1
00:00:00,000 --> 00:00:05,000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:02:14,300 --> 00:02:16,500
. " بلَک جَک مازارون "

3
00:02:17,500 --> 00:02:20,400
. تا اينو ديدم ؛ به يادِ تو افتادم

4
00:02:24,100 --> 00:02:26,565
! نيگاش کن -
. طرف محليه -

5
00:02:26,600 --> 00:02:29,900
اينا رو به عنوان بخشي از برنامه اي که براي
. کمک به کهنه سربازهاي ازکارافتاده اس ميکِشه

6
00:02:34,100 --> 00:02:35,800
هديه ي کوچکيه ؛
. . براي اينکه حسِ قدرشناسيمو

7
00:02:35,900 --> 00:02:38,300
. براي تمام کارايي که باهمديگه انجام داديم نشون بدم . .

8
00:02:38,335 --> 00:02:40,700
. دستِت دردنکنه

9
00:02:42,600 --> 00:02:44,900
. . نيگاشون کن

10
00:02:44,935 --> 00:02:47,700
خب دوراني واسه خودشون داشتن ؛ مگه نه ؟

11
00:02:49,000 --> 00:02:51,100
. . ميدوني بالاخره قرارهِ

12
00:02:51,200 --> 00:02:52,700
. بيست و دوم موزه رو افتتاح کنيم . .

13
00:02:52,800 --> 00:02:54,800
ميخوان ازم درخواست کنن
. . سخنراني کوچکي درباره ي

14
00:02:54,900 --> 00:02:58,400
سختي هاي توسعه ي . .
. فرهنگ معاصر انجام بدم

15
00:02:58,435 --> 00:03:00,065
. ممنون

16
00:03:00,100 --> 00:03:02,500
شما چيزي ميل دارين ؟

17
00:03:02,600 --> 00:03:05,100
. هميني که ايشون دارن ميل ميکننو ميخوام

18
00:03:09,200 --> 00:03:11,100
گوش کن ؛ اون دوستي که
. . تو بخشِ نقشه کِشي شهري دارم

19
00:03:11,200 --> 00:03:12,600
. . ميگه بتازگي پروانه ي جوازِ . .

20
00:03:12,700 --> 00:03:15,165
تبديل ايستگاهِ اتوبوس سابق . .
. به يه مرکز تجاري چند منظوره صادر شده

21
00:03:15,200 --> 00:03:17,700
موضوع اينه که ؛ " زلمن " هنوز
. مبلغ پيشنهادي مناقصه اشو بهم نگفته

22
00:03:17,800 --> 00:03:20,300
حالا چيزي به تو ؛ درباره ي مناقصه
و اين حرفا گفته ؟

23
00:03:20,335 --> 00:03:22,667
. ما خيلي باهمديگه حرف نميزنيم

24
00:03:22,702 --> 00:03:24,965
. کلاهِتو بردار
. آروم باش

25
00:03:25,000 --> 00:03:28,800
نميشه ؛ آخه تازه شروع کردم به استفاده
. از شامپويِ رشد دهنده ي مو و بايد مواظب باشم

26
00:03:30,700 --> 00:03:33,150
گوش کن ؛ بنظرت امکانش هست که
. . شايد بتوني از " ران " بپرسي

27
00:03:33,185 --> 00:03:35,600
که اطلاعي درباره ي قيمتِ پيشنهاديِ. .
مناقصه ي اونا داره يا نه ؟

28
00:03:35,700 --> 00:03:38,700
راستشو بخواي بدوني ؛
. اين پاي ؛ يجورايي خيس و ترِه

29
00:03:38,800 --> 00:03:40,600
. توني " ؛ داريم حرف از قراردادِ توسعه ي فدرال ميزنيما "

30
00:03:40,700 --> 00:03:43,500
. حالا يه پرس و جويي ميکنم

31
00:03:47,600 --> 00:03:49,765
پس . . گفتي قراره سخنراني کني هان ؟ -
. آره ديگه -

32
00:03:49,800 --> 00:03:52,600
. تو موزه ي علوم و ترابري

33
00:03:53,800 --> 00:03:55,900
. کاشکي مادرم ميتونست سخنرانيمو ببينه

34
00:03:56,000 --> 00:03:59,700
خب ؛ مادرت هرجايي که هست ؛
. مطمئنم که بهت افتخار ميکنه

35
00:03:59,800 --> 00:04:02,700
راستش ؛ فکر کنم دقيقا بدونم
. . که مادرم کجاس

36
00:04:02,800 --> 00:04:04,800
. و البته جاي خيلي خيلي داغ و سوزاني هم هست . .
. " منظورش جهنمه "

37
00:04:04,835 --> 00:04:06,800
پس تو هم از اين مادرايِ
بدجنس و اذيت کن داشتي . . هان ؟

38
00:04:09,700 --> 00:04:11,165
. آقايون

39
00:04:11,200 --> 00:04:13,850
همه چي اونجا روبراهه ؟

40
00:04:13,885 --> 00:04:16,500
. بله . . حتما
. فقط داريم حرف ميزنيم

41
00:04:16,600 --> 00:04:19,265
. باشه خب

42
00:04:19,300 --> 00:04:21,600
. شب خوش

43
00:04:32,700 --> 00:04:34,400
. حالا يه دردِ زايماني ميکِشن
! واي . . چقدر مهم

44
00:04:34,500 --> 00:04:37,100
بهشون بگو اگه مردن
! ببينن آزمايش پروستات چه دردي داره

45
00:04:39,500 --> 00:04:41,065
. اين ؛فوق العاده اس

46
00:04:41,100 --> 00:04:44,300
تازه بهت بگما ؛من معمولا
. از هنر مُدرن خوشم نمياد

47
00:04:46,700 --> 00:04:49,700
نگاشون کن چقدر دلاشون با هم يکيه
. و دنبال يه چيزن

48
00:04:50,900 --> 00:04:53,300
کسي به اسم " جوزف يويي کوگو " رو ميشناسي ؟

49
00:04:55,000 --> 00:04:57,500
. . نه خيلي . . يعني . . ديدمش

50
00:04:59,200 --> 00:05:00,465
. همين هفته ي پيش . .

51
00:05:00,500 --> 00:05:02,500
. . من و " کريسي " داشتيم با " توني " ؛

52
00:05:02,535 --> 00:05:04,717
. و دوستِش " ولنتينا " شام ميخورديم . .

53
00:05:04,752 --> 00:05:06,900
. جويي کوگو " يه بطري شراب برامون فرستاد "

54
00:05:07,000 --> 00:05:08,600
ميخواي اينا رو بهش نشون بدي ؟

55
00:05:14,200 --> 00:05:16,800
. اوه خداي من

56
00:05:17,900 --> 00:05:19,900
اين مَرد همراهِش بود ؟

57
00:05:23,700 --> 00:05:25,200
. آره

58
00:05:25,300 --> 00:05:26,800
. ديدمش

59
00:05:26,900 --> 00:05:30,700
مطمئني ؟ -
. سه شنبه شب بود -

60
00:05:44,200 --> 00:05:46,900
يا مسيح . . يعني بخاطر حرفي
که من گفتم اينطوري کُشتنش ؟

61
00:05:50,500 --> 00:05:52,265
. شماها بايَس برام پول دَربيارين

62
00:05:52,300 --> 00:05:54,065
بخاطر همينه که پُست ها و ماموريت هاي
. . مهم رو به شماها واگذار کردم

63
00:05:54,100 --> 00:05:56,300
تا هرکدومتون برين سراغِ . .
. .  آدماي خودتون تو خيابونا

64
00:05:56,400 --> 00:05:59,400
يه چندتا . . بشکنين . . و . .
. بعدش پول برام دربيارين

65
00:05:59,500 --> 00:06:01,200
چي داره ميگه ؟

66
00:06:01,300 --> 00:06:03,565
اونطوريکه يادم مياد
. . گفت

67
00:06:03,600 --> 00:06:07,100
بخاطر همينه که پست ها و ماموريت هاي "
. " مهم رو به شماها واگذار کردم

68
00:06:07,135 --> 00:06:10,600
اون جزئي از نوار که شنيده نميشه اينه ؛
. " بريد چندتا سروکله بشکنيد "

69
00:06:10,635 --> 00:06:13,465
. نه پا

70
00:06:13,500 --> 00:06:16,000
. اين نامه رو امضا کنيد

71
00:06:21,400 --> 00:06:23,700
. ديگه کافيه
. ديگه حرفي براي گفتن ندارم

72
00:06:23,735 --> 00:06:26,500
. روراست بگم . . افسرده و . . . شدم

73
00:06:26,535 --> 00:06:28,000
افسرده و چي ؟

74
00:06:28,100 --> 00:06:30,000
. " افسرده و سرافکنده "

75
00:06:30,100 --> 00:06:32,900
حالا اون پيرهن مارک " آلن استوآرت"ـم که
توي اون جلسه خراب شد چي ميشه ؟

76
00:06:34,000 --> 00:06:37,300
رالف سيفارتو " باعث شد قهوه ام "
. روش بريزه و خراب بشه

77
00:06:37,400 --> 00:06:40,500
اين مبلغ کميه و ميشه يه کاريش کرد ؛
دوباره درخواست بده تا مشکلتو حل کنم ؛ باشه ؟

78
00:06:46,200 --> 00:06:49,900
اين دوربيني که تو سالن بيلياردِ " اسب ديوانه " نصب شده
. خيلي خوب کار ميکنه

79
00:06:49,935 --> 00:06:52,900
. دوباره ماشين " پولي گولتياري"ـه
. دختره هنوزم دروغ ميگه

80
00:06:57,800 --> 00:07:00,165
گوش کن ؛ امکانش هست که بتوني . .
. . از " ران " بخواي که

81
00:07:00,200 --> 00:07:02,100
ته و توهِ قضيه رو دربياره که . .
پيشنهاد مناقصه ي اونا چقدره ؟

82
00:07:02,200 --> 00:07:05,165
اگه راستشو بخواي بدوني ؛ اين شيريني پاي
. يمقدار خيس و ترِه ها

83
00:07:05,200 --> 00:07:08,800
. پاي " ؛ داشته ميخورده " -
. . توني " ؛ داريم حرف از قراردادِ توسعه ي فدرال ميزنيما " -

84
00:07:08,900 --> 00:07:11,700
. باشه . . حالا ببينم چيکار ميتونم بکنم

85
00:07:13,800 --> 00:07:16,900
پس قراره سخنراني کني هان ؟ -
. کيفيت صدا فوق العاده اس -

86
00:07:16,935 --> 00:07:18,900
اين کلاه هاي جديد فوق العاده ان ؛
. ميکروفون مستقيم تويِ تکمه اش جاسازي شده

87
00:07:19,000 --> 00:07:20,900
. موزه ي علم و ترابري

88
00:07:21,000 --> 00:07:22,850
. کاشکي مادرم سخنرانيمو ميديد

89
00:07:22,885 --> 00:07:24,792
اينو بدش به " آنجلا " و
. درو هم پشتِ سرت ببند

90
00:07:24,827 --> 00:07:26,700
مادرت هرجايي که هست ؛
. مطمئنم که بهت افتخار ميکنه

91
00:07:26,800 --> 00:07:28,800
تحقيقاتمون درباره ي رشوه دادن
. . به هيات منصفه

92
00:07:28,900 --> 00:07:31,500
درمورد محاکمه ي " جونيور سوپرانو " به کجا رسيد ؟ . . -
. . حقيقتش . . من -

93
00:07:31,600 --> 00:07:33,200
فراموشش کردين ؟

94
00:07:33,235 --> 00:07:34,965
. ماسرون " منبع اطلاعاتيه مهمي برامونِه "

95
00:07:35,000 --> 00:07:38,200
. . اگه اتهاماتي مثل -
چي ؟ بليط هاي هواپيمايي که سه ساله ازشون استفاده ميکنه ؟ -

96
00:07:38,300 --> 00:07:40,400
يا چندتا ارتباط که با پرونده ي قتلِ
بولاکو " داره ؟ "

97
00:07:40,435 --> 00:07:42,665
. . حتي اگه شده " ماسرون " ؛

98
00:07:42,700 --> 00:07:44,750
. . و هزارتا خبرچين ديگه بسوزن و بي استفاده بشن . .

99
00:07:44,785 --> 00:07:47,192
. بازم بايد " توني " رو به دادگاه و محاکمه بکِشونيم . .

