1
00:00:01,363 --> 00:00:09,353
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

2
00:00:10,362 --> 00:00:14,352
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

3
00:00:15,349 --> 00:00:18,477
‫- یالا بابا، انجامش بده
‫- باشه، باشه، باشه

4
00:00:19,269 --> 00:00:21,811
‫یکی بود یکی نبود، زیر گنبود کبود..

5
00:00:21,814 --> 00:00:24,480
‫دو تا مرد مُرده با هم دعواشون شد

6
00:00:24,482 --> 00:00:26,274
‫پشت به پشت، با هم رو در رو شدند

7
00:00:26,276 --> 00:00:29,152
‫به روی هم شمشیر کشیدند
‫و به همدیگه شلیک کردن

8
00:00:29,154 --> 00:00:31,905
‫احمقانه‌ست

9
00:00:31,907 --> 00:00:34,449
‫منظورت از احمقانه چیه؟
‫احمقانه نیست، بی معنیه

10
00:00:34,451 --> 00:00:37,702
‫- بی معنی و احمقانه با هم فرق می‌کنن
‫- پس بی‌‌ معنی و احمقانه‌ست

11
00:00:37,704 --> 00:00:38,747
‫بس کن

12
00:00:40,123 --> 00:00:43,083
‫هی، لیس
‫بیت بعدی رو بخون تا بفهمه چطور تموم شد

13
00:00:43,085 --> 00:00:45,202
‫یکیشون کور بود و اون یکی نمی‌تونست ببینه،

14
00:00:45,205 --> 00:00:47,383
‫پس یه احمق رو به عنوان قاضی انتخاب کردند

15
00:00:47,386 --> 00:00:49,093
‫مرد کور رفت تا جوان‌مردی رو معنا کنه

16
00:00:49,096 --> 00:00:50,882
‫و مرد احمق داد زد، هورا..!

17
00:00:51,969 --> 00:00:53,677
‫آفرین دختر!

18
00:00:53,679 --> 00:00:55,421
‫در واقع قبل از اینکه تلفن‌های هوشمند و اینترنت بیان..

19
00:00:55,424 --> 00:00:58,056
‫مردم با این چیزا سرگرم میشدن

20
00:00:58,058 --> 00:01:00,435
‫- چه خسته کننده
‫- اصلا هم خسته کننده نیست

21
00:01:01,394 --> 00:01:02,477
‫هی..

22
00:01:02,479 --> 00:01:04,815
‫نگاه! اوناهاش!

23
00:01:12,749 --> 00:01:15,991
‫تو مدرسه خوندم که مجسمه‌ی آزادی بیانگر
‫تمامی خوبی‌های آمریکاست

24
00:01:15,993 --> 00:01:17,327
‫درسته

25
00:01:18,078 --> 00:01:19,620
‫برای همین باید بری و بجنگی؟

26
00:01:19,622 --> 00:01:22,247
‫بابا میره یه عالمه حاجی می‌کشه

27
00:01:22,249 --> 00:01:24,082
‫تا حالا چند تاشون رو نفله کردی، بابا؟

28
00:01:24,084 --> 00:01:26,251
‫دیگه چنین حرف نزن، فهمیدی؟

29
00:01:26,253 --> 00:01:27,421
‫فهمیدی؟

30
00:02:09,087 --> 00:02:11,089
‫آره، خوبه
‫ممنونم

31
00:02:25,187 --> 00:02:27,187
‫خانم، معذرت می‌خوام...

32
00:02:27,189 --> 00:02:28,669
‫میشه یه کم از اون قهوه برام بریزید؟

33
00:02:34,112 --> 00:02:36,279
‫ممنون، نه، نه..

34
00:02:36,281 --> 00:02:39,324
‫فقط سه تا تخم مرغ که خوب پخته شده باشه
‫با یه مقدار گوشت و نون ترش برام بیارین

35
00:02:39,326 --> 00:02:40,926
‫تازه همسایه‌ی ما شدید؟

36
00:02:42,412 --> 00:02:45,205
‫- به تخم‌مرغ‌ها بستگی داره
‫- اینجا زیاد مشتری مد پسند نداریم

37
00:02:45,207 --> 00:02:47,375
‫هنوزم ندارید خانم

38
00:02:48,626 --> 00:02:50,552
‫سه تا تخم مرغ خوب پخته شده می‌خوام

39
00:02:50,555 --> 00:02:53,175
‫یه مقدار گوشت و نون ترش

40
00:02:53,278 --> 00:02:56,505
‫پنج قاتل ایتالیایی کشته شدند

41
00:03:11,066 --> 00:03:12,067
‫بله؟

42
00:03:13,651 --> 00:03:16,113
‫مد پسند! با تو کار دارن!

43
00:03:17,489 --> 00:03:19,279
‫- امکان نداره
‫- دروغم کجا بوده

44
00:03:19,282 --> 00:03:22,285
‫این یارو یه طوری داره توصیفت می‌کنه که انگار بغل من ایستاده

45
00:03:39,136 --> 00:03:41,554
‫- زیاد طولش نده
‫- باشه

46
00:03:46,393 --> 00:03:50,036
‫- اشتباه گرفتی
‫- من اینطور فکر نمی‌کنم

47
00:03:50,039 --> 00:03:52,607
‫مگه با فرانک کستل صحبت نمی‌کنم؟

48
00:03:53,817 --> 00:03:56,927
‫می‌دونی، بیا وقتو تلف نکنیم
‫تو فرانک کستلی، مگه نه؟

49
00:03:56,930 --> 00:03:58,599
‫فرانک کستل، مرد مُرده؟

50
00:04:02,575 --> 00:04:05,829
‫- با خودت میشیم دو مرد مُرده
‫- زدی تو خال

51
00:04:06,830 --> 00:04:09,080
‫تو تنها شبح این شهر نیستی، فرانک

52
00:04:09,082 --> 00:04:12,669
‫هی، اصلا اون دیسکی که تو خونه‌ت برات گذاشتم
‫به چشمت خورده؟

53
00:04:14,212 --> 00:04:16,712
‫آره، پیداش کردم

54
00:04:16,714 --> 00:04:18,214
‫دیدیش؟

55
00:04:18,216 --> 00:04:22,302
‫مایکرو، چه چیزیه؟
‫یه جور اسم مستعاره؟

56
00:04:22,304 --> 00:04:24,262
‫البته، فعلا همین قدر کافیه

57
00:04:24,264 --> 00:04:27,473
‫اگه می‌خوای در مورد چیزی حرف بزنی..

58
00:04:27,475 --> 00:04:29,352
‫چرا نمیای همینجا، هان؟

59
00:04:30,312 --> 00:04:33,104
‫یه قهوه‌ای هم برات می‌گیرم و در موردش حرف میزنیم

60
00:04:33,106 --> 00:04:35,315
‫می‌دونی، به نظرم پایان خوشی نداشته باشه

61
00:04:35,317 --> 00:04:37,317
‫اول از همه باید یه چیزو بفهمی

62
00:04:37,319 --> 00:04:39,905
‫باید درست بفهمی که چرا نمی‌تونی من رو بکشی

63
00:04:41,531 --> 00:04:44,034
‫بعدش می‌تونیم هم رو ببینیم

64
00:04:50,540 --> 00:04:51,624
‫خوشمزه بود

65
00:05:17,864 --> 00:05:19,032
‫هی!

66
00:06:46,047 --> 00:06:47,131
‫لعنتی

67
00:08:09,947 --> 00:08:11,033
‫هی

68
00:08:12,325 --> 00:08:13,741
‫ساعت چنده؟

69
00:08:13,743 --> 00:08:14,825
‫نه!

70
00:08:50,822 --> 00:08:51,948
‫دیگه کی می‌دونه؟

71
00:08:53,074 --> 00:08:58,562
‫هنوزم زمان داری.. می‌تونی جبرانش کنی

72
00:09:00,915 --> 00:09:02,709
‫کمکتون می‌کنم

73
00:09:03,585 --> 00:09:06,648
‫- چی می‌گه؟
‫- حرف به درد بخوری نمیزنه

74
00:09:06,651 --> 00:09:08,713
‫مطمئنیم چیز به درد بخوری میدونه؟

75
00:09:08,715 --> 00:09:11,028
‫داری اطلاعات من رو زیر سوال می‌بری، سرباز؟

76
00:09:11,031 --> 00:09:13,259
‫خواهش می‌کنم، من تروریست نیستم

77
00:09:13,261 --> 00:09:15,609
‫من خانواده دارم، بچه دارم..

78
00:09:22,643 --> 00:09:24,606
‫اگه می‌خوای خانواده‌ت یه بار دیگه طلوع خورشیدو ببین
‫خفه شو!

79
00:09:24,898 --> 00:09:26,816
‫فهمیدی؟

80
00:09:30,903 --> 00:09:32,234
‫انجامش بده

81
00:10:04,104 --> 00:10:05,355
‫صبح بخیر، فرانک

82
00:10:07,357 --> 00:10:08,650
‫چی تو رو به اینجا کشونده؟

83
00:10:10,401 --> 00:10:14,154
‫کورت... یه نفر دنبال منه

84
00:10:14,156 --> 00:10:15,448
‫یه نفر که می‌دونه من زنده‌م

85
00:10:16,587 --> 00:10:18,213
‫اسم خودش رو گذاشته، مایکرو

86
00:10:19,619 --> 00:10:22,287
‫- میخوای بدونی که من بهش گفتم که تو زنده‌ای؟
‫- ببین، آدمای محدودی میدونن که من زنده‌ام

87
00:10:22,289 --> 00:10:23,757
‫- منظورم این نیست..
‫- بیخیال، فرانک

88
00:10:23,760 --> 00:10:26,666
‫- من هیچوقت تو رو نمی‌فروشم
‫- می‌دونم، فقط...

