WEBVTT

00:01.090 --> 00:02.690
پیش از این در
"The Originals"

00:02.690 --> 00:04.980
‫به کمکت نیاز دارم «کرولاین»
‫«هوپ» داره می‌میره

00:04.980 --> 00:06.520
‫اون جادوی سیاه رو جذب کرد

00:06.520 --> 00:07.900
‫و الان جادوی سیاه داره اون رو
‫از درون نابود می‌کنه

00:07.900 --> 00:09.730
‫از ماه کامل امشب زنده نمی‌مونه

00:09.730 --> 00:10.810
‫نفرینش رو فعال کرد؟

00:10.810 --> 00:12.520
‫به دخترهات نیاز دارم

00:12.520 --> 00:14.690
‫اونا جادوگرهای مکنده هستن
‫برای این‌کار متولد شدن

00:14.690 --> 00:18.140
...جادو رو از یه چیز می‌مکن -
و میذارن توی یه چیز دیگه -

00:18.140 --> 00:19.020
‫وقتی تو مرحله‌ی نیمه‌تبدیل باشی

00:19.020 --> 00:22.400
‫دخترهای «سالتزمن» می‌تونن
جادو ‫رو ازت بیرون بکشن

00:22.400 --> 00:23.270
در موردش مطمئنی؟

00:23.270 --> 00:25.065
‫بعداً به خود جادو هم رسیدگی می‌کنم

00:25.090 --> 00:26.810
‫بعد از اینکه از «هوپ» بیرون بکشنش

00:26.910 --> 00:28.270
‫باهاش باید چی‌کار کنن؟

00:28.270 --> 00:30.230
‫میذارنش داخل من
‫وقتی قدرتش داخل من باشه

00:30.230 --> 00:33.520
‫فقط یه راه برای مطمئن شدن از
اینکه ‫برای همیشه نابود شده هست

00:33.520 --> 00:35.140
‫باید یه نفر من رو بکشه

00:35.140 --> 00:37.100
«نیکلاوس»

00:38.190 --> 00:39.270
‫این‌کار رو نکن

00:40.730 --> 00:42.140
‫بندازش زمین

00:42.140 --> 00:43.900
‫از اینجا برو «آلایژا»
‫نباید اینجا باشی و ببینی

00:43.900 --> 00:45.560
‫بذارش زمین تا حرف بزنیم

00:45.560 --> 00:46.980
‫چیزی برای گفتن نمونده

00:46.980 --> 00:48.560
‫وقتشه به این داستان خاتمه بدم

00:48.560 --> 00:50.100
‫و یک‌بار و برای همیشه
از شر جادوی سیاه خلاص بشم

00:50.100 --> 00:51.600
‫بابا؟

00:52.980 --> 00:55.060
اینجا چه خبره؟

00:56.440 --> 00:58.900
‫اون رو از اینجا ببر

00:58.900 --> 01:01.350
‫- مرگ تو راه‌حل‌ـش نیست
‫- مرگ؟

01:01.350 --> 01:04.810
‫منظورت چیه؟

01:04.810 --> 01:07.690
‫جادو رو گذاشتن توی بدنت

01:09.140 --> 01:11.690
‫ولی تو بهم گفتی که میذارنش
‫داخل یه چیزی که امن باشه

01:11.690 --> 01:14.560
‫ولی به جاش از اولین تبدیلم
‫برای گول زدنم استفاده کردی

01:14.560 --> 01:16.560
خب ، الان چی میشه؟

01:16.560 --> 01:19.140
‫خودت رو می‌کشی و جادو نابود میشه؟

01:20.810 --> 01:24.730
اون‌وقت تو میذاری این‌کار رو بکنه؟ -
به اجازه‌ی اون برای نجات تو نیازی ندارم -

01:24.730 --> 01:26.640
‫باهام برگرد به "نيو اورلانز" «کلاوس»

01:26.640 --> 01:29.560
‫- یه راه دیگه پیدا می‌کنیم
‫- هردومون خوب میدونیم که نمیام

01:30.600 --> 01:32.480
‫متأسفم «هوپ»

01:32.480 --> 01:34.640
‫من تصمیمم رو گرفتم

01:34.640 --> 01:36.600
‫منم تصمیمم رو گرفتم

01:46.200 --> 01:47.200
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:48.200 --> 01:50.200
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

01:50.200 --> 01:55.100
"The Originals"
فصل 5
قسمت 13 : وقتی که قدیسان شروع
(به راه رفتن می‌کنند (قسمت آخر

01:55.140 --> 01:57.140
‫درست وقتی که فکر می‌کردم ‫کم‌کم
داره از خودش بلوغ نشون میده

01:57.140 --> 02:01.350
‫برادرمون یه تصمیم یک‌طرفه می‌گیره ‫که
ماها رو توی جهنمی از ملودرامش قرار میده

02:01.350 --> 02:04.140
‫مرگش یه ملودرام نیست

02:04.140 --> 02:05.810
‫خب ، داره به خودش می‌پیچه

02:05.810 --> 02:08.060
‫این انرژی از خشم تغذیه می‌کنه
‫و برادرمون همونطور که میدونیم

02:08.060 --> 02:10.060
‫اونقدری خشم توی وجودش هست
‫که دنیا رو بسوزونه

02:10.060 --> 02:11.730
‫چندبار باید این بازی رو بکنیم؟

02:11.730 --> 02:15.980
‫بلا و مصیبت نزدیک برادرمون میشه
‫و بعدش یهویی یه راه‌حل پیدا میشه

02:15.980 --> 02:17.350
‫و فرار می‌کنه

02:18.690 --> 02:20.690
‫اون مارموزیه که تا ما رو کفن نکنه نمی‌میره

02:20.690 --> 02:22.190
‫تازه ما جاودانیم

02:22.190 --> 02:24.770
‫اگه این‌دفعه فرق داشته باشه چی؟

02:24.770 --> 02:27.190
‫اگه یه راهی برای خاتمه دادن
بهش پیدا کنه چی؟

02:27.190 --> 02:31.480
‫فکر نکنم متوجه بشه یا اهمیت بده
‫که من اونجا نبودم ببینم

