WEBVTT

00:02.000 --> 00:10.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:10.469 --> 00:11.378
«آنچه گذشت»

00:11.402 --> 00:13.361
‫گرایمز! تکون نخور!

00:15.189 --> 00:16.886
‫یکی از سرهنگ دوم‌های ارتش، به نام «اوکافور»

00:17.017 --> 00:18.670
‫می‌خواست جزوی از برنامه‌هاش باشم،

00:18.801 --> 00:21.412
‫سی آر ام باید تغییر کنه!

00:21.543 --> 00:25.373
‫و برای این تغییر به
‫رهبرانی قدرت‌مند نیاز داره.

00:25.503 --> 00:27.679
‫تا وقتی که بتونم هر روز صبح از همین بی‌سیم

00:27.810 --> 00:28.854
‫با هم حرف می‌زنم.

00:28.985 --> 00:30.073
‫هرجا برم با خودم می‌برمش.

00:30.204 --> 00:31.074
‫هستم!

00:56.265 --> 00:58.865
[ من کارمند اداره گازم؛ بذار کمکت کنم ]

01:13.365 --> 01:20.397
‫تـرجمه از «آیــدا و علی محمدخانی»
‫::. Ayda.NDR & Ali Michael .::

01:22.490 --> 01:38.626
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:55.490 --> 01:58.490
« مـردگان مــتحرک: بازماندگان »
[ فصل اول / قسمت دوم ]

01:58.994 --> 02:02.794
« شش سال پس از انفجار پـل »

02:04.994 --> 02:07.246
‫اسم من میشون‌ـه.

02:07.346 --> 02:10.846
‫یکی از عزیزانم رو سال‌ها پیش
‫از دست دادم.

02:13.065 --> 02:16.426
‫ریـک!

02:16.527 --> 02:19.387
‫اما به‌تازگی فهمیدم که ممکنه...

02:19.487 --> 02:21.721
‫فهمیدم که هنوز زنده‌ست

02:26.668 --> 02:32.299
‫این وسط دو نفر رو دیدم که به کمک من
‫نیاز داشتن؛ آدمای های شما. به‌شون کمک کردم

02:32.397 --> 02:34.109
‫همین.

02:34.207 --> 02:35.261
‫هیچ دلیل دیگه‌ای نداشت؛

02:35.359 --> 02:37.400
‫هیچ قصد خاصی.

02:37.498 --> 02:40.756
‫اما الان که دیدم شما
‫چه جامعه غنی‌ای هستید؛

02:40.856 --> 02:44.764
‫و منم سفر پر پیچ و خمی در پیش دارم؛

02:44.865 --> 02:47.779
‫می‌خوام ازتون بخوام
‫بهم کمک کنین؛

02:47.879 --> 02:49.401
‫اما اگه علاقه‌ای به این کار ندارید،

02:49.501 --> 02:54.075
‫من درک می‌کنم و می‌رم پی کارم.

02:54.174 --> 02:56.348
‫اول از همه؛ می‌خوام ازت تشکر کنم.

02:56.449 --> 02:59.327
‫خواهش می‌کنم؛
‫می‌‌تونین یه اسب بهم بدین؟

02:59.427 --> 03:01.502
‫قبل از این‌که وارد این بحث بشیم،

03:01.602 --> 03:04.215
‫می‌خوام یکم بیشتر از خودت بدونم

03:04.314 --> 03:06.163
‫و درمورد جامعه‌مون باهات حرف بزنم.

03:06.263 --> 03:07.807
‫ممنونم؛ جامعه شما

03:07.908 --> 03:11.098
‫و امکانات‌ش واقعاً من رو
‫تحت تاثیر قرار داده.

03:11.199 --> 03:15.196
‫اما اون شخصی که گفتم...

03:15.297 --> 03:18.619
‫باید خیلی زود دست به‌کار بشم
‫چون تازه فهمیدم که...

03:18.720 --> 03:20.693
‫می‌تونی به‌مون ملحق بشی
‫و کمک‌مون کنی؛

03:20.790 --> 03:21.793
‫اگه اونی که می‌گی
‫رو پیدا نکردی.

03:21.889 --> 03:25.673
‫ال؛ یه اسب بده بهش دیگه!

03:25.770 --> 03:27.103
‫ندادین هم اشکالی نداره.

03:27.205 --> 03:29.424
منظور بدی نداشتم!

03:29.526 --> 03:34.448
‫تو جون خواهر من و دوست‌پسرش
‫رو نجات دادی.

03:34.549 --> 03:35.677
برای همین باید درمورد چیزهای بیشتری...

03:35.780 --> 03:38.979
اون فقط یه اسب می‌خواد!

03:39.077 --> 03:40.969
‫منظورم این بود...

03:41.068 --> 03:43.059
‫اگه پیداش کردی، دوتاتون...

03:43.156 --> 03:44.821
‫می‌تونین به ما ملحق بشین.

03:44.920 --> 03:46.425
‫ما جامعه خودمون رو داریم.

03:46.525 --> 03:50.244
‫و همینطور بچه؛ بچه‌هایی که
‫پدرشون رو می‌خوان

03:50.344 --> 03:51.514
‫بچه‌هایی که خودم
‫باید پیش‌شون باشم.

03:51.615 --> 03:54.731
‫برای همین باید پیداش کنم,
‫باید همین الان بـرم.

03:54.831 --> 03:56.271
‫کـجا بری؟

03:58.714 --> 04:00.155
‫یه جایی به‌اسم «ایستگاه بریجرز»

04:00.255 --> 04:01.327
‫توی شمال.

04:01.426 --> 04:03.972
‫مطمئن باش دلت نمی‌خواد بری شمال؛
‫حداقل فعلاً.

04:04.072 --> 04:06.015
‫تا وقتی مهاجرت تموم بشه
‫پیش مـا بمون.

04:06.115 --> 04:07.490
‫مهاجرت؟

04:07.591 --> 04:09.506
‫منقطه سه ایالتی قبلاً میلیون‌ها
‫نفر جمعیت داشت.

04:09.607 --> 04:10.987
الان همه‌شون تبدیل به مُرده‌ها شدن.

04:11.087 --> 04:13.270
‫نمی‌دونیم چرا؛
‫همیشه این وقت سال

04:13.371 --> 04:15.488
‫خیلی‌هاشون می‌رن سمت جنوب.

04:15.588 --> 04:16.462
‫چند ماه دیگه می‌رن شمال.

04:16.596 --> 04:18.008
‫وقتی مهاجرت‌شون تموم بشه
‫همه‌چی امن و امانه.

04:18.109 --> 04:20.560
‫یه مدت پیش‌مون بمون؛ بیشتر
با هم آشنا بشیم

04:20.661 --> 04:24.257
‫بقیه می‌گن واسه نجات
‫هیچکس هیچ اقدامی نمی‌کنین.

04:24.358 --> 04:25.599
‫ظاهراً حتی برای نجات خواهر خودت.

04:25.700 --> 04:26.978
‫ما یه جامعه هستیم.

04:27.079 --> 04:29.732
‫همه‌ از یه قانون پیروی می‌کنیم.
‫برای نجات کسی راه‌مون رو کج نمی‌کنیم.

