WEBVTT

00:02.160 --> 00:03.750
پیش از این در
"The Vampire Diaries"

00:03.775 --> 00:04.640
تو پسرت رو ول کردی

00:04.642 --> 00:07.439
خانواده‌ـت رو ترک کردی -
من شرمنده بودم -

00:07.441 --> 00:08.473
باید میرفتم

00:08.475 --> 00:10.775
قشنگه

00:10.777 --> 00:12.744
گردنبندم

00:12.746 --> 00:15.657
فکر کردم دیگه دوباره نمی‌بینمش . ممنون

00:18.485 --> 00:21.619
آزادی‌ـت رو در ازای این 2تا دختر می‌خوای

00:21.621 --> 00:23.388
من انجامش میدم
فقط بذار دخترها برن

00:23.390 --> 00:25.390
می‌تونم درنده‌ای بشم که تو می‌خوای

00:25.392 --> 00:28.159
انسانیت‌ـت رو خاموش می‌کنی؟ -
آره . برای مدت کوتاهی -

00:28.161 --> 00:31.129
من تخمین میزنم که بعد از 1 سال با من
دیگه دلت نمی‌خواد که بری

00:31.131 --> 00:33.198
وقتی تموم شد باید بذاری من
و برادرم بریم

00:33.200 --> 00:36.601
من یه معامله کردم . 1 سال بهش
خدمت می‌کنم و بعد تمومه

00:36.603 --> 00:38.369
می‌خوای چکار کنی؟

00:38.371 --> 00:42.340
می‌خوای بری زیر کاپوت و اون
«کلید انسانیت‌ـت رو بزنی «استفن

00:42.342 --> 00:44.909
خیلی درد نداره

00:54.888 --> 01:00.825
سلام ، من «دیمن» هستم
و مشکلات خشم دارم

01:00.827 --> 01:02.327
«سلام «دیمن

01:01.800 --> 04:04.800
"The Vampire Diaries"
فصل 8
قسمت 8 : ما باهم گذشته‌ای داریم

01:02.329 --> 01:05.530
چطوره بهمون بگی که چرا
امروز به این جلسه اومدی؟

01:05.532 --> 01:07.599
خب ، من برادرم رو وارد این‌کار کردم

01:07.601 --> 01:09.200
در واقع من خودم این‌کار رو خواستم

01:09.202 --> 01:11.636
آره . به واسطه من

01:11.638 --> 01:14.773
«به‌هرحال رئیس ما به «استفن
دستورات جدیدی داد

01:14.775 --> 01:16.641
و حالا ما قراره مردم رو وادار کنیم

01:16.643 --> 01:19.611
انتخاب‌های شیطانی انجام بدن و بعدش ما

01:19.613 --> 01:21.813
اونا رو می‌کشیم و ارواح‌شون
رو پیش شیطان می‌فرستیم

01:21.815 --> 01:23.915
فکر کردم ما قراره

01:23.917 --> 01:27.152
یه توافق مخفی انجام بدیم -
اونا همه مجبورن -

01:27.154 --> 01:29.521
شفافیت نسبت به ذکاوت ارجحیت داره
من همیشه این رو میگم

01:29.523 --> 01:32.457
عملاً هیچ‌وقت قبلاً این رو نگفتی

01:32.459 --> 01:34.893
به‌هرحال از وقتی این کار جدید رو گرفته

01:34.895 --> 01:37.395
سختگیر بوده . مغرور بوده -
باشه -

01:37.397 --> 01:40.398
اون فقط حسودی می‌کنه چون من بهتر
از اون بلدم مشتری‌های جدید پیدا کنم

01:40.400 --> 01:42.634
مثلاً به نظر تو بدترین آدم این اتاق کیه؟

01:42.636 --> 01:44.903
مگ» یا «الیزابت»؟»

01:44.905 --> 01:48.973
هر دوـی شما چیزهای خیلی وحشتناکی گفتید
مطمئنم که اگه فرصت مناسب رو داشته باشن

01:48.975 --> 01:50.809
یکی‌شون یه تصمیم شیطانی می‌گیره

01:50.811 --> 01:53.244
اونا سیب‌زمینی‌های کوچولو هستن
من حتی فکر نمی‌کنم به درد بخورن

01:53.246 --> 01:55.046
الیزابت» ، ساکت»

01:55.048 --> 01:57.382
«تو هم همینطور «مگ -
تو چی؟ -

01:57.384 --> 01:59.284
اگه مجبور بودی یکی رو
برای مردن انتخاب کنی

01:59.286 --> 02:00.939
کی رو انتخاب می‌کنی؟
مگ» یا «الیزابت»؟»

02:00.964 --> 02:04.689
وایسا . همونجا وایسا -
اگه باید بین تو و «مگ» انتخاب می‌کردیم؟ -

02:04.691 --> 02:06.090
می‌خواستی «مگ» بمیره؟

02:08.461 --> 02:11.462
صادقانه جواب بده

02:12.399 --> 02:14.199
آره

02:15.368 --> 02:18.570
می‌خواستم اون بمیره
به جای من

02:21.875 --> 02:27.412
اگه هر دو «مگ» و «الیزابت» مجبور بودن
بمیرن تا تو زنده بمونی چی؟

02:28.849 --> 02:31.282
پس می‌خواستم هر دو بمیرن

02:31.284 --> 02:33.885
اگه ما کلک همه رو بکَنیم چی؟

02:33.887 --> 02:36.754
بین خودت و این آدما انتخاب کن

02:36.756 --> 02:38.890
من می‌خوام زنده بمونم

02:40.060 --> 02:42.827
به هیچ‌کدوم اینا اهمیت نمیدم

02:49.102 --> 02:51.769
فکر کنم به قدر کافی شنیدم

02:51.771 --> 02:55.073
آره . منم همینطور

03:08.388 --> 03:12.891
فکر کردم قراره فقط بدترینِ بدترین
رو به «کِید» بدیم مثل این یارو

03:12.893 --> 03:14.259
کِید» می‌تونه اون رو داشته باشه»

03:14.261 --> 03:15.627
اینا مال من‌ـن

03:16.930 --> 03:19.297
چکار می‌کنی؟ مراقبت می‌کنی؟

03:19.299 --> 03:21.032
«بهش میگن خودکنترلی «دیمن

03:21.034 --> 03:23.735
خون نریختن برابره با فقدان وسوسه

03:23.737 --> 03:25.303
این‌بار درست انجامش میدم

03:25.305 --> 03:27.772
سرهاشون سالم می‌مونن

03:27.774 --> 03:29.607
چه مرز خوبی

03:29.609 --> 03:31.843
یا پوست خوب گردن -
میدونی -

03:31.845 --> 03:35.179
اینکه به من باور نداری واقعاً
کم‌کم داره میره روی اعصابم

03:35.181 --> 03:36.948
فقط دارم میگم تو توی سابقه‌ـت
درنده بودی

03:36.950 --> 03:40.285
مطمئنی می‌خوای آبی رو بخوری
که به خون آغشته‌ست؟

03:40.287 --> 03:41.653
واسه همین بهش میگن سابقه

03:41.655 --> 03:43.755
دیگه تکرار نمیشه

03:43.757 --> 03:45.957
من کاملاً خوبم

03:54.567 --> 03:57.168
آره . معلومه

03:57.500 --> 04:00.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

04:04.833 --> 04:05.680
الینا»ـی عزیزم»

04:05.705 --> 04:07.149
ببخشید که یه مدت شده

04:07.174 --> 04:08.841
دقیقاً 3 هفته

04:08.866 --> 04:10.745
تا الان احتمالاً «بانی» کلی

04:10.770 --> 04:13.528
صفحه رو درباره این پر کرده
که پاریس چقدر فوق‌العاده‌ست

04:13.553 --> 04:15.720
و «ریک» هم قول داد برات بنویسه

04:15.722 --> 04:19.590
درحالی‌که به خودش اجبار کرده
از بچه‌هامون مراقبت کنه

04:19.592 --> 04:22.226
فقط من موندم که دارم به
پروژه‌های کاریم میرسم

04:22.228 --> 04:24.329
و سعی دارم به گذشته فکر نکنم

04:24.331 --> 04:28.474
که کنایه‌آمیزـه چون امروز
رئیسم من رو به یه جایی فرستاد

04:29.669 --> 04:31.569
«راستی دبیرستان «میستیک‌فالز

04:31.571 --> 04:34.539
دقیقاً مثل وقتیه که تو
آخرین‌بار دیدیش

04:34.541 --> 04:37.742
مطمئنم متوجه شدی که توی
این نوشته یه نفر نبود

04:37.744 --> 04:39.811
استفن» الان با «دیمن»ـه»

