ریک.

270
00:23:43,843 --> 00:23:45,743
‫عوض شدم؟ چطوری؟

271
00:23:45,936 --> 00:23:48,035
‫عوض شدم که همه‌ی دار و ندارم

272
00:23:48,060 --> 00:23:50,204
‫زندگیم و دستم رو برای
‫محافظت از شما فدا کردم؟

273
00:23:50,229 --> 00:23:51,535
‫عوض شدم؟

274
00:23:52,415 --> 00:23:55,522
‫برای محافظت از شما
‫مجبورم همچین کاری کنم!

275
00:23:55,955 --> 00:23:58,898
‫من فقط پیش تو احساس امنیت دارم.

276
00:24:03,211 --> 00:24:06,111
‫نیازی نیست بترسیم ریک!

277
00:24:06,238 --> 00:24:08,207
.چرا، باید بترسیم

278
00:24:08,387 --> 00:24:11,524
به پسرت هم همین رو بگم؟

279
00:24:11,831 --> 00:24:17,011
بگم پدرش نمی‌خواست چیزی
در موردش بدونـه چون می‌ترسید؟

280
00:24:17,997 --> 00:24:20,126
.من «مرد شجاع» نیستم

281
00:24:22,929 --> 00:24:25,131
.نباید میومدی اینجا

282
00:24:25,272 --> 00:24:27,574
.من رو به زور آوردن
.حق انتخاب نداشتم

283
00:24:27,599 --> 00:24:29,401
.ولی تو داشتی

284
00:24:35,767 --> 00:24:38,961
اصلاً روحتم خبر نداره
چی به سر من اومده، نه؟

285
00:24:39,431 --> 00:24:42,067
.از هیچی خبر نداری

286
00:24:44,984 --> 00:24:48,988
الآن دیگه تبدیل به همچین آدمی شدی؟

287
00:24:50,022 --> 00:24:51,791
مزدور ارتش؟

288
00:24:51,791 --> 00:24:53,688
.سربازِ سی.آر.ام

289
00:24:54,729 --> 00:24:56,629
داری ترفیع می‌گیری، درسته؟

290
00:24:56,629 --> 00:24:58,698
نقشه‌ات همینـه؟

291
00:24:58,698 --> 00:25:03,304
.شاید من باید از تو توی یونیفرم قرمز بترسم

292
00:25:03,329 --> 00:25:04,604
.نمی‌دونم چه کارهایی ازت برمیاد

293
00:25:04,604 --> 00:25:08,307
.بهم دروغ گفتی
.هنوزم داری بهم دروغ میگی

294
00:25:08,587 --> 00:25:13,012
فکر می‌کنی من بخاطر اینکه الآن
پیش بچه‌هام نیستم احساس گناه نمی‌کنم؟

295
00:25:13,180 --> 00:25:17,766
اینکه اگه خدای نکرده اتفاقی بیفته
...چطوری می‌تونم باهاش کنار بیارم

