WEBVTT

00:00.000 --> 00:01.500
پیش از این در
"The Vampire Diaries"

00:02.093 --> 00:03.423
من الينا گيلبرت هستم

00:03.425 --> 00:05.959
من يه خون‌آشام جديدم امّا مشکلاتي وجود داره

00:05.961 --> 00:07.722
من ميدونم که بنده‌ي تو شدم ديمن

00:07.723 --> 00:09.123
ميدوني چي مي‌تونه منو خوشحال کنه؟

00:09.125 --> 00:11.208
اينکه بفهمم احساسي که به من داشتي واقعي بوده

00:11.210 --> 00:12.510
ولي الان روزنه اميدي وجود داره

00:12.512 --> 00:14.345
خالکوبی جرمی به یه دارو ختم میشه

00:14.347 --> 00:16.180
اگر تو برادر کلاوس کول رو بکشی

00:16.182 --> 00:18.716
تمام نسل خوني اون هم
همراهش مي‌ميرن

00:18.718 --> 00:22.269
من مي‌خواستم طبق شرايط خودم زجرش بدم

00:24.139 --> 00:26.974
اتّحادهاي غيرقابل‌انتظاري شکل گرفته

00:26.976 --> 00:28.976
پیدا کردن دارو تبعاتی هم داره

00:28.978 --> 00:30.861
اون اولين موجود فناناپذير اين دنياست

00:30.863 --> 00:32.930
که اتفاقاً کنار اون دارو حبس شده

00:32.932 --> 00:34.481
من می‌خوام آزادش کنم

00:34.483 --> 00:36.951
وقتی تمام چیزهایی که نیاز داریم رو پیدا کنیم
دیگه مشکلی نداریم

00:36.953 --> 00:38.285
برو بریم

00:43.400 --> 00:45.300
" 1سال قبل "

02:19.304 --> 02:20.504
تبریک میگم . ما موفّق شدیم

02:27.500 --> 02:38.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:39.500 --> 02:43.300
"The Vampire Diaries"
فصل 4
قسمت 13 : در جنگل

02:45.530 --> 02:47.498
می‌مردن اگه دارو رو توی هاوایی قایم می‌کردن؟

02:47.500 --> 02:49.033
این چه جهنّمیه ما رو آوردی؟

02:49.035 --> 02:51.452
"200مایلی خشکی‌های "نووا اسکوشیا

02:51.454 --> 02:53.337
اگه یادت باشه تمام هدف این بوده که دارو رو

02:53.339 --> 02:55.706
توی گمنام‌ترین و متروک‌ترین
جزیره‌ی دنیا مخفی کنن

02:55.708 --> 02:57.508
راست میگی؟ من که فکر می‌کنم هدف اصلی این بوده

02:57.510 --> 02:59.710
که هیچ‌کس "سايلس" رو پیدا نکنه

02:59.712 --> 03:02.680
پیرترین و مرگبارترین موجود وحشتناک دنیا

03:02.682 --> 03:04.048
آره . اینم بوده

03:05.850 --> 03:07.250
ضدّ آفتاب؟

03:08.219 --> 03:10.253
شوخی می‌کنی دیگه؟

03:10.255 --> 03:11.522
راست میگی

03:16.361 --> 03:17.695
این کارِت کمکی نمی‌کنه

03:17.697 --> 03:19.480
تو که خودت خوب بلدی طناب گره بزنی

03:19.482 --> 03:21.843
داری الینا رو شیطانی نگاه می‌کنی
این کارِت واقعاً کمکی نمی‌کنه

03:21.943 --> 03:22.849
اون برادرمو کشته

03:22.874 --> 03:24.607
و سعی کرده تو رو متقاعد کنه
که خنجر فرو کنی تو پشت من

03:24.632 --> 03:26.645
خیلی خوش‌شانسه که فقط
داره نگاه شیطانی نصیبش میشه

03:27.136 --> 03:28.700
میدونی که می‌تونم صداتو بشنوم . نه؟

03:29.298 --> 03:30.765
میدونی که اصلاً واسم مهم نیست . نه؟

03:35.246 --> 03:36.963
بفرما . سعی کن منو بکشی

03:36.965 --> 03:38.998
امّا اون‌وقت دیگه باید با مشکلات جدّیت رو به رو بشی

03:39.000 --> 03:42.201
مثل این واقعیت که استفن خودش منو دعوت کرده اینجا

03:42.203 --> 03:43.886
فکر کنم دوباره از من خوشش میاد

03:56.266 --> 03:57.817
مثل اینکه یه نفر

03:57.819 --> 03:59.735
تمرینای گروهیشو یادش رفته

03:59.737 --> 04:03.022
من به‌خاطر اینکه نمی‌خوام اون اینجا باشه
از کسی معذرت‌خواهی نمی‌کنم

04:03.024 --> 04:04.523
میدونی که استفن اونو فقط به‌خاطر این آورده اینجا

04:04.525 --> 04:06.025
که بگه مثلاً من دارم فراموش می‌کنم

04:06.027 --> 04:07.526
اون می‌خواد تو فکر کنی که دیگه بهت فکر نمی‌کنه

04:07.528 --> 04:08.694
و می‌خواد من فکر کنم که

04:08.696 --> 04:10.396
نمی‌تونم اون دختره رو اغفالش کنم

04:11.415 --> 04:12.748
میدونی چیه؟ تو راست میگی

04:12.750 --> 04:14.333
خوشبختانه

04:14.335 --> 04:16.452
فقط مجبورم یه چند روز دیگه اونو تحمّلش کنم

04:16.454 --> 04:17.569
و بعدش ما دارو رو پیدا می‌کنیم و من

04:17.571 --> 04:19.088
دیگه مجبور نیستم باهاش درگیر بشم

04:19.090 --> 04:20.572
ربکای انسان

04:20.574 --> 04:22.375
نمی‌تونم بدون دندونای نیش دراز تصوّرش کنم

04:24.911 --> 04:26.745
...میدونی

04:26.747 --> 04:28.014
تو هیچ‌وقت درباره‌ی این حرف نزدی

04:28.016 --> 04:29.248
که وقتی ما دارو رو پیدا کنیم

04:29.250 --> 04:30.582
باهاش چی‌کار می‌کنی

04:31.768 --> 04:33.169
استفاده ـش می‌کنی؟

04:36.523 --> 04:38.224
دوست ندارم زیاد بهش فکر کنم

04:45.732 --> 04:47.433
ببخشید . اگه یه راهی واسه این‌کار وجود داشت

04:47.435 --> 04:49.768
که کمتر زشت بود
همون کار رو می‌کردم

04:51.705 --> 04:53.039
منو که اذیت نمی‌کنه

04:55.208 --> 04:57.243
این نشونه‌ها باید برای شکارچیا باشه

04:57.245 --> 04:58.744
که بتونن دارو رو پیدا کنن

04:58.746 --> 05:01.447
و این هم باید داستان "کتسیا" و "سايلس" باشه

05:01.449 --> 05:04.333
"با توجّه به حرفای "شِين" ، "سايلس" از "کتسیا

05:04.335 --> 05:06.919
در خواست کمک کرده که طلسمی برای جاودانگی بسازه

05:08.288 --> 05:09.955
کتسیا" بهش کمک کرده که فناناپذیر بشه"
امّا بعدش دیده که

05:09.957 --> 05:11.290
اون سعی داشته از همون طلسم برای

05:11.292 --> 05:13.175
یه زن دیگه استفاده کنه و نه برای خود اون

05:13.177 --> 05:14.810
وقتی که قضیه رو فهمیده
خیلی عصبانی شده

05:15.846 --> 05:18.130
پس "کتسیا" اون زنه رو کشته؟

05:19.966 --> 05:22.485
آره . "سايلس" که جاودانه بوده

05:22.487 --> 05:24.470
نمی‌تونسته اونو بکشه

05:24.472 --> 05:26.072
به‌خاطر همین توی یه غار گیرش میندازه

05:26.074 --> 05:28.107
و به جاش زنده زنده دفنش می‌کنه

05:35.532 --> 05:38.150
اینا چیزی درباره‌ی هدف بودن شکارچی نشون نمیده؟

05:38.152 --> 05:39.818
کنجکاو بودم که کی می‌پرسی

05:41.872 --> 05:44.440
کتسیا" دارویی برای جاودانگی درست می‌کنه"