02:31.480 --> 02:33.730
‫حالا اگه من رو ببخشید باید برم خونه

02:36.230 --> 02:38.560
برمیگرده

02:38.560 --> 02:40.770
‫واقعاً؟

02:45.690 --> 02:48.560
‫بابات قوی‌ـه

02:48.560 --> 02:50.100
‫ولی الان این قدرتش به ضررشه

02:50.100 --> 02:52.520
‫انرژی جادو از

02:52.520 --> 02:55.640
‫اون قدرتش تغذیه می‌کنه
‫خیلی سریع دیوونه میشه

02:55.640 --> 03:00.730
و طولی نمی‌کشه که یه آدم دیگه میشه
‫و برای همه‌مون به شدت خطرناک میشه

03:03.230 --> 03:05.230
خیلی‌خب ، چه مدت طول می‌کشه؟

03:05.230 --> 03:06.850
‫چند روز؟

03:08.690 --> 03:11.940
‫چند ساعت

03:13.020 --> 03:15.480
‫یعنی امروز؟

03:15.480 --> 03:17.480
‫آره

03:20.730 --> 03:23.730
‫خیلی‌خب پس باید تاریکی رو ازش خارج کنیم

03:23.730 --> 03:24.900
‫دوباره تقسیمش کنیم

03:24.900 --> 03:26.900
‫و دوباره به خونه اول میرسیم

03:26.900 --> 03:29.190
‫اعضای خونواده‌مون هر کدوم
‫یه گوشه دنیا میرن

03:29.190 --> 03:33.310
‫- تا اینکه دوباره یه چیزی اونا رو پیش هم برگردونه
خب پس نمیذاریم بیدار بشه ، خب؟ -

03:33.310 --> 03:34.560
‫وقتی خواب باشه عصبی نمیشه

03:34.560 --> 03:35.940
‫توی "باغ سر" دورش دیوار می‌چینیم

03:35.940 --> 03:39.190
‫این حداقل روندش رو کند می‌کنه

03:39.190 --> 03:41.810
‫باید توی این مسئله
«به حرفم گوش کنی «هوپ

03:43.810 --> 03:48.560
‫جادوی کافی توی دنیا وجود نداره
تا روندش رو کند کنه

03:56.350 --> 03:59.350
‫پاشو پسر

04:01.060 --> 04:06.480
‫پاشو ‫همین حالا

04:13.480 --> 04:15.730
‫دختر خودت تو رو حروم کردی

04:15.730 --> 04:20.480
‫به هیچ دردی نمی‌خوری
و یه لکه ننگ به میراث منی

04:20.480 --> 04:22.230
‫دهن کوفتیت رو ببند

04:22.230 --> 04:24.230
‫نکن «کلاوس»

04:24.230 --> 04:26.520
‫اون فقط می‌خواد تحریکت کنه

04:27.560 --> 04:29.310
‫«کمیل»؟

04:31.310 --> 04:33.020
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

04:34.190 --> 04:37.730
‫بیشتر از اینم می‌تونی رقت‌انگیز باشی؟

04:37.730 --> 04:38.730
‫پاشو پسر

04:40.480 --> 04:41.640
‫دخترت رو پیدا کن

04:41.640 --> 04:45.520
‫بهش نشون بده توی این خانواده
‫چطور بچه‌ها رو ادب می‌کنیم

04:45.520 --> 04:48.600
‫در مورد دخترم حرف نزن

04:53.770 --> 04:58.100
‫شاید بهتر بود از غرایزت پیروی می‌کردی

04:58.100 --> 05:01.270
‫باید قبل از اینکه اون دختر به دنیا بیاد
‫اون رو می‎کشتی

05:01.270 --> 05:05.770
‫اون تنها دلیلِ این وضعیت ناتوانی توئه

05:05.770 --> 05:07.600
‫یالا پسر

05:07.600 --> 05:11.480
‫اون دختر همین بالاست

05:11.480 --> 05:13.310
‫بکش‌ـش

05:13.310 --> 05:15.850
‫دخترت رو بکش

05:15.850 --> 05:18.690
‫این تنها راه برای جبران اشتباهته

05:18.690 --> 05:21.600
‫بهش گوش نکن «کلاوس»

05:21.600 --> 05:22.850
‫باید از اینجا بری

05:22.850 --> 05:26.060
‫فرار کن . فقط فرار کن

05:42.520 --> 05:44.100
‫از سر راه برو کنار

05:44.100 --> 05:47.400
‫عمراً برم

05:51.980 --> 05:53.980
‫پس حقیقت داره

05:53.980 --> 05:55.730
‫باید پیداش کنیم

05:55.730 --> 05:59.520
‫الان «ماردی گرا» هست
‫خیابون‌های شهر ‫شلوغ میشه

05:59.520 --> 06:02.730
‫خب ، اون کسی میشه که
‫همه رو می‌کشه و تیکه‌تیکه می‌کنه

06:02.730 --> 06:05.560
‫آره . دقیقاً برای همینم هست که ‫به نظرم
فکر خوبی نیست اون بیرون باشی

06:05.560 --> 06:08.730
‫بهتر از اینه که بی‌پدر بشم

06:30.900 --> 06:32.310
‫هی «هوپ» ، «هوپ»

06:32.310 --> 06:33.810
‫بیخیال «هوپ»

06:33.810 --> 06:35.520
‫هردومون خوب میدونیم که
‫اون با چی مواجه هست

06:35.520 --> 06:37.060
‫صداها ، خشم

06:37.060 --> 06:38.770
‫واسه نجات منه که توی این هچل افتاده

06:38.770 --> 06:41.230
‫- درست مثل همیشه
‫- ببین ، تو زدی بی‌هوش‌ـش کردی
و دوباره بلند شد