296
00:25:18,985 --> 00:25:22,121
.واسه همینـه که باید بری

297
00:25:30,362 --> 00:25:32,364
.خیلی‌خب

298
00:25:35,034 --> 00:25:37,704
.دیگه نمی‌شناسمت

299
00:25:39,305 --> 00:25:41,451
...چون مردی که می‌شناختم

300
00:25:42,594 --> 00:25:44,885
.هرگز اینطوری با من صحبت نمی‌کرد

301
00:25:47,980 --> 00:25:49,982
.هیچ‌وقت

302
00:26:01,027 --> 00:26:02,895
.از اینجا می‌ریم بیرون

303
00:27:05,524 --> 00:27:06,659
.می‌زدمش

304
00:27:06,684 --> 00:27:08,686
.خودم زدمش

305
00:27:09,962 --> 00:27:11,630
خدایی؟

306
00:27:11,630 --> 00:27:13,465
.شرمنده

307
00:27:23,809 --> 00:27:26,145
.لعنتی -
.لعنتی، نزدیک دیوار بمون -

308
00:27:26,170 --> 00:27:27,938
.خودم می‌دونم

309
00:27:48,094 --> 00:27:50,087
می‌تونی پات رو تکون بدی؟

310
00:27:50,112 --> 00:27:52,972
.آره. فقط گیر کرده

311
00:27:52,972 --> 00:27:55,507
...اگه بتونم

312
00:27:58,144 --> 00:27:59,365
.خیلی‌خب، با شماره‌ی سه

313
00:27:59,390 --> 00:28:00,479
.خیلی‌خب، باشه

314
00:28:00,479 --> 00:28:02,314
.یک، دو، سه

315
00:28:13,459 --> 00:28:15,327
.تو برو

316
00:28:15,327 --> 00:28:18,197
.اونو بردار
.حساب اونا رو برس تا من اینو ردیفش کنم

317
00:28:20,833 --> 00:28:22,601
ریک. آخه چطوری؟

318
00:28:22,601 --> 00:28:24,703
.وقت نداریم
.تو برو

319
00:28:24,703 --> 00:28:27,506
.این پیچ‌ها این چیزه رو سرهم نگه داشتن

320
00:28:34,546 --> 00:28:36,515
.خیلی‌خب

321
00:28:37,016 --> 00:28:39,018
!لعنتی

322
00:28:57,937 --> 00:28:59,906
!میشون

323
00:29:21,527 --> 00:29:23,029
.تو باید بری

324
00:29:23,029 --> 00:29:25,764
.صد سال سیاه

325
00:29:28,667 --> 00:29:30,402
.واقعاً به شنیدنش احتیاج داشتم

326
00:29:30,402 --> 00:29:33,439
.یک، دو، سه

327
00:29:33,439 --> 00:29:35,107
.چیزی نمونده

328
00:29:37,709 --> 00:29:39,611
.دوباره

329
00:29:46,352 --> 00:29:48,787
.یک، دو، سه

330
00:29:54,460 --> 00:29:55,594
خوبی؟

331
00:29:55,594 --> 00:29:56,795
.آره

332
00:29:56,795 --> 00:29:58,931
.ممنون

333
00:29:58,931 --> 00:30:00,967
.هیچ‌وقت لازم نیست از من تشکر کنی

334
00:30:02,134 --> 00:30:05,071
می‌زنیش؟ -
.آره. سمت چپت -

335
00:30:07,439 --> 00:30:09,942
.از اون طرف

336
00:30:11,277 --> 00:30:14,646
.این سمت هنوز شروع به خرابی نکرده

337
00:30:21,921 --> 00:30:23,956
.به خانه خوش آمدید

338
00:30:39,972 --> 00:30:42,474
‫نقص در سیستم کنترل دما.

