WEBVTT

00:02.100 --> 00:03.632
پيش از اين در
"The Vampire Diaries"

00:03.635 --> 00:06.742
انگار رفيق مرده‌مون «هاروي» در سال 1790
با «سايرن»ها دوست بوده

00:06.745 --> 00:09.614
معلوم شد اون به يه خانواده از
ميستيک‌فالز» مربوط ميشه»

00:09.617 --> 00:10.609
من ازت يه سوالي دارم

00:10.611 --> 00:12.277
بايد بهم بگي اين چيه

00:12.279 --> 00:14.112
اين يه ابزار رمزي که براي رمزگشايي
استفاده ميشه

00:14.114 --> 00:17.583
وقتي در بين اين دنيا
و دنياي «کِيد» باز بشه

00:17.585 --> 00:18.750
همه چيز نابود ميشه

00:18.752 --> 00:21.687
فقط بايد مطمئن بشي که
زنگوله 12بار نواخته بشه

00:21.689 --> 00:24.957
مأموريتي که من به 2تاتون دادم
اين بود که يا 100 نفر رو بکش

00:24.959 --> 00:26.225
يا عشق برادرت رو بکش

00:26.227 --> 00:27.259
استفن» گزينه دوم رو انتخاب کرد»

00:27.261 --> 00:28.727
الينا» در شمال نيويورک‌ـه»

00:28.729 --> 00:29.862
باني» اونجا مخفيش کرده»

00:29.864 --> 00:30.996
الينا» رو قاطي ماجرا نکن»

00:30.998 --> 00:32.030
اِنزو»؟»

00:35.451 --> 00:37.069
چرا برات مهمه چي به سر «الينا» بياد؟

00:37.071 --> 00:38.403
به‌هرحال خودتم مي‌ميري

00:38.405 --> 00:39.805
تو هم انسان ميشي

00:42.943 --> 00:44.017
«اِنزو»

01:39.366 --> 01:41.066
خدايا

01:41.068 --> 01:44.791
مت»؟ چطوري اومدي اينجا؟»

01:46.840 --> 01:48.173
خوبي؟

01:48.175 --> 01:51.778
نه . من يه مشکلي دارم

01:52.700 --> 01:58.200
"The Vampire Diaries"
فصل 8
قسمت 12 : تو چي هستي؟

01:59.200 --> 02:09.200
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:15.069 --> 02:17.569
باني» ، هي»

02:17.571 --> 02:18.904
«باني»

02:20.808 --> 02:23.055
باني»...هي ، چي شده؟»

02:23.058 --> 02:24.958
هنوز زنده است؟

02:27.381 --> 02:28.880
باني» ، با من حرف بزن»

02:28.882 --> 02:30.382
حالش خوبه

02:30.384 --> 02:32.184
الينا» حالش خوبه»

02:32.186 --> 02:33.852
«خب ، اين اشک شادي نيست «بان

02:33.854 --> 02:35.520
چي شده؟

02:36.590 --> 02:38.623
اون مرده

02:40.527 --> 02:41.960
اِنزو» مرده»

02:41.962 --> 02:44.529
چي؟

02:46.633 --> 02:50.035
اون مرده . برادرت اون رو کشت

02:53.307 --> 02:54.973
«به من گوش کن «باني

02:54.975 --> 02:57.075
من تو راهم . باشه؟

02:57.077 --> 02:58.343
نه

02:58.345 --> 02:59.845
دور بمون

02:59.847 --> 03:01.246
از من دور بمون

03:01.248 --> 03:04.549
تا وقتي که بدونم تو در اماني نميشه

03:04.551 --> 03:06.184
من حساب «استفن» رو ميرسم

03:08.055 --> 03:09.521
من خودم حسابش رو رسيدم

03:09.523 --> 03:10.922
منظورت چيه؟

03:10.924 --> 03:13.091
دارو رو بهش دادم

03:14.485 --> 03:16.352
اون الان انسانه

03:25.039 --> 03:26.271
نه

03:44.992 --> 03:46.625
من اينجام

03:46.627 --> 03:48.894
استفن» ، خدا رو شکر»

03:48.896 --> 03:53.231
من با «ديمن» حرف زدم و ميدونم
چه بلايي سر «اِنزو» اومده

03:53.233 --> 03:56.134
...باني» بايد»

03:56.136 --> 03:58.503
اصلاً نميدونم چي بگم

03:58.505 --> 04:00.639
...نميدونم چطور مي‌تونم

04:00.641 --> 04:03.341
هر بار که چشام رو مي‌بندم

04:03.343 --> 04:06.078
پشت‌سرهم توي سرم
اون صحنه رو مي‌بينم

04:06.080 --> 04:10.082
«هر بار که چشام رو باز مي‌کنم خون «اِنزو
رو روي دستام مي‌بينم

04:10.084 --> 04:12.317
فقط لطفاً بيا خونه

04:12.319 --> 04:14.486
نمي‌تونم اين‌کار رو کنم

04:14.488 --> 04:17.756
خب ، من نميذارم تو فرار کني . باشه؟
فقط بگو کجايي

04:17.758 --> 04:18.990
من ميام پيشت

04:18.992 --> 04:20.425
نه

04:20.427 --> 04:23.261
من نمي‌تونم باهات روبرو بشم
و نمي‌تونم با «باني» هم روبرو بشم

04:24.965 --> 04:26.932
لعنتي

04:26.934 --> 04:28.300
دارم ماشين رو ميزنم کنار

04:28.302 --> 04:29.935
«استفن»

04:45.686 --> 04:47.919
دستات رو بذار جايي که بتونم ببينمشون

04:47.921 --> 04:49.955
همسن حالا از ماشين پياده شو

04:58.966 --> 05:01.166
استفن»؟»

05:01.168 --> 05:02.801
«استفن»

05:02.803 --> 05:03.768
استفن»؟»

05:04.805 --> 05:06.771
من حتي نميدونستم تو در شهري

05:06.773 --> 05:09.541
آره . خب ، «دوريان» درباره يه موضوعي
به کمکم نياز داشت

05:09.543 --> 05:12.310
انگار فقط اون به کمک نياز نداشته

05:12.312 --> 05:14.312
خب ، چي شده؟

05:14.314 --> 05:19.284
نميدونم ولي دارم بهت ميگم
مي‌تونستم گرماي شعله‌ها رو حس کنم