05:44.442 --> 05:46.125
و بعدش همراه با "سايلس" دفنش می‌کنه

05:46.127 --> 05:47.460
به امید اینکه اونو بخوره و بمیره

05:47.462 --> 05:48.761
و در اون سمت تا ابد

05:48.763 --> 05:50.329
به‌هم برسن

05:50.331 --> 05:52.298
امّا اون خواسته‌ـشو برآورده نکرد

05:52.300 --> 05:53.933
پس قرن‌ها بعد نوادگانش

05:53.935 --> 05:56.335
شکارچیا رو به وجود آوردن که اونو پیدا کنن
و بهش دارو بدن و بکشنش

05:57.471 --> 05:58.988
میدونین چیه؟ موقع کوهنوردی همه چیز رو توضیح میدم

05:58.990 --> 06:00.656
بجنبین . باید راه بیفتیم

06:20.460 --> 06:22.645
سلام عزیز دلم

06:22.647 --> 06:24.280
رقّت‌انگیز شدی

06:24.282 --> 06:28.184
فقط تا زمانی اینجوری ـم که افسون بانی
که منو اینجا حبس کرده از بین بره

06:28.186 --> 06:30.219
اون‌وقت یه‌جور دیگه میشم

06:32.889 --> 06:34.473
احتمالاً عصبانی‌تر از این

06:34.475 --> 06:36.225
یا شاید هم هیچ جوری به نظر نیام

06:36.227 --> 06:38.811
چون چشماتونو از حدقه درمیارم

06:38.813 --> 06:41.013
تا اون‌موقع دوستام همراه دارو برمیگردن

06:41.015 --> 06:42.548
اون‌وقت می‌تونم بریزمش توی حلقومت

06:42.550 --> 06:43.666
و فناپذیرت کنم

06:43.668 --> 06:46.102
من یه اصیلم

06:46.104 --> 06:48.437
چی باعث شده فکر کنی که کلّ نسل خونی من هم

06:48.439 --> 06:50.523
همراه من درمان نمیشن؟

06:50.525 --> 06:53.192
یا به عبارت دیگه خود تو

06:53.194 --> 06:54.577
میدونی من چه فکری می‌کنم؟

06:57.063 --> 06:59.181
من فکر می‌کنم این غیر ممکنه

06:59.183 --> 07:01.867
من فکر می‌کنم از همون لحظه‌ای
که تو دیگه خون‌آشام نباشی

07:01.869 --> 07:04.870
تمام پیوستگی خونی ما به تو از بین میره

07:04.872 --> 07:07.289
و اون پیمان بندگیت از کار میفته

07:07.291 --> 07:09.492
پس هر اتّفاقی که برای تو بیفته

07:09.494 --> 07:11.844
فقط برای تو میفته

07:11.846 --> 07:13.078
که معنیش اینه که من می‌تونم شرّتو کم کنم

07:13.080 --> 07:14.697
و هیچ‌کس دیگه‌ای مجبور نیست بمیره

07:14.699 --> 07:18.551
البتّه هنوز دارم فکر می‌کنم که چجوری این‌کار رو بکنم

07:18.553 --> 07:19.885
من خفه کردن تو آبو پیشنهاد می‌کنم

07:19.887 --> 07:21.520
هیچ چیز مثل این حس نیست که

07:21.522 --> 07:24.457
ببینی یه نفر داره برای یه چیز ابتدایی مثل نفس کشیدن می‌جنگه

07:24.459 --> 07:28.093
و بذار بهت بگم
مادرت یه جنگنده‌ی واقعی بود

07:43.944 --> 07:45.961
تلفن ماهواره‌ای آنتن نمیده

07:45.963 --> 07:47.379
نشونه‌ی بسیار خوبیه

07:49.449 --> 07:51.617
کس دیگه‌ای هم هست که یه‌کم گرخیده باشه؟

07:51.619 --> 07:53.669
خب پس برو . بین همه‌ی این آدما

07:53.671 --> 07:55.421
حضور تو کمتر از همه ضروریه

07:55.423 --> 07:56.455
خواهشاً شروع نکن

07:56.457 --> 07:58.057
من صرفاً دارم واقعیت‌ها رو بیان می‌کنم

07:58.059 --> 07:59.892
جرمی افسون رو روی بدنش داره

07:59.894 --> 08:01.844
بانی جادوگریه که دارو رو آزاد می‌کنه

08:01.846 --> 08:03.795
شِين" هم که یه قطب‌نمای انسانیه"

08:03.797 --> 08:04.847
من و تو هم که سنگ قبر رو داریم

08:04.849 --> 08:06.565
که خدا میدونه به چه دردی می‌خوره

08:06.567 --> 08:08.234
و وجود الینا کاملاً بی‌هدفه

08:09.636 --> 08:10.653
من چی؟

08:10.655 --> 08:12.321
تو از پشت خوشگلی

08:21.414 --> 08:23.282
قرن‌ها بعد از اینکه "کتسیا" مُرد

08:23.284 --> 08:24.783
یه سری کارگر معدن بودن که یه چاه

08:24.785 --> 08:26.001
توی این جزیره حفّاری کردن

08:26.003 --> 08:27.253
که یک‌دفعه قاطی می‌کنن

08:27.255 --> 08:29.789
اینقدر خونریزی می‌کنن تا بمیرن
هیچ دلیلی هم به ظاهر وجود نداشت

08:29.790 --> 08:32.091
پس افسانه‌ها بیان می‌کنن که این کارگران معدن

08:32.093 --> 08:35.211
در ازای هر قطره‌ی خونشون

08:35.213 --> 08:36.929
تصاویری از کسانی  که دوستشون داشتن و از دست داده بودنشون

08:36.931 --> 08:38.430
رو داخل چاهی که داشتن حفر می‌کردن دیدن

08:39.666 --> 08:42.501
این حرفا دهن به دهن گشت و مکتشف‌ها

08:42.503 --> 08:43.602
اون چاه رو پیدا کردن

08:43.604 --> 08:46.488
که ببینن آیا اون افسانه راسته یا نه

08:46.490 --> 08:49.108
یعنی اون چاه جادویی بوده؟

08:49.110 --> 08:51.393
آره . بعضی‌ها معتقدن که صدای اون افراد مرده

08:51.395 --> 08:54.396
فقط صدای باد بوده که به سرعت داخل غار می‌پیچیده

08:54.398 --> 08:56.365
و تصاویر هم فقط بر اثر استنشاق

08:56.367 --> 08:57.700
گیاهان سمّی داخل جزیره بوده

08:58.618 --> 09:00.202
تو به چی اعتقاد داری؟

09:00.204 --> 09:01.620
من به جادو معتقدم

09:02.855 --> 09:04.823
همسر و پسر من

09:04.825 --> 09:06.392
به فاصله‌ی چند ماه از همدیگه مردن

09:09.462 --> 09:14.133
پس من تصمیم گرفتم که
اون چاه رو برای خودم امتحان کنم

09:18.505 --> 09:20.356
من خونم رو تقدیم کردم و منتظر شدم

09:30.049 --> 09:32.985
سلام؟ سلام؟

09:32.987 --> 09:34.570
"اتیکوس"

09:35.772 --> 09:39.708
کِیلین"؟ "کِیلین"؟"

