1
00:00:00,363 --> 00:00:10,353
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:10,362 --> 00:00:15,352
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:00:15,000 --> 00:00:20,000
<font color=Gray>‫ -: محمـد Dunham :- </font>
<font color=Gray>‫ -:: Dunham-Sub.rozblog.com ::- </font>

4
00:01:15,367 --> 00:01:19,121
<i>‫  خانواده‌تو از دست دادی، </i>
<i>‫  ولی هنوز برادر منی. </i>

5
00:01:20,330 --> 00:01:22,530
‫- من دارم میرم.
‫- پس منم باهات میام!

6
00:01:26,378 --> 00:01:27,713
<i>‫ آخه، یه نگاه به ما بنداز. </i>

7
00:01:28,964 --> 00:01:30,090
‫یه نگاه به خودت بنداز.

8
00:01:45,939 --> 00:01:48,154
<i>‫ من فکر می‌کردم دوستم مُرده. </i>

9
00:01:48,166 --> 00:01:50,694
<i>‫ معلوم شد واقعاً همینطوره. </i>
<i>‫ این مردی که برگشته... </i>

10
00:01:51,361 --> 00:01:52,404
<i>‫ یه هیولائه. </i>

11
00:01:53,947 --> 00:01:55,783
<i>‫ فرانک کسل یه جایی در این مسیر گم شد. </i>

12
00:01:55,866 --> 00:01:57,534
<i>‫ من نمی‌دونم این آدم کیه. </i>

13
00:01:58,243 --> 00:02:00,078
<i>‫ آیا شما نقشی در دستگیری پانیشر </i>

14
00:02:00,162 --> 00:02:02,205
<i>‫ خواهید داشت و اون نقش چه خواهد بود؟ </i>

15
00:02:03,081 --> 00:02:06,752
<i>‫ پیدا کردن جاش اولویت اوله. </i>
<i>‫ من فقط می‌خوام به هر طریق که می‌تونم کمک کنم. </i>

16
00:02:07,085 --> 00:02:09,713
<i>‫ خوشبختانه، من رابطه‌ی بسیار نزدیکی </i>
<i>‫ با مامورین قانون دارم. </i>

17
00:02:10,547 --> 00:02:11,757
‫حرومزاده!

18
00:02:13,216 --> 00:02:14,718
‫تو حق نداری این کارو کنی.

19
00:02:15,719 --> 00:02:17,930
<i>‫ آخرین سوال، آقای روسو. </i>

20
00:02:18,013 --> 00:02:21,266
<i>‫ اگر کسل الان اینجا ایستاده بود، </i>
<i>‫ شما بهش چی می‌گفتید؟ </i>

21
00:02:23,894 --> 00:02:25,353
<i>‫ چه اتفاقی برات افتاد، فرانک؟ </i>

22
00:02:25,437 --> 00:02:27,064
<i>‫ متشکرم، آقای روسو. </i>

23
00:02:27,147 --> 00:02:29,816
<i>‫ اگر همین الان به ما پیوستید، </i>
<i>‫ ایشون آقای روسو بودن، </i>

24
00:02:29,900 --> 00:02:33,862
<i>‫ رئیس شرکت امنیتی اَنویل، </i>
<i>‫ و دوست قدیمی فرانک کسل... </i>

25
00:04:52,542 --> 00:04:53,794
‫می‌خوای باهام حرف بزنی؟

26
00:04:57,798 --> 00:05:01,802
‫می‌تونم یه سری از اتفاقاتی که از آخرین باری که
‫همدیگه رو دیدیم افتاد رو برات تعریف کنم.

27
00:05:02,219 --> 00:05:03,720
‫تمام دنیا می‌دونن زنده‌ای.

28
00:05:04,888 --> 00:05:06,514
‫مردم شهر فکر می‌کنن یه تروریستی.

29
00:05:07,390 --> 00:05:12,938
‫فکر کنم یه ربطی به این داشته باشه که
‫رفتی یه هتلی رو منفجر کردی.

30
00:05:15,148 --> 00:05:17,025
‫یالا.

31
00:05:18,193 --> 00:05:19,569
‫فقط دارم حدس می‌زنم،

32
00:05:19,652 --> 00:05:21,842
‫ولی به نظر میاد آخر سر معلوم شد

33
00:05:21,854 --> 00:05:23,949
‫رفیقت بیلی روسو فاسده.

34
00:05:26,952 --> 00:05:27,953
‫خدایا.

35
00:05:32,916 --> 00:05:33,917
‫لعنت.

36
00:05:40,548 --> 00:05:42,092
‫بس کن.

37
00:05:43,135 --> 00:05:44,261
‫من جمع می‌کنم.

38
00:05:46,679 --> 00:05:49,224
‫می‌دونی، من اینجائم.
‫می‌تونی باهام حرف بزنی.

39
00:05:52,852 --> 00:05:54,146
‫باید باهام حرف بزنی.

40
00:05:55,480 --> 00:05:56,689
‫اونا رو بده من.

41
00:06:01,819 --> 00:06:03,989
‫در بخیه زدن دستت با اون بازوی داغون‌شده‌ت
‫موفق باشی.

42
00:06:06,616 --> 00:06:09,411
‫تصور می‌کنم نقشه اینه که
‫بری سراغ بیلی روسو

43
00:06:09,494 --> 00:06:10,787
‫و بکشیش، درست میگم؟

44
00:06:13,081 --> 00:06:15,220
‫نقشه اینه که حمله کنی
‫به شهری که

45
00:06:15,232 --> 00:06:17,127
‫تک تک پلیس‌هاش
‫می‌خوان کله‌تو از جا بکَنن؟

46
00:06:17,544 --> 00:06:18,878
‫مثه غرب وحشی بری همه رو بکشی؟

47
00:06:20,964 --> 00:06:22,049
‫سوزنو بده من.

48
00:06:25,052 --> 00:06:26,219
‫فرانک، خواهش می‌کنم.

49
00:06:26,303 --> 00:06:28,972
‫حالا هر اتفاقی که بعداً می‌خواد بیفته بیفته،
‫بزار این سوراخ‌ها رو بخیه بزنم.

50
00:06:29,056 --> 00:06:30,473
‫

51
00:06:34,269 --> 00:06:35,270
‫خواهش می‌کنم.

52
00:06:38,315 --> 00:06:39,316
‫بده من.

53
00:06:41,776 --> 00:06:42,777
‫متشکرم.

54
00:06:47,324 --> 00:06:48,825
‫همیشه فکر می‌کردم دامپزشک شم.

55
00:06:51,703 --> 00:06:53,893
‫وقتی بچه بودم، همه‌ی پرنده‌ها،

56
00:06:53,905 --> 00:06:56,166
‫سنجاب‌ها، و بعضی از گربه‌های محلمونو

57
00:06:56,916 --> 00:06:58,751
‫بخیه می‌زدم.

58
00:07:02,630 --> 00:07:06,093
‫توی زیرزمین خونه‌ی مادربزرگم
‫یه واحد تریاژ کوچولو سر پا کرده بودم.

59
00:07:12,807 --> 00:07:14,476
‫بعدش کامپیوتر رو کشف کردم.

60
00:07:16,353 --> 00:07:17,729
‫ببین منو به کجا رسوند.

61
00:07:22,817 --> 00:07:25,153
‫فرانک، من نمی‌تونم تصور کنم
‫چه احساسی داری...

62
00:07:26,696 --> 00:07:28,365
‫الان که می‌دونی بیلی بهت خیانت کرده.

63
00:07:30,575 --> 00:07:33,536
‫باید تاوانشو بده.
‫و خواهد داد.

64
00:07:34,246 --> 00:07:38,166
‫ولی ما باید هوشمندانه رفتار کنیم، خب؟
‫تو باید هوشمندانه رفتار کنی.

65
00:07:45,257 --> 00:07:47,259
‫در واقعیت، هیچی عوض نشده.

66
00:07:48,343 --> 00:07:49,636
‫همه‌چی عوض شده.

67
00:07:50,595 --> 00:07:51,929
‫آره؟ چجوری عوض شده؟

68
00:07:52,805 --> 00:07:54,557
‫من و تو هنوز یه تیم‌ایم.

69
00:07:55,683 --> 00:07:58,353
‫- هر اتفاقی برای تو بیفته، واسه منم میفته.
‫- واقعاً؟

70
00:07:59,062 --> 00:08:00,063
‫اوهوم.

71
00:08:00,147 --> 00:08:02,524
‫پس تو که به من خیانت کردی،
‫حالا منم به تو خیانت می‌کنم؟

72
00:08:05,235 --> 00:08:06,778
‫مدنی رو میگی؟

73
00:08:08,280 --> 00:08:09,531
‫ما توافق کردیم بریم پیشش.

74
00:08:09,614 --> 00:08:12,367
‫آره، توافق کردیم با هم بریم.

75
00:08:12,450 --> 00:08:14,452
‫این حرف مال پیش از این بود که
‫تو بدویی بری دنبال لوییس ویلسن...

76
00:08:14,536 --> 00:08:15,787
‫دستتو بکش.

77
00:08:18,623 --> 00:08:21,626
‫من دقیقاً همون کاریو کردم
‫که با هم قرار گذاشتیم انجام بدیم.

78
00:08:22,076 --> 00:08:23,227
‫به مدنی درباره‌ی رالینز گفتم.

79
00:08:23,252 --> 00:08:24,881
‫بهش گفتم تو همون شاهدی هستی که می‌خواد.

80
00:08:25,588 --> 00:08:28,300
‫هرچیزی که لازم بود بگم رو بهش گفتم
‫تا بتونیم این ماجرا رو به انتها برسونیم.

