1
00:00:01,029 --> 00:00:02,437
پیش از این در
"The Originals"

2
00:00:02,462 --> 00:00:04,562
نمی‌خوام یه ثانیه
دیگه هم بدون تو باشم

3
00:00:04,562 --> 00:00:07,112
‫- پس لطفاً باهام ازدواج کن
‫- بله

4
00:00:09,204 --> 00:00:10,275
‫- «آلایژا»
‫- حافظه‌ام رو نداشتم

5
00:00:10,275 --> 00:00:13,254
‫- نمی‌شناختمش
‫- و گذاشتی «هِیلی» بمیره

6
00:00:14,254 --> 00:00:17,279
‫همه‌ی این جادوگرها با خون خون‌آشامی

7
00:00:17,279 --> 00:00:19,217
‫که توی رگ‌هاشون جاریه
‫از مرگ برگشتن

8
00:00:19,217 --> 00:00:21,542
‫من یه جادوگر به دنیا اومدم
‫و یه جادوگر می‌میرم

9
00:00:24,708 --> 00:00:25,746
جاش» ، چی شده؟»

10
00:00:25,746 --> 00:00:27,721
خب ، این نمی‌تونه خوب باشه

11
00:00:27,721 --> 00:00:30,708
‫- سعی کن تکون نخوری
‫- به قلبم رسیده

12
00:00:30,708 --> 00:00:33,708
‫روحت شاد دوست عزیزم

13
00:00:33,708 --> 00:00:34,758
‫چه اتفاقی داره میوفته؟

14
00:00:34,758 --> 00:00:36,725
‫باید خودت رو از شر این تاریکی خلاص کنی

15
00:00:36,725 --> 00:00:38,717
‫یالا عزیزم . تاریکیت رو رها کن

16
00:00:40,746 --> 00:00:42,725
‫برمیگردن؟

17
00:00:42,725 --> 00:00:44,738
‫- اون رگه‌های سیاه و صدا‌ها؟
‫- نمیدونم

18
00:00:44,738 --> 00:00:46,771
‫- «بیل» کجاست؟
‫- اگه اون بمیره

19
00:00:46,771 --> 00:00:48,767
‫نفرینم فعال میشه

20
00:01:01,767 --> 00:01:05,742
‫میدونم اوضاع هیچ‌وقت مثل سابق نمیشه

21
00:01:12,788 --> 00:01:16,775
‫نه بعد از این‌همه فقدان

22
00:01:16,775 --> 00:01:25,729
‫و من خیلی در مورد «جاش» و «‫آیوی» و اوضاع
سختی که «هوپ» داره تحمل می‌کنه ناراحتم

23
00:01:25,729 --> 00:01:29,775
‫ولی تو رو که نگاه می‌کنم
‫دست خودم نیست

24
00:01:29,775 --> 00:01:32,700
‫شاد میشم

25
00:01:32,700 --> 00:01:34,738
‫ولی احساس می‌کنم خودخواهانه‌ست

26
00:01:34,738 --> 00:01:36,750
‫«جاش» و «آیوی» اینطور فکر نمی‌کردن

27
00:01:36,750 --> 00:01:40,704
‫آره خب ولی اینجا که نیستن

28
00:01:42,704 --> 00:01:46,762
‫اگه اینجا بودن ‫بهمون می‌گفتن
قدر این لحظه رو بدونیم

29
00:01:46,762 --> 00:01:49,704
‫و حق باهاشون می‌بود

30
00:01:49,704 --> 00:01:54,758
‫پس انجامش بدیم . ‫ازدواج کنیم

31
00:01:54,758 --> 00:01:56,783
‫آره . برنامه همینه

32
00:01:56,783 --> 00:01:59,733
‫نه . منظورم امروزه

33
00:01:59,733 --> 00:02:01,742
‫چی؟

34
00:02:01,742 --> 00:02:03,721
آره -
امروز؟ -

35
00:02:03,721 --> 00:02:05,767
...من

36
00:02:05,767 --> 00:02:08,704
‫باشه

37
00:02:08,704 --> 00:02:09,738
‫- خیلی‌خب
‫- باشه

38
00:02:09,738 --> 00:02:10,783
‫امروز ازدواج کنیم

39
00:02:10,783 --> 00:02:13,750
‫ایول . عالی شد

40
00:02:15,200 --> 00:02:20,200
"The Originals"
فصل 5
قسمت 11 : تا روزی که من بمیرم

41
00:02:21,200 --> 00:02:22,200
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

42
00:02:23,200 --> 00:02:30,200
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

43
00:02:33,754 --> 00:02:35,783
‫لازم نبود بیای

44
00:02:35,783 --> 00:02:39,708
‫می‌خواستم مطمئن بشم حال‌ـت خوبه

45
00:02:39,708 --> 00:02:45,712
‫نمیدونم چرا گل میذاریم بمونه
‫به هیچ دردشون نمی‌خوره

46
00:02:45,712 --> 00:02:48,771
‫برای کشتن کسی هم
‫معذرت‌خواهی حساب نمیشه

47
00:02:48,771 --> 00:02:50,788
‫غیرعمد

48
00:02:50,788 --> 00:02:53,717
‫تو شهر رو از اون حشرات موذی پاک کردی

49
00:02:53,717 --> 00:02:55,717
‫لازم نیست برای چیزی معذرت بخوای

50
00:02:55,717 --> 00:02:58,779
یه‌جوری جلوه‌اش نده که
‫کار خوبی کردم

51
00:02:58,779 --> 00:03:01,775
آره ، آره . چندتا آدم بد کشتم

52
00:03:01,775 --> 00:03:04,767
ولی فقط واسه این بود که جادو رو
‫از خودم خارج کنم ، نه چیز دیگه‌ای

53
00:03:04,767 --> 00:03:08,725
‫بعلاوه بیشتر از چند ساعت
‫دووم نیاورد

54
00:03:13,721 --> 00:03:17,704
‫خب ، حداقل هفته بعد که ماه
کامل شد ‫اون انتقامش رو می‌گیره

55
00:03:20,788 --> 00:03:27,792
‫«هوپ» ، هر چقدرم از تغییر شکلت بترسی
وقتی تجربه‌اش کنی بهتر میشی

56
00:03:27,792 --> 00:03:30,746
‫نمیدونم ازش می‌ترسم یا نه

57
00:03:30,746 --> 00:03:34,708
‫یا حتی اینکه می‌خوام گرگ بشم
‫و دیگه انسان نشم

58
00:03:35,775 --> 00:03:37,796
‫مامان گفت که بعد از درد

59
00:03:37,796 --> 00:03:40,771
‫یکی از بهترین احساسات دنیا
‫رو تجربه می‌کنم

60
00:03:42,725 --> 00:03:44,779
‫باورم نمیشه باید بدون اون
این رو تجربه کنم

61
00:03:48,783 --> 00:03:51,762
‫میدونم هیچکی جای خالی مادرت
‫رو نمی‌تونه پر کنه

62
00:03:52,767 --> 00:03:54,733
‫ولی می‌خوام کمک کنم

63
00:03:54,733 --> 00:03:57,792
‫میدونم ولی می‌خوام تنها باشم

64
00:04:08,725 --> 00:04:11,708
‫هر طور که صلاحته

65
00:04:41,729 --> 00:04:44,729
‫دارم وسایل قدیمیم رو نگاه می‌کنم

66
00:04:48,783 --> 00:04:51,700
‫راستش می‌خواستم ازت
‫یه درخواستی بکنم

67
00:04:51,700 --> 00:04:54,792
‫«ربکا» قراره ساقدوش عروس باشه

68
00:04:54,792 --> 00:04:58,783
‫و می‌خوام از «وینسنت» درخواست کنم
‫که ساقدوش اون یکی عروس باشه

69
00:04:58,783 --> 00:05:03,762
‫«کلاوس»...خب ، اون کارهای بدی می‌کنه
‫تا از محل عروسی محافظت کنه