10:27.791 --> 10:29.241
"سلام "اَتی

10:33.213 --> 10:34.296
"کِیلین"

10:34.298 --> 10:36.131
من همسرم رو دیدم

10:36.133 --> 10:38.617
چشماشو دیدم

10:38.619 --> 10:39.968
لبخندشو

10:41.588 --> 10:43.288
خون من باعث شد من ببینمش

10:43.290 --> 10:44.673
آره ، فهمیدیم

10:44.675 --> 10:46.475
گل‌های سمّی رو نخورین

10:53.132 --> 10:55.634
وایسا . صبر کن ، صبر کن

10:58.137 --> 10:59.655
همه توجّه می‌کنن؟

11:00.774 --> 11:02.608
اوّلین درس ما زنده موندنه

11:08.981 --> 11:12.267
باهم حرکت کنین
چشماتونو باز کنین

11:15.372 --> 11:16.655
من آب می‌خوام

11:16.657 --> 11:18.957
بیا . مال منو بگیر

11:21.211 --> 11:23.212
چاه جادویی؟ شوخی می‌کنه؟

11:23.214 --> 11:25.464
...نمیدونم . خب

11:25.466 --> 11:27.266
ما همه یکی رو از دست دادیم

11:27.268 --> 11:29.835
فرصتی که شاید دوباره بتونیم ببینیمشون؟

11:29.837 --> 11:31.303
من که یه‌جورایی می‌فهمم چی میگه

11:39.196 --> 11:40.529
جرمی

11:48.788 --> 11:50.956
الان چه کوفتی شد؟

11:50.958 --> 11:52.708
یکی الان جون منو نجات داد

12:05.207 --> 12:06.657
اینجا چیه؟

12:06.659 --> 12:08.359
با توجّه به افسانه‌های قومی این جزیره

12:08.361 --> 12:10.461
گروهی از دانش‌آموزان دبیرستانی برای تعطیلات بهاره اومدن اینجا

12:11.696 --> 12:13.164
چند هفته بعد جسد همه‌ـشون رو پیدا کردن

12:13.166 --> 12:15.333
که کاملاً خونشون تخلیه شده بود

12:15.335 --> 12:17.635
خب ، بد به حال اونا و خوش به حال ما

12:17.637 --> 12:18.869
کی کجا می‌خوابه؟

12:18.871 --> 12:20.087
خب ، این واقعاً شاعرانه‌ست

12:20.089 --> 12:21.639
یه مرد اسرارآمیز با یه تیشه

12:21.641 --> 12:22.673
توی جنگل کمین کرده

12:22.675 --> 12:23.925
و ما می‌خوایم اردوگاه بزنیم

12:23.927 --> 12:25.226
ما اینجا امن‌تریم تا اینکه

12:25.228 --> 12:26.511
توی تاریکی کوهنوردی کنیم

12:27.713 --> 12:30.481
بیا به راهمون ادامه بدیم . میدونی؟

12:30.483 --> 12:33.601
دارو رو پیدا کن . هی برو ، هی بیا
بگو کجاست و خلاصمون کن

12:33.603 --> 12:34.852
فکر کردی من چقدر احمقم؟

12:34.854 --> 12:36.554
به اندازه‌ای احمق هستی که
یه جادوگر فناناپذیر رو بیدار کنی

12:36.556 --> 12:38.856
پس من که میگم به طرز باورنکردنی احمقی

12:38.858 --> 12:40.174
آره . من شوکه شدم که دیدم تو دارو رو می‌خوای

12:40.176 --> 12:41.709
با توجّه به اینکه اگه الینا انسان بشه

12:41.711 --> 12:43.027
تو بیشتر از همه ضرر می‌کنی

12:55.557 --> 12:57.291
شِين" خودشم حالیش نیست چی داره میگه"

12:57.293 --> 12:59.410
فردا می‌فهمیم

12:59.412 --> 13:01.879
تو واقعاً فکر می‌کنی که من می‌خوام
این دارو رو بخورم

13:01.881 --> 13:04.799
پیمان بندگی رو بشکنم
و دیگه عاشقت نباشم؟

13:04.801 --> 13:08.419
نه . من میگم ما نمیدونیم چی میشه

13:09.388 --> 13:12.189
و اگه فردا پیداش کنیم می‌فهمیم

13:12.191 --> 13:16.210
این دارو خیلی چیزا رو عوض می‌کنه

13:16.212 --> 13:19.030
جرمی دیگه نمی‌خواد منو بکشه

13:19.032 --> 13:20.698
بالاخره از شرّ کلاوس خلاص میشیم

13:20.700 --> 13:22.400
مادر بانی دیگه خون‌آشام نخواهد بود

13:22.402 --> 13:24.402
و هر کسی که بخواد از این دارو استفاده کنه

13:24.404 --> 13:26.754
فرصتشو داره

13:26.756 --> 13:30.274
کرولاین ، استفن ، تو

13:31.977 --> 13:33.411
اگر که بخوای

13:35.197 --> 13:38.332
می‌فهمیم . همه چیز فردا عوض میشه

13:38.334 --> 13:41.335
دنیا پر میشه از اسبای تک‌شاخ و رنگین کمون

13:41.337 --> 13:44.488
نه . همه چیز نه
من دارم همینو میگم

13:45.540 --> 13:48.609
دیمن ، احساس من به تو عوض نمیشه

14:11.700 --> 14:14.318
تو هنوز اینجایی؟
چی‌کار داری می‌کنی؟

14:15.287 --> 14:16.454
دلمو خنک می‌کنم

14:18.006 --> 14:19.457
سلام کرولاین

14:23.662 --> 14:24.995
بیا خونه

14:24.997 --> 14:26.664
خودتو اندازه‌ی اون نیار پایین

14:26.666 --> 14:28.783
اون زندگی منو نابود کرد

14:30.102 --> 14:31.268
من تصمیم دارم که توی

14:31.270 --> 14:32.720
تک تک ثانیه‌هایی که حقارت می‌کشه
حضور داشته باشم

14:32.722 --> 14:34.422
تا وقتی که با دستای خودم بکشمش

14:36.391 --> 14:38.726
باشه . می‌تونی دلتو خنک کنی
و هر کار خواستی بکنی

14:38.728 --> 14:41.646
اینجا فاجعه‌ست

14:41.648 --> 14:44.949
اوّل از همه به‌خاطر اون جسد سوخته‌ی وحشتناک

14:57.412 --> 15:02.667
مادر تایلر مرده
برادر من هم همینطور

15:02.669 --> 15:04.385
دیگه بی‌حسابیم باهم

15:06.872 --> 15:08.806
به بانی زنگ بزن

15:08.808 --> 15:11.676
یه کاری کن که منو از اینجا بیاره بیرون

15:11.678 --> 15:14.812
من صد سال سیاه دیگه هم به تو کمک نمی‌کنم

15:14.814 --> 15:16.280
چقدر سریع اینجاشو فراموش کردی

15:16.282 --> 15:18.215
که من تایلر رو از بدبختی

15:18.217 --> 15:20.351
گرگینه بودن نجات دادم

15:20.353 --> 15:23.821
یا اون‌شبی که مادر تو منو به خونش دعوت کرد

15:23.823 --> 15:26.357
تا جون دختر نازنینشو نجات بدم

15:26.359 --> 15:28.392
تا چه حد توهّمی هستی؟

15:28.394 --> 15:30.995
تو مادرشو کشتی

15:30.997 --> 15:32.863
و بیا اینم فراموش نکنیم که
ما الان توی خونه‌ای وایسادیم

15:32.865 --> 15:35.449
که خاله جنای الینا زندگی می‌کرد

15:35.451 --> 15:36.784
نکنه فکر کردی جذّابیتت باعث میشه

15:36.786 --> 15:38.869
ما یادمون بره که تو اونم کشتی؟

15:38.871 --> 15:42.940
میدونی چیه؟ نه
من دیگه خام حرفات نمیشم

15:42.942 --> 15:46.844
تو حتّی ارزش این کالری‌هایی رو هم نداری
که موقع حرف زدن باهات دارم می‌سوزونم

