WEBVTT

00:00.000 --> 00:04.720
‫موضوع این سریال برای برخی از افراد ناراحت‌کننده می‌باشد
‫بیننده بنا به صلاحدید خود نسبت به تماشا تصمیم بگیرید

00:05.150 --> 00:30.150
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:33.098 --> 00:37.145
‫این سریال از رمان «تتوکار آشویتس» الهام گرفته و برگرفته
‫از خاطرات بازمانده هولوکاست، لالی سکالوف می‌باشد

00:37.169 --> 00:39.060
‫برخی از نام‌ها دستخوش تغییر شده و برخی از عناصر داستانی،
‫در راستای اهداف نمایشی سریال تخیلی می‌باشند

00:39.085 --> 00:41.204
‫خاطرات لالی سکالوف

01:01.161 --> 01:04.660
‫[اتریش، آوریل ١٩٤٥]

01:58.261 --> 02:03.047
‫«خالکوب آشویتس»
‫«فصل اول، قسمت ششم»

02:03.072 --> 02:06.271
‫[لهستان، ژانویه ١٩٤٥]

02:14.646 --> 02:21.779
‫ترجمه و زیرنویس از:
‫Ali_Master

02:22.063 --> 02:23.246
سلام

02:23.609 --> 02:25.961
‫من اسیر ارتش روسیه هستم

02:27.891 --> 02:29.389
‫اسمم لالی‌ـه

02:30.610 --> 02:32.604
‫اسلواکی‌ام

02:33.353 --> 02:34.835
‫امشب چه کاره‌ای؟

02:36.383 --> 02:39.653
‫روس‌ها می‌خواند چندتا زن محلی
رو ‫ به یه مهمونی رقص دعوت کنن

02:42.483 --> 02:44.477
‫مهمونی رقص؟ واقعاً؟

02:47.786 --> 02:49.780
‫شنیدیم که کلی خورد و خوراک دارن اونجا

02:50.737 --> 02:52.001
‫آره دارن

02:52.890 --> 02:55.182
‫ساعت هفت تو میدون میان دنبالت

02:55.282 --> 02:57.275
‫نیمه شب هم برت می‌گردونن اینجا

02:58.232 --> 03:01.781
‫و اون‌ها می‌خواند زن‌های
بیشتری به مهمونی بیان

03:03.150 --> 03:05.143
‫که اینطور

03:07.106 --> 03:09.100
‫اگه نریم می‌کشنمون؟

03:13.782 --> 03:15.775
‫یه سری...

03:17.111 --> 03:19.424
‫جوایزی هست، به گفته خودشون

03:23.824 --> 03:26.100
‫چند تا دوست می‌تونی بیاری؟

03:29.324 --> 03:31.318
‫اشکالی نداره زن‌های متاهل باشند؟

03:31.909 --> 03:33.903
‫ایرادی توش نمی‌بینم

03:37.093 --> 03:39.086
‫شاید بتونم پنج نفر یا حتی بیشترم بیارم

03:40.915 --> 03:42.908
‫ممنونم

03:43.805 --> 03:45.798
‫تا بعد

04:03.460 --> 04:05.354
‫قبول کردش

04:05.454 --> 04:07.447
‫گفت چند نفر دیگه هم میاره

04:25.809 --> 04:27.802
‫ایوانا؟

04:32.786 --> 04:35.258
‫تو خوابش مُرد

04:37.481 --> 04:39.475
‫خوابید و دیگه بیدار نشد

04:48.814 --> 04:50.807
‫خیلی متاسفم

05:04.842 --> 05:06.835
‫متاسفم

05:10.862 --> 05:13.294
‫یواش بخور. با لقمه‌های کوچولو

05:15.707 --> 05:17.175
‫متاسفم

05:18.778 --> 05:20.771
‫تو واسه این کار خیلی جوونید

05:22.964 --> 05:24.957
‫بهت که گفتم، مامان

05:27.190 --> 05:29.602
‫برو براشون چند دست لباس گرم و کفش پیدا کن

05:29.702 --> 05:31.696
‫کفش‌های بندار قهوه‌ایم، هوم؟

05:36.121 --> 05:38.134
‫این سوپ خوشمزه‌ترین چیزیه

05:38.234 --> 05:40.228
‫ که تا به حال خوردم

05:49.039 --> 05:51.033
‫حالا، خوب گوش بدید

05:52.747 --> 05:54.741
‫شماها یه مشت دختربچه‌اید...

05:56.096 --> 05:58.449
‫ولی من باید به عنوان یه زن باهاتون حرف بزنم

06:00.960 --> 06:03.951
‫روس‌ها روستای ما رو تصرف کردن

06:06.463 --> 06:10.131
‫و اگه شما رو اینجا پیدا کنند، من و بلا...

06:13.719 --> 06:15.792
‫تو یه دردسرهایی می‌افتیم

06:20.537 --> 06:22.770
‫حتی نمی‌خوام بهش فکر کنم...

06:26.040 --> 06:28.033
‫شما در نظر اون‌ها هیچی نیستین

06:28.791 --> 06:30.784
‫می‌فهمین؟

06:35.808 --> 06:38.519
‫می‌تونید اینجا تو اتاق زیر شیروونی من بمونید...

