1
00:00:01,000 --> 00:00:10,000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:10,454 --> 00:00:12,102
‫آنچه گذشت...

3
00:00:12,127 --> 00:00:14,423
چرا بهم نگفتی بچه داری، پپر؟

4
00:00:14,448 --> 00:00:17,837
‫- اون کیه؟
‫- دکتر والتر. این‌جا رو اون ساخته

5
00:00:17,862 --> 00:00:19,560
من می‌دونم چی به صلاحته، دُری

6
00:00:19,585 --> 00:00:22,675
‫- من واسه خودم تصمیم می‌گیرم
‫- از کی تا حالا؟

7
00:00:22,700 --> 00:00:24,322
‫پشت اون درِ نقره‌ای چیه؟

8
00:00:24,347 --> 00:00:28,590
‫تنها بیماری که از من هم بیشتر این‌جا بوده

9
00:00:29,089 --> 00:00:30,578
‫بیاین!

10
00:00:36,696 --> 00:00:38,224
‫- شیطان این‌جاست!
‫- بخواب روی زمین!

11
00:00:38,249 --> 00:00:39,729
‫شیطان این‌جاست!

12
00:00:45,000 --> 00:00:52,000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

13
00:01:00,513 --> 00:01:03,342
‫مدیر کلیو، بازرسی رسمی،

14
00:01:03,367 --> 00:01:07,371
‫بخش "نورث‌وست"، "نیو هاید"

15
00:01:07,396 --> 00:01:10,486
‫اقدام پلیس که منجر به مرگ بیمار شد

16
00:01:10,511 --> 00:01:14,341
‫و چند مورد سهل‌انگاری دیگه

17
00:01:14,366 --> 00:01:17,621
‫پرستار جوزفین آلزونا

18
00:01:18,128 --> 00:01:21,401
‫پرستار آلزونا، چطور ممکنه که کارکنان

19
00:01:21,426 --> 00:01:24,214
‫بیش از ۳۰ دقیقه از محل حضور بیمار

20
00:01:24,239 --> 00:01:26,154
‫بی‌خبر بوده باشن؟

21
00:01:26,179 --> 00:01:28,672
‫آقای کافی هیچ‌وقت
‫مشکلی درست نمی‌کرد

22
00:01:28,697 --> 00:01:32,101
‫مؤدب بود، همیشه همکاری می‌کرد

23
00:01:32,126 --> 00:01:35,043
ما... ما داشتیم همه‌جا رو می‌گشتیم

24
00:01:35,068 --> 00:01:37,009
‫چند وقته این‌جا کار می‌کنین؟

25
00:01:37,097 --> 00:01:38,271
شش هفته

26
00:01:38,402 --> 00:01:40,535
‫و زیاد پیش میاد که کارکنان

27
00:01:40,560 --> 00:01:43,824
‫دسته‌کلیدهای دسترسی‌شون رو
‫توی بخش گم کنن؟

28
00:01:47,422 --> 00:01:52,384
‫و بیمار چطور چنگال فلزی گیر آورده؟

29
00:01:52,676 --> 00:01:54,462
‫تو بخش قاشق‌چنگال فلزی ممنوعه

30
00:01:54,505 --> 00:01:56,681
‫قانون همینه. من نیاوردمش

31
00:01:56,768 --> 00:01:58,292
خبر ندارم

32
00:01:58,422 --> 00:02:00,670
‫و اون موقع طبق دستور دکتر آناند،

33
00:02:00,695 --> 00:02:03,427
بیمارها تحت مراقبت مستقیم بودن، درسته؟

34
00:02:03,514 --> 00:02:05,081
بله

35
00:02:05,212 --> 00:02:06,517
‫لطفاً با جزئیات

36
00:02:06,561 --> 00:02:08,780
‫و لحظه‌به‌لحظه توضیح بدین

37
00:02:08,805 --> 00:02:11,070
‫هفته‌ی پیش تو پیتزافروشی "سَلز"
‫چه اتفاقی افتاد؟

38
00:02:15,526 --> 00:02:18,399
‫ما نیروی کافی نداریم،
‫بودجه کافی نداریم،

39
00:02:18,424 --> 00:02:21,427
‫و مسئولان تیمارستان
‫فقط وقتی پیداشون می‌شه که

40
00:02:21,452 --> 00:02:25,804
‫یه گندی بالا بیاد،
‫ببخشید این‌طوری می‌گم

41
00:02:25,829 --> 00:02:28,528
وگرنه، اصلاً انگار وجود نداریم

42
00:02:28,553 --> 00:02:32,688
‫تا حالا بیمارها رو
‫از محدوده‌ی مجاز بیرون بردین؟

43
00:02:32,931 --> 00:02:34,889
‫چی؟ نه، هرگز!

44
00:02:34,954 --> 00:02:38,131
‫مثلاً داخل اتاق دارو

45
00:02:42,466 --> 00:02:45,861
نمی‌دونم چی شد

46
00:02:45,948 --> 00:02:48,341
من تو اتاقم بودم

47
00:02:48,472 --> 00:02:50,909
نمی‌دونم چه اتفاقی افتاد

48
00:02:50,953 --> 00:02:53,477
من تو اتاقم بودم

49
00:02:53,608 --> 00:02:54,826
تو اتاقت بودی؟

50
00:02:57,158 --> 00:02:59,987
نمی‌دونم چی شد

51
00:03:00,223 --> 00:03:03,226
من تو اتاقم بودم

52
00:03:03,251 --> 00:03:05,296
خیلی‌خب

53
00:03:05,321 --> 00:03:09,847
‫شما هم‌اتاقی آقای اوسی بودی، درسته؟

54
00:03:09,880 --> 00:03:12,231
کی؟

55
00:03:12,258 --> 00:03:15,425
‫کوفی اوسی.
‫همون بیماری که فوت کرده

56
00:03:15,572 --> 00:03:16,617
‫"کوفی"؟

57
00:03:21,940 --> 00:03:23,203
‫"کوفی"...

58
00:03:27,058 --> 00:03:30,583
‫همه‌ی بیمارها می‌گن توی اتاق‌شون بودن

59
00:03:30,775 --> 00:03:32,212
در حالی که نبودن

60
00:03:32,255 --> 00:03:35,692
‫بهم بگین، چطور ممکنه
‫این همه آدم تحت مراقبت شما

61
00:03:35,780 --> 00:03:40,524
‫یهویی با هم غیب‌شون بزنه؟

62
00:03:40,611 --> 00:03:42,526
‫یعنی...

63
00:03:42,613 --> 00:03:44,441
حق با شماست. غیرممکنه

64
00:03:44,466 --> 00:03:48,096
‫و شما، به‌عنوان پزشک ارشد این بخش،

65
00:03:48,121 --> 00:03:49,838
‫با چنین الگوی شدیدی از قصور،

66
00:03:49,925 --> 00:03:51,423
‫به نظرتون مقصر کیه؟

67
00:03:51,448 --> 00:03:53,853
خب، به نظر میاد

68
00:03:53,878 --> 00:03:56,565
‫شما از قبل تصمیم‌تون رو گرفتین

69
00:03:56,776 --> 00:03:58,230
بیمارهای شما تا آخر هفته

70
00:03:58,255 --> 00:03:59,691
منتقل می‌شن

71
00:03:59,716 --> 00:04:01,495
کارکنان ارزیابی می‌شن

72
00:04:01,520 --> 00:04:03,379
‫خواهیم دید کی می‌مونه و کی باید بره

73
00:04:03,404 --> 00:04:07,606
‫پیشنهاد من اینه که
‫تقریباً عذر همه‌شون خواسته بشه