05:19.286 --> 05:22.120
صداي جيغ تمام کسايي که مي‌سوختن
رو مي‌شنيدم

05:22.122 --> 05:23.753
مطمئني کابوس نبوده؟

05:23.756 --> 05:25.654
ميدوني ، ذهنت داره سعي مي‌کنه
اينطور نشون بده

05:25.657 --> 05:28.593
تو تقريباً زنگوله رو زدي
و «ميستيک‌فالز» رو خاکستري کردي

05:28.595 --> 05:30.562
نه «ريک» . اين فرق داشت

05:30.564 --> 05:32.898
انگار واقعاً اونجا بودم

05:32.900 --> 05:34.566
شايدم بودي

05:34.568 --> 05:37.536
و من فکر نمي‌کنم اين فقط
يه جواهر موروثي باشه

05:37.538 --> 05:40.305
از نظر زماني و فعاليت گروه
جادوگري بومي

05:40.307 --> 05:42.207
فکر مي‌کنم اين مي‌تونه طلسم جادوگري باشه

05:42.209 --> 05:45.477
که يه‌جورايي مربوط به تبار خوني
مکسوِل»ها ميشه»

05:45.479 --> 05:47.913
شايد اونا کابوس نبودن

05:47.915 --> 05:49.981
شايد خاطرات بودن

05:49.983 --> 05:51.183
اين اصلاً چطور ممکنه؟

05:51.185 --> 05:53.418
«خب ، من شنيدم جادوگرهاي «لتوني
از چنين چيزي استفاده مي‌کنن

05:53.420 --> 05:54.795
تا با مرده‌ها ارتباط برقرار کنن

05:54.798 --> 05:56.398
ميدوني ، راهي براي ايجاد يه ارتباط ذهني

05:56.400 --> 05:58.156
بين فرد ، ذهن و اجدادش هست

05:58.158 --> 05:59.691
آره . اينجوري شايد دليل
خواب‌گردي‌ـت رو در اون

05:59.693 --> 06:00.725
تونل‌ها هم بفهميم

06:00.727 --> 06:02.727
باشه . پس من به کي متصلم؟

06:04.498 --> 06:07.532
...اگه بخوام حدس بزنم -
هي -

06:07.534 --> 06:10.035
ميگم اسکلتي که در اتاق ابزارهاي مصنوعي
پيدا کرديم

06:10.037 --> 06:12.502
بعضي از چيزهايي که تو ديدي
اونم ديده بوده

06:12.505 --> 06:14.339
تو دفترش درباره‌شون نوشته

06:14.341 --> 06:17.049
به اين اشاره کرده که با گروهي از
جادوگرهاي «بنِت» کار کرده

06:17.052 --> 06:18.810
بنِت»؟» -
آره -

06:18.812 --> 06:21.713
نميدونم «باني» چيزي درباره اين
ميدونه يا نه

06:24.751 --> 06:26.785
همه چيز مرتبه؟

06:28.055 --> 06:29.754
نه

06:32.226 --> 06:34.759
...نه . اين

06:34.761 --> 06:36.895
اوضاع بده

06:51.778 --> 06:53.411
اون برنگشته

06:53.413 --> 06:56.932
چون تو راهه و داره ميره به
«بخش پليس «راکلند کانتري

06:56.935 --> 06:58.450
اون دستگير شده

06:58.452 --> 06:59.918
باشه . خوبه

06:59.920 --> 07:02.087
آخه کجاش خوبه؟

07:02.089 --> 07:03.588
اينجايي‌ـش که «استفن» انسان شده

07:03.590 --> 07:05.290
احساساتش برگشتن

07:05.292 --> 07:10.061
خاطرات هر قطره خوني که ريخته
تو ذهنش مثل چي ميرقصن

07:10.063 --> 07:12.330
خيلي خوبه که الان با همه اين
ماجراها تنها نباشه

07:12.332 --> 07:14.766
اونجا مي‌بينمت

07:14.768 --> 07:16.501
با «باني» حرف زدي؟

07:19.091 --> 07:21.339
من کلي پيام براش گذاشتم

07:21.341 --> 07:23.608
گوشي‌ـش رو جواب نميده . نمي‌فهمم

07:23.610 --> 07:25.543
البته که مي‌فهمي

07:25.545 --> 07:26.845
بهش فکر کن

07:26.847 --> 07:30.482
مي‌توني سرزنش‌ـش کني؟

07:30.484 --> 07:32.917
وقتي نزديک شدم بهت زنگ ميزنم

07:36.690 --> 07:38.690
من رو ببخش

07:38.692 --> 07:41.140
خودم خودم رو راه دادم

07:41.143 --> 07:46.765
اومدم تسليت بگم
بابت غم‌تون متأسفم

07:46.767 --> 07:48.366
شک دارم

07:48.368 --> 07:50.235
چون تو باعث شدي «اِنزو» بميره

07:50.237 --> 07:51.736
منظورم برادرت بود

07:51.738 --> 07:55.640
معامله ما در ازاي 2تا روح جادوان

07:55.642 --> 07:58.310
دوستات وقتي «استفن» رو انسان کردن
يه راه گريزي پيدا کردن

07:58.312 --> 08:00.478
قرارداد ما رو پوچ و بيهوده کردن

08:00.480 --> 08:02.547
تو و برادرت الان آزاد هستيد

08:02.549 --> 08:07.285
خب ، اگه اومدي بهم سر بزني
فکر مي‌کنم اونقدرا ساده نيست

08:07.287 --> 08:12.557
درحالي‌که تو جادوان مي‌موني
استفن» اينطور نيست»

08:12.559 --> 08:14.959
يعني من آزادم که زندگيش رو تموم کنم

08:14.961 --> 08:18.363
و روحش رو به چاله‌هاي آتشين
دنياي خودم ببرم

08:18.365 --> 08:20.198
هر موقع که دلم بخواد

08:20.200 --> 08:22.352
دارم فکر مي‌کنم اون بايد نيمه‌شب بميره

08:22.355 --> 08:24.135
اين حقيقت که تو منتظري
بهم نشون ميده

08:24.137 --> 08:25.870
که تو چيزي بيشتر از
استفن» رو مي‌خواي»

08:27.307 --> 08:29.808
در واقع آره

08:29.811 --> 08:33.745
من به تاريخ بومي علاقه دارم

08:33.747 --> 08:36.848
يه دفتر متعلق به قرن 18 هست
که توسط «ايتِن مکسوِل» نوشته شده

08:36.850 --> 08:41.119
من فکر مي‌کنم دوست‌ـت
استاد مطالعات مرموز اين دفتر رو داره

08:41.121 --> 08:43.488
اون رو مي‌خواي؟

08:43.490 --> 08:45.056
يه کتاب قديمي خاک‌آلود؟

08:45.058 --> 08:47.158
اين بهاي کوچکيه که بايد بپردازيد
«تا اجازه بدم «استفن

08:47.160 --> 08:49.761
بقيه عمرش رو به عنوان انسان زندگي کنه

08:49.763 --> 08:52.664
قبل از اينکه برگرده پيش خودم

08:52.666 --> 08:54.499
قبوله؟

09:13.792 --> 09:16.426
خب ، «اوليويا هِيدن» کيه؟

09:20.774 --> 09:23.141
خدمتکار

09:23.143 --> 09:25.844
همزمان با دانشگاه کار مي‌کرد

09:26.957 --> 09:29.448
تا اينکه تو تقريباً سرش رو بريدي

09:29.450 --> 09:31.983
خاوير روييز» چي؟»

