WEBVTT

00:06.000 --> 00:17.000
[:: فیلمولوژی با افتخار تقدیم میکند ::]
[ filmology.cc ]

00:17.024 --> 00:24.024
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

00:29.221 --> 00:32.461
اگر قرار بود لندن
برای من شروعی تازه باشه

00:32.461 --> 00:35.101
…باید تمام فکر و خیالم درباره شعر

00:36.061 --> 00:37.821
.و عشق رو کنار می‌ذاشتم

00:40.901 --> 00:44.181
مادر درباره کثیفی، بیماری و ناامیدی
،اینجا بهم هشدار داده بود

00:44.181 --> 00:46.061
اما از این‌همه آدم‌های جورواجور

00:47.341 --> 00:51.141
.چیزی به من نگفته بود

00:52.621 --> 00:55.261
و گم‌بودن در شلوغی شهر
.که خیلی به کارم میومد

00:56.501 --> 00:59.501
عادت کرده بودم در پارک‌های زیبای
.شهر قدم بزنم

01:01.021 --> 01:03.541
به نظر می‌رسید همه‌ چیزِِ زندگی
…در لندن جمع شده

01:05.341 --> 01:07.821
و اینجا
.می‌تونستم هر کسی که می‌خوام باشم

01:14.701 --> 01:17.461
حتماً در این شهر بزرگ و الهام‌بخش
چیزی پیدا می‌کردم

01:17.461 --> 01:20.221
.که بتونم در اون موفق بشم

01:23.261 --> 01:25.461
حالا، کجا گذاشتمش؟ -
از کجا باید بدونم؟ -

01:25.461 --> 01:28.141
.آه، یه‌کم دلم رو می‌سوزونه

01:28.141 --> 01:30.541
انگار خودش هم
.با خودش راحت نیست

01:30.541 --> 01:33.781
نگرانم خواهرم
.به مریِ بیچاره لطمه‌ای زده باشه

01:33.781 --> 01:35.181
.نمی‌دونم، شاید

01:35.181 --> 01:38.021
شاید خیلی هم
.برای معلم خصوصی خونگی بودن ساخته نشده

01:38.021 --> 01:42.221
تو زندگیش چه کار دیگه‌ای
می‌تونه بکنه؟ همدم مادرش باشه؟

01:42.221 --> 01:44.741
فکر می‌کردم تام
،تونسته از لاکش بیرونش بیاره

01:44.741 --> 01:46.541
.چون خیلی مرد خوش قلبیه

01:46.541 --> 01:49.901
و اون شب به نظر می‌رسید
.با اّن بَکستر هم خوب کنار اومده

01:49.901 --> 01:51.381
.ولی خیلی اعتمادبه‌نفسش پایینه

01:51.381 --> 01:52.581
آره

01:52.581 --> 01:55.261
حتما بزرگ شدن زیر سایه‌ی خواهراش
.براش آسون نبوده

01:56.501 --> 01:59.261
پیداش کردم -
آره. همینه -

01:59.261 --> 02:01.141
.خوشحالم که اینجا پیش ماست

02:01.141 --> 02:03.501
.ذهن کنجکاو و جالبی داره

02:07.301 --> 02:08.701
دوشیزه بنت

02:10.061 --> 02:11.221
.آقای هیوارد

02:12.701 --> 02:13.901
حال‌تون چطوره؟

02:13.901 --> 02:16.341
بی‌صبرانه می‌خوام بدونم
.با شعرها به کجا رسیدین

02:16.341 --> 02:19.701
خب راستش فکر نمی‌کنم ذهنم اون‌قدر آماده باشه

02:19.701 --> 02:20.981
.که کامل درکشون کنم

02:20.981 --> 02:24.021
هی امید دارم آقای کولریج
،منظورش رو… واضح توضیح بده

02:24.021 --> 02:27.221
یا آقای وردزورث وا… واقعاً
،بگه منظورش چیه

02:27.221 --> 02:30.301
ولی به نظر می‌رسه
.دوست دارن که رازهاشونو مخفی نگه‌دارن

02:31.541 --> 02:33.901
…خب، خودتون رو سرزنش نکنین. من فکر می‌کنم

02:33.901 --> 02:36.461
فکر می‌کنم بعضی شاعرها
.عمداً سخت‌فهم می‌نویسن

02:45.821 --> 02:48.661
دوشیزه بنت بابت پدرتون
.واقعاً متأسفم

02:49.901 --> 02:52.781
اومدن به شهر
،بدون خانواده‌تون

02:52.781 --> 02:55.541
بدون این‌که مادرتون رو داشته باشین
…که باهاش درد دل کنین، یا خواهرا

02:55.541 --> 02:56.861
.اوه، نبودنش نعمته

02:56.861 --> 02:59.341
راستش، نبودن
.همه‌شون برام آسایشه

03:05.981 --> 03:08.301
متأسفم که حال‌تون
.مثل همیشه نیست

03:10.901 --> 03:12.701
.متأسفانه همین‌طوره

03:12.701 --> 03:15.541
،برخلاف چیزی که فکر می‌کردم
اینجا به این راحتی‌ها

03:15.541 --> 03:16.541
.نمیتونم جای خودم رو پیدا کنم

03:16.541 --> 03:17.981
ببخشید، عذر می‌خوام

03:17.981 --> 03:21.301
مری، تام. چقدر از دیدن‌تون خوشحالم

03:21.301 --> 03:24.181
،آروم‌تر عزیزم
،وگرنه بچه‌ها رو می‌کشونی اینجا

03:24.181 --> 03:26.341
که فکر کنم دیگه اسم تام براشون معنیِ

03:26.341 --> 03:28.541
یه کیسه‌ی خیلی بزرگ
شیرینی رو داشته باشه!