15:48.613 --> 15:50.548
نه

16:00.192 --> 16:02.926
این حرکت واقعاً ارزش سوزوندن کالری داشت

16:06.148 --> 16:09.066
خب ، ما 7 نفریم و هیچ‌کسم به
فکرش نرسید یه‌کم بیشتر بیاره

16:10.202 --> 16:12.737
داری با اون چی‌کار می‌کنی؟

16:12.739 --> 16:15.156
ما یه روز با پیدا کردن دارو فاصله داریم

16:15.158 --> 16:16.907
نمیذارم از جلوی چشمم دور بشه

16:20.279 --> 16:22.213
می‌شنوی؟

16:22.215 --> 16:24.081
حاضرم قسم بخورم اینجا تسخیر شده‌ست

16:24.949 --> 16:27.868
داری دستمو خورد می‌کنی

16:31.506 --> 16:35.726
باشه . مچمو گرفتی
من یه گربه‌ی ترسو ـم

16:35.728 --> 16:38.395
حواست هست که یه خون‌آشام اصیلی . نه؟

16:38.397 --> 16:41.131
آره و دقیقاً به همین خاطر نباید دیگه منو دست بندازی

16:41.133 --> 16:42.900
من خیلی قدرتمندم

16:45.437 --> 16:47.271
وقتی الینا دوباره انسان بشه و دوباره بیاد سمتت

16:47.273 --> 16:48.789
چی‌کار می‌خوای بکنی؟

16:50.609 --> 16:55.029
تو گفته بودی که دارو رو می‌خوری تا با اون باشی

16:55.031 --> 16:57.948
که بتونی باهاش بچّه داشته باشی و پیر بشی

16:57.950 --> 16:59.416
هنوز هم همینو میگی؟

17:01.653 --> 17:04.088
خودت چرا می‌خوای بخوریش؟

17:04.090 --> 17:08.292
مگه تو یه خون‌آشام ایده‌آل نیستی؟

17:08.294 --> 17:09.660
واضح نیست که چرا؟

17:10.629 --> 17:14.081
همه‌ی اینا فیلم بازی کردنه استفن

17:14.083 --> 17:16.267
خون‌آشام بودن ته بدبختی ـه

17:18.503 --> 17:21.672
من حاضرم هر چی دارم بدم تا انسان باشم

17:21.674 --> 17:23.157
عادی باشم

17:28.647 --> 17:33.450
اگه من از دارو استفاده کنم به‌خاطر اون نخواهد بود

17:34.886 --> 17:36.203
به‌خاطر خودم خواهد بود

17:44.579 --> 17:46.714
من به تصاویر خالکوبی جرمی کلّی زُل زدم

17:46.716 --> 17:48.165
و هیچ طلسمی وجود نداره

17:48.167 --> 17:51.335
تجلّی به یه طلسم نوشته شده نیازی نداره

17:51.337 --> 17:52.920
فقط بهش به عنوان یه راهی

17:52.922 --> 17:55.256
برای دستیابی به جادویی که از قبل
درون تو وجود داره نگاه کن

17:55.258 --> 17:56.807
فقط باید به قدر کافی بخوایش

17:56.809 --> 17:58.692
و من باید همینجوری بهت اعتماد کنم؟

17:58.694 --> 18:01.762
بانی ، گوش کن
من بهت تجلّی رو یاد دادم

18:01.764 --> 18:04.415
که بتونی به دارو دسترسی پیدا کنی

18:04.417 --> 18:06.817
من تمام مدّت همونجا کنارت خواهم بود
بهت قول میدم

18:06.819 --> 18:08.719
به اون سؤالش که درباره‌ی اعتماد کرد جواب ندادی

18:09.771 --> 18:11.222
خیلی خب ، بذار یه‌جور دیگه بگم

18:11.224 --> 18:14.024
تو به من نیاز داری که تو این راه بهت کمک کنم بانی

18:14.026 --> 18:17.194
و همونطور که قبلاً بهت ثابت شده
تجلّی می‌تونه درست عمل نکنه

18:17.196 --> 18:19.213
باور کن وقتی بهت میگم که با چشم خودم
دیدم  خیلی بدتر از اینا میشه

