WEBVTT

00:01.000 --> 00:12.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:12.512 --> 00:13.722
‫دکتر ال؟

00:16.099 --> 00:17.142
‫دکتر ال

00:19.561 --> 00:21.312
‫مورد تروما رو دارن از درِ پشتی میارن

00:26.943 --> 00:29.195
‫وقتی جواب بقیه آزمایش‌هاش رسید خبرم کنید

00:31.740 --> 00:33.866
‫دوست‌دختره کمک خاصی بهمون نکرده

00:33.867 --> 00:37.036
‫- همکاری نمی‌کنه؟
‫- نه، اونجوری نیست

00:37.037 --> 00:39.663
‫ظاهراً فقط چند ماهه که با پدرِ کایلی کوچولو

00:39.664 --> 00:41.040
‫قرار می‌ذاره

00:40.064 --> 00:43.064
‫« ساعت دوم »
‫« بین هشت تا نُه صبح »

00:41.041 --> 00:44.043
‫- الان کجاست؟
‫- واسه کار رفته نیوکاسل

00:44.044 --> 00:45.919
‫براش پیام گذاشتم که بیاد

00:45.920 --> 00:47.671
‫باشه، وقتی رسید بیا سراغم

00:47.672 --> 00:49.673
‫این هفته با مشاور تروما صحبت کردی؟

00:49.674 --> 00:51.383
‫صحبت می‌کنم

00:51.384 --> 00:52.843
‫- قول میدم
‫- باشه، خوبه

00:52.844 --> 00:54.595
‫- تکنسین‌های اورژانس دارن میان تو
‫- الان میام

00:54.596 --> 00:56.889
‫دختربچه‌مون که از پله افتاده چطوره؟

00:56.890 --> 00:59.475
‫می‌خوام با سونوگرافی
‫برای خونریزی داخلی معاینه‌اش کنم

00:59.476 --> 01:02.352
‫- غریزه‌ات چی میگه؟
‫- غریزه‌اش؟

01:02.353 --> 01:04.856
‫آره، یه چیزیه که هوش‌مصنوعی هیچوقت نخواهد داشت

01:05.482 --> 01:08.568
‫نمی‌خوام الان به چیزی که غریزه‌ام میگه فکر کنم

01:09.569 --> 01:10.903
‫وقتی بیشتر دستگیرت شد بیا سراغم

01:10.904 --> 01:12.488
‫- سراغ‌مون، اگه مشکلی نیست
‫- مشکلی نیست

01:12.489 --> 01:14.281
‫بیا سراغ‌مون، وقتی بیشتر فهمیدی

01:14.282 --> 01:17.076
‫- می‌خوای واسه این تروما باشی؟
‫- دستم پُره

01:17.077 --> 01:18.911
‫نمی‌خوام این یکی از دستم در بره

01:18.912 --> 01:21.080
‫هنوز نمی‌دونیم قضیه چیه.
‫فوری نتیجه‌گیری نکن

01:21.081 --> 01:23.792
‫فوری کاری نمی‌کنم.
‫فقط هوای بیمارم رو دارم

01:28.004 --> 01:30.214
‫چیزی درباره سانتوس هست که باید بدونم؟

01:30.215 --> 01:33.050
‫خیلی با اعتمادبه‌نفسه،
‫نمی‌ترسه دستش رو کثیف کنه،

01:33.051 --> 01:34.927
‫حامی سرسختِ بیمارشه، نترسه

01:34.928 --> 01:37.179
‫انگار داشتی می‌گفتی
‫که فوری نتیجه‌گیری می‌کنه

01:37.180 --> 01:39.723
‫نه، نه، نه.
‫فقط بهش توصیه و یادآوری کردم که نکنه

01:39.724 --> 01:41.725
‫- بله
‫- مردِ ۵۸ ساله

01:41.726 --> 01:43.519
‫زمین خورده و دچار شکستگی استخوان ناوی شده

01:43.520 --> 01:47.397
‫خون‌دماغ شده، معاینه نورولوژیک فوکال نیست،
‫ولی ترومای سر رو رد می‌کنه

01:47.398 --> 01:50.859
‫ولی هر دفعه معاینه‌اش می‌کنم،
‫حالتش بدجوری تغییر کرده

01:50.860 --> 01:53.404
‫غریزه‌ام میگه یه جای کار می‌لنگه

01:57.158 --> 01:58.534
‫- چیه؟
‫- هیچی

01:58.535 --> 01:59.743
‫نقشه‌ات چیه؟

01:59.744 --> 02:01.120
‫با سی‌تی اسکن سر شروع می‌کنیم

02:01.121 --> 02:03.038
‫اگه نرمال بود، پونکسیون کمری،
‫که احتمال انسفالیت مشخص بشه

02:03.039 --> 02:04.331
‫دستوراتت رو ثبت کن

02:04.332 --> 02:06.041
‫قبلاً اینجا اومده؟

02:06.042 --> 02:08.544
‫به خانواده‌اش زنگ زدی
‫که سوابق روانپزشکیش رو مشخص کنی؟

02:08.545 --> 02:09.670
‫نه، ولی زنگ می‌زنم

02:09.671 --> 02:11.338
‫تو این بین می‌خوای واسه این تروما باشی؟

02:11.339 --> 02:13.132
‫- چی هست؟
‫- سوپرایزه

02:13.133 --> 02:14.425
‫چه عالی

02:17.053 --> 02:18.595
‫مِل، میای؟

02:18.596 --> 02:21.348
‫- چی هست؟
‫- سوپرایزه

02:21.349 --> 02:23.350
‫- چی برامون آوردی، امبوی؟
‫- اَلن بیلینگز

02:23.351 --> 02:25.561
‫یه پالت تایل سقفی ۲.۵ متر سقوط کرده،

02:25.562 --> 02:28.147
‫و به بازوش خورده که باعث دَر رَفتگیِ باز شده

02:28.148 --> 02:29.356
‫وای

02:29.357 --> 02:33.152
‫دو دوز فنتانیل بهش داده شده، اول ۱ و بعد ۰٫۵ به‌ازای هر کیلو
‫هوشیار و توجیهه و علائم حیاتیش پایدار و خوبه

02:33.153 --> 02:35.571
‫- مِل، دستش رو صاف نگه دار
‫- حتماً

02:35.572 --> 02:37.657
‫یک، دو، سه

02:39.117 --> 02:42.703
‫- آقای بیلینگز، من دکتر مک‌کی هستم
‫- من هم دکتر گارسیا از بخش جراحی

02:42.704 --> 02:44.663
‫- ایشون هم دکتر کینگ
‫- سلام

02:44.664 --> 02:46.123
‫- خیلی درد داره
‫- یه دقیقه بهمون وقت بده

02:46.124 --> 02:47.958
‫تا بهش رسیدگی کنیم، باشه؟

02:47.959 --> 02:49.334
‫سردرد، درد قفسه‌سینه یا شکم نداری؟

02:49.335 --> 02:51.920
‫- نه، فقط دستمه
‫- اکسیژن خون ۹۹. نبض ۱۰۴

02:51.921 --> 02:53.463
‫فشار خون ۱۱۶ روی ۷۸

02:53.464 --> 02:56.800
‫- نظرت چیه، دکتر کینگ؟
‫- دَر رفتگیِ بازه

02:56.801 --> 02:58.469
‫می‌شه دقیق‌تر بگی؟

02:59.679 --> 03:01.763
‫فکر کنم بخش تحتانی باشه، آره؟

03:01.764 --> 03:04.642
‫اسمش رو یادته؟

03:07.145 --> 03:09.688
‫شبیه افسون‌های هری پاتریه

03:09.689 --> 03:10.814
‫من...

03:10.815 --> 03:13.025
‫لوکساشیا اِرِکتا

03:13.026 --> 03:14.943
‫درسته. وضعیت نورولوژیک–گردش‌خون رو چک کنید

03:14.944 --> 03:16.696
‫آقا، لمس‌های من رو حس می‌کنی؟

03:17.488 --> 03:20.116
‫- باشه. می‌تونی انگشت‌هات رو تکون بدی؟
‫- آره

03:21.492 --> 03:24.912
‫- نبض رادیال خوبه
‫- سونو پرتابل منفیه

03:24.913 --> 03:28.290
‫- باشه، گام بعدی چیه، دکتر مک‌کی؟
‫- آنسف و جنتامایسین

03:28.291 --> 03:30.584
‫برای کشش و ضدکشش، آرامبخش داده بشه

03:30.585 --> 03:33.337
‫و برای رد کردن احتمال آسیب عروقی
‫نیاز به سی‌تی اسکن آنژیوگرافی داره

03:33.338 --> 03:34.421
‫نقشه خوبیه

03:34.422 --> 03:37.216
‫اما چون مفصلش بازه،
‫باید توسط بخش ارتوپدی توی اتاق عمل شست‌وشو بشه

03:37.217 --> 03:38.300
‫موافقم

03:38.301 --> 03:39.468
‫به جای اینکه این پایین وقت هدر بدیم،

03:39.469 --> 03:41.845
‫باید آسونتر باشه که با بیهوشی عمومی

03:41.846 --> 03:44.223
‫- خطراتش رو کاهش بدیم
‫- یحتمل

03:44.224 --> 03:46.142
‫بیاید نظر ارتوپدی رو بگیریم

03:47.352 --> 03:48.852
‫قطعاً تازه‌واردی، دکتر.
‫چه خوش‌خیال

03:48.853 --> 03:50.854
‫ارتوپدی خیلی کِشش میده

03:50.855 --> 03:52.856
‫باشه، دستورات آرامبخش رو بده، دکتر مک‌کی

03:52.857 --> 03:54.858
‫۱۰۰ میلی‌گرم پروپوفول. دوزش برحسب اثر تنظیم بشه

03:54.859 --> 03:56.194
‫الان میارمش

03:56.861 --> 03:57.946
‫با اجازه

04:01.532 --> 04:04.451
‫- روزت چطور پیش میره، دکی؟
‫- خیلی خوب

04:04.452 --> 04:06.955
‫انگار آلبومینت داره تزریق می‌شه

04:09.832 --> 04:13.710
‫دانشجوهای پزشکی اوگلوی و کووان
‫قراره با من کار کنن

04:13.711 --> 04:15.295
‫- سلام
‫- دکتر دانشجو

04:15.296 --> 04:16.713
‫می‌خوای اون‌ها امتحانش کنن؟

04:16.714 --> 04:18.882
‫بالأخره که باید یاد بگیرن

04:18.883 --> 04:21.134
‫بهتره که اولیش رو فقط ببینن

04:21.135 --> 04:22.844
‫- می‌تونم ضدعفونی و استریل کنم
‫- باشه

04:22.845 --> 04:26.682
‫- بعد از اینکه آلبومین تزریق شد
‫- درسته

04:26.683 --> 04:28.934
‫برای جلوگیری از افت فشار خون، اگه پیش‌بینی کنیم

04:28.935 --> 04:31.603
‫بیش از پنج لیتر مایع لازم می‌شه، آلبومین اضافه می‌کنیم

04:31.604 --> 04:33.063
‫دفعه آخر شش لیتر بود

04:33.064 --> 04:35.607
‫می‌شه یک و نیم گالن

04:35.608 --> 04:37.193
‫از جنس ناب اُکتان بالا

04:37.986 --> 04:39.903
‫باشه، چیز دیگه‌ای نیاز داری، آقای لویی؟

04:39.904 --> 04:41.280
‫- نه خانم
‫- باشه

04:41.281 --> 04:43.865
‫- وقتی آماده بودی خبرم می‌کنی؟
‫- باشه

04:43.866 --> 04:46.952
‫ویتکر، زنِ مورد دی‌اِن‌آریت که امروز صبح داشتی
‫توی اتاق ۸ مرکزیه

