WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

00:05.024 --> 00:10.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:15.415 --> 00:17.080
‫همین حالا از اجاق در آوردم

00:17.082 --> 00:19.166
‫- من کمکش می‌کنم که زودتر تموم بشه
‫- خیلی‌خب، نه! هی!

00:19.168 --> 00:21.293
‫- زک، من...
‫- من لیموناد رو میارم

00:21.295 --> 00:24.046
‫- گوش کن برو...میشه لیوانا رو بیاری؟
‫- من اینورش رو می‌گیرم، بیا

00:24.048 --> 00:25.798
‫- چهارتا، چهارتا
‫- چهارتا؟

00:25.800 --> 00:28.801
‫الان می‌افته، سنگینه
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، آماده؟

00:28.803 --> 00:30.052
‫- یک
‫- خیلی‌خب، آماده؟

00:30.054 --> 00:31.136
‫- بذار اینجا
‫- ممنون

00:31.138 --> 00:32.596
‫- اینم از این
‫- تموم شد

00:32.598 --> 00:34.100
‫خوشگل شده
‫بزن قدش

00:34.725 --> 00:36.642
‫خیلی عالی شد

00:36.644 --> 00:39.352
‫- بفرما
‫- ممنون جناب

00:39.354 --> 00:40.896
‫- خیلی خوشگل شد
‫- مراقب باش

00:40.898 --> 00:42.149
‫خیلی خوبه

00:42.858 --> 00:45.067
‫- وای بچه‌ها، خیلی عالیه
‫- یه جورایی...

00:45.069 --> 00:46.359
‫خیلی‌خب

00:46.361 --> 00:47.736
‫خوبه

00:47.738 --> 00:50.365
‫توجه
به سلامتی

00:51.408 --> 00:54.284
‫- به خونه خوش اومدی فرانک
‫- به خونه خوش اومدی

00:54.286 --> 00:56.537
‫- خوش اومدی بابا
‫- ممنون، خیلی‌خب رفیق

00:56.539 --> 00:57.705
‫خوشحالم که اینجام

00:57.707 --> 00:59.372
‫- هی
‫- وای پسر

00:59.374 --> 01:00.960
‫بابا اینجا رو ببین

01:02.236 --> 01:04.238
‫هی، نگاش کن

01:06.549 --> 01:08.173
‫وای

01:10.135 --> 01:11.927
‫وای خدا

01:17.518 --> 01:19.758
‫اسم من روی این نوشته

01:27.851 --> 01:29.945
‫- من میرم باز کنم، باشه؟
‫- باشه

01:29.947 --> 01:31.739
‫بچه‌ها، وایسید
‫وایسید، وایسا

01:45.505 --> 01:47.590
‫نه نه نه نه نه نه نه نه نه

01:49.453 --> 01:52.015
‫وایسا وایسا وایسا وایسا
‫هی

01:53.679 --> 01:55.347
‫وایسا وایسا وایسا وایسا وایسا!

01:59.393 --> 02:02.478
‫وایسا وایسا وایسا

02:02.480 --> 02:04.730
‫وایسا وایسا
‫یکم وایسا

02:04.732 --> 02:05.816
‫یکم وایسا

02:11.071 --> 02:12.114
‫نـــه

02:14.105 --> 02:16.482
‫همیشه می‌دونستم که توی این جنگل می‌میرم

02:18.579 --> 02:20.790
‫از این کوه می‌برمت پایین

02:24.058 --> 02:25.351
‫منو دفن کن رفیق

02:26.253 --> 02:28.923
‫فقط دفنم کن
‫بهم قول بده که دفنم می‌کنی، باشه؟

02:32.009 --> 02:36.637
‫همینجا بمون، من برمی‌گردم
‫برمی‌گردم گانر

02:36.639 --> 02:38.933
‫همینجا بمون
‫من برمی‌گردم گانر

03:25.688 --> 03:27.022
‫فرانک داره می‌میره

03:29.585 --> 03:37.968
مترجمین :  مصطفی و رضا
DeathStroke & ElSHEN

04:49.730 --> 04:53.148
‫- فشار خون 90 روی 60
‫- خیلی پایینه

04:53.150 --> 04:55.275
‫خون نیاز داره؟
‫من می‌تونم بهش اهدا کنم

04:55.277 --> 04:59.156
‫مشکلش خون نیست
‫دمای بدنش رسیده به 40، آلوده شده

05:01.241 --> 05:03.869
‫من بهش مایعات و آنتی‌بیوتیک دادم

05:05.204 --> 05:08.038
‫باید اون تیر رو ازش بکشیم بیرون
‫تا مایعات و آنتی‌بیوتیک فایده داشته باشه

05:08.040 --> 05:10.248
‫یه شیء خارجیه که پر از باکتریه

05:10.250 --> 05:13.168
‫بدن می‌خواد مقاومت کنه اما نمی‌تونه

05:13.170 --> 05:16.176
‫گلبول‌های سفید، تب
‫التهاب بدن...

05:16.179 --> 05:19.259
‫- درسته
‫- آنتی‌بیوتیک‌ها دارن توی یه جنگ باخته، مبارزه می‌کنن

05:26.632 --> 05:29.309
‫خب حالا می‌خوای...بکشیش بیرون؟

05:29.311 --> 05:30.854
‫اگه بکشمش بیرون

05:30.857 --> 05:32.566
‫صدمه‌ی خیلی بیشتری بهش وارد میشه

05:35.442 --> 05:37.818
‫- حالت خوبه؟
‫- آره

05:37.820 --> 05:40.823
‫خیلی‌خب، چون باید سفت نگهش داری
‫تا تکون نخوره

05:42.407 --> 05:44.201
‫- همین حالا
‫- باشه

05:48.998 --> 05:50.956
‫خیلی‌خب، تا سه
‫یک...دو...

05:50.958 --> 05:52.709
‫دو...سه...

05:56.171 --> 05:58.338
‫- خیلی‌خب، گرفتمش
‫- خیلی‌خب، خوبه

05:58.340 --> 06:00.175
‫اینو نگه دار
‫روش فشار بده

06:01.093 --> 06:04.052
‫تنها راه خروج، از وسطه

06:12.729 --> 06:14.354
‫- وای خدا
‫- هی

06:14.356 --> 06:16.650
‫حواست با من باشه، قاطی نکن
‫فهمیدی چی گفتم؟

06:17.484 --> 06:20.695
‫- بگو، بگو
‫- نمی‌زنه به سرم، من خوبم

06:27.077 --> 06:28.078
‫وای

06:38.547 --> 06:40.007
‫خیلی‌خب
‫گرفتمش

06:48.474 --> 06:50.074
‫گرفتمش

06:58.233 --> 07:01.359
‫- بیا، اینو نگه دار و روش فشار بده
‫- لعنتی

07:01.361 --> 07:03.695
‫میشه فقط...
‫دوباره...

07:03.697 --> 07:04.990
‫وای

07:20.547 --> 07:23.758
‫- یک...دو...سه...
‫- خیلی‌خب

07:27.262 --> 07:29.221
‫- تموم شد؟
‫- آره

07:29.223 --> 07:32.351
‫- خوبه
‫- حالا فقط باید زخمو بسوزونیم

07:34.353 --> 07:36.313
‫لعنتی

07:46.531 --> 07:47.366
‫بیا

07:57.042 --> 07:58.668
‫حالا تموم شد؟

07:59.544 --> 08:01.130
‫قهوه می‌خوای؟

08:03.798 --> 08:05.592
‫چرا رفتی سراغش؟

08:06.426 --> 08:08.593
‫هندرسون یه سری اطلاعات داشت
‫که بهش نیاز داشتیم

08:08.595 --> 08:10.097
‫منظورم فرانکه

08:10.973 --> 08:12.639
‫هوم؟

08:12.641 --> 08:14.682
‫ببین به چه وضعی افتاده

08:14.684 --> 08:16.478
‫همش تقصیر توئه پسر

08:17.187 --> 08:20.355
‫فکر کردی این وضع فایده‌ای داره؟

08:20.357 --> 08:22.107
‫گوش کن

08:22.109 --> 08:24.236
‫مجبورم که باور کنم
‫منظورم اینه که...

