WEBVTT

00:00.500 --> 00:07.500
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:08.024 --> 00:10.024
‫«گودال»

00:10.048 --> 00:12.048
‫[ساعت دهم]
‫[چهار الی پنج عصر]

00:17.530 --> 00:20.039
‫بوپ‌بی‌دوپ.
‫بوپ‌بی‌دوپ

00:20.040 --> 00:21.910
‫بوپ‌بی‌دوپ

00:20.063 --> 00:22.063
‫[ساعت یازدهم]
‫[پنج الی شش غروب]

00:22.910 --> 00:23.910
‫هی!

00:23.911 --> 00:25.289
‫الان نه، مرنا

00:25.290 --> 00:27.079
‫یه زنِ دمِ زایمان. ده دقیقه دیگه میارنش

00:27.080 --> 00:28.419
‫چرا هنوز اینجایی؟

00:28.420 --> 00:30.209
‫یه ساعت از شیفتم مونده

00:30.210 --> 00:32.259
‫اگه قبل از شش برم خونه،
‫بنجی می‌فهمه خبری شده

00:32.260 --> 00:34.420
‫کاملاً مطمئنم چشم کبود لوت میده

00:34.430 --> 00:35.880
‫خب، متأسفانه اولین باری نیست

00:35.890 --> 00:37.929
‫که با زخم جنگی از بیمار رفتم خونه

00:37.930 --> 00:39.050
‫هی دکی

00:39.060 --> 00:40.760
‫ساندویچ دارین؟

00:40.770 --> 00:43.019
‫می‌دونی چیه، اِرل؟
‫می‌تونم یه حرکت بهتر برات بزنم

00:43.020 --> 00:45.059
‫می‌خوام از تاگاری پیتزا سفارش بدم

00:45.060 --> 00:46.979
‫فکر کنم همه این اطراف
‫به افزایش روحیه نیاز داریم

00:46.980 --> 00:48.479
‫ساندویچ نیست؟

00:48.480 --> 00:50.109
‫می‌تونی به سبک نیویورکی
‫از وسط تاش کنی،

00:50.110 --> 00:52.069
‫- درست مثل ساندویچ
‫- بهتره آناناس نباشه

00:52.070 --> 00:54.440
‫قول میدم آناناس نباشه.
‫این دفعه نه، باشه؟

00:54.450 --> 00:55.820
‫ردیفه؟

00:57.280 --> 01:00.029
‫با تمام عشق و احترام ممکن این حرف رو می‌زنم

01:00.030 --> 01:01.409
‫صادقانه میگم

01:01.410 --> 01:03.829
‫- گمشو بیرون
‫- نیازم داری

01:03.830 --> 01:05.249
‫جواب سی‌تی اسکن عادی بود

01:05.250 --> 01:06.749
‫استخوان بینی فقط یکم مو برداشتگی داره

01:06.750 --> 01:08.879
‫حالم خوبه. نگرانم نباش. خوشم نمیاد

01:08.880 --> 01:10.839
‫مثل من حرف می‌زنی. چیز خوبی نیست

01:10.840 --> 01:12.299
‫- فقط بذار روزم رو تموم کنم
‫- باشه

01:12.300 --> 01:13.839
‫قرار نیست باهات بحث کنم

01:13.840 --> 01:15.169
‫آره، این همه می‌دونی و بازم داری یاد می‌گیری

01:15.170 --> 01:16.719
‫- واقعاً تحسین‌آمیزه
‫- بله

01:16.720 --> 01:18.719
‫خب، حداقل می‌شه یه پک یخ روش نگه داری؟

01:18.720 --> 01:19.969
‫قول نمیدم

01:19.970 --> 01:21.599
‫اینقدر قهوه خوردم، باید دوباره برم دستشویی

01:21.600 --> 01:24.099
‫باهام قدم بزن... باید یه مسئله‌ای رو هم بهت بگم

01:24.100 --> 01:26.349
‫- چی؟
‫- لنگدن دیگه رفته

01:26.350 --> 01:28.769
‫- رفته؟ کجا؟
‫- خونه

01:28.770 --> 01:31.479
‫من بیمارهاش رو حل می‌کنم.
‫نمی‌افته گردن کسی دیگه

01:31.480 --> 01:33.609
‫دکتر اِلیس هم معمولاً زود میاد

01:33.610 --> 01:35.649
‫با مشت می‌زنن تو صورت من، اونوقت اون زود میره خونه؟

01:35.650 --> 01:37.199
‫نه. اونجوری نیست. بهم اعتماد کن

01:37.200 --> 01:39.280
‫الان نمی‌خوای جای لنگدن باشی

01:40.700 --> 01:42.199
‫و یه درخواستی هم دارم

01:42.200 --> 01:44.369
‫می‌خوام یه ارزیابی داروخانه‌ای
‫برای سه روز گذشته

01:44.370 --> 01:45.579
‫روی لنگدن انجام بدی

01:45.580 --> 01:47.369
‫لیست تمام بیمارهایی که درمان کرده

01:47.370 --> 01:50.039
‫و تمام داروهایی که تجویز کرده رو می‌خوام

01:50.040 --> 01:52.550
‫- می‌خوام علتش رو بدونم؟
‫- نه، نمی‌خوای

01:54.630 --> 01:57.009
‫مطمئنی هنوز می‌تونی بمونی؟

01:57.010 --> 01:58.799
‫آره. تو چی؟

01:58.800 --> 02:00.589
‫راستش کم‌کم دارم شک می‌کنم

02:00.590 --> 02:02.599
‫تا حالا حس کردی خدا می‌خواد یه چیزی بهت بگه؟

02:02.600 --> 02:04.930
‫از خیلی وقت پیش دیگه حرف نمی‌زنیم

02:06.000 --> 02:13.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:13.978 --> 02:16.978
‫ترجمه از «امیرعلی»

03:10.000 --> 03:12.000
‫تا حالا رابی رو اینقدر عصبانی ندیده بودم

03:12.024 --> 03:12.936
‫بدتر از ماجرای سنجابِ مُرده؟

03:12.960 --> 03:15.750
‫2-0-2-2-8

03:15.774 --> 03:18.526
‫خیلی بدتر. اون آخرش خنده‌دار شد.
‫این خنده‌دار نبود

03:16.550 --> 03:18.669
‫باشه. بیست‌تا باید کافی باشه

03:18.670 --> 03:21.340
‫ده‌تا پنیر، ده‌تا پپرونی

03:22.340 --> 03:24.260
‫نه تو رو خدا. آناناس نه. نه

03:24.284 --> 03:28.284
‫داره نگامون می‌کنه.
‫قطعاً می‌دونه داریم در موردش حرف می‌زنیم

03:31.310 --> 03:32.980
‫باشه. خیلی ممنون

03:34.360 --> 03:35.649
‫می‌شه یه صحبتی بکنیم؟

03:35.650 --> 03:36.810
‫با ما؟

03:36.820 --> 03:38.399
‫با دکتر سانتوس

03:38.400 --> 03:39.400
‫حتماً

03:39.401 --> 03:40.989
‫بذار فقط این کار رو تموم کنم

03:40.990 --> 03:42.200
‫باشه

03:44.755 --> 03:46.755
‫بعداً می‌بینمـتون، خانم‌ها

03:46.780 --> 03:48.580
‫دیدی گفتم فیلیپینیه

03:48.604 --> 03:50.016
‫ولی خیلی سفیده!

03:50.040 --> 03:53.829
‫خب ماجرایی که قبل‌تر در موردش حرف زدیم حل شده

03:53.830 --> 03:55.380
‫دکتر لنگدن رو فرستادم خونه

03:56.590 --> 03:58.459
‫خب، می‌خواستم تأثیر اولیه بزرگی روی...

03:58.460 --> 03:59.669
‫- نمی‌خواد بگی
‫- باشه

03:59.670 --> 04:02.589
‫حالا یه رزیدنت ارشد کم داریم،
‫پس همه باید تلاش کنن

04:02.590 --> 04:04.380
‫- گرفتی؟
‫- گرفتم

04:04.390 --> 04:06.890
‫و مطمئنم که این قضیه رو به کسی دیگه نگفتی

04:08.220 --> 04:10.010
‫نه. نه، کسی رو نمی‌شناسم

04:10.020 --> 04:11.269
‫خوبه

04:11.270 --> 04:13.440
‫همینجوری بمونه

04:20.610 --> 04:21.730
‫دکتر گارسیا؟

04:21.740 --> 04:26.159
‫ترینیتی سانتوس هستم، انترن اورژانس، روز اولمه

04:26.160 --> 04:27.619
‫باید در مورد یه مسئله‌ای باهات صحبت کنم

04:27.620 --> 04:30.659
‫پس در اولین فرصتی که بتونی عالی می‌شه

04:30.660 --> 04:32.199
‫ممنون

04:32.200 --> 04:35.249
‫راستی پیتزا هم توی راهه، اگه بخوای...

04:35.250 --> 04:36.330
‫باشه

04:39.670 --> 04:41.549
‫دکتر رابی!

04:41.550 --> 04:43.169
‫تریسا، از دیوید خبری شده؟

04:43.170 --> 04:46.429
‫نه، ولی ده دقیقه پیش
‫این رو توی اینستاگرام پست کرده

04:46.430 --> 04:48.969
‫«من فقط می‌خواستم با مردم جور بشم
‫و دوست داشته بشم،

04:48.970 --> 04:51.309
‫ولی مسخره‌ام کردن و مجبورم کردن

04:51.310 --> 04:52.849
‫وجودی تنها و پُر از درد داشته باشم

04:52.850 --> 04:55.229
‫لازم نبود اینجوری بشه»

04:55.230 --> 04:57.769
‫کار اون‌ها بود. کار اون‌ها بود

04:57.770 --> 05:00.269
‫فکر کنم منظورش دخترهای توی لیسته

05:00.270 --> 05:02.859
‫ولی پلیس گفت برای گرفتن حکم تفتیش مدرک کافی‌ای نیست

05:02.860 --> 05:04.940
‫حکم تعقیب. یعنی پیگیری کردنش

05:04.950 --> 05:07.159
‫آره خب، پلیس رفته

05:07.160 --> 05:08.870
‫شنیدم لنگدن رفته

05:11.120 --> 05:14.199
‫تریسا، چطوره یه نفس عمیق بکشی
‫و بری توی اتاق انتظار بشینی؟

05:14.200 --> 05:15.659
‫میام پیدات می‌کنم

05:15.660 --> 05:17.460
‫قول میدم این صحبتـمون تموم می‌شه

05:18.420 --> 05:19.420
‫آره، لنگدن رفته

05:19.421 --> 05:20.879
‫من جاش هستم

05:20.880 --> 05:23.129
‫دو ساعت از شیفت مونده

05:23.130 --> 05:25.880
‫و اگه لازمه بری، به یکی زنگ می‌زنم که زود بیاد

05:27.130 --> 05:29.090
‫چرا بخوام برم خونه؟

05:31.100 --> 05:32.470
‫خودت بهم بگو

05:38.480 --> 05:39.600
‫باشه

05:39.610 --> 05:41.270
‫فقط یه بار این حرف رو می‌زنم

05:42.070 --> 05:43.780
‫سقط جنین داشتم

05:49.070 --> 05:51.200
‫هدر، خیلی متأسفم

05:51.910 --> 05:54.289
‫خوبم. و نه، نمی‌خوام برم خونه،

05:54.290 --> 05:55.910
‫و نه، نمی‌خوام در موردش حرف بزنم

05:56.750 --> 05:59.290
‫داشتم با لقاح مصنوعی خودم تلاش می‌کردم

06:00.210 --> 06:01.709
‫من...

06:01.710 --> 06:04.709
‫نمی‌دونم چی بگم

06:04.710 --> 06:06.920
‫آماده‌ام که برگردم سرِ کار

06:08.510 --> 06:09.759
‫- باشه
‫- باشه

06:09.760 --> 06:11.680
‫هی، اینجا دکتر نیاز داریم!

