1
00:00:02,000 --> 00:00:10,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:10,469 --> 00:00:11,378
«آنچه گذشت»

3
00:00:11,402 --> 00:00:13,361
‫گرایمز! تکون نخور!

4
00:00:15,189 --> 00:00:16,886
‫یکی از سرهنگ دوم‌های ارتش، به نام «اوکافور»

5
00:00:17,017 --> 00:00:18,670
‫می‌خواست جزوی از برنامه‌هاش باشم،

6
00:00:18,801 --> 00:00:21,412
‫سی آر ام باید تغییر کنه!

7
00:00:21,543 --> 00:00:25,373
‫و برای این تغییر به
‫رهبرانی قدرت‌مند نیاز داره.

8
00:00:25,503 --> 00:00:27,679
‫تا وقتی که بتونم هر روز صبح از همین بی‌سیم

9
00:00:27,810 --> 00:00:28,854
‫با هم حرف می‌زنم.

10
00:00:28,985 --> 00:00:30,073
‫هرجا برم با خودم می‌برمش.

11
00:00:30,204 --> 00:00:31,074
‫هستم!

12
00:00:56,265 --> 00:00:58,865
[ من کارمند اداره گازم؛ بذار کمکت کنم ]

13
00:01:13,365 --> 00:01:20,397
‫تـرجمه از «آیــدا و علی محمدخانی»
‫::. Ayda.NDR & Ali Michael .::

14
00:01:22,490 --> 00:01:38,626
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

15
00:01:55,490 --> 00:01:58,490
« مـردگان مــتحرک: بازماندگان »
[ فصل اول / قسمت دوم ]

16
00:01:58,994 --> 00:02:02,794
« شش سال پس از انفجار پـل »

17
00:02:04,994 --> 00:02:07,246
‫اسم من میشون‌ـه.

18
00:02:07,346 --> 00:02:10,846
‫یکی از عزیزانم رو سال‌ها پیش
‫از دست دادم.

19
00:02:13,065 --> 00:02:16,426
‫ریـک!

20
00:02:16,527 --> 00:02:19,387
‫اما به‌تازگی فهمیدم که ممکنه...

21
00:02:19,487 --> 00:02:21,721
‫فهمیدم که هنوز زنده‌ست

22
00:02:26,668 --> 00:02:32,299
‫این وسط دو نفر رو دیدم که به کمک من
‫نیاز داشتن؛ آدمای های شما. به‌شون کمک کردم

23
00:02:32,397 --> 00:02:34,109
‫همین.

24
00:02:34,207 --> 00:02:35,261
‫هیچ دلیل دیگه‌ای نداشت؛

25
00:02:35,359 --> 00:02:37,400
‫هیچ قصد خاصی.

26
00:02:37,498 --> 00:02:40,756
‫اما الان که دیدم شما
‫چه جامعه غنی‌ای هستید؛

27
00:02:40,856 --> 00:02:44,764
‫و منم سفر پر پیچ و خمی در پیش دارم؛

28
00:02:44,865 --> 00:02:47,779
‫می‌خوام ازتون بخوام
‫بهم کمک کنین؛

29
00:02:47,879 --> 00:02:49,401
‫اما اگه علاقه‌ای به این کار ندارید،

30
00:02:49,501 --> 00:02:54,075
‫من درک می‌کنم و می‌رم پی کارم.

31
00:02:54,174 --> 00:02:56,348
‫اول از همه؛ می‌خوام ازت تشکر کنم.

32
00:02:56,449 --> 00:02:59,327
‫خواهش می‌کنم؛
‫می‌‌تونین یه اسب بهم بدین؟

33
00:02:59,427 --> 00:03:01,502
‫قبل از این‌که وارد این بحث بشیم،

34
00:03:01,602 --> 00:03:04,215
‫می‌خوام یکم بیشتر از خودت بدونم

35
00:03:04,314 --> 00:03:06,163
‫و درمورد جامعه‌مون باهات حرف بزنم.

36
00:03:06,263 --> 00:03:07,807
‫ممنونم؛ جامعه شما

37
00:03:07,908 --> 00:03:11,098
‫و امکانات‌ش واقعاً من رو
‫تحت تاثیر قرار داده.

38
00:03:11,199 --> 00:03:15,196
‫اما اون شخصی که گفتم...

39
00:03:15,297 --> 00:03:18,619
‫باید خیلی زود دست به‌کار بشم
‫چون تازه فهمیدم که...

40
00:03:18,720 --> 00:03:20,693
‫می‌تونی به‌مون ملحق بشی
‫و کمک‌مون کنی؛

41
00:03:20,790 --> 00:03:21,793
‫اگه اونی که می‌گی
‫رو پیدا نکردی.

42
00:03:21,889 --> 00:03:25,673
‫ال؛ یه اسب بده بهش دیگه!

43
00:03:25,770 --> 00:03:27,103
‫ندادین هم اشکالی نداره.

44
00:03:27,205 --> 00:03:29,424
منظور بدی نداشتم!

45
00:03:29,526 --> 00:03:34,448
‫تو جون خواهر من و دوست‌پسرش
‫رو نجات دادی.

46
00:03:34,549 --> 00:03:35,677
برای همین باید درمورد چیزهای بیشتری...

47
00:03:35,780 --> 00:03:38,979
اون فقط یه اسب می‌خواد!

48
00:03:39,077 --> 00:03:40,969
‫منظورم این بود...

49
00:03:41,068 --> 00:03:43,059
‫اگه پیداش کردی، دوتاتون...

50
00:03:43,156 --> 00:03:44,821
‫می‌تونین به ما ملحق بشین.

51
00:03:44,920 --> 00:03:46,425
‫ما جامعه خودمون رو داریم.

52
00:03:46,525 --> 00:03:50,244
‫و همینطور بچه؛ بچه‌هایی که
‫پدرشون رو می‌خوان

53
00:03:50,344 --> 00:03:51,514
‫بچه‌هایی که خودم
‫باید پیش‌شون باشم.

54
00:03:51,615 --> 00:03:54,731
‫برای همین باید پیداش کنم,
‫باید همین الان بـرم.

55
00:03:54,831 --> 00:03:56,271
‫کـجا بری؟

56
00:03:58,714 --> 00:04:00,155
‫یه جایی به‌اسم «ایستگاه بریجرز»

57
00:04:00,255 --> 00:04:01,327
‫توی شمال.

58
00:04:01,426 --> 00:04:03,972
‫مطمئن باش دلت نمی‌خواد بری شمال؛
‫حداقل فعلاً.

59
00:04:04,072 --> 00:04:06,015
‫تا وقتی مهاجرت تموم بشه
‫پیش مـا بمون.

60
00:04:06,115 --> 00:04:07,490
‫مهاجرت؟

61
00:04:07,591 --> 00:04:09,506
‫منقطه سه ایالتی قبلاً میلیون‌ها
‫نفر جمعیت داشت.

62
00:04:09,607 --> 00:04:10,987
الان همه‌شون تبدیل به مُرده‌ها شدن.

63
00:04:11,087 --> 00:04:13,270
‫نمی‌دونیم چرا؛
‫همیشه این وقت سال

64
00:04:13,371 --> 00:04:15,488
‫خیلی‌هاشون می‌رن سمت جنوب.

65
00:04:15,588 --> 00:04:16,462
‫چند ماه دیگه می‌رن شمال.

66
00:04:16,596 --> 00:04:18,008
‫وقتی مهاجرت‌شون تموم بشه
‫همه‌چی امن و امانه.

67
00:04:18,109 --> 00:04:20,560
‫یه مدت پیش‌مون بمون؛ بیشتر
با هم آشنا بشیم

68
00:04:20,661 --> 00:04:24,257
‫بقیه می‌گن واسه نجات
‫هیچکس هیچ اقدامی نمی‌کنین.

69
00:04:24,358 --> 00:04:25,599
‫ظاهراً حتی برای نجات خواهر خودت.

70
00:04:25,700 --> 00:04:26,978
‫ما یه جامعه هستیم.

71
00:04:27,079 --> 00:04:29,732
‫همه‌ از یه قانون پیروی می‌کنیم.
‫برای نجات کسی راه‌مون رو کج نمی‌کنیم.

72
00:04:29,833 --> 00:04:31,178
‫ممکنه برای نجات 2 نفر،
‫200 نفر قربونی بشن.