339
00:32:09,195 --> 00:32:10,729
.هی

340
00:32:14,433 --> 00:32:16,935
.هی

341
00:33:14,826 --> 00:33:17,963
شبیهِ منـه؟

342
00:33:17,963 --> 00:33:19,631
پس واقعاً خوش‌تیپـه، ها؟

343
00:33:24,136 --> 00:33:26,805
.باهات مو نمی‌زنه

344
00:33:26,805 --> 00:33:29,975
به غیر از پوستِ قهوه‌ایِ روشنش

345
00:33:29,975 --> 00:33:32,078
.انگار دیگه هیچ‌جاش به من نرفته

346
00:33:32,078 --> 00:33:34,580
.البته چشماش به خودم رفته

347
00:33:34,580 --> 00:33:36,014
.هوم

348
00:33:37,716 --> 00:33:40,086
کله‌شق هم هست؟

349
00:33:40,086 --> 00:33:43,355
.آره، درست مثل بابایی‌ش

350
00:33:43,355 --> 00:33:45,291
.درست مثل مامانش

351
00:33:49,195 --> 00:33:53,332
.مثل تو خوش‌قلب هم هست

352
00:33:53,332 --> 00:33:56,202
این ویژگی‌اش بیشتر از همه
.منو یاد تو می‌ندازه

353
00:34:09,481 --> 00:34:12,551
...چه زهرماری بود

354
00:34:14,727 --> 00:34:16,294
.فقط یه جاروبرقی هوشمنده

355
00:34:16,319 --> 00:34:17,382
چی چیـه؟

356
00:34:17,553 --> 00:34:19,911
.همون اوایل که اومدن یکی خریدم

357
00:34:19,936 --> 00:34:22,975
با یه زمان‌بندی مشخص
.کف خونه رو تمیز می‌کنه

358
00:34:23,000 --> 00:34:26,303
.واسه همینـه که اینجا اینقدر تمیزه

359
00:34:28,200 --> 00:34:30,736
متوجه شدی چقدر لاغر بودن؟

360
00:34:30,736 --> 00:34:33,038
واکرها؟

361
00:34:33,038 --> 00:34:35,374
،شهر سالمـه
،هیچ ساختمونی نسوختـه

362
00:34:35,374 --> 00:34:38,777
،هیچ دیواری نریختـه
.جای هیچ گلوله‌ای نیست

363
00:34:38,777 --> 00:34:40,392
.فقط واکرهای لاغر مُردنی هستن

364
00:34:40,417 --> 00:34:43,249
.غذا
.شاید از گرسنگی مُردن

365
00:34:43,249 --> 00:34:45,917
.اینجا رو مدت زیادی سرپا نگه داشتن

366
00:34:45,917 --> 00:34:47,519
.خب، فقط همین نبوده

367
00:34:47,519 --> 00:34:48,781
.نوآوری هم می‌کردن

368
00:34:48,806 --> 00:34:51,542
گمونم دیگه از زباله‌گردی خسته شدن و

369
00:34:51,567 --> 00:34:54,460
.می‌خواستن یه راه دیگه پیدا کنن

370
00:34:54,460 --> 00:34:55,873
ولی چرا انبار محصولات ندارن؟

371
00:34:55,898 --> 00:34:58,700
.خب، اگرم داشتن، محصولا کشاورزی فاسد میشن

372
00:34:59,252 --> 00:35:01,272
...کافیه یه برداشت بد داشته باشن

373
00:35:02,340 --> 00:35:05,604
اینجوری مجبورن مزرعه رو بسوزونن
.تا دوباره محصول بده

374
00:35:06,519 --> 00:35:07,799
چی؟

375
00:35:08,374 --> 00:35:10,576
،اگه بتونم سی.آر.ام رو تغییر بدم

376
00:35:10,576 --> 00:35:14,446
،یه شانس برای نسل‌های آینده هست
.یه شانس درست و حسابی

377
00:35:25,691 --> 00:35:27,544
.هنوم داری بهم دروغ میگی

378
00:35:29,361 --> 00:35:31,630
.داری به خودتم دروغ میگی

379
00:35:36,402 --> 00:35:38,370
...این علامتِ روی کمتر

380
00:35:38,370 --> 00:35:40,272
.آره

381
00:35:42,641 --> 00:35:47,879
یه زنی که می‌شناختم رو
.توی الکساندریا راه دادم

382
00:35:48,014 --> 00:35:49,681
.یکی از رفقای دوران دانشگاه

383
00:35:49,681 --> 00:35:51,983
وایسا، می‌شناختیش؟

384
00:35:51,983 --> 00:35:54,720
.آره

385
00:35:54,720 --> 00:36:00,292
.آره، هر روز با دریل دنبال تو می‌گشتم

386
00:36:00,292 --> 00:36:05,231
.نه جسدی ازت مونده بود نه رَدی

387
00:36:05,231 --> 00:36:07,499
،همچنان باور داشتم که اون بیرونی

388
00:36:07,499 --> 00:36:11,603
.به کمک احتیاج داری، به من احتیاج داری

389
00:36:11,603 --> 00:36:14,606
.همه فکر می‌کردن دیوونه‌ام

390
00:36:14,606 --> 00:36:17,476
.ولی اون تشویقم کرد که بازم دنبالت بگردم

391
00:36:19,845 --> 00:36:22,681
.هفت ماهه حالمه بودم

392
00:36:26,618 --> 00:36:29,955
.جودیث و چندتا دیگه از بچه‌ها رو دُزدید

393
00:36:29,955 --> 00:36:34,025
.مریض و شیطان صفت بود

394
00:36:34,025 --> 00:36:37,095
.این بلا رو سرِ من و دریل آورد

395
00:36:37,095 --> 00:36:39,965
.جلوش رو گرفتیم

396
00:36:39,965 --> 00:36:41,333
.دوست ندارم چطوری‌شو توضیح بدم

397
00:36:41,333 --> 00:36:42,534
کُشتیش؟

398
00:36:42,534 --> 00:36:44,370
.آره

399
00:36:45,637 --> 00:36:47,373
.خوبـه

400
00:36:50,909 --> 00:36:53,044
.بعد از اون دیگه دنبالت نگشتم

401
00:36:54,680 --> 00:37:00,519
،مجبور بودم از بچه مراقبت کنم
،از جودیث مراقبت کنم

