WEBVTT

00:01.236 --> 00:02.642
پیش از این در
"The Originals"

00:02.867 --> 00:05.104
به گمونم توی زندگی بعدی می‌بینمت

00:05.106 --> 00:07.134
‫منتظر یه رقص دیگه می‌مونم

00:07.236 --> 00:09.966
‫مادرم...گذاشتی بمیره

00:14.986 --> 00:17.236
هوپ» داره قدرت رو از ما می‌گیره»

00:23.526 --> 00:26.776
‫اگه اون بمیره فقط اون رو از دست نمیدم

00:27.316 --> 00:29.234
‫نفرینم رو هم فعال می‌کنم

00:29.236 --> 00:32.774
‫جادوی سیاه داره «هوپ»
رو ‫به کلی نابود می‌کنه

00:32.776 --> 00:33.904
خب ، چطوری جلوش رو بگیریم؟

00:33.906 --> 00:35.564
‫هیچ کاری ازمون برنمیاد

00:36.166 --> 00:38.206
‫اون دخترمه

00:48.276 --> 00:51.564
‫خیلی وقته که باهم نوشیدنی نخوردیم

00:51.566 --> 00:54.116
‫لازمت میشه

00:55.986 --> 00:58.234
‫اینطور برداشت می‌کنم که
دِوینا» خبر خوبی نیاورده»

00:58.236 --> 01:01.064
‫اون و «فِرِیا» کل هفته کتابای
جادویی رو بررسی کردن

01:01.066 --> 01:03.404
‫دنبال یه راه‌حل نهایی برای
‫کمک به «هوپ» بودن

01:03.406 --> 01:05.554
دیگه راهی ندارن -
این رو قبول نمی‌کنم -

01:05.856 --> 01:07.444
ببین ، من اون بچه رو دوست دارم

01:07.446 --> 01:09.654
به‌خاطر اینکه دوستش دارم
‫این رو بهت میگم

01:09.656 --> 01:11.984
‫هیچ راه‌حل جادویی نداره

01:11.986 --> 01:16.154
‫شاید یه‌کم بیشتر وقت داشته باشه
ولی قراره اولین ماه کاملش رو تجربه کنه

01:16.156 --> 01:18.154
‫چون نفرینش رو فعال کرده

01:18.156 --> 01:20.064
‫با هر جادوگری که مشورت گرفتیم

01:20.066 --> 01:21.614
‫مطمئن بود که اون شب رو
به صبح نمیرسونه

01:21.616 --> 01:24.654
‫پس با «فِرِیا» صحبت می‌کنیم
‫یه طلسم بندگی روش اجرا می‌کنه

01:24.656 --> 01:26.154
‫این راه‌حل‌ـه

01:26.156 --> 01:29.116
‫همچین طلسم قدرتمندی
‫فقط باعث میشه زودتر بمیره

01:32.446 --> 01:35.156
‫دیگه قطعیه «آلایژا»

01:37.116 --> 01:40.154
‫بیشتر از این نمی‌تونیم ازش مخفیش کنیم

01:40.156 --> 01:45.194
‫باید یه فرصتی برای خدافظی داشته باشه

01:45.196 --> 01:48.946
‫و هردومون خوب میدونیم
‫که کی باید بهش بگه

01:52.906 --> 01:56.484
‫اون قبول نمی‌کنه

01:56.486 --> 01:57.734
‫وادارش کن

01:57.736 --> 02:01.446
‫اون داره می‌میره «آلایژا»

02:02.526 --> 02:04.564
«نیکلاوس»

02:04.566 --> 02:07.194
‫سوار ماشین شو
هوپ» رو یه جایی می‌بریم»

02:07.196 --> 02:09.354
‫- دیوونه شدی؟
‫- می‌تونه تو ماشین بخوابه

02:09.356 --> 02:11.354
‫- مطمئناً شنیدی «مارسل» چی گفت
‫- اون هیچی نمیدونه

02:11.356 --> 02:13.314
‫- کجا میریم؟
‫- مدرسه «هوپ» بلده چطوری

02:13.316 --> 02:15.694
‫در اولین تبدیل گرگینه‌ها عمل کنه
شاید یه جایی داشته باشن

02:15.696 --> 02:16.984
میستیک‌فالز»؟»

02:16.986 --> 02:18.654
‫اینطور برداشت می‌کنم که
‫یه نقشه‌ای داری

02:18.656 --> 02:22.444
‫دارم و زمانی که اجراش می‌کنم
‫باید مواظبش باشی

02:22.446 --> 02:24.484
‫تا مطمئن بشی خودش رو تخلیه نکنه

02:24.486 --> 02:27.234
‫بهتر نیست کسی رو پیدا کنی که
‫«هوپ» یه‌کم کمتر از من ازش متنفره؟

02:27.236 --> 02:30.154
‫شاید حتی هر کسی که تا حالا دیده

02:30.156 --> 02:32.154
‫اینکه «هوپ» نسبت به تو چه حسی داره
‫فایده‌ای نداره

02:32.156 --> 02:34.984
‫فقط تا زمان بالا اومدن کامل ماه
‫برای نجاتش وقت دارم

02:34.986 --> 02:37.114
‫ما هزاران سال اجتناب‌ناپذیری رو شکست دادیم

02:37.116 --> 02:39.234
‫الانم تسلیمش نمیشم

02:39.236 --> 02:42.944
‫خواهش می‌کنم «آلایژا»

02:42.946 --> 02:45.856
‫تو تنها کسی هستی که بهش اعتماد دارم

02:48.800 --> 02:49.800
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:50.800 --> 02:57.000
‫"The Originals"
فصل 5
قسمت 12 : داستان دو گرگ

02:58.000 --> 03:05.000
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:06.856 --> 03:09.114
‫در مدرسه «سالواتور»
‫برای جوانان و مستعدان

03:09.116 --> 03:11.276
‫روحیه برامون مهمه

03:15.356 --> 03:18.444
‫مشخصه که آموزش اولویت ماست

03:18.446 --> 03:23.234
«ما شاگردهایی رو به مسابقات «آیوی
‫«سیلیکون ولی» فرستادیم

03:23.236 --> 03:27.904
‫البته اگه به دنبال ‫دوره‌ی
آموزشی خاص‌تری باشین

03:27.906 --> 03:31.274
‫بهتون اطمینان میدم که بی‌همتا هستیم

03:31.276 --> 03:35.154
‫ما معتقدیم که اینجا باید
‫گونه‌های مختلف قاطی هم باشن

03:35.156 --> 03:38.564
‫پس به جز ماه کامل

03:38.566 --> 03:42.984
خون‌آشام‌ها ، جادوگرها و گرگینه‌ها
‫در صلح باهم زندگی می‌کنن

03:42.986 --> 03:45.484
‫دورگه‌ها رو کجا نگه میداری؟

03:45.486 --> 03:46.944
‫توی انبار؟

03:46.946 --> 03:48.484
‫ببخشید

03:48.486 --> 03:53.196
‫یه لحظه باید به این خدمتکارِ
‫جدید و گیج‌مون کمک کنم

03:54.616 --> 03:57.406
‫بیا «باب» . ‫نشونت میدم توالت کجاست

04:01.616 --> 04:03.194
‫جدی؟

04:03.196 --> 04:07.194
‫بدونن تو اومدی اینجا
‫اینا هم فراری میشن

04:07.196 --> 04:09.614
‫نه که این بچه‌ها چاره‌ی دیگه‌ای
‫جز موندن دارن

04:09.616 --> 04:12.524
‫فکر می‌کردم یه قراری در مورد
‫اومدن به «میستیک‌فالز» گذاشتیم