06:42.865 --> 06:45.257
‫ولی باید اون تو قایم بشین

06:46.732 --> 06:50.600
‫- نباید دیده یا شنیده بشید
‫- ممنونم

06:52.314 --> 06:54.308
‫بابت همه چیز

06:57.737 --> 06:59.730
‫ولی ما می‌خوایم به خونه‌مون برگردیم

07:06.030 --> 07:08.900
‫جربزه‌ی زیادی دارید که از اینجا سر در آوردید

07:14.034 --> 07:16.466
‫آب گر میارم تا حموم کنید

07:20.702 --> 07:22.695
‫ممنونم

07:45.901 --> 07:50.207
‫- میای رقص؟
‫- نه. اون‌ها منو تو اتاقم حبس می‌کنن

07:51.522 --> 07:54.632
‫خب، برای گیر آوردن اون جوایز کجا باید رفت؟

07:56.147 --> 07:58.859
‫پدر و برادرهام هرگز از این جنگ برنمی‌گردن

08:00.015 --> 08:02.008
‫دست و پای مادرمم که غم فلج کرده، و...

08:03.205 --> 08:05.198
‫من دوتا خواهر کوچیکتر دارم

08:08.069 --> 08:09.763
‫پتروف

08:09.863 --> 08:11.956
‫سروان پتروف

08:12.056 --> 08:14.049
‫همونی که اونجا وایستاده و سبیل داره

08:15.126 --> 08:17.119
‫جوایز دست اونه

08:17.837 --> 08:19.990
‫ممنونم. رقصیدنم رو خوب نگاه کن

08:23.499 --> 08:24.674
‫خوبه. حالتون چطوره؟

08:24.774 --> 08:26.768
‫خوبم

08:41.759 --> 08:43.753
‫دیر وقته

08:46.779 --> 08:48.773
‫از این وضع خوشم نمیادش

08:50.900 --> 08:52.894
‫رقص؟

08:55.365 --> 08:57.358
‫رقصی بودش؟

08:58.123 --> 09:00.116
‫شب‌های زیادی ادامه داشت

09:02.648 --> 09:04.642
‫من حبس شده بودم

09:07.417 --> 09:09.410
‫اون دختر...

09:10.965 --> 09:12.423
‫لالی؟

09:17.105 --> 09:20.813
‫من اونجا نبودم. فقط می‌تونستم بشنومش

09:26.336 --> 09:28.329
‫لالی؟

09:30.841 --> 09:32.835
‫من حبس می‌شدم...

09:34.788 --> 09:36.782
‫هر شب

09:42.443 --> 09:44.437
‫اشکالی نداره

09:45.155 --> 09:47.148
‫می‌تونید بهم بگین

09:51.653 --> 09:53.647
‫عه، گمون نکنم امن باشه

09:55.920 --> 09:57.913
‫ این اتفاق برای خیلی وقت پیشه

10:31.723 --> 10:33.717
‫دخترخوب

10:45.041 --> 10:47.114
‫چه جور مَردی...

10:51.021 --> 10:56.444
‫این دخترها هیچی نداشتن.
‫شوهرها، پدرهاشون مُرده بودن

10:57.998 --> 11:00.231
‫خونواده‌هاشون گرسنه بودند

11:04.327 --> 11:06.919
‫اون‌ها منو برای چندین هفته اونجا نگه داشتن

11:11.455 --> 11:14.445
‫همونقدر طول کشید تا روس‌ها بهم اعتماد کنن

11:15.781 --> 11:17.774
‫- اسلواک
‫- بله، قربان

11:19.489 --> 11:21.483
‫باید چندتا افسر رو سوار کنیم

11:22.360 --> 11:24.353
‫٣٠ دقیقه دیگه برمی‌گردیم

11:27.065 --> 11:28.571
‫ردیفیم؟

11:29.058 --> 11:31.131
‫بله قربان. البته که

11:47.877 --> 11:51.146
‫هی، هی، می‌توام دوچرخه‌ات رو بخرم؟
‫بیا. بگیرش، بگیرش

11:55.652 --> 11:58.443
‫- اسلواکی؟
‫- تقریباً یه روز با اینجا فاصله داره

11:59.998 --> 12:02.749
‫وقتی به یه جنگل رسیدی،
میان بُر بزن برو سمت شرق

12:04.383 --> 12:07.533
‫بگیرش. منم می‌خوام زنده بمونم. مثل خودت

12:08.591 --> 12:09.849
‫برو

12:10.547 --> 12:11.649
‫ممنونم

12:25.979 --> 12:27.973
‫گیتا! گیتا!

12:28.887 --> 12:30.723
‫گیتا، بیا!