73
00:04:31,279 --> 00:04:32,824
‫والا جامعه اینطوری نیست...

74
00:04:32,825 --> 00:04:34,087
‫ما تا الان این‌جوری دوام آوردیم.

75
00:04:34,087 --> 00:04:35,986
‫نه افرادتون؛ جامعه‌تون.

76
00:04:39,186 --> 00:04:41,186
‫اگه نمی‌خواین اسبی بهم بدین
‫فدای سرتون.

77
00:04:43,152 --> 00:04:45,198
‫- الان نه.
‫- دیگه به اینجام رسیده.

78
00:04:45,298 --> 00:04:47,511
‫خبر داری عقب‌دار بهم اجازه نداد
‫برم دنبال‌شون؟

79
00:04:47,611 --> 00:04:51,069
‫معلومه که داری!
‫چون این‌جا به‌خاطر من پابرجاست.

80
00:04:51,170 --> 00:04:53,384
‫اما دیگه تمومه.
‫جمع می‌کنم می‌رم.

81
00:04:53,484 --> 00:04:54,793
‫می‌رم گورم رو گم کنم.

82
00:04:54,893 --> 00:04:57,610
‫هر دم و دستگاهی هم
‫که مال منـه با خودم می‌برم.

83
00:04:57,711 --> 00:05:00,763
‫خواهرت بود!
‫اون‌ها دوست‌های من بودن.

84
00:05:00,865 --> 00:05:02,822
‫سیستم‌ رهبری‌تون به‌درد لای جرز
‫هم نمی‌خوره ال.

85
00:05:02,823 --> 00:05:04,780
‫اون‌قدری قوی هستیم
‫که بریم دنبال بقیه.

86
00:05:04,881 --> 00:05:06,175
‫اون‌قدری قوی هستیم
‫که بقیه رو نجات بدیم.

87
00:05:06,175 --> 00:05:07,634
‫اگه قرار نیست این‌کار رو
‫بکنیم پس به چه دردی می‌خوریم؟

88
00:05:07,734 --> 00:05:10,225
‫خدای من اون خواهرت بـود!

89
00:05:10,323 --> 00:05:11,385
‫نت؟

90
00:05:11,485 --> 00:05:15,476
‫پشمام!

91
00:05:17,021 --> 00:05:19,001
‫- چی شده؟
‫- پام پیچ خورد.

92
00:05:19,102 --> 00:05:20,476
‫من...من اومد دنبال‌تون!

93
00:05:20,576 --> 00:05:23,729
‫نت؛ نت. ایشون
‫ما رو نجات داد.

94
00:05:27,422 --> 00:05:28,562
‫سلام.

95
00:05:28,662 --> 00:05:31,781
‫یعنی همینطوری
‫آوردی‌شون این‌جا؟

96
00:05:31,884 --> 00:05:35,842
‫ازم کمک خواستن و منم
‫کمک‌شون کردم.

97
00:05:35,944 --> 00:05:37,605
‫می‌خوای واگن شخصی بهت بدیم؟

98
00:05:37,704 --> 00:05:39,965
‫از الان به بعد شما توی
‫بخش وی‌آی‌پی سفرمون قرار دارین.

99
00:05:40,064 --> 00:05:44,618
‫ممنونم؛ راستش من حتی اگه
‫خودم هم بی‌سرپناه باشم،

100
00:05:44,717 --> 00:05:46,644
‫کمکم رو از آدم‌ها دریغ نمی‌کنم.

101
00:05:46,744 --> 00:05:48,075
‫بله؛ منم همینطور.

102
00:05:48,174 --> 00:05:50,069
‫پس چرا این‌جایی..

103
00:05:52,993 --> 00:05:54,753
‫بگو ببینم کجا می‌خوای بری؟

104
00:05:54,855 --> 00:05:56,647
‫یه‌جایی به اسم «کشتی‌سازی بریجرز»

105
00:05:56,747 --> 00:05:58,771
‫- شمال...
‫- خدای من.

106
00:05:58,871 --> 00:06:00,529
‫عجب نقشه احمقانه‌ای...

107
00:06:00,627 --> 00:06:01,789
‫می‌دونی که الان فصل مهاجرته؟

108
00:06:01,888 --> 00:06:03,348
‫یه گله 8 کیلومتری از مُرده‌ها!

109
00:06:03,448 --> 00:06:05,570
‫تصمیمم رو گرفتم.

110
00:06:05,669 --> 00:06:07,733
‫ظاهراً که همین‌طوره.

111
00:06:07,834 --> 00:06:09,431
‫بیا یه اسب برات جور کنیم.
‫به سلیقه خودت.

112
00:06:09,531 --> 00:06:12,261
‫- نت!
‫- گفتم به سلیقه خودش!

113
00:06:16,422 --> 00:06:18,650
منتظر خبر کسی هستی؟

114
00:06:18,751 --> 00:06:25,110
‫فقط می‌خوام هرچه‌زودتر برگردم خونه.

115
00:06:25,208 --> 00:06:26,807
‫بیا دنبالم.

116
00:06:36,128 --> 00:06:37,891
‫شوتو.

117
00:06:42,053 --> 00:06:44,479
‫دوستت دارم.

118
00:06:44,578 --> 00:06:46,538
‫دوتاتون رو دوست دارم.

119
00:06:51,487 --> 00:06:52,883
‫گقتی یک ساعت.

120
00:06:52,982 --> 00:06:54,810
‫نت، اسب کجاست؟

121
00:06:54,911 --> 00:06:57,668
‫درخواست هات بیشتر از یه اسب بود دیگه؛
‫یه ساعته که نمی‌شه!

122
00:06:57,768 --> 00:06:59,931
‫کوتاه بیا. یکم دیگه شب می‌شه.

123
00:07:00,031 --> 00:07:01,626
‫یه امشب رو پیش‌مون بمون.

124
00:07:01,725 --> 00:07:03,081
‫توی تخت‌خواب بخواب!

125
00:07:03,184 --> 00:07:04,640
‫فردا برو سراغ به‌گـا دادن خودت.

126
00:07:04,741 --> 00:07:06,132
‫یکی از بهترین‌ها رو برات آوردیم.

127
00:07:06,235 --> 00:07:08,404
‫این اسب خواهرمه؛
‫هنوز خودش خبر نداره.

128
00:07:08,505 --> 00:07:10,980
‫نمی‌تونیم صبرکنیم تا بهش بگیم.

129
00:07:11,082 --> 00:07:12,570
‫اینم از اسب؛ میشون.

130
00:07:12,670 --> 00:07:14,325
‫می‌تونی سوارش بشی و بری.

131
00:07:16,212 --> 00:07:19,025
‫اما اگه فقط یه شب پیش‌مون بمونی،
‫چیزای بیشتری می‌تونیم برات فراهم کنیم

132
00:07:19,124 --> 00:07:20,480
‫راه و روش این‌جا رو برات توضیح می‌دم

133
00:07:20,580 --> 00:07:23,823
‫اینجوری شاید وقتی به مرز «دلوار» رسیدی...

134
00:07:23,922 --> 00:07:26,075
‫یکوچولو بیشتر زنده بمونی.

135
00:07:28,622 --> 00:07:30,739
‫فقط یه شب!

136
00:07:30,841 --> 00:07:32,723
‫- صبح زود می‌رم!
‫- کبوترهای عاشق!

137
00:07:32,825 --> 00:07:34,439
از اون لباس‌های معمولی
بهش نمی‌دیم.

138
00:07:34,439 --> 00:07:36,592
‫نه؛
‫باید لباس مخصوص خودش رو درست کنیم.

139
00:07:36,693 --> 00:07:38,139
من اندازه‌ش رو می‌گیرم؛ شما
‫دست‌به‌کار بشین.

140
00:07:38,240 --> 00:07:39,469
از «اسکریم‌استیکز» استفاده می‌کنیم

141
00:07:39,568 --> 00:07:41,263
‫خدا کمک‌ش کنه؛
‫بعدش هم یکم می‌خوابه

142
00:07:41,362 --> 00:07:43,920
تا کاملاً آماده و سرحال
بره به استقبال مرگ؛

143
00:07:44,019 --> 00:07:45,714
خودمون تا صبح بیدار
می‌مونیم عشق و حال.

144
00:07:45,813 --> 00:07:48,283
‫به روی چشم.