04:12.526 --> 04:14.066
‫اون برای مدت‌ها پیشه

04:14.946 --> 04:18.944
‫به کمکت نیاز دارم «کرولاین»
‫«هوپ» داره می‌میره

04:18.946 --> 04:20.854
‫اون جادوی سیاه رو جذب کرده

04:20.856 --> 04:22.444
‫و جادوی سیاه داره اون رو
‫نابود می‌کنه

04:22.446 --> 04:25.024
‫از ماه کامل امشب زنده نمی‌مونه

04:25.026 --> 04:26.854
‫نفرینش رو فعال کرده؟

04:26.856 --> 04:28.814
‫تقصیر من بود

04:28.816 --> 04:33.654
‫فکر می‌کردم گرگ‌های «هلال ماه»
‫می‌تونن تبدل‌شون رو کنترل کنن

04:33.656 --> 04:34.854
‫اولیش رو نمی‌تونن

04:34.856 --> 04:36.734
‫یه مرحله گذارـه . اجتناب‌ناپذیرـه

04:36.736 --> 04:38.654
خب ، چه کمکی از دستم برمیاد؟

04:38.656 --> 04:43.194
به یه گونه‌ی نادر از جادوگرها نیاز دارم

04:43.196 --> 04:46.064
‫از محفل «جِمِنای»

04:46.066 --> 04:48.654
‫جدی که نمیگی؟

04:48.656 --> 04:52.026
‫به دخترهات نیاز دارم «کرولاین»

04:57.446 --> 04:59.566
‫دفتر خاطرات «استفن سالواتور»

05:01.816 --> 05:06.854
‫نباید بهش دست بزنیم ‫ولی من
عملاً همه‌ـش رو حفظ کردم

05:06.856 --> 05:08.694
‫هشدار اسپویلر :

05:08.696 --> 05:12.734
‫بابا شرور داستانه
و تو هم نوچه‌ی شرور

05:12.736 --> 05:15.154
‫- از یه دید خیلی متعصبانه
‫- آره خب

05:15.156 --> 05:17.154
‫منم تردید دارم

05:17.156 --> 05:24.024
«پرونده‌های میستیک‌فالز»
‫از «آلاریک سالتزمن» - جلد اول

05:24.026 --> 05:27.236
‫تو همه داستانا بابا یه گرگ خبیثه

05:32.406 --> 05:34.734
‫«هوپ» ، چیه؟ ‫چی شده؟

05:34.736 --> 05:37.404
‫هیچی . خوبم

05:37.406 --> 05:39.654
‫«دِوینا» گفت برای دردت بهت قرص داده

05:39.656 --> 05:42.404
‫ببین ، میدونی واقعاً چی باعث میشه
‫حس بهتری پیدا کنم؟

05:42.406 --> 05:45.734
‫اینکه روزم رو با هر کسی جز تو بگذرونم

05:45.736 --> 05:47.984
‫بیا از اینجا بریم

05:47.986 --> 05:50.774
‫یه جایی تو شهر می‌شناسم
‫برگرهای خیلی کثیفی درست می‌کنه

05:50.776 --> 05:52.614
‫- بیا بریم اونجا
‫- گشنم نیست

05:52.616 --> 05:54.616
‫باشه . می‌تونی میلک‌شِیک بخوری

05:56.276 --> 05:57.734
‫نه

05:57.736 --> 05:59.694
به هیچ‌وجه

05:59.696 --> 06:02.234
‫اونا بچه‌ان

06:02.236 --> 06:04.774
‫اونا ساحره‌های مکنده‌ان
‫برای همین کار زاده شدن

06:04.776 --> 06:06.944
...اول جادو رو می‌مکن

06:06.946 --> 06:08.524
‫بعد میذارن تو یه بدن دیگه

06:08.526 --> 06:13.984
‫خب ، بعد از اینکه از «هوپ» می‌مکنش
‫باید باهاش چی‌کار کنن؟

06:13.986 --> 06:16.984
‫نمی‌تونی یه اهریمن رو بکنی تو
‫شیشه مربا و بذاریش روی طاقچه

06:16.986 --> 06:18.944
‫میذارنش تو من

06:18.946 --> 06:21.984
‫عالیه

06:21.986 --> 06:26.314
اون‌وقت تو می‌تونی به تفکر بپردازی

06:26.316 --> 06:30.354
‫ما هم دست به دعا میشینیم
و خدا خدا می‌کنیم که تو از کوره در نری

06:30.356 --> 06:32.116
‫نه . وایسا

06:34.946 --> 06:36.944
‫یادته تو و دوستات من رو تهدید کردین

06:36.946 --> 06:39.194
‫که غل و زنجیرم می‌کنین
‫و تو سیمان غرقم می‌کنین

06:39.196 --> 06:40.614
‫و من رو میندازین تو عمیق‌ترین اقیانوس؟

06:40.616 --> 06:43.984
‫خب ، وقتی دخترهات جادو رو
درون من قرار دادن

06:43.986 --> 06:47.406
می‌خوام اون تهدید رو عملی کنی

06:49.946 --> 06:51.904
‫این‌دفعه مقاومت نمی‌کنم

06:51.906 --> 06:54.154
‫نه . اون‌موقع من فقط یه بچه بودم

06:54.156 --> 06:55.354
...نمیدونستم

06:55.356 --> 06:58.484
‫مال خیلی وقت پیش بود

06:58.486 --> 07:01.774
‫نمی‌تونم بذارم دخترم بمیره

07:01.776 --> 07:06.814
‫ولی بهت قول میدم ‫دخترهای
تو رو به خطر نمیندازم

07:06.816 --> 07:08.734
‫«کرولاین» ، خواهش می‌کنم

07:08.736 --> 07:10.356
‫«کرولاین»

07:12.486 --> 07:13.986
‫التماست می‌کنم

07:37.406 --> 07:41.524
‫اگه من رو آوردی اینجا که بگی
‫بابام قلبش از جنس طلاست

07:41.526 --> 07:43.444
‫احتمالاً اینجا بدترین جاست

07:43.446 --> 07:45.194
‫چون اون داخل نزدیک دارت یه پلاک هست

07:45.196 --> 07:48.354
‫به یاد زنی که ‫توی یه
مراسم سنگ ماه کشته

07:48.356 --> 07:52.854
‫به فروشگاه اونور خیابون یه نگاه کن
‫که سایه‌بون زغالی داره