74
00:04:07,682 --> 00:04:14,428
‫و این بخش هم تا هفته بعد ‫تعطیل بشه

75
00:04:14,453 --> 00:04:16,138
اوه

76
00:04:16,473 --> 00:04:18,475
عجب

77
00:04:18,562 --> 00:04:21,870
‫متوفی رو چقدر می‌شناختی؟

78
00:04:21,957 --> 00:04:24,176
‫کدوم‌شون؟

79
00:04:24,264 --> 00:04:25,662
چی گفتین؟

80
00:04:33,132 --> 00:04:37,223
‫می‌دونی من چند وقته این‌جام؟

81
00:04:37,336 --> 00:04:40,209
‫چند دهه از عمرم گذشته؟

82
00:04:40,367 --> 00:04:43,370
چند تا رئیس‌جمهور عوض شده؟

83
00:04:43,457 --> 00:04:47,417
‫چند تا صبح کریسمس رو این‌جا گذروندم؟

84
00:04:47,548 --> 00:04:50,768
تیک، تیک، تیک، تیک

85
00:04:50,855 --> 00:04:54,468
خب، یه خبر خوب دارم

86
00:04:57,253 --> 00:04:59,970
‫قراره شما رو از این بخش ببریم
‫ به یه مرکز بهتر،

87
00:04:59,995 --> 00:05:01,692
همراه بقیه بیمارها

88
00:05:01,717 --> 00:05:03,719
‫این چیزیه که می‌شه مشتاقش بود، نه؟

89
00:05:07,307 --> 00:05:09,774
‫این‌جا هیچ‌وقت قرار نبود از ما مراقبت کنه

90
00:05:09,799 --> 00:05:11,503
‫قرار بود به اون خدمت کنه

91
00:05:11,528 --> 00:05:13,729
‫ولی حالا گیر افتاده، نمی‌تونه بره بیرون

92
00:05:13,754 --> 00:05:17,229
چون به چیزی که لازم داره نمی‌رسه

93
00:05:17,254 --> 00:05:19,051
دیگه از این خبرها نیست

94
00:05:21,101 --> 00:05:23,366
‫یعنی...

95
00:05:25,586 --> 00:05:27,501
یه نگاه به این‌جا بنداز

96
00:05:30,064 --> 00:05:33,009
‫همه‌چیزش مصرف شده

97
00:05:34,213 --> 00:05:36,650
‫فقط پوسته‌های خالی مونده

98
00:05:41,341 --> 00:05:44,039
‫پس حالا اونم زندانی شده

99
00:05:45,611 --> 00:05:49,676
‫حالا یکی از ماست، هان؟

100
00:05:50,625 --> 00:05:55,152
‫بعد شما بعد از چند دهه پیدات می‌شه،

101
00:05:55,529 --> 00:05:58,401
‫و می‌گی می‌خوای این‌جا رو تعطیل کنی

102
00:06:04,452 --> 00:06:06,116
حالا اون فهمیده

103
00:06:08,411 --> 00:06:13,895
‫فهمیده که باید از این‌جا بزنه بیرون

104
00:06:22,331 --> 00:06:29,840
‫« وحـشـت: شیطان آن سویِ درِ نقره‌ای »

105
00:06:48,924 --> 00:06:53,624
♪ نیویورک رو تو ماه ژوئن دوست دارم ♪

106
00:06:53,649 --> 00:06:56,783
♪ تو چطور؟ ♪

107
00:06:57,068 --> 00:07:00,420
♪ آهنگ گرشوین رو دوست دارم ♪

108
00:07:00,463 --> 00:07:05,773
‫سورپرایز! نظرت چیه، رالف؟

109
00:07:05,860 --> 00:07:07,252
به نظرم نارنجیه

110
00:07:07,339 --> 00:07:08,906
‫رنگ شنگرفیه

111
00:07:09,099 --> 00:07:10,709
فقط یه نارنجی معمولی نیست

112
00:07:10,734 --> 00:07:12,301
‫ته‌رنگ قرمز داره، می‌بینی؟

113
00:07:12,326 --> 00:07:14,800
‫خیلی قرمزه.
‫یه جورایی می‌زنه تو چشم

114
00:07:14,825 --> 00:07:16,854
‫می‌دونی، ستون‌های تالار تخت

115
00:07:16,879 --> 00:07:21,019
‫توی شهر ممنوعه "پکن" دقیقاً همین رنگیه

116
00:07:21,107 --> 00:07:23,501
‫باز ریختی‌ش روی فرش

117
00:07:23,653 --> 00:07:25,394
اوه، با تینر راحت پاک می‌شه

118
00:07:25,419 --> 00:07:27,291
‫هفته پیش آبی‌ش کرده بودی

119
00:07:27,316 --> 00:07:28,715
‫آبی تخم‌مرغی

120
00:07:28,740 --> 00:07:32,284
‫قبلش هم "تپه‌های ایرلند" بود
‫یا یه همچین چیزی

121
00:07:32,309 --> 00:07:36,325
‫بعد زرد قناری، بعد سرخابی،
‫بعد یه جور صورتی

122
00:07:36,350 --> 00:07:38,171
خوشت نمیاد؟

123
00:07:38,196 --> 00:07:41,939
‫مسئله اینه... هیچ‌کدوم‌شون واقعاً
‫خوشحالت نمی‌کنن، نه؟

124
00:07:41,964 --> 00:07:45,794
‫رنگ می‌زنی، بعد دو هفته می‌افتی تو تخت

125
00:07:45,819 --> 00:07:47,256
الان که خوشحالم

126
00:07:51,911 --> 00:07:53,826
‫خط‌هات کجه، می‌بینی؟

127
00:07:53,851 --> 00:07:55,275
خوبه که امروز عصر

128
00:07:55,300 --> 00:07:57,429
‫می‌ریم نمره عینکت رو چک کنیم

129
00:07:58,065 --> 00:07:59,153
آهای

130
00:07:59,416 --> 00:08:01,107
‫بی‌خیال، دوریندایِ عزیزم

131
00:08:01,132 --> 00:08:04,440
وقت دکتر روی تقویم دیواری نوشته شده

132
00:08:04,465 --> 00:08:07,729
‫وگرنه چرا باید قبل از ساعت ۳
‫از دفتر برگردم خونه؟

133
00:08:07,781 --> 00:08:11,045
‫- درسته
‫- لباس عوض کن

134
00:08:11,070 --> 00:08:13,268
‫ولی حالا که داریم این همه راه
‫ تا اون‌جا می‌ریم،

135
00:08:13,293 --> 00:08:16,514
‫با خودم گفتم یه سر ببرمت "ایست پوینت این"