04:46.953 --> 04:48.954
‫می‌دونه شوهرش مُرده؟

04:48.955 --> 04:50.373
‫نه تا بهش نگی

04:51.207 --> 04:52.625
‫الان میام

04:53.793 --> 04:58.130
‫باشه، با شناسایی بسته مایع

04:58.131 --> 05:00.257
‫همیشه اطمینان حاصل کنید
‫که نقطه ورودتون امن باشه

05:00.258 --> 05:01.925
‫اون بسته نیست. دریاچه است

05:01.926 --> 05:04.511
‫آره، ولی نباید در زمان ورود
‫به رگ یا شریانی بزنید،

05:04.512 --> 05:06.597
‫پس حتماً با داپلرِ رنگی بررسیش کنید

05:09.017 --> 05:10.517
‫جوی؟

05:10.518 --> 05:12.894
‫نمی‌تونم ببینم.
‫هیچی نمی‌بینم

05:12.895 --> 05:15.314
‫- واسه اینه که چشمت بسته است
‫- نمی‌تونم بازش کنم. چسبیده

05:15.315 --> 05:17.524
‫می‌خوام مژه بذارم

05:17.525 --> 05:20.736
‫خدای من. خدای من، قراره کور بشم؟

05:20.737 --> 05:22.946
‫نه نه، مطمئنم این رو می‌تونیم درستش کنیم

05:22.947 --> 05:25.199
‫فقط یه نفس عمیق بکش

05:26.743 --> 05:30.871
‫خب، حالا دقیقاً با چی چشمت رو چسبوندی؟

05:30.872 --> 05:32.372
‫- چسب قطره‌ای
‫- باشه

05:32.373 --> 05:35.000
‫چیزیه که معمولاً باهاش مژه می‌ذاری؟

05:35.001 --> 05:37.753
‫نه، معمولاً باهاش چیزهایی که شکستی رو می‌چسبونی،

05:37.754 --> 05:39.087
‫چیزهایی مثل ماگ قهوه

05:39.088 --> 05:41.548
‫می‌دونی که منظورم چیه.
‫چسب قطره‌ایه دیگه

05:41.549 --> 05:43.467
‫باشه باشه. آره، گرفتم

05:43.468 --> 05:46.429
‫می‌شه فقط با دکتر جِی صحبت کنم؟
‫اون می‌دونه راهش چیه

05:47.347 --> 05:49.181
‫ایشون چشم‌پزشکه؟

05:49.182 --> 05:51.600
‫نه، اینجا توی اورژانس کار می‌کنه

05:51.601 --> 05:55.187
‫فکر نکنم، ولی من کارم رو بلدم...

05:55.188 --> 05:56.689
‫اکثر مواقع

05:59.525 --> 06:02.444
‫برای تکنیکِ پلکانی، پوست رو بالا می‌کشیم

06:02.445 --> 06:05.656
‫بعد وارد فضای صفاقی می‌شیم

06:06.282 --> 06:08.700
‫- خوب به نظر میاد
‫- مایع شفافه

06:08.701 --> 06:10.827
‫به اندازه‌ی دیدنش دردناکه؟

06:10.828 --> 06:12.163
‫خیلی هم بد نیست

06:13.539 --> 06:15.374
‫اوگلوی، بزنش به ظرف

06:15.375 --> 06:17.626
‫چه آزمایشاتی باید روی این مایعات انجام بدیم؟

06:17.627 --> 06:19.920
‫شمارش سلولی برای مشخص کردن پریتونیت باکتریایی خودبه‌خودی

06:19.921 --> 06:21.004
‫خودشه

06:21.005 --> 06:23.049
‫چطوری باید به این تشخیص رسید، جوی؟

06:24.675 --> 06:26.344
‫اگر شمارش مطلق نوتروفیل بالاتر از ۲۵۰ باشه

06:28.012 --> 06:31.807
‫- اوضاع اینجا چطوره؟
‫- دارن عالی پیش میرن

06:31.808 --> 06:33.184
‫فکر کنم از پسش بر بیان

06:37.063 --> 06:38.897
‫هی دینا، می‌شه بگی کیارا بیاد اینجا؟

06:38.898 --> 06:40.399
‫جواب اسپکترالینکش رو نمیده

06:40.400 --> 06:42.693
‫امروز نیومده. این...

06:43.319 --> 06:45.070
‫یادم رفت. ببینم قضیه چی بوده و میارمش

06:45.071 --> 06:46.154
‫دیگه چی نیاز داری؟

06:46.155 --> 06:48.783
‫یه مارتینی اسپرسو دوبل چطوره؟

06:49.367 --> 06:50.910
‫ایده‌ات رو دوست داشتم

06:51.911 --> 06:54.579
‫سلام ترودی، منم دینا.
‫اون بالا چه خبره؟

06:54.580 --> 06:56.081
‫چطوری غَشی؟

06:56.082 --> 06:59.167
‫به جز اینکه مامانم داره دیوونه‌ام می‌کنه؟

06:59.168 --> 07:02.504
‫فقط بهش بگو که بهتره حمایتش رو

07:02.505 --> 07:04.923
‫واسه کسی مثل بنده خرج کنه

07:04.924 --> 07:08.385
‫اگه جداً تو فکری که دوتا رزیدنسی داشته باشی،

07:08.386 --> 07:10.304
‫بذار آب پاکی رو بریزم روی دستت...
‫از پسش بر نمیای

07:11.514 --> 07:14.142
‫چرا؟ فقط چون تو نتونستی؟

07:14.934 --> 07:17.644
‫راستش آره

07:17.645 --> 07:19.147
‫آخه تو نابغه‌ای

07:19.939 --> 07:21.064
‫آره

07:21.065 --> 07:22.941
‫جذر ۸۴۱ چند می‌شه؟

07:22.942 --> 07:24.943
‫من ماشین‌حساب انسانی نیستم

07:24.944 --> 07:27.654
‫دیلن ایستونِ مددکار
‫این هفته جای کیارا اومده

07:27.655 --> 07:29.656
‫- داره میاد
‫- ممنون

07:29.657 --> 07:30.866
‫خواهش

07:30.867 --> 07:32.451
‫لعنتی

07:32.452 --> 07:34.661
‫یه راهبه دارم که التهاب ملتحمه گرفته

07:34.662 --> 07:37.290
‫نمونه‌ی سوابش دیپلوکوک‌های گرم‌منفی داخل‌سلولی رو نشون میده

07:37.957 --> 07:39.207
‫سوزاکه؟

07:39.208 --> 07:40.918
‫عیسی بزنه به کمرت

07:41.752 --> 07:43.712
‫حتماً آزمایشگاه اشتباه کرده

07:43.713 --> 07:46.047
‫شاید یه عفونت معصومانه است

07:46.048 --> 07:49.050
‫به سرپرست آزمایشگاه زنگ می‌زنم،
‫حلش می‌کنم. درست رفتار کن، خانم جان

07:49.051 --> 07:53.264
‫یه راهبه است که چشمش سوزاک گرفته

07:55.308 --> 07:57.684
‫جدی می‌خواید نذارید با این قضیه حال کنم؟

07:57.685 --> 07:59.187
‫از دوتاتون ناامید شدم

07:59.896 --> 08:01.229
‫می‌شه ۲۹

08:01.230 --> 08:02.564
‫چی؟

08:02.565 --> 08:03.983
‫جذر عدد ۸۴۱

08:04.984 --> 08:06.735
‫با آقای دیگبی به کجا رسیدیم؟

08:06.736 --> 08:08.904
‫تو اتاق ۲۱ روپوش تنش کردیم

08:08.905 --> 08:10.572
‫جایی هست که بشه این‌ها رو توش شست؟

08:10.573 --> 08:12.324
‫مستقیم میرن توی زباله‌سوز

08:12.325 --> 08:14.326
‫یه دست لباس نو بهش میدیم

08:14.327 --> 08:16.328
‫تا حالا با اره‌ی گچ کار کردی؟

08:16.329 --> 08:18.497
‫معلومه که نکردی.
‫امروز روز شانسته

08:18.498 --> 08:19.831
‫دنبالم بیا

08:19.832 --> 08:22.334
‫- دکتر موهان، یه لحظه وقت دارین؟
‫- بله

08:22.335 --> 08:25.629
‫با اِما آشنا شدی؟
‫روز لوشه. پرستار رسمی تازه‌فارغ‌التحصیل

08:25.630 --> 08:27.130
‫- سلام
‫- خوشبختم

08:27.131 --> 08:28.924
‫اِما باید برداشتنِ گچ رو یاد بگیره

08:28.925 --> 08:32.344
‫- چند وقته که گچ گرفته؟
‫- چند ماه، شاید چند سال

08:32.345 --> 08:34.597
‫احتمالاً بهتر باشه که با دهن نفس بکشید

08:37.350 --> 08:39.392
‫باشه آقای دیگبی

08:39.393 --> 08:42.145
‫دکتر موهان الان می‌تونه گچت رو برداره

08:42.146 --> 08:43.730
‫چند وقته که گچ گرفتین؟

08:43.731 --> 08:46.691
‫نمی‌دونم، ولی دیگه خیلی خارش گرفته

08:46.692 --> 08:51.071
‫باشه، این گچ رو بُرش میده، نه پوست رو

08:51.072 --> 08:52.823
‫باید از خارش خلاصت کنه

09:06.295 --> 09:07.380
‫گچ‌بازکُن رو بیار

09:14.262 --> 09:15.846
‫ممنون

09:17.265 --> 09:18.474
‫باشه

09:23.646 --> 09:24.855
‫باشه

09:29.277 --> 09:31.570
‫می‌بینم چندتا از رفقات رو هم آوردی

09:31.571 --> 09:33.823
‫- خدای من، اون...
‫- کِرمه

09:39.453 --> 09:41.539
‫اسپری اِتیل کلرید می‌خوام
‫که فریزشون کنم

09:42.498 --> 09:45.084
‫تو دانشکده پرستاری همچین چیزی ندیده بودی، نه؟

09:50.631 --> 09:53.174
‫حالا حسابی آبیاریش کن، مِل

09:53.175 --> 09:54.302
‫باشه

09:58.806 --> 10:00.599
‫باشه، با شمارش من

10:00.600 --> 10:03.311
‫یک، دو، سه

10:04.687 --> 10:06.314
‫زودباش حرومی

10:06.814 --> 10:08.607
‫سر استخوان بازو جا نمی‌افته

10:08.608 --> 10:10.859
‫- باید در اتاق عمل انجام بشه
‫- اتاق عمل خودمم

10:10.860 --> 10:14.321
‫باشه، خودمون قبل از اینکه ارتوپدی جواب پیج رو بده، برش می‌گردونیم داخل

10:14.322 --> 10:17.032
‫مِل، چهارتا انگشتت رو بکن زیر سر استخوان بازو

10:17.033 --> 10:19.285
‫- واقعاً؟
‫- آره، حسابی تا ته برو داخل

10:19.910 --> 10:22.912
‫وقتی کِشش رو حس کردی،
‫تا بالای گودیِ مفصل بلندش کن

10:22.913 --> 10:25.248
‫اینجوری به دَررَفتگیِ قدامی تبدیلش می‌کنه

10:25.249 --> 10:27.375
‫و باید راحت برگرده داخل

10:27.376 --> 10:28.461
‫باشه

10:29.337 --> 10:30.462
‫آماده

10:30.463 --> 10:33.883
‫یک، دو، سه

10:34.925 --> 10:37.886
‫- باشه
‫- چه باحال

10:37.887 --> 10:39.555
‫پانسمان سالین استریل

10:40.181 --> 10:42.557
‫- ایموبلایزرِ شانه و سی‌تی اسکن
‫- باشه

10:42.558 --> 10:44.935
‫گمونم دیگه با من کاری نداشته باشید

10:47.188 --> 10:49.857
‫- حالت خوبه دکتر کینگ؟
‫- آره

10:50.483 --> 10:51.734
‫خوب به نظر نمیای

10:52.401 --> 10:54.362
‫امروز استشهادیه‌امـه

10:55.404 --> 10:58.239
‫- می‌خوای درباره‌اش حرف بزنی؟
‫- اجازه ندارم

10:58.240 --> 11:00.075
‫نه، لازم نیست از استشهادیه حرف بزنیم،

11:00.076 --> 11:03.411
‫ولی می‌تونیم از تأثیرش روی تو صحبت کنیم

11:03.412 --> 11:06.665
‫از پزشکان اورژانس به طور معمول
‫هر هفت سال یک بار به خاطر معالجه غلط شکایت می‌شه

11:06.666 --> 11:08.291
‫از هر ده بار، دکترها نُه بارش رو می‌برن

11:08.292 --> 11:10.001
‫از خودِ من چهار بار شکایت شده

11:10.002 --> 11:11.170
‫دکتر ال؟

11:12.588 --> 11:14.965
‫تا حالا از من شکایت نشده

11:20.930 --> 11:22.598
‫ولی گاهی...