07:52.856 --> 07:56.114
‫قبلاً یه زمینی داشتیم که خونه‌مون بود

07:56.116 --> 07:58.524
‫بوش هنوز تو دماغمه

07:58.526 --> 08:03.114
‫بوی چوب در حال سوختن
گل‌های له‌شده ، میوه‌ها

08:03.116 --> 08:07.024
‫پدرت اون روزها همه‌ـش نقاشی می‌کرد

08:07.026 --> 08:08.404
‫رنگ‌ها رو ترکیب می‌کرد

08:08.406 --> 08:11.444
‫به دنبال قرمزهای روشن‌تر
آبی‌های سیرتر

08:11.446 --> 08:14.404
‫عادت داشت نصف‌شب بیدارم می‌کرد

08:14.406 --> 08:16.404
‫که فقط رنگی رو نشونم بده
که قسم می‌خورد

08:16.406 --> 08:17.944
‫خودش اختراع کرده

08:17.946 --> 08:20.736
‫اولین‌باری که رنگ فیروزه‌ای
رو نشونم داد یادمه

08:24.026 --> 08:26.566
‫اولین‌باری که بوی خون
به مشامم رسید هم بود

08:28.656 --> 08:31.814
‫میدونی ، وقتی «مایکل» دید که
‫«نیکلاوس» داره از یه شاخه‌ی کوچیک

08:31.816 --> 08:35.116
‫قلم‌مو درست می‌کنه
...اون شاخه رو گرفت

08:38.196 --> 08:42.066
‫باهاش زد تو صورت برادرم

08:44.856 --> 08:46.736
‫تو چی‌کار کردی؟

08:49.696 --> 08:52.114
نیکلاوس» التماس کرد که باهاش»
‫فرار کنم ولی بهش گفتم

08:52.116 --> 08:56.776
‫که هرگز «ربکا» و «کول» رو
زیر دست «مایکل» ول نمی‌کنم

08:59.116 --> 09:00.774
‫ما هم موندیم

09:00.776 --> 09:03.814
‫و البته که ‫اشتباه بود

09:03.816 --> 09:06.274
...باید با همدیگه فرار می‌کردیم ولی

09:06.276 --> 09:09.314
‫پدرت نمی‌تونست تنها بره

09:09.316 --> 09:15.484
‫ولی براش قسم خوردم ‫که از
اون روز ‫ازش محافظت کنم

09:15.486 --> 09:17.444
‫کره‌ی بادوم‌زمینی داره
‫ته‌ـش هم خامه هست

09:17.446 --> 09:19.774
‫همونطور که دوست داری

09:19.776 --> 09:22.614
«ممنون «لندون

09:22.616 --> 09:25.904
‫خواهش

09:25.906 --> 09:27.944
‫این عمومه

09:27.946 --> 09:30.064
‫از آشنایی‌تون خوشحالم آقای «مارشال»

09:30.066 --> 09:34.814
‫خب «هوپ» ، ‫این اواخر
خیلی پیدات نیست

09:34.816 --> 09:38.314
‫آره . یه سری کارهایی تو خونه دارم

09:38.316 --> 09:43.154
‫خب ، امیدوار بودم برگردی
آخه تو اهل "نيو اورلانز"ـی ، نه؟

09:43.156 --> 09:44.224
‫همیشه دلم می‌خواست برم اونجا

09:44.249 --> 09:47.564
‫شهر چندتا از ‫بزرگترین
موسیقیدان‌های تاریخه

09:47.566 --> 09:50.444
‫باید بری

09:50.446 --> 09:54.566
‫هر جا هم باشی باز یه نفر پیدا میشه
که ‫برات «لوئیس آرمسترانگ» بنوازه

09:59.316 --> 10:02.984
‫راستش یه ‫امشب تو
میدون موسیقی میزنن

10:02.986 --> 10:05.234
‫یعنی همیشه که هست ولی امشب

10:05.236 --> 10:08.024
‫یه‌کم زدن تو کار بلوز و اینا
...منم گفتم شاید بخوای

10:08.026 --> 10:13.404
لندون» ، امشب نمی‌تونم»
‫یه کاری دارم

10:13.406 --> 10:17.444
باشه . ‫گمونم بازم باید
یه شیفت اضافه بردارم

10:17.446 --> 10:21.274
‫نه . خیلی ممنون بابت پیشنهادت
‫و میلک‌شِیک

10:21.276 --> 10:24.774
‫خواهش . از دیدارتون خوشحال شدم

10:24.776 --> 10:25.906
‫همچنین

10:31.486 --> 10:35.694
‫ماه فعلاً کامل نمیشه

10:35.696 --> 10:37.356
‫می‌تونستی باهاش بری

10:39.656 --> 10:40.906
‫چرا قبول نکردی؟

10:44.356 --> 10:46.486
‫چون به‌زودی قراره بمیرم

10:55.736 --> 10:57.654
‫اگه قبول کنیم چی گیرمون میاد؟

10:57.656 --> 11:01.854
‫حس خوبی که بعد از ‫کمک به یه
دوست نیازمند بهتون دست میده

11:01.856 --> 11:04.614
‫خب ، گوشی جدید لازم داریم

11:04.616 --> 11:08.114
‫و باید بهمون اجازه بدی بریم
‫مراسم رقص انقلاب عظیم

11:08.116 --> 11:12.694
‫و تو و بابا ‫قانون
بلندی دامن رو بردارین

11:12.696 --> 11:15.024
‫ضدفمینیستی و ظالمانه‌ست

11:15.026 --> 11:16.486
‫اصلاً هم قشنگ نیست

11:18.066 --> 11:20.064
‫گوشی رو قبول نمی‌کنم

11:20.066 --> 11:22.314
‫شاید مراسم رقص رو قبول کنم

11:22.316 --> 11:25.856
‫و وایسادن جلوی مردسالاری و ‫پوشیدن
دامن شطرنجی ‫رو قبول می‌کنم

11:28.026 --> 11:28.946
‫قبول؟

11:31.906 --> 11:32.986
‫قبول

11:34.776 --> 11:38.614
‫حالا آقای «مایکلسون» براتون توضیح میده
‫که دقیقاً چی ازتون می‌خواد

11:38.616 --> 11:41.564
‫خیلی واضح و ملایم

11:41.566 --> 11:46.276
‫بدون ذره‌ای ‫خشم یا بی‌حوصلگی

11:48.526 --> 11:52.026
‫قبل از همه چیز ازتون تشکر می‌کنم

11:55.946 --> 11:57.854
‫بابا؟

11:57.856 --> 12:02.736
‫قضیه هر چی که هست
‫خوابش رو ببینین

12:06.406 --> 12:08.276
‫از کجا فهمیدی؟

12:10.946 --> 12:13.854
‫همه ساحره‌های خانواده کل هفته
‫تو برج ناقوس زندانی‌ان

12:13.856 --> 12:17.114
‫رگ‌های سیاه ترسناک روی بدنم

12:17.116 --> 12:18.154
...و

12:18.156 --> 12:21.316
‫درد دارم . میدونی؟

12:22.656 --> 12:25.114
‫چقدر وقت دارم؟

12:25.116 --> 12:27.734
...با اوضاعی که داری

12:27.736 --> 12:32.316
‫فکر نمی‌کنیم اونقدری قوی باشی
‫که ماه کامل رو دووم بیاری

