WEBVTT

00:02.223 --> 00:03.932
پیش از این در
"The Vampire Diaries"

00:03.934 --> 00:05.267
من "سیبل" هستم -
ما داریم درباره -

00:05.292 --> 00:07.673
یه "سایرن" زنده حرف میزنیم

00:07.675 --> 00:11.057
دیمن" کاملاً به من وفاداره"

00:11.059 --> 00:13.793
این رو با ساکن داخل سردابه تحویل دادن

00:13.795 --> 00:14.928
فکر کنم تو جهنم ساخته شده

00:14.930 --> 00:15.896
چنگال میزان‌سازیه

00:20.769 --> 00:22.869
دیمن" ، تموم شد . حالا آزادی"

00:22.871 --> 00:26.373
"کاش همینطور بود "استفن
ولی کار من با اون تازه شروع شده

00:26.375 --> 00:28.827
"واقعاً امیدوار بودم وقتی "سیبل
رو شکست دادیم

00:28.829 --> 00:30.771
هر کنترلی که روی "دیمن" داره
از بین بره

00:30.773 --> 00:33.446
ولی یه‌جوری به شیوه‌ای
هنوزم اون رو در دست داره

00:33.448 --> 00:34.781
دیگه چکار میشه کرد؟

00:34.783 --> 00:36.883
تو هنوز تعلقات زیادی داری

00:36.885 --> 00:39.052
آدمای زیادی حاضرن به‌خاطرت بجنگن

00:39.054 --> 00:40.237
باید روش کار کنیم

00:40.239 --> 00:41.033
"لاک‌وود"

00:41.035 --> 00:42.229
دیمن" ، وایسا"

00:42.891 --> 00:46.159
سایرن"ها با کنترل ذهنی"
قربانی‌شون رو به مرگ می‌کشونن

00:46.161 --> 00:48.196
بعضیا میگن اونا پیام‌آور شیطان‌ـن

00:48.198 --> 00:51.026
فکر می‌کنم هر داستانی باید
از جایی شروع شده باشه

00:55.800 --> 00:59.400
" سال 750 قبل از میلاد مسیح "

00:59.408 --> 01:01.041
یه قصه برام بگو

01:01.043 --> 01:03.210
چجور قصه‌ای؟

01:04.513 --> 01:06.813
یه چیز شاد

01:06.815 --> 01:12.953
در روزگاران قدیم در یه دهکده
که دقیقاً در همین نقطه بود

01:12.955 --> 01:14.921
مردی زندگی می‌کرد

01:14.923 --> 01:16.623
"آرکِیدیوس"

01:20.462 --> 01:24.431
"دوستاش بهش می‌گفتن "کِید
که البته دوستای زیادی داشت

01:24.433 --> 01:26.984
او مرد مؤدبی بود

01:27.009 --> 01:30.470
عشق می‌ورزید و احترام می‌گذاشت

01:34.497 --> 01:37.911
ولی "کِید" می‌تونست کاری بکنه
که هیچکی نمی‌تونست

01:37.913 --> 01:41.630
می‌تونست ذهن بقیه رو بخونه

01:51.193 --> 01:52.492
ذهن‌خوان بود؟

01:52.494 --> 01:55.195
نخستین ذهن‌خوان

01:55.197 --> 01:59.866
به‌خاطر این قدرتش بود که نسبت
به بقیه خیلی همدلی داشت

01:59.868 --> 02:04.671
و این قدرت بود که باعث شد
جونش رو از دست بده

02:22.391 --> 02:27.961
چیزی که تصور می‌کنی برادر...ناپاکه

02:27.963 --> 02:29.296
ممنوعه

02:29.298 --> 02:32.365
اگه بذاری بیشتر در عمق ذهنت برم

02:32.367 --> 02:35.869
شاید بتونم کمک کنم
و امیالت رو سرکوب کنم

02:35.871 --> 02:39.873
کِید" فقط می‌خواست کمک کنه"
ولی از حد خودش تجاوز کرد

02:44.713 --> 02:48.085
و بقیه که از قدرتش می‌ترسیدن

02:48.110 --> 02:51.217
حتی دوستانش رو هم برعلیه‌اش کردن

02:53.088 --> 02:57.757
اون‌موقع بود که "کِید" متوجه
چیزهایی در درون افراد شد

02:57.759 --> 03:01.461
که حتی قدرتش هم
: نتونسته بود بفهمدش

03:01.463 --> 03:03.463
شرارت واقعی

03:10.706 --> 03:14.007
من ازت یه داستان شاد خواستم

03:14.009 --> 03:16.676
ولی این شاده خواهر عزیزم

03:16.678 --> 03:20.347
از نظر مرگ "کِید" پیروز شد

03:20.349 --> 03:22.215
از اون لحظه به بعد

03:22.217 --> 03:27.320
مردان شرور تا ابد به‌خاطر
کارهای بدشون تنبیه میشن

03:27.322 --> 03:29.389
کِید" انتقامش رو گرفت"

03:29.391 --> 03:33.460
و یه روز ما هم
انتقام‌مون رو می‌گیریم

03:41.900 --> 03:47.100
"The Vampire Diaries"
فصل 8
قسمت 4 : ابدیتی از بدبختی

03:48.100 --> 03:57.100
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

03:58.053 --> 03:58.985
هی

03:58.987 --> 04:00.053
هی

04:00.055 --> 04:01.955
به‌خاطر آینده‌مون میگم

04:01.957 --> 04:03.957
فقط چون من شب رو با "بانی" گذروندم

04:03.959 --> 04:06.559
دلیل نمیشه که نمی‌تونی توی
تخت خودت بخوابی

04:06.561 --> 04:08.928
درسته . آره ، نه
من تو اسلحه‌خانه خوابیدم

04:08.930 --> 04:11.231
گفتم به شما 2تا یه‌کم فضا بدم

04:11.233 --> 04:12.565
حال "بانی" چطوره؟

04:12.567 --> 04:13.767
"چسبیده به سمت "اِنزو

04:13.769 --> 04:16.169
علی‌رغم تمام چیزهای وحشتناکی
که "اِنزو" بهش گفت

04:16.171 --> 04:18.171
هنوز باید 2-1 روز دیگه
بهش گرسنگی بدیم

04:18.173 --> 04:20.840
تا اینکه "بانی" بتونه بره سراغ
روشن کردن کلید انسانیتش

04:20.842 --> 04:22.976
خب ، اگه کسی بتونه اون رو برگردونه
اون شخص "بانی"ـه

04:22.978 --> 04:26.212
هی ، میدونی چیه؟
من احتمالاً باید برم

04:26.214 --> 04:29.549
من و "آلاریک" یه قرار
کوچولو با "سایرن" داریم

04:29.551 --> 04:30.750
مراقب باش

04:30.752 --> 04:32.018
دیدی که "سیبل" چه کارهایی می‌تونه بکنه

04:32.020 --> 04:33.453
وقتی وارد سرت بشه

04:33.455 --> 04:35.889
مادامی که این چنگال میزان‌سازی
زنگ بزنه نمی‌تونه کاری کنه

04:35.891 --> 04:37.424
یه عبارت مختصری هست
که نامزدها به جای

04:37.426 --> 04:41.728
"موفق باشی و من روحم با توئه"
استفاده می‌کنن؟

04:41.730 --> 04:43.496
آره . فکر کنم باید بگی : دوست‌ـت دارم

04:43.498 --> 04:45.432
منم دوست‌ـت دارم

04:46.435 --> 04:48.468
هی ، مرسی

04:48.470 --> 04:51.383
از پرستار تشکر کن
اون ناخودآگاه همه چیز رو ممکن می‌کنه

04:51.408 --> 04:53.139
هی

04:54.476 --> 04:55.737
فکر کردم بهت گفتم که امروز نیای

04:55.761 --> 04:58.878
خب ، شنیدم کمبود قهوه داری
و بدو بدو اومدم

04:58.880 --> 05:02.524
خب ، در واقع ما وسط یه پروژه بزرگیم
پس چطوره امروز رو مرخصی بگیری؟