70
00:05:03,762 --> 00:05:06,729
‫و «کول» قراره خطبه رو بخونه

71
00:05:07,788 --> 00:05:13,767
‫و خیلی برام ارزش داره اگه
من رو تا بالا همراهی کنی

72
00:05:20,783 --> 00:05:23,725
‫نمیدونم می‌تونم این‌کار رو بکنم یا نه

73
00:05:23,725 --> 00:05:29,729
‫نه . میدونم که با این عزا
‫سختی زیادی رو می‌کشی

74
00:05:29,729 --> 00:05:31,762
‫و پشت‌ـت هستم ولی من

75
00:05:31,762 --> 00:05:35,792
‫فکر کردم امروز
‫تو بتونی پشتم باشی

76
00:05:35,792 --> 00:05:39,721
‫متأسفم

77
00:05:39,721 --> 00:05:41,725
‫نمی‌تونم

78
00:06:20,792 --> 00:06:22,792
‫متشکرم

79
00:06:24,767 --> 00:06:28,712
کریستال» لطفاً»

80
00:06:34,792 --> 00:06:37,746
‫می‌تونم یه حدسی بزنم؟

81
00:06:37,746 --> 00:06:40,750
‫یا ورشکسته شدی
‫یا بلد نیستی مست کنی

82
00:06:40,750 --> 00:06:42,750
‫ببخشید؟

83
00:06:42,750 --> 00:06:45,750
‫یه ساعتی میشه که به اون
‫شراب خیره شدی

84
00:06:47,754 --> 00:06:51,746
‫خب ، شاید یه چیزهایی باشه که
نه پول و نه الکل می‌تونن حلش کنن

85
00:06:54,704 --> 00:06:58,775
تا حالا دوست‌دختر سابقی داشتی که
‫نمی‌تونی از خاطرت فراموش کنی؟

86
00:06:58,775 --> 00:07:00,742
‫می‌تونم یه چیزی سنگین‌تر
از «بوردو» پیشنهاد کنم؟

87
00:07:00,742 --> 00:07:05,704
‫نه . همین خوبه ولی ممنون

88
00:07:06,783 --> 00:07:09,721
‫من «آلایژا» هستم

89
00:07:11,758 --> 00:07:13,767
«آندریا»

90
00:07:13,767 --> 00:07:17,758
‫از آشناییت خوشحالم «آندریا»

91
00:07:30,767 --> 00:07:32,758
‫خب ، تا الان از «ماناسک» چیا دیدی؟

92
00:07:32,758 --> 00:07:36,783
‫توی این گیلاس شراب
‫خیلی چیزها دیدم

93
00:07:36,783 --> 00:07:40,725
‫آره . میدونم پاریس نمیشه
‫ولی من عاشق اینجام

94
00:07:40,725 --> 00:07:44,767
‫مطمئن نیستم موقعیت ایده‌آل ‫برای
...فراموشی معشوق سابق" باشه ولی"

95
00:07:44,767 --> 00:07:48,721
‫راستش رو بخوای چشمام رو بستم

96
00:07:48,721 --> 00:07:50,762
‫یه جایی تو نقشه رو انتخاب کردم
‫و یه بلیط گرفتم

97
00:07:50,762 --> 00:07:53,717
‫همین چند ساعت پیش رسیدم

98
00:07:53,717 --> 00:07:55,783
‫تو اولین کسی هستی که
‫باهاش حرف زدم

99
00:07:55,783 --> 00:08:01,721
«بعلاوه نگهبان هتل «سنت لوئی

100
00:08:01,721 --> 00:08:03,733
«آتو»

101
00:08:03,733 --> 00:08:04,762
‫خیلی لاس میزنه

102
00:08:04,762 --> 00:08:06,783
اصلاً خجالتی نیست

103
00:08:06,783 --> 00:08:08,783
نه . خجالتی نیست

104
00:08:14,700 --> 00:08:16,725
‫خیلی‌خب ، دیگه باید برم

105
00:08:16,725 --> 00:08:18,721
دوست‌دخترم رفته یه جایی
‫ولی ازم قول گرفته که

106
00:08:18,721 --> 00:08:19,775
‫یه سر به گالری هنریش بزنم

107
00:08:19,775 --> 00:08:22,729
‫اگه خواستی خودتم می‌تونی یه سر بیای

108
00:08:22,729 --> 00:08:26,708
‫البته اگه خواستی چند ساعتی
‫از «آتو» فرار کنی

109
00:08:26,708 --> 00:08:28,796
...این

110
00:08:28,796 --> 00:08:34,788
‫این پیشنهاد لطفت رو میرسونه
ولی من ‫احتمالاً بهتره همینجا بمونم

111
00:08:34,788 --> 00:08:37,762
‫و اون‌کارـی که باید اینجا بکنم رو بکنم

112
00:08:37,762 --> 00:08:40,775
‫خب ، اگه نظرت عوض شد
‫بالای همین خیابونه

113
00:08:40,775 --> 00:08:42,767
‫کافه

114
00:08:51,700 --> 00:08:52,788
‫سلام برادر

115
00:08:52,788 --> 00:08:55,729
‫خب ، به طرز مشکوکی استقبال گرمی بود

116
00:08:55,729 --> 00:08:57,725
‫می‌بینم که مثل همیشه شکاکی

117
00:08:57,725 --> 00:09:00,717
‫ولی نگران نباش . من دنبال تو نیستم

118
00:09:00,717 --> 00:09:03,758
خب پس حتماً کار مهمیه که
‫می‌خوای ازم لطف بخوای

119
00:09:03,758 --> 00:09:06,700
‫من در عزا هستم
البته اگه برات مهمه

120
00:09:06,700 --> 00:09:08,792
‫متأسفم ‫ولی مسئله «هوپ»ـه

121
00:09:08,792 --> 00:09:12,792
‫جادوی سیاهی ‫که داخلشه
عوارض جانبی عجیبی داشت

122
00:09:12,792 --> 00:09:18,729
‫رگه‌های سیاه مثل سم داره ‫که
توی ساعدش دارن رشد می‌کنن

123
00:09:18,729 --> 00:09:20,779
‫امروز متوجه یه رگه‌ی جدید
پشت گردنش شدم

124
00:09:22,767 --> 00:09:25,729
‫فقط می‌خوام بدونم معنیش چیه

125
00:09:31,733 --> 00:09:35,796
‫نمی‌فهمم . داری میری؟

126
00:09:35,796 --> 00:09:39,738
فِرِیا» ، بهت میگم»

127
00:09:39,738 --> 00:09:44,762
‫تحت هر شرایط دیگه‌ای ‫باعث
افتخارم می‌بود که ساقدوشت باشم

128
00:09:44,762 --> 00:09:46,729
‫ولی نمی‌تونم این‌کار رو بکنم

129
00:09:46,729 --> 00:09:48,758
‫این چند روز گذشته

130
00:09:48,758 --> 00:09:50,712
‫«آیوی»

131
00:09:51,733 --> 00:09:54,779
...من الان به درد هیچکی نمی‌خورم و من

132
00:09:54,779 --> 00:09:57,754
‫می‌خوام از اینجا فرار کنم

133
00:09:59,754 --> 00:10:01,700
‫«فِرِیا»

134
00:10:01,700 --> 00:10:04,779
‫«فِرِیا» ، انگار که مدام همون
سنگ رو ‫به بالای تپه هل میدم

135
00:10:04,779 --> 00:10:06,788
‫و دوباره اون سنگ از همون مسیر
‫به پایین می‌غلته

136
00:10:06,788 --> 00:10:10,771
‫و منم زیرش له می‌کنه
‫و هیچ کاری هم نمی‌تونم بکنم