06:41.230 --> 06:42.980
‫دوباره این‌کار رو بکنی
‫بازم به‌هوش میاد و فرار می‌کنه

06:42.980 --> 06:45.520
‫خب ، چی‌کار کنم؟
‫توی 15 سالگی یتیم بشم؟

06:45.520 --> 06:48.270
‫همیشه شماها میگین که باید
‫یه نفر ازم مراقبت کنه

06:48.270 --> 06:50.100
‫خب ، اگه اون بمیره
کی از من مراقبت می‌کنه؟

06:50.100 --> 06:51.600
‫عمو «آلایژا»؟

06:51.600 --> 06:52.770
‫تو؟

06:52.770 --> 06:55.020
‫نه . معلومه که نه

06:55.020 --> 06:56.730
‫چون شما زندگی ابدی خودتون رو دارین

06:56.730 --> 07:00.060
‫پس «مارسل» ، برو ‫و بذار آخرین
لحظاتم با پدرم رو بگذرونم

07:06.190 --> 07:07.730
‫«هوپ»

07:07.730 --> 07:11.400
‫انگار که همه‌جا هست
و در عین حال ‫هیچ‌جا نیست

07:11.400 --> 07:13.480
‫اطرافش پر از مرگ‌ـه

07:13.480 --> 07:16.520
‫وقتی فرصتش رو داشتم
‫باید قدرتش رو می‌گرفتم

07:16.520 --> 07:18.940
‫یه طلسم پیدا می‌کنم که
‫دردش رو تسکین بده

07:18.940 --> 07:22.900
‫ولی قبلش باید پیداش کنیم

07:22.900 --> 07:24.980
‫این تقصیر تو نیست «آلایژا»

07:24.980 --> 07:26.640
‫تنها چیزی که همیشه می‌خواستم

07:26.640 --> 07:30.060
‫این بود که ناامیدی و سرافکندگی برادرم
‫رو از بین ببرم

07:32.310 --> 07:38.140
‫اگه «نیکلاوس» خودش رو در
...جنونِ عذاب و خونریزی نابود کنه ما

07:41.980 --> 07:44.350
‫نباید اینطوری بمیره

07:44.350 --> 07:47.190
‫اجازه نمیدم

07:54.100 --> 07:58.020
‫توی محله‌ست . جادوی سیاه اطرافشه

08:08.730 --> 08:09.940
‫بابا

08:14.480 --> 08:17.480
‫یالا . بیا بریم خونه

08:19.480 --> 08:21.060
‫بکش‌ـش

08:21.060 --> 08:24.270
‫انجامش بده پسر

08:24.270 --> 08:26.560
‫دخترت رو بکش

08:26.560 --> 08:29.310
‫این تنها راه جبران اشتباهته

08:31.640 --> 08:33.310
‫من قلب‌ـت رو می‌شناسم «کلاوس»

08:34.770 --> 08:36.810
‫خیلی بهتر از ایناست

08:50.310 --> 08:53.310
‫قبلاً یه دفتر آبی با یه عکس
کلاغ کنارش بود

08:53.310 --> 08:55.190
‫کجاست؟

08:55.190 --> 08:57.190
بیخیال ، «فِرِیا» . ما دنبالش گشتیم

08:57.190 --> 08:59.600
‫و این یکی از اون مواردیه که
‫درست نمیشه

08:59.600 --> 09:02.100
آیوی» یک‌بار در مورد»
یه طلسم دوره‌ای بهم گفت

09:02.100 --> 09:04.100
‫و فکر کردم می‌تونم ازش برای تخلیه

09:04.100 --> 09:05.940
‫کمی از جادوی سیاه به یه نفر دیگه
‫استفاده کنم

09:05.940 --> 09:07.940
‫میدونی ، موقتیه

09:07.940 --> 09:12.140
‫ولی به نظرم می‌تونه
کلاوس» رو سرعقل بیاره»

09:12.140 --> 09:15.140
‫تا حداقل از لحظات آخرش لذت ببره

09:21.350 --> 09:24.350
‫چرا داری وسایلت رو میذاری توی جعبه؟

09:27.600 --> 09:29.600
‫«فِرِیا»

09:30.600 --> 09:32.440
‫باید از نو شروع کنم

09:34.600 --> 09:36.690
‫دارم از "نيو اورلانز" میرم

09:38.230 --> 09:39.980
‫برای چه مدت؟

09:39.980 --> 09:42.190
‫برای همیشه «فِرِیا»

09:45.640 --> 09:47.060
‫خیلی‌خب

09:47.060 --> 09:49.230
‫پس باید یه چیزی بهت بگم

09:49.230 --> 09:52.480
‫و میدونم که الان زمان مناسبی نیست

09:52.480 --> 09:54.810
‫و می‌خواستم منتظر «کیلین» بمونم که از

09:54.810 --> 09:57.600
‫خونه ساحلی برگرده
...ولی اگه واقعاً داری میری

09:59.230 --> 10:03.850
‫بعد از کلی صحبت ‫تصمیم گرفتیم
که یه خونواده تشکیل بدیم

10:03.850 --> 10:07.640
‫و کسی رو می‌خوایم که

10:07.640 --> 10:11.140
‫برامون اونقدر عزیز
‫و محترم باشه که

10:11.140 --> 10:13.270
‫پدر بچه‌مون باشه

10:14.730 --> 10:17.640
‫الان چیزی نگو

10:17.640 --> 10:19.060
‫- «فِرِیا»
‫- فقط...