145
00:07:48,380 --> 00:07:50,974
‫اندازه‌گیری واسه چی؟

146
00:07:51,079 --> 00:07:52,852
«اسکریم‌استیکز» چیـه دیگه؟

147
00:07:52,950 --> 00:07:56,147
‫خودت می‌فهمی حالا.

148
00:07:56,247 --> 00:07:57,711
‫ناموساً؟

149
00:08:09,665 --> 00:08:15,060
‫ممنون بابت لباس و اسب و
‫بقیه چیزها.

150
00:08:15,160 --> 00:08:16,658
‫میشون؛ دوستت رو پیدا می‌کنی.

151
00:08:16,757 --> 00:08:17,825
‫مطمئنم.

152
00:08:17,925 --> 00:08:20,391
‫چون من دوستم رو پیدا کردم؛
‫تو هم ما رو پیدا کردی.

153
00:08:20,491 --> 00:08:21,625
‫مثل یه چرخه‌ست؛ می‌دونی؟

154
00:08:21,725 --> 00:08:22,893
‫خب بذار ببینم درست فهمیدم...

155
00:08:22,893 --> 00:08:24,857
‫ریک روی پل بود و پل منفجر شد
‫و الان سال‌ها می‌گذره؟

156
00:08:24,858 --> 00:08:27,757
‫- داداش حالا یکم آروم‌تر...
‫- همینی که دوستت گفت!

157
00:08:27,858 --> 00:08:30,992
‫باشه؛ باشه؛ باشه.
‫فقط...

158
00:08:31,093 --> 00:08:33,926
‫من خیلی با این دوتا حال می‌کنم؛
‫الان با تو هم دارم حال می‌کنم.

159
00:08:34,026 --> 00:08:36,059
‫دوست ندارم این 33 درصد آدم‌هایی

160
00:08:36,159 --> 00:08:39,958
‫روی سیاره باقی مونده رو از دست بدیم؛
‫البته این 33 درصد براساس آخرین تحقیقاته.

161
00:08:45,525 --> 00:08:48,696
‫جامعه شما حتی برای نجات
‫مردم خودش هم هیچ اقدامی نمی‌کنه.

162
00:08:48,796 --> 00:08:50,466
‫چرا پیش‌شون موندین؟

163
00:08:50,566 --> 00:08:52,668
‫منم قبلاً با این قضیه مشکل داشتم.

164
00:08:52,767 --> 00:08:53,869
‫ولی خب همه‌جا همینطوری بود دیگه.

165
00:08:53,870 --> 00:08:55,238
‫آدم‌ها رو به‌حال
‫خودشون رها می‌کردن

166
00:08:55,337 --> 00:08:58,742
‫آره؛ اما گذشته‌ها گذشته!

167
00:08:58,842 --> 00:09:01,913
‫مطمئنم شماها اینقدری باهوش و زرنگ
‫هستین که یه فکری واسه این موضع بکنید!

168
00:09:02,014 --> 00:09:05,350
‫باورش خیلی سخته ولی
‫ما یه مشت کُسخلیم!

169
00:09:05,450 --> 00:09:07,220
‫شاید هم می‌ترسیم.

170
00:09:09,023 --> 00:09:12,493
‫خیلی خوشحالم که با شما سه‌نفر
‫آشنا شدم.

171
00:09:12,593 --> 00:09:14,262
‫موفق باشین!

172
00:09:14,361 --> 00:09:15,729
‫تو هم همینطور.

173
00:09:15,830 --> 00:09:19,402
‫خیلی‌خب بریم دیگه!

174
00:09:20,603 --> 00:09:22,158
‫هی..

175
00:09:22,258 --> 00:09:25,004
‫گفتی بچه‌هات توی ایالت
‫ویرجینا هستن دیگه؟

176
00:09:25,104 --> 00:09:27,552
‫ببین می‌تونی باهاش حرف بزنی یا نه؛
‫چون بزودی از منطقه

177
00:09:27,652 --> 00:09:30,001
‫آنتن‌دهی خارج می‌شی؛
‫شاید الان هم خارج شدی!

178
00:09:32,317 --> 00:09:34,831
‫ولی هنوزم می‌تونی باهاشون
‫حرف بزنی.

179
00:09:34,932 --> 00:09:39,102
‫و وقتی که برگشتی پیش‌شون،
‫چیزایی که نوشتی رو به‌شون نشون می‌دی.

180
00:09:41,914 --> 00:09:44,262
‫مگه نگفتی ممکنه جون سالم به در نبرم؟

181
00:09:46,546 --> 00:09:47,672
‫درست گفتم.

182
00:09:47,771 --> 00:09:50,186
‫خواستم باهات صادق باشم

183
00:09:55,448 --> 00:09:56,573
‫شوتو.

184
00:10:02,132 --> 00:10:03,886
‫شوتو؟

185
00:10:22,796 --> 00:10:23,798
‫برو حیوون!

186
00:12:45,939 --> 00:12:48,746
‫نگاه‌ش کن!

187
00:12:48,845 --> 00:12:50,683
‫شماها این‌جا چیکار می‌کنین؟

188
00:12:50,783 --> 00:12:53,289
‫خب راستش دیگه تحملِ کسخل
‫بودن و ترسیدن رو نداشتیم.

189
00:12:53,391 --> 00:12:54,992
‫ظاهراً بقیه هم همینطور بودن.

190
00:12:55,092 --> 00:12:56,863
‫کار خوبی کردیم که اومدیم پیشت نه؟

191
00:12:56,963 --> 00:12:59,736
‫تا وقتی گله می‌ره پی کارش
‫پیش‌مون بمون.

192
00:12:59,835 --> 00:13:01,039
‫این آتیش‌ها؛ قراره تا ساعت‌ها

193
00:13:01,139 --> 00:13:05,114
‫همینطوری بسوزن؛ طول می‌کشه تا گله بره کنار.

194
00:13:05,214 --> 00:13:07,487
‫اوه.

195
00:13:07,586 --> 00:13:09,792
‫آره.

196
00:13:09,892 --> 00:13:11,762
‫نتی گفت مطمئنه
‫دلت آب‌جو می‌خواد.

197
00:13:11,862 --> 00:13:14,868
‫هیچوقت اشتباه نمی‌کنه!
‫همین‌ش رو مُخه.

198
00:13:14,968 --> 00:13:16,962
‫آره؛ واقعاً دلم آب‌جو می‌خواد.

199
00:13:19,157 --> 00:13:21,582
‫خیلی‌خب؛ داستانش رو می‌دونم.

200
00:13:21,682 --> 00:13:24,540
‫خدای من.

201
00:13:24,639 --> 00:13:26,301
‫از اسبت افتادی پایین؟

202
00:13:26,402 --> 00:13:27,563
‫خدایا...

203
00:13:27,663 --> 00:13:29,657
‫نیفتادم پایین.

204
00:13:29,757 --> 00:13:33,113
یه چیزی محکم پرت شد سمتم

205
00:13:33,213 --> 00:13:34,410
‫یه کارمند اداره گاز میون گله بود.

206
00:13:34,509 --> 00:13:35,708
‫- کارمند اداره گاز؟
‫- آره.

207
00:13:35,807 --> 00:13:37,409
‫نمی‌خوام چیز بیشتری درموردش بدونم.

208
00:13:37,508 --> 00:13:40,804
‫اون نور بنفش...چی بودش؟

209
00:13:40,904 --> 00:13:45,336
‫این ایده‌ی مدت‌ها برای پاک‌سازی دره‌های بزرگ

210
00:13:45,436 --> 00:13:47,900
‫توی ذهنم بود.

211
00:13:48,001 --> 00:13:49,401
‫یه سری مواد شیمیایی توی واگنم داشتم.

212
00:13:49,500 --> 00:13:51,333
‫کلی خرت و پرت اون‌جا دارم.

213
00:13:51,433 --> 00:13:52,631
‫و سوخت‌ش هم که بیرون پیدا می‌شه

214
00:13:52,731 --> 00:13:55,729
‫توی ساختمون‌ها؛ ماشین‌ها
‫و اینجور چیزها.

215
00:13:55,828 --> 00:13:57,463
‫بیلی و آیدن گفتن می‌خوان بیان دنبالت،

216
00:13:57,562 --> 00:14:00,159
‫که واقعاً به دلایل زیادی
‫به شدت کار احمقانه‌ای بود؛

217
00:14:00,260 --> 00:14:02,957
‫اما دیگه تحمل نداشتن.