03:28.541 --> 03:29.701
ببخشید

03:29.701 --> 03:31.581
ببخشید

03:53.701 --> 03:56.421
،مری عزیزم
فکر می‌کنم نامه‌هات

03:56.421 --> 03:59.821
.به دستم نرسیدن

03:59.821 --> 04:02.101
اصلاً
.ازت خبری ندارم

04:04.541 --> 04:06.861
چطور از پسِ وظایفت برمیای؟

04:06.861 --> 04:10.741
،هیچ‌وقت با بچه‌ها خوب نبودی
!حتی وقتی خودت بچه بودی

04:12.541 --> 04:15.621
،ممکنه ازت بخوام برگردی پمبرلی

04:15.621 --> 04:17.781
جایی که تابستون رو
.اونجا می‌گذرونم

04:20.381 --> 04:22.821
لیزی می‌خواد تو رو ببینه

04:22.821 --> 04:27.661
،اما از همه مهم‌تر
توله‌سگ جدیدم کمی مضطربه

04:27.661 --> 04:29.901
و تقریباً
همیشه به هم‌صحبتی نیاز داره.

04:34.181 --> 04:37.821
اومده بودم لندن
.تا دنیای بیرون از خانواده‌ام رو ببینم

04:37.821 --> 04:39.181
…و همین

04:39.181 --> 04:41.141
دقیقاً همون کاریه
.که قراره بکنم

04:45.901 --> 04:48.781
اوه، مری. داری نقاشی می‌کشی

04:48.781 --> 04:50.021
.برای آموزش بچه‌هاست

04:50.021 --> 04:52.861
اوه، چه عالی که
.قوه‌ی تخیلت به کار افتاده

04:56.701 --> 04:58.381
.افتضاحه

04:58.381 --> 05:00.901
…نه، نه، این

05:00.901 --> 05:02.301
.خیلی مرتب و تمیزه

05:03.821 --> 05:05.621
نامه‌ی مادرت رو دیدی؟

05:07.341 --> 05:08.701
حال‌ش چطوره؟

05:08.701 --> 05:11.381
بین چند تا شکایت
،از نمِ هوا

05:11.381 --> 05:12.981
،گرده‌های بی‌موقع

05:12.981 --> 05:16.461
و یک برخورد ناخوشایند
،با یک مفازه‌دار بی‌ادب

05:16.461 --> 05:18.021
.تا جایی که فهمیدم، خوبه، بله

05:18.021 --> 05:20.661
.راستش، فکر می‌کنم از این جور مسائل لذت می‌بره

05:20.661 --> 05:22.421
.باعث می‌شه احساس سرزندگی کنه

05:24.061 --> 05:26.981
،حالا که صحبتش شد

05:26.981 --> 05:29.501
فکر کنم این یکی
.برات جالب باشه

05:29.501 --> 05:32.621
تام یه درخواست عجیب
از من و آقای گاردینر کرد

05:32.621 --> 05:35.221
.و تو رو هم دعوت کرد، مری

05:35.221 --> 05:36.501
اوه؟ -
.بله -

05:36.501 --> 05:38.701
.خیلی هم مرموز بود

05:38.701 --> 05:41.461
می‌خواد فردا صبح ببینیمش

05:41.461 --> 05:43.421
می‌گه قصد داره

05:43.421 --> 05:45.461
«پرده‌ی خِرَدگرایی‌مون رو کنار بزنه

05:45.461 --> 05:48.781
و قلب و ذهن‌مون رو تکون بده.»

05:48.781 --> 05:50.141
واقعا؟ -
!بله -

05:50.141 --> 05:51.621
!حالا هرچی که منظورش هست

05:53.781 --> 05:55.381
.من باید روی برنامه‌ی درسیم کار کنم

05:55.381 --> 05:57.581
.مری، باید با ما بیای

05:57.581 --> 05:58.821
به خاطر من؟

05:59.981 --> 06:01.301
.خواهش می‌کنم بهش فکر کن

06:58.301 --> 07:00.261
،آقا و خانم گاردینر

07:00.261 --> 07:02.981
،دوشیزه بنت
.ممنونم که دعوت من رو پذیرفتین

07:02.981 --> 07:05.461
می‌تونیم بدونیم
برای چی اینجاییم؟

07:05.461 --> 07:07.981
با شهر لندن

07:07.981 --> 07:12.021
و خود ویلیام وردزورث دست‌به‌دست هم دادیم
،برای یک صبح شعرخوانی بی‌نظیر

07:12.021 --> 07:13.221
.در یک باغ پنهان

07:13.221 --> 07:15.981
.خدای من
دوشیزه بَکستر هم میاد؟

07:15.981 --> 07:19.141
متاسفانه دوشیزه بَکستر
بهانه‌های جورواجور داره

07:19.141 --> 07:22.021
که خیلی ماهرانه
.برای پیچوندن این جور دورهمی‌ها استفاده می‌کنه