12:38.533 --> 12:40.527
‫کجا؟ اینجا آب هست

12:41.005 --> 12:42.022
‫آب

12:42.122 --> 12:44.115
‫- اینجا
‫- جای خوبی‌ـه

12:47.863 --> 12:49.198
‫آره، اینوری

12:49.298 --> 12:51.890
‫- هی، اینجا یه قابلمه هست
‫- بیارش

12:52.608 --> 12:55.040
‫ولی تند باش. باید عجله کنیم

13:03.652 --> 13:05.645
قابلمه کوفتی‌مون رو برداشتش

13:11.905 --> 13:13.898
‫از اینجا متنفرم

13:20.876 --> 13:23.906
‫گیتا این چیزها رو خیلی خیلی بعدتر بهم گفتش

13:24.663 --> 13:26.657
‫چه چیزهایی که اون دخترها از سر نگذروندن

13:27.096 --> 13:30.564
‫اون‌ها واسه زندگی تو دنیایی عاری از ‌گناه بزرگ شده بودند

13:32.308 --> 13:34.541
‫اما چنین دنیایی رو ازشون گرفتن

14:19.347 --> 14:21.500
‫قطار به سمت شهر کورومپا داره حرکت می‌کنه

14:27.680 --> 14:30.152
‫همه مسافرها لطفاً سوار قطار بشند

15:29.400 --> 15:31.394
‫می‌تونم کمکتون کنم؟

16:13.032 --> 16:14.992
‫کِی رفتن؟

16:15.431 --> 16:17.424
‫چند روز بعد از رفتنت

16:18.900 --> 16:20.893
‫خیابون‌ها پر از سرباز بودش

16:22.807 --> 16:25.179
‫مامان زود بیدارم کرد و بسته‌ای بهم دادش

16:25.279 --> 16:27.272
‫تا ببرم برای مولنار‌ها

16:28.229 --> 16:30.223
‫خانم مولنار...

16:30.582 --> 16:32.575
‫نمی‌ذاشت که برگردم خونه

16:33.652 --> 16:35.585
‫قایمم کردش

16:35.685 --> 16:37.698
‫بسته‌ای که مامان بهم داده بود
‫حاوی جواهراتش بود

16:37.798 --> 16:41.825
‫- و چندتا عکس
‫- فقط چند روز بعد از رفتنم؟

16:43.250 --> 16:44.798
‫هرج و مرج محض بودش

16:45.533 --> 16:47.646
‫وقتی من برگشتم همه‌شون رفته بودند

16:50.454 --> 16:52.447
‫‌من پیش خانم مولنار موندم...

16:53.148 --> 16:54.965
‫قایم شدم

17:02.435 --> 17:04.432
‫- گلدی، اون‌ها...
‫- می‌دونی

17:06.823 --> 17:08.817
‫ببین، می‌دونم

17:10.253 --> 17:12.245
‫اما فکر می‌کردم تو مُردی...

17:13.485 --> 17:16.276
‫و ببین، الان سُر و مُر گُنده اینجایی

17:19.583 --> 17:21.577
‫اون‌ها دیگه پیر بودند

17:23.710 --> 17:26.541
‫و مکس و ماریا پیش پسرها می‌موندن

17:28.634 --> 17:30.626
‫فکر می‌کردم خودم تنهای تنهام

17:39.757 --> 17:41.189
‫لالی...

17:51.081 --> 17:53.074
‫ای عزیزم

17:54.789 --> 17:56.417
‫ای عزیزم

18:03.112 --> 18:04.700
‫یه دختری هست

18:10.617 --> 18:12.611
‫تو اوردوگاه دیدمش

18:13.489 --> 18:15.482
‫اسمش...

18:18.790 --> 18:21.104
‫اسمش گیتاست

18:56.627 --> 18:58.622
‫می‌تونم ازش واسه پول در آوردن استفاده کنم

18:59.379 --> 19:03.685
‫- من چیزی ندارم
‫- آره. مخصوصاً تو مسیرت به براتیسلاوا

19:06.596 --> 19:08.589
‫گلدی، من...

19:10.025 --> 19:12.018
‫دیگه نمی‌خوام تنهات بذارم

19:12.799 --> 19:14.773
‫فقط برو

19:14.990 --> 19:17.063
‫چیز دیگه‌ای مهم‌تر از این نیست

19:29.222 --> 19:30.923
‫مال مامانه؟

19:32.174 --> 19:33.574
‫مال گیتا‌ـه

20:46.173 --> 20:50.918
‫[گیتا، من اینجام، پیدات می‌کنم. لالی آیزنبرگ از کرمپاخی]

21:15.060 --> 21:16.593
‫سلام

21:17.292 --> 21:20.582
‫از لهستان، از بیرکنائو اومدید؟

21:20.682 --> 21:21.579
‫- بله
‫- بله

21:21.678 --> 21:25.606
‫دوستای من، گیتا فورمانوا
رو می‌شناسید؟ هانا؟ ایوانا؟

21:25.688 --> 21:27.760
‫- اون‌ها رو می‌شناسید؟
‫- شرمنده

22:30.296 --> 22:32.289
‫بله

23:04.385 --> 23:07.315
‫خیلی‌خب، باشه، به این
‫ معنی نیست که اون مرده، باشه؟

23:07.415 --> 23:09.508
‫ولی کجاست؟

23:10.008 --> 23:12.560
‫فکر می‌کنی اون اینجا زندگی
می‌کرده و تو خیابون می‌خوابیده؟

23:14.793 --> 23:17.942
‫نه. میریم و پیداش می‌کنیم

23:20.116 --> 23:22.109
‫ببین، ما الان تو کشور خودمون هستیم

23:22.926 --> 23:24.919
‫اول، غذا پیدا می‌کنیم...