11:25.810 --> 11:27.435
‫خواهر گریس

11:27.436 --> 11:29.688
‫ایشون یکی از رزیدنت‌های منه، دکتر موهان

11:29.689 --> 11:31.481
‫- خوشبختم
‫- همچنین

11:31.482 --> 11:35.902
‫کاش ما هم می‌تونستیم خانم‌های جوان مستعد و ازخودگذشته‌ای مثل شما رو جذب کنیم

11:35.903 --> 11:38.530
‫گمونم یه وظیفه باشه، درست مثل پزشکی

11:38.531 --> 11:40.574
‫بله، کاملاً

11:41.617 --> 11:44.119
‫خواهر گریس، زیر میکروسکوپ،

11:44.120 --> 11:47.872
‫داریم چیزی به نام باکتری گرم‌منفی رو مشاهده می‌کنیم

11:47.873 --> 11:49.541
‫جدیه؟

11:49.542 --> 11:51.751
‫اگه معالجه نشه آره

11:51.752 --> 11:54.212
‫ولی خوشبختانه، می‌تونیم بهتون واکسن آنتی‌بیوتیک بزنیم،

11:54.213 --> 11:55.922
‫چشم‌تون رو با یک لیتر سالین بشوریم،

11:55.923 --> 11:58.466
‫و بهتون قطره‌هایی بدیم
‫که هر چند ساعت توی خونه استفاده کنید

11:58.467 --> 12:00.219
‫چطوری بهش مبتلا شدم؟

12:02.012 --> 12:05.348
‫ظاهرِ باکتریِ چشم‌تون

12:05.349 --> 12:08.935
‫میگه که سوزاکه

12:08.936 --> 12:12.897
‫- از نظر سنتی، یه بیماری آمیزشی...
‫- می‌دونم سوزاک چیه، دکتر جوادی

12:12.898 --> 12:15.316
‫راهبه‌ام، احمق نیستم

12:15.317 --> 12:18.653
‫توی یک پناهگاه برای بی‌خانمان‌ها خیلی فعالیت می‌کنم

12:18.654 --> 12:21.364
‫با ملافه کثیف،

12:21.365 --> 12:25.160
‫- روبالشتی و لباس آلوده سر و کار دارید؟
‫- بله

12:25.161 --> 12:27.954
‫نصف روز دارم لباس می‌شورم،

12:27.955 --> 12:31.166
‫تخت مرتب می‌کنم و لباس‌های کهنه رو دور می‌ریزم

12:31.167 --> 12:33.168
‫دستکش می‌پوشید؟

12:33.169 --> 12:35.336
‫- وقتی باشه
‫- باشه

12:35.337 --> 12:39.883
‫خب، بیاید واکسن رو بهتون بزنیم
‫و آماده‌ی شستشوی چشم‌تون بشیم

12:39.884 --> 12:42.969
‫مطمئنم تا اینجا هستید
‫بتونیم یکی دوتا جعبه دستکش بهتون بدیم

12:42.970 --> 12:46.014
‫مهمه که از خودتون محافظت کنید

12:46.015 --> 12:47.475
‫برمی‌گردیم

12:49.685 --> 12:51.020
‫من چرا اینجام؟

12:51.854 --> 12:53.188
‫مریض نیستم

12:53.189 --> 12:57.484
‫اوایل امروز به شوهرتون ایتن رسیدگی کردیم

12:57.485 --> 12:59.612
‫ایتن مریضه؟

13:00.654 --> 13:03.156
‫خیلی مریض بودن

13:03.157 --> 13:06.493
‫هر کاری هم تونستیم کردیم
‫که درمانـشون کنیم،

13:06.494 --> 13:09.412
‫ولی قلبش دیگه نتپید

13:09.413 --> 13:13.042
‫و خیلی از گفتنش متأسفم که ایشون فوت کرد

13:15.085 --> 13:16.712
‫مُرد؟

13:17.505 --> 13:18.631
‫ایتن؟

13:19.298 --> 13:21.717
‫نه، نه

13:22.635 --> 13:24.303
‫مطمئنی؟

13:26.514 --> 13:27.556
‫بله

13:28.474 --> 13:31.309
‫نه، نه، نه

13:31.310 --> 13:33.103
‫ایتن مریض نیست

13:33.604 --> 13:34.896
‫نه!

13:34.897 --> 13:37.733
‫می‌دونم این چقدر براتون سخته

13:44.907 --> 13:48.159
‫کلیه‌ها زیر سونو خوب بودن.
‫صدمه درون‌شکمی نداره

13:48.160 --> 13:50.036
‫- سلام دیلن
‫- رابی

13:50.037 --> 13:52.121
‫همون بچه‌ای که از راه‌پله سقوط کرده؟ کایلی؟

13:52.122 --> 13:53.665
‫- آره
‫- خب؟

13:53.666 --> 13:56.251
‫اول دوست دارم با دوست‌دختره صحبت کنم،
‫به دور از دختربچه

13:56.252 --> 13:57.418
‫می‌شه ترتیبش رو داد

13:57.419 --> 13:58.837
‫- باشه
‫- در جریان بذارمون

13:58.838 --> 14:00.965
‫بله، در جریان بذارمون

14:01.924 --> 14:05.510
‫جواب آزمایشات بیشتری از بچه‌ی رهاشده‌مون حاضر شده

14:05.511 --> 14:10.391
‫تا اینجا همه‌چیز نرمال بوده،
‫ولی شما انگار نگران بودین

14:11.141 --> 14:12.725
‫هنوز نیاز به نمونه ادرار با سوند داره

14:12.726 --> 14:14.144
‫یا نداره

14:15.646 --> 14:17.814
‫نمی‌شه به ادرار کیسه‌ای اعتماد کرد

14:17.815 --> 14:20.233
‫قبول دارم، ولی می‌تونیم از ترومای سوند اجتناب کنیم

14:20.234 --> 14:21.693
‫با پونکسیون سوپراپوبیک؟

14:21.694 --> 14:24.572
‫من شاید یکی دوتا حقه تو آستین داشته باشم، دکتر ال-هاشمی

14:28.242 --> 14:30.160
‫هی پرنسس، وایسا

14:31.161 --> 14:34.163
‫- سلام. حالت چطوره آقای ویلیامز؟
‫- خوبم

14:34.164 --> 14:36.374
‫یکم به خاطر رفتن توی دستگاه اضطراب دارم

14:36.375 --> 14:38.543
‫یه نَمه از فضای بسته ترس دارم

14:38.544 --> 14:42.547
‫ما هم داریم واسه سی‌تی اسکن می‌فرستیمت،
‫نه اِم‌آرآی

14:42.548 --> 14:44.966
‫ظاهرش مثل یه دوناتِ بازه

14:44.967 --> 14:46.802
‫خوبه. دونات دوست دارم

14:48.470 --> 14:51.055
‫بالأخره اومدی. فکر کردم من رو یادت رفته

14:51.056 --> 14:53.684
‫نه بابا، فقط پیش بقیه بیمارها بودم

14:54.727 --> 14:57.062
‫بگو ببینم تفریحت چیه؟

14:57.813 --> 14:59.522
‫معمولاً کارهایی که خواهرم دوست داره

14:59.523 --> 15:01.691
‫کنیوود و باغ‌وحش رو دوست داره

15:01.692 --> 15:03.861
‫خودت رو میگم

15:04.403 --> 15:06.196
‫خودت چی دوست داری؟

15:11.201 --> 15:13.745
‫قبلاً از نمایشگاه رنسانس خوشم می‌اومد

15:13.746 --> 15:15.705
‫- جدی؟
‫- آره

15:15.706 --> 15:16.915
‫ولی کارِ خَزی نیست

15:16.916 --> 15:19.125
‫که همه لباسِ کسی که نیستن رو بپوشن؟

15:19.126 --> 15:22.420
‫چرا، ولی باحالیش به همینه، می‌دونی؟
‫می‌تونی هر کسی یا چیزی که می‌خوای باشی

15:22.421 --> 15:26.966
‫راستش من یه شخصیت دیگه داشتم
‫که یه زن فرانسوی تو قرن هفدهم بود...

15:26.967 --> 15:28.719
‫ایست!

15:31.889 --> 15:34.850
‫- خوبی بچه؟
‫- چه داستانی شد

15:36.685 --> 15:40.146
‫- باشه، آماده؟
‫- با گاز استریل تمیز و خشک شد

15:40.147 --> 15:42.315
‫- اون آب سرده؟
‫- از یخچال اومده

15:42.316 --> 15:45.568
‫باشه جسی، تو زیربغلش رو بگیر.
‫من پاهاش رو می‌گیرم

15:45.569 --> 15:47.528
‫یک، دو، سه، بلند کن

15:47.529 --> 15:49.865
‫دکتر ال‌هاشمی، تو گیرنده‌ای

15:50.449 --> 15:53.576
‫سمیرا، تو هم با اون گاز
‫حلقه‌های سوپراپوبیک رو انجام بده

15:53.577 --> 15:55.788
‫سرما هم باید تحریک‌کننده‌ی تخلیه باشه

15:56.664 --> 15:58.873
‫حتی اگه ادرار کنه، احتمالاً آلوده باشه

15:58.874 --> 16:00.792
‫نه به گفته «ژورنال پزشکی بریتانیا»

16:00.793 --> 16:02.377
‫اون‌ها آزمایشش رو انجام دادن

16:02.378 --> 16:04.880
‫اگه لکوسیت یا نیتریت داشت، سوند می‌ذاریم

16:06.256 --> 16:07.716
‫دکتر ال-هاشمی، بگیرش

16:08.467 --> 16:11.720
‫می‌خواستم به تیم سافتبال دعوتت کنم،
‫ولی دیگه خیلی مطمئن نیستم

16:12.930 --> 16:16.391
‫خودشه. انگار یه نمونه میداستریم خوب برداشتی

16:16.392 --> 16:17.934
‫یه پتوی تمیز

16:17.935 --> 16:19.311
‫باشه. نقشه رو بگید

16:20.062 --> 16:23.523
‫سفتریاکسون، بستری دو روزه تا وقتی کشت خون منفی بشه

16:23.524 --> 16:25.984
‫- قدم‌های بعدی؟
‫- فرزندخواندگی

16:25.985 --> 16:27.695
‫آره

16:29.697 --> 16:34.200
‫حتماً یکی توی اوضاع بدی بوده
‫که تو رو ول کرده، کوچولو

16:34.201 --> 16:35.744
‫باید پلیس خبر کنیم؟

16:37.329 --> 16:39.498
‫نتایج آزمایش ادرار رو بهم بگید

16:42.292 --> 16:45.087
‫نتایج آزمایش ادرار رو بهت میگیم

16:46.547 --> 16:48.716
‫شما باید دکتر ال-هاشمی باشید

16:49.341 --> 16:51.050
‫شما هم باید دکتر لنگدن باشید

16:51.051 --> 16:53.011
‫تعریف‌تون رو زیاد شنیدم

16:53.012 --> 16:54.429
‫خوش برگشتی

16:54.430 --> 16:57.098
‫-ایشون کیه؟
‫- لیندا استیونز

16:57.099 --> 17:00.018
‫یک حمله فشار قفسه‌سینه پشت جناغ داشته
‫که با استراحت برطرف شده

17:00.019 --> 17:01.436
‫نوار قلب ۱۲ لید از نظر اِستمی منفی بوده

17:01.437 --> 17:04.355
‫می‌بریمش اتاق ۴ شمالی

17:04.356 --> 17:07.191
‫سلام، دکتر ال-هاشمی هستم

17:07.192 --> 17:09.861
‫- خوشبختم
‫- خوشبختم

17:09.862 --> 17:11.988
‫خانم، اینجا یه بیمارستان آموزشیه

17:11.989 --> 17:14.449
‫عیب نداره چندتا از شاگردهامون باشن؟

17:14.450 --> 17:15.868
‫مشکلی نیست

17:16.410 --> 17:19.747
‫دکتر ویتکر، جوادی، اوگلوی، جوی...

