WEBVTT

00:01.000 --> 00:10.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:10.454 --> 00:12.102
‫آنچه گذشت...

00:12.127 --> 00:14.423
چرا بهم نگفتی بچه داری، پپر؟

00:14.448 --> 00:17.837
‫- اون کیه؟
‫- دکتر والتر. این‌جا رو اون ساخته

00:17.862 --> 00:19.560
من می‌دونم چی به صلاحته، دُری

00:19.585 --> 00:22.675
‫- من واسه خودم تصمیم می‌گیرم
‫- از کی تا حالا؟

00:22.700 --> 00:24.322
‫پشت اون درِ نقره‌ای چیه؟

00:24.347 --> 00:28.590
‫تنها بیماری که از من هم بیشتر این‌جا بوده

00:29.089 --> 00:30.578
‫بیاین!

00:36.696 --> 00:38.224
‫- شیطان این‌جاست!
‫- بخواب روی زمین!

00:38.249 --> 00:39.729
‫شیطان این‌جاست!

00:45.000 --> 00:52.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:00.513 --> 01:03.342
‫مدیر کلیو، بازرسی رسمی،

01:03.367 --> 01:07.371
‫بخش "نورث‌وست"، "نیو هاید"

01:07.396 --> 01:10.486
‫اقدام پلیس که منجر به مرگ بیمار شد

01:10.511 --> 01:14.341
‫و چند مورد سهل‌انگاری دیگه

01:14.366 --> 01:17.621
‫پرستار جوزفین آلزونا

01:18.128 --> 01:21.401
‫پرستار آلزونا، چطور ممکنه که کارکنان

01:21.426 --> 01:24.214
‫بیش از ۳۰ دقیقه از محل حضور بیمار

01:24.239 --> 01:26.154
‫بی‌خبر بوده باشن؟

01:26.179 --> 01:28.672
‫آقای کافی هیچ‌وقت
‫مشکلی درست نمی‌کرد

01:28.697 --> 01:32.101
‫مؤدب بود، همیشه همکاری می‌کرد

01:32.126 --> 01:35.043
ما... ما داشتیم همه‌جا رو می‌گشتیم

01:35.068 --> 01:37.009
‫چند وقته این‌جا کار می‌کنین؟

01:37.097 --> 01:38.271
شش هفته

01:38.402 --> 01:40.535
‫و زیاد پیش میاد که کارکنان

01:40.560 --> 01:43.824
‫دسته‌کلیدهای دسترسی‌شون رو
‫توی بخش گم کنن؟

01:47.422 --> 01:52.384
‫و بیمار چطور چنگال فلزی گیر آورده؟

01:52.676 --> 01:54.462
‫تو بخش قاشق‌چنگال فلزی ممنوعه

01:54.505 --> 01:56.681
‫قانون همینه. من نیاوردمش

01:56.768 --> 01:58.292
خبر ندارم

01:58.422 --> 02:00.670
‫و اون موقع طبق دستور دکتر آناند،

02:00.695 --> 02:03.427
بیمارها تحت مراقبت مستقیم بودن، درسته؟

02:03.514 --> 02:05.081
بله

02:05.212 --> 02:06.517
‫لطفاً با جزئیات

02:06.561 --> 02:08.780
‫و لحظه‌به‌لحظه توضیح بدین

02:08.805 --> 02:11.070
‫هفته‌ی پیش تو پیتزافروشی "سَلز"
‫چه اتفاقی افتاد؟

02:15.526 --> 02:18.399
‫ما نیروی کافی نداریم،
‫بودجه کافی نداریم،

02:18.424 --> 02:21.427
‫و مسئولان تیمارستان
‫فقط وقتی پیداشون می‌شه که

02:21.452 --> 02:25.804
‫یه گندی بالا بیاد،
‫ببخشید این‌طوری می‌گم

02:25.829 --> 02:28.528
وگرنه، اصلاً انگار وجود نداریم

02:28.553 --> 02:32.688
‫تا حالا بیمارها رو
‫از محدوده‌ی مجاز بیرون بردین؟

02:32.931 --> 02:34.889
‫چی؟ نه، هرگز!

02:34.954 --> 02:38.131
‫مثلاً داخل اتاق دارو

02:42.466 --> 02:45.861
نمی‌دونم چی شد

02:45.948 --> 02:48.341
من تو اتاقم بودم

02:48.472 --> 02:50.909
نمی‌دونم چه اتفاقی افتاد

02:50.953 --> 02:53.477
من تو اتاقم بودم

02:53.608 --> 02:54.826
تو اتاقت بودی؟

02:57.158 --> 02:59.987
نمی‌دونم چی شد

03:00.223 --> 03:03.226
من تو اتاقم بودم

03:03.251 --> 03:05.296
خیلی‌خب

03:05.321 --> 03:09.847
‫شما هم‌اتاقی آقای اوسی بودی، درسته؟

03:09.880 --> 03:12.231
کی؟

03:12.258 --> 03:15.425
‫کوفی اوسی.
‫همون بیماری که فوت کرده

03:15.572 --> 03:16.617
‫"کوفی"؟

03:21.940 --> 03:23.203
‫"کوفی"...

03:27.058 --> 03:30.583
‫همه‌ی بیمارها می‌گن توی اتاق‌شون بودن

03:30.775 --> 03:32.212
در حالی که نبودن

03:32.255 --> 03:35.692
‫بهم بگین، چطور ممکنه
‫این همه آدم تحت مراقبت شما

03:35.780 --> 03:40.524
‫یهویی با هم غیب‌شون بزنه؟

03:40.611 --> 03:42.526
‫یعنی...