04:39.813 --> 04:43.481
نمیدونم کجاست یا چکار می‌کنه
ولی میدونم وضعش خوب نیست

04:43.483 --> 04:48.586
پس هر کاری بتونم می‌کنم تا
در عوض به چیزهای دیگه فکر کنم

04:48.588 --> 04:52.123
همونطور که گفتم
کار همیشه هست

04:52.125 --> 04:54.859
آره . من مثل یه روزنامه‌نگار ارتشی هستم

04:54.861 --> 04:56.561
اما در کلاس تاریخ

04:56.563 --> 04:57.595
خبرها کم شدن؟

04:57.597 --> 05:00.264
آره . مدرسه داره یه کار تولیدی
بزرگ برای روز مؤسسان می‌کنه

05:00.266 --> 05:03.134
اونا به‌طور ویژه برای گزارش
فارغ‌التحصیلی از من درخواست کردن

05:03.136 --> 05:06.170
ولی زنگ زدم ببینیم
برای ناهار چکار می‌کردی؟

05:06.172 --> 05:08.706
میدونی؟ می‌تونم تو کافه
برای تو یه صندلی نگه دارم

05:08.708 --> 05:09.974
بعداً

05:09.976 --> 05:11.776
من تو راهم . دارم میرم به اسلحه‌خانه

05:11.778 --> 05:14.946
تا جعبه «سِینت جان» رو تحویل بدم
که از «تایلر» موند

05:14.948 --> 05:17.081
فقط دارم به «ریک» یه لطفی می‌کنم

05:17.083 --> 05:19.517
خوبی؟

05:19.519 --> 05:22.320
من خوبم

05:22.322 --> 05:24.489
میدونی ، این وضعیت موقتیه

05:24.491 --> 05:27.925
همه اینا موقتیه

05:27.927 --> 05:30.128
بذار بهت بگم

05:30.130 --> 05:32.096
اگه یواشکی وارد دفتر مربی «لایمن» بشی

05:32.098 --> 05:34.065
و یه چیز خیلی بی‌ادبی درباره
استراتژی‌های ورزشی‌ـش بنویسی

05:34.067 --> 05:37.035
امشب تو «گریل» به حساب من بهت
نوشیدنی میدم

05:37.037 --> 05:39.437
"یه چیز بی‌ادبی"
یعنی یه چیز بی‌تربیتی

05:39.439 --> 05:42.640
یا یه چیز واقعاً چندش‌آور؟

05:42.642 --> 05:44.876
خودت انتخاب کن -
قبوله -

05:47.280 --> 05:48.546
دلم برای اون صدا تنگ نمیشه

05:48.548 --> 05:49.747
آره . منم همینطور

05:49.749 --> 05:51.449
کارِت مبارک

05:51.451 --> 05:53.451
مرسی . بعداً باهات حرف میزنم

05:56.256 --> 05:58.756
کسی اینجاست؟

05:58.758 --> 06:01.192
سلام؟

06:01.194 --> 06:04.228
تو باید «مت» باشی
من «دوریان» هستم

06:04.230 --> 06:05.763
آره . «ریک» گفت وقتی
اون دنبال مطالعه‌ست

06:05.765 --> 06:07.465
تو مسئول اینجایی

06:07.467 --> 06:10.902
منظورت وقتیه که داره بچه‌هاش
رو از دست «سایرن»‌ها مخفی می‌کنه

06:12.572 --> 06:14.372
بهم گفت واقعاً چه بلایی
سر «جورجی» اومد

06:14.374 --> 06:16.407
گفت می‌خواست به منم هشدار بده

06:16.409 --> 06:19.677
که اگه بمونم در مقابل
کی باید مبارزه کنم

06:19.679 --> 06:21.779
به حلقه اعتماد خوش اومدی

06:23.650 --> 06:26.184
سلین» دوستم رو کشت»

06:26.186 --> 06:28.553
یعنی می‌خوام بدونم چطوری
انتقام بگیرم

06:28.555 --> 06:31.355
از اونجا که فعلاً تنها سلاح ما
داره تو پاریس سفر می‌کنه

06:31.357 --> 06:32.723
منظورت چنگال میزان‌سازی‌ـه؟ -
در واقع -

06:32.725 --> 06:34.525
«اسمش هست : خدمه «آرکِیدیوس

06:34.527 --> 06:36.027
دشمنای «کِید» اون رو در آتش ساختن

06:36.029 --> 06:37.228
و «کِید» رو می‌کشه -
اگه تو میگی همینطوره -

06:37.230 --> 06:38.229
من این رو نمیگم

06:38.231 --> 06:39.797
هاروی» میگه . تو دفترشه»

06:39.799 --> 06:41.232
تو ماشین «جورجی» بود

06:41.234 --> 06:44.368
«انگار رفیق مرده‌مون «هاروی
در سال 1790 با «سایرن»ها دوست بوده

06:44.370 --> 06:45.603
اونا بهش کلک زدن تا وارد
تونل‌های اسلحه‌خانه بشه

06:45.605 --> 06:46.938
و اونجا از گرسنگی مرد

06:46.940 --> 06:48.506
چند ماه پیش استخوان‌هاش رو پیدا کردیم

06:48.508 --> 06:50.441
دیروز نتایج دی‌ان‌اِی اومد

06:51.678 --> 06:53.511
عالیه -
آره . معلوم شد -

06:53.513 --> 06:55.880
اون با خانواده‌ای از
میستیک‌فالز» مرتبط بوده»

06:55.882 --> 06:57.949
و از طریق جادویی به نام اینترنت

06:57.951 --> 06:59.851
من دنبال یه نسل زنده ازش گشتم

06:59.853 --> 07:02.253
اون اینجاست تا بقایای «هاروی» رو بگیره
«هی آقای «مکسوِل

07:02.255 --> 07:04.021
اون فرم‌ها رو امضا کردید؟

07:08.061 --> 07:11.129
شما 2تا همدیگه رو می‌شناسید؟

07:15.568 --> 07:17.935
و بالاتر از همه کارهایی که کرد
حتی داوطلب شد تا

07:17.937 --> 07:20.171
به سازماندهی مراسم
بانوی میستیک‌فالز» بپردازه»

07:20.173 --> 07:22.594
معلمتون قطعاً خیلی کارها داره

07:22.619 --> 07:24.876
آره ولی من تو پروژه‌ها کمکش می‌کنم
همه این‌کار رو می‌کنیم

07:24.878 --> 07:26.043
همه عاشقش هستن

07:26.045 --> 07:27.812
همگی صبحتون بخیر

07:27.814 --> 07:29.647
«صبح‌بخیر خانم «سیبل

07:30.750 --> 07:32.250
تو اینجا چکار می‌کنی؟

07:33.786 --> 07:36.654
خب ، دیروز ما جنگ انقلابی رو تموم کردیم

07:36.656 --> 07:38.489
پس امروز میریم سراغ وقایع سال 1800

07:38.491 --> 07:40.324
نه . یعنی چرا خودت رو به شکل

07:40.326 --> 07:43.327
یه معلم تاریخ درآوردی؟ -
خودم رو به این شکل درنیاوردم -

07:43.329 --> 07:45.263
من کلی تکلیف میدم و امتحانای
یهویی می‌گیرم . درسته؟

07:45.265 --> 07:48.099
شما بهترین معلم این مدرسه‌اید

07:48.101 --> 07:50.368
داری ذهن این بچه‌ها رو
کنترل می‌کنی؟

07:50.370 --> 07:52.470
من وادارشون کردم عاشق تاریخ باشن
این جرم‌ـه؟

07:52.472 --> 07:54.939
قبل اینکه بخوای بهم حمله کنی

07:54.941 --> 07:57.175
یا به پلیس زنگ بزنی
یا از کسی درخواست کمک کنی

07:57.177 --> 07:59.310
فقط بدون اگه این‌کار رو کنی
هیچ‌کدوم از این بچه‌ها

07:59.312 --> 08:01.879
به کلاس بعدیشون نخواهند رسید

08:03.016 --> 08:05.750
میشه بریم سراغ قسمتی که
تو میگی چی می‌خوای؟

08:05.775 --> 08:07.952
حتماً . اگه بریم سراغ قسمتی که
تو اعتراف کنی

08:07.954 --> 08:09.820
که ترجیح میدادی هر کاری کنی به جز

08:09.822 --> 08:12.190
اینکه به این فکر کنی که
الان «استفن» داره چکار می‌کنه

08:12.192 --> 08:14.926
درحالی‌که احساساتش خاموشه
داره کی رو می‌کشه

08:14.928 --> 08:18.496
و در جواب این سوالت
می‌خوام بهت تاریخ یاد بدم

08:18.498 --> 08:21.832
آخه چرا باید به رئیس‌ـت بگم
تو رو برای کار به اینجا بفرسته؟

08:21.834 --> 08:24.769
کار اخبار از طرف تو بود

08:24.771 --> 08:27.004
خودم همین الان این رو گفتم

08:27.006 --> 08:29.140
تو حتماً دانش‌آموز خیلی خوبی نبودی

08:29.142 --> 08:30.841
ما می‌خوایم سعی کنیم درستش کنیم

08:30.843 --> 08:33.477
بچه‌ها ، لطفاً به فصل 3 برید

08:33.479 --> 08:34.845
« قبل از جنگ ویرجینیا »