05:02.548 --> 05:03.950
پروژه بزرگ؟ به‌نظر سطحی میاد

05:03.952 --> 05:05.652
دختری رو توی زیرزمین بستی؟

05:07.834 --> 05:09.400
شوخی کردم

05:10.058 --> 05:12.235
باشه . من دیگه میرم

05:14.162 --> 05:17.130
در آنِ واحد فقط از عهده یه وسوسه‌گر برمیام

05:17.132 --> 05:19.032
به‌هرحال خبری از "دیمن" شد؟

05:19.034 --> 05:22.602
هیچی . همینه که نگرانم می‌کنه

05:34.516 --> 05:36.282
هی

05:36.284 --> 05:39.486
هی ، حواست اینجا باشه گردن‌کلفت

05:40.555 --> 05:41.921
تو "پیتر مکسوِل"ـی؟

05:41.923 --> 05:43.223
نه . "پیت" صاحب اینجاست

05:43.225 --> 05:44.891
من فقط واسه کمک استخدام شدم

05:44.893 --> 05:46.759
اسمم "لو" هست . چه کمکی ازم برمیاد؟

05:46.761 --> 05:49.162
من واقعاً باید با "پیت" حرف بزنم

05:49.164 --> 05:50.964
خب ، هر کاری می‌خوای بکن

05:50.966 --> 05:52.732
باید یه‌کم دیگه برگرده

05:54.002 --> 05:56.752
هی ، دقیقاً واسه چی اومدی اینجا؟

05:56.777 --> 05:58.371
میدونی ، گفتنش سخته

05:58.373 --> 06:01.508
واقعیتش من حتی کسی نیستم که
به پیدا کردن رئیس‌ـت اهمیت بدم

06:01.533 --> 06:04.143
یه زنی هست
این کلمه رو شل و ول میگم

06:04.145 --> 06:06.579
اسمش "سیبل"ـه که می‌خواد
رئیس‌ـت رو پیدا کنه

06:06.581 --> 06:11.718
پس به طرز مرموزی من اینجام

06:11.720 --> 06:14.354
انگار اون دختره داره ذهنت رو
سرویس می‌کنه

06:14.356 --> 06:17.257
اصلاً خبر نداری

06:17.259 --> 06:20.326
سوپرایز میشی . من 5بار ازدواج کردم

06:21.196 --> 06:24.330
حرفم رو پس می‌گیرم

06:24.332 --> 06:25.999
"دستم رو برملا کردی "لو

06:26.001 --> 06:29.769
ببین ، قضیه اینه یه چیزی
بین من و "سیبل" بود

06:29.771 --> 06:30.904
ولی تموم شد

06:30.906 --> 06:32.505
در نظریه من یه مرد آزادم

06:32.507 --> 06:35.341
ولی من هنوزم می‌بینم دارم
هر کاری رو می‌کنم

06:35.343 --> 06:37.377
که فکر می‌کنم اون دلش می‌خواد
من انجامش بدم

06:37.379 --> 06:40.980
به درک . بین خودم و خودت باشه
احتمالاً به‌خاطرش آدم هم بکشم

06:43.285 --> 06:45.451
پیت" به زودی برمیگرده"
من باید برگردم سر کار

06:45.476 --> 06:46.953
نه

06:46.955 --> 06:49.389
تو باید هر کاری من میگم بکنی

06:49.391 --> 06:52.694
فقط یه سوال دیگه رو جواب بده

06:52.719 --> 06:54.727
بدترین کاری که تا حالا کردی چیه؟

06:54.729 --> 06:58.765
من یکی از اون زن‌هام رو که
برات گفتم رو کشتم

06:58.767 --> 07:00.567
وانمود کردم تصادفی بوده

07:00.569 --> 07:02.735
تکون نخور

07:02.737 --> 07:06.873
"لعنتی ، داشت ازت خوشم میومد "لو

07:08.743 --> 07:10.777
واقعاً

07:19.287 --> 07:23.189
حالا همونطور که گفتی
برگرد سر کارِت

07:46.948 --> 07:51.417
سایرن" کاملاً قدرتمند"
اسیر یک چنگال

07:51.419 --> 07:54.120
این رو مردی میگه که با یه
تکه چوب کشته میشه

07:54.122 --> 07:56.689
قضیه این وسیله چیه که
اینقدر برات درد داره؟

07:56.691 --> 07:58.172
چرا برای بچه‌هام دردناکه؟

07:58.197 --> 08:00.593
من رو بگو فکر کردم همه
رازهام رو فهمیدی

08:00.595 --> 08:01.928
فکر نکنم

08:06.113 --> 08:10.136
اگه این قدرت ذهن‌خوانی‌ـت رو ازت می‌گیره
پس چرا "دیمن" هنوز عروسک توئه؟

08:10.138 --> 08:14.641
من به عمیق‌ترین بخش ناخودآگاهش
وصل شدم

08:14.643 --> 08:17.577
اگه "دیمن" هنوز داره بهم خدمت می‌کنه
واسه اینه که در عمق وجودش

08:17.579 --> 08:18.811
این رو دلش می‌خواد

08:18.813 --> 08:21.381
چرا این‌کار رو باهاش می‌کنی؟

08:21.383 --> 08:23.750
"همه‌ـش که شد "دیمن" ، "دیمن" ، "دیمن

08:23.752 --> 08:26.886
یه ذره هم کنجکاو نیستید
من کی هستم؟

08:26.888 --> 08:28.755
نه در واقع

08:28.757 --> 08:32.291
من فقط به این اهمیت میدم
که چجوری برادرم رو نجات بدم

08:32.293 --> 08:38.431
خب ، خوشبختانه جواب سوالت
یه قصه‌ست درباره من

08:38.433 --> 08:41.100
تو قصه دوست داری ، نه پروفسور؟

08:41.102 --> 08:43.269
داستانای واقعی رو ترجیح میدم

08:43.271 --> 08:45.471
خب پس عاشق این یکی میشی

08:45.473 --> 08:49.709
در روزگاران قدیم در یک
دهکده مدیترانه‌ای کوچک

08:49.711 --> 08:51.144
یه دختری بود

08:51.146 --> 08:53.079
وقتی که بزرگ شد

08:53.081 --> 08:56.246
دختر روستایی کم‌کم از خودش
قدرت‌های ذهن‌خوانی نشان داد

08:56.271 --> 09:00.453
خصلتی که در سرزمینش ممنوع بود
از وقتی که هر کسی یادش میومد

09:01.456 --> 09:02.321
کمک کنید لطفاً

09:02.323 --> 09:04.891
سرنوشت ذهن‌خوان‌ها
تبعید بود

09:04.893 --> 09:08.061
که دختر روستایی بیچاره
معصوم و رها شده

09:08.063 --> 09:10.129
آخر سوار یه قایق شد

09:10.131 --> 09:14.825
این قایق اون رو به سمت
صخره‌های یک ساحل سرد و دور بود

09:25.847 --> 09:31.617
درسته مقدر بود که رهاش کنن
ولی قرار نبود تنها بمونه

09:38.059 --> 09:42.161
اونجا با دختری از اهالی
جزیره ملاقات کرد

09:45.266 --> 09:47.779
هر دو تبعیدی بودن

09:47.804 --> 09:49.469
از نظر توانایی ذهن‌خوانی
به هم مرتبط بودند

09:49.471 --> 09:51.938
جز خون در همه چیز مثل 2تا خواهر بودن

09:51.940 --> 09:55.441
از اون لحظه براشون مقدر شد
...که یه روز

09:56.536 --> 09:58.303
سایرن" بشن"

