WEBVTT

00:10.836 --> 00:12.078
.ب»ها وارد شهر میشن» -
«آنچه گذشت» -

00:12.103 --> 00:16.056
‫«الف»‌ها میرن بیرون و کُشته میشن،
‫جز شما دو نفر.

00:17.949 --> 00:20.368
.پیدات کردم

00:20.648 --> 00:22.455
.خودت واقعیت رو بهشون نشون نده

00:22.480 --> 00:23.160
مگه من چی‌ام؟

00:23.185 --> 00:25.028
.یه رهبری. مخفی‌ش کن

00:25.053 --> 00:26.440
اسمم «دِینا»ست و

00:26.465 --> 00:30.421
.خیلی وقته که تنهایی اون بیرونم

00:30.458 --> 00:33.519
.اون پیدات کرد، ولی اینم جایی ثبت نمی‌کنم

00:33.544 --> 00:36.427
،باید بدونی که اگه سعی کنی با اون فرار کنی

00:36.452 --> 00:39.914
مطمئن میشم همه‌ی آدمایی که
،دوست داری بمیرن

00:41.887 --> 00:45.280
« سال‌ها قبل »

00:45.654 --> 00:47.862
،خیلی‌خب، گوش کنید
.وقت‌تون در اختیار خودتونـه

00:47.887 --> 00:49.887
.ساعت 5 دوباره اینجا هم‌دیگه رو می‌بینیم

00:49.912 --> 00:52.935
.همه‌جا رو بگردید
.اینجا یه روزی خونه‌تون میشه

00:53.387 --> 01:00.651
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

01:13.668 --> 01:16.214
« پارک میلنیوم »

01:20.150 --> 01:21.717
هی، میشه یه دستمال بهم بدی؟

01:24.217 --> 01:25.625
.سلام، ریک

01:25.977 --> 01:27.435
.نجاتت میدم

01:30.903 --> 01:32.637
سیب‌زمین سرخ‌شده دوست نداری؟

01:35.270 --> 01:36.798
،اگه دنبال یه جای باکلاس‌تر می‌گردی

01:36.823 --> 01:38.729
.یه جای خوب این طرف هست

01:48.505 --> 01:50.514
...من و مَردُمـم
...وقتی که مَردُمی داشتم

01:50.539 --> 01:52.065
.یکی از اونا اومد سراغ‌مون

01:52.323 --> 01:54.717
،پیشنهاد تبادل منابع دادن

01:54.798 --> 01:59.031
قرار شد اگه به آواره‌ای برخوردیم که
،احتیاج داره یکی نجاتش بده

01:59.742 --> 02:02.411
پیش خودمون نگه‌شون داریم و
.به سی.آر.ام تحویل‌شون بدیم

02:03.578 --> 02:05.690
،و اگه مورد خطرناکی پیدا کنیم

02:06.598 --> 02:09.172
.اونا رو هم به سی.آر.ام تحویل بدیم

02:09.803 --> 02:13.279
.در عوض، بهمون تدارکات میدن

02:15.619 --> 02:17.528
،الآن یه ماهه که شهروند قانونیِ اینجام

02:18.145 --> 02:19.858
،پس هر موقع سفر آشنایی‌ت انجام شد

02:19.883 --> 02:22.195
.من همینجام و می‌تونیم با هم صحبت کنیم

02:23.098 --> 02:25.136
...سیب‌زمینی‌هاش خوش‌مزه‌ان ولی

02:25.215 --> 02:28.050
.پیاز سوخاری‌هاش... یه چیز دیگه‌ان

02:31.748 --> 02:34.726
مُدام ازم می‌پرسن که
چی از تو بپرسن و

02:34.751 --> 02:36.361
.«منم میگم: «نمی‌دونم

02:36.634 --> 02:39.269
مشخصاً، امیدوار بودم بگی که

02:39.294 --> 02:41.397
.دنبال یکی هستی که ازش پیروی کنی

02:41.734 --> 02:44.294
.می‌تونی باهام صحبت کنی، ریک
.همینجا

02:44.692 --> 02:46.671
.توی شهر فعالیت نظامی ندارن

02:46.696 --> 02:49.756
،نمی‌تونن داشته باشن
.خیلی هم از این بابت ناراحتن

02:49.991 --> 02:52.819
من رو آوردی یه جایی که
.نمی‌تونم ازش خارج شم

02:52.844 --> 02:56.437
می‌تونستم بذارم کنار رودخونه بمیری یا

02:56.724 --> 02:59.657
می‌تونستم بهشون بگم
.تو واسه اینجا یه تهدیدی

03:00.046 --> 03:02.113
،سی.آر.ام اهل ریسک کردن نیست

03:02.372 --> 03:05.434
.ولی من ریسک کردم چون بهت مدیون بودم

03:05.459 --> 03:08.013
چرا درحال ‫خدمت‌گزاری نیستی؟

03:10.451 --> 03:13.140
دلیلش منم، درسته؟

03:13.165 --> 03:15.107
.من. من رو تحویل‌شون دادی

03:16.981 --> 03:19.971
.نه -
.من به اینجا باور دارم -

03:20.219 --> 03:21.959
.می‌خوام عضو سی.آر.ام بشم

03:22.038 --> 03:23.899
.می‌خوام عضو بشم و همینجوری ترفیع بگیرم

03:23.924 --> 03:26.273
اینجا یه نقشه‌ی 500 ساله برای

03:26.298 --> 03:29.085
،دنیا رو درست مثل قبل بازسازی کنه
.حتی بهتر از قبل

03:29.110 --> 03:31.945
،بازسازی تمدن
...غلبه بر واکرها

03:31.970 --> 03:34.645
بنظر راه خیلی عالی‌ای
،واسه گذروندن زندگی می‌رسه

03:34.670 --> 03:36.665
...و آدم‌هایی که رهاشون کردیم

03:36.690 --> 03:38.771
بچه‌های بچه‌هاشون
.یه دنیا واسه زندگی کردن دارن

03:38.796 --> 03:40.655
.من میرم خونه

03:41.738 --> 03:43.256
.هرکار دوست داری بکن، ریک

03:45.822 --> 03:48.924
.ولی من جونت رو نجات دادم

03:49.746 --> 03:51.400
.این اتفاقیـه که افتاده

03:54.839 --> 03:56.148
.قابلت رو نداشت

04:02.107 --> 04:04.640
« چند ساعت قبل »

04:05.293 --> 04:06.543
خبرش شنیدی؟

04:06.828 --> 04:08.669
.بهم گفتن
حالت خوبه؟

04:08.694 --> 04:10.600
.گوش کن چی میگم

04:11.434 --> 04:13.871
.یه زنی هست که جونم رو نجات داد

04:14.036 --> 04:16.290
.الآن توی بخش دسته‌بندیـه

04:16.315 --> 04:19.302
اون یه الفـه و
.نمی‌خوام از اینجا بیرونش کنن

04:19.327 --> 04:20.763
.تو چمی‌دونی چه دسته‌ایـه

04:20.788 --> 04:22.989
،تصمیمش رو گرفته‌ام
،ولی اگه بخاطرش بحث کنم

04:23.014 --> 04:24.799
فکر می‌کنن چون بهش مدیون‌ام و
.احساساتی شدم همچین تصمیمی گرفتم

04:24.824 --> 04:26.617
.باید مطمئن شی که اینجا بمونه

04:27.290 --> 04:28.485
چرا؟

04:28.616 --> 04:30.144
.برای اوکافور

04:30.351 --> 04:32.139
چون همه‌ی کارهامون تا الآن
.به همین خاطر بوده

04:32.164 --> 04:33.030
.اون مُرده

04:33.055 --> 04:36.493
،نه، نمُرده
.چون ما الآن اینجاییم

04:37.061 --> 04:39.237
تو اینجایی، ریک؟

04:40.015 --> 04:41.933
تو بخشی از این هستی؟

04:42.382 --> 04:43.649
.الآن دیگه می‌فهمم

04:43.674 --> 04:46.895
.درست قبلِ مرگش بهش گفتم

04:46.920 --> 04:48.792
.حق با تو بود

04:51.639 --> 04:53.510
کی حواسش بهش باشه؟

04:53.842 --> 04:56.774
.تو، درست مثل وقتی که حواست به من بود

04:57.016 --> 04:59.709
.اونا به تو بیشتر اعتماد دارن
.اوکافور به تو بیشتر اعتماد داشت