03:42.613 --> 03:44.441
حق با شماست. غیرممکنه

03:44.466 --> 03:48.096
‫و شما، به‌عنوان پزشک ارشد این بخش،

03:48.121 --> 03:49.838
‫با چنین الگوی شدیدی از قصور،

03:49.925 --> 03:51.423
‫به نظرتون مقصر کیه؟

03:51.448 --> 03:53.853
خب، به نظر میاد

03:53.878 --> 03:56.565
‫شما از قبل تصمیم‌تون رو گرفتین

03:56.776 --> 03:58.230
بیمارهای شما تا آخر هفته

03:58.255 --> 03:59.691
منتقل می‌شن

03:59.716 --> 04:01.495
کارکنان ارزیابی می‌شن

04:01.520 --> 04:03.379
‫خواهیم دید کی می‌مونه و کی باید بره

04:03.404 --> 04:07.606
‫پیشنهاد من اینه که
‫تقریباً عذر همه‌شون خواسته بشه

04:07.682 --> 04:14.428
‫و این بخش هم تا هفته بعد ‫تعطیل بشه

04:14.453 --> 04:16.138
اوه

04:16.473 --> 04:18.475
عجب

04:18.562 --> 04:21.870
‫متوفی رو چقدر می‌شناختی؟

04:21.957 --> 04:24.176
‫کدوم‌شون؟

04:24.264 --> 04:25.662
چی گفتین؟

04:33.132 --> 04:37.223
‫می‌دونی من چند وقته این‌جام؟

04:37.336 --> 04:40.209
‫چند دهه از عمرم گذشته؟

04:40.367 --> 04:43.370
چند تا رئیس‌جمهور عوض شده؟

04:43.457 --> 04:47.417
‫چند تا صبح کریسمس رو این‌جا گذروندم؟

04:47.548 --> 04:50.768
تیک، تیک، تیک، تیک

04:50.855 --> 04:54.468
خب، یه خبر خوب دارم

04:57.253 --> 04:59.970
‫قراره شما رو از این بخش ببریم
‫ به یه مرکز بهتر،

04:59.995 --> 05:01.692
همراه بقیه بیمارها

05:01.717 --> 05:03.719
‫این چیزیه که می‌شه مشتاقش بود، نه؟

05:07.307 --> 05:09.774
‫این‌جا هیچ‌وقت قرار نبود از ما مراقبت کنه

05:09.799 --> 05:11.503
‫قرار بود به اون خدمت کنه

05:11.528 --> 05:13.729
‫ولی حالا گیر افتاده، نمی‌تونه بره بیرون

05:13.754 --> 05:17.229
چون به چیزی که لازم داره نمی‌رسه

05:17.254 --> 05:19.051
دیگه از این خبرها نیست

05:21.101 --> 05:23.366
‫یعنی...

05:25.586 --> 05:27.501
یه نگاه به این‌جا بنداز

05:30.064 --> 05:33.009
‫همه‌چیزش مصرف شده

05:34.213 --> 05:36.650
‫فقط پوسته‌های خالی مونده

05:41.341 --> 05:44.039
‫پس حالا اونم زندانی شده

05:45.611 --> 05:49.676
‫حالا یکی از ماست، هان؟

05:50.625 --> 05:55.152
‫بعد شما بعد از چند دهه پیدات می‌شه،

05:55.529 --> 05:58.401
‫و می‌گی می‌خوای این‌جا رو تعطیل کنی

06:04.452 --> 06:06.116
حالا اون فهمیده

06:08.411 --> 06:13.895
‫فهمیده که باید از این‌جا بزنه بیرون

06:22.331 --> 06:29.840
‫« وحـشـت: شیطان آن سویِ درِ نقره‌ای »

06:48.924 --> 06:53.624
♪ نیویورک رو تو ماه ژوئن دوست دارم ♪

06:53.649 --> 06:56.783
♪ تو چطور؟ ♪

06:57.068 --> 07:00.420
♪ آهنگ گرشوین رو دوست دارم ♪

07:00.463 --> 07:05.773
‫سورپرایز! نظرت چیه، رالف؟

07:05.860 --> 07:07.252
به نظرم نارنجیه

07:07.339 --> 07:08.906
‫رنگ شنگرفیه

07:09.099 --> 07:10.709
فقط یه نارنجی معمولی نیست

07:10.734 --> 07:12.301
‫ته‌رنگ قرمز داره، می‌بینی؟

07:12.326 --> 07:14.800
‫خیلی قرمزه.
‫یه جورایی می‌زنه تو چشم

07:14.825 --> 07:16.854
‫می‌دونی، ستون‌های تالار تخت

07:16.879 --> 07:21.019
‫توی شهر ممنوعه "پکن" دقیقاً همین رنگیه

07:21.107 --> 07:23.501
‫باز ریختی‌ش روی فرش

07:23.653 --> 07:25.394
اوه، با تینر راحت پاک می‌شه

07:25.419 --> 07:27.291
‫هفته پیش آبی‌ش کرده بودی

07:27.316 --> 07:28.715
‫آبی تخم‌مرغی

07:28.740 --> 07:32.284
‫قبلش هم "تپه‌های ایرلند" بود
‫یا یه همچین چیزی

07:32.309 --> 07:36.325
‫بعد زرد قناری، بعد سرخابی،
‫بعد یه جور صورتی

07:36.350 --> 07:38.171
خوشت نمیاد؟

07:38.196 --> 07:41.939
‫مسئله اینه... هیچ‌کدوم‌شون واقعاً
‫خوشحالت نمی‌کنن، نه؟

07:41.964 --> 07:45.794
‫رنگ می‌زنی، بعد دو هفته می‌افتی تو تخت

07:45.819 --> 07:47.256
الان که خوشحالم

07:51.911 --> 07:53.826
‫خط‌هات کجه، می‌بینی؟

07:53.851 --> 07:55.275
خوبه که امروز عصر

07:55.300 --> 07:57.429
‫می‌ریم نمره عینکت رو چک کنیم

07:58.065 --> 07:59.153
آهای

07:59.416 --> 08:01.107
‫بی‌خیال، دوریندایِ عزیزم

08:01.132 --> 08:04.440
وقت دکتر روی تقویم دیواری نوشته شده

08:04.465 --> 08:07.729
‫وگرنه چرا باید قبل از ساعت ۳
‫از دفتر برگردم خونه؟

08:07.781 --> 08:11.045
‫- درسته
‫- لباس عوض کن

08:11.070 --> 08:13.268
‫ولی حالا که داریم این همه راه
‫ تا اون‌جا می‌ریم،

08:13.293 --> 08:16.514
‫با خودم گفتم یه سر ببرمت "ایست پوینت این"