09:58.780 --> 10:00.346
"پس می‌بینی "استفن

10:00.348 --> 10:03.683
من درک می‌کنم چرا تو هر کاری
برای برادرت می‌کنی

10:04.853 --> 10:09.722
چون خواهرم برام هر کاری می‌کنه

10:09.724 --> 10:11.858
می‌کنه؟

10:11.860 --> 10:13.793
فعل حال؟

10:13.795 --> 10:17.196
یادم رفت بگم ما 2 نفر هستیم؟

10:18.767 --> 10:23.069
من اینجام و اون بیرونه

10:33.047 --> 10:36.114
میشه اون‌کار رو نکنی؟

10:36.116 --> 10:37.950
کاملاً زیاده‌رویه

10:37.952 --> 10:39.651
یعنی چی 2تا "سایرن"؟

10:39.653 --> 10:41.153
فکر کردم تو دانشمندی

10:41.155 --> 10:47.025
تو هر تفسیر اساطیری درباره من
سایرن" به‌صورت جمع به‌کار برده شده"

10:47.027 --> 10:50.829
خب ، تو همون افسانه‌ها گفته که تو
باید پایین تنه‌ات شبیه پرنده‌ها باشه

10:50.831 --> 10:56.768
خب ، خوش‌به‌حال همه‌مون
نمیشه هر چی می‌خونیم رو باور کنیم

10:56.770 --> 10:57.903
بسه

10:57.905 --> 10:59.638
اون کیه؟

10:59.640 --> 11:01.173
"صبور باش "استفن

11:01.175 --> 11:03.942
قول میدم به زودی بفهمی

11:19.693 --> 11:22.327
لعنتی

11:34.508 --> 11:37.042
آره

11:42.416 --> 11:44.916
تکون نخور وگرنه به پلیس زنگ میزنم

11:48.455 --> 11:51.590
کارآموز

11:51.592 --> 11:54.248
پرستار

11:54.273 --> 11:55.827
اسمت "جورجی"ـه ، نه؟

11:55.829 --> 11:58.030
اغلب یواشکی وارد خونه‌ها میشی؟

11:58.032 --> 12:00.832
باید یه‌جوری وارد اتاق خواب
آلاریک" می‌شدم"

12:00.834 --> 12:05.716
باشه . رئیس الان ازم خواست این
دفترچه رو به اسلحه‌خانه برگردونم

12:05.741 --> 12:08.573
منم از حماقتم ازش نخواستم
کلید رو بهم بده

12:08.575 --> 12:11.343
فقط فکر کردم زنگ نزنم
و خودم رو شرمنده نکنم

12:11.345 --> 12:14.679
خب ، تماسی که من الان می‌گیرم
احتمالاً بیشتر شرمنده‌ات می‌کنه

12:14.681 --> 12:16.114
باشه

12:16.116 --> 12:18.246
شاید بهتره تکون نخوری

12:18.271 --> 12:20.652
چطوره بچسبی به چُرت‌ـت و خوراکیات

12:20.654 --> 12:23.522
باشه . به "ریک" زنگ میزنم

12:23.524 --> 12:27.259
اگه من جات بودم واقعاً این‌کار رو نمی‌کردم

12:40.040 --> 12:41.506
تو باید "پیتر مکسوِل" باشی

12:41.508 --> 12:42.507
تو کدوم خری هستی؟

12:42.509 --> 12:44.976
...دیمن سالواتور" یا"

12:44.978 --> 12:48.980
مردی که اون میمون کوچولوی
روغنیت رو کباب کرد

12:48.982 --> 12:50.511
بی‌ادبی نباشه "پیت" ولی فکر نمی‌کنم

12:50.536 --> 12:52.084
اون آتش‌خاموش‌کن کار کنه

12:52.086 --> 12:54.486
لو" با سوختگی ابدی قرار گذاشت"

12:57.512 --> 13:01.660
قبل اینکه اون تماس رو بگیری
می‌خوام یه سوال از خودت بپرسی

13:01.662 --> 13:03.495
اگه من نوکر وفادارت رو کشته باشم

13:03.497 --> 13:07.132
اونم با خونسردی چرا باید با
کشتن تو مشکلی داشته باشم؟

13:09.403 --> 13:12.003
پسر خوب

13:12.005 --> 13:13.672
"ولی این سوال انحرافی بود "پیت

13:13.674 --> 13:16.675
در واقع هنوز نمی‌تونم بکشمت

13:16.677 --> 13:18.376
خب ، فکر کنم آروم شدم

13:18.378 --> 13:19.544
تا حالا دختری به اسم "سیبل" رو دیدی؟

13:19.546 --> 13:21.646
یه دختر خیلی جذاب

13:21.648 --> 13:24.449
که وقتی از گوشت انسان‌ها
تغذیه نکنه صورتش فاسد میشه؟

13:24.451 --> 13:25.517
تو دیوونه‌ای

13:25.519 --> 13:26.985
"این یعنی نه "پیت

13:26.987 --> 13:29.621
ولی بازم می‌تونی بهم دروغ بگی

13:31.859 --> 13:35.327
حالا راستش رو بگو -
میدونی درباره چی حرف میزنم؟
نه -

13:35.329 --> 13:37.629
همه حرفات به‌نظر دیوونگی‌ـن

13:41.702 --> 13:43.668
لعنتی

13:43.670 --> 13:45.437
تا جایی که بتونم این رو ساده می‌کنم

13:45.439 --> 13:47.506
تو چیزی داری که "سیبل" می‌خواد

13:47.508 --> 13:48.840
من می‌خوام تحویلش بدم

13:48.842 --> 13:51.343
می‌تونی هر چی می‌خوای برداری و بری

13:51.345 --> 13:53.078
"این دست خودت نیست "پیت

13:53.080 --> 13:55.080
من دقیقاً نمیدونم دنبال چی هستم

13:55.082 --> 13:56.748
پس تو چطوری قراره پیداش کنی؟

13:56.750 --> 13:59.618
ما "پیت"...ما

13:59.620 --> 14:00.702
معامله‌مون اینه

14:00.727 --> 14:04.122
من به‌طور خودآگاه فقط میدونم
این جزء ارثیه خانواده "مکسوِل"ـه

14:04.124 --> 14:08.093
ولی به‌طور ناخودآگاه من کاملاً مطمئنم
وقتی ببینمش می‌شناسمش

14:08.095 --> 14:10.962
باشه؟ خب ، از کجا شروع کنیم؟

14:10.964 --> 14:12.597
من نمیدونم

14:12.599 --> 14:15.133
ببین ، تنها خانواده من پسرمه

14:15.135 --> 14:18.703
می‌خوام به سختی فکر کنی
چون زندگیت بهش وابسته‌ست

14:18.705 --> 14:21.306
چند سال پیش مادربزرگم مرد ، خب؟

14:21.308 --> 14:23.008
برام یه جعبه وسایل گذاشت

14:23.010 --> 14:24.276
به‌نظر امیدوارکننده‌ست

14:24.278 --> 14:25.477
درباره چجور چیزهایی حرف میزنیم؟

14:25.479 --> 14:27.145
نمیدونم . هیچ‌وقت بازش نکردم

14:27.147 --> 14:29.060
کلاً یه‌کم با خانواده‌ام خوب نیستم

14:29.085 --> 14:31.483
باور کن این حس رو می‌شناسم مرد

14:31.485 --> 14:33.018
این جعبه کجاست "پیت"؟

14:33.020 --> 14:34.486
یه جایی تو انباره

14:34.488 --> 14:35.954
پسرم یه مدت پیش دنبالش می‌گشت

14:35.956 --> 14:38.323
شاید پیداش کرده ، خب؟ -
خوبه -

14:38.325 --> 14:40.125
به پسرت زنگ بزن . بگو بیاد اینجا

14:40.127 --> 14:41.626
همین الان

14:45.666 --> 14:48.700
سلین"ـه . مراقبش هستی؟"