09:31.985 --> 09:35.720
داروساز متأهل...داشته بچه‌دار مي‌شده

09:36.851 --> 09:38.925
«کِلي پارکس»

09:38.927 --> 09:41.127
«رابرت لنسو»

09:41.963 --> 09:43.463
«تانيا هندلمن»

09:43.465 --> 09:45.725
«جفري لي»

09:45.728 --> 09:50.503
سيستم اثر انگشت تو رو به 32 قتل
در 2 ماه گذشته مرتبط مي‌کنه

09:50.505 --> 09:53.673
مطمئني حرفي براي گفتن نداري؟

10:00.982 --> 10:03.249
«باني»

10:04.946 --> 10:09.288
باني بنِت» ، کمکم کن»

10:09.290 --> 10:10.289
«باني»

10:10.291 --> 10:11.491
اِنزو»؟»

10:23.438 --> 10:25.037
مامان؟

10:25.039 --> 10:26.369
«باني»

10:31.251 --> 10:33.560
کرولاين» بهم زنگ زد»

10:35.048 --> 10:37.383
بهم گفت چي شده

10:37.385 --> 10:40.453
متأسفم

10:40.455 --> 10:42.722
اون گفت تو نمي‌خواي باهاش
حرف بزني

10:42.724 --> 10:47.994
و اميدواره شايد با من حرف بزني

11:10.104 --> 11:12.547
«عذر مي‌خوام آقاي «سالواتور

11:18.126 --> 11:20.626
شما آزادي که بري

11:21.697 --> 11:25.164
مرسي . لطفاً به همه مأمورها
و افسرها خبر بديد

11:25.166 --> 11:28.233
که اين يه اشتباه وحشتناک بوده

11:45.553 --> 11:47.886
اينا چي‌ـن؟

11:47.888 --> 11:49.488
اينا کار منه

11:49.490 --> 11:52.925
نه . اينا کار «کِيد»ـه

11:52.927 --> 11:55.594
اون مجبورت کرد اين‌کارها رو بکني

11:55.596 --> 11:58.063
و ازم توقع داره به اين‌کار ادامه بدم

11:58.065 --> 12:00.165
من يه معامله کردم

12:03.537 --> 12:04.837
معامله تموم شده

12:04.839 --> 12:06.939
منظورت چيه؟

12:06.941 --> 12:11.643
تو انساني و براش فايده‌اي نداري

12:11.645 --> 12:14.913
تا نيمه‌شب بهت وقت ميده
و بعدش مي‌خواد که بميري

12:16.717 --> 12:18.951
ولي نگران نباش

12:18.953 --> 12:20.686
ديمن» بهش رسيدگي مي‌کنه»

12:25.260 --> 12:28.929
باني» جواب نميده»
5بار بهش زنگ زدم

12:31.899 --> 12:33.799
تو اينجا چکار مي‌کني؟

12:33.801 --> 12:36.835
بايد يه کتابي رو قرض بگيرم
«زندگينامه خانواده «مکسوِل

12:36.837 --> 12:38.937
فکر مي‌کنم تا يه مدت نمي‌تونيد
چاپش کنيد

12:38.939 --> 12:40.205
منظورت اينه؟

12:40.207 --> 12:43.208
راحت بود و آره

12:43.211 --> 12:46.283
چرا يهويي اينقدر به تبار
خانوادگي من علاقه‌مند شدي؟

12:46.286 --> 12:49.514
اخيراً نتونستم بخوابم و فکر کردم
شايد با اين کتاب بتونم بخوابم

12:49.517 --> 12:50.716
به چه درد شما مي‌خوره؟

12:50.718 --> 12:52.317
خب ، «مت» به‌خاطر دفتر
يه الهاماتي داشته

12:52.319 --> 12:54.956
اون‌وقت تو پيدات شد و دنبالش مي‌گردي

12:54.959 --> 12:56.355
اتفاقيه؟

12:56.357 --> 12:58.023
فکر نکنم

12:58.025 --> 13:00.492
پس چطوره بهمون دليل واقعيش رو بگي

13:00.494 --> 13:02.828
باشه

13:02.830 --> 13:06.031
من حدود 6 ساعت و خرده‌اي وقت دارم
تا اينکه «کِيد» جون برادرم رو بگيره

13:06.033 --> 13:07.699
مگه اينکه اين کتاب رو بهش بدم

13:07.701 --> 13:08.702
مي‌خواد باهاش چکار کنه؟

13:08.705 --> 13:10.038
نميدونم

13:10.041 --> 13:12.336
ولي اگه جون برادرم رو نجات ميده
برام مهم نيست

13:12.339 --> 13:13.405
ببخشيد

13:13.408 --> 13:16.555
اگه ندوني چرا شيطان اين رو مي‌خواد
نبايد بهش بديمش

13:16.558 --> 13:18.610
منم متأسفم رفيق قديمي

13:18.612 --> 13:20.679
ولي «استفن» به‌خاطر من قاطي
اين گندبازيا شده

13:20.681 --> 13:26.385
پس اگه مي‌خواي جلوم رو بگيري
بايد دوباره من رو بکشي

13:29.490 --> 13:31.056
باشه

13:31.058 --> 13:33.091
باشه . هر چي تو بخواي

14:10.915 --> 14:12.115
وقتشه

14:12.117 --> 14:14.283
بايد «اِنزو» رو به زمين برگردونيم

14:14.285 --> 14:17.220
بايد باهاش خدافظي کني

14:18.956 --> 14:21.490
فکر نمي‌کنم دلش بخواد

14:23.461 --> 14:25.428
من هنوز حس‌ـش مي‌کنم

14:27.648 --> 14:29.448
انگار داره صدام ميزنه

14:32.203 --> 14:33.736
شايدم داره عقلم رو از دست ميدم

14:35.173 --> 14:37.907
نه عزيزم . تو عزاداري

14:37.909 --> 14:40.877
اين عزاداري و غصه نيست

14:40.879 --> 14:43.246
من غم رو مي‌شناسم

14:43.248 --> 14:44.747
اين فرق داره

14:45.744 --> 14:48.351
اگه سعي داره باهام ارتباط برقرار کنه

14:48.353 --> 14:50.453
بايد راهي باشه که منم باهاش
ارتباط برقرار کنم

14:50.455 --> 14:54.390
سمت ديگه از بين رفته
و هيچ‌کدوم‌مون ديگه جادو نداريم

14:54.392 --> 14:57.427
بهترين کار اينه که قاطي
اين چيزها نشيم

14:57.429 --> 15:00.363
بايد راهي باشه

15:00.365 --> 15:05.635
تو بنا به دليلي برگشتي اينجا
بيا انجامش بديم

15:14.712 --> 15:16.312
مرسي

15:16.314 --> 15:20.583
«و هر اسمي که از «استفن سالواتور
توي سيستم‌تون اومده رو پاک مي‌کنيد