12:36.026 --> 12:37.814
‫در برابر چی دووم نیارم؟

12:37.816 --> 12:41.404
‫فقط قراره همه استخون‌های بدنم
همزمان خرد بشه

12:41.406 --> 12:44.654
‫گوش کن چی میگم
‫پدرت دنبال یه علاج می‌گرده

12:44.656 --> 12:48.314
‫حتی همین الان ما اجازه نمیدیم
‫اتفاقی برات بیفته

12:48.316 --> 12:50.814
‫- می‌فهمی؟
‫- «آلایژا»

12:50.816 --> 12:53.114
‫اصلاً شاید اینجوری بهتر باشه

12:53.116 --> 12:56.064
‫چرا این رو میگی؟

12:56.066 --> 13:00.274
‫لباست خیلی ردیفه
‫خیلی جیگر شدی

13:00.276 --> 13:03.904
‫خیلی‌خب پسرها ، بیاین بریم

13:03.906 --> 13:06.154
‫خیلی ببخشید

13:06.156 --> 13:07.314
‫از دستم ول شد

13:07.316 --> 13:08.524
‫عذر می‌خوام

13:08.526 --> 13:10.154
7دلار کم دادین

13:10.156 --> 13:11.694
«نه . اون انعامته «کربی

13:11.696 --> 13:14.356
‫منفی 7 دلار ‫بابت خدمات
ضعیفی که بهمون دادی

13:29.026 --> 13:30.734
‫رانندگی بلدی؟

13:30.736 --> 13:34.776
‫مامان و «دِکلِن» با وانت قدیمی یه‌کم بهم یاد دادن

13:38.656 --> 13:41.444
‫به نظرم دیگه وقتشه که بشینی پشت «بنتلی»

13:41.446 --> 13:42.906
‫باهام بیا

13:56.236 --> 13:57.404
‫«آلاریک»

13:57.406 --> 14:03.526
‫می‌تونی این پایین استراحت کنی
‫تا 1000 مایل از دخترهام دورت کنم

14:14.356 --> 14:17.984
‫اون تابلوی ایسته . تابلوی ایست

14:17.986 --> 14:20.114
‫باشه . باشه . حالا سکته نزن

14:20.116 --> 14:23.114
‫من که نمی‌تونم بکشمت
‫خودمم که دارم می‌میرم

14:23.116 --> 14:26.234
‫حتماً لازمه که این لحظات ‫هنری
که داری یاد می‌گیری رو نابود کنی؟

14:28.616 --> 14:31.114
‫میدونم هدفت چیه

14:31.116 --> 14:34.564
‫میلک‌شِیک بهم میدی
‫و رانندگی یادم میدی

14:34.566 --> 14:36.614
‫این لذت‌های کوچیک زندگی و اینا

14:36.616 --> 14:41.614
‫من تو فکر ‫خودکشی نیستم
اگه نگران اینی

14:41.616 --> 14:43.194
‫میدونی ، وقتی گفتم شاید

14:43.196 --> 14:48.354
‫- مردنم به صلاح باشه منظورم این نبود
خب ، مطمئنم خیلی هم علاقه‌ای -
به زنده موندن نداری

14:48.356 --> 14:50.064
‫اینجوری نیست که بخوام بمیرم

14:50.066 --> 14:52.024
...فقط

14:52.026 --> 14:55.024
‫به نظرم از اولش هم قرار نبوده
وجود داشته باشم

14:55.026 --> 14:59.694
‫به اتفاقات مسخره‌ای فکر می‌کنم
که ‫منجر شد به متولد شدن من

14:59.696 --> 15:01.404
‫بابا 1000 سال زنده می‌مونه

15:01.406 --> 15:06.314
‫یه مراسم عجیب‌غریب انجام میده که تنها
‫خون‌آشامی بشه که می‌تونه بقیه رو تبدیل کنه

15:06.316 --> 15:09.904
‫مامان از این پرورشگاه به اون پرورشگاه میره

15:09.906 --> 15:11.904
‫سر از «میستیک‌فالز» درمیاره

15:11.906 --> 15:14.944
‫- درحالی‌که بابا ناراحت و مست بوده
‫- باشه

15:14.946 --> 15:16.314
‫یه شب با مامان بوده

15:16.316 --> 15:18.234
‫- مامان هم در واقع از روی نفرت باهاش بوده
‫- لازم نیست...

15:18.236 --> 15:20.154
‫- خدایی
‫- بعد از دست‌شون در میره

15:20.156 --> 15:21.986
‫- آره
‫- یه نوزاد معجزه

15:24.066 --> 15:27.194
‫مگه میشه آدم هم معجزه باشه
و هم اشتباه؟

15:27.196 --> 15:29.984
‫هیچ‌کس اشتباه نیست «هوپ»

15:29.986 --> 15:33.064
‫این خانواده با چنگ و دندون جنگیده

15:33.066 --> 15:35.854
‫که زنده نگه‌ـت داره از وقتی
که ‫از وجودت باخبر شده

15:35.856 --> 15:37.154
‫میدونم

15:37.156 --> 15:40.654
‫ولی کائنات قبل از اینکه به دنیا بیام
هم سعی داشته من رو بکشه

15:40.656 --> 15:43.444
‫برای برقراری تعادل طبیعت

15:43.446 --> 15:46.736
‫و ممنونم که ‫شما
انقدر سخت جنگیدین

15:48.446 --> 15:52.524
‫ولی وقتی قدرت رو پس گرفتم
‫میدونستم ممکنه بمیرم

15:52.526 --> 15:54.696
‫تصمیم خودم بود

15:57.446 --> 15:59.276
‫اینجا برو راست

16:21.946 --> 16:25.984
‫خیلی‌خب پس قراره ساعت‌های ‫آخر
عمرم رو بشینیم «کانر» رو تماشا کنیم

16:25.986 --> 16:28.354
‫که مخ نفر دوم مراسم
دختر شایسته میستیک‌فالز» رو بزنه؟»

16:28.356 --> 16:32.904
‫به نظرت دوست‌ـت «لندون» چرا جلوش واینستاد؟

16:32.906 --> 16:37.234
‫نمیدونم . باید کارش رو نگه داره

16:37.236 --> 16:40.316
‫باید کارش رو نگه داره ‫ولی ما
چیزی برای از دست دادن نداریم

16:42.566 --> 16:44.154
‫متوجه‌ای که

16:44.156 --> 16:47.116
‫می‌تونم این کودن‌ها رو مجبور کنم
‫هر کاری تو می‌خوای بکنن

16:52.236 --> 16:56.776
‫یا می‌تونی کاری که الان می‌خوام بکنم
‫رو از حافظه‌شون پاک کنی

