1
00:00:01,110 --> 00:00:08,110
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:09,111 --> 00:00:15,111
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:00:20,250 --> 00:00:22,840
‫- اسم کامل ؟
‫- فرانک کستل

4
00:00:23,510 --> 00:00:24,730
‫و تایید می‌کنی که اظهاراتی که الآن انجام میدی..

5
00:00:24,760 --> 00:00:26,150
‫تحت فشار گرفته نشده؟

6
00:00:26,180 --> 00:00:28,450
‫که هیج مصونیت و بخشودگی برای
‫جرایمی که مرتکب شدی وجود نداره،

7
00:00:28,470 --> 00:00:30,610
‫- خدای من
‫- و هیچ پیشنهادی از این قبیل

8
00:00:30,640 --> 00:00:32,640
‫برای اظهارات شما داده نشده است

9
00:00:32,720 --> 00:00:35,560
‫- باید فکر همه جاش رو کنی، مدنی؟
‫- سوالم رو جواب بده

10
00:00:35,640 --> 00:00:39,650
‫معامله و ضمانتی در کار نیست

11
00:00:39,730 --> 00:00:41,110
‫- آقای کستل
‫- بله؟

12
00:00:41,190 --> 00:00:43,650
‫شما به عنوان نیروی شناسایی دریایی سال‌ها خدمت کرده‌اید؟

13
00:00:43,740 --> 00:00:44,860
‫بله

14
00:00:45,860 --> 00:00:48,410
‫اما آخرین ماموریتتون در این مورد نبود؟

15
00:00:48,490 --> 00:00:53,160
‫نه، برای یه تشکلیات مخفیانه از سی.آی.ای بود
‫که سربروس نام داشت

16
00:00:53,250 --> 00:00:54,430
‫و هدف سربروس چی بود؟

17
00:00:54,450 --> 00:00:57,420
‫ماموریت سربروس، دستگیری و بازجویی

18
00:00:57,500 --> 00:01:00,210
‫و قتل افراد بالا رتبه در افغانستان بود

19
00:01:00,290 --> 00:01:02,230
‫هیچ گزارش رسمی مبنی بر چنین ماموریتی
‫وجود نداره

20
00:01:02,250 --> 00:01:03,690
‫بیخیال، مدنی
‫خودت که می‌دونی داستان چیه

21
00:01:03,710 --> 00:01:04,880
‫چرا از من می‌پرسی؟

22
00:01:04,960 --> 00:01:06,170
‫می‌خوام رو نوار ضبط شده باشه

23
00:01:06,260 --> 00:01:08,220
‫باشه.
‫دلیل اینکه چیزی در موردش نشنیدید

24
00:01:08,300 --> 00:01:09,780
‫اینه که تمام این داستان غیرقانونی بود

25
00:01:09,800 --> 00:01:14,220
‫ما یه جوخه‌ی مرگ کوچک بودیم که
‫تو قندهار هروئین قاچاق می‌کردیم، خوبه؟

26
00:01:14,310 --> 00:01:16,560
‫باشه. رئیس کی بود؟

27
00:01:16,640 --> 00:01:22,320
‫سرهنگ اسکونور، سرهنگ مورتی بنت
‫و مامور سابق خودتون، کارسون ولف که همشون مُردن

28
00:01:22,400 --> 00:01:24,610
‫- تو کشتیشون؟
‫- آره

29
00:01:24,690 --> 00:01:27,820
‫البته بنت رو من نکشتم
‫دوستش کشت

30
00:01:27,900 --> 00:01:29,950
‫که البته من باعث شدم
‫هدف دوستش قرار بگیره

31
00:01:30,030 --> 00:01:31,320
‫هدف چه کسی؟

32
00:01:33,790 --> 00:01:35,200
‫رئیس اصلی

33
00:01:35,290 --> 00:01:37,410
‫ویلیام جی رالینز

34
00:01:37,500 --> 00:01:41,670
‫رئیس عملیات‌های مخفی سی.آی.ای
‫که همه چیز زیر دست اونه

35
00:01:43,300 --> 00:01:44,670
‫کسی دیگه‌ای مشارکت نداشت؟

36
00:01:46,880 --> 00:01:47,880
‫چرا

37
00:01:49,050 --> 00:01:50,470
‫یه تفنگدار

38
00:01:50,550 --> 00:01:52,090
‫بیلی روسو

39
00:01:53,180 --> 00:01:56,220
‫به نظر یه چیزایی می‌دونم که روحتم ازش خبر نداره، مگه نه مدنی؟

40
00:02:16,830 --> 00:02:17,950
‫چیزی نیست

41
00:02:20,540 --> 00:02:22,540
‫لئو، جات امنه

42
00:02:24,670 --> 00:02:26,130
‫مامان و زک کجا هستن؟

43
00:02:28,720 --> 00:02:30,300
‫داریم روش کار می‌کنیم

44
00:02:31,380 --> 00:02:32,680
‫همه چی درست میشه

45
00:02:33,800 --> 00:02:34,970
‫از کجا می‌دونی؟

46
00:02:37,100 --> 00:02:38,480
‫مطمئن میشم که درست بشه

47
00:02:46,020 --> 00:02:49,240
‫چه اتفاقی افتاد، بابا؟

48
00:02:49,320 --> 00:02:53,490
‫ما فکر می‌کردیم تو مُردی
‫خودمون خاکت کردیم

49
00:02:53,570 --> 00:02:54,700
‫می‌دونم

50
00:02:54,780 --> 00:02:57,790
‫- هر چیزی که مردم در مورد...
‫- می‌دونم، می‌دونم..

51
00:02:59,830 --> 00:03:02,330
‫من داشتم سعی می‌کردم ازتون محافظت کنم..

52
00:03:02,420 --> 00:03:05,210
‫و می‌دونم که شما چنین حسی ندارید و من ...

53
00:03:06,630 --> 00:03:08,210
‫کار خیلی زشتی کردم

54
00:03:10,920 --> 00:03:12,720
‫اما همه چیز رو درست می‌کنم

55
00:03:14,140 --> 00:03:15,180
‫باشه؟

56
00:03:21,770 --> 00:03:24,900
‫دوباره که نمیری، میری؟
‫تو و پیت

57
00:03:27,400 --> 00:03:30,190
‫شما می‌خواید برید یه کاری کنید
‫اما من نمی‌خوام

58
00:03:31,400 --> 00:03:33,320
‫ما باید بریم مادر و برادرت رو پیدا کنیم

59
00:03:36,450 --> 00:03:37,660
‫اگه نکنید چی؟

60
00:03:42,370 --> 00:03:43,500
‫اسم کاملتون لطفا

61
00:03:43,580 --> 00:03:46,420
‫ببخشید باید همینجا حرفتون رو قطع کنم مامور مدنی

62
00:03:46,500 --> 00:03:50,340
‫قرار نیست این یه بازجویی باشه، خب؟

63
00:03:50,420 --> 00:03:52,650
‫فکر می‌کنم اساسا من و شما
‫یه چیز رو می‌خوایم

64
00:03:52,670 --> 00:03:54,970
‫می‌خوایم یه سری آدم به خصوص بیفتن زندان، اما..

65
00:03:56,050 --> 00:03:57,300
‫این اولویت من نیست

66
00:03:58,260 --> 00:03:59,890
‫اولویت من خانوادمه

67
00:04:00,680 --> 00:04:03,140
‫همسرم، پسرم

68
00:04:04,350 --> 00:04:06,410
‫کمکم کن برشون گردونم
‫و منم چیزی که می‌خوای رو بهت میدم

69
00:04:06,440 --> 00:04:08,210
‫- خب، من چی می‌خوام؟
‫- مدرک می‌خوای...

70
00:04:08,230 --> 00:04:10,230
‫تا ثابت کنی ویلیام رالینز احمد زبیر رو کشته

71
00:04:10,320 --> 00:04:12,030
‫یه فیلم می‌خوای

72
00:04:12,110 --> 00:04:14,870
‫قبلا هم اون فیلم رو برات فرستادم
‫اما سر بی‌دقتی گمش کردید

73
00:04:15,910 --> 00:04:18,780
‫- فیلمی که یه بار تقریبا سرش کشته شدم
‫- توسط کی کشته شدی؟

74
00:04:18,870 --> 00:04:21,830
‫تو اون فیلمو میخوای تا فرانک کستل با انگشت روی صفحه...