218
00:14:03,057 --> 00:14:06,723
‫منم مدت‌هاست طاقتم طاق شده بود؛
‫ولی چاره‌ای نداشتم.

219
00:14:06,822 --> 00:14:10,053
‫همه‌ش می‌گفتم «یکم دیگه بمونم»

220
00:14:10,153 --> 00:14:11,460
‫«بهار سال بعد می‌رم»

221
00:14:11,559 --> 00:14:12,830
‫«بهتره وقتی یه سلاح خفن ساختم برم»

222
00:14:12,930 --> 00:14:19,424
‫یا وقتی که یه نقشه درست حسابی داشتم؛
‫و همینطوری سال‌ها گذشت.

223
00:14:22,935 --> 00:14:26,784
‫مدت‌ها پیش باید می‌رفتم.

224
00:14:26,884 --> 00:14:30,899
‫می‌دونستم؛
‫اما ظاهراً الان وقت مناسبش بوده.

225
00:14:31,000 --> 00:14:33,945
‫خیلی‌های دیگه هم همین حس رو
‫داشتن؛ و...

226
00:14:34,045 --> 00:14:38,228
‫ظاهراً قرار نبود خودم و مواد شیمیایی‌ام
‫تنهایی وارد این سفر بشیم.

227
00:14:38,329 --> 00:14:39,568
‫ممنونم.

228
00:14:39,667 --> 00:14:44,420
‫ممنون که با اومدنت
‫باعث شدی به خودمون بیایم.

229
00:14:44,520 --> 00:14:47,263
‫واقعاً قدم بزرگی بود.

230
00:14:47,364 --> 00:14:49,429
‫آره همین‌طوره.

231
00:14:49,529 --> 00:14:52,060
‫من هم بلدم هرچیزی که بگی بسازم؛
‫هم هرچیزی که بگی رو نابود کنم.

232
00:14:52,160 --> 00:14:55,656
‫ولی خب تو آخرالزمان چیزهای
‫مهم‌تری وجود داره.

233
00:14:55,756 --> 00:14:57,887
‫به‌شون نشون دادی چیزهای
‫مهم‌تری وجود داره.

234
00:15:00,719 --> 00:15:03,551
‫به منم نشون دادی.

235
00:15:03,650 --> 00:15:05,082
‫تا هرجا که بخوای باهات میایم.

236
00:15:05,182 --> 00:15:11,545
‫وقتی ریک رو پیدا کردم؛ همه‌‌تون
‫رو با خودم می‌برم خونه‌مون.

237
00:15:11,644 --> 00:15:13,009
‫به ما ملحق می‌شین.

238
00:15:13,110 --> 00:15:17,474
‫فقط ساخت و ساز می‌خواد.

239
00:15:17,574 --> 00:15:19,637
‫که خوراک خودمه!

240
00:15:19,737 --> 00:15:23,535
‫من دیگه برم بخوابم.

241
00:15:23,634 --> 00:15:25,632
‫هـوم.

242
00:15:28,630 --> 00:15:30,397
‫برم یه‌چیزی براتون بیارم بخورین.

243
00:15:30,497 --> 00:15:32,528
‫نه؛ نه.
‫من گشنه‌ام نیست.

244
00:15:32,627 --> 00:15:35,429
‫می‌دونم.

245
00:15:35,529 --> 00:15:37,296
‫باید غذا بخوری.

246
00:15:42,265 --> 00:15:44,098
حامله‌ای.

247
00:15:50,000 --> 00:15:56,670
‫من... عسل ویار کرده بودم.

248
00:15:56,769 --> 00:16:00,239
‫در به در دنبالِ کندوی عسل بودم

249
00:16:00,339 --> 00:16:04,474
‫و ظاهراً بیلی من رو دیده بود
‫که همه‌ش دارم به درخت‌ها نگاه می‌کنم

250
00:16:04,574 --> 00:16:08,543
‫ گفت یه فروشگاه بزرگ پیدا کرده
‫که همه‌چی داره

251
00:16:08,642 --> 00:16:10,842
‫می‌خواسته من رو سورپرایز کنه...

252
00:16:10,942 --> 00:16:15,043
‫چون ظاهراً عسل هیچوقت
‫فاسد نمی‌شه.

253
00:16:20,946 --> 00:16:23,913
‫برای همین از کاروان خارج شده بود.

254
00:16:27,116 --> 00:16:28,551
‫اما من پیداش کردم.

255
00:16:30,552 --> 00:16:32,185
‫بعد هم که تو ما رو پیدا کردی.

256
00:16:42,157 --> 00:16:43,593
‫چیزی نیست عزیزم.

257
00:16:43,691 --> 00:16:45,594
‫بهتره که کم کم تو و بیلی برگردیم.

258
00:16:45,692 --> 00:16:47,726
‫بهتون می‌گم به‌شون چی بگین.

259
00:16:47,826 --> 00:16:49,660
‫چند نفر دیگه رو هم با خودتون
‫ببرید که کارتون راه بیفته.

260
00:16:49,760 --> 00:16:51,828
‫یکی دو هفته‌ای طول می‌کشه.

261
00:16:51,928 --> 00:16:55,898
‫الان دیگه نزدیکِ «ایستگاه بریجزر»ـیم.

262
00:16:55,998 --> 00:16:57,665
‫می‌خوایم تا وقتی ریک رو
‫پیدا می‌کنی کنارت باشیم.

263
00:16:57,765 --> 00:17:00,268
‫نه؛ باید برین.

264
00:17:00,368 --> 00:17:02,203
‫می‌ریم.

265
00:17:02,303 --> 00:17:04,102
‫بعد از این‌که ریک رو پیدا کردی.

266
00:17:10,072 --> 00:17:12,066
‫باشه.

267
00:17:23,262 --> 00:17:27,080
‫نت؛ مگه نگفتی فقط با ما
‫سه نفر حال می‌کنی؟

268
00:17:27,180 --> 00:17:30,269
‫پس این آدم‌هایی که با خودت
‫آوردی کی‌ان؟

269
00:17:30,369 --> 00:17:33,426
‫خب یکم باهاشون اوکی‌تر شدم.

270
00:17:35,881 --> 00:17:38,606
‫اما نه این‌که ازشون خوشم بیاد.

271
00:17:42,559 --> 00:17:46,310
‫دیگه توی زندگی‌ات کی رو داری؟

272
00:17:46,411 --> 00:17:49,168
‫فقط مامانم.

273
00:17:49,267 --> 00:17:50,994
‫بابام که معلوم نبود کجاست.

274
00:17:51,093 --> 00:17:54,581
‫مرتیکه‌ی عوضی بچه‌ی کوتوله
‫نمی‌خواسته!

275
00:17:54,682 --> 00:17:57,513
‫عالیه نـه؟

276
00:17:57,613 --> 00:17:59,311
‫خیلی مسخره شدم.

277
00:17:59,411 --> 00:18:00,776
‫خیلی خیلی زیاد.

278
00:18:00,874 --> 00:18:03,739
‫واسه همین زدم تو کار سوزوندن

279
00:18:03,837 --> 00:18:05,505
‫و منفجر کردن وسط جنگل.

280
00:18:05,605 --> 00:18:08,800
‫مامانم هم با یه یارویی آشنا شد

281
00:18:08,900 --> 00:18:11,300
‫مرتیکه اسم خودش رو
‫گذاشته بود «خـطـر»

282
00:18:11,399 --> 00:18:13,229
‫مامانم توی رستوران
‫خیلی وحشتناک کار می‌کرد

283
00:18:13,229 --> 00:18:15,662
‫یه بچه خیلی شیطون داشت که

284
00:18:15,761 --> 00:18:17,859
‫با تموم وجودش از اون یارو «خطر» متنفر بود.

285
00:18:17,959 --> 00:18:21,987
‫این مرتیکه کسخل هم با اون اسم
‫مسخره‌ش

286
00:18:22,087 --> 00:18:25,487
‫شرایط مـا رو دیـد و گفت
‫برم توی کارشون!

287
00:18:25,586 --> 00:18:26,751
صبر کنید

288
00:18:26,850 --> 00:18:28,549
‫چی شده؟

289
00:18:28,650 --> 00:18:29,748
‫یه چیزی سر راه‌مونه!

290
00:18:29,847 --> 00:18:31,215
‫من می‌رم.