17:20.748 --> 17:22.457
‫جمع بشید

17:22.458 --> 17:25.127
‫دکتر لنگدن، تو هم می‌تونی بمونی

17:25.753 --> 17:28.087
‫شاید یه لحظه.
‫توی تریاژ خیلی سرمون شلوغه

17:28.088 --> 17:29.339
‫باشه

17:29.965 --> 17:31.341
‫خانم استیونز...

17:32.051 --> 17:35.470
‫من روی گوشیم یه برنامه دارم
‫که می‌تونه مکالمه‌مون و جزئیاتِ

17:35.471 --> 17:37.597
‫معاینه فیزیکیم رو گوش بده

17:37.598 --> 17:39.849
‫و همه‌اش رو توی سوابق پزشکی شما بنویسه

17:39.850 --> 17:41.476
‫وای

17:41.477 --> 17:46.189
‫تحت محافظته، محرمانه است و حتی روی گوشی من ذخیره نمی‌شه...

17:46.190 --> 17:47.440
‫چی شده؟

17:47.441 --> 17:49.567
‫یه خلافکار لاشی وقتی پلیس رو دید فلنگ رو بست،

17:49.568 --> 17:51.319
‫زد از روی چهارپایه انداختش

17:51.320 --> 17:53.529
‫- خدای من
‫- ترومای سر، بدون تغییر سطح هوشیاری

17:53.530 --> 17:55.490
‫- باشه، باید معاینه بشی
‫- خوبم

17:55.491 --> 17:57.492
‫دست تو نیست. کاریه

17:57.493 --> 18:00.578
‫یه اتاق براش پیدا کنیم
‫و واسه مته‌کاری جمجمه آماده بشیم

18:00.579 --> 18:02.081
‫چی؟

18:04.374 --> 18:08.086
‫یادم رفته بود چقدر شوخی می‌کنی، ناخدا اسکوربوتی

18:08.087 --> 18:10.463
‫ناخدا اسکوربوتی کیه دیگه؟

18:10.464 --> 18:11.965
‫یه شوخی خودمونیه

18:12.508 --> 18:15.927
‫- حال بیمار شونه‌مون چطوره؟
‫- مثل نوزاد خوابش برد

18:15.928 --> 18:18.471
‫جواب سی‌تی آنژیو میگه صدمه عروقی نداره

18:18.472 --> 18:22.725
‫بیماری که زمین خورده بود و نوسان خلقی داشت چی؟

18:22.726 --> 18:25.937
‫مایکل ویلیامز.
‫هنوز داره اسکن می‌شه

18:25.938 --> 18:28.314
‫انگار آروم شده،
‫پس به پرستاری نیاز نداره

18:28.315 --> 18:29.732
‫خوبه. شاید عقلش داره سر جاش میاد

18:29.733 --> 18:31.526
‫ارتوپدی می‌تونه آقای بیلینگز رو
‫واسه جراحی ببره بالا

18:31.527 --> 18:33.111
‫این دستور رو کنسل کن، ملوان

18:33.112 --> 18:35.988
‫- دکتر رابیناویچ
‫- پرستار هیستینگز

18:35.989 --> 18:37.657
‫می‌تونی رابی صدام کنی

18:37.658 --> 18:39.409
‫تو هم می‌تونی نوئل صدام کنی

18:42.621 --> 18:44.997
‫بد نیست بگید قضیه چیه دقیقاً

18:44.998 --> 18:47.125
‫ایشون نوئل هستن. چیزمون...

18:47.126 --> 18:49.752
‫- مدیر کنترل تخت. نه، همدیگه رو می‌شناسیم
‫- مدیر مورد

18:49.753 --> 18:51.587
‫این فرد هم قرار نیست بمونه

18:51.588 --> 18:53.131
‫جراحی نیاز داره

18:53.132 --> 18:57.052
‫بیمه‌اش در بیمارستان وست‌بریج مموریال
‫هزینه‌اش رو میده، نه اینجا

18:58.011 --> 19:01.723
‫- صبرکن ببینم، پس باید منتقلش کنیم؟
‫- اگه وضعش پایداره

19:02.432 --> 19:04.142
‫به نظرم که هست

19:04.143 --> 19:07.103
‫نیمه پر لیوان رو ببین.
‫یه تخت خالی می‌شه و یه بیمار مرخص می‌شه

19:07.104 --> 19:09.647
‫واسه ما عالیه، واسه اون نه خیلی

19:09.648 --> 19:14.485
‫توی وست‌بریج عالی ازش مراقبت می‌شه،
‫موافق نیستی، رابی؟

19:14.486 --> 19:16.655
‫- مطمئنم همینطوره
‫- آره

19:17.406 --> 19:18.782
‫چیه ماجرا رو نفهمیدم؟

19:19.324 --> 19:22.404
‫الن بیلینگز داستانی داره که ازش بی‌خبرم؟

19:23.245 --> 19:24.370
‫از نظر پزشکی نه

19:24.371 --> 19:26.498
‫فقط یه انتقالی بیمه‌ی ساده است

19:28.667 --> 19:30.169
‫آره، باشه

19:34.464 --> 19:35.883
‫چش بود؟

19:36.717 --> 19:39.594
‫- هیچی
‫- انگار که یه چیزی بود

19:39.595 --> 19:41.721
‫دکتر مک‌کی حس همدردی خیلی قوی‌ای داره

19:41.722 --> 19:42.805
‫یعنی چی؟

19:42.806 --> 19:45.267
‫یعنی نکته‌های ریز رو خوب می‌فهمه

19:46.101 --> 19:48.603
‫- تو که چیزی نگفتی، نه؟
‫- نه

19:48.604 --> 19:51.022
‫مشترکِ نصیحت فالستف هستم

19:51.023 --> 19:52.900
‫رازداری از ویژگی‌های خوب دلاوریه

19:54.109 --> 19:55.610
‫هنوز برنامه داری که امشب بری؟

19:55.611 --> 19:57.487
‫آره

19:58.197 --> 20:01.533
‫نمی‌فهمم چرا نمی‌تونی صبح بری

20:02.701 --> 20:03.826
‫می‌شه یه لحظه من رو ببخشی؟

20:03.827 --> 20:05.578
‫باید برم با یه بیمار صحبت کنم

20:05.579 --> 20:06.913
‫- تا از مراقبش دوره
‫- باشه

20:06.914 --> 20:08.623
‫- ایده‌آل به نظر نمیاد
‫- نیست

20:08.624 --> 20:09.832
‫باید بفهمم ماجرا چیه

20:09.833 --> 20:12.960
‫و قبل از رفتن میام پیشت

20:12.961 --> 20:14.129
‫باشه

20:17.090 --> 20:19.509
‫باشه، باید تمومش کنی دیگه

20:20.636 --> 20:22.304
‫هیستینگز

20:22.888 --> 20:24.013
‫اوانز

20:24.014 --> 20:25.431
‫امیدوارم بدونی داری چی کار می‌کنی

20:25.432 --> 20:27.142
‫یعنی چی اونوقت؟

20:29.061 --> 20:30.437
‫من یه دختر بالغم

20:31.605 --> 20:33.148
‫باشه، دختر بالغ

20:34.650 --> 20:35.858
‫خوبم

20:35.859 --> 20:37.945
‫خوبه. انگشتم رو دنبال کن

20:39.655 --> 20:42.324
‫- سرت چطوره؟
‫- یکم درد داره

20:42.950 --> 20:44.743
‫به جلو خم شو. بذار ببینمش

20:45.911 --> 20:48.330
‫آره، قراره قلنبگیش بزنه بیرون

20:48.956 --> 20:50.958
‫- سردرد داری؟
‫- یکمی

20:51.541 --> 20:54.543
‫می‌تونم تایلنول برات تجویز کنم،
‫مگر اینکه چیز قوی‌تری بخوای

20:54.544 --> 20:56.671
‫نه، نیازی نیست.
‫خیلی در برابر دارو مقاومت ندارم

20:56.672 --> 20:58.340
‫خوش به حالت

21:01.969 --> 21:03.761
‫می‌دونی، خوشحالم که برگشتی

21:03.762 --> 21:06.556
‫ممنون. آره، خودمم خوشحالم که برگشتم

21:08.558 --> 21:10.476
‫- می‌دونی چرا نبودم؟
‫- بهتره بیمارم رو ببینم...

21:10.477 --> 21:12.937
‫نه، نه راستش

21:12.938 --> 21:15.898
‫شایعاتی شنیدم، ولی خیلی وقت پیش فهمیدم
‫که نباید بهشون گوش کنم

21:15.899 --> 21:19.569
‫به خاطر اعتیاد به بنزوها در ترکِ اعتیاد بودم

21:21.571 --> 21:25.908
‫آره، ولی الان پاکم و هیچوقت
‫روی کارم اثر نذاشت

21:25.909 --> 21:30.289
‫فقط باید یه بار واسه همیشه
‫از وجودم بیرونش می‌کردم

21:32.499 --> 21:35.793
‫آره، با مشکلات اونجوری که می‌بایست مواجه نشدم

21:35.794 --> 21:40.215
‫فکر کردم بتونم خودم رو درمان کنم
‫و خیلی‌ها رو ناامید کردم

21:40.841 --> 21:42.175
‫متأسفم مِل

21:43.510 --> 21:45.262
‫هیچوقت من رو ناامید نکردی

21:46.596 --> 21:48.807
‫چرا. چرا، کردم

21:49.808 --> 21:53.228
‫باید الگو باشم، نه درس عبرت

21:54.021 --> 21:55.022
‫سلام

21:56.023 --> 21:58.107
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم

21:58.108 --> 22:00.901
‫گوش کن، بابت اون قضیه خیلی متأسفم

22:00.902 --> 22:03.404
‫طرف دیشب از یه مشروب‌فروشی
‫دزدی کرده بوده

22:03.405 --> 22:06.657
‫می‌خواسته با دوچرخه فرار کنه
‫که کم آورده و پیاده دَر رفته

22:06.658 --> 22:07.950
‫احتمالاً لنگ‌لنگ به اینجا رسیده،

22:07.951 --> 22:10.661
‫بیشتر واسه مخفی شدن اومده داخل
‫تا اینکه بخواد بخیه بشه

22:10.662 --> 22:12.330
‫- گرفتیدش؟
‫- می‌گیرمش

22:12.331 --> 22:14.206
‫هر چی بتونید بهمون بگید، کمک می‌کنه

22:14.207 --> 22:16.083
‫به نظرتون اطلاعات واقعی داده؟

22:16.084 --> 22:19.545
‫یحتمل نه، ولی فعلاً تمام سرنخیه که داریم

22:19.546 --> 22:23.425
‫اگه پیداش کنیم،
‫ممکنه لازم باشه تو دادگاه شهادت بدی، دکتر کینگ

22:24.468 --> 22:26.719
‫- دادگاه؟
‫- به عنوان شاهد اساسی

22:26.720 --> 22:29.764
‫برای مصدومیت‌ها و معالجاتش شهادت بدی...

22:29.765 --> 22:31.098
‫این چیزهای ساده

22:31.099 --> 22:33.852
‫آره، ولی به وقتش، درسته؟

22:34.770 --> 22:35.854
‫مل؟

22:36.813 --> 22:38.857
‫یکم اینجا استراحت کن. من برمی‌گردم

22:42.361 --> 22:44.362
‫من خوبم واقعاً. بهتره...

