WEBVTT

00:06.955 --> 00:08.581
‫نمی‌دونم چطور بهت اعتماد کنم

00:10.166 --> 00:11.709
‫چطوره من هی دلیل‌های خوب برات بسازم

00:14.629 --> 00:16.255
‫تکون نخورین. جُم نخورین

00:19.134 --> 00:20.552
‫بشینید. زانو بزنید

00:20.576 --> 00:22.113
‫گفتم زانو بزن، کُس‌کش!

00:22.137 --> 00:24.514
‫حرفِ دهنت رو بفهم!
‫من کسی نیستم که...

00:29.477 --> 00:32.397
‫بی‌احترامی‌ای که به خانواده‌مون کردی...

00:33.189 --> 00:35.108
‫من از مواد جدید خبر دارم

00:35.650 --> 00:38.361
‫آشپزخونه‌ات الان دیگه مالِ ماست

00:38.486 --> 00:40.654
‫گوش کن، لازم نیست اینطور پیش بره

00:40.655 --> 00:42.322
‫فکر کردی ما دست رو دست میذاریم،

00:42.323 --> 00:45.743
‫و تماشا می‌کنیم تو پشتِ سر هم بهانه بیاری،

00:45.744 --> 00:47.119
‫و هیچ کاری نکنی؟

00:47.120 --> 00:48.580
‫اون داره چی زر زر می‌کنه؟

00:48.705 --> 00:51.041
‫همون لحظه که پات رو گذاشتی توی بلک‌گیت،

00:51.166 --> 00:54.501
‫می‌دونستم آدمِ شیّاد و کلاهبرداری هستی

00:54.502 --> 00:56.046
‫آز، اون داره چه زری می‌زنه؟

00:56.070 --> 00:57.380
‫دهنِ گشادت رو ببند

00:57.505 --> 01:00.507
‫اوه، یه لحظه فکر کردم شما دوتا باهم...

01:00.508 --> 01:02.552
‫که شاید تو ازش خواستی...

01:02.677 --> 01:03.720
‫ازش خواستم چی‌کار کنه؟

01:04.262 --> 01:05.638
‫برادرت رو بکشه...

01:06.431 --> 01:07.766
‫تا جاش رو بگیری

01:08.725 --> 01:10.810
‫ولی اشتباه می‌کنم، مگه نه؟

01:11.603 --> 01:13.730
‫تو خبر نداشتی

01:18.526 --> 01:19.611
‫تو...

01:19.736 --> 01:21.237
‫نادیا، باید به حرفم گوش بدی

01:21.905 --> 01:23.422
‫من هیچ‌وقت به خانواده‌ات خیانت نکردم

01:23.446 --> 01:25.241
‫خدایا! بیخیال!

01:25.784 --> 01:27.659
‫برای گیر آوردنِ مواد جدید
‫به سوفیا نیاز داشتم

01:27.660 --> 01:29.245
‫خیلی خب؟ برای خودمون

01:29.371 --> 01:31.789
‫مالِ خودته. کُلش برای خودته.
‫قرار بود برات بیارمش.

01:31.790 --> 01:33.374
‫به خدا قسم. باید بهم اعتماد کنی

01:33.375 --> 01:34.751
‫من طرفِ شما هستم

01:47.889 --> 01:48.889
‫راه بیفت بریم!

01:49.700 --> 01:56.499
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:57.357 --> 01:58.441
‫سوار شو!

02:01.945 --> 02:03.322
‫[جولین راش]

02:05.573 --> 02:07.533
‫سوفیا؟

02:07.534 --> 02:08.660
‫جولین

02:09.119 --> 02:11.453
‫من... من کمک لازم دارم

02:11.454 --> 02:12.663
‫کجایی؟

02:12.664 --> 02:16.875
‫کارِ... کارِ...

02:16.876 --> 02:19.211
‫کارِ... آز بود

02:19.212 --> 02:20.380
‫سوفیا؟

02:22.382 --> 02:23.382
‫سوفیا؟

02:25.343 --> 02:26.343
‫سوفیا؟!

02:28.680 --> 02:30.682
‫از طرفِ خانه‌ی لوسی،

02:30.807 --> 02:37.229
‫باعث افتخارمه که به رئیس
‫بنیاد ایزابلا فالکون خوشامد بگم،

02:37.230 --> 02:39.315
‫سوفیا فالکون

02:40.951 --> 02:47.951
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:56.458 --> 02:59.919
‫من هیچ‌وقت اهل سخنرانی نبودم، ولی...

03:01.755 --> 03:06.176
‫مادرم، ایزابلا فالکون،

03:06.301 --> 03:09.512
‫سال‌ها درگیرِ افسردگی بود

03:10.638 --> 03:12.931
‫هرگز کمکی رو که لازم داشت دریافت نکرد،

03:12.932 --> 03:15.518
‫و وقتی که من ۹ سالم بود،

03:16.644 --> 03:18.354
‫خودکشی کرد

03:19.898 --> 03:22.316
‫برای همین من و پدرم
‫این بنیاد رو تأسیس کردیم

03:22.317 --> 03:25.611
‫می‌خواستیم از خیریه‌هایی مثل این حمایت کنیم

03:25.612 --> 03:29.949
‫که برای زن‌ها و دخترها خدماتی فراهم می‌کنن
‫که جونشون رو نجات میدن

03:33.161 --> 03:36.455
‫ماه آینده حسابی مشغولِ جشنواره
‫و تورنمنتِ گُلف‌مون هستم

03:36.456 --> 03:38.082
‫- سخنرانیِ خیلی خوبی بود
‫- ممنون. ممنون

03:38.083 --> 03:40.043
‫سوفیا، تو هم میای، مگه نه؟
‫خیلی باحاله.

03:40.168 --> 03:41.448
‫آره. خیلی متأسفم. من باید برم

03:41.503 --> 03:42.753
‫- ممنون
‫- ممنون، خانم هیل

03:42.754 --> 03:44.547
‫یه نخ سیگار می‌خوای
‫که اعصابت رو آروم کنه؟

03:44.672 --> 03:46.216
‫این سومین ضیافتِ ناهار این هفته بود

03:46.341 --> 03:48.066
‫حتی جراحیِ مغزم نمی‌تونه
‫اعصابم رو آروم کنه

03:48.090 --> 03:50.010
‫مطمئنم پدرت بابتش قدردانه

03:50.011 --> 03:51.763
‫ولی آره، حتی وقتی به مردم کمک می‌کنی،

03:51.888 --> 03:53.556
‫هنوزم باید خوار و خفیف شی

03:53.681 --> 03:55.225
‫ولی از بعضی کارها بهتره

03:56.226 --> 03:58.185
‫آره، مثلاً چی؟ رانندگی برای من؟

03:58.186 --> 04:00.270
‫نه، منظورم این نبود...
‫می‌دونی منظورم چیه.

04:00.271 --> 04:01.688
‫آز، دارم سر به سرت میذارم

04:01.689 --> 04:03.400
‫این کارِ افتضاحیه، می‌دونم

04:03.525 --> 04:04.984
‫تو لیاقتت بیشتره

04:05.527 --> 04:07.612
‫یعنی، لیاقتِ هردومون بیشتره،
‫ولی... تو کیر داری،

04:07.737 --> 04:09.822
‫پس حداقل واجد شرایط ترفیع هستی

04:13.451 --> 04:14.744
‫میرم ماشین رو میارم

04:15.203 --> 04:16.453
‫- کارت خوب بود
‫- ممنون

04:16.454 --> 04:17.622
‫خانم فالکون

04:18.373 --> 04:20.583
‫می‌دونم دارید تشریف می‌برید،
‫ولی یه لحظه وقت دارید؟

04:22.544 --> 04:23.920
‫شرمنده. البته، بله

04:24.045 --> 04:25.085
‫- من سامر گلیسن هستم
‫- سلام

04:25.422 --> 04:27.005
‫مدتیه کارِ شما رو توی بنیاد دنبال می‌کنم

04:27.006 --> 04:28.632
‫- تحسین برانگیزه
‫- ممنون

04:28.633 --> 04:31.261
‫ولی اگه از حرفم ناراحت نمی‌شید،
‫فکر کنم می‌تونید بیشتر کمک کنید.

04:31.386 --> 04:32.511
‫نمی‌دونم در جریانید یا نه،

04:32.512 --> 04:34.847
‫اما زنِ جوانی به نام یولاندا جونز

04:34.848 --> 04:36.390
‫هفته‌ی پیش خودکشی کرده

04:36.391 --> 04:38.935
‫در واقع در طول دهه‌ی گذشته

04:39.060 --> 04:41.438
‫چندین زن مثل خانم جونز بودن
‫و همه‌شون به یک شکل مُردن

04:42.230 --> 04:43.230
‫حلق‌آویز شدن

04:43.732 --> 04:45.190
‫که... مادرتون هم همینطور مُرده

04:45.191 --> 04:46.776
‫اگه اشتباه نکنم

04:47.819 --> 04:49.403
‫شرمنده. قصد ندارم...