402
00:37:00,519 --> 00:37:06,558
ولی همچنان باور داشتم که
.یه روزی برمی‌گردی

403
00:37:09,027 --> 00:37:10,996
.هنوزم بهش باور دارم

404
00:37:28,747 --> 00:37:31,417
این کار رو کردی که فرار کنی؟

405
00:37:31,417 --> 00:37:34,720
.تنها راه ممکن بود

406
00:37:34,720 --> 00:37:37,255
سعی داشتی برگردی خونه؟

407
00:37:37,255 --> 00:37:39,758
.داشتم سعی می‌کردم برگردم خونه

408
00:37:39,758 --> 00:37:41,026
.هنوزم داری سعی می‌کنی

409
00:37:41,026 --> 00:37:43,261
.می‌تونم ببینمش

410
00:37:43,261 --> 00:37:46,097
.حتی با این مزخرفاتی که میگی

411
00:37:46,097 --> 00:37:48,900
.دکمه در اختیارت بود

412
00:37:48,900 --> 00:37:50,936
.می‌تونستی باهاشون تماس بگیری، ریک

413
00:37:50,936 --> 00:37:53,271
.ولی نگرفتی

414
00:37:54,853 --> 00:37:56,805
...میگی نمی‌تونی برگردی خونه ولی

415
00:37:58,805 --> 00:38:00,851
.گمونم نکنم بتونی برگردی به سی.آر.ام

416
00:38:09,641 --> 00:38:13,678
.بابت بلایی که سرت آوردن متأسفم

417
00:38:27,339 --> 00:38:29,140
.باید از اینجا بریم بیرون

418
00:38:29,140 --> 00:38:31,309
.وقت‌مون داره تموم میشه

419
00:38:32,644 --> 00:38:34,312
.نه

420
00:38:34,312 --> 00:38:35,781
.میشون

421
00:38:35,781 --> 00:38:39,918
همین الآن باید تصمیم بگیریم که
.می‌خوایم چیکار کنیم

422
00:38:41,052 --> 00:38:42,875
.الآنـه که اینجا خراب بشه

423
00:38:42,900 --> 00:38:45,403
.بشین، ریک

424
00:38:46,531 --> 00:38:49,995
.تا تصمیم نگرفتیم از اینجا تکون نمی‌خوریم

425
00:38:50,454 --> 00:38:53,623
:نت همه‌اش می‌گفت
«باید بدونی که کِی بری»

426
00:38:53,648 --> 00:38:55,601
.الآن وقتِ رفتن نیست

427
00:38:56,335 --> 00:38:59,505
.نه تا وقتی که بدونیم کجا قراره بریم

428
00:39:13,485 --> 00:39:17,138
،بعد از اینکه از اینجا رفتم
چرا اومدی دنبالم؟

429
00:39:17,225 --> 00:39:18,493
.خودت می‌دونی چرا

430
00:39:18,518 --> 00:39:20,191
.به زبون بیار

431
00:39:20,545 --> 00:39:22,175
.ازت می‌خوام بلند بگی

432
00:39:22,200 --> 00:39:24,696
.تو عشقِ زندگیِ منی

433
00:39:24,696 --> 00:39:26,348
.نمی‌تونستم بذارم همینجوری بری

434
00:39:26,373 --> 00:39:32,228
حس کردم قلبم توی سینه‌ام مچاله شد و
.از اون در اومدم بیرون

435
00:39:32,253 --> 00:39:34,622
.پس باهام بیا بریم خونه
.خیلی ساده‌ست

436
00:39:34,647 --> 00:39:36,782
...نیست
.به این آسونی نیست

437
00:39:36,807 --> 00:39:37,966
.گوش کن چی میگم

438
00:39:37,991 --> 00:39:41,855
،وقتی این ارتش به دوستام حمله کرد
.منم تیر خوردم