04:59.734 --> 05:00.747
.ریک

05:00.772 --> 05:03.340
.ببین، برای من خیلی طول کشید

05:03.660 --> 05:05.358
.تو بهم کمک کردی

05:05.422 --> 05:06.675
.من اینجام

05:09.009 --> 05:10.568
.اونم باید اینجا باشه

05:16.900 --> 05:18.273
« الآن »

05:22.349 --> 05:24.221
.داری به کُشتنم فکر می‌کنی

05:24.246 --> 05:25.432
.می‌کُشمت

05:27.412 --> 05:28.719
.فقط امروز نه

05:29.599 --> 05:32.253
.جالبـه
.می‌بینمش. حسش می‌کنم

05:32.360 --> 05:33.906
داری تمام بند و بساطی که

05:33.931 --> 05:37.148
واسه خودت دست و پا کردی رو
می‌ریزی دور صرفاً بخاطر اینکه

05:37.173 --> 05:40.688
خودت رو قاطیِ مسئله‌ای بکنی که
.اصلاً هیچ ربطی بهت نداره

05:40.818 --> 05:43.081
.خیلی هم به من ربط داره

05:43.258 --> 05:45.521
.سرنوشت ما به هم گره خورده

05:45.606 --> 05:48.652
.تو، میشون، من

05:48.963 --> 05:51.356
و اگه شما دوتا اولین کسایی باشید که
،از اینجا فرار می‌کنید

05:51.418 --> 05:53.744
،هرگز دست از دنبال کردن‌تون برنمی‌داریم

05:53.875 --> 05:56.051
.و منم می‌دونم کجا زندگی می‌کنید

05:56.338 --> 06:01.448
پس مجبور میشم برم اونجا و
همه‌تون رو بکشم تا مطمئن شم که

06:01.473 --> 06:03.386
کس دیگه‌ای قبل از من نرسه اونجا تا

06:03.411 --> 06:05.425
.قراری که با هم بستیم لو نره

06:06.992 --> 06:09.765
.گندی بود که خودت زدی

06:11.679 --> 06:14.417
.تقصیر خودتـه
.تقصیر خودتـه

06:14.654 --> 06:17.439
،اگر به هر طریقی من یهویی کُشته بشم

06:17.748 --> 06:21.016
یه فایل کوچولو توی وسایلم گذاشتم که

06:21.041 --> 06:25.994
هرچیزی که لازمه در مورد تو و
،آدمایی که دوست داری بدونن داخلشـه

06:26.124 --> 06:30.346
و فکر کنم که یه تیم استردادِ سی.آر.ام

06:30.582 --> 06:32.918
درست چند ساعت بعد از اینکه
فایل به دست‌شون می‌رسه

06:32.943 --> 06:35.569
،هرکسی که دوست داری رو می‌کُشن

06:35.594 --> 06:40.755
بخاطر اینکه تو و اون، اینجا رو با اطلاعاتی
از اون شهر و این ارتش ترک می‌کنید؟

06:41.163 --> 06:43.533
.می‌دونی که نمی‌تونیم اجازه‌شو بدیم

06:44.706 --> 06:46.327
.اون به اینجا تعلق نداره

06:46.352 --> 06:48.379
.پس نباید میومد اینجا

06:49.552 --> 06:52.380
.ولی تصمیم خودش بود

06:53.151 --> 06:55.173
خب، تصمیم تو چیـه؟

06:55.513 --> 07:00.681
بهم میگی که دوباره سعی نمی‌کنی فرار کنی؟

07:01.033 --> 07:03.920
،اگه دوباره سعی کنی با اون فرار کنی
.همه‌ی مردمُت می‌میرن

07:03.945 --> 07:06.619
چرا؟ چرا؟

07:06.644 --> 07:10.230
‫«امنیت و رازداری از همه‌چیز مهم‌ترـه»

07:10.557 --> 07:14.477
و منم «تمام بند و بساطی که واسه خودم
.دست و پا کردم» رو به خطر نمی‌ندازم

07:14.730 --> 07:17.828
...صبر نمی‌کنم که پیداتون کنن
...که مطمئن باش می‌کنن و

07:17.959 --> 07:20.048
.دودِش میره تو چشمِ من

07:20.073 --> 07:22.818
نمیشه با هم معامله کنیم؟

07:22.843 --> 07:25.628
تو لاپوشونی کنی؟ -
نه -

07:25.739 --> 07:28.045
.من به اینجا باور دارم، ریک

07:28.203 --> 07:30.031
.اون خیلی خیلی خوش‌شانسـه

07:30.445 --> 07:34.932
،فکر می‌کنن شاید یه الف باشه
.با اینحال گذاشتن بیاد داخل

07:35.143 --> 07:37.101
.ثورن پیشرفت کرد

07:37.191 --> 07:38.845
کارِ تو بود؟

07:41.678 --> 07:44.072
.عجب

07:44.202 --> 07:45.832
.از پسش بر اومدی

07:47.812 --> 07:49.852
.خب، با هم اینجا زندگی کنید

07:51.052 --> 07:53.647
.ما آخرین امید دنیا هستیم

07:57.758 --> 07:59.451
تصمیمت چیـه؟

08:01.494 --> 08:03.644
.می‌دونی چیـه، لازم نیست بشنومش

08:07.239 --> 08:11.708
دفعه‌ی قبل که گفتم می‌خوام فرار کنم
.خودم و آدمایی که دوست دارم رو تهدید نکردی

08:12.132 --> 08:14.182
.چون می‌دونستم نمی‌تونی فرار کنی

08:17.458 --> 08:19.065
چی عوض شد؟

08:20.105 --> 08:21.885
شما دوتا با هم؟

08:22.876 --> 08:24.457
.از پس هرکاری بر میاید

08:26.089 --> 08:33.121
‫تـرجمه از «آیــدا و علی محمدخانی»
‫::. Ayda.NDR & Ali Michael .::

08:36.349 --> 08:42.485
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

09:16.742 --> 09:18.875
« مـردگان مــتحرک: بازماندگان »
[ فصل اول / قسمت سوم ]

09:21.381 --> 09:23.954
هر مأموریت شما رو یک قدم به

09:23.979 --> 09:25.928
لذت بردن از تبدیل شدن به

09:25.953 --> 09:28.854
یکی از شهروندان جمهوری مدنی نزدیک‌تر می‌کنه

09:31.005 --> 09:33.263
.شوتو، منم، دایتو

09:33.837 --> 09:35.163
.پیداش کردم

09:35.910 --> 09:37.829
.مرد شجاع رو پیدا کردم

09:38.923 --> 09:41.406
.جاییـه که انتظارش رو نداشتم

09:41.636 --> 09:43.842
.دنیایی که تصورش رو نمی‌کردم

09:44.888 --> 09:46.741
.می‌دونم سؤالاتی برات بوجود اومده

09:48.042 --> 09:49.788
.ای کاش جوابی براشون داشتم

09:51.041 --> 09:53.288
،ولی خیلی چیزها هست که هنوز نمی‌دونم

09:53.876 --> 09:55.440
در مورد آدمای اینجا و

09:56.153 --> 09:58.520
اینکه چطور تونستن کسی به قدرتمندیِ

09:58.545 --> 10:02.286
مرد شجاع رو برای این مدت طولانی
.اینجا نگه دارن

10:05.049 --> 10:08.302
.همه‌ی این مدت سعی داشته بیاد خونه
(گرایمز 68)