07:22.021 --> 07:24.341
یادم بنداز ازش بپرسم
!این بهونه‌ها رو از کجا میاره

07:24.341 --> 07:28.461
بله، متأسفانه دعاهای من
.برای هوای خوب مستجاب نشد

07:28.461 --> 07:29.861
.اشکالی نداره

07:29.861 --> 07:33.061
با کمی نم‌نم بارون
.که کوتاه نمیایم

07:34.101 --> 07:35.901
!کمی نم‌نم؟

07:38.621 --> 07:39.781
.همین پایین

07:46.061 --> 07:47.821
از این طرف؟ -
.بله -

08:04.941 --> 08:06.781
.جادوییه

08:12.981 --> 08:15.341
.لطفاً این نمایش‌های اضافه رو ببخشید

08:15.341 --> 08:18.541
به دوشیزه بنت
،یک کارِ غیرممکن سپرده بودم

08:18.541 --> 08:23.101
این‌که شعر رو بفهمه بدون این‌که
.واقعاً یاد گرفته باشه چطور… احساسش کنه

08:25.301 --> 08:28.421
،گاهی در مورد شعر

08:28.421 --> 08:32.021
،هر چی بیشتر فکر می‌کنم
.کمتر می‌فهمم

08:38.981 --> 08:42.861
«زمین، چیزی زیباتر از این
:برای نشان دادن ندارد

08:44.741 --> 08:47.861
بی‌روح است کسی که
می‌تواند بی‌تفاوت از کنار آن بگذرد

08:47.861 --> 08:50.941
از چشم‌اندازی که عظمتش چنین دل‌انگیز است

08:52.541 --> 08:55.901
،این شهر اکنون

08:55.901 --> 08:57.661
چون جامه‌ای به تن دارد

08:57.661 --> 09:00.421
،زیباییِ صبح را

09:00.421 --> 09:02.981
،خاموش، برهنه

09:05.341 --> 09:12.101
،کشتی‌ها، برج‌ها، گنبدها
تماشاخانه‌ها و معابد دراز کشیده‌اند

09:12.101 --> 09:15.901
گشوده به دشت‌ها
،و رو به آسمان

09:18.341 --> 09:22.101
،همه در هوایِ بی‌دود
.درخشنده و پرتلألؤ

09:23.301 --> 09:25.941
هرگز آفتاب، چنین زیبا
درآغوش نگرفته بود

09:25.941 --> 09:28.461
،در نخستین شکوهش

09:28.461 --> 09:31.861
دره‌ای، صخره‌ای، یا تپه‌ای را؛

09:31.861 --> 09:36.341
هرگز ندیدم، هرگز احساس نکردم
!آرامشی به این ژرف

09:38.421 --> 09:40.981
،رودخانه
:به میل شیرینِ خودش روان است

09:43.501 --> 09:45.301
!خدای بزرگ

09:45.301 --> 09:47.621
خودِ خانه‌ها انگار در خوابند؛

09:49.621 --> 09:52.781
،و آن قلبِ عظیم
بی‌حرکت آرمیده است!»

10:04.621 --> 10:08.501
.آفرین تام، اجرات واقعاً تأثیرگذار بود

10:08.501 --> 10:11.341
تام، اعتراف می‌کنم
واقعاً با نیروی کلماتت

10:11.341 --> 10:13.221
.من رو به یه دنیای دیگه بردی

10:14.341 --> 10:16.861
!و چه جای قشنگی بود

10:16.861 --> 10:19.341
پیچ گلیسین‌های ما هیچ‌وقت
.این‌طور گل نمی‌دن

10:19.341 --> 10:22.501
بله، استعدادت در کشتنِ گیاه‌هامون
.واقعاً بی‌رقیبه

10:22.501 --> 10:24.861
.بیا بریم یه دوری بزنیم

10:24.861 --> 10:25.901
.حتماً

10:27.661 --> 10:30.861
،خدای من، ادوارد
.این‌جا جادوییه

10:30.861 --> 10:33.621
!مثل یک باغِ مخفی می‌مونه
.بله، همین‌طوره

10:40.621 --> 10:42.501
…خب، دوشیزه بنت

10:45.621 --> 10:46.821
چه احساسی دارید؟

10:46.821 --> 10:48.301
…من

10:49.901 --> 10:52.061
خب

10:52.061 --> 10:54.221
.برای یک‌بار هم که شده، حرفی ندارم

10:54.221 --> 10:55.381
.متاسفم که اینو می‌شنوم

10:55.381 --> 10:57.301
…نه، من

10:57.301 --> 10:58.861
…نه، می‌خوام یچی بگم

11:00.701 --> 11:02.581
...یه چیز الهام‌بخش، ولی

11:04.141 --> 11:05.461
.نمی‌دونم چطور…

11:06.581 --> 11:07.661
…شما این‌همه

11:08.941 --> 11:11.901
…راه‌های مختلف برای بیان احساستون دارید. احساسات من انگار

11:13.381 --> 11:14.581
…یخ‌زده‌ان، یا…

11:16.181 --> 11:17.341
…ضعیفن، یا…

11:19.421 --> 11:20.621
.کاملاً نامفهومه

11:21.781 --> 11:23.061
.نمی‌دونم، دوشیزه بنت

11:24.461 --> 11:25.821
ولی من از کلمات دیگران استفاده می‌کنم

11:25.821 --> 11:29.381
تا چیزهایی رو که نمی‌فهمم
.برای خودم روشن کنم

11:30.781 --> 11:33.981
ولی من… من باور ندارم
.که واقعاً با احساسات شدید غریبه باشید