04:29.833 --> 04:31.178
‫ممکنه برای نجات 2 نفر،
‫200 نفر قربونی بشن.

04:31.279 --> 04:32.824
‫والا جامعه اینطوری نیست...

04:32.825 --> 04:34.087
‫ما تا الان این‌جوری دوام آوردیم.

04:34.087 --> 04:35.986
‫نه افرادتون؛ جامعه‌تون.

04:39.186 --> 04:41.186
‫اگه نمی‌خواین اسبی بهم بدین
‫فدای سرتون.

04:43.152 --> 04:45.198
‫- الان نه.
‫- دیگه به اینجام رسیده.

04:45.298 --> 04:47.511
‫خبر داری عقب‌دار بهم اجازه نداد
‫برم دنبال‌شون؟

04:47.611 --> 04:51.069
‫معلومه که داری!
‫چون این‌جا به‌خاطر من پابرجاست.

04:51.170 --> 04:53.384
‫اما دیگه تمومه.
‫جمع می‌کنم می‌رم.

04:53.484 --> 04:54.793
‫می‌رم گورم رو گم کنم.

04:54.893 --> 04:57.610
‫هر دم و دستگاهی هم
‫که مال منـه با خودم می‌برم.

04:57.711 --> 05:00.763
‫خواهرت بود!
‫اون‌ها دوست‌های من بودن.

05:00.865 --> 05:02.822
‫سیستم‌ رهبری‌تون به‌درد لای جرز
‫هم نمی‌خوره ال.

05:02.823 --> 05:04.780
‫اون‌قدری قوی هستیم
‫که بریم دنبال بقیه.

05:04.881 --> 05:06.175
‫اون‌قدری قوی هستیم
‫که بقیه رو نجات بدیم.

05:06.175 --> 05:07.634
‫اگه قرار نیست این‌کار رو
‫بکنیم پس به چه دردی می‌خوریم؟

05:07.734 --> 05:10.225
‫خدای من اون خواهرت بـود!

05:10.323 --> 05:11.385
‫نت؟

05:11.485 --> 05:15.476
‫پشمام!

05:17.021 --> 05:19.001
‫- چی شده؟
‫- پام پیچ خورد.

05:19.102 --> 05:20.476
‫من...من اومد دنبال‌تون!

05:20.576 --> 05:23.729
‫نت؛ نت. ایشون
‫ما رو نجات داد.

05:27.422 --> 05:28.562
‫سلام.

05:28.662 --> 05:31.781
‫یعنی همینطوری
‫آوردی‌شون این‌جا؟

05:31.884 --> 05:35.842
‫ازم کمک خواستن و منم
‫کمک‌شون کردم.

05:35.944 --> 05:37.605
‫می‌خوای واگن شخصی بهت بدیم؟

05:37.704 --> 05:39.965
‫از الان به بعد شما توی
‫بخش وی‌آی‌پی سفرمون قرار دارین.

05:40.064 --> 05:44.618
‫ممنونم؛ راستش من حتی اگه
‫خودم هم بی‌سرپناه باشم،

05:44.717 --> 05:46.644
‫کمکم رو از آدم‌ها دریغ نمی‌کنم.

05:46.744 --> 05:48.075
‫بله؛ منم همینطور.

05:48.174 --> 05:50.069
‫پس چرا این‌جایی..

05:52.993 --> 05:54.753
‫بگو ببینم کجا می‌خوای بری؟

05:54.855 --> 05:56.647
‫یه‌جایی به اسم «کشتی‌سازی بریجرز»

05:56.747 --> 05:58.771
‫- شمال...
‫- خدای من.

05:58.871 --> 06:00.529
‫عجب نقشه احمقانه‌ای...

06:00.627 --> 06:01.789
‫می‌دونی که الان فصل مهاجرته؟

06:01.888 --> 06:03.348
‫یه گله 8 کیلومتری از مُرده‌ها!

06:03.448 --> 06:05.570
‫تصمیمم رو گرفتم.

06:05.669 --> 06:07.733
‫ظاهراً که همین‌طوره.

06:07.834 --> 06:09.431
‫بیا یه اسب برات جور کنیم.
‫به سلیقه خودت.

06:09.531 --> 06:12.261
‫- نت!
‫- گفتم به سلیقه خودش!

06:16.422 --> 06:18.650
منتظر خبر کسی هستی؟

06:18.751 --> 06:25.110
‫فقط می‌خوام هرچه‌زودتر برگردم خونه.

06:25.208 --> 06:26.807
‫بیا دنبالم.

06:36.128 --> 06:37.891
‫شوتو.

06:42.053 --> 06:44.479
‫دوستت دارم.

06:44.578 --> 06:46.538
‫دوتاتون رو دوست دارم.

06:51.487 --> 06:52.883
‫گقتی یک ساعت.

06:52.982 --> 06:54.810
‫نت، اسب کجاست؟

06:54.911 --> 06:57.668
‫درخواست هات بیشتر از یه اسب بود دیگه؛
‫یه ساعته که نمی‌شه!

06:57.768 --> 06:59.931
‫کوتاه بیا. یکم دیگه شب می‌شه.

07:00.031 --> 07:01.626
‫یه امشب رو پیش‌مون بمون.

07:01.725 --> 07:03.081
‫توی تخت‌خواب بخواب!

07:03.184 --> 07:04.640
‫فردا برو سراغ به‌گـا دادن خودت.

07:04.741 --> 07:06.132
‫یکی از بهترین‌ها رو برات آوردیم.

07:06.235 --> 07:08.404
‫این اسب خواهرمه؛
‫هنوز خودش خبر نداره.

07:08.505 --> 07:10.980
‫نمی‌تونیم صبرکنیم تا بهش بگیم.

07:11.082 --> 07:12.570
‫اینم از اسب؛ میشون.

07:12.670 --> 07:14.325
‫می‌تونی سوارش بشی و بری.

07:16.212 --> 07:19.025
‫اما اگه فقط یه شب پیش‌مون بمونی،
‫چیزای بیشتری می‌تونیم برات فراهم کنیم

07:19.124 --> 07:20.480
‫راه و روش این‌جا رو برات توضیح می‌دم

07:20.580 --> 07:23.823
‫اینجوری شاید وقتی به مرز «دلوار» رسیدی...

07:23.922 --> 07:26.075
‫یکوچولو بیشتر زنده بمونی.

07:28.622 --> 07:30.739
‫فقط یه شب!

07:30.841 --> 07:32.723
‫- صبح زود می‌رم!
‫- کبوترهای عاشق!

07:32.825 --> 07:34.439
از اون لباس‌های معمولی
بهش نمی‌دیم.

07:34.439 --> 07:36.592
‫نه؛
‫باید لباس مخصوص خودش رو درست کنیم.

07:36.693 --> 07:38.139
من اندازه‌ش رو می‌گیرم؛ شما
‫دست‌به‌کار بشین.

07:38.240 --> 07:39.469
از «اسکریم‌استیکز» استفاده می‌کنیم

07:39.568 --> 07:41.263
‫خدا کمک‌ش کنه؛
‫بعدش هم یکم می‌خوابه

07:41.362 --> 07:43.920
تا کاملاً آماده و سرحال
بره به استقبال مرگ؛

07:44.019 --> 07:45.714
خودمون تا صبح بیدار
می‌مونیم عشق و حال.