08:34.847 --> 08:38.616
خانم «فوربز»؟ می‌تونی بشینی

08:45.992 --> 08:47.091
اون چی؟

08:47.093 --> 08:48.859
اونجا -
اون خانم ثروتمند؟ -

08:50.111 --> 08:51.796
نه . اگه فقط به‌خاطر این
مردم رو پیش «کِید» بفرستیم

08:51.798 --> 08:54.632
که بد انعام میدن دیگه تو
جهنم جایی باقی نمی‌مونه

08:54.634 --> 08:56.467
باشه . خیلی‌خب پس
بریم سراغ پیشخدمت

08:56.469 --> 08:58.636
از الانم به‌نظر عصبانی میاد -
تازه کار خشم رو ساختیم -

08:58.638 --> 09:01.305
تازه با توجه به جمعیت کاندیدایی
که اینجا داریم

09:01.307 --> 09:04.875
احتمالاً اون تنها کسیه که
از الانم شیطان رو ستایش می‌کنه

09:04.877 --> 09:06.544
«اون چالش بزرگی نیست «استفن

09:06.546 --> 09:08.079
تو چالش می‌خوای؟

09:08.081 --> 09:09.880
آره

09:11.084 --> 09:13.050
بریم سراغ اون زنه اونجا

09:13.052 --> 09:15.319
پیرزنه؟ که همه چیز رو همه‌جا میریزه؟

09:15.321 --> 09:17.655
چکار می‌کنی؟ از سر رحم می‌کشیشون؟ -
نه -

09:17.657 --> 09:19.490
دکتری که کمکش می‌کنه

09:33.740 --> 09:37.208
خب ، از کجا میدونی اون دکتره
و خدمتکار بیمارستان نیست؟

09:37.210 --> 09:39.410
ناخن‌های مانیکور شده یعنی اون

09:39.412 --> 09:41.579
با دستاش کار نمی‌کنه . پِیجِر پزشکی
یعنی در حال انجام وظیفه‌ست

09:41.581 --> 09:43.981
تازه تو 20 سالگیشه و دکتره؟

09:43.983 --> 09:45.750
حتماً زود فارغ‌التحصیل شده

09:45.752 --> 09:47.618
واقعاً خودش رو درگیر کارش کرده

09:47.620 --> 09:49.787
نظرت چیه «دیمن»؟ -
«نمیدونم «استفن -

09:49.789 --> 09:52.056
شاید برادری داشته که
خیلی خسته‌ـش کرده

09:52.058 --> 09:54.859
یا شایدم درگیر یه مسئله تاریکه

09:54.861 --> 09:57.561
یه‌جور درد در گذشته‌ـش

09:57.563 --> 10:00.031
همه که مثل تو کوله‌باری
از وحشت و بیم ندارن

10:00.033 --> 10:02.500
شاید درگیر یه مسئله خوبه

10:02.502 --> 10:04.600
«انگار داری باهام شرط بندی می‌کنی «دیمن

10:04.625 --> 10:07.505
واقعاً؟ به نظر من که
انگار دارم برنده میشم

10:07.507 --> 10:08.506
...خب

10:08.508 --> 10:11.042
فقط یه راه برای فهمیدنش هست . درسته؟

10:16.516 --> 10:18.616
خدای من ، اینجا دکتری هست؟

10:29.759 --> 10:31.592
شاه‌پسند؟ بیخیال

10:31.594 --> 10:35.496
بهم اعتماد نداری که همراه باهات نقش
بازی کنم تا یه دکتر خوب رو تباه کنی؟

10:35.498 --> 10:38.432
خب ، من باید بستری شدنت در بیمارستان رو
با یه‌کم ضعف واقعی همراه می‌کردم . درسته؟

10:38.434 --> 10:40.634
یه‌کم تو اینترنت گشتم

10:40.636 --> 10:42.903
«پس معلوم شد مامان و بابای «تارا

10:42.905 --> 10:45.205
هر دو 10 سال پیش در
تصادف ماشین کشته شدن

10:45.207 --> 10:46.540
طرف بهشون زد و در رفت

10:46.542 --> 10:47.975
هرگز نتونستن راننده رو پیدا کنن

10:47.977 --> 10:50.778
بهت گفتم درگیر یه مسئله تاریکه

10:50.780 --> 10:53.814
«من فقط غم رو شنیدم «استفن

10:53.816 --> 10:55.749
چیز تاریکی نشنیدم

10:55.751 --> 10:58.986
شاید حواس عنکبوتی‌ـت درباره اون
اشتباه می‌کنه رفیق

10:58.988 --> 11:01.689
حواس عنکبوتی من خیلی هم خوبه . ممنون

11:01.691 --> 11:02.890
این رو گوش کن

11:02.892 --> 11:07.961
هر دو والدینش اعضاشون رو اهدا کردن
و فوت‌شون جون افراد دیگه رو نجات داد

11:07.963 --> 11:09.430
واسه همین به پزشکی علاقه‌مند شد

11:09.432 --> 11:11.065
جدی؟ -
حتی داوطلب شد -

11:11.067 --> 11:12.833
در یه گروه حمایتی پیوند اعضا باشه

11:12.835 --> 11:15.069
اگه از من بپرسی یه‌کم وحشتناکه

11:17.239 --> 11:19.173
...اگرچه در واقع

11:20.443 --> 11:22.743
عالیه

11:24.480 --> 11:27.247
باورم نمیشه «ریک» موافقت کرد
که بذاره اون بره

11:27.249 --> 11:28.215
و شماها از کریسمس

11:28.217 --> 11:29.616
اون رو ندیدید؟ -
نه -

11:29.618 --> 11:31.118
آره . من بیرون از شهر بودم

11:31.120 --> 11:32.853
تخصصص‌ـش همینه

11:32.855 --> 11:34.855
اینم یه وسیله دیگه که
می‌تونه کمک کنه

11:34.857 --> 11:37.491
آقای «مکسوِل» اسکلتی حدود سال 1790
آهنگر بوده

11:37.493 --> 11:39.059
تو دفترش اون طرح چیزی رو کشیده

11:39.061 --> 11:40.627
که قبل مرگش درستش کرده

11:40.629 --> 11:42.029
«حالا طبق گفته‌های «دالتون سِینت جان

11:42.031 --> 11:44.698
مکسوِل»‌هایی که زنده موندن»
از اون وسیله‌هایی ساختن

11:46.595 --> 11:47.935
به نظرت آشناست؟

11:49.205 --> 11:50.604
نه . واقعاً نه

11:50.606 --> 11:54.737
ولی شاید داخل جعبه انباری خانوادگی بوده
که «دیمن» دنبالش اومده بود

11:54.762 --> 11:57.211
آره . در عین حال باقی
«نوشته‌هالی «دالتون

11:57.213 --> 11:58.712
از سال 1883 درباره «سلین» بودن

11:58.714 --> 12:00.080
" آنچه «سلین» می‌خواهد "

12:00.082 --> 12:03.517
اون دقیقاً اندازه‌هایی رو لیست کرده
از گردن ، شانه ، لب ، زبان