136
00:08:16,539 --> 00:08:18,498
‫یه استیک و غذای دریایی‌ای بزنیم

137
00:08:18,523 --> 00:08:22,571
به سلامتی دیوار شنگرفی جدیدمون

138
00:08:38,692 --> 00:08:41,650
♪ دست در دست هم توی سینما ♪

139
00:08:41,738 --> 00:08:43,827
♪ وقتی همه چراغ‌ها خاموشه ♪

140
00:08:43,914 --> 00:08:46,569
♪ شاید چیز تازه‌ای نباشه ♪

141
00:08:46,656 --> 00:08:51,487
♪ ولی من خوشم میاد ♪

142
00:08:51,574 --> 00:08:54,577
♪ خوشم میاد ♪

143
00:08:54,602 --> 00:08:57,318
♪ تو چطور؟ ♪

144
00:08:57,796 --> 00:09:01,452
‫اینا دیگه دکترهای شهری‌ان

145
00:09:01,546 --> 00:09:05,520
خیلی‌خب، بیا

146
00:09:05,545 --> 00:09:08,704
‫رزرو برای ساعت ۶ـه.
‫میز کنار آب می‌خوام

147
00:09:09,486 --> 00:09:11,564
بیا، آرنولد. از این طرف

148
00:09:12,340 --> 00:09:13,908
بیا

149
00:09:14,901 --> 00:09:20,410
اف، زی، بی، دی، ای

150
00:09:20,435 --> 00:09:24,918
عالیه. حالا ردیف هفتم رو بخون

151
00:09:24,943 --> 00:09:34,431
‫اِی، پی، او، جی...
‫وای، اشتباه گفتم

152
00:09:34,456 --> 00:09:36,532
اشکالی نداره. سخت بود

153
00:09:36,557 --> 00:09:37,906
‫ولی خیلی بد نگفتم، درسته؟

154
00:09:37,931 --> 00:09:39,455
نه، نه اصلاً

155
00:09:42,028 --> 00:09:45,280
نیازی به عدسی جدید نداره

156
00:09:45,323 --> 00:09:49,806
آره، تقریباً همه‌چی رو واضح می‌بینم

157
00:09:49,893 --> 00:09:51,547
بیشتر چیزها رو

158
00:10:01,078 --> 00:10:05,862
‫دوریندا، فقط یه چیز دیگه هست که
‫ باید بررسی کنیم

159
00:10:05,887 --> 00:10:07,229
باشه؟

160
00:10:08,172 --> 00:10:10,280
ما برای ساعت ۶ جایی رزرو داریم

161
00:10:10,305 --> 00:10:14,507
‫مشکلی نیست. کلی ‫وقت دارین

162
00:10:15,558 --> 00:10:18,082
شما تا حالا "ایست پوینت این" رفتین؟

163
00:10:18,487 --> 00:10:22,056
‫پوره سیب‌زمینی با سیرشون واقعاً محشره

164
00:10:30,817 --> 00:10:32,340
رالف؟

165
00:10:47,447 --> 00:10:49,188
تو می‌دونستی اسمش "کوفی" بود؟

166
00:10:50,798 --> 00:10:52,235
نه، جدی پرسیدم

167
00:10:58,440 --> 00:11:02,226
اسمش "کافی" نبود

168
00:11:02,251 --> 00:11:04,415
‫اسمش...

169
00:11:05,708 --> 00:11:07,884
دارن این‌جا رو تعطیل می‌کنن

170
00:11:07,928 --> 00:11:10,365
‫دُری داشت توی راهرو
‫ سر همین قضیه جیغ می‌کشید

171
00:11:10,390 --> 00:11:11,817
‫تا آخر هفته همه بیمارها می‌رن

172
00:11:11,842 --> 00:11:13,368
‫کارکنان هم رفتنی‌ان

173
00:11:13,393 --> 00:11:14,761
‫این‌جا مدت‌هاست مشکل داره

174
00:11:14,786 --> 00:11:17,266
‫چرا الان تعطیل می‌کنن؟

175
00:11:17,291 --> 00:11:19,816
باید جلوش رو بگیریم

176
00:11:20,154 --> 00:11:21,677
حالا دیگه به عهده‌ی ماست

177
00:11:28,047 --> 00:11:30,091
‫هر وقت آماده بودی حرف بزنی،
‫بیا پیشم

178
00:11:51,512 --> 00:11:53,482
تو اون مرد رو به کشتن دادی

179
00:11:58,848 --> 00:12:00,807
‫نمی‌ذارم از این‌جا بری بیرون

180
00:12:00,937 --> 00:12:02,460
حالا می‌بینیم

181
00:12:22,113 --> 00:12:24,323
‫راسته داریم تعطیل می‌شیم؟

182
00:12:43,497 --> 00:12:44,585
درسته

183
00:12:47,391 --> 00:12:48,979
خانم کریس، حق با تو بود

184
00:12:52,684 --> 00:12:55,687
‫خیلی وقته دارم خودم رو گول می‌زنم

185
00:12:55,731 --> 00:12:59,300
‫برای هر ایرادی یه بهونه می‌آوردم

186
00:12:59,387 --> 00:13:02,956
‫کافی مُرده

187
00:13:02,999 --> 00:13:06,133
‫سال‌ها خودم رو قانع کردم که
‫ دارم به این آدما کمک می‌کنم

188
00:13:06,176 --> 00:13:09,484
الان وقتشه که واقعاً کمک‌شون کنم

189
00:13:09,527 --> 00:13:11,336
‫دکتر آناند...

190
00:13:14,402 --> 00:13:16,250
اون بهت اجازه نمی‌ده

191
00:13:26,675 --> 00:13:28,677
این رو پیدا کردم

192
00:13:31,503 --> 00:13:33,393
‫خونش روش ریخته بود؟

193
00:13:33,925 --> 00:13:35,666
چی؟

194
00:13:35,902 --> 00:13:38,034
نه

195
00:13:38,121 --> 00:13:39,819
‫پس لابد خونش گردن توئه

196
00:13:43,762 --> 00:13:47,026
‫اگه این‌قدر برای جنگیدن باهاش
‫خودت رو به آب و آتیش نمی‌زدی...

197
00:13:47,051 --> 00:13:50,010
‫اگه فقط همکاری می‌کردی و
‫با اوضاع کنار می‌اومدی...

198
00:13:50,035 --> 00:13:52,020
‫کافی به‌خاطر تو مُرد، دُری

199
00:13:52,045 --> 00:13:54,810
‫به‌خاطر تو و اون به اصطلاح "دوستت"

200
00:14:00,987 --> 00:14:02,946
من برمی‌گردم اون داخل

201
00:14:03,103 --> 00:14:05,322
‫با اون موجود روبه‌رو می‌شم،

202
00:14:05,347 --> 00:14:07,082
‫و هر چی هم که باشه،
‫ جلوش رو می‌گیرم

203
00:14:07,107 --> 00:14:10,327
حتی اگه به قیمت جونم تموم شه

204
00:14:10,414 --> 00:14:14,462
‫آدم‌هایی مثل تو همیشه
‫می‌خوان برای یه چیزی بمیرن

205
00:14:14,549 --> 00:14:15,898
جذابیتش رو می‌فهمم

206
00:14:15,985 --> 00:14:17,595
‫یه بار انجامش می‌دی، ‫تموم می‌شه،

207
00:14:17,620 --> 00:14:20,502
‫برات مجسمه می‌سازن یا
‫ رژه برگزار می‌کنن

208
00:14:20,527 --> 00:14:25,227
‫مُردن برای کسی آسونه

209
00:14:25,252 --> 00:14:30,666
‫اما زندگی کردن برای کسی...

210
00:14:31,605 --> 00:14:33,782
اونه که سخته

211
00:14:35,850 --> 00:14:38,200
‫ولی تو هیچ‌وقت این کارو نکردی،

212
00:14:38,225 --> 00:14:40,749
مگه نه، پیتر؟

213
00:14:54,963 --> 00:14:56,827
جلسه‌ی کتاب‌خوانی همین الانه. بریم

214
00:14:56,852 --> 00:14:59,463
‫الان جلسه‌ی کتاب‌خوانی داریم؟
‫جدی می‌گی؟

215
00:14:59,488 --> 00:15:01,359
کافی مُرده

216
00:15:01,384 --> 00:15:03,442
‫و دارن چراغ‌های این‌جا رو
‫برای همیشه خاموش می‌کنن

217
00:15:03,467 --> 00:15:05,935
‫این‌جا وضعش داغونه،
‫ ولی من همچنان باید کارم رو انجام بدم

218
00:15:05,960 --> 00:15:07,592
‫پس با زبون خوش برو

219
00:15:11,084 --> 00:15:14,261
‫نباید این پایین، توی راهروی مردها باشی

220
00:15:14,286 --> 00:15:17,246
‫من اصلاً قرار نبود این‌جا باشم

221
00:15:27,275 --> 00:15:29,364
امروز کتاب جدید داریم

222
00:15:31,291 --> 00:15:34,788
‫مطمئنم شنیدین که...