08:25.320 --> 08:26.571
‫آره، واسه خودت

08:27.865 --> 08:29.158
‫اما فرانک چی؟

09:11.951 --> 09:15.037
‫وای خدا
‫دو شب پشت هم

09:18.873 --> 09:20.834
‫این دفعه که دیگه تقصیر الکل نیست

09:44.775 --> 09:47.277
‫کلیدی چیزی بهت نمیدما

10:26.233 --> 10:30.154
‫می‌دونم باید چیزایی که می‌بینم رو
‫نادیده بگیرم

10:31.905 --> 10:32.906
‫حد و حدود و ...

10:35.075 --> 10:38.578
‫قوانین هرکوفتی که این رابطه هست
‫اما...

10:41.706 --> 10:44.501
‫این چیه دینا؟

10:47.129 --> 10:48.630
‫کاره

10:51.550 --> 10:55.804
‫می‌دونی...من باید خیلی احمق باشم...

10:56.971 --> 11:01.391
‫چون تازه حالا به عقلم رسید که
‫شاید تو...

11:01.393 --> 11:02.561
‫ازم استفاده کنی

11:04.063 --> 11:05.522
‫چی رو ازم مخفی می‌کنی؟

11:06.440 --> 11:08.523
‫من بازرس سازمان امنیتم بیلی

11:08.525 --> 11:10.034
‫خیلی چیزا هست که ازت مخفی می‌کنم

11:10.037 --> 11:13.153
‫چرا اینقد دوست داری بشاشی
‫روی یاد یه آدم مُرده؟

11:13.155 --> 11:14.573
‫اصلا بحث این نیست

11:15.699 --> 11:18.327
‫شلوارت رو بپوش
‫قیافه‌ت مسخره شده

11:20.912 --> 11:24.206
‫می‌دونی، بعضیا دروغگوهای خیلی خوبی هستن
‫حتی پلک هم نمی‌زنن

11:24.208 --> 11:28.587
‫اما بقیه، نه زیاد
‫تو...تو هم از گروه دومی

11:29.838 --> 11:33.508
‫بنابراین حدس می‌زنم بد دهن میشی
‫تا لازم نباشه دروغ بگی

11:34.176 --> 11:37.093
‫من دروغ نمیگم
‫فقط حقیقت رو بهت نمیگم

11:37.095 --> 11:38.803
‫درمورد یه چیزی

11:38.805 --> 11:42.517
‫نه، یه چیزی...یه چیزی درمورد دوستم فرانک

11:49.941 --> 11:52.611
‫می‌دونی هیچوقت جسدش پیدا نشد؟

11:54.571 --> 11:55.739
‫این توی...

11:56.698 --> 11:57.824
‫توی پرونده‌ت نوشته؟

11:59.993 --> 12:01.286
‫آره، نوشته

12:04.414 --> 12:05.248
‫همم

12:07.918 --> 12:09.669
‫من همیشه شک داشتم

12:14.674 --> 12:16.009
‫باید برم سر کار

12:30.440 --> 12:33.067
‫لعنتی

13:01.180 --> 13:02.304
‫گانر

13:02.306 --> 13:03.971
‫- هی
‫- اگه هنوز زنده باشه چی؟

13:03.973 --> 13:06.140
‫- هی فرانک، هیس
‫- من باید...باید برم سراغش

13:06.142 --> 13:07.684
‫آروم باش
‫باید دراز بکشی

13:07.686 --> 13:09.311
‫- دراز بکش
‫- اون زنده‌س

13:09.313 --> 13:10.812
‫دراز بکش
‫گوش کن

13:10.814 --> 13:12.274
‫هی، گانر مُرده

13:18.655 --> 13:21.281
‫- من...من تنهاش گذاشتم
‫- متاسفم

13:21.283 --> 13:23.040
‫باید برگردم پیشش

13:23.043 --> 13:24.867
‫- باید برم سراغش
‫- من ترتیبش رو دادم

13:24.870 --> 13:27.747
‫- منظورت چیه؟ منظورت چیه؟
‫- ترتیبش رو دادم

13:31.460 --> 13:33.295
‫درست کفن و دفن میشه

13:36.590 --> 13:37.716
‫یکم استراحت کن

13:44.181 --> 13:45.182
‫ممنون

13:46.600 --> 13:47.893
‫از من که تشکر نشد

13:48.852 --> 13:50.395
‫بهم بیلاخ دادند

13:51.230 --> 13:52.564
‫تو صورتم تف کردند

13:54.024 --> 13:55.066
‫اما...

13:55.775 --> 14:00.447
‫معاون رئیس‌جمهور بهم ستاره‌ی نقره‌ای داد

14:02.866 --> 14:06.077
‫واسه همین خدمت کردی؟
‫که ازت تشکر کنن؟

14:07.787 --> 14:09.623
‫آوریل 1968

14:10.374 --> 14:12.665
‫نزدیک 30 کیلومتر غرب تام‌کی

14:12.667 --> 14:15.462
‫من 13 نفرشون رو با نارنجک خودشون کشتم

14:16.421 --> 14:18.214
‫«برای شجاعت در جنگ»

14:19.048 --> 14:23.426
‫شماها نمی‌دونید که چقد وضعتون خوب بوده

14:23.428 --> 14:24.971
‫«تشکر بابت خدمتتون»

14:26.014 --> 14:29.599
‫کسی که نیاز به تشکر کردن داشته باشه
‫یه ترسوی بزدله

14:29.601 --> 14:33.102
‫بهش نیاز نداریم
‫مرتیکه‌ی پیر بدبخت

14:33.104 --> 14:34.854
‫استحقاقش رو داریم

14:34.856 --> 14:36.483
‫تو چرا جنگیدی اوکانر؟

14:37.942 --> 14:40.945
‫اون روز و روزهای بعدش
‫چه محرکی داشتی؟

14:41.821 --> 14:43.488
‫وظیفه‌م رو انجام دادم

14:43.490 --> 14:45.534
‫پس چرا اینقد عصبانی شدی؟

14:46.868 --> 14:48.660
‫کاری رو کردی که باید می‌کردی
‫مگه نه؟

14:48.662 --> 14:50.205
‫مثل بقیه‌ی ما

14:52.082 --> 14:53.166
‫پس چرا اومدی اینجا؟

14:56.586 --> 14:59.170
‫چون گفتم این آدما
‫باید داستان رو یه شکل دیگه بشنون

14:59.172 --> 15:01.464
‫یه مامانی دارن که تو بغلش گریه کنن

15:01.466 --> 15:04.884
‫بابا اومده که ازشون مرد بسازه
‫بفرستتشون توی میدون

15:04.886 --> 15:06.553
‫توی دنیای واقعی

15:06.555 --> 15:10.809
‫دنیایی که ما به پشمشم نیستیم

15:11.851 --> 15:15.978
‫دنیایی که آمریکایی‌های واقعی رو
‫می‌بره پشت خط مقدم

15:15.980 --> 15:17.607
‫لوئیس کجاست؟
‫دیدیش؟

15:21.903 --> 15:25.322
‫بچه‌ی باهوشیه
‫اون نور رو پیدا کرد

15:25.324 --> 15:27.701
‫وقتی حرفی رو بشنوه
‫می‌دونه حقیقته یا نه

15:28.952 --> 15:32.287
‫می‌دونه که با حرف زدن
‫نمیشه جنگ رو پیروز شد

15:32.289 --> 15:34.541
‫این جنگ، پیروزی نداره

15:38.586 --> 15:41.546
‫وقتی به عنوان پزشک‌یار آموزش می‌دیدم
‫بهم یه بزغاله دادند

15:41.548 --> 15:45.383
‫اسم بز رو گذاشتم کاسیوس
‫چون بهترینِ زمان خودش بود، مگه نه؟
[ بز: بهترینِ زمان ]