08:16.539 --> 08:18.498
‫یه استیک و غذای دریایی‌ای بزنیم

08:18.523 --> 08:22.571
به سلامتی دیوار شنگرفی جدیدمون

08:38.692 --> 08:41.650
♪ دست در دست هم توی سینما ♪

08:41.738 --> 08:43.827
♪ وقتی همه چراغ‌ها خاموشه ♪

08:43.914 --> 08:46.569
♪ شاید چیز تازه‌ای نباشه ♪

08:46.656 --> 08:51.487
♪ ولی من خوشم میاد ♪

08:51.574 --> 08:54.577
♪ خوشم میاد ♪

08:54.602 --> 08:57.318
♪ تو چطور؟ ♪

08:57.796 --> 09:01.452
‫اینا دیگه دکترهای شهری‌ان

09:01.546 --> 09:05.520
خیلی‌خب، بیا

09:05.545 --> 09:08.704
‫رزرو برای ساعت ۶ـه.
‫میز کنار آب می‌خوام

09:09.486 --> 09:11.564
بیا، آرنولد. از این طرف

09:12.340 --> 09:13.908
بیا

09:14.901 --> 09:20.410
اف، زی، بی، دی، ای

09:20.435 --> 09:24.918
عالیه. حالا ردیف هفتم رو بخون

09:24.943 --> 09:34.431
‫اِی، پی، او، جی...
‫وای، اشتباه گفتم

09:34.456 --> 09:36.532
اشکالی نداره. سخت بود

09:36.557 --> 09:37.906
‫ولی خیلی بد نگفتم، درسته؟

09:37.931 --> 09:39.455
نه، نه اصلاً

09:42.028 --> 09:45.280
نیازی به عدسی جدید نداره

09:45.323 --> 09:49.806
آره، تقریباً همه‌چی رو واضح می‌بینم

09:49.893 --> 09:51.547
بیشتر چیزها رو

10:01.078 --> 10:05.862
‫دوریندا، فقط یه چیز دیگه هست که
‫ باید بررسی کنیم

10:05.887 --> 10:07.229
باشه؟

10:08.172 --> 10:10.280
ما برای ساعت ۶ جایی رزرو داریم

10:10.305 --> 10:14.507
‫مشکلی نیست. کلی ‫وقت دارین

10:15.558 --> 10:18.082
شما تا حالا "ایست پوینت این" رفتین؟

10:18.487 --> 10:22.056
‫پوره سیب‌زمینی با سیرشون واقعاً محشره

10:30.817 --> 10:32.340
رالف؟

10:47.447 --> 10:49.188
تو می‌دونستی اسمش "کوفی" بود؟

10:50.798 --> 10:52.235
نه، جدی پرسیدم

10:58.440 --> 11:02.226
اسمش "کافی" نبود

11:02.251 --> 11:04.415
‫اسمش...

11:05.708 --> 11:07.884
دارن این‌جا رو تعطیل می‌کنن

11:07.928 --> 11:10.365
‫دُری داشت توی راهرو
‫ سر همین قضیه جیغ می‌کشید

11:10.390 --> 11:11.817
‫تا آخر هفته همه بیمارها می‌رن

11:11.842 --> 11:13.368
‫کارکنان هم رفتنی‌ان

11:13.393 --> 11:14.761
‫این‌جا مدت‌هاست مشکل داره

11:14.786 --> 11:17.266
‫چرا الان تعطیل می‌کنن؟

11:17.291 --> 11:19.816
باید جلوش رو بگیریم

11:20.154 --> 11:21.677
حالا دیگه به عهده‌ی ماست

11:28.047 --> 11:30.091
‫هر وقت آماده بودی حرف بزنی،
‫بیا پیشم

11:51.512 --> 11:53.482
تو اون مرد رو به کشتن دادی

11:58.848 --> 12:00.807
‫نمی‌ذارم از این‌جا بری بیرون

12:00.937 --> 12:02.460
حالا می‌بینیم

12:22.113 --> 12:24.323
‫راسته داریم تعطیل می‌شیم؟

12:43.497 --> 12:44.585
درسته

12:47.391 --> 12:48.979
خانم کریس، حق با تو بود

12:52.684 --> 12:55.687
‫خیلی وقته دارم خودم رو گول می‌زنم

12:55.731 --> 12:59.300
‫برای هر ایرادی یه بهونه می‌آوردم

12:59.387 --> 13:02.956
‫کافی مُرده

13:02.999 --> 13:06.133
‫سال‌ها خودم رو قانع کردم که
‫ دارم به این آدما کمک می‌کنم

13:06.176 --> 13:09.484
الان وقتشه که واقعاً کمک‌شون کنم

13:09.527 --> 13:11.336
‫دکتر آناند...

13:14.402 --> 13:16.250
اون بهت اجازه نمی‌ده

13:26.675 --> 13:28.677
این رو پیدا کردم

13:31.503 --> 13:33.393
‫خونش روش ریخته بود؟

13:33.925 --> 13:35.666
چی؟

13:35.902 --> 13:38.034
نه

13:38.121 --> 13:39.819
‫پس لابد خونش گردن توئه

13:43.762 --> 13:47.026
‫اگه این‌قدر برای جنگیدن باهاش
‫خودت رو به آب و آتیش نمی‌زدی...

13:47.051 --> 13:50.010
‫اگه فقط همکاری می‌کردی و
‫با اوضاع کنار می‌اومدی...

13:50.035 --> 13:52.020
‫کافی به‌خاطر تو مُرد، دُری

13:52.045 --> 13:54.810
‫به‌خاطر تو و اون به اصطلاح "دوستت"

14:00.987 --> 14:02.946
من برمی‌گردم اون داخل

14:03.103 --> 14:05.322
‫با اون موجود روبه‌رو می‌شم،

14:05.347 --> 14:07.082
‫و هر چی هم که باشه،
‫ جلوش رو می‌گیرم

14:07.107 --> 14:10.327
حتی اگه به قیمت جونم تموم شه

14:10.414 --> 14:14.462
‫آدم‌هایی مثل تو همیشه
‫می‌خوان برای یه چیزی بمیرن

14:14.549 --> 14:15.898
جذابیتش رو می‌فهمم

14:15.985 --> 14:17.595
‫یه بار انجامش می‌دی، ‫تموم می‌شه،

14:17.620 --> 14:20.502
‫برات مجسمه می‌سازن یا
‫ رژه برگزار می‌کنن

14:20.527 --> 14:25.227
‫مُردن برای کسی آسونه

14:25.252 --> 14:30.666
‫اما زندگی کردن برای کسی...

14:31.605 --> 14:33.782
اونه که سخته

14:35.850 --> 14:38.200
‫ولی تو هیچ‌وقت این کارو نکردی،

14:38.225 --> 14:40.749
مگه نه، پیتر؟

14:54.963 --> 14:56.827
جلسه‌ی کتاب‌خوانی همین الانه. بریم

14:56.852 --> 14:59.463
‫الان جلسه‌ی کتاب‌خوانی داریم؟
‫جدی می‌گی؟

14:59.488 --> 15:01.359
کافی مُرده

15:01.384 --> 15:03.442
‫و دارن چراغ‌های این‌جا رو
‫برای همیشه خاموش می‌کنن

15:03.467 --> 15:05.935
‫این‌جا وضعش داغونه،
‫ ولی من همچنان باید کارم رو انجام بدم

15:05.960 --> 15:07.592
‫پس با زبون خوش برو

15:11.084 --> 15:14.261
‫نباید این پایین، توی راهروی مردها باشی

15:14.286 --> 15:17.246
‫من اصلاً قرار نبود این‌جا باشم

15:27.275 --> 15:29.364
امروز کتاب جدید داریم

15:31.291 --> 15:34.788
‫مطمئنم شنیدین که...