22:44.363 --> 22:46.865
‫ده دقیقه لطفاً. دستور دکتره

22:49.659 --> 22:52.079
‫اورژانس می‌تونه زیادی روشن و پُرسروصدا باشه

22:57.042 --> 22:59.085
‫نبض‌های دورسالیس پدیس

22:59.086 --> 23:02.630
‫و تیبیال خلفی ۲ پلاس و قرینه هستن

23:02.631 --> 23:04.298
‫معاینه‌ات نشون میده که عالی هستی، خانم

23:04.299 --> 23:06.384
‫از شنیدنش خوشحالم

23:06.385 --> 23:08.803
‫وقتی جواب آزمایش خونت آماده شد برمی‌گردم

23:08.804 --> 23:11.013
‫اگه درد قفسه‌سینه‌ات برگشت بهمون بگو

23:11.014 --> 23:13.308
‫- ممنون
‫- در خدمتم

23:15.310 --> 23:18.270
‫- نظرتون چیه؟
‫- فکر نکنم قلبی باشه

23:18.271 --> 23:20.231
‫نظرتون راجع به برنامه رو پرسیدم

23:20.232 --> 23:22.525
‫تا کلش رو نبینیم که نمی‌شه گفت

23:22.526 --> 23:23.610
‫ببینید

23:25.404 --> 23:26.695
‫خدای من

23:26.696 --> 23:28.572
‫می‌دونید چقدر زمان ذخیره می‌شه؟

23:28.573 --> 23:31.701
‫مطالعات نشون میدن که می‌شه هشتاد درصد
‫کمتر از قبل واسه چارت‌نویسی زمان گذاشت

23:32.536 --> 23:35.830
‫سریعتر می‌تونید شیفت رو تموم کنید و رضایت هم بیمار
‫و هم پزشک رو بهبود بدین

23:35.831 --> 23:37.039
‫ببخشید

23:37.040 --> 23:39.750
‫اینجا نوشته که ریسپردال مصرف می‌کنه
‫که داروی ضد روانپریشیه

23:39.751 --> 23:43.629
‫رستوریل واسه خواب مصرف می‌کنه. پس...

23:43.630 --> 23:46.132
‫اِی‌آی همینه دیگه، «هوشِ تقلبی»

23:46.133 --> 23:49.844
‫هوش‌مصنوعیِ مولد در حال حاضر ۹۸ درصد درسته

23:49.845 --> 23:52.847
‫همیشه باید با دقت غلط‌گیری کنید
‫و خطاهای کوچیک رو اصلاح کنید

23:52.848 --> 23:54.849
‫ممتازه ولی بی‌نقص نیست

23:54.850 --> 23:57.393
‫شگفت‌انگیزه

23:57.394 --> 23:59.020
‫متشکرم

23:59.729 --> 24:01.689
‫خواهش می‌کنم.
‫شما فارسی بلدی؟

24:01.690 --> 24:04.775
‫- فارسی بلدی؟
‫- کارشناسیم رو توی دانشگاه کالیفرنیا گذروندم

24:04.776 --> 24:07.737
‫- خیلی از دوست‌هام ایرانی بودن
‫- واسه همین زبان‌شون رو یاد گرفتی؟

24:08.363 --> 24:10.197
‫اونقدری که یخِ مجلس رو بشکنم

24:10.198 --> 24:12.159
‫خوشم اومد

24:13.743 --> 24:15.202
‫منم همینطور...

24:15.203 --> 24:16.620
‫که دوست‌هایی داشتی

24:16.621 --> 24:19.665
‫دکتر ویتکر، بیمارِ بیوه‌ات که آلزایمر داره رو دیدم،

24:19.666 --> 24:21.083
‫ولی فقط می‌خواد با یه دکتر صحبت کنه

24:21.084 --> 24:23.085
‫از زمان تعویض پوشکش هم خیلی گذشته

24:23.086 --> 24:25.463
‫باشه. ممنون

24:25.464 --> 24:27.382
‫اوگلوی، با من میای

24:28.967 --> 24:30.010
‫زودباش

24:31.178 --> 24:32.554
‫خانم بوستیک؟

24:34.973 --> 24:37.392
‫- تاکوتسوبو شده؟ سندرم قلب شکسته پیدا کرده؟
‫- نه

24:38.602 --> 24:39.852
‫سلام؟

24:39.853 --> 24:40.979
‫هی

24:41.771 --> 24:43.189
‫کارم داشتید؟

24:43.190 --> 24:44.399
‫نه

24:45.108 --> 24:46.109
‫تو کی هستی؟

24:47.235 --> 24:48.944
‫من دکتر ویتکر هستم

24:48.945 --> 24:51.072
‫درباره شوهرتون صحبت کردیم؟

24:52.199 --> 24:53.824
‫ایتن

24:53.825 --> 24:56.786
‫می‌شه لطفاً بیاد دیدنم؟

25:01.583 --> 25:02.584
‫نه

25:03.502 --> 25:07.087
‫متأسفانه ایشون خیلی بیمار بودن،

25:07.088 --> 25:09.424
‫و فوت کردن

25:11.593 --> 25:12.802
‫ایتن؟

25:13.803 --> 25:15.138
‫مُرد؟

25:16.014 --> 25:17.139
‫نه بابا

25:17.140 --> 25:18.516
‫نه

25:18.517 --> 25:21.143
‫نه، غیرممکنه

25:21.144 --> 25:24.146
‫نه

25:24.147 --> 25:27.233
‫نه، نه، نه

25:27.234 --> 25:28.943
‫کار باحالی که دوستش داری چیه؟

25:28.944 --> 25:30.736
‫عاشق اسب‌سواری‌ام

25:30.737 --> 25:32.738
‫- بابات می‌برتت؟
‫- آره

25:32.739 --> 25:36.700
‫گاهی خودش هم سوار می‌شه،
‫ولی اکثر مواقع، فقط من رو نگاه می‌کنه

25:36.701 --> 25:39.370
‫تا حالا از اسب افتادی؟
‫تا حالا پَرت شدی؟

25:39.371 --> 25:42.373
‫نه. اسب‌سواریم عالیه

25:42.374 --> 25:44.750
‫- اسب خودت رو داری؟
‫- کاش داشتم

25:44.751 --> 25:46.961
‫ما توی آپارتمان زندگی می‌کنیم

25:46.962 --> 25:49.380
‫باشه کایلی، الان باید یکم خون بگیریم

25:49.381 --> 25:51.257
‫لازمه؟

25:51.258 --> 25:53.968
‫آره، ولی قول میدم سریع انجام می‌شه

25:53.969 --> 25:56.762
‫و فقط یه لحظه درد داره، باشه؟

25:56.763 --> 26:00.349
‫حالا می‌خوام این بند پلاستیکی رو

26:00.350 --> 26:02.936
‫دور دستت بپیچم که رَگِت راحت‌تر پیدا بشه

26:03.478 --> 26:07.189
‫بعدش مطمئن می‌شم که هیچ میکربی

26:07.190 --> 26:08.983
‫در زمان خون گرفتن وارد بدنت نشه

26:08.984 --> 26:12.194
‫باشه، حالا فقط یه سوزش خیلی کوچولو رو حس می‌کنی

26:12.195 --> 26:13.863
‫ولی می‌تونی نگاش نکنی، باشه؟

26:16.700 --> 26:18.493
‫جایِ بدش تموم شد

26:20.870 --> 26:22.080
‫دختربچه سرسختیه

26:22.831 --> 26:26.417
‫آره خب، دختربچه‌ها هم می‌تونن
‫به اندازه‌ی پسربچه‌ها سرسخت باشن، حتی بیشتر

26:26.418 --> 26:30.838
‫آره. فقط امیدوارم واسه این نباشه
‫که به درد عادت کرده

26:30.839 --> 26:33.007
‫حداقلش، به معاینه بصری

26:33.008 --> 26:35.384
‫از اندام تناسلی خارجی نیاز داره
‫که برای اثرات تروما بررسیش کنیم

26:35.385 --> 26:38.220
‫- می‌تونم بگم دکتر ال-هاشمی...
‫- نه، بیمار منه

26:38.221 --> 26:39.514
‫می‌تونم انجامش بدم

26:41.000 --> 26:46.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

26:47.689 --> 26:49.232
‫کاملاً شفاف

26:49.899 --> 26:54.486
‫اگه عفونت داشته باشه، تیره است

26:54.487 --> 26:57.823
‫جوی، آماده شو که بعد از گیره زدن
‫به ظرف سوم بزنیش

26:57.824 --> 27:00.034
‫- اینجا مشکلی نیست؟
‫- نه

27:00.035 --> 27:02.453
‫دکتر ویتکر داشت توضیح می‌داد که در مواردِ
‫پریتونیت باکتریایی خودبه‌خودی،

27:02.454 --> 27:04.455
‫باید مایع تیره‌ای رو ببینیم

27:04.456 --> 27:06.248
‫گرچه یادش رفت بگه

27:06.249 --> 27:08.834
‫مایعِ خونی نشون‌دهنده‌ی اینه که
‫یا پونکسیون آسیب‌زننده بوده

27:08.835 --> 27:11.045
‫یا احتمالاً کارسینوم هپاتوسلولار داره،

27:11.046 --> 27:13.756
‫که در این صورت باید آزمایش سیتولوژی بگیریم

27:13.757 --> 27:14.965
‫درسته

27:14.966 --> 27:16.800
‫این بچه مُخیه واسه خودش

27:16.801 --> 27:19.429
‫خیلی باهوشه

27:22.641 --> 27:24.475
‫- سلام
‫- سلام

27:24.476 --> 27:26.852
‫چه حسی داره که دکتر رسمی شدی؟

27:26.853 --> 27:28.979
‫راستش خیلی باحاله

27:28.980 --> 27:30.856
‫امروز اولین چک حقوقم رو می‌گیرم

27:30.857 --> 27:33.609
‫فقط واسه هفته اوله، ولی همینـم قبوله

27:33.610 --> 27:37.488
‫- دانشجو پزشکی‌ها چطورن؟
‫- جوی خیلی آدم عجیبیه

27:37.489 --> 27:40.616
‫اون یکی اوگلوی هم خیلی باهوشه

27:40.617 --> 27:42.785
‫و دوست داره به مردم نشونش بده

27:42.786 --> 27:45.204
‫- حال‌بهم‌زنه
‫- خب...

27:45.205 --> 27:47.706
‫در واقع رقیب توئه

27:47.707 --> 27:50.585
‫- یه رقیب سرسخت
‫- باشه

27:53.630 --> 27:55.714
‫رقیب من نیست

27:55.715 --> 27:58.842
‫برای دوره‌ی ساب‌اینترن‌شیپِ چهار‌هفته‌ای از یه ایالت دیگه اومده

27:58.843 --> 28:00.302
‫فکر نمی‌کنی هدفش این باشه

28:00.303 --> 28:02.847
‫که سال آینده اینجا یه موقعیت رزیدنسی اورژانسی گیر بیاره؟

28:03.390 --> 28:06.308
‫- حتی اگه اینجوری هم باشه...
‫- چیه؟

28:06.309 --> 28:09.771
‫امکان نداره با مغز خیلی بزرگت رقابت کنه؟

28:14.109 --> 28:16.778
‫اگه جات بودم یه تکونی به خودم می‌دادم، غَشی

28:19.406 --> 28:22.282
‫هنوز اینجوری صدات می‌کنه، ها؟

28:22.283 --> 28:24.118
‫دیگه اصلاً برام مهم نیست

28:24.119 --> 28:25.953
‫به تو هم هنوز میگه هاکلبری

28:25.954 --> 28:28.914
‫آره، ولی الان دوستیم، پس...

28:28.915 --> 28:31.626
‫دوست‌ها واسه هم لقب داغون نمی‌ذارن

28:32.210 --> 28:35.088
‫به نظرت هاکلبری لقب داغونیه؟

28:36.631 --> 28:37.715
‫نه

28:37.716 --> 28:39.843
‫نه، هاکلبری بانمکه

28:41.177 --> 28:43.721
‫باحاله. مثل غَشی نیست

28:43.722 --> 28:46.014
‫بیخیال پسر، غشی خیلی باحاله

28:46.015 --> 28:48.142
‫غشی دیگه

28:48.143 --> 28:49.811
‫هیجان داره

28:51.062 --> 28:53.522
‫دکتر جوادی، دکتر ویتکر

28:53.523 --> 28:57.151
‫من هنوز دکتر دانشجوام.
‫ویتکر الان دکتر واقعی شده

28:57.152 --> 28:58.236
‫باشه

29:00.029 --> 29:03.073
‫- خوش برگشتی
‫- ممنون. آره، ممنون

29:03.074 --> 29:04.451
‫خوشحالم که برگشتم

29:06.828 --> 29:10.873
‫باشه، من میرم به تبعیدم در جزیره‌ی تریاژ برسم

29:10.874 --> 29:13.835
‫کنار بقیه معتادها، اگه کسی کارم داشت

29:15.295 --> 29:17.922
‫- عجیب بود
‫- خیلی

29:17.946 --> 29:19.446
‫مهمونی جوادی کجا برگزار می‌شه؟

29:19.470 --> 29:20.651
‫فکر نکنم فعلاً برنامه‌ای باشه

29:20.675 --> 29:21.718
‫چی؟

29:21.742 --> 29:23.742
‫پس باید یه برنامه بریزیم...