81
00:08:28,883 --> 00:08:30,718
‫- چون باید تموم بشه.
‫- آره.

82
00:08:30,802 --> 00:08:33,888
‫تموم شد.
‫کاری که من و تو اینجا می‌کردیم تموم شد.

83
00:08:36,641 --> 00:08:37,767
‫من میرم.

84
00:08:44,066 --> 00:08:46,276
<i>‫ این مرد مسلح و خطرناکه. </i>

85
00:08:46,359 --> 00:08:48,403
<i>‫ اگر دیدینش، بهش نزدیک نشوید. </i>

86
00:08:48,486 --> 00:08:51,072
<i>‫  به شماره‌ای که این پایینه زنگ بزنید </i>
<i>‫  و به مقامات انتظامی خبر بدید، </i>

87
00:08:51,156 --> 00:08:52,990
<i>‫ یا با 911 تماس بگیرید. </i>

88
00:08:53,075 --> 00:08:54,826
<i>‫ اسمش فرانک کسل ــه... </i>

89
00:08:54,909 --> 00:08:56,119
‫کانالو عوض کن.

90
00:08:56,203 --> 00:08:57,620
‫همه‌ی کانالا همینه.

91
00:08:59,539 --> 00:09:01,749
‫مامان، به نظرت پیت کجائه؟

92
00:09:01,833 --> 00:09:03,168
‫اسمش پیت نیست.

93
00:09:03,918 --> 00:09:07,047
‫هر چیزی که بهمون گفت یه دروغ بود.
‫شانس آوردیم ما رو هم نکشت.

94
00:09:07,130 --> 00:09:09,841
‫شما دوتا بس کنین.
‫دیگه تکرار نمی‌کنم.

95
00:09:09,924 --> 00:09:11,124
‫تو بودی که راهش دادی تو.

96
00:09:11,148 --> 00:09:13,845
‫شاید متخصص اینکه باید چیکار کنیم
‫نباشی.

97
00:09:13,928 --> 00:09:16,506
‫سرمونو پایین می‌گیریم،

98
00:09:16,531 --> 00:09:19,027
‫و دهنمونو می‌بندیم.
‫همین.

99
00:09:19,767 --> 00:09:22,354
‫اگه پدرتون بهمون یه چیزو یاد داده باشه
‫همینه.

100
00:09:22,854 --> 00:09:25,273
‫فکر می‌کنی پیت همه‌ی کارایی که گفتن رو
‫انجام داده؟

101
00:09:28,151 --> 00:09:30,445
‫- فکر می‌کنی انجام داده؟
‫- نمی‌دونم، عزیز دلم.

102
00:09:35,033 --> 00:09:36,033
‫بیا اینجا.

103
00:09:37,202 --> 00:09:38,578
‫بیا اینجا.

104
00:09:59,432 --> 00:10:00,475
‫بیا تو.

105
00:10:05,355 --> 00:10:06,814
‫متشکرم. می‌تونین برین.

106
00:10:09,901 --> 00:10:11,027
‫متشکرم که اومدی.

107
00:10:11,694 --> 00:10:12,820
‫البته.

108
00:10:12,904 --> 00:10:15,424
‫شغلم اینه که وقتی دولت چیزی ازم بخواد
‫حاضر شم.

109
00:10:15,490 --> 00:10:17,200
‫فکر می‌کردم همراهت وکیل بیاری.

110
00:10:17,284 --> 00:10:18,285
‫چرا؟

111
00:10:19,035 --> 00:10:20,245
‫گناه‌کارا وکیل می‌گیرن.

112
00:10:21,246 --> 00:10:22,247
‫بفرما بشین.

113
00:10:24,666 --> 00:10:27,043
‫- شروع کنیم؟
‫- بله.

114
00:10:29,754 --> 00:10:32,257
‫اسمت رو برای ضبط بگو.
‫اول فامیلی.

115
00:10:32,674 --> 00:10:35,427
‫روسو، ویلیام.

116
00:10:35,510 --> 00:10:36,899
‫آقای روسو،

117
00:10:37,113 --> 00:10:40,365
‫می‌خوام چند تصویر از صحنه‌ی جرم رو
‫بهت نشون بدم.

118
00:10:40,390 --> 00:10:42,892
‫با دقت نگاشون کن.
‫بهم بگو چیزی آشنا به نظر میاد یا نه.

119
00:10:42,975 --> 00:10:44,894
‫نمی‌خوای حقوق میراندا رو برام قرائت کنی،
‫مامور مدنی؟

120
00:10:44,977 --> 00:10:48,690
‫نیازی نیست. مگه اینکه تصمیم بگیرم دستگیرت کنم.
‫فقط داریم صحبت می‌کنیم.

121
00:10:51,484 --> 00:10:52,902
‫من چرا اینجام، دینا؟

122
00:10:56,990 --> 00:11:00,952
‫چون یه قاتلی که قراره تاوانِ
‫قتل‌هایی که مرتکب شدی رو بدی.

123
00:11:04,372 --> 00:11:08,459
‫تنها علتی که اون روز من در صحنه‌ی جرم بودم...
‫تو بودی.

124
00:11:09,043 --> 00:11:10,587
‫من اومدم تو رو ببرم خونه.

125
00:11:10,670 --> 00:11:13,756
‫یادمه با ماشین برگردوندمت به خونه‌ت...

126
00:11:14,924 --> 00:11:15,924
‫تنت رو شستم...

127
00:11:16,676 --> 00:11:18,136
‫و تمام شب بغلت کردم

128
00:11:18,219 --> 00:11:21,806
‫در همون تختی که من و تو
‫چندین بار رابطه‌ی جنسی داشتیم.

129
00:11:21,889 --> 00:11:23,935
‫آیا تو و فرانک کسل هدایتِ

130
00:11:23,947 --> 00:11:26,519
‫عملیات مخفیانه‌ی غیر قانونی رو
‫در قندهار بر عهده داشتین؟

131
00:11:26,603 --> 00:11:28,730
‫مطمئنم سابقه‌ی خدمتمو با دقت خوندی.

132
00:11:28,813 --> 00:11:30,898
‫توش نوشته من در قندهار بودم؟

133
00:11:31,399 --> 00:11:32,639
‫به نظر من این اتفاقیه که افتاده.

134
00:11:32,692 --> 00:11:36,654
‫تو عصبانی هستی که فرانک کسل فرار کرده،
‫و می‌خوای به جاش منو سرزنش کنی،

135
00:11:36,738 --> 00:11:39,616
‫واسه همین افرادتو فرستادی
‫بیان دنبالم منو بیارن اینجا.

136
00:11:39,699 --> 00:11:41,716
‫ولی الان... داری متوجه میشی که

137
00:11:41,728 --> 00:11:43,870
‫شاید این کارِت خیلی هوشمندانه نبوده.

138
00:11:44,746 --> 00:11:48,625
‫اگه این جلسه رسمی بود،
‫الان تنهایی جلوی من ننشسته بودی.

139
00:11:56,173 --> 00:11:58,593
‫می‌خوای بگی توی این اتاق میکروفون کار نذاشتی؟

140
00:11:59,802 --> 00:12:01,220
‫کار تو هیچ‌وقت از محکم‌کاری عیب نمی‌کنه.

141
00:12:01,804 --> 00:12:04,432
‫من یه پیشنهاد برات دارم.
‫بهترین و آخرین پیشنهادمه.

142
00:12:04,515 --> 00:12:06,651
‫اگه اعدام‌ها، شکنجه‌ها و همه‌چیزو بهم بدی

143
00:12:06,663 --> 00:12:08,561
‫تضمین می‌کنم مجازاتت با ارفاق باشه.

144
00:12:08,770 --> 00:12:10,980
‫و وقتی میگم همه‌چیز،
‫منظورم ویلیام رالینز ــه.

145
00:12:15,402 --> 00:12:17,111
‫نمی‌دونستی من اسم رالینز رو دارم.

146
00:12:18,237 --> 00:12:20,657
‫تو سم استاین رو کشتی.

147
00:12:22,199 --> 00:12:23,368
‫و وقتی بتونم اینو ثابت کنم،

148
00:12:23,451 --> 00:12:26,538
‫زندگیت به اندازه‌ی فرم خاتمه‌ی حقوق والدینی که
‫مادرت با دست لرزون

149
00:12:26,621 --> 00:12:28,581
‫زیرشو امضا کرد رو هم نداره.

150
00:12:30,833 --> 00:12:32,001
‫می‌دونم...

151
00:12:33,670 --> 00:12:38,425
‫که حتماً مرگ همکارت...

152
00:12:38,508 --> 00:12:42,720
‫ببخشید، معذرت می‌خوام،
‫مرگ همکارانت خیلی ناراحتت کرده...

153
00:12:44,931 --> 00:12:47,434
‫ولی این باعث نمیشه من اون کسی باشم
‫که تو دنبالشی.

154
00:12:48,017 --> 00:12:49,017
‫حق با توئه.

155
00:12:50,102 --> 00:12:51,729
‫من دنبال فرانک کسل ــم.

156
00:12:52,439 --> 00:12:56,025
‫ولی کسی چمیدونه؟
‫شاید در پیدا کردنش عجله نکنم.

157
00:12:57,485 --> 00:13:00,113
‫وای خدا، یادته توی پلکان
‫چجوری نگاهت کرد؟

158
00:13:00,613 --> 00:13:05,493
‫اون میاد می‌کشتت،
‫و از کشتنت لذت می‌بره.

159
00:13:06,578 --> 00:13:09,372
‫کسی چمیدونه؟
‫شاید یکی بهش خبر بده کجایی.

160
00:13:09,456 --> 00:13:13,501
‫شاید بیرون همین ساختمون منتظرت باشه.