15:37.370 --> 15:40.598
این بخش قراره تعطیل شه

15:42.278 --> 15:47.414
‫همه‌تون طی چند روز آینده منتقل می‌شین

15:47.642 --> 15:52.081
‫امیدوارم جایی باشه با امکانات بهتر

15:52.125 --> 15:57.347
‫که راستش رو بخواین،
‫پیدا کردنش نباید سخت باشه

15:57.434 --> 16:02.613
‫کار درست همینه.
‫همه‌تون لیاقت بهتر از این رو دارین

16:02.638 --> 16:06.773
‫کلمه‌ای ندارم که بتونه بیان کنه...

16:06.922 --> 16:11.274
‫چقدر از اتفاقی که برای کافی افتاد
‫ناراحت و متأسفم

16:14.356 --> 16:18.221
‫با خودم گفتم این جلسه‌ی آخر رو

16:18.246 --> 16:21.566
‫به‌عنوان یه جور خداحافظی داشته باشیم،

16:21.763 --> 16:26.264
‫که توش چیزی رو باهاتون در میون بذارم،
‫که برام معنی خاصی داره،

16:26.289 --> 16:31.991
‫تا این‌طوری بگم متأسفم

16:32.124 --> 16:34.126
متأسفم که ناامیدتون کردم

16:39.781 --> 16:43.567
‫این رو وقتی دانشجوی پزشکی بودم، ‫خوندم

16:43.654 --> 16:45.911
‫تحت تأثیرم گذاشت،

16:45.936 --> 16:51.072
‫و شاید برای اولین بار
‫بعد از خوندن این کتاب بود که

16:51.097 --> 16:55.719
‫واقعاً خواستم این مسیر رو پیش بگیرم

16:56.573 --> 16:59.711
‫این کاری که الان دارم می‌کنم،

16:59.736 --> 17:02.197
همین کار، ‫تو جایی مثل این‌جا

17:03.587 --> 17:05.380
کدوم آدم سالم و عاقلی

17:05.405 --> 17:07.364
دلش می‌خواد تو همچین جایی کار کنه؟

17:09.735 --> 17:12.306
این یک بخش از نامه‌ست

17:12.770 --> 17:16.910
‫از نامه‌ایه که "ونسان"

17:16.935 --> 17:21.538
‫در سال ۱۸۸۹،
‫ برای همسر برادرش، جوهانا، نوشت

17:23.738 --> 17:27.568
‫"با این‌که این‌جا چند بیمار
‫حال‌شان بسیار وخیم است،

17:30.519 --> 17:34.689
‫ترس و وحشتی که قبلاً ‫از جنون داشتم،

17:34.714 --> 17:38.187
تا حد زیادی کم‌تر شده است

17:38.318 --> 17:42.974
‫و با این‌که این‌جا مدام
‫فریادها و جیغ‌های هولناک

17:42.999 --> 17:46.127
‫و زوزه‌هایی شبیه حیوانات در قفس
‫به گوش می‌رسد...

17:46.152 --> 17:50.230
‫با وجود همه‌ی این‌ها...

17:51.331 --> 17:53.115
‫با وجود همه‌ی این‌ها...

17:53.159 --> 17:57.772
‫آدم‌های این‌جا
‫خیلی خوب همدیگر را می‌شناسند

17:57.797 --> 18:03.890
‫و وقتی دچار بحران می‌شوند،
‫به هم کمک می‌کنند

18:09.175 --> 18:12.482
‫و وقتی دچار بحران می‌شوند،

18:12.569 --> 18:14.223
‫به هم کمک می‌کنند"

18:18.532 --> 18:22.275
‫این همون یارویی نیست که
‫گوش خودش رو بُرید؟

18:23.533 --> 18:25.905
‫بله، بله، همین کارو کرد

18:25.930 --> 18:29.471
‫برای این‌که عشقش رو
‫به یه زن بدکاره نشون بده

18:30.979 --> 18:34.533
‫نیازی به گفتن نیست که
‫طرف از این هدیه خوشش نیومد

18:35.119 --> 18:37.009
‫خب، این دیگه دیوونگیه

18:37.034 --> 18:39.963
‫حیف که هیچ‌کدوم‌مون
‫نقاش معروف جهانی نیستیم

18:39.988 --> 18:43.774
‫خب، نکته همین‌جاست، می‌بینی؟

18:44.035 --> 18:46.342
‫وقتی "ون‌ گوگ" مُرد،

18:46.429 --> 18:51.260
‫فکر می‌کرد آثارش هیچ ارزشی ندارن

18:51.391 --> 18:54.611
‫وقتی مُرد، حتی پول یه نون کپک‌زده هم نداشت

18:54.698 --> 18:58.659
‫ولی به نقاشی ادامه داد چون باور داشت

18:58.702 --> 19:03.751
‫ته دلش باور داشت ‫داره کار خاصی می‌کنه

19:03.881 --> 19:06.971
‫کاری از سر صداقت

19:07.015 --> 19:14.153
‫و حالا همون نقاشی‌ها
‫تو بزرگ‌ترین موزه‌های دنیا هستن

19:21.116 --> 19:24.311
کی بهشون زنگ زد؟

19:24.902 --> 19:28.155
کی اون پلیس‌ها رو خبر کرد؟

19:28.180 --> 19:29.298
هوم؟

19:32.823 --> 19:36.131
‫همون پلیس‌هایی که کشتنش،
‫کی خبرشون کرد؟

19:38.786 --> 19:43.200
کار تو بود، مگه نه؟

19:49.847 --> 19:53.048
‫دوباره خوش اومدین
‫به کانال ۲ "اِن‌آر‌سی‌وای"

19:53.156 --> 19:56.095
‫بیاید ببینیم توفان الان کجاست
‫و چه...

19:56.120 --> 19:57.301
به کی زنگ می‌زنی؟

19:57.326 --> 19:58.650
فقط یه لحظه صبر کن

19:58.675 --> 20:00.721
‫دستت رو برای من تکون نده

20:00.746 --> 20:02.623
خیلی‌خب، لطفاً بمون

20:02.679 --> 20:04.907
‫میلیون‌ها نیویورکی در معرض خطرن

20:04.932 --> 20:07.728
‫بیرون قراره هوا حسابی خراب بشه

20:07.771 --> 20:09.313
آنتونی، این‌جا چی‌کار می‌کنی؟

20:09.338 --> 20:10.706
‫آخرین خبرها...