07:45.813 --> 07:48.283
‫به روی چشم.

07:48.380 --> 07:50.974
‫اندازه‌گیری واسه چی؟

07:51.079 --> 07:52.852
«اسکریم‌استیکز» چیـه دیگه؟

07:52.950 --> 07:56.147
‫خودت می‌فهمی حالا.

07:56.247 --> 07:57.711
‫ناموساً؟

08:09.665 --> 08:15.060
‫ممنون بابت لباس و اسب و
‫بقیه چیزها.

08:15.160 --> 08:16.658
‫میشون؛ دوستت رو پیدا می‌کنی.

08:16.757 --> 08:17.825
‫مطمئنم.

08:17.925 --> 08:20.391
‫چون من دوستم رو پیدا کردم؛
‫تو هم ما رو پیدا کردی.

08:20.491 --> 08:21.625
‫مثل یه چرخه‌ست؛ می‌دونی؟

08:21.725 --> 08:22.893
‫خب بذار ببینم درست فهمیدم...

08:22.893 --> 08:24.857
‫ریک روی پل بود و پل منفجر شد
‫و الان سال‌ها می‌گذره؟

08:24.858 --> 08:27.757
‫- داداش حالا یکم آروم‌تر...
‫- همینی که دوستت گفت!

08:27.858 --> 08:30.992
‫باشه؛ باشه؛ باشه.
‫فقط...

08:31.093 --> 08:33.926
‫من خیلی با این دوتا حال می‌کنم؛
‫الان با تو هم دارم حال می‌کنم.

08:34.026 --> 08:36.059
‫دوست ندارم این 33 درصد آدم‌هایی

08:36.159 --> 08:39.958
‫روی سیاره باقی مونده رو از دست بدیم؛
‫البته این 33 درصد براساس آخرین تحقیقاته.

08:45.525 --> 08:48.696
‫جامعه شما حتی برای نجات
‫مردم خودش هم هیچ اقدامی نمی‌کنه.

08:48.796 --> 08:50.466
‫چرا پیش‌شون موندین؟

08:50.566 --> 08:52.668
‫منم قبلاً با این قضیه مشکل داشتم.

08:52.767 --> 08:53.869
‫ولی خب همه‌جا همینطوری بود دیگه.

08:53.870 --> 08:55.238
‫آدم‌ها رو به‌حال
‫خودشون رها می‌کردن

08:55.337 --> 08:58.742
‫آره؛ اما گذشته‌ها گذشته!

08:58.842 --> 09:01.913
‫مطمئنم شماها اینقدری باهوش و زرنگ
‫هستین که یه فکری واسه این موضع بکنید!

09:02.014 --> 09:05.350
‫باورش خیلی سخته ولی
‫ما یه مشت کُسخلیم!

09:05.450 --> 09:07.220
‫شاید هم می‌ترسیم.

09:09.023 --> 09:12.493
‫خیلی خوشحالم که با شما سه‌نفر
‫آشنا شدم.

09:12.593 --> 09:14.262
‫موفق باشین!

09:14.361 --> 09:15.729
‫تو هم همینطور.

09:15.830 --> 09:19.402
‫خیلی‌خب بریم دیگه!

09:20.603 --> 09:22.158
‫هی..

09:22.258 --> 09:25.004
‫گفتی بچه‌هات توی ایالت
‫ویرجینا هستن دیگه؟

09:25.104 --> 09:27.552
‫ببین می‌تونی باهاش حرف بزنی یا نه؛
‫چون بزودی از منطقه

09:27.652 --> 09:30.001
‫آنتن‌دهی خارج می‌شی؛
‫شاید الان هم خارج شدی!

09:32.317 --> 09:34.831
‫ولی هنوزم می‌تونی باهاشون
‫حرف بزنی.

09:34.932 --> 09:39.102
‫و وقتی که برگشتی پیش‌شون،
‫چیزایی که نوشتی رو به‌شون نشون می‌دی.

09:41.914 --> 09:44.262
‫مگه نگفتی ممکنه جون سالم به در نبرم؟

09:46.546 --> 09:47.672
‫درست گفتم.

09:47.771 --> 09:50.186
‫خواستم باهات صادق باشم

09:55.448 --> 09:56.573
‫شوتو.

10:02.132 --> 10:03.886
‫شوتو؟

10:22.796 --> 10:23.798
‫برو حیوون!

12:45.939 --> 12:48.746
‫نگاه‌ش کن!

12:48.845 --> 12:50.683
‫شماها این‌جا چیکار می‌کنین؟

12:50.783 --> 12:53.289
‫خب راستش دیگه تحملِ کسخل
‫بودن و ترسیدن رو نداشتیم.

12:53.391 --> 12:54.992
‫ظاهراً بقیه هم همینطور بودن.

12:55.092 --> 12:56.863
‫کار خوبی کردیم که اومدیم پیشت نه؟

12:56.963 --> 12:59.736
‫تا وقتی گله می‌ره پی کارش
‫پیش‌مون بمون.

12:59.835 --> 13:01.039
‫این آتیش‌ها؛ قراره تا ساعت‌ها

13:01.139 --> 13:05.114
‫همینطوری بسوزن؛ طول می‌کشه تا گله بره کنار.

13:05.214 --> 13:07.487
‫اوه.

13:07.586 --> 13:09.792
‫آره.

13:09.892 --> 13:11.762
‫نتی گفت مطمئنه
‫دلت آب‌جو می‌خواد.

13:11.862 --> 13:14.868
‫هیچوقت اشتباه نمی‌کنه!
‫همین‌ش رو مُخه.

13:14.968 --> 13:16.962
‫آره؛ واقعاً دلم آب‌جو می‌خواد.

13:19.157 --> 13:21.582
‫خیلی‌خب؛ داستانش رو می‌دونم.

13:21.682 --> 13:24.540
‫خدای من.

13:24.639 --> 13:26.301
‫از اسبت افتادی پایین؟

13:26.402 --> 13:27.563
‫خدایا...

13:27.663 --> 13:29.657
‫نیفتادم پایین.

13:29.757 --> 13:33.113
یه چیزی محکم پرت شد سمتم

13:33.213 --> 13:34.410
‫یه کارمند اداره گاز میون گله بود.

13:34.509 --> 13:35.708
‫- کارمند اداره گاز؟
‫- آره.

13:35.807 --> 13:37.409
‫نمی‌خوام چیز بیشتری درموردش بدونم.

13:37.508 --> 13:40.804
‫اون نور بنفش...چی بودش؟

13:40.904 --> 13:45.336
‫این ایده‌ی مدت‌ها برای پاک‌سازی دره‌های بزرگ

13:45.436 --> 13:47.900
‫توی ذهنم بود.

13:48.001 --> 13:49.401
‫یه سری مواد شیمیایی توی واگنم داشتم.

13:49.500 --> 13:51.333
‫کلی خرت و پرت اون‌جا دارم.

13:51.433 --> 13:52.631
‫و سوخت‌ش هم که بیرون پیدا می‌شه

13:52.731 --> 13:55.729
‫توی ساختمون‌ها؛ ماشین‌ها
‫و اینجور چیزها.