12:03.519 --> 12:04.785
آره . به نظر من شیفته اون بوده

12:04.787 --> 12:06.317
حتی اندازه‌ـش رو برای یه تاج گرفته

12:07.337 --> 12:08.536
وایسا

12:08.561 --> 12:10.327
بذار اون لیست رو ببینم

12:12.556 --> 12:15.290
اینا همه بخشی از یه زنگوله هستن

12:16.132 --> 12:17.531
گردن ، شانه ، لب ، تاج

12:17.533 --> 12:18.966
اینا اصطلاحات جوش‌کاری هستن

12:18.968 --> 12:20.434
اندازه‌گیری‌ها معنی میدن

12:20.436 --> 12:22.035
جدی؟ -
آره -

12:22.037 --> 12:24.738
قبلاً «مکسوِل»‌ها شغل‌شون
ساختن زنگوله کلیسا بوده

12:24.740 --> 12:27.374
کار خانوادگی ما در آهنگری
اینجوری شروع شد

12:27.376 --> 12:29.243
باحاله -
آره -

12:29.245 --> 12:31.512
واقعاً درکی از کلمه "باحال" نداری

12:41.069 --> 12:43.657
خب ، هنوز چیزی رو تشخیص ندادیم

12:43.659 --> 12:46.160
نمونه خون‌ـش کاملاً عادی بود

12:47.663 --> 12:50.330
خب ، فکر کنم همیشه میدونستم
چنین چیزی رخ میده

12:50.332 --> 12:51.965
چرا این رو میگی؟

12:51.967 --> 12:53.567
این سرنوشته

12:53.569 --> 12:56.170
اون در زندگیش کلی انتخاب‌های
تاریک داشته

12:56.172 --> 12:58.972
به آدمای زیادی آسیب زده

12:58.974 --> 13:01.508
فکر می‌کنم نباید اینا رو به من بگی

13:01.510 --> 13:03.043
میدونی ، نمی‌تونم جلوی خودم
رو بگیرم و فکر می‌کنم

13:03.045 --> 13:05.352
شاید همه اینا به یه دلیلی رخ میدن

13:05.377 --> 13:07.247
من امروز به یه ویسایت
اهدای عضو رفته بودم

13:07.249 --> 13:09.383
و لیستی از همه کسایی دیدم
این آدمای واقعاً

13:09.385 --> 13:11.985
مستحق که تو صف منتظر
یه پیوند عضو هستن

13:11.987 --> 13:14.321
و برادرت یه اهداکننده عضوـه

13:14.323 --> 13:16.290
آره . اون رو توی فرمش دیدم

13:16.292 --> 13:18.192
ببین ، فکر و گمان فایده‌ای نداره

13:18.194 --> 13:19.193
چرا که نه؟

13:19.195 --> 13:20.627
یعنی من یه دختری رو دیدم

13:20.629 --> 13:22.496
اون در صدر اون لیست قرار داره

13:22.498 --> 13:23.664
اسمش «کسی فَولر»ـه

13:23.666 --> 13:24.665
آره . می‌شناسمش

13:24.667 --> 13:27.734
اون از مریضای منه
واقعاً بچه خوبیه

13:27.736 --> 13:29.570
حساب کاربری‌ـش میگه می‌خواد به
کشورهای در حال توسعه بره

13:29.572 --> 13:33.140
و چاه بسازه و آب تمیز ایجاد کنه

13:33.142 --> 13:36.643
تقصیر اون نیست که کلیه‌هاش
دارن از کار میفتن

13:36.645 --> 13:40.681
پس «دیمن» می‌تونه زندگیش رو هدر بده
درحالی‌که اون دختر نمی‌تونه زندگی کنه؟

13:40.683 --> 13:43.317
متأسفانه من نمی‌تونم اونجوری فکر کنم

13:43.319 --> 13:46.386
به عنوان یه دکتر جون همه باید
یه اندازه اهمیت داشته باشه

13:48.791 --> 13:51.525
حتی بعد از تمام کارهایی که اون کرده؟

13:51.527 --> 13:53.861
خب ، هر حسی که درباره گذشته
...برادرت داری

13:53.863 --> 13:56.822
اگه بهت بگم اون عامل مرگ
والدینت بوده چی؟

13:57.566 --> 13:58.732
چی؟

14:00.236 --> 14:03.237
والدین من توسط یه راننده مست
کشته شدن

14:03.239 --> 14:04.638
چرا این رو میگی؟

14:04.640 --> 14:07.207
چون تو به یه فرصت نیاز داری

14:07.209 --> 14:08.775
اینا رو باور می‌کنی

14:08.777 --> 14:12.281
دیمن» یه راننده مسته»

14:12.306 --> 14:15.711
دیمن» کسیه که والدین‌ـت رو کشته»

14:26.657 --> 14:28.629
کلکش رو بکَن . چرا که نه؟

14:28.631 --> 14:31.498
کِید» هرگز نگفت من نمی‌تونم»
میان‌بر بزنم

14:31.500 --> 14:33.700
بهت گفتم اون یه چالش میشه

14:33.702 --> 14:34.935
بابت چی اینقدر راضی هستی؟

14:34.937 --> 14:36.370
تو باید به وظیفه‌ـت برسی

14:36.372 --> 14:39.339
فقط دارم میگم شاید بعضیا
رو نمیشه تباه کرد

14:39.341 --> 14:42.342
شاید اون کاملاً خوبه

14:42.344 --> 14:45.245
هیچ‌کس کاملاً خوب نیست

14:45.247 --> 14:46.680
خواهی دید

14:47.883 --> 14:49.416
هی ، چکار می‌کنی؟

14:49.418 --> 14:51.785
فقط مقدار شاه‌پسندت رو زیاد می‌کنم

14:51.787 --> 14:52.920
چی؟ نه

14:52.922 --> 14:56.490
باید یه مورد اورژانسی پزشکی
درست کنم تا بقیه بازی اجرا بشه

14:56.492 --> 14:58.392
میشه یه لحظه تقلب نکنی؟

14:58.394 --> 15:02.029
دیمن» ، من برای شیطان کار می‌کنم»

15:02.031 --> 15:04.565
لازم نیست عادلانه بازی کنم

15:09.605 --> 15:14.226
کی می‌تونه بهم بگه کِی
میستیک‌فالز» رسماً یه شهر شد؟»

15:15.311 --> 15:16.877
کرولاین»؟»

15:16.879 --> 15:21.181
چیزهایی که تمام اون سال‌ها تو این ساختمون
به شدت زشت یاد گرفتی رو یادت میاد؟

15:21.183 --> 15:23.283
میستیک‌فالز» در سال 1860 تأسیس شد»

15:23.285 --> 15:27.554
«وقتی یه «لاک‌وود» ، یه «فوربز
«یه «فِل» ، یه «گیلبرت» و یه «سالواتور

15:27.556 --> 15:29.423
دور هم جمع شدن تا منشور شهری
اون رو امضا کنن

15:29.425 --> 15:32.059
بی‌مصرف و غلطه

15:32.061 --> 15:34.360
اونا خانواده‌های مؤسسان هستن

15:34.385 --> 15:36.265
آره . اجداد شما امتیازش رو گرفتن

15:36.290 --> 15:38.599
ولی خیلی قبل از اینکه اون قلم‌های پردار
رو بردارن

15:38.601 --> 15:41.735
تا اون منشور احمقانه رو بنویسن
کسای دیگه‌ای اینجا بودن

15:41.737 --> 15:43.770
گروهی از مردان و زنانی که فرق داشتن

15:43.772 --> 15:45.606
اشتباه گرفته شده بودن

15:45.608 --> 15:48.275
نهایتاً اونا به‌خاطر ماهیت‌شون سوزانده شدن

15:48.277 --> 15:51.011
درباره صدها جادوگری حرف میزنی
که اینجا سوزانده شدن؟

15:51.013 --> 15:53.380
سال 1790

15:53.382 --> 15:55.983
طوری یادمه انگار همین دیروز بود

15:55.985 --> 15:58.385
بوی خیلی خوشمزه‌ای بود

15:58.387 --> 16:00.621
دود ساعت‌ها ادامه داشت

16:00.623 --> 16:03.023
چطور این رو میدونی؟

16:03.025 --> 16:06.126
کی می‌خواد به گردش علمی بره؟

16:06.128 --> 16:09.329
منم همینطور . اتوبوس بیرونه

16:11.634 --> 16:15.268
خانم «فوربز» ، تو می‌تونی
با من بمونی

16:16.138 --> 16:18.338
فکر نمی‌کنم

16:21.677 --> 16:23.110
اون رو ببین

16:23.112 --> 16:25.445
من تکنیک‌های از راه دورم رو
به کمال رسوندم

16:25.447 --> 16:26.680
خون تو نجاتش نمیده

16:26.682 --> 16:28.649
من به ذهنش گفتم خاموش بشه

16:30.619 --> 16:34.454
اگه کسی اینجا بمیره نمایش
کوچیک معلم‌بازی‌ـت نابود میشه

16:34.456 --> 16:36.590
شاید ارزش‌ـش رو داشته باشه

16:36.592 --> 16:38.659
ولی فعلاً بلند شو

16:44.500 --> 16:47.801
این رو یه هشدار در نظر بگیر

16:47.803 --> 16:50.003
امروز هر مرگی تقصیر تو میشه

16:50.005 --> 16:52.205
و روی کارت امتیازت برای جهنم
نوشته میشه

16:56.945 --> 16:58.578
میای؟

17:05.563 --> 17:08.434
اینجا از سال 1790 رو به انحطاط رفت

17:08.459 --> 17:11.335
همیشه یادم میره از اونچه
به‌نظر میاد خیلی پیرتری

17:11.360 --> 17:13.118
چندهزار سال دیگه باهام حرف بزن

17:13.120 --> 17:14.686
خواهیم دید تو چطوری میشی

17:14.688 --> 17:17.055
دلم می‌خواد بدونم چرا آخرین بازدیدت
از این زمین

17:17.080 --> 17:19.758
حول و حوش همون وقتی بود که
صدها جادوگر سوزانده شدن؟

17:19.760 --> 17:21.459
من در این منطقه با خواهرم

17:21.461 --> 17:23.962
سفر می‌کردم و دنبال ارواح خوشمزه‌ای بودیم
تا «کِید» رو تغذیه کنیم