20:10.793 --> 20:12.751
علیک سلام

20:12.776 --> 20:17.259
‫گزارش از پارک ایالتی "گنتری"...
‫در شهرستان "استوری"

20:17.390 --> 20:19.043
‫خبرها رو دیدم

20:19.174 --> 20:21.568
فقط خواستم ببینم حالت خوبه یا نه

20:24.701 --> 20:25.876
می‌شناختیش؟

20:25.920 --> 20:28.444
‫همون...

20:28.469 --> 20:31.951
هم‌اتاقیِ من بود

20:33.729 --> 20:37.472
ولی آنتونی، تو نباید این‌جا باشی

20:37.497 --> 20:39.803
‫باید... باید بری

20:39.934 --> 20:42.197
چرا؟

20:42.241 --> 20:45.200
چون تو هنوز می‌تونی

20:52.001 --> 20:54.873
شیطان اون‌جا زندگی می‌کنه

20:55.210 --> 20:57.343
‫پشت اون درِ نقره‌ای

20:57.430 --> 21:00.824
‫آزارمون می‌ده، شکارمون می‌کنه

21:00.849 --> 21:02.895
‫از درد ما تغذیه می‌کنه

21:07.216 --> 21:09.559
ثابت کن اشتباه می‌کنم

21:10.988 --> 21:12.773
اون در رو باز کن

21:26.000 --> 21:33.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

21:42.910 --> 21:45.434
‫طبق پرونده‌های ما،

21:45.478 --> 21:49.438
‫تو مردی هستی به نام "آرنولد ویسرپلین"

21:49.463 --> 21:54.207
سال ۱۹۶۵ تو رو به این بخش آوردن

21:54.232 --> 21:59.019
‫و روز سوم، روی تو عملِ
‫لوبوتومی ترانس‌اوربیتال انجام شد

21:59.230 --> 22:01.320
‫پنجم مه ۱۹۶۶،

22:01.363 --> 22:03.539
‫توی همین بخش مرتکب قتل شدی،

22:03.626 --> 22:06.673
‫و از اون موقع تا حالا

22:06.803 --> 22:09.110
‫تو همین اتاق حبس بودی

22:09.135 --> 22:13.008
‫این چیزیه که
‫پرونده‌هامون نشون می‌ده

22:13.157 --> 22:16.509
‫ولی من باور دارم
‫تو فراتر از این حرف‌هایی

22:19.453 --> 22:22.185
‫اون مرد بیچاره‌ای که
‫به دست پلیس کشته شد،

22:22.210 --> 22:24.299
می‌دونم حقش نبود بمیره

22:24.324 --> 22:27.196
‫نباید می‌مرد

22:27.221 --> 22:29.260
‫اون از همین اتاق بیرون دویید،

22:29.348 --> 22:31.262
‫از اتاق تو،

22:31.287 --> 22:33.631
‫و درباره وجود یه شیطان فریاد می‌زد

22:44.839 --> 22:47.277
‫وقتی بچه بودم،

22:47.800 --> 22:52.196
‫برام از روحی تعریف کرده بودن که
‫ از بدبختی لذت می‌بره

22:52.283 --> 22:54.460
‫بهش می‌گن "داپی"

22:54.503 --> 22:58.289
‫داپی آزار می‌ده،
‫می‌خنده و دوباره آزار می‌ده

22:58.377 --> 23:02.859
‫وقتی بقیه فریاد می‌زنن و
‫التماس رحم می‌کنن،

23:02.946 --> 23:04.905
‫داپی میاد

23:04.992 --> 23:09.823
‫فریاد بیشتر، التماس بیشتر

23:09.910 --> 23:12.565
این داپی رو خوشحال می‌کنه

23:12.652 --> 23:16.743
‫این داپی رو قوی می‌کنه

23:19.354 --> 23:24.228
‫و از بچگی بهم یاد دادن که
‫حواسم بهش باشه

23:24.253 --> 23:27.797
نذارم وارد خونه‌م بشه

23:27.884 --> 23:29.669
مادربزرگم می‌گفت

23:29.799 --> 23:32.672
‫اگه داپی‌ای رو دیدی،
‫یه مشت برنج بریز زمین

23:32.715 --> 23:36.284
‫باید تک‌تک دونه‌ها رو بشمره
‫تا بتونه حرکت کنه

23:36.309 --> 23:39.480
‫و تا اون موقع، خورشید طلوع می‌کنه

23:39.505 --> 23:44.292
‫و داپی باید برگرده به عالم ارواح

23:48.469 --> 23:53.798
‫من باور دارم یه داپی همین‌جا پنهان شده،

23:53.823 --> 23:58.262
‫توی همین اتاق

23:58.349 --> 24:02.441
‫بالاخره با نورِ خودم می‌بینم،

24:02.528 --> 24:05.400
‫نوری که درون منه

24:05.531 --> 24:08.534
این بخش تعطیل می‌شه

24:08.577 --> 24:10.666
بیمارها می‌رن

24:10.797 --> 24:12.233
‫منم می‌رم

24:12.320 --> 24:16.542
‫ولی قبل از رفتنم، برنج رو می‌ریزم

24:16.585 --> 24:18.935
‫داپی باید برنج‌ها رو بشمره

24:19.022 --> 24:21.851
‫و همین‌جا می‌مونه،

24:21.938 --> 24:23.723
‫جایی که بهش تعلق داره

24:41.542 --> 24:44.806
‫مدل‌های ما پیش‌بینی می‌کنن
‫که قطعاً باید انتظار

24:44.831 --> 24:47.050
‫سیل جدی‌ای در این منطقه رو داشته باشیم

24:47.075 --> 24:48.838
‫حرف و حدیث زیادی
‫درباره‌ی ترک شهر هست...

24:48.863 --> 24:50.793
‫من همیشه خودم رو...