11:44.101 --> 11:45.701
ببخشید

11:47.061 --> 11:49.781
…ببخشید دوشیزه بنت، من

11:50.901 --> 11:52.341
.فقط یه گلبرگ بود

11:52.341 --> 11:55.141
.آقای هیوارد، من… فکر می‌کنم باید لندن رو ترک کنم

11:57.021 --> 11:59.261
.ولی شما تازه رسیدین

11:59.261 --> 12:02.741
.چیز خاصی نیست. مادرم به یه همدم نیاز داره

12:02.741 --> 12:07.861
متوجهم -
،و خب، احتمالاً به‌زودی خیلی سرتون شلوغ میشه -

12:07.861 --> 12:10.581
…با قرارهای اجتماعی و

12:12.701 --> 12:13.861
.دوشیزه بَکستر…

12:15.541 --> 12:16.701
.درسته

12:16.701 --> 12:18.621
.مطمئنم اصلا متوجه رفتن من نمی‌شید

12:20.821 --> 12:23.141
خب، امیدوار بودم
.این کار حالتون رو بهتر کنه

12:23.141 --> 12:25.181
.بله. واقعاً بهتر کرد

12:25.181 --> 12:26.501
.بله. ممنونم

12:27.741 --> 12:29.101
.هیچ‌وقت فراموشش نمی‌کنم

12:43.861 --> 12:46.781
.من هجدهم به پِمبرلی می‌رم

12:46.781 --> 12:48.421
!اووه! خدای من

12:48.421 --> 12:50.221
.مری، این واقعاً غیرمنتظره هست

12:50.221 --> 12:52.301
خب، مشکلی پیش اومده؟

12:52.301 --> 12:54.341
.مادرم به من احتیاج داره

12:54.341 --> 12:56.101
خواهرم حوصله‌اش سر رفته؟

12:57.301 --> 12:59.341
می‌دونم که اون بیشتر از هر کسی در انگلستان

12:59.341 --> 13:01.541
.به‌خاطر تنهاییش ممکنه نیرو جمع کنه

13:01.541 --> 13:03.101
ولی واقعاً باید قبول کنی؟

13:06.301 --> 13:08.101
.فکر می‌کنم باید این کارو بکنم

13:08.101 --> 13:10.621
.ما واقعاً از حضور شما در اینجا لذت می‌بریم

13:10.621 --> 13:12.941
.بچه‌ها ناراحت می‌شن

13:12.941 --> 13:14.861
.لطف دارید که اینو می‌گید

13:16.901 --> 13:18.181
حقیقت همینه

13:21.661 --> 13:23.261
.باید درس‌های امروز رو برنامه‌ریزی کنم

13:32.141 --> 13:34.341
،مادر عزیزم

13:34.341 --> 13:39.101
گرچه مدتی که در لندن گذراندم
روشنگر و آموزنده بود

13:39.101 --> 13:43.701
اما طبق درخواستتان، برای تابستانی
که در پمبرلی می‌گذرانید

13:43.701 --> 13:45.021
در کنارتان خواهم بود

13:46.781 --> 13:50.501
از سخاوت زن عمو و عمویم
،سپاسگزارم

13:50.501 --> 13:52.221
،اما همان‌طور که به درستی اشاره کردید

13:52.221 --> 13:54.981
.نمی‌خواهم به آن‌ها زحمت بدهم

13:54.981 --> 13:59.061
و البته باعث افتخار خواهد بود

13:59.061 --> 14:00.861
که از توله‌سگ جدیدتان مراقبت کنم.

14:03.000 --> 14:10.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

14:13.901 --> 14:15.581
.روز خوش قربان

14:15.581 --> 14:17.621
…فکر می‌کردم شاید بتونم

14:18.621 --> 14:20.061
بله. همونی که توی ویترین بود؟

14:22.821 --> 14:24.021
.بفرمایید داخل

14:40.101 --> 14:42.461
در قدیم زنی بود
که داخل یک کفش زندگی می‌کرد.

14:46.301 --> 14:48.901
آن‌قدر بچه داشت
.که نمی‌دانست چه کند

14:50.741 --> 14:53.981
«به آن‌ها کمی سوپ داد
،بی‌هیچ نانی

14:53.981 --> 14:56.221
«و همه‌شان را خوب شلاق زد
و فرستادشان بخوابند»

14:57.661 --> 15:00.181
اون شعر خیلی خوب شروع شد

15:00.181 --> 15:02.061
ولی خیلی بد تموم شد

15:02.061 --> 15:04.741
.نظر خوبی بود دوشیزه ماریان

15:04.741 --> 15:08.141
چرا وقتی بچه‌ها زیاد شدن
به‌جای کفش نرفت داخل یه چکمه زندگی کنه؟

15:08.141 --> 15:09.701
.پیشنهاد جالبیه دوشیزه ربکا

15:09.701 --> 15:12.181
انقلاب شکوهمند
تموم شد دیگه دوشیزه بنت؟

15:13.701 --> 15:17.141
این هفته ما خودمون یک شعر
.می‌نویسیم و اجرا می‌کنیم

15:17.141 --> 15:18.421
!آره

15:19.701 --> 15:22.901
،من می‌خوام درباره خودم شعر بگم
.چون خیلی آدم جالبی‌ام

15:24.021 --> 15:25.381
.من درباره تیفوئید می‌گم
[نوعی بیماری]