10:16.718 --> 10:20.074
.بارها و بارها جلوش رو گرفته‌ان

10:31.462 --> 10:33.082
...ولی شوتو

10:33.458 --> 10:36.558
.نمی‌تونن جلوی ما دوتا رو بگیرن

10:39.364 --> 10:40.777
.کارِتون خوب بود

10:40.817 --> 10:43.885
.دو ساعت دیگه میریم نیروگاه ریچموند

10:43.910 --> 10:46.869
.خیلی راحت می‌کُشی‌شون
خیلی وقته اون بیرونی؟

10:48.967 --> 10:50.577
آره. تو چی؟

10:50.602 --> 10:53.565
.آره. کلیو. کلیو کلیفتون

10:54.508 --> 10:56.772
.دینا بِتیون

10:57.069 --> 10:59.391
.هنوز اوضاع رو کامل درک نکردم

10:59.416 --> 11:00.857
.آره، درکش واقعاً سختـه

11:00.882 --> 11:02.448
.دروازه‌ی بهشت

11:04.114 --> 11:05.596
فکر می‌کنی واسه همه مثل بهشت می‌مونه؟

11:05.621 --> 11:06.888
.کاملاً مطمئنم همینطوره

11:06.913 --> 11:09.939
قبل از این من جیرجیرک می‌خوردم و
.تو درخت می‌خوابیدم

11:12.155 --> 11:13.857
.بمب‌های ضدتراکم

11:13.882 --> 11:15.442
،اگه تراکم‌شون تو یه منطقه زیاد بشه

11:15.467 --> 11:17.059
.برای پراکنده کردن‌شون از اینا می‌زنن

11:17.168 --> 11:18.765
.تو این هفته این دومین بارـه

11:18.948 --> 11:22.769
خب، تو کدوم دسته‌ای؟
سه روز یا شیش روز؟

11:23.004 --> 11:26.032
همون اول دسته‌بندی می‌کنن و
یه دوره‌ی تمرین 3 روزه یا 6 روزه

11:26.057 --> 11:28.552
با توجه به پُتانسیلی که
.فکر می‌کنن داری بهت میدن

11:28.577 --> 11:30.646
.خب، حدس بزن و جوابت رو بهم بگو

11:30.770 --> 11:34.494
سه روز. فقط خوشحالم که با
.یه آدم جدیدی‌ام که کارِش درستـه

11:34.519 --> 11:35.897
تو از کجا می‌دونی کارم درستـه؟

11:35.922 --> 11:37.740
.حسم بهم میگه

11:37.871 --> 11:39.611
.از قیافه‌ات کار درُستی می‌باره

11:42.377 --> 11:43.964
!لعنتی! آه

11:46.009 --> 11:49.839
.حواس‌ها جمع، چندتا هنوز نمُرده‌ان
.هنوز نمُرده‌ا

11:50.303 --> 11:52.049
!خدمت‌گزاران، برید کنار

12:00.014 --> 12:01.320
!کلیو، سرت رو بدُزد

12:05.463 --> 12:07.349
.آفرین. آفرین

12:08.002 --> 12:10.043
.آره. واقعاً کارِت درستـه

12:12.202 --> 12:15.361
خدمت‌گزاران، منطقه رو
.برای ارزیابیِ ارتش ترک کنید

12:15.386 --> 12:17.127
،خدمت‌گزاران بتیون و کلیفتون

12:17.152 --> 12:20.677
برای تست سلامت و گزارش حادثه به
.وسیله‌ی نقلیه مراجعه کنید

12:21.372 --> 12:23.572
،خیلی‌خب، خدمت‌گزاران
.بیاید از اینجا ببریم‌شون

12:55.402 --> 12:58.395
.سرهنگ دوم دونالد اوکافور یه همسر داشت

12:59.535 --> 13:03.783
و اون شب، می‌تونست مطمئن بشه که
دوباره همسرش رو می‌بینه

13:04.028 --> 13:06.621
.اگه طبق دستوراتش عمل می‌کرد

13:08.485 --> 13:11.053
ولی اون بمب‌ها رو ریخت و

13:11.078 --> 13:14.663
تمام چیزی که بود و
.تمام چیزایی که داشت رو نابود کرد

13:14.978 --> 13:18.671
بهمون نشون داد که اگه به دشمنان‌مون
با دید متفاوتی نگاه کنیم

13:18.738 --> 13:21.322
.می‌تونن سبب رستگاریِ ما بشن

13:24.504 --> 13:28.372
بعضی‌هاتون می‌دونید این شمشیر
.چه ارزشی برای من داره

13:28.536 --> 13:31.408
بین بقیه‌ی عتیقه‌های جنگی‌ای بود که

13:31.433 --> 13:35.029
.از موزه‌ی انقلاب آمریکا درحال تخلیه بودن

13:35.902 --> 13:38.519
.شایدم دزدیده شده
.نمی‌دونیم

13:39.514 --> 13:45.825
ولی کامیون حامل‌شون در بین بمباران‌های
نیروی هواییِ متمازِ قبلی‌مون گیر افتاد و

13:46.060 --> 13:51.762
منم تو نبردِ میدون فیتلر پیداش کردم و
.جونم رو نجات داد

13:51.787 --> 13:56.313
شمشیر سرتیپ هیو مرسر
.در جنگ انقلاب آمریکا بود

13:56.550 --> 13:58.421
.مرسر زندگیِ پر فراز و نشیبی داشت

13:58.870 --> 14:01.666
،توی جبهه‌های مختلفِ جنگ‌های مختلفی جنگید

14:01.691 --> 14:04.272
تو جنگ مقابل بریتانیایی‌ها بالأخره
تو جبهه‌ی درست قرار گرفت و

14:04.297 --> 14:05.776
.تو همون جنگ کُشته شد

14:05.990 --> 14:09.136
فکر کنم بتونید فرقِ بزرگِ فداکاریِ اون و

14:09.650 --> 14:12.877
.فداکاریِ دونالد اوکافور متوجه بشید

14:19.386 --> 14:21.277
رو قایقِ واژگون‌شده‌ام دراز کشیده بودم که

14:21.302 --> 14:23.863
.یه کشتی غول پیکر آروم به سمت اونجا اومد

14:23.993 --> 14:25.255
.بدون سرنشین

14:25.433 --> 14:27.699
.رفتم روی عرشه ولی هیچی نداشت

14:27.724 --> 14:31.783
.نه، غذا، نه آب
.فقط سیگار

14:32.279 --> 14:35.091
داشتم زیر نور خورشید سیگار می‌کشیدم که
.یه هلیکوپتره پیدام کرد

14:35.329 --> 14:38.763
،اوکافور رو از آسمون با طناب فرستادن پایین

14:38.788 --> 14:41.489
.ولی من فکر می‌کردم توهم زدم

14:41.854 --> 14:44.666
،باهام صحبت کرد
.وضعم رو بررسی کرد

14:44.902 --> 14:46.575
،درست همونجا متوجه شدم که

14:46.600 --> 14:48.670
.اون پیش خودش تصمیم گرفته که من یه الف هستم

14:49.626 --> 14:51.005
.بهم حق انتخاب داد

14:51.030 --> 14:54.125
گفت می‌تونم باهاش برم و
دنیا رو نجات بدم یا

14:54.150 --> 14:56.112
.مجبوره من رو بکشه

14:56.243 --> 14:58.655
،بهش گفتم زحمت نکش
،همینجا ولم کن

14:58.680 --> 15:00.029
.خودم چند روز دیگه می‌میرم

15:00.054 --> 15:04.014
«گفتش: «با این نظرت موافق نیستم

15:09.318 --> 15:15.933
،بعد از اینکه... سعی کردم بکُشمش
،تفنگش رو گرفته بود رو سَرم

15:15.958 --> 15:18.395
خون‌ِش داشت از لوله‌ی تفنگ چکه می‌کرد و

15:19.471 --> 15:21.344
.با اینحال بهم شلیک نکرد

15:22.138 --> 15:25.794
با خودم گفتم: «این مرتیکه‌ی احمق
«که با هلیکوپتر اومده دیگه کیه؟