161
00:13:17,254 --> 00:13:18,506
‫چه کت‌شلوار قشنگی پوشیدی.

162
00:13:19,007 --> 00:13:20,258
‫امیدوارم ضد گلوله باشه.

163
00:13:32,479 --> 00:13:35,189
‫تو دو قلو نداری، بیل،
‫پس نمی‌تونی درک کنی.

164
00:13:35,272 --> 00:13:36,273
‫اصن نمی‌تونی.

165
00:13:36,358 --> 00:13:38,234
‫اگه فقط تک‌فرزند داشتی،

166
00:13:38,317 --> 00:13:41,404
‫اصلاً نمی‌تونی درک کنی.

167
00:13:41,487 --> 00:13:43,637
‫الا و گرِیس دو قلوهای منن

168
00:13:43,649 --> 00:13:45,450
‫و با این وجود من هنوز درکشون نمی‌کنم.

169
00:13:46,283 --> 00:13:48,620
‫الانم وقت پذیرش دانشگاه شده،

170
00:13:48,703 --> 00:13:51,789
‫و هر دوتاشون می‌خوان
‫توی منهتن باشن.

171
00:13:51,873 --> 00:13:53,833
‫در دانشگاه کلمبیا.

172
00:13:53,916 --> 00:13:55,377
‫دانشگاه عالی‌ایه.

173
00:13:55,460 --> 00:13:58,380
‫آره، عالیه، البته.
‫ولی ارزون که نیست.

174
00:13:59,839 --> 00:14:02,550
‫واسه این اومدی به نیویورک؟
‫اومدی یه کم از نفوذت استفاده کنی؟

175
00:14:02,634 --> 00:14:03,635
‫نه، نه.

176
00:14:04,677 --> 00:14:07,221
‫یا خودشون اونقدر بلدن که بتونن وارد کلمبیا شن،
‫یا نیستن.

177
00:14:07,305 --> 00:14:09,724
‫نه، اومدم با رئیس پلیس درباره‌ی پسرش ملاقات کنم.

178
00:14:10,392 --> 00:14:12,351
‫کاشف به عمل اومده
‫پسرک هکر خوبیه.

179
00:14:12,435 --> 00:14:14,646
‫خودشو توی درد سر جدی انداخته.

180
00:14:14,671 --> 00:14:15,776
‫ما سابقه‌شو پاک می‌کنیم

181
00:14:15,801 --> 00:14:17,313
‫به شرط اینکه بیاد برای ما کار کنه.

182
00:14:17,356 --> 00:14:18,357
‫

183
00:14:19,233 --> 00:14:20,985
‫خب، من واسه اینه که اینجام.

184
00:14:22,069 --> 00:14:24,781
‫سوال اینه که، بیل،
‫با اینکه خوشحالم می‌بینمت...

185
00:14:25,865 --> 00:14:27,450
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

186
00:14:27,742 --> 00:14:30,787
‫و چرا داریم توی هوای سرد
‫جایی که کسی صدامونو نشنوه حرف می‌زنیم؟

187
00:14:32,539 --> 00:14:34,874
‫خبرا رو درباره‌ی فرانک کسل شنیدی؟

188
00:14:34,957 --> 00:14:36,918
‫البته، نشنیدنش سخته.

189
00:14:37,001 --> 00:14:38,628
‫اون برای ما مشکل‌سازه.

190
00:14:40,046 --> 00:14:41,046
‫"ما"؟

191
00:14:41,423 --> 00:14:43,526
‫اون اطلاعاتی داره که اگر منتشر بشه

192
00:14:43,538 --> 00:14:45,259
‫می‌تونه برای آژانس مضر باشه.

193
00:14:46,052 --> 00:14:48,846
‫مدالی که بهم دادی،
‫تمام اطلاعاتی که من به دست آوردم،

194
00:14:48,930 --> 00:14:52,725
‫بیشترش از طریق...
‫بیا بگیم روش‌های غیر معمول به دست اومده.

195
00:14:53,309 --> 00:14:54,519
‫غیر قانونی؟

196
00:14:54,602 --> 00:14:57,188
‫من کاری که برای حفاظت از کشور لازم بود رو انجام دادم.

197
00:14:57,271 --> 00:14:58,981
‫کسل هم جزئی ازش بود.

198
00:14:59,065 --> 00:15:01,859
‫فکر می‌کردم مُرده،
‫ولی الان معلوم شد زنده‌ست.

199
00:15:01,943 --> 00:15:03,611
‫تلاش کرد منو بکشه.

200
00:15:03,694 --> 00:15:05,947
‫- چرا؟
‫- چون من تلاش کردم بکشمش.

201
00:15:07,156 --> 00:15:09,423
‫ماریان، من بهش اجازه نمیدم وجهه‌ی آزانس رو خراب کنه

202
00:15:09,448 --> 00:15:11,083
‫یا اونچه که بهش دست یافتیم رو از بین ببره.

203
00:15:14,747 --> 00:15:17,500
‫می‌دونستی من در گذشته
‫از حملات عصبی متعدد رنج می‌بردم؟

204
00:15:17,584 --> 00:15:18,944
‫یهویی نمی‌تونستم نفس بکشم.

205
00:15:18,968 --> 00:15:21,804
‫قلبم یه جوری با شدت در سینه‌م می‌تپید
‫انگار که انسداد شریان قلبی داشم.

206
00:15:23,506 --> 00:15:24,841
‫دو سال اینجوری بودم.

207
00:15:24,924 --> 00:15:27,760
‫دو سال طول کشید تا متوجه شم

208
00:15:27,844 --> 00:15:29,977
‫فقط وقتی احساس سلامتی می‌کنم

209
00:15:30,050 --> 00:15:33,540
‫که با خودم درباره‌ی کارایی که کردم
‫صادقم.

210
00:15:33,600 --> 00:15:35,852
‫رو راست و بدون توجیه‌تراشی.

211
00:15:36,769 --> 00:15:38,062
‫باید یه بار امتحان کنی.

212
00:15:40,272 --> 00:15:41,483
‫من یه تصمیم گرفتم.

213
00:15:42,609 --> 00:15:45,236
‫ما یا می‌تونیم این گندکاری رو تمیز کنیم
‫یا بزاریم کسل ما رو بکشه پایین.

214
00:15:45,319 --> 00:15:47,864
‫من متوجه نمیشم چرا هِی از لفظ "ما" استفاده می‌کنی.

215
00:15:47,947 --> 00:15:49,817
‫داری اظهار می‌کنی من بابتِ

216
00:15:49,829 --> 00:15:51,868
‫گه‌کاری‌ای که اونجا به راه انداختی
‫مقصرم؟

217
00:15:51,951 --> 00:15:53,244
‫الان من آدمِ توئم.

218
00:15:54,454 --> 00:15:57,790
‫امکان نداره این ماجرا منو به گه بکشه
‫و چیزی روی کفش تو نریزه.

219
00:15:57,874 --> 00:16:00,292
‫ممکنه تو سیاسی نباشی،
‫ولی بقیه هستن.

220
00:16:00,376 --> 00:16:02,044
‫خدا لعنتت کنه، بیل.
‫خدا لعنتت کنه.

221
00:16:02,128 --> 00:16:03,574
‫من ازت پرسیدم... ازت پرسیدم

222
00:16:03,599 --> 00:16:05,691
‫چیزی هست که من باید بدونم یا نه.

223
00:16:06,132 --> 00:16:09,385
‫من یه مهره‌ی غیر نظامی دارم
‫که منتظره به حساب کسل برسه.

224
00:16:10,178 --> 00:16:12,307
‫تنها چیزی که نیاز دارم
‫دسترسی به دستگاه‌های

225
00:16:12,319 --> 00:16:14,348
‫نظارت الکترونیکی‌مون در نیویورک ــه

226
00:16:14,432 --> 00:16:16,434
‫تا مهره‌م بتونه پیش از بقیه پیداش کنه.

227
00:16:18,978 --> 00:16:20,730
‫قبل از اینم این کار انجام شده.

228
00:16:21,189 --> 00:16:23,149
‫داری ازم می‌خوای جواز قتل یه انسان رو بدم.

229
00:16:23,232 --> 00:16:27,111
‫جواز قتل کسیو می‌خوام که
‫یه تروریست روانیه و به خاطر ارتکاب چندین جرم تحت تعقیبه.

230
00:16:27,945 --> 00:16:30,990
‫تصور کن داریم مهمات ناخواسته رو منهدم می‌کنیم.

231
00:16:31,741 --> 00:16:33,609
<i>‫ کسل فقط همینه، </i>

232
00:16:33,621 --> 00:16:35,912
<i>‫ اسلحه‌ای که ما دیگه استفاده‌ای ازش نداریم. </i>

233
00:16:36,579 --> 00:16:39,999
<i>‫ نیازی نیست به راه‌حل دیگه‌ای فکر کنیم. </i>

234
00:16:48,758 --> 00:16:50,384
<i>‫ به نظر من این اتفاقیه که افتاده. </i>

235
00:16:50,468 --> 00:16:52,338
<i>‫ تو عصبانی هستی که فرانک کسل فرار کرده، </i>

236
00:16:52,350 --> 00:16:54,180
<i>‫ و می‌خوای به جاش منو سرزنش کنی... </i>

237
00:16:54,263 --> 00:16:55,264
‫خاموشش کن.

238
00:16:55,347 --> 00:16:57,308
<i>‫ واسه همین افرادتو فرستادی... </i>

239
00:16:57,391 --> 00:17:00,687
‫من باهاش موافقم. عصبانی شدی
‫و یه حرکت احمقانه کردی، دینا.

