WEBVTT

00:01.011 --> 00:02.220
پیش از این در
"The Originals"

00:02.262 --> 00:05.765
‫داره همه‌تون رو جمع می‌کنه تا قدرتی
که ‫درون شما تقسیم شده رو پس بگیره

00:06.006 --> 00:08.008
‫از وقتی که قدرت رو پس گرفتم
‫به‌خاطر صداهای توی ذهنم

00:08.050 --> 00:11.971
‫نمی‌تونم فکر کنم . نمی‌تونم بخوابم
‫حتی نمی‌تونم نفس بکشم

00:12.012 --> 00:13.180
‫فراموش می‌کنی امروز
‫اینجا من رو دیدی

00:13.222 --> 00:15.725
هِیلی مارشال» الان در آرامشه»

00:15.766 --> 00:18.853
‫و برای همین ‫تو هم
در آرامش خواهی بود

00:18.894 --> 00:20.146
‫منتظر برادرت باشیم؟

00:20.187 --> 00:21.480
‫«رومن» میدونه که بعد از

00:21.522 --> 00:24.734
‫دخالتی که در نقشه مادر داشت
‫دیگه جایی توی این شهر نداره

00:24.775 --> 00:27.695
واقعاً گرگینه‌ها ارزش‌ـش رو دارن
که به‌خاطرشون بمیری؟

00:27.737 --> 00:28.821
‫معلومه که دارن

00:33.325 --> 00:34.994
‫چی شد؟ فقط اومده بود بلوف بزنه؟

00:35.035 --> 00:36.746
‫می‌خواست ببینه کدوم طرف رو می‌گیرم

00:36.787 --> 00:38.706
‫و می‌خواست تنبیه‌ام کنه

00:38.748 --> 00:40.541
‫- برای صلح
‫- برای صلح

00:43.169 --> 00:45.087
«آیوی»

00:47.673 --> 00:49.759
‫تا آخر عمرم همینطوری می‌مونه؟

00:49.800 --> 00:52.386
‫نیاز مفرطی که فقط با خشونت
‫آروم میشه؟

00:52.428 --> 00:55.014
‫«هوپ» ، اگه خشونت چیزی باشه
‫که حال‌ـت رو بهتر می‌کنه

00:55.055 --> 00:57.308
‫پس بهترین پدر ممکن رو براش داری

01:07.026 --> 01:10.654
‫دوباره انجامش بده
‫این‌دفعه محکم‌تر

01:11.989 --> 01:13.783
‫همه‌ی اون درد و تاریکی خروشانت

01:13.824 --> 01:16.243
‫باید قبل از اینکه تو رو از درون بخوره
‫خالیش کنی

01:16.285 --> 01:17.244
‫بابا

01:17.286 --> 01:18.329
‫خشمت رو بهم بده «هوپ»

01:28.214 --> 01:30.341
‫جواب نمیده

01:30.382 --> 01:32.134
‫مانع خودت میشی

01:32.176 --> 01:33.969
‫واقعاً فکر می‌کنی می‌خوام
‫این حال رو داشته باشم؟

01:34.011 --> 01:37.306
‫هر چقدرم که سعی می‌کنم خالیش کنم
‫یه ذره هم حالم بهتر نمیشه

01:40.059 --> 01:43.354
‫تو اونی نیستی که می‌خوام
‫بهش صدمه بزنم

01:50.694 --> 01:54.240
‫فقط اسمش رو بگو

02:00.955 --> 02:03.123
‫میدونم خواهرم بهتون گفته که مراقبم باشین

02:03.165 --> 02:05.876
‫ولی این دیگه زیادی داره ناجور میشه
‫اینطور فکر نمی‌کنی؟

02:11.131 --> 02:13.884
‫خب ، چیه؟

02:21.016 --> 02:24.854
‫چیه؟ باید تا ابد توی این
اتاق مسخره ‫زندونی بمونم؟

02:28.983 --> 02:31.110
‫نمیشه یه چیزی بگین؟

02:46.458 --> 02:48.294
‫تمومش کن

02:48.335 --> 02:51.338
‫این افتخار رو برای کسی نگه میدارم
‫که خیلی برام عزیزه

02:53.000 --> 02:54.000
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:55.500 --> 03:00.500
"The Originals"
فصل 5
قسمت 10 : در نور ناپدیدشونده وجود دارد

03:01.500 --> 03:10.500
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:52.608 --> 03:54.318
‫«وینسنت»؟