75
00:04:21,870 --> 00:04:25,290
‫ویلیام رالینز رو نشون بده و بگه
‫این همون یاروئه

76
00:04:25,370 --> 00:04:26,870
‫و به قول خودت عدالت رو اجرا کنی

77
00:04:28,000 --> 00:04:31,460
‫اما هنوز نفهمیدی که چیزی به نام
‫عدالت وجود نداره

78
00:04:33,510 --> 00:04:36,260
‫- تو به عدالت اعتقاد نداری؟
‫- نه، قبلا داشتم

79
00:04:37,180 --> 00:04:39,140
‫داشتم. شما خرابش کردید

80
00:04:39,220 --> 00:04:40,890
‫شما و سیستم

81
00:04:42,180 --> 00:04:43,390
‫یه جور دیگه یاد گرفتمش

82
00:04:43,980 --> 00:04:47,560
‫مردای خوب زیادی هنگام اجرای عدالت جونشون رو از دست دادن
‫چون بهش باور داشتن

83
00:04:48,270 --> 00:04:51,320
‫خب از نظر من تنها راه مقابله با اونا
‫رفتار مثل خودشونه

84
00:04:52,570 --> 00:04:54,150
‫نه، من چنین چیزی رو قبول ندارم

85
00:04:58,660 --> 00:04:59,870
‫قبول خواهی کرد

86
00:05:02,030 --> 00:05:03,290
‫آخرش

87
00:05:04,290 --> 00:05:05,790
‫می‌خوام خانواده‌م در امان باشه

88
00:05:07,460 --> 00:05:10,380
‫کمکم کنید برشون گردونم
‫تا هر چیزی که می‌خواید بهتون بدم

89
00:05:10,460 --> 00:05:12,040
‫قبلش خبری نیست

90
00:05:15,920 --> 00:05:18,720
‫یکی از اهدافتون
‫احمد زبیر

91
00:05:18,800 --> 00:05:20,050
‫آره، درسته

92
00:05:21,260 --> 00:05:22,720
‫چه بلایی سرش اومد؟

93
00:05:23,430 --> 00:05:25,060
‫خب، رالینز یه اسم بهمون داد

94
00:05:25,730 --> 00:05:27,520
‫رفتیم و پیداش کردیم

95
00:05:27,600 --> 00:05:29,730
‫جلوی چشم بچه‌هاش از خونه کشیدیمش بیرون

96
00:05:29,810 --> 00:05:31,110
‫همسرش داشت جیغ میزد

97
00:05:31,190 --> 00:05:33,150
‫اینکارو با چند نفر دیگه‌ هم کرده بودیم

98
00:05:33,230 --> 00:05:35,230
‫همینو می‌خواستی بشنوی، مدنی؟

99
00:05:35,990 --> 00:05:38,280
‫- زبیر شکنجه شد؟
‫- درسته

100
00:05:38,360 --> 00:05:39,860
‫- و بعدش کشته شد؟
‫- آره

101
00:05:39,950 --> 00:05:42,620
‫- و تو شاهد این ماجرا بودی
‫- بله

102
00:05:42,700 --> 00:05:45,160
‫- رالینز دستورش رو داد؟
‫- آره

103
00:05:47,290 --> 00:05:50,250
‫ببین، مدنی. همه چی توی اون فیلم هست
‫من، رالینز.. همه‌مون

104
00:05:51,960 --> 00:05:53,920
‫همه‌مون رو به فنا میده

105
00:05:56,840 --> 00:05:59,470
‫رالینز دستور داد تا بیلی روسو ماشه رو بکشه؟

106
00:05:59,550 --> 00:06:01,010
‫نه، بیلی نکشید

107
00:06:03,930 --> 00:06:04,930
‫من کشیدم

108
00:06:14,230 --> 00:06:16,150
‫تو کشتیش؟

109
00:06:16,230 --> 00:06:17,280
‫آره

110
00:06:21,780 --> 00:06:23,780
‫همونطور که گفتم، اون فیلم همه‌مون رو به فنا میده

111
00:07:25,781 --> 00:07:30,781
‫مترجمین : نیــــمــا و محمد
‫Dark Assassin & Dunham

112
00:07:39,070 --> 00:07:42,030
‫- دیر کردن
‫- نه اینجا هستن

113
00:07:42,110 --> 00:07:43,400
‫تحت نظر دارنمون

114
00:07:44,820 --> 00:07:47,780
‫واقعا؟ پس چرا از همین فاصله بهمون شلیک نمی‌کنن؟

115
00:07:48,910 --> 00:07:50,540
‫خدا می‌دونه. شاید همین الآنش...

116
00:07:52,160 --> 00:07:54,250
‫- زک و سارا...
‫- نه

117
00:07:54,330 --> 00:07:57,130
‫اگه می‌خواستن ما رو بکشن، تا الآن اینکارو کرده بودن، دیوید

118
00:07:57,210 --> 00:07:59,840
‫کاری که با رایانه‌ها کردی، مثکه جواب داده

119
00:07:59,920 --> 00:08:03,090
‫همونطور که روی من جواب داد
‫مثل اهرم فشار عمل می‌کنه

120
00:08:03,170 --> 00:08:05,380
‫- خوبه
‫- آره

121
00:08:05,470 --> 00:08:07,890
‫- با پای خودمون به کام مرگ اومدیم
‫- نه

122
00:08:07,970 --> 00:08:10,430
‫نمی‌خواد مردد بشی، خب؟
‫فقط..

123
00:08:11,680 --> 00:08:13,850
‫ذهنت رو آروم کن

124
00:08:16,020 --> 00:08:17,440
‫لازم نیست اینکارو کنی

125
00:08:19,860 --> 00:08:22,860
‫من نمیذارم اتفاقی برای همسر و پسرت بیفته. عمرا بذارم

126
00:08:24,200 --> 00:08:26,530
‫هر اتفاقی که بیفته، طبق نقشه پیش میریم، خب؟

127
00:08:26,610 --> 00:08:29,120
‫- باشه
‫- طبق نقشه پیش میریم

128
00:08:29,200 --> 00:08:31,660
‫آره، فقط...

129
00:08:33,160 --> 00:08:36,710
‫باید بهت بگم فرانک، می‌دونم کار سختیه

130
00:08:39,500 --> 00:08:42,000
‫کاری که برای خانواده‌م می‌کنی رو
‫هیچوقت فراموش نمی‌کنم

131
00:08:51,100 --> 00:08:52,720
‫اومدن

132
00:08:52,810 --> 00:08:54,930
‫وقتی دیدیشون، خودت رو نمی‌بازی، خب؟

133
00:08:56,730 --> 00:08:57,980
‫بیا انجامش بدیم

134
00:09:20,170 --> 00:09:21,750
‫- لعنتی
‫- آروم باش

135
00:09:22,800 --> 00:09:23,960
‫آروم باش، دیوید

136
00:09:29,930 --> 00:09:33,510
‫آروم باش، نقشه رو به یاد بیار

137
00:09:36,730 --> 00:09:37,890
‫عزیزم

138
00:09:37,980 --> 00:09:39,560
‫مامان، اون بابائه

139
00:09:40,310 --> 00:09:41,900
‫اون بابائه

140
00:09:56,750 --> 00:09:58,100
‫چیزی نیست

141
00:09:58,120 --> 00:10:00,040
‫فقط برای نمایشه. شنیدی؟

142
00:10:00,120 --> 00:10:02,420
‫فقط برای نمایشه
‫اونا هیچ کاری نمی‌کنن

143
00:10:03,380 --> 00:10:04,500
‫فقط برای اینکه مطمئن شن کاری نمی‌کنیم

144
00:10:11,640 --> 00:10:12,760
‫دیوید

145
00:10:17,220 --> 00:10:18,230
‫بله؟

146
00:10:19,810 --> 00:10:21,770
‫خیلی ساده‌

147
00:10:21,850 --> 00:10:23,650
‫تو و لیبرمن سوار ون می‌شید

148
00:10:24,570 --> 00:10:27,570
‫هر کار دیگه‌ای بکنید
‫این خانواده‌ی خوشحال میره رو هوا

149
00:10:28,900 --> 00:10:29,900
‫

150
00:10:29,990 --> 00:10:31,840
‫اینکه تا الان یه تیر تو مغزم خالی نکردی...