15:27.592 --> 15:30.126
آخرين‌بار کِي مامانت رو ديدي؟

15:30.128 --> 15:31.561
ديروز

15:31.563 --> 15:35.058
بعد از مدرسه زنگ زد
و گفت داره ديرش ميشه

15:36.222 --> 15:38.646
داشت به يه نفر خونه نشون ميداد

15:40.069 --> 15:41.969
اين مامانمه

15:53.117 --> 15:55.184
اين چيه؟

15:55.186 --> 15:59.655
من مادر اون دختر رو مجبور کردم
تا سند خونه «باني» رو عوض کنه

16:01.859 --> 16:05.813
ولي توي صندوق عقب يه ماشين
ولش کردم تا بميره

16:05.816 --> 16:08.417
جسدش رو تا هفته‌ها پيدا نمي‌کنن

16:08.420 --> 16:10.833
کسي هست که بهش زنگ بزنيم؟
عضوي از خانواده؟

16:10.835 --> 16:14.203
نه . فقط من و مامانم هستيم

16:21.312 --> 16:23.346
ميدونم

16:23.348 --> 16:25.081
بريم پيداش کنيم

16:44.936 --> 16:46.969
آره . ساعت زندگي «استفن» داره مي‌گذره

16:46.971 --> 16:50.973
ولي با تمام وجود بياييد به وضع
جسمي «داناوان» برسيم

16:50.975 --> 16:53.709
خب ، اگه بتونيم بفهميم چرا
دفتر اينقدر براي «کِيد» مهمه

16:53.712 --> 16:55.667
شايد بتونيم بفهميم چطور جلوش رو بگيريم

16:55.670 --> 16:57.379
بعدش کلاً باشه براي خودت

16:57.382 --> 16:58.964
جدي؟

16:58.967 --> 17:01.450
آزمايش علمي کوچولوي تو
چطوري مي‌خواد اين‌کار رو کنه؟

17:01.452 --> 17:05.254
ما با ايجاد حالت هيپنوتيزم باعث
ايجاد الهامات در «مت» ميشيم

17:05.256 --> 17:07.957
اگه شانس بياريم جواب در سر اونه

17:07.959 --> 17:09.592
اين اولين‌بارـه

17:09.594 --> 17:11.928
آرام‌بخش بايد اثر کنه . حال‌ـت چطوره؟

17:11.930 --> 17:14.730
انگار نصف يه جعبه آبجو رو خوردم

17:14.732 --> 17:15.798
خوبه

17:16.935 --> 17:19.402
مي‌خوام روي مترونوم تمرکز کني

17:20.405 --> 17:22.169
و به صداي من گوش بده

17:22.172 --> 17:25.575
مي‌خوام چشمات رو ببندي
و آروم بشي

17:25.577 --> 17:29.745
حالا به راهي طولاني هدايت‌ـت مي‌کنم

17:29.747 --> 17:31.480
شايد يه مدت طول بکشه

17:35.054 --> 17:37.020
يا شايد مستقيم بريم سراغش

17:37.023 --> 17:39.194
باشه «مت» . خودت رو اونجا تصور کن

17:39.197 --> 17:40.523
حالا بگو چي مي‌بيني

17:42.327 --> 17:43.426
زنگوله

17:43.428 --> 17:45.328
«دفتر «مکسوِل

17:45.330 --> 17:47.962
اون خونه قديميه که جادوگرها رو
توش سوزوندن

17:47.965 --> 17:50.666
ولي قديمي نيست . انگار جديده

17:52.470 --> 17:56.772
آقاي «مکسوِل» ، شما يه هنرمند واقعي هستي

17:56.774 --> 17:59.408
«شما خيلي مهربونيد خانم «بنِت

18:01.546 --> 18:05.615
مهارت‌هاي من در مقايسه با جادويي که
گروه‌تون به فلزش القا مي‌کنه چيزي نيست

18:05.617 --> 18:10.386
مادرم خوشحال بود که
نامه شما رو دريافت کرد

18:10.388 --> 18:12.755
که توش اعلام کرده بوديد
زنگوله کارش تموم شده

18:12.757 --> 18:17.860
ولي به اندازه من خوشحال نبود
که اطلاعاتي رو کشف کردم

18:17.862 --> 18:20.277
که شما به طرزي بسيار زيرکانه
داخلش مخفي کرده بوديد

18:21.766 --> 18:25.501
"شجاعت شما همه ما رو نجات ميده"

18:25.503 --> 18:28.137
به زودي ما از شر موجودات پست
و غيرانساني خلاص ميشيم

18:28.139 --> 18:29.905
که داخل جنگل‌مون هستن

18:29.907 --> 18:31.507
بازم حمله‌اي شده؟

18:31.509 --> 18:32.942
همين ديشب

18:32.944 --> 18:35.444
اينجوري 9 نفر از افرادمون

18:35.446 --> 18:38.047
توسط اين هيولاهاي بي‌نام
و بي‌چهره سلاخي شدن

18:38.049 --> 18:41.784
تا فردا همين ساعت صداي زنگ زنگوله شما

18:41.786 --> 18:45.821
اون ديوهاي فاسد رو از سرزمين‌مون
بيرون مي‌کنه

18:52.730 --> 18:56.565
ببخشيد که سرزده اومدم
ولي به يه آهنگر نياز دارم

18:56.567 --> 19:01.804
«و طبق اونچه بهم گفتن آقاي «مکسوِل
شما بهترين آهنگر «ويرجينيا» هستي

19:03.374 --> 19:06.308
سيبل»‌ـه . اون اينجاست»

19:06.310 --> 19:07.943
مي‌خواد «ايتِن» باهاش بياد

19:07.945 --> 19:09.412
ايتِن» نمي‌تونه در مقابلش مقاومت کنه»

19:14.241 --> 19:15.908
اينا به نظرت آشنا مياد؟

19:15.911 --> 19:17.554
نميدونم . شايد

19:17.556 --> 19:19.455
به زودي هوا تاريک ميشه

19:19.457 --> 19:21.575
ديمن» مياد ، خب؟ مياد»

19:21.578 --> 19:22.926
آره؟ بعدش چي؟

19:22.928 --> 19:25.828
تو مي‌توني تمام شواهد کارهايي که
من کردم رو به زور از بين ببري