06:16.310 --> 06:18.729
‫ناتالی مالون، ۳۵ ساله
‫سومین بارداریشه، دوتا بچه به دنیا آورده،

06:18.730 --> 06:21.100
‫تو هفته ۳۹اُم حاملگیشه،
‫بعد از پارگی کیسه آب در زایمان فعال قرار داره

06:21.110 --> 06:23.229
‫واقعاً حالم خوبه. اولین بارم نیست

06:23.230 --> 06:25.609
‫باشه، ببریمش توی اتاق تروما دو
‫واسه یه معاینه فوری،

06:25.610 --> 06:27.899
‫بعدش بفرستیمش به بخش زایمان

06:27.900 --> 06:29.779
‫فهمیدم

06:29.780 --> 06:32.069
‫- من دکتر هدر کالینز هستم
‫- خوشبختم

06:32.070 --> 06:35.489
‫جاستین باید هر لحظه برسه.
‫درست پشت سرم بود

06:35.490 --> 06:37.159
‫در بارداری مشکلی نداری؟

06:37.160 --> 06:38.829
‫خب، تا سه نشه بازی نشه

06:38.830 --> 06:41.120
‫ولی جاستین خیلی اضطراب داره.
‫اولین بارِ اونه

06:41.130 --> 06:44.669
‫فشار خون ۱۱۲ روی ۷۲، ضربان قلب ۸۴

06:44.670 --> 06:46.049
‫دکتر کالینز، منم می‌تونم باشم؟

06:46.050 --> 06:47.709
‫حتماً

06:47.710 --> 06:49.589
‫باشه، انقباض‌ها از کِی شروع شدن؟

06:49.590 --> 06:50.839
‫دیروز

06:50.840 --> 06:52.299
‫واقعاً؟

06:52.300 --> 06:54.429
‫خب، دو زایمان قبلیم خیلی طولانی بودن،

06:54.430 --> 06:56.559
‫پس این دفعه تصمیم گرفتم صبر کنم تا پیش بیاد

06:56.560 --> 06:58.269
‫ولی بعدش کیسه آبم پاره شد

06:58.270 --> 07:00.849
‫ناتالی، اومدم. ببخشید، یکم گم شدم

07:00.850 --> 07:02.979
‫- انقباض!
‫- پرده رو بکشید

07:02.980 --> 07:04.400
‫فشار نده. فقط نفس بکش

07:05.610 --> 07:06.860
‫معاینه‌اش کن، دکتر کینگ

07:08.570 --> 07:09.780
‫باشه، خوبه

07:10.950 --> 07:12.280
‫مو می‌بینم

07:15.120 --> 07:16.790
‫موی بچه

07:22.920 --> 07:24.789
‫ناتالی، سرِ نوزاد داره بیرون میاد

07:24.790 --> 07:26.499
‫راست گفتی. زیادی صبر کردم

07:26.500 --> 07:27.749
‫فکر کردم بیشتر وقت دارم

07:27.750 --> 07:29.259
‫چیزی نیست. چیزی نیست.
‫فقط نفس بکش

07:29.260 --> 07:30.799
‫باشه، می‌تونیم عجله کنیم و

07:30.800 --> 07:32.469
‫سریع ببریمت طبقه بالا پیش پزشک زنان،
‫ولی با این سرعتی که داری پیش میری،

07:32.470 --> 07:34.759
‫ممکنه آخرش این بچه رو توی آسانسور به دنیا بیاری

07:34.760 --> 07:36.179
‫پس راه دیگه‌ام چیه؟

07:36.180 --> 07:37.809
‫همینجا بچه‌ات رو به دنیا میاریم

07:37.810 --> 07:40.769
‫یه کیت بی‌اواِی بیارید با یه گرم‌کننده نوزاد

07:40.770 --> 07:44.850
‫با بخش زایمان و زایمان تماس بگیرید
‫و بگید این نوزاد همین حالا داره میاد!

07:44.860 --> 07:47.149
‫توی تریاژ بیست نفر عقب هستیم

07:47.150 --> 07:48.729
‫متئو، درمانـشون کن و بفرستـشون تو خیابون

07:48.730 --> 07:50.609
‫ببین چند نفر رو می‌تونی بفرستی

07:50.610 --> 07:52.239
‫شنیدم یه رزیدنت ارشد کم داریم

07:52.240 --> 07:54.199
‫- چطور می‌تونم کمک کنم؟
‫- آره؟ کدوم ارشد؟

07:54.200 --> 07:55.949
‫لنگدن مجبور شد زود بره خونه
‫تا به یه کاری برسه

07:55.950 --> 07:57.029
‫رابی جاش می‌مونه

07:57.030 --> 07:58.489
‫می‌تونی دنبال متئو به بخش انتظاری‌ها بری

07:58.490 --> 08:00.079
‫اونجا حسابی نیازت داریم

08:00.080 --> 08:01.580
‫بخش انتظار قراره جنده‌ی من بشه

08:02.750 --> 08:04.419
‫خب دی...

08:04.420 --> 08:07.040
‫قضیه مربوط به دعواست؟

08:07.840 --> 08:09.249
‫کدوم دعوا؟

08:09.250 --> 08:11.879
‫رابی و لنگدن توی بخش قفسه‌ها درگیر شدن

08:11.880 --> 08:13.799
‫به جاهای باریک کشیده شد. خیلی باریک

08:13.800 --> 08:16.640
‫شما دوتا دیگه بس کنید.
‫هیچی دیگه نگید

08:18.035 --> 08:20.035
‫قراره باریک‌تر بشه

08:20.060 --> 08:21.139
‫حالا هِی ادامه بدین!

08:21.140 --> 08:23.480
‫اینجوری باید تعطیلات رو هم سر کار باشین!

08:23.504 --> 08:25.504
‫دیدی گفتم

08:25.528 --> 08:27.206
‫ممکنه حق با تو باشه

08:27.230 --> 08:28.769
‫مورد چیه؟

08:28.770 --> 08:30.689
‫۳۹ هفته باردار، سر نوزاد بیرون زده بعد از پارگی کیسه آب

08:30.690 --> 08:32.569
‫سلام مامان. من اتندم

08:32.570 --> 08:33.859
‫من دکتر رابیناویچ هستم

08:33.860 --> 08:35.529
‫من ناتالی‌ام، ولی مامانش نیستم

08:35.530 --> 08:36.989
‫قضیه چیه؟

08:36.990 --> 08:38.489
‫درست به موقع رسیدی

08:38.490 --> 08:41.199
‫ما باباهاشیم.
‫ناتالی بهترین دوست و رحم جایگزین منه

08:41.200 --> 08:43.869
‫دوتامون معلم چهارم دبستانیم
‫و حتی یه کلاس رو درس میدیم

08:43.870 --> 08:45.499
‫اتاق اشتراکی، رحم اشتراکی

08:45.500 --> 08:48.039
‫هی بهش میگیم که این حرف رو نزنه

08:48.040 --> 08:49.999
‫کیف پیش از تولد رو آوردم،

08:50.000 --> 08:52.549
‫بذار لیست پخش زایمان رو هم از گوشیم پخش کنم

08:52.550 --> 08:53.919
‫وقتش رسیده

08:53.920 --> 08:55.760
‫کیر تو بیانسه. کون لقش

08:58.800 --> 08:59.890
‫من می‌تونم انجامش بدم

09:00.850 --> 09:02.219
‫نه

09:02.220 --> 09:03.470
‫خودم انجامش میدم

09:03.480 --> 09:05.350
‫آفرین دکتر کالینز

09:06.310 --> 09:07.479
‫باشه ناتالی

09:07.480 --> 09:10.269
‫احتمالش هست که در انقباض بعدی زایمان کنیم

09:10.270 --> 09:11.900
‫پوآر بینی آماده است

09:21.160 --> 09:23.909
‫باشه. سرش بیرونه!

09:23.910 --> 09:26.830
‫خوبه. یه استراحتی بکن.
‫قبل از انقباض بعدی یه نفسی تازه کن

09:29.210 --> 09:30.289
‫باشه

09:30.290 --> 09:33.049
‫یه هل بزرگ دیگه ازت می‌خوام

09:33.050 --> 09:34.299
‫از پسش بر میای

09:34.300 --> 09:35.970
‫سه، دو...

09:37.050 --> 09:38.090
‫اینجا چی داریم؟

09:39.340 --> 09:42.309
‫ایوان پوگلیسی، ۵۵ ساله، یک روز کامل رو

09:42.310 --> 09:44.769
‫با دل‌درد، استفراغ و اسهال سپری کرده

09:44.770 --> 09:49.270
‫بدون تب، با ضربان قلب ۱۲۴ و فشار خون ۱۹۲ روی ۱۰۰

09:50.020 --> 09:51.189
‫من دکتر موهان هستم

09:51.190 --> 09:52.979
‫من دانشجوی دکتری ویتکر هستم

09:52.980 --> 09:54.859
‫خوشبختم بچه‌ها

09:54.860 --> 09:58.569
‫می‌خواستم به دکتر خودم زنگ بزنم،
‫ولی اهل نیویورکم

09:58.570 --> 10:00.199
‫شما دوتا تا حالا رفتین اونجا؟

10:00.200 --> 10:01.869
‫من تا حالا نرفتم نیویورک

10:01.870 --> 10:05.160
‫اومدن به پیتسبرگ
‫اولین باری بود که از نبراسکا خارج شدم

10:06.870 --> 10:09.249
‫- چند وقت توی شهر هستین؟
‫- فقط تا دوشنبه

10:09.250 --> 10:13.419
‫دخترم داره ازدواج می‌کنه.
‫اون عشق منه و تنها دخترمه

10:13.420 --> 10:16.089
‫- تبریک میگم
‫- آره، ممنون

10:16.090 --> 10:19.469
‫می‌دونید، میگن نباید بچه موردعلاقه‌ای
‫داشتی باشی، ولی...

10:19.470 --> 10:22.299
‫من تک‌فرزندم، پس بچه محبوب به دنیا اومدم

10:22.300 --> 10:23.389
‫ویتکر؟

10:23.390 --> 10:25.099
‫از بین چهارتا بچه، آخری هستم

10:25.100 --> 10:27.520
‫فقط خوشحال می‌شم وقتی والدینم
‫اسمم رو یادشونه

10:28.480 --> 10:31.400
‫نه، منظورم این بود که سؤالی از بیمار داری یا نه؟

10:32.400 --> 10:34.399
‫هی، می‌شه فقط یه چیزی
‫واسه درد بهم بدین؟

10:34.400 --> 10:36.189
‫به محضی که این ارزیابی رو تموم کنیم

10:36.190 --> 10:38.200
‫فقط می‌خوایم ارزیابی‌های بایسته‌مون رو انجام بدیم

10:38.990 --> 10:41.409
‫در گذشته بیماری روده‌ای نداشتین؟

10:41.410 --> 10:42.739
‫زخم معده، سنگ کیسه صفرا؟

10:42.740 --> 10:45.119
‫بیماری‌های معده کلی؟
‫جراحی؟

10:45.120 --> 10:46.829
‫نه. نه، هیچی

10:46.830 --> 10:48.329
‫صدای روده‌ها خوبه

10:48.330 --> 10:49.710
‫ممنون

10:50.370 --> 10:52.329
‫شکم نرمه

10:52.330 --> 10:53.459
‫درد کانونی نداره

10:53.460 --> 10:55.050
‫چیز دیگه‌ای هست که آزارتون میده؟

10:55.630 --> 10:57.379
‫کمرم خیلی درد می‌کنه

10:57.380 --> 10:59.759
‫با چهار ساعت ماشین‌سواری اینجوری می‌شه دیگه

10:59.760 --> 11:02.219
‫آخرین باری که به کمرم فشار آوردم،

11:02.220 --> 11:03.969
‫فکر کنم بهم...