10:19.060 --> 10:20.270
‫- در موردش فکر کن
‫- «فِرِیا»

10:20.270 --> 10:21.770
‫بذار این فکر تو رو فرا بگیره

10:21.770 --> 10:24.230
‫- و در موردش فکر کن
‫- «فِرِیا»

10:27.810 --> 10:30.190
‫دفتر آبی با عکس کلاغ

10:30.190 --> 10:32.690
‫همین...همینه

10:32.690 --> 10:34.480
‫حرفامون تموم نشده

10:37.310 --> 10:40.310
‫شانس آوردی تو رو ‫زیر نگرفتم

10:40.310 --> 10:43.310
‫و تو هم شانس آوردی که ماشینت رو ‫مثل
یه اسباب‌بازی داغون نکردم مردک خودخواه

10:43.310 --> 10:45.770
‫برادرمون به ما نیاز داره
‫و تو مثل ترسوها فرار می‌کنی؟

10:45.770 --> 10:46.980
‫فقط حرف میزنی

10:46.980 --> 10:50.825
‫مگه نباید الان برنامه‌ی ‫اغوای بعدی
و حماسی «مارسل» عزیزت رو بریزی؟

10:50.850 --> 10:53.980
‫خوشبختی ‫تصمیمیه که
تو نمی‌تونی بپذیریش

10:53.980 --> 10:56.350
‫برو به درک «کول»

10:56.350 --> 10:58.230
‫نه خواهر عزیزم

10:58.230 --> 11:00.400
‫میرم خونه پیش زنی که دوست دارم

11:00.400 --> 11:01.850
‫به جای اینکه توی این کابوس هم‌وابستگیِ

11:01.850 --> 11:03.480
‫و سمی که اسمش رو گذاشتیم خانواده
‫غلت بخورم

11:03.480 --> 11:05.020
‫اون مرد

11:05.020 --> 11:07.640
‫اونقدری خنجر کرده توی سینه‌مون
‫که حسابش از دست‌مون در رفته

11:07.640 --> 11:12.900
‫پس اگه این راه «نیکلاوس» ‫برای
مردنشه ‫پس باید جشن بگیریم

11:12.900 --> 11:14.100
‫چیزی که براش جشن می‌گیرم و شادی می‌کنم

11:14.100 --> 11:15.850
‫این حقیقته که به بلوغ رسیده

11:15.850 --> 11:19.350
‫برای اولین‌بار توی زندگی خودشیفته‌اش
‫داره یه کاری برای ماها می‌کنه

11:19.350 --> 11:23.770
‫اگه ما الان بهش پشت کنیم ‫پس بهتر
از اون هیولایی که برامون بوده نیستیم

11:23.770 --> 11:25.310
‫من هیچ‌وقت نگفتم بهتر بودم

11:26.810 --> 11:31.350
‫همیشه و تا ابد رو باور داشتی
ولی من نه

11:31.350 --> 11:36.230
واقعاً برات مهم نیست؟ -
برام مهم نیست -

11:38.350 --> 11:42.020
‫پس کمتر از اون مردی هستی که
‫فکر می‌کردم هستی

12:58.980 --> 13:01.480
‫چی‌کار کردی؟

13:01.480 --> 13:05.350
‫کاری که همیشه کردم

13:05.350 --> 13:07.730
‫تا آتیش دنبالت اومدم

13:10.140 --> 13:11.850
‫«فِرِیا» مقداری از جادوی سیاه رو
‫به من منتقل کرد

13:11.850 --> 13:14.730
‫زیاد نمی‌مونه ‫ولی باعث میشه
سرعقل باشی

13:14.730 --> 13:18.310
احمق احساساتی

13:18.310 --> 13:19.940
‫چوب رو بهم پس بده

13:19.940 --> 13:22.100
‫به وقتش

13:25.060 --> 13:29.310
‫«نیکلاوس» ، اگه واقعاً این پایان تو باشه

13:29.310 --> 13:35.230
‫به خونواده‌ات و دخترت مدیونی
‫که خدافظی کنی

13:37.400 --> 13:41.440
‫لطفاً برام سخنرانی نکن «آلایژا»

13:41.440 --> 13:43.980
‫عذاب پدر بودن رو حتی نمی‌تونی تصور کنی

13:43.980 --> 13:47.850
‫اینکه کسی رو اونقدری دوست داشته باشی
‫که نتونی دیدن دردش رو تحمل کنی

13:47.850 --> 13:50.980
‫شاید یه‌کم بتونم تصورش کنم

13:55.310 --> 14:00.060
‫تو سعی کردی به زندگیم نظم بدی
‫سعی کردی من رو آدم بهتری کنی

14:00.060 --> 14:02.980
‫و به‌خاطر این‌کارـت
‫برای من محترمی

14:06.690 --> 14:09.140
‫باید بذاری به روش خودم انجامش بدم

14:09.140 --> 14:10.560
‫تنها

14:12.350 --> 14:13.900
‫بدون خدافظی

14:13.900 --> 14:15.060
‫می‌تونم جلوت رو بگیرم

14:15.060 --> 14:17.810
‫می‌تونی سعیت رو بکنی

14:22.310 --> 14:28.270
‫لطفاً آخرین بار رو
‫بذار به حال خودم باشم

15:06.100 --> 15:10.100
‫یه کار نکن وقتی داری به کشتن
خودت ‫فکر می‌کنی بکشمت

15:10.100 --> 15:13.230
‫«کرولاین»

15:13.230 --> 15:15.440
...اگه اومدی جلوی من رو بگیری پس

15:15.440 --> 15:19.850
‫اومدم که طلبم رو از تو رو بگیرم

15:19.850 --> 15:24.810
کرولاین» ، من جلوی یکی از جاهای»
مورد علاقم توی دنیا وایسادم

15:24.810 --> 15:28.140
‫که اطرافم پر از غذا ، موسیقی
هنر و فرهنگ‌ـه

15:28.140 --> 15:32.980
‫و تنها چیزی که می‌تونم بهش فکر کنم اینه که
‫چقدر دلم می‌خواد این رو نشونت بدم

15:32.980 --> 15:35.060
‫شاید یه روزی بهم اجازه بدی

15:35.060 --> 15:38.020
‫نگه‌ـش داشتی

15:38.020 --> 15:40.520
‫تو یه تور بهم بدهکاری

15:40.520 --> 15:43.900
‫«فِرِیا» ، میدونم که به‌خاطر «کلاوس» ناراحتی

15:43.900 --> 15:47.100
‫ولی این دلیل نمیشه که
‫تصمیمات عجولانه بگیری

15:47.100 --> 15:50.060
‫می‌فهمم ، خب؟ متوجه‌ام که ترسیدی

15:50.060 --> 15:51.810
‫آره «فِرِیا» . ترسیدم

15:51.810 --> 15:54.020
‫می‌ترسم چون منم توی این
‫شرایط بودم

15:54.020 --> 15:56.900
‫کم مونده بود برای خودم
‫یه زندگی جدید بسازم

15:56.900 --> 15:58.350
‫ولی برام جواب نداد

15:58.350 --> 16:00.810
‫و نباید بگی که نمی‌ترسی

16:00.810 --> 16:04.100
‫می‌خوای بگی که اصلاً نمی‌ترسی
‫که یه بچه به دنیا بیاری؟

16:04.100 --> 16:05.270
‫به این شهر؟

16:05.270 --> 16:06.440
‫این بچه حتماً فرق می‌کنه

16:06.440 --> 16:09.900
‫بچه‌ای از یه گله و محفل

16:09.900 --> 16:14.140
‫که شاید دنیا رو با ‫دید
دلسوزانه‌تری ببینه و درک کنه

16:14.140 --> 16:17.020
‫یه آینده بهتر می‌خوام «وینسنت»