23:25.517 --> 23:28.069
‫بعدش یه حمومی کرده و کمک پیدا می‌کنیم

23:31.339 --> 23:33.331
‫تو هم بو میدی

24:21.296 --> 24:25.643
‫دیگه کافیه. بسمه. اون زنده نیستش

24:29.270 --> 24:31.263
‫تسلیم نشو

24:32.021 --> 24:34.015
‫من منتظرت می‌مونم

24:54.109 --> 24:57.299
‫ببخشید. شرمنده. دارم رد میشم

25:14.045 --> 25:16.039
‫لالی!

25:30.112 --> 25:32.106
‫خودشه. خودشه

25:49.490 --> 25:51.483
‫تویی. خودتی

26:17.002 --> 26:20.311
‫اینک، تو با این انگشتر

26:21.468 --> 26:23.461
‫ بر اساس شریعت موسی

26:23.964 --> 26:26.994
‫و قوم اسرائیل برای من تقدیس شده‌ای

26:40.683 --> 26:43.157
‫من اینو هزاران بار تو ذهنم تکرار کردم

26:45.688 --> 26:47.682
‫لالی...

26:48.878 --> 26:50.870
‫دوستت دارم

27:04.427 --> 27:06.421
‫همه بدترین روزهای
زندگی‌مون رو پشت سر گذاشتیم

27:07.877 --> 27:09.870
‫و بهترین‌ روزها‌مونو پیش رو داریم

27:27.453 --> 27:29.447
‫خوشگله

27:30.962 --> 27:32.956
‫عه منو ببین چه آبغوره‌ای گرفتم

27:49.420 --> 27:51.435
‫یه ساندویچ تو یخچال هست

27:51.534 --> 27:54.524
‫لالی من داره دیرم میشه. خداحافظ!

27:55.842 --> 27:58.790
‫- کجا میری؟
‫- هیچ‌جا

27:59.549 --> 28:02.578
‫فقط داشتم لیوان‌ها رو می‌شستم. حالت خوبه؟

28:05.727 --> 28:08.717
‫- آره
‫- خب، تو فکرش بودم،

28:09.398 --> 28:13.382
‫داستان پسا جنگ رو می‌تونیم
‫در قالب یه فصل کوچیک تو پایان کتاب بیاریم

28:14.458 --> 28:16.194
‫یه خلاصه

28:16.294 --> 28:18.688
‫تو به استرالیا نقل مکان کردی، و غیره

28:19.372 --> 28:21.682
‫و بعدش اون‌ها شاد و خرم زندگی کردند

28:23.552 --> 28:26.043
‫واقعاً هیچ‌وقت اینطوریام هم نیستش، مگه نه؟

28:26.141 --> 28:29.572
‫آره، منظورم اینه که اغلب یه پایانی وجود داره

28:31.086 --> 28:33.294
‫می‌دونی، داستان تموم شده و متوجه میشی که

28:33.319 --> 28:35.352
‫تو و گیتا یه زندگی رو با همدیگه ساختید

28:37.224 --> 28:41.767
‫ما یه پایان خوش می‌خواستیم.
‫همیشه دنبالش بودیم

28:49.622 --> 28:51.616
‫چی شده، لالی؟

28:53.667 --> 28:56.100
‫دیگه نمی‌خوام حرف بزنم

29:00.298 --> 29:02.292
‫کسی دم دره

29:10.200 --> 29:11.854
‫عصر بخیر

29:11.955 --> 29:14.186
‫ما به دنبال آقای لودویگ آیزنبرگ هستیم

29:21.361 --> 29:23.397
‫لالی، منو ببین

29:26.147 --> 29:28.502
‫بیا، لطفاً

29:32.487 --> 29:36.674
‫حالم خوبه، حالم خوبه. بگیر بشین

29:36.698 --> 29:43.698
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

29:51.704 --> 29:53.978
‫اینجا خونه ما بودش

29:57.607 --> 29:59.598
‫با غذای خوب

30:01.873 --> 30:03.867
‫هوای پاک

30:04.703 --> 30:08.452
‫گیتا هم نانوایی و کنیسه‌اش رو داشت

30:09.290 --> 30:11.281
‫با دوستای خوبش

30:13.275 --> 30:15.269
‫نمی‌دونم

30:18.020 --> 30:20.012
‫داری میری سرکار؟

30:23.265 --> 30:24.509
‫اگه بخوای

30:24.533 --> 30:27.370
‫می‌تونم یه‌کم بیشتر بمونم

30:27.890 --> 30:29.881
‫نه، نه

30:30.322 --> 30:32.313
‫من مشکلی ندارم

30:34.348 --> 30:36.342
‫باشه

30:39.928 --> 30:41.923
‫خب، تو یخچال سوپ داری

30:42.400 --> 30:44.632
‫من پیش نویس جدید رو فردا برات میارم

30:45.511 --> 30:50.375
‫چطور بری یه هواخوری، یه‌ذره اون
‫استخون‌های پیرت رو تکون بدی. باشه؟

30:53.324 --> 30:55.957
‫- فردا می‌بینمت
‫- فردا می‌بینمت

31:08.515 --> 31:10.510
‫هرجا میری...