29:25.766 --> 29:27.766
‫به جوادی می‌خوره ۲۱ سالش باشه؟

29:28.790 --> 29:32.790
‫الان آره. اینجا آدم رو پیر می‌کنه

29:32.814 --> 29:34.814
‫دختر، دست بردار

29:35.838 --> 29:39.838
‫منظورم من و تو نیست

29:39.862 --> 29:41.862
‫ولی یه سری‌ها

29:44.491 --> 29:45.949
‫این باید خیلی درد داشته باشه

29:45.950 --> 29:48.535
‫دکتر لنگدن، کلینت هَنسن، دخترعموش مونا

29:48.536 --> 29:49.704
‫چی‌شد که اینجوری شد؟

29:51.164 --> 29:53.207
‫روغن بیکن از یه ماهیتابه بزرگ ریخت روش

29:53.208 --> 29:54.833
‫بیشتر به کفگیر می‌خوره

29:54.834 --> 29:57.169
‫آره، یه احمقی روغن رو ریخت توی سینک
‫وقتی داشتم ظرف می‌شستم

29:57.170 --> 29:58.420
‫من خیلی دور بودم

29:58.421 --> 29:59.922
‫بدون نگاه کردن
‫می‌خواستی مایع ظرفشویی رو برداری

29:59.923 --> 30:02.216
‫- صدای من رو نشنیدی؟
‫- نه، به خاطر اینکه آب باز بود

30:02.217 --> 30:04.218
‫آخه کی روغن بیکن رو می‌ریزه توی سینک؟

30:04.219 --> 30:06.970
‫- زیر سینک یه ظرف هست
‫- می‌تونستی بهم بگی

30:06.971 --> 30:09.431
‫تو مهمون منی،
‫حالا کامل لوله‌کشیم رو به گا دادی

30:09.432 --> 30:11.058
‫باشه، چطوره که روی درمان این سوختگی تمرکز کنیم؟

30:11.059 --> 30:12.434
‫بی‌حس‌کننده موضعی میارم

30:12.435 --> 30:14.812
‫باید یه مقداری از پوست‌های مُرده رو برداریم
‫که عفونت نکنه

30:14.813 --> 30:17.982
‫من مسئول بوفه‌ی برانچ‌ام.
‫می‌شه سریع انجامش بدین؟

30:18.525 --> 30:20.359
‫- حتماً. آره، ما...
‫- این یکی رو با ماشین آوردن

30:20.360 --> 30:22.236
‫فقط اسمش رو می‌دونم... ارلاندو دیاز

30:22.237 --> 30:24.238
‫- قضیه چیه؟
‫- روی میلگرد لیز خورد و افتاد

30:24.239 --> 30:25.864
‫- افتاد یا غش کرد؟
‫- نمی‌دونم

30:25.865 --> 30:28.200
‫ارلاندو، چشم‌هات رو باز کن

30:28.201 --> 30:29.660
‫- سرش ضربه خورده؟
‫- گمونم

30:29.661 --> 30:31.453
‫- چرا ۹۱۱ خبر نکردی؟
‫- نمی‌ذاشت

30:31.454 --> 30:33.372
‫حرف می‌زد... الان دیگه نمی‌زنه

30:33.373 --> 30:35.749
‫ارلاندو. آقای دیاز

30:35.750 --> 30:36.834
‫خدای من

30:36.835 --> 30:38.460
‫- مسته؟
‫- نه. بوی کتون از نفسش میاد

30:38.461 --> 30:40.254
‫- دیابتیه؟
‫- نمی‌دونم

30:40.255 --> 30:43.007
‫تروما با تغییر سطح هوشیاری، احتمالاً کتواسیدوز دیابتی باشه.
‫به همه اعلامش کن

30:45.552 --> 30:48.470
‫کد تروما سطح یک همین الان.
‫کد تروما سطح یک همین الان

30:48.471 --> 30:51.473
‫دکتر ویتکر، ارزیابیت دقیق بود

30:51.474 --> 30:53.934
‫بیوه‌ی آلزایمریت قطعاً به آسایشگاه نیاز داره

30:53.935 --> 30:56.061
‫خانه سالمندانی هست که بتونی امروز ببریش اونجا؟

30:56.062 --> 30:59.481
‫کاش بود. بیمه‌ی مدیکر میگه قبل از تأییدش

30:59.482 --> 31:00.858
‫باید سه روز بستری بشه

31:00.859 --> 31:02.693
‫دلیل خاصی واسه بستری کردنش ندارم

31:02.694 --> 31:05.696
‫ولی من دارم. بدجوری ازکارافتاده است

31:05.697 --> 31:08.073
‫توی سایکل قرارش میدم. ردیفش می‌کنیم

31:08.074 --> 31:09.534
‫ممنون، کیلب

31:10.785 --> 31:14.496
‫- چند لحظه وقت داری، مایکل؟
‫- راستش نه

31:14.497 --> 31:17.584
‫ولی وقتی به اوضاع اینجا سروسامون دادم،
‫میام پیدات می‌کنم

31:18.376 --> 31:19.377
‫باشه

31:21.796 --> 31:24.214
‫دکتر رابی، دیلن الان با دوست‌دختره صحبت کرد...

31:24.215 --> 31:26.091
‫- رابی!
‫- باید بعداً بهم بگید

31:26.092 --> 31:27.301
‫- مورد چیه؟
‫- تغییر سطح هوشیاری

31:27.302 --> 31:29.970
‫نمی‌دونم به خاطر تغییر سطح هوشیاری افتاده
‫یا به خاطر افتادن دچار تغییر سطح هوشیاری شده

31:29.971 --> 31:32.451
‫- نفسش بوی کتون میده
‫- باشه، دارمش. ممنون

31:35.393 --> 31:39.104
‫خیلی‌خب، گمونم فقط ما هستیم.
‫دوست‌دختره چی گفت؟

31:39.105 --> 31:41.315
‫جینا انگار یکم از به خاطر این ماجرا گیج و نگرانه،

31:41.316 --> 31:43.275
‫ولی به اینکه آزار و اذیت از سمت اون باشه مشکوک نیستم

31:43.276 --> 31:44.735
‫پدرِ کایلی چی؟

31:44.736 --> 31:46.361
‫خب، من مددکارم، ذهن‌خوان نیستم

31:46.362 --> 31:47.529
‫باید باهاش صحبت کنم

31:47.530 --> 31:49.197
‫آره، قراره بیادش

31:49.198 --> 31:51.199
‫اگه نیاد، خیلی گناهکار به نظر میاد

31:51.200 --> 31:53.243
‫فعلاً بیا عجولانه نتیجه‌گیری نکنیم

31:53.244 --> 31:54.328
‫عجله نکردم

31:54.329 --> 31:57.915
‫کلی میگم، اگه طرف نیادش،

31:57.916 --> 32:00.168
‫اصلاً خودم میرم پیداش می‌کنم

32:01.628 --> 32:02.669
‫شوخی کردم

32:02.670 --> 32:04.589
‫قبل از اینکه باباش برسه
‫با کایلی صحبت می‌کنم

32:05.214 --> 32:06.633
‫اگه بیادش

32:07.634 --> 32:08.884
‫آره

32:08.885 --> 32:11.428
‫قطعاً بوی کتونه.
‫باید قند خون انگشتی بگیریم

32:11.429 --> 32:16.016
‫من انجامش میدم. تاکی‌کاردی با ضربان ۱۲۴.
‫اشباع اکسیژن ۹۷. فشار ۱۰۶ روی ۷۲

32:16.017 --> 32:18.769
‫- اسلایدینگ ریه دوطرفه وجود داره
‫- صداهای روده‌ایش خوبه

32:18.770 --> 32:20.520
‫شکمش نَرمه، بدون درد

32:20.521 --> 32:22.440
‫از کجا می‌دونی بدون درده؟

32:23.024 --> 32:25.025
‫چون نمی‌بینم از درد به خودش بپیچه

32:25.026 --> 32:27.278
‫سطح هوشیاریش تغییر کرده.
‫به وصل کردنِ سرم هم واکنشی نداشت

32:27.820 --> 32:29.489
‫می‌خواستم بگم سفت نیست

32:30.698 --> 32:33.784
‫انگشت‌های پا رو به پایینه، در دو طرف،
‫شواهدی از ضایعه نورون حرکتی فوقانی وجود نداره

32:33.785 --> 32:35.077
‫خوبه

32:35.078 --> 32:36.954
‫- ای‌-فَست منفیه
‫- چطور می‌تونم کمک کنم؟

32:36.955 --> 32:39.790
‫می‌تونی به دکتر مک‌کی و دکتر سانتوس سر بزنی

32:39.791 --> 32:42.960
‫اگه مشکلی نیست، مایلم مشاهده کنم،
‫بفهمم شما چطوری مسائل رو حل می‌کنیم

32:42.961 --> 32:45.045
‫قند خون به طرز بحرانی زیاده...
‫بیش از ۵۰۰

32:45.046 --> 32:47.756
‫- دینگ دینگ دینگ دینگ
‫- انگار کتواسیدوز دیابتی باشه

32:47.757 --> 32:48.966
‫باید معالجه‌اش رو شروع کنیم،

32:48.967 --> 32:51.385
‫بعدش مستقیم بفرستیمش سی‌تی
‫که خونریزی درون‌جمجمه‌ای رو مشخص کنه

32:51.386 --> 32:53.804
‫یه مورد با مشکل تنفسی شدید داره میاد.
‫حدوداً سه دقیقه دیگه می‌رسه

32:53.805 --> 32:55.305
‫- می‌برمش تروما ۱
‫- باشه

32:55.306 --> 32:57.933
‫- می‌خواید من بهش رسیدگی کنم؟
‫- بله لطفاً. ممنون

32:57.934 --> 33:00.602
‫این بیمار به انفوزیون انسولین نیاز داره، درسته؟
‫۰٫۱ واحد به ازای هر کیلو؟

33:00.603 --> 33:03.480
‫نه تا وقتی که از سطح پتاسیمش باخبر نشدیم

33:03.481 --> 33:05.190
‫انسولین باعث دگرگونیِ درون‌سلولی می‌شه

33:05.191 --> 33:07.567
‫و اگه پتاسیم زیر ۳.۵ باشه،
‫انفوزیون می‌کشتش

33:07.568 --> 33:08.902
‫کاملاً درسته

33:08.903 --> 33:10.612
‫می‌تونیم با رینگر لاکتات شروع کنیم

33:10.613 --> 33:13.991
‫یک لیتر در ساعت تا وقتی نتایج کِم-۷ و وی‌بی‌جی بیاد

33:13.992 --> 33:15.158
‫چرا دچار کتواسیدوز دیابتی شده؟

33:15.159 --> 33:16.994
‫شاید انسولین کافی مصرف نمی‌کنه

33:16.995 --> 33:19.287
‫اغلب می‌شه یه عامل محرک براش پیدا کرد،

33:19.288 --> 33:21.415
‫مثل سینه‌پهلو، عفونت ادراری، سکته مغزی،

33:21.416 --> 33:23.083
‫انفارکتوس میوکارد یا پانکراتیت

33:23.084 --> 33:24.418
‫آره، همیشه براشون آزمایش می‌گیریم

33:24.419 --> 33:28.381
‫توی لیست استاندارد هستن، درسته دکتر موهان؟

33:36.222 --> 33:37.639
‫اون از سمت بابابزرگ جیمیِ دیوانه فامیلم می‌شه

33:37.640 --> 33:39.641
‫اون از سمت داداشِ بابابزرگم فامیلم می‌شه

33:39.642 --> 33:43.437
‫بابابزرگ ریکی هنوز روانیه.
‫واضحه که ارثیه

33:43.438 --> 33:46.983
‫صبرکنید. پدربزرگ‌هاتون
‫ریکی و جیمی هنسن می‌شن؟

33:47.525 --> 33:49.026
‫از همون خانواده‌ی راننده ریسینگ؟

33:49.027 --> 33:50.444
‫متأسفانه

33:50.445 --> 33:52.405
‫من یه موردی دارم که به توجه نیاز داره

33:52.989 --> 33:54.532
‫نگو یه نوزاد دیگه است

33:56.701 --> 33:58.327
‫ببخشید. عذر می‌خوام

34:00.747 --> 34:05.250
‫ایشون آقای رندال هستن.
‫هشت ساعته که در حالت نعوظ قرار داره