19:25.830 --> 19:27.463
بازم اين حقيقت عوض نميشه که
من اين‌کار رو کردم

19:27.465 --> 19:30.366
نمي‌تونم همينطوري فراموش کنم
و برم کيک مزه کنم

19:31.269 --> 19:33.303
درباره من اينجوري فکر مي‌کني؟

19:34.739 --> 19:36.906
که من فقط به عروسيمون اهميت ميدم؟

19:36.908 --> 19:39.197
ببين ، من نميدونم چه فکري کنم

19:39.200 --> 19:41.076
نميدونم چطوري با چيزي که
مي‌خوام کنار بيام

19:41.079 --> 19:43.012
يا با چيزي که فکر مي‌کردم خواهم داشت

19:44.349 --> 19:46.149
نميدونم چکار کنم

19:49.780 --> 19:51.847
ايناهاش

19:58.396 --> 20:00.496
اون زنده مونده

20:02.867 --> 20:04.067
هنوز يه شانسي هست

20:06.538 --> 20:08.238
ولي تا کِي؟

20:08.240 --> 20:10.373
بريم

20:23.413 --> 20:24.879
ما تو غاريم

20:24.881 --> 20:26.414
يه در هست

20:27.918 --> 20:30.485
اين اتاقيه که دفتر رو پيدا کرديد

20:36.044 --> 20:37.659
پر از گنجينه‌هاي «سايرن»هاست

20:37.661 --> 20:40.094
ابزار و سلاح هم هست

20:42.983 --> 20:47.354
اين چيه؟ از چي ساخته شده؟

20:47.356 --> 20:49.389
مرگ

20:49.391 --> 20:57.431
از وقتي خاکستر و سوخته‌ي «کِيد» توسط
آتش آفرينش جهنم تبديل به شيشه شد

20:58.801 --> 21:01.535
قطعاً درباره افسانه «آرکِيديوس» شنيدي

21:01.537 --> 21:02.773
نه

21:02.776 --> 21:06.296
تو با اسم ديگه‌اي مي‌شناسيش : شيطان

21:09.803 --> 21:12.036
سلين» هم اونجاست»

21:15.701 --> 21:18.018
چنگال ميزان‌سازي دستشه

21:18.020 --> 21:20.353
دارن «ايتِن» رو مجبورن مي‌کنن
اون رو به زنگوله اضافه کنه

21:20.355 --> 21:22.689
«وقتي ارباب من «کِيد

21:22.691 --> 21:26.460
درباره توانايي زنگوله تو شنيد که
مي‌تونه ما رو از سرزمين‌تون بيرون کنه

21:26.462 --> 21:30.197
يه هدف کاملاً متفاوتي براش ابداع کرد

21:30.199 --> 21:31.498
چکار مي‌کنه؟

21:31.500 --> 21:38.472
زنگ 12ـم آتش جهنم رو آزاد مي‌کنه
و کل روستاتون رو مي‌سوزونه

21:38.474 --> 21:41.041
ازش هيچ حرفي نميزني

21:44.467 --> 21:47.941
بيخيال . برو سر اصل مطلب

21:47.944 --> 21:49.916
تو اين قصه تفنگ‌بازي کجاست؟

21:49.918 --> 21:51.885
چرا دفتر اينقدر مهمه؟

21:51.887 --> 21:54.621
هي ، گوش کن . اون نمي‌تونه ديده‌هاش رو
کنترل کنه «ديمن» . آروم باش

22:01.409 --> 22:04.431
اِنزو» ، ما تو رو احضار مي‌کنيم»

22:04.433 --> 22:07.501
کسي که عاشقته مي‌خواد باهات
ارتباط برقرار کنه

22:07.503 --> 22:11.198
اگه بين ما هستي
لطفاً علامتي نشون بده

22:12.494 --> 22:17.010
اِنزو» ، اگه اونجايي»
ما اينجاييم که بهت گوش بديم

22:27.523 --> 22:29.423
چکار مي‌کني؟

22:29.425 --> 22:31.242
تو حق داشتي

22:31.245 --> 22:35.329
اين غم نيست . اين يه چيز متفاوته

22:35.331 --> 22:37.798
من لحظه مرگ «اِنزو» رو ديدم

22:37.800 --> 22:39.533
دردش رو حس کردم

22:39.535 --> 22:42.636
نميدونم بدون جادو چطور ممکنه

22:42.638 --> 22:44.638
حتماً دري رو باز کردي

22:44.640 --> 22:46.206
به کجا؟

22:46.208 --> 22:48.442
به جايي که «اِنزو» هست

22:48.444 --> 22:50.377
يه جاي تاريک

22:50.379 --> 22:54.114
پر از رنج و پوچي

22:55.651 --> 22:57.251
منظورت جهنمه؟

22:57.253 --> 23:00.754
نميدونم ولي ما بايد اون
در رو ببنديم

23:00.756 --> 23:03.123
بايد دفنش کنيم

23:03.125 --> 23:05.993
اگه «اِنزو» اونجا باشه و ما دفنش کنيم
اونجا گير ميفته

23:05.995 --> 23:07.728
بايد راهي براي آزاد کردنش باشه

23:07.730 --> 23:08.962
نه

23:08.964 --> 23:12.433
هر تاريکي رو که لمس کني
اونم تو رو لمس مي‌کنه

23:16.930 --> 23:18.963
من تو رو اونجا ول نمي‌کنم

23:18.965 --> 23:21.065
يه راهي پيدا مي‌کنم

23:21.149 --> 23:22.149
«باني»

23:24.295 --> 23:25.770
«باني»

23:25.772 --> 23:27.939
کارن»؟»

23:32.312 --> 23:34.040
هي ، حالت خوب ميشه

23:34.043 --> 23:35.613
خدايا ، نه

23:35.615 --> 23:38.182
نه ، نه ، نه -
چيزي نيست . من اومدم کمکت کنم -

23:38.184 --> 23:40.051
از من دور شو -
چيزي نيست . من اينجام تا کمکت کنم -

23:40.053 --> 23:41.152
کرولاين» ، اون اينجاست»

23:43.423 --> 23:44.522
استفن»؟»

23:44.524 --> 23:46.257
نه ، نه ، نه . نجاتش بده

23:46.259 --> 23:47.258
نجاتش بده

23:47.260 --> 23:48.626
الان

23:51.064 --> 23:52.730
يالا . بايد بنوشي

23:52.732 --> 23:53.865
بنوش

23:55.034 --> 23:56.167
بفرماييد . خوبه

23:58.571 --> 23:59.804
حال‌ـت خوب ميشه

23:59.806 --> 24:00.972
فقط همينجا بمون

24:07.614 --> 24:09.447
خدايا

24:09.449 --> 24:10.915
دارو توي بدنته

24:12.185 --> 24:14.552
خون من فايده نداره
نمي‌تونم نجات‌ـت بدم

24:14.554 --> 24:16.754
نمي‌تونم نجات‌ـت بدم

24:20.359 --> 24:23.093
جادوگرها براي نواختن زنگوله دارن
جمع ميشن

24:26.198 --> 24:29.600
ايتِن» نمي‌تونه به «بي» هشدار بده»
چون «سايرن»ها مجبورش کردن