17:23.964 --> 17:25.764
و جادوگرها استثنا بودن

17:25.766 --> 17:27.899
داری میگی تقصیر تو بود که جادوگرها

17:27.901 --> 17:29.568
سوزانده شدن؟ -
معلومه که تو داستان کامل -

17:29.570 --> 17:32.737
رو نمیدونی . اینکه واقعاً چطوری
صدها جادوگر مردن

17:32.739 --> 17:34.940
چرا حس می‌کنم می‌خوای آواز بخونی؟

17:34.942 --> 17:36.374
وسوسه‌ام نکن

17:36.376 --> 17:38.210
جادوگرها به یه آهنگر محلی
یه کمک جادویی کردن

17:38.212 --> 17:41.246
آهنگر داشت براشون یه زنگوله
کلیسا می‌ساخت

17:41.248 --> 17:43.315
این زنگوله یه هدف خاص داشت

17:43.317 --> 17:46.184
ولی چیزی که هیچکی نفهمید
این بود که من و «سلین» با

17:46.186 --> 17:48.320
این آهنگر دوست شدیم

17:48.322 --> 17:50.455
نقشه‌ـش رو یه‌کم بهش چین و چروک دادیم

17:55.762 --> 17:57.395
وایسا . چکار می‌کنن؟

17:57.397 --> 18:00.899
اسمش رو بذار امتیاز بیشتر

18:00.901 --> 18:03.301
من در سوابق ملکی خانواده تو
توصیفاتی از

18:03.303 --> 18:04.669
یه زنگوله کلیسای قدیمی پیدا کردم

18:04.671 --> 18:06.905
وایسا . ما ملک داریم؟

18:06.907 --> 18:09.776
«آره . بیشترش به شهر «میستیک‌فالز
فروخته شد

18:09.801 --> 18:11.190
تا قرض‌های خانوادگیمون رو بدیم

18:11.215 --> 18:12.410
...مامان‌بزرگ...اون

18:12.412 --> 18:13.879
اون اسب‌های کوچیک رو دوست داشت

18:13.881 --> 18:15.180
یه چیز دیگه که بهش افتخار کنیم

18:15.182 --> 18:17.215
به‌هرحال طبق این

18:17.217 --> 18:20.285
اندازه‌های زنگوله دقیقاً همونایین که
دالتون سِینت جان» درباره‌شون نوشته»

18:20.287 --> 18:22.487
در سال 1883 «سلین» دنبال اون بوده

18:22.489 --> 18:24.585
چرا یه زنگوله کلیسا براش مهم بوده؟

18:24.610 --> 18:25.857
«پیتر مکسوِل»

18:25.859 --> 18:28.226
آخرین کسی بوده که دستش به
زنگوله جادوگرها رسیده

18:28.228 --> 18:31.830
تا اینکه اون رو از یه پل پایین انداخته
حدود 20 سال پیش

18:31.832 --> 18:34.065
من ذهنش رو نگاه کردم
و کل قضیه رو دیدم

18:34.067 --> 18:36.568
یه‌جور رژه...یه زنگوله که آویزونه

18:36.570 --> 18:38.303
رژه روز مؤسسان

18:38.305 --> 18:40.372
اونا هر سال زنگوله منشور
رو به صدا درمیارن

18:40.374 --> 18:41.606
اون یه کپی از زنگوله‌ست

18:41.608 --> 18:45.710
زنگوله واقعی در سال 1992
از پل «ویکِری» پایین افتاد

18:45.712 --> 18:48.446
به‌هرحال من این 3 هفته اخیر
رو برای این سپری کردم که

18:48.448 --> 18:51.182
که افراد رو به اون رودخانه بفرستم
تا دنبال زنگوله بگردن

18:51.184 --> 18:52.984
و اونا چیزی پیدا نکردن ولی من میدونم

18:52.986 --> 18:55.921
هنوزم وجود داره چون نمیشه
نابودش کرد

18:55.923 --> 18:57.826
چقدر هم که شوم نیست

18:57.851 --> 18:59.184
جادوگرها رو سرزنش کن

18:59.209 --> 19:01.893
تعجبی نداره برای مردم اونا
خیلی اعصاب‌خردکن بودن

19:01.895 --> 19:03.862
حالا لطفاً

19:12.429 --> 19:13.367
نه

19:19.179 --> 19:21.146
نه . جدی نیستی

19:21.148 --> 19:25.182
از کل قوطی استفاده کنید بچه‌ها
نظم و دقت مهمه

19:28.188 --> 19:29.854
وایولت» ، بس کن»

19:29.856 --> 19:31.456
«وایولت»

19:33.994 --> 19:36.027
نه . همه بس کنید -
سلام؟ -

19:36.029 --> 19:37.629
اونا تحت‌تأثیر «سایرن» هستن

19:37.631 --> 19:40.065
فندک رو آوردی . البته که آوردی دختر خوب

19:47.407 --> 19:50.542
بذار برن -
امر دیگه‌ای نداری؟ -

19:50.544 --> 19:53.979
من آزادشون نمی‌کنم تا اینکه
اون زنگوله رو برام بیاری

19:53.981 --> 19:55.580
اصلاً این زنگوله رو برای چی می‌خوای؟

19:55.582 --> 19:57.215
من احساساتیم . می‌خوامش

19:57.217 --> 19:58.583
و به کمکت نیاز دارم تا پیداش کنم

19:58.585 --> 19:59.951
وگرنه همه می‌میرن . درسته؟

19:59.953 --> 20:01.619
خب ، نمی‌تونی همه‌شون رو نجات بدی

20:01.621 --> 20:04.356
یعنی مشعل‌ها ، مایع ، فندک

20:04.358 --> 20:06.825
آره . میدونم آتش چطوریه

20:08.428 --> 20:11.029
دقیقاً چطوری قراره این زنگوله رو
پیدا کنم؟

20:11.031 --> 20:14.232
توقع نداشتم راحت باشه

20:14.234 --> 20:18.103
واسه همین بهت انگیزه دادم

20:24.778 --> 20:27.545
فشار خون‌ـش داره میفته

20:27.547 --> 20:29.547
به زور قلبش میزنه

20:29.549 --> 20:31.583
تارا» ، گوش کن»

20:31.585 --> 20:34.452
لطفاً حرف نزن -
خواهش می‌کنم -

20:34.454 --> 20:35.520
نزدیک‌تر بیا

20:35.522 --> 20:37.622
لطفاً

20:37.624 --> 20:39.624
من رو نگاه کن

20:39.626 --> 20:43.828
من هرگز یه راننده مست نبودم

20:49.569 --> 20:50.935
«ببخشید «دیمن

20:52.572 --> 20:54.606
تو اونقدر ضعیفی که
نمی‌تونی قانعش کنی

20:56.209 --> 21:01.346
تارا» ، نشونش بده»
من درباره تو حق دارم

21:01.348 --> 21:04.046
یه شانسی بهم بده تا خودم
رو رها کنم

21:04.071 --> 21:06.451
مهم نیست چکار می‌کنی
والدین اون هنوزم مرده‌ان

21:06.453 --> 21:09.421
اشتباهت رو هرگز نمی‌تونی برگردونی

21:09.423 --> 21:11.589
زندگی من ارزش داره

21:11.614 --> 21:13.735
همینطور مرگ تو

21:13.760 --> 21:15.727
به این فکر کن که چقدر کار
خوب می‌تونی برای

21:15.729 --> 21:18.096
کسایی بکنی که واقعاً لیاقت دارن
زندگی کنن

21:29.309 --> 21:31.165
فکر می‌کنم تو نباید اینجا باشی

21:31.190 --> 21:33.323
قلبش از الانم داره می‌ایسته

21:34.047 --> 21:36.448
شاید باید منتظرش بشیم

21:36.450 --> 21:39.684
من سوگند خوردم به مردم کمک کنم

21:39.686 --> 21:41.319
درک می‌کنم

21:41.321 --> 21:43.455
ولی نمی‌تونم به این فکر نکنم

21:43.457 --> 21:46.925
تو قلب «دیمن» رو درست می‌کنی
دوباره کاری می‌کنی سرپا بشه

21:46.927 --> 21:48.760
بعد برمیگرده سر نوشیدن

21:48.762 --> 21:50.695
بعد یه شب پشت فرمون میشینه

21:50.697 --> 21:53.198
باعث یه تصادف دیگه میشه

21:53.200 --> 21:58.169
والدین یه نفر دیگه می‌میرن
یا شاید این‌بار چندتا بچه باشن

21:58.171 --> 22:00.238
ما نمی‌تونیم آینده رو پیش‌بینی کنیم

22:00.240 --> 22:03.641
میدونم ولی می‌تونیم گذشته
رو قضاوت کنیم

22:03.643 --> 22:06.978
چندبار «دیمن» باید بهمون نشون بده
که واقعاً کیه

22:06.980 --> 22:09.114
تا اینکه واقعاً باورمون بشه؟

22:09.116 --> 22:11.349
من تلاشت رو درک می‌کنم واقعاً

22:11.351 --> 22:13.785
سعی می‌کنی برای همه عالی باشی

22:13.787 --> 22:16.354
درحالی‌که فقط دلت می‌خواد
برای خودت یه تصمیمی بگیری

22:16.356 --> 22:18.389
قضیه من نیستم

22:18.391 --> 22:21.126
آره . هست چون تو مسئولی

22:21.128 --> 22:23.928
پس غرایزت رو دنبال کن

22:23.930 --> 22:27.532
و کاری رو بکن که فکر می‌کنی درسته

22:36.254 --> 22:38.621
...فکر می‌کنم تو باید بری

22:40.663 --> 22:42.284
الان

22:52.726 --> 22:55.160
«تارا»