24:50.818 --> 24:54.032
‫یه آدم درست و حسابی می‌دونستم

24:54.057 --> 24:56.582
‫حتی یه لحظه هم بهش شک نکرده بودم

24:56.607 --> 24:59.236
‫حقیقت اینه که
‫من هیچ‌وقت واقعاً به کسی کمک نکردم

24:59.323 --> 25:01.021
‫تمام این مدت مطمئن بودم که

25:01.064 --> 25:05.416
‫دارم کار درست رو انجام می‌دم،

25:05.547 --> 25:07.549
‫ولی فقط کاری رو می‌کردم که
‫ برای خودم درست بود

25:09.638 --> 25:12.641
و متأسفم، آنتونی

25:16.554 --> 25:20.827
‫هر چی لازم داری تا
‫مراسم مادرت آبرومندانه برگزار بشه،

25:20.960 --> 25:23.044
‫یه راهی پیدا می‌کنم که
‫هزینه‌ش رو جور کنم

25:23.069 --> 25:24.620
‫همه‌ش رو، قول می‌دم

25:24.645 --> 25:26.691
‫حداقل کاریه که از دستم برمیاد

25:28.178 --> 25:30.354
‫ولی این‌جا امن نیست

25:30.485 --> 25:32.705
‫و باید همین الان بری

25:35.925 --> 25:39.538
تیک، تیک

25:39.625 --> 25:43.193
تیک، تیک

26:40.903 --> 26:43.514
الان خوشحالم

27:01.941 --> 27:03.900
الان خوشحالم

27:11.412 --> 27:14.067
‫ببین چه بلایی سرمون اومده

27:16.804 --> 27:19.503
‫ چیزی که تو گذاشتی اتفاق بیفته

27:24.991 --> 27:26.514
نه

27:26.645 --> 27:31.824
‫این...
‫این تقصیر من نبود

27:31.849 --> 27:35.684
‫گذاشتی یک مرد ‫تو رو بیاره این‌جا

27:36.263 --> 27:40.354
‫گذاشتی یک مرد دیگه
‫تو رو بکشونه تو این اتاق

27:43.270 --> 27:45.794
‫وقتی گفتن دراز بکش، دراز کشیدی

27:49.799 --> 27:52.666
‫گذاشتی این‌جا نگه‌ت دارن

27:54.152 --> 27:58.633
‫همه این سال‌ها،
‫حبس‌شده و دور از همه

27:58.658 --> 28:02.417
اصلاً بهش فکر می‌کنی؟

28:02.442 --> 28:06.402
‫این‌که می‌تونستیم چه آدمی بشیم؟

28:06.722 --> 28:11.573
‫این‌که اون بیرون می‌تونستیم
‫ چه زندگی‌ای داشته باشیم؟

28:12.414 --> 28:17.433
ما یه چیز بزرگ‌تر می‌خواستیم

28:18.340 --> 28:22.170
یه چیز روشن‌تر

28:22.570 --> 28:25.007
‫این خواسته این‌قدر بده؟

28:25.032 --> 28:27.078
‫این‌قدر غلطه؟

28:29.398 --> 28:33.835
‫فقط یه‌کم رنگ بیشتر، هان؟

28:34.767 --> 28:37.422
دوریندای عزیزم، هان؟

28:38.040 --> 28:41.042
‫ما باید بریم

28:41.067 --> 28:43.243
‫بذار این‌جا رو ‫پشت سر بذاریم

28:52.351 --> 28:54.397
‫من می‌دونم...

28:54.645 --> 28:57.083
‫تو واقعاً کی هستی

29:02.131 --> 29:05.740
تقصیر من نبود

29:06.704 --> 29:09.272
اونا مجبورم کردن

29:12.838 --> 29:15.449
تو مجبورم کردی

29:17.538 --> 29:20.715
‫و من دیگه بهت احتیاجی ندارم

29:23.743 --> 29:26.548
‫داغون،

29:27.040 --> 29:30.087
‫پاره‌پوره،

29:30.420 --> 29:34.729
‫مثل یه جفت جوراب کهنه و کثیف

29:34.754 --> 29:36.582
‫تو الان فقط همین هستی

29:41.344 --> 29:43.216
‫مجبورش کن همکاری کنه،

29:45.348 --> 29:48.308
‫مجبورش کن همکاری کنه،

29:48.351 --> 29:50.049
‫وگرنه...

29:50.179 --> 29:53.269
همه‌تون می‌میرین

29:53.356 --> 29:54.967
‫وقت داره می‌گذره

30:01.234 --> 30:04.759
تیک، تیک

30:05.229 --> 30:06.709
تیک

30:27.216 --> 30:29.044
الو؟

30:29.088 --> 30:30.437
مامان‌بزرگ

30:30.524 --> 30:34.006
‫لوکرسیا، چی شده؟
‫حالت خوبه؟

30:34.031 --> 30:36.095
‫امروز یه کتابی گرفتم و داشتم می‌خوندمش

30:36.120 --> 30:38.731
‫"ونسان ون گوگ" رو می‌شناسی؟

30:38.880 --> 30:40.969
بله

30:40.994 --> 30:43.605
‫دارم یه کتابی که نوشته رو می‌خونم و...

30:47.342 --> 30:49.614
‫می‌دونم دوستم داری،
‫می‌دونم دوستم داری

30:49.639 --> 30:52.633
‫ولی بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم
‫هنوز منو مثل یه بچه می‌بینی

30:52.676 --> 30:54.374
ولی بقیه چی؟

30:54.461 --> 30:55.897
‫اونا وقتی نگام می‌کنن، چی می‌بینن؟

30:59.988 --> 31:02.425
‫همه آدمایی که تو زندگیم می‌شناسم، همین‌جان

31:02.512 --> 31:05.341
‫اونا منو چطور می‌بینن؟
‫اصلاً منو می‌بینن؟

31:05.385 --> 31:09.084
‫می‌دونی، می‌تونم چهره تک‌تکشون رو
‫از حفظ بکشم

31:09.171 --> 31:11.043
‫فرانک ویورلی، آقای مک، پپر،

31:11.068 --> 31:12.504
دُری، کافی

31:14.611 --> 31:15.743
‫"کوفی"

31:19.678 --> 31:22.681
‫اگه اونا منو نبینن و
‫ من فقط تنها باشم چی؟

31:22.706 --> 31:24.814
‫انگار قراره تا آخر عمرم تنها بمونم

31:24.839 --> 31:28.451
‫مهم نیست چی بکشم،
‫چی فکر کنم یا چی حس کنم

31:28.476 --> 31:32.132
‫لوکرسیا، ازت می‌خوام نفس بکشی

31:39.291 --> 31:41.631
‫مامان‌بزرگ...

31:43.267 --> 31:45.269
‫می‌خوان این‌جا رو ببندن...

31:45.294 --> 31:47.959
‫می‌خوان این بخش رو به‌زودی تعطیل کنن،

31:47.984 --> 31:51.461
‫و نمی‌دونم می‌خوان منو کجا بفرستن، ولی...

31:54.477 --> 31:58.133
من می‌خوام بیام خونه

31:58.220 --> 32:00.309
‫لوچی...