89
00:10:26,668 --> 00:10:28,300
‫هر چیزی، از دهنت پریده باشه

90
00:10:28,303 --> 00:10:31,754
‫کسی سوالی کرده باشه یا از زیر زبونت کشیده باشه؟

91
00:10:31,756 --> 00:10:34,467
‫- هر چیزی؟
‫- هیچی، حتی یک کلمه

92
00:10:37,762 --> 00:10:38,971
‫چی می‌خواد؟

93
00:10:39,931 --> 00:10:41,891
‫یارو میگه جواب سوالام رو می‌دونه

94
00:10:43,595 --> 00:10:45,095
‫اسکونور...

95
00:10:45,098 --> 00:10:47,725
‫وقتی داشتم می‌کشتمش،
‫یه چیزی بهم گفت

96
00:10:49,607 --> 00:10:50,984
‫اون گفت..

97
00:10:51,609 --> 00:10:54,277
‫اتفاقی که برای ماریا و بچه‌ها افتاد..

98
00:10:54,279 --> 00:10:56,675
‫تقاص کار من بوده

99
00:10:56,678 --> 00:11:00,055
‫کاری که... یه کاری که تو قندهار کردم

100
00:11:00,058 --> 00:11:01,640
‫اسکونور...

101
00:11:01,643 --> 00:11:04,019
‫اون حرومزاده حاضر بود هرچیزی بگه
‫تا زنده بمونه

102
00:11:04,022 --> 00:11:05,231
‫دلیل نمیشه که حرفش حقیقت نداشته باشه

103
00:11:06,249 --> 00:11:08,335
‫بیخیال، باهام حرف بزن
‫درگیر چی شده بودی؟

104
00:11:15,133 --> 00:11:16,342
‫آره

105
00:11:20,597 --> 00:11:24,390
‫یه گروه از ما بود که بدجوری
‫با سی.آی.ای بُر خورده بودیم

106
00:11:24,392 --> 00:11:25,350
‫کارمون..

107
00:11:25,352 --> 00:11:28,478
‫بازجویی و آدم‌کشی بود. کار ما..

108
00:11:28,480 --> 00:11:29,689
‫جنگ نبود

109
00:11:30,607 --> 00:11:31,733
‫نه جنگی که قبلا می‌شناختیم

110
00:11:33,025 --> 00:11:35,945
‫راستش، کرت..
‫برام هیچ اهمیتی نداشت

111
00:11:37,239 --> 00:11:39,447
‫هرقدر هم تلاش کنی، گندکاری‌هات تو جنگ...

112
00:11:39,449 --> 00:11:41,782
‫باهات به خونه میاد و ماریا، اینو می‌دونست

113
00:11:41,784 --> 00:11:43,578
‫اون می‌دونست، بچه‌ها هم می‌دونستن

114
00:11:44,579 --> 00:11:46,871
‫بعضی وقتا حس می‌کردم جوری..

115
00:11:46,873 --> 00:11:49,292
‫دارن نگام می‌کنن که تو نگاهشون..

116
00:11:50,194 --> 00:11:52,613
‫حتی دیگه من رو نمی‌شناختن

117
00:11:53,447 --> 00:11:54,779
‫بیخیال، فرانک

118
00:11:54,782 --> 00:11:57,006
‫بیخیال، تو خانواده‌ت رو نکشتی

119
00:11:57,008 --> 00:11:58,175
‫اگه کشته باشم چی؟

120
00:12:08,246 --> 00:12:10,331
‫برگشتن به اینجا، اذیتم می‌کنه

121
00:12:11,584 --> 00:12:14,690
‫همیشه تمام مسائل مهم رو فراموش می‌کنیم
‫و حتی بهش فکر نمی‌کنیم...

122
00:12:14,692 --> 00:12:17,026
‫و تمام فکر و ذکرمون رو میذاریم
‫رو چیزای بی‌ اهمیت..

123
00:12:17,028 --> 00:12:18,780
‫به حادثه‌ی یازده سپتامبر فکر کن..

124
00:12:18,783 --> 00:12:21,739
‫مردم خیلی سریع به زندگیشون برگشتن

125
00:12:21,741 --> 00:12:25,034
‫- ما اجازه میدیم که فراموش کنیم
‫- خودمون فراموشی رو انتخاب می‌کنیم

126
00:12:25,036 --> 00:12:27,578
‫الآن راحت‌ترین کار برای من فراموش کردن احمد زبیر و...

127
00:12:27,580 --> 00:12:28,956
‫اتفاقات افغانستانه

128
00:12:32,419 --> 00:12:34,587
‫چرا فکر می‌کنی زبیر توسط افراد خودمون کشته شده؟

129
00:12:35,713 --> 00:12:38,506
‫یه فایل ویدئویی از مرگش از یه منبع ناشناس بهم رسیده

130
00:12:38,508 --> 00:12:41,551
‫اون توسط آمریکایی مورد بازجویی قرار گرفته و بهش شلیک کردن

131
00:12:41,553 --> 00:12:43,592
‫چون می‌دونستن اون یه پلیس بوده

132
00:12:43,595 --> 00:12:45,007
‫لعنتی

133
00:12:45,010 --> 00:12:48,851
‫- چرا ویدئو رو جایی نشون ندادی؟
‫- چون ندارمش

134
00:12:49,769 --> 00:12:51,060
‫تو قندهار ازم دزدیدنش

135
00:12:51,062 --> 00:12:53,420
‫پس اسکونور و کستل توی این ویدئو بودن؟

136
00:12:53,423 --> 00:12:54,816
‫همه ماسک زده بودن

137
00:12:55,942 --> 00:12:59,485
‫خیلی خب، بر فرض مثال که اونا بودن
‫الآن همشون مُردن

138
00:12:59,487 --> 00:13:01,654
‫پس کی نوار رو دزدید؟
‫چرا من برگشتم اینجا؟

139
00:13:01,656 --> 00:13:04,073
‫هفت نفر اون داخل با زوبیر بودن

140
00:13:04,075 --> 00:13:05,491
‫ولف این ماجرا رو می‌دونه

141
00:13:05,493 --> 00:13:07,535
‫خب، پس چرا باید منو بخوان و اینجوری
‫باهام رفتار کنن

142
00:13:07,537 --> 00:13:10,332
‫من فکر می‌کنم بهش گفته شده مخصوصا من رو از این موضوع
‫دور نگه داره

143
00:13:12,249 --> 00:13:15,378
‫یه نفر از افراد واحد کستل و اسکونور توی شهر پیدا کردم

144
00:13:16,087 --> 00:13:18,172
‫یه نفر به اسم بیلی روسو

145
00:13:19,591 --> 00:13:21,882
‫ولف هیچ‌وقت نمیذاره باهاش حرف بزنی

146
00:13:21,884 --> 00:13:23,303
‫خواهیم دید

147
00:13:31,519 --> 00:13:34,356
‫خیلی خب، همینا بود
‫منتظر گزارشاتتون خواهم بود

148
00:13:38,401 --> 00:13:39,444
‫قربان؟

149
00:13:40,653 --> 00:13:41,944
‫مدنی. چه کمکی از دستم ساخته‌‌ست؟

150
00:13:41,946 --> 00:13:43,821
‫قربان، داشتم گزارشات اعزام نیرو..

151
00:13:43,823 --> 00:13:46,198
‫و پروتکل‌ واکنش‌های ویژه رو می‌خوندم
‫شما اینجا تیم فوق‌العاده‌ای دارید

152
00:13:46,200 --> 00:13:48,682
‫مثل اینکه خودتون هم به کرات
‫حضورا در ماموریت‌ها بودید

153
00:13:48,685 --> 00:13:51,245
‫من همیشه دوست داشتم اولین کسی باشم
‫که وارد میدان میشه

154
00:13:51,247 --> 00:13:53,831
‫اما مشکل اینجاست که هر چی درجه‌ت بالاتر میشه،
‫کمتر اجازه‌ی اینکارارو داری

155
00:13:53,833 --> 00:13:54,957
‫معلومه

156
00:13:54,959 --> 00:13:57,960
‫خیلی دوست دارم تو تمرین‌های بدنی واحد حضور داشته باشم

157
00:13:57,962 --> 00:14:00,295
‫می‌خوای یه نامه برای فرستادن کل تیمم به برانزویک امضا کنم

158
00:14:00,297 --> 00:14:02,884
‫تا فقط به خاطرت همه تو تمرین شرکت کنن؟

159
00:14:03,676 --> 00:14:04,800
‫البته که نه

160
00:14:04,802 --> 00:14:07,261
‫فکر کردم که بهتره همینجا تو نیویورک اینکارو کنیم..

161
00:14:07,263 --> 00:14:09,138
‫یه طرف قرارداد خصوصی

162
00:14:09,140 --> 00:14:12,101
‫یه شرکت به نام آنویل هستش که
‫تمام نیازهای مورد نظر ما رو تامین می‌کنه

163
00:14:12,769 --> 00:14:14,769
‫می‌خوام که خیالتون راحت باشه
‫که می‌تونید به من..