291
00:18:31,315 --> 00:18:36,148
‫داشتم می‌گفتم؛ با مامانم ازدواج کرد
‫و اومد پیش‌مون

292
00:18:36,249 --> 00:18:38,182
‫اون‌جا بود که فهمیدم
‫«خطر» یه سری مشکلات داره.

293
00:18:38,284 --> 00:18:41,450
‫و من می‌تونم بهش کمک
‫کنم مشکلات‌ش رو حل کنه.

294
00:18:41,450 --> 00:18:43,282
‫شونه‌ش آسیب دیده بود
‫و نمی‌تونست ماشینش رو بار بزنه

295
00:18:43,284 --> 00:18:44,585
‫واسه همین با یه مشت خرت و پرت

296
00:18:44,685 --> 00:18:46,117
‫براش بالابر و اهرم ساختم

297
00:18:46,218 --> 00:18:47,850
‫براش یه دماسنج ساختم
‫که از طریق گوشیش

298
00:18:47,950 --> 00:18:49,451
‫می‌تونست ببینه گاز
‫رو باز گذاشته یا نه

299
00:18:49,551 --> 00:18:51,117
‫یه زمان‌سنج که به‌طور خودکار
‫آب ظرف‌شویی رو می‌بست.

300
00:18:51,218 --> 00:18:59,052
‫اما آیا واقعاً نمی‌تونست
‫وانتش رو بار بزنه؟

301
00:18:59,152 --> 00:19:02,186
‫واقعاً یادش می‌رفت گاز
‫رو خاموش کنه و آب رو ببنده؟

302
00:19:03,588 --> 00:19:04,919
‫یا اون حروم‌زاده فقط می‌خواسته

303
00:19:05,020 --> 00:19:07,987
‫من جای سوزوندن و منفجر
‫کردن؛ برم دنبالِ ساخت و ساز؟

304
00:19:08,087 --> 00:19:10,522
‫از اون یارو هم خوشم می‌اومد.

305
00:19:10,622 --> 00:19:13,356
‫به‌ظاهر که عاشقش بودی.

306
00:19:13,456 --> 00:19:14,657
‫خب راستش...

307
00:19:14,762 --> 00:19:16,586
‫ظاهراً همینطوره.

308
00:19:16,686 --> 00:19:18,277
‫من هم دوستت دارم نت.

309
00:19:18,377 --> 00:19:19,404
‫توروخدا خفه‌شو!

310
00:19:19,504 --> 00:19:20,698
‫منم دوستت دارم نت.

311
00:19:20,797 --> 00:19:22,555
‫دوستت دارم.

312
00:19:47,357 --> 00:19:49,016
‫فرار کنید!

313
00:19:49,116 --> 00:19:52,465
‫جلوی دهن‌تون رو با پارچه بگیرین!

314
00:19:52,564 --> 00:19:54,651
‫پارچه رو با آب خیس کنید!

315
00:20:50,161 --> 00:20:52,268
‫بچه‌ها...

316
00:21:41,797 --> 00:21:45,174
‫برگرد...پیش‌شون.

317
00:21:46,327 --> 00:21:53,484
.برگرد پیشِ بچه‌هات

318
00:21:53,586 --> 00:21:57,799
.الکی... خودتو به خطر ننداز

319
00:22:01,344 --> 00:22:03,819
.ریسک نکن

320
00:22:09,203 --> 00:22:11,811
.نمی‌تونم نفس بکشم

321
00:22:11,913 --> 00:22:14,755
.اکسیژن

322
00:22:14,855 --> 00:22:16,089
.اکسیژن

323
00:22:20,426 --> 00:22:26,465
.یه داروخونه اون پشت هست

324
00:22:26,566 --> 00:22:30,271
.شاید کپسول اکسیژن داشته باشن

325
00:22:35,744 --> 00:22:40,316
.یه چیزی پیدا کن و ببندش به تخت

326
00:22:45,722 --> 00:22:47,892
.کنارش خوابت نبره

327
00:24:57,133 --> 00:25:00,368
.ممنون

328
00:25:00,469 --> 00:25:02,504
.نتونستم بکُشمش

329
00:25:06,542 --> 00:25:08,211
.اون رو نه

330
00:25:12,381 --> 00:25:15,853
.حق... حق با اون بود

331
00:25:15,953 --> 00:25:21,492
.باید همون موقع که می‌تونی بری خونه

332
00:25:21,592 --> 00:25:23,261
.زمان زیادی گذشته

333
00:25:28,466 --> 00:25:29,467
.ریک مُرده

334
00:25:29,467 --> 00:25:30,768
.نه

335
00:25:32,103 --> 00:25:36,709
.نه

336
00:25:50,157 --> 00:25:53,127
.گاز کلر بود

337
00:25:53,227 --> 00:25:54,861
.بچه که بودم در موردش خوندم

338
00:25:54,961 --> 00:26:00,065
قبلاً رؤیای این رو داشتم که
.این گاز رو روی تیم فوتبال خالی کنم

339
00:26:06,471 --> 00:26:10,975
.گازه ریه‌ها و گلوهامون رو سوزونده

340
00:26:11,075 --> 00:26:14,212
،یکم طول می‌کشه بهتر بشیم

341
00:26:14,311 --> 00:26:16,611
.تازه اگه بهتر بشیم

342
00:26:32,347 --> 00:26:33,980
.بهت که گفتم

343
00:26:34,080 --> 00:26:36,814
.می‌دونستم کی باید برم

344
00:26:36,914 --> 00:26:39,316
.و نرفتم

345
00:26:39,416 --> 00:26:42,316
.و همشون مُردن

346
00:26:42,416 --> 00:26:45,116
.باید بدونی کِی وقتِ رفتنـه

347
00:26:45,217 --> 00:26:49,284
،باید بدونی کِی وقتِ رفتنـه
.باید بدونی کِی باید تسلیم بشی

348
00:26:49,384 --> 00:26:54,251
.اون یارو، خطر، ناپدری‌ت

349
00:26:54,351 --> 00:26:56,985
اون تسلیم نشد، درسته؟

350
00:26:57,085 --> 00:27:00,185
.بیخیالِ تو نشد

351
00:27:00,284 --> 00:27:04,151
.حتماً بخاطرِ مادرت بوده

352
00:27:04,284 --> 00:27:07,118
.حتماً بخاطرِ این بوده که دوستت داشته

353
00:28:09,882 --> 00:28:11,118
.نقشه رو علامت زدم

354
00:28:11,218 --> 00:28:14,151
.می‌تونی بری الکساندریا

355
00:28:14,250 --> 00:28:16,815
.الآن به اندازه‌ی کافی قوی هستی

356
00:28:16,915 --> 00:28:20,584
من برم خونه‌ی تو و تو بری ایستگاه بریجرز؟

357
00:28:20,683 --> 00:28:21,883
.باید برعکس باشه

358
00:28:21,983 --> 00:28:23,648
.باید همین کار رو بکنیم -
.نه -

359
00:28:23,749 --> 00:28:25,849
.اِیدن و بِیلی قرار بود برن

360
00:28:25,949 --> 00:28:27,083
...نرفتن. حالا تو

361
00:28:27,183 --> 00:28:29,119
!همه‌ی دار و ندارم همینـه

362
00:28:29,219 --> 00:28:31,818
خب؟

363
00:28:31,918 --> 00:28:34,886
.تو

364
00:28:34,986 --> 00:28:36,754
.همش همین

365
00:28:42,858 --> 00:28:44,658
.همش همین

366
00:28:55,165 --> 00:28:57,032
.فردا صبح راه میفتیم

367
00:29:05,035 --> 00:29:06,471
.اول باید یه جا وایسیم

368
00:29:06,570 --> 00:29:07,805
.واگُن‌ام. نزدیکـه

369
00:29:07,905 --> 00:29:10,273
،و اون گاری رو هم تعمیر می‌کنم
.وسایلم رو بارِ اون می‌کنم

370
00:29:10,373 --> 00:29:11,739
نکنه توقع داری من گاری‌تو بِکشم؟

371
00:29:11,839 --> 00:29:13,907
معلومه که آره

372
00:29:18,843 --> 00:29:20,545
...اومدنت

373
00:29:20,644 --> 00:29:23,746
بخاطرِ اینه که می‌خوای ببینی تهش چی میشه؟

374
00:29:23,846 --> 00:29:25,848
.نه

375
00:29:28,283 --> 00:29:30,084
.خودم می‌دونم تهش چی میشه

376
00:29:51,096 --> 00:29:54,430
.هی، صبر کن

377
00:29:54,531 --> 00:29:55,795
.آره، مطمئن بودم صبر نمی‌کنی

378
00:29:55,872 --> 00:29:57,311
[ ایستگاه بریجزر ]