04:49.404 --> 04:51.322
‫گفتی می‌تونم یه کاری برای کمک بکنم

04:51.948 --> 04:54.074
‫یولاندا جونز توی آیسبرگ لانژ کار می‌کرد

04:54.075 --> 04:57.787
‫در واقع، بیشتر این زن‌ها برای مؤسساتی
‫کار می‌کردن که پدرتون صاحبشونه

04:58.830 --> 05:01.124
‫گفتی از طرفِ کدوم سازمان اومدی؟

05:04.461 --> 05:05.545
‫من با مطبوعات حرف نمی‌زنم

05:06.004 --> 05:07.948
‫- سوفیا، خواهش می‌کنم
‫- من با مطبوعات حرف نمی‌زنم

05:07.972 --> 05:10.467
‫هی، هی! برو عقب، خانم.
‫نمی‌خواد باهات حرف بزنه.

05:11.426 --> 05:13.053
‫زن‌های بیشتری ممکنه آسیب ببینن

05:15.513 --> 05:16.723
‫می‌تونی کمکشون کنی

05:26.441 --> 05:27.525
‫خوبی، سوفیا؟

05:30.111 --> 05:32.112
‫حاضری یا نه، من اومدم!

05:32.113 --> 05:34.240
‫آلبرتو، می‌دونم اینجایی

05:37.410 --> 05:39.537
‫آلبرتو، کجایی؟

05:54.386 --> 05:55.386
‫مامان؟

06:05.146 --> 06:07.023
‫سوفیا، ضیافتِ ناهارت چطور بود؟

06:08.400 --> 06:09.316
‫خوب بود

06:14.030 --> 06:15.365
‫روث سلام رسوند

06:15.907 --> 06:17.200
‫روث دیگه کیه؟

06:17.701 --> 06:19.202
‫زنِ نماینده هیل...

06:21.162 --> 06:23.915
‫به لطفِ خواهرت،
‫بالأخره جواب تلفن‌هام رو میده.

06:28.545 --> 06:30.922
‫آهان، درسته. هیل

06:33.842 --> 06:36.301
‫ازت خواستم دارایی‌های مالی‌اش رو بررسی کنی

06:36.302 --> 06:37.302
‫عه...

06:38.012 --> 06:39.055
‫دارم روش کار می‌کنم

06:39.514 --> 06:40.681
‫سرم شلوغ بود،

06:40.682 --> 06:42.892
‫ولی قول میدم فردا انجامش بدم

06:44.060 --> 06:46.229
‫تو چرا انقدر احمقی
‫وقتی خواهرت انقدر قابل اطمینانه؟

06:46.354 --> 06:47.813
‫می‌دونم، بابا

06:47.814 --> 06:49.232
‫می‌فهمم. شرمنده

06:52.861 --> 06:53.861
‫لعنتی!

06:53.862 --> 06:55.989
‫من... باید برم

07:07.333 --> 07:09.294
‫نمی‌دونم باهاش چی‌کار کنم

07:11.212 --> 07:12.212
‫مشروب خوردنش،

07:13.089 --> 07:14.089
‫پارتی‌هایی که میره

07:15.550 --> 07:17.761
‫نمی‌تونم اجازه بدم برادرت
‫آخرهفته‌ی بعد آبروم رو ببره

07:17.886 --> 07:19.219
‫نه وقتی بزرگ‌های خانواده میان

07:19.220 --> 07:21.681
‫حواسم بهش هست.
‫مطمئن میشم درست رفتار کنه.

07:22.807 --> 07:23.933
‫ممنون، دخترِ خوشگلم

07:27.604 --> 07:29.147
‫می‌دونی، اون مثل من و تو نیست

07:31.066 --> 07:32.066
‫اون نازک نارنجیه

07:39.115 --> 07:41.785
‫تازگی‌ها به آینده فکر می‌کنم...

07:43.078 --> 07:44.954
‫به آینده‌ی خانواده‌مون

07:45.663 --> 07:47.499
‫شاید وقتشه سنت‌شکنی کنیم

07:48.583 --> 07:49.709
‫وقتی که زمانش برسه،

07:50.794 --> 07:52.170
‫می‌خوام تو جای من رو بگیری

07:55.131 --> 07:56.674
‫می‌خوام این خانواده رو اداره کنی...

07:58.093 --> 07:59.843
البته اگه بهش علاقه داشته باشی

07:59.844 --> 08:01.471
‫آره

08:02.180 --> 08:03.181
‫آره، البته

08:03.848 --> 08:06.351
‫باعث افتخارمه

08:08.478 --> 08:09.603
‫ولی بقیه‌ی خانواده...

08:09.604 --> 08:11.815
‫اونا می‌دونن تو دخترِ منی.
‫هر کاری بگی انجام میدن.

08:17.404 --> 08:18.488
‫چیه؟ چی شده؟

08:20.490 --> 08:21.490
‫بهم بگو

08:23.660 --> 08:24.660
‫اوه، چیزی نیست

08:31.042 --> 08:32.042
‫نمی‌دونم

08:33.878 --> 08:35.379
‫شاید به خاطر بنیاده

08:35.380 --> 08:39.676
‫ولی تازگی‌ها خیلی به مامان فکر می‌کنم

08:42.095 --> 08:43.096
‫آهان

08:51.688 --> 08:53.857
‫می‌دونم خیلی بچه بودم، ولی...

08:55.400 --> 08:56.400
‫فقط...

08:57.026 --> 09:02.031
‫یادم نمیاد اون مریض
‫یا افسرده بوده باشه

09:02.866 --> 09:04.534
‫اون خوب بلد بود پنهانش کنه

09:07.203 --> 09:09.789
‫ببین، منم دلم براش تنگ میشه، عزیزم.
‫هر روزِ خدا.

09:10.248 --> 09:14.044
‫پیش متخصصی هم رفته بود
‫قبل از این که...

09:14.502 --> 09:17.047
‫منظورم تراپیست یا روانپزشکه؟

09:20.300 --> 09:21.885
‫مادرت زنِ مغروری بود...

09:23.386 --> 09:24.429
‫کله‌شق بود

09:26.389 --> 09:27.891
‫کمکِ من رو قبول نکرد،

09:28.433 --> 09:30.602
‫هر چقدر هم که تلاش کردم و...

09:31.603 --> 09:32.937
‫خدا می‌دونه که تلاش کردم

09:33.521 --> 09:34.814
‫البته، آره

09:38.068 --> 09:39.903
‫- فقط...
‫- سوفیا

09:42.572 --> 09:43.907
‫چرا الان این بحث رو پیش کشیدی؟

09:46.034 --> 09:47.744
‫و زخم‌های کُهنه رو باز کردی...

09:48.203 --> 09:49.870
‫می‌دونی که چقدر ناراحتم می‌کنه

09:49.871 --> 09:52.582
‫متأسفم. نمی‌خواستم...
‫همچین قصدی نداشتم.

10:00.924 --> 10:03.301
‫هنوز بهم نگفتی واسه تولدت چی می‌خوای

10:09.224 --> 10:11.184
‫مطمئنم از هر کادویی ‫که
برام بگیری خوشم میاد

10:22.278 --> 10:23.279
‫نگران نباش

10:25.782 --> 10:27.241
‫بابا دیوونه‌اش میشه

10:27.242 --> 10:28.409
‫- واقعاً؟
‫- آره

10:28.410 --> 10:30.035
‫از کجا می‌دونی؟

10:30.036 --> 10:32.037
‫چون قدیمی و گرون‌قیمته،
‫مثل بچه‌ی موردعلاقه‌اش.

10:33.206 --> 10:35.291
‫ریدم توش!

10:35.417 --> 10:37.627
‫پنگوئنت باید این گندکاری رو تمیز کنه

10:37.752 --> 10:38.752
‫اینجوری صداش نکن

10:39.129 --> 10:41.256
‫- تو ترتیبِ کارت دعوت رو میدی؟
‫- آره

10:41.965 --> 10:44.134
‫وایسا. وایسا، وایسا.
‫می‌تونم یه چیزی ازت بپرسم؟

10:45.135 --> 10:46.593
‫دخترهای کلاب ۴۴،

10:46.594 --> 10:51.391
‫بابا تا حالا باهاشون رابطه داشته؟

10:53.685 --> 10:56.187
‫اون دخترها زیاد اهل رابطه نیستن

10:57.313 --> 10:59.773
‫از کِی زندگی عاشقانه‌ی بابا برات مهم شده؟

10:59.774 --> 11:01.151
‫خیلی وقته که مامان فوت شده،

11:01.276 --> 11:03.820
‫و اون زیاد در موردش باهام حرف نمی‌زنه و...

11:04.446 --> 11:06.613
‫نمی‌دونم. تو می‌تونی یه روی دیگه‌اش رو ببینی

11:06.614 --> 11:08.491
‫- چه رویی؟ اون باباست
‫- آره، می‌دونم

11:08.616 --> 11:11.494
‫ولی می‌دونی منظورم چیه.
‫رابطه‌اش با من خیلی فرق می‌کنه.

11:12.996 --> 11:15.040
‫فقط فکر کردم شاید چیزی دیده باشی

11:16.291 --> 11:17.583
‫منظورت چیه؟

11:17.584 --> 11:19.002
‫گمونم من...

11:20.378 --> 11:21.921
‫گاهی این سؤال برام پیش میاد که...

11:23.339 --> 11:24.339
‫واقعاً...

11:25.675 --> 11:26.885
‫واقعاً می‌شناسمش یا نه

11:27.510 --> 11:29.846
‫یعنی، با تمام دروغ‌هایی که
‫توی بچگی مجبور بودیم

11:29.971 --> 11:31.889
‫در مورد کارش بگیم و...