223
00:15:37,370 --> 00:15:40,598
این بخش قراره تعطیل شه

224
00:15:42,278 --> 00:15:47,414
‫همه‌تون طی چند روز آینده منتقل می‌شین

225
00:15:47,642 --> 00:15:52,081
‫امیدوارم جایی باشه با امکانات بهتر

226
00:15:52,125 --> 00:15:57,347
‫که راستش رو بخواین،
‫پیدا کردنش نباید سخت باشه

227
00:15:57,434 --> 00:16:02,613
‫کار درست همینه.
‫همه‌تون لیاقت بهتر از این رو دارین

228
00:16:02,638 --> 00:16:06,773
‫کلمه‌ای ندارم که بتونه بیان کنه...

229
00:16:06,922 --> 00:16:11,274
‫چقدر از اتفاقی که برای کافی افتاد
‫ناراحت و متأسفم

230
00:16:14,356 --> 00:16:18,221
‫با خودم گفتم این جلسه‌ی آخر رو

231
00:16:18,246 --> 00:16:21,566
‫به‌عنوان یه جور خداحافظی داشته باشیم،

232
00:16:21,763 --> 00:16:26,264
‫که توش چیزی رو باهاتون در میون بذارم،
‫که برام معنی خاصی داره،

233
00:16:26,289 --> 00:16:31,991
‫تا این‌طوری بگم متأسفم

234
00:16:32,124 --> 00:16:34,126
متأسفم که ناامیدتون کردم

235
00:16:39,781 --> 00:16:43,567
‫این رو وقتی دانشجوی پزشکی بودم، ‫خوندم

236
00:16:43,654 --> 00:16:45,911
‫تحت تأثیرم گذاشت،

237
00:16:45,936 --> 00:16:51,072
‫و شاید برای اولین بار
‫بعد از خوندن این کتاب بود که

238
00:16:51,097 --> 00:16:55,719
‫واقعاً خواستم این مسیر رو پیش بگیرم

239
00:16:56,573 --> 00:16:59,711
‫این کاری که الان دارم می‌کنم،

240
00:16:59,736 --> 00:17:02,197
همین کار، ‫تو جایی مثل این‌جا

241
00:17:03,587 --> 00:17:05,380
کدوم آدم سالم و عاقلی

242
00:17:05,405 --> 00:17:07,364
دلش می‌خواد تو همچین جایی کار کنه؟

243
00:17:09,735 --> 00:17:12,306
این یک بخش از نامه‌ست

244
00:17:12,770 --> 00:17:16,910
‫از نامه‌ایه که "ونسان"

245
00:17:16,935 --> 00:17:21,538
‫در سال ۱۸۸۹،
‫ برای همسر برادرش، جوهانا، نوشت

246
00:17:23,738 --> 00:17:27,568
‫"با این‌که این‌جا چند بیمار
‫حال‌شان بسیار وخیم است،

247
00:17:30,519 --> 00:17:34,689
‫ترس و وحشتی که قبلاً ‫از جنون داشتم،

248
00:17:34,714 --> 00:17:38,187
تا حد زیادی کم‌تر شده است

249
00:17:38,318 --> 00:17:42,974
‫و با این‌که این‌جا مدام
‫فریادها و جیغ‌های هولناک

250
00:17:42,999 --> 00:17:46,127
‫و زوزه‌هایی شبیه حیوانات در قفس
‫به گوش می‌رسد...

251
00:17:46,152 --> 00:17:50,230
‫با وجود همه‌ی این‌ها...

252
00:17:51,331 --> 00:17:53,115
‫با وجود همه‌ی این‌ها...

253
00:17:53,159 --> 00:17:57,772
‫آدم‌های این‌جا
‫خیلی خوب همدیگر را می‌شناسند

254
00:17:57,797 --> 00:18:03,890
‫و وقتی دچار بحران می‌شوند،
‫به هم کمک می‌کنند

255
00:18:09,175 --> 00:18:12,482
‫و وقتی دچار بحران می‌شوند،

256
00:18:12,569 --> 00:18:14,223
‫به هم کمک می‌کنند"

257
00:18:18,532 --> 00:18:22,275
‫این همون یارویی نیست که
‫گوش خودش رو بُرید؟

258
00:18:23,533 --> 00:18:25,905
‫بله، بله، همین کارو کرد

259
00:18:25,930 --> 00:18:29,471
‫برای این‌که عشقش رو
‫به یه زن بدکاره نشون بده

260
00:18:30,979 --> 00:18:34,533
‫نیازی به گفتن نیست که
‫طرف از این هدیه خوشش نیومد

261
00:18:35,119 --> 00:18:37,009
‫خب، این دیگه دیوونگیه

262
00:18:37,034 --> 00:18:39,963
‫حیف که هیچ‌کدوم‌مون
‫نقاش معروف جهانی نیستیم

263
00:18:39,988 --> 00:18:43,774
‫خب، نکته همین‌جاست، می‌بینی؟

264
00:18:44,035 --> 00:18:46,342
‫وقتی "ون‌ گوگ" مُرد،

265
00:18:46,429 --> 00:18:51,260
‫فکر می‌کرد آثارش هیچ ارزشی ندارن

266
00:18:51,391 --> 00:18:54,611
‫وقتی مُرد، حتی پول یه نون کپک‌زده هم نداشت

267
00:18:54,698 --> 00:18:58,659
‫ولی به نقاشی ادامه داد چون باور داشت

268
00:18:58,702 --> 00:19:03,751
‫ته دلش باور داشت ‫داره کار خاصی می‌کنه

269
00:19:03,881 --> 00:19:06,971
‫کاری از سر صداقت

270
00:19:07,015 --> 00:19:14,153
‫و حالا همون نقاشی‌ها
‫تو بزرگ‌ترین موزه‌های دنیا هستن

271
00:19:21,116 --> 00:19:24,311
کی بهشون زنگ زد؟

272
00:19:24,902 --> 00:19:28,155
کی اون پلیس‌ها رو خبر کرد؟

273
00:19:28,180 --> 00:19:29,298
هوم؟

274
00:19:32,823 --> 00:19:36,131
‫همون پلیس‌هایی که کشتنش،
‫کی خبرشون کرد؟

275
00:19:38,786 --> 00:19:43,200
کار تو بود، مگه نه؟

276
00:19:49,847 --> 00:19:53,048
‫دوباره خوش اومدین
‫به کانال ۲ "اِن‌آر‌سی‌وای"

277
00:19:53,156 --> 00:19:56,095
‫بیاید ببینیم توفان الان کجاست
‫و چه...

278
00:19:56,120 --> 00:19:57,301
به کی زنگ می‌زنی؟

279
00:19:57,326 --> 00:19:58,650
فقط یه لحظه صبر کن

280
00:19:58,675 --> 00:20:00,721
‫دستت رو برای من تکون نده

281
00:20:00,746 --> 00:20:02,623
خیلی‌خب، لطفاً بمون

282
00:20:02,679 --> 00:20:04,907
‫میلیون‌ها نیویورکی در معرض خطرن

283
00:20:04,932 --> 00:20:07,728
‫بیرون قراره هوا حسابی خراب بشه

284
00:20:07,771 --> 00:20:09,313
آنتونی، این‌جا چی‌کار می‌کنی؟

285
00:20:09,338 --> 00:20:10,706
‫آخرین خبرها...