18:19.215 --> 18:21.565
چقدر بدتر؟

18:21.567 --> 18:23.400
وقتی ما پسرمونو توی تصادف ماشین از دست دادیم

18:23.402 --> 18:25.736
زنم یه‌جورایی دیوونه شد

18:27.539 --> 18:29.874
اون سعی کرد که با استفاده از جادو بدنشو احیا کنه

18:31.042 --> 18:32.626
زن تو جادوگر بود؟

18:32.628 --> 18:34.161
اون یه جادوگر قدرتمند بود

18:34.163 --> 18:36.413
و به طرز باورنکردنی هم بی‌ملاحظه بود

18:36.415 --> 18:37.915
و تو هیچ‌وقت فکر نکردی که باید اینو به من بگی؟

18:37.917 --> 18:40.184
من فقط نمی‌خواستم تو رو بترسونم

18:40.186 --> 18:41.385
حقیقت اینه که اون سعی کرد با استفاده از تجلّی

18:41.387 --> 18:42.970
پسرمونو برگردونه

18:42.972 --> 18:45.973
و این باعث نابودیش شد و اون مُرد

18:45.975 --> 18:48.642
تو به من همون شکل از جادو
رو یاد دادی که زنتو کشته بود؟

18:48.644 --> 18:50.010
آره امّا ببین ، وجه مثبتش اینه که

18:50.012 --> 18:51.745
من نشونه‌های خطر رو یاد گرفتم . خب؟

18:51.747 --> 18:53.814
من می‌تونم نذارم که تجلّی تو رو از پا دربیاره

18:53.816 --> 18:55.499
وجه منفیشم اینه که تو اونو به یه بمب تبدیل کردی

18:55.501 --> 18:57.318
که فقط خودت می‌تونی خنثی‌ـش کنی

18:57.320 --> 18:59.536
تو فکر می‌کنی من نمیدونم آخرش چی میشه؟

19:00.939 --> 19:02.773
من اومدم اینجا که "سايلس" رو بیدار کنم

19:02.775 --> 19:04.608
که اون بتونه مردگان رو برگردونه

19:04.610 --> 19:07.411
امّا تو هیچ‌وقت نمیذاری که این اتّفاق بیفته

19:07.413 --> 19:09.863
همون لحظه‌ای که من جای دارو رو نشون بدم
تو منو می‌کشی

19:12.417 --> 19:14.234
امّا حالا بانی مجبوره منو زنده نگه داره

19:14.236 --> 19:16.236
که من هم اونو زنده نگه دارم

19:43.985 --> 19:45.294
اوه خدای من ، اوه خدای من

19:45.394 --> 19:47.098
اوه خدای من ، اوه خدای من

19:47.198 --> 19:49.331
اوه خدای من -
هی ، هی -

19:49.333 --> 19:51.283
به من نگاه کن . به من نگاه کن

19:51.285 --> 19:52.418
من می‌تونم اینو درستش کنم

19:52.420 --> 19:54.220
چجوری؟ تنها چیزی که می‌تونه

19:54.222 --> 19:56.338
منو درمان کنه خون اونه

19:56.340 --> 19:58.557
اوه خدای من -
میدونم -

19:59.876 --> 20:01.293
من درستش می‌کنم

20:08.869 --> 20:10.903
اگه تو درمانش نکنی اون می‌میره

20:11.838 --> 20:13.138
باشه

20:19.546 --> 20:22.047
التماس کن که جونشو نجات بدم

20:22.049 --> 20:24.250
این چیزیه که می‌خوای؟

20:24.252 --> 20:26.468
که به من یادآوری کنی که در مقابل تو ضعف دارم؟

20:26.470 --> 20:30.206
باشه . تو بردی
من هیچی نیستم

20:30.208 --> 20:32.525
حالا لطفاً نجاتش بده

20:32.527 --> 20:35.194
ببخشید رفیق ، من درست حسابی نفهمیدم

20:35.196 --> 20:36.762
لطفاً

20:36.764 --> 20:38.464
...لطفاً

20:40.650 --> 20:43.335
لطفاً جونشو نجات بده

20:44.471 --> 20:45.571
ببین ، الان فکر کنم داری دقیقاً

20:45.573 --> 20:47.122
چیزی رو به من میگی که دلم می‌خواد بشنوم

20:47.124 --> 20:49.275
منظورم اینه که تو یه‌کم قبل به من گفتی رقّت‌انگیز

20:49.277 --> 20:51.977
و الان من رقّت‌انگیزتر نمیشم
اگه به تو کمک کنم با وجود اینکه میدونم

20:51.979 --> 20:53.395
چند ساعت پیش تو نقشه‌ـت رو
برای کشتن من اعلام کردی

20:53.397 --> 20:55.180
تازه با گفتن اینکه هنوز داری فکر می‌کنی

20:55.182 --> 20:56.615
چه جوری منو بکشی

20:56.617 --> 20:59.652
که به اندازه‌ی کافی با فراست باشه؟

20:59.654 --> 21:01.153
فقط دارم می‌پرسم ازت

21:04.691 --> 21:06.959
من دوباره برده‌ی تو میشم

21:06.961 --> 21:09.161
هر کاری تو بخوای می‌کنم

21:09.163 --> 21:11.513
فقط بهش کمک کن

21:11.515 --> 21:12.798
نه

21:16.786 --> 21:18.237
منو از اینجا ببر بیرون

21:20.873 --> 21:23.726
حتّی نمی‌تونم بهش نگاه کنم

21:23.728 --> 21:24.977
بیا

21:29.899 --> 21:31.767
جرمی

21:31.769 --> 21:32.901
شماها چیزی پیدا کردین؟

21:32.903 --> 21:34.153
هیچ اثری ازش نیست

21:34.155 --> 21:35.738
وسایلش هنوز اینجاست

21:35.740 --> 21:37.260
توی معدن هم نبود

21:38.558 --> 21:40.276
از هم جدا بشین

21:40.278 --> 21:42.328
من اینجا می‌مونم و
افسون مکان‌یابی رو امتحان می‌کنم

21:43.563 --> 21:45.197
باشه . منم اینجا می‌مونم

21:45.199 --> 21:46.782
که مطمئن بشم سالم می‌مونه

21:46.784 --> 21:48.585
منم اینجا می‌مونم که مطمئن بشم دروغ نمیگی

21:52.455 --> 21:54.540
باشه . ما به گشتنمون توی جزیره ادامه میدیم

22:11.107 --> 22:12.491
فکر می‌کردم که کار نمی‌کنه

22:12.493 --> 22:15.361
...آره . من فقط
من فقط دارم آنتنشو بررسی می‌کنم

22:15.363 --> 22:16.928
که به کسی زنگ بزنی؟

22:18.181 --> 22:20.032
مثلاً به همون کسی که جرمی رو گرفته؟

22:20.034 --> 22:22.201
مثل اینکه جوّ اینجا خیلی روت تأثیر گذاشته . نه؟

22:23.436 --> 22:25.387
خودت بیا ببین

22:25.389 --> 22:26.905
من دیگه بهت اعتماد نمی‌کنم

22:26.907 --> 22:29.825
دارو کجاست؟

22:29.827 --> 22:32.077
اون چاه جادویی که ازش واستون گفتم رو که یادته؟

22:32.079 --> 22:34.129
سايلس" و دارو  به عمق زیادی"
زیر اونجا دفن شدند

22:34.131 --> 22:35.130
یعنی تو دیدیش؟

22:35.132 --> 22:37.466
نه

22:37.468 --> 22:39.885
امّا بهتره بگی از یه منبع قابل اطمینان شنیدم

22:43.807 --> 22:45.274
"کِیلین"

22:45.276 --> 22:46.792
چجوری داره این اتّفاق میفته؟

22:47.844 --> 22:49.595
داره ازت خون میره -
چی؟ -

22:49.597 --> 22:51.730
اوه خدای من ، اوه خدای من

22:51.732 --> 22:53.882
نه ، خوبه . اشکالی نداره

22:53.884 --> 22:56.101
به همین دلیل من اینجا موندم

22:56.103 --> 22:59.355
اگه یه قطره خون بتونه بهت بصیرت بده

22:59.357 --> 23:01.357
می‌تونی تصوّر کنی که 2 لیترش
چه کارایی می‌تونه بکنه؟

23:01.359 --> 23:03.225
زن مُرده‌ی تو اون دارو رو واسه چی می‌خواد؟

23:03.227 --> 23:04.476
اون به دارو کاری نداره

23:04.478 --> 23:07.046
امّا با "سايلس" خیلی کارا داره

23:07.048 --> 23:09.014
من واقعاً متأسّفم که گذاشتم
همه چیز از کنترل خارج بشه

23:09.016 --> 23:10.249
من باید جلوی تو رو می‌گرفتم

23:10.251 --> 23:11.950
عزیزم ، اشکالی نداره

23:12.969 --> 23:15.087
تو هم به همونقدری که من دلم می‌خواست
سم" برگرده اینو می‌خواستی"

23:18.508 --> 23:21.427
اگه بگم یه فرصت دوباره داری که هردوی ما رو برگردونی چی؟

23:21.429 --> 23:23.429
من نمی‌تونم عزیزم
من جادوگر نیستم

23:23.431 --> 23:24.596
ما جادوگرو داریم

23:25.932 --> 23:27.583
اسمش "سايلس"ـه

23:29.269 --> 23:31.937
اگر تو اونو آزاد کنی اون به کسایی
که کمکش کردن کمک می‌کنه