31:12.104 --> 31:13.648
‫من اینجام

31:26.178 --> 31:27.832
‫عصر بخیر

31:27.935 --> 31:30.127
‫ما به دنبال آقای لودویگ آیزنبرگ هستیم

31:31.600 --> 31:33.595
‫این اسم قبلی من بودش

31:38.139 --> 31:40.133
‫آیزنبرگ، خودمم

31:44.957 --> 31:47.071
‫لطفا، بفرمایید تو

31:51.216 --> 31:53.211
‫ممنونم

31:54.926 --> 31:56.999
‫از ما خواسته شده که
هویت ‫شما رو تأیید کنیم، آقا

31:58.215 --> 32:00.369
‫کی ازتون خواسته؟ برای چی؟

32:02.441 --> 32:04.614
‫ما شهروندان استرالیا هستیم

32:04.715 --> 32:06.569
‫بعد از جنگ اسمتون رو عوض کردین؟

32:06.669 --> 32:10.056
‫- بله، به «سکالوف»
‫- همه چیز تو مدارکمون ذکر شده

32:11.294 --> 32:13.425
‫از ما خواسته شده که...

32:13.526 --> 32:15.639
‫کنسول‌گری آلمان خواسته که نامه‌ای رو بهتون برسونیم

32:16.355 --> 32:18.352
‫چیه؟

32:22.218 --> 32:25.008
‫- باز شده
‫- این یه درخواسته...

32:26.444 --> 32:28.099
‫از طرف یه شرکت حقوقی آلمانی که

32:28.199 --> 32:31.169
‫وکیل یه افسر سابق اس‌اس‌ـه

32:31.267 --> 32:33.382
به دنبال صدور اظهارنامه‌ای
در حمایت از موکل‌شون هستن

32:34.401 --> 32:38.151
‫برای موکل‌شون؟ یه افسر نازی؟

32:39.065 --> 32:40.462
‫درسته

32:41.456 --> 32:45.044
‫یه افسر نازی که به جرم جنایات جنگی در حال محاکمه‌ست

32:46.719 --> 32:48.712
‫اون ازتون درخواست کمک داره

32:52.120 --> 32:54.473
‫افسر اس‌اس استفن بارتزکی

32:59.140 --> 33:01.572
‫اینجا جزئیاتی مربوط به شرکت حقوقی

33:02.369 --> 33:04.361
‫و کنسولگری آلمان نوشته شده

33:11.299 --> 33:13.293
‫و با این دیگه رفع زحمت می‌کنیم

33:36.372 --> 33:39.537
‫- سلام
‫- سلام

33:40.390 --> 33:44.580
‫- امروز چه روزیه؟
‫- پنج شنبه. دیروز حرف زدیم

33:45.815 --> 33:47.807
‫آره؟

33:48.724 --> 33:49.817
‫بیا تو

33:58.095 --> 34:01.283
‫- واسه خوندن تو آوردم
‫- بله، می‌خونمش

34:02.042 --> 34:04.633
‫این بار، روی تو و گیتا تمرکز کردم

34:05.190 --> 34:08.261
‫راستش خیلی هیجان دارم که بخونیش

34:10.293 --> 34:12.605
‫شاید بالاخره فهمیدم که چطور این داستان رو تعریف کنم

34:13.083 --> 34:15.078
‫خوبه

34:16.195 --> 34:18.186
‫و داری لبخند می‌زنی

34:19.025 --> 34:21.020
‫آره

34:24.995 --> 34:26.986
‫ولی خودت چطوری؟

34:28.436 --> 34:30.868
‫زیاد نخوابیده‌م

34:36.972 --> 34:40.361
‫گذشته الان اینجا پیش ماست

34:43.266 --> 34:48.690
‫می‌دونی، ما اردوگاه رو ترک کردیم،
‫اسلواکی رو ترک کردیم...

34:49.914 --> 34:51.979
‫و بعدش از اینجا سر در آوردیم

34:52.327 --> 34:56.274
‫گذشته‌مون مثل یه سگ هار دنبالمون کرد

34:57.742 --> 35:02.206
‫گفتی «شاد و خرم»، اما پر مشقت بودش

35:03.202 --> 35:10.062
‫گیتا برای سال‌ها خیلی غمگین بود.
‫همراه با تمام اون کابوس‌ها

35:19.312 --> 35:21.304
‫- برات آب میارم
‫- نه

35:22.340 --> 35:25.532
‫چطوره تو بشینی؟ من برامون آب میارم

35:31.791 --> 35:34.322
‫- گیتا...
‫- باید این کارت‌ها رو امضا کنی

35:34.420 --> 35:36.237
‫این یکی واسه دومین تولد لوئیزـه،

35:36.336 --> 35:38.849
‫و دوقلوهای جینا و جوئل پنج ساله شدند

35:47.617 --> 35:49.612
‫لالی...