164
00:14:14,771 --> 00:14:16,131
‫به عنوان کسی که اول وارد میدان میشه، اعتماد کنید

165
00:14:17,273 --> 00:14:18,481
‫به جهنم، چرا که نه؟

166
00:14:18,483 --> 00:14:20,983
‫بعدا یه پیشنهاد نامه برام بنویس
‫بهش یه نگاهی می‌کنم

167
00:14:20,985 --> 00:14:21,861
‫ممنون، قربان

168
00:14:29,827 --> 00:14:33,831
‫خانم، من واقعا گرسنمه
‫پول خرد ندارید؟

169
00:14:37,627 --> 00:14:38,836
‫ممنون، کارن

170
00:14:45,342 --> 00:14:46,636
‫هنوزم انقدر مهربونی، ها؟

171
00:14:51,683 --> 00:14:53,059
‫انقد اوضاعت بد شده، فرانک؟

172
00:14:54,018 --> 00:14:57,395
‫می‌خواستم یه سلامی کنم
‫گفتم شانسمو اینجوری امتحان کنم

173
00:14:57,397 --> 00:14:59,273
‫تا سرم رو به باد ندم

174
00:15:00,608 --> 00:15:03,653
‫- هنوز اون اسلحه‌ی کوچیکت رو داری؟
‫- بهتره باور داشته باشی که دارمش

175
00:15:05,112 --> 00:15:07,824
‫- آفرین دختر
‫- اینجا چه غلطی می‌کنی؟

176
00:15:09,325 --> 00:15:10,910
‫می‌تونیم با هم حرف بزنیم؟

177
00:15:30,096 --> 00:15:31,097
‫نوشیدنی؟

178
00:15:34,476 --> 00:15:35,602
‫حتما

179
00:15:42,233 --> 00:15:45,361
‫- مطمئن نبودم که دوباره باهام حرف بزنی
‫- خودمم مطمئن نبودم

180
00:15:52,368 --> 00:15:53,661
‫به نظر خوب میای

181
00:15:55,747 --> 00:15:59,457
‫تو هم مثل آدمای مد پسند شدی

182
00:15:59,459 --> 00:16:01,959
‫می‌خواستم موهامو خرگوشی ببندم

183
00:16:01,961 --> 00:16:04,171
‫به نظرت موهام انقدر بلند میشه؟

184
00:16:07,300 --> 00:16:08,342
‫کجا بودی؟

185
00:16:11,084 --> 00:16:12,974
‫کار داشتم، کارن

186
00:16:14,181 --> 00:16:15,558
‫باید کارم رو تموم می‌کردم

187
00:16:16,643 --> 00:16:17,977
‫تمومش کردی؟

188
00:16:32,700 --> 00:16:34,410
‫ببین، کارن یه...

189
00:16:35,452 --> 00:16:37,204
‫یه نفر اون بیرون می‌دونه
‫که من هنوز زنده‌ام

190
00:16:38,581 --> 00:16:41,543
‫- می‌خوام بدونم که چیزی گفتی یا نه
‫- خدای من، نه

191
00:16:42,585 --> 00:16:45,544
‫نه، فرانک. باید بهتر از این حرفا من رو بشناسی.
‫من هیچوقت..

192
00:16:45,546 --> 00:16:47,840
‫می‌خوای بگی نه، یه نه کفایت می‌کنه اما...

193
00:16:49,676 --> 00:16:51,343
‫به کمکت نیاز دارم

194
00:16:54,847 --> 00:16:56,516
‫می‌خوای کمکت کنم پیداشون کنی؟

195
00:16:58,810 --> 00:16:59,894
‫آره

196
00:17:00,686 --> 00:17:02,803
‫ببین، این یارو اسم خودش رو گذاشته مایکرو، خب؟

197
00:17:02,806 --> 00:17:04,772
‫باید یه معنی‌ای چیزی داشته باشه

198
00:17:04,774 --> 00:17:07,149
‫اون تحت نظرم داره.
‫حس می‌کنم مثل یه روحه

199
00:17:07,151 --> 00:17:09,779
‫و احتمالا روح خوبیه
‫چون من متوجه حضورش نشدم

200
00:17:10,487 --> 00:17:11,949
‫فقط یه اسم مستعار ازش داری؟

201
00:17:11,952 --> 00:17:15,199
‫یه چیزایی در مورد یه مرد مُرده می‌گفت، خب؟

202
00:17:15,201 --> 00:17:18,746
‫می‌گفت که من تنها شبح نیویورک نیستم

203
00:17:20,748 --> 00:17:22,083
‫چطوری باهات ارتباط برقرار کنم؟

204
00:17:32,635 --> 00:17:35,555
‫- برام گل آوردی؟
‫- آره

205
00:17:37,348 --> 00:17:39,389
‫من به روش‌های قدیمی هنوزم اعتقاد دارم

206
00:17:39,391 --> 00:17:40,855
‫اگه چیزی دستگیرت شد کافیه..

207
00:17:40,858 --> 00:17:42,480
‫گل‌ها رو بذاری جلوی پنجره

208
00:17:43,229 --> 00:17:44,480
‫خودم باهات تماس می‌گیرم

209
00:17:46,391 --> 00:17:47,525
‫باشه

210
00:17:48,515 --> 00:17:50,642
‫- باشه
‫- باشه

211
00:17:53,656 --> 00:17:55,074
‫ممنون، کارن

212
00:17:59,829 --> 00:18:01,872
‫بابت آبجو ممنون، می‌دونی که..

213
00:18:15,177 --> 00:18:18,389
‫- واقعا از دیدنت خوشحال شدم
‫- منم از دیدنت خوشحال شدم

214
00:18:23,311 --> 00:18:24,395
‫مراقب خودت باش

215
00:18:33,603 --> 00:18:37,298
‫خیلی خب،اینارو می‌تونی برگردونی طبقه‌ی پایین
‫اما صبر کن..

216
00:18:38,236 --> 00:18:39,986
‫باشه

217
00:18:39,989 --> 00:18:41,824
‫همشونو می‌تونی ببری طبقه‌ی پایین، ممنون

218
00:18:42,955 --> 00:18:44,038
‫هی

219
00:18:44,040 --> 00:18:46,290
‫- خدا رو شکر خودت اومدی
‫- میشه بپرسم چرا؟

220
00:18:46,292 --> 00:18:49,000
‫خب، سیستممون یه بایگانی برای مقاله‌های چاپ نشده‌ی...

221
00:18:49,003 --> 00:18:50,414
‫یک سال به قبل‌تر داره، اما نمی‌تونم..

222
00:18:50,417 --> 00:18:52,379
‫مقاله‌ای که می‌خوام رو تو سیستم پیدا کنم

223
00:18:52,381 --> 00:18:53,861
‫و تنها اشاره‌ی دیگه‌ای که شده بود به یک وب‌سایت بود

224
00:18:53,864 --> 00:18:55,424
‫که اونم دیگه کار نمی‌کرد

225
00:18:55,426 --> 00:18:58,010
‫- مقاله‌ت در مورد چی بود؟
‫- یه هکر رایانه

226
00:18:58,012 --> 00:19:01,096
‫اسم مایکرو تا حالا به گوشت نخورده؟

227
00:19:01,098 --> 00:19:03,643
‫ممکنه یه مامور دولتی باشه
‫هر چند زیاد مطمئن نیستم

228
00:19:04,351 --> 00:19:07,645
‫این داستان از کجا به دستت رسیده؟

229
00:19:07,647 --> 00:19:09,730
‫یه منبع مطمئن یه اسم بهم داد
‫و گفت در موردش تحقیق کنم

230
00:19:09,732 --> 00:19:12,068
‫- و منبعت کیه؟
‫- منبعه دیگه

231
00:19:13,277 --> 00:19:16,489
‫- اگه به جایی رسید بهت میگم
‫- خب..

232
00:19:17,281 --> 00:19:18,656
‫یه داستانی بود..

233
00:19:18,658 --> 00:19:22,076
‫توسط یه غریبه، یه نفر از این
‫رزونامه نگارای خودسر و پر دردسر به دستمون رسید

234
00:19:22,078 --> 00:19:25,162
‫از این آدم‌های وسواسی که همه چیزو
‫به چشم دسیسه میدید

235
00:19:25,164 --> 00:19:28,207
‫اما ظاهرا یه سرنخ از تحلیلگر سازمان ان.اس.ای داشت

236
00:19:28,209 --> 00:19:30,668
‫که اسرار شحصی به نام مایکرو رو لو میداد

237
00:19:30,670 --> 00:19:31,713
‫و ؟

238
00:19:33,673 --> 00:19:35,505
‫و من تصمیم گرفتم چاپش نکنم

239
00:19:35,507 --> 00:19:37,925
‫- چون؟
‫- چون من یه سردبیرم، وظیفه‌م همینه

240
00:19:37,927 --> 00:19:39,218
‫- یه بخشی از وظایمه
‫- نه

241
00:19:39,220 --> 00:19:41,679
‫نه، الیسون. با ایما و اشاره حرف نزن
‫بازیتو خوب بلدم

242
00:19:41,681 --> 00:19:44,807
‫- چرا؟
‫- خب، هیچ مدرکی نداشت، کارن

243
00:19:44,809 --> 00:19:47,601
‫خب، تنها منبعش یه یارویی بود تو سازمان امنیت ملی..

244
00:19:47,603 --> 00:19:49,603
‫که صد سال نمیذاشت اسمی ازش برده بشه

245
00:19:49,605 --> 00:19:54,149
‫و بعدش مامور ویژه‌ی نیویورک، کارسون ولف..

246
00:19:54,151 --> 00:19:57,486
‫شخصا اومد اینجا و خواست که دنبالش رو نگیرم

247
00:19:57,488 --> 00:19:58,904
‫پس این داستان حقیقت داره؟

248
00:19:58,906 --> 00:20:00,928
‫به گفته‌ی ولف، اگه این داستانو چاپ می‌کردم..

249
00:20:00,931 --> 00:20:03,158
‫توی روند تحقیقاتش مشکل ایجاد می‌کردیم

250
00:20:03,160 --> 00:20:05,953
‫و اون می‌ترسید شانس گرفتن آدمای درگیر
‫در این مسئله رو از دست بده

251
00:20:05,955 --> 00:20:09,081
‫- و تو باهاش موافقت کردی؟
‫- من برای یه داستان بزرگتر صبر کردم

252
00:20:09,083 --> 00:20:12,837
‫- و با کارسون ولف طرح رفاقت چیدم
‫- خدای من، ایسون..