13:55.828 --> 13:57.463
‫بیلی و آیدن گفتن می‌خوان بیان دنبالت،

13:57.562 --> 14:00.159
‫که واقعاً به دلایل زیادی
‫به شدت کار احمقانه‌ای بود؛

14:00.260 --> 14:02.957
‫اما دیگه تحمل نداشتن.

14:03.057 --> 14:06.723
‫منم مدت‌هاست طاقتم طاق شده بود؛
‫ولی چاره‌ای نداشتم.

14:06.822 --> 14:10.053
‫همه‌ش می‌گفتم «یکم دیگه بمونم»

14:10.153 --> 14:11.460
‫«بهار سال بعد می‌رم»

14:11.559 --> 14:12.830
‫«بهتره وقتی یه سلاح خفن ساختم برم»

14:12.930 --> 14:19.424
‫یا وقتی که یه نقشه درست حسابی داشتم؛
‫و همینطوری سال‌ها گذشت.

14:22.935 --> 14:26.784
‫مدت‌ها پیش باید می‌رفتم.

14:26.884 --> 14:30.899
‫می‌دونستم؛
‫اما ظاهراً الان وقت مناسبش بوده.

14:31.000 --> 14:33.945
‫خیلی‌های دیگه هم همین حس رو
‫داشتن؛ و...

14:34.045 --> 14:38.228
‫ظاهراً قرار نبود خودم و مواد شیمیایی‌ام
‫تنهایی وارد این سفر بشیم.

14:38.329 --> 14:39.568
‫ممنونم.

14:39.667 --> 14:44.420
‫ممنون که با اومدنت
‫باعث شدی به خودمون بیایم.

14:44.520 --> 14:47.263
‫واقعاً قدم بزرگی بود.

14:47.364 --> 14:49.429
‫آره همین‌طوره.

14:49.529 --> 14:52.060
‫من هم بلدم هرچیزی که بگی بسازم؛
‫هم هرچیزی که بگی رو نابود کنم.

14:52.160 --> 14:55.656
‫ولی خب تو آخرالزمان چیزهای
‫مهم‌تری وجود داره.

14:55.756 --> 14:57.887
‫به‌شون نشون دادی چیزهای
‫مهم‌تری وجود داره.

15:00.719 --> 15:03.551
‫به منم نشون دادی.

15:03.650 --> 15:05.082
‫تا هرجا که بخوای باهات میایم.

15:05.182 --> 15:11.545
‫وقتی ریک رو پیدا کردم؛ همه‌‌تون
‫رو با خودم می‌برم خونه‌مون.

15:11.644 --> 15:13.009
‫به ما ملحق می‌شین.

15:13.110 --> 15:17.474
‫فقط ساخت و ساز می‌خواد.

15:17.574 --> 15:19.637
‫که خوراک خودمه!

15:19.737 --> 15:23.535
‫من دیگه برم بخوابم.

15:23.634 --> 15:25.632
‫هـوم.

15:28.630 --> 15:30.397
‫برم یه‌چیزی براتون بیارم بخورین.

15:30.497 --> 15:32.528
‫نه؛ نه.
‫من گشنه‌ام نیست.

15:32.627 --> 15:35.429
‫می‌دونم.

15:35.529 --> 15:37.296
‫باید غذا بخوری.

15:42.265 --> 15:44.098
حامله‌ای.

15:50.000 --> 15:56.670
‫من... عسل ویار کرده بودم.

15:56.769 --> 16:00.239
‫در به در دنبالِ کندوی عسل بودم

16:00.339 --> 16:04.474
‫و ظاهراً بیلی من رو دیده بود
‫که همه‌ش دارم به درخت‌ها نگاه می‌کنم

16:04.574 --> 16:08.543
‫ گفت یه فروشگاه بزرگ پیدا کرده
‫که همه‌چی داره

16:08.642 --> 16:10.842
‫می‌خواسته من رو سورپرایز کنه...

16:10.942 --> 16:15.043
‫چون ظاهراً عسل هیچوقت
‫فاسد نمی‌شه.

16:20.946 --> 16:23.913
‫برای همین از کاروان خارج شده بود.

16:27.116 --> 16:28.551
‫اما من پیداش کردم.

16:30.552 --> 16:32.185
‫بعد هم که تو ما رو پیدا کردی.

16:42.157 --> 16:43.593
‫چیزی نیست عزیزم.

16:43.691 --> 16:45.594
‫بهتره که کم کم تو و بیلی برگردیم.

16:45.692 --> 16:47.726
‫بهتون می‌گم به‌شون چی بگین.

16:47.826 --> 16:49.660
‫چند نفر دیگه رو هم با خودتون
‫ببرید که کارتون راه بیفته.

16:49.760 --> 16:51.828
‫یکی دو هفته‌ای طول می‌کشه.

16:51.928 --> 16:55.898
‫الان دیگه نزدیکِ «ایستگاه بریجزر»ـیم.

16:55.998 --> 16:57.665
‫می‌خوایم تا وقتی ریک رو
‫پیدا می‌کنی کنارت باشیم.

16:57.765 --> 17:00.268
‫نه؛ باید برین.

17:00.368 --> 17:02.203
‫می‌ریم.

17:02.303 --> 17:04.102
‫بعد از این‌که ریک رو پیدا کردی.

17:10.072 --> 17:12.066
‫باشه.

17:23.262 --> 17:27.080
‫نت؛ مگه نگفتی فقط با ما
‫سه نفر حال می‌کنی؟

17:27.180 --> 17:30.269
‫پس این آدم‌هایی که با خودت
‫آوردی کی‌ان؟

17:30.369 --> 17:33.426
‫خب یکم باهاشون اوکی‌تر شدم.

17:35.881 --> 17:38.606
‫اما نه این‌که ازشون خوشم بیاد.

17:42.559 --> 17:46.310
‫دیگه توی زندگی‌ات کی رو داری؟

17:46.411 --> 17:49.168
‫فقط مامانم.

17:49.267 --> 17:50.994
‫بابام که معلوم نبود کجاست.

17:51.093 --> 17:54.581
‫مرتیکه‌ی عوضی بچه‌ی کوتوله
‫نمی‌خواسته!

17:54.682 --> 17:57.513
‫عالیه نـه؟

17:57.613 --> 17:59.311
‫خیلی مسخره شدم.

17:59.411 --> 18:00.776
‫خیلی خیلی زیاد.

18:00.874 --> 18:03.739
‫واسه همین زدم تو کار سوزوندن

18:03.837 --> 18:05.505
‫و منفجر کردن وسط جنگل.

18:05.605 --> 18:08.800
‫مامانم هم با یه یارویی آشنا شد

18:08.900 --> 18:11.300
‫مرتیکه اسم خودش رو
‫گذاشته بود «خـطـر»

18:11.399 --> 18:13.229
‫مامانم توی رستوران
‫خیلی وحشتناک کار می‌کرد

18:13.229 --> 18:15.662
‫یه بچه خیلی شیطون داشت که

18:15.761 --> 18:17.859
‫با تموم وجودش از اون یارو «خطر» متنفر بود.