11:31.890 --> 11:33.725
‫چیزهای زیادی هست که
‫در موردشون حرف نمی‌زنیم

11:35.185 --> 11:36.853
‫یه چیزی هست، ولی...

11:39.647 --> 11:41.399
‫نمی‌تونم. اون من رو می‌کشه

11:45.695 --> 11:47.072
‫بابا...

11:47.197 --> 11:48.198
‫مأمورِ موساده،

11:48.990 --> 11:50.991
‫و دخترهای توی کلاب هم
‫آدمکش‌های حرفه‌ای هستن

11:50.992 --> 11:52.785
‫خفه شو!

11:52.786 --> 11:55.454
‫ببین، هر فکری که می‌کنی، نکن

11:55.455 --> 11:58.375
‫کاری که بابا سرِ کار می‌کنه،
‫مربوط به کارشه.

11:59.250 --> 12:02.879
‫یعنی، ما زندگیِ خوبی داریم، مگه نه؟

12:09.094 --> 12:10.261
‫کجا بریم، سوفیا؟

12:13.473 --> 12:17.644
‫[روزنامه گاتهام گازت]
‫[سامر گلیسن - خبرنگار]

12:21.606 --> 12:22.732
‫این همه چیه

12:23.525 --> 12:24.858
‫گزارشاتِ کالبدشکافی مطابقت دارن

12:24.859 --> 12:28.279
‫همه‌شون در اثرِ خفگی مُردن

12:28.405 --> 12:29.822
‫این رو زیر سؤال نمی‌برم

12:29.823 --> 12:31.408
‫چیزی که برام عجیبه اینه که

12:31.533 --> 12:32.700
‫طبق گزارش پلیس،

12:32.701 --> 12:36.287
‫علتِ رسمی مرگ خودکشی با طنابِ داره

12:37.539 --> 12:39.749
‫ردهای دورِ گردن رو می‌بینی؟

12:40.250 --> 12:43.128
‫اونا بیشتر به ردِ خفه کردن دستی شباهت دارن

12:43.253 --> 12:44.462
‫مثل رد دست‌های یه نفر؟

12:45.046 --> 12:46.046
‫دقیقاً

12:46.548 --> 12:48.298
‫بعدش زخم‌های دفاعی هستن

12:48.299 --> 12:50.427
‫اونا توی گزارشاتِ پلیس قید نشدن

12:51.136 --> 12:52.929
‫می‌تونی ببینی که این زن‌ها مقاومت کردن

12:53.054 --> 12:54.639
‫گاز گرفتن، چنگ زدن... اونا...

12:54.764 --> 12:56.266
‫چرا اینا رو به من میگی؟

12:58.476 --> 13:00.912
‫می‌خوام به دخترهایی که توی کلاب
‫کار می‌کنن دسترسی داشته باشم

13:01.396 --> 13:02.396
‫اونجا انحصاری نیست

13:02.397 --> 13:04.649
‫آیسبرگ لانژ نه،
‫کلابِ ۴۴،

13:04.774 --> 13:07.026
‫جایی که یولاندا جونز توش کار می‌کرد

13:07.986 --> 13:10.113
‫- اگه میکروفن ببندی...
‫- توی کلاب بابام؟!

13:10.739 --> 13:11.823
‫امکان نداره

13:11.948 --> 13:14.033
‫پس فقط بذار به سوابقِ کارکنان
‫دسترسی پیدا کنم

13:14.034 --> 13:15.367
‫زن‌هایی که تازه وارد شهر شدن

13:15.368 --> 13:18.037
‫و خانواده یا دوستان نزدیکی ندارن،

13:18.038 --> 13:21.124
‫اونایی که مرگ یا ناپدید شدنشون خبرساز نمیشه

13:21.791 --> 13:23.418
‫ما باید از این زن‌ها محافظت کنیم

13:24.961 --> 13:26.129
‫مامان؟

13:32.677 --> 13:34.971
‫اوه، نه. نه، نه. سوفیا

13:36.806 --> 13:37.974
‫نگاه نکن

13:39.434 --> 13:40.434
‫نگاه نکن

13:41.686 --> 13:42.686
‫بابا

13:46.274 --> 13:47.274
‫سوفیا؟

13:48.985 --> 13:50.820
‫سوفیا، چی شده؟

13:52.989 --> 13:54.157
‫این تمام مدارکیه که داری؟

13:54.783 --> 13:55.825
‫فقط همین؟

13:56.159 --> 13:59.745
‫فقط یه سری گزارش و تئوریِ توطئه‌ی قدیمی؟

13:59.746 --> 14:01.039
‫مسخره‌ست

14:01.956 --> 14:06.336
‫و تابلوئه که کارِ یه خبرنگار آماتوره
‫که سعی داره اسم در کنه

14:06.461 --> 14:07.419
‫سوفیا، خواهش می‌کنم، فقط...

14:07.420 --> 14:09.922
‫تو هیچی در مورد پدرم نمی‌دونی

14:09.923 --> 14:12.175
‫اون مرد خوبیه!

14:13.176 --> 14:15.345
‫و اگه سعی کنی این مزخرفات رو منتشر کنی،

14:15.470 --> 14:17.847
‫خانواده‌ام نابودت می‌کنه

14:18.681 --> 14:20.016
‫می‌فهمی؟

14:38.993 --> 14:40.870
‫این همون زنه‌ست که
‫توی ضیافتِ ناهار بود؟

14:42.330 --> 14:43.957
‫ببین، سوفیا، ملاقاتت با یه خبرنگار...

14:44.708 --> 14:46.584
‫باعث میشه جماعت فکرهای بدی بکنن

14:46.710 --> 14:47.812
‫پدرت شاید خوشش نیاد...

14:47.836 --> 14:48.836
‫آز، بس کن!

14:50.672 --> 14:52.631
‫حرف نزن

14:52.632 --> 14:53.966
‫نیازی به نصیحتِ تو ندارم

14:53.967 --> 14:57.053
‫برام مهم نیست چی فکر می‌کنی.
‫برای هیچکس مهم نیست.

14:57.178 --> 14:58.679
‫تو راننده‌ی منی. همین و بس

14:58.680 --> 15:00.390
‫پس حرف نزن و رانندگیت رو بکن

15:18.408 --> 15:19.451
‫سوفیا!

15:21.411 --> 15:22.619
‫سوفیا

15:22.620 --> 15:25.081
‫- کارلا!
‫- سوفیا! خدا رو شکر!

15:25.874 --> 15:28.292
‫عروسِ شماره ۳ رو دیدی؟

15:28.293 --> 15:30.962
‫خدای من

15:31.087 --> 15:32.255
‫- شورش در اومده
‫- شورش در اومده

15:32.380 --> 15:34.673
‫آره. آره

15:34.674 --> 15:36.718
‫لوکا میگه توی پرتغال باهاش آشنا شده

15:36.843 --> 15:37.843
‫خیلی خب

15:40.221 --> 15:41.598
‫پرتغال دات کام

15:41.723 --> 15:43.767
‫اوه... آره

15:44.309 --> 15:46.727
‫باید همه چی رو برام تعریف کنی

15:46.728 --> 15:48.562
‫- خدای من، آره. حتماً
‫- همه چی

15:48.563 --> 15:50.522
‫- اول، یه مارتینی بزنیم؟
‫- معلومه

15:51.733 --> 15:53.485
‫سوفیا. هی

15:53.985 --> 15:55.653
‫آز، تو داخل چیکار می‌کنی؟

15:56.863 --> 15:58.864
‫این کته نوئه؟

15:58.865 --> 15:59.866
‫آره، آره

16:00.742 --> 16:02.534
‫- بهت میاد
‫- ممنون

16:02.535 --> 16:04.162
‫عه، پدرت می‌خواد ببینتت

16:04.913 --> 16:05.955
‫توی دفترشه

16:31.147 --> 16:33.316
‫بهم نگو که به این زودی
‫از مهمونی خسته شدی

16:34.275 --> 16:36.820
‫عمو لوکا هنوز داستانِ وازکتومی‌اش رو تعریف نکرده

16:36.945 --> 16:38.904
‫چرا بهم نگفتی با یه خبرنگار ملاقات کردی؟

16:38.905 --> 16:42.992
‫به هیچ وجه نباید با مطبوعات مصاحبه کنی

16:44.536 --> 16:45.829
‫فکر می‌کردم این رو می‌دونی

16:46.413 --> 16:47.580
‫آز این رو بهت گفت؟

16:49.249 --> 16:51.835
‫آز نمی‌دونه از چی حرف می‌زنه

16:51.960 --> 16:55.087
‫یه زنه اومد سراغم،
‫ولی بهش گفتم گورش رو گُم کنه.

16:55.088 --> 16:56.088
‫تموم شد رفت

16:56.131 --> 16:57.298
‫واقعاً؟

16:57.966 --> 16:59.426
‫اوهوم. آره

17:00.218 --> 17:01.218
‫بابا...