15:25.925 --> 15:27.914
«مگه کیه که ماشه رو نمی‌کِشه؟»

15:28.260 --> 15:30.241
.قدیم اینطوری بودی، الآن نیستی

15:30.266 --> 15:31.347
واقعاً؟

15:31.774 --> 15:35.553
ببین، مردی که باعث شد
.همه‌چی برام عوض بشه مُرده

15:37.715 --> 15:39.413
...شاید من

15:39.709 --> 15:42.843
.شاید همون اول درست فکر می‌کردم

15:45.559 --> 15:47.005
سرلشکر، قربان

15:49.749 --> 15:54.462
،استوارها
.شما دوتا خیلی براش مهم بودید

15:54.525 --> 15:56.701
.پتانسیل زیادی تو شما می‌دید

15:56.999 --> 15:58.827
.ممنون، قربان -
.هنوز برای تشکر زوده -

15:58.852 --> 16:01.146
بهش هشدار دادم که
شما ارزش وقت گذاشتن ندارید ولی

16:01.171 --> 16:04.611
یه مأموریت ترتیب داد تا
.بهم ثابت کنه اشتباه می‌کنم

16:05.442 --> 16:07.793
.دیدگاهم هنوز درحال تغییره

16:08.315 --> 16:12.232
،مُدام «فارماکون» به ذهنم میاد
یه کلمه‌ی یونانیِ باستانی

16:12.257 --> 16:15.626
هم به معنای «زهر» و
.«هم به معنای «درمان

16:15.651 --> 16:18.890
وقتی اسمِ تو میاد این کلمه
.تو ذهنم میاد، گرایمز

16:19.230 --> 16:22.303
.مسئله اینه، در موردت مطمئن نیستم

16:22.335 --> 16:24.773
.شک دارم

16:26.898 --> 16:29.224
«هنرهای رزمی: کتاب سُنت‌های خانوادگی»

16:29.249 --> 16:32.078
.نوشته‌ی یاگیو مونه‌نوری

16:32.121 --> 16:34.080
.به اوکافور هم دادمش

16:34.304 --> 16:36.002
.در مورد اونم مطمئن نبودم

16:36.027 --> 16:39.683
ولی واسه اون غیرممکنی وجود نداشت، درسته؟

16:40.003 --> 16:41.657
.ثورن، باید باهات خصوصی صحبت کنم

16:41.682 --> 16:42.860
.بیا بریم یه دوری بزنیم

16:42.885 --> 16:44.525
.بله، قربان

17:05.474 --> 17:08.940
.شدم سرهنگ فرمانده ثورن

17:09.294 --> 17:10.874
.بیل بهم ترفیع داد

17:11.858 --> 17:12.900
.ممنون

17:22.828 --> 17:27.002
،همه‌چیز رو بهم گفت
.یه جلسه‌ی توجیهیِ کامل برام گذاشت

17:27.099 --> 17:29.057
.جلسه‌ی توجیهیِ برای «اشلون»ها

17:29.082 --> 17:31.398
...فکر می‌کردم سال‌ها طول بکشه

17:36.838 --> 17:41.836
می‌خوام تأمین تدارکاتِ پایگاهِ عملیاتیِ
.کاسکادیا فوروارد» رو به عهده بگیری»

17:42.079 --> 17:43.820
دارن خیلی سریع‌تر برنامه‌ها رو پیش می‌برن و

17:43.845 --> 17:45.368
کُلی کار هست که باید قبل از

17:45.393 --> 17:47.612
.رسیدنِ فرمانده‌ها برای اجلاس اول انجام بشن

17:47.922 --> 17:51.011
.بیل گفت همه‌شون قراره اونجا باشن

17:51.036 --> 17:53.611
،تمام افسرهای بالارتبه
.تمام تصمیم‌گیرنده‌ها

17:53.636 --> 17:56.445
.تمام نیروهای خط مقدم

17:56.878 --> 17:59.426
.در مورد خدمت‌گزار بتیون هم ازم سؤال پرسید

18:01.585 --> 18:06.242
بیشتر از 17 هزار نیرو اینجا هست ولی
.بیل اون رو تحت نظر داره

18:07.533 --> 18:10.174
فقط می‌خوام بدونی
.الآن رو منم تأثیر می‌ذاره

18:10.199 --> 18:12.352
.خب، بهش گفتی برای اوکافورـه

18:12.446 --> 18:14.702
.آره، و همینطورم بود

18:15.933 --> 18:17.874
.بخاطر تو هم بود

18:17.966 --> 18:19.881
.داره اتفاق میفته

18:19.906 --> 18:22.512
دارم پیشرفت می‌کنم و میرم بالا و
.نمی‌تونم بذارم اون من رو بکشه پایین

18:22.537 --> 18:23.765
.فقط می‌خوام این رو بدونی

18:23.790 --> 18:25.060
.این کارو نمی‌کنه
.ازش مطمئن میشم

18:25.085 --> 18:26.223
.حتماً بشو

18:32.937 --> 18:37.028
.ممنون که گوش کردی، ریک

18:37.305 --> 18:39.481
.و بابت این

18:51.518 --> 18:54.042
چی شده؟ احترام نمی‌ذاری؟

19:01.183 --> 19:03.383
.چیزی که من شنیدم رو نشنیدی

19:04.556 --> 19:06.558
.چیزی که من دیدم رو ندیدی

19:08.234 --> 19:09.931
.ولی می‌بینی

19:13.891 --> 19:15.422
.شب بخیر، استوار

19:15.502 --> 19:19.042
.شب بخیر، سرهنگ فرمانده

20:02.159 --> 20:06.039
[ بمب‌های ضدتراکم در شمال/شمال غربی، ساعت 21 ]

20:41.272 --> 20:44.460
.وقتشـه، امشب
.باید سریع عمل کنیم

20:44.723 --> 20:47.639
بمب‌های ضدتراکم باعث شدن
.واکرهای بیشتری بیان اینجا

20:47.664 --> 20:49.971
.با بمب‌های امشب بیشتر هم میشن

20:57.208 --> 21:01.008
[ بهشون بگو متأسفم ]

21:24.924 --> 21:28.461
،بعد از تست سلامتِ بعد از مأموریت
،برو رختکنِ خدمت‌گزاران

21:28.486 --> 21:30.197
.کمد 678

21:30.631 --> 21:32.639
،با اون کلید می‌تونی از ساختمون خارج شی

21:32.664 --> 21:35.717
.بعدش هم از زیر پایگاه فرار کنی

21:35.836 --> 21:37.533
.نقشه رو دنبال کن

21:37.731 --> 21:40.037
.یه قایقِ قرمز تو بوته‌ها قایم می‌کنم

21:40.473 --> 21:42.091
.دوستت دارم

21:43.563 --> 21:45.989
.و یه چیز کوچولو برات گذاشتم

24:26.465 --> 24:27.745
ریک؟

24:31.577 --> 24:32.756
ریک؟

24:51.458 --> 24:52.592
.من نمیام

24:53.338 --> 24:55.932
اگه نری، هرگز فرار نمی‌کنی و

24:55.957 --> 24:57.741
.جفت‌مون اینجا می‌میریم

24:58.105 --> 25:00.324
‫تنها راه بازگشت پیش جودیث،

25:00.455 --> 25:03.632
‫اینه که من این‌جا بمونم و
‫تا تو صحیح و سالم برگردی.

25:03.763 --> 25:06.330
‫من تا ابـد دوستت دارم.

25:06.461 --> 25:08.985
‫اگه تو هم من رو دوست داشته باشی...

25:09.116 --> 25:11.292
‫برمی‌گردی...

25:40.016 --> 25:41.757
‫چی شده سرباز؟

25:41.888 --> 25:44.891
‫میشون رفت؛ باید بهم کمک کنی
‫کسی از این مسئله بویی نبره.

25:45.021 --> 25:46.936
‫یعنی چی رفت؟

25:47.067 --> 25:49.591
‫جوری جلوه دادم که انگار
‫موقع فرار کشته شده.