439
00:39:41,880 --> 00:39:44,450
.نزدیک بود بمیرم

440
00:39:45,100 --> 00:39:47,846
به مدتِ یک سال

441
00:39:47,871 --> 00:39:51,352
با نت توی یه فروشگاه گیر افتادیم و
.تلاش می‌کردیم حال‌مون بهتر بشه

442
00:39:51,377 --> 00:39:57,062
،یه سال از عمرِ من رو گرفتن
.از زمانی که می‌تونستم پیش بچه‌هام باشم

443
00:39:57,550 --> 00:40:01,445
.بهت دروغ گفتم
.نمی‌دونم حالِ جودیث چطوره

444
00:40:02,019 --> 00:40:03,782
.نمی‌دونم حالش خوبه یا نه

445
00:40:03,807 --> 00:40:05,809
.خیلی وقته به بی‌سیم جواب نمیده

446
00:40:05,886 --> 00:40:08,859
.خیلی چیزها رو ازمون گرفته‌ان

447
00:40:09,113 --> 00:40:11,977
چرا باید چیزهای بیشتری بهشون بدیم؟

448
00:40:12,306 --> 00:40:15,654
،این امیدی که به سی.آر.ام داری

449
00:40:15,679 --> 00:40:20,051
...فدا کردنِ خودت
.واقعی نیست

450
00:40:20,525 --> 00:40:22,486
.ما، خانواده‌ات، واقعی هستیم

451
00:40:22,511 --> 00:40:24,155
.من واقعی‌ام

452
00:40:24,571 --> 00:40:27,092
عشق‌مون؟ این؟

453
00:40:27,485 --> 00:40:29,595
.نمیشه انکارش کرد

454
00:40:32,236 --> 00:40:37,929
.حالا هرچی هم که به من یا به خودت بگی

455
00:40:40,157 --> 00:40:44,657
...و این... کش و قوس‌ها

456
00:40:49,414 --> 00:40:51,617
.داره اذیتم می‌کنه، ریک...

457
00:40:51,917 --> 00:40:55,621
داره من رو تبدیل به کسی می‌کنه که
.خودمم نمی‌شناسمش