253
00:20:14,213 --> 00:20:15,256
‫خیلی خب، ببین..

254
00:20:15,923 --> 00:20:20,261
‫من مطمئنم که هنوزم یه مقاله تو دفترم دارم..

255
00:20:21,137 --> 00:20:24,766
‫پس اگه بهت بدمش، دست از اینطوری
‫نگاه کردنت برمیداری؟

256
00:20:51,292 --> 00:20:53,184
‫مهم نیست که مادر جیسون..

257
00:20:53,187 --> 00:20:55,173
‫بهش اجازه میده بره.
‫تو جایی نمیری، زک

258
00:20:55,838 --> 00:20:57,376
‫من از قبل بهش گفتم که می‌تونم برم

259
00:20:57,379 --> 00:20:59,256
‫آره، قبل از اینکه ازم بپرسی

260
00:20:59,258 --> 00:21:00,971
‫چون فکر نمی‌کردم مشکلی داشته باشه

261
00:21:00,974 --> 00:21:02,440
‫این اشتباه اولت بود

262
00:21:02,443 --> 00:21:04,010
‫کسی از تو نظر نخواست

263
00:21:04,013 --> 00:21:06,096
‫در واقع کسی نظر من رو هم نخواست

264
00:21:06,098 --> 00:21:08,723
‫فقط یه فیلمه، اگه بابا بود حتما میذاشت برم

265
00:21:08,725 --> 00:21:10,267
‫کی؟ وقتی ده سالت بود؟

266
00:21:10,269 --> 00:21:12,352
‫چون پدرت یه ساله که نیست

267
00:21:12,354 --> 00:21:14,427
‫که همه‌مون رو اذیت می‌کنه اما..

268
00:21:14,430 --> 00:21:16,440
‫نباید از خاطرش برای..

269
00:21:16,442 --> 00:21:17,816
‫بحث و مجادله و...

270
00:21:17,819 --> 00:21:19,109
‫چونه زدن استفاده کنی. فهمیدی؟

271
00:21:19,111 --> 00:21:20,404
‫ببخشید، مامان

272
00:21:21,363 --> 00:21:24,073
‫- اون منظور بدی نداشت
‫- هی، زک

273
00:21:24,075 --> 00:21:26,463
‫زک، برگرد اینجا
‫بیا اینجا

274
00:21:26,466 --> 00:21:29,829
‫می‌فهمم. شاید فقط یه فیلم باشه
‫شاید چیز مهمی نباشه

275
00:21:29,831 --> 00:21:31,698
‫اما باید از همه چیز باخبر باشم..

276
00:21:31,701 --> 00:21:33,461
‫وگرنه نمی‌تونم..

277
00:21:35,377 --> 00:21:36,628
‫باید خبردار بشم، خب؟

278
00:21:38,380 --> 00:21:39,979
‫کنترل شدید یه جور مکانیسم پیروزی بخشه

279
00:21:39,982 --> 00:21:41,258
‫می‌فهمم

280
00:21:41,261 --> 00:21:42,877
‫آره، شاید اینطوره

281
00:21:42,880 --> 00:21:44,971
‫می‌دونید که از کی یاد گرفتمش؟ از پدرتون

282
00:21:46,305 --> 00:21:48,182
‫فقط یه فیلمه، مامان

283
00:21:49,141 --> 00:21:51,016
‫- خواهش می‌کنم
‫- بهش فکر می‌کنم

284
00:21:51,018 --> 00:21:53,643
‫کی در موردش فکر می‌کنی..
‫- فقط...

285
00:21:53,645 --> 00:21:55,815
‫آروم باش، داداش کوچولو

286
00:21:57,942 --> 00:21:59,900
‫دوستت دارم، مامان

287
00:21:59,902 --> 00:22:02,279
‫عزیزم، منم دوستت دارم

288
00:22:04,198 --> 00:22:06,325
‫منم دوستت دارم، وروجک کوچولو

289
00:22:22,591 --> 00:22:24,676
‫- تمرینای ریاضیت تموم شد؟
‫- آره

290
00:23:16,020 --> 00:23:19,104
‫- خواهش می‌کنم، شلیک نکنید! شلیک نکنید!
‫- یه گروگانه

291
00:23:21,442 --> 00:23:23,902
‫لعنتی

292
00:23:26,611 --> 00:23:28,863
‫دیدم که طرف داره میاد سمتم و من فقط...

293
00:23:28,865 --> 00:23:31,658
‫فکر کردم اونم گروگان‌گیره

294
00:23:33,787 --> 00:23:35,996
‫خودتو سرزنش نکن

295
00:23:35,998 --> 00:23:38,624
‫اگه تو این شرایط گیر کنیم و فقط یه گروگان کشته بشه..

296
00:23:38,626 --> 00:23:41,503
‫- خیلیم عالیه. عملیات هیچوقت بدون تلفات نیست
‫- کاملا درسته

297
00:23:42,213 --> 00:23:44,338
‫شرایط واقعی همیشه بدتره

298
00:23:44,340 --> 00:23:48,133
‫- بیلی روسو هستم
‫- دینا مدنی و سم استاین

299
00:23:48,135 --> 00:23:50,344
‫- این عملیات شماست؟
‫- بله

300
00:23:50,346 --> 00:23:52,238
‫هر بار یه جای متفاوت رو کرایه می‌کنیم

301
00:23:52,241 --> 00:23:54,181
‫یه مقدار نقشه‌ی ناجوری داره

302
00:23:54,183 --> 00:23:57,101
‫- اما باعث میشه افراد آماده باشن
‫- خب، عالی بود

303
00:23:57,103 --> 00:23:59,061
‫سم، کارت کاملا درست بود

304
00:23:59,063 --> 00:24:02,231
‫نمیشه برای یه گروگان افسار گسیخته
‫که به حرفت گوش نمی‌کنه، شرایط خاصی در نظر بگیری

305
00:24:02,233 --> 00:24:05,984
‫وقتی یه نفر بازی رو شروع می‌کنه، تنها درصده که اهمیت داره

306
00:24:05,986 --> 00:24:07,446
‫اینو به خاطر می‌سپرم

307
00:24:09,573 --> 00:24:10,657
‫خواهش می‌کنم

308
00:24:11,951 --> 00:24:15,410
‫آنویل خوشحال میشه تمرینات بیشتری رو برای شما درنظر بگیره

309
00:24:15,412 --> 00:24:17,621
‫- ممنون
‫- ما بهترین هستیم

310
00:24:17,623 --> 00:24:21,166
‫تمامی متصدیان و آموزش‌یاران من
‫از نیروهای ویژه‌ی سابق هستند

311
00:24:21,168 --> 00:24:25,837
‫یه قرارداد رسمی داخلی با دولت، برامون فوق‌العاده‌ست

312
00:24:25,839 --> 00:24:27,422
‫افرادت الآن کجا هستند؟

313
00:24:27,424 --> 00:24:29,674
‫بیشترشون در عراق و افغانستان هستند.

314
00:24:29,676 --> 00:24:32,636
‫محافظت شخصی و محموله‌ای و اینطور محافظت‌ها

315
00:24:32,638 --> 00:24:33,762
‫کارهای خوبی می‌کنیم

316
00:24:33,764 --> 00:24:36,681
‫- به سرعت در حال پیشرفت هستیم
‫- من به تازگی از افغانستان برگشتم

317
00:24:36,683 --> 00:24:39,184
‫اونجا مامور امنیتی سفیر بودم

318
00:24:39,186 --> 00:24:41,811
‫مدنی، شما ایرانی نیستی؟

319
00:24:41,813 --> 00:24:47,026
‫آمریکایی هستم. اینجا به دنیا اومدم ولی خانواده‌م سال ۷۹ اومدن اینجا

320
00:24:47,028 --> 00:24:50,029
‫کارایی که اون بیرون انجام میدید، نمی‌تونه راحت باشه

321
00:24:50,031 --> 00:24:53,657
‫قوانین خیلی ساده‌ترن
‫خودت که می‌دونی چی میگن

322
00:24:53,659 --> 00:24:54,991
‫معلومه

323
00:24:54,993 --> 00:24:56,910
‫افغانستان، ساده‌ترین جای دنیاست

324
00:24:56,912 --> 00:24:58,539
‫به محض اینکه دیگه قصد تغییر دادنش رو نداشته باشی

325
00:24:59,498 --> 00:25:01,748
‫آخرین ماموریتم قبل اینکه به بخش خصوصی بیام، در افغانستان بود

326
00:25:01,750 --> 00:25:04,000
‫کدوم یگان؟

327
00:25:04,002 --> 00:25:05,962
‫داری از همکارمون بازجویی می‌کنی، مدنی؟

328
00:25:06,922 --> 00:25:08,338
‫قربان، نمی‌دونستم اینجا تشریف دارید

329
00:25:08,340 --> 00:25:11,174
‫آقای روسو، کارسون ولف هستم

330
00:25:11,176 --> 00:25:14,338
‫- کارتون تحسین برانگیز بود
‫- خوشحالم که مورد قبولتون بوده

331
00:25:14,341 --> 00:25:16,091
‫اگه تمایل داشتید به دفتر شرکت بیاید..

332
00:25:16,094 --> 00:25:18,014
‫خوشحال میشم در مورد یه برنامه‌ی درخور شما..