16:17.020 --> 16:19.600
‫این رو با «کیلین» و تو می‌خوامش

16:19.600 --> 16:21.690
‫ما خونواده‌ایم

16:23.730 --> 16:28.350
‫«فِرِیا» ، بعضی‌وقت‌ها خونواده یعنی
‫به کسی که برات عزیزه جواب نه بدی

16:28.350 --> 16:30.440
‫من آدمای زیادی رو از دست دادم

16:30.440 --> 16:31.940
‫به آدمای زیادی صدمه زدم

16:31.940 --> 16:35.810
‫و این نفرینیه که حاضر نمیشم
‫به یه نسل دیگه به ارث برسونم

16:35.810 --> 16:40.100
‫متأسفم . نه
باید یه نفر دیگه رو انتخاب کنی

16:54.230 --> 16:56.270
3تا برادر دارم

16:56.270 --> 17:01.900
‫یکیش در حال مرگه . یکیش رفته
‫و یکیش هم شدیداً داغونه

17:01.900 --> 17:05.140
‫همیشه «مایکلسون»ها پیچیده بودن

17:05.140 --> 17:11.520
‫باید برات سوال باشه من چطوریم که
‫اینقدر تلاش کردم یکی از شماها باشم

17:14.190 --> 17:16.850
‫قلبم داره می‌شکنه

17:16.850 --> 17:25.520
‫چون با وجود همه چیز ‫اونا خونواده‌ان
و دوست‌شون داری

17:28.770 --> 17:30.850
‫منم همینطور

17:36.770 --> 17:38.730
‫احمق کوچولو حق داشت

17:38.730 --> 17:41.190
‫کدوم احمق؟

17:41.190 --> 17:43.520
‫«کول»

17:46.190 --> 17:49.730
‫خوشبختی یه تصمیمه

18:11.440 --> 18:18.100
‫اگه من عمر بیشتری داشتم
‫بازم اینجا می‌بودی؟

18:18.100 --> 18:21.900
‫شاید چند قرنی میذاشتم پیگیرم باشی

18:21.900 --> 18:24.310
‫همیشه این بخش‌ـش حال میداد

18:31.560 --> 18:34.600
‫از دخترت خدافظی کن «کلاوس»

18:34.600 --> 18:37.230
‫یه خاتمه‌ی واقعی بهش بده

18:37.230 --> 18:39.640
‫خاتمه یه افسانه‌ست

18:39.640 --> 18:42.400
‫ببین ، کاری که می‌کنی
‫خیلی شرافتمندانه‌ست «کلاوس»

18:42.400 --> 18:44.730
‫ولی اگه خدافظی نکنی

18:44.730 --> 18:50.310
‫اگه «هوپ» رو با سوال‌های بی‌جواب
درد و خشم بذاری و بری

18:50.310 --> 18:52.900
‫روحت اون رو می‌آزاره

18:52.900 --> 18:55.480
‫و فکر نکنم این رو بخوای

19:02.060 --> 19:06.140
‫نمیدونم چطوری خدافظی کنم

19:12.100 --> 19:14.100
‫این رو امتحان کن :

19:15.770 --> 19:21.520
‫یکی‌تون می‌ایسته
‫به طرف در میره و برنمیگرده

19:21.520 --> 19:29.730
‫حتی اگه دل‌شون برای یه ‫نگاه دیگه
یه لحظه‌ی بیشتر ‫به درد بیاد

19:29.730 --> 19:36.190
‫ولی میدونی که اون
...نگاه نکردن یعنی

19:38.520 --> 19:42.600
‫هیچ‌وقت فراموشت نمی‌کنم

20:29.770 --> 20:33.640
‫اون رفت . به جای اینکه ‫آخرین
ساعاتش رو با من بگذرونه

20:33.640 --> 20:36.940
‫اون آسیب دیده و می‌ترسه

20:36.940 --> 20:38.980
‫بهونه‌ی خوبی نیست

20:38.980 --> 20:40.520
‫بهونه براش نمیارم

20:40.520 --> 20:43.940
‫راستش خیلی هم براش مهمه

20:43.940 --> 20:50.060
‫«هوپ» ، تو همه چیز اونی
‫و بدون تو این فداکاری رو نمی‌کرد

20:50.060 --> 20:52.230
‫میدونی کاری که من توی 1000 سال

20:52.230 --> 20:55.440
‫نتونستم انجام بدم
‫توی 15 سال انجام دادی؟

20:55.440 --> 20:59.400
‫رهات نکرده

20:59.400 --> 21:00.980
‫می‌ترسه

21:11.100 --> 21:14.560
‫می‌خوام لطفاً چند دقیقه با دخترم تنها باشم

21:15.810 --> 21:18.020
‫البته

21:34.520 --> 21:36.520
‫«هوپ» ، لطفاً جیغ بکش . داد بزن

21:36.520 --> 21:40.730
‫اگه می‌خوای چیزی رو بشکون
‫فقط اونطوری نگام نکن

21:40.730 --> 21:44.230
‫این درست نیست

21:44.230 --> 21:45.520
‫پدری که از دخترش محافظت می‌کنه

21:45.520 --> 21:47.140
‫به نظرم که خیلی هم درسته

21:47.140 --> 21:49.230
‫«آلایژا» حاضر بود کاملاً
‫نفرین رو بگیره

21:49.230 --> 21:50.690
‫چجور پدری اجازه میده یه آدم دیگه

21:50.690 --> 21:52.770
‫- به‌خاطر بچه‌اش بمیره؟
‫- پدری که دخترش رو دوست داره

21:52.770 --> 21:55.020
‫من دوست‌ـت دارم

21:56.020 --> 21:58.020
‫دوست‌ـت دارم

21:58.020 --> 22:01.730
‫زندگی همینه

22:01.730 --> 22:05.190
‫بچه‌ها پدر و مادرشون رو خاک می‌کنن
‫هر روز و هر ساعت این اتفاق میوفته