34:05.251 --> 34:07.878
‫- باید تا الان می‌خوابید، درسته؟
‫- پیش میاد

34:07.879 --> 34:10.005
‫خوب شد که مراجعه کردی، آقای رندال

34:10.006 --> 34:11.173
‫من می‌برمش

34:11.174 --> 34:12.883
‫می‌شه کارِ خانواده‌ی بگومگوکُن‌ها رو تکمیل کنی؟

34:12.884 --> 34:14.468
‫ترجیح میدم نکنم

34:14.469 --> 34:17.054
‫- خب، آقای رندال...
‫- ایان

34:17.055 --> 34:21.266
‫ایان، چیزی مصرف کردی
‫که منجر به این وضعیت شده باشه؟

34:21.267 --> 34:24.269
‫از داروی تزریقی ضد اختلال نعوظ استفاده کردم...
‫راستش دوتا زدم

34:24.270 --> 34:28.315
‫یه تزریق ثانویه هم انجام دادم،
‫هر سمت یه بار

34:28.316 --> 34:31.360
‫پس دوبرابرِ مقدار توصیه‌شده؟

34:33.362 --> 34:35.655
‫سالگرد ازدواج‌مونه

34:35.656 --> 34:37.366
‫بزرگه؟

34:38.576 --> 34:42.871
‫سالگردتون رو میگم، مهمه؟
‫قابل توجهه؟ مرحله برجسته‌ایه یا...

34:42.872 --> 34:44.623
‫- بیستمین سالگردمونه
‫- چه خوب

34:44.624 --> 34:46.793
‫آفرین. تبریک میگم

34:48.002 --> 34:50.629
‫گلوکز ۵۲۱. سدیم ۱۲۹

34:50.630 --> 34:54.299
‫پتاسیم ۳٫۷. کلر ۹۷

34:54.300 --> 34:56.093
‫- بیکربنات ۸
‫- معنیش؟

34:56.094 --> 34:59.304
‫می‌تونیم انفوزیون انسولین رو شروع کنیم
‫و ۲۰ واحد پتاسیم به هر لیتر اضافه کنیم

34:59.305 --> 35:02.974
‫گپ آنیونی ۲۴ هست.
‫باید زیر ۱۰ باشه

35:02.975 --> 35:04.768
‫ازش استفاده می‌کنیم تا روند بهبود رو پایش کنیم

35:04.769 --> 35:07.312
‫در واقع، رهنمودهای بین‌المللی ۲۰۲۴ میگن

35:07.313 --> 35:10.482
‫نباید از گپ آنیونی استفاده کرد،
‫چون در حضور اسیدوز متابولیک هیپرکلرمی

35:10.483 --> 35:13.402
‫می‌تونه گمراه‌کننده باشه

35:15.238 --> 35:16.947
‫اخیراً یه مورد توی آی‌سی‌یو داشتم…

35:16.948 --> 35:20.659
‫- جواب وی‌بی‌جی رسید... پی‌اِچ ۶٫۹۷
‫- نرمالش ۷٫۴

35:20.660 --> 35:22.327
‫چی باعث این اسیدمی می‌شه؟

35:22.328 --> 35:24.162
‫وقتی انسولین نباشه،
‫بدن نمی‌تونه از گلوکز استفاده کنه،

35:24.163 --> 35:27.124
‫پس میره سراغ شکستن چربی‌ها و تولید کتون،
‫که منجر به اسیدوز شدید می‌شه،

35:27.125 --> 35:28.542
‫و می‌تونه باعث ایست قلبی بشه

35:28.543 --> 35:31.753
‫از طرف دیگه، هیپرگلایسمی باعث می‌شه
‫بدن آب و الکترولیت بیشتری دفع کنه،

35:31.754 --> 35:34.339
‫که نتیجه‌اش دهیدراسیون شدید
‫و اختلال عملکرد قلب و کلیه است

35:34.340 --> 35:36.550
‫انفوزیون انسولین،
‫مایعات همراه با کِی‌سی‌آی،

35:36.551 --> 35:39.344
‫قند خون مویرگی هر یک ساعت،
‫کِم-۷ هر چهار ساعت

35:39.345 --> 35:41.138
‫آی‌سی‌یو احتمالاً یه میدلاین دو لومنه هم می‌خواد

35:41.139 --> 35:42.264
‫- من می‌تونم
‫- من می‌تونم

35:42.265 --> 35:43.348
‫- دستکش ۶ و نیم
‫- دستکش ۷ و نیم

35:43.349 --> 35:46.852
‫می‌تونم بگم که ما دانشجوهامون رو
‫نه تنها بر اساس مخزن دانشی که دارن

35:46.853 --> 35:49.771
‫و سلطه‌شون در روندها ارزیابی می‌کنیم،
‫بلکه همچنین و شاید حتی مهم‌تر،

35:49.772 --> 35:51.649
‫بر اساس همکاریِ تیمی‌شون ارزیابی می‌کنیم؟

35:52.233 --> 35:53.860
‫- اون انجامش بده
‫- اون انجامش بده

35:55.069 --> 35:56.611
‫اوترو، می‌شه همه رو در جریان بذاری؟

35:56.612 --> 35:58.780
‫بری میچل. داشته توی رستوران پاملا صبحونه می‌خورده

35:58.781 --> 36:00.699
‫یهو دچار مشکل تنفسی شده

36:00.700 --> 36:03.160
‫مقداری استریدور داره.
‫اشباع اکسیژن قابل قبوله ولی در صحبت کردن مشکل داره

36:03.161 --> 36:05.246
‫- مانور هایملیش رو امتحان کردن؟
‫- سه مرتبه

36:06.873 --> 36:08.666
‫سابقه آسم داره؟

36:10.501 --> 36:12.419
‫- برای لوله‌گذاری آماده‌اش کنید
‫- موافقم

36:12.420 --> 36:14.547
‫باشه آقا، بیا اینور

36:15.089 --> 36:17.716
‫وقتی خودشون جابجا می‌شن
‫همیشه نشونه خوبیه

36:17.717 --> 36:20.302
‫با انسداد راه هوایی فوقانی از یه رستوران اومده

36:20.303 --> 36:23.346
‫با مانور فشار شکمی هم برطرف نشد.
‫باید نگاه بندازیم ببینیم چی شده

36:23.347 --> 36:25.807
‫ضربان قلب ۱۱۸.
‫اشباع اکسیژن ۹۶

36:25.808 --> 36:29.060
‫آقای میچل، می‌خوایم بهت مسکن بزنیم
‫که بتونیم گلوت رو بررسی کنیم، باشه؟

36:29.061 --> 36:30.979
‫کتامین و روکورونیوم آماده کن

36:30.980 --> 36:33.398
‫کتامین خالی چطوره؟

36:33.399 --> 36:37.194
‫نه، برای اینکه لوله‌گذاری در اولین تلاش موفق باشه
‫به فلج کامل نیاز داریم

36:37.195 --> 36:39.821
‫اگه فقط جسم خارجی باشه،
‫شاید اصلاً نیازی به لوله‌گذاری نباشه

36:39.822 --> 36:41.031
‫نمی‌تونیم اینجوری فرض کنیم

36:41.032 --> 36:43.491
‫ممکنه تنگی زیرگلوت باشه،
‫یا اپی‌گلوتیت

36:43.492 --> 36:45.286
‫کتامین و روکورونیوم آوردم

36:47.205 --> 36:49.290
‫فقط کتامین، ۸۰ میلی‌گرم

36:50.124 --> 36:52.919
‫در این صورت، این مورد رو به دستان توانمند شما می‌سپارم

36:54.712 --> 36:57.715
‫اسپری ستاکائین و ینکاوئر لطفاً

36:58.507 --> 37:00.634
‫نیم ساعت پیش بهت گفتم که هیچوقت ازم شکایت نشده

37:00.635 --> 37:01.844
‫مایلم همینجوری بمونه

37:05.723 --> 37:07.057
‫به جای اومدن به اینجا،

37:07.058 --> 37:10.060
‫به نظرم باید از هشت ساعت شق بودن
‫استفاده‌ی بهتری می‌کرد

37:10.061 --> 37:11.895
‫خب، وضعیت اورژانسی پزشکیه

37:11.896 --> 37:15.857
‫اگه پریاپیسم درمان نشه،
‫می‌تونه باعث آسیب دائمی به آلت تناسلی

37:15.858 --> 37:17.692
‫و اختلال نعوظِ همیشگی بشه

37:17.693 --> 37:19.277
‫تشکر که روشنم کردی

37:19.278 --> 37:23.657
‫داروساز فنیل‌افرین رو اشتباه آماده کرده.
‫۱۰ سی‌سی، هر سی‌سی ۱۰۰ میکروگرم

37:23.658 --> 37:26.076
‫- عالیه. این نهایت دوزه
‫- بولوس سالین استریل

37:26.077 --> 37:28.787
‫ممکنه لازم باشه دوباره پرش کنی،
‫چون قراره بارها شست‌وشو بدن

37:28.788 --> 37:31.873
‫لگن خالی رو نگه دار
‫تا هر چی خارج می‌کنن توش جمع بشه

37:31.874 --> 37:34.251
‫- گرفتی؟
‫- فکر کنم

37:34.252 --> 37:35.669
‫اگه کارم داشتی بگو

37:35.670 --> 37:38.296
‫- اوضاع چطوره؟
‫- با وِرسِد بیهوش شده

37:38.297 --> 37:41.883
‫یه بلوک لیدوکائین روی اعصاب دورسال آلت
‫در موقعیت‌های ساعت ۱۰ و ۲ انجام دادم

37:41.884 --> 37:43.886
‫- آره، آماده است
‫- عالیه

37:44.720 --> 37:47.889
‫از سمت دورسال وارد شو
‫تا به کورپوس کاورنوزوم برسی

37:47.890 --> 37:48.974
‫من گلنس رو نگه می‌دارم

37:48.975 --> 37:51.185
‫- عمقش چقدر باشه؟
‫- ۲ سانتی‌متر

37:52.561 --> 37:53.854
‫حالا آسپیراسیون کن

37:56.565 --> 37:59.193
‫هر روز این کار رو می‌کنید؟

38:00.486 --> 38:01.988
‫اگه شانس بیاریم

38:02.571 --> 38:03.739
‫بیا اینجا

38:06.742 --> 38:09.203
‫باشه، بیاید درازش کنیم و ببینیم چی به چیه

38:10.371 --> 38:11.580
‫باشه

38:18.296 --> 38:20.922
‫نمای خوبی از اپیگلوت داریم

38:20.923 --> 38:24.175
‫معما حل شد

38:24.176 --> 38:27.304
‫همین سرت میاد وقتی صبحونه بروکلی بخوری

38:27.305 --> 38:29.015
‫خوب بگیرش

38:29.598 --> 38:30.808
‫باشه

38:32.601 --> 38:33.811
‫باشه

38:39.775 --> 38:42.944
‫معلومه چرا هایملیش جواب نداد

38:42.945 --> 38:44.488
‫یکم بچرخون

38:47.950 --> 38:49.035
‫بفرما!