333
00:25:18,016 --> 00:25:19,351
‫باید با بخش تدارکات صحبت کنید

334
00:25:20,519 --> 00:25:23,270
‫قندهار تو قندهار باقی می‌مونه
‫اینو فراموش نکن

335
00:25:23,272 --> 00:25:25,566
‫بله قربان، فقط داشتیم صحبت می‌کردیم

336
00:25:33,865 --> 00:25:37,244
‫فکر کنم تو ساعت غیرکاری می‌تونیم
‫در مورد هرچیزی حرف بزنیم

337
00:25:38,745 --> 00:25:39,830
‫همراه نوشیدنی؟

338
00:26:11,278 --> 00:26:13,155
‫می‌خوام بدونم اگه مایکرو رو پیدا کنی..

339
00:26:14,030 --> 00:26:15,282
‫چیکار می‌کنی

340
00:26:16,617 --> 00:26:17,618
‫پیداش کردی؟

341
00:26:20,078 --> 00:26:23,039
‫یه چیزی پیدا کردم که با چیزایی که
‫تو گفتی جور درمیاد

342
00:26:24,458 --> 00:26:27,378
‫- کیه؟
‫- ببین، باید باهات روراست باشم

343
00:26:28,337 --> 00:26:30,545
‫می‌خوام بهت کمک کنم اما نه
‫به بهای کشته شدن کس دیگه

344
00:26:30,547 --> 00:26:33,965
‫ببین، من دنبال این یارو نرفتم، خب؟
‫اون اومد سمت من

345
00:26:33,967 --> 00:26:35,925
‫فقط اینو می‌دونم که این یارو...

346
00:26:35,927 --> 00:26:38,595
‫یه دخلی با اتفاقاتی که برای خانواده‌م افتاده داره،
‫پس چی می‌خوای؟

347
00:26:38,597 --> 00:26:40,514
‫اگه اون بدکار نیست، اگه اون خطرناک نیست

348
00:26:40,516 --> 00:26:42,226
‫پس نباید نگران چیزی باشه

349
00:26:42,851 --> 00:26:44,019
‫خواهش می‌کنم، فقط...

350
00:26:44,853 --> 00:26:47,061
‫فقط کمکم کن، کارن
‫کمکم کن

351
00:26:47,063 --> 00:26:49,523
‫می‌دونی چیه؟ می خوای کمکم نکن، خب؟
‫پس حداقل بذار به درد خودم بمیرم

352
00:26:49,525 --> 00:26:52,734
‫مگر نمی‌خوای اینکارو کنی؟ محض رضای خدا

353
00:27:01,036 --> 00:27:02,162
‫این چیه؟

354
00:27:03,539 --> 00:27:05,455
‫یه داستان تایید نشده..

355
00:27:05,457 --> 00:27:08,669
‫در مورد یه کارمند اطلاعاتی نابغه‌ست
‫که موقع درز اطلاعات گیر میفته

356
00:27:10,212 --> 00:27:12,173
‫- اسم خودش رو گذاشته مایکرو
‫- مایکرو؟

357
00:27:13,090 --> 00:27:14,840
‫اسمی هم داره؟

358
00:27:14,842 --> 00:27:16,260
‫دیوید لیبرمن

359
00:27:16,968 --> 00:27:19,344
‫و نکته‌ی جالب اینجاست..

360
00:27:19,346 --> 00:27:20,853
‫لیبرمن هنگام تلاش برای فرار..

361
00:27:20,856 --> 00:27:23,221
‫از دست ماموران امنیت ملی کشته میشه

362
00:27:23,224 --> 00:27:25,265
‫می دونم، خودش گفت. خودشم گفت
‫که اونم یه شبحه

363
00:27:25,268 --> 00:27:26,935
‫- خودش اینو بهم گفت
‫- آره

364
00:27:26,937 --> 00:27:28,478
‫چطوری نتونستم چیزی پیدا کنم؟

365
00:27:28,480 --> 00:27:30,355
‫- این داستان هیچوقت منتشر نشده
‫- چرا؟

366
00:27:30,357 --> 00:27:33,400
‫چون اون یارو، کارسون ولف جلوش رو گرفته

367
00:27:33,402 --> 00:27:35,360
‫می‌دونی چیه؟ همه چیز رو تو
‫داستان نوشته، فرانک

368
00:27:35,362 --> 00:27:36,947
‫فقط بخونش

369
00:27:37,906 --> 00:27:40,075
‫می‌تونم باهات صادق باشم؟ این یارو..

370
00:27:41,076 --> 00:27:44,246
‫- بدجوری من رو وحشت زده می‌کنه
‫- مگه چه آزاری برات داره، ها؟

371
00:27:46,582 --> 00:27:47,583
‫هیچی

372
00:27:48,959 --> 00:27:50,001
‫خوبه

373
00:27:51,587 --> 00:27:53,422
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

374
00:27:56,717 --> 00:27:58,009
‫کی قراره دوباره ببینمت؟

375
00:28:00,679 --> 00:28:01,722
‫خودت می‌خوای؟

376
00:28:03,932 --> 00:28:06,352
‫برام خیلی ارزش داره که هنوز زنده‌ای

377
00:28:07,436 --> 00:28:10,144
‫باورت بشه یا نه..
‫اتفاقاتی که برات میفته خیلی برام مهمه

378
00:28:10,146 --> 00:28:12,023
‫که البته تو اینطوری نیستی

379
00:28:16,778 --> 00:28:17,821
‫فقط..

380
00:28:21,241 --> 00:28:22,117
‫مراقب خودت باش

381
00:28:44,348 --> 00:28:47,015
‫خدای من

382
00:28:47,017 --> 00:28:48,892
‫خدای من، خیلی متاسفم

383
00:28:48,894 --> 00:28:50,854
‫من اصلا ندیدمتون

384
00:28:56,691 --> 00:28:58,941
‫- فقط همونجا بمون، همونجا بمون...
‫- باشه

385
00:28:58,944 --> 00:29:01,446
‫- الآن زنگ میزنم اورژانس
‫- نه، نه. چیزی نیست

386
00:29:01,448 --> 00:29:03,948
‫قربان، واقعا فکر می‌کنید که باید بشینید
‫و منتظر کمک بمونید

387
00:29:03,950 --> 00:29:05,534
‫نه، چیزیم نشکسته

388
00:29:05,536 --> 00:29:08,056
‫- فکر می‌کنم جفتمون شانس آوردیم
‫- خدای من، خدای من

389
00:29:11,207 --> 00:29:14,250
‫من یه دفعه از پشت درخت ظاهر شدم و شما فرصت نداشتی..

390
00:29:14,253 --> 00:29:15,594
‫از سرتون داره خون میاد

391
00:29:16,338 --> 00:29:18,214
‫نه، نه، نه

392
00:29:22,052 --> 00:29:24,012
‫نه، کجا دارید میرید، سارا؟

393
00:29:29,643 --> 00:29:30,767
‫نه!

394
00:29:30,769 --> 00:29:32,896
‫نه، نه، کستل! ای عوضی!

395
00:29:34,690 --> 00:29:37,609
‫لعنتی!

396
00:30:08,098 --> 00:30:09,973
‫ممنون. مثل روز اولم شدم

397
00:30:09,975 --> 00:30:11,676
‫داشتم برای خودم قهوه درست می‌کردم پس..

398
00:30:11,679 --> 00:30:13,560
‫لازم نیست انقدر زحمت بکشید..

399
00:30:13,562 --> 00:30:15,437
‫- خواهش می‌کنم...
‫- ممنون

400
00:30:15,439 --> 00:30:19,190
‫بعد از پایین اومدن از شیشه جلوی ماشینم،
‫کمترین کاریه که براتون می‌تونم بکنم

401
00:30:19,192 --> 00:30:20,902
‫من خوبم، بهتون که گفتم..

402
00:30:21,862 --> 00:30:25,489
‫- خوبم..
‫- اینجا به هم ریخته ست

403
00:30:25,491 --> 00:30:27,657
‫به هر حال اسم من پیت کاستیگیلیونیـه

404
00:30:27,659 --> 00:30:29,911
‫- سارا لیبرمن
‫- خوش‌بختم

405
00:30:31,788 --> 00:30:33,832
‫خانواده‌ی خوش‌تیپی داری سارا

406
00:30:34,629 --> 00:30:35,779
‫ممنون

407
00:30:35,782 --> 00:30:37,742
‫شغل شوهرتون چیه؟

408
00:30:38,504 --> 00:30:40,587
‫اون برای دولت کار می‌کنه

409
00:30:40,589 --> 00:30:43,050
‫راستش.. اون فوت کرده

410
00:30:44,092 --> 00:30:45,511
‫یک سال پیش

411
00:30:46,629 --> 00:30:47,909
‫متاسفم

412
00:30:47,912 --> 00:30:51,332
‫آره، من متاسفم
‫نمی‌دونم چرا می‌خواستم دروغ بگم

413
00:30:54,353 --> 00:30:56,146
‫می‌دونید، من متوجه میشم..

414
00:30:57,230 --> 00:31:00,484
‫باید سخت باشه، یه مرد غریبه بیاد داخل خونه‌تون و اون..

415
00:31:01,568 --> 00:31:03,777
‫من میرم، خب؟
‫این قهوه رو میذارم..

416
00:31:03,779 --> 00:31:05,820
‫نه، نه، نه..
‫خواهش می‌کنم، ببخشید

417
00:31:05,822 --> 00:31:07,616
‫قهوه‌تون رو تموم کنید

418
00:31:08,617 --> 00:31:09,576
‫باشه

419
00:31:19,210 --> 00:31:21,547
‫بابت فقدان شوهرت متاسفم، سارا

420
00:31:30,055 --> 00:31:34,476
‫متاسفم، به خاطر تصادف با شماست..

421
00:31:35,602 --> 00:31:38,520
‫منظورم اینه که فکر می‌کنی همه چی روبراهه...