24:29.602 --> 24:31.001
بهش چيزي نگه

24:32.271 --> 24:34.138
اون زن چي مي‌خواد؟

24:34.140 --> 24:36.106
نمي‌تونم بگم

24:36.108 --> 24:38.776
ولي ما همه چيز رو به هم ميگيم

24:38.778 --> 24:42.079
ميدونم ولي نمي‌تونم بگم

24:42.081 --> 24:45.082
مي‌فهمم

24:52.783 --> 24:55.317
نمي‌تونم بگم

24:59.098 --> 25:02.733
يه پيام رمزي براش داره

25:02.735 --> 25:04.968
نمي‌تونه جلوي خودش رو بگيره

25:04.970 --> 25:08.105
سايرن»ها مجبورش کردن زنگوله رو بزنه»
و شهر رو نابود کنه

25:09.950 --> 25:12.417
"زنگوله خراب شده"

25:13.245 --> 25:16.513
"زنگ 12ـم آتش جهنم رو مياره"

25:17.349 --> 25:18.282
نه

25:18.284 --> 25:20.484
1

25:21.887 --> 25:24.321
2

25:25.124 --> 25:27.491
3

25:27.493 --> 25:29.093
زنگوله خراب شده

25:29.095 --> 25:30.661
همه‌مون رو نابود مي‌کنه

25:33.733 --> 25:35.365
بايد جلوش رو بگيريم

25:35.367 --> 25:38.767
متحد بشيد . با من بگيد

25:50.116 --> 25:51.648
دارن سعي مي‌کنن جلوش رو بگيرن

25:52.251 --> 25:53.584
12

26:00.159 --> 26:02.593
بايد بياريمش بيرون
بيشتر از اين نمي‌تونه

26:02.595 --> 26:03.660
«مت»؟ «مت»

26:03.662 --> 26:05.195
«مت»

26:05.197 --> 26:06.930
«مت» ، يالا . «مت»

26:06.932 --> 26:08.599
«مت» ، «مت»

26:08.601 --> 26:10.973
جادوگرها دارن سعي مي‌کنن
شعله‌ها رو مهار کنن

26:10.976 --> 26:12.035
و شهر رو نجات بدن

26:16.942 --> 26:18.275
دارن مي‌ميرن

26:18.277 --> 26:20.944
خودشون رو قرباني مي‌کنن
تا جلوي آتش رو بگيرن

26:22.081 --> 26:24.248
نه

26:24.250 --> 26:26.016
فکر کنم داره سکته مي‌کنه

26:26.018 --> 26:27.017
«يالا «مت

26:27.019 --> 26:29.286
هي ، خون من رو بهش بده

26:32.091 --> 26:34.124
انجامش بده

26:37.263 --> 26:38.295
نتيجه ميده؟

26:38.297 --> 26:40.731
اگه به‌موقع قلبش رو درست کنه

27:04.023 --> 27:07.224
«بي»

27:17.870 --> 27:19.303
«بيئِتريس»

27:19.305 --> 27:23.040
بيئِتريس» نقشه‌اي براي متوقف کردن»
سايرن»ها داره»

27:45.497 --> 27:47.764
تو انجامش دادي . اونا گير افتادن

27:47.766 --> 27:51.935
«تو هم همينطور آقاي «مکسوِل
تو زنگوله رو درست کردي

27:51.937 --> 27:56.387
و جادوگرها اون نفرين کردن
پس خون صدها نفر گردن توئه

27:56.390 --> 27:58.833
تو و «بيئِتريس» محکوميد به جهنم بريد

28:00.231 --> 28:03.154
يه راهي هست که باهاش بتوني از
آتش ابدي فرار کني

28:04.708 --> 28:09.887
اربابمون «کِيد» رو از جهنم آزاد کن
و بهش اجازه بده قدم روي زمين بذاره

28:09.889 --> 28:11.488
بعد بکش‌ـش

28:12.224 --> 28:13.724
نه

28:13.726 --> 28:16.660
نمي‌تونيم بذاريم شيطان قدم روي
زمين بذاره

28:16.662 --> 28:18.862
«ايتِن»

28:18.864 --> 28:22.900
اگه دوست‌ـت ما رو آزاد نکنه
پس تو بايد بکشيش

28:22.902 --> 28:24.201
نه

28:45.348 --> 28:48.091
اون رو توي اتاقي گير انداخته
که استخواناش رو پيدا کرديد

28:49.495 --> 28:50.560
«بي»

28:50.562 --> 28:52.195
بي» ، در رو باز کن»

28:52.197 --> 28:54.064
«نه «بي

28:54.066 --> 28:56.166
«من رو ول نکن «بي

28:56.168 --> 28:58.335
من رازشون رو ميدونم «بي» . اينجاست

28:58.337 --> 28:59.970
ميدونم چطور شيطان رو بکشم

28:59.972 --> 29:04.336
اونا بهم اجازه نميدن
بهت بگم چي کشف کردم

29:04.361 --> 29:06.076
نمي‌تونم بگم

29:06.078 --> 29:08.645
«بي»

29:08.647 --> 29:11.615
ميدونم چطوري مي‌تونيم شيطان رو بکشيم

29:11.617 --> 29:16.353
ولي نمي‌تونم بگم . مي‌فهمي؟

29:23.677 --> 29:26.711
به تنها شيوه‌اي که مي‌تونه
داره سعي مي‌کنه بهش بگه

29:34.478 --> 29:35.777
داخل دفتره

29:37.743 --> 29:38.942
کجاست؟

29:38.944 --> 29:40.777
ديمن» کجاست؟»

29:49.684 --> 29:53.894
باني» ، با من بمون»
لطفاً «باني» . نه

30:09.295 --> 30:11.062
«باني»

30:12.498 --> 30:15.232
«نه . «اِنزو

30:15.234 --> 30:17.635
«نه . «اِنزو -
«باني» -

30:19.338 --> 30:20.871
«باني»

30:20.873 --> 30:22.406
مجبور بودم

30:22.408 --> 30:24.575
مجبور بودم عزيزم

30:24.577 --> 30:26.377
مجبور بودم همه وجودش رو نابود کنم

30:26.379 --> 30:28.546
اين تنها راه شکستن ارتباط بود

30:28.548 --> 30:30.314
اون سعي داشت باهام ارتباط برقرار کنه

30:30.316 --> 30:31.782
«نه «باني

30:31.784 --> 30:33.884
اِنزو» اون در رو باز نکرد . تو کردي»