15:48.472 --> 15:50.390
‫می‌دونی با اون بزغاله چیکار کردن؟

15:52.225 --> 15:53.310
‫ترکوندنش

15:54.561 --> 15:55.520
‫تیکه پارش کردن

15:56.646 --> 15:59.023
‫جراحت به واسطه‌ی ترکش
‫روی بدنش ایجاد کردند

16:00.191 --> 16:03.277
‫و بعد بهم گفتند برم و جونش رو نجات بدم

16:04.612 --> 16:06.281
‫چون اینجوری یاد می‌گیریم

16:07.282 --> 16:09.868
‫دوباره و دوباره

16:11.911 --> 16:13.622
‫این دیگه چجور زندگی‌ایه؟

16:15.540 --> 16:17.582
‫می‌دونی ما...
‫ما زنده می‌مونیم

16:17.584 --> 16:20.128
‫تا درمان بشیم
و دوباره بریم تو میدون

16:24.883 --> 16:27.802
‫اگه به اندازه‌ی کافی توی بازی بمونی
‫قربانی میشی

16:29.137 --> 16:32.013
‫ما با اون بزغاله چه فرقی داریم؟

16:32.015 --> 16:35.602
‫مگه وظیفه‌ی تو نیست که فرقش رو بهمون بگی؟

16:39.272 --> 16:41.107
‫دیگه جوابی برام نمونده رفیق

16:43.109 --> 16:45.529
‫چی سرش اومد؟
‫کاسیوس؟

16:49.032 --> 16:51.200
‫آخرش مُرد

16:55.872 --> 16:57.541
‫به‌خاطر زیاد توی بازی موندن

16:59.292 --> 17:01.378
کلافه شد و ‫مُرد

17:06.299 --> 17:09.217
‫امتحان ریاضیت چطور بود؟

17:09.219 --> 17:11.803
‫105 گرفتم با سوال اضافه

17:11.805 --> 17:13.097
‫وای خدا

17:13.932 --> 17:15.640
‫خب پس، می‌دونی چیه؟
‫شاید...

17:15.642 --> 17:18.061
‫شاید بهتر باشه امشب رو استراحت کنی

17:19.479 --> 17:21.398
‫داداشت کجاست؟

17:24.150 --> 17:27.361
‫بیرون روی اسکیت‌بوردشه

17:37.664 --> 17:38.830
‫زک

17:40.375 --> 17:42.127
‫- زک
‫- مامان

17:43.837 --> 17:45.211
‫نه، چیزی نیست

17:45.213 --> 17:47.046
‫بازم برگر؟

17:47.048 --> 17:48.506
‫اسکیت‌بورد رو از کجا آوردی؟

17:48.508 --> 17:50.341
‫از دنیش قرض گرفتم

17:50.343 --> 17:53.845
‫تو چشمام نگاه می‌کنی و دروغ میگی
‫می‌دونم که اسکیت‌بورد رو دزدیدی

17:53.847 --> 17:55.765
‫هی هی

17:59.352 --> 18:00.852
‫مادر دنیش بهم زنگ زد

18:00.854 --> 18:03.013
‫و تا وقتی با چشمای خودم ندیدم
‫باورم نشد

18:03.016 --> 18:07.149
‫حالا دیگه گردن کلفت شدی؟
‫آره اینجوریه؟

18:07.151 --> 18:09.068
‫این خونواده پر از خائن و خبرچینه

18:09.070 --> 18:11.779
‫اگه امروز خبرچینیمو نکرده
‫فردا می‌کنه

18:11.781 --> 18:13.450
‫اینجا کارمون اینه!

18:26.963 --> 18:31.134
‫یکی از آدمای توی لیست پیداش شد
‫گانر هندرسون

18:31.885 --> 18:34.343
‫- کجاست؟
‫- مُرده

18:34.345 --> 18:36.180
‫روی یه کوه توی کنتاکی

18:37.682 --> 18:38.683
‫درو ببند

18:42.521 --> 18:45.229
‫قراره بریم کنتاکی؟

18:45.231 --> 18:47.398
‫می‌تونستی بگی
‫«هم خبر خوب دارم، هم خبر بد دینا»

18:47.400 --> 18:49.651
‫- ظاهرا آره
‫- میشه با کلانتر حرف بزنم؟

18:49.653 --> 18:52.153
‫از سازمان امنیت ملی هستم
‫کارم اضطراریه

18:52.155 --> 18:54.157
‫- تشکر
‫- پس قراره بریم کنتاکی

18:57.160 --> 18:58.369
‫ممنون

19:01.164 --> 19:03.790
‫توکا به زاغ، به گوشم

19:03.792 --> 19:07.334
‫زاغ، توکا به گوشم

19:07.336 --> 19:08.797
‫از کجاست؟

19:11.007 --> 19:13.552
‫زاغ به گوشم
‫زاغ، این...

19:16.345 --> 19:18.431
‫زاغ به گوشم
‫توکا

19:20.183 --> 19:22.268
‫زاغ به گوشم
‫زاغ، توکا...

19:24.437 --> 19:27.522
‫- مثل صدای ضبط شده‌س
‫- توکا درحال تماس با گروه باوور

19:27.524 --> 19:29.651
‫روی همه‌ی فرکانس‌ها داره پخش میشه

19:30.860 --> 19:33.861
‫زاغ به گوشم
‫زاغ، توکا هستم، توکا به زاغ

19:33.863 --> 19:35.029
‫توکا درحال تماس با گروه باوور

19:35.031 --> 19:39.116
‫من تماس‌های بی‌سیم رو مانیتور می‌کنم

19:39.118 --> 19:40.618
‫زاغ، توکا هستم

19:40.620 --> 19:43.955
‫محض اینکه درمورد خودمون یا یکی از
‫هدف‌هامون چیزی بگن

19:43.957 --> 19:47.001
‫اکثرش کسشرای تصادفی بوده
‫امواج خالی

19:47.711 --> 19:49.253
‫زاغ به گوشم

19:51.047 --> 19:52.924
‫- می‌دونی که چیه؟
‫- آره

19:54.592 --> 19:56.342
‫من زاغم

19:56.344 --> 19:57.846
‫زاغ، توکا هستم

19:59.222 --> 20:00.640
‫می‌شنوی فرانکی؟

20:02.141 --> 20:03.392
‫کیه؟

20:04.811 --> 20:08.062
‫بیلی روسو
‫با همدیگه خدمت کردیم، رفیقمه

20:08.064 --> 20:11.234
‫توکا به زاغ
‫توکا

20:11.985 --> 20:14.613
‫- اون...
‫- توکا به زاغ

20:16.489 --> 20:20.783
‫- می‌دونه که زنده‌ای؟
‫- نه، فکر نکنم

20:20.785 --> 20:24.386
‫- زاغ به گوشم
‫- اما می‌دونی، این حرفا یعنی اینکه می‌دونه

20:25.874 --> 20:28.749
‫فرانک، باید نگران باشیم؟

20:28.751 --> 20:31.337
‫گفتم که رفیقمه
‫مگه نگفتم؟

20:32.589 --> 20:34.132
‫چجوری رفیقی؟

20:36.134 --> 20:38.175
‫از اون رفیقایی که تا پای مرگ باهاتن

20:38.177 --> 20:41.888
‫فقط همین؟ بیخیال فرانک
‫این موضوع خیلی مهمیه

20:41.890 --> 20:44.515
‫فهمیدی؟
‫کسی که تا حالا نمی‌دونستم وجود داره

20:44.517 --> 20:47.059
‫یه دفعه داره اسمت رو توی رادیو فریاد می‌زنه

20:47.061 --> 20:49.771
‫- مگه نشنیدی چی بهت گفتم؟
‫- توکا به زاغ، به گوشم

20:49.773 --> 20:51.399
‫چرا حالا داره بهت زنگ می‌زنه؟

20:52.316 --> 20:54.736
‫به گوشم زاغ
‫زاغ، توکا هستم

20:55.403 --> 20:57.530
‫نمی‌دونم

20:58.281 --> 21:00.197
‫روز سردیه

21:00.199 --> 21:02.493
‫خوبه، آدمو بیدار می‌کنه

21:04.704 --> 21:06.560
‫خانوم، ما رو همراهی کنید

21:06.563 --> 21:08.623
‫تا دوباره از متمم دومی که خدا بهمون اهدا کرده
‫حمایت کنیم

21:08.625 --> 21:11.044
‫نه ممنون

21:13.630 --> 21:16.590
‫هرروز دارن آزادیشون رو بیشتر و بیشتر
‫از دست میدن

21:17.884 --> 21:21.595
‫همین حالا توی اون ساختمون
‫داره ذره ذره گرفته میشه

21:22.555 --> 21:24.263
‫اما کسی خبر نداره

21:24.265 --> 21:25.932
‫تظاهرات کردید؟
‫مجوز دارید؟

21:25.934 --> 21:28.893
‫نه، تظاهرات نیست
‫داریم آگهی پخش می‌کنیم

21:28.895 --> 21:32.396
‫که رایگانه و 100% هم قانونیه

21:32.398 --> 21:35.733
‫یه نفر اونجا درحال محاکمه‌ست
‫یه آدم خوب، یه معلم

21:35.735 --> 21:37.627
‫که اسلحه برده سر کلاس...