379
00:31:44,250 --> 00:31:46,721
...قایقی که چکمه‌هاش رو داخلش پیدا کردی

380
00:31:49,263 --> 00:31:51,600
.آخرین بار اینجا بوده

381
00:31:54,675 --> 00:31:57,351
.همه‌ی این آدما سوختن

382
00:31:57,450 --> 00:32:00,324
.نمیشه از هم‌دیگه تشخیص‌شون داد

383
00:32:00,423 --> 00:32:07,276
.و بیشترشون، اصلاً کفشی ندارن

384
00:32:07,377 --> 00:32:10,549
.حسش کردم

385
00:32:10,650 --> 00:32:12,856
.هنوزم حسش می‌کنم

386
00:32:14,995 --> 00:32:16,899
گوشی‌ت، می‌دونی روش چی نوشته؟

387
00:32:17,000 --> 00:32:19,774
نوشته‌های ژاپنی؟

388
00:32:19,874 --> 00:32:22,715
«.یکم دیگه باور داشته باش»

389
00:32:26,591 --> 00:32:28,431
.مُدام بهم می‌گفتی برو خونه

390
00:32:28,530 --> 00:32:30,535
.باید می‌رفتی

391
00:32:30,636 --> 00:32:33,177
ولی خودت اجازه داری باور داشته باشی
.که ریک هنوز اون بیرونـه

392
00:32:35,047 --> 00:32:37,753
جواب جلوی چشمم بوده، مگه نه؟

393
00:32:41,664 --> 00:32:47,813
.همه‌ی این مدت، جواب جلوی چشمم بوده

394
00:32:50,389 --> 00:32:52,192
.زمان زیادی گذشته

395
00:32:54,798 --> 00:32:58,569
...اگه زنده بود

396
00:33:00,837 --> 00:33:05,042
.تا الآن برگشته بود...

397
00:33:05,143 --> 00:33:06,511
.تو که خبر نداری

398
00:33:06,609 --> 00:33:08,514
.نمی‌تونی مطمئن باشی

399
00:33:11,048 --> 00:33:17,356
،هنوز می‌تونی باور داشته باشی که اون بیرونه
.این که هنوز زنده‌ست

400
00:33:17,456 --> 00:33:21,792
هنوزم می‌تونی یکم دیگه باور داشته باشی و
.همچنان برگردی خونه پیشِ بچه‌هات

401
00:33:24,462 --> 00:33:29,268
.تو... وقتی زمان برگشت برسه متوجه میشی

402
00:33:29,368 --> 00:33:31,269
.می‌تونی جفتش رو انجام بدی

403
00:33:33,538 --> 00:33:37,007
.منم می‌تونم کمکت کنم

404
00:33:37,109 --> 00:33:39,042
.باهات میام

405
00:33:48,852 --> 00:33:51,138
.این تسلیم شدن نیست

406
00:34:31,982 --> 00:34:33,349
.شوتو

407
00:34:33,624 --> 00:34:35,624
[ زمان حال ]

408
00:34:36,683 --> 00:34:39,400
.شوتو

409
00:34:39,500 --> 00:34:42,756
یه چند روز دیگه نزدیک میشیم بعد
.می‌تونی با بی‌سیم ارتباط برقرار کنی

410
00:34:46,781 --> 00:34:47,921
.باید یه جا واسه خوابیدن پیدا کنیم

411
00:34:48,019 --> 00:34:50,739
.فقط یکم بریم جلوتر

412
00:34:50,840 --> 00:34:52,550
.هی، هی

413
00:34:56,877 --> 00:34:59,543
چیـه؟

414
00:34:59,643 --> 00:35:01,239
.اون‌هان

415
00:35:12,499 --> 00:35:13,998
.گاری رو از اون چیزه آزاد کن
.باید بریم

416
00:35:14,097 --> 00:35:15,764
.من ازشون فرار نمی‌کنم، نت -
.منم همینطور -

417
00:35:15,864 --> 00:35:17,562
!بزن بریم

418
00:35:24,223 --> 00:35:25,557
.دو دقیقه، پنج دقیقه

419
00:35:25,657 --> 00:35:28,254
.نمی‌دونم
.خیلی دارن با ارتفاع پایین پرواز می‌کنن