137
00:10:10,771 --> 00:10:12,754
‫اون‌همه سال احتیاط کردیم

138
00:10:12,754 --> 00:10:15,742
‫اون‌همه سال صلح داشتیم
‫ولی آدم‌های خوب مردن

139
00:10:15,742 --> 00:10:17,717
‫و هیچ ارزشی نداشت

140
00:10:17,717 --> 00:10:19,750
‫همه کارهایی که توی عمرم کردم

141
00:10:19,750 --> 00:10:21,779
‫- هیچ ارزش و فایده‌ای نداشتن
‫- حقیقت نداره

142
00:10:21,779 --> 00:10:24,771
‫حقیقت نداره

143
00:10:24,771 --> 00:10:30,729
‫ما به‌خاطر تو 7 سال در صلح بودم

144
00:10:30,729 --> 00:10:33,746
7سالی که هیچ‌کس نیازی نبود به‌خاطر

145
00:10:33,746 --> 00:10:37,762
‫موجودی که هست معذرت‌خواهی کنه
‫یا به‌خاطر عزا گرفتن برای از دست رفته‌شون

146
00:10:37,762 --> 00:10:39,717
‫به‌خاطر تو بود

147
00:10:39,717 --> 00:10:40,792
‫به‌خاطر ما بود

148
00:10:42,721 --> 00:10:43,783
‫و الان دیگه تموم شده

149
00:10:43,783 --> 00:10:46,738
‫و فکر می‌کردم که بیشتر دووم میاره

150
00:10:49,750 --> 00:10:52,783
‫اصلاً نمیدونستم چقدر این
‫صلح ضعیفه

151
00:10:57,733 --> 00:11:00,708
‫تا کِی برنمیگردی؟

152
00:11:00,708 --> 00:11:03,771
‫هر مقدار که لازم باشه

153
00:11:03,771 --> 00:11:06,788
...فقط

154
00:11:06,788 --> 00:11:09,746
‫ازم مخفی نشو ، خب؟

155
00:11:12,767 --> 00:11:17,717
‫«جاش» اگه میدید نوشیدنی‌های خوب رو
‫همینطوری میدم بقیه من رو می‌کشت

156
00:11:17,717 --> 00:11:19,792
‫باید لایق یه شات از این باشی

157
00:11:19,792 --> 00:11:22,771
«به سلامتی «جاش
اون مبارزه خوبی داشت

158
00:11:24,796 --> 00:11:26,758
‫خب ، من جات بودم

159
00:11:26,758 --> 00:11:29,708
‫به یه دعوا توی دزدی
‫نمی‌گفتم مبارزه خوب

160
00:11:29,708 --> 00:11:32,758
‫آره خب ولی میدونی
‫خیلی سریع اتفاق افتاد

161
00:11:32,758 --> 00:11:34,742
‫باورش سخته

162
00:11:36,783 --> 00:11:41,750
‫با توجه به اینکه «جاش» جاودان بود

163
00:11:43,783 --> 00:11:46,700
‫راستش قبلاً فکر می‌کردم
‫دارم دیوونه میشم

164
00:11:46,700 --> 00:11:47,750
‫درست مثل پسرعمو و عموم

165
00:11:47,750 --> 00:11:49,758
‫ولی بعدش خاطرات عمو «کیارن» رو خوندم

166
00:11:49,758 --> 00:11:53,738
‫کاشف به عمل اومد که در مورد اینکه
‫چطوری دیوونه شدن کمتر نوشته شده

167
00:11:53,738 --> 00:11:56,750
‫بیشتر در مورد اینه که تو
‫یه خون‌آشامی «مارسل»

168
00:11:56,750 --> 00:11:58,738
‫درست مثل «جاش»

169
00:12:07,762 --> 00:12:09,700
واقعاً می‌خوای امروز این‌کار رو بکنی؟

170
00:12:09,700 --> 00:12:13,767
‫متأسفم . زمان بدی ‫برای فهمیدن
در مورد یه شهر پر از اهریمن

171
00:12:13,767 --> 00:12:16,758
‫و اینکه تو این شهر رو قبل از مرگ عموم
‫مثل یه فاشیست اداره می‌کردی انتخاب کردم؟

172
00:12:16,758 --> 00:12:19,796
‫میدونی ، «کیارن» ارزش حفظ
نظم در ‫این شهر رو درک می‌کرد

173
00:12:19,796 --> 00:12:22,762
‫ما باهم کار کردیم
‫اون دوستم بود

174
00:12:22,762 --> 00:12:24,712
‫مطمئنی؟

175
00:12:24,712 --> 00:12:26,708
‫طبق چیزهایی که خوندم
‫ازت وحشت داشت

176
00:12:26,708 --> 00:12:28,758
‫فکر می‌کرد تو و قوانینت
‫شهر رو نابود می‌کنین

177
00:12:30,700 --> 00:12:34,708
‫امروز می‌خوای عصبیم کنی
‫یا چیزی می‌خوای؟

178
00:12:34,708 --> 00:12:35,725
‫عدالت

179
00:12:36,779 --> 00:12:38,779
‫انسان‌ها آلت دست‌تون نیستن
‫ما غذا نیستیم

180
00:12:38,779 --> 00:12:41,708
‫حقمونه بدونیم چه خبره

181
00:12:41,708 --> 00:12:44,750
‫من سعی دارم ازتون محافظت کنم
‫به صلاحته ندونی

182
00:12:44,750 --> 00:12:45,792
‫خب ، این تصمیمش با تو نیست

183
00:12:45,792 --> 00:12:48,788
‫و تو خیلی ساده‌ای که فکر می‌کنی
‫می‌تونی کاریش بکنی

184
00:12:48,788 --> 00:12:50,762
‫تنهایی نه ولی امشب

185
00:12:50,762 --> 00:12:54,522
‫اسقف شورای شهر ، شهردار
و رئیس‌پلیس رو ببینم

186
00:12:54,547 --> 00:12:57,671
‫گروه انسان‌ها ‫دوباره یه
حرفی برای گفتن خواهند داشت

187
00:12:57,771 --> 00:13:00,712
‫این جلسه رو لغو می‌کنی

188
00:13:00,712 --> 00:13:03,712
‫و هر چیزی که توی دفترچه خاطرات
کیارن» خوندی رو فراموش می‌کنی»

189
00:13:03,712 --> 00:13:06,704
‫تو یه آشپز ساده‌ای که
‫یه زندگی معمولی داری

190
00:13:09,762 --> 00:13:12,721
‫عموم یه چیز دیگه هم گفته بود

191
00:13:12,721 --> 00:13:13,796
‫گل شاه‌پسند

192
00:13:13,796 --> 00:13:14,892
‫ببخشید «مارسل»

193
00:13:14,917 --> 00:13:18,796
اگه می‌خوای دهنم رو ببندم
‫مجبوری من رو بکشی

194
00:13:37,771 --> 00:13:40,725
‫سلام

195
00:13:40,725 --> 00:13:42,767
‫سلام «دِوینا»

196
00:13:42,767 --> 00:13:44,738
‫سلام

197
00:13:46,717 --> 00:13:48,700
‫حال‌ـت خوبه؟

198
00:13:48,700 --> 00:13:49,750
‫نه

199
00:13:50,779 --> 00:13:53,733
‫و مطمئنم که توی نوشته‌های
‫سنگ قبر غرق شدم

200
00:13:55,754 --> 00:13:59,754
‫و راستی برای «جاش» تسلیت میگم

201
00:13:59,754 --> 00:14:02,708
‫ممنون

202
00:14:03,762 --> 00:14:04,792
‫سرت چطوره؟

203
00:14:04,792 --> 00:14:07,708
‫گیج میزنم

204
00:14:07,708 --> 00:14:09,767
‫می‌تونم یه چای درست کنم
‫که بهترت کنه

205
00:14:09,767 --> 00:14:12,758
‫و هیچ‌وقت قدرت شامپاین عروسی رو
‫دست‌کم نگیر

206
00:14:12,758 --> 00:14:16,742
‫به نظرت میذارن عروسی رو بپیچونم؟

207
00:14:16,742 --> 00:14:20,792
‫راستش الان حالم خوب نیست
‫و نمی‌خوام امروز رو خراب کنم