21:37.630 --> 21:39.422
‫خیلی‌خب، پس تظاهراته

21:39.823 --> 21:43.159
‫- چه کمکی از دستمون برمیاد افسر؟
‫- برید خونه، اینم بگیر

21:44.661 --> 21:49.038
‫با کمال احترام قربان
‫شما حق ندارید ازمون بخواید از اینجا بریم

21:49.040 --> 21:50.926
‫تنها در زمانی مجوز لازمه که

21:50.929 --> 21:53.133
‫از وسایل تقویت صدا برای گردهمایی
‫یا تظاهرات استفاده بشه

21:53.627 --> 21:57.171
‫نه میکروفونی داریم، نه اسپیکری
‫بنابراین مجوز نمی‌خواد

21:57.173 --> 22:00.174
‫خودرویی نداریم
‫از 20 نفر هم کمتریم

22:00.176 --> 22:02.677
‫راه مردم رو در پیاده‌رو یا ورودی ساختمون سد نکردیم

22:02.680 --> 22:05.096
‫اینجا دادگستری شهره
‫می‌خوای اینجا وایسی؟

22:05.098 --> 22:08.059
‫حرف من مجوزته پسرجون
‫امروز واسه‌ت سودی نداره، برو خونه

22:08.768 --> 22:12.103
‫یالا، بیا...بریم یه قهوه بخوریم
‫چطوره؟

22:12.105 --> 22:14.438
‫قربان، لطفا درنظر بگیرید که در برخورد با شما

22:14.440 --> 22:16.776
‫هیچ عمل خلاف قانونی انجام ندادم

22:17.694 --> 22:19.694
‫100% محترمانه برخورد کردم

22:19.696 --> 22:22.863
‫اما کاری که شما می‌کنید
‫ساخت قانون با اختیار خودتون

22:22.865 --> 22:24.198
‫و زیرپا گذاشتن قانون واقعیه

22:24.200 --> 22:27.120
‫من دستمزدتون رو میدم
‫ما...ما دستمزدتون رو میدیم

22:28.204 --> 22:29.620
‫بنابراین خدمت کنید و
‫ازمون حفاظت کنید

22:29.622 --> 22:32.623
‫کاری که گفتم رو انجام بده، فهمیدی؟

22:32.625 --> 22:34.125
‫- ولش کن
‫- خب حالا...

22:34.127 --> 22:35.527
‫باید بگم این کشور اینجوری نیست

22:36.129 --> 22:37.630
‫دستت رو بردی سمت سلاح من؟

22:40.091 --> 22:41.382
‫نه قربان
‫چنین کاری نکردم

22:41.384 --> 22:43.261
‫دیدم که دستت رو دراز کردی

22:43.970 --> 22:47.138
‫من کاری نکردم و شاهد دارم

22:47.140 --> 22:48.264
‫بیخیال

23:00.236 --> 23:04.155
‫پس یه گلوله می‌خوره توی دست هندرسون
‫و یکی هم به سینه‌ش

23:04.157 --> 23:06.365
‫همینجا از خونریزی می‌میره

23:06.367 --> 23:08.242
‫یکی زحمت اینو کشیده که به پلیس زنگ بزنه

23:08.244 --> 23:11.122
‫و بهشون موقعیت جسد رو اطلاع بده
‫یکی می‌خواسته جسد پیدا بشه

23:12.665 --> 23:17.045
‫یکی اینجا پیشش بوده
‫خونریزی شدیدی هم داشته، رفته از اون طرف

23:19.005 --> 23:20.548
‫به چی فکر می‌کنی؟

23:38.691 --> 23:41.360
‫یه جنگ درست حسابی بوده

23:43.737 --> 23:47.658
‫یه گروه تا دندون مسلح اومده اینجا
‫و دهنشون سرویس شده

23:49.035 --> 23:51.160
‫آره خب

23:51.162 --> 23:54.705
‫وقتی میری سراغ یه سرباز نیروی ویژه
‫اونم توی محل خودش

23:54.707 --> 23:56.081
‫همینجوری میشه

23:56.083 --> 23:57.043
‫دو

23:58.711 --> 24:01.547
‫- نفهمیدم
‫- گانر با یکی که رفته

24:02.465 --> 24:05.507
‫گانر و رفیقش گروه متجاوز رو کشتند
‫اما گانر زخمی شده

24:05.509 --> 24:07.718
‫واسه همین رفیقش از روی کوه
‫آوردتش پایین

24:07.720 --> 24:11.432
‫اما تا اینجا بیشتر نرسیدن
‫گانر داشته می‌مُرده

24:12.266 --> 24:14.976
‫واسه همین اون یکی رفته کمک بیاره

24:14.978 --> 24:18.647
‫هیچ گزارشی از کسی که گلوله خورده باشه
‫و بره توی بیمارستان‌های محلی ارسال نشده

24:19.565 --> 24:23.567
‫اما بعد زنگ زده به پلیس
‫چون می‌خواسته گانر رو پیدا کنیم

24:23.569 --> 24:25.296
‫ارتشی‌ها هیچوقت کسی رو پشت سر نمی‌ذارن

24:25.299 --> 24:27.533
‫و فکر می‌کنی اون یکی کستل باشه

24:30.826 --> 24:32.201
‫دی‌ان‌ای خونش رو بده آزمایش

24:32.203 --> 24:34.914
‫- سریع و بی سر و صدا
‫- حتما

24:36.457 --> 24:38.417
‫بذار بیان کارشون رو بکنن
‫دیگه کاری نداریم

24:42.130 --> 24:45.006
‫چی‌ می‌خوری؟
‫بوقلمون و سس یا استیک سالزبری؟

24:45.008 --> 24:47.010
‫بوقلمون
‫اینو ببین

24:53.975 --> 24:55.977
‫عید شکرگزاری توی خونه‌ت

24:57.228 --> 24:58.855
‫خودت غذا می‌پزی یا زنت؟

25:00.398 --> 25:02.023
‫نصف و نصف

25:02.025 --> 25:05.361
‫من بوقلمون رو می‌گزم
‫سارا بقیه‌ی چیزا رو می‌پزه

25:06.862 --> 25:09.363
‫مواد داخلش، سیب‌زمینی دوپخته
‫فوق‌العاده‌س

25:09.365 --> 25:12.118
‫همیشه آدمای زیادی میان واسه عید...

25:15.663 --> 25:18.247
‫خونواده‌های دیگه
‫مثلا دوستامون میان

25:18.249 --> 25:21.085
‫و 50-50 کار می‌کردیم
‫با هم...

25:22.545 --> 25:24.255
‫با هم تیم خوبی بودیم

25:28.426 --> 25:30.509
‫ماریا همیشه آشپزی می‌کرد

25:30.511 --> 25:33.137
‫آره می‌دونی خونوادمون...
‫سنتی بود

25:33.139 --> 25:34.972
‫بوقلمون و این چیزا اما...

25:34.974 --> 25:37.808
‫همیشه پاستا داشتیم
‫آره، کوفته، سس

25:37.810 --> 25:41.478
‫مادر...مادربزرگش از سیسیلی میومد پیشمون
‫واسه همین...

25:41.480 --> 25:43.522
‫آشپزیش خیلی خوب بود

25:43.524 --> 25:45.721
‫آره رفیق
‫می‌دونی...

25:46.652 --> 25:50.864
‫اگه همین حالا چشمامو ببندم
‫می‌تونم...می‌تونم ببینمش

25:51.699 --> 25:52.783
‫منظورم اینه که...

25:53.576 --> 25:54.868
‫واقعا می‌بینمش

25:55.869 --> 25:58.955
‫همیشه یه چیز ساده بود، مثل...

25:58.957 --> 26:01.417
‫مثلاً تو آشپزخونه وایسادن
‫و با تلفن حرف زدنش...

26:02.543 --> 26:03.502
‫و...

26:04.337 --> 26:06.408
‫اگه موزیکی پخش میشد...

26:06.411 --> 26:08.589
‫خلاصه از یه جایی صداش میومد...