100
00:07:47,227 --> 00:07:49,565
اما همچين کاري هيچ فايده اي برامون نداره
. . تا زمانيکه بفهميم

101
00:07:49,600 --> 00:07:51,700
چطوري به داخل سيستم هيات منصفه ي ناشناس . .
. نفوذ کردن و بهشون رشوه دادن

102
00:07:51,735 --> 00:07:53,765
يعني چي ؟ يعني بنظرت روال انتخاب اعضاي
هيات منصفه به اندازه ي کافي سختگيرانه نيست ؟

103
00:07:53,800 --> 00:07:56,400
خودت که ميدوني دوست نداريم وارِدِ زندگي شخصي شهروندان عادي
. که اعضاي هيات منصفه هم از بين همونا انتخاب ميشن بشيم

104
00:07:56,435 --> 00:07:59,000
درسته سخته . . اما يکي از اون به اصطلاح
. شهروندهايي که ميگي مجرمِه

105
00:07:59,035 --> 00:08:01,100
. برو سراغش و ته و توهِشو دَربيار

106
00:08:06,000 --> 00:08:08,065
حواست هست که اينجا چه خبره درسته ؟

107
00:08:08,100 --> 00:08:11,200
برداشت گند زد به آينده ي کاري پُر از پولي که از
. . اکارکردن براي " اوملوي و مايرز " انتظارِشو ميکِشيد

108
00:08:11,235 --> 00:08:13,765
حالا کِي ؟ وقتي که محاکمه ي  . .
. جونيور سوپرانو " رو به گند کِشيد و خراب کرد "

109
00:08:13,800 --> 00:08:17,700
حالا صدالبته که تمام تلاشِشو ميکنه
. تا گندي که بالاآورده رو درست کنه

110
00:08:20,100 --> 00:08:22,265
! هي -
. هي -

111
00:08:22,300 --> 00:08:24,000
. اينم از " جان بريمورِ" خودمون

112
00:08:26,000 --> 00:08:28,000
چطور مِطوري ؟ -
. خيلي خب -

113
00:08:31,400 --> 00:08:33,400
. فکر ميکردم هيچ کس هيچ وقت ديدنت نمياد

114
00:08:33,500 --> 00:08:35,400
. اومده بودم چندتا گلِ قاصدک بهش بدم

115
00:08:35,500 --> 00:08:39,000
يه قطعه زمين خيلي زيبا تو خيابونِ
. پونزدهم ديدم که خالي وِل شده بود

116
00:08:39,035 --> 00:08:41,167
. سالادِ خوبيه -
خبري از " توني بي " نداري ؟ -

117
00:08:41,202 --> 00:08:43,265
چرا ؛ چرا ؛
. هر لحظه بايد خبرش بدستم برسه

118
00:08:43,300 --> 00:08:45,800
قراره عمه " کوئينتينا " همون لحظه اي
. که ازش خبر بگيره بهم زنگ بزنه

119
00:08:45,900 --> 00:08:49,300
پسرعموت بچه ي خوبيه . . مگه نه ؟
. باهوشه

120
00:08:49,400 --> 00:08:51,400
از من ميپرسي ؛
. خُل و چل و عجيب غريبه

121
00:08:51,500 --> 00:08:54,900
خيلي خب ؛ پس قطعه زمين خالي افتاده
تو خيابون 15 رو گفتي ؟

122
00:08:54,935 --> 00:08:58,300
اونجا ؛ جاييه که همه ي سگهاي محله
. براي شاشيدن ميرن

123
00:09:00,300 --> 00:09:02,200
. اي دلقک لعنتي

124
00:09:04,400 --> 00:09:06,400
ببينم ؛ حالا کاري هم واسه پسرعموت
درنظر گرفتي ؟

125
00:09:06,435 --> 00:09:07,965
. " آره ؛ آره ؛ " ايربگ

126
00:09:08,000 --> 00:09:09,565
. از ماشين هاي مسروقه بيرونِشون ميکِشيم

127
00:09:09,600 --> 00:09:11,800
. باورت نميشه مردم چقدر با ولَع ميخرنِشون

128
00:09:11,835 --> 00:09:13,765
آره . . کسايي مثل دلال هاي قانوني ؛
. . مکانيکي ها

129
00:09:13,800 --> 00:09:16,400
خلاصه اينا رو ازمون ميخرن و . .
. بجاي کيسه ي هوايِ نو نصب ميکنن

130
00:09:16,500 --> 00:09:18,065
. پول خيلي خوبي توش داره

131
00:09:18,100 --> 00:09:19,865
. دنيايِ شجاعِ جديديِه

132
00:09:19,900 --> 00:09:23,200
يا مسيح ؛ وقتي من افتادم زندان
. از اين شبهِه کمربندهاي ايمني هم نداشتن

133
00:09:23,300 --> 00:09:25,500
پس وقتي پسرعموت آزاد شد
خبرم ميکني ديگه هان ؟

134
00:09:25,535 --> 00:09:27,917
. آره ؛ ميخوايم براش مهموني بگيريم

135
00:09:27,952 --> 00:09:30,300
. دوستِت دارم . . خيلي خب -
. باشه -

136
00:09:40,200 --> 00:09:42,865
. يالا . . بخور
. اينقدر حساس نباش

137
00:09:42,900 --> 00:09:45,900
. جلوش مودب بودم
. مثل اينه که نِيِ قرمز بخوري

138
00:09:46,000 --> 00:09:47,900
. من تخم مرغ ميخورم
تو هم ميخوري ؟

139
00:09:47,935 --> 00:09:49,300
. بابي " ؛ يه تخم مرغ واسه برادرزاده ام درست کن "

140
00:09:49,335 --> 00:09:51,200
. من تخم مرغ نميخورم

141
00:09:54,800 --> 00:09:56,765
. " توني بي "

142
00:09:56,800 --> 00:09:59,200
. هديه ي خوشآمد گويي بازگشت به خونه اس

143
00:09:59,300 --> 00:10:01,600
چيه . . موتورولاس ؟ -
. آره -

144
00:10:01,700 --> 00:10:03,465
. ميگن بهترينه

145
00:10:03,500 --> 00:10:05,700
ميدوني ؛ فکر کردم اين تلفن
. به کارِش مياد

146
00:10:05,735 --> 00:10:07,265
. مثلا وقتي به کمکم احتياج داشته باشه بهم زنگ بزنه

147
00:10:07,300 --> 00:10:10,900
پس همه ي رفقا دارن آزاد ميشن ؛ هان ؟

148
00:10:11,000 --> 00:10:12,900
. . کلاسِ 2004

149
00:10:13,000 --> 00:10:16,700
. موش هاي پير ؛ روي کِشتي جديد . .

150
00:10:16,800 --> 00:10:18,750
. فکر کنم يه تخم مرغ بخورم

151
00:10:18,785 --> 00:10:20,665
. دوتا تخم مرغ برامون درست کن

152
00:10:20,700 --> 00:10:23,100
. دارم همينکارو ميکنم ؛ خودت الان بهم گفتي
. اونم گفت ميل نداره و نميخواد

153
00:10:25,400 --> 00:10:28,900
پس دوباره با " توني تخم مرغي" اي . . هان ؟ -
. " توني تخم مرغي " کيه ؟ " توني بي " -

154
00:10:29,000 --> 00:10:31,700
مثل اون دفعه اي که شما دوتا اون دوربينو ؛

155
00:10:31,800 --> 00:10:34,700
موقع مراسم غسل تعميد خواهر " باربارا " ؛ . .
. برداشتيد و بردين تو دستشويي

156
00:10:37,700 --> 00:10:39,700
الو ؟

157
00:10:41,500 --> 00:10:43,500
. وحشتناکِه

158
00:10:44,900 --> 00:10:47,100
مراسم وِداع قراره کجا برگذار بشه ؟

159
00:10:47,135 --> 00:10:50,167
ديگه کي مُرده ؟
! اي خدا بگم چيکارتون کنه

160
00:10:50,202 --> 00:10:53,200
. خب ؛ پس وقتي معلوم شد خبرمون کنيد

161
00:10:54,200 --> 00:10:56,000
. " کارماين لوپرتازي "

162
00:10:56,100 --> 00:10:58,500
. ديشب مُرده

163
00:10:58,600 --> 00:11:01,100
. چه ضربه ي بدي
. " وضعِ تاسف باري "

164
00:11:01,200 --> 00:11:03,200
. مردِ فوق العاده اي بود

165
00:11:03,300 --> 00:11:07,200
پسرعموم بهم گفت که همين " کارماين " بوده که روشِ
. باختِ از قصد به وسيله ي کم کاري تو بسکتبال اختراع کرده

166
00:11:07,235 --> 00:11:10,500
بازي " سي.سي.ان.واي " ؛
. در برابر " کنتاکي " ؛ سال 1951

167
00:11:12,200 --> 00:11:15,200
. هيچ کسي بجزماها نتونست نتيجه ي بازيو درست حدس بزنه
. با پولي که بردم که " فيلتوودِ " سياه خريدم

168
00:11:20,800 --> 00:11:24,000
آنتوني " ؛ " آنتوني " ؛ ببينم تاحالا بهت گفتم "
که ميخوام بعداز مرگم ؛ جسدم سوزونده بشه ؟

169
00:11:24,035 --> 00:11:25,565
. يه چهارباري گفتي

170
00:11:25,600 --> 00:11:27,600
و يادت باشه ها . . يه دفعه برنداري خاکسترهامو
. . توي حياطِ يه غريبه بريزي

171
00:11:27,700 --> 00:11:29,500
يا اينکه ببري از بالايِ . .
. يه پُلي چيزي بريزي پايين

172
00:11:29,600 --> 00:11:31,800
ميخوام خاکسترم رو طاقچه ي بالاي بخاري ؛
. جايي که اعضاي خانواده ام دور و برم باشن ؛ باشه

173
00:11:31,900 --> 00:11:33,900
آره . . ميدونم . . زيرِ کله ي گوزن ؛
. ميدونم

174
00:11:35,200 --> 00:11:37,765
به مسخره بازيات ادامه بده  ؛
. . اما بذار يه چيزي بهت بگم

175
00:11:37,800 --> 00:11:39,800
مثل همون بازي اي ميمونه . .
. . که وقتي بچه بوديم انجامش ميداديم

176
00:11:40,500 --> 00:11:42,465
. . يه چيزي تو مايه هاي قطاربازي . .

177
00:11:42,500 --> 00:11:44,850
بچه ها دست هاي همديگه رو ميگيرن و . .
. . و مثل ديوونه ها اينطرف و اونطرف ميدون

178
00:11:44,885 --> 00:11:47,200
و تا جايي که ميتونن محکم دستِ همديگه رو نگه ميدارن  . .
. تا وقتي يکي يکي از تهِ صف کم بيارن و از صف جدا بشن و بسوزن

179
00:11:47,300 --> 00:11:50,500
توي اون بازي ؛ وقتي يکي ببازه و از صف خارج بشه
. بعدش نوبت تو ميرسه که زير فشار قرار بگيري

180
00:12:03,200 --> 00:12:05,100
. پدرت خيلي برامون مهم و باارزش بود

181
00:12:05,135 --> 00:12:06,900
. و البته نه فقط به جهتِ مالي

182
00:12:08,600 --> 00:12:10,500
چطوري ؟

183
00:12:11,600 --> 00:12:14,200
چه خبرا رفيق ؟

184
00:12:17,000 --> 00:12:18,900
. . نيکول " ؛ "

185
00:12:19,000 --> 00:12:21,900
آقاي " پتريلي " رو يادته ؟ . . -
چي عزيزم ؟ -

186
00:12:23,100 --> 00:12:25,365
. خيلي برامون مهم و باارزش بود

187
00:12:25,400 --> 00:12:28,700
. " جيني " -
فيل " . . چطوري ؟ " -

188
00:12:28,735 --> 00:12:30,700
. سلام بچه -
. " آنجلو " -

189
00:12:30,735 --> 00:12:32,700
. قلب شکسته

190
00:12:34,700 --> 00:12:37,400
نيکول " ؛ آقاي " گرپِه " رو که يادته ؟ " -
. البته -

191
00:12:38,400 --> 00:12:40,200
. عمه ام بود

192
00:12:40,300 --> 00:12:42,065
. پسرعموم آزاد شده

193
00:12:42,100 --> 00:12:43,850
. خبر فوق العاده ايه

194
00:12:43,885 --> 00:12:45,565
. " حواست باشه يه دفعه يه کارِ سنگين دستِش ندي " تي

195
00:12:45,600 --> 00:12:48,200
شنيدي ؟
. پسرعموت آزاد شده

196
00:12:48,300 --> 00:12:51,100
. نگاه کنيد کي داره اينطرفي مياد -
چيه ؟ -

197
00:12:55,100 --> 00:12:57,000
. سلام خوشتيپ -
. سلام عزيزم -

198
00:12:57,035 --> 00:12:58,900
چطوري ؟ -
. خوب -

199
00:12:59,000 --> 00:13:01,100
. لوري " ؛ خيلي خوشگل شدي "

200
00:13:01,200 --> 00:13:03,700
اره ديگه . . سعي ميکنم با ورزش و
. شراب " جين " خودمو سرحال و قبراق نگه دارم

201
00:13:03,800 --> 00:13:05,500
سيل " ؛ " پولي " ؛ "
شماها چطورين ؟

202
00:13:05,535 --> 00:13:07,200
هنوزم باهمه مودب برخورد ميکني ؛ هان ؟

203
00:13:09,100 --> 00:13:11,200
. اينم برادرزاده ام " کريستوفرِ"ه

204
00:13:12,600 --> 00:13:14,800
خانم پول وام بده ي بي رحم و عاطفه ؛
. تعريفِتونو خيلي شنيدم