240
00:17:00,770 --> 00:17:03,439
‫خودت کمکش کردی
‫یه پرونده‌ی تضاد منافع علیه‌ت بسازه.

241
00:17:03,523 --> 00:17:06,442
‫- باید قفسش رو تکون می‌دادم.
‫- که چی بشه؟

242
00:17:07,610 --> 00:17:10,446
‫- ببخشید، صداتو نمی‌شنوم.
‫- خیلی خب!

243
00:17:10,530 --> 00:17:14,158
‫من گزاشتم روسو بهم نزدیک شه.
‫بهش اعتماد کردم.

244
00:17:14,242 --> 00:17:15,826
‫پس، آره. آره، شاید...

245
00:17:16,327 --> 00:17:18,913
‫می‌خواستم توی چشمش نگاه کنم
‫و به خاطر خودم بهش بگم

246
00:17:18,996 --> 00:17:21,248
‫وزارت امنیت ملی
‫تا وقتی دستگیرش نکنه آروم نمی‌شینه.

247
00:17:21,332 --> 00:17:23,960
‫- تو گزاشتی پرونده شخصی شه.
‫- آره، البته که گزاشتم.

248
00:17:24,043 --> 00:17:25,628
‫می‌خوای بابتش عذرخواهی کنم؟

249
00:17:25,711 --> 00:17:29,006
‫ما میزاریم کارش بی‌پاسخ باشه؟
‫تو خودت میزاری، رافی؟

250
00:17:29,506 --> 00:17:31,508
‫بیلی روسو سم رو کشت.

251
00:17:32,301 --> 00:17:33,959
‫درست بعد از اینکه تلاش کرد کسل رو بکشه

252
00:17:33,984 --> 00:17:35,817
‫قشنگ به خودم اقرار کرد.

253
00:17:36,764 --> 00:17:38,515
‫می‌دونی کسل کجاست؟

254
00:17:39,433 --> 00:17:40,602
‫یا این یارو مایکرو کجاست؟

255
00:17:41,978 --> 00:17:43,354
‫- نه.
‫- پیداشون کن.

256
00:17:46,649 --> 00:17:48,776
‫وقتشه منم برم چندتا قفس رو تکون بدم.

257
00:17:53,072 --> 00:17:55,169
‫چقدر دیگه خورد کنم؟
‫دستم داره درد می‌گیره.

258
00:17:56,909 --> 00:17:59,036
‫- واقعاً؟
‫- صبر کن.

259
00:17:59,120 --> 00:18:00,622
‫میشه منم برم بالا؟

260
00:18:00,705 --> 00:18:02,164
‫بقیه‌شو خورد کن.

261
00:18:02,248 --> 00:18:04,166
‫یالا. تقریباً تموم شد.

262
00:18:04,250 --> 00:18:06,711
‫من باز می‌کنم.

263
00:18:12,424 --> 00:18:13,635
‫کیه، عزیزم؟

264
00:18:13,718 --> 00:18:18,514
‫- سلام، پسرم، مامانت خونه‌‎ست؟
‫- آره، البته.

265
00:18:26,522 --> 00:18:28,162
‫- می‌تونم کمکتون کنم؟
‫- بعد از ظهرتون بخیر، خانم.

266
00:18:28,187 --> 00:18:30,787
‫از این آدرس تماسی گرفته شده با خط اطلاع‌دهی کسل.

267
00:18:30,815 --> 00:18:31,815
‫شما زنگ زدی؟

268
00:18:33,154 --> 00:18:36,824
‫نه، من زنگ نزدم.
‫حتماً یه اشتباهی پیش اومده.

269
00:18:39,035 --> 00:18:40,745
‫چیزی هست که بخوای بهم بگی، پسرم؟

270
00:18:41,245 --> 00:18:42,455
‫

271
00:18:43,039 --> 00:18:46,793
‫پسرم فقط یازده سالشه.
‫حق نداری ازش سوال بپرسی.

272
00:18:49,754 --> 00:18:51,194
‫میشه با شوهرتون صحبت کنم؟

273
00:18:51,964 --> 00:18:53,770
‫نخیر، می‌دونی چیه؟

274
00:18:53,795 --> 00:18:55,914
‫شوهرم یک سال پیش فوت کرد.

275
00:18:57,720 --> 00:18:58,930
‫تسلیت میگم.

276
00:19:00,806 --> 00:19:01,966
‫فرانک کسل رو از کجا می‌شناسی؟

277
00:19:08,439 --> 00:19:09,440
‫نمی‌شناسمش.

278
00:19:15,488 --> 00:19:16,614
‫دخترتون کجاست؟

279
00:19:22,328 --> 00:19:23,620
‫خونه‌ست یا نه؟

280
00:19:26,498 --> 00:19:29,501
‫نخیر، دخترم شب رو پیش یکی از دوستاش می‌مونه.

281
00:19:31,045 --> 00:19:33,923
‫ببینین، قضیه اینه که
‫فکر می‌کنم بهتر باشه شما با من بیاین.

282
00:19:34,006 --> 00:19:35,222
‫واسه امنیت خودتون.

283
00:19:35,247 --> 00:19:37,349
‫واقعاً از پیشنهادتون متشکرم،

284
00:19:37,440 --> 00:19:39,149
‫ولی مطمئنم اینجا مشکلی نخواهیم داشت.

285
00:19:42,389 --> 00:19:43,975
‫هر دوتون با من میاین.

286
00:19:45,810 --> 00:19:46,811
‫زک، فرار کن!

287
00:19:58,990 --> 00:20:00,783
‫برو بیرون!

288
00:20:01,450 --> 00:20:04,161
‫از خانواده‌م دور شو،
‫وگرنه به خدا قسم از این استفاده می‌کنم!

289
00:20:04,245 --> 00:20:06,038
‫- بندازش!
‫- مامان...

290
00:20:06,122 --> 00:20:08,124
‫ببخشید.

291
00:20:08,207 --> 00:20:09,458
‫چاقو رو بنداز!

292
00:20:17,133 --> 00:20:19,009
- Untranslated Line -

293
00:20:19,842 --> 00:20:21,265
‫الان دیگه اومدنتو نمی‌بینن.

294
00:20:21,290 --> 00:20:23,202
‫خودم می‌خوام منو ببینن.

295
00:20:26,558 --> 00:20:28,770
‫چقدر منطقی.

296
00:20:31,898 --> 00:20:33,645
‫ولی می‌دونی اون نشونه‌ی چیه، درسته؟

297
00:20:33,657 --> 00:20:35,735
‫نشونه‌‎ی مرگ توئه،
‫نه اونا.

298
00:20:36,318 --> 00:20:38,464
‫اگه این کارو اینجوری بکنی،

299
00:20:38,594 --> 00:20:40,626
‫مثه این می‌مونه که از همین الان مُرده باشی.

300
00:20:41,198 --> 00:20:42,241
‫من اینجوریم.

301
00:20:43,200 --> 00:20:44,493
‫همیشه هم همینجوری بودم.

302
00:20:46,453 --> 00:20:47,454
‫جداً؟

303
00:20:51,751 --> 00:20:53,836
‫ترجیح میدی بمیری تا اینکه چیزی رو احساس کنی؟

304
00:20:55,755 --> 00:20:57,882
‫فرانک کسل، پانیشر معروف،
‫داره میره خودشو به کشتن بده

305
00:20:57,965 --> 00:20:59,484
‫چونکه خوشش نمیاد

306
00:20:59,496 --> 00:21:01,260
‫وقتی به احساساتش لطمه می‌خوره؟

307
00:21:01,343 --> 00:21:04,889
‫لعنت، من اصلاً دلم واسه صدات تنگ نمیشه.

308
00:21:06,808 --> 00:21:07,850
‫داری چیکار می‌کنی؟

309
00:21:08,517 --> 00:21:09,685
‫اون جمجمه؟

310
00:21:10,478 --> 00:21:12,104
‫یه مِمِنتو موری ــه.

311
00:21:13,105 --> 00:21:15,524
‫به لاتین یعنی،
‫"به یاد داشته باش، خواهی مُرد."

312
00:21:16,192 --> 00:21:19,153
‫در روم، ژنرال‌های پیروز
‫وقتی از جنگ برمی‌گشتن،

313
00:21:19,236 --> 00:21:20,821
‫برای اینکه شکوه و افتخار کورشون نکنه،

314
00:21:20,833 --> 00:21:22,196
‫یه برده پشت سرشون داشتن که می‌گفت،

315
00:21:22,220 --> 00:21:24,366
‫"به یاد داشته باش، تو فقط انسانی.
‫تو خواهی مُرد."

316
00:21:24,450 --> 00:21:25,785
‫من که مشکلی ندارم.

317
00:21:25,868 --> 00:21:27,527
‫به عنوان یه تذکر بود

318
00:21:27,539 --> 00:21:29,163
‫که برای زندگیت ارزش قائل باشی
‫و خوب زندگی کنی.

319
00:21:30,915 --> 00:21:31,916
‫برو کنار، دیوید.

320
00:21:32,875 --> 00:21:34,001
‫باشه.

321
00:21:35,169 --> 00:21:37,713
‫- کاری که باید بکنی رو می‌کنی.
‫- درسته.

322
00:21:39,882 --> 00:21:42,176
‫فقط یه چیز دیگه، اونا چی؟

323
00:21:42,802 --> 00:21:44,636
‫زک و لئو چی؟

324
00:21:45,763 --> 00:21:46,847
‫سارا چی؟

325
00:21:47,348 --> 00:21:49,433
‫وقتی این کارو شروع کردیم،
‫به خاطر مُرده‌ها نبود،

326
00:21:49,516 --> 00:21:50,852
‫به خاطر زنده‌ها بود.