22:05.190 --> 22:07.480
‫این حقیقتیه که این خونواده به بهای بزرگی
‫ازش طفره رفته

22:07.480 --> 22:12.020
‫آره خب ولی من تازه دوباره بدست‌ـت آوردم
‫چرا باید امروز باشه؟

22:19.980 --> 22:21.980
‫گوش کن

22:24.520 --> 22:28.940
‫خوب میدونی که من
زندگی شرافتمندانه‌ای نداشتم

22:28.940 --> 22:31.900
‫ولی با انجام این‌کار

22:31.900 --> 22:35.810
‫جذب تاریکی به درونم ‫تا
کس دیگه‌ای آلوده‌اش نشه

22:35.810 --> 22:39.270
‫این یه مرگ شرافتمندانه‌ست
‫و می‌تونم این‌کار رو بکنم . می‌تونم

22:39.270 --> 22:42.980
‫«هوپ»

22:42.980 --> 22:48.560
‫چون تو کمکم کردی چیزی رو حس کنم
‫که هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم ممکن باشه

22:52.810 --> 22:55.230
‫عشق بی‌قید و شرط

23:00.560 --> 23:03.310
‫دخترم

23:03.310 --> 23:05.190
‫میراثم

23:09.230 --> 23:11.600
‫تو قلب منی

23:19.060 --> 23:21.980
‫وقتی که دیگه نمی‌خوابید رو یادته؟

23:21.980 --> 23:24.560
‫مشکوک شده بود که کسی داره
‫علیه‌ـش نقشه می‌کشه

23:24.560 --> 23:29.140
‫شب توی هال می‌گشت و به درها گوش می‌کرد

23:29.140 --> 23:32.600
‫اون شب کم مونده بود ببینه
‫که دارم دزدکی میام اتاقت

23:34.440 --> 23:36.690
‫فکر کنم یه 12 ساعتی توی
‫اون فضای کوچیک مخفی شده بودم

23:42.560 --> 23:46.190
‫«کیلین» الان برگشت

23:46.190 --> 23:48.230
‫خواستم بیام یه سلامی بکنم

23:48.230 --> 23:51.440
‫- سلام
‫- سلام

23:54.850 --> 23:57.310
‫همیشه بینش خاصی داشت

23:57.310 --> 24:00.190
‫وقتی کل دنیا فکر می‌کرد یه دیوونه‌ست
‫با یه گوش جدا شده

24:00.190 --> 24:04.480
‫- فضایل «وینسنت ونگوگ» رو می‌نوشت
‫- وایسا ببینم

24:04.480 --> 24:06.270
‫اون روز "دروغ اول آپریل"
در «کپنهاگن» رو یادته که

24:06.270 --> 24:09.020
‫یه دلقک رو نفوذ ذهنی کرد
‫تا دنبالت بیاد؟

24:09.020 --> 24:12.020
‫همچنین اون‌موقع ‫چالش برانگیزترین
36ساعت کل عمرم بود

24:12.020 --> 24:13.310
‫نه ، نه ، نه

24:13.310 --> 24:15.730
‫بدترش اون‌موقع بود که مست می‌شد

24:15.730 --> 24:19.850
‫و بهش می‌قبولوندی که ‫با
نقاشی‌هاش دنیا رو می‌سوزونه

24:19.850 --> 24:21.560
‫و بعدش واقعاً میرفت می‌سوزوندشون

24:21.560 --> 24:23.230
‫خیلی عجیب بود

24:23.230 --> 24:24.850
‫بهش چی می‌گفت؟

24:24.850 --> 24:27.560
‫جنون الهام‌بخش‌ـش

24:27.560 --> 24:31.940
‫کلکسیون مستیش
‫همیشه مورد علاقم بود

24:37.350 --> 24:39.980
‫باید میدونستم که اضافی میشه

24:39.980 --> 24:43.060
‫برادر

24:43.060 --> 24:47.100
‫«بوربن» هیچ‌وقت اضافی نیست

24:47.100 --> 24:49.480
‫برادر ولخرج برمیگرده

24:49.480 --> 24:54.020
‫بله . خب ، با اینکه متنفرم اعتراف کنم
‫ولی حق با تو بود

24:54.020 --> 24:57.100
‫باید به فداکاری برادرمون
‫ادای احترام کنیم

24:57.100 --> 24:59.440
‫و اگه زمان مرگ «نیک»ـه پس به گمونم
‫نمیشه این فرصت رو از دست داد