17:02.762 --> 17:04.430
‫من با کنزی حرف زدم

17:04.431 --> 17:07.851
‫سامر گلیسن با پلیس کار می‌کنه

17:09.394 --> 17:11.271
‫یه تحقیقات در جریانه

17:12.731 --> 17:14.357
‫دارن واسه قتل در موردم تحقیق می‌کنن

17:16.359 --> 17:17.902
‫قتل، سوفیا

17:18.987 --> 17:20.697
‫چندتا فاحشه توی کلاب

17:23.032 --> 17:25.535
‫- چرا نیومدی سراغ خودم؟
‫- باید این کارو می‌کردم. راست میگی

17:25.660 --> 17:28.705
‫ولی می‌دونستم چرت و پرته
‫و نمی‌خواستم نگرانت کنم

17:28.830 --> 17:29.830
‫بس کن

17:30.915 --> 17:32.709
‫فکر می‌کنی من این کارها رو کردم؟

17:33.752 --> 17:35.127
‫نه، البته که نه

17:35.128 --> 17:36.963
‫تو قرار بود بهتر از این باشی

17:37.881 --> 17:38.881
‫اینا...

17:39.716 --> 17:40.717
‫برای تو بودن

17:42.844 --> 17:43.844
کُلش

17:44.763 --> 17:46.056
‫چطور تونستی این کارو با من بکنی؟

17:46.556 --> 17:49.059
‫من نمی... من هیچ‌وقت...

17:50.143 --> 17:51.728
‫من هیچ‌وقت به تو شک نداشتم

17:53.271 --> 17:54.271
‫دوستت دارم

17:54.856 --> 17:57.275
‫و می‌دونم، می‌دونم که یه توضیحی هست

17:57.984 --> 17:59.444
یه توضیح واسه چی؟

18:03.573 --> 18:08.244
‫روزی که مامان مُرد
‫دست‌هات خراش برداشته بودن

18:14.042 --> 18:17.462
‫ولی می‌دونم که اونا کارِ مامان نبودن

18:17.587 --> 18:19.923
‫این رو می‌دونم. من...

18:21.049 --> 18:22.092
‫اونا به خاطر...

18:23.885 --> 18:25.303
‫یه چیز دیگه بودن. من...

18:25.428 --> 18:27.013
‫نمی‌دونم چی، ولی...

18:29.057 --> 18:30.767
‫یه چیزی

18:41.611 --> 18:42.695
‫درسته؟

18:49.077 --> 18:52.872
‫سوفیای عزیزم

18:55.250 --> 18:56.459
‫چه بلایی سرت اومده؟

18:59.462 --> 19:00.880
‫معلومه که حالت خوش نیست

19:02.507 --> 19:05.802
‫تو گیج شدی، مریضی

19:08.930 --> 19:10.890
‫فکر کنم بهتره تا قشقرق به پا نکردی بری

19:14.144 --> 19:15.811
‫بابا، خواهش می‌کنم...

19:15.812 --> 19:17.188
‫آز تو رو می‌رسونه خونه

19:18.398 --> 19:19.398
‫الان

19:30.660 --> 19:32.370
‫گوش کن، می‌فهمم که
‫عصبانی هستی، می‌دونی

19:32.495 --> 19:33.872
‫ولی فقط داشتم کارم رو می‌کردم،

19:34.539 --> 19:35.622
‫هوات رو داشتم

19:35.623 --> 19:37.667
‫بابات واسه این بهم پول میده

19:38.209 --> 19:39.960
‫این خبرنگارها میرن روی مُخت

19:39.961 --> 19:41.713
‫- نمی‌تونی بهشون اعتماد کنی، سوفیا
‫- بسه آز، خفه شو!

19:41.838 --> 19:43.297
‫اگه واقعاً هوام رو داشتی،

19:43.298 --> 19:46.009
‫با من حرف می‌زدی، نه با بابام

19:46.676 --> 19:48.928
‫من به تو اعتماد کردم

19:51.681 --> 19:54.184
‫تبریک میگم.
‫به چیزی که می‌خواستی رسیدی.

19:54.851 --> 19:56.186
‫پدرم الان تو رو می‌بینه

19:56.978 --> 19:59.897
‫تو و تمام عزیزهات تحتِ نظرش هستید

20:01.649 --> 20:04.235
‫بیخیال. این دیگه چه کوفتیه؟

20:15.372 --> 20:17.289
‫بیخیال، کنزی. چراغ‌های سیرک رو خاموش نمی‌کنی؟

20:17.290 --> 20:19.751
‫دارم خانم فالکون رو می‌برم خونه.
‫دستورِ پدرشه.

20:21.836 --> 20:23.922
‫خانم فالکون، پیاده شید

20:24.381 --> 20:26.632
‫- جریان چیه؟
‫- بابام بهت زنگ زد؟

20:26.633 --> 20:28.175
‫از ماشین بیا پایین

20:28.176 --> 20:30.637
‫خدای من. شوخیت گرفته؟

20:34.849 --> 20:35.892
‫سوفیا فالکون

20:37.018 --> 20:40.187
‫- ولم کن. صبر کن!
‫- شما به جرم قتل سامر گلیسن بازداشتی

20:40.188 --> 20:41.981
‫- خبرنگاره؟
‫- چی؟!

20:42.524 --> 20:44.401
‫تو این کارو کردی؟ به خاطر اون؟

20:44.526 --> 20:46.276
‫نه. من اصلاً نمی‌دونم چه خبره

20:46.277 --> 20:48.195
‫- کنزی، چه غلطی می‌کنی؟
‫- همچنین متهم

20:48.196 --> 20:49.739
‫به قتل یولاندا جونز،

20:49.864 --> 20:51.281
‫تیلور مونتگومری و نانسی هافمن میشی

20:51.282 --> 20:53.576
‫- کُس و شعر نباف!
‫- نه، من کسی رو نکشتم!

20:53.702 --> 20:55.703
‫آز، باید یه کاری بکنی!

20:55.704 --> 20:57.414
‫هی، ولش کنید!

20:57.539 --> 20:59.582
‫از من می‌شنوی خفه خون بگیر، پنگوئن

20:59.708 --> 21:00.708
‫آز، به آلبرتو زنگ بزن!

21:00.709 --> 21:03.335
‫بس کن! به آلبرتو زنگ بزن!

21:03.336 --> 21:06.631
‫- دست‌های کیری‌تون رو بکشید...
‫- بهش بگو چی شده! آز!

21:08.591 --> 21:09.860
‫[داستان جلّاد]
‫[سوفیا فالکون: جلّاد]
‫[جلّاد بازداشت شد]

21:09.884 --> 21:10.884
‫جلّاد؟

21:11.469 --> 21:13.137
‫این لقب رو بهم دادن؟

21:13.138 --> 21:15.180
‫اینا کُس‌شعراتِ مجله‌های زرده. می‌گذره

21:15.181 --> 21:17.391
‫سوفیا، پدرت ادعا می‌کنه...

21:17.392 --> 21:19.102
‫تو سابقه‌ی بیماری روانی داری

21:19.227 --> 21:20.477
‫خب، این مسخره‌ست

21:20.478 --> 21:22.020
‫معاون دادستان با قاضی ملاقات کرده،

21:22.021 --> 21:24.607
‫و دادگاه دستورِ ارزیابی روانی داده

21:24.733 --> 21:26.024
‫چون بابام این رو گفته؟

21:26.025 --> 21:27.444
‫فقط پدرت نیست

21:27.569 --> 21:30.447
‫تعدادی از اعضای خانواده‌ات
‫استشهادنامه‌هایی نوشتن

21:30.572 --> 21:31.864
‫که همین ادعا رو تأیید می‌کنن

21:31.865 --> 21:33.574
‫عموت لوکا

21:33.575 --> 21:36.035
‫پسرعمو و دخترعموت جانی و کارلا ویتی

21:36.036 --> 21:38.579
‫اونا از خودکشیِ مادرم استفاده می‌کنن
‫به عنوان...

21:41.041 --> 21:43.417
‫من تمایل به کشتنِ حیوانات دارم؟

21:43.418 --> 21:45.336
‫الان جدی می‌گید؟

21:45.795 --> 21:48.214
‫- تو از این خبر داشتی؟
‫- نه. قسم می‌خورم

21:51.092 --> 21:52.302
‫پس، من...

21:52.427 --> 21:54.471
‫من یه ارزیابی انجام میدم و...

21:54.596 --> 21:57.264
‫به چندتا سؤال جواب میدم
‫که ثابت کنم عاقلم، درسته؟

21:57.265 --> 21:59.142
‫همین، درسته؟ بعدش چی؟

21:59.267 --> 22:01.060
‫متأسفانه به این سادگی نیست

22:01.061 --> 22:04.021
‫قاضی با درخواستِ معاون دادستان موافقت کرده

22:04.022 --> 22:07.608
‫تو برای تحتِ نظر قرار گرفتن
‫توی بیمارستان دولتی آرکهام بستری میشی

22:07.609 --> 22:08.985
‫نه

22:09.277 --> 22:11.445
‫نه. این با عقل جور در نمیاد

22:11.446 --> 22:14.323
‫تا شروع محاکمه تحتِ مراقبت اونا قرار می‌گیری

22:14.324 --> 22:15.616
‫محاکمه کِی انجام میشه؟

22:15.617 --> 22:17.035
‫شیش ماه بعد

22:17.702 --> 22:19.062
‫- خدای من!
‫- متأسفم

22:19.162 --> 22:20.914
‫نه. من این کارو نمی‌کنم

22:21.956 --> 22:23.541
‫من این کارو نمی‌کنم

22:25.418 --> 22:28.128
‫نمی‌تونی جلوش رو بگیری؟
‫ناسلامتی تو وکیلمی، لامصب!