151
00:10:31,860 --> 00:10:34,580
‫ثابت می‌کنه که چیزی از اون رایانه‌ها گیرت نیومده، درسته؟

152
00:10:35,160 --> 00:10:37,000
‫خب، جفتمون اینجا خواسته‌هایی داریم

153
00:10:37,700 --> 00:10:39,750
‫پس بیاید آروم و مهربون انجامش بدیم

154
00:10:40,710 --> 00:10:43,460
‫بدون هیچ حقه‌ای.. راه بیاید

155
00:10:43,540 --> 00:10:44,670
‫به نظر خوب میاد

156
00:10:49,170 --> 00:10:50,300
‫حرکت کنید!

157
00:10:52,630 --> 00:10:55,010
‫دیوید؟

158
00:10:56,810 --> 00:10:57,810
‫آروم باش

159
00:11:05,310 --> 00:11:06,520
‫آروم باش

160
00:11:08,940 --> 00:11:11,150
‫- بابا؟
‫- دیوید؟

161
00:11:11,240 --> 00:11:14,240
‫محکم باش، دیوید
‫راه برو

162
00:11:18,450 --> 00:11:20,330
‫دیوید

163
00:11:22,750 --> 00:11:24,920
‫فقط به راه رفتن ادامه بده، چیزی نیست

164
00:11:25,580 --> 00:11:28,670
‫- آروم باش..
‫- دیوید

165
00:11:36,180 --> 00:11:37,300
‫لعنتی

166
00:11:37,390 --> 00:11:38,930
‫- پلیس!
‫- لعنتی!

167
00:11:42,680 --> 00:11:44,850
‫- بگیریدش!
‫- سوار ون بشید، حرکت کنید!

168
00:11:44,940 --> 00:11:46,810
‫حرکت کنید! حرکت کنید!

169
00:11:47,400 --> 00:11:50,030
‫نه! نه! نه!

170
00:11:51,490 --> 00:11:53,320
‫برید!

171
00:11:57,740 --> 00:11:59,040
‫برید!

172
00:12:03,750 --> 00:12:05,480
‫- ازم جداش کن
‫- بخوابید

173
00:12:05,500 --> 00:12:07,040
‫جفتشون رو می‌خوام. لیبرمن هم بگیرید!

174
00:12:09,840 --> 00:12:12,380
‫- بیا اینجا! بیا اینجا!
‫- بریم

175
00:12:13,670 --> 00:12:15,590
‫بیا اینجا

176
00:12:15,680 --> 00:12:18,550
‫- بیا اینجا
‫- خیلی خب، از اینجا برید

177
00:12:18,640 --> 00:12:20,120
‫- نه!
‫- بزنیدش!

178
00:12:23,100 --> 00:12:27,440
‫- لعنتی!
‫- نه! نه!

179
00:12:27,520 --> 00:12:31,030
‫سوار بشید! همین الآن! سوار بشید!

180
00:12:31,110 --> 00:12:32,480
‫لعنتی!

181
00:12:32,570 --> 00:12:34,280
‫- نه!
‫- بخوابید زمین!

182
00:12:36,280 --> 00:12:37,990
‫گفتم از اونجا بزنید به چاک!

183
00:12:40,990 --> 00:12:45,330
‫دیوید! نه!

184
00:12:45,870 --> 00:12:47,040
‫سوار ماشین بشید!

185
00:13:00,010 --> 00:13:03,720
‫نه! نه!

186
00:13:56,940 --> 00:13:58,700
‫خوش برگشتی

187
00:13:58,780 --> 00:14:01,070
‫جای قشنگی داری

188
00:14:05,160 --> 00:14:07,500
‫اگه با آدمات اینجا رو تزئین کنم، قشنگ‌ترم میشه

189
00:14:09,170 --> 00:14:12,080
‫- خب، آدمای بیشتری بازم میان
‫- اوهم

190
00:14:12,170 --> 00:14:13,920
‫همیشه سربازایی هستن که از پول اضافی خوششون بیاد

191
00:14:15,130 --> 00:14:18,590
‫فکر کنم تو متخصص این کاری، مگه نه بیل؟

192
00:14:27,640 --> 00:14:31,600
‫تمام اون آدمای ضعیفی که کشتیم..

193
00:14:33,310 --> 00:14:37,650
‫می‌دونی...
‫هیچوقت پیش خودم نگفتم..

194
00:14:38,490 --> 00:14:43,990
‫که خدایا من رو ببخش
‫اما در این زمینه تو باید بگی

195
00:14:45,370 --> 00:14:48,580
‫زمان داره می‌گذره، بیل
‫داره می‌گذره

196
00:14:48,660 --> 00:14:50,080
‫امنیت ملی اونجا چیکار می‌کرد؟

197
00:14:51,460 --> 00:14:54,250
‫نمی‌دونم به من ربطی نداره

198
00:14:54,340 --> 00:14:55,340
‫

199
00:14:58,090 --> 00:15:01,590
‫- باید باور کنم؟
‫- به تخمم نیست باور کنی یا نه

200
00:15:03,300 --> 00:15:05,220
‫نمی‌دونم

201
00:15:05,300 --> 00:15:07,640
‫شاید لیبرمن.. شاید اون..

202
00:15:07,720 --> 00:15:10,270
‫دور از چشم من باهاشون ارتباط برقرار کرده باشه؟ خب؟

203
00:15:12,770 --> 00:15:13,770
‫خودت چی فکر می‌کنی، بیلی؟

204
00:15:13,850 --> 00:15:16,860
‫فکر می‌کنی می‌خواستم تو و رالینز دستگیر بشید؟

205
00:15:16,940 --> 00:15:19,900
‫که زندانی بشید؟ نه، بیخیال

206
00:15:19,990 --> 00:15:21,610
‫من می‌خوام بکشمتون، بیلی

207
00:15:23,160 --> 00:15:24,740
‫می‌خوام مردنتون رو ببینم

208
00:15:28,740 --> 00:15:30,370
‫اوه، پسر

209
00:15:31,580 --> 00:15:34,750
‫تو خیلی بامزه‌ای. می‌دونستی؟

210
00:15:36,000 --> 00:15:39,420
‫واقعا اینطور فکر می‌کنی؟
‫هنوز فکر می‌کنی می‌تونی ما رو بکشی؟

211
00:15:39,510 --> 00:15:43,130
‫که می‌تونی برنده بشی؟
‫تو نمی‌تونی برنده بشی، فرانک

212
00:15:44,840 --> 00:15:46,220
‫همه چی تموم شده

213
00:15:47,010 --> 00:15:49,220
‫فقط یه انتخاب داری
‫و اونم نحوه‌ی مردنته

214
00:15:49,310 --> 00:15:50,810
‫این تنها چیزیه که می‌تونم بهت بدم، مرد

215
00:15:52,100 --> 00:15:56,270
‫حالا هم من به عهدم وفا کردم
‫همسر و بچه‌ی لیبرمن آزاد شدن

216
00:15:58,150 --> 00:15:58,980
‫خودش کجاست؟

217
00:15:59,070 --> 00:16:01,360
‫حالا بهم بگو چطور وارد اون رایانه‌ها بشم، فرانک

218
00:16:01,440 --> 00:16:02,900
‫و برات آسونش می‌کنم

219
00:16:02,990 --> 00:16:04,820
‫از لیبرمن بپرس

220
00:16:05,740 --> 00:16:06,740
‫

221
00:16:08,160 --> 00:16:11,830
‫متاسفانه، رفیق گرمابه و گلستانت
‫دیگه در بین ما نیست

222
00:16:16,080 --> 00:16:17,330
‫کشتیش؟

223
00:16:19,210 --> 00:16:20,960
‫هوملند عوضی بازی درآورد

224
00:16:22,460 --> 00:16:25,180
‫سه تا تیر بهش زدن. آره

225
00:16:25,970 --> 00:16:27,720
‫خبر بدی برای جفتمونه

226
00:16:28,850 --> 00:16:32,930
‫حالا، تمام این شرایط..