422
00:31:38,522 --> 00:31:40,772
‫که یک دفعه یه چیزی همه چی رو میاره جلو چشمت

423
00:31:40,774 --> 00:31:42,065
‫آره

424
00:31:42,067 --> 00:31:46,110
‫نمی‌خواستم با داستان مرگ همسرم
‫اذیتتون کنم

425
00:31:46,112 --> 00:31:49,533
‫فقط یه حسیه وقتی آدمای جدیدی می‌بینم
‫دروغ می‌گم؟

426
00:31:50,492 --> 00:31:53,495
‫ولی بعد حس می‌کنم دارم به خاطراتش بی‌وفایی می‌کنم

427
00:31:54,788 --> 00:31:58,039
‫شاید فکر کنید دیوونه‌ام.
‫اینکه به شما بزنم و بعدش...

428
00:31:58,041 --> 00:32:00,709
‫نه، نه.
‫اصلا اینطور نیست

429
00:32:00,711 --> 00:32:03,004
‫سارا، می‌دونی..

430
00:32:03,922 --> 00:32:06,257
‫منم خانواده‌م رو از دست دادم، همشون رو

431
00:32:07,133 --> 00:32:08,800
‫زمان زیادی ازش نگذشته

432
00:32:08,802 --> 00:32:11,720
‫هر روز پیش خودت میگی کاش
‫شرایط فرق می‌کرد

433
00:32:11,722 --> 00:32:14,097
‫آرزو می‌کنی ایکاش یه کار دیگه میکردی

434
00:32:14,099 --> 00:32:15,475
‫و همش احساس گناه می‌کنی

435
00:32:16,477 --> 00:32:19,229
‫مي‌دونی، تو هنوز زنده‌ای و اونا نه

436
00:32:20,564 --> 00:32:23,650
‫شوهرتون به خاطر مریضی مُرد؟

437
00:32:24,275 --> 00:32:26,653
‫نه، دیوید..

438
00:32:27,904 --> 00:32:31,157
‫در حال انجام به کار خیلی شجاعانه ...

439
00:32:32,576 --> 00:32:33,785
‫و احمقانه مُرد

440
00:32:35,286 --> 00:32:38,540
‫تو روزایی که کیفم کوکه، می‌دونی..
‫به کاری که کرد افتخار می‌کنم

441
00:32:39,500 --> 00:32:41,513
‫و تو روزایی که از دنده‌ی چپ بلند میشم..

442
00:32:41,516 --> 00:32:44,158
‫فقط می‌خوام به خاطر این همه خودخواهیش
‫سرش جیغ بزنم

443
00:32:44,807 --> 00:32:47,100
‫راستش اگه الآن از اون در وارد بشه..

444
00:32:47,103 --> 00:32:49,414
‫نمی‌دونم می‌بوسمش یا بهش سیلی میزنم

445
00:32:52,804 --> 00:32:53,805
‫آره

446
00:33:05,274 --> 00:33:06,691
‫زود باش، فرانک

447
00:33:11,447 --> 00:33:12,656
‫زود باش

448
00:33:17,496 --> 00:33:19,665
‫آره

449
00:33:26,505 --> 00:33:29,380
‫- مطمئنید حالتون خوبه؟
‫- مثل روز اولم شدم

450
00:33:29,382 --> 00:33:32,258
‫ممنون بابت قهوه. مراقب خودتون باشید

451
00:33:32,260 --> 00:33:33,512
‫شما هم همینطور

452
00:33:43,271 --> 00:33:46,608
‫لعنتی

453
00:33:53,615 --> 00:33:56,240
‫- مشکلی نیست
‫- واقعا؟

454
00:33:56,242 --> 00:33:58,034
‫- آره واقعا مشکلی نیست
‫- مطمئنی؟

455
00:33:58,036 --> 00:33:59,744
‫اگه اونجا ابزار داشته باشید...

456
00:33:59,746 --> 00:34:02,583
‫می‌تونم یه نگاهی بهش بندازم

457
00:34:05,627 --> 00:34:07,627
‫باشه

458
00:34:07,629 --> 00:34:09,422
‫خیلی خوب میشه

459
00:38:21,800 --> 00:38:24,677
‫گه بازی درنیار. میدونم به هوشی

460
00:38:31,684 --> 00:38:32,978
‫تو کی هستی؟

461
00:38:34,354 --> 00:38:37,440
‫هر کسی که هستی، این احمقانه‌ترین کار عمرته

462
00:38:38,483 --> 00:38:41,194
‫و هر لحظه کارت داره احمقانه‌تر میشه

463
00:38:41,945 --> 00:38:43,989
‫تو می‌دونی من کیم، مگه نه؟

464
00:38:44,739 --> 00:38:47,615
‫قراره در مورد دیوید لیبرمن بهم اطلاعات بدی

465
00:38:47,617 --> 00:38:49,160
‫کی؟

466
00:38:59,670 --> 00:39:01,004
‫لیبرمن

467
00:39:01,006 --> 00:39:03,672
‫اون هکر که کشتیدش

468
00:39:17,522 --> 00:39:19,856
‫یه چیزایی در این مورد می‌دونم

469
00:39:19,858 --> 00:39:23,778
‫یه مدت تو بخش شکنجه‌ی گوانتانامو بودم

470
00:39:24,570 --> 00:39:27,571
‫کارساز نیست، اصلا کارساز نیست

471
00:39:27,573 --> 00:39:30,241
‫هر اطلاعاتی که بهت بدم ممکنه درست نباشه

472
00:39:30,243 --> 00:39:32,287
‫اگه حرفه‌ای باشی
‫باید اینو بدونی

473
00:39:33,413 --> 00:39:35,246
‫راه‌های زیادی برای فهمیدن حقیقت هست..

474
00:39:35,248 --> 00:39:38,541
‫ببین، لیبرمن یه خائن بود
‫اون داشت اسرارمون رو می‌فروخت

475
00:39:38,543 --> 00:39:40,960
‫اون در حین مقاومت کشته شد..

476
00:39:40,962 --> 00:39:44,923
‫لعنتی! خدا لعنتت کنه!

477
00:39:48,178 --> 00:39:50,428
‫از نظر من آدمی مثل تو مظنون پرونده به این مهمی رو...

478
00:39:50,430 --> 00:39:52,471
‫نمی‌کشه

479
00:39:52,473 --> 00:39:55,349
‫امکان نداره مگر خودت فاسد باشی

480
00:39:55,351 --> 00:39:57,768
‫که بهت پول داده باشن تا اینکارو کنی

481
00:39:57,770 --> 00:39:59,853
‫یا همون موقع داشتی با اسکونور می‌کردی

482
00:39:59,855 --> 00:40:01,898
‫به خدا قسم من..

483
00:40:01,900 --> 00:40:04,901
‫کسی رو به نام اسکونور نمی‌شناسم

484
00:40:04,903 --> 00:40:07,695
‫پس در این صورت در مورد هروئین داخل قندهار
‫هم چیزی نمی‌دونی؟

485
00:40:07,697 --> 00:40:09,989
‫خودت جواب خودت رو دادی

486
00:40:09,991 --> 00:40:12,410
‫واقعا؟

487
00:40:13,369 --> 00:40:16,704
‫لعنتی!

488
00:40:16,706 --> 00:40:19,123
‫مهم نیست که از کی می‌ترسی
‫تا حرف نزنی

489
00:40:19,125 --> 00:40:21,875
‫بهت قول میدم، هر فکری که می‌کنی..

490
00:40:21,877 --> 00:40:24,003
‫تکون نخور...

491
00:40:24,005 --> 00:40:26,547
‫بهش فکرم نکن
‫بشین رو زانوهات

492
00:40:26,549 --> 00:40:27,550
‫بشین!

493
00:40:29,760 --> 00:40:32,678
‫دستات رو بذار پشت سرت، همین الآن!

494
00:40:42,065 --> 00:40:43,191
‫خدای من!

495
00:40:44,359 --> 00:40:46,734
‫تو بلد نیستی بمیری، نه؟

496
00:40:46,736 --> 00:40:48,196
‫خیلیم عالی

497
00:40:53,243 --> 00:40:54,953
‫می‌خوای حقوقم رو بخونی؟

498
00:40:55,911 --> 00:40:56,955
‫نه

499
00:40:57,956 --> 00:40:59,790
‫فکر نمی‌کنم بخوام دستگیرت کنم

500
00:41:03,419 --> 00:41:05,671
‫امشب شب مرگ واقعیته، فرانک

501
00:41:06,922 --> 00:41:08,965
‫تا سه نشه بازی نشه

502
00:41:08,967 --> 00:41:11,177
‫پانیشر عوضی؟

503
00:41:12,137 --> 00:41:13,304
‫تو رقت انگیزی

504
00:41:14,430 --> 00:41:17,098
‫برات خیلی متاسفم

505
00:41:17,100 --> 00:41:19,808
‫می‌دونستیم قراره دقیقا کجا باشی

506
00:41:19,810 --> 00:41:22,397
‫دقیقا کجا میشه گیرت آورد

507
00:41:23,356 --> 00:41:28,151
‫و تو حوصله‌ی گروهانت رو با صحبت
‫در مورد خونه سربردی

508
00:41:28,153 --> 00:41:30,319
‫فکر می‌کردی خیلی راحته، فرانک؟

509
00:41:30,321 --> 00:41:33,781
‫تو ناناز مامانت بودی، مگه نه؟

510
00:41:33,783 --> 00:41:37,118
‫منظورت چیه؟ تو خانواده‌م رو کشتی
‫تا منو گیر بیاری؟

511
00:41:37,120 --> 00:41:38,288
‫منحرف کردنت

512
00:41:39,372 --> 00:41:41,705
‫یه بازیکن خوب همیشه دستش رو نشون نمیده

513
00:41:41,707 --> 00:41:43,749
‫متوجه شدیم که اگه تعداد اجساد زیاد باشه..