458
00:40:56,001 --> 00:40:58,757
.داری بهم صدمه می‌زنی

459
00:40:59,321 --> 00:41:01,359
.و من می‌شناسمت

460
00:41:01,938 --> 00:41:04,127
.تو اینجوری عشق نمی‌ورزی

461
00:41:10,028 --> 00:41:12,904
چه بلایی سرت آوردن؟

462
00:41:13,515 --> 00:41:17,443
ریک، ازت می‌خوام سعی کنی بهم بگی که

463
00:41:17,468 --> 00:41:19,632
.اینجا واقعاً چه خبره

464
00:41:19,657 --> 00:41:21,892
چه چیزی رو ازت گرفتن؟

465
00:41:23,868 --> 00:41:26,470
.کارل. اونا کارل رو ازم گرفتن

466
00:41:31,162 --> 00:41:33,792
.دوباره از دست دادمش

467
00:41:34,229 --> 00:41:37,495
،وقتی من رو گرفتن
...جنگیدم و جنگیدم و فقط

468
00:41:37,548 --> 00:41:40,471
...سعی کردم فرار کنم، ولی... ولی

469
00:41:40,742 --> 00:41:42,433
.ولی فرار کردن رؤیایی بیش نبود

470
00:41:44,642 --> 00:41:47,311
.توی رؤیاهام کارل رو می‌دیدم

471
00:41:51,142 --> 00:41:53,845
.اینطوری بود که اینجا زنده موندم

472
00:41:56,321 --> 00:41:58,656
.این من رو زنده نگه داشت

473
00:41:58,681 --> 00:42:00,616
.و بعد یه روز یهو غیبش زد

474
00:42:00,641 --> 00:42:02,621
.همینجوری رفتش

475
00:42:03,041 --> 00:42:05,547
.ولی بعدش خوابِ تو رو می‌دیدم

476
00:42:07,610 --> 00:42:09,146
.و تو اونجا بودی

477
00:42:09,171 --> 00:42:13,865
من و تو از طریق مختلفی عاشق هم می‌شدیم و

478
00:42:14,164 --> 00:42:16,174
.همین باعث میشد ادامه بدیم

479
00:42:18,651 --> 00:42:21,406
.بعدش تو هم رفتی

480
00:42:21,692 --> 00:42:23,560
،نمی‌تونستم صورتت رو ببینم

481
00:42:23,585 --> 00:42:25,310
.درست مثل صورت کارل

482
00:42:25,779 --> 00:42:27,886
.بدون تو نمی‌تونم زندگی کنم

483
00:42:27,911 --> 00:42:30,347
.بدون تو می‌میرم

484
00:42:32,219 --> 00:42:35,486
.و یاد گرفتم چطوری از پسش بر بیام

485
00:42:36,025 --> 00:42:39,658
می‌دونم چطور مُرده باشم و
.در عین حال زندگی کنم

486
00:42:39,875 --> 00:42:43,078
نمی‌تونی همینجوری برگردی اینجا و
...دوباره من رو زنده کنی، اگه

487
00:42:43,264 --> 00:42:45,533
.اگه ندونم دوباره قراره از دست بدمت یا نه

488
00:42:45,558 --> 00:42:49,626
اگه دوباره از دست بدمت و نتونم راهی
پیدا کنم که دوباره بمیرم چی؟

489
00:42:49,651 --> 00:42:51,571
...نمی‌تونم

490
00:42:52,003 --> 00:42:53,918
.باید بتونم پُشت سر بذارمش، میشون

491
00:42:53,943 --> 00:42:55,712
.نمی‌تونم. نمی‌تونم

492
00:42:59,845 --> 00:43:02,586
...وقتی که
،وقتی که دیدمت

493
00:43:02,611 --> 00:43:05,550
...اینقدر ترسیدم که

494
00:43:05,550 --> 00:43:07,352
.باید پُشت سر می‌ذاشتمش

495
00:43:07,352 --> 00:43:09,888
.مجبور بودم

496
00:43:10,161 --> 00:43:14,409
حدأقل اگه فکر کنم تو عمر طولانی‌تری از
،من داری بدون اینکه ازش خبر دار باشم

497
00:43:14,434 --> 00:43:17,095
.می‌تونم اینطور باور کنم که حقیقت داره

498
00:43:17,434 --> 00:43:19,030
...دونستنش

499
00:43:22,768 --> 00:43:24,903
اینکه شاهدِ از دست دادن تو باشم؟

500
00:43:25,460 --> 00:43:28,339
.نمی‌تونم

501
00:43:28,666 --> 00:43:31,250
.بعد از دیدنش زنده نمی‌مونم، میشون

502
00:43:31,275 --> 00:43:32,840
.می‌میرم

503
00:44:07,908 --> 00:44:12,334
،اگه کارل همین الآن اینجا بود
چی می‌گفت؟

504
00:44:15,292 --> 00:44:21,159
ازت می‌خواست با این فرصتی که گیرت اومده تا
پیش کسایی باشی که دوست‌شون داری چیکار کنی؟

505
00:44:21,505 --> 00:44:22,928
هوم؟

506
00:44:23,511 --> 00:44:28,311
،علیرغم تمام احتمالات
،بعد از این همه سال

507
00:44:29,404 --> 00:44:31,691
.من پیدات کردم، ریک

508
00:44:33,331 --> 00:44:40,946
از این جهنمی که هر دو پُشت سر گذاشتیم
.گذشتم تا بیام اینجا و ببرمت خونه

509
00:44:47,341 --> 00:44:50,655
فکر می‌کنی همش بخاطر هیچ و پوچ بوده؟

510
00:44:51,243 --> 00:44:54,659
که به همین راحتی راه‌مون رو
از هم جدا کنیم؟

511
00:44:54,792 --> 00:44:56,383
.نه

512
00:44:58,031 --> 00:45:01,166
،می‌ریم خونه، ریک

513
00:45:01,598 --> 00:45:04,803
و با هم یه راهی پیدا می‌کنیم که
.چطور ازش محافظت کنیم