25:49.722 --> 25:52.942
‫برای این‌که اون بتونه بره، من باید می‌موندم
‫الانم که این‌جام.

25:53.073 --> 25:55.292
‫یعنی واقعاً بدون تو رفت؟

25:55.423 --> 25:56.946
‫من‌که باورم نمی‌شه ریک.

25:57.077 --> 26:01.081
‫بهش نگفته بودم که قرار نیست باهاش برم...

26:01.211 --> 26:04.040
‫هنوز هم می‌خوای من رو بکشی ریک؟

26:04.171 --> 26:05.781
‫هنوزم می‌خوای؟

26:05.912 --> 26:08.044
والا چندباری که رویاش رو دیدم!

26:08.175 --> 26:10.569
اما نباید آدم‌ها رو بکشیم؛
‫به‌کارمون میان.

26:10.699 --> 26:12.962
‫الان دیگه پـای تو هم گـیره!
‫سرنوشتت به‌ش گره خورده.

26:13.093 --> 26:14.790
‫- چیکار باید بکنم؟
‫- یه جسد پیدا کردم.

26:14.921 --> 26:17.706
‫همون نزدیک‌ها بود؛ لباس خدمت‌گزارها رو تنش کردم

26:17.837 --> 26:20.796
پاره پوره‌ش کردم و
صورت‌ش رو ترکوندم

26:20.927 --> 26:24.539
‫قراره اینطوری بگیم که موقع فرار می‌خوره
‫زمین، سرش می‌شکنه و واکرها جمع می‌رن سراغش.

26:24.670 --> 26:26.497
‫حواست باشه وقتی فهمیدن نیست

26:26.628 --> 26:28.499
‫سریعاً خودت برای پیگیری
‫تحقیقات داوطلب بشی.

26:28.630 --> 26:31.546
‫جسد‌ی که گفتم تو خط ساحلیه؛
‫جنوب شرقی اسکله شماره 70.

26:31.677 --> 26:33.461
یه جلسه ممیزی امنیتی توی کاسکادیا داریم

26:33.592 --> 26:35.289
و دارم می‌رم اونجا

26:35.419 --> 26:37.552
‫خداروشکر دیگه برنمی‌گردم این‌جا

26:37.683 --> 26:39.162
‫نگران نباش؛ حواسم به قضیه

26:39.293 --> 26:40.816
‫دینا هست و خودم حل‌ش می‌کنم.

26:40.947 --> 26:43.819
‫اما اگه از ماجرا بویی ببرن،
‫من چیزی رو گردن نمی‌گیرم.

26:43.950 --> 26:46.474
‫تو هم اگه یه‌وقت خواستی
‫رویای کشتن من رو به واقعیت تبدیل کنی

26:46.605 --> 26:48.563
‫خایه کن و بیا رو در رو مبارزه کنیم.

26:48.694 --> 26:51.958
چون اون موقع اطلاعاتی رو در
اختیارشون گذاشتم که قطعاً به ضررتونه!

26:55.178 --> 26:58.138
‫اگه می‌گی فقط به
‫خاطر میشون همچین کاری کردی،

26:58.268 --> 27:00.575
‫باور می‌کنم

27:00.706 --> 27:02.795
‫اما امیدوارم اینجا موندنت

27:02.925 --> 27:06.059
‫نقشه‌ای چیزی نباشه.

27:06.189 --> 27:08.714
‫من دوباره جونت رو نجات دادم!

27:08.844 --> 27:11.978
‫الان هم باید جون میشون رو نجات بدی.

27:12.108 --> 27:13.719
‫تو یه قهرمانی،

27:13.849 --> 27:15.851
البته با موهای تخمی

27:29.169 --> 27:31.084
‫راحت باش.

27:33.739 --> 27:36.263
‫توی دردسر بزرگی افتادی، استوار.

27:39.135 --> 27:40.659
‫بریم!

27:56.805 --> 27:59.678
‫- پشمام!
‫- خدای من.

28:08.512 --> 28:10.340
‫وای!

28:15.606 --> 28:17.826
‫وقتی داشتیم ازش بازجویی
‫می‌کردیم گفت از نظرش

28:17.957 --> 28:19.393
‫امنیت با پیش بقیه بودن
‫شکل می‌گیره.

28:19.523 --> 28:21.525
‫همون‌جا بود که رفتم توی فکر.

28:21.656 --> 28:25.225
‫آخه اون اصلاً آدمی به‌نظر نمی‌رسه که

28:25.355 --> 28:27.401
‫بخواد برای امنیت به بقیه تکیه کنه!

28:42.721 --> 28:45.761
« گرایمز 68 »

28:50.206 --> 28:53.253
‫به‌راهت ادامه بده.

28:53.383 --> 28:55.734
‫جلوتر سمتِ چپ.
‫باید حرف بزنیم.

29:11.358 --> 29:14.840
‫دلیل زنده موندنم طی تمام این سال‌ها

29:14.970 --> 29:20.628
اینه که یه نفر دوباره و دوباره
جونم رو نجات می‌داد

29:20.759 --> 29:25.764
‫تنها راه از این‌جا فرار کردن اینه که یکی
‫ بمونه و حواسش باشه مشکلی پیش نیاد.

29:25.894 --> 29:30.159
‫سال‌ها طول کشید تا بفهمم
‫نمی‌تونم فرار کنم.

29:30.290 --> 29:33.728
‫بارها کمک خواستم؛
‫کسی کمکم نکرد.

29:33.859 --> 29:38.385
‫برای فرار کردن، باید یکی رو این‌جا
‫داشته باشی که حواسش باشه.

29:38.515 --> 29:41.562
‫من برای تو اون یه‌نفرم.

29:41.692 --> 29:45.914
‫بهت گفتم اگه من رو دوست داری،

29:46.045 --> 29:49.135
‫برو...

30:11.070 --> 30:13.289
‫سلام شوتو؛ دایـتو صحبت می‌کنه.

30:13.420 --> 30:16.771
‫یه‌روز یکی بهم گفت وقتی که زمان
‫رفتن به خونه برسه، خودت می‌فهمی.

30:23.473 --> 30:25.649
‫من این فرصت رو داشتم
‫که برگردم خونه.

30:25.780 --> 30:28.827
‫اما بدون آقای شجاع نمی‌تونستم برگردم.

30:28.957 --> 30:30.611
‫شاید هم باید برمی‌گشتم...

30:37.487 --> 30:39.663
‫درست زمانی که فکر می‌کردم مرد شجاع به‌خاطر

30:39.794 --> 30:42.884
‫جاه‌طلبی و امید به یه زندگی جدید
‫توی این مکان موندگار شده،

30:43.015 --> 30:47.367
‫و می‌خواد ما رو جایگزین کنه؛
به‌ یه‌چیزی برخوردم

30:54.895 --> 30:56.828
« نقاشی و تصویرنگاری بنجیرو »

31:04.514 --> 31:07.039
‫تو اونی هستی که من رو نقاشی کرده بود!

31:07.169 --> 31:08.823
‫آره.

31:08.954 --> 31:10.520
‫تو و اون دختره.

31:10.651 --> 31:13.436
‫هر ماه می‌اومد و ازم می‌خواست
‫یه نقاشی جدید بکشم.

31:13.567 --> 31:15.699
‫یه پسری هم بود که همه‌ش
‫می‌گفت اون رو هم بکش،

31:15.830 --> 31:17.701
‫اما هیچوقت نتونستم
‫درست بکشمش.

31:17.832 --> 31:20.313
‫کارل.

31:20.443 --> 31:23.011
‫اسم اون پسر کارلـه.

31:23.142 --> 31:24.795
تو مثل اون محتاط نیست.

31:24.926 --> 31:27.320
‫سه سال طول کشید که ریک
‫اسم‌هاتون رو بهم بگه!

31:27.450 --> 31:30.323
‫تو میشونی و اون دخترـه هم جودیثه!