208
00:14:20,792 --> 00:14:23,729
‫نبود تو باعث خراب شدنش میشه

209
00:14:23,729 --> 00:14:27,721
...ببین ، میدونم که الان عذاب می‌کشی ولی

210
00:14:27,721 --> 00:14:29,783
‫تنها چیزی که از وقتی که یه دختر 15 ساله

211
00:14:29,783 --> 00:14:33,758
‫با کلی بار رو دوش‌ـش بودم یاد گرفتم
‫اینه که باید توی لحظه زندگی کنی

212
00:14:33,758 --> 00:14:37,725
‫«جاش» این رو بهم یاد داد

213
00:14:37,725 --> 00:14:40,779
‫برو . میام پیشت

214
00:14:40,779 --> 00:14:42,779
‫ممنون

215
00:15:14,792 --> 00:15:18,704
‫مثل یه لامپ دیسکو شدم

216
00:15:18,704 --> 00:15:21,725
آروم باش . لباسای دیگه‌ای هم هست

217
00:15:21,725 --> 00:15:25,775
‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم تنهایی برم بالا
‫که خطبه رو بخونن

218
00:15:25,775 --> 00:15:29,725
‫مطمئنم «آلایژا» سرعقل میاد

219
00:15:29,725 --> 00:15:30,788
‫نمیدونم

220
00:15:30,788 --> 00:15:33,721
‫آخه «آلایژا»ـی که من می‌شناسم

221
00:15:33,721 --> 00:15:36,771
‫حاضر بود برای خونواده‌اش
...همه چیز رو بذاره کنار ولی

222
00:15:36,771 --> 00:15:39,704
‫الان فرق کرده

223
00:15:39,704 --> 00:15:42,725
‫اون خیلی عذاب‌وجدان گرفته

224
00:15:42,725 --> 00:15:45,771
‫انگار که باید به‌خاطر نقشی که
‫توی مرگ «هِیلی» داشت

225
00:15:45,771 --> 00:15:47,792
‫تا ابد مجازات بشه

226
00:15:47,792 --> 00:15:51,750
‫ولی اون‌وقتی این‌کار رو کرد
‫حتی «هِیلی» رو نمی‌شناخت

227
00:15:51,750 --> 00:15:53,729
‫یه‌جورایی عصبیم می‌کنه

228
00:15:53,729 --> 00:15:55,771
‫آره . خب ، تا وقتی که یکی‌مون
از اون یکی عصبی نباشه

229
00:15:55,771 --> 00:15:58,738
‫خونواده «مایکلسون» یه جا جمع نمیشن

230
00:15:58,738 --> 00:16:00,725
‫حالا وایسا تا بچه‌دار بشی

231
00:16:00,725 --> 00:16:03,729
‫البته اگه بچه‌دار بشیم

232
00:16:03,729 --> 00:16:05,771
‫اگه؟

233
00:16:05,771 --> 00:16:08,700
‫«کیلین» جوری حرف نمیزنه که
‫یه "اگه" باشه

234
00:16:10,750 --> 00:16:14,767
‫ما هنوز در موردش بحث نکردیم

235
00:16:14,767 --> 00:16:18,771
‫خب ، به نظرت نباید قبل از ‫گذشتن
از راهرو در موردش حرف بزنی؟

236
00:16:29,729 --> 00:16:31,796
‫

237
00:16:31,796 --> 00:16:33,796
‫نقاش رو می‌شناسی؟

238
00:16:33,796 --> 00:16:36,750
‫نه

239
00:16:36,750 --> 00:16:39,712
‫من با صاحب کافه دوستم

240
00:16:41,704 --> 00:16:43,704
‫خب ، امیدوارم آشپز بهتری
از صاحب گالری باشه

241
00:16:43,704 --> 00:16:44,788
‫فهمیدم از فرهنگ خوشت نمیاد

242
00:16:44,788 --> 00:16:47,733
‫تو توی فرانسه زندگی می‌کنی
‫و به نظرت این فرهنگه؟

243
00:16:47,733 --> 00:16:49,729
‫مشخصه که این برات خیلی ناچیزه

244
00:16:49,729 --> 00:16:51,750
لعنت بر من

245
00:16:51,750 --> 00:16:56,758
‫بیخیال . ‫همه‌ـش تکراریه

246
00:16:56,758 --> 00:16:59,712
‫آره . یه‌کم تکراریه
‫میدونی چی فهمیدم؟

247
00:16:59,712 --> 00:17:01,792
‫ممنون آقا

248
00:17:01,792 --> 00:17:06,733
‫هر چه بیشتر مست کنی
‫هنر استثنایی‌تر میشه

249
00:17:10,738 --> 00:17:14,775
‫میدونی ، قبلاً از همچین چیزهایی می‌ترسیدم

250
00:17:14,775 --> 00:17:17,704
‫به نظرم آدم کم‌رویی نمیای

251
00:17:17,704 --> 00:17:19,712
‫می‌تونم فکت رو بیارم پایین

252
00:17:19,712 --> 00:17:20,762
‫شکی ندارم

253
00:17:20,762 --> 00:17:24,725
‫توی شهرمون ستاره‌های
میشلین» زیادی نبود»

254
00:17:24,725 --> 00:17:26,783
‫راستش این اولین سفرم به فرانسه‌ست

255
00:17:26,783 --> 00:17:27,796
‫خوش اومدی

256
00:17:27,796 --> 00:17:30,758
‫می‌تونم یه سوالی بپرسم؟

257
00:17:30,758 --> 00:17:31,771
‫البته

258
00:17:31,771 --> 00:17:33,712
‫از اینجا خوشت میاد ، نه؟

259
00:17:33,712 --> 00:17:36,712
‫منظورم اینه که خوشحالی دیگه؟

260
00:17:36,712 --> 00:17:39,762
‫مثل عشق در نگاه اول

261
00:17:39,762 --> 00:17:43,700
‫چیزی که باهات جور باشه
‫زیرسوال نبرش

262
00:17:59,708 --> 00:18:01,708
‫«کیلین»

263
00:18:02,758 --> 00:18:06,762
‫دیوونه شدی؟ بدیمن‌ـه که
‫قبل از جشن لباسم رو ببینی

264
00:18:06,762 --> 00:18:09,792
‫باید حرف بزنیم

265
00:18:09,792 --> 00:18:12,775
‫با صدای جدیت گفتی

266
00:18:12,775 --> 00:18:15,717
‫چرا توی عروسی‌مون ازش استفاده می‌کنی؟

267
00:18:15,717 --> 00:18:19,708
‫فکر کنم در مورد یه موضوعی ‫باعث شدم
استنتاج اشتباهی داشته باشی

268
00:18:19,708 --> 00:18:22,700
‫خیلی‌خب

269
00:18:25,762 --> 00:18:28,729
‫الان داری می‌ترسونیم

270
00:18:28,729 --> 00:18:31,708
‫نه . تقصیر منه

271
00:18:31,708 --> 00:18:35,708
‫و هر بار که در موردش حرف زدی
‫منم هیچی نگفتم

272
00:18:35,708 --> 00:18:36,746
‫در مورد چی؟

273
00:18:36,746 --> 00:18:38,700
‫یه خونواده داشتن

274
00:18:38,700 --> 00:18:40,725
‫نمی‌فهمم

275
00:18:40,725 --> 00:18:44,738
‫من یه پسر قبل از اینکه به دنیا بیاد
‫از دست دادم و به سختی باهاش کنار اومدم

276
00:18:44,738 --> 00:18:47,708
‫میدونم عزیزم

277
00:18:47,708 --> 00:18:49,729
‫می‌فهمم چقدر برات دردناک بوده

278
00:18:50,783 --> 00:18:52,796
‫برای ما اینطوری نمیشه

279
00:18:52,796 --> 00:18:55,771
‫نه ، نه . گوش کن . متأسفم

280
00:18:55,771 --> 00:18:59,750
‫ولی این کاریه که نمی‌تونم انجامش بدم

281
00:18:59,750 --> 00:19:01,712
‫این‌کار رو نمی‌کنم

282
00:19:01,712 --> 00:19:04,700
‫همین؟

283
00:19:04,700 --> 00:19:06,700
‫تا 2 ساعت قبل از عروسی‌مون صبر می‌کنی

284
00:19:06,700 --> 00:19:09,712
‫تا این موضوع رو پیش بکشی
‫و میگی این‌کار رو نمی‌کنی؟