286
00:20:10,793 --> 00:20:12,751
علیک سلام

287
00:20:12,776 --> 00:20:17,259
‫گزارش از پارک ایالتی "گنتری"...
‫در شهرستان "استوری"

288
00:20:17,390 --> 00:20:19,043
‫خبرها رو دیدم

289
00:20:19,174 --> 00:20:21,568
فقط خواستم ببینم حالت خوبه یا نه

290
00:20:24,701 --> 00:20:25,876
می‌شناختیش؟

291
00:20:25,920 --> 00:20:28,444
‫همون...

292
00:20:28,469 --> 00:20:31,951
هم‌اتاقیِ من بود

293
00:20:33,729 --> 00:20:37,472
ولی آنتونی، تو نباید این‌جا باشی

294
00:20:37,497 --> 00:20:39,803
‫باید... باید بری

295
00:20:39,934 --> 00:20:42,197
چرا؟

296
00:20:42,241 --> 00:20:45,200
چون تو هنوز می‌تونی

297
00:20:52,001 --> 00:20:54,873
شیطان اون‌جا زندگی می‌کنه

298
00:20:55,210 --> 00:20:57,343
‫پشت اون درِ نقره‌ای

299
00:20:57,430 --> 00:21:00,824
‫آزارمون می‌ده، شکارمون می‌کنه

300
00:21:00,849 --> 00:21:02,895
‫از درد ما تغذیه می‌کنه

301
00:21:07,216 --> 00:21:09,559
ثابت کن اشتباه می‌کنم

302
00:21:10,988 --> 00:21:12,773
اون در رو باز کن

303
00:21:26,000 --> 00:21:33,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

304
00:21:42,910 --> 00:21:45,434
‫طبق پرونده‌های ما،

305
00:21:45,478 --> 00:21:49,438
‫تو مردی هستی به نام "آرنولد ویسرپلین"

306
00:21:49,463 --> 00:21:54,207
سال ۱۹۶۵ تو رو به این بخش آوردن

307
00:21:54,232 --> 00:21:59,019
‫و روز سوم، روی تو عملِ
‫لوبوتومی ترانس‌اوربیتال انجام شد

308
00:21:59,230 --> 00:22:01,320
‫پنجم مه ۱۹۶۶،

309
00:22:01,363 --> 00:22:03,539
‫توی همین بخش مرتکب قتل شدی،

310
00:22:03,626 --> 00:22:06,673
‫و از اون موقع تا حالا

311
00:22:06,803 --> 00:22:09,110
‫تو همین اتاق حبس بودی

312
00:22:09,135 --> 00:22:13,008
‫این چیزیه که
‫پرونده‌هامون نشون می‌ده

313
00:22:13,157 --> 00:22:16,509
‫ولی من باور دارم
‫تو فراتر از این حرف‌هایی

314
00:22:19,453 --> 00:22:22,185
‫اون مرد بیچاره‌ای که
‫به دست پلیس کشته شد،

315
00:22:22,210 --> 00:22:24,299
می‌دونم حقش نبود بمیره

316
00:22:24,324 --> 00:22:27,196
‫نباید می‌مرد

317
00:22:27,221 --> 00:22:29,260
‫اون از همین اتاق بیرون دویید،

318
00:22:29,348 --> 00:22:31,262
‫از اتاق تو،

319
00:22:31,287 --> 00:22:33,631
‫و درباره وجود یه شیطان فریاد می‌زد

320
00:22:44,839 --> 00:22:47,277
‫وقتی بچه بودم،

321
00:22:47,800 --> 00:22:52,196
‫برام از روحی تعریف کرده بودن که
‫ از بدبختی لذت می‌بره

322
00:22:52,283 --> 00:22:54,460
‫بهش می‌گن "داپی"

323
00:22:54,503 --> 00:22:58,289
‫داپی آزار می‌ده،
‫می‌خنده و دوباره آزار می‌ده

324
00:22:58,377 --> 00:23:02,859
‫وقتی بقیه فریاد می‌زنن و
‫التماس رحم می‌کنن،

325
00:23:02,946 --> 00:23:04,905
‫داپی میاد

326
00:23:04,992 --> 00:23:09,823
‫فریاد بیشتر، التماس بیشتر

327
00:23:09,910 --> 00:23:12,565
این داپی رو خوشحال می‌کنه

328
00:23:12,652 --> 00:23:16,743
‫این داپی رو قوی می‌کنه

329
00:23:19,354 --> 00:23:24,228
‫و از بچگی بهم یاد دادن که
‫حواسم بهش باشه

330
00:23:24,253 --> 00:23:27,797
نذارم وارد خونه‌م بشه

331
00:23:27,884 --> 00:23:29,669
مادربزرگم می‌گفت

332
00:23:29,799 --> 00:23:32,672
‫اگه داپی‌ای رو دیدی،
‫یه مشت برنج بریز زمین

333
00:23:32,715 --> 00:23:36,284
‫باید تک‌تک دونه‌ها رو بشمره
‫تا بتونه حرکت کنه

334
00:23:36,309 --> 00:23:39,480
‫و تا اون موقع، خورشید طلوع می‌کنه

335
00:23:39,505 --> 00:23:44,292
‫و داپی باید برگرده به عالم ارواح

336
00:23:48,469 --> 00:23:53,798
‫من باور دارم یه داپی همین‌جا پنهان شده،

337
00:23:53,823 --> 00:23:58,262
‫توی همین اتاق

338
00:23:58,349 --> 00:24:02,441
‫بالاخره با نورِ خودم می‌بینم،

339
00:24:02,528 --> 00:24:05,400
‫نوری که درون منه

340
00:24:05,531 --> 00:24:08,534
این بخش تعطیل می‌شه

341
00:24:08,577 --> 00:24:10,666
بیمارها می‌رن

342
00:24:10,797 --> 00:24:12,233
‫منم می‌رم

343
00:24:12,320 --> 00:24:16,542
‫ولی قبل از رفتنم، برنج رو می‌ریزم

344
00:24:16,585 --> 00:24:18,935
‫داپی باید برنج‌ها رو بشمره

345
00:24:19,022 --> 00:24:21,851
‫و همین‌جا می‌مونه،

346
00:24:21,938 --> 00:24:23,723
‫جایی که بهش تعلق داره

347
00:24:41,542 --> 00:24:44,806
‫مدل‌های ما پیش‌بینی می‌کنن
‫که قطعاً باید انتظار

348
00:24:44,831 --> 00:24:47,050
‫سیل جدی‌ای در این منطقه رو داشته باشیم

349
00:24:47,075 --> 00:24:48,838
‫حرف و حدیث زیادی
‫درباره‌ی ترک شهر هست...

350
00:24:48,863 --> 00:24:50,793
‫من همیشه خودم رو...