14:48.702 --> 14:50.068
آره

14:50.070 --> 14:53.338
سلین"؟ چه اسم مشکوکی"

14:53.340 --> 14:54.806
چقدر شبیه "سایرن"ها

14:54.808 --> 14:56.975
چطوره فقط روی تو و خواهرت تمرکز کنیم؟

14:56.977 --> 15:00.512
فکر کنم فقط منتظر
آلاریک" می‌مونم تا برگرده"

15:00.514 --> 15:03.014
داری وقت تلف می‌کنی

15:03.016 --> 15:04.482
اون کیه؟

15:04.484 --> 15:07.886
فکر می‌کنی با اذیت کردنم
سرعت کار رو بیشتر می‌کنی؟

15:15.262 --> 15:17.229
مرسی

15:17.231 --> 15:20.398
حالا با اینکه از همراهی همدیگه
لذت می‌بردن

15:20.400 --> 15:23.501
دخترها مدام یه همراه دیگه هم داشتن

15:23.503 --> 15:24.703
گرسنگی

15:24.705 --> 15:30.208
دختری که این‌همه مدت در جزیره
زنده مونده بود یه نقشه داشت

15:30.210 --> 15:32.444
با من صداشون کن

15:33.814 --> 15:36.081
هرگز صدامون رو نمی‌شنون

15:36.083 --> 15:38.016
صدات رو بالا ببر

15:38.018 --> 15:40.252
و ذهنت همراه با صدات اوج می‌گیره

15:47.227 --> 15:48.627
کمک

15:48.629 --> 15:50.228
اینجا

15:50.230 --> 15:51.396
کمک

15:51.398 --> 15:53.465
کمک ، کمک

15:53.467 --> 15:55.500
لطفاً اینجا

15:55.502 --> 15:56.635
کمک

15:56.637 --> 15:58.737
صدامون رو شنیدن

15:58.739 --> 16:00.782
کشتی داره اینوری میاد

16:00.807 --> 16:02.440
ما نجات پیدا کردیم

16:04.928 --> 16:06.094
اینجا

16:08.348 --> 16:11.549
ولی دختر جزیره‌ای
بهتر میدونست

16:11.551 --> 16:13.418
اون قبلاً این‌کار رو کرده بود

16:13.420 --> 16:16.021
با ذهنش ملوان‌های رهگذر
رو صدا زده بود

16:16.023 --> 16:22.127
ولی مهم نبود ذهنش چقدر تیز بود
تپه‌های اطراف جزیره تیزتر بودن

16:22.129 --> 16:23.962
پس کشتی رو به گِل نشوندید

16:23.964 --> 16:25.597
کلمه "نابودی" رو به‌کار ببر

16:25.599 --> 16:29.167
بالای صخره‌ها رفتیم
و ملوان‌هاش رو با مرگ نابود کردیم

16:29.169 --> 16:31.676
ولی نیمه پر لیوان اینه

16:31.701 --> 16:36.141
آذوقه شیرینِ شیرین‌شون
به زودی به ساحل میرسید

16:46.219 --> 16:48.987
امروز جذر و مد موافق ما نبود

16:48.989 --> 16:51.022
فقط این رسید

16:51.024 --> 16:53.458
میدونستی اینطوری میشه؟

16:53.460 --> 16:55.060
جزیره بی‌ثمرـه

16:55.062 --> 16:58.363
فقط توت و گراز وحشی داره

16:58.365 --> 17:03.468
اینجوری راحت‌تر و باحال‌ترـه

17:04.571 --> 17:07.706
خواهر ، براشون گریه نکن

17:07.708 --> 17:10.675
اون ملوان‌ها اهل روستای خودمون بودن

17:10.677 --> 17:13.878
همون کسایی که ما رو به اینجا
تبعید کردن تا بمیریم

17:13.880 --> 17:16.648
هرگز دوباره اینطور نمیشه

17:16.650 --> 17:20.518
اگه نتونیم با چیزی که خدا برامون
مهیا کرده زندگی کنیم

17:20.520 --> 17:22.654
پس اصلاً نباید زنده بمونیم

17:24.157 --> 17:26.157
قول میدی؟

17:29.363 --> 17:32.430
اگه به نظرت آشناست متوقفم کن

17:32.432 --> 17:35.633
یه خواهر خوب که مصممه
مثل یه راهبه زندگی کنه

17:35.635 --> 17:38.036
و یه خواهر خودخواه و شرور

17:38.038 --> 17:40.672
که حاضره برای فرونشاندن گرسنگیش
دچار قتل بشه

17:42.519 --> 17:46.745
بیخیال . فهمیدی
تشبیه زیادی خوبیه

17:46.747 --> 17:49.981
"داستان ما داستان شماست "استفن

17:49.983 --> 17:52.350
پس الان آزمون اینه

17:52.352 --> 17:54.853
تو کدوم دختر هستی؟

18:04.032 --> 18:06.698
خب ، نظرت چیه؟

18:06.700 --> 18:09.267
"فکر می‌کنم تزئینات کاپوت ماشینه "پیت

18:09.269 --> 18:12.237
ماشین "رولز رویس" قدیمی

18:12.239 --> 18:14.305
بعلاوه فکر می‌کنم

18:14.307 --> 18:16.274
تو در خطر از دست دادن یه
زندگی واقعی هستی

18:16.276 --> 18:18.276
من کاری که خواستی رو می‌کنم

18:18.278 --> 18:21.146
جدی؟ من مجبورت کردم که
چیزی که نیاز دارم رو پیدا کنی

18:21.148 --> 18:23.281
تو همه‌ـش یه مشت آشغال برام میاری

18:25.152 --> 18:27.519
اون ساعت رو از کجا آوردی؟

18:27.521 --> 18:30.462
پسرم بهم داد . چه فرقی می‌کنه؟

18:30.487 --> 18:32.401
از اونجا که این یه ارثیه خانوادگیه تقریباً

18:32.426 --> 18:35.026
بدش به من

18:45.238 --> 18:46.738
تو شاه‌پسند خوردی

18:46.740 --> 18:48.807
نمیدونم چی میگی

18:48.809 --> 18:51.509
"بهم دروغ گفتی "پیت

18:51.511 --> 18:53.711
میدونی سر دروغگوها چه بلایی میاد؟

18:58.151 --> 18:59.918
مستقیم میرن جهنم

19:06.189 --> 19:07.922
داناوان"؟"

19:11.331 --> 19:12.630
بابا

19:17.213 --> 19:19.343
تکون نخور . بذار ببینمش

19:23.082 --> 19:25.014
باشه . ببین ، انقدرا هم بد نیست ، خب؟

19:25.039 --> 19:26.750
فقط بهش فشار بیار . چیزیت نمیشه

19:26.752 --> 19:28.051
"بهم دروغ نگو "مت

19:28.053 --> 19:31.355
ببین ، خوب میشی اگه
دقیقاً هر کاری میگم بکنی

19:34.360 --> 19:36.627
چکار می‌کنی؟ -
باید خون اون رو بخوری -

19:36.629 --> 19:38.462
چرا؟ -
بعداً توضیح میدم -

19:38.464 --> 19:40.897
ولی الان باید بهم اعتماد کنی ، خب؟

19:40.899 --> 19:42.850
بنوش -
نه -

19:47.178 --> 19:49.640
چی؟

19:57.583 --> 19:59.824
چی شد؟ -
گفتم که همه چیز رو توضیح میدم -

19:59.848 --> 20:02.097
ولی اول باید بفهمیم که چرا
دیمن" می‌خواست اذیت‌ـت کنه"