22:55.162 --> 22:57.195
متأسفم

22:58.625 --> 22:59.991
شنیدی؟

23:02.035 --> 23:04.335
...من

23:04.337 --> 23:06.304
«تارا»

23:06.306 --> 23:10.141
...این...من

23:10.166 --> 23:12.519
بابت کاری که کردم متأسفم

23:17.970 --> 23:21.252
ممنون که اون رو گفتی

23:21.254 --> 23:24.222
ولی کافی نیست

23:24.224 --> 23:26.457
نه

23:26.459 --> 23:29.093
کاش می‌شد برگردم و درستش کنم

23:29.095 --> 23:30.828
ولی نمی‌تونم

23:30.830 --> 23:34.933
بابت همه کارهایی که کردم
خیلی متأسفم

23:34.935 --> 23:37.101
نه . بهم گوش کن

23:37.103 --> 23:40.438
کشتن من گذشته رو عوض نمی‌کنه

23:40.440 --> 23:44.395
نه ولی آینده‌ـت رو عوض می‌کنه

23:51.885 --> 23:54.485
نه

23:54.487 --> 23:57.155
«این‌کار رو نکن «تارا

24:55.348 --> 25:00.518
زمان مرگ 2:47

25:11.965 --> 25:14.699
معلوم میشه

25:18.816 --> 25:20.704
مت» ، آخرین‌باری که»
بابات رو دیدی کی بود؟

25:20.729 --> 25:21.711
من الان باهاشم

25:21.736 --> 25:23.550
به‌نظر استرس داری . خوبی؟

25:23.575 --> 25:27.517
خوبم . فقط باید زنگوله قدیمی که بابات
از پل «ویکِری» انداخته رو به «سیبل» بدم

25:27.519 --> 25:29.752
وایسا . آروم باش . بعد از اینکه گفتی خوبی
قاطی کردم

25:29.754 --> 25:31.554
وقتی بابات در «میستیک‌فالز» زندگی می‌کرد

25:31.556 --> 25:35.492
زنگوله منشور ما رو به پل «ویکِری» برد
و بعد پرتش کرد پایین

25:35.494 --> 25:37.193
حالا «سیبل» اون رو می‌خواد

25:37.195 --> 25:39.963
اون میگه ارزش احساسی داره
همچین چیزی

25:39.965 --> 25:42.065
وایسا . کِی بود؟ -
سال 1992 -

25:42.067 --> 25:44.100
طبق بررسی ذهنی که «سیبل» روی
بابات انجام داد

25:44.102 --> 25:45.725
آره . معنی میده -
چرا؟ -

25:45.749 --> 25:48.234
«پل «ویکِری» جاییه که ماشین والدین «الینا
از جاده منحرف شد

25:48.258 --> 25:51.107
وقتی کلانترها ماشین رو بیرون کشیدن
یه چیز دیگه پیدا کردن

25:51.109 --> 25:52.442
زنگوله منشور قدیمی

25:52.444 --> 25:54.177
شکسته بود ولی نجاتش دادن

25:54.179 --> 25:56.012
خب ، بیا امیدوار باشیم توی سایت
ای‌بِی نفروخته باشنش

25:56.014 --> 25:57.547
نه . مامانت اون رو تو انبار نگه داشت

25:57.549 --> 26:00.216
من این رو میدونم چون بعد از
مراسم ختم دفترش رو تمیز کردم

26:00.218 --> 26:02.151
تمام جعبه‌هایی که به خانه آوردی

26:02.153 --> 26:04.754
هنوز تو گاراژ هستن -
من رو الان ببر اونجا -

26:04.756 --> 26:05.955
کرولاین» ، اون‌کار رو نکن»

26:05.957 --> 26:07.090
باید ازش دور بشی

26:07.092 --> 26:08.291
«من چاره‌ای ندارم «مت

26:08.293 --> 26:09.592
اون بچه‌ها همدیگه رو می‌کشن

26:09.594 --> 26:10.927
کدوم بچه‌ها؟ کجایی؟

26:10.929 --> 26:15.131
مت» ، اگه سعی کنی جلوش رو بگیری»
که کمکم نکنه من یه دستور ذهنی میدم

26:15.133 --> 26:16.313
و دانش‌آموزانم به‌هرحال می‌میرن

26:16.338 --> 26:18.968
اگه به خونه‌ـش بیای
دانش‌آموزانم می‌میرن

26:18.970 --> 26:20.670
اگه بفهمم کسی

26:20.672 --> 26:22.372
...سعی داره دخالت کنه -
خدایا ، می‌فهمیم -

26:23.708 --> 26:25.642
تو واقعاً باید معلم می‌شدی

26:25.644 --> 26:30.346
شاید این بشه شغل دومم
بعد از اینکه زنگوله رو بهم دادی

26:34.688 --> 26:38.755
هی ، شاید باید به بخش
کلانتری می‌گفتی چه خبره

26:38.757 --> 26:41.291
اونا میدونن اضطراریه . به محض اینکه چیزی
از شرکت اتوبوس‌رانی بشنون زنگ میزنن

26:41.293 --> 26:43.826
«تازه ما میدونیم گردش علمی «سیبل
نزدیک «میستیک‌فالز» بوده

26:43.828 --> 26:44.928
داریم به مسیر درستی میریم

26:44.930 --> 26:46.829
همه‌ـش واسه اینکه یه زنگوله می‌خواد

26:46.831 --> 26:49.399
تا حالا چیزی چنین دیوانه‌وار نشنیدم

26:49.401 --> 26:51.834
مردی این رو میگه که زنگوله رو
از پل پرت کرده

26:51.836 --> 26:53.703
یعنی اصلاً چه فکری می‌کردی؟

26:53.705 --> 26:56.005
داشتم به رژه فکر می‌کردم -
چی؟ -

26:56.007 --> 26:58.575
رژه روز مؤسسان

26:58.577 --> 26:59.842
میدونی ، رژه‌ای که در اون زنگوله
منشور رو

26:59.844 --> 27:01.344
آویزون می‌کنن و یه فرد پولدار اون رو
به صدا درمیاره

27:01.346 --> 27:03.646
درحالی‌که 2تا احمق دوطرفش می‌ایستن

27:03.648 --> 27:05.782
که یونیفرم‌های کهنه جنگ داخلی
رو تن‌شون کردن

27:05.784 --> 27:07.450
من یکی از اون احمقای رژه بودم

27:07.452 --> 27:09.218
خب ، حداقل قرار بود باشم

27:09.220 --> 27:11.821
پس می‌خواستی رژه لغو بشه؟

27:11.823 --> 27:14.424
چه باکلاس -
نه «مت» . فقط همین نیست -

27:14.426 --> 27:17.093
خانواده ما اون زنگوله رو ساخت
«خانواده «مکسوِل

27:17.095 --> 27:19.896
اولین خانواده با تجارتی ماهرانه
که آدما رو به این ناحیه کشوند

27:19.898 --> 27:23.250
به‌خاطر ما بود که اصلاً
یه شهر وجود داشت

27:24.173 --> 27:27.537
ولی کسایی که بر شهر
مسلط شدن کلی پول داشتن

27:27.539 --> 27:29.205
اسم خودشون رو گذاشتن مؤسسان

27:29.207 --> 27:30.573
خودشون رو نخبه دونستن

27:30.575 --> 27:33.876
و با خانواده «مکسوِل» رفتاری داشتن
انگار ما مایه شرم بودیم