351
00:24:50,818 --> 00:24:54,032
‫یه آدم درست و حسابی می‌دونستم

352
00:24:54,057 --> 00:24:56,582
‫حتی یه لحظه هم بهش شک نکرده بودم

353
00:24:56,607 --> 00:24:59,236
‫حقیقت اینه که
‫من هیچ‌وقت واقعاً به کسی کمک نکردم

354
00:24:59,323 --> 00:25:01,021
‫تمام این مدت مطمئن بودم که

355
00:25:01,064 --> 00:25:05,416
‫دارم کار درست رو انجام می‌دم،

356
00:25:05,547 --> 00:25:07,549
‫ولی فقط کاری رو می‌کردم که
‫ برای خودم درست بود

357
00:25:09,638 --> 00:25:12,641
و متأسفم، آنتونی

358
00:25:16,554 --> 00:25:20,827
‫هر چی لازم داری تا
‫مراسم مادرت آبرومندانه برگزار بشه،

359
00:25:20,960 --> 00:25:23,044
‫یه راهی پیدا می‌کنم که
‫هزینه‌ش رو جور کنم

360
00:25:23,069 --> 00:25:24,620
‫همه‌ش رو، قول می‌دم

361
00:25:24,645 --> 00:25:26,691
‫حداقل کاریه که از دستم برمیاد

362
00:25:28,178 --> 00:25:30,354
‫ولی این‌جا امن نیست

363
00:25:30,485 --> 00:25:32,705
‫و باید همین الان بری

364
00:25:35,925 --> 00:25:39,538
تیک، تیک

365
00:25:39,625 --> 00:25:43,193
تیک، تیک

366
00:26:40,903 --> 00:26:43,514
الان خوشحالم

367
00:27:01,941 --> 00:27:03,900
الان خوشحالم

368
00:27:11,412 --> 00:27:14,067
‫ببین چه بلایی سرمون اومده

369
00:27:16,804 --> 00:27:19,503
‫ چیزی که تو گذاشتی اتفاق بیفته

370
00:27:24,991 --> 00:27:26,514
نه

371
00:27:26,645 --> 00:27:31,824
‫این...
‫این تقصیر من نبود

372
00:27:31,849 --> 00:27:35,684
‫گذاشتی یک مرد ‫تو رو بیاره این‌جا

373
00:27:36,263 --> 00:27:40,354
‫گذاشتی یک مرد دیگه
‫تو رو بکشونه تو این اتاق

374
00:27:43,270 --> 00:27:45,794
‫وقتی گفتن دراز بکش، دراز کشیدی

375
00:27:49,799 --> 00:27:52,666
‫گذاشتی این‌جا نگه‌ت دارن

376
00:27:54,152 --> 00:27:58,633
‫همه این سال‌ها،
‫حبس‌شده و دور از همه

377
00:27:58,658 --> 00:28:02,417
اصلاً بهش فکر می‌کنی؟

378
00:28:02,442 --> 00:28:06,402
‫این‌که می‌تونستیم چه آدمی بشیم؟

379
00:28:06,722 --> 00:28:11,573
‫این‌که اون بیرون می‌تونستیم
‫ چه زندگی‌ای داشته باشیم؟

380
00:28:12,414 --> 00:28:17,433
ما یه چیز بزرگ‌تر می‌خواستیم

381
00:28:18,340 --> 00:28:22,170
یه چیز روشن‌تر

382
00:28:22,570 --> 00:28:25,007
‫این خواسته این‌قدر بده؟

383
00:28:25,032 --> 00:28:27,078
‫این‌قدر غلطه؟

384
00:28:29,398 --> 00:28:33,835
‫فقط یه‌کم رنگ بیشتر، هان؟

385
00:28:34,767 --> 00:28:37,422
دوریندای عزیزم، هان؟

386
00:28:38,040 --> 00:28:41,042
‫ما باید بریم

387
00:28:41,067 --> 00:28:43,243
‫بذار این‌جا رو ‫پشت سر بذاریم

388
00:28:52,351 --> 00:28:54,397
‫من می‌دونم...

389
00:28:54,645 --> 00:28:57,083
‫تو واقعاً کی هستی

390
00:29:02,131 --> 00:29:05,740
تقصیر من نبود

391
00:29:06,704 --> 00:29:09,272
اونا مجبورم کردن

392
00:29:12,838 --> 00:29:15,449
تو مجبورم کردی

393
00:29:17,538 --> 00:29:20,715
‫و من دیگه بهت احتیاجی ندارم

394
00:29:23,743 --> 00:29:26,548
‫داغون،

395
00:29:27,040 --> 00:29:30,087
‫پاره‌پوره،

396
00:29:30,420 --> 00:29:34,729
‫مثل یه جفت جوراب کهنه و کثیف

397
00:29:34,754 --> 00:29:36,582
‫تو الان فقط همین هستی

398
00:29:41,344 --> 00:29:43,216
‫مجبورش کن همکاری کنه،

399
00:29:45,348 --> 00:29:48,308
‫مجبورش کن همکاری کنه،

400
00:29:48,351 --> 00:29:50,049
‫وگرنه...

401
00:29:50,179 --> 00:29:53,269
همه‌تون می‌میرین

402
00:29:53,356 --> 00:29:54,967
‫وقت داره می‌گذره

403
00:30:01,234 --> 00:30:04,759
تیک، تیک

404
00:30:05,229 --> 00:30:06,709
تیک

405
00:30:27,216 --> 00:30:29,044
الو؟

406
00:30:29,088 --> 00:30:30,437
مامان‌بزرگ

407
00:30:30,524 --> 00:30:34,006
‫لوکرسیا، چی شده؟
‫حالت خوبه؟

408
00:30:34,031 --> 00:30:36,095
‫امروز یه کتابی گرفتم و داشتم می‌خوندمش

409
00:30:36,120 --> 00:30:38,731
‫"ونسان ون گوگ" رو می‌شناسی؟

410
00:30:38,880 --> 00:30:40,969
بله

411
00:30:40,994 --> 00:30:43,605
‫دارم یه کتابی که نوشته رو می‌خونم و...

412
00:30:47,342 --> 00:30:49,614
‫می‌دونم دوستم داری،
‫می‌دونم دوستم داری

413
00:30:49,639 --> 00:30:52,633
‫ولی بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم
‫هنوز منو مثل یه بچه می‌بینی

414
00:30:52,676 --> 00:30:54,374
ولی بقیه چی؟

415
00:30:54,461 --> 00:30:55,897
‫اونا وقتی نگام می‌کنن، چی می‌بینن؟

416
00:30:59,988 --> 00:31:02,425
‫همه آدمایی که تو زندگیم می‌شناسم، همین‌جان

417
00:31:02,512 --> 00:31:05,341
‫اونا منو چطور می‌بینن؟
‫اصلاً منو می‌بینن؟

418
00:31:05,385 --> 00:31:09,084
‫می‌دونی، می‌تونم چهره تک‌تکشون رو
‫از حفظ بکشم

419
00:31:09,171 --> 00:31:11,043
‫فرانک ویورلی، آقای مک، پپر،

420
00:31:11,068 --> 00:31:12,504
دُری، کافی

421
00:31:14,611 --> 00:31:15,743
‫"کوفی"

422
00:31:19,678 --> 00:31:22,681
‫اگه اونا منو نبینن و
‫ من فقط تنها باشم چی؟

423
00:31:22,706 --> 00:31:24,814
‫انگار قراره تا آخر عمرم تنها بمونم

424
00:31:24,839 --> 00:31:28,451
‫مهم نیست چی بکشم،
‫چی فکر کنم یا چی حس کنم

425
00:31:28,476 --> 00:31:32,132
‫لوکرسیا، ازت می‌خوام نفس بکشی

426
00:31:39,291 --> 00:31:41,631
‫مامان‌بزرگ...

427
00:31:43,267 --> 00:31:45,269
‫می‌خوان این‌جا رو ببندن...

428
00:31:45,294 --> 00:31:47,959
‫می‌خوان این بخش رو به‌زودی تعطیل کنن،

429
00:31:47,984 --> 00:31:51,461
‫و نمی‌دونم می‌خوان منو کجا بفرستن، ولی...

430
00:31:54,477 --> 00:31:58,133
من می‌خوام بیام خونه

431
00:31:58,220 --> 00:32:00,309
‫لوچی...