20:02.121 --> 20:04.421
وایسا . داری میگی این یارو رو می‌شناختی؟

20:04.423 --> 20:05.956
دارم میگم می‌شناسمش

20:05.958 --> 20:08.992
اون نمرده . نه دقیقاً

20:08.994 --> 20:11.728
میدونم . هیچ‌کدوم اینا معنی نمیده . میدونم

20:11.730 --> 20:12.996
چند ماه ردت رو زدم

20:12.998 --> 20:14.309
و درباره هیچ‌کدوم اینا چیزی بهت نگفتم

20:14.333 --> 20:15.866
باشه . متأسفم ولی قول میدم

20:15.868 --> 20:17.834
اگه الان بری سوار ماشین بشی
همه چیز رو توضیح بدم

20:17.836 --> 20:20.470
فقط نمی‌خوام ببینی بعدش چی میشه

20:29.815 --> 20:33.617
ببین ، احساس حماقت می‌کنم که زنگ زدم
احتمالاً چیزی نیست

20:33.619 --> 20:34.788
چرا؟ چه خبره؟

20:34.813 --> 20:38.322
خب ، کارآموزت "جورجی" یواشکی
وارد خونه شد

20:38.324 --> 20:39.289
وایسا . چی؟

20:39.291 --> 20:40.691
و یه کتاب رو برداشت

20:40.693 --> 20:41.925
دفتر یه آدم مرده رو

20:41.927 --> 20:43.627
گفت داره میاردش پیش تو

20:43.629 --> 20:45.362
خب ، تو خوبی؟ دخترها خوبن؟

20:45.364 --> 20:46.496
آره . چطور؟

20:46.498 --> 20:47.864
باید بیشتر نگران بشم؟

20:47.866 --> 20:49.800
یعنی اون فقط یه‌کم عجیبه ، نه؟

20:52.283 --> 20:55.027
چیزی نیست . هی ، مرسی که زنگ زدی

20:55.052 --> 20:57.224
باید بعداً بهت زنگ بزنم ، خب؟

21:03.048 --> 21:07.784
سلام

21:09.088 --> 21:10.987
جورجی"؟"

21:10.989 --> 21:13.657
من اینجام . ببخشید

21:13.659 --> 21:15.792
وایسا

21:15.794 --> 21:17.694
ببین ، لازم نیست باهم دشمن باشیم

21:17.696 --> 21:21.431
من و "دیمن" هیچ‌کاری به اسلحه‌خانه نداشتیم
تا اینکه تو اون رو تسخیر کردی

21:21.433 --> 21:24.768
اگه ما دشمنیم واسه اینه که
تو این راه رو انتخاب کردی

21:24.770 --> 21:27.104
من هیچ‌کدوم اینا رو نخواستم -
خدایا -

21:27.106 --> 21:28.777
تو درست مثل اونی

21:28.802 --> 21:31.475
تا آخرش مثل یه قربانی هستی

21:31.477 --> 21:35.545
اون اصرار داشت که جزیره
بهشون غذا میده

21:35.547 --> 21:37.922
وقتی اینطوری نشد ایمانش متزلزل شد

21:37.947 --> 21:40.717
خدا چیزی مهیا نکرد

21:40.719 --> 21:42.886
این مسئولیت خواهرش بود

21:42.888 --> 21:46.056
سمت دیگه جزیره قلمرو
گرازهای وحشی بود

21:46.058 --> 21:48.859
خطرناک بود ولی اون میدونست
که باید شکار کنن

21:48.861 --> 21:53.263
و حالا خدا خوب بود

21:53.265 --> 21:55.432
یا شاید گرازی در جزیره نبود

21:55.434 --> 21:57.701
تو مدام کشتی‌ها رو گول زدی
تا به سمت صخره بیان

21:57.703 --> 21:59.569
برای آذوقه کشتی‌شون

21:59.571 --> 22:02.278
می‌خوای بدترین بخش‌ـش رو بدونی؟

22:03.509 --> 22:06.209
هیچ آذوقه‌ای در کشتی‌ها نبود

22:06.211 --> 22:07.944
فقط ملوان بود

22:07.946 --> 22:12.847
پس یه دختر معصوم تبدیل به هیولا شد

22:12.872 --> 22:16.653
فقط چون خواهر بزرگترش مجبورش کرد
تا شیوه زندگیش رو قبول کنه

22:16.655 --> 22:21.057
حتی اگه باید مردم رو می‌کشت و می‌خورد
تا زنده بمونه

22:21.059 --> 22:25.629
پس دوباره می‌پرسم
تو کدوم دختر هستی؟

22:25.631 --> 22:28.899
فقط همین رو باید بدونی

22:28.901 --> 22:34.271
هر کاری که من و "دیمن" در گذشته
با همدیگه کردیم بخشیده شده