285
00:19:09,712 --> 00:19:10,712
‫من نمی‌تونم نظری بدم؟

286
00:19:10,712 --> 00:19:12,721
‫میدونم چقدر برات مهمه ، خب؟

287
00:19:12,721 --> 00:19:15,796
‫نمی‌تونم...نمی‌تونم ازت بخوام
‫همچین چیز مهمی رو فدا کنی

288
00:19:15,796 --> 00:19:17,779
‫جدی میگی؟

289
00:19:17,779 --> 00:19:21,750
‫نمی‌تونم چیزی که می‌خوای
‫رو بهت بدم «کیلین»

290
00:19:23,712 --> 00:19:25,700
‫تو لیاقت‌ـت بیشتر از ایناست

291
00:19:43,717 --> 00:19:44,792
‫«فِرِیا»

292
00:19:51,721 --> 00:19:54,704
‫در مورد حرف زدن با «کیلین» حق با تو بود

293
00:19:54,704 --> 00:19:56,700
‫ولی الان به گمونم عروسی تعطیله

294
00:19:56,700 --> 00:19:57,721
‫چه اتفاقی افتاد؟

295
00:19:57,721 --> 00:20:00,771
‫باید قبلاً یه چیزی می‌گفتم

296
00:20:00,771 --> 00:20:02,796
‫خونواده‌مون رو ببین

297
00:20:05,700 --> 00:20:08,742
‫چطور میشه به کسی گفت
که نمی‌تونی بچه‌دار بشی

298
00:20:08,742 --> 00:20:10,750
‫چون می‌ترسی بهش آسیب بزنی؟

299
00:20:10,750 --> 00:20:12,796
‫اینکه یه راهی پیدا می‌کنی
که نیازهات رو

300
00:20:12,796 --> 00:20:14,762
‫نسبت به نیاز اونا در اولویت بذاری

301
00:20:14,762 --> 00:20:16,783
‫چون این کاریه که پدر و مادرت باهات کردن

302
00:20:16,783 --> 00:20:18,788
‫اینکه سمی هستی

303
00:20:18,788 --> 00:20:22,783
‫و دل‌شکسته‌ای و یه «مایکلسون»ـی

304
00:20:22,783 --> 00:20:24,783
‫و این کاریه که «مایلکسون»ها انجام میدن

305
00:20:24,783 --> 00:20:26,733
‫گوش کن چی میگم

306
00:20:27,775 --> 00:20:29,758
‫درسته که شاید آسیب‌دیده باشیم

307
00:20:29,758 --> 00:20:33,738
‫ولی ما محکوم به تکرار اشتباهاتِ
‫والدین‌مون نیستیم

308
00:20:33,738 --> 00:20:35,738
‫بعد از اون‌همه سختی که کشیدیم

309
00:20:35,738 --> 00:20:38,717
هیچ‌کدوم‌مون حاضر نمیشیم
برای تسکین دردمون

310
00:20:38,717 --> 00:20:39,771
‫عذاب بچه‌هامون رو ببینیم

311
00:20:41,733 --> 00:20:47,754
‫بعلاوه ‫«فِرِیا» ، تو همیشه
خونواده‌ات رو ‫اولویت گذاشتی

312
00:20:49,725 --> 00:20:51,712
‫تو مثل بقیه نبودی

313
00:20:51,712 --> 00:20:53,704
‫واقعاً باور داری؟

314
00:20:53,704 --> 00:20:56,725
‫آره . دارم
کیلین» هم همینطور»

315
00:20:56,725 --> 00:20:59,792
‫برای همینه که باید الان باهاش حرف بزنی

316
00:21:07,729 --> 00:21:09,729
‫ممنون

317
00:21:41,771 --> 00:21:44,733
‫به نظرت میدونن که
این حس چقدر نابه؟

318
00:21:44,733 --> 00:21:47,788
‫- منظورت چیه؟
‫- اینکه این‌همه مدت کسی رو دوست داشته باشن

319
00:21:47,788 --> 00:21:51,729
‫راستش تا چند وقت پیش
سیلویا» یه بیوه بود»

320
00:21:51,729 --> 00:21:53,767
‫و «کریستف» عزب بود

321
00:21:55,725 --> 00:21:58,792
‫در واقع 1.5 سال پیش
‫همینجا ازدواج کردن

322
00:21:58,792 --> 00:22:01,733
‫این بهم یاد میده که احساساتی باشم

323
00:22:01,733 --> 00:22:05,754
‫آره . به گمونم بعضی از این چیزها
رو ‫نمیشه با زمان اندازه گرفت

324
00:22:08,717 --> 00:22:11,700
‫تا حالا اون حس رو داشتی؟

325
00:22:11,700 --> 00:22:13,708
‫چه حسی؟

326
00:22:13,708 --> 00:22:16,792
‫انگار که برای کسی مقدّر شده باشی؟

327
00:22:18,796 --> 00:22:21,775
‫بله

328
00:22:21,775 --> 00:22:23,775
‫قبلاً 1بار

329
00:23:18,775 --> 00:23:21,758
‫به گمونم توی زندگی بعدی می‌بینمت

330
00:23:21,758 --> 00:23:23,762
‫اگه مقدر باشه دوباره همدیگه رو
توی زندگی بعدی ببنیم

331
00:23:23,762 --> 00:23:26,708
...فقط این رو بدون که

332
00:23:28,717 --> 00:23:31,767
‫برای یه رقص دیگه لحظه‌شماری می‌کنم

333
00:23:54,767 --> 00:23:57,708
‫این طلسم رو نمی‌شناسم

334
00:23:57,708 --> 00:23:59,712
‫یه طلسم رونویسیه

335
00:23:59,712 --> 00:24:01,783
‫میدونیم که جادو عملاً داره
هوپ» رو می‌خوره»

336
00:24:01,783 --> 00:24:04,746
‫برای همین از رد جادویی که
‫توی اشک‌هاش هست استفاده می‌کنم

337
00:24:04,746 --> 00:24:06,792
‫- تا ببینم میشه یه پادزهر پیدا کرد یا نه
‫- میشه یا نه؟

338
00:24:06,792 --> 00:24:09,779
‫و اگرم باشه باید توی یکی
از کتابای "اَستِر" باشه

339
00:24:09,779 --> 00:24:12,712
‫و این طلسم ما رو بهش میرسونه

340
00:24:13,775 --> 00:24:16,708
‫خوشگل ، باهوش و قوی

341
00:24:17,742 --> 00:24:20,704
‫همیشه بهم یادآوری کن
هیچ‌وقت تو رو عصبی نکنم

342
00:24:35,729 --> 00:24:38,733
‫یه مشکلی هست

343
00:24:58,796 --> 00:25:00,796
‫نابود شد

344
00:25:03,758 --> 00:25:05,788
1سال پیش این رو رزرو کردن

345
00:25:05,788 --> 00:25:07,750
‫به‌خاطر شما تغییرش نمیدیم

346
00:25:07,750 --> 00:25:11,779
‫خب ، راستش خواهر بزرگم خیلی
‫از این محل عروسی خوش‌ـش میاد

347
00:25:11,779 --> 00:25:14,796
‫و اون حتماً امروز اینجا ازدواج می‌کنه

348
00:25:14,796 --> 00:25:19,750
‫البته مگه اینکه بخوای این عروسی
‫یه تشییع جنازه بشه

349
00:25:27,750 --> 00:25:29,754
«ربکا»

350
00:25:29,754 --> 00:25:31,750
‫با «کول» صحبت کردم

351
00:25:31,750 --> 00:25:37,721
‫«دِوینا» میگه که جادوی سیاه داره
هوپ» رو کاملاً نابود می‌کنه»