23:31.939 --> 23:35.157
از چی آزادش کنم؟

23:35.159 --> 23:38.343
اون توی غارهای زیر ما دفن شده

23:38.345 --> 23:39.678
امّا بدون طلسم

23:39.680 --> 23:40.829
نمی‌تونیم بیاریمش بیرون

23:42.014 --> 23:43.515
تو باید اون طلسم رو پیدا کنی

23:45.118 --> 23:46.368
و همون‌موقع اون همه‌ی

23:46.370 --> 23:48.570
کارهایی که باید می‌کردم رو توضیح داد

23:48.572 --> 23:51.790
که نشان شکارچی رو کامل کنم که به طلسم برسم

23:51.792 --> 23:54.276
و به نواده‌ی "کتسیا" قدرتشو بدم
که بتونه اونو اجرا کنه

23:58.415 --> 24:01.166
بانی بِنِت با این جادوگر خل و چل نسبت داره؟

24:58.475 --> 25:01.810
جرمی

25:01.812 --> 25:04.313
جرمی -
می‌خوای بلندتر داد بزن -

25:04.315 --> 25:05.597
شاید هنوز به قدر کافی

25:05.599 --> 25:06.765
جلب توجّه نکرده باشیم

25:06.767 --> 25:08.867
ببخشید ، اون‌وقت شما داری چه کمکی می‌کنی؟

25:08.869 --> 25:10.786
من از تو قوی‌تر و سریع‌ترم

25:10.788 --> 25:11.770
و کاملاً مطمئنم که

25:11.772 --> 25:12.771
مردم جزیره رو خیلی راحت‌تر از تو

25:12.773 --> 25:14.105
می‌تونم جذب کنم

25:14.107 --> 25:15.707
با اون قسمت "راحت" ـش مخالفتی ندارم

25:15.709 --> 25:17.108
خیلی خب ، فهمیدیم دیگه
شما 2تا از هم متنفّرین

25:17.110 --> 25:18.243
میشه لطفاً به راهمون ادامه بدیم؟

25:18.245 --> 25:19.995
من سعی کردم که دوستش باشم

25:19.997 --> 25:21.747
امّا آخرش یه خنجر فرو رفت توی پشتم

25:21.749 --> 25:23.114
لابد به‌خاطر اینکه من شیطانم ؟

25:23.116 --> 25:24.950
عملاً تو تا وقتی که منو نکشته بودی

25:24.952 --> 25:26.301
به مقام شیطان نائل نشده بودی

25:40.145 --> 25:42.412
خیلی خوب گرفتیش -
ممنون -

25:42.414 --> 25:45.082
نه . در واقع از تو ممنون

25:45.084 --> 25:46.917
این چیز می‌تونست منو بکشه

25:46.919 --> 25:48.786
من واسم مهم نیست که چه بلایی سرت میاد

25:48.788 --> 25:50.921
امّا اگه بخوای بمیری
باید مرگت افسانه‌ای باشه

25:54.759 --> 25:56.126
من برمیگردم که ببینم بانی

25:56.128 --> 25:58.262
تونسته چیزی پیدا کنه یا نه

25:58.264 --> 25:59.496
مواظب باشین

26:05.954 --> 26:10.307
تو سنگ ، شکارچی و جادوگر بِنِت رو داری

26:12.260 --> 26:14.111
پس اون 12 نفری که قربانی شدن چی بودن؟

26:14.113 --> 26:15.729
اونا کجای این قصّه بودن؟

26:15.731 --> 26:19.483
همونطور که می‌تونی تصوّرشو بکنی این‌کار به راحتی آب خوردن نبود

26:19.485 --> 26:21.101
کِیلین" ، این منم"

26:21.103 --> 26:23.253
همون کسی که نذاشت توی
عروسیمون غذای گوشتی بدیم

26:23.255 --> 26:27.524
من نمی‌تونم 3تا قتل‌عام رو رهبری کنم

26:27.526 --> 26:29.326
اینجوری نیست

26:29.328 --> 26:30.661
تو فقط این آدما رو هدایت می‌کنی

26:30.663 --> 26:32.329
و "سايلس" خودش دوباره
اونا رو از مرگ برمیگردونه

26:32.331 --> 26:34.531
چرا این آدما باید بمیرن که بعد دوباره زنده بشن؟

26:34.533 --> 26:35.499
اصلاً عاقلانه به نظر نمیاد

26:35.501 --> 26:38.201
طلسمی که منو برمیگردونه

26:38.203 --> 26:40.103
به جادوگری نیاز داره که بتونه

26:40.105 --> 26:42.806
یه مقدار بسیار زیادی قدرت اسرارآمیز رو منتقل کنه

26:42.808 --> 26:44.508
انرژی که در عالم طبیعت اتّفاق نمیفته

26:44.510 --> 26:46.226
خب چون که طبیعی نیست

26:47.679 --> 26:49.212
"منو ببخش "کِیلین

26:51.215 --> 26:53.851
من نمی‌تونم با آدمای بی‌گناه این‌کار رو بکنم

27:03.561 --> 27:05.245
می‌تونی منو حس کنی؟

27:06.164 --> 27:07.731
چنین چیزی چطور ممکنه؟

27:07.733 --> 27:10.517
چون تو باور کردی که ممکنه

27:10.519 --> 27:13.570
تو باور کردی که می‌تونی دوباره منو ببینی

27:15.139 --> 27:16.874
تو مجبور نیستی خودت

27:16.876 --> 27:18.926
"جون هیچ انسانی رو بگیری "اتیکوس

27:20.361 --> 27:23.180
تنها کاری که باید بکنی اینه که
یه نفر رو متقاعد کنی

27:23.182 --> 27:25.048
که باور کنه امکانش هست

27:25.050 --> 27:27.351
که بتونه عزیز از دست داده‌ـشو دوباره ببینه

27:29.020 --> 27:30.771
اون‌وقت اونا این‌کار رو واست می‌کنن

27:35.026 --> 27:36.977
پس همینطوری کشیش رو گول زدی

27:36.979 --> 27:38.929
که اون خونه‌ی زراعی پر از آدم رو منفجر کنه

27:38.931 --> 27:40.731
اون فقط می‌خواست زنش رو دوباره ببینه

27:44.736 --> 27:46.403
ما به 3 قتل‌عام نیاز داریم

27:46.405 --> 27:48.071
آتش‌سوزی مزرعه‌ی یانگ

27:48.073 --> 27:50.040
ذبح کردن اون دورگه‌ها

27:50.042 --> 27:52.626
من کدوم خونریزی عظیم رو فراموش کردم؟

27:52.628 --> 27:53.877
چیزی رو فراموش نکردی

27:55.914 --> 27:57.197
کار تو تموم نشده

27:58.666 --> 28:00.133
پس به‌خاطر همین تو همه‌ی ما رو کشوندی اینجا

28:00.135 --> 28:01.618
وسط این ناکجاآباد؟

28:01.620 --> 28:03.253
قتل‌عام شماره‌ی 3؟

28:03.255 --> 28:04.788
اینجوری عمل نمی‌کنه دیمن

28:08.009 --> 28:09.042
فکر کنم لازم باشه به من بگی

28:09.044 --> 28:11.395
که این چاه جادویی کجاست

28:11.397 --> 28:13.063
میدونی که نمی‌تونم این‌کار رو بکنم

28:17.402 --> 28:18.769
میدونم

28:20.471 --> 28:22.322
میدونم

28:31.115 --> 28:32.599
داره بدتر میشه

28:34.986 --> 28:36.920
ببخشید -
نه -

28:37.956 --> 28:41.425
تقصیر من بود . تو ببخش

28:41.427 --> 28:44.094
نه . تو هیچ‌کدوم از این‌کارها رو نکردی

28:44.096 --> 28:47.881
من اون دورگه‌ها رو از پیمان بندگی آزاد
کردم و بر ضدّ کلاوس شستمشون