514
00:45:08,193 --> 00:45:10,708
.اینطوریـه که همه‌چیز معنا پیدا می‌کنه

515
00:45:10,708 --> 00:45:16,381
،با تمام وجودمون به هم عشق می‌ورزیم

516
00:45:16,867 --> 00:45:19,303
.تا زمانی که بتونیم

517
00:45:50,848 --> 00:45:52,517
.خرابیِ سیستم

518
00:45:52,542 --> 00:45:56,075
آسانسور برای 10 دقیقه
.انرژیِ ذخیره دارد

519
00:46:05,363 --> 00:46:08,033
آماده‌ای؟ -
.آره -

520
00:46:11,649 --> 00:46:13,571
.می‌زنمش

521
00:46:50,741 --> 00:46:52,377
.خرابیِ سیستم

522
00:46:52,402 --> 00:46:56,541
آسانسور برای 2 دقیقه
.انرژیِ ذخیره دارد

523
00:47:20,631 --> 00:47:22,400
.دنده‌ایـه

524
00:47:33,118 --> 00:47:35,191
.عزیزم، باید رانندگی کنم ها

525
00:47:36,521 --> 00:47:41,026
.صحیح. یه ماشین برقی دنده‌ای ساختن

526
00:47:41,638 --> 00:47:44,876
.و چندتا مخزن اتانول رو صندلی عقب گذاشتن

527
00:47:44,901 --> 00:47:46,570
.دوگانه‌سوزه

528
00:47:47,221 --> 00:47:49,608
اینقدر سوخت واسه‌مون گذاشتن که
.باهاش می‌تونیم بریم خونه

529
00:47:49,754 --> 00:47:51,136
.باید بابتش ازشون تشکر کنیم

530
00:47:51,136 --> 00:47:53,397
مشخصـه که فکر می‌کردن
.از پس هرکاری بر میان

531
00:47:53,422 --> 00:47:55,606
.آره. ولی ما واقعاً بر میایم

532
00:47:55,606 --> 00:47:59,554
اگه بخوایم می‌تونیم کلِ این دنیای لعنتی رو»
«.مال خودمون کنیم

533
00:47:59,579 --> 00:48:01,812
.آره، می‌تونیم

534
00:48:01,812 --> 00:48:03,664
.بنظر میاد از اون جمله‌ها باشه که من میگم

535
00:48:03,689 --> 00:48:05,157
.خودت گفتی خب

536
00:48:07,718 --> 00:48:09,251
.خیلی‌خب

537
00:48:13,431 --> 00:48:23,431
‫تـرجمه از «آیــدا و علی محمدخانی»
‫::. AliMK_Sub & Ayda.NDR .::

538
00:48:23,655 --> 00:48:43,655
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

539
00:48:57,882 --> 00:48:59,555
‫« آنچه در قسمت بعد خواهید دید »

540
00:49:01,180 --> 00:49:02,615
‫لحظه‌ای که منتظرش بودی
‫بلاخره رسید!

541
00:49:02,640 --> 00:49:03,849
همین یکیـه؟

542
00:49:03,874 --> 00:49:05,480
.خودت خوب می‌دونی

543
00:49:08,020 --> 00:49:09,493
.با شماره‌ی سه
!یک، دو، سه

544
00:49:09,774 --> 00:49:10,660
« ...فقط »

545
00:49:10,733 --> 00:49:12,000
.پوست‌شون مثل سنگـه

546
00:49:12,021 --> 00:49:12,960
« ...دو »

547
00:49:13,347 --> 00:49:14,522
...تمام کارهایی که کردم

548
00:49:14,547 --> 00:49:15,433
« ...قسمتِ دیگر »

549
00:49:15,734 --> 00:49:17,013
.بخاطر خودمون بوده

550
00:49:17,034 --> 00:49:18,040
« .باقی‌مانده »

551
00:49:18,065 --> 00:49:22,680
ولی حالا می‌فهمم که این ماجرا با
.خونه رفتنِ ما تموم نمیشه

552
00:49:22,705 --> 00:49:27,797
« مـردگان مــتحرک: بازماندگان »