227
00:16:34,230 --> 00:16:35,770
‫اجتناب ناپذیر شده

228
00:16:39,230 --> 00:16:40,900
‫زن و بچه‌های من چی؟

229
00:16:42,730 --> 00:16:44,820
‫اونا هم اجتناب ناپذیر بودن؟

230
00:16:48,240 --> 00:16:49,620
‫تو کشتیشون، بیل؟

231
00:16:52,080 --> 00:16:53,910
‫تو روی همسرم ماشه رو کشیدی؟

232
00:16:55,910 --> 00:16:57,210
‫روی پسرم؟

233
00:16:59,420 --> 00:17:01,090
‫روی دختر بچه‌م؟

234
00:17:17,310 --> 00:17:18,560
‫خیلی خب

235
00:17:25,070 --> 00:17:26,070
‫نه

236
00:17:27,200 --> 00:17:29,240
‫نه، من اونجا نبودم

237
00:17:30,660 --> 00:17:33,220
‫اگه اونجا بودم که مُرده بودی
‫چون نمیذاشتم قسر در بری

238
00:17:34,910 --> 00:17:37,290
‫اما من بهشون گفتم که نمی‌خوام شرکتی داشته باشم

239
00:17:43,420 --> 00:17:45,210
‫اما در موردش می‌دونستی، درسته؟

240
00:17:47,260 --> 00:17:49,300
‫در موردش می‌دونستی، بیل؟

241
00:17:53,310 --> 00:17:55,890
‫آره، می‌دونستم

242
00:18:07,490 --> 00:18:08,490
‫اون دوستت داشت

243
00:18:08,570 --> 00:18:11,030
‫ببین، قرار نبود اینجوری بشه، خب؟

244
00:18:11,120 --> 00:18:12,340
‫- بچه‌هام دوستت داشتن
‫- اگه می‌تونستم برگردم..

245
00:18:12,370 --> 00:18:14,490
‫و تغییرش بدم، اینکارو می‌کردم. اما نمی‌تونم

246
00:18:16,160 --> 00:18:17,370
‫فرانک

247
00:18:19,790 --> 00:18:20,960
‫فرانک، منو نگاه کن

248
00:18:25,130 --> 00:18:26,460
‫منو نگاه کن، فرانک

249
00:18:32,800 --> 00:18:35,260
‫من اینو نمی‌خواستم

250
00:18:38,310 --> 00:18:39,390
‫می‌کشمت

251
00:18:40,310 --> 00:18:43,810
‫نه، نه، نمی‌کشی

252
00:18:44,690 --> 00:18:48,190
‫تنها چیزی که برات باقی مونده، انتخاب نحوه‌ی مرگته
‫آسون یا سخت

253
00:18:48,280 --> 00:18:50,880
‫- انتخابش با خودته
‫- خفه شو، بیل..

254
00:18:51,660 --> 00:18:53,050
‫خیلی چیزا بدتر از مردنه، بیل

255
00:18:53,070 --> 00:18:56,240
‫اکثر صبحا دلم می‌خواد بمیرم. آرزو می‌کنم بمیرم

256
00:18:56,330 --> 00:18:57,620
‫- واقعا؟
‫- آره

257
00:18:59,460 --> 00:19:03,290
‫تو هیچی در این مورد نمی‌دونی
‫ولی خواهی دونست

258
00:19:08,840 --> 00:19:12,300
‫خب، چرا نمیذاری کمکت کنم؟

259
00:19:14,890 --> 00:19:18,970
‫باشه، باشه، بیل تو بردی

260
00:19:20,020 --> 00:19:21,350
‫من راه آسون رو انتخاب می‌کنم

261
00:19:22,520 --> 00:19:24,860
‫حالا بهم شلیک کن. انجامش بده

262
00:19:25,810 --> 00:19:27,190
‫چی شده؟

263
00:19:29,490 --> 00:19:30,610
‫نمی‌تونی، یا می‌تونی؟

264
00:19:31,780 --> 00:19:34,700
‫هنوز کار ناتموم داری، بیل؟

265
00:19:34,780 --> 00:19:35,950
‫اون زنیکه اونجا چیکار می‌کنه؟

266
00:19:36,030 --> 00:19:39,040
‫- حالتون چطوره خانم؟ روبراهید؟
‫- با من بازی نکن فرانک

267
00:19:40,870 --> 00:19:43,460
‫بهم بگو وقتی اون شمارش معکوس صفر بشه
‫چه اتفاقی می‌افته

268
00:19:45,790 --> 00:19:47,750
‫خیلی اتفاقات خوبی می‌افته

269
00:19:49,050 --> 00:19:50,590
‫اتفاقای خوبی می‌افته

270
00:20:06,150 --> 00:20:07,900
‫کیسه‌ی جنازه واقعا لازم بود؟

271
00:20:07,980 --> 00:20:09,360
‫باید همه چیز درست به نظر میومد

272
00:20:10,110 --> 00:20:11,990
‫هیچ‌ جای این شبیه درست نیست

273
00:20:13,400 --> 00:20:15,280
‫سارا و زک

274
00:20:15,360 --> 00:20:16,970
‫حالشون خوبه، همه چیز در نظر گرفته شده

275
00:20:16,990 --> 00:20:19,290
‫منظورت اینه که دیدن مُردن من در نطر گرفته شده؟

276
00:20:19,370 --> 00:20:20,740
‫هی، این ایده‌ی خودت بود

277
00:20:20,830 --> 00:20:22,890
‫به محض اینکه از اونجا اومدیم
‫بهشون گفتیم حالت خوبه

278
00:20:22,910 --> 00:20:26,630
‫خیلی خب، باید خانواده‌م رو ببینم
‫یالا!

279
00:20:26,710 --> 00:20:28,540
‫- می‌برمت پیششون
‫- باشه

280
00:20:28,630 --> 00:20:30,300
‫شاید بهتر باشه اول لباساتو عوض کنی

281
00:20:45,440 --> 00:20:46,440
‫سلام

282
00:20:59,280 --> 00:21:02,200
‫بر پدرت لعنت!

283
00:21:02,290 --> 00:21:05,870
‫حرومزاده، حرومزاده، این چه کاری بود؟

284
00:21:05,960 --> 00:21:08,420
‫این چه کاری بود؟ ما مردنت رو دیدیم!

285
00:21:08,500 --> 00:21:12,210
- Untranslated Line -

286
00:21:12,300 --> 00:21:14,210
‫ما یه سال بود فکر می‌کردیم تو مُردی

287
00:21:14,300 --> 00:21:15,880
‫- مامان، بس کن
‫- این چه کاری بود؟

288
00:21:15,970 --> 00:21:18,390
‫این چه کاری بود؟
‫ما یه سوال بود فکر می‌کردیم مُردی

289
00:21:18,470 --> 00:21:20,930
‫این چه کاری بود؟ بچه‌هات...

290
00:21:21,010 --> 00:21:24,020
‫

291
00:21:26,270 --> 00:21:27,390
‫باشه

292
00:21:35,240 --> 00:21:37,740
‫خیلی متاسفم، خب؟

293
00:21:38,910 --> 00:21:41,410
‫خیلی متاسفم. خیلی متاسفم

294
00:21:54,090 --> 00:21:57,760
‫همیشه لباس‌ها و ماشین‌ها و زن‌های خوب برای تو بودن

295
00:21:58,800 --> 00:22:00,590
‫تنها چیزی که برات مهم بود، اینا بودن

296
00:22:01,180 --> 00:22:03,050
‫مهم چیزیه که اونا نشون میدن، فرانک

297
00:22:03,140 --> 00:22:04,600
‫چی؟

298
00:22:05,390 --> 00:22:07,100
‫که چقدر پیشرفت کردم

299
00:22:08,440 --> 00:22:09,520
‫که..

300
00:22:10,810 --> 00:22:12,980
‫چه کسی رو تو آینه می‌بینم

301
00:22:14,480 --> 00:22:16,110
‫می‌دونم تو کی رو می‌بینی

302
00:22:18,530 --> 00:22:20,030
‫یه مردی رو می‌بینی که همه چیش رو
‫از دست داده

303
00:22:21,660 --> 00:22:25,950
‫خانواده‌ش رو از دست داده، ایمانش رو از دست داده

304
00:22:27,870 --> 00:22:29,460
‫داره زندگیش هم از دست میده

305
00:22:33,710 --> 00:22:35,800
‫- من هیچوقت اینجوری نمیشم
‫- نمیشی؟

306
00:22:37,130 --> 00:22:38,630
‫اشتباه می‌کنی، بیل

307
00:22:39,430 --> 00:22:41,510
‫تو همین الآن همه چیت رو از دست دادی
‫شرافتت رو از دست دادی

308
00:22:44,300 --> 00:22:46,470
‫اون لحظه‌ای که پولو از رالینز گرفتی..