22:28.129 --> 22:29.172
‫متأسفم

22:30.799 --> 22:32.008
‫دو دقیقه تنهاتون میذارم

22:35.470 --> 22:38.305
‫اون داره واسه کاری که خودش کرده
‫منو مجازات می‌کنه

22:38.306 --> 22:39.473
‫حالا مطمئن نیستیم

22:39.474 --> 22:42.519
‫آلبرتو، از خواب بیدار شو!
‫گرفتی منو!؟

22:43.061 --> 22:44.521
‫خودِ اون، اون دخترا رو خفه کرد

22:44.646 --> 22:46.438
‫و بعدم اون خبرنگار رو خفه کرد

22:46.439 --> 22:48.607
‫و حلق‌آویزش کرد تا منو مقصر جلوه بده

22:48.608 --> 22:51.194
‫با مامانم هم همین‌کارو کرد

22:51.861 --> 22:53.696
‫این حقیقته.
‫و من این‌جوری دووم نمیارم

22:53.822 --> 22:56.199
‫من تو اون خراب‌شده دووم نمیارم

22:56.324 --> 22:58.034
‫من اونجا می‌میرم

22:58.535 --> 23:01.204
‫اونجا می‌میرم و خودشم اینو خوب می‌دونه.
‫اینو می‌دونه

23:01.329 --> 23:02.914
‫- اصلاً همینو می‌خواد
‫- بسه

23:03.832 --> 23:05.332
‫فقط ۶ ماهـه

23:05.333 --> 23:07.377
‫تو از پس ۶ ماه برمیای

23:07.502 --> 23:09.545
‫بعدش دادگاهت برگزار میشه،

23:09.546 --> 23:10.796
‫و آزاد میشی

23:10.797 --> 23:11.881
‫حتماً آزاد میشی، لامصب

23:12.006 --> 23:13.486
‫- من بهت قول میدم
‫- وقتشـه

23:15.510 --> 23:16.720
‫صبر کن. همین‌الان؟

23:17.262 --> 23:19.931
‫گوش بده به من،
‫لعنتی تو یه فالکونی

23:20.056 --> 23:21.056
‫تو می‌تونی

23:21.266 --> 23:23.226
‫- شک ندارم که می‌تونی
‫- نه نه نه. وایسا. صبر کنید

23:23.351 --> 23:24.643
‫لطفاً وایسین. خواهش می‌کنم

23:24.644 --> 23:25.937
‫سوفیا!

23:26.062 --> 23:28.188
‫- تو رو خدا، خواهش می‌کنم!
‫- اتفاقی نمیفته، سوفیا

23:28.189 --> 23:29.232
‫آلبرتو!

23:29.733 --> 23:31.067
‫نذار اون برنده شه

23:31.943 --> 23:33.903
‫تو رو خدا. آلبرتو!

24:23.536 --> 24:25.663
‫فالکون، سوفیا

24:26.122 --> 24:28.458
‫دکتر «ونتریس» هستم، روان‌پزشکِ ارشد

24:28.583 --> 24:31.169
‫قراره بر پروسۀ درمانی شما
‫در شش ماه آینده نظارت داشته باشم

24:31.294 --> 24:34.421
‫ایشون هم دستیار بنده هستن، دکتر «جولین راش»

24:34.422 --> 24:37.049
‫ارزیابی روانیِ شما رو انجام خواهند داد

24:37.050 --> 24:38.258
‫مادامی که مهمان ما هستید،

24:38.259 --> 24:40.427
‫به دستور دادگاه
‫در قرنطینۀ اجباری خواهید بود،

24:40.428 --> 24:42.472
‫که یعنی خبری از ملاقاتی،
‫یا تماس با دنیای بیرونی نیست

24:42.597 --> 24:43.597
‫وایسا، چی؟

24:43.598 --> 24:44.998
‫مهمـه که ما بتونیم بدون هیچ مزاحمتی

24:45.100 --> 24:46.392
‫وضعیت شما رو زیر نظر بگیریم

24:46.393 --> 24:48.352
‫نه نه نه. صبر کنید!
‫وایسا. یه لحظه صبر کن!

24:48.353 --> 24:50.562
‫یه اشتباهی پیش اومده، باشه؟

24:50.563 --> 24:52.816
‫و من می‌دونم که...
‫نکن. خواهش می‌کنم، ببین...

24:52.941 --> 24:54.460
‫می‌دونم همه همینو میگن،

24:54.484 --> 24:55.776
‫ولی واقعیت داره، باشه؟

24:55.777 --> 24:58.779
‫من واقعاً بی‌گناهم! ازتون خواهش می‌کنم!

24:58.780 --> 25:01.115
‫متوجه‌ام که عادت به این شرایط
‫کار سختیـه

25:08.039 --> 25:09.039
‫بریم؟

25:19.676 --> 25:20.759
‫دنبال من بیاید

25:42.824 --> 25:44.200
‫یکم استراحت کنید

26:09.350 --> 26:10.435
‫سلام

26:12.062 --> 26:13.062
‫سلام

26:14.230 --> 26:15.230
‫من این بالام

26:22.739 --> 26:24.449
‫خاموشی!

26:26.034 --> 26:27.874
‫تو جلّادِ معروفی، درسته؟
‫[کسی که به دار می‌آویزد]

26:28.953 --> 26:31.831
‫تو تلویزیون دیدمت

26:33.458 --> 26:35.335
‫اسم من مگپای‌ـه
‫[معنا: زاغی]

26:35.794 --> 26:37.837
‫مثل همون پرنده

26:38.463 --> 26:39.713
‫مارگارت نیستم

26:39.714 --> 26:41.715
‫مادرخونده‌ام منو «مارگارت» صدا میزد،

26:41.716 --> 26:44.010
‫بهش گفتم این‌کارو نکنه،
‫ولی گوش به حرف نمی‌داد

26:47.555 --> 26:50.849
‫اشکال نداره اگه ترسیدی.
‫منم اولش ترسیده بودم،

26:50.850 --> 26:54.646
‫ولی اینجا اون‌قدرام بد نیست.
‫به سر و صداها عادت می‌کنی

26:54.771 --> 26:56.063
‫من ۶ ماه دیگه آزاد میشم

26:56.064 --> 26:57.523
‫چقدر هیجان‌انگیز!

26:57.524 --> 27:00.484
‫وای، شرط می‌بندم کلی خبرنگار پاپاراتزی
‫به جلسۀ محاکمه‌ت میاد

27:00.485 --> 27:03.320
‫هیچکس حتی یه خبر
‫راجع‌به دادگاه من ننوشت

27:03.321 --> 27:06.658
‫شُهرت باحاله؟
‫وای مطمئنم خیلی باحاله

27:07.826 --> 27:09.910
‫جلاد؟ جلاد؟

27:11.413 --> 27:14.873
‫جلاد...

27:18.753 --> 27:20.797
‫دختر تازه‌وارده رو نگاه کنین

27:26.428 --> 27:28.221
‫خانم جلاد

27:30.849 --> 27:32.433
‫سلام خوشگل‌خانوم

27:37.105 --> 27:38.105
‫جلاد

27:38.773 --> 27:40.566
‫جلاد! منم، مگپای

27:40.567 --> 27:42.569
‫بیا برات جا گرفتم

27:48.950 --> 27:51.494
‫دکتر وی میگه باید رفیق پیدا کنم

27:52.287 --> 27:54.497
‫بعضی‌وقتا این کار برام سختـه

27:55.540 --> 27:57.000
‫ولی دارم پیشرفت می‌کنم

27:59.627 --> 28:01.171
‫آب‌نبات!

28:02.380 --> 28:03.255
‫

28:03.256 --> 28:04.256
‫چیه اون؟

28:09.345 --> 28:11.890
‫فقط وقتی دختر خوبی باشی بهت میدن

28:17.914 --> 28:24.914
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

28:31.910 --> 28:34.704
‫اون چرا...
‫نباید به اون زنجیر بسته باشن؟

28:40.168 --> 28:41.753
‫هی. هی...

28:41.878 --> 28:45.382
‫خدایا!
‫تو هم اینو می‌بینی؟ رنگ‌های مختلف رو؟

28:46.216 --> 28:47.800
‫چه پُر زرق و برقـه

28:47.801 --> 28:51.054
‫ببخشید، ایشون...
‫ایشون زنجیر نداره

28:54.641 --> 28:57.394
‫تو اون دخترا رو کُشتی

28:58.186 --> 29:01.398
‫دخترا. دخترا. دخترا

29:04.567 --> 29:05.902
‫من کسی رو نکشتم

29:06.027 --> 29:07.320
‫داری دروغ میگی

29:09.072 --> 29:12.866
‫داره دروغ میگه!
‫دروغ میگه. دروغگو. دروغگو

29:22.377 --> 29:26.256
‫تو اونا رو کشتی!
‫بگو! اعتراف کن!