11:03.970 --> 11:07.060
‫مورفین دادن، که خیلی خوب جواب داد

11:09.180 --> 11:10.479
‫- سیگاری هستین؟
‫- نه

11:10.480 --> 11:13.350
‫- الکل می‌خورین؟
‫- ماهی یکی دو بار

11:13.360 --> 11:14.559
‫خیلی مشروب‌خور نیستم

11:14.560 --> 11:17.399
‫مواد تفریحی، قرص یا تزریقی؟

11:17.400 --> 11:19.940
‫مسکن‌ها، توهم‌زاها، مسکن‌ها؟

11:19.950 --> 11:21.360
‫تمام موارد

11:22.530 --> 11:24.029
‫آره. شوخی کردم

11:24.030 --> 11:25.949
‫نه، مواد نه، هرگز

11:25.950 --> 11:28.040
‫و وقتت رو صرف چه کاری می‌کنی؟

11:28.870 --> 11:32.160
‫من کارشناس بیمه هستم.
‫مدیریت ریسک، آمار

11:32.170 --> 11:33.919
‫تقریباً یه شغل پشت میزیه

11:33.920 --> 11:35.379
‫برای حالت تهوع زوفران آماده کردم

11:35.380 --> 11:37.300
‫با چهار واحد شروع کن و اگه لازم بود تکرار کن

11:39.800 --> 11:41.420
‫همه‌اش همین؟

11:41.430 --> 11:43.719
‫فعلاً آره، می‌خوایم چندتا آزمایش خون بگیریم

11:43.720 --> 11:45.799
‫به زودی بر می‌گردیم و بهت سر می‌زنیم

11:45.800 --> 11:47.060
‫خیلی‌خب. باشه

11:49.680 --> 11:52.059
‫به نظر تو باید چی رو بررسی کنیم؟

11:52.060 --> 11:55.229
‫یه بررسی محاسباتی بزرگ
‫از بیماری‌های خیلی جدی

11:55.230 --> 11:57.060
‫خب نقشه‌ات چیه؟

11:57.070 --> 11:59.779
‫به جز زوفران، شمارش کامل خون، پنل متابولیک جامع،

11:59.780 --> 12:02.399
‫مایعات تزریقی، مورفین، شاید سی‌تی اسکن

12:02.400 --> 12:04.860
‫آزمایشات و سرم‌های تزریقی رو باشه، ولی مورفین نه

12:04.870 --> 12:07.199
‫با کلونیدین و آرامبخش‌های ماهیچه‌ای
‫علائمش رو درمان کن

12:07.200 --> 12:09.030
‫اگه اون...

12:09.040 --> 12:12.829
‫ببین، واقعاً نمی‌تونم امروز
‫یه بیمار دیگه رو از دست بدم

12:12.830 --> 12:15.500
‫یادته گفتم که یاد می‌گیری
‫دروغگوها رو پیدا کنی؟

12:16.210 --> 12:17.210
‫آره

12:17.211 --> 12:19.839
‫تمام علائم ترکِ افیون رو داره

12:19.840 --> 12:22.049
‫گشاد شدن چشم‌ها، اشک،

12:22.050 --> 12:25.009
‫موهای پوست سیخ شدن و برجستگی‌های ناشی از مور مور شدگی رو داره

12:25.010 --> 12:26.590
‫فشار خون بالا، تپش قلب

12:26.600 --> 12:28.759
‫بی‌قراری، اضطراب و تعریق

12:28.760 --> 12:30.469
‫تمام گزینه‌ها رو داره

12:30.470 --> 12:34.850
‫باشه، ولی گفت مواد نمی‌زنه
‫و به ندرت الکل می‌خوره، پس...

12:36.270 --> 12:38.189
‫دقیقاً می‌خواد همین رو باور کنیم

12:38.190 --> 12:40.069
‫اگه دنبال مواد باشه

12:40.070 --> 12:41.690
‫وای. کارت خوبه

12:42.240 --> 12:43.320
‫ممنون

12:43.990 --> 12:45.110
‫آره واقعاً

12:46.320 --> 12:47.819
‫خب چطوری درمانش کنیم؟

12:47.820 --> 12:49.780
‫با وادار کردنش
‫به اینکه اعتراف کنه افیون می‌زنه

12:49.790 --> 12:52.119
‫- باشه. چطوری می‌شه اون کار رو کرد؟
‫- با باهوش‌تر بودن از بیمار

12:52.120 --> 12:53.200
‫فهمیدم

12:53.210 --> 12:54.869
‫یه هل بزرگ دیگه

12:54.870 --> 12:57.209
‫دو دفعه آخر همین رو گفتی

12:57.210 --> 12:58.880
‫شانه نوزاد گیر کرده

13:02.130 --> 13:03.210
‫سرش داره بر می‌گرده عقب

13:03.220 --> 13:04.839
‫به این میگن علامت لاک‌پشت

13:04.840 --> 13:06.679
‫هی داناهیو، می‌شه به پرستار
‫زنان و زایمان زنگ بزنی

13:06.680 --> 13:08.759
‫و بهش بگی یه مانیتور جنینی بیاره پایین، لطفاً؟

13:08.760 --> 13:10.139
‫چی شده؟

13:10.140 --> 13:13.429
‫شونه بچه ممکنه به استخوان لگنت گیر کرده باشه

13:13.430 --> 13:15.099
‫جای نگرانی نداره

13:15.100 --> 13:17.689
‫فقط با هلِ بعدی یه چیز دیگه رو امتحان می‌کنیم

13:17.690 --> 13:19.399
‫آماده؟

13:19.400 --> 13:21.520
‫چطوره همه یه نفس عمیق بکشیم، ها؟

13:21.530 --> 13:22.610
‫همه

13:24.690 --> 13:27.860
‫یه بار دیگه. باباها هم همینطور. و بدین داخل

13:29.200 --> 13:31.329
‫اگه می‌خوای واسه هالووین پیشت باشه، راحت بگو

13:31.330 --> 13:33.740
‫واسه هالووین و همه‌چیز تا اون موقع می‌خوامش

13:33.750 --> 13:35.289
‫- شکرگزاری رو به من بده
‫- باشه

13:35.290 --> 13:38.370
‫می‌تونی آوردن بیماری آبله
‫برای نابود کردن آمریکایی‌های بومی رو جشن بگیری

13:38.380 --> 13:39.830
‫می‌دونی، من کسی‌ام که صدمه دیده

13:39.840 --> 13:41.999
‫یکم دلسوزی نمی‌کشتت

13:42.000 --> 13:47.009
‫موقع انجام یه کار احمقانه با پسرمون
‫قوزک پات رو شکستی

13:47.010 --> 13:48.339
‫جراحی لازم دارم

13:48.340 --> 13:50.139
‫اون کلاه ایمنی نذاشته بود، چد

13:50.140 --> 13:52.179
‫اگه می‌افتاد و سرش ضربه می‌خورد چی؟

13:52.180 --> 13:54.980
‫- نخورد
‫- نه، ولی می‌تونست

13:56.390 --> 13:59.189
‫می‌دونی تماشای مرگ یه بچه چطوریه؟

13:59.190 --> 14:00.269
‫باز شروع شد

14:00.270 --> 14:01.899
‫می‌دونی چند بچه میان اینجا

14:01.900 --> 14:05.230
‫که به خاطر یه اشتباه والدی مسخره داغون شدن؟

14:05.240 --> 14:07.279
‫می‌دونی هیچوقت نمی‌ذارم
‫بلایی سر پسرمون بیاد

14:07.280 --> 14:09.069
‫پس همینجوری رفتار کن

14:09.070 --> 14:10.360
‫بالغ باش

14:10.370 --> 14:12.070
‫پدرش باش، نه دوستش

14:12.080 --> 14:14.329
‫آره، تو هم مادرشی، نه زن من

14:14.330 --> 14:15.539
‫- فکر کردی...
‫- چد!

14:15.540 --> 14:17.210
‫- خدای من!
‫- سلام عزیزم

14:21.000 --> 14:22.129
‫هریسون کجاست؟

14:22.130 --> 14:23.749
‫اتاق استراحت کارکنان

14:23.750 --> 14:25.590
‫- حالش خوبه؟
‫- خوبه

14:30.220 --> 14:32.759
‫میرم به هریسون سر بزنم

14:32.760 --> 14:34.349
‫کاملاً مطمئنم توی یه اتاق پیش اون بودن

14:34.350 --> 14:37.059
‫به دستور محدودیتش تجاوز می‌کنه، پس...

14:37.060 --> 14:38.139
‫من میرم

14:38.140 --> 14:40.349
‫می‌تونم ببرمش خونه

14:40.350 --> 14:44.359
‫راستش کلویی، چون بعد از جراحیم
‫جابجا شدن قراره برام یکم سخت باشه،

14:44.360 --> 14:47.779
‫هریسون قراره یه مدتی
‫پیشِ کَسی بمونه

14:47.780 --> 14:49.400
‫- باشه
‫- نه

14:50.030 --> 14:51.109
‫من اینجام

14:51.110 --> 14:53.449
‫می‌تونم توی مراقبت ازش کمک کنم
‫وقتی تو حالت بهتر می‌شه

14:53.450 --> 14:55.780
‫- به هیچ وجه
‫- عزیزم، من مشکلی ندارم

14:55.790 --> 14:57.240
‫من دارم

14:57.250 --> 15:00.079
‫آره حتماً، اگه مشکلی نداری...
‫فقط تا وقتی که سرِ پا بشم

15:00.080 --> 15:02.579
‫- صبر کن. وایسا ببینم!
‫- دکتر مک‌کی، ببخشید مزاحم می‌شم!

15:02.580 --> 15:04.880
‫داریم بیمار اتاق مرکزی شش رو به تروما یک می‌بریم.
‫نیازت داریم

15:06.050 --> 15:07.880
‫کارمون اینجا تموم نشده

15:12.970 --> 15:15.639
‫بیمار آی‌سی‌یو، مرد ۴۸ ساله مبتلا به سیروز کبدی،

15:15.640 --> 15:17.680
‫به خاطر استفراغ خونی اومده

15:19.100 --> 15:21.729
‫دیشب لوله‌گذاری شده و یه واحد خون و پلاسما گرفته

15:21.730 --> 15:24.269
‫- ظاهراً پایدار بود
‫- ولی دیگه نیست. نبض کاروتید ضعیفه

15:24.270 --> 15:26.690
‫جوادی؟ می‌خوام تو ساکشن کنی

15:27.690 --> 15:29.399
‫چرا یهویی داره خونریزی می‌کنه؟

15:29.400 --> 15:32.150
‫احتمالاً خونریزی از واریس‌های مری باشه

15:32.160 --> 15:34.529
‫سیروز، باعث می‌شه در ورودی معده

15:34.530 --> 15:36.199
‫رگ‌های بزرگ‌شده تحت فشار قرار بگیرن

15:36.200 --> 15:38.329
‫رگ‌های واریسی، که می‌تونن بترکن

15:38.330 --> 15:39.999
‫یعنی چی؟

15:40.000 --> 15:42.869
‫سیروز ناشی از هپاتیت بی باعث ترکیدن رگی

15:42.870 --> 15:46.499
‫در محل اتصال مری به معده شده، و خونریزی از همون جاست

15:46.500 --> 15:47.589
‫از بینی نفس بکش...

15:47.590 --> 15:49.879
‫مِل، تو با حرکت مک‌رابرتس کمک بده

15:49.880 --> 15:52.049
‫- البته
‫- هی ناتالی...

15:52.050 --> 15:54.130
‫الان می‌خوایم زانوهات رو
‫تا سینه‌ات بالا ببریم

15:54.140 --> 15:55.300
‫کارت عالیه

15:56.300 --> 15:59.059
‫جاستین، این بدترین وضعیه که من رو توش دیدی؟

15:59.060 --> 16:00.809
‫این بیشترین وضعیه که دیدمت

16:00.810 --> 16:02.430
‫تو خوشگلی

16:02.440 --> 16:04.229
‫باشه، یکم فشار فوق شرمگاهی

16:04.230 --> 16:05.309
‫داریمت

16:05.310 --> 16:07.859
‫حس می‌کنی که به مثانه‌ات فشار میارم

16:07.860 --> 16:09.529
‫از بیرون زدن سر دو دقیقه گذشته

16:09.530 --> 16:11.149
‫ضربان قلب جنین خوبه... تغییرپذیریش عادیه

16:11.150 --> 16:12.489
‫کارت عالیه، نات

16:12.490 --> 16:14.950
‫می‌تونی بیای کار رو در بیاری

16:15.780 --> 16:18.029
‫- یکی دیگه تو راهه!
‫- یه هُلِ بزرگ بده!