31:30.453 --> 31:32.586
‫اون هم این‌جاست؟

31:35.067 --> 31:37.721
‫- متاسفم...
‫- چیزی‌ش نشده!

31:37.852 --> 31:42.552
اون می‌گفت می‌خواد تا وقتی که
‫شما رو پیدا می‌کنه نقاشی‌تون رو بکشم.

31:42.683 --> 31:45.425
‫الانم که اینجایین...

31:45.555 --> 31:48.471
‫مطمئن بود که دوباره شما رو می‌بینه.
‫مطمئن بود.

31:48.602 --> 31:50.909
‫یه‌مدت یکم نا اُمید شده بود...

31:51.039 --> 31:54.347
‫- بهش گفتم...
‫- می‌دونم چی گفتی!

31:54.477 --> 31:56.697
‫ممنونم.

31:56.827 --> 31:58.742
‫نقاشی‌ت خیلی بهم کمک کرد.

31:58.873 --> 32:01.049
‫اون پیدات کرد...

32:01.180 --> 32:04.226
‫الان هم من دارم دنبالش می‌گردم.

32:07.926 --> 32:09.971
‫امیدت رو از دست نده.

32:24.116 --> 32:26.031
‫بـتیون؟

32:34.996 --> 32:37.433
‫من سرهنگ فرمانده «ترون» هستم.

32:37.564 --> 32:39.914
‫گروهبان گرایمز رو هم که می‌شناسین...

32:40.045 --> 32:43.004
‫بله.

32:43.135 --> 32:47.139
‫اولین سفرِ آشنایی‌ت به شهر خوش گذشت؟

32:47.269 --> 32:48.618
‫آره.

32:48.749 --> 32:52.405
‫چندتا اثر هنری به‌شدت زیبا دیدم.

32:54.146 --> 32:56.322
‫زیاد خوشحال به‌نظر نمیای...

32:56.452 --> 33:00.152
ظاهراً از زندگی‌های اون‌شکلی
خوشت نمیاد نه؟

33:00.282 --> 33:02.415
‫مگه جز اون چاره‌ دیگه‌ای هم دارم؟

33:04.504 --> 33:06.506
‫باهامون همراه شو.

33:16.429 --> 33:18.648
‫این‌جا کجاست؟

33:18.779 --> 33:22.957
‫یجایی که اگه یه شخصی
‫وجود نداشت، الان یه شهر بزرگ بود.

33:26.656 --> 33:28.310
‫بمب‌بارون شده؟

33:28.441 --> 33:30.269
‫آره.

33:30.399 --> 33:33.707
‫من چیز زیادی درمورد تو نمی‌دونم.

33:33.837 --> 33:35.926
‫یهو از جنگل سر و کله‌ت پیدا شد

33:36.057 --> 33:38.538
‫و یکی از افراد مهم‌مون رو نجات دادی.

33:38.668 --> 33:41.715
‫گروهبان گرایمز قبلاً یک بار
‫جون من رو نجات دادن.

33:41.845 --> 33:44.674
‫می‌تونیم بگیم دوستمه...

33:44.805 --> 33:47.416
‫اما دوستی...

33:47.547 --> 33:50.071
‫توی این‌جا هیچ معنایی نداره.

33:50.202 --> 33:52.900
دوستی واسه آدم‌های ضعیفه

33:55.120 --> 33:56.773
‫اون مثل خانواده‌ام می‌مونه.

33:56.904 --> 33:59.515
‫تنها کسی که برام باقی مونده.

34:01.430 --> 34:03.954
‫خب؛ سوال من اینه که...

34:04.085 --> 34:06.348
‫تو کی هستی؟

34:06.479 --> 34:08.524
یه آدم عادی به اسم دینا

34:08.655 --> 34:12.137
‫الان زمان فروتنی نیست دینا.

34:12.267 --> 34:13.834
‫من فقط یه بازمانده‌ام.

34:13.964 --> 34:15.662
‫یه بازمنده یهو از جنگل سر و کله‌ش پیدا نمی‌شه

34:15.792 --> 34:18.186
‫تا مردی رو نجات بده که
داشته می‌مُرده...

34:18.317 --> 34:20.145
‫خب من‌که این‌کار رو کردم.

34:20.275 --> 34:21.581
‫و زنده موندم.

34:21.711 --> 34:23.365
‫چرا نجات‌ش دادی؟

34:23.496 --> 34:25.454
‫می‌خواستم دوست پیدا کنم.

34:25.585 --> 34:27.891
‫با آدم‌ها امنیت بیشتری داری.

34:28.022 --> 34:29.937
‫چرا نجات‌ش دادی؟

34:38.728 --> 34:41.122
‫- درست...
‫- درست چی؟

34:41.253 --> 34:44.604
‫کار درستی نبود نجاتش ندم!

34:44.734 --> 34:47.215
‫تک و تنها و درمانده رو زمین افتاده بود.

34:47.346 --> 34:50.610
‫اون؟

34:53.047 --> 34:55.789
‫از نظر من ریک هیچوقت
‫به درجه درماندگی نمی‌رسه.

34:55.919 --> 34:59.227
‫خب من‌که نمی‌شناسم...

34:59.358 --> 35:03.405
‫اما اگه من اون‌جا نبودم...

35:03.536 --> 35:05.973
‫می‌مُرد.

35:08.236 --> 35:11.239
‫دوست ندارم شاهد مرگ کسی باشم،

35:11.370 --> 35:16.070
‫اونم کسی که درمانده و تنها باشه.

35:22.076 --> 35:24.644
‫بذار یه رازی رو بهت بگم.

35:24.774 --> 35:27.212
‫تو الان به‌خاطر من این‌جایی!

35:27.342 --> 35:30.040
‫ما آدم‌هایی مثل تو رو این‌جا راه نمی‌دیم.

35:30.171 --> 35:34.306
‫تو یه رهبری! کسی ما این‌جا به‌ش
‫می‌گیم «الف»

35:34.436 --> 35:36.177
‫مطمئنیم اگه بفرستیمت توی شهر زندگی کنی،

35:36.308 --> 35:40.181
‫نه کار می‌کنی؛ نه خرید می‌کنی؛
‫نه کتاب می‌خونی.

35:40.312 --> 35:43.358
‫نـه! می‌ری دنبالِ جواب سوالات‌ـت.

35:43.489 --> 35:46.666
‫از خودت می‌پرسی یعنی
‫این‌جا چه اتفاقی افتاده؛

35:46.796 --> 35:50.670
‫چرا و به‌خاطر چه کسی!

35:50.800 --> 35:54.761
‫و بر اساس احساسات درونی خودت
‫می‌ری دنبالِ برقراری عدالت.

35:54.891 --> 35:57.111
‫احساساتی که اسم‌ش رو نمی‌دونی.

35:59.809 --> 36:02.421
‫اما اگه بهت بگم یه راهی هست که

36:02.551 --> 36:06.120
‫به جواب سوالاتت برسی،

36:06.251 --> 36:09.950
‫راهی که هر رمز و رازی هست رو می‌فهمی...

36:10.080 --> 36:12.170
‫قبول‌ش می‌کنی؟

36:12.300 --> 36:14.346
‫می‌خواین رمز و رازها رو به من بگین؟

36:14.476 --> 36:19.220
‫فرصتی که این‌جا گیر هرکسی نمیاد؛

36:19.351 --> 36:22.702
‫فرصتی که توی این دنـیا گیر هرکسی نمیاد؛

36:22.832 --> 36:24.486
‫من...

36:27.837 --> 36:31.014
‫قبول می‌کنم.

36:40.154 --> 36:42.896
‫گروهبان...

36:43.026 --> 36:45.028
‫این خدمت‌گزار در عملیات پاک‌سازی

36:45.159 --> 36:48.293
‫پایکاه کاسکادیا به ما ملحق خواهد شد.

36:48.423 --> 36:50.860
‫ببرش کامل تجهیزش کن.