18:17.959 --> 18:21.987
‫این مرتیکه کسخل هم با اون اسم
‫مسخره‌ش

18:22.087 --> 18:25.487
‫شرایط مـا رو دیـد و گفت
‫برم توی کارشون!

18:25.586 --> 18:26.751
صبر کنید

18:26.850 --> 18:28.549
‫چی شده؟

18:28.650 --> 18:29.748
‫یه چیزی سر راه‌مونه!

18:29.847 --> 18:31.215
‫من می‌رم.

18:31.315 --> 18:36.148
‫داشتم می‌گفتم؛ با مامانم ازدواج کرد
‫و اومد پیش‌مون

18:36.249 --> 18:38.182
‫اون‌جا بود که فهمیدم
‫«خطر» یه سری مشکلات داره.

18:38.284 --> 18:41.450
‫و من می‌تونم بهش کمک
‫کنم مشکلات‌ش رو حل کنه.

18:41.450 --> 18:43.282
‫شونه‌ش آسیب دیده بود
‫و نمی‌تونست ماشینش رو بار بزنه

18:43.284 --> 18:44.585
‫واسه همین با یه مشت خرت و پرت

18:44.685 --> 18:46.117
‫براش بالابر و اهرم ساختم

18:46.218 --> 18:47.850
‫براش یه دماسنج ساختم
‫که از طریق گوشیش

18:47.950 --> 18:49.451
‫می‌تونست ببینه گاز
‫رو باز گذاشته یا نه

18:49.551 --> 18:51.117
‫یه زمان‌سنج که به‌طور خودکار
‫آب ظرف‌شویی رو می‌بست.

18:51.218 --> 18:59.052
‫اما آیا واقعاً نمی‌تونست
‫وانتش رو بار بزنه؟

18:59.152 --> 19:02.186
‫واقعاً یادش می‌رفت گاز
‫رو خاموش کنه و آب رو ببنده؟

19:03.588 --> 19:04.919
‫یا اون حروم‌زاده فقط می‌خواسته

19:05.020 --> 19:07.987
‫من جای سوزوندن و منفجر
‫کردن؛ برم دنبالِ ساخت و ساز؟

19:08.087 --> 19:10.522
‫از اون یارو هم خوشم می‌اومد.

19:10.622 --> 19:13.356
‫به‌ظاهر که عاشقش بودی.

19:13.456 --> 19:14.657
‫خب راستش...

19:14.762 --> 19:16.586
‫ظاهراً همینطوره.

19:16.686 --> 19:18.277
‫من هم دوستت دارم نت.

19:18.377 --> 19:19.404
‫توروخدا خفه‌شو!

19:19.504 --> 19:20.698
‫منم دوستت دارم نت.

19:20.797 --> 19:22.555
‫دوستت دارم.

19:47.357 --> 19:49.016
‫فرار کنید!

19:49.116 --> 19:52.465
‫جلوی دهن‌تون رو با پارچه بگیرین!

19:52.564 --> 19:54.651
‫پارچه رو با آب خیس کنید!

20:50.161 --> 20:52.268
‫بچه‌ها...

21:41.797 --> 21:45.174
‫برگرد...پیش‌شون.

21:46.327 --> 21:53.484
.برگرد پیشِ بچه‌هات

21:53.586 --> 21:57.799
.الکی... خودتو به خطر ننداز

22:01.344 --> 22:03.819
.ریسک نکن

22:09.203 --> 22:11.811
.نمی‌تونم نفس بکشم

22:11.913 --> 22:14.755
.اکسیژن

22:14.855 --> 22:16.089
.اکسیژن

22:20.426 --> 22:26.465
.یه داروخونه اون پشت هست

22:26.566 --> 22:30.271
.شاید کپسول اکسیژن داشته باشن

22:35.744 --> 22:40.316
.یه چیزی پیدا کن و ببندش به تخت

22:45.722 --> 22:47.892
.کنارش خوابت نبره

24:57.133 --> 25:00.368
.ممنون

25:00.469 --> 25:02.504
.نتونستم بکُشمش

25:06.542 --> 25:08.211
.اون رو نه

25:12.381 --> 25:15.853
.حق... حق با اون بود

25:15.953 --> 25:21.492
.باید همون موقع که می‌تونی بری خونه

25:21.592 --> 25:23.261
.زمان زیادی گذشته

25:28.466 --> 25:29.467
.ریک مُرده

25:29.467 --> 25:30.768
.نه

25:32.103 --> 25:36.709
.نه

25:50.157 --> 25:53.127
.گاز کلر بود

25:53.227 --> 25:54.861
.بچه که بودم در موردش خوندم

25:54.961 --> 26:00.065
قبلاً رؤیای این رو داشتم که
.این گاز رو روی تیم فوتبال خالی کنم

26:06.471 --> 26:10.975
.گازه ریه‌ها و گلوهامون رو سوزونده

26:11.075 --> 26:14.212
،یکم طول می‌کشه بهتر بشیم

26:14.311 --> 26:16.611
.تازه اگه بهتر بشیم

26:32.347 --> 26:33.980
.بهت که گفتم

26:34.080 --> 26:36.814
.می‌دونستم کی باید برم

26:36.914 --> 26:39.316
.و نرفتم

26:39.416 --> 26:42.316
.و همشون مُردن

26:42.416 --> 26:45.116
.باید بدونی کِی وقتِ رفتنـه

26:45.217 --> 26:49.284
،باید بدونی کِی وقتِ رفتنـه
.باید بدونی کِی باید تسلیم بشی

26:49.384 --> 26:54.251
.اون یارو، خطر، ناپدری‌ت

26:54.351 --> 26:56.985
اون تسلیم نشد، درسته؟

26:57.085 --> 27:00.185
.بیخیالِ تو نشد

27:00.284 --> 27:04.151
.حتماً بخاطرِ مادرت بوده

27:04.284 --> 27:07.118
.حتماً بخاطرِ این بوده که دوستت داشته

28:09.882 --> 28:11.118
.نقشه رو علامت زدم

28:11.218 --> 28:14.151
.می‌تونی بری الکساندریا

28:14.250 --> 28:16.815
.الآن به اندازه‌ی کافی قوی هستی

28:16.915 --> 28:20.584
من برم خونه‌ی تو و تو بری ایستگاه بریجرز؟

28:20.683 --> 28:21.883
.باید برعکس باشه

28:21.983 --> 28:23.648
.باید همین کار رو بکنیم -
.نه -

28:23.749 --> 28:25.849
.اِیدن و بِیلی قرار بود برن

28:25.949 --> 28:27.083
...نرفتن. حالا تو

28:27.183 --> 28:29.119
!همه‌ی دار و ندارم همینـه

28:29.219 --> 28:31.818
خب؟

28:31.918 --> 28:34.886
.تو

28:34.986 --> 28:36.754
.همش همین

28:42.858 --> 28:44.658
.همش همین

28:55.165 --> 28:57.032
.فردا صبح راه میفتیم

29:05.035 --> 29:06.471
.اول باید یه جا وایسیم

29:06.570 --> 29:07.805
.واگُن‌ام. نزدیکـه

29:07.905 --> 29:10.273
،و اون گاری رو هم تعمیر می‌کنم
.وسایلم رو بارِ اون می‌کنم