15:25.381 --> 15:28.061
یا قورباغه‌ها -
چندش -

15:30.301 --> 15:31.981
دوشیزه ماریان؟

15:31.981 --> 15:33.341
!عشق

15:44.301 --> 15:47.941
«چشم، چاره‌ای جز دیدن ندارد

15:47.941 --> 15:51.381
«نمی‌توانیم به گوش دستور سکوت دهیم؛

15:51.381 --> 15:55.301
«بدن ما، هر جا که باشد، احساس می‌کند

15:55.301 --> 15:58.301
«چه بخواهیم چه نخواهیم.»

16:04.821 --> 16:06.781
«یک قورباغه بزرگ سبز

16:06.781 --> 16:08.421
.«روی یک کنده نشسته بود

16:08.421 --> 16:10.541
.«قورباغه کاملاً سیر بود

16:10.541 --> 16:13.421
،«ده تا مگس خورده بود

16:13.421 --> 16:15.021
،«دو تا حلزون

16:15.021 --> 16:16.141
،«یک کرم

16:16.141 --> 16:18.501
«و سه پایِ برگ نیلوفر.»

16:18.501 --> 16:20.861
!آفرین

16:20.861 --> 16:23.101
،دوشیزه بنت

16:23.101 --> 16:26.141
واضحه که شعر امروز صبح
.الهام‌بخشتون بوده

16:26.141 --> 16:27.501
…اوه

16:27.501 --> 16:29.781
…بله بود، من… نه، یعنی

16:29.781 --> 16:31.541
…بله، من… بله

16:31.541 --> 16:34.261
وای نه -
چی شده دوشیزه ربکا؟ -

16:34.261 --> 16:37.261
.من یه وسیله داشتم ولی یادم رفت استفاده کنم

16:40.181 --> 16:42.021
.خب، نگران نباشید

16:42.021 --> 16:46.781
وسیلهٔ صحنه فقط یه کلک ناچیزه
که قدرت کلمات رو کم می‌کنه

16:46.781 --> 16:48.221
.واقعاً همین‌طوره

16:50.901 --> 16:52.181
نفر بعدی کیه؟

16:55.581 --> 16:58.341
.من از ترک لندن غمگین خواهم شد"

16:58.341 --> 17:02.501
این اولین باری بود"
که احساس تعلق کردم.»

17:04.461 --> 17:06.021
!آه، اینجایی

17:06.021 --> 17:10.141
می‌خواستم بابت روز فوق‌العاده امروز
.ازت تشکر کنم

17:10.141 --> 17:13.621
بچه‌ها از رفتنت
.خیلی ناراحت می‌شن

17:13.621 --> 17:16.461
.ماریان داره برات یه کوسن می‌دوزه

17:16.461 --> 17:20.541
،با یک جملهٔ لاتین الهام‌بخش
.فکر می‌کنم

17:20.541 --> 17:23.301
:حمله‌اش اینه
"Mori quam foedari"

17:23.301 --> 17:25.061
".یعنی "مرگ بهتر از ننگه

17:25.061 --> 17:26.941
.عجب! چه هیجان‌انگیز

17:28.661 --> 17:30.261
.ما دلتنگت می‌شیم مری

17:31.341 --> 17:37.301
فکر می‌کنم هردومون می‌دونیم
.من زیاد مناسب شلوغی لندن نیستم

17:37.301 --> 17:39.181
…اوه مری

17:39.181 --> 17:42.501
!تو که اصلاً بهش فرصت ندادی

17:42.501 --> 17:44.741
!همه‌چیز تغییر می‌کنه

17:44.741 --> 17:45.861
…آدم‌ها

17:46.861 --> 17:48.381
…شرایط

17:50.261 --> 17:51.661
.با گذر زمان

17:54.941 --> 17:57.301
ممکنه در همین مورد
چیزی بگم؟

17:59.981 --> 18:03.941
چند روز پیش
.رفتم که یک کلاه بخرم

18:03.941 --> 18:08.421
و اولین مغازه‌ای که رفتم
یه کلاه فوق‌العاده پیدا کردم

18:08.421 --> 18:11.501
آبی شیک. خیلی هم
.بهم میومد، اگه جسارت نباشه

18:12.701 --> 18:14.421
…وقتی خواستم بخرمش

18:17.101 --> 18:20.221
.فهمیدم برای شخص دیگری رزرو شده…

18:20.221 --> 18:21.341
.هوم

18:21.341 --> 18:22.781
رفتم یه مغازه‌ی دیگه

18:22.781 --> 18:26.781
و چهار تا کلاه دیگه پیدا کردم
،که همون‌قدر دوست داشتم

18:26.781 --> 18:28.741
…و در نهایت

18:30.141 --> 18:34.781
به یکی رسیدم با رنگ صورتی کدر
.که حتی بیشتر هم به من میومد