36:50.991 --> 36:53.863
‫- یونیفورم ویژه بهش بده
‫-  سلاح چی؟

36:53.994 --> 36:56.301
‫فقط نیـزه.

36:56.431 --> 36:59.304
‫شما دیگه می‌تونین برگردین تو ماشین؛
‫خدمت‌گزار بتیون.

37:14.362 --> 37:16.364
‫خیلی خوب بود.
‫کارـت حرف نداره.

37:16.495 --> 37:18.932
‫آره؛ اون خیلی قویه ریک؛
‫و این رو بدون که من اوکافور نیستم!

37:19.062 --> 37:21.021
توی بحث امنیت
نمی‌تونیم ریسک کنیم

37:21.151 --> 37:23.937
‫تا جایی که من می‌دونم، ممکن بود
‫یهو فرار کنه سمت رودخونه!

37:24.067 --> 37:25.504
اسلحه‌ت رو در آوردی!

37:25.534 --> 37:27.462
‫چون تو چاقوت رو در آوردی؛ می‌خواستم
‫اگه چیزی شد آماده باشم.

37:27.593 --> 37:28.942
‫بعدشم معلومه که فرار نمی‌کنه!

37:29.072 --> 37:30.552
‫راحت می‌تونستی بگیریش!

37:30.683 --> 37:33.207
‫من مسئولِ آسیب‌پذیری بقیه نیستم.

37:33.338 --> 37:35.078
‫الان دیگه همه‌چی رو می‌دونم.

37:35.209 --> 37:39.169
‫این‌که چرا این‌جاییم و
‫داریم این‌کار رو می‌کنیم.

37:39.300 --> 37:42.042
‫من اوکافور نیستم!

37:56.361 --> 37:58.145
‫پایگاه عملیاتی پیش‌رو، کاسکادیا.

37:58.276 --> 37:59.625
‫قبلاً دانشگاه بوده.

37:59.755 --> 38:01.540
‫این پایگاه یکی از
‫اصلی‌ترین پایگاه‌های ماست.

38:01.670 --> 38:03.933
‫جز نیروهای خط مقدم، تنها درجاتِ نظامی‌ای که
‫اون‌جا رو از نزدیک دیدن

38:04.064 --> 38:06.109
‫من و گرایمز هستیم؛
‫تنها نیستی

38:06.240 --> 38:08.416
‫و یادت نرـه تو فعلاً یه خدمت‌گزار
‫بیشتر نیستی.

38:08.547 --> 38:10.505
‫اگه کارت خوب باشه واسه شام
‫ماهی سالمون می‌خوری!

38:10.636 --> 38:12.028
از نظرم ارزش سفر به اون سمت کشور رو داره؛

38:12.159 --> 38:13.552
‫حتی اگه باید توی پنج نقطه مختلف

38:13.682 --> 38:15.205
‫برای سوخت‌گیری توقف کنیم.

38:15.336 --> 38:16.816
‫این بیرون که هیچی نیست!

38:16.946 --> 38:18.296
‫پایگاه از چی محافظت می‌کنه؟

38:18.426 --> 38:20.167
‫از امنیتِ جمهوری مدنی!

38:20.298 --> 38:24.127
‫گسترس منابع و حفاظت از اطلاعات
‫محرمانه ساحلِ غربی.

38:24.258 --> 38:25.651
‫یعنی همون آینده‌مون.

38:25.781 --> 38:27.740
‫امبر-ایندیگـو؛ خطر دیده شد.

38:27.870 --> 38:29.785
‫پدیده‌ای که پیش رو داریم
‫قریب‌الوقوع اعلام شده.

38:29.916 --> 38:31.874
مستقر شدیم و بزودی
ماموریت شروع می‌شه

38:32.005 --> 38:33.789
‫دریافت شد.

38:33.920 --> 38:35.661
‫آماده باشید.

38:37.619 --> 38:39.142
‫جلسه‌ی توجیهی آغاز می‌شه،

38:39.273 --> 38:41.928
‫ماموریت‌مون آغاز می‌شه...

38:42.058 --> 38:44.713
‫جوخه‌های ویژه در حال انجام عملیات هستن؛
‫پس فقط خودمونیم.

38:44.844 --> 38:48.064
‫شکاف بزرگی توی دیوارهای میله‌ای
‫ایجاد شده

38:48.195 --> 38:50.284
‫و مُرده‌‌ها دارن به اون محدوده نزدیک می‌شن

38:50.415 --> 38:51.938
‫مشکل اصلی ما همینه؛

38:52.068 --> 38:54.680
‫هدف ما گله مُرده‌هایی با جمعیت

38:54.810 --> 38:57.596
‫بیش از 200 نفر دارن به
‫سمت شکاف حرکت می‌کنن.

38:57.726 --> 39:00.860
‫ماهواره‌ها و بمب‌های ضدتراکم موفق نشدن

39:00.990 --> 39:02.296
‫گله رو از بین ببرن

39:02.427 --> 39:05.560
‫پس قراره خودمون مشخصاً
‫با مُرده‌ها روبه‌رو بشیم

39:05.691 --> 39:07.214
‫و همه‌شون رو نابود کنیم.

39:07.345 --> 39:10.913
فقط چند روز تا اجلاس سران سی‌.آر.ام

39:11.044 --> 39:13.742
و نیروهای اعزامی ویژه باقی مونده

39:13.873 --> 39:16.789
و اگه مُرده‌ها به مرزهای ما نفوذ کنن،

39:16.919 --> 39:18.965
‫پروژه‌مون از ریشه نابود می‌شه.

39:19.095 --> 39:21.097
‫نقشه‌مون شکست می‌خوره!

39:21.228 --> 39:23.143
‫آیا قراره اجازه بدیم نقشه‌مون
‫شکست بخوره؟

39:23.273 --> 39:24.840
‫- نه خانم.
‫- نه خانم.

39:24.971 --> 39:27.539
‫یه نفرمون باید «دستگاه بمب» رو ببره نزدیکِ شکاف،

39:27.669 --> 39:29.410
‫سمت گله و پشت‌تشون.

39:29.541 --> 39:32.674
‫و اون رو در فاصله صد قدمی
‫راه خروجی گله قرار بده.

39:32.805 --> 39:36.591
بعدش هم یکی از ماهواره‌های پرنده‌مون
صدای ضدتراکم رو سرتاسر منطقه پخش می‌کنه

39:36.722 --> 39:38.550
کی قراره دستگاه بمب رو هدایت کنه خانم؟

39:38.680 --> 39:41.466
‫من!

39:41.596 --> 39:44.294
‫آروم و بی‌صدا عمل کردن
‫رمز موفقیت ماست سربازان.

39:44.425 --> 39:48.124
‫فقط هم اجازه دارید از سلاح‌های
‫سرد و تفنگ‌های بادی استفاده کنید.

39:48.255 --> 39:52.085
‫خدمت‌‌گزار؛ تو منتظر دستور من باش.

39:52.215 --> 39:56.829
ازت می‌خوام پشت خط دفاعی باشی و
مرده‌هایی که از دست‌مون در رفتن رو بکشی

39:56.959 --> 39:58.918
به‌شون می‌گیم مرده‌های جلودار؛

39:59.048 --> 40:00.876
باید جلو نگه‌شون داریم
و نذاریم نفوذ کنن

40:01.007 --> 40:03.009
‫اگه اوضاع یهو به‌هم ریخت
‫و توی مـه گم شدی.

40:03.139 --> 40:04.880
‫نترس.

40:05.011 --> 40:06.795
‫پی.‌آر.بی رو فشار بده.

40:06.926 --> 40:09.145
‫وقتی که اون دکمه رو فشار بدی؛
‫هر هلیکوپتر سی آر ام که

40:09.276 --> 40:11.234
‫در 300 مایلی این‌جا باشه؛
‫میاد و پیدات می‌کنه.

40:11.365 --> 40:13.019
‫برین دستگاه بمب رو بیارین؛ بریم.