28:47.883 --> 28:49.766
نباید تو این‌کارا دخالت می‌کردم

28:49.768 --> 28:51.518
تو اونا رو آزاد کردی تایلر

28:54.489 --> 28:56.340
مردم به تو ایمان میارن

28:56.342 --> 28:57.841
چون تو یه رهبری

29:00.161 --> 29:01.695
اینو فراموش نکن

29:07.518 --> 29:08.869
پس تو هم به من اعتماد داری؟

29:21.699 --> 29:25.002
تو می‌خوای کنترل همه چیز
دستت باشه کلاوس؟ بیا

29:25.004 --> 29:27.187
الان کنترل زندگی اون دست تو ـه

29:27.189 --> 29:30.340
اگه می‌خوای بمیره باشه

29:30.342 --> 29:31.541
امّا اون‌وقت باید خودت اینجا بشینی

29:31.543 --> 29:33.527
و شاهد مردنش باشی

29:43.654 --> 29:45.439
مسئله اصلاً شخصی نیست عشقم

29:45.441 --> 29:48.158
اگه من تو رو بکشم واسه اون به منزله‌ی پیروزیه

29:49.894 --> 29:53.380
نگران نباش . زیاد طول نمی‌کشه

30:00.071 --> 30:02.255
دارو کجاست؟

30:02.257 --> 30:03.840
مگه مهمّه؟

30:03.842 --> 30:06.376
فکر کنم جفتمون میدونیم که
تو ترجیح میدی منو شکنجه بدی

30:06.378 --> 30:07.961
شکنجه به تو حسّ رئیس بودن میده

30:07.963 --> 30:10.297
مخصوصاً با توجّه به اون راه
پر از لغزشی که روبروته

30:10.299 --> 30:11.932
من تو رو می‌بینم که اینجایی

30:11.934 --> 30:14.518
و چند ساعت با شکستن
پیمان بندگی الینا فاصله داری

30:14.520 --> 30:16.103
و داری کم‌کم می‌ترسی

30:16.105 --> 30:18.688
گوش کن ، اگه توصیه‌ی منو می‌خوای برو

30:18.690 --> 30:20.891
خودتو گرفتار این نکن

30:20.893 --> 30:23.894
باشه ، خیلی خب

30:23.896 --> 30:26.113
بیا فرض کنیم که احساساتش به تو واقعی باشه

30:26.115 --> 30:29.282
آخرش چی میشه؟
اون آدمه . تو خون‌آشامی

30:29.284 --> 30:33.320
این قضیه محکوم به فناست دیمن

30:33.322 --> 30:34.704
ببین ، تو منو شکنجه نمیدی

30:34.706 --> 30:36.272
داری با کمک کردن به اونا
برای پیدا کردن دارو

30:36.274 --> 30:37.257
خودتو شکنجه میدی

30:37.259 --> 30:39.426
من می‌تونم تو رو بکشم

30:39.428 --> 30:40.911
اون‌وقت هیچ‌کس پیداش نمی‌کنه

30:40.913 --> 30:42.946
ما به این نتیجه رسیده بودیم
که تو نمی‌تونی منو بکشی

30:42.948 --> 30:45.048
بدون اینکه بانی رو بفرستی اون دنیا

30:45.050 --> 30:47.367
تو می‌تونی جزیره رو ترک کنی

30:47.369 --> 30:49.636
و یه‌کم از شخصیتت که باقی مونده رو حفظ کنی

30:49.638 --> 30:52.255
اینجا نمون که ببینی الینا ترکت می‌کنه

30:52.257 --> 30:54.724
درسته چون اگه من اینجا نباشم

30:54.726 --> 30:56.059
اون‌وقت نمی‌تونم مانع تو بشم

30:56.061 --> 30:57.627
و مانع هر کاری که می‌خوای با "سايلس" بکنی

30:59.464 --> 31:01.982
من به این راحتیا گول نمی‌خورم پروفسور

31:03.768 --> 31:06.469
و یه جای منطق تو می‌لنگه

31:07.939 --> 31:10.824
بانی بِنِت به هیچ جای من نیست

31:15.696 --> 31:17.114
تو چه مرگته؟

31:22.887 --> 31:24.538
تو بهش چی گفتی؟

31:24.540 --> 31:26.857
دوست‌پسر تو روانیه الینا

31:29.393 --> 31:31.244
دیگه سر به سر دوستای من نذار

31:43.722 --> 31:46.274
شِین" تنها چیزیه که امنیت"
بانی رو تضمین می‌کنه

31:46.276 --> 31:48.059
اون‌وقت تو سعی کردی بکشیش؟

31:48.061 --> 31:50.078
و تازه میگی چرا بانی از تو بدش میاد؟

31:50.080 --> 31:53.415
من نمیگم اینو الینا
چون واسم مهم نیست

31:53.417 --> 31:55.200
من به اون هیچ اهمیتی نمیدم

31:55.202 --> 31:56.785
من به اون داروی در پیت برای خون‌آشاما

31:56.787 --> 31:59.237
هم هیچ اهمیتی نمیدم

31:59.239 --> 32:01.089
چطور می‌تونی الان اینو بگی؟

32:05.378 --> 32:07.245
چون من دلم نمی‌خواد تو درمان بشی

32:10.550 --> 32:13.385
من دیگه با تو سر این بحث نمی‌کنم

32:13.387 --> 32:17.088
انسان بودن احساسات من به تو رو تغییر نمیده

32:17.090 --> 32:20.308
باشه . به فرض که واقعیه

32:20.310 --> 32:22.260
به فرض که وقتی هم که انسان بشی
هنوز منو دوست داری

32:22.262 --> 32:24.062
بعدش چی؟

32:24.064 --> 32:26.431
تو پیر میشی . تو می‌میری

32:26.433 --> 32:28.200
من خون‌آشام می‌مونم

32:28.202 --> 32:32.154
با واقعیت روبرو شو الینا
این جواب نمیده

32:33.973 --> 32:35.257
پس الان که هیچی ساده نیست

32:35.259 --> 32:37.125
تو هم می‌خوای منو پس بزنی؟

32:39.612 --> 32:41.630
این‌کار رو همیشه می‌کنی دیمن

32:41.632 --> 32:43.131
وقتی فکر می‌کنی که تو که تو

32:43.133 --> 32:44.800
لیاقت چیزی رو نداری

32:44.802 --> 32:46.902
میزنی خرابش می‌کنی

32:46.904 --> 32:49.254
من نمیذارم این‌دفعه هم این‌کار رو بکنی

32:50.640 --> 32:52.090
با من دارو رو بخور

32:58.764 --> 33:01.383
من به این اندازه فکر می‌کنم که احساسم واقعیه

33:01.385 --> 33:03.468
من به این اندازه مطمئنم

33:03.470 --> 33:04.769
که حتّی بعد از همه‌ی اینا

33:04.771 --> 33:06.938
باز هم قراره دوستت داشته باشم

33:08.157 --> 33:09.474
دارو رو بخور

33:11.144 --> 33:12.711
با من انسان شو

33:16.349 --> 33:19.301
ما می‌تونیم باهم باشیم
باهم پیر شیم

33:19.303 --> 33:22.103
دیگه قرار نیست سخت باشه

33:25.958 --> 33:28.376
من اینجوری نیستم الینا
استفن هست

33:33.416 --> 33:35.367
من قبلاً دلم واسه انسان بودن تنگ می‌شد

33:38.304 --> 33:41.206
امّا الان به نظرم بدبختانه‌ترین چیز توی دنیاست

34:00.459 --> 34:01.960
ما قبلاً اینجا نبودیم؟

34:01.962 --> 34:03.545
همه جاش به نظر من یه‌جوره

34:11.254 --> 34:14.589
ممنون امّا اون منو نمی‌کشت

34:15.841 --> 34:17.875
ببخشید . طبق عادت بود

34:21.514 --> 34:22.880
اذیت نکن

34:22.882 --> 34:25.300
الینا ممکنه یه جا بین درختا کمین کرده باشه

34:25.302 --> 34:26.902
تو به چیزی که گفتی اعتقاد داشتی؟

34:26.904 --> 34:28.336
اون آتش‌بس؟

34:31.991 --> 34:34.843
چرا همه‌تون فکر می‌کنید که
من خیلی از الینا متنفّرم؟

34:34.845 --> 34:37.545
خب ، بالاخره تو از روی پل پرتش کردی پایین

34:37.547 --> 34:39.364
به نظر همه‌تون فراموش کردین که مرگ الینا

34:39.366 --> 34:41.266