03:54.360 --> 03:57.279
‫من اینجام

03:57.321 --> 03:59.031
‫چه اتفاقی چه اتفاقی افتاد؟

03:59.073 --> 04:00.407
‫«اِمِت» مسمومت کرد

04:05.037 --> 04:07.665
‫فکر کردم مردم

04:08.791 --> 04:13.337
‫«آیوی» ، تو مردی

04:17.508 --> 04:20.678
جاش» ، من توی کارخونه»
متروک ام‌اس‌پی هستم

04:20.719 --> 04:22.930
‫«اِمِت» می‌خواد یه کاری بکنه
‫و من نمی‌تونم دست رو دست بذارم

04:22.972 --> 04:25.015
‫و بذارم به ما برتری پیدا کنه

04:25.057 --> 04:29.353
‫شاید کمک لازم داشته باشم
‫پس وقتی پیام به دست‌ـت رسید بهم زنگ بزن

04:32.097 --> 04:34.224
‫فکر کنم دارم دیوونه میشم

04:34.266 --> 04:37.186
‫مدام از هوش میرم

04:37.227 --> 04:41.732
‫یه خاطرات مبهمی از ‫بحثایی
دارم که کامل یادم نمیان

04:41.773 --> 04:43.775
‫اونم وسط روز روشن

04:43.817 --> 04:45.235
‫مطمئنم چیز خاصی نیست

04:45.277 --> 04:46.653
‫نه

04:46.695 --> 04:48.530
‫دیوونگی همیشه تو خونواده‌مون بوده

04:48.572 --> 04:50.032
«پسرعموم «شان» ، عمو «کیارن

04:51.283 --> 04:53.660
‫صحیح . ‫آره

04:53.702 --> 04:55.579
‫می‌شناختی‌شون؟

04:55.621 --> 04:58.582
‫راستش آره

04:58.624 --> 05:01.585
‫قبل از اینکه اینجا رو بخرم
‫با دخترعموت «کمی» کار می‌کردم

05:01.627 --> 05:03.212
‫مطمئنم ازشون اسم برده بود

05:03.253 --> 05:04.630
‫صحیح

05:04.671 --> 05:08.467
‫ظاهراً «شان» و «کیارن» خیلی
...خوشحال بودن وقتی

05:08.508 --> 05:11.345
‫وقتی خودکشی کردن
‫اونم وسط کلیسا

05:11.386 --> 05:13.847
‫اونا روحانی بودن

05:13.889 --> 05:17.017
‫برای همین بالاخره به دفتر اسقف زنگ زدم

05:17.059 --> 05:21.563
‫گفتم اگه دفترچه خاطرات‌شون رو گیر بیارم
‫شاید بفهمم چه اتفاقی افتاده

05:21.605 --> 05:22.773
«دِکلِن»

05:22.814 --> 05:23.982
‫من جات بودم این‌کار رو نمی‌کردم

05:24.024 --> 05:28.237
‫راستش ‫با این‌همه فشاری که
تحمیل شدی ‫می‌خوای بری در مورد

05:28.278 --> 05:30.489
‫خودکشی‌های خونوادگیت تحقیق کنی؟

05:30.530 --> 05:33.116
‫بیخیال پسر . نباید اینقدر سخت بگیری

05:33.158 --> 05:36.912
‫میدونی؟ یه‌کم خوش بگذرون

05:41.375 --> 05:43.377
‫حالا که بحث خوش گذشتن شد

05:45.629 --> 05:48.423
‫نظرت چیه ‫یه
نوشیدنی مهمونت کنم؟

05:48.465 --> 05:51.009
‫تا وانمود کنی من جذابم؟

05:51.051 --> 05:53.595
‫به‌نظر زیاد سخت نیست

06:08.026 --> 06:10.654
‫تصمیم گرفتی چطور می‌خوای بکشیش؟

06:11.780 --> 06:13.865
‫آروم

06:13.907 --> 06:16.159
‫«هوپ»؟

06:16.201 --> 06:19.371
‫«هوپ» ، هی

06:26.586 --> 06:28.422
‫می‌خوام تنهایی این‌کار رو بکنم

06:28.463 --> 06:30.007
‫چی؟

06:30.048 --> 06:32.551
‫این باید کمکم کنه حالم خوب بشه ، نه؟

06:32.592 --> 06:35.470
‫چه مرگشه؟

06:35.512 --> 06:38.640
‫داره درد می‌کشه

06:38.682 --> 06:43.562
‫که البته عذاب تو یه چند
لحظه‌ای آرومش می‌کنه

06:45.689 --> 06:47.524
‫عذاب من؟

06:47.566 --> 06:49.276
‫ولی تماشاچی نمی‌خوام

06:49.318 --> 06:50.485
‫«هوپ»