24:59.440 --> 25:03.730
‫که عوضی‌بازی دربیارم و غر بزنم
چون اون به شدت عوضیه

25:03.730 --> 25:06.560
‫آره . هست

25:11.520 --> 25:15.900
‫ولی تو دلش برادر کوچیکش رو دوست داره

25:21.690 --> 25:24.560
‫خب ، بیخیال من . ادامه بدین

25:24.560 --> 25:29.400
‫اگه این مراسم تشییع جنازه منه
‫پس زود تمومش کنیم

26:00.020 --> 26:01.400
‫- وایسا . وایسا
‫- بس کن

26:33.850 --> 26:36.640
‫هیچ‌وقت ترکت نمی‌کنم

26:36.640 --> 26:38.940
‫و حتی با اینکه نمی‌تونم همیشه پیشت باشم

26:38.940 --> 26:40.900
‫- همین که لب تر کنی...
‫- ممنون

26:43.440 --> 26:45.440
‫خیلی‌خب

26:45.440 --> 26:49.060
‫وقتشه که مراسم قدیمی
‫سوزوندن آرزوها رو به‌جا بیاریم

27:22.100 --> 27:27.940
‫با اینکه لذت عذاب شما رو در
‫طی این سال‌ها دوست داشتم

27:27.940 --> 27:32.140
‫باید اعتراف کنم شما خیلی برام عزیزین

27:32.140 --> 27:40.440
‫وفاداری‌تون و راهنمایی‌تون ‫و عشق‌تون

27:40.440 --> 27:45.270
احتمالاً تنها دلیلیه که
‫تا الان زنده موندم

27:47.940 --> 27:51.140
...به‌خاطر همینه که میدونم

27:54.480 --> 27:56.980
...مدت‌ها بعد از من هم

27:59.230 --> 28:03.770
‫دوباره بارها و بارها
‫کنار هم جمع میشین

28:03.770 --> 28:07.600
‫تا از هم محافظت کنین

28:11.640 --> 28:14.520
...و برای همینه که برای آینده‌ات

28:17.230 --> 28:19.640
‫ترسی ندارم

28:22.480 --> 28:26.020
‫ما تا ابد با کسانی که هم‌خونیم
‫خواهیم بود

28:28.350 --> 28:29.850
...با اینکه نمی‌تونیم خونواده‌مون رو انتخاب کنیم

28:33.140 --> 28:36.400
‫ولی اون پیوند بزرگترین نقطه قوت‌مونه

28:42.310 --> 28:45.690
...با وجود اینکه امشب شما رو ترک می‌کنم

28:48.020 --> 28:53.020
‫این پایان کار خونواده «مایکلسون» نیست

29:02.060 --> 29:04.060
‫همیشه و تا ابد

29:04.060 --> 29:06.400
‫همیشه و تا ابد

29:13.480 --> 29:15.480
‫یه لحظه می‌خوام تنها باشم

29:29.480 --> 29:32.640
‫یه مسئله دیگه هست
‫که باید در موردش بحث کنیم

29:32.640 --> 29:34.270
‫می‌خوام باهات بیام

29:34.270 --> 29:35.940
‫فکر نکنم خوب باشه

29:40.560 --> 29:42.560
‫کاری می‌کنم بهم افتخار کنی

29:42.560 --> 29:46.190
‫نمی‌تونم قول بدم دوره‌ای رو نگذرونم که

29:46.190 --> 29:51.770
‫خالکوبی غیرمسئولانه بزنم
‫و با مردهای بزرگ قرار بذارم

29:51.770 --> 29:55.600
‫ولی برمیگردم مدرسه

29:55.600 --> 29:59.980
‫و قوی می‌مونم

30:01.400 --> 30:03.020
‫چون یه «مایکلسون» هستم

30:05.940 --> 30:10.520
‫و قول میدم که اسمت رو لکه‌دار نکنم

30:10.520 --> 30:13.140
‫میدونم که این‌کار رو نمی‌کنی

30:15.940 --> 30:18.600
‫دوست‌ـت دارم

30:20.020 --> 30:23.900
‫بیشتر از کل روز و شب‌ها

30:23.900 --> 30:27.400
‫عمیق‌تر از آب‌های دریا و آسمان‌ها

30:28.640 --> 30:31.900
‫منم دوست‌ـت دارم

30:36.100 --> 30:38.900
‫چطوری خدافظی کنیم؟

30:44.400 --> 30:46.440
‫کاش میدونستم

30:59.730 --> 31:02.480
‫بازم این صندلی قدیمی

31:04.480 --> 31:10.140
‫مدت‌ها پیش اینجا نشستیم
و در مورد آینده خونوادمون بحث کردیم

31:15.440 --> 31:20.060
‫هیچ‌وقت نباید سد خوشبختی
«تو می‌شدم «ربکا

31:20.060 --> 31:23.020
‫لازم به عذرخواهی نیست

31:23.020 --> 31:26.060
‫خب پس بذار جبرانش کنم

31:26.060 --> 31:28.400
‫از «کرولاین» خواستم که درمان رو برات بیاره

31:28.400 --> 31:30.640
‫چند سال دیگه درست میشه

31:30.640 --> 31:32.520
‫می‌تونی بری «میستیک‌فالز» و بگیریش

31:32.520 --> 31:36.560
‫بعدش اگه نخواستی دیگه خون‌آشام باشی
‫تصمیمش با خودته

31:40.310 --> 31:46.060
‫زندگی رو که همیشه می‌خواستی
زندگی کن خواهر کوچولو

31:48.440 --> 31:50.850
‫ممنون

32:25.480 --> 32:29.560
‫نمی‌خوام آخرین خاطره‌ی تو از من
‫مرگ من باشه

32:31.900 --> 32:35.600
‫پس لطفاً بیا و خداحافظی غم‌انگیزی نکنیم

32:35.600 --> 32:38.690
‫موافقم

32:38.690 --> 32:40.480
‫خدافظی نکنیم

32:51.270 --> 32:53.640
‫دوست ندارم ناامیدت کنم برادر

32:53.640 --> 32:56.140
‫ولی چوب فقط تا جایی که
فرو میره از بین میره

32:56.140 --> 32:57.770
‫میدونم

32:57.770 --> 33:00.520
‫پس می‌خوای یه تیکه‌اش
رو یادگاری نگه داری؟

33:13.520 --> 33:16.140
‫می‌خوام کنار تو بمیرم

33:24.270 --> 33:28.230
‫من دارم می‌میرم ولی تو نه
‫لحظه‌ای که بمیرم تو رها میشی

33:28.230 --> 33:30.310
‫رها از چی؟

33:30.310 --> 33:33.980
‫رها از برادر پادشاه دیوانه‌ات

33:33.980 --> 33:36.100
‫می‌تونی هر کاری که دلت می‌خواد بکنی

33:36.100 --> 33:38.850
‫این خواسته قلبی منه

33:43.730 --> 33:47.560
‫«نیکلاوس» ، ما دست خودمون نبود
که اینطوری بشیم

33:47.560 --> 33:52.600
‫این حق انتخاب رو "اَستِر"
و «مایکل» ازمون گرفتن

33:52.600 --> 33:55.480
‫از ما دزدیدنش «نیکلاوس»