35:52.483 --> 35:54.496
‫بیا

35:54.595 --> 35:56.590
‫ممنونم

36:04.126 --> 36:06.117
‫به گیتا فکر می‌کردی؟

36:09.028 --> 36:12.099
‫همه اینها همان زمان اتفاق اُفتادن

36:12.898 --> 36:14.889
‫همه چی، لالی؟

36:18.996 --> 36:21.550
‫دوباره و دوباره

36:47.585 --> 36:49.778
‫دکتر شگفت‌انگیز خیابان کوهن

36:52.090 --> 36:54.081
‫ما همه چیز رو امتحان کردیم

36:54.690 --> 36:56.681
‫هیچ‌چیز جواب نمیده

37:00.045 --> 37:02.879
‫فکر می‌کردم به مرور زمان خوب میشم

37:04.728 --> 37:07.161
‫ زن‌های دیگه‌ای که اونجا بودند، حالشون خوب شده

37:09.473 --> 37:11.468
‫حتماً ازم متنفری

37:12.062 --> 37:13.560
‫نه

37:14.219 --> 37:16.213
‫نه، هرگز

37:17.712 --> 37:19.708
‫من خیلی واسه‌ت خوشحالم

37:46.753 --> 37:47.919
‫بیا

37:51.057 --> 37:53.053
‫ممکنه سرد بشه

37:53.490 --> 37:56.642
‫- شب بخیر
‫- گیتا...

38:09.919 --> 38:11.913
‫بفرما

38:13.428 --> 38:15.820
‫پنیر و ترشی

38:16.298 --> 38:19.445
‫لالی، بفرما. بیا یه چیزی بخور

38:22.477 --> 38:26.106
‫- ممنونم
‫- اوه، نوش جانت

38:36.070 --> 38:38.584
‫لالی، باید باهام حرف بزنی

38:39.503 --> 38:41.495
‫من کم کم دارم نگران میشم

38:42.771 --> 38:46.919
‫- حالت خوش نیستش؟
‫- نه، من مریض نیستم

38:50.186 --> 38:52.936
‫- هدر...
‫- بله، دوست من، چی شده؟

38:58.223 --> 39:00.295
‫این واسه کتاب نیستش

39:05.759 --> 39:07.167
‫باشه

39:16.322 --> 39:18.474
‫پلیس، انگار که ما جنایتکاریم!

39:19.830 --> 39:23.102
‫- بارتزکی
‫- اون یه هیولا بودش

39:25.214 --> 39:27.205
‫می‌دونم اون کی بودش

39:31.428 --> 39:33.424
‫یادته برامون چیکار کردش؟

39:37.335 --> 39:38.918
‫چی؟

39:45.886 --> 39:47.881
‫جدی‌ای؟

39:52.662 --> 39:54.658
‫کاری که برامون کرد؟

39:58.487 --> 40:00.661
‫حاضری جلوی کل وایستی بگی که

40:00.760 --> 40:03.219
‫- اون آدم خوبی بوده؟
‫- نمی‌دونم

40:04.469 --> 40:06.461
‫عقل‌ات رو از دست دادی؟

40:07.317 --> 40:10.009
‫- نمیشه فقط در موردش حرف بزنیم؟
‫- راجع به چیش حرف بزنیم؟

40:10.107 --> 40:12.661
‫- خیلی چیزهاش!
‫- چه چیزهایی؟

40:16.009 --> 40:18.004
‫چرا...

40:19.009 --> 40:21.004
‫چرا همیشه خدا اینقدر عصبانی؟

40:25.672 --> 40:27.663
‫نمی‌دونم چیکار کنم

40:29.288 --> 40:31.739
‫- بگو چیکار کنم
‫- من نمی‌تونم بهت بگم چیکار کنی

40:31.837 --> 40:34.351
‫البته که می‌تونی. من واسه تو هر کاری می‌کنم

40:38.297 --> 40:40.293
‫لالی، من بسمه

40:44.007 --> 40:46.520
‫من نمی‌تونم اینجوری ادامه بدم

40:48.346 --> 40:50.337
‫- تو هم نمی‌تونی
‫- چی؟

40:51.534 --> 40:53.529
‫من نمی‌تونم چیزی رو که می‌خوای بهت بدم

40:55.802 --> 40:59.051
‫- خونواده‌ای که می‌خوای
‫- گیتا، تو تنها چیزی هستی که من می‌خوام

40:59.150 --> 41:02.659
‫- ما همه‌ش در حال بدو بدوییم و پیرتر میشیم
‫- گیتا، بس کن!

41:09.877 --> 41:11.869
‫من دارم مجازات میشم؟

41:12.945 --> 41:14.593
‫یا تو؟

41:20.561 --> 41:22.552
‫من می‌خوام برم اروپا...

41:26.936 --> 41:28.931
‫خونه‌ام رو ببینم

41:30.186 --> 41:31.866
‫سیلکا...