16:18.030 --> 16:19.950
‫باشه ناتالی. برو که رفتیم. از پسش بر میای

16:22.580 --> 16:24.369
‫- چیزی نمونده
‫- ادامه بده

16:24.370 --> 16:25.999
‫- دوستت داریم
‫- هورا، تیم ناتالی

16:26.000 --> 16:27.209
‫ضربان قلب جنین در حال افت

16:27.210 --> 16:30.459
‫باشه، می‌شه به دکتر اینگرام زنگ بزنی
‫و بگی بیاد این پایین، لطفاً، از بخش کودکان؟

16:30.460 --> 16:31.589
‫جریان چیه؟

16:31.590 --> 16:35.049
‫ضربان قلب بچه کند شده،
‫که ممکنه نشونه مشکل باشه

16:35.050 --> 16:37.049
‫- پس باید چی کار کنیم؟
‫- این بچه رو زایمان می‌کنیم؟

16:37.050 --> 16:40.140
‫از پسش بر میایم

16:42.560 --> 16:44.309
‫یوسبیو، می‌شه اتاق عمل رو پیج کنی

16:44.310 --> 16:46.479
‫و بهشون بگی واسه سزارین احتمالی آماده بشن؟

16:46.480 --> 16:48.560
‫فشار خون فقط ۸۲ روی ۴۶ هستش

16:48.570 --> 16:50.109
‫هی مامان، خوب می‌شی

16:50.110 --> 16:53.069
‫اینفیوژن سریع، پروتکل انتقال خون گسترده،

16:53.070 --> 16:54.699
‫بولوس و انفوزیون اوکتروتاید،

16:54.700 --> 16:56.989
‫۸۰ میلی‌گرم پانتوپرازول و سفتریاکسون

16:56.990 --> 16:59.080
‫پرلا، رابی رو بیار اینجا

17:02.750 --> 17:04.079
‫هی پگی. رابی کجاست؟

17:04.080 --> 17:05.170
‫ممنون

17:08.960 --> 17:11.879
‫رابی، پروتکل انتقال خون گسترده به خاطر خونریزی واریس‌ها در اتاق تروما یک

17:11.880 --> 17:14.380
‫کمی سوزش از بی‌حسی موضعی

17:15.220 --> 17:17.590
‫لعنتی! درد داره

17:18.260 --> 17:22.599
‫اگه بتونم دستم رو ببرم داخل،
‫زیر سر بچه بذارم،

17:22.600 --> 17:24.680
‫می‌تونم اون دست پایینی رو آزاد کنم

17:26.270 --> 17:27.729
‫سه دقیقه از بیرون زدن سر

17:27.730 --> 17:28.979
‫- دکتر رابی
‫- بله

17:28.980 --> 17:31.229
‫الان یکم دستم بنده

17:31.230 --> 17:33.149
‫به جعبه مینه‌سوتا نیاز دارم. کی اونجاست؟

17:33.150 --> 17:35.109
‫- دکتر مک‌کی
‫- بهش بگو بره حاضرش کنه

17:35.110 --> 17:36.649
‫خودش می‌دونه. به محض امکان میام اونجا

17:36.650 --> 17:38.819
‫- باشه
‫- دکتر مایرز از بخش زایمان هستم

17:38.820 --> 17:40.949
‫- خوشبختم
‫- پدرش کیه؟

17:40.950 --> 17:42.119
‫ما هستیم

17:42.120 --> 17:43.949
‫- مادرش کیه؟
‫- ما هستیم

17:43.950 --> 17:45.039
‫متوجه شدم

17:45.040 --> 17:47.329
‫اتاق عمل حاضر و آماده است.
‫لازمه بریم بالا؟

17:47.330 --> 17:50.499
‫نه اگه بتونم این شونه خلفی رو بچرخونم

17:50.500 --> 17:52.749
‫- باشه، این آرنجش
‫- مطمئن شو خم باشه

17:52.750 --> 17:55.339
‫خم شده. تصمیم خوبی بود

17:55.340 --> 17:57.509
‫داریم نزدیک‌تر می‌شیم.
‫فقط باهام بمون، باشه؟

17:57.510 --> 17:59.049
‫- دارم تلاش می‌کنم
‫- باشه

17:59.050 --> 18:01.759
‫دست و ساعد رو تحت کنترل دارم

18:01.760 --> 18:03.139
‫درد داره!

18:03.140 --> 18:07.519
‫شونه خلفی رو به سمت بالا می‌چرخونم
‫و خارج می‌کنم!

18:07.520 --> 18:09.019
‫لعنتی!

18:09.020 --> 18:10.559
‫- عالیه
‫- آخرشه

18:10.560 --> 18:12.980
‫یه هُل خوب بده

18:13.780 --> 18:15.109
‫باشه، باشه، باشه

18:15.110 --> 18:17.029
‫خوبه! هی!

18:17.030 --> 18:18.570
‫یه پسربچه داریم!

18:21.240 --> 18:24.159
‫طبقه بالا دوتا دوقلوی کله‌شق دارم.
‫تو بخش مراقبت پس از زایمان بستریش کنید

18:24.160 --> 18:26.080
‫تبریک میگم به همه

18:34.130 --> 18:35.210
‫آفرین

18:35.840 --> 18:38.589
‫- خیلی ساکته
‫- گاهی یکم طول می‌کشه

18:38.590 --> 18:40.969
‫نوزاد رو به دستگاه پالس اکسیمتر و مانیتور قلب وصل کن

18:40.970 --> 18:42.590
‫هی اِیمی، جات رو باهام عوض کن

18:42.600 --> 18:44.759
‫مل، خشک کن و به شدت تحریکش کن.

18:44.760 --> 18:46.139
‫- الان
‫- خیلی شدید

18:46.140 --> 18:47.389
‫نباید دیگه الان گریه کنه؟

18:47.390 --> 18:49.809
‫- ضربان قلب ۹۵
‫- خیلی کُنده

18:49.810 --> 18:51.310
‫دکتر کالینز، دستگاه تنفسی

18:53.150 --> 18:55.110
‫مقدارهای کم، هر ثانیه یه بار

18:55.940 --> 18:57.899
‫- این بچه اکسیژن نیاز داره
‫- زود باش عزیزم

18:57.900 --> 18:59.190
‫زود باش، نفس بکش

18:59.200 --> 19:01.239
‫- ساکشن آماده؟
‫- آماده. دکتر اینگرام؟

19:01.240 --> 19:02.699
‫ترالی لوله‌گذاری رو باز می‌کنم

19:02.700 --> 19:04.199
‫- آره
‫- نمره آپگار در دقیقه اول، سه هست

19:04.200 --> 19:06.159
‫مگه آپگار نباید نُه یا ده باشه؟

19:06.160 --> 19:07.449
‫- یعنی چی؟
‫- زود باش عزیزم

19:07.450 --> 19:08.710
‫نفس بکش عزیزم، نفس بکش

19:10.500 --> 19:12.920
‫- خودشه!
‫- برش گردوندیم

19:13.710 --> 19:14.839
‫خوبه، درسته؟

19:14.840 --> 19:16.749
‫خیلی خیلی خوبه

19:16.750 --> 19:18.049
‫- باشه، حواست هست؟
‫- آره، برو

19:18.050 --> 19:19.129
‫خیلی بهتر شد

19:19.130 --> 19:20.839
‫شوک هموراژیک ناشی از واریس‌ها

19:20.840 --> 19:22.510
‫درمان دارویی جواب نداده

19:23.220 --> 19:24.680
‫ساکشن دیگه جواب نمیده

19:25.260 --> 19:26.849
‫چون کنیسترت پُره

19:26.850 --> 19:28.349
‫- الان خالیش می‌کنم
‫- خدای من

19:28.350 --> 19:30.479
‫- لطفاً یکی ببرتش بیرون
‫- مامان!

19:30.480 --> 19:31.729
‫خیلی ممنون

19:31.730 --> 19:34.559
‫در ضمن، اینجوری نمی‌شه امتیاز رضایت بیمار رو افزایش داد

19:34.560 --> 19:36.649
‫باشه دکتر مک‌کی، می‌خوای به جوادی توضیح بدی

19:36.650 --> 19:38.649
‫- ماجرای مینه‌سوتا چیه؟
‫- آره

19:38.650 --> 19:41.239
‫خب بهترین راه واسه متوقف کردن خونریزی
‫فشار مستقیمه

19:41.240 --> 19:43.069
‫بالون اول به عنوان لنگر وارد معده می‌شه

19:43.070 --> 19:46.239
‫دومیش از مِری رد می‌شه
‫برای فشار مستقیم روی واریس‌ها

19:46.240 --> 19:49.869
‫اول باید بالون رو زیر آب باد کنیم
‫مثل تیوب داخلی دوچرخه

19:49.870 --> 19:51.539
‫- که ببینیم نشت هوا نداره
‫- باشه

19:51.540 --> 19:54.209
‫- جوادی، شیرها رو آماده کن
‫- از اون سرنگ پنجاه سی‌سی استفاده کن

19:54.210 --> 19:56.540
‫- ساکشن وصله
‫- دارمش

19:59.130 --> 20:00.669
‫بهم چی دادین؟

20:00.670 --> 20:02.260
‫چون حالم بدتر شده

20:02.970 --> 20:06.009
‫گفتم آخرین بار با مورفین بهتر شدم

20:06.010 --> 20:07.849
‫یه داروی شبه‌مورفین به نام بیوپ دارم

20:07.850 --> 20:09.969
‫طرز کارش یکسان و سریعتره،
‫درست میره زیر زبونت

20:09.970 --> 20:11.729
‫اگه این جواب نداد، میریم سراغ مورفین

20:11.730 --> 20:13.689
‫ولی اول بیا این رو امتحان کنیم، باشه؟

20:13.690 --> 20:15.809
‫فقط می‌خوام دردم تموم بشه

20:15.810 --> 20:17.060
‫باز کن

20:17.070 --> 20:18.569
‫زبونت رو ببر بالا

20:18.570 --> 20:20.480
‫بذار همونجا باشه و حل بشه

20:20.490 --> 20:21.990
‫ده دقیقه دیگه بر می‌گردیم

20:27.160 --> 20:31.499
‫محض شفاف‌سازی،
‫برنامه‌مون دروغ گفتن به بیمارهاست؟

20:31.500 --> 20:32.700
‫دروغ نگفتم

20:32.710 --> 20:35.289
‫بیوپ یه داروی شبه‌مورفینه،
‫به همون گیرنده‌ها وصل می‌شه

20:35.290 --> 20:36.829
‫گفت اون معتاد نیست،

20:36.830 --> 20:40.919
‫پس چرا بهش یه داروی آگونیست افیونی بدیم
‫که علائم ترکش رو درمان کنیم؟

20:40.920 --> 20:43.339
‫چون حرفش رو باور ندارم.
‫و می‌دونم این جواب میده

20:43.340 --> 20:45.089
‫بعدش که حالش بهتر شد،

20:45.090 --> 20:48.719
‫می‌تونیم کاری کنیم به اعتیادش اعتراف کنه
‫و طولانی‌مدت درمانش کنیم