205
00:13:14,900 --> 00:13:16,800
آره ديگه ؛
. مادرم گفت اين اتفاق ممکنه بيفته

206
00:13:16,900 --> 00:13:19,100
ميخوام شما رو
. به عشق زندگيم معرفي کنم

207
00:13:19,135 --> 00:13:21,465
. ايشون شريکم " جيسون اوانيا " هستن

208
00:13:21,500 --> 00:13:23,965
. آشنايي با شما باعث افتخاره -
هي . . چطور مطوري ؟ -

209
00:13:24,000 --> 00:13:28,400
بعدش مسيح از صليب پايين مياد . .
. . و درِگوشي به " پيتر " ميگه

210
00:13:28,435 --> 00:13:30,800
! " از بالايِ صليب ميتونم خونه اتو ببينم "

211
00:13:36,800 --> 00:13:40,200
. خيلي متاسفم
. واقعا شوکه کننده بود

212
00:13:43,400 --> 00:13:45,800
. روز خيلي سختيه -
. الان " جيني " رو ديدم -

213
00:13:45,900 --> 00:13:48,100
. گل ها قشنگن

214
00:13:48,135 --> 00:13:50,300
جان " . . يه دقيقه وقت داري ؟ " -
. آره -

215
00:13:51,400 --> 00:13:54,100
. " متاسفم " نيکول

216
00:13:55,700 --> 00:13:58,265
اين جا چه خبره ؟

217
00:13:58,300 --> 00:14:00,600
درباره ي چي داري حرف ميزني ؟ -
. پدرم -

218
00:14:00,635 --> 00:14:02,465
. دستاشو ببين

219
00:14:02,500 --> 00:14:05,600
. بنظر ميرسه در آرامش قرار داره -
. دارم تسبيحي که تو دستشه رو ميگم -

220
00:14:05,635 --> 00:14:06,965
اون نشان ؟

221
00:14:07,000 --> 00:14:08,800
فکر کردي نميدونم چيه ؟

222
00:14:08,900 --> 00:14:10,300
. اون نشان ؛ جزئي از آداب و رسومِ " اوپوس دِيِ"ـه

223
00:14:10,400 --> 00:14:12,465
داستانش چه کوفتيه ؟

224
00:14:12,500 --> 00:14:15,200
بابات ؛ تو سال هاي آخر عُمرش
. . خيلي درباره ي

225
00:14:15,300 --> 00:14:17,500
. اتفاقاتي که تو کليسا ميفته حساس و مقيد شده بود . . -
! چرنده -

226
00:14:17,600 --> 00:14:18,965
. زنِ خودت به فرقه ي " اوپوس دِي " تمايل داره

227
00:14:19,000 --> 00:14:20,965
. تو به " کولومبينو " گفتي اون مِدالو اونجا بذاره

228
00:14:21,000 --> 00:14:23,000
مطمئني ؟ -
. آره " جان " ؛ شک ندارم -

229
00:14:23,100 --> 00:14:24,565
. حتي بدنِش هنوز سَرد نشده که اينطوري ميکنن

230
00:14:24,600 --> 00:14:27,265
. ديگه کسي احترام گرفتن حاليش نميشه

231
00:14:27,300 --> 00:14:30,100
و اون جمعيت زنهاي خونه دارِ مقيدِ پروتستانِ نيوجرزي ؟

232
00:14:30,200 --> 00:14:31,600
. " جدا شک دارم که معتقدين واقعي باشن " جان

233
00:14:33,500 --> 00:14:36,400
. تو خودت گفتي منم مثل يه پسرِ ديگه ي باباتم

234
00:14:36,500 --> 00:14:38,900
. خب خواستم مودب باشم
. اون موقع به بستر مرگ افتاد بود

235
00:14:38,935 --> 00:14:41,265
. بايد اون کلماتو مينوشتم

236
00:14:41,300 --> 00:14:44,400
شايد بايد همونکارو ميکردي ؛
. چونکه ديگه هيچ معنايي ندارن

237
00:14:44,435 --> 00:14:46,400
ميفهمي چي ميگم ؟

238
00:14:50,300 --> 00:14:55,000
. . اَبرِ قارچيِ ناشي از انفجارِ بزرگيو ديدم

239
00:14:57,500 --> 00:14:59,500
. که از برخورد گلوله ي توپ با زمين حاصل شده بود . .

240
00:15:01,000 --> 00:15:03,300
. . ممکن بود " جيم کمپل " امروز زنده باشه

241
00:15:03,335 --> 00:15:06,865
. . اگه اون روز بم نگفته بود که . .

242
00:15:06,900 --> 00:15:10,700
. . هفرون ؛ تو با تفنگِت همينجا بمون "

243
00:15:11,700 --> 00:15:13,700
. " من ميرم بالاي سنگر ببينم چه خبره . .

244
00:15:17,900 --> 00:15:22,200
تمام زندگيت ؛ بايد کاري که اون شخص
. . برات انجام داده رو به خاطر داشته باشي

245
00:15:22,300 --> 00:15:25,200
. . بخاطر اينکه فکر ميکردم وظيفه اشِه . .

246
00:15:25,300 --> 00:15:27,900
و بخاطر تو ؛ خودشو جلوي گلوله انداخت . .
. و کُشته شد

247
00:15:35,200 --> 00:15:38,800
اين سايه ي چشم نبايد اينطوري بريزه پايين
. تا اينطوري شبيه " راکون " بشم

248
00:15:38,835 --> 00:15:41,800
تو اينقدر خوشگلي که کسي نميتونه جلوت مقاومت کنه
. و خودتم خوب اينو ميدوني

249
00:15:41,835 --> 00:15:43,800
. دَني " گفت زنِ سخت و پيچيده ايم "

250
00:15:43,900 --> 00:15:46,450
گورِباباش . . اون کسيه که
. مشکلِ خودبيني بيش از حد داره

251
00:15:46,485 --> 00:15:49,000
تو که نميدوني اون بيرون دنبال پسر
. " به درد بخور گشتن چقدر سختِه " اِيد

252
00:15:49,100 --> 00:15:50,800
. تو داري با " کريستوفر " ازدواج ميکني

253
00:15:50,900 --> 00:15:54,100
خوش تيپه ؛ پول درمياره ؛
. موهاي خوشگلي داره

254
00:15:59,500 --> 00:16:02,300
. خيلي خب

255
00:16:02,400 --> 00:16:05,200
ميدوني که عاشق حيوونام ؛ اما اين نيم تنه ي پوست
. خيلي باشکوه و خوشگله

256
00:16:05,235 --> 00:16:08,100
مگه نه ؟ آخه وقتي بابام ديدم اينو خريدم
. نزديک بود سکته بزنه

257
00:16:08,200 --> 00:16:09,865
اما بهش گفتم ؛
. . هي ؛ عوضي "

258
00:16:09,900 --> 00:16:12,000
. . اين منم که همه ي خطرها رو به جون خريده . .

259
00:16:12,035 --> 00:16:13,800
. " من بايد صورتحساب هارو جعل کنم . . .

260
00:16:13,900 --> 00:16:17,200
بعضي وقتا آدم بايد فقط به خودش برسه ؛
ميفهمي چي ميگم ؟

261
00:16:18,300 --> 00:16:21,000
. البته که بايد به خودت برسي عزيزم

262
00:16:21,035 --> 00:16:23,317
. بيا اينجا

263
00:16:25,600 --> 00:16:28,100
يالا بيا بريم ديگه ؛ بيا بيش از اين
. پسري که باهاش قرارداريو منتظر نذاريم

264
00:16:28,135 --> 00:16:30,200
. مشخصه که ازت خوشش مياد

265
00:16:35,100 --> 00:16:38,465
. براي " اِيد " شراب سفيد

266
00:16:38,500 --> 00:16:42,300
. اونم يه اپل مارتينيِ ديگه واسه تو

267
00:16:42,335 --> 00:16:43,600
. ممنون عزيزم

268
00:16:43,700 --> 00:16:46,900
اينم يه هفت و هفت واسه خودم
. و توهم که هيچي و کوفت و مرض

269
00:16:46,935 --> 00:16:49,900
. " به حرفاش گوش نده " کريسي

270
00:16:50,000 --> 00:16:51,800
. بنظرم کاري که ميکني خيلي شجاعانه اس

271
00:16:53,100 --> 00:16:55,250
. هرکسي اينکاره نيست
. . وقتي آدم يکيو نداشته باشه

272
00:16:55,285 --> 00:16:57,400
که تو همچين وقتايي بهش تکيه کنه . .
اوضاع فرق ميکنه . . ميفهمي چي ميگم ؟

273
00:16:57,435 --> 00:16:59,900
. خب ؛ يه جور ديگه اي جبرانِش ميکنيم

274
00:17:00,900 --> 00:17:02,965
. اي خدا . . چقدر اينجا گرمِه

275
00:17:03,000 --> 00:17:05,400
خب چه انتظاري داري ؟
. با کُتِ پوستِ سمور داري ميرقصي

276
00:17:05,500 --> 00:17:07,765
. پوستِ روباهِه

277
00:17:07,800 --> 00:17:09,665
. اين خوشگله ؛ روباهِ خودم تو جعبه اس

278
00:17:09,700 --> 00:17:13,200
خب ؛ پس بذار جعبه اشو ببينم ؛
. يا شايدم جوراب هاشو
. " جعبه رو ميشه به اعضاي تناسلي هم ترجمه کرد "

279
00:17:15,000 --> 00:17:16,465
. احمق

280
00:17:16,500 --> 00:17:19,400
. . خب بايدم از بيرون کتِ خز بپوشم

281
00:17:19,435 --> 00:17:22,117
! بخاطر اينکه غيراز اون همه جام لُختِ لُختِه . .

282
00:17:22,152 --> 00:17:24,800
باورت ميشه اين چي ميگه ؟ -
. شوخي ميکني -

283
00:17:31,100 --> 00:17:33,400
هرجايي که پامو ميذارم ؛
. . با چيزايي روبرو ميشم

284
00:17:33,500 --> 00:17:36,300
. که نميتونم از خوردنِشون لذت ببرم . .

285
00:17:36,400 --> 00:17:38,700
اما فکر کنم لابد ديگه اين که ازت بخوام
. . تو خونه ي خودم يکم ازم پشتيباني کني

286
00:17:38,735 --> 00:17:40,700
و جلو مشروب نخوري ؛ . .
. ديگه لابد بنظرت خيلي پُر رو بازيه

287
00:17:40,800 --> 00:17:42,765
. بايد حتما بازم مشروب بخوري

288
00:17:42,800 --> 00:17:45,050
. مثل اينکه امشب خوب خوش گذروندي

289
00:17:45,085 --> 00:17:47,300
درباره ي چي داري حرف ميزني ؟

290
00:17:47,400 --> 00:17:49,865
تينا " رو ميگي ؟ "

291
00:17:49,900 --> 00:17:52,400
بي خيال بابا ؛ بهرحال اون جنده
. زيادي خودشو ميگيره

292
00:17:52,435 --> 00:17:54,917
جنده ؟
." ناسلامتي اون ساقدوشمِه " کريستوفر

293
00:17:54,952 --> 00:17:57,400
بذار اين يه چيزو بهت بگم که
. اون دختره ؛ دوشيزه نيست

294
00:18:01,600 --> 00:18:04,100
. عالي شد ؛ حالا ناراحتم

295
00:18:04,200 --> 00:18:05,665
متوجه منظورم شدي ؟

296
00:18:05,700 --> 00:18:08,900
. اما فکر کنم . . اينا همه اش مشکل خودمِه

297
00:18:11,800 --> 00:18:15,500
. ازت معذرت ميخوام عزيزم
باشه ؟

298
00:18:18,600 --> 00:18:20,400
. خواهش ميکنم . . بسه

299
00:18:22,200 --> 00:18:25,650
. خيلي خب . . خيلي خب
. برادرزاده ي خوش تيپم

300
00:18:25,685 --> 00:18:29,100
عمه " کوئين " ؛
نگاه کن چه لباساي شيک و پيکي پوشيديا ؟

301
00:18:30,600 --> 00:18:33,200
هيچ وقت فکر نميکردم اينقدر زنده بمونم
. که همچين روزيو ببينم

302
00:18:33,300 --> 00:18:35,000
. خب ؛ حالا نيگا کن . . هنوز زنده اي

303
00:18:35,100 --> 00:18:36,465
توني " کجاس ؟ "

304
00:18:36,500 --> 00:18:39,100
زيرزمينِه ؛
. داره يکي از کت و شلوارهاي قديمشو ميپوشه

305
00:18:39,135 --> 00:18:41,717
. خودم براش چندتا کت و شلوار جديد ميخرم -
. مشکلي نداره -

306
00:18:41,752 --> 00:18:44,300
فقط کاشکي بيشتر از اينا آدم تو زندگيش بود
. . که حالا برگرده پيششِون

307
00:18:45,300 --> 00:18:48,065
. . اون زنِ سابقِش

308
00:18:48,100 --> 00:18:50,700
. . از پيامگير تلفنِش استفاده ميکنه . .