30:35.972 --> 30:39.523
من به عنوان مادر خيلي اوقات
تو رو نااميد کردم

30:39.525 --> 30:43.694
ولي نميذارم خودت رو نابود کني

30:43.696 --> 30:47.231
اون در تاريکي تنهاست

30:47.233 --> 30:49.834
و دلش نمي‌خواد تو رو با خودش
به اونجا بکشه

30:49.836 --> 30:53.537
خودتم ميدوني . اون عاشقت بود

30:55.548 --> 30:57.548
دلش نمي‌خواد زجر بکشي

30:59.212 --> 31:00.744
بايد رهاش کني

31:00.746 --> 31:04.048
باشه عزيزم؟ بايد رهاش کني

31:05.451 --> 31:07.569
بايد خدافظي کني

31:20.199 --> 31:21.665
کارن» کجاست؟»

31:21.667 --> 31:22.933
کجاست؟ -
حالش خوبه -

31:22.935 --> 31:25.469
مجبورش کردم کنار جاده
منتظر آمبولانس بشه

31:25.471 --> 31:28.005
اونا تو راهن . فقط با من بمون

31:28.007 --> 31:29.940
کرولاين» ، مهم نيست»

31:29.942 --> 31:32.643
امروز...فردا...ميدونم کجا ميرم و حقمه

31:32.645 --> 31:34.745
نه . باشه؟ -
چرا ، حقمه -

31:34.747 --> 31:36.080
تو زندگي اون زن رو نجات دادي

31:36.082 --> 31:37.734
مهم نيست . اون يه نفر بود

31:37.737 --> 31:39.216
تو تسليم نميشي

31:39.218 --> 31:41.585
تو بايد به مبارزه ادامه بدي
تو زنده مي‌موني

31:41.587 --> 31:45.055
تو زنده مي‌موني تا بتوني
کل قضيه رو درست کني

31:45.057 --> 31:46.690
«استفن»

31:47.994 --> 31:50.461
«استفن»

31:51.656 --> 31:53.823
خدايا

31:59.379 --> 32:00.804
خيلي نزديک بود

32:00.806 --> 32:02.573
قصه زندگي من همينه

32:08.624 --> 32:10.824
از کجا بدونم سر قولت مي‌موني؟

32:10.826 --> 32:13.126
تو نميدوني

32:19.168 --> 32:21.334
مرسي

32:24.506 --> 32:28.108
برادرت آزاده که به زندگي
انساني خودش ادامه بده

32:28.110 --> 32:30.911
اميدوارم از زمانش به خوبي استفاده کنه

32:30.913 --> 32:34.080
بين خودِ ما آدم بدها بمونه

32:34.082 --> 32:38.218
تا حالا کسي تونسته از
اين وضعيت خلاص بشه؟

32:40.889 --> 32:43.256
نمي‌خوام اميد بيهوده بهت بدم

33:07.777 --> 33:11.141
مامان ، خيلي خوشحالم حال‌ـت خوبه -
هي عزيزم -

33:20.457 --> 33:25.261
باشه . آنتي‌بيوتيک گرفتم
و ضد التهاب و مسکِن

33:25.264 --> 33:28.196
فکر کنم نميدوني به چيزي
آلرژي داري يا نه

33:28.198 --> 33:33.067
ببين ، ميدونم قضيه عروسي نبود

33:33.069 --> 33:34.502
منظورم اون نبود

33:34.504 --> 33:36.204
ميدونم

33:36.206 --> 33:40.308
فقط وقتي به اين فکر مي‌کنم که
الان زندگيمون قراره چه شکلي بشه

33:40.310 --> 33:42.710
نمي‌تونم چيزي ببينم

33:42.712 --> 33:46.347
10سال بعد ، 20 سال ، 50 سال

33:46.349 --> 33:53.288
اون‌موقع زندگي ما کاملاً باهم فرق داره
و نمي‌تونيم ناديده‌اش بگيريم

33:53.290 --> 33:59.093
ولي به اين معنا نيست که مجبوريم

33:59.095 --> 34:03.431
کلاً بيخيالش بشيم چون اين چيزي نيست
که ما مي‌خواستيم يا انتظارش رو داشتيم

34:06.603 --> 34:10.493
من فقط نميدونم چطوري اين مسئله
رو درستش کنيم

34:14.711 --> 34:17.212
منم نميدونم

34:21.361 --> 34:24.819
ولي ميدونم از کجا مي‌توني شروع کني

34:35.665 --> 34:38.666
چند وقته اينجا منتظري؟

34:38.668 --> 34:40.435
خيلي وقت نيست

34:40.437 --> 34:42.737
دروغگو -
واقعاً -

34:42.739 --> 34:44.906
من هيپنوتيزم شدم . تقريباً به‌خاطر
سکته قلبي مردم

34:44.908 --> 34:47.041
و تنها ابزار کشتن شيطان رو
از دست دادم

34:47.043 --> 34:53.147
بعد اومدم اينجا که بهت بگم
درباره «اِنزو» چقدر متأسفم

34:53.149 --> 34:55.683
بخش آخر از همه مهم‌ترـه

34:57.520 --> 35:01.320
ميدونم تأسف چيزي رو عوض نمي‌کنه
يا اون رو برنميگردونه

35:01.323 --> 35:04.367
باور کن ميدونم چطوريه که
درگير يکي از اين قضايا باشي

35:04.369 --> 35:05.960
هيچي نمي‌تونم بگم يا کاري نمي‌تونم بکنم

35:05.962 --> 35:07.629
فکر نمي‌کنم بتونم اين‌کار رو کنم

35:07.631 --> 35:09.163
من برعکس تو فکر مي‌کنم

35:09.165 --> 35:13.368
تو يکي از قوي‌ترين کسايي هستي
که مي‌شناسم

35:13.370 --> 35:16.638
فکر کنم ميدونم اين
قدرت رو از کجا گرفتي

35:16.640 --> 35:18.072
داستانش طولانيه

35:18.074 --> 35:20.174
هر وقت حالش رو داشتي بهت ميگم

35:20.176 --> 35:23.878
معلوم شد خانواده‌هامون به خيلي
قبل‌تر برميگردن

35:23.880 --> 35:27.749
من هيچ‌وقت از اين موضوع قدرداني نکردم
که شما جادوگرهاي «بنِت» چقدر سرسخت هستيد