38:50.119 --> 38:52.787
‫واسه همین فقط کتامین می‌زنی،

38:52.788 --> 38:54.414
‫چون اگه فلج کنیم،

38:54.415 --> 38:56.792
‫باید تا یه ساعت براش لوله بذاریم و ونتیلاسیون کنیم

38:58.836 --> 39:02.005
‫باشه، این یارو واسه جراحی به وست‌بریج میره

39:02.006 --> 39:04.174
‫بیمار اتاق تروما یک به زودی میره

39:04.175 --> 39:08.553
‫بیوه‌ی آلزایمری‌مون اولین بوستیک هم
‫می‌تونه شوهرش رو توی اتاق بازدید ببینه

39:08.554 --> 39:10.180
‫خدا پشت و پناهش

39:10.181 --> 39:12.307
‫نتایج سی‌تی اسکن مایکل ویلیامزی که خواسته بودم نرسید؟

39:12.308 --> 39:14.476
‫فعلاً نه. جواب آزمایش‌های دختربچه‌مون کایلی هم نیومده

39:14.477 --> 39:15.560
‫اون مال من نیست

39:15.561 --> 39:19.356
‫گرچه از نوزاد ناشناس رهاشده‌مون
‫یه چیزهایی اومده

39:19.357 --> 39:20.482
‫بازم مال من نیست

39:20.483 --> 39:22.067
‫بده من

39:22.068 --> 39:23.652
‫فقط خواستم در جریان باشید

39:24.653 --> 39:25.654
‫حله

39:26.530 --> 39:27.656
‫باشه

39:28.616 --> 39:30.368
‫فقط می‌خوایم ببریمش طبقه بالا

39:32.078 --> 39:34.371
‫باشه. خیلی‌خب، گرفتم

39:34.372 --> 39:37.499
‫آزمایش سریع ادرارِ اَبَربچه‌مون منفی بود، شمارش گلبول سفیدش صفر بود

39:37.500 --> 39:40.919
‫پنل تنفسی برای رینوویروس مثبته،
‫که یه منبع خوش‌خیم برامون محسوب می‌شه

39:40.920 --> 39:42.587
‫پروکلسی‌تونین و سی‌آرپی هنوز در حال آماده شدنه

39:42.588 --> 39:44.589
‫حالا بخش کودکان میگه قبل از اینکه تحویلش بگیرن،

39:44.590 --> 39:46.591
‫تست سم‌شناسی ادرار و آنتی‌ژن اِچ‌آی‌وی هم می‌خوان

39:46.592 --> 39:47.885
‫زیادیه دیگه

39:48.886 --> 39:50.804
‫حس می‌کنم فقط می‌خوان این پایین نگهش دارن

39:50.805 --> 39:52.305
‫مگه می‌شه سرزنش‌شون کرد؟

39:52.306 --> 39:54.474
‫تا حالا ندیدم یه پرستار بخش کودکان یکم خُل نباشه

39:54.475 --> 39:57.811
‫می‌دونی دوازده ساعت صدای نوزادهای گریان
‫با روانِ آدمیزاد چی کار می‌کنه؟

39:57.812 --> 40:00.230
‫- من نزدیک بود وارد بخش کودکان بشم
‫- خوب شد که نشدی، باور کن

40:00.231 --> 40:02.399
‫زیادی اون بالا بمونی، پاک دیوانه می‌شی

40:02.400 --> 40:05.610
‫- امروز خیلی زبونت تُنده
‫- محوریت جدید رفتاریم همینه

40:05.611 --> 40:07.946
‫اگه کسی چپ نگام کنه، کارش تمومه،

40:07.947 --> 40:09.406
‫صاف میرم سراغ چشم‌هاش

40:09.407 --> 40:11.741
‫چشمت رو از حدقه در میارم.
‫شرط می‌بندم نمی‌دونستی ازم برمیاد

40:11.742 --> 40:12.826
‫نخیر

40:12.827 --> 40:16.037
‫- دکتر ال-هاشمی کجاست؟
‫- تو اتاق ۵ شمالی پیش بیماری که پریاپیسم داره

40:16.038 --> 40:17.288
‫بهتره اون باشه تا من

40:17.289 --> 40:22.043
‫اصلاً قصد نداشتم که حرفم جنسی در بیاد

40:22.044 --> 40:23.962
‫در همین مورد هم میرم به لویی سر بزنم،

40:23.963 --> 40:25.755
‫بعدش توی محوطه آمبولانس‌ها یکم هوا بخورم

40:25.756 --> 40:27.424
‫پس اگه کسی کاریم داشت،
‫اونجا خواهم بود

40:27.425 --> 40:28.717
‫گرفتم، کاپیتان

40:31.846 --> 40:34.597
‫انگار پایه‌ی دندون پیشِ کناریت یکم چرک کرده

40:34.598 --> 40:35.933
‫می‌تونیم برات تخلیه‌اش کنیم

40:36.934 --> 40:40.103
‫- انگار قراره درد داشته باشه
‫- نه، بی‌حست می‌کنیم

40:40.104 --> 40:42.730
‫حتماً از جنس خوبش بزن

40:42.731 --> 40:45.234
‫درجه یکه لویی، قول میدم

40:45.943 --> 40:47.861
‫- اوضاع اینجا چطوره؟
‫- خوبه

40:47.862 --> 40:49.988
‫تقریباً چهار لیتر تخلیه شده

40:49.989 --> 40:52.782
‫هیچی نشده حالم خیلی خوبه

40:52.783 --> 40:54.993
‫فقط تعویض روغن نیاز داشتم

40:54.994 --> 40:57.370
‫الان هم می‌خوام یه آبسه‌ی آپیکال رو تخلیه کنم

40:57.371 --> 40:59.330
‫این شد یه چیزی

40:59.331 --> 41:01.750
‫حس می‌کنم اومدم اِسپا

41:03.544 --> 41:04.712
‫ادامه بده، ویتکر

41:08.382 --> 41:10.175
‫چقدر طول می‌کشه؟

41:10.176 --> 41:12.553
‫تا یه ساعت، گاهی دو

41:13.179 --> 41:14.638
‫مِل، توصیه‌ای داری؟

41:17.099 --> 41:19.476
‫مِل، توی بهداشت کهنه‌سربازان انجامش می‌دادی

41:19.477 --> 41:21.895
‫برگشتِ نعوظ رو چطوری تسریع کنیم؟

41:21.896 --> 41:25.940
‫گاهی ماساژ دادن بدنه می‌تونه کمک کنه

41:25.941 --> 41:27.734
‫خانمه هم همین رو گفت

41:27.735 --> 41:31.696
‫با ماساژ یا فشار می‌شه لخته‌ها رو باز کرد

41:31.697 --> 41:32.781
‫گرفتم

41:33.491 --> 41:34.699
‫خوبی مِل؟

41:34.700 --> 41:37.411
‫تو فکر استشهادیه‌اشـه

41:38.204 --> 41:41.498
‫فقط حقایق پرونده رو بگو، اینجوری همیشه خوب پیش میره

41:41.499 --> 41:43.208
‫فکر کردم گفتین تا حالا ازتون شکایت نشده

41:43.209 --> 41:46.252
‫نشده، ولی همکارهای زیادی می‌شناسم
‫که ازشون شکایت شده

41:46.253 --> 41:48.963
‫همچنین از کار تو مطلع هستم، دکتر کینگ

41:48.964 --> 41:52.509
‫تصمیم‌گیری پزشکیت در چارت
‫همیشه شدیداً تمام و کماله

41:52.510 --> 41:54.511
‫حالا داریم به یه جایی می‌رسیم

41:54.512 --> 41:56.972
‫نشونه‌های اولیه‌ی شُل شدن

42:00.601 --> 42:02.352
‫نمی‌دونم چطور می‌تونم ازتون تشکر کنم

42:02.353 --> 42:04.562
‫خب، فکر کنم الان تشکر کردی

42:04.563 --> 42:06.023
‫جونم رو نجات دادی

42:06.815 --> 42:08.234
‫من کاری نکردم

42:08.817 --> 42:12.237
‫وقتی زنت درباره رژیم غذاییت
‫نازی‌بازی در میاره، تهش می‌شه این

42:12.238 --> 42:14.531
‫مجبورم کرده دفتر غذایی داشته باشم

42:14.532 --> 42:16.533
‫روش خوبی واسه شمارش کالریه

42:16.534 --> 42:18.201
‫کدوم کالری؟

42:18.202 --> 42:21.204
‫اصرار داره روزی پنج وعده سبزیجات بخورم

42:21.205 --> 42:23.748
‫خرگوش هم اونقدر سبزیجات نمی‌خوره

42:23.749 --> 42:26.252
‫تا حالا با سوسیس اِگ مک‌مافین خفه نشدم

42:27.044 --> 42:29.379
‫حس می‌کنم کل روز اینجا بودم

42:29.380 --> 42:33.174
‫راستش فقط یکی دو ساعت گذشته، خانم بوستیک

42:33.175 --> 42:35.261
‫خب، حالا داریم کجا میریم؟

42:37.263 --> 42:41.642
‫فکر کردم شاید بخوای شوهرت رو ببینی

42:42.476 --> 42:44.645
‫ایتن هنوز هستش؟

42:45.854 --> 42:46.980
‫آره

42:46.981 --> 42:49.066
‫بله، بله، لطفاً

42:57.491 --> 43:00.494
‫خیلی روز طولانی‌ای بوده

43:01.328 --> 43:04.122
‫خیلی خوشحالم که داری استراحت می‌کنی،

43:04.123 --> 43:07.000
‫ولی فکر کنم وقتش شده

43:07.001 --> 43:09.210
‫بهتره بریم خونه

43:09.211 --> 43:11.170
‫اگه تو مسیر دم فروشگاه توقف کنیم،

43:11.171 --> 43:14.173
‫می‌تونم وسایل لازم
‫واسه پایِ شپرد که دوست داری رو بخرم

43:14.174 --> 43:15.884
‫ولی نه اگه بیرون هوا گرم باشه

43:16.510 --> 43:19.096
‫می‌دونی که بدم میاد توی گرما از فِر استفاده کنم

43:21.265 --> 43:23.267
‫دیگه آماده‌ایم که بریم

43:30.899 --> 43:33.109
‫دکتر رابی، الان وقت خوبیه؟

43:33.110 --> 43:36.654
‫بستگی داره که چی توی ذهنت باشه، دکتر ال-هاشمی

43:36.655 --> 43:40.117
‫امید داشتم که ایده‌هام برای بهبود دپارتمان رو دیده باشید

43:41.327 --> 43:43.244
‫مشتاق بودم که بازخورد شما رو بگیرم

43:43.245 --> 43:45.038
‫باشه خب، به نظرم دپارتمان

43:45.039 --> 43:46.831
‫با در نظر گرفتن تمام شرایط،
‫عملکرد خوبی داره

43:46.832 --> 43:49.250
‫ما با چالش‌هایی مواجهیم
‫که اکثر دپارتمان‌های اورژانس دارن

43:49.251 --> 43:51.294
‫مثلاً هوش‌مصنوعیِ مولد رو در نظر بگیریم

43:51.295 --> 43:54.255
‫دکترهای اورژانس چهل درصد از زمان‌شون رو
‫صرف چارت‌نویسی می‌کنن،

43:54.256 --> 43:57.343
‫فقط ۲۸ درصد از زمان‌شون رو کنار بیمار هستن

43:58.552 --> 44:00.303
‫آمار درستی به نظر نمیاد

44:00.304 --> 44:03.056
‫- تحقیقاتش رو توی بسته‌ام قرار دادم
‫- درسته

44:03.057 --> 44:06.059
‫پاسپورت بیمار هم برای افزایش رضایت نشون داده شده

44:06.060 --> 44:07.852
‫چون زمان مورد نیاز

44:07.853 --> 44:10.271
‫- برای هر مرحله از ویزیت رو نشون میدن
‫- آره، دستمه

44:10.272 --> 44:11.939
‫- چی آوردی؟
‫- بچه دانشگاهیِ اهل دعوا

44:11.940 --> 44:14.275
‫یهو توی کتابخونه رد داده،
‫نگهبانیِ دانشگاه به گردنش شوکر زده

44:14.276 --> 44:17.320
‫- پنج‌تا قرص میدازولام هیچ اثری روش نداشت
‫- می‌شه ولم کنی لعنتی؟

44:17.321 --> 44:19.697
‫٢٩٠١! ٢٩٠١، حرومی!

44:19.698 --> 44:21.908
‫ولم کن! کون لقت، یارو!

44:21.909 --> 44:23.911
‫می‌خوای بیشتر از ایده‌هات برام بگی؟

44:24.745 --> 44:26.079
‫- شاید بعداً
‫- ولم کنید

44:26.080 --> 44:28.957
‫بذارید برم دیوث‌ها!
‫ولم کنید! ولم کنید!

44:30.000 --> 44:50.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