17:01.566 --> 17:03.154
‫منظورم این نبود

17:03.156 --> 17:04.814
‫نباید نیروت رو بی‌مهابا مصرف کنی

17:04.816 --> 17:06.524
‫اگه در حال انتقام گرفتن بمیرم

17:06.526 --> 17:08.564
‫- ارزش‌ـش رو داره
‫- «هوپ» ، باید قدرت‌ـت رو نگه داری

17:08.566 --> 17:10.736
‫آروم بگیر . چیزیم نمیشه

17:36.856 --> 17:39.404
‫ماشین...ماشینم

17:39.406 --> 17:41.194
‫خدای من

17:41.196 --> 17:44.314
‫ماشینم رو چی‌کار کردین؟

17:44.316 --> 17:47.406
با ماشینم چی‌کار کردین؟

17:49.406 --> 17:51.154
‫آره . خیلی حال داد

17:51.156 --> 17:53.776
‫آره

17:59.446 --> 18:02.314
‫این رو مصادره می‌کنم برای همیشه

18:02.316 --> 18:04.694
‫خیلی‌خب ، فقط برای امنیت مدرسه‌ست

18:04.696 --> 18:06.234
‫ولی ظاهراً دیگه امنیت
به باد فراموشی سپرده شده

18:06.236 --> 18:08.484
‫چون خودت «ولدمورت» رو به محوطه‌ی
مدرسه دعوت کردی

18:08.486 --> 18:11.944
‫«ریک» ، ما این مدرسه رو درست کردیم
‫که از این بچه‌ها محافظت کنیم

18:11.946 --> 18:13.694
‫«هوپ» هم یکی‌شونه
و تو دردسر افتاده

18:13.696 --> 18:15.986
‫نمی‌تونیم همینجوری بهش پشت کنیم

18:17.986 --> 18:20.276
‫هنوزم چشمات رو کور می‌کنه

18:22.816 --> 18:24.524
‫منظورت چیه؟

18:24.526 --> 18:26.444
‫منظورم «کلاوس مایکلسون»‌ـه

18:26.446 --> 18:31.064
‫یه سوسک کثیف که 1000 ساله که
‫برای زمین خرابی به بار آورده

18:31.066 --> 18:33.484
‫و هیچ‌وقت هم زمین از وجودش پاک نمیشه

18:33.486 --> 18:36.236
‫تو هم می‌خوای قدرت شیطانی
بیشتری بهش بدی؟

18:42.736 --> 18:45.196
‫«کرولاین» ، من...

18:46.696 --> 18:49.984
‫میدونم نیت خوبی داری

18:49.986 --> 18:52.904
‫و منم می‌خوام به «هوپ» کمک کنم

18:52.906 --> 18:54.614
‫معلومه می‌خوام

18:54.616 --> 18:56.114
‫ولی نمی‌تونیم یه ساحره‌ی دیگه رو بیاریم؟

18:56.116 --> 18:59.114
‫از یکی از معلم‌ها کمک بگیریم؟

18:59.116 --> 19:01.024
‫«بانی»؟

19:01.026 --> 19:03.904
‫این چیزی که نیست
که «بانی» بتونه انجام بده

19:03.906 --> 19:06.774
‫دخترهای ما می‌تونن

19:06.776 --> 19:09.274
‫اون‌وقت می‌تونی یه بطری شامپاین باز کنی

19:09.276 --> 19:12.154
‫و غرق شدنش تو اقیانوس اطلس رو تماشا کنی
همه به خواسته‌شون میرسن

19:12.156 --> 19:15.696
‫آره . تا حالا چندبار سعی کردیم
‫ته اقیانوس غرقش کنیم؟

19:17.406 --> 19:20.736
‫این‌دفعه خودش همکاری می‌کنه

19:22.116 --> 19:28.194
‫خیلی‌خب ، بیا یه لحظه ‫فرض کنیم
‫که برای باور حرفش دلیل کافی داری

19:28.196 --> 19:30.984
‫به نظرت همین کفایت می‌کنه؟

19:30.986 --> 19:34.816
‫اقیانوس هم برای نگه داشتنش
‫عظمت کافی رو نداره «کر»

19:36.116 --> 19:37.736
نه

19:40.526 --> 19:42.904
‫سیستم تحسین‌برانگیزی داره

19:42.906 --> 19:44.444
‫یقین دارم خیلی مطمئنه

19:44.446 --> 19:47.736
‫البته اگه بچه‌گرگینه باشی
و به دوران بلوغ نرسیده باشی

19:50.566 --> 19:53.064
‫ولی من یه‌کم از اون دوران گذشتم

19:53.066 --> 19:54.024
‫«کلاوس»

19:54.026 --> 19:57.194
‫«آلاریک» راست میگه
اقیانوس جلوی من رو نمی‌گیره

19:57.196 --> 20:03.814
‫وقتی جادوی «هالو» رو ‫از «هوپ»
بیرون کشیدم نمی‌خوام غرقش کنم

20:03.816 --> 20:05.354
‫اون چیه؟

20:05.356 --> 20:10.116
‫این آخرین چوب «بلوط سفید»ـه

20:12.776 --> 20:14.114
‫وقتی اون قدرت رفت تو وجودم

20:14.116 --> 20:17.236
‫فقط یه راه هست که مطمئن بشیم
‫برای همیشه از بین رفته

20:19.906 --> 20:22.236
‫یکی باید من رو بکشه

20:35.776 --> 20:37.314
‫اندازه‌ان

20:37.316 --> 20:38.314
...یه‌کم خاک گرفتن ولی

20:38.316 --> 20:40.944
...خب ، صاحبش قبلی یه دهه پیش مرد پس

20:40.946 --> 20:44.154
‫اونم قبل فدا کردن جونش
صلاح ندونست به من بگه

20:44.156 --> 20:45.114
‫- «کرولاین»
‫- نه

20:45.116 --> 20:46.854
‫چرا حقیقت رو بهم نگفتی؟

20:46.856 --> 20:49.154
‫فکر می‌کردی نمیذارم انجامش بدی؟

20:49.156 --> 20:50.614
‫خب ، شاید اصلاً دلم نمی‌خواست بدونم

20:50.616 --> 20:53.484
‫چوب «بلوط سفید» از کجا گیر آوردی؟

20:53.486 --> 20:56.564
‫مال چند دهه پیش‌ـه

20:56.566 --> 21:00.524
‫می‌خواستم نابودش کنم ‫اما اون‌موقع
جاودانگی سنگینی می‌کرد

21:00.526 --> 21:03.854
‫شاید بتونیم یه‌کم زمان برات بخریم

21:03.856 --> 21:07.906
‫جادو تو وجود «هوپ» بیش از حد ریشه کرده

21:09.406 --> 21:13.223
‫امشب وقتی گیر کرده
‫بین انسان و حیوان

21:13.248 --> 21:15.486
دخترهات می‌تونن ‫جادو
رو ازش بکشن بیرون

21:17.066 --> 21:19.734
‫مطمئنی راه دیگه‌ای وجود نداره؟

21:19.736 --> 21:21.156
‫همیشه یه راه دیگه وجود داره

21:22.486 --> 21:24.904
‫یه جایی به یه زبون فراموش‌شده

21:24.906 --> 21:27.944
‫تو یه شهر مدفون زیر گدازه
‫و احتمالاً راز تمام‌ خواسته‌ی