32:00.353 --> 32:03.573
یادته با داداشت چی‌کار کردی؟

32:07.142 --> 32:09.231
‫نزدیک بود بکُشیش

32:26.605 --> 32:29.478
من دارم برمی‌گردم خونه، مامان‌بزرگ

32:33.550 --> 32:34.900
به‌زودی

32:41.829 --> 32:43.675
‫ماریسول، همونی که باهاش آشنا شدی،

32:43.700 --> 32:45.746
‫می‌تونه کمک کنه
‫پول باقی‌مونده‌م به دستت برسه

32:45.771 --> 32:47.779
‫زیاد نیست، ولی از هیچی بهتره و
‫پولیه که مال توئه

32:47.804 --> 32:49.047
‫بهش زنگ می‌زنم.
‫هماهنگ می‌کنم

32:49.072 --> 32:50.291
‫خب، خودت چی‌کار می‌کنی؟

32:50.316 --> 32:51.708
‫تو هنوز این‌جا حبس شدی

32:51.733 --> 32:53.140
‫باید یه راهی پیدا کنم

32:53.165 --> 32:55.948
‫که مطمئن شم دیگه ‫کسی آسیب نمی‌بینه

32:55.973 --> 32:59.064
ببین، بحث سر ماست

32:59.151 --> 33:01.016
گفتی متأسفی

33:01.041 --> 33:05.150
‫باورت می‌کنم، ولی نمی‌شه قضیه
‫همین‌جا تموم بشه

33:05.175 --> 33:11.300
‫ببین، آنتونی، من این‌جا گیر افتادم...
‫هم این‌جا و هم این‌جا، می‌دونی؟

33:11.325 --> 33:15.691
‫و حتی اگه بتونم مشکلات خودم رو حل کنم،

33:15.716 --> 33:17.639
‫برای ما دیگه دیره، می‌گیری چی می‌گم؟

33:17.677 --> 33:19.181
یعنی، تو دیگه واسه خودت مرد بالغی شدی

33:19.206 --> 33:21.434
خودتم همین‌طور

33:21.564 --> 33:24.611
‫و شرط می‌بندم درباره
‫اون یکی قضیه هم

33:24.698 --> 33:27.353
‫خودت می‌دونی باید چی‌کار کنی

33:27.483 --> 33:28.571
‫فقط زیادی ترسیدی

33:32.010 --> 33:34.664
پیتر کافین

33:34.751 --> 33:35.916
‫من آماده‌م برم

33:40.496 --> 33:42.542
الان نه

33:45.675 --> 33:47.895
دُری، گفتم الان نه

33:50.245 --> 33:52.073
‫چرا،

33:52.098 --> 33:55.130
همین الان

33:55.598 --> 33:58.166
نباید بذاری از این‌جا خارج بشه

33:58.253 --> 33:59.559
کی رو می‌گی؟

33:59.689 --> 34:01.909
خودت می‌دونی درباره کی دارم حرف می‌زنم

34:01.996 --> 34:03.755
‫الان همه از من متنفرن

34:03.780 --> 34:05.496
‫چون این همه مدت کمکش کردم،

34:05.521 --> 34:07.175
‫هر چی دستور داد انجام دادم

34:07.200 --> 34:09.028
‫قسمت خنده‌دارش اینه که

34:09.053 --> 34:12.752
‫همه‌شون درباره تو هم ‫همین حس رو دارن

34:12.777 --> 34:18.708
‫شاید ما جفت‌مون ‫برای اون کار می‌کنیم

34:18.733 --> 34:21.929
‫می‌دونی، از کاری که توی
‫ جلسه کتاب‌خوانی کردی خوشم نیومد

34:21.972 --> 34:23.967
‫می‌دونم می‌خوای تحقیرم کنی

34:23.992 --> 34:26.430
‫می‌خوای تقصیر رو بندازی گردن من

34:26.455 --> 34:28.630
‫جاش همون‌جاست

34:28.717 --> 34:30.851
‫لازمه تو اتاقت حبست کنیم؟

34:30.893 --> 34:33.220
‫تو هم مثل من سال‌ها با کمال میل،

34:33.245 --> 34:35.004
‫کارهای کثیفش رو انجام دادی

34:35.029 --> 34:37.335
‫بخش غم‌انگیزش اینه که فکر می‌کردی
‫از اون آدم‌خوبایی،

34:37.360 --> 34:39.775
مگه نه؟

34:40.165 --> 34:42.514
‫- منم همین فکر رو می‌کردم
‫- من مثل تو نیستم

34:42.539 --> 34:45.648
‫اگه واقعاً می‌خوای کمک کنی،
‫کمکم کن نگه‌ش دا...

34:45.673 --> 34:47.277
‫کمک می‌خوای؟
‫این چیزیه که می‌خوای؟

34:47.302 --> 34:50.304
‫چون تو، دُری، ‫کارت از کمک گذشته

34:50.391 --> 34:51.871
‫همیشه همین‌طور بوده

34:51.896 --> 34:54.309
‫نه! اگه این‌جا خالی بشه،
‫اون از گرسنگی می‌میره

34:54.396 --> 34:55.963
آره، معلومه

34:55.988 --> 34:57.374
‫کافی چی صداش می‌کرد؟

34:57.399 --> 35:00.620
یه نیروی شیطانی، هوم؟

35:00.663 --> 35:02.143
یه شر

35:02.230 --> 35:04.014
‫آره، من شایعات بیمارها رو می‌شنوم،

35:04.102 --> 35:07.279
‫اون مزخرفات مسخره‌ای رو که
‫کل روز بلغور می‌کنین

35:07.409 --> 35:13.894
‫آره، "نیو هاید" فقط یه
‫تیمارستان بزرگ و ترسناک و جن‌زده‌ست

35:13.919 --> 35:15.722
‫یه قاتل توش هست

35:15.747 --> 35:18.377
‫- یه هیولا، یه شیطان
‫- وای خدا...

35:18.402 --> 35:24.252
اون درون توئه، مگه نه؟

35:24.339 --> 35:28.430
‫پپر مخالفت کرد،
‫ولی تو موافقت کردی

35:28.517 --> 35:35.916
‫بهت یه پیشنهاد داد و
‫ تو جواب مثبت دادی

35:36.003 --> 35:39.833
‫من می‌بینمت

35:39.858 --> 35:43.184
من می‌دونم تو کی هستی

35:43.228 --> 35:45.752
برو بیرون

35:54.413 --> 35:56.241
‫نه! نه! بس کن!

35:56.371 --> 35:57.459
‫نه! تمومش کن!