352
00:25:39,708 --> 00:25:41,796
‫پس دیر یا زود این جادو اون رو می‌کشه

353
00:25:41,796 --> 00:25:45,754
‫چطور جلوش رو بگیریم؟

354
00:25:45,754 --> 00:25:48,700
‫کاری از دست‌مون برنمیاد

355
00:25:51,708 --> 00:25:53,708
‫چه مدت وقت داره؟

356
00:25:53,708 --> 00:25:55,712
‫چند هفته

357
00:25:55,712 --> 00:25:59,750
‫چند روز ، شایدم چند ساعت

358
00:25:59,750 --> 00:26:02,792
‫نمیشه به قطعیت فهمید

359
00:26:21,762 --> 00:26:23,762
‫لطفاً این‌کار رو نکن

360
00:26:23,762 --> 00:26:25,783
چی‌کار نکنم؟

361
00:26:25,783 --> 00:26:27,733
‫کاری که به صلاح منه؟

362
00:26:27,733 --> 00:26:29,725
‫سال‌ها منتظرت موندم

363
00:26:29,725 --> 00:26:32,729
‫با شرایط تو کنار اومدم
‫بیخیال چیزهایی که برای خودم نیاز داشتم شدم

364
00:26:32,729 --> 00:26:34,712
‫تا تو رو شاد کنم

365
00:26:34,712 --> 00:26:35,792
‫بعدش این چرت و پرتا رو میگی؟

366
00:26:35,792 --> 00:26:38,721
‫ترجیح میدادی دروغ می‌گفتم؟

367
00:26:38,721 --> 00:26:43,712
‫نه . معلومه که نه ولی به‌خاطر توئه
که ‫می‌خواستم بچه‌دار بشیم ، خب؟

368
00:26:43,712 --> 00:26:45,738
‫نمی‌خواستم بچه‌مون ژن
گرگینه‌ام رو داشته باشه

369
00:26:45,738 --> 00:26:48,771
‫ولی بعدش که باهات آشنا شدم
‫و دیدم که با خونواده‌ات چطور هستی

370
00:26:48,771 --> 00:26:51,758
‫و اینکه چقدر بهشون عشق می‌ورزی

371
00:26:51,758 --> 00:26:53,788
‫باعث شد منم بیشتر از اینا بخوام

372
00:26:57,779 --> 00:26:59,796
‫اینطوریام نیست که در موردش فکر نکرده باشم

373
00:26:59,796 --> 00:27:03,708
‫اونم برای همین دلایل

374
00:27:03,708 --> 00:27:05,729
‫پس چرا اینقدر قاطع گفتی؟

375
00:27:05,729 --> 00:27:07,725
...چون

376
00:27:07,725 --> 00:27:09,712
‫چون می‌ترسم

377
00:27:09,712 --> 00:27:11,712
‫آخه کیه که نترسه؟

378
00:27:13,712 --> 00:27:16,783
‫بله . می‌بینی؟ این نگاهیه که نیاز دارم

379
00:27:16,783 --> 00:27:19,721
‫نگاهِ "نمیدونم چی‌کار کنم"

380
00:27:19,721 --> 00:27:23,779
‫نگاهِ "تو شریک زندگی منی
‫بیا باهم درستش کنیم"

381
00:27:23,779 --> 00:27:26,851
‫و باور کن بهتر از نگاه «مایکلسون»ـیِ

382
00:27:26,876 --> 00:27:32,729
‫"من سرسختانه همه تصمیمات رو تا ابد
برای هردومون می‌گیرم"ـه

383
00:27:32,729 --> 00:27:34,754
چقدر از اون نگاه متنفری

384
00:27:34,754 --> 00:27:36,750
‫از اون نگاهی متنفرم که باور نداری

385
00:27:38,746 --> 00:27:43,788
‫اگه واقعاً حس می‌کنی
‫هیچ‌وقت نمی‌تونیم بچه داشته باشیم

386
00:27:43,788 --> 00:27:48,704
‫پس قبل از اینکه عروسی کنیم
یه مدت بذار هضمش کنم

387
00:27:48,704 --> 00:27:50,758
‫ولی اگه این مسئله‌ایه که مشکلی نداری
‫یه روزی در موردش بحث کنیم

388
00:27:50,758 --> 00:27:54,729
‫و منظورم واقعاً باهاش
مشکلی نداشته باشی

389
00:27:54,729 --> 00:27:58,792
‫نه واسه اینکه مجبورم کنی
لباس سفید بپوشم

390
00:27:58,792 --> 00:28:00,792
‫پس بهم بگو

391
00:28:00,792 --> 00:28:03,792
‫خیلی دوست‌ـت دارم

392
00:28:03,792 --> 00:28:06,792
‫منم دوست‌ـت دارم

393
00:28:10,775 --> 00:28:12,754
‫خب ، حالا چی؟

394
00:28:12,754 --> 00:28:15,729
‫من مشکلی ندارم که

395
00:28:15,729 --> 00:28:19,767
‫باقی عمرم رو صرف این کنم
‫که باهم در موردش به یه نتیجه برسیم

396
00:28:19,767 --> 00:28:22,758
‫مشکلی ندارم که بر ترس‌هام غلبه کنم

397
00:28:22,758 --> 00:28:27,767
‫مشکلی ندارم که به فکر تشکیل
‫یه خونواده باشم

398
00:28:27,767 --> 00:28:31,721
...‫و

399
00:28:31,721 --> 00:28:38,729
‫و مشکلی ندارم که
امروز باهات ازدواج کنم

400
00:28:38,729 --> 00:28:40,771
‫البته اگه هنوزم می‌خوای

401
00:28:40,771 --> 00:28:43,754
‫باید در موردش فکر کنم

402
00:28:47,708 --> 00:28:48,775
‫بله

403
00:28:50,733 --> 00:28:52,733
‫بله «فِرِیا»

404
00:29:00,767 --> 00:29:02,750
‫کجا میری؟

405
00:29:04,758 --> 00:29:06,704
‫امروز بهت نیاز دارم

406
00:29:06,704 --> 00:29:08,788
‫میدونستم اون کی بود «نیکلاوس»

407
00:29:08,788 --> 00:29:10,796
‫کی؟

408
00:29:14,796 --> 00:29:16,796
‫«هِیلی»

409
00:29:18,750 --> 00:29:20,712
‫می‌شناختمش

410
00:29:20,712 --> 00:29:22,729
5سال پیش توی «ماناسک» باهم ملاقات کردیم

411
00:29:22,729 --> 00:29:24,738
‫البته اون‌موقع نمیدونستم کیه

412
00:29:24,738 --> 00:29:29,742
‫ولی با چند ساعتی که
...باهم گذروندیم ما

413
00:29:29,742 --> 00:29:32,762
‫ارتباط عمیقی باهم داشتیم

414
00:29:32,762 --> 00:29:35,738
‫باید درک کنی وقتی رفتم
به اون خونه

415
00:29:35,738 --> 00:29:38,729
...و دیدمش من

416
00:29:38,729 --> 00:29:41,783
کاملاً سردرگم شده بودم

417
00:29:41,783 --> 00:29:46,708
‫توی اون غوغا و آشفتگی
اون رو به عنوان یه

418
00:29:46,708 --> 00:29:54,704
‫عامل فریب برای ‫خونواده‌ای
که باهاش در جنگ بودم دیدم

419
00:29:54,704 --> 00:30:00,771
...بعد از برگشتن حافظه‌ام بود که فهمیدم

420
00:30:02,775 --> 00:30:06,738
‫می‌تونستم نجاتش بدم

421
00:30:06,738 --> 00:30:08,725
‫می‌تونستم نجاتش بدم «نیکلاوس»