33:55.480 --> 33:59.480
‫منم پس‌ـش می‌گیرم

33:59.480 --> 34:03.190
‫برادر ، امشب واقعاً یه مسیر دیدم

34:03.190 --> 34:06.770
‫آینده‌ای برای همه کسایی که
برامون عزیزن رو دیدم

34:06.770 --> 34:10.640
...و بعدش که به آینده خودم نگاه کردم

34:13.230 --> 34:22.060
‫هدفم از زندگیم ، خواسته‌ی سیری‌ناپذیرم
‫همیشه رستگاری تو بوده

34:24.230 --> 34:26.850
...و بعد از کارهایی که کردم

34:28.810 --> 34:32.600
‫واقعاً فکر می‌کنی رستگار شدم؟

34:32.600 --> 34:36.060
‫بله . باور دارم

34:36.060 --> 34:39.400
‫خیلی ریاکاری

34:39.400 --> 34:42.190
‫مجبورم کردی اون خدافظی‌های
عذاب‌آور رو بکنم

34:42.190 --> 34:46.310
‫و بعدش بدون اینکه به کسی بگی
‫می‌خوای بمیری

34:46.310 --> 34:48.940
‫چقدر من رو می‌شناسی «نیکلاوس»؟

34:48.940 --> 34:51.560
‫بهشون گفتم

34:51.560 --> 34:56.900
‫بهشون گفتم که می‌خوام همیشه و تا ابد
رو دوباره تعریف کنم

34:56.900 --> 34:59.640
...این

34:59.640 --> 35:04.600
...می‌خواستم از این ماجراجویی

35:04.600 --> 35:07.640
‫که در پیشه دنبال کنم

35:19.850 --> 35:23.480
‫همه‌شون دعام کردن

35:27.640 --> 35:29.810
‫- «هوپ» چی؟
‫- خب...

35:29.810 --> 35:33.640
‫اون «مارسل» ، «ربکا» و «فِرِیا» رو داره

35:33.640 --> 35:37.600
‫حتی تو چشمای «کول» نگاه کردم
و بهش گفتم

35:37.600 --> 35:41.190
‫اگه مراقبش نباشه روحم میاد سراغش
‫و عذابش میده

35:46.520 --> 35:51.060
‫اون بهترین بخش از وجودمه

35:51.060 --> 35:53.190
‫آره . هست

36:51.060 --> 36:53.140
2تا جادوگر و یه گرگینه

36:55.730 --> 36:59.060
‫این بچه حتماً بچه‌ی بی‌اعصابی میشه

37:02.770 --> 37:04.690
‫واقعاً؟

37:04.690 --> 37:08.140
‫به چمدونم خیره شدم «فِرِیا»

37:08.140 --> 37:10.140
‫و به فکرم رسید اگه اون دیوانه

37:10.140 --> 37:12.900
‫«کلاوس مایکلسون» رو میگم
‫این جرأت رو داشته باشه که

37:12.900 --> 37:15.440
‫همه چیزش رو برای خانواده‌اش فدا کنه

37:15.440 --> 37:21.440
‫شاید منم بتونم جرأت پیدا کنم ‫تا با
احتمال از دست دادن کسی کنار بیام

37:39.810 --> 37:44.100
‫اگه من برم شما هم میرین
‫دیگه خون‌آشامی نمی‌مونه

37:44.100 --> 37:45.730
‫ما این شهر رو پس میدیم

37:45.730 --> 37:48.770
‫چند ساعت دیگه قطار حرکت می‌کنه

37:48.770 --> 37:51.770
‫پس برای آخرین‌بار از "نيو اورلانز" دیدن کنین

37:51.770 --> 37:55.350
‫بعدش از اینجا گم‌شید برین

37:55.350 --> 37:57.060
‫برای منم گرفتی؟

38:05.730 --> 38:10.190
‫می‌خوام با تو باشم «مارسل»

38:10.190 --> 38:11.850
‫واقعاً؟

38:11.850 --> 38:14.690
‫ولی یه مسئله‌ای هست

38:14.690 --> 38:17.730
‫همیشه یه مسئله‌ای هست

38:17.730 --> 38:20.350
‫یه درمان توی «میستیک‌فالز» به اسم من هست

38:20.350 --> 38:22.850
‫و می‌خوام اون رو بخورم

38:22.850 --> 38:25.100
‫می‌خوام یه زندگی انسانی داشته باشم

38:29.690 --> 38:32.270
‫«مارسل جرارد»

38:32.270 --> 38:37.850
‫تو دوستم ، شریکم و عشقمی

38:37.850 --> 38:41.940
‫و اگه حاضری 100 سال آینده رو داشته باشیم

38:41.940 --> 38:49.100
‫و پیر شدنم رو به چشم ببینی
...و در زمان مرگم دستام رو بگیری

38:52.310 --> 38:55.310
‫خیلی دوست دارم زنت باشم

39:17.600 --> 39:20.310
‫حاضرم

39:51.560 --> 39:54.190
‫اگه بعد از این هیچی نباشه چی؟

39:54.190 --> 40:01.560
‫آرامشی نباشه
‫تاریکی محض باشه

40:01.560 --> 40:05.600
‫باهم باهاش روبرو میشیم

40:15.310 --> 40:18.350
‫مثل همیشه

40:18.350 --> 40:22.520
‫من سزاوار عشقی که
برام گذاشتی نیستم برادر

40:24.850 --> 40:28.560
‫ولی خیلی قدردانتم

40:34.980 --> 40:38.440
‫سفر باشکوهی با تو داشتم «نیکلاوس»

40:42.900 --> 40:45.400
‫بزرگترین افتخارم بود

41:44.500 --> 41:45.500
" پایان "

41:46.500 --> 41:47.500
مترجیمن : معین و رضا
‫(DeathStroke & MoieN)

41:48.500 --> 42:21.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