36:20.762 --> 36:23.330
‫پیدات می‌کنم.
‫می‌دونم اون داخلی

36:23.355 --> 36:26.053
‫پیدات می‌کنم

36:29.877 --> 36:32.034
‫دارن می‌ایستن.
‫دیگه دراز نمی‌کشن

36:32.059 --> 36:34.279
‫نه، قربان. می‌دونم اون داخلی

36:47.042 --> 36:48.957
‫سورپرایز!

36:53.689 --> 36:56.083
خوشت اومد؟

36:56.126 --> 36:59.173
‫ته‌رنگ قرمز داره،

36:59.260 --> 37:01.088
می‌بینی؟

37:01.175 --> 37:03.308
هوم

37:03.333 --> 37:06.292
‫اوه، خیلی قرمزن

37:08.617 --> 37:11.792
شنگرفی

37:12.534 --> 37:15.145
‫یه جورایی می‌زنه تو چشم

37:17.887 --> 37:21.978
‫مجبور بودم این کارو بکنم

37:22.065 --> 37:25.025
‫شیطان توی وجودش بود

37:41.901 --> 37:44.382
‫- مسخره‌ست
‫- نه، می‌دونم، بابا

37:46.786 --> 37:49.310
با دست خالی این کارو کرد؟

37:49.397 --> 37:52.139
‫اگه بدونی آدما چه کارهایی
‫ازشون برمیاد، تعجب می‌کنی

37:52.270 --> 37:55.882
همگی لطفاً توجه کنن

37:55.925 --> 37:57.840
به پلیس خبر داده شد

37:57.865 --> 38:01.173
‫اونا توی راهن.
‫باید توی بخش بمونین

38:01.322 --> 38:03.368
‫جدی می‌گی؟
‫وای خدای من!

38:03.498 --> 38:08.329
‫خواهش می‌کنم آروم باشین.
‫ گفتن تا وقتی نرسیدن، حق نداریم بریم

38:08.416 --> 38:10.405
‫ولی میان

38:10.430 --> 38:13.813
‫- مزخرفه
‫- یعنی چی؟ نمی‌شه که ما رو این‌جا نگه دارین

38:13.900 --> 38:15.336
شنیدین که چی گفت

38:15.361 --> 38:17.270
همین‌جا می‌مونیم

38:17.295 --> 38:18.905
‫ولی چرا باید ‫توی همین بخش بمونیم؟

38:18.930 --> 38:20.838
‫چرا نمی‌تونیم بریم یه ساختمون دیگه؟

38:20.863 --> 38:23.823
‫باید یه تماس بگیرم

38:30.351 --> 38:33.006
‫فکر می‌کنی پلیس می‌تونه کمک‌مون کنه؟

38:58.510 --> 39:00.860
‫این‌جا کلی آدم ترسیده‌ن

39:03.471 --> 39:05.386
‫هیچ‌کس جایی نمی‌ره، فهمیدی؟

39:05.430 --> 39:06.474
آره

39:58.439 --> 40:00.441
هوم

40:01.758 --> 40:03.332
خیلی‌خب، بیاین داخل

40:03.357 --> 40:05.315
آرامش خودتون رو حفظ کنین

40:05.403 --> 40:06.882
خیلی‌خب، یالا بیاین

40:06.969 --> 40:09.624
سریع‌تر

40:09.649 --> 40:11.782
‫حالا باید بهم بگی اون کیه

40:11.931 --> 40:15.587
‫- همه برن داخل
‫- آروم باشین

40:15.674 --> 40:20.548
اون پسرمه

40:20.635 --> 40:23.508
‫آره، شباهت خانوادگی
‫کاملاً معلومه

40:24.087 --> 40:27.960
‫دارم راستش رو می‌گم.
‫اون بچه‌ی منه

40:29.774 --> 40:32.560
‫و وقتی سه سالش بود، رهاش کردم

40:37.826 --> 40:39.741
هوم

40:44.006 --> 40:46.444
‫هنوز اندازه‌مه

41:03.461 --> 41:05.724
‫نه! نه!

41:05.854 --> 41:08.944
‫وای خدا!

41:09.031 --> 41:11.512
‫چی؟ چرا؟

41:15.603 --> 41:17.692
‫وای نه...

41:18.321 --> 41:19.403
‫دُری...

41:19.428 --> 41:20.995
‫باز چه مصیبتیه؟!

41:28.373 --> 41:30.811
‫وای خدا!
‫ اون پیرزنه داره از حصار می‌ره بالا

41:30.836 --> 41:32.554
‫- باید بیاریمش پایین!
‫- لعنتی!

41:33.431 --> 41:36.232
‫لطفاً یکی یه کاری بکنه!

41:36.257 --> 41:38.608
‫این در لعنتی رو باز کنین!

41:38.713 --> 41:40.715
‫بیارینش پایین، زود باشین!

41:40.837 --> 41:42.534
‫نه، نه، نه

41:43.752 --> 41:45.775
‫دُری!

41:55.164 --> 41:58.385
‫یالا، سریع‌تر!

41:58.472 --> 42:00.866
‫یکی این در لعنتی رو باز کنه!

42:00.953 --> 42:03.129
‫- یالا!
‫- در رو باز کنین!

42:11.026 --> 42:12.636
‫دُری!

42:59.228 --> 43:01.883
ما قرار نیست برگردیم خونه

43:06.496 --> 43:08.716
قرار نیست برگردیم خونه

43:12.851 --> 43:14.417
قرار نیست برگردیم خونه

43:17.889 --> 43:19.281
شما دو نفر

43:25.385 --> 43:27.561
گوش بدین چی می‌گم

43:31.652 --> 43:35.613
‫پشت اون در،

43:35.700 --> 43:38.267
من می‌دونم چی هست

43:38.354 --> 43:43.142
‫می‌دونم چی داره این کارو می‌کنه

43:43.185 --> 43:46.493
منظورم اینه که باورتون دارم

43:49.888 --> 43:52.064
‫حالا چی‌کار کنیم؟

44:03.727 --> 44:05.833
‫من بالاخره به خواسته‌م می‌رسم

44:08.073 --> 44:10.205
‫خیلی‌های دیگه می‌میرن

44:11.561 --> 44:13.085
‫پسر خودت هم می‌میره

44:14.695 --> 44:16.218
‫من خیلی می‌ترسم

44:17.770 --> 44:18.945
‫برو!

44:20.374 --> 44:21.723
‫هیس!

44:27.127 --> 44:28.676
‫کارمون می‌تونه شروع بشه

44:29.500 --> 44:49.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