327
00:21:52,937 --> 00:21:54,230
‫صبر کن ببینم.

328
00:21:55,731 --> 00:21:57,817
‫اینجا چی شد؟ اینجا رو ببین.

329
00:21:58,943 --> 00:22:00,111
‫اینجا.

330
00:22:01,653 --> 00:22:02,654
‫برو عقب.

331
00:22:05,782 --> 00:22:06,783
‫همینجا.

332
00:22:10,246 --> 00:22:11,538
‫وای خدای من.

333
00:22:12,027 --> 00:22:13,313
<i>‫  از خانواده‌م دور شو، </i>

334
00:22:13,338 --> 00:22:15,226
<i>‫  وگرنه به خدا قسم از این استفاده می‌کنم! </i>

335
00:22:15,251 --> 00:22:19,171
<i>‫ - بندازش! </i>
<i>‫ - مامان... ببخشید. </i>

336
00:22:19,255 --> 00:22:20,547
‫- چاقو رو بنداز!
‫- این مال کِیه؟

337
00:22:20,631 --> 00:22:21,798
‫چند وقت پیش؟

338
00:22:21,883 --> 00:22:25,011
‫یالا، خودتو کنترل کن
‫و کارتو انجام بده. مال کِیه؟

339
00:22:25,094 --> 00:22:27,888
‫کمتر از یه ساعت پیش.

340
00:22:28,764 --> 00:22:30,432
‫- من دارم میرم.
‫- دیوید، وایسا.

341
00:22:30,516 --> 00:22:31,893
‫وایسا!

342
00:22:31,976 --> 00:22:33,394
‫- چیه؟
‫- یه لحظه وایسا.

343
00:22:33,477 --> 00:22:34,478
‫فکر کن!

344
00:22:37,856 --> 00:22:39,650
‫- اونا دارن میان.
‫- کیا؟

345
00:22:39,733 --> 00:22:41,818
‫رالینز و روسو، دارن میان.

346
00:22:43,070 --> 00:22:44,155
‫سارا شماره‌مو داره.

347
00:22:45,281 --> 00:22:47,116
‫اونا می‌دونن پیت کَستیگلیونی کیه.

348
00:22:47,199 --> 00:22:48,534
‫سارا چنین کاری نمی‌کنه.

349
00:22:48,617 --> 00:22:50,577
‫تمام دنیا فکر می‌کنن من یه تروریستم.

350
00:22:50,661 --> 00:22:52,288
‫سارا به من هیچی بدهکار نیست.

351
00:22:52,371 --> 00:22:54,251
‫باید تصور کنیم تا الان
‫تونستن محل رو پیدا کنن.

352
00:22:54,748 --> 00:22:55,748
‫لئو.

353
00:22:56,458 --> 00:22:57,458
‫لئو؟

354
00:22:58,294 --> 00:22:59,336
‫لئو کجائه؟

355
00:22:59,921 --> 00:23:02,006
‫- منظورت چیه؟
‫- لئو رو نبردن!

356
00:23:06,093 --> 00:23:08,220
‫آفرین دختر خوب.
‫آفرین دختر خوب.

357
00:23:09,138 --> 00:23:10,598
‫لئو تلفن داره؟

358
00:23:11,848 --> 00:23:13,850
‫- آره.
‫- خیلی خب. بهش زنگ بزن.

359
00:23:15,394 --> 00:23:16,395
‫یالا.

360
00:23:18,480 --> 00:23:19,481
‫زنگ بزن.

361
00:23:21,984 --> 00:23:24,861
‫چجوری می‌تونم زنگ بزنم؟

362
00:23:49,345 --> 00:23:50,346
<i>‫ لئو؟ </i>

363
00:23:52,264 --> 00:23:53,682
‫- لئو؟
‫- پیت؟

364
00:23:53,765 --> 00:23:55,017
<i>‫ عزیز دلم، من کمکت می‌کنم. </i>

365
00:23:55,101 --> 00:23:57,269
‫ولی نمی‌تونی با کسی صحبت کنی،
‫نه پلیس، نه هیچکس.

366
00:23:57,353 --> 00:23:58,771
<i>‫ باید اینو بهم قول بدی. </i>

367
00:23:59,438 --> 00:24:02,024
‫اونا مامان و زک رو بردن،
‫من نمی‌دونم چیکار کنم.

368
00:24:02,524 --> 00:24:04,363
‫آره، می‌دونم چیکار کردن.

369
00:24:04,444 --> 00:24:05,969
‫می‌دونم دلیلی نداره بهم اعتماد کنی،

370
00:24:06,028 --> 00:24:08,197
‫ولی من تنها امیدیم که تو و خانواده‌ت دارین.

371
00:24:09,490 --> 00:24:10,616
‫باشه.

372
00:24:11,242 --> 00:24:12,618
‫گوش کن، وقتی تلفن رو قطع کردی،

373
00:24:12,701 --> 00:24:14,703
‫می‌خوام باتری‌شو دربیاری.

374
00:24:14,787 --> 00:24:17,456
‫تا جایی که می‌تونی پرتش کن.
‫می‌دونی سیم‌کارت چیه؟

375
00:24:17,539 --> 00:24:19,208
‫- آره.
‫- خوبه.

376
00:24:19,291 --> 00:24:22,086
‫سیم‌کارتتو هم پرت اون طرف.
‫باشه؟

377
00:24:22,169 --> 00:24:25,464
‫یه پارک هست، یه پارک بازی
‫کنار یه استخری هست که می‌رفتیم...

378
00:24:25,547 --> 00:24:27,307
‫- بهش می‌گفتیم "استخر پارک بازی."
‫- باشه.

379
00:24:27,383 --> 00:24:28,543
‫وقتی کوچیک بود بردمش اونجا.

380
00:24:28,567 --> 00:24:30,736
‫عزیز دلم،
‫می‌دونی استخر توی اون پارکه کجاست؟

381
00:24:31,387 --> 00:24:32,388
‫خیلی خب، عزیز دلم...

382
00:24:33,264 --> 00:24:35,391
‫- ازت می‌خوام بری اونجا، خب؟
‫- باشه.

383
00:24:35,474 --> 00:24:36,933
‫منتظرم بمون.
‫من میام دنبالت.

384
00:24:37,018 --> 00:24:39,061
<i>‫ الان کارایی که گفتمو بکن، باشه؟ </i>

385
00:24:39,145 --> 00:24:42,731
‫باشه. باشه.

386
00:24:46,485 --> 00:24:48,737
‫- باید بری پیشش.
‫- چی؟

387
00:24:49,446 --> 00:24:50,822
‫فکر کردم گفتی خودت میری.

388
00:24:50,906 --> 00:24:53,325
‫آره، می‌دونم چی گفتم،
‫ولی تو باید بری.

389
00:24:54,285 --> 00:24:55,536
‫من چجوری می‌تونم برم؟

390
00:24:56,120 --> 00:24:57,371
‫اون فکر می‌کنه من مُرده‌م.

391
00:24:57,454 --> 00:24:59,831
‫دیوید...

392
00:24:59,915 --> 00:25:02,459
‫باید چیکار کنم؟
‫می‌خوای برم اونجا و بگم...

393
00:25:03,085 --> 00:25:05,921
‫"سلام، عزیزم، من یه ساله دارم
‫توی یه زیر زمین زندگی می‌کنم.

394
00:25:06,005 --> 00:25:09,133
‫- نمُرده‌م. بیا بریم شکلات داغ بخوریم"؟
‫- منو نگاه کن...

395
00:25:09,216 --> 00:25:10,217
‫منو ببین.

396
00:25:11,468 --> 00:25:13,054
‫تو پدرشی، درسته؟

397
00:25:14,346 --> 00:25:15,889
‫برو پیش دختر کوچولوت، باشه؟

398
00:25:15,972 --> 00:25:17,532
‫توی ترمینال گرین‌پوینت می‌بینمت.

399
00:25:17,599 --> 00:25:19,393
‫اگه نصفه‌شب نیومدم
‫برو پیش مدنی.

400
00:25:19,476 --> 00:25:21,603
‫فقط هم پیش مدنی میری، فهمیدی؟

401
00:25:24,106 --> 00:25:26,358
‫تو چیکار می‌کنی؟

402
00:25:29,820 --> 00:25:32,323
‫من اینجا منتظر میشم اون دیوسا بیان.

403
00:25:32,406 --> 00:25:35,326
‫وقتی اومدن،
‫مجبورشون می‌کنم بهم بگن سارا کجائه.

404
00:25:36,702 --> 00:25:38,579
‫بعد از اون، همه‌شونو می‌کشم.

405
00:25:45,335 --> 00:25:47,963
‫خدا لعنتتون کنه، بزارین ما بریم!

406
00:25:48,964 --> 00:25:52,509
‫بهتون گفتم که
‫من چیز دیگه‌ای درباره‌ی کسل نمی‌دونم!

407
00:25:53,260 --> 00:25:54,511
‫ببخشید، مامان.

408
00:25:55,137 --> 00:25:57,848
‫نه، عزیزم. عزیزم، عیب نداره.
‫تقصیر تو نیست.

409
00:25:59,100 --> 00:26:00,476
‫اونا می‌خوان ما رو بکشن؟

410
00:26:03,061 --> 00:26:04,062
‫نه.

411
00:26:04,896 --> 00:26:07,191
‫نه، من هرگز نمیزارم.

412
00:26:11,320 --> 00:26:13,905
‫و چرا نمی‌دونستی این یارو لیبرمن زنده‌ست؟

413
00:26:14,573 --> 00:26:17,159
‫کارسن ولف بهم گفت مُرده.