22:34.273 --> 22:36.440
اون برادرمه

22:36.442 --> 22:41.445
و هیچ‌کاری نمی‌تونی بکنی تا
این رو عوض کنی

22:42.948 --> 22:45.957
فکر کنم برادرت رو دست‌بالا گرفتی

22:47.012 --> 22:50.120
و مشخصه که منم خواهرم رو
دست‌کم گرفتم

23:14.470 --> 23:17.830
هی ملوان

23:17.832 --> 23:19.865
باهام چکار کردی؟

23:19.867 --> 23:20.689
من تو سرتم

23:20.714 --> 23:22.650
خب ، یه‌جورایی تو سرمون

23:22.675 --> 23:24.353
خاطرات من در سر تو

23:24.378 --> 23:27.172
چنگال مسخره‌ات دیگه زنگ نمیزنه

23:28.150 --> 23:32.170
جایی برای فرار نیست
پس باهام راه بیا

23:33.707 --> 23:36.141
پس اینجا به روانم حمله می‌کنی؟

23:36.143 --> 23:37.741
می‌خوای من رو از پا دربیاری؟

23:37.766 --> 23:39.015
طبیعتاً آره

23:39.040 --> 23:40.945
ولی رئیس برنامه‌های دیگه‌ای برات داره

23:40.947 --> 23:42.747
رئیس؟

23:42.749 --> 23:44.349
درباره چی حرف میزنی؟

23:44.351 --> 23:46.918
اون فکر می‌کنه تو
ارزش شنیدن کل داستان رو داری

23:48.122 --> 23:49.889
ادامه بدیم؟

23:57.164 --> 24:00.131
سال‌ها خواهرم و من به عنوان
آدم‌خوار زندگی کردیم

24:00.133 --> 24:02.200
یکیمون مشتاق بود

24:02.202 --> 24:04.335
یکیمون به شدت نادان بود

24:04.337 --> 24:07.038
تا من این رو کشف کردم

24:07.040 --> 24:11.376
جایی که خواهرم ملوان‌هایی رو
دفن کرده بود که کشته بود

24:11.378 --> 24:13.707
فقط با جزر و مد کم پیدا می‌شد

24:13.732 --> 24:15.847
بهترین نقطه مخفی‌کاری بود

24:15.849 --> 24:17.415
کشفش کردی؟

24:19.240 --> 24:22.020
تو دختر اهل جزیره نیستی ، نه؟

24:22.022 --> 24:23.688
تو دختر روستایی هستی

24:23.690 --> 24:27.559
...من سعی کردم

24:27.561 --> 24:30.528
خیلی سعی کردم خوب باشم

24:30.530 --> 24:34.593
خواهرم این وجود رو بر من تحمیل کرد

24:34.618 --> 24:36.768
چیه؟ توقع داری باهات همدردی کنم؟

24:36.770 --> 24:38.002
بعد تمام کارهایی که کردی؟

24:38.004 --> 24:40.405
شاید ، شایدم نه

24:40.407 --> 24:43.208
: همه‌ـش میرسه به یه سوال

24:43.210 --> 24:48.847
کدوم "سایرن" در روح
شبیه توئه "استفن"؟

24:57.691 --> 24:59.724
بیخیال رفیق . بسه

24:59.726 --> 25:01.944
هر دو میدونیم من رو نمی‌کشی

25:01.969 --> 25:02.861
چرا که نه؟

25:02.863 --> 25:04.523
انگار این راه‌حل تو برای همه چیزـه

25:04.547 --> 25:05.769
شاید باید منم یه امتحانی بکنم

25:05.794 --> 25:08.600
"ببخشید "مت
میدونم این باید من رو بترسونه

25:08.602 --> 25:10.101
ولی ترس یه حسه

25:10.103 --> 25:13.671
و از وقتی من کلیدم رو خاموش کردم
یه‌جورایی بدون حس کار می‌کنم

25:13.673 --> 25:17.575
تنها چیزی که ازت
دریافت می‌کنم بیچارگیه

25:17.577 --> 25:19.677
حق داری "دیمن" . من بیچاره‌ام

25:19.679 --> 25:23.147
برای یک‌بار هم که شده به
بدبختی‌هات اهمیت نمیدم

25:23.149 --> 25:25.557
برام مهم نیست که انسانیت‌ـت
رو خاموش کردی

25:25.582 --> 25:28.019
فقط می‌خوام بدونم چرا سعی کردی
پدرم رو بکشی

25:28.021 --> 25:29.454
ببین مرد ، برای دفاع از خودم باید بگم

25:29.456 --> 25:31.222
نمیدونستم اون بابای توئه

25:31.224 --> 25:33.124
من همیشه فکر می‌کردم تو حرومزاده‌ای

25:33.126 --> 25:35.226
خفه‌شو . دیگه بازی بسه

25:36.796 --> 25:40.498
خب ، "تایلر لاک‌وود" از شنیدنش
خیلی ناراحت میشه

25:40.500 --> 25:43.763
چون اگه همراهم بازی نکنی
اون می‌میره

25:43.788 --> 25:45.847
شاید به این اهمیت بدی

25:47.941 --> 25:49.507
حتی تو هم اینقدرا احمق نیستی

25:49.509 --> 25:52.377
با انسانیت یا بدون انسانیت
هیچکی واسه این‌کار نمی‌بخشدت

25:52.379 --> 25:53.745
"بخصوص "الینا

25:53.747 --> 25:55.713
خب ، کل قضیه همینه احمق جون

25:55.715 --> 25:58.082
"ظاهراً یه مدته تو باغ نیستی "مت

25:58.107 --> 26:01.285
پس بذار روشنت کنم

26:01.310 --> 26:04.255
من و "الینا" تموم شدیم

26:04.257 --> 26:08.126
در واقع من دارم یه
زن دیگه رو می‌بینم

26:08.128 --> 26:11.162
دروغ میگی . آخرین چیزی که
..."میدونم اینه که "تایلر

26:11.164 --> 26:12.897
توی نیویورک بود؟

26:12.899 --> 26:14.966
دروغ میگم یا وقتی میگم که

26:14.968 --> 26:18.266
دیشب گلوش رو پاره کردم به شدت دارم
راستش رو میگم؟

26:18.291 --> 26:21.072
بعد برای سفر علمی بردمش

26:21.074 --> 26:26.136
گذاشتمش پشت یه "ماستنگ" سبز
در "پارک اند گو" جاده 20 خونریزی کنه

26:26.161 --> 26:28.521
درست اونور مرز

26:28.546 --> 26:32.417
حالا جزئیاتش برای یه دروغ زیاد بود؟

26:32.419 --> 26:35.119
"نوبت توئه "مت

26:35.121 --> 26:37.288
زمان داره می‌گذره

26:38.825 --> 26:43.194
اگه به "تایلر" آسیب زده باشی
به خدا قسم می‌کشمت

26:43.196 --> 26:47.665
خب ، تا دلت می‌خواد به خدا قسم بخور

26:47.667 --> 26:50.468
اون بهت گوش نمیده

27:06.652 --> 27:13.090
"هی "استفن" یا "کرولاین

27:13.092 --> 27:16.494
فکر کنم این مدل مدرن من
از دفتر یه آدم مرده است

27:16.496 --> 27:19.563
"پی‌نوشت : من فکر می‌کنم "جورجی
سایرن" دوم‌ـه"

27:19.565 --> 27:21.165
اگه تا حالا نفهمیدین

27:21.167 --> 27:25.603
جالبه که به‌خاطر "جورجی"ـه که من
میدونم راه خروج اینجا

27:25.605 --> 27:28.305
از یه سیستم تونلی در پشت
یکی از اون دیوارهاست

27:28.307 --> 27:29.874
به‌هرحال برای یافتن اون دیوار
و عبور ازش

27:29.876 --> 27:32.563
من باید خودم رو از صدا و تصویر
محروم می‌کردم

27:32.588 --> 27:34.845
حالا با اینکه بستن چشمام راحت بود

27:34.847 --> 27:38.604
بخش شنوایی سخته

27:42.522 --> 27:44.955
...به‌هرحال

27:44.957 --> 27:48.192
یه‌کم خون خون‌آشام می‌تونه
هر چیزی رو درست کنه

27:48.194 --> 27:50.394
...حداقل همه‌ـش این رو به خودم میگم پس

27:50.396 --> 27:54.265
با این نکته دلگرم‌کننده
پایان و تمام

28:06.145 --> 28:08.078
باورم نمی‌شد

28:08.080 --> 28:09.847
تمام اون سال‌ها

28:09.849 --> 28:13.450
خواهرم بهم کلک زد
گوشت انسان بخورم

28:13.452 --> 28:16.053
ولی باید حقیقت رو از دهان
خودش می‌شنیدم

28:16.055 --> 28:18.055
پس باهاش روبرو شدم

28:18.057 --> 28:21.292
باید چهره‌اش رو میدی

28:22.349 --> 28:24.261
وایسا . می‌بینی

28:24.263 --> 28:26.463
الان میادش

28:33.272 --> 28:34.471
نه

28:34.473 --> 28:37.074
استفن" ، تو خواهرم رو دیدی"

28:37.076 --> 28:38.976
"سلین"

28:42.148 --> 28:44.648
خوابیدی

28:46.018 --> 28:49.687
یه لحظه عزیزم

28:49.689 --> 28:52.056
الو؟ -
آلاریک" گیر افتاده" -

28:52.058 --> 28:54.024
چرا مجبورم کردی این‌کار رو بکنم؟

28:54.026 --> 28:57.962
هر جا که هستی کنار بزن
و همونجا بمون تا پیدات کنم

28:57.964 --> 28:59.997
بعد راجع بهش حرف میزنیم

28:59.999 --> 29:03.000
برامون یه قصه میگی؟

29:03.002 --> 29:04.735
حتماً عزیزم . چجور قصه‌ای؟

29:04.737 --> 29:06.136
غمگین نباشه

29:08.307 --> 29:10.674
باشه

29:10.676 --> 29:15.679
من فقط یه قصه بلدم
ولی باید بین خودمون باشه

29:15.681 --> 29:18.382
به بابا و مامان نگید

29:18.384 --> 29:22.921
"بهش میگن "افسانه آرکِیدیوس

29:33.249 --> 29:35.383
الو؟

29:35.385 --> 29:38.653
یه‌کم اینجا کمک کنید

29:43.626 --> 29:47.228
فکر کنم وقت نقشه دوم باشه

29:59.309 --> 30:00.575
خبر بد

30:03.079 --> 30:05.246
نقشه دوم همیشه مزخرفه

30:20.196 --> 30:22.263
سلام خوشگله

30:22.265 --> 30:26.200
من همه‌جا دنبالت گشتم

30:33.242 --> 30:37.845
ازم نپرس این رو از کجا میدونم
یا اینکه قراره چکار کنی

30:37.847 --> 30:41.616
ولی "سیبل" خیلی از دیدنت
خوشحال میشه

30:41.618 --> 30:45.439
سلین" اون یکی "سایرن"ـه؟"