29:10.373 --> 29:11.739
نکنه توقع داری من گاری‌تو بِکشم؟

29:11.839 --> 29:13.907
معلومه که آره

29:18.843 --> 29:20.545
...اومدنت

29:20.644 --> 29:23.746
بخاطرِ اینه که می‌خوای ببینی تهش چی میشه؟

29:23.846 --> 29:25.848
.نه

29:28.283 --> 29:30.084
.خودم می‌دونم تهش چی میشه

29:51.096 --> 29:54.430
.هی، صبر کن

29:54.531 --> 29:55.795
.آره، مطمئن بودم صبر نمی‌کنی

29:55.872 --> 29:57.311
[ ایستگاه بریجزر ]

31:44.250 --> 31:46.721
...قایقی که چکمه‌هاش رو داخلش پیدا کردی

31:49.263 --> 31:51.600
.آخرین بار اینجا بوده

31:54.675 --> 31:57.351
.همه‌ی این آدما سوختن

31:57.450 --> 32:00.324
.نمیشه از هم‌دیگه تشخیص‌شون داد

32:00.423 --> 32:07.276
.و بیشترشون، اصلاً کفشی ندارن

32:07.377 --> 32:10.549
.حسش کردم

32:10.650 --> 32:12.856
.هنوزم حسش می‌کنم

32:14.995 --> 32:16.899
گوشی‌ت، می‌دونی روش چی نوشته؟

32:17.000 --> 32:19.774
نوشته‌های ژاپنی؟

32:19.874 --> 32:22.715
«.یکم دیگه باور داشته باش»

32:26.591 --> 32:28.431
.مُدام بهم می‌گفتی برو خونه

32:28.530 --> 32:30.535
.باید می‌رفتی

32:30.636 --> 32:33.177
ولی خودت اجازه داری باور داشته باشی
.که ریک هنوز اون بیرونـه

32:35.047 --> 32:37.753
جواب جلوی چشمم بوده، مگه نه؟

32:41.664 --> 32:47.813
.همه‌ی این مدت، جواب جلوی چشمم بوده

32:50.389 --> 32:52.192
.زمان زیادی گذشته

32:54.798 --> 32:58.569
...اگه زنده بود

33:00.837 --> 33:05.042
.تا الآن برگشته بود...

33:05.143 --> 33:06.511
.تو که خبر نداری

33:06.609 --> 33:08.514
.نمی‌تونی مطمئن باشی

33:11.048 --> 33:17.356
،هنوز می‌تونی باور داشته باشی که اون بیرونه
.این که هنوز زنده‌ست

33:17.456 --> 33:21.792
هنوزم می‌تونی یکم دیگه باور داشته باشی و
.همچنان برگردی خونه پیشِ بچه‌هات

33:24.462 --> 33:29.268
.تو... وقتی زمان برگشت برسه متوجه میشی

33:29.368 --> 33:31.269
.می‌تونی جفتش رو انجام بدی

33:33.538 --> 33:37.007
.منم می‌تونم کمکت کنم

33:37.109 --> 33:39.042
.باهات میام

33:48.852 --> 33:51.138
.این تسلیم شدن نیست

34:31.982 --> 34:33.349
.شوتو

34:33.624 --> 34:35.624
[ زمان حال ]

34:36.683 --> 34:39.400
.شوتو

34:39.500 --> 34:42.756
یه چند روز دیگه نزدیک میشیم بعد
.می‌تونی با بی‌سیم ارتباط برقرار کنی