20:48.720 --> 20:50.349
‫هر چی تو بگی

20:50.350 --> 20:52.179
‫قانون اول صدمه نزدنه

20:52.180 --> 20:54.230
‫بعدش انجام کاری که به صلاح بیماره

20:58.610 --> 20:59.820
‫بیا عزیزم

21:03.820 --> 21:05.650
‫لنگدن به خط اصلی زنگ زد

21:05.660 --> 21:07.529
‫- داری شوخی می‌کنی
‫- پرنسس جواب داد

21:07.530 --> 21:09.159
‫بهش گفت سرت شلوغه.
‫فقط خواستم بدونی

21:09.160 --> 21:11.240
‫باشه فهمیدم. ممنون

21:13.450 --> 21:15.829
‫- می‌تونی چیزی ببینی؟
‫- لازم نیست ببینم

21:15.830 --> 21:17.749
‫فقط واسه رد کردن لوله

21:17.750 --> 21:19.169
‫باید زبون رو از راه برداری

21:19.170 --> 21:21.040
‫باشه

21:21.050 --> 21:22.550
‫برو ک هرفتیم

21:28.090 --> 21:30.969
‫ضربان قلب ۱۲۴.
‫فشار خونش هنوز فقط ۸۴ روی ۴۲ـه

21:30.970 --> 21:32.139
‫خونریزی هنوز شدیده

21:32.140 --> 21:34.059
‫یه واحد دیگه به اون اینفیوزر وصل کن لطفاً

21:34.060 --> 21:36.640
‫- تا کجا پیش رفتی؟
‫- پنجاه سانتی‌متر

21:39.060 --> 21:40.270
‫دکتر رابی؟

21:41.360 --> 21:43.609
‫گفتی پنجاه سانتی‌متر؟
‫بله، زیاده

21:43.610 --> 21:44.779
‫بالون شکمی رو باد کن

21:44.780 --> 21:46.569
‫با پنجاه شروع کن و بعدش با دستگاه اشعه ایکس

21:46.570 --> 21:47.860
‫جاش توی معده رو بررسی می‌کنیم

21:53.910 --> 21:55.250
‫آپگار الان شد دَه

21:57.120 --> 21:58.120
‫انجامش بده

21:58.121 --> 21:59.920
‫- آره؟
‫- آره

22:02.750 --> 22:04.709
‫باشه کوچولو

22:04.710 --> 22:06.300
‫باشه

22:09.300 --> 22:11.259
‫باشه، سرش رو درست بگیر

22:11.260 --> 22:13.509
‫- باشه، بیا اینجا
‫- خودشه

22:13.510 --> 22:14.680
‫بگیرش

22:19.480 --> 22:21.230
‫استعدادش رو داری

22:27.254 --> 22:34.254
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

22:43.090 --> 22:44.710
‫هر وقت حاضر بودین

22:47.220 --> 22:49.799
‫دیگه می‌بریمش

22:49.800 --> 22:51.089
‫باشه

22:51.090 --> 22:53.049
‫هیچی نشده دلت واسه بابات تنگ شده

22:53.050 --> 22:54.850
‫- من به زودی میام بالا
‫- باشه

22:58.640 --> 23:01.099
‫حالا می‌تونم پاهام رو بیارم پایین؟

23:01.100 --> 23:03.230
‫به محضی که جفتت در بیاد

23:07.360 --> 23:09.489
‫نفس بکش. خوبه، خوبه

23:09.490 --> 23:11.360
‫داره میاد

23:14.530 --> 23:16.079
‫وای

23:16.080 --> 23:18.079
‫- چیه؟
‫- خیلی خون زد بیرون

23:18.080 --> 23:19.579
‫دارم یه لاین دوم راه می‌اندازم.
‫یه لیتر سالین بزن

23:19.580 --> 23:20.749
‫- الان
‫- چی شده؟

23:20.750 --> 23:22.209
‫گاهی اینجوری می‌شه

23:22.210 --> 23:24.249
‫باید کمک کنیم تا رحم دوباره جمع بشه

23:24.250 --> 23:27.500
‫انجام ماساژ رحم.
‫چهل واحد اکسی‌توسین در پشت

23:27.510 --> 23:31.009
‫۸۰۰ میکروگرم میزوپروستول زیرزبانی و ۱۰۰۰ میلی‌گرم ترانکزامیک اسید

23:31.010 --> 23:33.009
‫دو واحد خون از بانک خون، برای احتیاط

23:33.010 --> 23:34.849
‫زنگ بزن پزشک زنان و رابی رو بیار!

23:34.850 --> 23:37.599
‫- چرا دینا هنوز اینجاست؟
‫- حاضر نیست بره

23:37.600 --> 23:38.929
‫جاش عالیه

23:38.930 --> 23:41.099
‫می‌خواد تا آخر شیفتش بمونه

23:41.100 --> 23:43.099
‫البته که همینطوره

23:43.100 --> 23:45.109
‫تا حالا یه سرپرستار ندیدم
‫که جنده کله‌شق نباشه

23:45.110 --> 23:46.060
‫مک‌کی

23:46.070 --> 23:48.399
‫البته منظورم اینه که دوست‌داشتنیه

23:48.400 --> 23:50.109
‫راستش نمی‌دونم بدون اون چی کار کنیم

23:50.110 --> 23:53.029
‫دهنش باز داره پُر می‌شه.
‫مثل فواره است

23:53.030 --> 23:54.569
‫دکتر رابی، اتاق تروما دو نیازت داریم

23:54.570 --> 23:55.909
‫آره باشه، الان میام

23:55.910 --> 23:57.739
‫هنوز بالای مِریش خونریزی داره

23:57.740 --> 23:59.619
‫ناتالی. چشم‌هات رو باز نگه دار

23:59.620 --> 24:00.749
‫داریمش

24:00.750 --> 24:01.829
‫- پرلا؟
‫- بله

24:01.830 --> 24:03.119
‫توی معده‌اش خونریزی نداره

24:03.120 --> 24:05.329
‫باید بالون دوم رو توی مِری باد کنیم

24:05.330 --> 24:07.129
‫- دکتر رابی، نیازت داریم!
‫- آره! لعنتی!

24:07.130 --> 24:09.250
‫اومدم، اومدم.
‫لنگدن جاکش

24:09.260 --> 24:11.590
‫این پورت می‌شه مری

24:12.970 --> 24:14.429
‫با کلی خون

24:14.430 --> 24:16.759
‫معما حل شد

24:16.760 --> 24:20.349
‫بالون مری رو تا سی میلی‌متر جیوه پُر کن

24:20.350 --> 24:22.059
‫اون اینسوفلاتور و مانومتره؟

24:22.060 --> 24:23.939
‫آره، درست مثل یه پمپ دوچرخه شیک

24:23.940 --> 24:27.939
‫رسیدیم به سی و شیر رو می‌بندیم

24:27.940 --> 24:30.529
‫هیچ خونی از پورت مری نمیاد

24:30.530 --> 24:33.359
‫بالون خونریزی رو متوقف کرد. فردا بخش گوارش می‌تونه رگ‌ها رو کاترایز کنه

24:33.360 --> 24:34.610
‫عالی بود

24:35.990 --> 24:37.740
‫از بهترین‌ها یاد گرفتم

24:40.750 --> 24:43.749
‫- حالش خوب می‌شه؟
‫- داریم تمام تلاشـمون رو می‌کنیم

24:43.750 --> 24:46.039
‫خونریزی پس از زایمان شدید تحت پروتکل انتقال خون گسترده و همه داروهای انقباضی رحم

24:46.040 --> 24:48.539
‫پارگی؟ برگشت رحم؟ بقایای جفت؟

24:48.540 --> 24:50.299
‫همه رو بررسی کردم. هیچکدوم رو نداره

24:50.300 --> 24:52.549
‫- همه‌اش تقصیر منه
‫- واحد دوم داره وصل می‌شه

24:52.550 --> 24:55.219
‫هنوز تاکی‌کاردی با ضربان ۱۳۰. فشار سیستولیک فقط ۸۴

24:55.220 --> 24:58.179
‫بیاید ۰.۲۵ میلی‌گرم کاربوپروست عضلانی امتحان کنیم.

24:58.180 --> 25:00.099
‫از ایستگاه مرکزی هم یه بالون باکری بیار

25:00.100 --> 25:01.849
‫می‌تونی باهاش حرف بزنی. بیا اینجا

25:01.850 --> 25:04.330
‫چندتا از خاطرات موردعلاقه‌ات باهاش رو تعریف کن.
‫مفیده

25:06.060 --> 25:08.399
‫- ممنون که اومدی
‫- گفتی پیتزا هست

25:08.400 --> 25:10.979
‫ماجرایی که نگرانش بودم رو یادته؟

25:10.980 --> 25:14.109
‫پام خوبه، ولی می‌ذارم با یه کوکتل برام جبرانش کنی

25:14.110 --> 25:16.569
‫- نه، در مورد لنگدن
‫- چی شده؟

25:16.570 --> 25:19.159
‫متأسفانه حق با من بود و اون مرخص شده

25:19.160 --> 25:22.199
‫- یعنی چی مرخص شده؟
‫- دکتر رابی فرستادش خونه

25:22.200 --> 25:23.659
‫چرا؟

25:23.660 --> 25:25.749
‫می‌دونی، احتمالاً بهتر باشه
‫که دیگه حرفی ازش نزنیم

25:25.750 --> 25:27.539
‫ولی اگه بتونی حرفی که قبلاً زدم رو

25:27.540 --> 25:29.499
‫به کسی نگی، خیلی عالی می‌شه

25:29.500 --> 25:32.799
‫گفتی بیام اینجا ازش صحبت کنیم،
‫ولی نمی‌خوای صحبت کنیم

25:32.800 --> 25:35.879
‫- موضوع چیه؟
‫- اون داشته دارو می‌دزدیده

25:35.880 --> 25:37.929
‫بس کن. نمی‌خوام درباره‌اش حرف بزنم

25:37.930 --> 25:39.889
‫- همین الان گفتی...
‫- گفتم بس کن

25:39.890 --> 25:41.680
‫نمی‌خوام تو این قضیه نقشی داشته باشم

25:43.100 --> 25:44.310
‫تو آدم حاشیه‌سازی هستی

25:49.310 --> 25:50.310
‫لعنتی

25:52.480 --> 25:54.279
‫- باکری اومد. یه کیسه سالین جدید می‌خوایم
‫- باشه

25:54.280 --> 25:55.609
‫واحدهای سوم و چهارم دارن میان

25:55.610 --> 25:57.569
‫- پلاسمای تازه منجمد هم داره اینفیوز می‌شه
‫- ادامه بده

25:57.570 --> 25:59.239
‫باهاش حرف بزن. خاطرات بیشتر. مفیده

25:59.240 --> 26:01.869
‫یه بار اون میز شیشه‌ایه رو از کریگزلیست خریدیم،

26:01.870 --> 26:03.949
‫رفتیم که بیاریمش،

26:03.950 --> 26:05.539
‫که خفت‌مون کردن و دوباره ازمون دزدیدنش؟

26:05.540 --> 26:08.119
‫- مقدار خون از دست رفته تخمینی؟
‫- حدود دو شاید سه لیتر

26:08.120 --> 26:09.249
‫چی بهش دادین؟

26:09.250 --> 26:12.709
‫اکسی‌توسین وریدی، ترانکزامیک اسید، کاربوپروست،

26:12.710 --> 26:14.500
‫پروتکل انتقال خون گسترده

26:14.510 --> 26:18.429
‫- سرم نمکی رو وصل کنید
‫- بالون از دهانه رحم عبور کرده

26:18.430 --> 26:20.509
‫- چقدر بزنیم؟
‫- نهایت پونصد

26:20.510 --> 26:22.429
‫اگه جواب نده، باید هیسترکتومی انجام بشه

26:22.430 --> 26:24.760
‫- هیسترکتومی؟
‫- این جواب میده

26:24.770 --> 26:26.220
‫زود باش، ادامه بده. خاطرات بیشتر

26:26.230 --> 26:27.930
‫واسه اون و همه‌مون خوبه

26:27.940 --> 26:29.689
‫و اون زمانی که دو ماه قبل از قسمت آخرش، بازی تاج و تخت رو

26:29.690 --> 26:33.769
‫به خاطر ترس از جا موندن، پشت سر هم تماشا کردیم

26:33.770 --> 26:35.649
‫ناتالی! هی ناتالی!

26:35.650 --> 26:37.780
‫ناتالی! باهامون بمون!

26:38.950 --> 26:40.489
‫حالت چطوره، آقای پوگلیسی؟

26:40.490 --> 26:43.830
‫خیلی بهترم. حالت تهوع از بین رفته

26:46.160 --> 26:48.660
‫دل‌درد؟ انقباض‌های ماهیچه‌ای چطور؟

26:49.460 --> 26:52.590
‫به نظرم ۷۵ درصد بهترم

26:53.380 --> 26:55.420
‫فشار خون و ضربان قلب به حالت عادی برگشته

26:56.380 --> 26:57.509
‫فوق‌العاده است

26:57.510 --> 26:59.299
‫انگار تعجب کردی

26:59.300 --> 27:02.510
‫نه، فقط خیالم برات راحت شده، پس...