29:52.532 --> 29:53.991
‫حال‌تون چطوره؟

29:53.992 --> 29:57.370
‫شنیدم امروز تو سالن غذاخوری
‫یه حادثه‌ای براتون پیش اومده

29:58.079 --> 30:00.080
‫یه خانمی مثل سگ منو کتک زد

30:00.081 --> 30:01.958
‫درحالی‌که همه دور و بریا داشتن تماشا می‌کردن

30:02.083 --> 30:05.002
‫پس آره، حادثه برام پیش اومد.
‫آره

30:05.003 --> 30:06.546
‫از بابت این اتفاق متأسفم

30:08.131 --> 30:11.009
‫چرا به دست و پاش زنجیر نبود؟

30:11.634 --> 30:12.761
‫نمی‌دونم

30:13.636 --> 30:14.804
‫دارن بررسی می‌کنن

30:16.431 --> 30:18.475
‫کسی عمداً اونو آزاد کرد؟

30:18.600 --> 30:19.851
‫شما این‌طور فکر می‌کنید؟

30:20.310 --> 30:22.145
‫که اون حمله هماهنگ‌شده بوده؟

30:25.273 --> 30:27.984
‫- می‌دونم داری چی‌کار می‌کنی
‫- چی‌کار؟

30:28.109 --> 30:30.987
‫داری حرفامـو می‌پیچونی
‫که منو شکاک جلوه بدی

30:31.571 --> 30:32.697
‫ولی تو اونجا نبودی

30:32.822 --> 30:35.158
‫حتماً یه نفر اونو آزاد کرده بود

30:39.537 --> 30:41.498
‫می‌بینم که قبلاً سابقۀ روان‌کاوی داشتین

30:41.623 --> 30:43.541
‫با «دکتر شاو»

30:44.709 --> 30:45.835
‫بعد از فوت مادرتون

30:50.256 --> 30:53.343
‫مرگ والدین تجربۀ آسیب‌زایی هست،

30:53.468 --> 30:55.094
‫و غیر عادی نیست که

30:55.095 --> 30:58.348
‫اون حس سوگواری تبدیل به عصبانیت

30:59.182 --> 31:00.182
‫یا حتی اعمال خشونت، بشه

31:00.308 --> 31:04.020
‫صرفاً ناراحت بودن هم غیر عادی نیست

31:04.479 --> 31:05.479
‫درسته؟

31:06.481 --> 31:07.857
‫من اون زن‌ها رو نکشتم

31:09.150 --> 31:10.902
‫امکان نداره همچین کاری انجام بدم

31:13.029 --> 31:14.197
‫من الان اینجام

31:14.906 --> 31:19.910
‫چون پدرم می‌خواد منو ساکت نگه داره

31:19.911 --> 31:21.829
‫و خانواده‌ام هم هرکاری اون بگه
‫انجام میدن

31:21.830 --> 31:23.540
‫پس منظورتون اینه که پدرتون

31:24.416 --> 31:25.917
‫برای شما پاپوش دوخته؟

31:28.795 --> 31:30.046
‫حرفمـو باور نمی‌کنی

31:30.755 --> 31:31.881
‫من همچین حرفی نزدم

31:32.549 --> 31:33.925
‫مشخصه

31:37.011 --> 31:39.097
‫نمی‌دونم چطور می‌تونم
‫بهت ثابت کنم روانی نیستم

31:39.222 --> 31:41.558
‫وقتی خودت از قبل
‫این قضاوت رو درباره‌ام کردی

31:42.851 --> 31:44.227
‫من اینجام که بهت کمک کنم، سوفیا

31:45.770 --> 31:47.397
‫هیچ قصد و غرض دیگه‌ای هم ندارم

32:05.874 --> 32:06.874
‫راه برو!

32:32.609 --> 32:35.320
‫گور بابات، سلیطه! سلیطه! سلیطه!

32:36.946 --> 32:39.031
‫بیا نزدیک‌تر که دهنتو جر وا جر کنم

32:39.032 --> 32:40.784
‫جر وا جر. جر وا جر. جر وا جر

32:42.660 --> 32:44.662
‫یالا، امتحانش مجانیـه

32:44.788 --> 32:47.457
‫مجانیه. مجانیه. مجانیه

32:58.343 --> 32:59.803
‫می‌خوای که بهش آسیب بزنم

33:00.470 --> 33:01.595
‫مگه نه؟

33:01.596 --> 33:05.220
‫که چی؟ ثابت کنید من یه قاتلم؟
‫همینه؟

33:05.245 --> 33:08.540
‫تو کشتی‌شون.
‫بگو! بگو! بگو!

33:10.647 --> 33:11.648
‫این کارِ پدرمه

33:11.773 --> 33:14.526
‫تو... تو برای اون کار می‌کنی

33:23.952 --> 33:24.952
‫تمومش کن

33:25.704 --> 33:27.163
‫خواهش می‌کنم. تمومش کن

33:27.288 --> 33:28.288
‫تموم کن

33:28.998 --> 33:30.208
‫تموم کن

33:31.668 --> 33:33.252
‫تموم کن!

33:33.253 --> 33:34.671
‫تموم کن! تموم کن!

33:37.360 --> 33:38.400
‫وایسا! وایسا!

33:38.425 --> 33:40.260
‫چه اتفاقی افتاد؟

33:43.638 --> 33:45.014
‫دارید چی‌کار می‌کنید؟

33:45.682 --> 33:47.599
‫نه نه. اون چیه؟

33:48.771 --> 33:49.476
‫آماده‌ست

33:49.477 --> 33:52.021
‫حق ندارید این کارو بکنید.
‫من هیچ کار اشتباهی نکردم

33:52.147 --> 33:55.525
‫این یک مجازات نیست.
‫تو پریشون شدی، گیج شدی

33:56.151 --> 33:57.735
‫این بهت کمک می‌کنه
‫دوباره مثل قبلت بشی

33:57.736 --> 33:59.404
‫- وایسا. صبر کن
‫- کامل باز کن

33:59.529 --> 34:00.612
‫نه!

34:00.613 --> 34:02.574
‫باز کن!

34:16.671 --> 34:18.172
‫ای وای

34:20.008 --> 34:21.051
‫جلاد؟

34:22.218 --> 34:23.303
‫حالت خوبه؟

34:40.904 --> 34:41.905
‫چی؟

34:46.785 --> 34:48.787
‫چرا دارید این‌کارا رو می‌کنید؟

34:49.419 --> 34:51.796
‫من بی‌گناهم. بی‌گناهم

35:10.725 --> 35:12.018
‫من کسی رو نکشتم!

35:13.603 --> 35:15.146
‫نکن! وایسا!

35:15.271 --> 35:17.023
‫تو رو خدا!

35:17.816 --> 35:19.484
‫اگه واقعیت رو بگه، چی؟

35:21.111 --> 35:22.654
‫حواستو جمع کن، دکتر

36:10.118 --> 36:11.410
‫مامان؟

36:26.801 --> 36:27.886
‫سوفیا

36:28.470 --> 36:29.470
‫ملاقاتی داری

36:32.929 --> 36:34.147
‫برو

36:40.815 --> 36:42.692
‫- آلبرتو
‫- سوفیا

36:47.155 --> 36:49.615
‫- سوفیا
‫- چیه؟

36:49.616 --> 36:51.868
‫ریدم توش!
‫واقعاً شرمنده‌ام

36:53.161 --> 36:54.537
‫برات دادگاه برگزار نمی‌شه

36:55.705 --> 36:57.164
‫هیچکس قرار نیست دفاعیه‌ات رو بشنوه

36:57.165 --> 37:00.000
‫دکترت مدعی شده که
‫تو شرایط شرکت در دادگاه رو نداری

37:00.001 --> 37:01.294
‫دکتر راش؟

37:01.878 --> 37:03.504
‫اون همچین کاری نمی‌کنه

37:03.505 --> 37:06.716
‫رئیس آرکهام بوده.
‫یه یارویی به اسم ونتریس

37:07.425 --> 37:10.470
‫گزارش رو اون نوشته،
‫و قاضی هم تأییدش کرده. تموم‌شده‌ست

37:12.013 --> 37:13.013
‫ولی این...

37:14.682 --> 37:15.682
‫نمی‌شه...

37:16.393 --> 37:18.144
‫من شش ماه حبسم رو کشیدم

37:19.604 --> 37:21.814
‫حقمـه به دادگاه برم. من...

37:21.815 --> 37:24.067
‫من.. یه حق و حقوقی دارم

37:24.192 --> 37:25.235
‫این زندگیمـه

37:25.360 --> 37:26.819
‫دادخواست فرجام‌خواهی می‌دیم

37:26.820 --> 37:29.322
‫یا.. تلاش می‌کنیم
‫یه ارزیابی روانی جدید انجام بدن

37:29.906 --> 37:32.366
‫نمی‌دونم. بهم بگو چی‌کار کنم،
‫هرکاری باشه می‌کنم

37:32.367 --> 37:33.576
‫- تمومه
‫- نه

37:35.203 --> 37:36.746
‫سوفیا...

37:37.414 --> 37:40.417
‫سوفیا نه، نکن. این‌جوری نکن.
‫جونِ من

37:40.917 --> 37:43.920
‫می‌دونم وضعیت ناجوریه
‫ولی باید به جنگیدن ادامه بدی

37:44.838 --> 37:46.256
‫من تسلیم نمی‌شم

37:48.925 --> 37:51.469
‫به خدا قسم که یه روز
‫تو رو از اینجا بیرون میارم

37:52.929 --> 37:53.929
‫سوفیا

37:55.890 --> 37:57.517
‫سوفیا!