27:33.878 --> 27:36.846
و نهایتاً ما باعث شرم هم شدیم

27:38.149 --> 27:43.196
اون زنگوله نمادی از تمام
چیزهایی بود که از ما گرفتن

27:43.221 --> 27:46.589
پس زنگوله به رودخانه پیوست

27:46.591 --> 27:49.425
و من سوار ماشینم شدم
و هرگز به عقب نگاه نکردم

27:49.427 --> 27:52.462
تا الان

27:58.103 --> 27:59.669
بخش کلانتری

27:59.671 --> 28:01.337
گفتن فقط یه اتوبوس امروز برای
گردش علمی رفته بود

28:01.339 --> 28:03.306
یه لینک جی‌پی‌اس برای اون آدرس هست

28:03.308 --> 28:05.642
بیا . برو . برو

28:14.386 --> 28:16.119
سلام

28:16.121 --> 28:17.787
فقط می‌خواستم خدافظی کنم

28:17.789 --> 28:19.789
میدونم سعی کردی به برادرم کمک کنی

28:19.791 --> 28:21.991
بابت غم‌ـت متأسفم -
نه بابا -

28:21.993 --> 28:23.660
مسخره‌ـت کردیم

28:23.662 --> 28:26.963
...باشه . میدونم حتماً تو شوکی

28:26.965 --> 28:28.197
اگه نباشم چی؟

28:28.199 --> 28:29.966
اگه همه‌ـش یه بازی بوده باشه

28:29.968 --> 28:32.468
و منم داشتم ازت آزمون اخلاقی
می‌گرفتم چی؟

28:32.470 --> 28:36.572
دیوانگیه و خشن

28:36.574 --> 28:38.274
به‌هرحال برادرم هنوز مرده

28:39.678 --> 28:40.910
خدایا

28:40.912 --> 28:43.279
ولی به دلایل طبیعی مرد . درسته؟

28:43.281 --> 28:44.881
بعدش به من خبر دادی

28:44.883 --> 28:48.017
پس هیچکی نمیدونه تو خودت
اون‌کار رو کردی

28:48.019 --> 28:49.956
تو می‌خواستی اون بمیره

28:50.722 --> 28:53.322
بهم کلک زدی -
نه ، نه -

28:53.324 --> 28:55.091
فقط می‌خواستم ببینم چکار می‌کنی

28:55.093 --> 28:59.729
اگه بهت فرصتش رو بدم و تو
توانایی‌ـت رو نشون دادی

28:59.731 --> 29:02.065
«استفن»

29:02.067 --> 29:03.900
تو مردی

29:03.902 --> 29:05.635
اساساً تو اشتباه نمی‌کنی

29:05.637 --> 29:08.171
فکر کردم به‌خاطر شاه‌پسند
«خمار میشی و می‌خوابی «دیمن

29:08.173 --> 29:12.309
خوشبختانه من از یه خدمتکار بیمارستان
کمک گرفتم که اومده بود جسدم رو ببره

29:14.012 --> 29:15.712
راستی بابت هیچی ممنونم

29:15.714 --> 29:19.148
تو هم توی ماجرا دست داشتی؟

29:19.150 --> 29:21.184
ساکت باش . سعی نکن فرار کنی

29:21.186 --> 29:22.685
دیگه تو آزمون رد شدی

29:22.687 --> 29:24.921
واقعاً فکر می‌کنی «کِید» اون رو
می‌خواد رفیق؟

29:24.923 --> 29:26.222
اون حتی شر هم نیست

29:26.224 --> 29:27.457
اون کارهای شرورانه کرده

29:27.459 --> 29:30.526
شاید لایق یه شانس دوباره هست

29:32.130 --> 29:34.530
...میدونی ، باید بگم

29:34.532 --> 29:36.574
ناامید شدم

29:36.599 --> 29:38.611
خب ، وضعیت‌ـت همینه «استفن» . که چی؟

29:38.636 --> 29:40.570
حالا می‌تونم ببینم چرا گیج بودی

29:47.579 --> 29:49.746
چیزی گم کردی؟

29:49.748 --> 29:51.147
این رو تو جیب‌ـت پیدا کردم

29:51.149 --> 29:54.150
چند هفته‌ست این رو با
خودت حمل می‌کنی ، نه؟

29:54.152 --> 29:57.086
که چی؟ این هدیه‌ای از «کرولاین»ـه

29:57.088 --> 29:59.188
یادم رفته بودم اصلاً دارمش -
مطمئنی؟ -

29:59.190 --> 30:01.357
ازوقتی به جاده زدیم یه مشکلی بوده

30:01.359 --> 30:02.992
آره . احساساتم -
نه ، نه -

30:02.994 --> 30:04.827
حس شوخ‌طبعی‌ـت

30:04.829 --> 30:08.464
فکر می‌کنی چرا «تارا» رو
وارد بازی کوچولومون کردم؟

30:08.466 --> 30:10.266
تو رو یاد کسی میندازه؟

30:10.268 --> 30:12.068
علاقه‌مند به پزشکی

30:12.070 --> 30:13.903
چشم قهوه‌ای ، موی قهوه‌ای

30:13.905 --> 30:15.772
به‌خاطر یه تراژدی یتیم شده

30:15.774 --> 30:19.208
تو رو یاد «الینا» میندازه
و همینطور این گردنبند

30:19.210 --> 30:21.110
وجدانت رو بیدار می‌کنه

30:21.112 --> 30:22.512
«این داره تو رو عقب نگه میداره «دیمن

30:22.514 --> 30:24.280
نه -
...خب -

30:25.617 --> 30:27.683
...اگه اینطوریه پس

30:27.685 --> 30:29.786
فکر می‌کنم اون آماده‌ست
رئیس رو ملاقات کنه

30:39.089 --> 30:41.279
مت» ، من متوجه چیزی شدم»

30:41.281 --> 30:43.314
درباره «سایرن»ها؟ -
نه . دقیقاً نه -

30:43.316 --> 30:45.983
درباره اسباب‌بازی‌شون . من این رو از
اندازه‌های «دالتون» فهمیدم

30:45.985 --> 30:47.818
وسایل «مکسوِل»‌ها و چنگال میزان‌سازی

30:47.820 --> 30:50.288
اونا باهم متناسب میشن تا یه
زبانه درست کنن

30:50.290 --> 30:52.523
چکشی که داخل یه زنگوله تاب می‌خوره

30:52.525 --> 30:55.793
پس اون 3تا وسیله گمشده
همگی بخشی از یه زنگوله هستن

30:55.795 --> 30:57.929
وقتی احتمالاً به هم وصل بشن
این زنگوله میشه

30:57.931 --> 31:01.098
مثل یه زنگوله ماورایی جادویی

31:01.100 --> 31:03.601
یعنی آدم به فکر میفته وقتی
زنگوله صدا کنه چی میشه

31:03.603 --> 31:05.636
اگه صدای چنگال میزان‌سازی
باعث اذیت «سایرن»ها میشه

31:05.638 --> 31:09.240
تصور کن اون اثر 1000 برابر بشه

31:09.242 --> 31:11.842
باحاله . درسته؟

31:11.844 --> 31:14.178
مت»؟ «مت» ، اونجایی؟»

31:14.180 --> 31:16.347
آره . باید بعداً بهت زنگ بزنم

31:17.850 --> 31:20.785
هی

31:20.787 --> 31:23.054
هی ، گوش کن . ببین

31:23.056 --> 31:24.155
باید بری عقب ، خب؟

31:24.157 --> 31:26.324
هی ، هی

31:26.326 --> 31:27.758
بهت گوش نمیده

31:27.760 --> 31:29.760
هیج‌کدومشون...«سیبل» داره کنترلشون می‌کنه

31:29.762 --> 31:31.929
الان کمکم کن بازشون کنم

31:40.373 --> 31:42.773
چیزی شبیه زنگوله نمی‌بینم

31:42.775 --> 31:46.410
انگار حتی زحمت نکشیدی
نصف این جعبه‌ها رو باز کنی

31:46.412 --> 31:49.313
دلم نمیومد

31:49.315 --> 31:51.382
ولی این رو تو درک نمی‌کنی ، نه؟

31:51.384 --> 31:52.883
نه

31:52.885 --> 31:54.785
هرگز گاراژ نداشتم

32:03.922 --> 32:05.437
وایسا

32:09.302 --> 32:10.701
چی نوشته؟

32:14.521 --> 32:17.141
"هی خواهر ، دنبال چیزی می‌گردی؟"

32:17.143 --> 32:18.309
«سلین»

32:20.449 --> 32:24.118
حالا می‌فهمم چرا خونه‌ام
رو مرتب می‌کرد

32:34.163 --> 32:37.831
یهو حس می‌کنم نیاز به هواخوری دارم

33:12.768 --> 33:14.368
بیا . برو

33:15.929 --> 33:17.571
مت» ، مراقب باش»

33:24.246 --> 33:25.612
برو . برو

33:36.225 --> 33:37.224
چیزی نیست

33:37.226 --> 33:38.892
کارِتون رو تموم کردید

33:40.362 --> 33:42.584
حالا «سیبل» کارش با همه‌تون تمومه

33:51.607 --> 33:53.574
فکر کنم فهمیدم

33:53.576 --> 33:55.876
اینطوری نیست که بخوای
چیزی رو خراب کنی

33:55.878 --> 33:57.845
مرسی -
عمقی‌ترـه -

33:57.847 --> 33:59.480
از اون ناآگاهانه‌ترـه

33:59.482 --> 34:01.048
درباره چی حرف میزنی؟

34:01.050 --> 34:04.485
علی‌رغم تلاش‌های خوب‌ـت
انسانیت‌ـت مدام خودش رو نشون میده