422
00:30:08,725 --> 00:30:10,767
‫نمی‌تونم خودم رو ببخشم

423
00:30:10,767 --> 00:30:13,788
‫هیچ‌کدوم شماها هم نمی‌تونین

424
00:30:13,788 --> 00:30:17,700
‫«هوپ» داره می‌میره

425
00:30:17,700 --> 00:30:19,779
‫نمی‌تونم به کس دیگه‌ای بگم
‫حداقل امروز نه

426
00:30:19,779 --> 00:30:21,758
‫چی گفتی؟

427
00:30:21,758 --> 00:30:24,704
‫اون داره می‌میره

428
00:30:31,712 --> 00:30:34,750
‫خب پس به گمونم من آخرین کسی هستم
‫که الان بهش نیاز داره

429
00:30:47,708 --> 00:30:49,788
دِکلِن» رو توی «روسو» گذاشتم»
یه‌کم آروم بشه

430
00:30:49,788 --> 00:30:52,708
‫ولی نمیدونم باهاش چی‌کار کنم

431
00:30:52,708 --> 00:30:54,704
‫نظرت چیه ولش کنی بره؟

432
00:30:54,704 --> 00:30:57,746
‫و چرا «دِکلِن» حق نداره در مورد
اینکه ‫اینجا چه خبره بدونه؟

433
00:30:57,746 --> 00:30:59,712
‫چون خیلی اصرار داره انسان‌ها
‫رو تحریک کنه

434
00:30:59,712 --> 00:31:01,738
‫و این آخرین چیزیه که الان نیاز داریم

435
00:31:01,738 --> 00:31:03,783
‫جدی «مارسل»؟

436
00:31:03,783 --> 00:31:06,708
‫هیچ‌وقت تمومی نداره
‫اینجا هیچ جنگی پیروزی نداشته

437
00:31:06,708 --> 00:31:07,742
‫«دِوینا» ، "نيو اورلانز" حتی قبل از
‫اینکه به دنیا بیام

438
00:31:07,742 --> 00:31:09,746
‫با خودش جنگ داشت

439
00:31:09,746 --> 00:31:12,717
‫همه چیز فقط واسه اینکه می‌خوایم
‫خوب پیش نمیره

440
00:31:12,717 --> 00:31:14,738
‫اگه کسایی که قدرتش رو دارن
‫کاری نکنن آره

441
00:31:14,738 --> 00:31:16,779
‫آدمایی مثل تو هستن که باید
‫اینجا تغییری ایجاد کنن

442
00:31:16,779 --> 00:31:19,788
‫وگرنه آدمایی مثل «جاش»
‫همیشه به‌خاطر هیچی می‌میرن

443
00:31:19,788 --> 00:31:22,742
‫نه . «جاش» برای هیچی نمرد
‫برای شهر مرد

444
00:31:22,742 --> 00:31:24,775
‫و آباد کردن شهر یعنی ادای احترام به اون

445
00:31:24,775 --> 00:31:28,721
‫«مارسل» ، می‌خوای بعد از مرگش
‫بهش احترام بذاری

446
00:31:28,721 --> 00:31:31,704
‫منظورم راهیه که می‌تونست
‫زنده نگه‌ـش داره

447
00:31:32,792 --> 00:31:35,783
‫به نظرت اون کدوم راه رو می‌خواست؟

448
00:32:13,783 --> 00:32:16,779
‫مطمئنم اگه می‌تونست میومد

449
00:32:16,779 --> 00:32:20,704
‫آره

450
00:32:20,704 --> 00:32:22,746
‫شاید انتظار زیادی ازش داشتیم

451
00:32:24,733 --> 00:32:27,721
‫خب ، وقتشه

452
00:32:27,721 --> 00:32:30,783
‫هیچ‌کس بیشتر از تو
‫شایسته‌ی این نیست

453
00:32:45,792 --> 00:32:49,721
‫اگه زیاد گستاخانه نیست
‫شاید بهتر باشه همراهیت کنم

454
00:32:49,721 --> 00:32:52,708
‫وقتی من هستم چرا تو؟

455
00:32:57,721 --> 00:32:58,783
‫دیر اومدی

456
00:32:58,783 --> 00:33:01,712
‫باکلاس‌ترـه

457
00:33:03,754 --> 00:33:07,758
‫خب پس گیر هردومون افتادی

458
00:33:10,779 --> 00:33:12,708
‫حاضری؟

459
00:33:12,708 --> 00:33:14,746
‫الان آره

460
00:33:47,792 --> 00:33:49,733
‫لباست چی شد؟

461
00:33:49,733 --> 00:33:52,746
‫شوخیت گرفته دختر؟
‫هیچ ریسکی نمی‌کنم

462
00:33:52,746 --> 00:33:55,729
‫عزیزانم

463
00:33:55,729 --> 00:33:57,754
‫حالا نمی‌خوام در مورد خودم بگم

464
00:33:57,754 --> 00:33:59,762
‫ولی میدونیم که خونواده چطوریاست

465
00:33:59,762 --> 00:34:01,775
بعضی‌وقت‌ها شام‌ـه

466
00:34:01,775 --> 00:34:04,750
‫بعضی‌وقت‌ها خنجر

467
00:34:04,750 --> 00:34:10,788
‫نمیدونم چرا همچین چیز خاصی
لازمه ‫تا بیدارمون کنه

468
00:34:10,788 --> 00:34:14,796
‫تا ما رو از زیبایی لحظه
در حین لحظه ‫آگاه کنه

469
00:34:14,796 --> 00:34:18,750
‫یا برای قدر دونستن چیزهایی که داریم
‫تا وقتی که داریم‌شون

470
00:34:18,750 --> 00:34:21,762
‫من یکی برای امروز خیلی متشکرم

471
00:34:21,762 --> 00:34:23,738
‫و از همه‌تون متشکرم

472
00:34:25,708 --> 00:34:28,717
‫«کیلین» ، اولین‌باری که دیدمت

473
00:34:28,717 --> 00:34:30,771
‫هیچ‌وقت پیش‌بینی نمی‌کردم
که خواهرم بشی

474
00:34:30,771 --> 00:34:32,775
‫تو قوی و زیبایی

475
00:34:32,775 --> 00:34:35,725
‫و حقته هیچی جز بهترین‌ها
در زندگی نداشته باشی

476
00:34:37,746 --> 00:34:43,717
‫«آلایژا» ، می‌خواستم ازت تشکر کنم که
‫وقتی یه روز زیبا نیاز داشتم بهم بخشیدیش

477
00:34:43,717 --> 00:34:46,700
‫بیشتر از اونی که بدونی
‫کمکم کردی

478
00:34:46,700 --> 00:34:51,738
‫فهمیدم که ‫به فکر چیزهایی بودم
که نباید می‌بودم

479
00:34:51,738 --> 00:34:54,775
‫اگه با دوست‌پسر سابقم در شرایط متفاوتی
‫ملاقات می‌کردم

480
00:34:54,775 --> 00:34:57,783
‫یعنی بدون میراث دردی که عذابش میداد

481
00:34:57,783 --> 00:35:00,708
‫برامون متفاوت می‌بود

482
00:35:00,708 --> 00:35:02,750
‫زمانی که با تو بودم
‫کمکم کرد برای

483
00:35:02,750 --> 00:35:04,754
‫دردی که برام به‌وجود آورده بود ببخشمش

484
00:35:04,754 --> 00:35:08,767
‫و بهترین بخش‌های زندگی مشترک‌مون
رو یادم باشه

485
00:35:08,767 --> 00:35:13,792
‫و با اینکه نمی‌تونم بگم
‫کاملاً می‌تونم فراموش‌ـش کنم

486
00:35:13,792 --> 00:35:17,788
‫بالاخره می‌تونم به‌خاطر تو
‫زندگیم رو ادامه بدم

487
00:35:17,788 --> 00:35:21,775
‫هیچ‌وقت زمانی که فرانسه بودم
رو فراموش نمی‌کنم

488
00:35:21,775 --> 00:35:25,742
‫و اگه احیاناً توی یه زندگی دیگه
‫همدیگر رو دیدیم

489
00:35:25,742 --> 00:35:27,725
‫ازت اون رقص رو می‌خوام

490
00:35:27,725 --> 00:35:29,775
‫تا اون‌موقع شاد باش

491
00:35:29,775 --> 00:35:31,775
‫و همینطور که پیر و پیرتر میشی

492
00:35:31,775 --> 00:35:34,738
‫و بخش‌هایی از زندگیت رو پیدا می‌کنی
‫که باهات کاملاً جورن