34:46.781 --> 34:47.921
.باید یه جا واسه خوابیدن پیدا کنیم

34:48.019 --> 34:50.739
.فقط یکم بریم جلوتر

34:50.840 --> 34:52.550
.هی، هی

34:56.877 --> 34:59.543
چیـه؟

34:59.643 --> 35:01.239
.اون‌هان

35:12.499 --> 35:13.998
.گاری رو از اون چیزه آزاد کن
.باید بریم

35:14.097 --> 35:15.764
.من ازشون فرار نمی‌کنم، نت -
.منم همینطور -

35:15.864 --> 35:17.562
!بزن بریم

35:24.223 --> 35:25.557
.دو دقیقه، پنج دقیقه

35:25.657 --> 35:28.254
.نمی‌دونم
.خیلی دارن با ارتفاع پایین پرواز می‌کنن

35:31.520 --> 35:33.484
اینجوری؟ -
.آره -

35:33.584 --> 35:35.649
.واسه محافظتـه

35:35.749 --> 35:37.381
.باهاش تمرین کردم

35:57.702 --> 35:59.365
.لعنتی. پوک بود منفجر نشد

36:11.540 --> 36:14.140
.بیا پایین
.دور و برمون هیچی نیست قایم شیم

36:31.493 --> 36:38.241
!آتش به اختیار

36:38.340 --> 36:40.369
.حساب‌شون رو می‌رسم

36:40.468 --> 36:41.866
.مگه اینکه تو زودتر حساب‌شون رو برسی

36:41.966 --> 36:43.661
.حواسم به تو و اونا هست

36:49.977 --> 36:51.406
.باید برید

36:51.507 --> 36:53.068
.میریم

36:53.167 --> 36:56.994
.بعد از اینکه ریک رو پیدا کنی

36:57.094 --> 36:58.725
.تو بارداری

37:13.165 --> 37:14.997
.نتونستم بکُشمش

37:15.097 --> 37:16.728
.اون رو نه

37:31.901 --> 37:33.541
.تو چشمام نگاه کن

37:37.991 --> 37:39.095
هنوزم می‌تونی یکم دیگه باور داشته باشی و

37:39.194 --> 37:41.604
.همچنان برگردی خونه پیشِ بچه‌هات

37:46.287 --> 37:49.801
.ممکنه منو از دست بدی

38:18.339 --> 38:21.763
!پیدات کردم

38:28.141 --> 38:30.068
.خدای من

38:30.168 --> 38:31.830
جودیث... اون... حالش خوبه؟

38:31.930 --> 38:32.992
.اون خوبه

38:33.093 --> 38:34.158
.حالش خوبه، ریک

38:34.257 --> 38:36.423
.آره

38:36.524 --> 38:43.656
.من... با اونا نیستم

38:46.153 --> 38:47.821
.می‌دونم

39:27.704 --> 39:29.270
.دارن میان

39:29.561 --> 39:31.328
.تعدادشون بیشتره -
سربازها دارن میان؟ -

39:31.427 --> 39:32.493
.آره -
.پس باید بریم -

39:32.594 --> 39:34.360
.نه، نه، نه. خیلی دیره

39:34.459 --> 39:36.747
.دارن میان

39:36.846 --> 39:39.464
...بگو اسمت یه چیز دیگه‌ست، اینکه

39:39.564 --> 39:41.352
بگو تو جنگل بودی و

39:41.452 --> 39:42.878
.دیدی به اون سربازها حمله شده

39:42.978 --> 39:46.523
بگو... عضو یه جامعه‌ای هستی که
...از هم پاشیده

39:46.622 --> 39:49.640
.خیلی سالِ پیش... یه جامعه‌ی کوچیک

39:49.739 --> 39:54.013
چی؟ -
.خودت واقعیت رو بهشون نشون نده -

39:56.068 --> 39:57.195
مگه من چی‌ام؟

39:57.294 --> 39:58.820
.تو قوی‌ای

39:58.918 --> 40:00.123
.یه رهبری

40:00.226 --> 40:03.495
.مخفی‌ش کن

40:03.599 --> 40:08.041
.اونا... الآناست که برسن

40:08.144 --> 40:10.440
.باهاشون میریم... مجبوریم -
.نه -

40:10.537 --> 40:15.330
چی؟ -
.قول میدم. میشون... قول میدم -

40:15.427 --> 40:17.989
.کاری می‌کنم بتونیم فرار کنیم

40:24.944 --> 40:27.336
.پیدات کردم

40:27.438 --> 40:30.877
میشون؟

40:30.977 --> 40:33.201
.خدای من

40:33.302 --> 40:36.539
خودشـه؟

40:36.641 --> 40:40.381
.اون... با اونا نیست

40:40.481 --> 40:42.180
...خب، پس چطوری

40:45.376 --> 40:46.675
!نت

40:50.702 --> 40:57.860
اون... هنوز مثل سابقه؟

40:59.590 --> 41:01.187
می‌تونی تشخیص بدی؟

41:01.289 --> 41:02.853
.آره

41:02.953 --> 41:03.993
دیدی گفتم؟

41:04.018 --> 41:10.142
هنوزم می‌تونی باور داشته باشی و
...بدونی کِی

41:16.201 --> 41:17.431
نت؟

41:17.532 --> 41:19.931
.نه، نه. نه، نه، نه

41:20.030 --> 41:23.158
.نت. نت

41:23.259 --> 41:26.754
.نه، نه، نه

41:26.854 --> 41:28.051
.نت

41:28.151 --> 41:29.750
.نت

41:31.413 --> 41:34.043
کمکت کرد تا اینجا بیای؟

41:34.143 --> 41:35.773
.آره

41:39.540 --> 41:41.847
.متأسفم

41:52.679 --> 41:55.520
میشون، چیزی همرات داری که باعث بشه

41:55.621 --> 41:57.695
در مورد خودت یا الکساندریا چیزی بفهمن؟

41:57.795 --> 42:01.572
نقشه، یادداشت، هرچی؟

42:01.673 --> 42:07.123
.یه دفترچه خاطرات

42:07.223 --> 42:09.531
.یه بی‌سیم

42:09.631 --> 42:11.134
.یه گوشی

42:11.235 --> 42:13.008
.چکمه‌هات

42:16.418 --> 42:18.156
.اونا رو بده من

42:23.038 --> 42:25.746
،باید بگی شمشیر مالِ اون بوده

42:25.847 --> 42:27.084
باید بگی تفنگ یکی از سربازها رو

42:27.183 --> 42:30.292
.از روی زمین برداشتی و جلوش رو گرفتی

42:30.393 --> 42:31.965
ما رو از هم جدا می‌کنن ولی

42:32.066 --> 42:35.844
به محض اینکه آب‌ها از آسیاب بیفته
.پیدات می‌کنم

42:35.944 --> 42:37.836
.قول میدم

42:37.935 --> 42:41.320
باید روت اسحله بکشم و

42:41.419 --> 42:43.510
.تو هم باید دستات رو ببری بالا

42:43.610 --> 42:45.668
.باید این رو ببینن

42:45.768 --> 42:47.792
.و باید یه چیز دیگه صداشون کنی

42:47.891 --> 42:49.318
.نباید بهشون بگی زامبی

42:49.418 --> 42:51.376
.من بهشون گفتم زامبی

42:51.475 --> 42:53.334
.فرار می‌کنیم

42:54.961 --> 42:56.753
!دوستت دارم

43:27.681 --> 43:29.407
اسمم «دِینا»ست و

43:29.507 --> 43:37.572
...خیلی وقته که تنهایی اون بیرونم

43:37.671 --> 43:43.414
اینقدر طولانی که شنیدنِ
.صدای خودم واسم عجیبـه

43:43.512 --> 43:50.615
برای یه مدت طولانی با
دوست‌پسرم و چهل نفرِ دیگه

43:50.715 --> 43:54.143
،تو جورجیا بودم

43:54.244 --> 43:57.839
.با رهبرهایی که فکر می‌کردم آدم‌های خوبی‌ان

43:57.940 --> 44:00.769
.خواهرم، اِل

44:00.869 --> 44:03.499
.بعدش اوضاع تغییر کرد

44:03.599 --> 44:05.696
.اونا تغییر کردن

44:05.796 --> 44:07.660
.به چشم خودم دیدم

44:07.760 --> 44:08.961
.می‌دونستم باید بریم

44:09.059 --> 44:11.356
.آدم وقتی زمانِ رفتن فرا می‌رسه می‌فهمـه

44:11.455 --> 44:14.818
و از چه سلاحی استفاده می‌کردی؟

44:14.919 --> 44:16.351
چوب رزمی!