41:33.259 --> 41:37.844
‫دختر استر، میمی، الان شونزده سالشه.
‫می‌خوام ببینمش

41:43.826 --> 41:46.536
‫- من برای این وضعیت کاری از دستم برنمیادش
‫- برنمیادش

41:52.437 --> 41:54.469
‫نمی‌دونستم که برمی‌گرده یا نه

41:58.897 --> 42:01.927
‫پس، حالا، باید اون اظهارنامه رو می‌نوشتم

42:06.513 --> 42:09.344
‫من می‌خوام حقیقت رو بگم، می‌دونی؟

42:12.531 --> 42:14.527
‫اما حقیقت چیه؟

42:19.192 --> 42:21.619
‫چطوره می‌تونم بدونم چه چیزی درسته؟

42:38.406 --> 42:40.402
‫تو برام مثل یه برادر بودی

43:15.647 --> 43:17.638
‫من اظهارنامه رو نوشتم،

43:18.259 --> 43:20.810
‫و بردم سفارت آلمان...

43:22.005 --> 43:24.200
‫و اون‌ها هم به دفتر حقوقی فرستادنش...

43:25.554 --> 43:27.785
‫و من دیگه هرگز ازشون خبری نشنیدم

43:29.224 --> 43:31.376
‫یادته چی نوشتی؟

43:38.871 --> 43:41.862
‫اینکه در گزینش‌ها حضور داشت...

43:44.095 --> 43:47.166
‫که من شاهد قتل عده زیادی به دست اون بودم...

43:50.237 --> 43:54.264
‫گاهی اوقات صرفاً به این
دلیل ‫که حالش گرفته بود

43:57.371 --> 43:59.367
‫اون به زندان افتادش

44:04.309 --> 44:07.061
‫من راجع به این محاکمه‌ها خوندم، لالی

44:09.175 --> 44:11.166
‫بارتزکی...

44:11.804 --> 44:13.800
‫خودش رو کشت

44:16.393 --> 44:19.345
‫اون یه روانی بی‌رحم بودش

44:24.272 --> 44:28.299
‫و اگه بخاطر اون نبود من امروز زنده نبودم

44:35.841 --> 44:38.631
‫و من باید تمام عمرم رو
‫با دونستن این زندگی کنم

45:25.767 --> 45:27.758
‫خیلی خوشگل شدی

45:30.711 --> 45:32.704
‫خودتم همین‌طور

45:39.319 --> 45:43.111
‫دلم برات تنگ شده بود
‫- منم دلم برات تنگ شده بود

45:48.414 --> 45:50.486
‫عه، داری غذا می‌پزی؟

45:52.521 --> 45:54.414
‫بوی خیلی خوبی میده

45:54.512 --> 45:56.704
‫- گرسنه‌ای؟
‫- خیلی گشنمه

46:00.691 --> 46:02.685
‫صبرکن

46:03.722 --> 46:05.718
‫باید باهات حرف بزنم

46:26.425 --> 46:29.019
‫من به آپارتمان قدیمی‌مون در براتیسلاوا رفتم

46:30.379 --> 46:32.469
‫داشتم به این که چون میز نداشتیم

46:32.571 --> 46:34.562
‫رو زمین می‌نشستیم، فکر می‌کردم

46:38.152 --> 46:40.147
‫اینکه چه امیدهایی تو ذهن داشتیم

46:42.177 --> 46:44.174
‫اینکه چقدر شاد بودیم

47:02.393 --> 47:04.388
‫لالی...

47:05.504 --> 47:07.696
‫چیزی نمونده بود که هواپیما رو از دست بدم

47:12.402 --> 47:14.395
‫خیلی مریض بودم

47:14.953 --> 47:16.520
‫مریض؟

47:18.243 --> 47:20.236
‫چرا بهم نگفتی؟

47:21.591 --> 47:26.335
‫رفتم دکتر، و گفتش مریضم...

47:31.002 --> 47:32.993
‫چون باردار بودم

47:35.585 --> 47:37.578
‫تو... چی؟

47:38.895 --> 47:41.488
‫گیتا... نه...

47:42.841 --> 47:47.386
‫- نه، اوه، گیتا
‫- قراره بچه‌دار بشیم

48:21.555 --> 48:24.109
‫گمونم دوست دارم که به اونجا برگردم

48:26.819 --> 48:29.011
‫آره، به بیرکنائو، به اردوگاه

48:32.323 --> 48:36.149
‫فکر می‌کردم دیگه هرگز به اروپا برنمی‌گردی

48:38.024 --> 48:42.287
‫می‌دونم، هیچ‌وقت نمی‌خواستم، ولی الان...

48:44.342 --> 48:46.337
‫قبول می‌کنی باهام بیای؟

48:48.489 --> 48:50.603
‫لالی، عه، این...

48:56.031 --> 48:58.303
‫بهتر نیست با پسرت این کار رو انجام بدی؟

49:02.502 --> 49:04.975
‫ما هرگز راجع به گذشته باهاش صحبت نکردیم

49:10.598 --> 49:12.214
‫البته اون می‌دونست

49:12.312 --> 49:15.580
‫اون کابوس‌های مادرش رو می‌دید

49:16.299 --> 49:18.491
‫آدم هیچ‌وقت نمی‌خواد بچه‌هاش دردش رو ببینند

49:19.531 --> 49:21.522
‫اما اون دیدش

49:23.875 --> 49:26.187
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم اینقدر چیز بهت بگم

49:27.103 --> 49:30.174
‫و حالا که می‌دونی، پس باهام بیا

49:31.728 --> 49:33.763
‫مردم احتمالاً فکر کنند که تو دختر منی

49:34.677 --> 49:38.786
‫- یا پرستارت
‫- هی، بسه دیگه، شا!