27:04.010 --> 27:06.769
‫خبر خوش اینه که می‌تونی یه دوز دیگه داشته باشی

27:06.770 --> 27:08.639
‫اونجوری به صد در صد بر می‌گردی

27:08.640 --> 27:10.099
‫زبون بالا

27:10.100 --> 27:13.189
‫فکر کنم موفق شدیم

27:13.190 --> 27:15.360
‫دیگه خونریزی نداره

27:16.780 --> 27:17.819
‫ممنون بابت کمکت

27:17.820 --> 27:19.950
‫به اتاق عمل میگم دست نگه داره

27:20.780 --> 27:23.949
‫نجات خوبی بود، دکتر رابیناویچ، دکتر کالینز

27:23.950 --> 27:25.529
‫اکسیژن خون ۹۹ درصد

27:25.530 --> 27:27.990
‫فشار خون ۱۰۲ روی ۶۸

27:28.000 --> 27:29.330
‫ماسک نیاز نداره

27:31.420 --> 27:35.290
‫ممنون که بهترین دوستم توی کل دنیا بودی

27:36.960 --> 27:38.630
‫ما خانواده‌ایم

27:41.130 --> 27:43.799
‫این وسیله باید چقدر داخلم باشه؟

27:43.800 --> 27:46.719
‫۱۲ تا ۲۴ ساعت.
‫فردا درش میاریم

27:46.720 --> 27:49.179
‫واسه نظارت شبانه
‫به آی‌سی‌یو بستریت می‌کنیم

27:49.180 --> 27:51.020
‫ممنون دکتر رابی

27:51.640 --> 27:53.100
‫ممنون دکتر کالینز

27:55.820 --> 27:57.020
‫ببخشید

27:59.780 --> 28:01.489
‫فشار خون ۹۸ روی ۷۰

28:01.490 --> 28:03.240
‫ضربان قلب ۱۰۴

28:09.330 --> 28:11.789
‫خب بعدش چی می‌شه؟

28:11.790 --> 28:14.370
‫وقتی پایدار بشه، متخصص بخش گوارش

28:14.380 --> 28:17.129
‫می‌تونه اندوسکوپی کنه تا نقاط خونریزی‌دار رو کاترایز کنه

28:17.130 --> 28:20.839
‫یا شاید شانت بذارن
‫که فشار رو از رگ‌های خون‌ریزی‌کننده برداره

28:20.840 --> 28:24.049
‫و برای کبد جدید
‫به بالای لیست پیوند عضو میره

28:24.050 --> 28:26.389
‫بالای لیست؟ اینقدر جدیه؟

28:26.390 --> 28:29.060
‫آره، ولی...

28:31.020 --> 28:32.179
‫وقتی کبد جدیدش رو به دست بیاره،

28:32.180 --> 28:34.850
‫باید بتونه به زندگی معمولی برگرده

28:35.860 --> 28:36.860
‫باشه

28:37.690 --> 28:41.189
‫گمونم همیشه می‌دونستم
‫این روز فرا برسه، ولی...

28:41.190 --> 28:44.779
‫یه جای تهِ ذهنم امید داشتم که شاید نشه

28:44.780 --> 28:47.119
‫تحملش واسه کسی به سن تو خیلی سخته

28:47.120 --> 28:49.369
‫کسی هست که بتونیم بهش زنگ بزنیم یا...

28:49.370 --> 28:50.579
‫نه

28:50.580 --> 28:51.949
‫نه، فقط ماییم

28:51.950 --> 28:54.290
‫خیلی وقته که اینجوری بوده

28:55.080 --> 28:56.959
‫متأسفم. خیلی سخته

28:56.960 --> 28:59.090
‫آره، خوبه که تو داره

28:59.710 --> 29:03.210
‫آره، وقتی تازه هپاتیت بی گرفت
‫همسن من بود

29:03.220 --> 29:05.299
‫می‌دونم وقتی نگاش کنی باورش سخته،

29:05.300 --> 29:07.139
‫ولی بچه وحشی‌ای بود

29:07.140 --> 29:09.970
‫و معتاد تزریقی بود

29:11.390 --> 29:13.349
‫ولی روزی که فهمید من رو حامله است

29:13.350 --> 29:17.099
‫ترک کرد و از اون موقع پاک بوده

29:17.100 --> 29:19.479
‫انگار مامان خوبیه

29:19.480 --> 29:21.229
‫بهترینه

29:21.230 --> 29:23.240
‫تو با مامانت صمیمی هستی؟

29:24.110 --> 29:25.450
‫حتماً، آره

29:27.320 --> 29:29.659
‫از نظر نزدیکی؟

29:29.660 --> 29:31.659
‫فقط اولین کلمه‌ای نیست که به ذهنم می‌رسه

29:31.660 --> 29:32.829
‫پیچیده است

29:32.830 --> 29:35.119
‫- معمولاً همینه، درسته؟
‫- آره

29:35.120 --> 29:37.499
‫مامان من بی‌نقص نبوده

29:37.500 --> 29:39.629
‫گاهی واقعاً ازش متنفر بودم

29:39.630 --> 29:43.049
‫ولی همیشه دوستش داشتم،

29:43.050 --> 29:45.550
‫و می‌دونم دوستم داشته

29:47.130 --> 29:49.179
‫آره، مسیر پیش‌رو خیلی طولانیه

29:49.180 --> 29:51.600
‫ولی ماراتنه، نه دوی سرعت

29:52.350 --> 29:54.639
‫فقط می‌شه روزها رو پشت‌سر گذاشت

29:54.640 --> 29:57.519
‫اینجا یه مددکار اجتماعی داریم، کیارا آلفارو،

29:57.520 --> 29:59.479
‫اگه بخوای باهاش صحبت کنی

29:59.480 --> 30:01.060
‫شاید یکم بعد

30:01.070 --> 30:04.780
‫الان فکر کنم فقط می‌خوام پیش مامانم باشم

30:05.650 --> 30:08.109
‫آره. البته

30:08.110 --> 30:09.370
‫آره

30:10.620 --> 30:11.869
‫می‌دونم

30:11.870 --> 30:14.449
‫رفیق، دیگه نباید بهم زنگ بزنی، خب؟

30:14.450 --> 30:16.289
‫آره، باشه

30:16.290 --> 30:18.459
‫بهش میگم. من...

30:18.460 --> 30:20.210
‫هر وقت دوباره دیدمش

30:22.630 --> 30:23.800
‫باشه

30:28.010 --> 30:29.299
‫حدس بزن کی بود

30:29.300 --> 30:30.590
‫خدای من

30:31.430 --> 30:32.929
‫نه. گفتم که. هیچوقت زنگ نمی‌زنه

30:32.930 --> 30:35.309
‫خب، لنگدن بدجوری می‌خواد گیرت بیاره

30:35.310 --> 30:36.889
‫نه بابا

30:36.890 --> 30:39.139
‫خدا لعنتش کنه

30:39.140 --> 30:40.899
‫سلام جیک

30:40.900 --> 30:42.729
‫سلام مرد. چطوری؟

30:42.730 --> 30:44.609
‫پاس‌ها و بلیت‌ها مشکلی نداشتن؟

30:44.610 --> 30:46.279
‫نه نه، مشکلی نیست

30:46.280 --> 30:47.399
‫می‌خوای سلام کنی؟

30:47.400 --> 30:49.489
‫سلام جیک. پارسال دوست امسال آشنا

30:49.490 --> 30:51.279
‫فستیوال چطوره؟

30:51.280 --> 30:52.369
‫خیلی باحاله

30:52.370 --> 30:55.119
‫کلی آدم اینجاست
‫و اتفاقات باحال زیادی در جریانه

30:55.120 --> 30:56.829
‫خوبه. خوشحالم بهت خوش می‌گذره

30:56.830 --> 30:58.119
‫حال دوستت چطوره؟

30:58.120 --> 31:00.749
‫راستش می‌خواست خودش ازت تشکر کنه

31:00.750 --> 31:02.749
‫سلام، دکتر رابیناویچ!

31:02.750 --> 31:04.459
‫رابیِ خالی کافیه

31:04.460 --> 31:06.919
‫رابی، من لیا هستم، دوستِ جیک

31:06.920 --> 31:08.259
‫- دوست‌دختر
‫- بس کن!

31:08.260 --> 31:10.129
‫گفتی آبروم رو نمی‌بری

31:10.130 --> 31:11.889
‫می‌دونم شما باید با جیک می‌اومدین،

31:11.890 --> 31:14.139
‫پس خیلی ممنون که گذاشتین من
‫از بلیت‌تون استفاده کنم

31:14.140 --> 31:16.639
‫- خیلی خوش می‌گذره
‫- اصلاً قابلی نداشت

31:16.640 --> 31:18.139
‫باشه خب، باید از اینجا بریم،

31:18.140 --> 31:19.559
‫ولی بازم ممنون بابت بلیت‌ها، مرد

31:19.560 --> 31:21.939
‫ممنون! از آشناییت خوشحال شدم!

31:21.940 --> 31:23.020
‫همچنین

31:34.030 --> 31:35.450
‫چیزی می‌خوای برات بیارم؟

31:37.040 --> 31:38.040
‫نه

31:39.200 --> 31:41.959
‫حتی نمی‌دونستم که داری تلاش می‌کنی

31:41.960 --> 31:44.250
‫واقعاً به کسی نگفتم

31:46.130 --> 31:48.880
‫بار اول که نیست، ولی...

31:51.260 --> 31:52.760
‫احتمالاً آخرین باره

31:53.640 --> 31:55.050
‫چرا این حرف رو می‌زنی؟

32:03.560 --> 32:06.690
‫می‌دونی لقاح مصنوعی چقدر هزینه داره؟

32:08.650 --> 32:11.900
‫باید می‌رفتم تو بخش غدد تولیدمثل

32:13.240 --> 32:16.490
‫اون دکترای باروری کلی پول به جیب می‌زنن

32:19.040 --> 32:21.200
‫حتی اگه بیمه‌ام پول راندهای بیشتر رو می‌داد

32:21.210 --> 32:24.920
‫یا می‌تونستم خودم هزینه کنم...

32:29.880 --> 32:31.799
‫من...

32:31.800 --> 32:34.720
‫فکر نکنم بتونم دوباره این حال رو بگذرونم

32:37.850 --> 32:40.520
‫شاید فقط قرار نیست جور بشه

32:44.400 --> 32:47.520
‫می‌دونم تو اهل بیخیالِ چیزی شدن نیستی

32:50.780 --> 32:52.110
‫به جز شاید من

32:54.110 --> 32:55.610
‫باورم نمی‌شه

32:56.950 --> 32:58.240
‫انتظارش رو داشتم

33:02.120 --> 33:03.869
‫می‌خوای برم کیارا رو پیدا کنم؟
‫می‌خوای...

33:03.870 --> 33:07.329
‫نه. نه، ببین، می‌دونم قصدت خیره، ولی فقط...

33:07.330 --> 33:09.039
‫فقط می‌خوام تنها باشم

33:09.040 --> 33:10.209
‫برو خونه

33:10.210 --> 33:11.799
‫مطمئنی؟

33:11.800 --> 33:13.130
‫حتماً

33:14.130 --> 33:16.049
‫فقط یه ساعت از شیفت مونده

33:16.050 --> 33:17.719
‫اینطور نیست که بتونیم کل کارها رو تموم کنیم

33:17.720 --> 33:20.469
‫هیچوقت نمی‌تونیم. شاید هیچوقت نتونیم

33:20.470 --> 33:22.350
‫پس آره، برو خونه

33:23.560 --> 33:25.599
‫گوشیت رو خاموش کن. تلویزیون رو خاموش کن

33:25.600 --> 33:28.360
‫یه لیوان شراب بریز. یه حموم برو

33:29.360 --> 33:31.069
‫برو بخواب

33:31.070 --> 33:33.780
‫و اگه چیزی خواستی...

33:35.360 --> 33:36.360
‫ممنون

33:44.410 --> 33:45.790
‫من...

33:47.170 --> 33:49.540
‫چند سال پیش حامله شدم

33:52.460 --> 33:55.169
‫اون موقع آماده نبودم مامان بشم

33:55.170 --> 33:57.840
‫حتی در مورد رابطه مطمئن نبودم

33:58.590 --> 34:01.390
‫هیچوقت بهش نگفتم

34:07.480 --> 34:09.019
‫می‌ترسیدم

34:09.020 --> 34:10.610
‫می‌ترسیدم از...