34:04.487 --> 34:06.453
به‌خاطر این

34:06.455 --> 34:08.088
یادآوری کوچیک

34:08.090 --> 34:09.890
یادآوری باعث مشکل میشه

34:09.892 --> 34:11.516
بهت گفتم برام ارزشی نداره

34:11.540 --> 34:12.459
و من باورم نمیشه

34:12.461 --> 34:13.927
چرا که نه؟ -
به‌نظر آشفته‌ای -

34:13.929 --> 34:15.295
از کارمون لذت نمی‌بری

34:15.297 --> 34:17.798
خدایا ، خیلی چرند میگی

34:17.800 --> 34:20.267
باشه . پس بهم ثابت کن اشتباه می‌کنم

34:20.269 --> 34:22.236
ثابت کن گذشته رو پشت سر گذاشتی

34:22.238 --> 34:26.139
ثابت کن که تو اهمیت نمیدی

34:26.141 --> 34:27.641
نمیدم

34:34.683 --> 34:35.682
خوشحال شدی؟

34:35.684 --> 34:36.683
تقریباً

34:36.685 --> 34:39.253
چیزی رو یادت رفته؟

34:44.793 --> 34:47.194
باشه

34:47.196 --> 34:49.029
باشه

35:24.861 --> 35:26.941
یه اتوبوس الان بچه‌ها رو برد

35:27.764 --> 35:29.497
چیزی یادشون نمیومد

35:29.499 --> 35:31.399
بهشون گفتم نشت کربن مونواکسید

35:31.424 --> 35:34.902
در اینجا رخ داده و اتوبوس
قبلیشون رو با یدک بردن

35:34.904 --> 35:37.004
خوبه

35:38.241 --> 35:40.675
آره . خیلی چیزها درباره بهانه آوردن بلدم

35:40.677 --> 35:42.677
«مت»

35:42.679 --> 35:44.245
هی

35:44.247 --> 35:46.047
هی ، گوش کن . چیزی که امروز
از من شنیدی

35:46.049 --> 35:48.950
و طی چند هفته پیش
اونا بهانه نیستن

35:48.952 --> 35:53.187
اونا جزئیات بدترین اشتباه زندگیم هستن

35:54.931 --> 35:57.465
همون اشتباه من رو نکن پسرم

35:58.461 --> 36:00.328
از خانواده‌ـت دور نشو

36:00.330 --> 36:02.296
میدونی چیه؟ وقتی بزرگ می‌شدم

36:02.298 --> 36:03.998
از بین همه دوستام من تنها
کسی بودم که خانواده‌ـش

36:04.000 --> 36:05.867
در «میستیک‌فالز» میراثی نداشت

36:05.869 --> 36:08.536
پس در شهر خودم احساس
یه غریبه رو داشتم

36:08.538 --> 36:11.339
بعدش می‌فهمم که خانواده‌ام
بالاخره یه تاریخچه‌ای داره

36:11.341 --> 36:14.542
این می‌تونست همه چیز
رو برام عوض کنه

36:14.544 --> 36:17.211
ولی تو هرگز بهم شانسی ندادی
چیزی درباره‌ـش بدونم

36:40.236 --> 36:42.737
بذار حدس بزنم

36:42.739 --> 36:44.505
اون «مت» بود که بهت گفت
تونسته دانش‌آموزان

36:44.507 --> 36:46.674
کلاس تاریخم رو از سوختن نجات بده

36:46.676 --> 36:48.776
قبل از اینکه خون‌ـم رو روی

36:48.778 --> 36:51.045
اون چکمه‌های کوچولوی
احمقانه و نوک تیزت بریزی

36:51.070 --> 36:55.503
بهتره 100درصد مطمئن بشی که
هنوز به بچه‌هات وصل نباشم

36:56.719 --> 36:58.085
منظورت چیه؟

36:58.087 --> 37:00.421
ما کلی وقت رو باهم گذروندیم
توی اون سفر کوچولویی که داشتیم

37:00.423 --> 37:03.925
کلی وقت داشتم که یه کلید
خاموش تو مغزشون بذارم

37:03.927 --> 37:06.327
و هر لحظه می‌تونم کلید رو بزنم

37:06.329 --> 37:08.596
پس بهتره عصبانیم نکنی

37:08.598 --> 37:09.864
آره . دروغ میگی

37:09.866 --> 37:11.866
استفن» مطمئن شد»
بچه‌هام در امان باشن

37:11.868 --> 37:13.401
مطمئنی که اون به تمام راه‌های گریز

37:13.403 --> 37:18.339
ممکن فکر کرده وقتی داشت
روحش رو معامله می‌کرد؟

37:18.341 --> 37:20.141
یعنی تنها راهی که واقعاً بفهمی

37:20.143 --> 37:22.143
اینه که سعی کنی بهم
آسیب بزنی و تاس بندازی

37:22.145 --> 37:23.978
می‌خوای همین کار رو کنی «کرولاین»؟

37:23.980 --> 37:26.113
می‌خوای با زندگی بچه‌هات قمار کنی؟

37:26.115 --> 37:27.715
میدونی ، تو به‌نظر

37:27.717 --> 37:31.219
خیلی منطقی میشی وقتی قضیه
امنیت دخترهات وسط میاد

37:31.221 --> 37:34.288
ولی هنوزم قصد داری با
یه درنده ازدواج کنی

37:34.290 --> 37:36.791
چطور این رو خطری برای بچه‌هات نمی‌بینی؟

37:36.793 --> 37:38.226
وقتی با «استفن» ازدواج کنم

37:38.228 --> 37:40.728
اون مردی میشه که همیشه عاشقش بودم

37:40.730 --> 37:43.030
قبلاً هم وارد درندگی شده بود

37:43.032 --> 37:47.235
ولی هر بار تونست راهی پیدا کنه
که از اون مسیر برگرده

37:47.237 --> 37:50.104
هر بار

37:50.106 --> 37:52.540
میدونی معنای جنون چیه؟

37:52.542 --> 37:54.342
اینه که مدام یه کار رو بکنی

37:54.344 --> 37:57.778
و انتظار یه نتیجه متفاوت رو داشته باشی

38:05.388 --> 38:08.055
فقط امیدوارم دفعه بعد
که درنده میشه

38:08.057 --> 38:10.992
بچه‌هات تو خونه نباشن

38:31.648 --> 38:35.416
اگه هر سوالی داشتی شرکت می‌تونه
مجوزمون رو نشونت بده

38:35.418 --> 38:37.261
اینجا چیز باارزشی پیدا کردی؟

38:37.286 --> 38:39.320
پوست شکلات و ظرف‌های فست‌فود

38:39.322 --> 38:42.657
خب ، اون به بحران وجودی من
کمکی نمی‌کنه

38:42.659 --> 38:44.959
دیشب داشتم با برادرم
اینجا رانندگی می‌کردم

38:44.961 --> 38:48.262
به یه لحظه پُرهیجان رسیدیم
و چیزی رو از پنجره انداختیم بیرون

38:48.264 --> 38:50.464
پس شاید اون باید کمکت کنه
دنبالش بگردی

38:50.466 --> 38:53.167
امروز صبح مرخصی گرفت

38:57.373 --> 39:00.641
تازه اون به‌هرحال نمی‌خواد
من اون وسیله رو داشته باشم

39:00.643 --> 39:03.377
واقعاً اصلاً نمیدونم چرا می‌خوامش

39:03.379 --> 39:06.047
...چون هر بار که دارمش حس

39:06.049 --> 39:08.683
بهتری دارم

39:08.685 --> 39:10.117
در این‌صورت انگار

39:10.119 --> 39:12.620
برادرت یه عوضیه -
می‌تونه باشه -

39:12.622 --> 39:13.854
تو خواهر و برادر داری؟

39:13.856 --> 39:15.890
تک‌فرزندم

39:15.892 --> 39:18.659
خوش‌به‌حال‌ـت

39:18.661 --> 39:21.862
هرگز لازم نیست درباره اشتباهات
دیگران نگران باشی

39:21.864 --> 39:24.398
برادرت دردسرسازـه؟

39:24.400 --> 39:25.833
...خودش رو جمع و جور می‌کنه

39:25.835 --> 39:29.370
نسبتاً

39:29.372 --> 39:32.273
که چیز خوبیه

39:32.275 --> 39:34.442
چون اوضاع الان عجیبه

39:34.444 --> 39:37.139
برادرم میره سراغ چیزهای بدتر

39:37.981 --> 39:39.447
و تمام شرط بندی‌ها میرن روی هوا

39:40.984 --> 39:44.785
خب ، گاهی مردم به حالت
قبلی‌شون برمیگردن

39:47.056 --> 39:49.223
با توبه کردن؟ مثل تو؟

39:51.183 --> 39:52.960
هر بار با یه پوشش و ظاهر؟

39:57.182 --> 39:59.049
بده که همینطور روی زمین ولشون کنیم

40:32.468 --> 40:34.568
هی

40:40.576 --> 40:41.842
اگه حق با تو باشه

40:46.200 --> 41:01.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