26:08.591 --> 26:10.718
‫اون با ریتمش می‌رقصید

26:13.179 --> 26:14.763
‫پسر، چه جورم می‌رقصید

26:17.266 --> 26:20.642
‫بعضی وقتا می‌دید که نگاش می‌کنم

26:20.644 --> 26:22.811
‫پسر، اون...

26:22.813 --> 26:25.024
‫سرخ می‌شدم

26:26.025 --> 26:28.944
‫چه می‌دونم... ما...

26:29.862 --> 26:32.573
‫از عالی هم بهتر بودیم ولی...

26:33.782 --> 26:35.949
‫وقتی اونو یادم میاد،
‫همه‌ی افکار بدی که دارم

26:35.951 --> 26:38.160
‫از خاطرم میرن

26:38.162 --> 26:41.582
‫وقتی بهش فکر می‌کنم،
‫همیشه تو خاطرم لبخندش رو صورتشه

26:42.291 --> 26:44.502
‫آره، می‌فهمم

26:53.344 --> 26:55.096
‫پس دوستت...

26:56.055 --> 26:57.723
‫بیلی

26:59.308 --> 27:03.346
‫- خب؟
‫- اون آدم مهمی هست، فرانک

27:03.349 --> 27:07.971
‫اون یه پیمانکار خصوصی ارتشیه

27:07.974 --> 27:12.403
‫با خیلی‌ها در ارتباطه و قراردادهای
‫دولتی خارج از کشورم داره. این یارو...

27:12.405 --> 27:14.488
‫نظرم اینه که اون کسی نیست

27:14.490 --> 27:17.199
‫که بخواد باهات تماس بگیره
‫مگه اینکه بدونه زنده‌ای

27:17.201 --> 27:20.788
‫نه، اون نمی‌دونه
‫شاید مشکوک باشه، ولی به قطع نمی‌دونه

27:22.081 --> 27:23.457
‫نمی‌خوای بهش زنگ بزنی؟

27:24.583 --> 27:28.377
‫ما عضو نیروی دریایی هستیم.
‫می‌تونیم از پس ناامیدی بربیایم

27:28.379 --> 27:30.249
‫شاید یه نفر دیگه می‌دونه که تو زنده‌ای

27:30.252 --> 27:31.922
‫و از بیلی استفاده می‌کنه که...

27:31.924 --> 27:33.507
‫یه چیزو باید بفهمی

27:33.509 --> 27:35.511
‫من دوتا خونواده داشتم، خب؟

27:36.679 --> 27:41.057
‫ماریا و دو تا بچه
‫و یگانم رو داشتم

27:41.059 --> 27:43.684
‫یه پدر و یه شوهر بودم
‫ولی عضو نیروی دریایی هم بودم

27:43.686 --> 27:46.978
‫و عاشق نیروی دریایی بودنم.
‫عاشق اون لامصبم

27:46.980 --> 27:50.191
‫و ببین، یه وقتایی بود
‫که چه بخوام اعتراف کنم یا نخوام

27:50.193 --> 27:55.154
‫ولی حاضر بودم تا خرخره غرق
‫در خون و گلوله و کثافت

27:55.156 --> 27:56.780
‫و یگانم باشم تا پیش بچه‌هام

27:56.782 --> 28:00.033
‫باید با این موضوع کنار بیام.
‫مسئله همینه

28:00.035 --> 28:02.955
‫ولی من و بیلی روسو باهم خدمت کردیم،
‫8 سال هم‌رزم بودیم

28:03.872 --> 28:05.833
‫اون هوامو داشت، منم هوای اونو

28:07.835 --> 28:10.544
‫نمی‌دونم والا، خودتم خوب می‌دونی
‫که تصادف بزرگیه

28:10.546 --> 28:12.423
‫بیلی روسو خونوادمه

28:16.344 --> 28:17.845
‫خونوادمه

28:24.268 --> 28:26.312
‫بله

28:29.690 --> 28:33.275
‫حق با تو بود. خون توی صحنه جرم
‫به دی‌ان‌ای کسل می‌خوره

28:33.277 --> 28:35.736
‫می‌دونستم

28:35.738 --> 28:37.979
‫خیلی خب، می‌دونیم کسل و گانر

28:37.982 --> 28:40.407
‫تو اون کوه بودن، علیه کی؟

28:40.409 --> 28:42.578
‫هر کی که نمی‌خواد جریان
‫قندهار درز کنه

28:43.496 --> 28:45.248
‫دارن پاکسازیش می‌کنن

28:46.457 --> 28:48.665
‫سی‌آی‌اِی، ارتش

28:48.667 --> 28:51.252
‫یه نفر یه جوخه مرگ به اون کوه فرستاد

28:51.254 --> 28:55.214
‫لعنتی، کلی منابع برای این کار لازمه
‫این کار خایه می‌خواد

28:55.216 --> 28:56.967
‫اگه کسل زنده مونده...

28:57.801 --> 29:00.219
‫حتماً غرق در خون از اون کوه اومده

29:00.221 --> 29:03.597
‫آره. باید پیداش کنیم

29:03.599 --> 29:06.225
‫این روزا کجا میشه یه عضو نیروی دریایی
‫رو پیدا کرد؟

29:07.311 --> 29:09.980
‫چون تو فیسبوک و تیندر نیستن.
‫بررسی کردم

29:44.307 --> 29:45.974
‫چرا برام وثیقه گذاشتی؟

29:46.892 --> 29:48.806
‫گفتم اگه مجبور بودی بهم زنگ بزنی

29:48.809 --> 29:51.353
‫پس نمی‌خواستی به بابات بگی

29:51.355 --> 29:53.647
‫و این یعنی کس دیگه‌ای رو هم نداشتی

29:53.649 --> 29:57.359
‫- نمی‌خواستم ولت کنم به امون خدا
‫- می‌خواستی کمکم کنی؟

29:57.361 --> 29:58.958
‫فقط همین رو می‌خوام، لوئیس

29:58.961 --> 30:01.409
‫پس چرا منو به بیلی روسو فروختی؟

30:02.533 --> 30:05.159
‫لوئیس، اگه درک نمی‌کنی که برگشتن به منطقه جنگی

30:05.161 --> 30:08.787
‫تقریباً بدترین تجربه‌ایه که آدم می‌تونه
‫داشته باشه، پس کار درستی کردم

30:08.789 --> 30:11.709
‫- تصمیمش با تو نیست
‫- پس فکر می‌کنی بهت خیانت کردم؟

30:14.003 --> 30:17.504
‫وقتی بازداشت شده بودی
‫اوکانر کجا بود؟

30:17.506 --> 30:19.258
‫هان؟ بهش زنگ زدی؟

30:21.344 --> 30:24.054
‫اون نیومد، نه؟

30:27.891 --> 30:31.477
‫سوابقش رو درآوردم.
‫اونی که میگه نیست

30:31.479 --> 30:34.688
‫و اون ستاره نقره‌ای که همیشه
‫درموردش حرف می‌زنه

30:34.690 --> 30:36.525
‫اون داستانی که باهاش داره

30:37.985 --> 30:39.945
‫هیچوقت تو ویتنام خدمت نکرده

30:41.197 --> 30:44.157
‫تا 1977 نرفته خدمت
‫و جنگی ندیده

30:45.158 --> 30:48.159
‫اون یه کلاهبردار و دروغگوئه، لوئیس

30:48.161 --> 30:51.457
‫اون خدمت نکرده، حداقل مثل تو نه.
‫و ارزش احترامی که براش قایلی رو نداره

30:59.131 --> 31:01.257
‫پس چرا نمی‌مونی؟

31:08.349 --> 31:10.557
‫- هی لوئیس
‫- چه خبره، پسر؟

31:10.559 --> 31:11.560
‫کجا میری؟

31:42.215 --> 31:44.843
‫جای خوبی برای یه عذرخواهی رمانتیکه

31:46.053 --> 31:48.264
‫یا حتی حمله مافیا

31:49.765 --> 31:53.809
‫راستش فکر می‌کردم اگه یه وقت
‫رابطه‌ی مخفی‌ای داشتم

31:53.811 --> 31:55.644
‫بیشتر با طرف تو تخت بحث‌های جالبی می‌کردم

31:55.646 --> 31:58.980
‫نه اینکه توی اسکله تخم‌هام یخ بزنن

31:58.982 --> 32:01.692
‫و از اونجایی که واضحه نمی‌خوای سکس کنی

32:01.694 --> 32:03.552
‫پیش خودم گفتم همینجا وایسم

32:03.555 --> 32:05.362
‫و منتظر بمونم تا بگی چی می‌خوای

32:05.364 --> 32:07.908
‫چون واقعاً یه چیزی می‌خوای، نه؟

32:09.159 --> 32:11.537
‫می‌خوام درمورد فرانک کسل برام تعریف کنی

32:16.208 --> 32:19.003
‫چرا خودت نمیگی درمورد فرانک کسل چی می‌دونی؟

32:22.798 --> 32:24.216
‫کسل زنده‌ست

32:26.552 --> 32:30.931
‫شاید اینو می‌دونستی، شایدم نه.
‫صرفاً گفتم که بدونی خبر دارم