514
00:41:43,751 --> 00:41:47,670
‫کسی زحمت بررسی تک به تکشون رو به خودش نمیده

515
00:41:47,672 --> 00:41:49,672
‫یه ریسک محاسبه شده بود

516
00:41:49,674 --> 00:41:51,340
‫متوجهی، مگه نه؟

517
00:41:51,342 --> 00:41:54,218
‫و لیبرمن، چی در مورد لیبرمن می‌دونی؟ اون کیه؟

518
00:41:58,724 --> 00:42:00,768
‫ما فکر می‌کردیم تو اون نوار رو براش فرستادی

519
00:42:01,811 --> 00:42:05,231
‫حالا چشماتو ببند فرانک
‫می‌خوام در حقت یه لطفی کنم

520
00:42:06,357 --> 00:42:08,693
‫قراره به زودی خانواده‌ت رو ببینی

521
00:42:10,916 --> 00:42:12,071
‫نه؟

522
00:42:13,156 --> 00:42:14,198
‫راحت باش

523
00:42:14,824 --> 00:42:16,701
‫اسلحه خالیه، احمق

524
00:42:28,379 --> 00:42:30,671
‫الآن فقط منم و تو و حقیقت

525
00:42:36,471 --> 00:42:39,472
‫وقتی می‌خوای یه دختر رو تحت تاثیر قرار بدی، میاریش اینجا؟

526
00:42:39,474 --> 00:42:42,600
‫وقتی یه دختر می‌خواد ازم اطلاعات بگیره میارمش اینجا

527
00:42:42,602 --> 00:42:45,230
‫نمی‌دونم اینو یه تعریف در نظر بگیرم یا نه

528
00:42:45,896 --> 00:42:48,231
‫تو از اون زن‌های زودرنج هستی؟

529
00:42:48,233 --> 00:42:49,692
‫بستگی به گوینده‌ی حرف داره

530
00:42:50,360 --> 00:42:52,610
‫آخرین باری که پیکی به این کثیفی دیدم..

531
00:42:52,612 --> 00:42:56,822
‫داشتم توی باگرام از افغانستان خداحافظی می‌کردم

532
00:42:56,824 --> 00:42:58,741
‫به نظر میاد دلت براش تنگ شده باشه

533
00:42:58,743 --> 00:43:02,245
‫- کار ناتموم دارم
‫- چیزی اونجا تمومی نداره

534
00:43:02,247 --> 00:43:05,331
‫افغانی‌ها هزار ساله که دارن
‫با مهاجمین می‌جنگن

535
00:43:05,333 --> 00:43:09,043
‫برای ما، فقط یه ماموریته
‫اما برای اونا زندگیه

536
00:43:09,045 --> 00:43:11,212
‫من ماموریت آخرم رو به پایان رسوندم و
‫می‌دونستم که دیگه برنمی‌گردم اونجا

537
00:43:11,214 --> 00:43:13,091
‫نه دیگه توی اون لباس

538
00:43:13,924 --> 00:43:15,718
‫نگفتی با کی بودی

539
00:43:19,097 --> 00:43:21,889
‫نمی‌دونم چرا حس می‌کنم اگه اسم
‫یگان رو درست بگم..

540
00:43:21,891 --> 00:43:24,102
‫بیشتر از این جذب میشی؟

541
00:43:25,728 --> 00:43:27,311
‫نیروهای تفنگدار شناسایی کننده

542
00:43:27,313 --> 00:43:30,106
‫پیش آهنگ متخصص تک تیراندازی
‫134 قتل تایید شده

543
00:43:30,108 --> 00:43:32,941
‫سه ماموریت در عراق یک ماموریت در افغانستان

544
00:43:32,943 --> 00:43:34,318
‫پرونده‌م رو خوندی

545
00:43:34,320 --> 00:43:36,322
‫دوست دارم بدوم کی داره
‫ازم تعریف می‌کنه

546
00:43:37,323 --> 00:43:39,908
‫من مظنونی یا چیزی برات هستم؟

547
00:43:39,911 --> 00:43:41,617
‫نه طبق سوابق ترخصیت

548
00:43:41,619 --> 00:43:43,994
‫به خاطر همین برای آموزش به آنویل اومدی؟

549
00:43:43,996 --> 00:43:46,957
‫فکر می‌کردی می‌تونم کمکت کنم
‫کار ناتمومت رو تموم کنی؟

550
00:43:47,917 --> 00:43:49,127
‫امیدوارم بود که اینطور باشه

551
00:43:50,295 --> 00:43:51,296
‫عذر می‌خوام

552
00:43:54,340 --> 00:43:57,049
‫خب من غیبت دوستام رو نمی‌کنم

553
00:43:57,051 --> 00:43:59,262
‫با نهایت احترام، دینا
‫تو یه پلیسی

554
00:44:00,721 --> 00:44:04,097
‫سربازها در لحظه نمی‌تونن به اخلاقی بودن و یا قانونی بودن
‫رفتارشون فکر کنن

555
00:44:04,099 --> 00:44:05,539
‫به همین خاطر خودشونو به کشتن میدن

556
00:44:09,230 --> 00:44:11,982
‫سوالاتت رو بپرس

557
00:44:14,819 --> 00:44:16,694
‫تو با فرانک کستل خدمت کردی

558
00:44:16,696 --> 00:44:19,199
‫آره، فرانک کستل بهترین رفیقم بود

559
00:44:20,700 --> 00:44:22,827
‫فکر کنم این تو پرونده‌م نبوده، ها؟

560
00:44:24,370 --> 00:44:26,581
‫خیلی از اون تعداد کشته‌هام متعلق به یه شبه..

561
00:44:27,332 --> 00:44:31,043
‫که شونه به شونه‌ی فرانک بدون پشتیبانی
‫تو یه خونه در بصره جنگیدیم

562
00:44:31,961 --> 00:44:34,545
‫تمام شب رو تلاش کردیم تا نمیریم

563
00:44:34,547 --> 00:44:37,005
‫اگه بخوام روراست باشم، اون شب یکی از بهترین شبای عمرم بود

564
00:44:37,007 --> 00:44:39,427
‫مسئله این بود که بین ما و اونا کی بهتره؟

565
00:44:40,595 --> 00:44:42,054
‫و کسی بهتر از فرانک نبود

566
00:44:46,142 --> 00:44:47,643
‫خیلی متاسفم که اون مُرده

567
00:44:49,103 --> 00:44:50,769
‫همراهش خیلیای دیگه مُردن

568
00:44:50,771 --> 00:44:54,232
‫چی؟ مواد فروشا؟ خلافکارا؟ خوبه

569
00:44:54,234 --> 00:44:57,485
‫تو اومدی بیرون، کستل نیومد.
‫فاسد نشده بود؟

570
00:44:57,487 --> 00:44:59,778
‫تو هر جنگی زیاد بمونی، فاسد میشی

571
00:44:59,780 --> 00:45:02,448
‫مگر یه چیز خوب برای تکیه بهش داشته باشی

572
00:45:02,450 --> 00:45:03,866
‫فرانک اونو از دست داده بود

573
00:45:03,868 --> 00:45:05,534
‫ممکنه اونجا با مواد مخدر سر و کار داشته؟

574
00:45:08,080 --> 00:45:11,582
‫اگه فرانک رو می‌شناختی می‌فهمیدی که چقدر سوالت مسخره‌ست

575
00:45:11,584 --> 00:45:15,586
‫من فکر می‌کنم سیستم خیلی فرانک رو دل‌چرکین کرد

576
00:45:15,588 --> 00:45:17,255
‫چون اون داشت کاری که براش آموزش دیده بود رو می‌کرد

577
00:45:17,257 --> 00:45:19,757
‫پس اگه یکی خانواده‌ی تو هم می‌کشت، همین کارو می‌کردی؟

578
00:45:19,759 --> 00:45:21,176
‫خب، من خانواده‌ای ندارم

579
00:45:22,219 --> 00:45:24,054
‫من دوست دارم سبک‌بال باشم. تو چطور؟

580
00:45:26,557 --> 00:45:28,432
‫من فکر می‌کنم بعضیامون باید
‫زندگی خانوادگی داشته باشن..

581
00:45:28,434 --> 00:45:29,977
‫و بعضیا از اونا مراقبت کنن

582
00:45:30,895 --> 00:45:33,773
‫پس تو مجردی...

583
00:45:39,404 --> 00:45:42,823
‫نگران تنهایی نیستی؟

584
00:45:44,158 --> 00:45:45,368
‫من تنها نیستم

585
00:45:47,870 --> 00:45:48,704
‫تو هستی؟

586
00:45:49,872 --> 00:45:51,081
‫الآن نه

587
00:45:57,880 --> 00:45:59,297
‫باید برم

588
00:45:59,299 --> 00:46:01,759
‫- هیچوقت کار شما تعطیل نیست، ها؟
‫- ببخشید

589
00:46:02,677 --> 00:46:05,638
‫شاید بتونیم بازم یه مشروبی بخوریم؟

590
00:46:07,473 --> 00:46:09,309
‫آره، منم دوست دارم

591
00:46:10,351 --> 00:46:13,103
‫می‌دونی کجا می‌تونی پیدام کنی

592
00:46:17,317 --> 00:46:19,735
‫شب بخیر، مامور ویژه مدنی

593
00:46:21,862 --> 00:46:23,197
‫شکار خوش بگذره

594
00:46:29,704 --> 00:46:31,579
‫- شب بخیر
‫- نشونم بده

595
00:46:31,581 --> 00:46:33,581
‫این باعث میشه سریعا هوش و حواست برگرده

596
00:46:33,583 --> 00:46:35,416
‫من مست نیستم

597
00:46:35,418 --> 00:46:37,167
‫خیلی خب، من که قضاوتت نکردم

598
00:46:37,169 --> 00:46:39,211
‫لعنت بهت

599
00:46:39,213 --> 00:46:40,838
‫واقعا لعنت بهت

600
00:46:40,840 --> 00:46:43,006
‫هیچوقت از این یارو خوشم نمیومد اما با اینحال...