30:45.464 --> 30:49.552
چی شوکه‌کننده‌ترـه؟ اینکه اون
مخفیانه بهم گوشت انسان میداده؟

30:49.577 --> 30:52.912
یا اینکه الان ماسک پرستار بچه رو زده؟

30:52.914 --> 30:54.741
همین الان از سرم بیا بیرون

30:54.766 --> 30:57.016
چرا؟ تا بری به "آلاریک" هشدار بدی؟

30:57.018 --> 31:00.553
فکر می‌کنی میذارم وقتی بیدار شدی
این رو به یاد بیاری؟

31:00.555 --> 31:03.890
ببخشید . دستور از بالاست

31:03.892 --> 31:05.892
خب ، از پایین

31:17.772 --> 31:20.039
باهام چکار کردی؟

31:20.041 --> 31:21.274
تو بگو

31:21.276 --> 31:22.975
چی یادته؟

31:26.281 --> 31:29.615
با خواهرت روبرو شدی

31:29.617 --> 31:33.686
اون برخلاف خواسته‌ات تو رو آدم‌خوار کرد

31:33.688 --> 31:37.189
و خواهرم دقیقاً کیه؟

31:42.230 --> 31:44.397
نمیدونم

31:45.266 --> 31:47.566
چه اعصاب‌خُردکن

31:47.568 --> 31:50.836
چرا هنوز اینجایی؟

31:50.838 --> 31:52.638
من بیهوش شدم و تو توی سرم بودی

31:52.640 --> 31:54.707
چرا فرار نکردی؟

31:54.709 --> 31:56.842
و با چنین پایان نامعلوم غم‌انگیزی ولت کنم؟

31:56.844 --> 31:59.145
من اونقدرا شرور نیستم

32:00.148 --> 32:02.448
می‌خواستم سوالت رو جواب بدم

32:03.584 --> 32:05.484
اینکه چطوری برادرت رو نجات بدی

32:05.486 --> 32:08.521
: ولی برای بار آخر باید بدونم

32:08.523 --> 32:12.325
تو دختر جزیره‌ای یا دختر روستایی؟

32:13.728 --> 32:14.994
وایسا

32:14.996 --> 32:17.396
جواب بده "استفن" . این مهمه

32:17.398 --> 32:19.598
در داستان من تو کی هستی؟

32:19.600 --> 32:24.103
قربانی که سال‌ها سعی کرد
از خون انسان نخوره

32:24.105 --> 32:27.740
فقط تا برادر خودخواهش
وارد شهر بشه و کل‌ـش رو نابود کنه؟

32:27.742 --> 32:32.011
یا تو هیولایی که وقتی برادرش
رو مجبور کرد خون‌آشام بشه

32:32.013 --> 32:34.080
سرنوشتش رو رقم زد؟

32:34.082 --> 32:36.115
کسی که برادرش رو محکوم به ابدیتی
از بدبختی کرد

32:36.117 --> 32:38.617
چون می‌ترسیدی تنها باشی؟

32:38.619 --> 32:40.419
دوباره اینطوری شد

32:40.421 --> 32:42.288
تاریخ قدیمی

32:42.290 --> 32:45.691
"تعجب می‌کنی که در ذهن "دیمن
چقدر این ماجرا تازه‌ست

32:45.693 --> 32:47.526
جواب بده

32:47.528 --> 32:49.695
تو کی هستی؟

32:57.005 --> 32:59.171
هر دو

33:04.379 --> 33:08.214
"من درباره‌ات اشتباه می‌کردم "استفن

33:08.216 --> 33:11.183
تو ارزش داری

33:11.185 --> 33:13.853
آمادگی حقیقت رو داری

33:13.855 --> 33:17.048
وقتی من حقیقت رو راجبه
کار خواهرم فهمیدم

33:17.073 --> 33:18.491
برای خودم

33:18.493 --> 33:22.228
تنها کاری رو کردم که
آدمای خوب می‌کنن

33:22.230 --> 33:24.196
خودم رو از صخره پرت کردم

33:24.198 --> 33:28.627
همونطور که می‌مردم
برای شفقت دعا کردم

33:28.652 --> 33:30.657
برای عشق ، برای بخشش

33:30.682 --> 33:32.782
کمک...کسی کمک کنه

33:32.807 --> 33:35.496
ولی خدا اصلاً جوابم رو نداد

33:36.488 --> 33:38.911
در عوض اون جواب داد

33:38.913 --> 33:42.114
فرزند زیبا و شکسته من

33:44.019 --> 33:45.585
تو کی هستی؟

33:45.587 --> 33:47.387
خودت میدونی

33:47.389 --> 33:48.922
آرکِیدیوس"؟"

33:48.924 --> 33:51.789
"همه بهم میگن "کِید

33:51.814 --> 33:54.260
تو باید مرده باشی

33:54.262 --> 33:55.695
حتماً

33:55.697 --> 33:57.664
آره

34:00.435 --> 34:01.701
...خواهرم

34:01.703 --> 34:03.269
می‌تونی کمکش کنی؟

34:03.271 --> 34:04.704
آره

34:04.706 --> 34:08.975
ولی بهایی هست

34:08.977 --> 34:10.710
هر چیزی

34:12.447 --> 34:14.447
...خواهرم

34:14.449 --> 34:17.617
اون با "کِید" معامله کرد

34:17.619 --> 34:22.255
ابدیت ، زیبایی و جوانی برای هردومون

34:22.257 --> 34:26.492
اگه ما به ارباب جدید خدمت کنیم

34:26.494 --> 34:29.996
ما گوشت خوردیم تا زیبا بمونیم

34:29.998 --> 34:32.966
و اون روح آدمای بد رو جمع کرد

34:32.968 --> 34:34.867
در جهنم

34:34.869 --> 34:36.869
جهنم؟

34:38.406 --> 34:40.607
یعنی جهنم واقعی

34:40.609 --> 34:42.141
بیخیال

34:42.143 --> 34:43.743
فقط حقیقت رو بگو

34:43.745 --> 34:46.913
کِید" کیه؟ اون چیه؟"