40:15.021 --> 40:16.370
‫چرا خودت می‌خوای
‫«دستگاه بمب» رو هدایت کنی؟

40:16.501 --> 40:18.938
‫چون شماها خیلی کُندین.

40:20.635 --> 40:22.637
‫از اون‌جایی که الان چیزهای
‫بیشتری می‌دونم؛

40:22.768 --> 40:26.554
‫چیزهایی که تو بعداً می‌فهمی؛
‫توی همه‌ موارد

40:26.685 --> 40:30.906
‫با اوکافور موافق نیستم؛ اما اون
همیشه با برنامه دقیق رهبری می‌کرد

40:31.037 --> 40:32.734
‫می‌خوام این‌کار رو انجام بدیم.

40:42.875 --> 40:44.311
‫دارن بیشتر می‌شن!
‫راه رو ببندین.

40:44.442 --> 40:45.747
‫باید همین الان کلک‌شون رو بکنیم.

40:49.969 --> 40:51.361
‫گفتم پشتِ خط دفاعی بمون!

40:51.492 --> 40:53.929
منتظر اون‌هایی باش که
از دست ما در رفتن.

40:54.060 --> 40:56.236
‫زودباشین!

40:59.892 --> 41:01.589
‫لعنتی!

41:01.720 --> 41:03.591
‫بگو بقیه بیان؛ همه رو
‫جمع کن دور شکاف.

41:03.722 --> 41:05.288
‫بقیه درگیرن!

41:05.419 --> 41:08.640
باید به‌جای این دختره یه سرباز می‌آوردم

41:08.770 --> 41:10.903
اگه شکاف دیگه‌ای ایجاد شد؛
دستگاه رو می‌بریم اون‌جا

41:32.925 --> 41:35.318
‫خدمت‌گزار بتیون!

41:35.449 --> 41:36.711
‫وایسا سرجات!

41:59.691 --> 42:01.388
‫بریم!

42:20.973 --> 42:22.757
‫زودباش.

43:10.283 --> 43:12.285
‫زودباش.

43:12.415 --> 43:15.157
‫پیدامون می‌کنن! پیدامون می‌کن...

43:15.288 --> 43:17.377
یه‌کاری می‌کنیم که نتونن

43:19.771 --> 43:21.381
‫نه اینطوری...

44:25.488 --> 44:28.970
‫ده تا مُرده مونده!
‫ده تـا.

44:45.421 --> 44:47.423
‫اون قوانین رو زیر پا گذاشت؛
‫تو هم به‌‌خاطر اون قوانین رو زیر پا گذاشتی.

44:47.554 --> 44:48.860
‫داشت می‌دووید.

44:48.990 --> 44:50.426
‫به کمک احتیاج داشت.
‫تو هم همینطور.

44:50.457 --> 44:53.051
‫ما باید از دستورات سفارش شده پیروی کنیم
‫وگرنه نظم‌مون از بین می‌ره!

44:53.081 --> 44:54.604
‫اون سرکشی کرد و
‫تو هم دنبالش کردی!

44:54.735 --> 44:57.216
‫اگه بقیه هم همچین کاری بکنن چی؟

44:57.346 --> 45:00.175
‫من بهش اعتماد کردم.
‫به‌خاطرش چنین ریسک بزرگی رو پذیرفتم.

45:00.306 --> 45:02.395
‫به‌خاطر تو.
‫پشیمونم کردید.

45:02.525 --> 45:04.397
‫منم دلم می‌خواست
‫ماموریتت موفقیت آمیز باشه.

45:04.527 --> 45:05.790
‫برای همین همچین کاری کردم.

45:05.920 --> 45:07.748
‫گوش کن؛ شاید براش زود بوده.

45:07.879 --> 45:09.924
‫برش می‌گردونیم تا بیشتر
‫تجربه کنه و یه مدت بگذره.

45:10.055 --> 45:11.752
‫آره؛ اما فعلاً.

45:11.883 --> 45:13.841
‫باید قال این قضیه رو بکنیم.

45:13.972 --> 45:16.017
‫ما با هم.

45:17.976 --> 45:19.325
‫خدمت‌گزارـه رو برگردون مرکز.

45:19.455 --> 45:21.153
‫نمی‌خوام چشمم بهش بیفته؛ باشه؟

45:21.283 --> 45:25.157
‫و تو...خودت این افتضاح رو مدیریت می‌کنی.
‫سوخت‌گیری و بقیه کارها.

45:25.287 --> 45:27.246
‫این دفعه رو گذشت می‌کنم گرایمز،

45:27.376 --> 45:31.685
‫چون به‌مون کمک کردی مُرده‌ها
‫رو از بین ببریم؛ فهمیدی؟

45:31.816 --> 45:34.862
‫ژنرال بیل بزودی می‌خواد
‫تو رو ببینه.

45:34.993 --> 45:37.952
‫قراره مقامت رو ارتقا بدن.

45:38.083 --> 45:41.521
‫بهتره خودت رو جمع و جور کنی ریک.

45:59.147 --> 46:00.975
‫دفتر مرکزی من فعلاً این‌جاست.

46:01.106 --> 46:02.847
‫به سمت قله و فراتر از آن.

46:02.977 --> 46:05.240
‫هیچ‌جا مثل خونه‌ی خود آدم نمی‌شه.

46:05.371 --> 46:09.897
‫دیگه هر روز بین این‌جا و فیلی
‫پاس‌کاری نمی‌شم.

46:10.028 --> 46:13.379
‫بیا یه‌سر بریم جایی که زندگی می‌کردم.

46:13.509 --> 46:15.947
‫منظره‌ی قشنگی از کاسکادیا داره.

46:17.862 --> 46:19.777
‫هنوز من رو ندیده...

46:23.868 --> 46:25.391
‫وقت‌ش رسید.

46:25.521 --> 46:27.132
‫بلاخره من رو دید.

46:28.655 --> 46:30.483
‫مهم نیست.

46:30.613 --> 46:32.702
‫- جیدیس؟
‫- گفتم مهم نیست.

46:32.833 --> 46:34.530
‫همین الان برمی‌گردی پایگاه،

46:34.661 --> 46:36.358
‫و بعدش میام یه‌جوری فراری‌ت می‌دم

46:36.489 --> 46:37.795
‫حتی اگه مجبور شـم به‌زور ببرمت

46:37.925 --> 46:39.797
‫و خودم بذارمت تو قایق.

46:39.927 --> 46:43.888
‫من به این‌جا تعلق دارم؛ اما تـو نـه!
‫این‌جا بودنت هیچ‌چیزی رو تغییر نمی‌ده.

46:44.018 --> 46:45.846
‫دیگه تمومه!

46:45.977 --> 46:48.240
‫هرچیزی که توی گذشته داشتیم
‫دیگه تمومه!

46:48.370 --> 46:49.676
‫شنیدی؟

46:56.522 --> 47:03.554
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

47:05.322 --> 47:12.586
‫تـرجمه از «آیــدا و علی محمدخانی»
‫::. Ayda.NDR & Ali Michael .::

47:20.272 --> 47:22.840
‫شوتو؛ دایتو داره صحبت می‌کنه.

47:26.626 --> 47:28.193
‫ببخشید...

47:34.503 --> 47:36.505
‫مطمئن نیستیم بتونیم برگردیم یا نه...

47:42.118 --> 47:44.118
‫«آنچه در قسمت بعد خواهید دید»

47:46.733 --> 47:48.561
‫این‌جا دیگه کجاست؟

47:48.691 --> 47:50.476
‫باید یکم با هم تنها باشیم.

47:50.650 --> 47:54.219
‫اگه بخوایم فرار کنیم
‫جدیس خونه‌مون رو نابود می‌کنه!

47:54.349 --> 47:55.350
‫می‌خوای به‌شون بگی اینجاییم؟

47:56.482 --> 47:58.136
‫باید برگردیم!

47:59.572 --> 48:01.356
‫نباید از چیزی بترسیم!

48:04.185 --> 48:05.230
‫چرا؛ باید بترسیم!