493
00:35:34,738 --> 00:35:38,700
‫هیچ‌وقت ول‌شون نکن

494
00:35:38,700 --> 00:35:40,783
‫«آندریا»

495
00:35:40,783 --> 00:35:46,796
‫حالا با قدرتی که توسط ‫یه راهب
فرانسیس» در قرن 13 به من داده شده»

496
00:35:46,796 --> 00:35:49,704
‫و البته چند ساعت پیش توسط اینترنت

497
00:35:49,704 --> 00:35:53,704
‫تا محکم‌کاری بشه
‫حالا شما رو عروس و عروس اعلام می‌کنم

498
00:35:53,704 --> 00:35:56,700
‫هر دو می‌تونین عروس رو ببوسین

499
00:36:40,742 --> 00:36:42,788
‫آخرین‌باری که خدافظی کردیم
‫اصلاً به ذهنت رسید که

500
00:36:42,788 --> 00:36:45,783
‫دفعه بعد توی یه عروسی هم رو می‌بینیم؟

501
00:36:45,783 --> 00:36:50,738
‫نه ‫ولی خب ، هیچ‌وقت برامون تموم نمیشه

502
00:36:52,704 --> 00:36:54,762
‫برای هیچ‌کدوم‌مون

503
00:36:54,762 --> 00:36:56,754
‫عمیقاً امیدوارم اینطور باشه

504
00:37:07,762 --> 00:37:09,762
‫ممنون

505
00:37:15,792 --> 00:37:19,712
پسر

506
00:37:19,712 --> 00:37:21,762
‫وقتی بره مراسم رقص دبیرستان‌شون
‫چه حالی بهت دست میده؟

507
00:37:29,767 --> 00:37:30,792
‫حالش خوبه؟

508
00:37:30,792 --> 00:37:32,733
‫خوبم . خوبم

509
00:37:32,733 --> 00:37:35,771
‫آره . تشخیص من اینه که
‫زیادی شامپاین خورده

510
00:37:37,758 --> 00:37:41,750
راستی می‌خوام به افتخار
همه یه چیزی بگم

511
00:37:41,750 --> 00:37:45,729
‫امروز بهترین روز زندگیم بوده

512
00:37:45,729 --> 00:37:47,712
‫و میدونین چیه؟

513
00:37:47,712 --> 00:37:49,712
‫شما 1000 سال برای همچین لحظاتی داشتین

514
00:37:49,712 --> 00:37:51,738
‫و در این لحظه بودن

515
00:37:51,738 --> 00:37:54,775
‫واقعاً باعث شد احساس کنم
بخشی از ‫"همیشه و تا ابد" هستم

516
00:37:54,775 --> 00:37:57,792
‫پس به سلامتی

517
00:37:57,792 --> 00:37:59,729
‫به سلامتی

518
00:37:59,729 --> 00:38:01,742
‫ایول . آره

519
00:38:01,742 --> 00:38:02,742
‫به سلامتی

520
00:38:04,725 --> 00:38:06,725
‫هی

521
00:38:10,750 --> 00:38:13,754
‫این جلسه رو لغو می‌کنی

522
00:38:13,754 --> 00:38:15,796
‫چرا باید این‌کار رو بکنم؟

523
00:38:22,788 --> 00:38:25,742
‫چون باهات یه معامله می‌کنم

524
00:38:25,742 --> 00:38:29,742
‫حالا تو این جلسه بیداری رو تموم می‌کنی

525
00:38:29,742 --> 00:38:31,779
‫و میذاری فعلاً انسان‌ها در آرامش زندگی کنن

526
00:38:31,779 --> 00:38:34,708
‫و من بهت یاد میدم چطور
درست انجامش بدی

527
00:38:35,762 --> 00:38:37,712
‫و قبل از اینکه حمله عصبی بزرگی ایجاد کنی

528
00:38:37,712 --> 00:38:39,750
‫باید همه چیز رو بفهمی

529
00:38:39,750 --> 00:38:42,775
‫شرایط داخلی گروه‌ها
‫تاریخ شکایات

530
00:38:42,775 --> 00:38:45,742
‫و همچنین قوانین ، طلسم‌ها
‫وقایع آسمانی و اینکه

531
00:38:45,742 --> 00:38:47,788
‫چطور با موجوداتی که می‌خوان سرت رو
جدا کنن مقابله کنی

532
00:38:47,788 --> 00:38:50,700
‫چون اگه قرار باشه گروه انسان‌ها
رو رهبری کنی

533
00:38:50,700 --> 00:38:52,721
‫باور کن حتماً می‌خوان سرت رو جدا کنن

534
00:39:02,750 --> 00:39:04,750
‫چی شد یهو نظرت عوض شد؟

535
00:39:04,750 --> 00:39:07,704
‫گوش کردم . خوب گوش کردم

536
00:39:07,704 --> 00:39:09,767
‫به همه کسایی که می‌خواستن
‫من رو سرعقل بیارن

537
00:39:09,767 --> 00:39:12,775
‫و حالا میدونم «جاش» چطور می‌خواست
‫بهش ادای احترام کنم

538
00:39:12,775 --> 00:39:16,788
‫برای هر کسی که مجبور شده تحت
قوانین ‫یه نفر دیگه زندگی کنه

539
00:39:16,788 --> 00:39:19,758
کمی» ، «کیارن» ، تو»

540
00:39:19,758 --> 00:39:21,746
‫نجات شهر یعنی تغییر

541
00:39:36,758 --> 00:39:38,758
‫حال‌ـت چطوره؟

542
00:39:38,758 --> 00:39:41,783
‫فکر کنم یه‌کم گیج شدم

543
00:39:43,758 --> 00:39:45,758
‫اتاق خم شده؟

544
00:39:47,758 --> 00:39:49,733
‫آره . یه ذره

545
00:39:49,733 --> 00:39:53,712
‫خب ، به گمونم بهتره بشینی

546
00:39:58,717 --> 00:40:00,779
‫امروز خیلی بهم خوش گذشت

547
00:40:02,775 --> 00:40:06,792
‫میدونی ، خونواده‌مون یه جا جمع بود
‫و همه میرقصیدن

548
00:40:06,792 --> 00:40:12,750
‫و برای 5 دقیقه یادم رفت
‫زندگیم چقدر مزخرفه

549
00:40:12,750 --> 00:40:16,729
‫قطعاً خوشحال به‌نظر میرسیدی

550
00:40:19,704 --> 00:40:21,742
‫آره

551
00:40:23,738 --> 00:40:26,712
‫هیچ‌وقت یادم نمیره که
‫یه نفر رو کشتم

552
00:40:26,712 --> 00:40:30,771
‫و میدونم که هر ماه کاملی
‫برام یه یادآور میشه

553
00:40:32,742 --> 00:40:35,742
‫خیلی از تبدیل شدن می‌ترسم

554
00:40:37,771 --> 00:40:40,792
‫فقط خوشحال میشم که
تو هم اونجا پیشم باشی

555
00:40:43,738 --> 00:40:49,767
‫بگذریم . اومدی اینجا که مطمئن بشی
‫اتاق خم شده یا چیزی می‌خواستی؟

556
00:40:52,729 --> 00:40:55,712
‫نه ، نه

557
00:40:55,712 --> 00:40:59,758
‫هر چی که می‌خوام همینجا دارمش

558
00:41:21,796 --> 00:41:24,725
‫بهش گفتی؟

559
00:41:24,725 --> 00:41:26,704
‫سعی کردم

560
00:41:34,750 --> 00:41:38,717
‫اون دخترمه

561
00:41:41,762 --> 00:41:43,750
‫«آلایژا»

562
00:41:55,200 --> 00:41:56,200
مترجمین : رضا و هانیه

563
00:41:57,200 --> 00:42:30,200
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