44:16.450 --> 44:19.047
.چند ماه قبل گُمش کردم

44:19.147 --> 44:23.574
.با همون چاقو سَر کردم

44:23.674 --> 44:27.304
اینکه تحت نظری اذیتت می‌کنه؟

44:27.403 --> 44:28.770
.نه

44:28.871 --> 44:31.903
.فقط خیلی وقتـه که خودم رو ندیدم

44:32.002 --> 44:33.937
.اینجا قوانین خودش رو داره

44:34.036 --> 44:36.070
ما تو یه پایگاه نظامی در
حومه‌ی شهری هستیم که

44:36.170 --> 44:38.169
.باقی‌مونده‌ی زندگی‌ای هست که قبلاً داشتیم

44:38.269 --> 44:41.169
،امنیت‌ش اولویتِ اولِ ماست

44:41.269 --> 44:43.769
.که یعنی هرگز نمی‌تونی ازش خارج بشی

44:43.870 --> 44:45.635
این چه حسی بهت میده؟

44:45.735 --> 44:51.668
،حس می‌کنم چیزی که اینجاست

44:51.768 --> 44:55.102
.چیزیـه که دنبالش بودم

44:55.203 --> 44:59.101
چیزیـه که سعی داشتم یکم دیگه هم که شده

44:59.202 --> 45:01.534
.بهش باور داشته باشم

46:00.033 --> 46:01.999
.حرفات رو باور کردن

46:02.099 --> 46:04.465
از کجا می‌دونی؟

46:04.565 --> 46:06.531
.از اینکه اینجایی

46:15.465 --> 46:19.098
،خیلی وقت پیش اتفاق افتاد
تو یکی از آخرین بارهایی که

46:19.199 --> 46:21.331
.سعی کردم فرار کنم

46:22.933 --> 46:25.164
یکی از آخرین بارها؟

46:30.597 --> 46:32.464
.منو گیر انداخته بودن

46:34.230 --> 46:37.765
.ولی دیگه اینطور نیست

46:37.865 --> 46:41.697
.ما فرار می‌کنیم

46:41.798 --> 46:43.563
.با هم‌دیگه

46:45.765 --> 46:47.564
اونا حال‌شون خوبـه؟
جودیث خوبـه؟

46:47.664 --> 46:49.931
.آره

46:50.279 --> 46:53.146
.حالش خوبـه

46:53.245 --> 46:56.084
...اون

46:56.184 --> 46:58.551
چی شده؟

46:58.651 --> 47:00.252
...وقتی از اینجا بریم -
نه، چیزیش شده؟ -

47:00.352 --> 47:03.423
.اون مثل خودمونـه، ریک

47:03.522 --> 47:07.127
.بقیه‌شو وقتی فرار کردیم بهت میگم

47:07.226 --> 47:09.228
،ببین، هر طور شده یه یادداشت بهت می‌رسونم

47:09.328 --> 47:13.201
.بخونش و نابودش کن

47:13.300 --> 47:16.569
.اونا آدم کُشتن، ریک
.کُلی آدم کُشتن

47:16.669 --> 47:18.071
.دارن آدما رو اون بیرون می‌کُشن

47:18.171 --> 47:19.172
...تو رو هم مجبور -
.نه -

47:19.271 --> 47:21.101
.نه

47:21.201 --> 47:22.963
.اونا که قرمز می‌پوشن

47:24.824 --> 47:27.019
.بعضی‌وقت‌ها میرن بیرون

47:27.119 --> 47:30.674
.وقتی برمی‌گردن سر تا پاشون پُر از خونـه

47:30.774 --> 47:33.902
.بیشترمون نمی‌دونیم دقیقاً چیکار می‌کنن

47:34.001 --> 47:35.762
.منم نمی‌دونستم

47:38.123 --> 47:40.884
.ولی الآن می‌دونم

47:40.983 --> 47:43.111
.اینجا گیر افتاده بودم

47:43.209 --> 47:45.404
می‌تونیم جلوشون رو بگیریم؟

47:49.692 --> 47:51.464
.نه

47:54.141 --> 47:55.912
می‌تونیم سعی کنیم؟

47:58.285 --> 48:01.328
.اینجوری هیچ‌وقت نمی‌تونیم فرار کنیم

48:01.428 --> 48:06.077
.بابت دوستت متأسفم

48:06.177 --> 48:09.453
.اون الآن باید زنده می‌بود

48:09.553 --> 48:11.759
.همه‌شون باید زنده می‌بودن

48:16.674 --> 48:19.884
.من الآن اینجام

48:19.985 --> 48:23.795
.ما الآن اینجا با هم هستیم

48:23.896 --> 48:26.036
.و با هم فرار می‌کنیم میریم خونه

48:51.512 --> 48:54.991
اینکه تحت نظری اذیتت می‌کنه؟

48:55.092 --> 48:59.437
.نه. فقط خیلی وقتـه که خودم رو ندیدم

48:59.537 --> 49:01.376
.اینجا قوانین خودش رو داره

49:01.475 --> 49:03.481
ما تو یه پایگاه نظامی در
حومه‌ی شهری هستیم که

49:03.582 --> 49:06.259
.باقی‌مونده‌ی زندگی‌ای هست که قبلاً داشتیم

49:15.387 --> 49:16.752
!حرکت کن

50:33.463 --> 50:38.466
[ خطر ]

50:53.528 --> 50:55.332
.سلام، ریک

50:55.432 --> 50:57.534
.شرمنده بی‌اجازه اومدم تو

50:57.634 --> 51:00.671
از لحاظ فنی، این یه بازجوییـه ولی

51:00.771 --> 51:02.640
.من حوصله‌ی کاغذبازی ندارم

51:02.740 --> 51:04.210
.بیا همینجوری محرمانه نگهش داریم

51:04.310 --> 51:07.947
،بذار یه سری چیزهای مشخص بین خودمون بمونـه

51:08.048 --> 51:10.651
.درست مثل گذشته

51:10.751 --> 51:13.455
.زمان زیادی گذشته

51:13.554 --> 51:15.725
.خوش‌تیپ شدی

51:15.825 --> 51:17.593
.اتفاقات فوق‌العاده‌ای افتاده

51:17.693 --> 51:21.132
.واقعاً فوق‌العاده

51:21.232 --> 51:26.472
،آخه، تو دنیایی که اکثریت مُرده‌ان

51:26.572 --> 51:28.507
.مردم هنوزم ممکنه اتفاقی به هم بر بخورن

51:28.607 --> 51:30.501
.قابل درکـه

51:30.601 --> 51:36.021
.با اینحال، اون تو رو پیدا کرد

51:37.648 --> 51:39.943
.فقط همون بود که ممکن بود از پسش بر بیاد

51:42.635 --> 51:44.495
.با اون مَرده بود

51:44.595 --> 51:45.726
.قد کوتاهـه

51:45.825 --> 51:49.216
.مشخصـه که شمشیر مال اون بوده

51:49.317 --> 51:52.009
.ولی اینم جایی ثبت نمی‌کنم

51:52.109 --> 51:54.447
.فقط یادم می‌مونه

51:56.120 --> 52:01.601
.این شامل قرارداد بلندمدت‌مون نمیشه

52:01.702 --> 52:05.012
،باید بدونی که اگه سعی کنی با اون فرار کنی

52:05.112 --> 52:08.586
مطمئن میشم همه‌ی آدمایی که
،دوست داری بمیرن

52:08.687 --> 52:12.332
حتی اون عده‌ی کمی که
.خودمم خیلی دوست‌شون دارم

52:14.637 --> 52:16.743
.باید این رو بدونی

52:19.385 --> 52:21.424
.مطمئنم که خودت می‌دونی

52:21.523 --> 52:23.330
.مجبور بودم همچین کارهایی بکنم

52:23.429 --> 52:25.368
.دستم همین الآن هم به خون آلوده‌ست

52:25.468 --> 52:27.640
.دیگه از این آلوده‌تر نمیشه

52:27.740 --> 52:31.919
،پس بذار یه سؤال ازت بپرسم

52:32.020 --> 52:33.657
،و ببخشید بابت بددهنی‌ام

52:33.757 --> 52:37.201
.ولی خب تا حالا بددهنی از من زیاد دیدی

52:37.302 --> 52:38.973
.آره، آره، آره

52:42.682 --> 52:45.157
داری چه گوهی می‌خوری، ریک؟

52:45.329 --> 52:52.361
‫تـرجمه از «آیــدا و علی محمدخانی»
‫::. Ayda.NDR & Ali Michael .::

52:55.756 --> 52:57.756
«آنچه در قسمت بعد خواهید دید»

52:58.305 --> 52:59.350
‫تو و اون از این‌جا برین؟!

52:59.480 --> 53:01.569
‫می‌دونی که ممکن نیست.

53:01.700 --> 53:03.702
‫یه زنی هست که جونم
‫رو نجات داد

53:03.832 --> 53:06.183
‫و من نمی‌خوام بذارم برـه!

53:06.313 --> 53:09.273
‫گفته بود امنیت رو توی
‫با بقیه بودن پیدا می‌کنه.

53:09.403 --> 53:11.405
‫اما به‌نظر نمی‌رسه کسی باشه که

53:11.579 --> 53:12.624
‫برای امنیت به بقیه تکیه کنه!

53:16.280 --> 53:18.630
‫پس سوال من اینه که:
‫تو کی هستی؟

53:18.804 --> 53:19.979
‫گفتم که دانا!

53:20.000 --> 53:40.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]