414
00:26:17,243 --> 00:26:20,121
‫تا الان دلیلی نداشت
‫فکر دیگه‌ای کنم.

415
00:26:20,146 --> 00:26:21,605
‫حتماً کسل یه جوری پیداش کرده،

416
00:26:21,630 --> 00:26:22,806
‫و دارن با هم کار می‌کنن.

417
00:26:22,831 --> 00:26:25,834
‫این ماجرا داره خیلی از کنترل خارج میشه، رالینز.

418
00:26:25,918 --> 00:26:27,830
‫ما چندتا مامور امنیت ملی رو کشتیم.

419
00:26:27,842 --> 00:26:30,130
‫مدنی اسمتو می‌دونه
‫و الانم داریم چیکار می‌کنیم؟

420
00:26:30,214 --> 00:26:33,092
‫وسط روز روشن
‫زن و بچه می‌دزدیم؟

421
00:26:33,175 --> 00:26:35,927
‫فکر می‌کنی چجوری تونستم انقدر سریع
‫به تماس‌های خط اطلاع‌دهی دسترسی پیدا کنم؟

422
00:26:36,595 --> 00:26:38,514
‫از دستگاه‌های سی‌آی‌اِی استفاده کردم.

423
00:26:38,597 --> 00:26:41,558
‫از خود شخص معاون مدیر
‫اجازه‌شو گرفتم.

424
00:26:41,892 --> 00:26:46,272
‫اگه ما گیر بیفتیم، همه بد به نظر میان.
‫هیشکی اینو نمی‌خواد.

425
00:26:46,355 --> 00:26:49,650
‫- اسم منو به جیمز گفتی؟
‫- البته که نه. تو مجزا از آژانس هستی.

426
00:26:49,733 --> 00:26:51,026
‫از این بابت مطمئن شدم.

427
00:26:51,110 --> 00:26:53,445
‫آره، داری مضخرف میگی
‫و خودتم می‌دونی.

428
00:26:53,862 --> 00:26:56,198
‫الان فرانک کسل می‌دونه پای من وسطه.

429
00:26:56,282 --> 00:26:59,618
‫بله، می‌دونه.
‫تا وقتی زنده‌ست جای هیچ‌کدوممون امن نیست.

430
00:27:00,244 --> 00:27:02,788
‫تلفن زنه بهمون گفت اونا دقیقاً کجائن.

431
00:27:02,871 --> 00:27:05,374
‫برو بکششون و همه‌چیز امشب تموم میشه.

432
00:27:05,957 --> 00:27:07,376
‫من هیچ‌جا نمیرم.

433
00:27:08,169 --> 00:27:10,462
‫بیشتر از این خودمو در معرض خطر قرار نمیدم.

434
00:27:10,546 --> 00:27:12,130
‫بیشتر از تو.

435
00:27:12,964 --> 00:27:15,426
‫مگه اینکه بخوای باهام بیای.

436
00:27:16,677 --> 00:27:18,136
‫می‌تونیم با هم بریم کارو تموم کنیم.

437
00:27:20,013 --> 00:27:22,098
‫هر دو می‌دونیم از این خبرا نیست.

438
00:27:23,309 --> 00:27:24,393
‫آره.

439
00:27:25,852 --> 00:27:27,188
‫خودمم همین فکرو می‌کردم.

440
00:27:31,149 --> 00:27:34,069
‫- خانم معاون مدیر جیمز.
‫- رافی، حالت چطوره؟

441
00:27:34,152 --> 00:27:36,152
‫- از دیدنت خوشحالم.
‫- منم از دیدنت خوشحالم.

442
00:27:36,176 --> 00:27:37,261
‫- از این طرف.
‫- باشه.

443
00:27:39,032 --> 00:27:41,243
‫ایشون مدنی
‫مامور ویژه‌ی رئیس بخشه.

444
00:27:41,327 --> 00:27:43,370
‫- از ملاقاتت خوشحالم.
‫- اینجا صحبت می‌کنیم.

445
00:27:46,915 --> 00:27:48,542
‫خیلی متشکرم که اومدی، ماریان.

446
00:27:48,625 --> 00:27:51,420
‫با توجه به اینکه با گوشی شخصیم تماس گرفتی،

447
00:27:51,503 --> 00:27:53,755
‫گفتم حتماً کار مهمی داری.
‫درباره‌ی بمب‌گذاری‌هائه؟

448
00:27:53,839 --> 00:27:54,840
‫نه، درباره‌ی یه چیز دیگه‌ست.

449
00:27:54,923 --> 00:27:58,635
‫من که اینجائم. برام تعریف کنین.

450
00:27:58,719 --> 00:28:03,307
‫ما مدارکی داریم که یکی از مامورین میدانیت

451
00:28:03,390 --> 00:28:06,101
‫یه برنامه‌ی ترور غیر قانونی رو اداره می‌کرده...

452
00:28:07,018 --> 00:28:09,521
‫و بودجه‌ش با فروش هروئین از قندهار بوده.

453
00:28:11,857 --> 00:28:12,983
‫چه اتهام سنگینی.

454
00:28:13,650 --> 00:28:16,152
‫محض خنده شکنجه هم می‌کردن.

455
00:28:17,028 --> 00:28:19,948
‫وقتی یه مامور پلیس ملی افغانستان
‫که من باهاش کار می‌کردم به این امر پی برد،

456
00:28:20,031 --> 00:28:21,408
‫اونو هم به قتل رسوندن.

457
00:28:21,992 --> 00:28:24,411
‫- مدرکی برای این حرفا هست؟
‫- ازش فیلم‌برداری شده.

458
00:28:24,495 --> 00:28:29,082
‫ماریان، ماموری که ازش صحبت می‌کنیم
‫ویلیام رالینز ــه.

459
00:28:30,041 --> 00:28:31,042
‫بیل...

460
00:28:31,710 --> 00:28:34,713
‫بیل رالینز یه مامور بسیار پر افتخاره.

461
00:28:34,796 --> 00:28:36,923
‫ولی من بررسی می‌کنم.
‫البته که می‌کنم.

462
00:28:37,007 --> 00:28:39,801
‫و اگه چیزی بود،
‫تو اولین نفری هستی که بهش میگم.

463
00:28:39,885 --> 00:28:42,221
‫این تحقیقات مال وزارت امینت ملیه.

464
00:28:42,304 --> 00:28:44,973
‫من مطمئن نیستم وزارت امنیت ملی
‫چه صلاحیت قضایی‌ای

465
00:28:45,056 --> 00:28:48,477
‫بر روی رفتار مامورین سی‌آی‌اِی در خارج از کشور داره،
‫مامور مدنی.

466
00:28:48,560 --> 00:28:51,730
‫و رافی هم می‌تونه بهت بگه، ما معمولاً
‫خودمون لباس چرک‌هامونو می‌شوریم.

467
00:28:51,813 --> 00:28:53,106
‫قضیه انقدر ساده نیست، ماریان.

468
00:28:53,815 --> 00:28:55,799
‫چند نفر از مامورین ما در عملیاتی که

469
00:28:55,811 --> 00:28:58,028
‫هشت کیلومتر هم با اینجا فاصله نداشت کشته شدن.

470
00:28:58,862 --> 00:28:59,947
‫در خاک کشور.

471
00:29:00,322 --> 00:29:01,740
‫میشه من فیلم رو ببینم؟

472
00:29:01,823 --> 00:29:03,343
‫- خیر.
‫- با تو صحبت نکردم.

473
00:29:03,367 --> 00:29:04,910
‫رالینز از قانون سرکشی کرده،

474
00:29:04,993 --> 00:29:08,163
‫و من باور دارم
‫داره نهایت تلاششو می‌کنه ردشو پاک کنه.

475
00:29:08,247 --> 00:29:10,541
‫و مردم دارن می‌میرن.
‫مردم خودمون.

476
00:29:11,750 --> 00:29:14,002
‫من ازت خواستم بیای اینجا
‫تا بتونیم با این مشکل کنار بیایم...

477
00:29:15,546 --> 00:29:16,588
‫بین خودمون.

478
00:29:17,548 --> 00:29:18,549
‫آره.

479
00:29:19,090 --> 00:29:21,593
‫- رالینز رو بهمون بده.
‫- حتی اگه این حرفا درستم باشه،

480
00:29:21,677 --> 00:29:23,383
‫می‌تونی تصور کنی چه آسیبی

481
00:29:23,408 --> 00:29:24,995
‫وارد میشه اگه مردم بفهمن؟

482
00:29:25,055 --> 00:29:27,933
‫سیاست خارجی کشور
‫ده سال به عقب میفته.

483
00:29:28,016 --> 00:29:30,394
‫فکر نکنم مردم حتی ذره‌ای غافلگیر شن

484
00:29:30,477 --> 00:29:31,978
‫شماها چه غلطایی می‌کنین.

485
00:29:32,062 --> 00:29:34,731
‫خانم جوان، یه کم احترام بذار.

486
00:29:34,815 --> 00:29:37,359
‫من در سی سال از عمرم

487
00:29:37,443 --> 00:29:40,279
‫برای این کشور
‫و هر اونچه که بهش پایبنده کار کردم.

488
00:29:40,362 --> 00:29:43,407
‫تصور نکن می‌تونی صداقت و درست‌کاری منو زیر سوال ببری.

489
00:29:44,032 --> 00:29:45,606
‫درک می‌کنم، این ماجرا برات شخصی شده.

490
00:29:45,618 --> 00:29:47,160
‫بسیار عالی. من این روحیه رو تحسین می‌کنم.