18:38.021 --> 18:39.861
می‌فهمی چی می‌گم؟

18:42.541 --> 18:44.461
رنگ آبی بهت نمیاد؟

18:46.221 --> 18:49.021
نه. می‌گم لندن
.این‌همه انتخاب مختلف داره

18:49.021 --> 18:51.501
!و تعدادش هم زیاده

18:51.501 --> 18:53.981
ممکنه اولین چیزی که می‌بینی
،خوشت بیاد

18:55.021 --> 18:59.101
اما معمولاً چیز هیجان‌انگیزتری
.بعدش پیدا می‌شه

19:00.421 --> 19:03.541
،به‌هرحال
.فقط خواستم همینو بگم

19:03.541 --> 19:06.301
.خب، بله… ممنون که گفتید

19:06.301 --> 19:07.381
…خیلی

19:08.461 --> 19:11.541
.جالب بود -
اوه راستی می‌خواستم بهت بگم -

19:11.541 --> 19:14.861
ما تصمیم گرفتیم فردا
،یک سرگرمی کوچیک برگزار کنیم

19:14.861 --> 19:16.341
.یک شب بازی

19:16.341 --> 19:18.021
.ای وای

19:18.021 --> 19:20.061
چه جور بازی‌ای؟ -
.نه از اونایی که دنبال‌ کردن داره -

19:20.061 --> 19:22.461
.بازی‌های کلامی. معما و از این چیزها

19:22.461 --> 19:24.301
.و همراهان بسیار خوشایند

19:24.301 --> 19:28.181
همراهان آشنا؟ یا آدم‌های جدید؟

19:28.181 --> 19:32.021
.همه جدید. و خیلی هم دوست‌داشتنی

19:32.021 --> 19:34.861
خیلی دوست داریم
.لندن رو با خاطره‌ی خوب ترک کنی

19:36.581 --> 19:39.301
این ممکنه آخرین برنامه‌مون
.قبل از رفتنت باشه

19:44.061 --> 19:47.181
تصمیم گرفتم هنوز
.نامه رو برای مادرم نفرستم

19:48.981 --> 19:51.781
رفتن قبل از آخر هفته
.حیفه

20:29.221 --> 20:32.421
.ببخشید، متوجه نشدم تو صف هستید -
.نه خواهش می‌کنم -

20:32.421 --> 20:35.621
کاش آدم‌های بیشتری
.به این اندازه در برابر نوشیدنی پانچ مقاومت داشتن