37:59.436 --> 38:00.603
‫سوفیا!

38:10.238 --> 38:13.199
‫سوفیا. من نمی‌دونستم ونتریس
‫می‌خواست اون گزارش رو بنویسه

38:13.783 --> 38:14.993
‫سعی کردم جلوشـو بگیرم

38:17.954 --> 38:18.954
‫معذرت می‌خوام

38:20.123 --> 38:21.123
‫چطور پیش رفت؟

38:23.293 --> 38:25.545
‫ای وای. خوب نبود؟

38:26.588 --> 38:29.674
‫خب لااقل الان می‌تونیم دوست بمونیم

38:30.759 --> 38:33.218
‫بهترین‌دوستِ همدیگه

38:33.219 --> 38:36.263
‫و می‌تونم باغ رو بهت نشون بدم

38:36.264 --> 38:38.932
‫البته گل و گیاه توش نداره.
‫بیشتر یه جور حیاطـه

38:38.933 --> 38:41.686
‫همیشه اونجا دنبال پرنده می‌گردم،
‫ولی تا حالا چیزی ندیدم

38:43.104 --> 38:45.356
‫عه! اون الان بهت آب‌نبات میده

38:46.316 --> 38:47.316
‫چی؟

38:47.817 --> 38:50.361
‫دیگه نیازی نیست به دکتر وی دروغ بگی

38:51.196 --> 38:52.946
‫می‌تونی واقعیت رو بهش بگی

38:52.947 --> 38:54.991
‫الان اونو بهت میده

38:55.492 --> 38:57.327
‫تو هم واسه اون کار می‌کنی؟

38:59.162 --> 39:01.164
‫داشتی جاسوسیِ منو می‌کردی؟

39:01.748 --> 39:02.748
‫نه

39:02.832 --> 39:04.834
‫واسه همین داره بهت مواد میده؟

39:05.543 --> 39:07.504
‫که آمارِ منو در بیاری؟

39:07.629 --> 39:10.048
‫پرت و پلا نگو. من دوستتم!

39:10.840 --> 39:13.384
‫تازه کلی هم قراره با هم خوش بگذرونیم

39:13.385 --> 39:16.470
‫می‌تونیم مناسبت‌ها و تولدها
‫رو باهم جشن بگیریم

39:16.471 --> 39:19.139
‫تولد من فوریه‌ست،
‫صور فلکی‌ام هم «برج دلو»ـه

39:23.019 --> 39:24.687
‫وایسا. وایسا!

39:39.327 --> 39:41.621
‫بهتون گفته بودم که بی‌گناهم لعنتیا

39:53.883 --> 39:54.883
‫سوفیا؟

39:57.554 --> 39:58.596
‫سوفیا؟

40:11.276 --> 40:12.610
‫خدا رو شکر که خوبی

40:19.075 --> 40:20.243
‫خوشحالم که بهم زنگ زدی

40:24.873 --> 40:26.040
‫عجله نکن

40:30.587 --> 40:32.172
‫میرم یه چیزی بیارم بخوری

40:33.631 --> 40:35.632
‫اگه خواستی خودتو تر و تمیز کنی،
‫یه حوله

40:35.633 --> 40:38.094
‫و یه دست لباس نو
‫توی حمام طبقۀ بالا هست

40:44.517 --> 40:46.019
‫صبحونه الان حاضر میشه

41:19.302 --> 41:20.303
‫چه حس و حالی داری؟

41:24.766 --> 41:25.975
‫حسِ احمق‌ها رو

41:29.104 --> 41:30.104
‫من به اون اعتماد کردم...

41:30.772 --> 41:33.149
‫وقتی که تمام سلول‌های بدنم
‫خلافش رو بهم می‌گفتن

41:35.068 --> 41:37.237
‫باید همون موقع که فرصتش رو داشتم می‌کشتمش

41:37.987 --> 41:39.196
‫سوفیا...

41:39.197 --> 41:40.697
‫الان حتی نمی‌دونم آز کدوم گوریـه

41:40.698 --> 41:43.159
‫نه متحدی دارم، نه منابع و امکاناتی،

41:43.284 --> 41:46.148
‫و اگه تا فردا سوار یه هواپیما
‫به مقصد سیسیلی نشم...

41:46.594 --> 41:49.263
‫عمو لوکام...

41:51.167 --> 41:52.335
‫خب...

41:55.338 --> 41:56.506
‫شاید بهتر باشه بری

42:00.468 --> 42:01.720
‫نه برای خونواده‌ات

42:02.178 --> 42:03.179
‫به‌خاطر خودت

42:04.139 --> 42:06.516
‫سوفیا، تو فقط چند هفته‌ست که
‫از آرکهام آزاد شدی

42:07.642 --> 42:09.269
‫تو لیاقتِ یه شروع دوباره رو داری،

42:09.894 --> 42:11.271
‫فرصتی برای بهبودی

42:11.813 --> 42:12.939
‫چرا داری این‌کارو می‌کنی؟

42:13.898 --> 42:15.024
‫چی می‌خوای؟

42:15.567 --> 42:16.567
‫می‌خوام به تو کمک کنم

42:17.068 --> 42:18.068
‫

42:18.570 --> 42:19.696
‫و حالم بهتر شه...

42:19.821 --> 42:21.947
‫یا که عذاب‌وجدانم کمتر شه
‫به‌خاطر بلایی که سر تو اومد

42:22.386 --> 42:23.762
‫تو استعفا دادی

42:24.659 --> 42:25.492
‫منو ول کردی رفتی

42:25.493 --> 42:26.971
‫من رفتم چون مجبور بودم،

42:27.203 --> 42:28.204
‫چون‌که می‌تونستم

42:29.330 --> 42:30.707
‫می‌دونم که تو این حق انتخاب رو نداشتی،

42:30.832 --> 42:32.144
‫ولی الان اینجا کنارتم

42:33.877 --> 42:35.917
‫پیش من نیازی نیست وانمود کنی

42:37.172 --> 42:39.549
‫دلت برای حال و هوای آرکهام تنگ شده، نه؟

42:41.259 --> 42:42.427
‫شب سختی داشتی

42:44.763 --> 42:46.306
‫سلطه‌ای که داشتی...

42:47.265 --> 42:48.308
‫با درمان من،

42:49.559 --> 42:51.311
‫و بازپروری‌ام

42:52.145 --> 42:53.878
‫من به آلبرتو کمک کردم
‫از اونجا درت بیاره

42:55.565 --> 42:56.733
‫و حالا من اینجام...

42:58.234 --> 42:59.652
‫و لباسای تو رو پوشیدم

43:00.862 --> 43:03.156
‫می‌دونی که فراموش نکردم؟

43:04.662 --> 43:06.121
‫که چطوری نگاهم می‌کردی

43:08.036 --> 43:09.245
‫با کنجکاویِ شدید

43:11.915 --> 43:13.249
‫چه حسی داشت؟

43:13.833 --> 43:17.128
‫تماشای فروپاشی و از دست دادن کنترلِ یه آدم؟

43:18.421 --> 43:20.965
‫و الان داری به‌عنوان مجازات
‫خودتو بی‌حس می‌کنی

43:22.967 --> 43:24.094
‫پرت و پلائه

43:26.888 --> 43:28.640
‫پدرم می‌گفت من مریضم

43:31.309 --> 43:32.602
‫و همین‌طور دکتر ونتریس

43:34.229 --> 43:35.939
‫و همین‌طور دکتر بعد از اون

43:37.607 --> 43:39.275
‫و همین‌طور دکتر بعدترش

43:41.611 --> 43:43.446
‫به مدت ده سال،

43:44.572 --> 43:47.367
‫مَردها به من دروغ گفتن

43:49.452 --> 43:50.620
‫و بعد برگشتم به خونه،

43:51.788 --> 43:52.956
‫و دوباره همون آش و همون کاسه

43:56.126 --> 43:57.460
‫اونا خیال می‌کنن من فروپاشیده‌ام

43:59.504 --> 44:00.630
‫من فرو نپاشیده‌ام

44:03.466 --> 44:05.051
‫اونی که مریضـه من نیستم

44:08.430 --> 44:09.639
‫تو هم نیستی

44:14.144 --> 44:15.478
‫این دنیاست که بیماره

44:25.813 --> 44:27.190
‫راست میگی

44:27.905 --> 44:29.364
‫من لیاقت یه شروع دوباره رو دارم

44:35.957 --> 44:37.291
‫پنیر می‌خوام اتفاقاً

44:37.292 --> 44:39.002
‫ببین ولش کن. پنیر نمی‌خوام

44:39.127 --> 44:40.253
‫پیش خودت بمونه

45:25.423 --> 45:27.007
‫معلومه داری چه غلطی می‌کنی؟

45:27.008 --> 45:28.718
‫از عمو لوکا حمایت می‌کنم

45:29.552 --> 45:30.719
‫مثل خودت

45:30.720 --> 45:32.055
‫کله‌گنجشکی رو میدی بهم؟

45:41.898 --> 45:45.402
‫دوست دارم از همه‌تون قدردانی کنم

45:45.527 --> 45:47.570
‫تنش بسیار بالاست،

45:47.695 --> 45:50.782
‫و ای کاش که تحت شرایط متفاوتی
‫دور هم جمع شده بودیم

45:50.907 --> 45:54.535
‫اما خانوادۀ ما قبلاً هم
‫از پس طوفان‌ها بر اومده،

45:54.536 --> 45:56.788
‫و این فقط قوی‌ترمون کرده

45:57.580 --> 45:59.164
‫جیا. جیا...