32:32.933 --> 32:34.226
‫دروغ میگم؟

32:36.269 --> 32:37.896
‫نه، فکر نکنم دروغ بگی

32:39.732 --> 32:40.858
‫نمی‌دونستی؟

32:43.694 --> 32:45.777
‫به نظرم آدمی هستی که حتی اگه می‌دونستی

32:45.779 --> 32:47.072
‫ازش محافظت می‌کردی

32:50.451 --> 32:53.159
‫خب، اگه دروغ گفته باشی،
‫باید بگم دروغگوی خوبی هستی

32:53.161 --> 32:57.122
‫- چرا الان اینو بهم میگی؟
‫- باید از کسل بازجویی کنم

32:57.124 --> 33:00.503
‫اگه می‌دونستی کجاست
‫می‌خواستم ازت کمک بخوام

33:01.462 --> 33:05.466
‫چون اگه کسی باشه که بتونه
‫پیداش کنه، تویی

33:07.217 --> 33:09.551
‫- می‌تونی؟
‫- چرا باید بخوام پیداش کنم؟

33:09.553 --> 33:12.512
‫فکر کنم اون همه چی رو درمورد
‫پرونده قندهارم می‌دونه

33:12.514 --> 33:14.917
‫خب، این چه دردی ازش دوا می‌کنه؟

33:14.920 --> 33:17.146
‫چون فکر کنم خودش تنهایی
‫رفت سراغشون

33:18.020 --> 33:20.856
‫و یه نفر بدن نیمه جونش رو
‫تو کوه ولش کرد

33:21.565 --> 33:24.650
‫فکر کنم آسیب دیده و به کمک نیاز داره

33:24.652 --> 33:28.781
‫آدمایی که باهاشون مواجه شده...
‫اینطوری اون خودشو به کشتن میده، بیلی

33:30.574 --> 33:32.200
‫هیچکدوممون که نمی‌خوایم اینطوری بشه، نه؟

33:35.871 --> 33:37.205
‫باشه

33:39.417 --> 33:41.919
‫ببینم چی می‌تونم پیدا کنم

33:49.510 --> 33:52.763
‫در ضمن خوشم اومد

33:53.681 --> 33:55.599
‫خوشم اومد که در این مورد
‫بهم اعتماد کردی

33:57.017 --> 33:59.311
‫ولی هنوز بهت کلید نمیدم

34:09.029 --> 34:11.239
‫هی، مددکار اجتماعی

34:12.575 --> 34:14.783
‫یه بیماری اجتماعی گرفتم

34:14.785 --> 34:17.455
‫واسش پنی‌سیلین می‌خوای؟

34:18.539 --> 34:21.417
‫- حالت چطوره؟ از دیدنت خوشحالم
‫- چه خبر، رفیق؟

34:23.293 --> 34:26.046
‫- فرانک رو ندیدی؟
‫- چی؟

34:31.301 --> 34:33.846
‫می‌دونی... فرانک کسل

34:34.638 --> 34:37.140
‫دوستمون. دوست مرده‌مون

34:38.267 --> 34:40.016
‫اخیراً ندیدیش؟

34:41.604 --> 34:44.145
‫یکم راهنمایی کن، بیلی

34:44.147 --> 34:46.690
‫منظورت چیه؟ اینکه رفتم سر قبرش؟

34:46.692 --> 34:50.696
‫روح یا خاطراتش اومده جلوی چشم؟
‫منظورت چیه؟

35:00.831 --> 35:02.541
‫فرانک زنده‌ست، پسر

35:04.710 --> 35:06.754
‫شرمنده، باید می‌فهمیدم خبر داری یا نه

35:08.171 --> 35:11.507
‫- چرا اینطور فکر می‌کنی؟
‫- نمی‌تونم بگم چطوری فهمیدم ولی...

35:11.509 --> 35:13.844
‫فهمیدم و الان می‌خوام پیداش کنم

35:15.220 --> 35:19.182
‫البته امیدوار بودم که کل این مدت
‫بهم دروغ گفته باشی

35:20.643 --> 35:23.562
‫اگه دروغ می‌گفتی، حداقل یه سرنخی
‫از اینکه از کجا باید شروع کنم داشتم

35:24.354 --> 35:28.064
‫با بی‌سیم قدیمی یگانمون
‫یه پیامی دادم

35:28.066 --> 35:29.151
‫جواب نداد؟

35:37.159 --> 35:42.164
‫یه چیزی رو بهت میگم
‫ولی جایی نگو، خب؟

35:45.208 --> 35:47.584
‫اینو از یه مأمور دولتی شنیدم

35:47.586 --> 35:49.186
‫فکر می‌کردن منم خبر دارم

35:53.216 --> 35:55.928
‫گفتن که الان فرانک بدجور صدمه دیده

35:57.304 --> 35:58.305
‫واسه همین...

36:01.433 --> 36:03.644
‫اگه می‌دونی باید از کجا شروع کنم...

36:04.895 --> 36:07.064
‫پس می‌خوای کمکشون کنی؟

36:08.190 --> 36:10.232
‫می‌خوام به فرانک کمک کنم

36:10.234 --> 36:13.276
‫می‌تونم از این وضعیت درش بیارم.
‫آزاد و مبرا از اتهامات

36:13.278 --> 36:14.947
‫قبلاً یه بار مأیوسش کردم

36:17.282 --> 36:19.117
‫حالا فرصتش رو دارم که جبران کنم

36:24.081 --> 36:25.833
‫دوباره به خاطرت دروغ گفتم

36:27.000 --> 36:28.875
‫کار درستی کردی، کرت

36:28.877 --> 36:31.169
‫از توکا به زاغ، به گوشم

36:31.171 --> 36:34.631
‫هر ساعت به ساعت.
‫طرف خیلی مصممه

36:34.633 --> 36:36.760
‫به گوشم، زاغ.
‫زاغ، توکا هستم

36:37.427 --> 36:41.763
‫گفت می‌خواد کمکت کنه.
‫گفت می‌تونه کمکت کنه

36:41.765 --> 36:42.931
‫از توکا به زاغ

36:42.933 --> 36:46.478
‫به نظرم هر پیشنهادی که داره
‫قبولش کن

36:47.771 --> 36:51.314
‫هر چی آدمای کمتری بدونن زنده‌ام
‫براشون امن‌تره

36:51.316 --> 36:54.568
‫ولی تو چی؟
‫به نظر در امان نیستی

36:54.570 --> 36:58.572
‫تو شبیه آدمی هستی که کم مونده بود
‫خودشو به کشتن بده، خودتم اینو می‌دونی