491
00:29:47,243 --> 00:29:50,289
‫ولی وقتی به اندازه‌ی من و رافی توی این کار باشی،

492
00:29:50,372 --> 00:29:52,040
‫یاد می‌گیری احساسات شخصی

493
00:29:52,123 --> 00:29:55,294
‫اولین تلفاتِ
‫خوب خدمت کردن به کشورتن.

494
00:29:55,377 --> 00:29:57,921
‫باید برم سازمان ملل متحد.

495
00:29:59,715 --> 00:30:02,759
‫- ماریان، بازم ممنونم.
‫- دارم میام پایین.

496
00:30:07,055 --> 00:30:08,140
‫چه خوب پیش رفت.

497
00:30:10,809 --> 00:30:12,185
‫عجب دسته‌گلیه.

498
00:30:12,894 --> 00:30:14,521
‫من مدت زیادیه می‌شناسمش.

499
00:30:15,689 --> 00:30:17,358
‫ماریان یکی از خوباست.

500
00:30:18,734 --> 00:30:19,985
‫تو منو یاد اون می‌اندازی.

501
00:30:21,236 --> 00:30:22,779
‫به عنوان تعریف گفتم.

502
00:30:26,825 --> 00:30:27,868
‫خب حالا چی؟

503
00:30:29,036 --> 00:30:32,831
‫قفس رو تکون دادیم.
‫باید ببینیم چی گیرمون میاد.

504
00:32:00,586 --> 00:32:01,712
‫لئو؟

505
00:32:07,551 --> 00:32:09,567
‫می‌دونم منتظر فرانک هستی،

506
00:32:09,579 --> 00:32:11,722
‫همون پیت، ولی اون...

507
00:32:13,014 --> 00:32:14,057
‫منو فرستاد.

508
00:32:21,397 --> 00:32:24,860
‫لئو، به صدام گوش بده!

509
00:32:26,152 --> 00:32:27,153
‫باباتم!

510
00:32:33,034 --> 00:32:34,160
‫لئو؟

511
00:33:04,232 --> 00:33:05,776
‫سلام.

512
00:33:12,866 --> 00:33:13,909
‫منو نگاه کن.

513
00:33:13,992 --> 00:33:17,996
‫بهت قول میدم همه‌چیو توضیح میدم، باشه؟

514
00:33:18,079 --> 00:33:20,999
‫ولی الان باید بریم، باشه؟
‫چون اینجا امن نیست.

515
00:33:22,125 --> 00:33:23,919
‫- باشه؟
‫- باشه.

516
00:33:24,002 --> 00:33:26,588
‫ولی... پس پیت کجائه؟

517
00:33:28,590 --> 00:33:31,635
‫خیلی زود می‌بینیمش.

518
00:33:32,427 --> 00:33:33,845
‫- باشه.
‫- باشه.

519
00:36:16,007 --> 00:36:18,760
‫آره، ما توی نیروگاه برقیم.
‫هیشکی اینجا نیست.

520
00:36:19,302 --> 00:36:20,553
‫مطمئن بودن. اینجا یه زیرزمینه.

521
00:36:20,636 --> 00:36:22,597
‫اینجا زندگی می‌کردن،
‫ولی الان خبری ازشون نیست.

522
00:36:23,264 --> 00:36:25,600
<i>‫ یه عالمه کامپیوتر هم اینجا دارن. </i>

523
00:36:25,684 --> 00:36:27,643
<i>‫ به نظر میاد باهاش کارای سنگین می‌کردن. </i>

524
00:36:27,728 --> 00:36:30,105
‫یه فیلم شکنجه داره پخش میشه،

525
00:36:31,857 --> 00:36:33,316
‫یه شمارش معکوس هم هست.

526
00:36:33,858 --> 00:36:35,360
<i>‫ می‌خوای همه‌شو برگردونیم؟ </i>

527
00:36:35,986 --> 00:36:37,696
‫نه، به چیزی دست نزن.

528
00:36:44,786 --> 00:36:47,247
‫اگه اونجا نیستن،
‫چجوری تونستی مکانشونو پیدا کنی؟

529
00:36:47,330 --> 00:36:48,414
<i>‫ تلفنه مکان‌یابی شد... </i>

530
00:36:49,165 --> 00:36:50,500
‫همینجا روی میزه.

531
00:36:51,209 --> 00:36:53,211
‫اون یه تله‌ست، خودش اونجائه!

532
00:37:00,844 --> 00:37:01,887
‫لعنت.

533
00:38:33,937 --> 00:38:35,271
‫روسو!

534
00:38:36,439 --> 00:38:37,440
‫صدامو می‌شنوی؟

535
00:38:39,275 --> 00:38:41,277
‫می‌خوام مُردنتو تماشا کنم!

536
00:39:14,560 --> 00:39:16,855
‫بیل؟ خودتی؟

537
00:39:52,265 --> 00:39:53,975
‫روسو!

538
00:41:14,639 --> 00:41:15,640
‫روسو کجاست؟

539
00:41:17,100 --> 00:41:18,977
‫نمی‌دونم بابا.

540
00:41:19,769 --> 00:41:21,812
‫بیخیال!

541
00:41:22,271 --> 00:41:25,483
‫واقعاً... نمی‌دونم.

542
00:41:26,692 --> 00:41:29,237
‫زنه و بچه‌هه رو

543
00:41:30,696 --> 00:41:31,909
‫کجا بردن؟

544
00:41:31,921 --> 00:41:34,117
‫نمی‌دونم بابا.

545
00:41:34,200 --> 00:41:36,577
‫نیازی نبود بدونم.
‫خودت که می‌دونی چجوریه.

546
00:41:37,787 --> 00:41:39,955
‫- من هیچی نمی‌دونم.
‫- حرف حساب جواب نداره.

547
00:42:28,629 --> 00:42:29,714
<i>‫ فرانک؟ </i>

548
00:42:33,718 --> 00:42:35,845
‫بیلی روسویی که من می‌شناختم...

549
00:42:39,182 --> 00:42:43,436
‫خایه‌شو داشت خودش بیاد، می‌دونی؟

550
00:42:44,979 --> 00:42:47,315
‫این روزا من واسه انجام این کارا
‫آدم دارم، فرانک.

551
00:42:47,982 --> 00:42:49,589
<i>‫ شنیدی میگن </i>

552
00:42:49,614 --> 00:42:51,926
<i>‫ کسی که سگ داره خودش واق‌واق نمی‌کنه؟ </i>

553
00:42:53,113 --> 00:42:56,157
‫یه روزی، یه زمانی،
‫این ماجرا به خودم و خودت ختم میشه.

554
00:42:58,118 --> 00:42:59,535
‫فقط اینو بدون، بیل.

555
00:42:59,619 --> 00:43:01,621
‫نخیر، اینطور نیست.

556
00:43:03,038 --> 00:43:05,083
<i>‫ تو تحت تعقیبی، فرانکی‌جون. </i>

557
00:43:05,166 --> 00:43:08,878
‫بالاخره می‌گیرنت،
‫درست مثه دفعه‌ی قبل.

558
00:43:08,961 --> 00:43:11,381
‫پس گمونم وقت هر دومون داره تموم میشه، هان، بیل؟

559
00:43:11,964 --> 00:43:13,549
‫توی اون کامپیوترا چیه، فرانک؟

560
00:43:14,175 --> 00:43:16,571
‫زنه و بچه‌هه کجائن؟

561
00:43:16,583 --> 00:43:18,638
<i>‫ همینجا پیش منن. </i>

562
00:43:19,722 --> 00:43:20,931
‫سالم و سر حال.

563
00:43:23,726 --> 00:43:25,228
‫مگه اینکه من چیزی بگم.

564
00:43:29,524 --> 00:43:30,566
‫اون همه‌چیو داره، بیل.

565
00:43:32,152 --> 00:43:35,405
<i>‫ لیبرمن، کلی آتو ازت داره. </i>

566
00:43:36,489 --> 00:43:39,117
‫همین الان بهت میگم،
‫اگه اتفاقی برای اون خانواده بیفته...

567
00:43:39,492 --> 00:43:41,661
‫تمام دنیا می‌بینن.
‫تمام دنیا، بیل.

568
00:43:41,744 --> 00:43:44,955
‫- بعدش کار تو تمومه.
‫- و زک و سارا می‌میرن.

569
00:43:46,416 --> 00:43:47,958
<i>‫ اگه می‌خوای اون خانواده رو پس بگیری... </i>

570
00:43:49,084 --> 00:43:51,879
‫خودت و لیبرمن رو می‌خوام.

571
00:43:51,962 --> 00:43:53,381
‫درست به نظر میاد.

572
00:43:55,383 --> 00:43:57,009
<i>‫ پس من ترتیب مبادله رو میدم. </i>

573
00:43:57,843 --> 00:43:59,595
‫اگه تو مشکلی نداری.

574
00:44:00,680 --> 00:44:02,390
‫نه، شماره‌مو داری، بیل.

575
00:44:36,674 --> 00:44:38,593
‫وزارت امنیت ملی اسمتو داره.

576
00:44:38,676 --> 00:44:40,676
‫درباره‌ی عملیاتت می‌دونن.
‫منو مطلع کردن

577
00:44:40,700 --> 00:44:42,638
‫که پنج مامور در طی پیگیری این پرونده کشته شده‌ن.

578
00:44:42,722 --> 00:44:44,682
‫پنج مامور آمریکایی
‫همینجا توی نیویورک کشته شده‌ن.

579
00:44:44,765 --> 00:44:47,935
‫ما اینجوری پیش نمیریم، بیل.
‫کار ما این نیست.

580
00:44:48,018 --> 00:44:50,062
‫کار من نبود.