21:27.946 --> 21:30.856
‫من رو یه جا باهم داره

21:34.026 --> 21:39.026
‫ولی امروز پیداش نمی‌کنم
‫و فقط هم امروز رو وقت دارم

21:47.776 --> 21:51.774
ریک» رو راضی می‌کنم»
‫اجازه بده دخترهامون کمکت کنن

21:51.776 --> 21:54.114
‫چون الان پدر خوبی هستی

21:54.116 --> 21:57.654
‫و آدم خوبی هم شدی
و چجوری می‌تونم

21:57.656 --> 22:01.526
‫بهت بگم این‌کار رو نکن وقتی
...همیشه‌ی خدا فقط همین رو

22:11.856 --> 22:18.066
‫خیلی آسون‌تر می‌شد اگه
‫همون گرگ خبیث می‌موندی

22:24.066 --> 22:26.906
‫اینجا وایسا تا بیام

22:38.276 --> 22:39.314
‫میدونی ، اگه پدرت بفهمه
گذاشتم این‌کار رو بکنی

22:39.316 --> 22:40.654
‫من رو می‌کشه

22:40.656 --> 22:42.064
‫بهش نمیگم

22:42.066 --> 22:43.484
‫لطفاً نگو

22:43.486 --> 22:48.986
‫بیا برگردیم مدرسه ‫، خب؟
باید دراز بکشم

22:50.616 --> 22:51.986
‫هی

22:52.986 --> 22:54.814
‫تو این مبارزه خودت رو نباز

22:54.816 --> 22:58.114
‫دیگه خیلی دیره «آلایژا» ‫، خب؟

22:58.116 --> 22:59.614
‫حس‌ـش می‌کنم

22:59.616 --> 23:02.614
‫باید به بابام بگی دیگه الکی تلاش نکنه

23:02.616 --> 23:04.274
‫تو عمرش به اندازه کافی عذاب کشیده

23:04.276 --> 23:06.614
‫به‌خاطر توئه که زندگی
پر از عذابش بیهوده نبوده

23:06.616 --> 23:08.114
‫حالا اگه نمی‌خوای به‌خاطر خودت مبارزه کنی

23:08.116 --> 23:10.734
‫- به‌خاطر اون مبارزه کن
‫- دیگه نمی‌خوام مبارزه کنم

23:10.736 --> 23:12.944
‫نمی‌تونم بابام رو نجات بدم

23:12.946 --> 23:16.154
‫خب؟ من ناجی نیستم
‫من بیشتر قاتلم تا ناجی

23:16.156 --> 23:17.274
‫گوش کن به من

23:17.276 --> 23:19.404
‫قضیه اون مرد تو کلیسا تقصیر تو نبود

23:19.406 --> 23:21.654
‫- منظورم مامانمه
‫- قضیه مادرت تقصیر تو نبود

23:21.656 --> 23:23.774
‫تقصیر من بود . من رو سرزنش کن

23:23.776 --> 23:25.274
‫میدونی چیه؟ سعیم رو کردم

23:25.276 --> 23:27.814
‫از هر زاویه‌ای بهش نگاه می‌کنم
‫بازم تقصیر منه

23:27.816 --> 23:29.654
‫«رومن» و مامانش از من می‌ترسیدن

23:29.656 --> 23:33.944
‫اصلاً من بودم که دزدیدمش
‫من بودم که گذاشتم بدزدنش

23:33.946 --> 23:35.314
‫این خانواده بهت نیاز داره

23:35.316 --> 23:37.774
‫ما بهت نیاز داریم و زنده هم می‌مونی

23:37.776 --> 23:38.854
‫چرا؟

23:38.856 --> 23:42.814
‫چرا؟ من کل عمرم سعی کردم
‫خانوادمون رو دورهم جمع کنیم

23:42.816 --> 23:46.114
‫و بیشتر نابودش کردم ، خب؟ خرابش کردم

23:46.116 --> 23:49.154
‫پس خواهش می‌کنم بذار برم
چون خسته‌ام

23:49.156 --> 23:51.314
‫خیلی خسته‌ام

23:51.316 --> 23:54.566
‫فقط مامانم رو می‌خوام
‫فقط مامانم رو می‌خوام

23:56.486 --> 23:57.814
خدایا

23:57.816 --> 24:00.526
‫«هوپ»؟ چی شد؟

24:04.906 --> 24:06.656
‫«نیکلاوس»

24:08.906 --> 24:09.944
‫یهو غش کرد

24:09.946 --> 24:12.196
‫- نمیدونم...
‫- ساکت

24:13.066 --> 24:14.194
‫قلبش نمیزنه

24:14.196 --> 24:15.854
‫خواهش می‌کنم . خواهش می‌کنم

24:15.856 --> 24:17.196
‫«هوپ»

24:31.856 --> 24:33.776
‫«هوپ»؟

24:37.816 --> 24:39.446
‫مامان

24:52.386 --> 24:54.404
‫چی شد؟ چرا اینجایی؟

24:54.906 --> 24:56.814
‫مریض بودم

24:56.816 --> 24:59.904
‫مامان ، خیلی چیزها باید برات تعریف کنم

24:59.906 --> 25:01.404
‫نباید اینجا باشی

25:01.406 --> 25:02.774
‫- هنوز برات زوده
‫- اشکال نداره

25:02.776 --> 25:05.154
‫خودم می‌خوام اینجا باشم
‫می‌خوام اینجا پیش تو باشم

25:05.156 --> 25:07.314
‫نه . باید برگردی

25:07.316 --> 25:09.194
‫باید با این مریضی بجنگی

25:09.196 --> 25:10.234
‫«هوپ» ، بیدار شو

25:10.236 --> 25:13.524
‫«کرولاین» رو بیار
‫بگو دخترهاش رو بیاره

25:13.526 --> 25:14.486
‫برو

25:15.776 --> 25:18.064
‫خواهش می‌کنم برگرد پیشم

25:18.066 --> 25:19.394
‫«هوپ»

25:20.196 --> 25:21.776
‫«هوپ»

25:23.196 --> 25:25.904
‫باید..باید برگردی پیش بابات

25:25.906 --> 25:29.944
‫مامان ، خیلی متأسفم
خیلی متأسفم

25:29.946 --> 25:32.694
‫بابت اتفاقاتی که افتاد
‫نمی‌تونم خودم رو ببخشم

25:32.696 --> 25:36.196
‫چه بد چون من می‌بخشمت

25:37.736 --> 25:40.524
‫من می‌بخشمت «هوپ»

25:40.526 --> 25:42.694
‫و میدونم که ترسیدی

25:42.696 --> 25:45.274
‫و میدونم که غمگینی
‫هیچ اشکالی هم نداره

25:45.276 --> 25:50.654
‫اتفاقی که امسال افتاد به‌خاطر نفرت
‫و زشتی بود که خیلی قبل از تو و من

25:50.656 --> 25:52.234
‫به دنیا اومده بود

25:52.236 --> 25:55.614
‫ازت می‌خوام با این مریضی بجنگی

25:55.616 --> 25:58.114
‫«هوپ» ، بیدار شو

25:58.116 --> 26:02.484
‫ولی می‌خوام اینجا باشم
‫نمی‌خوام اینجا تنهات بذارم

26:02.486 --> 26:05.524
‫«هوپ» ، من تنها نیستم

26:05.526 --> 26:06.906
‫گوش کن

26:11.986 --> 26:13.656
‫باهام بیا

26:23.656 --> 26:25.156
‫ببین

26:35.026 --> 26:37.486
‫«جکسون» اینجاست

26:41.356 --> 26:43.694
‫پدر و مادرم

26:43.696 --> 26:45.406
‫مامان‌بزرگ «مری»