601
00:46:43,008 --> 00:46:46,220
‫اصلا روش خوبی برای مردن نداشته

602
00:46:50,307 --> 00:46:52,727
‫اونا منتظر اجازه‌ن تا جسد رو منتقل کنن

603
00:46:53,644 --> 00:46:55,521
‫الآن شما افسر ارشد هستید

604
00:47:12,747 --> 00:47:14,248
‫ممنون، خانم

605
00:47:29,555 --> 00:47:34,058
‫بذار حدس بزنم، داری روی پشت بوم آفتاب می‌گیری

606
00:47:34,060 --> 00:47:36,395
‫خنده دار بود

607
00:47:37,397 --> 00:47:38,773
‫تقریبا

608
00:47:39,732 --> 00:47:41,273
‫بذار یه سوالی ازت بپرسم فرانک

609
00:47:41,275 --> 00:47:45,360
‫تخم مرغای رستوران پیت خوب پخته؟

610
00:47:45,362 --> 00:47:46,445
‫مزه میده؟

611
00:47:46,447 --> 00:47:49,114
‫- آفرین برادر
‫- می‌دونی..

612
00:47:49,116 --> 00:47:50,908
‫من این تلفن رو دادم تا بتونم باهات ارتباط برقرار کنم

613
00:47:50,910 --> 00:47:52,075
‫متوجهی، درسته؟

614
00:47:52,077 --> 00:47:55,162
‫می‌دونم چرا بهم دادیش
‫ولی نمی‌خواستم روشنش کنم

615
00:47:55,164 --> 00:47:58,624
‫مسئله اینه که من ریش‌ها و موهامو زدم، پام آسیب دیده

616
00:47:58,626 --> 00:47:59,708
‫لنگ میزنم و راه میرم

617
00:47:59,710 --> 00:48:01,835
‫فکر کنم دیگه نتونی از روی راه رفتن پیدام کنی، ها؟

618
00:48:01,837 --> 00:48:03,938
‫آره، متعجب بودم که..

619
00:48:03,941 --> 00:48:06,089
‫چرا هنوز این موضوعو نفهمیده بودی

620
00:48:06,091 --> 00:48:09,718
‫تنها چیزی که الآن نمی‌تونم بفهمم اینه که
‫از کجا به دوربین‌ها دسترسی داری

621
00:48:09,720 --> 00:48:11,011
‫راحته، فرانک

622
00:48:11,013 --> 00:48:13,096
‫فقط یکم صبر کردم تا آدم بدها بمیرن و بعد..

623
00:48:13,098 --> 00:48:14,848
‫جاشون رو گرفتم

624
00:48:14,850 --> 00:48:16,224
‫خیلی هوشمندانه‌ست، لیبرمن

625
00:48:16,226 --> 00:48:19,645
‫میدونی در حقت لطف کردم، درسته؟
‫تمام فیلما رو بعد کارت پاک کردم

626
00:48:19,647 --> 00:48:21,396
‫مرسی پسر

627
00:48:21,398 --> 00:48:23,148
‫- واقعا ممنونم
‫- پس...

628
00:48:23,150 --> 00:48:27,486
‫بفرما، دو تا آدم باهوش دارن فک میزنن، ها؟

629
00:48:27,488 --> 00:48:29,239
‫باید ازت بپرسم چرا رفتی خونه‌م؟

630
00:48:31,700 --> 00:48:33,951
‫می‌دونی چیه دیوید؟

631
00:48:33,953 --> 00:48:38,023
‫زنت هنوز داره بابت مرگت غصه میخوره

632
00:48:38,026 --> 00:48:39,582
‫اونا ربطی به این داستان ندارن

633
00:48:39,584 --> 00:48:42,209
‫چرت و پرت نگو
‫تو یه عوضی هستی

634
00:48:42,211 --> 00:48:43,961
‫تو مردی هستی که خانواده‌ش رو در خطر قرار میده

635
00:48:43,963 --> 00:48:45,754
‫یکبار هم اینکارو نکردی
‫بلکه دوبار اینکارو کردی

636
00:48:45,756 --> 00:48:47,257
‫درستش می‌کنم

637
00:48:48,342 --> 00:48:50,175
‫تا وقتی که فکر کنه من مُردم در امانه

638
00:48:50,177 --> 00:48:53,512
‫وقتی این بلا رو سرت آوردی
‫می‌خواستی تا ته تهش بری؟

639
00:48:53,514 --> 00:48:54,763
‫رفیقت، کارسون ولف

640
00:48:54,765 --> 00:48:57,309
‫- همه چی رو بهم گفت
‫- کشتیش؟

641
00:48:59,186 --> 00:49:00,354
‫مگه همینو نمی‌خواستی، هان؟

642
00:49:02,022 --> 00:49:03,313
‫چی گفت؟

643
00:49:03,315 --> 00:49:05,608
‫- هنوز می‌خوای حرف بزنیم؟
‫- آره

644
00:49:05,610 --> 00:49:07,985
‫- اینکارو کن..
‫- حرف نزن!

645
00:49:07,987 --> 00:49:11,363
‫خسته شدم انقدر حرف زدی
‫حالا نوبت منه

646
00:49:11,365 --> 00:49:13,198
‫تا یک ساعت دیگه...

647
00:49:13,200 --> 00:49:14,283
‫گوشی رو خاموش می‌کنم

648
00:49:14,285 --> 00:49:16,744
‫با یه موبایلی بهم زنگ بزن که شمارش در دسترس باشه

649
00:49:16,746 --> 00:49:18,163
‫فهمیدی؟

650
00:49:26,005 --> 00:49:27,462
‫داستان از این قراره

651
00:49:27,464 --> 00:49:30,090
‫بهت یه مقصد میدم که تو یه ساعت خاصی اونجا باشی

652
00:49:30,092 --> 00:49:32,386
‫اگه دیر کنی یا کسی رو با خودت بیاری، دیگه کاری با هم نداریم

653
00:49:33,345 --> 00:49:36,306
‫بیست دقیقه دیگه زیر پل رودخونه‌ی پلاسکی باش

654
00:49:45,525 --> 00:49:49,067
‫- باشه
‫- کوچه‌ی ۴۱ بارانداز، بیست دقیقه دیگه

655
00:50:02,166 --> 00:50:04,418
‫ترمینال گرین‌پوینت، بیست دقیقه دیگه

656
00:50:30,485 --> 00:50:33,904
‫بیست دقیقه‌ی دیگه، قبرستان بهشت یهودی‌ها باش

657
00:50:33,906 --> 00:50:35,950
‫زود باش، لیبرمن

658
00:50:39,995 --> 00:50:41,246
‫عوضی

659
00:50:48,796 --> 00:50:51,714
‫هی فرانک، رفیقت داره میاد

660
00:50:51,716 --> 00:50:53,841
‫تنهاست و چیزی همراهش نیست

661
00:50:53,843 --> 00:50:56,969
‫یه شورلت امپالا 2002 آبی داره

662
00:50:56,971 --> 00:51:00,099
‫قطعا انتظار تعقیب و گریز سریعی رو نداشته

663
00:51:00,967 --> 00:51:02,184
‫آره

664
00:51:08,568 --> 00:51:11,986
‫لازم نیست بهت بگم کجا بری دیوید، لازمه؟

665
00:51:46,061 --> 00:51:48,063
‫تو کی هستی؟

666
00:51:48,981 --> 00:51:51,483
‫کستل همین الآن تو رو نشونه گرفته، رفیق

667
00:51:52,401 --> 00:51:55,485
‫اگه بهم شلیک کنی، نفر بعدی که تیر می‌خوره خودتی

668
00:51:55,487 --> 00:51:56,862
‫چرا خودش اینجا نیست؟

669
00:51:56,864 --> 00:51:59,158
‫اون به چیزی که عرضه می‌کنی علاقه‌ای نداره

670
00:51:59,867 --> 00:52:01,700
‫فرانک گم و گوره

671
00:52:01,702 --> 00:52:04,872
‫اگه یه بار دیگه سعی کنی پیداش کنی، میره پیش سارا

672
00:52:07,207 --> 00:52:09,043
‫گفت خودت منظورش رو می‌فهمی

673
00:52:10,294 --> 00:52:11,128
‫صبر کن

674
00:52:11,921 --> 00:52:13,088
‫هی

675
00:52:14,089 --> 00:52:14,923
‫هی!

676
00:52:29,396 --> 00:52:30,981
‫کستل!

677
00:52:33,901 --> 00:52:35,235
‫تو بهم نیاز داری

678
00:53:52,604 --> 00:53:55,647
‫نه، نه، فکر کن
‫فکر کن

679
00:54:00,780 --> 00:54:01,781
‫بیخیال

680
00:54:06,827 --> 00:54:08,743
‫فکر کن، فکر کن

681
00:54:08,745 --> 00:54:10,205
‫چه خبره؟

682
00:54:11,206 --> 00:54:12,707
‫داریم چیکار می‌کنیم؟ داریم چیکار می‌کنیم؟

683
00:54:49,244 --> 00:54:50,329
‫فرانگ

684
00:54:52,414 --> 00:54:53,580
‫نه

685
00:55:08,472 --> 00:55:36,310
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