420
00:35:31,520 --> 00:35:33,484
اینجوری؟ -
.آره -

421
00:35:33,584 --> 00:35:35,649
.واسه محافظتـه

422
00:35:35,749 --> 00:35:37,381
.باهاش تمرین کردم

423
00:35:57,702 --> 00:35:59,365
.لعنتی. پوک بود منفجر نشد

424
00:36:11,540 --> 00:36:14,140
.بیا پایین
.دور و برمون هیچی نیست قایم شیم

425
00:36:31,493 --> 00:36:38,241
!آتش به اختیار

426
00:36:38,340 --> 00:36:40,369
.حساب‌شون رو می‌رسم

427
00:36:40,468 --> 00:36:41,866
.مگه اینکه تو زودتر حساب‌شون رو برسی

428
00:36:41,966 --> 00:36:43,661
.حواسم به تو و اونا هست

429
00:36:49,977 --> 00:36:51,406
.باید برید

430
00:36:51,507 --> 00:36:53,068
.میریم

431
00:36:53,167 --> 00:36:56,994
.بعد از اینکه ریک رو پیدا کنی

432
00:36:57,094 --> 00:36:58,725
.تو بارداری

433
00:37:13,165 --> 00:37:14,997
.نتونستم بکُشمش

434
00:37:15,097 --> 00:37:16,728
.اون رو نه

435
00:37:31,901 --> 00:37:33,541
.تو چشمام نگاه کن

436
00:37:37,991 --> 00:37:39,095
هنوزم می‌تونی یکم دیگه باور داشته باشی و

437
00:37:39,194 --> 00:37:41,604
.همچنان برگردی خونه پیشِ بچه‌هات

438
00:37:46,287 --> 00:37:49,801
.ممکنه منو از دست بدی

439
00:38:18,339 --> 00:38:21,763
!پیدات کردم

440
00:38:28,141 --> 00:38:30,068
.خدای من

441
00:38:30,168 --> 00:38:31,830
جودیث... اون... حالش خوبه؟

442
00:38:31,930 --> 00:38:32,992
.اون خوبه

443
00:38:33,093 --> 00:38:34,158
.حالش خوبه، ریک

444
00:38:34,257 --> 00:38:36,423
.آره

445
00:38:36,524 --> 00:38:43,656
.من... با اونا نیستم

446
00:38:46,153 --> 00:38:47,821
.می‌دونم

447
00:39:27,704 --> 00:39:29,270
.دارن میان

448
00:39:29,561 --> 00:39:31,328
.تعدادشون بیشتره -
سربازها دارن میان؟ -

449
00:39:31,427 --> 00:39:32,493
.آره -
.پس باید بریم -

450
00:39:32,594 --> 00:39:34,360
.نه، نه، نه. خیلی دیره

451
00:39:34,459 --> 00:39:36,747
.دارن میان

452
00:39:36,846 --> 00:39:39,464
...بگو اسمت یه چیز دیگه‌ست، اینکه

453
00:39:39,564 --> 00:39:41,352
بگو تو جنگل بودی و

454
00:39:41,452 --> 00:39:42,878
.دیدی به اون سربازها حمله شده

455
00:39:42,978 --> 00:39:46,523
بگو... عضو یه جامعه‌ای هستی که
...از هم پاشیده

456
00:39:46,622 --> 00:39:49,640
.خیلی سالِ پیش... یه جامعه‌ی کوچیک

457
00:39:49,739 --> 00:39:54,013
چی؟ -
.خودت واقعیت رو بهشون نشون نده -

458
00:39:56,068 --> 00:39:57,195
مگه من چی‌ام؟

459
00:39:57,294 --> 00:39:58,820
.تو قوی‌ای

460
00:39:58,918 --> 00:40:00,123
.یه رهبری

461
00:40:00,226 --> 00:40:03,495
.مخفی‌ش کن

462
00:40:03,599 --> 00:40:08,041
.اونا... الآناست که برسن

463
00:40:08,144 --> 00:40:10,440
.باهاشون میریم... مجبوریم -
.نه -

464
00:40:10,537 --> 00:40:15,330
چی؟ -
.قول میدم. میشون... قول میدم -

465
00:40:15,427 --> 00:40:17,989
.کاری می‌کنم بتونیم فرار کنیم

466
00:40:24,944 --> 00:40:27,336
.پیدات کردم

467
00:40:27,438 --> 00:40:30,877
میشون؟

468
00:40:30,977 --> 00:40:33,201
.خدای من

469
00:40:33,302 --> 00:40:36,539
خودشـه؟

470
00:40:36,641 --> 00:40:40,381
.اون... با اونا نیست

471
00:40:40,481 --> 00:40:42,180
...خب، پس چطوری

472
00:40:45,376 --> 00:40:46,675
!نت

473
00:40:50,702 --> 00:40:57,860
اون... هنوز مثل سابقه؟

474
00:40:59,590 --> 00:41:01,187
می‌تونی تشخیص بدی؟

475
00:41:01,289 --> 00:41:02,853
.آره

476
00:41:02,953 --> 00:41:03,993
دیدی گفتم؟

477
00:41:04,018 --> 00:41:10,142
هنوزم می‌تونی باور داشته باشی و
...بدونی کِی

478
00:41:16,201 --> 00:41:17,431
نت؟

479
00:41:17,532 --> 00:41:19,931
.نه، نه. نه، نه، نه

480
00:41:20,030 --> 00:41:23,158
.نت. نت

481
00:41:23,259 --> 00:41:26,754
.نه، نه، نه

482
00:41:26,854 --> 00:41:28,051
.نت

483
00:41:28,151 --> 00:41:29,750
.نت

484
00:41:31,413 --> 00:41:34,043
کمکت کرد تا اینجا بیای؟

485
00:41:34,143 --> 00:41:35,773
.آره

486
00:41:39,540 --> 00:41:41,847
.متأسفم

487
00:41:52,679 --> 00:41:55,520
میشون، چیزی همرات داری که باعث بشه

488
00:41:55,621 --> 00:41:57,695
در مورد خودت یا الکساندریا چیزی بفهمن؟

489
00:41:57,795 --> 00:42:01,572
نقشه، یادداشت، هرچی؟

490
00:42:01,673 --> 00:42:07,123
.یه دفترچه خاطرات

491
00:42:07,223 --> 00:42:09,531
.یه بی‌سیم

492
00:42:09,631 --> 00:42:11,134
.یه گوشی

493
00:42:11,235 --> 00:42:13,008
.چکمه‌هات

494
00:42:16,418 --> 00:42:18,156
.اونا رو بده من

495
00:42:23,038 --> 00:42:25,746
،باید بگی شمشیر مالِ اون بوده

496
00:42:25,847 --> 00:42:27,084
باید بگی تفنگ یکی از سربازها رو

497
00:42:27,183 --> 00:42:30,292
.از روی زمین برداشتی و جلوش رو گرفتی

498
00:42:30,393 --> 00:42:31,965
ما رو از هم جدا می‌کنن ولی

499
00:42:32,066 --> 00:42:35,844
به محض اینکه آب‌ها از آسیاب بیفته
.پیدات می‌کنم

500
00:42:35,944 --> 00:42:37,836
.قول میدم

501
00:42:37,935 --> 00:42:41,320
باید روت اسحله بکشم و

502
00:42:41,419 --> 00:42:43,510
.تو هم باید دستات رو ببری بالا

503
00:42:43,610 --> 00:42:45,668
.باید این رو ببینن

504
00:42:45,768 --> 00:42:47,792
.و باید یه چیز دیگه صداشون کنی

505
00:42:47,891 --> 00:42:49,318
.نباید بهشون بگی زامبی

506
00:42:49,418 --> 00:42:51,376
.من بهشون گفتم زامبی

507
00:42:51,475 --> 00:42:53,334
.فرار می‌کنیم

508
00:42:54,961 --> 00:42:56,753
!دوستت دارم

509
00:43:27,681 --> 00:43:29,407
اسمم «دِینا»ست و

510
00:43:29,507 --> 00:43:37,572
...خیلی وقته که تنهایی اون بیرونم

511
00:43:37,671 --> 00:43:43,414
اینقدر طولانی که شنیدنِ
.صدای خودم واسم عجیبـه

512
00:43:43,512 --> 00:43:50,615
برای یه مدت طولانی با
دوست‌پسرم و چهل نفرِ دیگه

513
00:43:50,715 --> 00:43:54,143
،تو جورجیا بودم

514
00:43:54,244 --> 00:43:57,839
.با رهبرهایی که فکر می‌کردم آدم‌های خوبی‌ان

515
00:43:57,940 --> 00:44:00,769
.خواهرم، اِل

516
00:44:00,869 --> 00:44:03,499
.بعدش اوضاع تغییر کرد

517
00:44:03,599 --> 00:44:05,696
.اونا تغییر کردن

518
00:44:05,796 --> 00:44:07,660
.به چشم خودم دیدم

519
00:44:07,760 --> 00:44:08,961
.می‌دونستم باید بریم

520
00:44:09,059 --> 00:44:11,356
.آدم وقتی زمانِ رفتن فرا می‌رسه می‌فهمـه

521
00:44:11,455 --> 00:44:14,818
و از چه سلاحی استفاده می‌کردی؟

522
00:44:14,919 --> 00:44:16,351
چوب رزمی!

523
00:44:16,450 --> 00:44:19,047
.چند ماه قبل گُمش کردم

524
00:44:19,147 --> 00:44:23,574
.با همون چاقو سَر کردم

525
00:44:23,674 --> 00:44:27,304
اینکه تحت نظری اذیتت می‌کنه؟

526
00:44:27,403 --> 00:44:28,770
.نه

527
00:44:28,871 --> 00:44:31,903
.فقط خیلی وقتـه که خودم رو ندیدم

528
00:44:32,002 --> 00:44:33,937
.اینجا قوانین خودش رو داره

529
00:44:34,036 --> 00:44:36,070
ما تو یه پایگاه نظامی در
حومه‌ی شهری هستیم که

530
00:44:36,170 --> 00:44:38,169
.باقی‌مونده‌ی زندگی‌ای هست که قبلاً داشتیم

531
00:44:38,269 --> 00:44:41,169
،امنیت‌ش اولویتِ اولِ ماست

532
00:44:41,269 --> 00:44:43,769
.که یعنی هرگز نمی‌تونی ازش خارج بشی

533
00:44:43,870 --> 00:44:45,635
این چه حسی بهت میده؟

534
00:44:45,735 --> 00:44:51,668
،حس می‌کنم چیزی که اینجاست

535
00:44:51,768 --> 00:44:55,102
.چیزیـه که دنبالش بودم

536
00:44:55,203 --> 00:44:59,101
چیزیـه که سعی داشتم یکم دیگه هم که شده

537
00:44:59,202 --> 00:45:01,534
.بهش باور داشته باشم

538
00:46:00,033 --> 00:46:01,999
.حرفات رو باور کردن

539
00:46:02,099 --> 00:46:04,465
از کجا می‌دونی؟

540
00:46:04,565 --> 00:46:06,531
.از اینکه اینجایی

541
00:46:15,465 --> 00:46:19,098
،خیلی وقت پیش اتفاق افتاد
تو یکی از آخرین بارهایی که