36:58.574 --> 37:00.406
‫اونم واسه چی؟ هان؟

37:00.408 --> 37:02.408
‫زاغ، توکا هستم

37:02.410 --> 37:05.623
‫- اگه نظرم رو بخواین...
‫- تو حق نظر دادن نداری

37:06.498 --> 37:08.707
‫حداقل توی این بحث نه

37:08.709 --> 37:10.208
‫جواب بده، زاغ

37:10.210 --> 37:14.212
‫خب الان چیکار کنم؟
‫همینطور به خاطرت دروغ بگم؟

37:14.214 --> 37:18.091
‫ببین کرت، هر کاری به نظرت درسته
‫انجام بده

37:18.093 --> 37:19.968
‫هیچوقت ازت نمی‌خوام که کار دیگه‌ای بکنی

37:21.889 --> 37:24.016
‫جواب بده، زاغ.
‫زاغ، توکا هستم

37:26.018 --> 37:29.229
‫از توکا به زاغ.
‫توکا درحال تماس با گروه باوور

37:30.606 --> 37:32.045
‫ولی آدرس اینجا رو

37:32.048 --> 37:34.274
‫- به کسی نگو، کورتیس
‫- محض رضای خدا. جداً؟

37:34.276 --> 37:36.403
‫لطفاً تو دلت نگه دار

37:37.780 --> 37:39.540
‫زاغ، توکا هستم

37:40.824 --> 37:43.950
‫حداقل چند تا دوست داری

37:43.952 --> 37:46.328
‫- آره
‫- زاغ، توکا هستم

37:46.330 --> 37:47.664
‫می‌شنوی، فرانکی؟

37:49.541 --> 37:53.168
‫زاغ، توکا هستم.
‫می‌شنوی، فرانکی؟

37:53.170 --> 37:54.379
‫به این یارو اعتماد داری؟

37:57.049 --> 38:00.383
‫آره. آره اعتماد دارم

38:00.385 --> 38:03.094
‫از توکا به زاغ.
‫جواب بده، جواب بده، زاغ

38:03.096 --> 38:04.595
‫پس باید باهاش حرف بزنی

38:04.597 --> 38:06.725
‫به گوشم، زاغ. زاغ، توکا هستم

38:08.393 --> 38:09.561
‫از توکا به زاغ

38:10.938 --> 38:14.773
‫از توکا به زاغ.
‫از توکا به زاغ

38:17.235 --> 38:19.820
‫بهتره از اون چنگک‌ها استفاده کنی

38:19.822 --> 38:21.237
‫بعدش میریم سراغش

38:21.239 --> 38:22.989
‫من از یه پیت‌باس استفاده می‌کنم

38:22.991 --> 38:26.284
‫تد، اون از کرم‌های مصنوعی مخصوص
‫استفاده می‌کنه که ظاهر طبیعی‌ای دارن

38:26.286 --> 38:27.786
‫باید از لنسرهای...

38:45.180 --> 38:46.890
‫بازداشتگاه چطور بود، بچه جون؟

38:48.516 --> 38:51.642
‫دوست پسر جدیدی پیدا کردی؟

38:51.644 --> 38:53.480
‫شرط می‌بندم بدجور یه آبجو می‌خوای

38:54.314 --> 38:58.942
‫یه چیزایی اصلاً عوض نمیشن.
‫مثل همین وضعیت پلیس

38:58.944 --> 39:00.528
‫کلی داستان درموردش دارم

39:02.030 --> 39:05.490
‫اونا رومون تف می‌کنن
‫وقتی برمی‌گردیم از...

39:05.492 --> 39:07.327
‫آره، وقتی از تگزاس برمی‌گردی

39:11.456 --> 39:15.210
‫چون سوابق خدمتت رو خوندم.
‫تو هیچوقت به ویتنام نرفتی

39:18.380 --> 39:19.589
‫سوابقم پیشته؟

39:20.966 --> 39:24.342
‫از کجا آوردیشون؟
‫اینترنت؟

39:24.344 --> 39:26.845
‫می‌دونی، یهودی‌ها اینترنت رو اداره می‌کنن

39:26.847 --> 39:29.307
‫اسم پایگاه هوایی بیرون از تام کِی چیه؟

39:32.102 --> 39:36.523
‫می‌تونی تو گوگل سرچش کنی.
‫ولی اگه اونجا خدمت کرده باشی، می‌دونستی

39:47.159 --> 39:48.616
‫اسمش چو لایه

39:50.537 --> 39:52.915
‫- پایگاه هوایی چو لای
‫- چو لای

39:54.207 --> 39:57.542
‫آخه چطوری باید یادم بمونه؟
‫دیگه پیر شدم

39:57.544 --> 39:59.585
‫ببین، اگه از داستان‌هام خوشت نمیاد...

39:59.587 --> 40:01.256
‫نه، اونا فقط داستان نیستن!

40:02.758 --> 40:04.092
‫نمی‌تونی این کارو بکنی

40:07.220 --> 40:10.180
‫- از خونه‌ام گورت رو گم کن
‫- ای دروغگوی کثافت

41:20.919 --> 41:22.212
‫ببین کیه

41:25.966 --> 41:27.425
‫زنده شده

41:38.728 --> 41:40.063
‫خیلی متأسفم

41:47.487 --> 41:49.031
‫- سلام بیل
‫- سلام

41:51.658 --> 41:52.575
‫آبجو می‌خوری؟

41:55.037 --> 41:56.163
‫معلومه

42:03.420 --> 42:06.298
‫خب...

42:08.383 --> 42:10.258
‫داغون شدی

42:10.260 --> 42:12.135
‫به خوشتیپی تو که نمیشیم، بیل

42:17.017 --> 42:18.766
‫چرا اصلاً تماسی نگرفتی؟

42:18.768 --> 42:21.852
‫راستش هر چی آدمای کمتری
‫از زنده بودنم خبر داشتن

42:21.854 --> 42:23.188
‫براشون بهتر بود

42:23.190 --> 42:25.982
‫آره خب، یکیشون واسه امنیت ملی کار می‌کنه

42:25.984 --> 42:27.110
‫اینو که می‌دونی، نه؟

42:27.945 --> 42:30.861
‫مدنی، نه؟ از کجا می‌شناسیش؟

42:30.863 --> 42:34.950
‫از طریق شرکتم، انویل.
‫الان یه شرکت دارم

42:34.952 --> 42:38.121
‫شنیدم. تحسین برانگیزه، بیل

42:39.789 --> 42:43.041
‫ولی دوست داری لباسای گرون بپوشی، نه؟

42:43.043 --> 42:45.126
‫- آره، دوست دارم
‫- آره، دوست داری

42:45.128 --> 42:50.131
‫بگذریم، براشون چند تا کار قراردادی انجام دادیم

42:50.133 --> 42:51.466
‫آموزشی

42:51.468 --> 42:55.303
‫باهم حرف زدیم.
‫چون باهم هم‌رزم بودیم

42:55.305 --> 42:56.721
‫درموردت ازم سوال پرسید

42:56.723 --> 43:00.936
‫شما دوتا... حرف زدین؟

43:02.187 --> 43:05.190
‫- آره، حرف زدیم
‫- آره، مطمئنم

43:06.191 --> 43:09.109
‫- هیچوقت عوض نمیشی
‫- خوش به حالت، نه

43:09.111 --> 43:12.155
‫شاید لخت دیده باشمش
‫ولی بدجور بهت علاقمنده، رفیق

43:13.031 --> 43:15.365
‫و اون زنی نیست که دست کم بگیریش

43:15.367 --> 43:17.995
‫- آره، اینو فهمیدم
‫- یالا

43:19.245 --> 43:20.789
‫چیزی رو بگو که اون بهم نمیگه

43:24.167 --> 43:25.710
‫ببین بیل، کاری که...

43:26.711 --> 43:29.645
‫کاری که می‌کردیم... با سربروس

43:29.648 --> 43:32.302
‫بدتر از اونی بود که فکر می‌کردی

43:34.719 --> 43:38.388
‫کار اون مار خوش خط و خال عوضی
‫مأمور سی‌آی‌اِی اورنج بود

43:38.390 --> 43:40.681
‫کار اون بود، اسکونور...