432
00:32:00,353 --> 00:32:03,573
یادته با داداشت چی‌کار کردی؟

433
00:32:07,142 --> 00:32:09,231
‫نزدیک بود بکُشیش

434
00:32:26,605 --> 00:32:29,478
من دارم برمی‌گردم خونه، مامان‌بزرگ

435
00:32:33,550 --> 00:32:34,900
به‌زودی

436
00:32:41,829 --> 00:32:43,675
‫ماریسول، همونی که باهاش آشنا شدی،

437
00:32:43,700 --> 00:32:45,746
‫می‌تونه کمک کنه
‫پول باقی‌مونده‌م به دستت برسه

438
00:32:45,771 --> 00:32:47,779
‫زیاد نیست، ولی از هیچی بهتره و
‫پولیه که مال توئه

439
00:32:47,804 --> 00:32:49,047
‫بهش زنگ می‌زنم.
‫هماهنگ می‌کنم

440
00:32:49,072 --> 00:32:50,291
‫خب، خودت چی‌کار می‌کنی؟

441
00:32:50,316 --> 00:32:51,708
‫تو هنوز این‌جا حبس شدی

442
00:32:51,733 --> 00:32:53,140
‫باید یه راهی پیدا کنم

443
00:32:53,165 --> 00:32:55,948
‫که مطمئن شم دیگه ‫کسی آسیب نمی‌بینه

444
00:32:55,973 --> 00:32:59,064
ببین، بحث سر ماست

445
00:32:59,151 --> 00:33:01,016
گفتی متأسفی

446
00:33:01,041 --> 00:33:05,150
‫باورت می‌کنم، ولی نمی‌شه قضیه
‫همین‌جا تموم بشه

447
00:33:05,175 --> 00:33:11,300
‫ببین، آنتونی، من این‌جا گیر افتادم...
‫هم این‌جا و هم این‌جا، می‌دونی؟

448
00:33:11,325 --> 00:33:15,691
‫و حتی اگه بتونم مشکلات خودم رو حل کنم،

449
00:33:15,716 --> 00:33:17,639
‫برای ما دیگه دیره، می‌گیری چی می‌گم؟

450
00:33:17,677 --> 00:33:19,181
یعنی، تو دیگه واسه خودت مرد بالغی شدی

451
00:33:19,206 --> 00:33:21,434
خودتم همین‌طور

452
00:33:21,564 --> 00:33:24,611
‫و شرط می‌بندم درباره
‫اون یکی قضیه هم

453
00:33:24,698 --> 00:33:27,353
‫خودت می‌دونی باید چی‌کار کنی

454
00:33:27,483 --> 00:33:28,571
‫فقط زیادی ترسیدی

455
00:33:32,010 --> 00:33:34,664
پیتر کافین

456
00:33:34,751 --> 00:33:35,916
‫من آماده‌م برم

457
00:33:40,496 --> 00:33:42,542
الان نه

458
00:33:45,675 --> 00:33:47,895
دُری، گفتم الان نه

459
00:33:50,245 --> 00:33:52,073
‫چرا،

460
00:33:52,098 --> 00:33:55,130
همین الان

461
00:33:55,598 --> 00:33:58,166
نباید بذاری از این‌جا خارج بشه

462
00:33:58,253 --> 00:33:59,559
کی رو می‌گی؟

463
00:33:59,689 --> 00:34:01,909
خودت می‌دونی درباره کی دارم حرف می‌زنم

464
00:34:01,996 --> 00:34:03,755
‫الان همه از من متنفرن

465
00:34:03,780 --> 00:34:05,496
‫چون این همه مدت کمکش کردم،

466
00:34:05,521 --> 00:34:07,175
‫هر چی دستور داد انجام دادم

467
00:34:07,200 --> 00:34:09,028
‫قسمت خنده‌دارش اینه که

468
00:34:09,053 --> 00:34:12,752
‫همه‌شون درباره تو هم ‫همین حس رو دارن

469
00:34:12,777 --> 00:34:18,708
‫شاید ما جفت‌مون ‫برای اون کار می‌کنیم

470
00:34:18,733 --> 00:34:21,929
‫می‌دونی، از کاری که توی
‫ جلسه کتاب‌خوانی کردی خوشم نیومد

471
00:34:21,972 --> 00:34:23,967
‫می‌دونم می‌خوای تحقیرم کنی

472
00:34:23,992 --> 00:34:26,430
‫می‌خوای تقصیر رو بندازی گردن من

473
00:34:26,455 --> 00:34:28,630
‫جاش همون‌جاست

474
00:34:28,717 --> 00:34:30,851
‫لازمه تو اتاقت حبست کنیم؟

475
00:34:30,893 --> 00:34:33,220
‫تو هم مثل من سال‌ها با کمال میل،

476
00:34:33,245 --> 00:34:35,004
‫کارهای کثیفش رو انجام دادی

477
00:34:35,029 --> 00:34:37,335
‫بخش غم‌انگیزش اینه که فکر می‌کردی
‫از اون آدم‌خوبایی،

478
00:34:37,360 --> 00:34:39,775
مگه نه؟

479
00:34:40,165 --> 00:34:42,514
‫- منم همین فکر رو می‌کردم
‫- من مثل تو نیستم

480
00:34:42,539 --> 00:34:45,648
‫اگه واقعاً می‌خوای کمک کنی،
‫کمکم کن نگه‌ش دا...

481
00:34:45,673 --> 00:34:47,277
‫کمک می‌خوای؟
‫این چیزیه که می‌خوای؟

482
00:34:47,302 --> 00:34:50,304
‫چون تو، دُری، ‫کارت از کمک گذشته

483
00:34:50,391 --> 00:34:51,871
‫همیشه همین‌طور بوده

484
00:34:51,896 --> 00:34:54,309
‫نه! اگه این‌جا خالی بشه،
‫اون از گرسنگی می‌میره

485
00:34:54,396 --> 00:34:55,963
آره، معلومه

486
00:34:55,988 --> 00:34:57,374
‫کافی چی صداش می‌کرد؟

487
00:34:57,399 --> 00:35:00,620
یه نیروی شیطانی، هوم؟

488
00:35:00,663 --> 00:35:02,143
یه شر

489
00:35:02,230 --> 00:35:04,014
‫آره، من شایعات بیمارها رو می‌شنوم،

490
00:35:04,102 --> 00:35:07,279
‫اون مزخرفات مسخره‌ای رو که
‫کل روز بلغور می‌کنین

491
00:35:07,409 --> 00:35:13,894
‫آره، "نیو هاید" فقط یه
‫تیمارستان بزرگ و ترسناک و جن‌زده‌ست

492
00:35:13,919 --> 00:35:15,722
‫یه قاتل توش هست

493
00:35:15,747 --> 00:35:18,377
‫- یه هیولا، یه شیطان
‫- وای خدا...

494
00:35:18,402 --> 00:35:24,252
اون درون توئه، مگه نه؟

495
00:35:24,339 --> 00:35:28,430
‫پپر مخالفت کرد،
‫ولی تو موافقت کردی

496
00:35:28,517 --> 00:35:35,916
‫بهت یه پیشنهاد داد و
‫ تو جواب مثبت دادی

497
00:35:36,003 --> 00:35:39,833
‫من می‌بینمت

498
00:35:39,858 --> 00:35:43,184
من می‌دونم تو کی هستی

499
00:35:43,228 --> 00:35:45,752
برو بیرون

500
00:35:54,413 --> 00:35:56,241
‫نه! نه! بس کن!

501
00:35:56,371 --> 00:35:57,459
‫نه! تمومش کن!