581
00:44:50,145 --> 00:44:51,772
‫یه تفنگدار دریایی سابق به نام بیلی روسو

582
00:44:51,856 --> 00:44:54,484
‫تصمیم گرفت بره کسل رو بکشه.

583
00:44:54,567 --> 00:44:55,860
‫همون مهره‌ی غیر نظامیت؟

584
00:44:55,943 --> 00:44:58,488
‫چون اونم بخشی از عملیاتت در قندهار بود؟

585
00:44:58,571 --> 00:45:01,115
‫این امر که ارتش در کار قاچاق هروئین بوده

586
00:45:01,199 --> 00:45:02,491
‫در پرونده‌ها ذکر شده.

587
00:45:02,575 --> 00:45:05,160
‫خیلی راحت میشه انداختش گردن روسو.

588
00:45:05,245 --> 00:45:08,706
‫کسل می‌میره، روسو مقصر شناخته میشه،
‫و دست آژانس تمیز باقی می‌مونه.

589
00:45:09,540 --> 00:45:12,877
‫نقشه‌ی همه‌چیزو کشیدی.
‫خدای من، خودت بشین ببین چی داری میگی.

590
00:45:12,960 --> 00:45:17,047
‫ماریان، من همیشه تو رو تحسین کردم
‫چون انسان واقع‌نگری هستی.

591
00:45:17,715 --> 00:45:20,676
‫تصمیمات سختی رو به خاطر منفعت اکثریت گرفتی. منم همینطور.

592
00:45:20,760 --> 00:45:23,721
‫خودت نمی‌تونی ببینی از خط قرمز رد شدی؟

593
00:45:23,804 --> 00:45:26,766
‫چرا؟ چون ممکنه همه‌ی مردم بفهمن؟

594
00:45:26,849 --> 00:45:28,934
‫- از تو توقع بیشتری داشتم.
‫- تو توقع داشـ...

595
00:45:29,018 --> 00:45:30,770
‫دقیقاً چه توقعی داری؟

596
00:45:30,853 --> 00:45:33,356
‫اینکه نسبت به همکارت یه کم وفادار باشی.

597
00:45:33,940 --> 00:45:36,108
‫پس، داریم درباره‌ی چی حرف می‌زنیم؟

598
00:45:36,692 --> 00:45:39,028
‫می‌خوای منو تحویل وزارت امنیت ملی بدی؟

599
00:45:39,111 --> 00:45:42,365
‫می‌خوای تمام ماجرا رو افشا کنی؟
‫من تو رو با خودم پایین می‌کشم.

600
00:45:42,448 --> 00:45:46,619
‫اصن اگه این کارو کنی روابط خارجه‌مون
‫با مملکت‌های دیگه به اغتشاش کشیده میشه.

601
00:45:47,078 --> 00:45:51,207
‫واسه خاطر چی؟ به خاطر یه افغانی مُرده
‫و یه مجرم دیوانه؟

602
00:45:52,041 --> 00:45:54,434
‫ما می‌تونیم بردی رو که وزارت امنیت می‌خواد بهشون بدیم

603
00:45:54,462 --> 00:45:56,373
‫و دست آژانس رو تمیز نگه داریم.

604
00:45:57,588 --> 00:46:00,004
‫وقتی بیلی روسو اون مامورهای وزارت امنیت رو کشت

605
00:46:00,016 --> 00:46:02,802
‫به دست خودش بلیت خودشو باطل کرد.

606
00:46:02,885 --> 00:46:04,178
‫عدالت برقرار میشه،

607
00:46:04,262 --> 00:46:07,223
‫و باقی کشور می‌تونه در بی‌خبری سعادت‌مندانه باشه.

608
00:46:08,223 --> 00:46:12,102
‫تو سی سال از عمرتو
‫صرف آژانس کردی، ماریان.

609
00:46:12,812 --> 00:46:15,690
‫اگه ازش محافظت نکنیم
‫این سی سال هیچ معنایی نداره.

610
00:46:19,610 --> 00:46:20,778
‫بسیار خب.

611
00:46:21,821 --> 00:46:22,821
‫روسو رو بسوزون.

612
00:46:23,864 --> 00:46:24,907
‫چشم، خانم.

613
00:46:24,990 --> 00:46:27,577
‫- و بعدش دیگه با هم کاری نداریم. قرارمون اینه.
‫- ماریان...

614
00:46:27,660 --> 00:46:29,870
‫توی آژانس من هیچ‌جایی برای تو نیست.

615
00:46:29,954 --> 00:46:30,996
‫ماریان، صبر کن.

616
00:46:31,080 --> 00:46:35,000
‫نخیر، ما از آژانس محافظت می‌کنیم،
‫بعدش تو از سِمَتت استعفا میدی.

617
00:46:35,084 --> 00:46:36,377
‫به خاطر منفعت اکثریته.

618
00:46:37,420 --> 00:46:40,172
‫ولی اینجوری من خیلی انگیزه ندارم
‫این ماجرا رو تر و تمیز کنم.

619
00:46:40,255 --> 00:46:41,591
‫من فکر می‌کنم داری.

620
00:46:41,674 --> 00:46:44,301
‫چون اگه نکنی،
‫خودم شخصاً تقدیمت می‌کنم به وزارت امنیت ملی،

621
00:46:44,385 --> 00:46:46,265
‫و مطمئن میشم تا آخر عمر بیفتی زندان،

622
00:46:46,289 --> 00:46:49,292
‫چه گه روی کفشم بریزه چه نریزه.
‫حالم ازت به هم می‌خوره.

623
00:47:07,199 --> 00:47:08,743
‫گفتی نصفه‌شب میاد، بابا.

624
00:47:10,745 --> 00:47:11,871
‫فکر می‌کنی حال پیت خوبه؟

625
00:47:13,373 --> 00:47:14,957
‫شاید جای اشتباه اومدیم.

626
00:47:15,040 --> 00:47:17,251
‫نه، نه، نه. درست اومدیم.

627
00:47:17,335 --> 00:47:21,255
‫مطمئنم حالش خوبه.
‫فقط یه کم صبر می‌کنیم بیاد.

628
00:47:22,882 --> 00:47:24,091
‫اگه اون بود واسه من صبر می‌کرد.

629
00:47:30,431 --> 00:47:31,432
‫سردته؟

630
00:47:36,521 --> 00:47:37,522
‫صبر کن.

631
00:47:38,189 --> 00:47:41,442
‫- چیه؟
‫- من اون آهنگو دوست دارم.

632
00:47:43,152 --> 00:47:45,738
‫بفرما.

633
00:47:45,821 --> 00:47:48,365
‫من و دوستام یه رقص براش ساختیم.

634
00:47:49,659 --> 00:47:51,786
‫احمقانه‌ست، ولی حال میده.

635
00:47:52,620 --> 00:47:55,289
‫شرط می‌بندم احمقانه نیست.
‫تو رقصنده‌ی فوق‌العاده‌ای هستی.

636
00:48:00,294 --> 00:48:02,046
‫اینو از کجا می‌دونی؟

637
00:48:05,299 --> 00:48:07,677
‫من همیشه‌ی همیشه بهت فکر می‌کردم.

638
00:48:14,892 --> 00:48:15,893
‫چیزی نیست.

639
00:48:18,688 --> 00:48:20,440
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

640
00:48:20,523 --> 00:48:23,400
‫عیب نداره. من بهش زنگ زدم.

641
00:48:26,862 --> 00:48:29,490
‫چند وقته اینجایی؟
‫ما نگرانت شدیم.

642
00:48:29,574 --> 00:48:32,409
‫باید مطمئن می‌شدم تنها میاد.

643
00:48:34,119 --> 00:48:35,665
‫چه می‌کنی، مدنی؟

644
00:48:36,168 --> 00:48:38,650
‫دوباره می‌خوای روم اسلحه بکشی؟

645
00:48:39,584 --> 00:48:40,585
‫باید بکشم؟

646
00:48:42,628 --> 00:48:44,547
‫- روبراهی؟
‫- آره.

647
00:48:44,630 --> 00:48:45,965
‫باورم نمیشه بهش زنگ زدی.

648
00:48:46,841 --> 00:48:48,258
‫راستشو بخواین، منم باورم نمیشه.

649
00:48:48,968 --> 00:48:51,762
‫اگه اون بهت اعتماد داره،
‫گمونم منم بهت اعتماد دارم.

650
00:48:53,723 --> 00:48:54,724
‫ببخشید.

651
00:49:06,944 --> 00:49:10,072
‫سلام. کارِت خوب بود، بچه‌جون.

652
00:49:11,406 --> 00:49:13,534
‫تمام این مدت می‌دونستی بابام زنده‌ست؟

653
00:49:15,244 --> 00:49:16,684
‫آره.

654
00:49:17,747 --> 00:49:19,390
‫ببخشید که بهت نگفتم.

655
00:49:21,286 --> 00:49:22,506
‫نمی‌دونم الان چی صدات کنم.

656
00:49:22,531 --> 00:49:24,444
‫احمقانه به نظر میاد که بخوام پیت صدات کنم.

657
00:49:27,757 --> 00:49:28,799
‫من فرانک هستم.

658
00:49:29,925 --> 00:49:31,010
‫فرانک کسل.

659
00:49:33,679 --> 00:49:35,430
‫فرانک خیلی ترسناک‌تر از پیت ــه.

660
00:49:38,475 --> 00:49:39,476
‫آره.

661
00:49:40,769 --> 00:49:41,896
‫آره، عزیز دلم...

662
00:49:42,772 --> 00:49:44,314
‫گمونم همینطوره.

663
00:50:13,678 --> 00:50:14,679
‫لعنت.

664
00:50:17,043 --> 00:50:27,043
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

665
00:50:27,800 --> 00:52:27,800
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