43:40.683 --> 43:44.144
‫اون آشغالی که مسئول مرده‌شور خونه بود رو یادته؟
‫همون سرهنگ بنت؟

43:44.146 --> 43:46.187
‫اون کوتوله‌ی عوضی کچل.
‫اونو یادته؟

43:46.189 --> 43:47.649
‫- آره
‫- خب

43:48.858 --> 43:51.820
‫سه تاشون از قندهار هروئین قاچاق می‌کردن

43:52.487 --> 43:54.938
‫بدن سربازای کشته‌شده‌ی آمریکایی رو باز

43:54.941 --> 43:56.951
‫و پر از مواد می‌کردن و می‌فرستادن به آمریکا

43:58.034 --> 43:59.450
‫چی؟

43:59.452 --> 44:02.578
‫گانر هندرسون از جریان بو برد

44:02.580 --> 44:04.541
‫سعی کرد گزارششون بده

44:05.958 --> 44:09.254
‫- خب، گانر آدم خوبیه
‫- اون مرده

44:10.963 --> 44:12.340
‫به خاطرش کشتنش

44:14.634 --> 44:16.426
‫لعنتی

44:16.428 --> 44:17.470
‫آره

44:18.096 --> 44:22.432
‫خب... چیکار می‌کنی؟
‫خودت تنهایی نابودشون می‌کنی؟

44:22.434 --> 44:24.061
‫تا الان برات چطور پیش رفته؟

44:25.061 --> 44:27.853
‫چرا نمیذاری وزارت امنیت ملی
‫این کارو بکنه، پسر؟

44:27.855 --> 44:30.815
‫مدنی اندازه‌ی خودت می‌خواد
‫نابودشون کنه

44:30.817 --> 44:32.985
‫- نه
‫- هی

44:34.279 --> 44:36.739
‫به نظرت واقعاً ماریا اگه بود
‫اینو می‌خواست؟

44:37.949 --> 44:40.575
‫اونموقع چاره‌ای نداشتیم

44:40.577 --> 44:41.661
‫الان داریم

44:42.954 --> 44:47.498
‫- چه چاره‌ای، بیل؟
‫- می‌تونم برات یه پاسپورت جدید ردیف کنم. یه اجتماع جدید

44:47.500 --> 44:48.668
‫یه هویت جدید

44:49.911 --> 44:51.351
‫می‌تونم از کشور خارجت کنم

44:51.354 --> 44:53.425
‫ببرمت اونور آب، کاری که توش واردی رو انجام بدی

44:55.217 --> 44:56.468
‫می‌تونی باهام کار کنی

44:59.096 --> 45:02.597
‫- می‌خوای لباس گروه تنم کنی؟
‫- هر چی بخوای می‌تونی بپوشی

45:02.599 --> 45:04.559
‫بذار تو رو از شهر خارج کنم، فرانکی

45:05.602 --> 45:07.604
‫می‌تونم همین امشب با قایق بفرستمت

45:08.646 --> 45:12.234
‫خونواده‌ات مردن، ولی تو هنوز برادرمی

45:13.818 --> 45:15.195
‫تو رو خوب می‌شناسم

45:16.279 --> 45:17.405
‫هواتو دارم

47:08.558 --> 47:11.601
‫هی، دیر کردی.
‫چند روز دیر کردی

47:11.603 --> 47:14.729
‫وقت شام چند ساعت پیش بود،
‫تازه خودت خواسته بودی

47:14.731 --> 47:16.772
‫متوجهم. درک می‌کنم چرا عصبی شدی

47:16.774 --> 47:19.319
‫به نظرت می‌تونم بیام تو که توضیح بدم؟

47:21.863 --> 47:24.324
‫آره، خیلی متأسفم

47:25.595 --> 47:26.719
‫متأسفم که به شام نرسیدم

47:26.722 --> 47:29.111
‫گفتم میام و نیومدم.
‫من اینجوری نیستم

47:29.114 --> 47:31.534
‫نمی‌دونم تو چطوری هستی، پیت

47:32.915 --> 47:34.083
‫منطقیه

47:35.793 --> 47:38.419
‫یه تصادفی داشتم.
‫برای همین بهش نرسیدم

47:38.421 --> 47:40.548
‫عجب، انگار همیشه تصادف می‌کنی

47:42.383 --> 47:44.427
‫آره

47:46.471 --> 47:49.682
‫بگذیم، هنوز بیدارم.
‫پس اشکالی نداره

47:51.434 --> 47:53.601
‫حالت خوبه؟

47:53.603 --> 47:54.937
‫آره آره

47:56.314 --> 47:59.651
‫یکم کارا زیادی فشار آوردن

48:00.402 --> 48:02.404
‫آره، درک می‌کنم

48:05.072 --> 48:07.659
‫- بچه‌ها خوابن؟
‫- آره، دیگه دیروقته

48:08.618 --> 48:09.952
‫ولی منو ببین

48:11.078 --> 48:14.664
‫گذاشتم بیای خونه‌ام.
‫با این قیافه داغونت

48:14.666 --> 48:17.249
‫آره، باید بیشتر مراقب باشی

48:17.251 --> 48:20.963
‫بهت اعتماد دارم

48:22.006 --> 48:25.343
‫دلیلش رو نمی‌دونم.
‫ولی جالبه، نه؟

48:27.680 --> 48:28.806
‫خوشحالم بهم اعتماد داری

48:32.392 --> 48:35.267
‫- یه گیلاس شراب می‌خوری؟
‫- نه، لازم نیست

48:35.269 --> 48:37.395
‫- مطمئنی؟ جداً؟
‫- آره آره

48:37.397 --> 48:39.021
‫- ولی من یه گیلاس می‌خورم
‫- باشه

48:39.023 --> 48:40.983
‫یعنی یکی دیگه

48:44.821 --> 48:46.155
‫تو...

48:47.740 --> 48:50.785
‫- میشه بشینم؟
‫- البته

48:58.250 --> 49:01.045
‫خب، وضعیت ما رو ببین

49:01.963 --> 49:04.464
‫چی میگن؟
‫آدم ناراحت، همدم ناراحت می‌خواد؟

49:04.466 --> 49:05.925
‫روز سختی داشتی؟

49:06.843 --> 49:08.343
‫هفته‌ی سختی داشتم

49:11.639 --> 49:13.725
‫هفته‌ی خیلی خاصی بود

49:16.936 --> 49:20.480
‫پسرم یهویی قلدر شد

49:20.482 --> 49:23.232
‫خواهرش رو زد

49:23.234 --> 49:27.069
‫خواهرش اگه کمتر از 20 بگیره
‫سکته می‌کنه

49:27.071 --> 49:30.199
‫می‌خواد همه چی تحت کنترلش باشن

49:31.743 --> 49:35.955
‫و من احساس می‌کنم با این دو نفری زندگی می‌کنم...

49:37.582 --> 49:39.083
‫که دارن آسیب می‌بینن

49:40.627 --> 49:43.004
‫و نمی‌دونم چطوری جلوش رو بگیرن

49:45.488 --> 49:46.630
‫و احساس می‌کنم که...

49:46.632 --> 49:50.386
‫احساس می‌کنم که داریم از خونریزی می‌میریم،
‫می‌دونی چی میگم؟

49:54.891 --> 49:56.976
‫اون بچه‌ها...

50:00.188 --> 50:03.022
‫شاید به خاطر گفتن این حرف
‫یه مشت بزنی

50:03.024 --> 50:04.192
‫تو دهنم ولی...

50:06.152 --> 50:07.902
‫اوضاع برات بهتر میشه

50:07.904 --> 50:10.448
‫برای تو بهتر شده؟

50:11.115 --> 50:14.158
‫برای من؟ آره، آره.
‫ببین، من تنهام

50:14.160 --> 50:17.912
‫مدت زیادی تنها بودم و ازش خوشم میاد

50:17.914 --> 50:19.582
‫پشت این تنهایی قایم می‌شدم

50:21.418 --> 50:25.254
‫ولی اینو می‌دونم که تنها راه برای خروج

50:26.631 --> 50:29.173
‫اینه که چیزی رو پیدا کنی که برات مهمه

50:29.175 --> 50:32.593
‫اون بچه‌ها درسته که دیوونه‌ات می‌کنن،
‫درسته که...

50:32.595 --> 50:35.515
‫درسته که بدجور اعصابت رو به هم می‌ریزن، ولی...

50:36.933 --> 50:39.268
‫اونا دلیلی هستن که این وضعیت رو
‫پشت سر می‌ذاری

50:41.813 --> 50:44.148
‫خودت چیزی پیدا کردی
‫که برات این کارو بکنه؟

50:47.985 --> 50:49.236
‫

50:51.030 --> 50:52.031
‫شاید

50:54.325 --> 50:56.160
‫آره، شاید

51:04.461 --> 51:07.922
‫به نظرم اوضاع برای خونواده‌ی لیبرمن
‫خیلی بهتر میشه

51:08.631 --> 51:11.757
‫به نظرم به زودی خیلی بهتر میشه

51:11.759 --> 51:13.135
‫از کجا می‌دونی؟

51:15.138 --> 51:16.367
‫یه حسی اینو بهم میگه

51:22.979 --> 51:24.981
‫امیدوارم حق با تو باشه

52:29.003 --> 52:30.337
‫اون نمیاد

52:40.996 --> 52:46.205
مترجمین :  مصطفی و رضا
DeathStroke & ElSHEN

52:46.229 --> 52:51.229
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

52:51.253 --> 54:47.253
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