309
00:18:50,800 --> 00:18:54,200
تا منو نديد بگيره . . که چي ؟ که " توني " ؛ . .
. فراموش کنه بره دوقلوهاشو ببينه

310
00:18:56,100 --> 00:18:58,600
کِلي " چطوره  ؟"
چيکارا ميکنه ؟

311
00:18:58,635 --> 00:19:01,100
. " اون دختر گم شده " آنتوني

312
00:19:01,200 --> 00:19:03,065
. . اما " توني " ميگه

313
00:19:03,100 --> 00:19:06,200
ميخواد يه کاراگاه خصوصي استخدام کنه . .
. تا برامون پيداش کنه

314
00:19:06,235 --> 00:19:08,065
. اين عکسو ببين

315
00:19:08,100 --> 00:19:09,900
. شما دوتا خيلي بانمک بودين

316
00:19:11,300 --> 00:19:13,700
حتي تو اون سِن و سال هم
. شومبولم از مالِ اون بزرگتر بوده

317
00:19:13,800 --> 00:19:15,500
! اووه و . . استُپ بينم

318
00:19:17,600 --> 00:19:20,900
. اوه . . پسر . . اينم از گل پسرمون

319
00:19:31,600 --> 00:19:33,665
. خداي من " تون " . . ما رو باش

320
00:19:33,700 --> 00:19:37,265
. پونزده سالِ لعنتي گذشت -
. درست صحبت کن -

321
00:19:37,300 --> 00:19:40,600
يالا . . بگو ؛ لابد ميخواي بگي
يه ذره هم عوض نشدم . . درسته ؟

322
00:19:42,500 --> 00:19:45,000
. خوب و سالم بنظر ميرسي

323
00:19:47,900 --> 00:19:50,400
! بگو پنير

324
00:19:51,900 --> 00:19:54,100
! سورپرايز

325
00:19:54,200 --> 00:19:55,465
. اي لعنت

326
00:19:55,500 --> 00:19:58,500
. ديگه بهتر از اين نميشه . . سکته ام دادي

327
00:19:58,600 --> 00:20:00,965
بسه مامان ؛ خب ؟

328
00:20:01,000 --> 00:20:03,600
. گريه نکن
. به اندازه ي کافي خجالت زده شدم

329
00:20:04,600 --> 00:20:06,850
. نميدونم چي بگم

330
00:20:06,885 --> 00:20:09,100
. خب هيچي نگو
. فقط بخور

331
00:20:09,135 --> 00:20:11,965
! هي

332
00:20:12,000 --> 00:20:15,700
! ترشي فلفلِ 15 سالِه دارم

333
00:20:15,735 --> 00:20:17,565
. هي

334
00:20:17,600 --> 00:20:20,800
چيه ؟ -
چربيا رو چيکار کردي ؟ -

335
00:20:20,835 --> 00:20:22,700
آرتي " ؟ " -
. بنال -

336
00:20:22,800 --> 00:20:25,200
موهات چي شده ؟ -
هنوزم حال گيري ميکني . . هان ؟ -

337
00:20:31,800 --> 00:20:34,100
اين چه مرگِشِه ؟

338
00:20:34,200 --> 00:20:36,065
. از خودش بپرس

339
00:20:36,100 --> 00:20:38,865
دعواتون شده ؟

340
00:20:38,900 --> 00:20:41,600
بهش يه مقدار پول قرض دادم
. بعدش ميخواست خودکُشي کنه

341
00:20:41,700 --> 00:20:44,900
حالا حدس بزن کيو بابتش سرزنش ميکنه ؟

342
00:20:44,935 --> 00:20:47,800
. " اوه خداي من " توني

343
00:20:47,900 --> 00:20:50,300
. خداي من . . همگي دلمون برات يه ذره شده بود

344
00:20:50,335 --> 00:20:52,417
. قسم ميخورم ؛ قيافه ات يه ذره هم عوض نشده

345
00:20:52,452 --> 00:20:54,500
هنوز چرت و پرت ميگي هان ؟

346
00:20:54,535 --> 00:20:58,200
نانسي " هنوز نرسيده ؟  "
دوقلوها ؟

347
00:20:58,300 --> 00:20:59,865
. نه ؛ " نانسي " نتونست خودشو برسونه

348
00:20:59,900 --> 00:21:01,900
سياتيکِ عمه اش که تو " بِيون " زندگي ميکنه
. عود کرده

349
00:21:09,300 --> 00:21:12,600
خب ؛ چه کار ازم برمياد ؟ -
! پسرعمو -

350
00:21:12,635 --> 00:21:14,465
. " جن "

351
00:21:14,500 --> 00:21:16,500
. بيا . . بيا . . ميخوام به خانواده ام معرفيت کنم

352
00:21:16,600 --> 00:21:18,500
. دارم باهاش حرف ميزنما

353
00:21:18,600 --> 00:21:20,800
. توني " ؛ " بابي " رو که يادته " -
. البته -

354
00:21:20,835 --> 00:21:22,965
. خوشحالم که ميبينمت -
. حالا ديگه شوهرمِه -

355
00:21:23,000 --> 00:21:25,600
و بچه ها ؛
. اين آقا عَمو " توني بلوندِتو " تونِه

356
00:21:25,700 --> 00:21:27,165
. سلام بچه ها

357
00:21:27,200 --> 00:21:29,800
پس چطور قبلا هيچ وقت نديديمت ؟

358
00:21:31,100 --> 00:21:33,000
. براي سفر کاري به يه جايِ دوري رفته بودم

359
00:21:33,100 --> 00:21:34,700
. آخه من حتي هيچ وقت اسمِتونو هم نشنيده بودم

360
00:21:36,300 --> 00:21:39,100
. اينقدر با بستنيت وَر نرو . . بيا بريم

361
00:21:41,100 --> 00:21:44,065
. ميذارن اون بچه هر حرفي ميخواد بزنه

362
00:21:44,100 --> 00:21:46,700
. " به خونه خوش اومدي عمو " توني -
. يا مسيح -

363
00:21:47,700 --> 00:21:49,800
. اين " مِدوئ"ـه

364
00:21:51,000 --> 00:21:53,165
. خداي من . . خيلي خوشگل شدي عزيزم

365
00:21:53,200 --> 00:21:57,000
و اين آقاي جوانِ قوي هيکل
. هم " آنتوني کوچيکِ"ـه

366
00:21:57,035 --> 00:22:00,265
کِلي " چطوره ؟ "

367
00:22:00,300 --> 00:22:03,200
شامِ دوره ايمون اين هفته پنج شنبه
خونه ي توئه ديگه . . درسته ؟

368
00:22:03,235 --> 00:22:04,700
. درسته باباجون

369
00:22:04,800 --> 00:22:07,800
ميدوني حالا ديگه خانواده ام اينطوري شده ؛
. . ميدوني . . بخاطر جداييمون

370
00:22:07,835 --> 00:22:10,800
آدم براي ديدن همديگه هم . .
. بايد وقت بگيره

371
00:22:15,000 --> 00:22:16,600
. بايد برم يه سري به عمو " زيو " بزنم

372
00:22:16,635 --> 00:22:18,665
. باشه -
. خيلي خب -

373
00:22:18,700 --> 00:22:21,500
! تلفنو نشونِش بده -
. باشه -

374
00:22:49,400 --> 00:22:51,465
. " توني "

375
00:22:51,500 --> 00:22:54,200
زود تمومش ميکنم بخاطر اينکه
. ميدونم همگي گرسنه ايد

376
00:22:55,700 --> 00:22:59,500
يادمه وقتي داشتم بزرگ ميشدم
. . هميشه از پدرومادرم ميپرسيدم که

377
00:22:59,600 --> 00:23:02,865
آخه چرا من فقط خواهر دارم ؟ . .

378
00:23:02,900 --> 00:23:05,600
به مادرم گفتم ؛ بهش گفتم ؛
. . نميشد يکم از انرژيتونو نگه ميداشتيد "

379
00:23:05,635 --> 00:23:08,465
تا يه برادر کوچولو برام به دنيا بياريد ؟ . .

380
00:23:08,500 --> 00:23:11,800
و مادرم جواب داد ؛ . .
مگه همين پسرعمو تونيت چشِه " ؟ "

381
00:23:11,835 --> 00:23:16,100
و حق با مادرم بود ؛ . .
. بخاطر اينکه ما مثل دوتا برادر بوديم

382
00:23:17,100 --> 00:23:20,100
بجز اينکه البته خب
. اسمِ هردوتامون " تونيِ"ـه

383
00:23:20,135 --> 00:23:23,100
. منتها اونموقع يه 50 تا " توني " اي تو خانواده بود

384
00:23:25,100 --> 00:23:29,000
. بعضياتون يادتونه
. . بابام ؛ اسمِش " جاني " بود

385
00:23:29,035 --> 00:23:31,665
. "  و اسمِ پدرِش " آلفرد . .

386
00:23:31,700 --> 00:23:35,200
پس ؛ هروقت بيرون باهمديگه بوديم
. . و ميشنيديم يکي صدا ميکنه

387
00:23:35,235 --> 00:23:38,417
تونيِ عَمو جاني " ؛ " . .
. منظورشون من بودم

388
00:23:38,452 --> 00:23:40,976
و اگه صدا ميکردن " تونيِ عَمو اَل " ؛ . .
. منظورشون اين شازدِه بود

389
00:23:41,011 --> 00:23:43,500
! البته يه " تونيِ عمو فيلي " هم داشتيم

390
00:23:43,600 --> 00:23:45,700
يادته ؟ -
. درسته . . آره . . يادمه -

391
00:23:45,800 --> 00:23:49,700
. . اما از دنيا رفته
. خدابيامرزدش

392
00:23:49,800 --> 00:23:51,465
. . و عمو " فيل " ؛

393
00:23:51,500 --> 00:23:54,800
عمو " فيل " هم خيلي وقت پيش
. از دنيا رفت

394
00:23:54,835 --> 00:23:56,800
. . پس

395
00:23:56,900 --> 00:23:58,900
. . بگذريم  . .

396
00:24:00,600 --> 00:24:03,800
همينقدر که " توني " اين مدت بينمون نبوده
. به اندازه ي کافي سخت بوده

397
00:24:05,600 --> 00:24:09,100
. اما حالا ديگه براي هميشه بينِمون برگشته

398
00:24:14,200 --> 00:24:15,900
. پس . . به خونه خوش اومدي

399
00:24:16,000 --> 00:24:19,000
. به خونه خوش اومدي -
. ممنون -

400
00:24:19,035 --> 00:24:21,265
. به سلامتي

401
00:24:21,300 --> 00:24:23,100
. يالا . . بلند بگيد بشنوم
! به خونه خوش اومدي

402
00:24:23,135 --> 00:24:26,700
! به خونه خوش اومدي

403
00:24:26,800 --> 00:24:29,100
. توني "؛ " مِدو " فوق العاده اس "

404
00:24:29,135 --> 00:24:31,365
. خيلي خاص و متمايزِه

405
00:24:31,400 --> 00:24:34,300
. تو و " کارم " واقعا با اين دختر گل کاشتين -
. درسته -

406
00:24:34,400 --> 00:24:36,700
مطمئنم " کِلي " هرکجا که باشه ؛
. خوب و سالمِه

407
00:24:36,735 --> 00:24:38,600
. باباش زندان افتاده بود

408
00:24:38,700 --> 00:24:40,700
. سعي کرديم هرکاري از دستمون برمياد براش انجام بديم

409
00:24:40,735 --> 00:24:42,700
خب من که اينجا نبودم ؛
چه انتظاري ميتونم داشته باشم ؟

410
00:24:42,800 --> 00:24:45,700
اگه چند سال پيش اوضاع بهتر پيش ميرفت ؛
. خب ؛ کي ميدونه ؟ شايد الان زندگي بهتري داشتيم

411
00:24:48,900 --> 00:24:51,500
چي ازم ميخواي ؟ -
! هيچي -

412
00:24:51,600 --> 00:24:54,300
فقط دارم ميگم
. خوبه که هردومون زندان نيفتاديم

413
00:24:56,100 --> 00:24:58,400
پيشآمدِه ديگه . . هان ؟

414
00:24:59,800 --> 00:25:03,400
. حتما از اينجا خوشت مياد
. جاي قشنگيه

415
00:25:03,500 --> 00:25:06,900
از همون جور جاهاييه که هميشه
. باهمديگه حرفِشونو ميزديم

416
00:25:12,300 --> 00:25:14,065
. عجيب غريبه ها

417
00:25:14,100 --> 00:25:15,800
. پسرعموم جايِ رئيس نشسته

418
00:25:15,835 --> 00:25:17,500
. . مثل همون حرفيه که " سان تزو " ميگه

419
00:25:17,600 --> 00:25:19,300
. . يک فرمانده ي خوب خيرانديشِه "

420
00:25:19,400 --> 00:25:21,900
. " و به ظاهر امور و انسان ها اهميتي نميده . .