20:37.661 --> 20:39.341
اجازه هست؟ -
.بله البته -

20:40.621 --> 20:42.341
مدافع شریف پانچ

20:42.341 --> 20:43.901
.پستم رو تحویل میدم

20:47.341 --> 20:51.021
چی باعث شده به اینجا بیاید؟
بازی‌ کلمات یا آدم‌ها؟

20:51.021 --> 20:52.301
.من کلمات رو دوست دارم

20:52.301 --> 20:54.741
.زیاد اهل بازی نیستم

20:54.741 --> 20:57.661
آها. پس برای دورهمی با آدم‌ها
.اومدید اینجا

20:57.661 --> 20:58.821
…دوشیزه

20:58.821 --> 21:00.261
.بنت. مری بنت

21:01.541 --> 21:03.621
.ویلیام رایدر

21:03.621 --> 21:05.901
از کجا اومدید، دوشیزه بنت؟

21:05.901 --> 21:07.221
قطعاً یادم می‌موند

21:07.221 --> 21:09.901
اگه شما رو کنار ظرف پانچ
.در هرجای لندن دیده بودم

21:09.901 --> 21:11.021
…من

21:12.101 --> 21:13.621
.تازه‌ به اینجا اومدم

21:13.621 --> 21:17.781
خب من به شخصه همیشه
از دیدن چهره جدید خوشحال میشم

21:21.661 --> 21:23.861
.لطفاً جمع بشید، بشینید

21:23.861 --> 21:26.261
به‌نظر می‌رسه معماها
.دارن شروع می‌شن

21:26.261 --> 21:29.221
خوبه که با لیوان‌های پر
.شروع کنیم

21:36.901 --> 21:39.101
!و حالا دور تند

21:39.101 --> 21:42.061
.دو کلمه، یک جواب

21:42.061 --> 21:44.061
.رنج جعلی

21:44.061 --> 21:46.021
…رنج جعلی

21:46.021 --> 21:47.661
یه حقه پلید؟

21:47.661 --> 21:50.261
مغز من واقعاً در رنجه
.و جعلی هم نیست، کاملاً واقعیه

21:52.781 --> 21:54.381
.شَم… پِین

21:54.381 --> 21:56.741
شامپاین -
.درست گفتید دوشیزه کلارک -

21:56.741 --> 21:59.661
،یک امتیاز دیگه برای شما
!و حالا صدر جدولید

22:00.741 --> 22:03.821
چه جالب که شامپاین رو
تو بازی آوردید نه توی لیوان

22:03.821 --> 22:05.221
مارو اذیت می‌کنید آقای گاردینر

22:05.221 --> 22:07.461
،خب آقای رایدر
.این یکی برای شماست

22:09.101 --> 22:10.421
.یارِ جودی

22:14.741 --> 22:15.981
!به‌خدا می‌دونمش

22:17.221 --> 22:18.461
!پانچ

22:18.461 --> 22:20.581
.آفرین آقای رایدر

22:20.581 --> 22:23.621
بالاخره امتیاز گرفتی

22:27.661 --> 22:32.661
اولین بخش اسمم، کلمه‌ایه
.که کمدین‌ها از شنیدنش می‌ترسن

22:32.661 --> 22:37.101
بخش بعدی‌ام، نشونه‌ی
.زندگی تازه در چرخه‌ی ساله

22:37.101 --> 22:38.741
!تکرار می‌کنم

22:38.741 --> 22:41.661
اولین بخش اسمم، کلمه‌ایه
.که کمدین‌ها از شنیدنش می‌ترسن

22:41.661 --> 22:44.941
بخش بعدی‌ام، نشونه‌ی
.زندگی تازه در چرخه‌ی ساله

22:44.941 --> 22:46.141
!اوه… فرزند

22:46.141 --> 22:48.661
!بله -
!آفرین، دوشیزه بنت -

22:48.661 --> 22:50.421
!آفرین مری

22:50.421 --> 22:52.581
!آفرین احسنت

22:52.581 --> 22:55.141
!بله دوشیزه بنت

22:55.141 --> 22:56.301
!به افتخارتون

22:56.301 --> 22:57.821
بعدی چیه؟

22:57.821 --> 22:59.821
یه پرتقال ماندارین -
چه خوشمزه -

22:59.821 --> 23:02.941
دوشیزه بنت چه‌قدر خوبه که شما رو می‌بینم -
.منم همینطوز دوشیزه بکستر -

23:02.941 --> 23:06.021
.آقای هیوارد
.خیلی خوشحالیم که اومدید

23:06.021 --> 23:08.741
یه خبر اشتباه شنیدم
.که امشب سرتون شلوغه

23:08.741 --> 23:12.661
خب ما به‌جورایی تونستیم
.آقای هیوارد رو از کارش جدا کنیم

23:12.661 --> 23:14.621
.من یه پرونده‌ی مهم دارم

23:14.621 --> 23:17.781
اوه بله، از شانس بدش اون تنها وکیل
توی لندنه که

23:17.781 --> 23:19.741
فقط پرونده‌های مهم
!بهش می‌رسه

23:19.741 --> 23:22.261
،اوه، ببخشید
... خانم

23:25.861 --> 23:27.381
دوشیزه بنت؟

23:27.381 --> 23:28.901
تام -
ویل -

23:30.381 --> 23:32.181
آقای رایدر و من
.با هم حقوق خوندیم

23:32.181 --> 23:33.301
بله

23:33.301 --> 23:37.461
آقای هیوارد باعث شد
.من خیلی زود از این حرفه بازنشسته بشم

23:37.461 --> 23:38.701
واقعاً آقای رایدر؟

23:38.701 --> 23:41.021
خب اونقدر برام شعر خوند

23:41.021 --> 23:43.621
که باور کردم
،یه روح لطیف و رمانتیک دارم

23:43.621 --> 23:45.781
و خیلی حساس‌تر از اونم
که قانون رو تحمل کنم

23:45.781 --> 23:48.661
به‌نظر میاد نمیشه همه تقصیر
رو گردن شعر انداخت

23:48.661 --> 23:50.301
…خب

23:50.301 --> 23:52.221
مری شب بازی‌ چطور پیش می‌ره؟

23:52.221 --> 23:55.661
امیدی هست که آخر کار جایزه رو ببریم؟

23:55.661 --> 23:57.261
نه مگه این‌که بخواید
.به میزبان‌ها رشوه بدید

23:57.261 --> 23:59.301
دوشیزه بنت
.همه‌مون رو شرمنده کرده

23:59.301 --> 24:02.181
.اوه، نه، آقای رایدر
شما که «پانچ» رو زودتر از من خوردید
[پانچ=مشت]