35:27.751 --> 35:30.985
خيلي بد شد که ديگه جادويي ندارم

35:30.987 --> 35:34.122
اگه داشتم هيچ‌کدوم از اينا رخ نميداد

35:34.124 --> 35:37.325
و مي‌تونستم «اِنزو» رو نجات بدم

35:43.867 --> 35:48.903
سعي کن با اين حقيقت به آرامش برسي
که «اِنزو» عاشقت بود

35:48.905 --> 35:52.106
و هميشه با تو خواهد بود

35:59.045 --> 36:02.150
اگه بهم نياز داشتي زنگ بزن

36:02.152 --> 36:03.851
ممنون

36:28.345 --> 36:31.512
چه حسي داره که کاملاً فاني شدي؟

36:31.514 --> 36:34.549
درد داره

36:35.785 --> 36:37.285
قطعاً درد داره

36:37.288 --> 36:40.955
شنيدم 3تا کيسه گنده
خون بهت زدن

36:40.957 --> 36:42.806
کاش يه‌کم از خون‌ها رو واسه من
نگه ميداشتي

36:44.294 --> 36:46.928
...خوبه که بامزه نبود وگرنه من

36:46.930 --> 36:49.464
بخيه‌هام جر مي‌خورد

36:49.466 --> 36:50.798
خب ، چطوره بشيني

36:50.800 --> 36:52.555
من برات يه نوشيدني مسکِن
و صميمي ريختم

36:52.558 --> 36:53.835
و پيش‌ـت ميشينم

36:53.837 --> 36:56.738
و يادت ميندازم هميشه چقدر
دلت مي‌خواست انسان باشي

36:56.740 --> 36:58.906
من بايد برم

36:58.908 --> 37:02.009
فقط اومدم خونه تا لباس عوض کنم
«تا برم خونه «باني

37:02.011 --> 37:06.914
اين ساعت آخر رو داشتم سعي مي‌کردم
بفهمم چي بهش بگم

37:06.916 --> 37:08.683
به چه نتيجه‌اي رسيدي؟

37:10.453 --> 37:12.253
هيچي

37:12.255 --> 37:15.121
هيچ حرفي براي گفتن ندارم

37:15.124 --> 37:17.124
اگه نتونم راهي براي بخشيدن خودم
پيدا کنم

37:17.127 --> 37:18.895
نمي‌تونم از اون توقع بخشش
داشته باشم

37:18.898 --> 37:21.832
خب ، سوپرايز ميشي

37:21.834 --> 37:24.001
باني» از من يا تو خيلي بهتره»

37:24.003 --> 37:27.304
نميگم زمان نمي‌بره

37:27.306 --> 37:29.773
تا وقتي حرفت رو نزني زمان شروع
به گذشتن نمي‌کنه

37:32.578 --> 37:35.812
خب ، مهم نيست چطور پيش بره

37:35.814 --> 37:40.584
فقط مي‌خواستم تشکر کنم
که زندگيم رو نجات دادي

37:42.021 --> 37:43.754
...نه . اون

37:43.756 --> 37:46.890
کار بزرگي نکردم

37:46.892 --> 37:49.159
اين‌کار رو مي‌کنم چون سه‌شنبه است

37:49.161 --> 37:52.362
بازم اين شانس رو بهم ميده تا

37:52.364 --> 37:54.198
تمام خساراتي که به بار آوردم
رو تلافي کنم

37:54.200 --> 37:55.566
آره

37:55.568 --> 37:58.702
منم يه سري چيزها رو بايد جبران کنم

38:02.205 --> 38:05.473
فکر مي‌کني ما شانسي داريم؟

38:07.767 --> 38:09.600
براي رستگاري؟

38:15.833 --> 38:17.900
قطعاً

38:21.227 --> 38:22.759
برو به کارِت برس

38:37.175 --> 38:38.308
«هي «دوريان

38:38.310 --> 38:41.344
خب ، من خيلي متأسفم
امروز اينجا ديوانه‌بازي شد

38:41.346 --> 38:43.430
واسه چي به کمکم نياز داشتي؟

38:48.386 --> 38:50.854
ميدوني چيه؟ مي‌تونم تا فردا صبر کنم

38:50.856 --> 38:54.057
انگار با مسائل بزرگتري روبرو هستي

39:02.476 --> 39:06.278
ميدوني چکار کردي؟

39:06.281 --> 39:08.671
آره

39:08.673 --> 39:11.274
«من برادرم رو نجات دادم «ريک

39:11.276 --> 39:12.642
عذرخواهي نمي‌کنم

39:12.644 --> 39:15.378
اون انسانه

39:15.380 --> 39:17.614
و اگه شانس بيارم حدود 80 سال وقت دارم

39:17.616 --> 39:20.617
تا با اين حقيقت کنار بيام
که اون يه روزي مي‌ميره

39:20.619 --> 39:23.386
من فقط مي‌تونستم مطمئن بشم
که اون روز امروز نباشه

39:23.388 --> 39:26.156
چرا فقط وقتي به فقدان و غم اهميت ميدي
که پاي خودت درميون باشه؟

39:26.158 --> 39:29.793
«چون با من تکرار کن «ريک
من خودخواهم

39:29.795 --> 39:35.031
تو اصلاً نميدوني اون
دفتر چقدر مهم بود

39:35.033 --> 39:36.566
من يه شانسي به خودم ميدم و ميگم

39:36.568 --> 39:39.070
که يه دستورالعمل دستي براي
کشتن «کِيد» بود

39:39.073 --> 39:41.971
پس ميدونستي؟ ولي بازم اون رو بهش دادي

39:41.973 --> 39:44.808
آره چون ميدونم چطور تموم ميشه

39:46.511 --> 39:47.911
يالا

39:47.913 --> 39:49.413
چشم‌بند و هدفون‌ـت رو بردار

40:13.000 --> 40:17.000
قطعاً «سيبل» دوست داشته
صداي حرف زدن خودش رو بشنوه

40:17.475 --> 40:24.347
ولي در بين تمام وراجي‌هاش گفت که
يه بيمه‌نامه عليه «کِيد» داره

40:25.849 --> 40:27.654
شرط مي‌بندم اين رو مي‌گفت

40:30.555 --> 40:33.456
آره؟ چقدر مطمئني؟

40:33.458 --> 40:35.358
60در مقابل 40

40:35.360 --> 40:40.129
«ولي يادگاري از آفرينش «کِيد
ابزاري براي نابود کردنشه؟

40:40.131 --> 40:42.565
حالا اين به‌نظر يه ريتم قطعي داره

40:45.337 --> 40:49.005
قبول کن کارم خيلي خوب بود

40:52.410 --> 40:56.980
حالا بايد يه بطري «بوربن» برداري
يه جايي همينجاها انبارش کني

40:56.982 --> 40:58.906
من ميگم برش‌داريم

40:58.909 --> 41:00.812
چندتا عذرخواهي مسخره از هم بکنيم

41:00.815 --> 41:04.053
به‌خاطر همه کارهاي مزخرفي
که با همديگه کرديم

41:04.055 --> 41:06.689
و نقشه بکشيم شيطان رو بکشيم

41:08.026 --> 41:10.293
آره . ببخشيد که مزاحم شدم

41:11.814 --> 41:15.549
ولي اگه بگم من ايده بهتري دارم چي؟

41:20.200 --> 41:35.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