421
00:25:21,935 --> 00:25:24,500
چي ؟ -
. " سان تزو " -

422
00:25:24,600 --> 00:25:26,500
. " شاهزاده ي چيني " ماکيولي

423
00:25:26,600 --> 00:25:28,500
. توني " برام تعريفشو کرد "

424
00:25:28,535 --> 00:25:31,365
! " تزو " ! " تزو "

425
00:25:31,400 --> 00:25:33,700
! سان تزو " . . عوضيِ دستمال به دست "

426
00:25:33,800 --> 00:25:35,900
. هي

427
00:25:35,935 --> 00:25:38,000
! " فيچ "

428
00:25:38,100 --> 00:25:40,400
ميدوني ؛ من دوهفته بعداز تو
. از " النوود " آزاد شدم

429
00:25:52,100 --> 00:25:54,300
. اين کمکت ميکنه روپات بايستي

430
00:25:54,400 --> 00:25:56,065
يا مسيح . . به اين زودي
پول درآوردي ؟

431
00:25:56,100 --> 00:25:59,000
آدم هميشه بايد بدون اينکه پشت سرشو نگاه کنه
به سمتِ جلو فرار کنه . . درسته ؟

432
00:25:59,035 --> 00:26:00,900
. دستِت دردنکنه

433
00:26:01,900 --> 00:26:03,400
. بيا

434
00:26:05,100 --> 00:26:07,400
پس قاطي پروژه ي ايستگاهِ اتوبوس شدي ؟

435
00:26:07,435 --> 00:26:09,400
. ماسارون " منتظر رقم پيشنهاديه "

436
00:26:09,500 --> 00:26:11,800
حالش چطوره ؟ -
. خوب -

437
00:26:11,835 --> 00:26:13,865
. باهمديگه قهوه خورديم

438
00:26:13,900 --> 00:26:16,765
. قبلا از مصاحبت با " جک " ؛ حوصله ام سَرميرفت

439
00:26:16,800 --> 00:26:18,900
اما وقتي خوب بشناسيش و باهاش آشنا بشي
. اينقدرها هم مردِ بدي نيست

440
00:26:18,935 --> 00:26:21,300
. هميشه ازش خوشم ميومده

441
00:26:24,800 --> 00:26:28,300
. اونروز خيلي تحت تاثير اون مراسم خاکسپاري قرارگرفتم

442
00:26:28,400 --> 00:26:31,400
. واقعا قلبِ آدمو به دردمياورد -
. . اون " کارماين " فسقليِ لعنتي -

443
00:26:31,500 --> 00:26:34,400
بعد از چه مدت سروکله اش پيدا شده بود ؟ . .
. . بعداز پنج سال که

444
00:26:34,500 --> 00:26:37,000
تو " فلوريدا " مسابقه ي پيرهن خيس خيسي . .
. راه مينداخته . . گم شده اومده اينجا زِر هم ميزنه

445
00:26:47,300 --> 00:26:49,400
! " پسرم . . چاقال شدي ؟  "

446
00:26:51,800 --> 00:26:53,165
چي گفتي ؟

447
00:26:53,200 --> 00:26:56,000
. صدايِ " رجينالد وَن گليسانِ " سوم بود

448
00:26:56,035 --> 00:26:59,100
! " پسرم . . چاقال شدي ؟  "

449
00:27:00,800 --> 00:27:03,400
. خوبه . . آفرين

450
00:27:12,000 --> 00:27:15,200
. يه چندتا ايده ي کاري واست دارم

451
00:27:15,300 --> 00:27:16,965
. اينقدري که دوباره رو پايِ خودت بايستي

452
00:27:17,000 --> 00:27:19,600
خوب البته مگر اينکه از قبل يه فکري واسه
. خودت کرده باشي که ميخواي چيکار کني

453
00:27:19,635 --> 00:27:21,165
. ممنون -
. خواهش ميکنم -

454
00:27:21,200 --> 00:27:25,400
. خب ؛ آره . . ميشه بگي يه فکري دارم -
جدي ؟ -

455
00:27:27,700 --> 00:27:30,700
حدود يه چهارسالي که از حبسَم گذشت ؛
." منتقلم کردن به " اسپرينگ فيلد

456
00:27:30,800 --> 00:27:33,100
ميدوني ؛ همونجايي که
. بيمارستان زندانِ بزرگي داره

457
00:27:33,135 --> 00:27:35,865
بيشتر براي درمان زخمِ چاقو ميومدن ؛
. يا معتادهايي که ميخواستن ترک کنن

458
00:27:35,900 --> 00:27:39,200
بگذريم . . يه مردي بود که از
. . الکتون " ميشناختمش . . بهم ياد ميداد "

459
00:27:39,300 --> 00:27:41,600
که چطور يه خدمتکار بيمارستان باشم ؛ . .
ميدوني چي ميگم ؟

460
00:27:41,635 --> 00:27:43,700
و اينکه چيکار کنم تا اون مدت زندان
. برام آسون تر بگذره

461
00:27:43,800 --> 00:27:45,800
خب ؛ پس بعدش اونوقت
. . ميتونستي وارد اونجا بشي

462
00:27:45,900 --> 00:27:47,800
. و اونايي که دنبال مواد مخدرنو به همديگه معرفي کني
. نقشه ي هوشمندانه اي بوده

463
00:27:47,900 --> 00:27:49,800
درسته . . اما اون کار
. برام جنبه ي تجاري و پول درآوردن نداشت

464
00:27:49,900 --> 00:27:52,200
يعني ميخوام بهت بگم که
. واقعا از اون کار خوشم اومد

465
00:27:52,300 --> 00:27:56,100
تو بخشِ بازپروري آدمايي با دنده هاي شکسته
. . بيماري هاي عضلاني مراجعه ميکردن

466
00:27:56,135 --> 00:27:58,465
. و ما کمکشون ميکرديم که به زندگي عادي برگردن

467
00:27:58,500 --> 00:28:02,400
پس ؛ فکر ميکنم که اين ؛ ممکنه
. همون کاري باشه که ميتونم انجام بدم

468
00:28:04,400 --> 00:28:06,900
. جوازِ شراکتي کار کردنمو قبلا گرفتم

469
00:28:06,935 --> 00:28:08,965
. پنج سال طول کِشيد تا بگيرمش

470
00:28:09,000 --> 00:28:11,000
. . و حالا حدود 6 ماهِ ديگه وقت ميبره

471
00:28:11,035 --> 00:28:12,800
. تا پروانه ي ماساژمو بگيرم . .

472
00:28:12,900 --> 00:28:15,200
پس ميخواي يه مرکز ماساژ درماني بزني ؟

473
00:28:15,235 --> 00:28:17,500
. نه

474
00:28:18,700 --> 00:28:21,300
. ميخوام يه ماساژ درمانگرِ مجوزدار بشم

475
00:28:24,200 --> 00:28:27,400
ببين ؛ من مدت زيادي
. از تمام فعاليت هاي شماها دور بودم

476
00:28:27,500 --> 00:28:30,700
يعني ميخوام بهت بگم ؛ اگه يه فرصتي
. . اين بيرون برام بوجود بياد

477
00:28:30,800 --> 00:28:34,200
تا بتونم زندگيمو دوباره جمع و جور کنم . .
. بايد نهايت استفاده رو ازش ببرم

478
00:28:36,000 --> 00:28:38,400
. . آخه داشتم فکر ميکردم . . ميدوني

479
00:28:38,435 --> 00:28:40,800
. . يه کسب و کارِ کيسه ي هواي ماشين دارم که . .

480
00:28:40,900 --> 00:28:42,800
. . توني " . . دستِت دردنکنه . . اما "

481
00:28:42,900 --> 00:28:44,600
. . يعني . . پيشنهادِ واقعا خوبيه . .

482
00:28:44,700 --> 00:28:47,200
اما تا وقتي گواهيمو بگيرم . .
. بايد کارِ عادي انجام بدم

483
00:28:47,300 --> 00:28:49,300
. يعني فقط و فقط کارِ عادي

484
00:28:53,700 --> 00:28:56,800
خب ؛ اگه اينطوره که فکر کنم يکيو بشناسم
. . که داره دنبالِ

485
00:28:57,900 --> 00:29:00,465
يکي ميگرده که محموله ي . .
. پارچه هاي کتانِشو براش برسونه

486
00:29:00,500 --> 00:29:03,300
بابي گوچلو " رو ميگي ؟ " -
. نه ؛ نه ؛ نه ؛ کُره ايه -

487
00:29:06,400 --> 00:29:08,300
. ميدوني . . گواهي نامه ي رانندگي ندارم

488
00:29:08,400 --> 00:29:10,400
پس بايد يه سري به آدمي که
. تو اداره ي راهنمايي و رانندگي ميشناسم بزني

489
00:29:12,500 --> 00:29:16,100
درمورد جواز و اتحاديه و اين کوفت و مرض ها هم
. خودم ميتونم ترتيبشو برات بدم

490
00:29:17,400 --> 00:29:19,300
. توني "  . . ازت ممنونم "

491
00:29:19,335 --> 00:29:21,200
. دستِت دردنکنه

492
00:29:23,200 --> 00:29:26,100
تو بهتريني . . خودت اينو ميدوني ؟ -
. آره ؛ آره -

493
00:29:37,500 --> 00:29:40,065
! بيرون -
اونوقت چرا ؟ -

494
00:29:40,100 --> 00:29:43,100
بخاطر اينکه ما ميخوايم فيلم تماشا کنيم
. اما تو داري مطالعه ميکني

495
00:29:43,135 --> 00:29:45,300
و . . چرا بايد هميشه اين مکالمه رو
داشته باشيم وقتي خودت ميدوني چه خبره ؟

496
00:29:47,800 --> 00:29:50,700
. . ايناهاش . . فيلمِ شماره يکِ

497
00:29:50,735 --> 00:29:52,700
. ليستِ بهترين فيلمهاي صنعت سينماي آمريکا . .

498
00:29:52,800 --> 00:29:55,765
. " همشهري کِين " -
. يا مسيح . . اونکه فيلمِش سياه و سفيدِه -

499
00:29:55,800 --> 00:29:59,200
خب کلابِ فيلم همينه ديگه ؛
. براي تجربه هاي جديدِه

500
00:29:59,300 --> 00:30:01,700
حالا ؛ براي اينکه يه پيش زمينه اي
. . از فيلم داشته باشيم

501
00:30:01,800 --> 00:30:03,800
بذاريد ببينيم " لئونارد ماتلين " ؛ . .
. درباره ي اين فيلم چه نظري داره

502
00:30:05,400 --> 00:30:08,500
فيلمي که تمام قوانين فيلمسازيو شکسته "
. " و قوانين جديدي ساخته

503
00:30:08,600 --> 00:30:12,050
برنده ي جايزه ي اوسکارِ فيلمبرداري ؛
. . موسيقي متن و فيلمنامه

504
00:30:12,085 --> 00:30:15,500
براي " ولس " و " هرمن " ؛ که همگي  . .
.  خصوصياتِ عالي اي براي اين فيلم هستن

505
00:31:29,100 --> 00:31:32,500
فيلمِش چرند بود . . مگه نه ؟

506
00:31:32,600 --> 00:31:34,500
. بايد به يکي ميگفت

507
00:31:34,600 --> 00:31:37,200
بنظرم جالبه که اون مرد
. . اون همه چيز ميز داشت

508
00:31:37,300 --> 00:31:41,100
اما دست خالي  . .
. و تنها از دنيا رفت

509
00:31:41,135 --> 00:31:43,765
. خوبه
. مرتيکه ي خر

510
00:31:43,800 --> 00:31:45,765
. خيلي ازش بدم اومد
. . تو موضوع جنگو تامين کن "

511
00:31:45,800 --> 00:31:48,800
. " منم تيتر روزنامه ها رو . .
! چقدر خودبينانه

512
00:31:53,100 --> 00:31:55,400
. فيلمبرداريش خيلي هنرمندانه بود

513
00:31:55,435 --> 00:31:57,700
. آره  . . فيلمبرداريش فوق العاده بود

514
00:32:02,200 --> 00:32:05,000
. اوه خداي من -
چيه ؟ -

515
00:32:05,100 --> 00:32:07,700
تو اتاقِ پُرُوِ " لومنز " ؛
. لورا باسي " رو ديدم "

516
00:32:07,735 --> 00:32:09,967
. شک ندارم يه چندتا عمل زيبايي کرده بود

517
00:32:10,002 --> 00:32:12,200
بنظرم لااقل سايز سينه هاشو به " دي " رسونده بود
. و پوستِ صورتِشو هم کِشيده بود

518
00:32:12,300 --> 00:32:15,100
خب ؛ بالاخره خودش يه بار گفت
. که ميخواد " طبقه ي بالا "شو ريمدل کنه