542
00:46:19,199 --> 00:46:21,331
.سعی کردم فرار کنم

543
00:46:22,933 --> 00:46:25,164
یکی از آخرین بارها؟

544
00:46:30,597 --> 00:46:32,464
.منو گیر انداخته بودن

545
00:46:34,230 --> 00:46:37,765
.ولی دیگه اینطور نیست

546
00:46:37,865 --> 00:46:41,697
.ما فرار می‌کنیم

547
00:46:41,798 --> 00:46:43,563
.با هم‌دیگه

548
00:46:45,765 --> 00:46:47,564
اونا حال‌شون خوبـه؟
جودیث خوبـه؟

549
00:46:47,664 --> 00:46:49,931
.آره

550
00:46:50,279 --> 00:46:53,146
.حالش خوبـه

551
00:46:53,245 --> 00:46:56,084
...اون

552
00:46:56,184 --> 00:46:58,551
چی شده؟

553
00:46:58,651 --> 00:47:00,252
...وقتی از اینجا بریم -
نه، چیزیش شده؟ -

554
00:47:00,352 --> 00:47:03,423
.اون مثل خودمونـه، ریک

555
00:47:03,522 --> 00:47:07,127
.بقیه‌شو وقتی فرار کردیم بهت میگم

556
00:47:07,226 --> 00:47:09,228
،ببین، هر طور شده یه یادداشت بهت می‌رسونم

557
00:47:09,328 --> 00:47:13,201
.بخونش و نابودش کن

558
00:47:13,300 --> 00:47:16,569
.اونا آدم کُشتن، ریک
.کُلی آدم کُشتن

559
00:47:16,669 --> 00:47:18,071
.دارن آدما رو اون بیرون می‌کُشن

560
00:47:18,171 --> 00:47:19,172
...تو رو هم مجبور -
.نه -

561
00:47:19,271 --> 00:47:21,101
.نه

562
00:47:21,201 --> 00:47:22,963
.اونا که قرمز می‌پوشن

563
00:47:24,824 --> 00:47:27,019
.بعضی‌وقت‌ها میرن بیرون

564
00:47:27,119 --> 00:47:30,674
.وقتی برمی‌گردن سر تا پاشون پُر از خونـه

565
00:47:30,774 --> 00:47:33,902
.بیشترمون نمی‌دونیم دقیقاً چیکار می‌کنن

566
00:47:34,001 --> 00:47:35,762
.منم نمی‌دونستم

567
00:47:38,123 --> 00:47:40,884
.ولی الآن می‌دونم

568
00:47:40,983 --> 00:47:43,111
.اینجا گیر افتاده بودم

569
00:47:43,209 --> 00:47:45,404
می‌تونیم جلوشون رو بگیریم؟

570
00:47:49,692 --> 00:47:51,464
.نه

571
00:47:54,141 --> 00:47:55,912
می‌تونیم سعی کنیم؟

572
00:47:58,285 --> 00:48:01,328
.اینجوری هیچ‌وقت نمی‌تونیم فرار کنیم

573
00:48:01,428 --> 00:48:06,077
.بابت دوستت متأسفم

574
00:48:06,177 --> 00:48:09,453
.اون الآن باید زنده می‌بود

575
00:48:09,553 --> 00:48:11,759
.همه‌شون باید زنده می‌بودن

576
00:48:16,674 --> 00:48:19,884
.من الآن اینجام

577
00:48:19,985 --> 00:48:23,795
.ما الآن اینجا با هم هستیم

578
00:48:23,896 --> 00:48:26,036
.و با هم فرار می‌کنیم میریم خونه

579
00:48:51,512 --> 00:48:54,991
اینکه تحت نظری اذیتت می‌کنه؟

580
00:48:55,092 --> 00:48:59,437
.نه. فقط خیلی وقتـه که خودم رو ندیدم

581
00:48:59,537 --> 00:49:01,376
.اینجا قوانین خودش رو داره

582
00:49:01,475 --> 00:49:03,481
ما تو یه پایگاه نظامی در
حومه‌ی شهری هستیم که

583
00:49:03,582 --> 00:49:06,259
.باقی‌مونده‌ی زندگی‌ای هست که قبلاً داشتیم

584
00:49:15,387 --> 00:49:16,752
!حرکت کن

585
00:50:33,463 --> 00:50:38,466
[ خطر ]

586
00:50:53,528 --> 00:50:55,332
.سلام، ریک

587
00:50:55,432 --> 00:50:57,534
.شرمنده بی‌اجازه اومدم تو

588
00:50:57,634 --> 00:51:00,671
از لحاظ فنی، این یه بازجوییـه ولی

589
00:51:00,771 --> 00:51:02,640
.من حوصله‌ی کاغذبازی ندارم

590
00:51:02,740 --> 00:51:04,210
.بیا همینجوری محرمانه نگهش داریم

591
00:51:04,310 --> 00:51:07,947
،بذار یه سری چیزهای مشخص بین خودمون بمونـه

592
00:51:08,048 --> 00:51:10,651
.درست مثل گذشته

593
00:51:10,751 --> 00:51:13,455
.زمان زیادی گذشته

594
00:51:13,554 --> 00:51:15,725
.خوش‌تیپ شدی

595
00:51:15,825 --> 00:51:17,593
.اتفاقات فوق‌العاده‌ای افتاده

596
00:51:17,693 --> 00:51:21,132
.واقعاً فوق‌العاده

597
00:51:21,232 --> 00:51:26,472
،آخه، تو دنیایی که اکثریت مُرده‌ان

598
00:51:26,572 --> 00:51:28,507
.مردم هنوزم ممکنه اتفاقی به هم بر بخورن

599
00:51:28,607 --> 00:51:30,501
.قابل درکـه

600
00:51:30,601 --> 00:51:36,021
.با اینحال، اون تو رو پیدا کرد

601
00:51:37,648 --> 00:51:39,943
.فقط همون بود که ممکن بود از پسش بر بیاد

602
00:51:42,635 --> 00:51:44,495
.با اون مَرده بود

603
00:51:44,595 --> 00:51:45,726
.قد کوتاهـه

604
00:51:45,825 --> 00:51:49,216
.مشخصـه که شمشیر مال اون بوده

605
00:51:49,317 --> 00:51:52,009
.ولی اینم جایی ثبت نمی‌کنم

606
00:51:52,109 --> 00:51:54,447
.فقط یادم می‌مونه

607
00:51:56,120 --> 00:52:01,601
.این شامل قرارداد بلندمدت‌مون نمیشه

608
00:52:01,702 --> 00:52:05,012
،باید بدونی که اگه سعی کنی با اون فرار کنی

609
00:52:05,112 --> 00:52:08,586
مطمئن میشم همه‌ی آدمایی که
،دوست داری بمیرن

610
00:52:08,687 --> 00:52:12,332
حتی اون عده‌ی کمی که
.خودمم خیلی دوست‌شون دارم

611
00:52:14,637 --> 00:52:16,743
.باید این رو بدونی

612
00:52:19,385 --> 00:52:21,424
.مطمئنم که خودت می‌دونی

613
00:52:21,523 --> 00:52:23,330
.مجبور بودم همچین کارهایی بکنم

614
00:52:23,429 --> 00:52:25,368
.دستم همین الآن هم به خون آلوده‌ست

615
00:52:25,468 --> 00:52:27,640
.دیگه از این آلوده‌تر نمیشه

616
00:52:27,740 --> 00:52:31,919
،پس بذار یه سؤال ازت بپرسم

617
00:52:32,020 --> 00:52:33,657
،و ببخشید بابت بددهنی‌ام

618
00:52:33,757 --> 00:52:37,201
.ولی خب تا حالا بددهنی از من زیاد دیدی

619
00:52:37,302 --> 00:52:38,973
.آره، آره، آره

620
00:52:42,682 --> 00:52:45,157
داری چه گوهی می‌خوری، ریک؟

621
00:52:45,329 --> 00:52:52,361
‫تـرجمه از «آیــدا و علی محمدخانی»
‫::. Ayda.NDR & Ali Michael .::

622
00:52:55,756 --> 00:52:57,756
«آنچه در قسمت بعد خواهید دید»

623
00:52:58,305 --> 00:52:59,350
‫تو و اون از این‌جا برین؟!

624
00:52:59,480 --> 00:53:01,569
‫می‌دونی که ممکن نیست.

625
00:53:01,700 --> 00:53:03,702
‫یه زنی هست که جونم
‫رو نجات داد

626
00:53:03,832 --> 00:53:06,183
‫و من نمی‌خوام بذارم برـه!

627
00:53:06,313 --> 00:53:09,273
‫گفته بود امنیت رو توی
‫با بقیه بودن پیدا می‌کنه.

628
00:53:09,403 --> 00:53:11,405
‫اما به‌نظر نمی‌رسه کسی باشه که

629
00:53:11,579 --> 00:53:12,624
‫برای امنیت به بقیه تکیه کنه!

630
00:53:16,280 --> 00:53:18,630
‫پس سوال من اینه که:
‫تو کی هستی؟

631
00:53:18,804 --> 00:53:19,979
‫گفتم که دانا!

632
00:53:20,000 --> 00:53:40,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]