49:45.004 --> 49:47.000
‫لالی خیلی خوشحال میشم...

49:48.955 --> 49:50.687
‫اگر که مطمئنی

49:50.786 --> 49:53.299
‫من می‌خوام برگردم به اردوگاه...

49:54.576 --> 49:56.567
‫به بیرکنائو...

49:57.802 --> 49:59.799
‫تا با این چشمای پیر ببینمش

50:01.433 --> 50:03.427
‫و با تو در کنارم...

50:04.504 --> 50:06.494
‫خیلی خوشحال میشم

51:08.291 --> 51:09.524
‫بیا

51:10.497 --> 51:12.041
‫تو سزاوار استراحتی

52:02.335 --> 52:10.215
لالی سکالوف در سوم اکتبر در ٢٠٠٦ در آرامش فوت کرد

52:12.566 --> 52:17.798
و به اشترک گذاشن داستان لالی
با دنیا تبدیل به ماموریت هدر شد

52:17.920 --> 52:21.598
یازده سال طول کشید تا او ناشری برای کتابش پیدا کند

52:44.083 --> 53:36.769
[منبع: موزه و یادبود آشویتس بیرکنائو]

52:44.093 --> 52:48.976
‫شش میلیون یهودی در هولوکاست جان خود را از دست دادند.
‫که تنها یک میلیون از آن‌ها در آشویتس از بین رفتند

52:49.010 --> 52:53.709
اکثریت آن‌ها به محض رسیدن به اردوگاه
در اتاق‌های گاز پس از گزینش کشته شدند

52:53.810 --> 52:59.076
آشویتس بزرگترین اردوگاه کار اجباری
آلمان و مرکز کشتار جمعی یهودیان بود

52:59.101 --> 53:06.363
‫قریب به ٨٢٠٠ پرسنل اس‌اس در آشویتس خدمت کردند.
‫تنها حدود ده درصد از آن‌ها برای جرایمشان محاکمه شدند

53:06.651 --> 53:11.067
‫مابین سال‌های ١٩٤٠ و ١٩٤٥، آلمان نازی
‫حداقل ١.٣ میلیون یهودی را به آشویتس دیپورت کرد

53:11.151 --> 53:14.984
‫١.١٠٠.٠٠٠ میلیون نفر یهودی
‫١٤٠.٠٠٠ هزار نفر لهستانی
‫٢٣.٠٠٠ هزار نفر رومانیایی

53:15.008 --> 53:19.558
‫١٥.٠٠٠ هزار نفر اسیر جنگی روسی
‫٢٥٠٠٠ هزار نفر از سایر ملل، اقوام و گروه‌ها

53:19.708 --> 53:25.758
‫٢٣٢.٠٠٠ هزار نفر از دیپورتی‌ها از کودکان بودند که تنها
‫٧٠٠ نفر از آن‌ها در روز ٢٧ ژانویه سال ١٩٤٥ آزاد شدند

53:25.841 --> 53:36.758
‫١.١ میلیون نفر از کسانی که به
‫آشویتس دیورت شده بودند به قتل رسیدند

53:36.881 --> 53:48.647
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

53:48.797 --> 53:51.010
‫- آماده‌ای؟
‫- آره

53:51.110 --> 53:53.422
‫- هر زمان خواستیم می‌تونیم دست نگه‌دایم، باشه؟
‫- باشه

53:53.860 --> 53:55.117
‫خوبه

53:55.217 --> 53:59.519
‫مصاحبه با لو سکالوف، ٢١ فوریه ٢٠٠٤

54:00.279 --> 54:01.695
‫اسمت رو میگی، لطفاً؟

54:01.795 --> 54:03.927
‫اسم من لو ساکالوف‌ـه

54:04.029 --> 54:05.561
‫این اسمی که باهاش به دنیا اومدید؟

54:05.663 --> 54:08.931
‫نه، من با اسم لودویگ آیزنبرگ به دنیا اومدم

54:09.570 --> 54:13.556
‫- به چه اسمی معروف هستی؟
‫-لالی. بهم می‌گفتند لالی

54:14.114 --> 54:17.422
‫- ازدواج کردی، لالی؟
‫- نه، من متاهل بودم

54:17.943 --> 54:21.690
‫- اسم همسرت چی بود؟
‫- گیتا. گیتا ساکالوف

54:22.806 --> 54:26.712
‫- تو و گیتا کجا با هم آشنا شدید؟
‫- تو آشویتس بیرکنائو همو دیدیم

54:28.309 --> 54:31.556
‫منو از خونه پدر و مادرم بردند

54:31.659 --> 54:34.806
‫و مثل یه حیوون منتقلم کردن...

54:38.117 --> 54:40.110
‫به یه مکان نامعلوم

54:47.565 --> 54:48.862
‫من یه خالکوب بودم،

54:48.962 --> 54:51.793
‫یه تاتویرر تو  آشویتس بیرکنائو بودم