519
00:32:15,135 --> 00:32:17,700
اما اون روز نميدونستم که منظورش از
. طبقه ي بالا ؛ بالا تنه ي خودشِه

520
00:32:21,400 --> 00:32:24,000
حالا بگو ببينم " کارم " ؛ خودت چطوري ؟

521
00:32:24,100 --> 00:32:25,900
. خوبم

522
00:32:26,000 --> 00:32:29,400
وکيلم . . خيلي درجه يکِه ؛
. اسمش " رابرت گيرينبرگِ"ـه

523
00:32:29,435 --> 00:32:31,365
. . وکيلم ميگه " نيوجرزي " يه قانوني داره که

524
00:32:31,400 --> 00:32:33,465
دارايي زن و شوهر بطور مساوي . .
. تقسيم ميشه

525
00:32:33,500 --> 00:32:37,000
پس ظاهرا اين بيست سال ازدواج باعث ميشه که
. مستحق نصفِ پولِش باشم

526
00:32:37,100 --> 00:32:38,565
. خب ؛ بايدم اينطور باشه

527
00:32:38,600 --> 00:32:40,800
توني " ؛ خونه اشو از تو داره ؛ "
. بچه هاشو بزرگ کردي

528
00:32:40,900 --> 00:32:43,750
حالا اين وکيلت ميدونه که چطوري
بايد اين پولو ازش بگيري ؟

529
00:32:43,785 --> 00:32:46,565
خب ؛ مشخصا بيشتر سهمي که
. بهم ميرسه ؛ پولِ نقده

530
00:32:46,600 --> 00:32:49,965
اي خدا . . اين همه سال آدم با يکي باشه
. اونوقت ممکنه هيچي هم بعداز طلاق گيرش نياد

531
00:32:50,000 --> 00:32:53,100
يه وکيل ديگه به اسم " دَن مينديچ " هست که ميگه
. بايد دست بذاريم رو دارايي هاش و کوتاه هم نيايم

532
00:32:53,200 --> 00:32:55,350
ميدونين ؛ ميگه بريم دنبالِ
. دارايي هايِ واقعي و ملک و املاکِش

533
00:32:55,385 --> 00:32:57,500
ازدواج ؛ اولش قشنگه ؛

534
00:32:57,535 --> 00:33:00,600
اما دو سه سال بعدش ؟ . .

535
00:33:00,700 --> 00:33:03,500
آدم فکر ميکنه لااقل بايد
. يه عشقي چيزي توش پيدا کنه

536
00:33:03,535 --> 00:33:05,165
. جنس " ؛ تو که تازه عروسي "

537
00:33:05,200 --> 00:33:08,400
ميدونم . . الان 6 ماهِه که ازدواج کرديم
! اما " بابي " هنوز " غنچه امو " پيدا نکرده

538
00:33:10,600 --> 00:33:13,600
شايد بايد يه گزارشگر چيزي استخدام کنه
. که در جريان بذاردش

539
00:33:13,700 --> 00:33:16,500
بعداز اينکه فيلم تموم شد
. . شروع کردن به صحبت کردن

540
00:33:16,535 --> 00:33:19,300
درباره ي ازدواج هاشون . .
.  و اينکه چقدر بدبختن

541
00:33:19,335 --> 00:33:21,565
. درباره ي تلخي زندگياشون حرف زدن

542
00:33:21,600 --> 00:33:23,400
حالا بجز اين شبِ فيلم ديدنِ دسته جمعي
ديگه خبري نبود ؟

543
00:33:23,435 --> 00:33:26,100
تو بچه داري ؟ -
. نه -

544
00:33:27,600 --> 00:33:30,200
تو براي مراسم خاکسپاري " کارماين لوپرتازي "رفتي ؟

545
00:33:30,235 --> 00:33:32,965
. نميشناختمش

546
00:33:33,000 --> 00:33:34,465
گرچه اينم بگم که اون شبِ فيلم ديدنِ دسته جمعي
. باحال و سرگرم کننده بود

547
00:33:34,500 --> 00:33:37,500
تو مراسم جشنِ بازگشتِ " توني بلودنتو " به خونه
ديگه چه کسي حضور داشت ؟

548
00:33:37,535 --> 00:33:39,765
. بهت که گفتم . . فقط خانواده

549
00:33:39,800 --> 00:33:43,800
ببينم ؛ تو فکر وذکرت فقط همين کارِ لعنتيتِه ؟

550
00:33:45,600 --> 00:33:48,900
اصلا برات مهم نيست که
. من چه احساسي درباره ي هيچ چيزي دارم

551
00:33:52,500 --> 00:33:54,300
. خيلي خب

552
00:33:56,700 --> 00:33:59,400
. من با يه مامور ازدواج کرده بودم

553
00:34:00,900 --> 00:34:03,700
چي شد ؟
بهت خيانت کرد ؟

554
00:34:05,200 --> 00:34:07,200
. . وقتي سعي داشتيم بچه دار بشيم

555
00:34:07,300 --> 00:34:10,100
از پشت بهم خنجر زد . .
. . تا معاونِ ناظرِ

556
00:34:10,135 --> 00:34:12,065
. نيروي اجراي عمليات " ميلکن  "بشه . .

557
00:34:12,100 --> 00:34:15,100
بعدش با حقوقي که افزايش زيادي هم پيدا کرده بود
. براي زندگي به " لوس آنجلس " رفت

558
00:34:15,200 --> 00:34:18,100
. خداي من . . وحشتناکِه

559
00:34:19,200 --> 00:34:22,000
کجا بوديم ؟

560
00:34:27,300 --> 00:34:28,965
دارم چيکار ميکنم ؟

561
00:34:29,000 --> 00:34:31,800
. نميتونم با تو حرف بزنم
. . حتي با " کريستوفر " هم که

562
00:34:31,900 --> 00:34:33,900
نيمه ي گم شده امِه . .
. هم نميتونم دردُدِل کنم

563
00:34:33,935 --> 00:34:35,900
. نميتونم با دوستام حرف بزنم

564
00:34:37,400 --> 00:34:40,200
. . اينجا دارم تيکه تيکه ميشم

565
00:34:40,300 --> 00:34:42,100
. و خبرچيني مردمو ميکنم . . .

566
00:34:42,200 --> 00:34:45,365
واسه چي ؟
چي از اين کار گيرم مياد ؟

567
00:34:45,400 --> 00:34:48,400
يه مقدار آسودگي خيال بابت اينکه
. . با کمک کردن به حکومتِت

568
00:34:48,500 --> 00:34:51,200
. داري سعي ميکني کارِ درستو انجام بدي  . . -
. نه . . جدي ميگم -

569
00:34:53,400 --> 00:34:56,300
واسه خودم ؛ اين علاقه به اين کار ؛
. وقتي کالج بودم ايجاد شد

570
00:34:56,335 --> 00:34:58,765
. . دوست پسر خواهرم ؛ " کايل " ؛

571
00:34:58,800 --> 00:35:01,000
تلويزيونمونو . .
. با شيش تا تفنگ عوض کرد

572
00:35:01,035 --> 00:35:03,165
. . پنج تاشونو به يه بچه دبيرستاني فروخت

573
00:35:03,200 --> 00:35:06,800
بعدش از آخرينِشون . .
. براي بازکردنِ يه نارگيل استفاده کرد

574
00:35:06,900 --> 00:35:09,400
منتها گلوله کمونه کرد و به خواهرم خورد
. و خواهرم از پا فلج شد

575
00:35:12,700 --> 00:35:15,100
همونموقع ميدونستم که بايد يه کاري دربرابر
. آدمايي مثل اون بکنم

576
00:35:17,000 --> 00:35:19,600
. . و هيچ کجا مثل اف.بي.آي خطِ بينِ

577
00:35:19,700 --> 00:35:21,900
. آدم بدا و آدم خوبا مشخص نيست . .

578
00:35:24,500 --> 00:35:28,300
. و تو هم الان با آدم خوبايي

579
00:35:35,835 --> 00:35:38,400
. يا مسيح

580
00:35:43,600 --> 00:35:46,365
. هي -
. " تي.بي " -

581
00:35:46,400 --> 00:35:48,500
من که زنگ نزده بودم
. برام پارچه کتان بفرستن

582
00:35:48,600 --> 00:35:50,700
تو گوشتِ خوک فروشي چي پيدا ميکنم ؟

583
00:35:50,735 --> 00:35:52,800
. چندتا مرد درحالِ ورق بازي

584
00:35:54,400 --> 00:35:56,600
ميخواين منم بازي بدين ؟ -
. حتما -

585
00:35:56,700 --> 00:35:58,400
. اما مبلغ شرط بندي ممکنه يکم برات بالا باشه ها

586
00:35:58,500 --> 00:36:00,700
ميدوني که با دستمال
. نميتوني پولِمونو بدي

587
00:36:02,500 --> 00:36:06,300
قبل از اينکه موهاتو بزني بالا
بايد بذاري خشک بشه ؛ درسته ؟

588
00:36:06,400 --> 00:36:08,700
. " درست مثل پدربزرگ " مانستر

589
00:36:10,000 --> 00:36:12,700
ميخواي کارتها رو پخش کني ؟
. بالاخره شکلات که نيستن

590
00:36:12,735 --> 00:36:14,600
. ميتوني به بقيه هم بديشون

591
00:36:17,300 --> 00:36:19,900
اون وسيله چه زهرِماريه ؟
براي خشک کردنِ پيرهنِه ؟

592
00:36:22,700 --> 00:36:24,700
. يه صندلي تاشويِ مخصوصِ ماساژه

593
00:36:32,600 --> 00:36:35,200
. نميدونستم اينقدر عضلاتم گرفته ان

594
00:36:35,300 --> 00:36:38,200
. اينگار کمرم رفته تعطيلات

595
00:36:38,235 --> 00:36:41,100
. خب ؛ بدون شک کمرِت به ماساژ احتياج داشته

596
00:36:46,400 --> 00:36:48,350
اين ديگه چه وضعيه ؟

597
00:36:48,385 --> 00:36:50,342
. هي " تي " ؛ تو هم بايد امتحانش کني

598
00:36:50,377 --> 00:36:52,265
. خيلي کارش درسته

599
00:36:52,300 --> 00:36:54,065
. . هيچي مثل تو زندان بودن

600
00:36:54,100 --> 00:36:57,800
به آدم ياد نميده که چطوري فشارِ جسمي و  . .
. رواني که به يه مردِ ديگه وارد ميشه رو کم کنه

601
00:36:57,835 --> 00:36:59,565
. يا مسيح همه اش يک ساعتِه که رفتم

602
00:36:59,600 --> 00:37:02,800
. و يه دفعه اي اينجا رو به مهموني تبديل کردين . .

603
00:37:02,835 --> 00:37:05,600
. مثل اينکه امروز يکي از دنده ي چپ بلند شده

604
00:37:07,300 --> 00:37:09,300
ميشه يه دقيقه باهات حرف بزنم ؟

605
00:37:16,400 --> 00:37:18,365
. . اين که من از کدوم دنده بيدار شدم

606
00:37:18,400 --> 00:37:20,300
. هيچ ربطي به تو نداره . . .

607
00:37:20,400 --> 00:37:22,365
. يا مسيح . . فقط يه اصطلاحِه

608
00:37:22,400 --> 00:37:24,900
! چرنده ؛ نگو که نميفهمي چي دارم بهت ميگم

609
00:37:24,935 --> 00:37:27,700
يا اون دفعه که جلوي همه اداي " رجي ون گيلسون " رو
. " درآوردي و بهم گفتي " اون پسر . . چاقال شدي

610
00:37:27,735 --> 00:37:29,700
. اوضاع اينجا عوض شده

611
00:37:29,800 --> 00:37:32,400
. من رئيس اين خانواده ي کوفتيم

612
00:37:33,800 --> 00:37:35,565
. پاتو گذاشتي بيخِ خرخره ام

613
00:37:35,600 --> 00:37:38,600
. ديگه مسخره ام نميکني
فهميدي ؟

614
00:37:41,000 --> 00:37:42,900
. فهميدم

615
00:37:47,600 --> 00:37:49,165
. و اين ماساژِ کوفتيو هم تمومش کن

616
00:37:49,200 --> 00:37:52,500
اينجا محل کسب و کارِه ؛
. نه مرکزِ ماساژ درماني

617
00:38:05,185 --> 00:38:07,900
بايد همه ي اونا رو بنويسي ؟
. " اعلام کني  "

618
00:38:09,900 --> 00:38:11,765
. بهرحال بيشترشو آره

619
00:38:11,800 --> 00:38:14,300
. . خب . . اگه يه حسابدارِ کاربلد داشتي

620
00:38:14,400 --> 00:38:16,165
هي . . پولِ خورد داري ؟

621
00:38:16,200 --> 00:38:18,200
. . يک ساعتي ميشه که داشتم سعي ميکردم

622
00:38:18,300 --> 00:38:20,750
اين اسکناسِ لعنتيو به خوردِ . .
. دستگاهِ اتوماتيک سيگارفروشي دم