26:50.656 --> 26:56.236
‫من به‌خاطر تو نمردم
من به‌خاطر تو در آرامشم

27:00.316 --> 27:03.656
‫اگه برگردم هیچ‌وقت می‌تونم دوباره ببینمت؟

27:06.946 --> 27:10.356
‫تا زمان خیلی خیلی زیادی نه

27:13.856 --> 27:16.354
‫پس بهتره داستان‌های خوبی بسازی ، خب؟

27:16.356 --> 27:18.354
‫هنرمند باش

27:18.356 --> 27:20.354
‫صدات رو استفاده کن

27:20.356 --> 27:22.354
‫ماجراجویی کن

27:22.356 --> 27:26.276
‫و حداقل یه داستان عشقی حماسی داشته باش

27:31.406 --> 27:33.856
‫با تمام وجود خودت باش

27:35.526 --> 27:40.356
‫چون بهترین بخش
وجود من ‫درونه توئه

27:42.356 --> 27:44.444
‫دوست‌ـت دارم مامان

27:44.446 --> 27:46.776
‫منم دوست‌ـت دارم

27:48.566 --> 27:51.236
‫همیشه و تا ابد

27:52.486 --> 27:55.236
‫نمی‌خوام ولت کنم

28:04.236 --> 28:06.774
‫می‌خوام یه کاری برام بکنی

28:06.776 --> 28:10.194
‫خواهش می‌کنم «هوپ» . خواهش می‌کنم

28:10.196 --> 28:12.314
‫«هوپ» ، برگرد پیشم

28:12.316 --> 28:14.696
‫«هوپ» ، خواهش می‌کنم

28:16.356 --> 28:18.154
‫«هوپ»

28:18.156 --> 28:19.314
‫بابا

28:19.316 --> 28:22.564
‫حال‌ـت خوبه . حال‌ـت خوبه

28:22.566 --> 28:24.776
‫بابا

28:27.946 --> 28:30.854
‫- بابا ، من نمی‌خوام بمیرم . نمی‌خوام بمیرم
‫- میدونم

28:30.856 --> 28:33.274
‫- نذار بمیرم
‫- میدونم . قرار نیست بمیری

28:33.276 --> 28:35.114
‫عزیزدلم ، تو نمی‌میری

28:35.116 --> 28:42.024
‫من راه نجات جونت رو پیدا کردم
‫و فردا صبح همه چیز بهتر میشه

28:42.026 --> 28:43.656
‫بهت قول میدم

28:45.066 --> 28:46.526
‫قول میدم

29:05.696 --> 29:09.314
‫ببین ، میدونم خیلی شب ایده‌آلی نیست

29:09.316 --> 29:12.524
‫ولی زمان‌بندی درسته

29:12.526 --> 29:14.314
‫وقتی تو مرحله‌ی نیمه‌تبدیلی

29:14.316 --> 29:17.654
‫دخترهای «سالتزمن» می‌تونن جادو
‫رو ازت بیرون بکشن

29:17.656 --> 29:19.986
‫از این قضیه مطمئنی؟

29:21.776 --> 29:23.526
‫آره

29:25.406 --> 29:27.694
‫بعداً به خود جادو هم رسیدگی می‌کنم

29:27.696 --> 29:30.064
...امشب

29:30.066 --> 29:32.486
‫شب توئه

29:39.406 --> 29:41.776
‫الان برمیگردم

30:00.156 --> 30:02.526
‫یه‌جورایی تنها به‌نظر میرسیدی

30:07.116 --> 30:09.356
‫یه چیزی رو میدونی؟

30:11.906 --> 30:18.854
‫وقتی به دنیا اومدی من گفتم
که تو ‫ناجی این خانواده هستی

30:18.856 --> 30:21.154
‫انصاف نبود

30:21.156 --> 30:23.526
‫ما نباید خودمون رو مینداختیم گردن تو

30:25.986 --> 30:31.274
‫وقتی به پدرم قول دادی ‫همیشه
ازش محافظت کنی چند سالت بود؟

30:31.276 --> 30:33.566
‫خیلی بزرگتر از من بودی؟

30:34.446 --> 30:36.116
‫نه

30:38.736 --> 30:42.404
‫«آلایژا» ، به نظر من
ما جفت‌مون با مسئولیت‌هایی

30:42.406 --> 30:45.856
‫به دنیا اومدیم که حق‌مون نبوده

30:51.196 --> 30:52.654
‫چیه؟

30:52.656 --> 30:54.734
...هیچی . فقط

30:54.736 --> 30:57.066
‫خیلی شبیه مادرتی

31:03.946 --> 31:05.524
‫دیدمش

31:05.526 --> 31:08.114
‫- یعنی چی دیدیش؟
‫- وقتی غش کردم

31:08.116 --> 31:12.196
...احتمالاً فقط یه خوش‌خیالی بود ولی

31:14.406 --> 31:19.446
‫بهم گفت که بهت بگم ‫که
هنوز منتظر اون رقص‌ـه

31:23.566 --> 31:30.484
‫احتمالاً فقط یه بخش عجیب‌غریب
...‫ناخودآگاهم بوده ولی

31:30.486 --> 31:34.314
‫در هر صورت خواب خوب دیدن
حس خوبی داره

31:34.316 --> 31:36.906
‫خیلی وقت بود خواب خوب ندیده بودم

31:41.816 --> 31:43.776
‫آره

31:58.156 --> 32:01.906
‫انگار دوست‌ـت مجبور نشد
شیفت اضافه برداره

32:05.356 --> 32:07.196
‫بچه خوبی باش

32:26.816 --> 32:28.444
‫فکر کردم باید جایی باشی

32:28.446 --> 32:32.986
آره . راستش معلوم شد
‫می‌تونم یه‌کم اینجا باشم

32:35.816 --> 32:37.854
‫ولی زود باید برم خونه

32:37.856 --> 32:39.944
‫مدرسه خصوصی‌تون با اون دروازه‌های آهنیش

32:39.946 --> 32:43.154
‫نمی‌خواد دانش‌آموزهای خفنش تا
دیروقت ‫با لات و لوت‌های شهری بگردن؟