24:02.181 --> 24:03.701
دیدید؟

24:03.701 --> 24:05.941
چه مهارتی در کلمات دارن

24:08.461 --> 24:12.141
لطفاً جمع بشید
برای دور ماقبل آخر

24:12.141 --> 24:14.301
.آقای رایدر

24:14.301 --> 24:17.221
.خوشحالم حالتون بهتره دوشیزه بنت

24:19.901 --> 24:22.941
این شب برای من
.مثل یک داروی قوی بوده آقای هیوارد

24:25.421 --> 24:28.341
دور سوم! آماده‌اید؟

24:29.541 --> 24:30.821
!یکشنبه

24:30.821 --> 24:32.981
درسته. یک امتیاز برای دوشیزه بکستر
آفرین -

24:35.621 --> 24:37.461
زود تصمیم بگیرید -
افسردگی؟ -

24:37.461 --> 24:40.301
.نه نه، چیزی که گفتم رو فراموش کنید

24:40.301 --> 24:41.421
جیوه‌ست؟

24:41.421 --> 24:43.581
!بله -
.دقیقاً. آفرین مری -

24:43.581 --> 24:46.581
واقعاً؟
چه عجیب

24:48.221 --> 24:50.741
زود باشید

24:50.741 --> 24:52.141
کسی نبود؟

24:52.141 --> 24:53.661
فانوس دریایی -
!بله -

24:53.661 --> 24:55.941
،من اصلا فرصت نکردم فکر کنم
چه برسه به گفتنش

24:55.941 --> 24:58.661
تا حالا ندیدم فکر نکردن
جلوی حرف زدنت رو بگیره

25:00.661 --> 25:06.221
:پنج امتیاز برای هر دو
.دوشیزه کلارک و دوشیزه بنت

25:08.101 --> 25:09.741
آفرین

25:13.461 --> 25:14.941
.مرحله آخر

25:14.941 --> 25:17.541
دو نفری که بیشترین امتیاز رو دارن
مقابل هم قرار می‌گیرن

25:17.541 --> 25:20.941
تا معمای نهایی رو حل کنن
و برنده مشخص بشه

25:20.941 --> 25:22.661
نفرات برتر هم که مشخصن

25:22.661 --> 25:24.101
دوشیزه کلارک

25:25.341 --> 25:27.101
.و دوشیزه بنت

25:27.101 --> 25:29.061
یعنی من به فینال نرسیدم؟

25:29.061 --> 25:30.661
.عجب. باورم نمی‌شه

25:30.661 --> 25:32.661
،خانم گاردینر
افتخار می‌دید؟

25:35.061 --> 25:39.581
بخش دومم، محکومه
،به سرنوشتِ بخش اولم

25:39.581 --> 25:44.901
،و از بین همه‌ی دوم‌هام
کلّم از همه بدتره

25:56.821 --> 25:58.941
دل‌شکستگی
درد کشیدن (ache) سرنوشت دل (heart)ه]
،(از بین همه‌ی دردها (aches
[بدترینش میشه heartache = دل‌شکستگی

25:58.941 --> 26:00.141
بله

26:00.141 --> 26:03.181
یا خدا
اون باهوش‌ترین زن بریتانیاست

26:03.181 --> 26:05.101
هورا

26:05.101 --> 26:08.381
دوشیزه بنت

26:08.381 --> 26:10.781
:برنده رو اعلام می‌کنیم

26:10.781 --> 26:14.661
،تازه‌وارد در لندن
:و سرسخت‌ترین رقیب

26:14.661 --> 26:16.461
دوشیزه مری بنت

26:16.461 --> 26:18.541
هورا

26:18.541 --> 26:19.741
آفرین

26:21.621 --> 26:23.421
خیلی خوشحالم
به‌موقع رسیدیم

26:23.421 --> 26:25.341
تا مراسم تاج‌گذاری‌تون رو ببینیم
.دوشیزه بنت

26:25.341 --> 26:26.621
.ممنونم

26:27.981 --> 26:29.821
…می‌خواستم بگم، من احساس کردم

26:29.821 --> 26:31.621
.دوشیزه بنت شما دروغگویید

26:32.661 --> 26:33.741
واقعا؟

26:33.741 --> 26:36.501
به من گفتید
اهل بازی نیستید

26:36.501 --> 26:38.421
…خب، من

26:38.421 --> 26:39.621
.من نمی‌تونم کسی رو بگیرم

26:41.261 --> 26:43.821
دوشیزه بنت، مدتیه
،می‌خوام دعوتتون کنم به چای

26:43.821 --> 26:46.101
،ولی متأسفانه شنیدم
دارید از لندن میرید؟

26:46.101 --> 26:47.341
دوشیزه بنت
امکان نداره

26:47.341 --> 26:50.421
نمی‌تونید بازی‌کنان لندن رو
از استعدادتون در حل معما

26:50.421 --> 26:52.421
محروم کنید

26:52.421 --> 26:56.781
یک تشویق جانانه
برای برنده‌مون، دوشیزه بنت

26:56.781 --> 26:58.181
آفرین

26:59.861 --> 27:01.501
آفرین

27:01.501 --> 27:06.301
اون لحظه فکر می‌کنم فهمیدم
که منظور زن عموم از اون داستان

27:06.301 --> 27:09.181
پیچیده کلاه‌ها چی بود

27:12.501 --> 27:17.021
،این‌که زیاد بودن انتخاب‌ها
.خودش یه جور مزیته

27:22.941 --> 27:24.461
.من هیچ‌وقت بهت شک نکردم

27:26.141 --> 27:27.581
.از این طرف

27:27.581 --> 27:28.901
.ممنون که اومدید

27:31.741 --> 27:35.101
مری خیلی درخشیدی -
.ممنون، خاله -

27:35.101 --> 27:38.181
حتی توجه واجدترین
خواستگار شهر رو هم جلب کردی

27:38.181 --> 27:39.861
.من… داشتم فکر می‌کردم

27:39.861 --> 27:45.861
به‌نظرم حیفه قبل از اینکه فرصت درستی به
،.لندن بدم، ترکش کنم

27:45.861 --> 27:47.941
،می‌خوام کمی بیشتر بمونم

27:47.941 --> 27:49.821
.اگر خیلی زحمت نیست

27:49.821 --> 27:52.501
!اصلا زحمتی نیست

27:52.501 --> 27:57.861
خیلی خوشحالیم
که با ما می‌مونی

27:59.261 --> 28:02.061
زندگی در لندن به من کمک می‌کرد بفهمم

28:02.061 --> 28:04.621
زندگی فقط ازدواج یا بدبختی نیست

28:05.781 --> 28:08.341
.شاید زن عموم درست می‌گفت

28:08.341 --> 28:11.341
…حتی ناامیدترین موقعیت‌ها

28:12.461 --> 28:15.741
و ناامیدترین آدم‌ها هم…

28:15.741 --> 28:22.141
با مهربانی، کم‌کم
.در طول زمان تغییر می‌کنند

28:23.981 --> 28:27.901
هیجان‌زده بودم ببینم
.مری بنت واقعاً کی می‌تونه باشه

28:28.500 --> 28:48.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