623
00:38:20,785 --> 00:38:23,200
يک ساعت ؟
. شرط ميبندم بيشتر از اينا دووم مياري
" منظورش به سکسِه "

624
00:38:23,235 --> 00:38:25,865
. چي ميگي تو

625
00:38:25,900 --> 00:38:28,300
چرا هميشه مثل فاحشه ها حرف ميزني ؟

626
00:38:28,335 --> 00:38:30,800
. آخه مَردا خوششون مياد

627
00:38:30,835 --> 00:38:32,100
جدي ؟

628
00:38:32,200 --> 00:38:35,500
. بنظرم دراونمورد حق با توئه

629
00:38:48,000 --> 00:38:50,465
. دارم بهت ميگم . . اين روزا حسابي دارم حال ميکنم

630
00:38:50,500 --> 00:38:53,500
تا ديروقت بيرونم ؛ مَست ميام خونه ؛
. هرکيو بخوام ميکُنم

631
00:38:53,600 --> 00:38:55,800
جدي . . اونوقت پس چي عوض شده ؟

632
00:38:57,700 --> 00:39:00,600
. نميدونم
. بلحاظ ذهني راحت ترم

633
00:39:00,635 --> 00:39:02,565
. خداي بزرگ

634
00:39:02,600 --> 00:39:05,450
توني " ؛ اميدوار بودم اينجا باشي ؛ "
. . بايد بهت بگم

635
00:39:05,485 --> 00:39:08,300
. که ديگه نبايد تو رستورانِ " فِرفيلد " غذا بخوري

636
00:39:08,335 --> 00:39:10,265
چي داري زِر زِر ميکني تو ؟

637
00:39:10,300 --> 00:39:12,265
رفته بودم سهمَمو از پولي که . .
. . پليسي که باهمديگه کار ميکنيم بگيرم که

638
00:39:12,300 --> 00:39:15,500
. اون بهم هشدار داد
. . گفت رفيقش که تو اداره ي پليس کار ميکنه

639
00:39:15,535 --> 00:39:18,617
چند هفته پيش يه ماشينيو . .
. بيرون از رستوان " ناپلئون " ميبينه

640
00:39:18,652 --> 00:39:21,700
و يادم اومد که معشوقه ات
. اونجا تو همون خيابون زندگي ميکنه

641
00:39:24,100 --> 00:39:26,500
خب ؟ -
. . طرف فکر کرده آدمايي که تو اون ماشينن دوتا کونين -

642
00:39:26,535 --> 00:39:28,965
. . اما وقتي شماره پلاکِ ماشينو چک کرده . .

643
00:39:29,000 --> 00:39:30,900
. جستجو به هيچ کجا نرسيده و چيزي پيدا نکرده . .

644
00:39:30,935 --> 00:39:32,300
. ماموراي اف.بي.آي

645
00:39:32,400 --> 00:39:36,000
پليسه ميگه اون دونفر بدون اينکه کاري بکنن
. اونجا تو بارون ؛ داخلِ ماشين نشسته بودن

646
00:39:38,300 --> 00:39:41,400
اين که کارِ هميشگيشونِه ؛ اما اينو مطمئنم
. . که اونشب دنبال من نبودن

647
00:39:41,435 --> 00:39:43,600
بخاطر اينکه تمام زندگيم هميشه از آينه هوايِ  . .
. پشتِ سرمو داشتم و اون شب کسي دنبالم نبود

648
00:39:43,700 --> 00:39:45,765
. منم همينطور -
. کاملا -

649
00:39:45,800 --> 00:39:49,000
. دنبال " ماسارون " بودن
. پناه برخدا

650
00:39:49,100 --> 00:39:52,200
. اگه دهنِشو بازکنه ؛ به گا رفتم

651
00:39:52,300 --> 00:39:54,465
. همگي به گا ميريم

652
00:39:54,500 --> 00:39:56,365
خب فکر نکنم به هيات منصفه ي عالي مربوط ميشده ؛

653
00:39:56,400 --> 00:39:59,400
بخاطر اينکه اونوقت . .
. حتما دختري که برامون کار ميکنه بهمون خبرميداد

654
00:39:59,500 --> 00:40:01,700
شايد در اين بازه ي زماني
. . فقط تعقيبش کرده باشن تا

655
00:40:01,735 --> 00:40:03,717
. ببينن ميتونن چيزي ازش بدست بيارن يا نه . .

656
00:40:03,752 --> 00:40:05,700
درسته و خب بالاخره يه روزي
. دستگيرش ميکنن و براي بازجويي ميبرنش

657
00:40:05,800 --> 00:40:09,100
اونا آدمايي که بمراتب خيلي سفت و سخت تر
. از " جک ماسارون " بودنو به حرف آوردن

658
00:40:10,500 --> 00:40:12,350
ميخواي خودم ترتيبِشو برات بدم ؟

659
00:40:12,385 --> 00:40:14,200
نه . . هنوزدرباره ي چيزي
کامل مطمئن نيستيم . . خب ؟

660
00:40:18,900 --> 00:40:22,400
. گرچه اون تابلويِ نقاشيو بهم داد

661
00:40:22,435 --> 00:40:24,065
. " همين بايت مطمئنمون کنه " توني

662
00:40:24,100 --> 00:40:26,700
يعني ديگه کسي نميتونه آدم حسابي باشه ؟
يا دوستانه رفتار کنه ؟

663
00:40:29,600 --> 00:40:31,565
پس ميخواي چيکار کني ؟

664
00:40:31,600 --> 00:40:33,600
. ميخوام کاملا مطمئن بشم

665
00:40:33,635 --> 00:40:36,665
. اين کاريه که ميخوام بکنم

666
00:40:36,700 --> 00:40:39,700
. يه قراري باهاش ميذاريم و خيرکِشِش ميکنيم
. اونوقت خودم سعي ميکنم ازش حرف بکِشم

667
00:40:42,500 --> 00:40:44,265
. خودم بايد اينکارو بکنم

668
00:40:44,300 --> 00:40:46,900
. من طرفو ميشناسم
. ميدونم چطور فکر ميکنه و چي تو سرشِه

669
00:40:47,000 --> 00:40:49,000
. طرزِ رفتارِشو ميشناسم

670
00:40:51,100 --> 00:40:53,500
بابام هم تو شناختن مردم از روي
. واکنش و طرزِ رفتارشون خيلي ماهر بود

671
00:40:53,600 --> 00:40:55,600
. . اگه ريگي به کفشِ " ماسارون " باشه

672
00:40:55,700 --> 00:40:57,700
. خودم تشخيصِش ميدم . .

673
00:41:01,700 --> 00:41:03,800
. اي کثافت

674
00:41:03,900 --> 00:41:05,800
. باورم نميشه اينکارو کرده

675
00:41:18,100 --> 00:41:20,600
. يه لحظه

676
00:41:22,100 --> 00:41:23,865
بله ؟

677
00:41:23,900 --> 00:41:27,700
خواستم بابت اين که سينمايِ خانگيو
.برداشتي بردي ازت تشکر کنم

678
00:41:27,800 --> 00:41:30,700
هي ؛ من اونو خريدم که بعنوان خانواده
بشينيم و فيلم تماشا کنيم . . خب ؟

679
00:41:30,800 --> 00:41:32,865
. نه اينکه باهاش دوستاتو سرگرم کني

680
00:41:32,900 --> 00:41:35,900
با وکيلم براي تنظيم گواهي عدم سازش
. براي طلاق حرف زدم

681
00:41:36,000 --> 00:41:37,665
. من که حاضر نيستم پولِ وکيل بدم

682
00:41:37,700 --> 00:41:40,200
بايد مثل دوتا آدم عاقل و بالغ بشينيم
! و اين مشکلِمونو حل کنيم

683
00:41:40,235 --> 00:41:43,900
پس اگه اينطوره ؛
! وسايل خونه رو هِي برندر ببر بيرون

684
00:41:55,300 --> 00:41:58,800
هي " توني " ؛ چه خبرا ؟ -
. بيا قدم بزنيم -

685
00:42:04,300 --> 00:42:06,100
اينم از دوستِ خودم . . هان ؟

686
00:42:06,200 --> 00:42:07,900
هي . . چيکار ميکني ؟

687
00:42:08,000 --> 00:42:09,865
خوبم . . خوب . . تو چطوري ؟ -
. خيلي خب -

688
00:42:09,900 --> 00:42:13,200
همه چي روبراهه ؟ -
. حواست به زنجير محافظ باشه -

689
00:42:13,300 --> 00:42:15,800
هي ؛ يه  لحظه صبر کن ؛
. . قبل از اينکه چيزي بگي

690
00:42:15,835 --> 00:42:18,417
ببينم ؛ يکم وزن کم کردي ؟ . .

691
00:42:18,452 --> 00:42:21,326
بنظرت اينطوره ؟
. نميدونم والا

692
00:42:21,361 --> 00:42:24,165
. گوش کن . . با اون دوستمون حرف زدم

693
00:42:24,200 --> 00:42:26,550
همون يهوديه ؟ -
. خب -

694
00:42:26,585 --> 00:42:28,900
. داره به اون کار رسيدگي ميکنه -
. عاليه . . خبر خوبيه -

695
00:42:28,935 --> 00:42:31,717
. ممنون -
. باشه . . خيلي خب -

696
00:42:31,752 --> 00:42:34,126
. . راستي ميخواستم ازت بپرسم

697
00:42:34,161 --> 00:42:36,680
اين اواخر چيز عجيب و غريبي . .
توجهِتو به خودش جلب نکرده ؟

698
00:42:36,715 --> 00:42:39,165
داري درباره ي چي حرف ميزني ؟

699
00:42:39,200 --> 00:42:42,000
مثلا کسي تا اينجا تعقيبت نکرده  ؟

700
00:42:42,100 --> 00:42:44,200
. . نه . . من
. فکر نکنم

701
00:42:44,300 --> 00:42:46,700
. من . . خيلي حواسمو جمع ميکنم

702
00:42:46,800 --> 00:42:49,000
. خيلي خب

703
00:42:49,100 --> 00:42:53,200
غير از اون ديگه همه چي گل و بُلبُلِه ؟

704
00:42:53,300 --> 00:42:55,800
. آره فکر کنم -
. خيلي خب -

705
00:42:55,900 --> 00:42:59,600
اما بايد بهت بگما ؛
. از اين حرفايي که ميشنوم خوشم نمياد

706
00:43:04,500 --> 00:43:07,065
. حرص نخور

707
00:43:07,100 --> 00:43:09,300
. ارزشِشو نداره که بخاطر حرص خوردن موهات بريزه

708
00:43:09,400 --> 00:43:11,600
درست ميگم ؟ -
. باشه -

709
00:43:11,635 --> 00:43:13,200
. خيلي خب

710
00:43:16,500 --> 00:43:18,265
. نتونستم هيچ کوفتي ازش بفهمم

711
00:43:18,300 --> 00:43:19,900
آخه مگه من ذهن خونم ؟

712
00:43:26,500 --> 00:43:28,600
پس ؛ قدم بعدي چيه " توني " ؟

713
00:43:31,100 --> 00:43:32,965
چي ؟

714
00:43:33,000 --> 00:43:36,100
. بهم گفت مثل اينکه يکم وزن کم کردم

715
00:43:41,700 --> 00:43:43,800
. مادرجنده

716
00:43:46,900 --> 00:43:49,365
جدي ؟

717
00:43:49,400 --> 00:43:52,200
. هي . . آروم . . آروم

718
00:43:54,400 --> 00:43:56,500
. باشه . . باشه . . باشه
. گوشي

719
00:43:56,535 --> 00:43:58,465
. " اون يارو کُره ايَه اس . . " کيم

720
00:43:58,500 --> 00:44:00,600
يه چيزي درمورد پسرعَموتِه ؛
. نميدونم دقيقا چي ميگه

721
00:44:06,900 --> 00:44:09,265
بله ؟

722
00:44:09,300 --> 00:44:12,165
. ماشينِ حملِ پارچه ي توئه

723
00:44:12,200 --> 00:44:14,565
انتظار داري چيکار کنم ؟

724
00:44:14,600 --> 00:44:16,965
باشه . . باشه ؛ عيب نداره ؛
. بفرما اخراجش کن

725
00:44:17,000 --> 00:44:19,300
! اصلا بندازش تو خيابون . . به من چه

726
00:44:26,300 --> 00:44:28,765
اگه " توني بي " ميخواد اين وسط
. . يمقدار سود ببره

727
00:44:28,800 --> 00:44:32,600
. ميتونه ترتيب اين " ماسارون " رو برامون بده . .
. البته اگه تصميمِت درباره اش قطعي شد

728
00:44:32,700 --> 00:44:34,200
! ببينم ؛ تو چه مرگتِه ؟

729
00:44:34,300 --> 00:44:36,265
. اون پسر داره سعي ميکنه راهِ درستو بره

730
00:44:36,300 --> 00:44:39,000
! يعني پسرعَموت برات ارزش نداره ؟

731
00:44:39,100 --> 00:44:40,600
. " معذرت ميخوام " تي
. حق با توئه

732
00:44:44,200 --> 00:44:47,100
. ديشب معهموني فوق العاده اي بود

733
00:44:48,100 --> 00:44:50,300
. گائيدمش

734
00:44:50,400 --> 00:44:52,500
. پسره هيچ فايده اي برام نداره

735
00:45:02,100 --> 00:45:04,200
بالاخره درمورد از بين بردن " ماسارون " ؛
جوابِش مثبت بود ؟

736
00:45:06,000 --> 00:45:09,500
. توني " هم راه و روش خاص خودشو داره "

737
00:45:09,535 --> 00:45:12,300
حالا اينجا چه راه و روشيو بايد انتخاب کنيم ؟

738
00:45:14,700 --> 00:45:18,200
راستشو بخواي " کارم " ؛ اين خيلي بهتر از
. تماشا کردنِ فيلم " کازابلانکا "س

739
00:45:19,400 --> 00:45:22,400
. بهرحال نيازي به دوباره ديدن اون فيلم نداشتم

740
00:45:22,435 --> 00:45:24,400
. . حتي اگه انجام دادنش " توني " رو دِق مرگ کنه

741
00:45:24,500 --> 00:45:26,700
. تا قرارِ بعديمون ؛ اون دستگاهو از " توني " پس ميگيرم . .