32:43.156 --> 32:45.024
‫چه عجیب

32:45.026 --> 32:48.484
‫نه . پشت اون دروازه‌ی آهنی
لات و لوت زیاد هست

32:48.486 --> 32:50.816
‫باور کن

32:52.156 --> 32:55.114
‫خب ، اون دیوث که امروز
تو "گریل" بود رو یادته؟

32:55.116 --> 32:57.694
‫ظاهراً ‫زده ماشینش رو داغون کرده

32:57.696 --> 33:00.444
‫حالا هم که تو اینجایی
موسیقی هم که ردیفه

33:00.446 --> 33:04.404
‫پس قبل از اینکه خوش‌شانسیم
...تموم بشه که میشه

33:04.406 --> 33:07.274
‫می‌خوای برقصیم و اینا؟

33:07.276 --> 33:08.694
‫می‌خوای باهات برقصم؟

33:08.696 --> 33:10.274
‫فقط هشدار بدم که
ممکنه رقصم ریده باشه

33:10.276 --> 33:12.944
‫به این قضیه از قبل فکر نکردم

33:12.946 --> 33:15.564
‫یه‌جورایی دارم تو لحظه زندگی می‌کنم

33:15.566 --> 33:17.114
‫نه

33:17.116 --> 33:19.906
‫میدونی ، خودمم باید بیشتر این‌کار رو بکنم

33:21.156 --> 33:23.156
‫خیلی‌خب

33:35.356 --> 33:39.656
‫نگران نباش . کار بدی نمی‌کنم

33:42.066 --> 33:47.196
‫ممنونم ‫که اجازه دادی
دخترهات وارد ‫این آشوب بشن

33:48.406 --> 33:50.236
‫که بهم اعتماد کردی

33:52.446 --> 33:55.854
‫سال‌ها پیش وقتی دخترها خیلی کوچیک بودن

33:55.856 --> 33:58.524
‫تو دردسر افتاده بودم

33:58.526 --> 34:01.774
‫ترسیده بودم و فقط دخترها
‫رو سوار ماشین کردم

34:01.776 --> 34:03.114
‫و راه افتادم

34:03.116 --> 34:06.316
‫و سر از "نيو اورلانز" درآوردم

34:07.446 --> 34:10.614
‫و دنبال تو می‌گشتم

34:10.616 --> 34:14.564
...تو اونجا نبودی ولی

34:14.566 --> 34:16.314
‫ولی منظورم اینه که

34:16.316 --> 34:20.616
‫یه بخشی از وجودم همیشه
...میدونست که

34:22.196 --> 34:25.736
‫تو آدم بده‌ی قصه‌ی من نیستی

34:40.946 --> 34:42.234
...من

34:42.236 --> 34:46.654
‫فکر کنم باید برگردیم مدرسه

34:46.656 --> 34:48.984
‫وقتشه

34:48.986 --> 34:51.656
‫ما پشت‌ـت میایم

34:53.816 --> 34:57.774
‫می‌تونه 5 دقیقه دیگه هم برقصه

34:57.776 --> 35:00.154
‫درک نمی‌کنم

35:00.156 --> 35:02.814
‫الان 1 میلیون حرف نداری که بهش بگی؟

35:02.816 --> 35:05.404
‫درباره زندگی

35:05.406 --> 35:08.564
‫رابطه با پسرها یا ‫چجوری
مالیات رو بایگانی کنه؟

35:08.566 --> 35:11.444
نمیدونم

35:11.446 --> 35:13.024
‫خودش یاد می‌گیره

35:13.026 --> 35:17.814
‫چیزی که می‌خوام اینه که اینجا به‌ایستم

35:17.816 --> 35:22.656
‫و رقص دخترم با یه پسر شهری رو تماشا کنم

36:09.486 --> 36:12.774
‫فقط درد داره . کاملاً قابل تحمله

36:12.776 --> 36:16.614
‫اگه ترسیدی ‫فقط باید
...چشمات رو ببندی و

36:16.616 --> 36:17.774
‫بخونم

36:17.776 --> 36:21.694
‫آره . میدونم . چیزیم نمیشه

36:21.696 --> 36:23.446
‫بعدش می‌بینمت

36:25.656 --> 36:27.774
‫آره

36:27.776 --> 36:30.276
‫بعدش می‌بینمت

36:32.526 --> 36:37.734
‫دخترهای «سالتزمن» یه معجون
مکس جادو درست کردن

36:37.736 --> 36:40.986
‫من برم بیارمش

36:50.616 --> 36:51.814
‫فکر کردم رفتی

36:51.816 --> 36:54.814
‫برم و فرصت خداحافظی رو از دست بدم؟

36:58.116 --> 37:00.654
‫«کرولاین» بهت گفت

37:00.656 --> 37:04.774
‫من این اجازه رو نمیدم «نیکلاوس»
‫خودت میدونی

37:04.776 --> 37:06.856
‫پس میدونی این تنها چاره‌ست

37:11.196 --> 37:13.274
‫به اون دخترها بگو من رو به جات بگیرن

37:13.276 --> 37:15.234
‫- نه
‫- و بعد تو جون من رو بگیر

37:15.236 --> 37:16.944
‫به اندازه کافی بار خودم رو
روی دوشت گذاشتم

37:16.946 --> 37:17.984
‫دخترت بهت نیاز داره «نیکلاوس»

37:17.986 --> 37:19.816
‫من نمی‌کشمت

37:40.156 --> 37:43.156
‫ازش مراقبت کن برادر

37:53.696 --> 37:55.484
‫بیا

37:55.486 --> 37:56.854
...چی‌کار

37:56.856 --> 37:58.316
‫وقت نداریم

37:59.486 --> 38:01.814
‫بابا ، چی شده؟

38:01.816 --> 38:03.274
‫نباید تو فضای بسته این‌کار رو بکنیم

38:03.276 --> 38:05.564
‫مادرت اگه بود می‌خواست این بیرون باشی

38:05.566 --> 38:07.066
‫تو طبیعت ، زیر نور ماه

38:08.356 --> 38:11.156
‫بیا . ‫این رو بخور

38:16.816 --> 38:19.236
‫داره شروع میشه

38:35.356 --> 38:39.194
‫«هوپ» ‫، گوش کن چی میگم
‫قراره دردت بگیره

38:39.196 --> 38:41.774
‫پس باید روی هوای داخل
ریه‌هات تمرکز کنی

38:41.776 --> 38:43.854
‫و همینطور روی زمین زیر پات

38:43.856 --> 38:44.774
بابا

38:44.776 --> 38:47.024
‫اولین‌بار ممکنه چند ساعت زمان ببره

38:47.026 --> 38:49.194
‫- چند ساعت؟
‫- اگه در برابرش مقاومت کنی

38:49.196 --> 38:50.904
‫درد باعث میشه بخوای به تأخیر بندازیش

38:50.906 --> 38:52.614
‫چون فکر می‌کنی دیگه تحمل نداری

38:52.616 --> 38:54.404
‫اما اگه به خودت راه بدیش

38:54.406 --> 38:56.774
‫اگه اجازه بدی تمام وجودت رو در بر بگیره

38:56.776 --> 38:58.694
‫اون‌وقت نمی‌تونه خردت کنه

38:58.696 --> 39:01.444
‫آره . من می‌تونم

39:01.446 --> 39:04.774
‫وقتی تموم شد سرکش و آزاد بدو

39:04.776 --> 39:08.406
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم

40:40.856 --> 40:42.654
‫«کرولاین» کجاست؟

40:42.656 --> 40:45.444
‫خب ، اون خون‌آشامه

40:45.446 --> 40:48.154
‫و یه بچه‌گرگینه تو جنگل ول می‌گرده

40:48.156 --> 40:52.654
...فقط

40:54.116 --> 40:57.316
‫نتونست مردن تو رو ببینه

41:27.276 --> 41:29.656
‫خیلی‌خب ، بیاین دخترها
یالا . بیاین بریم

41:31.736 --> 41:33.486
‫«نیکلاوس»

41:40.776 --> 41:42.736
‫«نیکلاوس»

41:46.776 --> 41:48.356
‫نکن

41:51.500 --> 41:52.500
‫مترجم : حسین
‫(H o s s e i n T L)

41:53.500 --> 42:29.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