34:13.280 --> 34:14.820
‫کل ماجراش

34:17.400 --> 34:21.119
‫ولی بیشتر، می‌ترسیدم به خاطر خودخواهی

34:21.120 --> 34:23.290
‫ازم متنفر بشه

34:26.210 --> 34:28.539
‫خودخواه نیستی

34:28.540 --> 34:30.169
‫هدر...

34:30.170 --> 34:31.920
‫خودخواه نیستی

34:34.800 --> 34:37.050
‫فکر می‌کنی اگه می‌دونست من رو می‌بخشید؟

34:44.180 --> 34:45.180
‫آره

34:48.850 --> 34:50.140
‫و مهم‌تر از اون،

34:50.150 --> 34:54.780
‫می‌دونم می‌خواست تو خودت رو ببخشی

35:11.130 --> 35:13.330
‫مامانه نُه‌تا بچه روی کمرش داشت

35:13.340 --> 35:14.879
‫خانواده بزرگیه

35:14.880 --> 35:18.799
‫اپاسوم‌ها کیسه‌دار هستن، یعنی مثل کانگورو یه کیسه دارن

35:18.800 --> 35:20.420
‫- باهوشی
‫- ممنون

35:20.430 --> 35:22.049
‫منم وقتی همسن تو بودم
‫خیلی کتاب می‌خوندم

35:22.050 --> 35:24.429
‫هی ویکتوریا، می‌خوای به هریسون نشون بدی

35:24.430 --> 35:26.510
‫- سونوگرافی چطوریه؟
‫- حتماً، آره

35:26.520 --> 35:27.809
‫می‌خوای داخل معده‌ات رو ببینی؟

35:27.810 --> 35:29.690
‫- همیشه
‫- باشه

35:32.400 --> 35:33.859
‫خدافظ مامان

35:33.860 --> 35:35.110
‫یکم دیگه می‌بینمت

35:39.700 --> 35:42.280
‫این قطعاً دستور محدودیت رو نقض می‌کنه

35:42.990 --> 35:44.409
‫سعی کردم بهت هشدار بدم

35:44.410 --> 35:46.449
‫چد به شدت مجروح شده بود

35:46.450 --> 35:48.120
‫کاش شده بود

35:49.710 --> 35:53.209
‫ببین، هر ماجرایی بین تو و چد هست،

35:53.210 --> 35:55.589
‫راستش به من مربوط نیست، خب؟

35:55.590 --> 35:57.300
‫مال خودته. باور کن

35:58.550 --> 36:00.630
‫ولی در مورد پسرم جایگاه خودت رو بدون

36:01.590 --> 36:03.510
‫هریسون دوست داره پیش ما زندگی کنه

36:04.470 --> 36:06.890
‫یه بچه یازده ساله به ثبات نیاز داره

36:07.510 --> 36:10.849
‫من یازده سال مادر هریسون بودم، خب؟

36:10.850 --> 36:12.689
‫من به دنیا آوردمش

36:12.690 --> 36:15.229
‫و تو زندگیم اشتباهات زیادی کردم،

36:15.230 --> 36:17.900
‫ولی مامان خیلی خوبی هستم

36:19.360 --> 36:22.400
‫ببین کَسی، واقعاً بحث اینه
‫که چی به صلاح هریسون‌ـه

36:23.360 --> 36:25.869
‫کلویی، هریسون می‌خواد پیش من زندگی کن

36:25.870 --> 36:27.070
‫باور ندارم

36:27.080 --> 36:29.159
‫چون در سن تو، قشر پیشانیت

36:29.160 --> 36:30.789
‫خیلی شکل نگرفته

36:30.790 --> 36:32.579
‫ماه آینده می‌شه ۲۵ سالم

36:32.580 --> 36:35.749
‫تبریک میگم. می‌تونی ماشین کرایه کنی

36:35.750 --> 36:38.749
‫اگه واقعاً اهمیت میدی
‫که چی به صلاح هریسون‌ـه،

36:38.750 --> 36:41.879
‫- می‌کشی کنار
‫- ولی...

36:41.880 --> 36:44.549
‫و اگه دوباره، به خدا قسم،

36:44.550 --> 36:46.760
‫با اون تی‌شرت ببینمت...

36:49.770 --> 36:52.349
‫فقط بگیم که آرزو می‌کردی که
‫این کار رو نکرده بودی، خب؟

36:52.350 --> 36:55.519
‫هنوز هم به هیچ مصرف افیونی اعتراف نکرده؟

36:55.520 --> 36:58.359
‫نه، ولی بازم میگم، تمام علائم رو داشت،

36:58.360 --> 36:59.939
‫حالا هم صد در صد بهتر شده

36:59.940 --> 37:02.109
‫و انگار همین چند ساعت پیش بود

37:02.110 --> 37:03.859
‫که ازت پرسیدم چرا اولش باهام مشورت نکردی

37:03.860 --> 37:06.279
‫و دقیق بهت گفتم دیگه این کار رو نکنی

37:06.280 --> 37:08.489
‫ولی به جاش، بی‌خبرم کار کردی و...

37:08.490 --> 37:11.740
‫- دوباره انجامش دادم
‫- دوباره انجامش دادی، محض رضای سگ

37:11.750 --> 37:13.869
‫اصلاً کسی دیگه صداقت داره؟

37:13.870 --> 37:16.169
‫یا فقط با کسشعرگویی زندگی رو می‌گذرونیم؟

37:16.170 --> 37:18.129
‫- فقط بحث...
‫- استعاری بود

37:18.130 --> 37:20.490
‫- چرا نیومدی سراغم؟
‫- یکم سرت شلوغ بود

37:21.460 --> 37:22.460
‫واقعاً؟

37:23.550 --> 37:25.090
‫بهتر عمل کن، دکتر موهان

37:26.090 --> 37:27.010
‫بله قربان

37:27.011 --> 37:28.679
‫استفاده از بیوپ غیرمعمول بود،

37:28.680 --> 37:31.139
‫در حالی که خطرناک نبوده،
‫ممکنه تحت موشکافی قرار بگیره،

37:31.140 --> 37:34.020
‫که الان مقدار بیشتریش رو
‫از گلوریا نیاز ندارم

37:34.770 --> 37:36.809
‫از دانشجوهای پزشکی
‫یه مقداری از این رو انتظار دارم

37:36.810 --> 37:38.810
‫از یه رزیدنت سال سوم بیشتر انتظار دارم

37:42.610 --> 37:45.399
‫می‌دونی چیه؟
‫فقط بده‌شون به سیندی، بگو نگه داره،

37:45.400 --> 37:46.949
‫بعدش لازم نیست بهش فکر کنی

37:46.950 --> 37:48.610
‫چون من پدرتم، علتش اینه

37:48.620 --> 37:50.320
‫گوش کن، دکترها برگشتن. باید برم

37:50.330 --> 37:51.739
‫بعداً بهت زنگ می‌زنم

37:51.740 --> 37:53.240
‫بله، دوستت دارم

37:53.250 --> 37:54.749
‫خدافظ

37:54.750 --> 37:58.249
‫- حالت چطوره آقای پوگلیسی؟
‫- خیلی بهترم. ممنون

37:58.250 --> 38:00.959
‫فکر می‌کنید بتونم واسه چند روزی که اینجام

38:00.960 --> 38:03.299
‫بازم یه مقدار کمی از اون دارو داشته باشم؟

38:03.300 --> 38:06.469
‫فقط می‌خوام بتونم دخترم رو توی عروسیش
‫همراهی کنم و به شلوارم نرینم

38:06.470 --> 38:08.839
‫دارویی که بهت دادیم مورفین نبود

38:08.840 --> 38:11.800
‫چیزی به نام بیوپ‌نورفین یا بیوپ بود

38:11.810 --> 38:12.889
‫درسته، ایشون گفتش

38:12.890 --> 38:15.180
‫هر چی که باشه، دکتر، عالی جواب داد

38:16.270 --> 38:20.350
‫داروییه که دقیقاً برای درمان ترک افیون ساخته شده

38:20.360 --> 38:22.070
‫واسه همین جواب داده

38:22.860 --> 38:24.860
‫صبر کن، متوجه نمی‌شم

38:26.700 --> 38:29.949
‫تمام نشانگرها میگن
‫شما افیون مصرف کردین

38:29.950 --> 38:33.909
‫شامل مسکن‌هایی
‫مثل هیدروکودون و اکسی‌کودون می‌شه

38:33.910 --> 38:36.080
‫بهشون گفتم مواد نمی‌زنم

38:37.710 --> 38:39.209
‫وای

38:39.210 --> 38:40.789
‫- بهم دروغ گفتی
‫- دروغ نگفتم

38:40.790 --> 38:42.879
‫گفتم یه داروی شبه‌مورفین بهت میدم

38:42.880 --> 38:44.499
‫که هوس‌هات رو بخوابونه

38:44.500 --> 38:48.009
‫خب، می‌دونی چیه؟
‫این کسشعره

38:48.010 --> 38:51.219
‫یعنی می‌تونم از همه‌تون شکایت کنم.
‫می‌شنوید؟

38:51.220 --> 38:53.389
‫من یه معتاد توی خیابون نیستم

38:53.390 --> 38:58.229
‫ببین، ببین، من خانواده دارم. شغل دارم.
‫پول خوب در میارم

38:58.230 --> 39:00.809
‫سبدهای خریدم رو بر می‌گردونم. مالیات میدم

39:00.810 --> 39:02.229
‫به نظرتون معتاد اینجوریه؟

39:02.230 --> 39:06.109
‫بله، چون هر کسی می‌تونه معتاد باشه.
‫تو مدرکشی

39:06.110 --> 39:09.029
‫این قرص‌هایی که مصرف می‌کردی،
‫به دردت کمک نمی‌کنه

39:09.030 --> 39:10.570
‫توش نگهت داشته

39:12.410 --> 39:16.039
‫آدم‌های خوب زیادی دچار اعتیادن

39:16.040 --> 39:17.369
‫یه بیماری ذهنیه

39:17.370 --> 39:19.039
‫ولی محیط اجتماعی و انتخاب شخصی هم

39:19.040 --> 39:20.709
‫- از عواملش محسوب می‌شه
‫- من مشکلی ندارم

39:20.710 --> 39:24.419
‫خبر خوش اینه که مغز به شدت دینامیکه،
‫همینطور محیط

39:24.420 --> 39:27.209
‫ولی باید همین الان دست برداری
‫تا صدمه‌اش غیرقابل اصلاح بشه

39:27.210 --> 39:29.169
‫نه، تف تو این بیمارستان، خب؟

39:29.170 --> 39:31.090
‫- و لعنت به شما
‫- هی

39:32.220 --> 39:35.259
‫دکتر موهان... دکتر موهان

39:35.260 --> 39:37.099
‫برنامه اقدام پیشنهادی ما رو بهت میگه

39:37.100 --> 39:40.520
‫می‌تونی باهاش پیش بری یا نه.
‫کامل به خودت مربوطه

39:42.350 --> 39:45.150
‫برات آرزوی موفقیت می‌کنم، آقای پوگلیسی

39:49.530 --> 39:53.279
‫به اندازه هفت روز
‫دارویی به نام سابوکسون بهت میدیم

39:53.280 --> 39:56.160
‫- می‌تونیم یه...
‫- گمشو. نمی‌خوام

39:59.040 --> 40:01.370
‫پدرم وقتی بچه بودم فوت کرد

40:03.540 --> 40:04.879
‫نمی‌دونم ازدواج خواهم کرد یا نه،

40:04.880 --> 40:07.750
‫ولی اگه بکنم، بدون همراهی اون می‌کنم

40:09.170 --> 40:11.839
‫خوشحالم که دخترت توی روز عروسیش تو رو داره

40:11.840 --> 40:15.550
‫امیدوارم بتونه واسه تمام روزهای بزرگ دیگه‌اش هم تو رو داشته باشه