742
00:45:26,800 --> 00:45:29,300
حالا بگو ببينم ؛ فيلم بعدي
تو ليستِمون چيه ؟

743
00:45:32,900 --> 00:45:34,900
. . شماره ي سه
. " پدرخوانده "

744
00:45:39,100 --> 00:45:42,500
ما رو نيگا . . با کِشيدن اين سيگارها
. داريم دستي دستي خودِمونو به کُشتن ميديم

745
00:45:43,900 --> 00:45:46,400
ميدوني قبلا اينجا خرس داشتن ؟

746
00:45:46,500 --> 00:45:49,000
چطور " انجي بونپنسيرو " بهمون ملحق نميشه ؟

747
00:45:49,035 --> 00:45:51,167
اي بابا کجاي کاري ؛
. اون حق نداره پاشو اينجا بذاره

748
00:45:51,202 --> 00:45:53,251
. فکر ميکردم همه ازش خوششون مياد

749
00:45:53,286 --> 00:45:55,300
مگه داستان " پوسي " رو نميدوني ؟

750
00:45:56,500 --> 00:45:59,300
. رفت تو برنامه ي حمايت شهود
. . به همه خيانت کرد

751
00:45:59,400 --> 00:46:01,900
به ماها . . يعني به همه ي آدمايي که . .
. تمام زندگيش ميشناختِشون خيانت کرد

752
00:46:04,600 --> 00:46:08,000
کي ميدونه مردم چه دليلي
براي کاراشون دارن ؟

753
00:46:08,100 --> 00:46:10,350
آخه چه جور آدمي خيانت ميکنه  ؟

754
00:46:10,385 --> 00:46:12,692
. مثل خيانت " يهودا " به " عيسي مسيح " ميمونه

755
00:46:12,727 --> 00:46:14,965
. شامِ آخرو همراهِ مسيح ميخوره

756
00:46:15,000 --> 00:46:18,400
و تمام وقت ميدونسته که قراره . .
. مسيحو به صليب بکِشن

757
00:46:18,500 --> 00:46:20,600
تازه همون " يهودا " هم نرفت
. . به برنامه ي

758
00:46:20,635 --> 00:46:22,765
حمايت دربرابر پيامبران ملحق بشه . .
. تا ازش محافظت کنن

759
00:46:22,800 --> 00:46:25,300
. رفت خودشو حلق آويز کرد
. بخاطر اينکه ميدونست چيکار کرده

760
00:46:30,900 --> 00:46:33,200
. تو رو نيگا
. داري از سرما ميلرزي

761
00:46:34,400 --> 00:46:36,700
. نميدونستم هوا اينقدر سردِه عزيزم

762
00:47:51,400 --> 00:47:54,600
بهتون بگما . . نميدونم اگه شماها دور و برم نبودين
. چطور دووم مياوردم

763
00:47:54,635 --> 00:47:56,200
. . فقط

764
00:47:56,300 --> 00:47:59,700
. فکر کنم همگي برام خيلي خيلي مهمين . .

765
00:47:59,800 --> 00:48:02,800
. کارم " ؛ اگه تو هم بودي همينکارو برامون ميکردي "

766
00:48:02,835 --> 00:48:04,800
. ما خيلي دوستِت داريم

767
00:48:07,700 --> 00:48:10,000
اِيد " . . تو خوبي  ؟ "

768
00:48:15,700 --> 00:48:17,900
موضوع چيه  ؟

769
00:48:22,200 --> 00:48:25,600
. من اوني نيستم که شماها فکر ميکنيد

770
00:48:25,635 --> 00:48:29,000
. نميدونم چيکار کنم

771
00:48:29,035 --> 00:48:30,965
. . بايد

772
00:48:31,000 --> 00:48:33,700
. ميخوام موضوعيو بهتون بگم . .

773
00:48:33,735 --> 00:48:35,465
. موضوعي که داره ديوونه ام ميکنه

774
00:48:35,500 --> 00:48:39,000
. ميدوني که ؛ ميتوني هرچيزيو بهمون بگي

775
00:48:50,000 --> 00:48:51,900
. اي خدا

776
00:48:54,900 --> 00:48:57,600
. امشب خيلي مشروب ميخورد

777
00:49:02,500 --> 00:49:04,500
داري کجا ميري ؟

778
00:49:04,535 --> 00:49:06,800
! خداي من

779
00:49:08,900 --> 00:49:11,000
! عزيزم

780
00:49:11,100 --> 00:49:13,200
من خوبم . . باشه ؟
. فقط تنهام بذارين

781
00:49:13,235 --> 00:49:15,300
. نه . . داري خونريزي ميکني
. بذار من برسونمت

782
00:50:03,200 --> 00:50:06,500
توني " ؟ "
. ساعت 3 صبحه

783
00:50:06,535 --> 00:50:08,400
. آره ميدونم . . آخه خوابم نميبرد

784
00:50:08,500 --> 00:50:10,300
. پس تلفنو برداشتم که ببيننم کار ميکنه يا نه . .

785
00:50:10,400 --> 00:50:12,965
. خب ؛ آره . . سالمِه

786
00:50:13,000 --> 00:50:15,400
من تو زيرزمين خونه ي مادرم هستم
. و به وضوح صداتو ميشنوم

787
00:50:15,435 --> 00:50:18,700
. . گوش کن ؛ بايد بدوني که

788
00:50:18,735 --> 00:50:20,767
. . اون رئيست . . " کيم " ؛ . .

789
00:50:20,802 --> 00:50:22,765
. بدجوري دنبالتِه . .

790
00:50:22,800 --> 00:50:24,765
. مثل اينکه بَد ماساژش دادم

791
00:50:24,800 --> 00:50:27,500
. پس شايد بدردِ ماساژور شدن نميخوري

792
00:50:29,800 --> 00:50:32,400
توني " ؛ بخاطر اين زنگ زدم که ؛ "
. . ميدوني ؛ سرِ حرف هاي اون روزمون

793
00:50:34,200 --> 00:50:37,550
ببين ؛ ميتوني باهام شوخي کني ؛ . .
اشکال نداره ؛ خب ؟

794
00:50:37,585 --> 00:50:40,900
. اما نه جلوي بقيه ؛ وقتي خودمون دوتايي تنهاييم

795
00:50:40,935 --> 00:50:43,617
. بايد احترامَمو جلوي بقيه حفظ کنم

796
00:50:43,652 --> 00:50:46,300
. نه ؛ ميدونم
. تو رئيسي

797
00:50:46,335 --> 00:50:47,965
. يا مسيح

798
00:50:48,000 --> 00:50:50,400
ببين ؛ بايد حواست باشه که از پشتِ تلفن
. چي ميگي و چي از دهنت دَرمياد

799
00:50:50,435 --> 00:50:53,600
هرچي بگي رويِ خودت اثري نداره ؛
. اما روي من اثر منفي داره

800
00:50:56,200 --> 00:50:59,400
. درسته
. شرمنده

801
00:51:02,800 --> 00:51:06,100
همه چي اونجا روبراهه ؟

802
00:51:06,135 --> 00:51:09,365
. ميدوني ؛ مادرم حالمو ميگيره

803
00:51:09,400 --> 00:51:12,800
کي فکرِشو ميکرد که هردو
دوباره مجرد بشيم ؟

804
00:51:12,900 --> 00:51:15,400
خب ؛ تو اگه بخواي ؛
. ميتوني با " کارم " آشتي کني

805
00:51:15,500 --> 00:51:17,300
. البته بنظرش آشتي کردنمون به نظرِ اون بستگي داره

806
00:51:17,400 --> 00:51:19,100
و هروقت سعي ميکنم ملايمتي از خودم نشون بدم ؛

807
00:51:19,135 --> 00:51:21,100
يهويي داغ ميکنه و منفجر ميشه ؛ . .
ميفهمي چي ميگم ؟

808
00:51:21,135 --> 00:51:23,900
. بايد سخت باشه

809
00:51:27,400 --> 00:51:30,600
گوش کن " توني " ؛
. دوساعت ديگه بايد بيدار بشم

810
00:51:30,635 --> 00:51:32,600
. پس ؛ برو بخواب

811
00:51:32,700 --> 00:51:35,000
. اما تو پسرعَمو و بهترين دوستمي

812
00:51:35,100 --> 00:51:37,500
. بايد بدوني که هميشه ميتونيم حرف بزنيم

813
00:51:37,600 --> 00:51:40,200
باشه ؛ ميرم مثل بچه ها يه جعبه ي مخصوص ناهار
. ميخرم تا زنگِ تفريح باهمديگه حرف بزنيم

814
00:51:44,100 --> 00:51:46,800
. خيلي خب ؛ برو بخواب . . برو بخواب

815
00:53:28,600 --> 00:53:31,265
. بايد درباره ي جبران خسارت کُليم حرف بزنيم

816
00:53:31,300 --> 00:53:34,500
مثلا هزينه ي پروتئين " اينترفورن " براي بيماري ام.اسِ پسرم ؟
. خودِ اون سالي 20 هزارتا برام هزينه داره

817
00:53:34,535 --> 00:53:36,367
. . تو گفتي يه قرار رسمي با حضورِ سران مافيا

818
00:53:36,402 --> 00:53:38,200
برامون ترتيب ميدي ؛ . .
. اما به وعده ات عمل نکردي

819
00:53:38,300 --> 00:53:40,500
. حالا اومدي اينجا و درخواست اضافه درآمد هم ميکني

820
00:53:40,535 --> 00:53:42,700
نميتوني با مقامات بالاتر حرف بزني ؟

821
00:53:46,700 --> 00:53:49,600
خيلي خب ؛ پس معلوم شد که
. . ويتا اسپاتافور " ؛ "

822
00:53:49,700 --> 00:53:52,300
کسب و کارِ ساخت و سازِ مخصوصِ . .
. رالف سپرتو " رو اداره ميکنه "

823
00:53:52,335 --> 00:53:54,700
کريستوفر " اين موضوعو تاييد کرده ؟ "

824
00:54:04,400 --> 00:54:07,165
ميخواي يه چيزيو بدوني ؟ -
چيو ؟ -

825
00:54:07,200 --> 00:54:10,700
يه دختري هست که حسابي
. واسه خودش پول داره بالا ميکِشِه

826
00:54:10,800 --> 00:54:13,600
. احتمالا تاحالا 100 هزار دلاري شده

827
00:54:13,635 --> 00:54:15,365
منظورت چيه ؟

828
00:54:15,400 --> 00:54:18,000
. اسمش " تينا فرانچسکوئ"ـه

829
00:54:18,100 --> 00:54:20,865
. حسابدارِ يه  شرکتِ عمده فروشِ اسباب و اثاثيه يخونه اس

830
00:54:20,900 --> 00:54:23,600
از خودش اسامي تجاري تقلبي درست ميکنه
. اما در وجهِشون چک هاي واقعي صادر ميکنه

831
00:54:23,700 --> 00:54:26,600
. بعدشم باباش چک ها رو نقد ميکنه . .
اين يه جرمِ فدرالِ واقعيه ؟

832
00:54:26,700 --> 00:54:30,100
چندتا چک بوده ؟
يعني . . چه مبلغي ؟

833
00:54:30,200 --> 00:54:33,000
همونطور که گفتم ؛
. بيش از 100 هزار دلار

834
00:54:35,200 --> 00:54:37,300
تينا " ؟ "

835
00:54:37,400 --> 00:54:40,400
. " فرانچسکو "

836
00:54:42,500 --> 00:54:44,800
. اسمِ باباش " ويکتورِ"ه

837
00:54:46,400 --> 00:54:49,600
اون شرکتم ؛ شرکتِ وارداتِ
. برتلر و پسرانِ"ـه "

838
00:54:49,601 --> 00:55:01,101
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