34:46.915 --> 34:49.983
"اون جواب تمام مشکلات توئه "استفن

34:52.683 --> 34:54.716
می‌خوای برادرت رو نجات بدی؟

34:56.073 --> 34:59.207
فقط باید شیطان رو بکشی

35:06.532 --> 35:08.056
من باورم نمیشه

35:08.081 --> 35:10.517
کدوم بخش رو؟ خیلی حرفا زدیم

35:10.542 --> 35:12.976
جهنم ، شیطان...هیچ‌کدومش وجود نداره

35:12.978 --> 35:16.179
قبل اینکه عاشق یه خون‌آشام بشی
و خودت خون‌آشام بشی

35:16.181 --> 35:17.881
خون‌آشام‌ها رو باور می‌کردی؟

35:17.883 --> 35:20.116
"مشکل حقایق همینه "استفن

35:20.118 --> 35:22.585
باورت بشه یا نشه حقیقت همینه

35:22.587 --> 35:24.020
بهت قول میدم

35:24.022 --> 35:25.855
همونطور که خواهرم بهم قول داد

35:25.857 --> 35:28.992
مردی به نام "کِید" وجود داشت

35:28.994 --> 35:31.394
مردم عاشق نفرین کردنش بودن

35:31.396 --> 35:34.927
و فقط آخرش اون تسلیم‌شون شد

35:34.952 --> 35:39.336
فقط وقتی بوی گوشت سوخته‌اش
بینیش رو می‌سوزوند

35:39.338 --> 35:42.539
اون دید مردم واقعاً چی هستن

35:44.076 --> 35:45.873
هیولا

35:45.898 --> 35:47.566
مثل من و تو

35:47.691 --> 35:51.081
پس "کِید" هم اونا رو نفرین کرد
با آخرین نفس‌ـش

35:51.083 --> 35:55.318
دم بسیار قوی از ذهن‌خوانی بیرون داد
که دنیای خودش رو تشکیل داد

36:01.193 --> 36:02.926
اگه دلت می‌خواد بهش بگو جهنم

36:02.928 --> 36:07.330
مهم نیست چه اسمی بهش بدی
یا باورت بشه یا نشه

36:07.332 --> 36:11.601
به‌هرحال اونجاست که "کِید" از
ارواح نفرین شده تغذیه می‌کنه

36:11.603 --> 36:14.437
"اونجاست که منتظر توئه "استفن

36:16.108 --> 36:18.942
قضیه رو به من ربط نده

36:18.944 --> 36:21.444
من دارم سعی می‌کنم به
برادرم کمک کنم

36:21.446 --> 36:23.646
ولی این قضیه راجبه توئه

36:23.648 --> 36:28.017
واقعاً فکر کردی تمام کارهای
رقت‌انگیزت برای جبران

36:28.019 --> 36:30.153
تو رو از سرنوشتی نجات میده
که در عمق وجودت

36:30.155 --> 36:32.288
میدونی لیاقتش رو داری؟

36:32.290 --> 36:35.759
سرنوشتی شایسته‌ی "درنده‌ی مونترِی"؟

36:39.331 --> 36:40.817
نه

36:43.568 --> 36:48.171
اون تقریباً مال 100 سال پیشه
من دیگه اون شخص نیستم

36:48.173 --> 36:50.557
"مهم نیست "استفن

36:50.582 --> 36:52.603
اون لکه همیشه روی روحت می‌مونه

36:52.628 --> 36:55.813
مهم نیست چقدر سخت
تلاش کنی پاکش کنی

36:55.814 --> 36:57.514
پس مبارزه نکن

36:58.650 --> 37:00.784
اونجوری راحت‌ترـه

37:02.988 --> 37:05.054
شاید من لیاقتش رو دارم

37:05.056 --> 37:08.825
ولی "دیمن" نداره
چون من مجبورش کردم اینجوری بشه

37:09.728 --> 37:13.997
پس اگه تقصیر منه
من رو نفرین کن

37:13.999 --> 37:16.132
نه اون رو

37:17.269 --> 37:19.702
سرنوشت "دیمن" دیگه رقم خورده

37:19.704 --> 37:23.039
من به ذهنش دسترسی پیدا کردم
و نشونش دادم

37:23.041 --> 37:26.209
چی منتظرشه و حتی اون قاشق کوچیک

37:26.211 --> 37:29.446
براش کافی بود تا کلید کوچیک
انسانیتش رو خاموش کنه

37:30.715 --> 37:33.429
اون انتخاب کرد تا ابد به "کِید" خدمت کنه

37:33.454 --> 37:36.719
به جای اینکه یه لحظه دیگه
اون نوع شکنجه رو تجربه کنه

37:36.721 --> 37:39.556
دیمن" به جهنم ایمان داره"

37:41.059 --> 37:43.560
به زودی تو هم ایمان میاری

37:44.657 --> 37:47.931
چون تو هم اندازه اون محکومی

38:12.424 --> 38:15.525
پس "میستیک‌فالز" با
موجودات ماورایی گرفته شده

38:15.527 --> 38:18.495
و خون‌آشام‌ها واقعی‌ـن

38:18.497 --> 38:20.630
اونا از خون انسان تغذیه می‌کنن
و حتی اگه بخوان

38:20.632 --> 38:22.065
می‌تونن مردم رو کنترل کنن

38:25.103 --> 38:27.437
باشه . پس چرا "دیمن" نتونست من رو
مجبور کنه؟

38:27.439 --> 38:29.539
به‌خاطر ساعتیه که بهت دادم

38:29.541 --> 38:32.075
پر از چیزی به نام شاه‌پسندـه

38:33.745 --> 38:38.281
هر روز یه لیوان شاه‌پسند
خون‌آشام‌ها رو دور نگه میداره

38:39.751 --> 38:41.508
آره . از کجا میدونستی؟

38:41.533 --> 38:45.021
یه چیزی که مادر مادربزرگ می‌گفت
وقتی چای درست می‌کرد

38:46.625 --> 38:49.526
...آخرش پیر بود و

38:49.528 --> 38:52.795
رها کردنش سخت‌ترین بخش در
ترک کردن "میستیک‌فالز" بود

38:53.972 --> 38:55.765
...ببین

38:55.767 --> 38:58.735
مت" ، من انتظار ندارم من"
رو ببخشی که ولت کردم

38:58.737 --> 39:01.204
اون‌موقع دلایل خودم رو داشتم

39:02.707 --> 39:05.408
الان به‌نظر خیلی خوب نیستن
حتی در نظر خودم

39:08.079 --> 39:10.013
واقعیتش همه‌مون باید وقتی
شانس‌ـش رو داشتیم

39:10.015 --> 39:12.015
از اون شهر بیرون میومدیم

39:26.631 --> 39:28.765
...هی ، گوش کن "مت" . چرا تو

39:28.767 --> 39:31.267
میدونی ، چرا نمیری پیاده‌روی کنی؟
بذار من انجامش بدم

40:30.886 --> 40:33.162
کارآموز

40:33.164 --> 40:34.631
خواهرم کجاست؟

40:34.633 --> 40:36.432
من سعیم رو کردم

40:36.434 --> 40:38.534
من سعی کردم دختر داخل سلول
رو آزاد کنم

40:38.536 --> 40:40.303
همونطور که تو خواستی

40:40.305 --> 40:41.537
خب؟

40:41.539 --> 40:43.373
...و

40:43.375 --> 40:45.642
...اون بهم گفت بهت بگم

40:46.578 --> 40:48.711
که گم بشی

40:49.653 --> 40:52.148
اون به کمکت نیازی نداره

40:52.150 --> 40:54.417
خب ، من سعیم رو کردم

40:54.419 --> 40:55.985
...ببین

40:55.987 --> 40:58.955
ببخشید که تو رو قاطی
این ماجرا کردم عزیزم

40:58.957 --> 41:04.394
فقط در این قضیه من
باید پیام‌آور رو بکشم

41:06.402 --> 41:08.665
راستی اون دختری که در
تصادف ماشین کشتی

41:08.667 --> 41:09.832
چند سال پیش؟

41:09.834 --> 41:11.734
یه‌جورایی قرارمون رو به‌هم زد

41:11.736 --> 41:13.403
سلامم رو به "کِید" برسون

41:32.924 --> 41:36.092
...چی

41:36.094 --> 41:38.695
چکار می‌کنی؟

41:42.801 --> 41:45.101
من چم شده؟

41:50.742 --> 41:54.104
نه ، نه

41:59.200 --> 42:14.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