40:22.020 --> 40:23.400
‫دکتر موهان

40:25.770 --> 40:28.069
‫من همیشه حرف دقیق رو نمی‌دونم،

40:28.070 --> 40:31.190
‫ولی بابت بابات متأسفم

40:32.200 --> 40:34.780
‫خیلی وقت پیش بود، ولی ممنون

40:36.030 --> 40:37.579
‫دکتر رابی

40:37.580 --> 40:39.909
‫نزدیک یه ساعته که توی لابی منتظرم

40:39.910 --> 40:43.910
‫- گفتی فوراً میای
‫- تریسا، خیلی متأسفم

40:43.920 --> 40:46.709
‫یکم دست‌تنهاییم و راستش

40:46.710 --> 40:48.919
‫ذهنم خیلی جاها رفته... می‌تونی ببخشیم؟

40:48.920 --> 40:51.629
‫الان اینجام. لطفاً. قضیه چیه؟

40:51.630 --> 40:55.509
‫روانپزشکه بهم گفت که درخواست بدم

40:55.510 --> 40:58.800
‫که دیوید رو تحت توقیف روانی غیرارادی قرار بدن

40:58.810 --> 41:01.430
‫- بله
‫- ولی می‌شه ناشناس باشه؟

41:02.430 --> 41:03.639
‫نه

41:03.640 --> 41:05.439
‫برای درخواست ۳۰۲ دادن در ایالت پنسیلوانیا،

41:05.440 --> 41:07.649
‫درخواست‌دهنده باید اعتراف کنه

41:07.650 --> 41:09.109
‫که شاهد رفتار نگران‌کننده بوده،

41:09.110 --> 41:12.739
‫و باید یه پزشک و مددکار اجتماعی امضاش کنن،

41:12.740 --> 41:14.610
‫که من و کیارا می‌تونیم

41:15.820 --> 41:17.240
‫اگه اشتباه کنم چی؟

41:17.950 --> 41:19.529
‫اون موقع عذرخواهی می‌کنی

41:19.530 --> 41:21.039
‫ما هم کمک می‌کنیم که توضیح بدی

41:21.040 --> 41:23.410
‫این کار به خاطر نگرانی برای امنیتش بوده

41:24.040 --> 41:25.539
‫اگه حق باهات باشه؟

41:25.540 --> 41:29.879
‫ولی اگه درخواست‌دهنده بشم،
‫دارم با پسرم چی کار می‌کنم؟

41:29.880 --> 41:33.759
‫سعی داری کمکی براش جور کنی

41:33.760 --> 41:35.839
‫که انگار نیازش داره

41:35.840 --> 41:38.759
‫دیوید پدرش رو از دست داده.
‫روی هر کسی تأثیر می‌ذاره

41:38.760 --> 41:40.259
‫ولی ما داریم مردهای جوون رو ناامید می‌کنیم،

41:40.260 --> 41:42.769
‫چون یادشون نمیدیم که چطوری
‫احساساتـشون رو بروز بدن

41:42.770 --> 41:44.639
‫فقط میگیم مرد باشید و بعدش می‌ذاریم

41:44.640 --> 41:46.729
‫از پادکست‌های تاکسیک
‫درس مرد بودن بگیرن

41:46.730 --> 41:50.269
‫این مردهای جوون هم بعدش حس می‌کنن
‫از خودشون و جامعه جدا شدن،

41:50.270 --> 41:54.070
‫و در جاهای اشتباهی اجتماع خودشون
‫و راحتی رو پیدا می‌کنن

41:54.900 --> 41:56.569
‫دیوید کمک نیاز داره

41:56.570 --> 41:58.530
‫نمی‌خوایم ما هم ناامیدش کنیم

42:00.530 --> 42:02.120
‫شما بچه دارین؟

42:03.080 --> 42:06.119
‫یه جورایی یه پسرخوانده دارم، آره

42:06.120 --> 42:10.790
‫من و مامانش یه مدتی دوست بودیم،
‫ولی من و جیک رابطه خیلی خوبی داریم

42:11.500 --> 42:14.880
‫- جیک خوش شانسه
‫- فکر کنم منم که خوش شانسم

42:16.380 --> 42:19.429
‫می‌خوام برم پیش روانپزشک

42:19.430 --> 42:21.509
‫و بهش گفتم می‌خوام درخواست بدم

42:21.510 --> 42:23.760
‫عالیه، بعدش بیا سراغم،

42:23.770 --> 42:26.100
‫تا اون مدرک رو امضا کنم

42:30.190 --> 42:31.570
‫تق تق

42:32.570 --> 42:34.819
‫این افتخار رو مدیون چی هستم؟

42:34.820 --> 42:37.239
‫این‌ها رو پیدا کردم

42:37.240 --> 42:39.239
‫حتماً انداختی‌شون. باید بیشتر مراقب باشی

42:39.240 --> 42:41.239
‫نمی‌خوای دست آدم اشتباهی بیفته

42:41.240 --> 42:42.700
‫مال خودت

42:45.250 --> 42:47.080
‫تا حالا به ترک فکر کردی؟

42:49.330 --> 42:50.870
‫من اهل ترک کردن نیستم

42:50.880 --> 42:53.669
‫می‌دونم امروز یه مستِ شادی

42:53.670 --> 42:56.129
‫ولی یه روز که کبدت از کار بیفته...

42:56.130 --> 42:58.259
‫و باور کن، از کار می‌افته...

42:58.260 --> 43:00.009
‫اینقدر خوشحال نمی‌شی

43:00.010 --> 43:01.430
‫روش قشنگی واسه مرگ نیست

43:02.350 --> 43:04.350
‫دارم قبر خودم رو می‌کَنَم

43:05.140 --> 43:06.270
‫به حال خودم رهام کن

43:07.140 --> 43:09.230
‫لازم نیست که بیل رو بدم دستت

43:21.160 --> 43:22.820
‫دکتر لنگدن رو دیدی؟

43:24.160 --> 43:26.290
‫دیگه رفته

43:27.830 --> 43:29.620
‫خدافظی نکرد. اون...

43:30.750 --> 43:32.749
‫واقعاً می‌خواستم ماجرای زایمان رو بهش بگم

43:32.750 --> 43:34.129
‫خیلی باحال بود

43:34.130 --> 43:38.089
‫باباها خیلی خوشحال بودن و...

43:38.090 --> 43:39.299
‫عالیه

43:39.300 --> 43:40.760
‫دکتر رابی؟

43:42.680 --> 43:44.889
‫فقط خواستم بابت اتفاقی
‫که برای لنگدن افتاد عذرخواهی کنم

43:44.890 --> 43:45.969
‫عذرخواهیت پذیرفته شد

43:45.970 --> 43:47.429
‫اگه حرفی نزده بودم، هنوزم...

43:47.430 --> 43:49.309
‫تقصیر کسی جز لنگدن نیست.
‫حالا اگه من رو ببخشی...

43:49.310 --> 43:50.890
‫خب، چنین حسی نداره

43:52.770 --> 43:57.109
‫بعضی‌ها شاید نادیده می‌گرفتن، ولی شما نه

43:57.110 --> 44:00.109
‫انجام دادن کاری که تو کردی
‫توی اولین روزت...

44:00.110 --> 44:02.150
‫قطب‌نمای اخلاقی قوی‌ای می‌خواد، در حال حال

44:02.160 --> 44:03.699
‫فقط برام سؤاله...

44:03.700 --> 44:05.990
‫کار درستی کردی، دکتر سانتوس

44:08.620 --> 44:10.200
‫ممنون دکتر رابیناویچ

44:10.210 --> 44:11.829
‫دینا رو ندیدی؟

44:11.830 --> 44:14.210
‫چرا، داشت به پارکینگ آمبولانس می‌رفت

44:16.210 --> 44:19.089
‫فاصله‌ات رو حفظ کن.
‫حالم همینجوریش بده

44:19.090 --> 44:21.629
‫- فقط اومدم یکم هوا بخورم
‫- آره، باشه

44:21.630 --> 44:23.549
‫خیلی دروغگوی بدی هستی

44:23.550 --> 44:25.679
‫امیدوارم نگهبان بودنت بهتر باشه

44:25.680 --> 44:27.810
‫هی، حالا فقط داری بدجنسی می‌کنی

44:28.640 --> 44:31.930
‫متوجهی که این دومین فردیه
‫که امروز به بدجنسی متهمت کرده دیگه

44:31.940 --> 44:33.939
‫- کم‌کم متوجه الگویی نشدی؟
‫- نه

44:33.940 --> 44:35.850
‫ولی کم‌کم می‌فهمم چرا گلوریا

44:35.860 --> 44:37.610
‫از امتیاز رضایت بیمارت ناراضیه

44:39.150 --> 44:41.359
‫چیزی می‌خوای یا فقط اومدی
‫از معدود چیزهایی که هنوز توی زندگی

44:41.360 --> 44:43.149
‫شادم می‌کنه رو خراب کنی؟

44:43.150 --> 44:44.780
‫کالینز رو فرستادم خونه

44:45.820 --> 44:48.240
‫امروز نمی‌خوای با هیچکس کار کنی

44:48.950 --> 44:50.659
‫حتماً حالت گرفته است

44:50.660 --> 44:52.250
‫روز سختی داشته

44:54.460 --> 44:56.329
‫مسریه

44:56.330 --> 44:57.959
‫تو هم باید بری

44:57.960 --> 44:59.050
‫آره

45:00.000 --> 45:01.629
‫کارت خوبه

45:01.630 --> 45:03.470
‫اونقدرها نه

45:05.470 --> 45:07.220
‫می‌دونی تو این بیمارستان به دنیا اومدم؟

45:07.850 --> 45:10.350
‫حتی توی دبیرستان اینجا داوطلب شدم

45:11.390 --> 45:16.189
‫مشت خوردم، لگدم کردن، روم تف انداختن،
‫روم شاشیدن، مدفوع سمتم پرت کردن

45:16.190 --> 45:17.399
‫با گلوریا حرف زدم

45:17.400 --> 45:20.399
‫بهش گفتم، گوش کن، باید یه کاری
‫واسه تقویت نگهبانی بکنیم

45:20.400 --> 45:22.490
‫- نباید بازم اینجوری بشه
‫- می‌شه

45:23.490 --> 45:24.899
‫می‌شه

45:24.900 --> 45:26.909
‫شاید واسه من نه، ولی واسه یکی دیگه

45:26.910 --> 45:28.820
‫دنیا عوض شده. مردم عصبانی هستن

45:28.830 --> 45:30.329
‫اعصاب ما ضعیف‌تر شده

45:30.330 --> 45:32.200
‫و هنوز فقط سعی داریم کمک کنیم

45:33.540 --> 45:34.710
‫کمک می‌کنی

45:35.460 --> 45:37.080
‫تفاوت ایجاد می‌کنی

45:37.880 --> 45:40.420
‫یه لاشی نمی‌تونه تغییرش بده

45:44.470 --> 45:45.880
‫فکر کنم دیگه خسته شدم

45:50.600 --> 45:51.600
‫آره

45:52.770 --> 45:54.310
‫می‌فهممت

45:56.480 --> 45:58.310
‫و سرزنشت نمی‌کنم

45:59.560 --> 46:01.020
‫من...

46:02.900 --> 46:04.899
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم

46:04.900 --> 46:08.449
‫شاید خواسته من و نیاز بیمارها
‫دیگه به صلاحت نیست

46:08.450 --> 46:09.530
‫آره

46:11.030 --> 46:14.540
‫فقط واقعاً نمی‌دونم بدون تو چی کار کنم

46:15.210 --> 46:16.920
‫یه فکریش می‌کنی

46:17.750 --> 46:19.330
‫همیشه اینطوریه

46:21.130 --> 46:23.299
‫تو مرد خوبی هستی، رابیناویچ

46:23.300 --> 46:25.420
‫نذار اینجا خوبیت رو ازت بگیره

46:27.930 --> 46:29.050
‫خب؟

46:30.760 --> 46:31.890
‫خدایا

46:33.720 --> 46:34.770
‫بله؟

46:35.980 --> 46:37.480
‫کد تریاژ

46:39.350 --> 46:40.979
‫چندین زخم گلوله

46:40.980 --> 46:42.940
‫توی فستیوال پیتسبرگ یه تیرانداز فعال هست

46:46.070 --> 46:47.950
‫جیک و دوست‌دخترش اونجان

46:48.974 --> 47:08.974
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