45:59.165 --> 46:00.417
‫اما اینجا، این خونه،

46:00.542 --> 46:03.586
‫ماها،
‫ما پناهِ همدیگه‌ایم

46:03.712 --> 46:07.424
‫که حتی در تاریک‌ترین لحظات‌مون
‫می‌تونیم شادی و آرامش پیدا کنیم

46:08.049 --> 46:11.176
‫برادرم همیشه می‌گفت قدرت واقعی در...

46:15.140 --> 46:16.974
‫ببخشید. من اهل نطق‌کردن نیستم،

46:16.975 --> 46:18.685
‫ولی دوست داشتم چند کلمه‌ای صحبت کنم

46:19.144 --> 46:21.729
‫شما که مشکلی نداری، عمو لوکا؟

46:29.446 --> 46:30.446
‫عجب...

46:32.532 --> 46:33.867
‫نگاشون کن

46:34.409 --> 46:36.129
‫فکر کنم آخرین باری که همه دور هم جمع شدیم

46:36.244 --> 46:39.164
‫تولد پدرم بود، ده سال پیش

46:39.789 --> 46:41.624
‫مطمئنم همه‌تون اون شب رو
‫خوب به یاد دارید

46:44.085 --> 46:45.336
‫من که خوب یادمه

46:45.462 --> 46:47.046
‫بیا بریم. وقت خوابتـه

46:47.047 --> 46:48.965
‫ولی بابایی گفت کیک هم داریم

46:49.090 --> 46:50.300
‫بگیر بشین، کارلا

46:56.347 --> 46:58.475
‫جیا، برو برای خواب آماده شو، باشه؟

47:03.730 --> 47:04.814
‫همون‌طور که می‌دونید،

47:07.108 --> 47:09.652
‫من رو به زور کردن توی
‫بیمارستان دولتی آرکهام...

47:09.778 --> 47:11.070
‫به مدت ده سال...

47:12.280 --> 47:15.909
‫و به قتل هفت‌تا زن محکومم کردن

47:17.619 --> 47:18.828
‫سامر گلیسن،

47:19.496 --> 47:20.997
‫تیلور مونتگومری،

47:21.122 --> 47:22.832
‫یولاندا جونز،

47:22.957 --> 47:24.375
‫نانسی هافمن،

47:24.376 --> 47:26.002
‫سوزانا ویکلی،

47:26.628 --> 47:28.213
‫دِوری بلیک،

47:28.338 --> 47:29.839
‫و تریشا بکر

47:30.840 --> 47:32.509
‫لیاقتشو دارن ازشون اسم برده بشه

47:34.302 --> 47:36.470
‫قربانی‌ها خیلی زود فراموش می‌شن

47:36.854 --> 47:38.314
‫مگه نه؟

47:38.515 --> 47:41.767
‫قصه‌های ما... به ندرت بازگو میشه

47:41.768 --> 47:44.562
‫باشه، خیله‌خب، فکر کنم دیگه...

47:46.731 --> 47:47.731
‫جان؟

47:48.191 --> 47:49.191
‫هان؟

47:52.904 --> 47:55.031
‫زمان زیادی داشتم که به این موضوع فکر کنم

47:56.866 --> 47:58.201
‫و باید اقرار کنم که...

48:00.495 --> 48:02.580
‫جداً غافلگیر شدم

48:03.331 --> 48:06.083
‫از این‌که چند نفر از شماها نامه نوشتید

48:06.084 --> 48:08.420
‫که به قاضی بگید من مریض روانی بودم،

48:08.920 --> 48:10.296
‫مثل مادرم

48:10.964 --> 48:13.049
‫البته نه که اون قاضی
‫هیچ نیازی به متقاعد شدن داشت

48:13.174 --> 48:14.759
‫بابام دَمش رو دیده بود

48:15.260 --> 48:17.971
‫بهرحال، من به شما اعتماد داشتم

48:21.641 --> 48:22.767
‫دوست‌تون داشتم

48:25.103 --> 48:28.898
‫و بااین‌حال حتی یه نفرتون...

48:29.023 --> 48:31.568
‫تلاش نکرد به من کمک کنه

48:33.403 --> 48:35.238
‫به غیر از برادرم،

48:36.072 --> 48:38.742
‫مردی که همگی اومدید اینجا
‫تا براش سوگواری کنید

48:39.951 --> 48:43.747
‫و می‌دونید،
‫چیزی که تو کونم نمیره

48:43.872 --> 48:46.416
‫اینه که برخلاف تک‌تک شماها...

48:48.418 --> 48:49.961
‫من بی‌گناه بودم

48:50.754 --> 48:52.756
‫آخه...

48:53.715 --> 48:56.441
‫خدای من، میلوس بیشتر از من آدم کشته
‫[معنی دوم: از من پارتنر جنسی بیشتری داشته]

48:56.813 --> 48:58.106
‫سوفیا!

49:02.223 --> 49:04.768
‫می‌دونم همه‌تون دارید
‫برای رفتن من لحظه‌شماری می‌کنید

49:07.353 --> 49:09.314
‫همه‌تون رُک گفتین

49:13.109 --> 49:15.403
‫واقعاً کاش اوضاع جور دیگه‌ای بود

49:16.780 --> 49:18.198
‫اما می‌فهمم

49:21.951 --> 49:24.287
‫من دیگه جایی تو این خانواده ندارم

49:26.122 --> 49:28.541
‫پس، می‌خوام از فردا زندگی جدیدی رو شروع کنم

49:29.542 --> 49:30.710
‫برای اولین باره که

49:31.461 --> 49:32.670
‫واقعاً امید دارم

49:37.634 --> 49:39.803
‫به‌سلامتی شروعی تازه

49:41.846 --> 49:42.889
‫سلامتی

50:38.653 --> 50:40.613
‫آماده‌ای بریم کیک بخوریم؟

50:41.948 --> 50:44.367
‫یه تیکۀ خوبش رو برات جدا کردم

50:44.492 --> 50:45.909
‫شکلات اضافه داره،

50:45.910 --> 50:48.204
‫با کلی مخلفات

50:50.040 --> 50:51.040
‫ولی...

50:52.000 --> 50:54.044
‫باید تو گلخونه بریم بخوریم

50:54.169 --> 50:55.378
‫به مامانم بگیم؟

50:55.503 --> 50:57.714
‫نه.
‫نمی‌خواد اونو بیدارش کنیم

50:58.757 --> 51:00.967
‫یه راز بین خودمون می‌مونه، باشه؟

51:04.471 --> 51:06.013
‫بازم می‌خوری؟

51:06.014 --> 51:07.724
‫من بهتره برم بخوابم

51:10.769 --> 51:15.482
‫می‌دونستی که من و داداشم
‫وقتی کوچیک بودیم

51:16.066 --> 51:17.659
‫میومدیم اینجا می‌خوابیدیم

51:18.693 --> 51:21.653
‫خودمون رو پتو پیچ می‌کردیم،

51:21.654 --> 51:25.241
‫و وانمود می‌کردیم که اینجا یه جنگلـه

51:28.078 --> 51:29.913
‫نظرت چیه امشب اینجا بخوابیم؟

51:30.497 --> 51:31.998
‫خوش می‌گذره ها، نه؟

51:37.212 --> 51:39.838
‫مامانم بهم گفته با تو حرف نزنم

51:39.839 --> 51:42.175
‫گفت تو کارهای بدی کردی

51:43.134 --> 51:44.344
‫اون راست میگه

51:46.096 --> 51:48.098
‫من واقعاً کارهای بدی کردم

51:48.765 --> 51:49.765
‫چرا؟

51:50.934 --> 51:54.686
‫خب، پدرم منو توی یه سیاه‌چاله حبس کرد

51:54.687 --> 51:58.315
‫در کنار یه مشت هیولای وحشتناک و...

51:58.316 --> 52:01.611
‫منم مجبور شدم برای زنده‌موندن
‫باهاشون بجنگم

52:04.906 --> 52:06.616
‫منو هم قراره زندانی کنن؟

52:06.741 --> 52:09.619
‫نه نه نه.
‫تو نمی‌خواد نگران این موضوع باشی

52:10.954 --> 52:12.038
‫من هرکاری بتونم می‌کنم

52:12.580 --> 52:14.958
‫که تو هرگز مجبور نشی
‫با هیچ هیولایی بجنگی

52:15.500 --> 52:16.668
‫باشه؟

52:18.586 --> 52:19.963
‫حالا بگیر بخواب

52:45.238 --> 52:46.698
‫تو بخواب

52:47.282 --> 52:48.658
‫من الان برمی‌گردم

53:14.350 --> 53:18.437
♪ Frank Sinatra – So Long, My Love ♪

55:29.903 --> 55:31.569
‫پاشو یه شلوار پات کن، جانی

55:32.822 --> 55:34.032
‫باید صحبت کنیم

55:34.861 --> 55:54.861
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