309
00:22:47,430 --> 00:22:49,180
‫به چیزی تبدیل شدی که ازش متنفری

310
00:22:52,020 --> 00:22:53,770
‫ما قبلا هم تو چنین جایی بودیم

311
00:22:55,520 --> 00:22:57,070
‫می‌دونیم که هر مردی تسلیم میشه

312
00:23:01,030 --> 00:23:02,990
‫الانم، بهم رمزها رو بده..

313
00:23:04,990 --> 00:23:06,490
‫تا روز خوبی داشته باشیم

314
00:23:07,410 --> 00:23:10,000
‫چون اگه رمزا رو ندی خیلی دردناک‌تر میشه

315
00:23:12,330 --> 00:23:14,420
‫داشتم تعجب می‌کردم که چرا هنوز پیدات نشده

316
00:23:16,290 --> 00:23:20,300
‫اومدی افسار سگ دست آموزتون رو سفت کنی؟

317
00:23:20,380 --> 00:23:23,050
‫خیلی خب، بیلی
‫چرا براش پارس نمی‌کنی، ها؟

318
00:23:23,130 --> 00:23:26,140
‫شاید اگه براش شیرین کاری کنی
‫برات استخون پرت کنه

319
00:23:26,220 --> 00:23:29,100
‫خوشش نمیاد

320
00:23:30,350 --> 00:23:32,270
‫به این مرتیکه گه اعتماد داری، بیل؟

321
00:23:33,650 --> 00:23:36,050
‫مورتی بنت چی؟
‫فکر می‌کنی مورتی بنت بهش اعتماد داشت؟

322
00:23:36,110 --> 00:23:40,650
‫من و بیلی یه سری منافع مشترک داریم

323
00:23:40,740 --> 00:23:42,250
‫و روزی که منافع مشترک نداشته باشید، چی؟

324
00:23:42,280 --> 00:23:43,570
‫اون موقع چی میشه؟

325
00:23:44,990 --> 00:23:47,870
‫دستکشات خیلی مسخره‌ست

326
00:23:47,950 --> 00:23:50,300
‫همون قدیمی‌هاست یا
‫یه جفت نو خریدی؟

327
00:23:50,330 --> 00:23:53,920
‫اینا مخصوصه، فقط برای توئه

328
00:23:56,920 --> 00:23:58,290
‫می‌خوای باهاشون کاری کنی؟

329
00:24:30,160 --> 00:24:32,330
‫مثل جنده‌ها ضربه میزنی، رالینز

330
00:24:32,410 --> 00:24:34,540
‫مثل جنده‌ها ضربه میزنی

331
00:25:16,870 --> 00:25:18,670
‫اونقدرام بد نبود

332
00:26:13,260 --> 00:26:17,270
‫ببین، می‌تونم توضیح بدم
‫می‌تونم کلش رو توضیح بدم

333
00:26:17,350 --> 00:26:19,190
‫می‌دونی، توی سرم همش..

334
00:26:21,770 --> 00:26:25,690
‫یه دلیلی برای همه چیز بود
‫و همه چیز به همدیگه ختم میشد

335
00:26:27,110 --> 00:26:32,370
‫و به این ایده ختم میشد
‫به این کاری که کردم

336
00:26:35,370 --> 00:26:38,250
‫هیچوقت مثل...

337
00:26:43,130 --> 00:26:45,800
‫فقط داشتم واکنش نشون می‌دادم، می‌دونی؟

338
00:26:46,670 --> 00:26:48,090
‫سعی می‌کردم زنده بمونم

339
00:26:49,050 --> 00:26:50,550
‫سعی می‌کردم برگردم خونه

340
00:26:53,010 --> 00:26:54,220
‫سعی می‌کردم برنده بشم

341
00:26:57,930 --> 00:26:59,890
‫می‌دونم که کارساز نبوده

342
00:27:08,190 --> 00:27:09,780
‫اما خیلی متاسفم

343
00:27:18,950 --> 00:27:22,290
‫یک سال تمام توی یه زیرزمین حمام مانند بودم

344
00:27:22,370 --> 00:27:25,590
‫از قیافه‌ت معلومه

345
00:27:38,060 --> 00:27:39,770
‫فرانک کجاست؟

346
00:27:46,650 --> 00:27:50,280
‫کجاست؟
‫همونجایی که باید باشه

347
00:27:50,860 --> 00:27:52,070
‫یعنی چی؟

348
00:27:56,410 --> 00:27:58,490
‫گذاشتم یه کار احمقانه کنه

349
00:27:58,580 --> 00:28:01,700
‫اجازه دادم خودش رو به خاطر ما قربونی کنه

350
00:28:03,500 --> 00:28:05,170
‫اون آدما می‌خوان بکشنش؟

351
00:28:05,960 --> 00:28:09,250
‫اگه اون اول نکشتشون
‫تنها چیزی که می‌خواد یه فرصته

352
00:28:09,340 --> 00:28:10,380
‫امیدوارم این فرصتو پیدا کنه

353
00:28:10,460 --> 00:28:11,510
‫اون آدم‌ها؟

354
00:28:11,590 --> 00:28:14,130
‫لیاقتشون اینه برن جهنم
‫و امیدوارم فرانک بفرستتشون اونجا

355
00:28:19,350 --> 00:28:23,140
‫به احتمال زیاد تا الآن تحت شکنجه قرار گرفته
‫یا کشته شده

356
00:28:23,890 --> 00:28:25,730
‫و هیچ کاری نمی‌تونیم در این مورد کنیم

357
00:28:25,770 --> 00:28:28,310
‫چون هیچ سرنخی نداریم که کجاست

358
00:28:29,070 --> 00:28:30,860
‫درسته، لیبرمن؟

359
00:28:30,940 --> 00:28:32,860
‫اینو داخل ون اونا پیدا کردم

360
00:28:32,940 --> 00:28:34,660
‫قرار بود مرگت رو شبیه سازی کنی
‫تا کسی دنبالت نباشه

361
00:28:34,740 --> 00:28:36,740
‫و بعد کستل ما رو به رالینز و روسو برسونه

362
00:28:36,820 --> 00:28:40,620
‫نقشه این بود
‫حالا تو اینجایی و خانواده‌ت صحیح و سالم

363
00:28:40,700 --> 00:28:43,790
‫پس بهم توضیح بده چرا فرانک من رو پیچوند؟

364
00:28:44,790 --> 00:28:47,630
‫نمی‌دونم، شاید وقتی گرفتنش افتاده

365
00:28:50,460 --> 00:28:51,670
‫می‌دونستی؟

366
00:28:51,760 --> 00:28:55,880
‫فرانک زیاد رابطه‌ی خوبی با دیگران نداره

367
00:28:55,970 --> 00:28:58,510
‫می‌دونی اون زیاد اجتماعی نیست

368
00:28:58,590 --> 00:29:00,720
‫آره، تو یه دروغگوی خیلی بدی

369
00:29:00,810 --> 00:29:03,680
‫ببین، شما هر چیزی که می‌خواستید رو دارید، درسته؟

370
00:29:03,770 --> 00:29:06,310
‫هر چیزی که تو و رئیس‌هات می‌خواستید

371
00:29:06,390 --> 00:29:08,560
‫اظهارات فرانک، فیلم کشته شدن زبیر

372
00:29:08,650 --> 00:29:11,360
‫ما به نصف قولمون عمل کردیم

373
00:29:11,440 --> 00:29:13,320
‫می‌خوام باهات روراست باشم، خب؟

374
00:29:13,400 --> 00:29:17,610
‫من به اون مدیونم، نه تو
‫نمی‌تونم بهش احترام نذارم

375
00:29:20,580 --> 00:29:23,910
‫می‌دونی، حالا که در مورد شرافت و وفاداری حرف میزنی..