502
00:36:20,762 --> 00:36:23,330
‫پیدات می‌کنم.
‫می‌دونم اون داخلی

503
00:36:23,355 --> 00:36:26,053
‫پیدات می‌کنم

504
00:36:29,877 --> 00:36:32,034
‫دارن می‌ایستن.
‫دیگه دراز نمی‌کشن

505
00:36:32,059 --> 00:36:34,279
‫نه، قربان. می‌دونم اون داخلی

506
00:36:47,042 --> 00:36:48,957
‫سورپرایز!

507
00:36:53,689 --> 00:36:56,083
خوشت اومد؟

508
00:36:56,126 --> 00:36:59,173
‫ته‌رنگ قرمز داره،

509
00:36:59,260 --> 00:37:01,088
می‌بینی؟

510
00:37:01,175 --> 00:37:03,308
هوم

511
00:37:03,333 --> 00:37:06,292
‫اوه، خیلی قرمزن

512
00:37:08,617 --> 00:37:11,792
شنگرفی

513
00:37:12,534 --> 00:37:15,145
‫یه جورایی می‌زنه تو چشم

514
00:37:17,887 --> 00:37:21,978
‫مجبور بودم این کارو بکنم

515
00:37:22,065 --> 00:37:25,025
‫شیطان توی وجودش بود

516
00:37:41,901 --> 00:37:44,382
‫- مسخره‌ست
‫- نه، می‌دونم، بابا

517
00:37:46,786 --> 00:37:49,310
با دست خالی این کارو کرد؟

518
00:37:49,397 --> 00:37:52,139
‫اگه بدونی آدما چه کارهایی
‫ازشون برمیاد، تعجب می‌کنی

519
00:37:52,270 --> 00:37:55,882
همگی لطفاً توجه کنن

520
00:37:55,925 --> 00:37:57,840
به پلیس خبر داده شد

521
00:37:57,865 --> 00:38:01,173
‫اونا توی راهن.
‫باید توی بخش بمونین

522
00:38:01,322 --> 00:38:03,368
‫جدی می‌گی؟
‫وای خدای من!

523
00:38:03,498 --> 00:38:08,329
‫خواهش می‌کنم آروم باشین.
‫ گفتن تا وقتی نرسیدن، حق نداریم بریم

524
00:38:08,416 --> 00:38:10,405
‫ولی میان

525
00:38:10,430 --> 00:38:13,813
‫- مزخرفه
‫- یعنی چی؟ نمی‌شه که ما رو این‌جا نگه دارین

526
00:38:13,900 --> 00:38:15,336
شنیدین که چی گفت

527
00:38:15,361 --> 00:38:17,270
همین‌جا می‌مونیم

528
00:38:17,295 --> 00:38:18,905
‫ولی چرا باید ‫توی همین بخش بمونیم؟

529
00:38:18,930 --> 00:38:20,838
‫چرا نمی‌تونیم بریم یه ساختمون دیگه؟

530
00:38:20,863 --> 00:38:23,823
‫باید یه تماس بگیرم

531
00:38:30,351 --> 00:38:33,006
‫فکر می‌کنی پلیس می‌تونه کمک‌مون کنه؟

532
00:38:58,510 --> 00:39:00,860
‫این‌جا کلی آدم ترسیده‌ن

533
00:39:03,471 --> 00:39:05,386
‫هیچ‌کس جایی نمی‌ره، فهمیدی؟

534
00:39:05,430 --> 00:39:06,474
آره

535
00:39:58,439 --> 00:40:00,441
هوم

536
00:40:01,758 --> 00:40:03,332
خیلی‌خب، بیاین داخل

537
00:40:03,357 --> 00:40:05,315
آرامش خودتون رو حفظ کنین

538
00:40:05,403 --> 00:40:06,882
خیلی‌خب، یالا بیاین

539
00:40:06,969 --> 00:40:09,624
سریع‌تر

540
00:40:09,649 --> 00:40:11,782
‫حالا باید بهم بگی اون کیه

541
00:40:11,931 --> 00:40:15,587
‫- همه برن داخل
‫- آروم باشین

542
00:40:15,674 --> 00:40:20,548
اون پسرمه

543
00:40:20,635 --> 00:40:23,508
‫آره، شباهت خانوادگی
‫کاملاً معلومه

544
00:40:24,087 --> 00:40:27,960
‫دارم راستش رو می‌گم.
‫اون بچه‌ی منه

545
00:40:29,774 --> 00:40:32,560
‫و وقتی سه سالش بود، رهاش کردم

546
00:40:37,826 --> 00:40:39,741
هوم

547
00:40:44,006 --> 00:40:46,444
‫هنوز اندازه‌مه

548
00:41:03,461 --> 00:41:05,724
‫نه! نه!

549
00:41:05,854 --> 00:41:08,944
‫وای خدا!

550
00:41:09,031 --> 00:41:11,512
‫چی؟ چرا؟

551
00:41:15,603 --> 00:41:17,692
‫وای نه...

552
00:41:18,321 --> 00:41:19,403
‫دُری...

553
00:41:19,428 --> 00:41:20,995
‫باز چه مصیبتیه؟!

554
00:41:28,373 --> 00:41:30,811
‫وای خدا!
‫ اون پیرزنه داره از حصار می‌ره بالا

555
00:41:30,836 --> 00:41:32,554
‫- باید بیاریمش پایین!
‫- لعنتی!

556
00:41:33,431 --> 00:41:36,232
‫لطفاً یکی یه کاری بکنه!

557
00:41:36,257 --> 00:41:38,608
‫این در لعنتی رو باز کنین!

558
00:41:38,713 --> 00:41:40,715
‫بیارینش پایین، زود باشین!

559
00:41:40,837 --> 00:41:42,534
‫نه، نه، نه

560
00:41:43,752 --> 00:41:45,775
‫دُری!

561
00:41:55,164 --> 00:41:58,385
‫یالا، سریع‌تر!

562
00:41:58,472 --> 00:42:00,866
‫یکی این در لعنتی رو باز کنه!

563
00:42:00,953 --> 00:42:03,129
‫- یالا!
‫- در رو باز کنین!

564
00:42:11,026 --> 00:42:12,636
‫دُری!

565
00:42:59,228 --> 00:43:01,883
ما قرار نیست برگردیم خونه

566
00:43:06,496 --> 00:43:08,716
قرار نیست برگردیم خونه

567
00:43:12,851 --> 00:43:14,417
قرار نیست برگردیم خونه

568
00:43:17,889 --> 00:43:19,281
شما دو نفر

569
00:43:25,385 --> 00:43:27,561
گوش بدین چی می‌گم

570
00:43:31,652 --> 00:43:35,613
‫پشت اون در،

571
00:43:35,700 --> 00:43:38,267
من می‌دونم چی هست

572
00:43:38,354 --> 00:43:43,142
‫می‌دونم چی داره این کارو می‌کنه

573
00:43:43,185 --> 00:43:46,493
منظورم اینه که باورتون دارم

574
00:43:49,888 --> 00:43:52,064
‫حالا چی‌کار کنیم؟

575
00:44:03,727 --> 00:44:05,833
‫من بالاخره به خواسته‌م می‌رسم

576
00:44:08,073 --> 00:44:10,205
‫خیلی‌های دیگه می‌میرن

577
00:44:11,561 --> 00:44:13,085
‫پسر خودت هم می‌میره

578
00:44:14,695 --> 00:44:16,218
‫من خیلی می‌ترسم

579
00:44:17,770 --> 00:44:18,945
‫برو!

580
00:44:20,374 --> 00:44:21,723
‫هیس!

581
00:44:27,127 --> 00:44:28,676
‫کارمون می‌تونه شروع بشه

582
00:44:29,500 --> 00:44:49,500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