تنها راه نجات خانواده‌ی من بود

34:41.268 --> 34:43.585
من درست همون کاری رو کردم که هر کدوم از شماها

34:43.587 --> 34:45.754
برای حفظ جون کسایی که دوستشون دارین می‌کنین

34:45.756 --> 34:47.756
و قبل از اینکه به من لقب آدم بده رو بدی

34:47.758 --> 34:50.074
شاید بهتر باشه یادت بیاد که الینا کمک کرد به

34:50.076 --> 34:52.544
کشتن نه یکی ، بلکه 2تا از برادرای من

34:53.829 --> 34:55.297
شاید ما اونقدری که همه فکر می‌کنن

34:55.299 --> 34:56.631
با هم فرقی نداشته باشیم

34:58.384 --> 35:00.218
جرمی اینجا نیست . من برمیگردم

35:06.392 --> 35:07.559
بانی؟

35:18.955 --> 35:20.238
بقیه کجان؟

35:20.240 --> 35:21.873
از چی حرف میزنی؟

35:21.875 --> 35:24.626
بانی اینجا نیست
و هیچ‌کدوم از وسایل "شِين" هم نیست

35:27.396 --> 35:28.580
اوه خدای من

35:29.915 --> 35:31.466
سنگ قبر نیست

35:42.825 --> 35:46.843
اگه از خونت بهم ندی من می‌میرم

35:46.845 --> 35:48.262
اون‌وقت تو می‌میری

35:48.264 --> 35:50.197
و تایلر هم درسشو یاد می‌گیره

35:50.199 --> 35:51.465
از یه راه سخت

35:53.418 --> 35:56.703
چطور تونستی این‌کار رو باهاش بکنی؟

35:56.705 --> 36:00.674
با مادرش؟ با من؟

36:00.676 --> 36:05.562
من هزار سالمه . بذار پای اینکه حوصله ـم سر رفته

36:05.564 --> 36:08.015
من باور نمی‌کنم

36:08.017 --> 36:10.050
خوبه . شاید چون من

36:10.052 --> 36:11.618
یه شیطان به تمام معنام

36:11.620 --> 36:13.887
و کاریشم نمی‌تونم بکنم

36:13.889 --> 36:20.060
نه . به‌خاطر اینه که احساسات تو جریحه‌دار شده

36:23.698 --> 36:26.233
که معنیش اینه که یه قسمتی از وجودت هست که

36:26.235 --> 36:27.668
هنوز انسانه

36:38.680 --> 36:40.914
چطور می‌تونی این فکر رو بکنی؟

36:44.018 --> 36:45.552
چون من دیدمش

36:50.024 --> 36:54.328
چون خودمو دیدم در حالیکه آرزو می‌کردم

36:54.330 --> 36:57.097
که بتونم تمام اون کارای وحشتناکی که کردی رو

36:57.099 --> 36:58.765
فراموش کنم

37:01.703 --> 37:06.306
امّا نمی‌تونی ، می‌تونی؟

37:09.911 --> 37:12.312
من میدونم که تو عاشق منی

37:17.051 --> 37:21.621
و هر کسی که بتونه عاشق باشه

37:21.623 --> 37:25.559
می‌تونه نجات پیدا کنه

37:31.949 --> 37:33.567
خیالاتی شدی

37:36.671 --> 37:38.638
فکر کنم هیچ‌وقت نفهمم

37:43.912 --> 37:45.162
کرولاین

37:47.900 --> 37:49.266
کرولاین

38:28.957 --> 38:30.674
توی چادر من چی‌کار می‌کنی؟

38:31.659 --> 38:32.843
سنگ قبر کجاست؟

38:32.845 --> 38:33.960
چی‌کارش کردی؟

38:33.962 --> 38:35.462
چی میگی؟

38:35.464 --> 38:37.431
انگار تابلو نیست

38:37.433 --> 38:38.998
تنها کاری که همیشه کردید خیانت کردن به منه

38:39.000 --> 38:41.184
و دوباره دارین همین کار رو می‌کنین

38:41.186 --> 38:44.054
ولش کن . اون برنداشته

38:47.692 --> 38:49.276
هیچ‌کدوم از اونا واقعی بود؟

38:49.278 --> 38:51.645
همه‌ی این‌کارا یه اقدام بود
واسه اینکه حواس منو پرت کنید

38:51.647 --> 38:53.447
که "شِين" بتونه با سنگ قبر فرار کنه؟

38:53.449 --> 38:54.781
تو فکر می‌کنی من همچین کاری می‌کنم؟

38:54.783 --> 38:56.483
تو فکر می‌کنی من میذارم یه احمق روانی

38:56.485 --> 38:57.951
با دارو فرار کنه؟

38:57.953 --> 39:00.787
توی هر لحظه از 146 سال گذشته‌ی زندگیم

39:00.789 --> 39:03.356
درد خون‌آشام بودن بهم غلبه کرده

39:05.910 --> 39:07.360
و این دارو همه‌ـشو تموم می‌کرد

39:07.362 --> 39:09.663
احساس گناه و زجر کشیدنم رو تموم می‌کرد

39:11.532 --> 39:14.200
و تو واقعاً فکر می‌کنی که
من اینو به خطر مینداختم؟

39:14.202 --> 39:16.470
باشه . تو برنداشتیش

39:16.472 --> 39:18.171
امّا معنیش این نیست که به اونم اعتماد دارم

39:30.001 --> 39:31.568
من برنداشتمش امّا بگیر

39:32.854 --> 39:35.555
اینو به عنوان یه پیشنهاد صلح قبول کن

39:35.557 --> 39:36.573
تو نمی‌فهمی الینا؟

39:36.575 --> 39:38.108
هیچ صلحی وجود نداره

39:38.110 --> 39:39.359
همه‌مون نابود شدیم

39:39.361 --> 39:41.394
دقیقاً ربکا . نابود شدیم

39:42.229 --> 39:43.497
بانی رفته

39:43.499 --> 39:44.698
شِين" سنگ قبر رو داره"

39:44.700 --> 39:45.849
جرمی گم شده

39:45.851 --> 39:47.918
و هیچ‌کس نمیدونه که دیمن برمیگرده یا نه

39:48.936 --> 39:51.755
پس الان خودمون 3تا اینجاییم

39:51.757 --> 39:53.273
تنها چیزی که داریم همینه

39:55.242 --> 39:57.260
پس یا ماها توی این شرایط کنار همیم

39:58.462 --> 39:59.713
یا همه چیز تمومه

40:01.082 --> 40:02.249
برای همه‌مون

40:29.327 --> 40:31.127
جرمی

40:31.129 --> 40:32.295
دیروز یه‌کم ترسیدم

40:32.297 --> 40:34.280
ممنون که جلوی کسی که بهش حمله کرد رو گرفتی

40:34.282 --> 40:35.415
کسی که بهش حمله کرد؟

40:35.417 --> 40:37.017
یکی از آدمای جزیره بهش حمله کرد

40:37.019 --> 40:39.252
من فکر کردم تو اون فرشته‌ی نجاتی بودی
که دخل اون تیشه به‌دست رو آوردی

40:41.639 --> 40:42.923
من نبودم

40:44.425 --> 40:46.076
پس فکر کنم تو این جزیره
یه نفر دیگه هم هست که

40:46.078 --> 40:48.562
به سختی داره تلاش می‌کنه
شکارچی ما رو زنده نگه داره

40:48.564 --> 40:49.930
من چجوری اومدم اینجا؟

40:51.566 --> 40:52.899
چه اتّفاقی داره میفته؟

40:52.901 --> 40:54.484
می‌بینم که افسون مکان‌یابت کار کرد

40:54.486 --> 40:55.485
...راه پشت سر من

40:55.487 --> 40:56.636
به‌طور جادویی ناپدید شد؟

40:56.638 --> 40:58.471
می‌تونی از استعدادهای "ماساک" قدردانی کنی

40:58.473 --> 40:59.689
اون یه جادوگره

41:01.075 --> 41:02.409
اون تضمین کرده که اگر بخوای فرار کنی

41:02.411 --> 41:03.994
هیچ‌وقت راه برگشتتو پیدا نکنی

41:05.162 --> 41:09.599
پس حالا همه‌ی گروه اینجاست
سايلس" چشم انتظاره"

41:24.215 --> 41:25.882
شوخیت گرفته

41:37.845 --> 41:40.346
تو یکی از اون 5 نفری

41:45.200 --> 42:00.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