376
00:29:26,120 --> 00:29:28,170
‫هیچ میدونستی فرانک کسی بود
‫که زبیر رو کُشت؟

377
00:29:28,250 --> 00:29:30,000
‫هیچ شرافتی تو این قضیه نبود

378
00:29:31,130 --> 00:29:32,670
‫یه قتل بود

379
00:29:32,750 --> 00:29:34,590
‫فکر می‌کنی خود فرانک اینو نمی‌دونه؟

380
00:29:34,670 --> 00:29:35,880
‫همیشه همراهشه

381
00:29:36,630 --> 00:29:38,470
‫اون و هر اتفاقی که بعدش افتاده

382
00:29:40,300 --> 00:29:43,850
‫فرانک به مرگ راضی شده چون فکر می‌کنه
‫لیاقت زنده موندن رو نداره

383
00:29:44,560 --> 00:29:46,520
‫باعث شرمه

384
00:29:46,600 --> 00:29:48,640
‫پس بهم بگو اون کجاست

385
00:30:11,920 --> 00:30:14,130
‫فکر مسخره‌ایه

386
00:30:25,720 --> 00:30:27,390
‫چنین اتفاقی نمی‌افته، فرانک

387
00:30:32,730 --> 00:30:36,030
‫ماموریت تموم شد
‫اینجا جاییه که باید..

388
00:30:37,190 --> 00:30:39,150
‫به نظر متوجه نیستی

389
00:30:40,070 --> 00:30:43,660
‫تظاهر می‌کنی کی هستی؟

390
00:30:45,370 --> 00:30:46,490
‫ماریا؟

391
00:30:52,170 --> 00:30:53,210
‫بچه‌هات؟

392
00:30:55,960 --> 00:30:58,340
‫اونا مردن. گانر، لیبرمن..

393
00:31:00,300 --> 00:31:03,260
‫هیچکس دیگه‌ای نمونده. همه مُرده‌ن

394
00:31:06,260 --> 00:31:07,930
‫همه‌شون به خاطر تو مُردن

395
00:31:09,980 --> 00:31:11,020
‫درک می‌کنم

396
00:31:12,350 --> 00:31:16,320
‫درک می‌کنم. فشار زیادی روی دوشته

397
00:31:19,610 --> 00:31:21,240
‫وقتشه که رهاش کنی

398
00:31:26,870 --> 00:31:28,120
‫تو یه از گور برخاسته‌ای

399
00:31:28,200 --> 00:31:31,210
‫روی زمین راه میری در حالی که روحتم خبر نداره
‫که تو قبلا مُردی

400
00:31:36,420 --> 00:31:38,300
‫متنفرم که اینطوری ببینمت

401
00:31:39,380 --> 00:31:40,920
‫ناراحت کننده‌ست

402
00:31:43,010 --> 00:31:44,090
‫تسلیم شو، فرانک

403
00:31:45,930 --> 00:31:47,930
‫تسلیم شو،
‫منم سریع و تمیز کارتو تموم می‌کنم.

404
00:31:49,020 --> 00:31:51,020
‫مثه یه سرباز بمیر.

405
00:32:16,040 --> 00:32:20,090
‫صبر کن. نه، صبر کن. نه، ماریا.

406
00:32:21,460 --> 00:32:22,550
‫فرانک؟

407
00:32:24,090 --> 00:32:26,340
‫فرانک.

408
00:32:30,310 --> 00:32:31,980
‫- بیل؟
‫- آره.

409
00:32:32,980 --> 00:32:34,850
‫آره، خودمم. همینجائم.

410
00:32:38,150 --> 00:32:39,400
‫من آماده‌م، بیل.

411
00:32:41,570 --> 00:32:42,690
‫باشه.

412
00:32:45,320 --> 00:32:46,530
‫باید تو کارمو تموم کنی.

413
00:32:48,740 --> 00:32:50,040
‫باید تمیز کارمو تموم کنی.

414
00:32:50,950 --> 00:32:52,410
‫فقط نزار منو ببره، بیل.

415
00:32:52,500 --> 00:32:54,120
‫- باید اینو بهم قول بدی.
‫- نمیزارم.

416
00:32:55,960 --> 00:32:58,290
‫- قول میدم.
‫- بیل...

417
00:32:58,380 --> 00:33:00,000
‫

418
00:33:05,550 --> 00:33:06,550
‫قول میدم.

419
00:33:09,100 --> 00:33:10,430
‫- قول میدم.
‫- خیلی خب.

420
00:33:12,640 --> 00:33:14,020
‫باشه.

421
00:33:14,100 --> 00:33:15,440
‫باشه.

422
00:33:15,520 --> 00:33:16,730
‫اونجائه.

423
00:33:18,310 --> 00:33:20,570
‫یه اسکنر شبکیه‌ی چشم داره
‫با یه رمز که باید وارد شه.

424
00:33:20,650 --> 00:33:23,280
‫با چشمم و با دست راستم غیر فعال میشه.

425
00:33:24,320 --> 00:33:25,610
‫باید تو کارمو تموم کنی، بیل.

426
00:33:27,070 --> 00:33:28,070
‫بیاین ببریمش بالا.

427
00:33:33,740 --> 00:33:34,950
‫برو کنار.

428
00:33:39,630 --> 00:33:42,210
‫- چه اتفاقی داره میفته؟
‫- سر عقل اومد.

429
00:33:50,550 --> 00:33:54,060
‫جهت اطلاعت،
‫اون تفنگی که زیر میز قایم کرده بودی رو پیدا کردیم.

430
00:34:17,460 --> 00:34:20,130
‫همین.

431
00:34:27,420 --> 00:34:28,720
‫تموم شد.

432
00:34:34,680 --> 00:34:38,350
‫می‌دونی، در واقع
‫یه کم ازت ناامید شدم، کستل.

433
00:35:12,800 --> 00:35:14,760
‫سلام، خوابالو...

434
00:35:17,890 --> 00:35:19,350
‫- سلام.
‫- سلام.

435
00:35:22,310 --> 00:35:23,600
‫ساعت چنده؟

436
00:35:23,690 --> 00:35:25,650
‫- ده و نیمه.
‫- ای وای.

437
00:35:27,070 --> 00:35:28,860
‫به خواب نیاز داشتی.

438
00:35:29,990 --> 00:35:33,530
‫- الان که خونه‌ای کلی وقت داری.
‫- آره.

439
00:35:34,820 --> 00:35:37,540
‫- بچه‌ها کجان؟
‫- دارن بازی می‌کنن.

440
00:35:37,620 --> 00:35:39,160
‫بهشون گفتم بزارن بخوابی.

441
00:35:39,870 --> 00:35:41,000
‫

442
00:35:52,260 --> 00:35:54,090
‫این سخت‌ترین قسمته.

443
00:35:55,510 --> 00:35:57,680
‫برگشتی، ولی واقعاً اینجا نیستی.

444
00:36:00,140 --> 00:36:02,140
‫هر دفعه بیشتر و بیشتر اونجا می‌مونی.

445
00:36:08,690 --> 00:36:10,340
‫- خونه کجائه، فرانک؟
‫- بس کن.

446
00:36:10,360 --> 00:36:12,900
‫اینجاست یا اونجا؟
‫می‌خوام از زبون خودت بشنوم.

447
00:36:19,540 --> 00:36:20,620
‫خونه اینجائه.

448
00:36:22,750 --> 00:36:25,380
‫همیشه همونجاییه که تو هستی.
‫خودتم می‌دونی.

449
00:36:29,210 --> 00:36:30,710
‫نمی‌دونم.

450
00:36:32,470 --> 00:36:35,840
‫- ببخشید. ببخشید.
‫- من فقط... ببین، بیخیال.

451
00:36:35,930 --> 00:36:37,050
‫بیا...

452
00:36:38,300 --> 00:36:42,430
‫امروز باید برم پارک
‫پیش اون اسبای رنگی.

453
00:36:44,100 --> 00:36:46,940
‫- یه کم غذای گه بخورم، درسته؟
‫- آره.

454
00:36:47,020 --> 00:36:48,020
‫آره؟

455
00:36:59,330 --> 00:37:00,490
‫من...

456
00:37:03,540 --> 00:37:04,910
‫برنمی‌گردم.

457
00:37:09,590 --> 00:37:13,130
‫نمیرم. می‌خوام همینجا بمونم. دیگه بسمه.

458
00:37:14,550 --> 00:37:15,760
‫آره.

459
00:37:17,470 --> 00:37:21,350
‫آره، پیش تو می‌مونم.
‫خونه می‌مونم.

460
00:37:21,430 --> 00:37:23,220
‫- باشه.
‫- بیا اینجا.

461
00:37:44,290 --> 00:37:47,210
‫این یارو کارش خوب بوده. بدون رمزها
‫عمراً می‌تونستیم وارد شیم.

462
00:37:47,290 --> 00:37:49,920
‫سیستم‌های پشتیبان‌گیری
‫و امنیتی خیلی پیچیده‌ن.

463
00:37:50,000 --> 00:37:51,040
‫دوست دارم خودشو ببینم.

464
00:37:51,130 --> 00:37:52,130
‫مُرده.

465
00:37:53,000 --> 00:37:56,050
‫تو هم اگه اینا رو به کسی بگی
‫به سرنوشت اون دچار میشی.

466
00:37:57,590 --> 00:37:59,390
‫- می‌تونی همه‌شو نابود کنی؟
‫- همین الان در حال نابودین.

467
00:38:04,640 --> 00:38:06,430
‫این کشور به من نیاز داره، فرانک.

468
00:38:06,520 --> 00:38:08,230
‫من خاکریزِ جلوی دشمنامون بودم.

469
00:38:08,310 --> 00:38:10,440
‫کاری که کردم اونقدر عظیم بود
‫که تو هرگز نمی‌تونی تصور کنی!

470
00:38:10,520 --> 00:38:12,730
‫می‌دونی چیکار کردی؟

471
00:38:12,820 --> 00:38:16,650
‫حقوق بازنشستگیت رو لغو کردن؟
‫یهو... وای خدا!

472
00:38:16,740 --> 00:38:18,780
‫تو چیزی بیشتر از یه خوک نیستی!

473
00:38:18,860 --> 00:38:20,870
‫تو نمی‌تونی منو پایین بکشی.

474
00:38:20,950 --> 00:38:25,200
‫بهم التماس می‌کنی.
‫از دست دادن خون، ضعیفت می‌کنه.

475
00:38:25,290 --> 00:38:28,330
‫هِی وارد حالت شوک میشی و هِی بیرون میای.
‫درد و ترس رو مزه خواهی کرد.

476
00:38:28,410 --> 00:38:31,420
‫ترس، فرانک. حتماً دنده‌هات شکسته‌ن.

477
00:38:31,500 --> 00:38:34,550
‫هر چی نفس تو ریه‌هات داری رو می‌کشم بیرون،

478
00:38:34,630 --> 00:38:36,590
‫می‌کشم بیرون،
‫تا وقتی که به زحمت بتونی زمزمه کنی

479
00:38:36,670 --> 00:38:39,170
‫و آخرین کلمه‌ای که از دهنت بیرون میاد اینه که میگی،

480
00:38:39,260 --> 00:38:42,640
‫" خواهش می‌کنم... خواهش می‌کنم... خواهش می‌کنم."

481
00:38:42,720 --> 00:38:46,520
‫خیلی خب. بسه دیگه.

482
00:38:47,980 --> 00:38:49,730
‫همه‌جا رو تمیز می‌کنیم
‫و دیگه کارمون تمومه.

483
00:38:50,980 --> 00:38:52,860
‫- بعدش من کارشو تموم می‌کنم.
‫- نه.

484
00:38:52,940 --> 00:38:55,400
‫اونا یه چیزایی رو ازم گرفته،
‫به همین خاطر نمی‌تونه راحت بمیره.

485
00:38:58,440 --> 00:39:00,490
‫خب، من بهش قول دادم.

486
00:39:00,570 --> 00:39:02,660
‫قول دادنت واسم مهم نیست.

487
00:39:08,410 --> 00:39:10,040
‫گفتی فرانک کشیدتت پایین.

488
00:39:10,960 --> 00:39:12,250
‫گفتی چیزایی رو ازت گرفته.

489
00:39:14,880 --> 00:39:16,210
‫چیو دقیقاً؟

490
00:39:38,230 --> 00:39:39,650
‫بله؟

491
00:39:43,070 --> 00:39:45,160
‫ببین، من به فرانک یه قولی دادم.

492
00:39:45,240 --> 00:39:47,870
‫- درباره‌ی چی صحبت می‌کنی؟
‫- باید با کامپیوترت کار کنم.

493
00:39:49,040 --> 00:39:50,040
‫لطفاً.

494
00:39:53,040 --> 00:39:54,710
‫فرانک بهت نارو نزد، خب؟

495
00:39:54,790 --> 00:39:58,250
‫به طور کامل نزد. ما فقط...
‫همه‌چیزو بهت نگفتیم.

496
00:39:58,340 --> 00:39:59,400
‫تو رمز عبورم رو داری؟

497
00:39:59,420 --> 00:40:01,840
‫الان خیلی از این بابت خوشحال میشی.

498
00:40:01,920 --> 00:40:03,490
‫باید فرانک رو درک کنی.
‫تنها علتِ

499
00:40:03,510 --> 00:40:05,180
‫زندگی کردنش
‫کشتن این آدماست.

500
00:40:05,260 --> 00:40:07,850
‫واسه همین بهش قول دادم
‫فرصت انجام این کارو بهش میدم.

501
00:40:07,930 --> 00:40:09,120
‫بعد، ما براشون تله گذاشتیم.
‫همه‌ش یه نقشه بود.

502
00:40:09,140 --> 00:40:10,950
‫مطمئن شدیم ما رو فقط بتونن ببرن یه جا.

503
00:40:10,980 --> 00:40:12,310
‫ولی وقتی من مُرده‌م...

504
00:40:12,390 --> 00:40:13,690
‫فرانک تنها راه‌حلشونه.

505
00:40:19,820 --> 00:40:20,820
‫

506
00:40:22,530 --> 00:40:23,650
‫لعنت.

507
00:40:23,740 --> 00:40:24,910
‫اینجا کجاست؟

508
00:40:25,700 --> 00:40:27,530
‫نگاش کن. باید جلوشونو بگیریم.

509
00:40:28,450 --> 00:40:30,080
‫همه‌ی اینا داره ضبط میشه؟

510
00:40:30,160 --> 00:40:32,200
‫آره. فرانک تصور کرد
‫اگه نتونه بکشتشون،

511
00:40:32,290 --> 00:40:35,790
‫اقلاً تو به اندازه‌ی کافی
‫از رالینز و روسو مدرک داشته باشی،

512
00:40:35,880 --> 00:40:37,200
‫هر چقدر که لازمت باشه.

513
00:40:37,250 --> 00:40:40,090
‫خواهش می‌کنم، دینا، باید تا خیلی دیر نشده
‫بریم نجاتش بدیم.

514
00:40:41,510 --> 00:40:42,510
‫خواهش می‌کنم.

515
00:40:44,050 --> 00:40:48,470
‫منو تنها نذار، فرانک.
‫یه وقت منو نذاری بری.

516
00:40:48,550 --> 00:40:51,140
‫باید بگی "خواهش می‌کنم."

517
00:40:54,350 --> 00:40:55,900
‫این کارا به درد من نمی‌خوره.

518
00:40:55,980 --> 00:40:58,150
‫تو به من خدمت می‌کنی!

519
00:40:58,230 --> 00:41:00,980
‫تو یه وسیله‌ای، می‌فهمی؟
‫همونطور که فرانک یه وسیله بود.

520
00:41:03,240 --> 00:41:05,450
‫عقلتو از دست داده‌ای.

521
00:41:05,530 --> 00:41:08,320
‫من از افغانستان تمیز اومدم بیرون.

522
00:41:08,410 --> 00:41:10,950
‫اگه نرفته بودی سراغ فرانک
‫هیچ‌کدوم از این اتفاقات نمی‌افتاد.

523
00:41:11,040 --> 00:41:13,660
‫تو منو کشیدی توی لجن.

524
00:41:13,750 --> 00:41:16,580
‫من تو رو از لجن بیرون کشیدم، موش فاضلابی!

525
00:41:16,670 --> 00:41:18,830
‫بیلی، اشتباه نکن.

526
00:41:18,920 --> 00:41:22,420
‫مردایی مثه من نقشه می‌کشن،
‫مردایی مثه تو خون می‌ریزن.

527
00:41:22,510 --> 00:41:24,300
‫فکر می‌کنی دستت تمیزه؟

528
00:41:24,380 --> 00:41:26,590
‫کی بود که مامورای وزارت امنیت ملی رو کشت، هان؟
‫من که نبودم.

529
00:41:26,680 --> 00:41:28,760
‫نخیر، من همه‌چیز دارم.

530
00:41:28,840 --> 00:41:31,600
‫برگه‌های ترخیص دستکاری شده‌ت رو دارم،
‫لیست پول‌های منتقل شده رو دارم.

531
00:41:31,680 --> 00:41:34,060
‫دستت فقط به قدری تمیزه که من بخوام،

532
00:41:34,140 --> 00:41:37,560
‫چون وقتی بالاخره همه‌چیزو کنار بذاریم،
‫تو هم فقط یه خوک احمقی.

533
00:41:40,940 --> 00:41:43,150
‫باید میزاشتم فرانک توی همون چادر بکشتت.

534
00:41:43,230 --> 00:41:45,570
‫ولی نزاشتی.

535
00:41:46,990 --> 00:41:48,160
‫نه.

536
00:41:49,410 --> 00:41:50,530
‫نذاشتم.

537
00:41:54,080 --> 00:41:57,120
‫نه، روسو. اگه بکشیش می‌سوزونمت.

538
00:41:57,870 --> 00:41:59,880
‫اسلحه‌ت رو بذار کنار، ستوان.

539
00:42:00,880 --> 00:42:03,920
‫حق نداری لذت شکنجه‌شو ازم بگیری.

540
00:42:21,400 --> 00:42:22,570
‫تو یه آدم مریضی.

541
00:42:23,730 --> 00:42:25,440
‫اون یه چشم بهم بدهکاره.

542
00:42:37,330 --> 00:42:39,080
‫دیگه وقتشه.

543
00:42:39,670 --> 00:42:41,540
‫باید انتخاب کنی.

544
00:42:42,460 --> 00:42:43,540
‫انتخاب کنم...

545
00:42:45,550 --> 00:42:46,960
‫مجبورم نکن انتخاب کنم.

546
00:42:48,300 --> 00:42:49,340
‫بیا خونه، فرانک.

547
00:42:51,260 --> 00:42:55,680
‫حواست به من باشه، فرانک.
‫وگرنه بعداً آرزو می‌کنی واسه این لحظه بیدار می‌بودی.

548
00:43:05,230 --> 00:43:08,570
‫این یه کم آدرنالینه
‫برای اینکه درمان دردت باشه.

549
00:43:10,030 --> 00:43:13,370
‫حالا بیدار شد.

550
00:43:13,450 --> 00:43:17,410
‫بوم، بوم، بوم. نگاش کن.

551
00:43:17,490 --> 00:43:19,080
‫واقعاً که عجب چیزی هستی.

552
00:43:22,080 --> 00:43:24,840
‫- وای خدا، چقدر افتضاح.
‫- تو چی می‌خوای؟

553
00:43:24,920 --> 00:43:26,550
‫کارم تموم شد. همه‌ی اطلاعات پاک شد.

554
00:43:28,590 --> 00:43:31,630
‫از اینجا ببرینش و پولشو بدین.
‫خودتون می‌دونین چیکار کنین.

555
00:43:41,310 --> 00:43:44,020
‫همیشه قرار بود این ماجرا به من و تو ختم بشه، فرانک.

556
00:43:44,980 --> 00:43:47,020
‫چشم در برابر چشم.

557
00:43:47,110 --> 00:43:48,820
‫بیا خونه، فرانک.

558
00:44:03,830 --> 00:44:05,380
‫بیا بریم خونه.

559
00:44:19,720 --> 00:44:21,810
‫بوم، بوم، بوم.

560
00:44:24,020 --> 00:44:28,110
‫تو مُردی،
‫اما قلبت هنوز خبر نداره.

561
00:44:35,410 --> 00:44:36,950
‫من خونه‌م.

562
00:45:09,060 --> 00:45:11,280
‫اشتباه می‌کنی.

563
00:45:20,990 --> 00:45:22,580
‫من یه یادآورم.

564
00:45:31,500 --> 00:45:33,550
‫بمیر!

565
00:46:23,510 --> 00:46:24,970
‫خدا لعنتت کنه، فرانکی‌.

566
00:46:26,430 --> 00:46:28,230
‫عاشق تماشای کار کردنتم.

567
00:46:53,380 --> 00:46:56,630
‫ای کاش... می‌تونستم صورتتو ببینم...

568
00:46:56,710 --> 00:46:58,220
‫چی داری میگی؟

569
00:46:58,300 --> 00:46:59,470
‫وقتی که می‌فهمی...

570
00:47:00,340 --> 00:47:01,890
‫وقتی چیو می‌فهمم، فرانکی؟

571
00:47:04,100 --> 00:47:05,560
‫که کارِت تمومه.

572
00:47:07,140 --> 00:47:10,310
‫همه‌چیزو از دست دادی.
‫هر چیزی که برات مهمه از دستت رفته.

573
00:47:11,150 --> 00:47:12,150
‫رفته.

574
00:47:13,810 --> 00:47:15,190
‫این تفنگ من نیست، فرانک.

575
00:47:17,150 --> 00:47:18,150
‫من هرگز اینجا نبودم.

576
00:47:20,070 --> 00:47:22,200
‫وزارت امنیت داخلی!
‫اسلحه‌هاتونو بندازین!

577
00:47:22,280 --> 00:47:24,740
‫مادر به خطای آب زیر کاه!

578
00:47:34,960 --> 00:47:36,300
‫یالا، یالا، یالا!

579
00:47:36,380 --> 00:47:38,800
‫پخش شین. می‌خوام دور کل ساختمونو محاصره کنین.
‫اینجا رو قفل کنین.

580
00:47:38,880 --> 00:47:41,220
‫روسو زخمی شده ولی مسلحه.
‫همه‌جا رو بگردین.

581
00:47:41,300 --> 00:47:43,890
‫منو ببین.

582
00:47:44,970 --> 00:47:46,450
‫- داره نفس می‌کشه!
‫- روسو زخمی شده ولی مسلحه.

583
00:47:46,470 --> 00:47:48,740
‫- با نهایت احتیاط باهاش برخورد کنین.
‫- باید از اینجا ببریمش.

584
00:47:48,770 --> 00:47:52,060
‫- آمبولانس خبر کردم.
‫- نه. نه... بیمارستانا با پلیسن.

585
00:47:54,850 --> 00:47:58,230
‫این مرد داره برای اجرای عدالت تو می‌میره.
‫چرا تو یه کم براش اجرای عدالت نمی‌کنی؟

586
00:48:00,150 --> 00:48:03,910
‫فرانک! من بهت خیانت کردم، خب؟

587
00:48:03,990 --> 00:48:05,620
‫گوش کن چی میگم، من بهت خیانت کردم.

588
00:48:05,700 --> 00:48:08,330
‫من اینا رو آوردم اینجا.
‫من اینا رو آوردم اینجا، خب؟

589
00:48:08,410 --> 00:48:11,410
‫بهم بگو آدم گهی‌ام. یالا.
‫بهم بگو دیوث

590
00:48:11,500 --> 00:48:15,460
‫بهم بگو مادر به خطا.
‫یالا، زود باش دیگه!

591
00:48:15,540 --> 00:48:17,840
‫بهم بگو آدم گهی‌ام! بگو دیگه!

592
00:48:20,380 --> 00:48:22,010
‫دوستم داره می‌میره...

593
00:48:25,260 --> 00:48:28,810
‫یالا، خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم.
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم.

594
00:48:29,680 --> 00:48:30,810
‫ماریا...

595
00:48:40,730 --> 00:48:43,110
‫آفرین.

596
00:48:43,200 --> 00:48:46,570
‫آره! آره، همینه،
‫آفرین مرد زیبای ترسناک!

597
00:48:46,660 --> 00:48:48,780
‫همینه! آره.

598
00:48:53,620 --> 00:48:55,750
‫من اینجام. هواتو دارم.

599
00:48:58,751 --> 00:49:03,751
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

600
00:49:03,752 --> 00:49:06,582
‫مترجمین : نیــــمــا و محمد
‫Dark Assassin & Dunham

601
00:49:06,590 --> 00:49:07,720
‫خونه.

602
00:49:07,721 --> 00:51:17,721
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