06:50.527 --> 06:51.737
‫اگه می‌خوای کمکم کنی برو

06:54.489 --> 06:56.533
خب ، امیدوار بودم که توی
‫این نمایش نقشی داشته باشم

06:58.827 --> 07:00.203
‫پس حتماً در نظر بگیر که
‫از شکنجه‌های کوچیک شروع کنی

07:00.245 --> 07:04.958
‫ناخن‌ها ‫یا شاید زبوش

07:05.000 --> 07:07.002
‫هیجانش رو بالا ببر

07:08.712 --> 07:10.464
‫هی...هی ، وایسا

07:10.505 --> 07:13.216
‫تو که واقعاً من رو باهاش
تنها نمیذاری . میذاری؟

07:13.258 --> 07:15.177
‫هی

07:23.810 --> 07:25.771
‫دیگه برای «هوپ» خیلی دیر شده

07:25.812 --> 07:27.439
‫دیگه خیلی دیره

07:27.481 --> 07:28.857
‫بالاخره تاریکی تسخیرش می‌کنه

07:28.899 --> 07:30.317
‫و بچه‌ای که می‌شناختی
‫دیگه وجود خارجی نخواهد داشت

07:30.359 --> 07:31.943
‫قبول نمی‌کنم

07:31.985 --> 07:34.404
‫میدونی ، 8 سالش که بود
‫به زور ازش جون سالم به‌در برد

07:34.446 --> 07:36.114
‫حالا یه نوجوانه

07:36.156 --> 07:38.825
‫و فقط کافیه یه نفر رو بکشه
‫تا طرف گرگینه‌اش رو فعال کنه

07:38.867 --> 07:40.494
‫حالا فکر می‌کنی الان عصبانیه

07:40.535 --> 07:42.371
‫وایسا تا اون چنگال دربیاره
‫و چشماش زرد بشه

07:42.412 --> 07:44.998
‫ازت می‌خوام درستش کنی

07:45.040 --> 07:47.626
‫نمیدونم چطوری درستش کنم «آلایژا»
‫اطراف رو ببین

07:47.667 --> 07:49.378
‫همه‌ی این جادوگرها با خون خون‌آشامی که

07:49.419 --> 07:51.713
‫درون رگ‌هاشون جاریه
‫از مرگ برگشتن

07:51.755 --> 07:53.840
‫به محض اینکه بعد از سوگواری‌شون
‫چند لحظه فرصت داشته باشن

07:53.882 --> 07:55.342
‫مجبورن تصمیم بگیرن که می‌خوان

07:55.384 --> 07:58.637
‫خون بخورن و تا ابد زنده بمونن
‫یا دیگه تمومش کنن

07:58.678 --> 08:00.639
‫اونا تنها اولویت من هستن «آلایژا»

08:00.680 --> 08:01.890
‫همین

08:07.900 --> 08:11.000
" انتوینت» : فوری‌ـه . باید ببینمت» "

08:52.232 --> 08:55.944
مارسل جرارد» کبیر»
‫منتظرت بودیم

09:19.551 --> 09:21.803
‫مطمئن نبودم بیای

09:21.845 --> 09:24.639
‫اختلاف بین خونواده‌هامون ‫حسی
که بهت دارم رو تغییر نمیده

09:25.932 --> 09:28.310
‫ولی این باعث میشه
‫مسائل پیچیده بشن

09:31.646 --> 09:35.233
‫«رومن» دزدیده شده

09:37.736 --> 09:39.571
«نیکلاوس»

09:39.613 --> 09:42.824
‫«آلایژا» ، «کلاوس» اون رو می‌کشه
‫البته اگه تا الان نکشته باشه

09:42.866 --> 09:45.118
‫اون حقش مرگ نیست

09:45.160 --> 09:47.829
‫من و تو هردومون میدونیم که ‫«رومن»
توی سایه‌ی مادرم گم شده بود

09:47.871 --> 09:50.165
‫ولی اون دیگه مرده

09:50.207 --> 09:52.584
‫و نفرتش نباید به برادرم
‫ربط داده بشه

09:52.626 --> 09:54.544
‫نه . نباید

10:00.967 --> 10:04.387
‫- نه . نباید
‫- اگه احساسی که بهم داشتی

10:04.429 --> 10:07.974
‫واقعی بود با «کلاوس» حرف بزن

10:09.851 --> 10:11.770
‫خواهش می‌کنم

10:27.160 --> 10:29.454
‫زور نزن . طلسم شدن

10:31.540 --> 10:33.708
‫می‌بینی چقدر مسخره‌ست؟

10:33.750 --> 10:35.794
‫سال‌ها پیش اگه یه نفر تهدیدت می‌کرد

10:35.835 --> 10:39.965
‫ارتشی از خون‌آشام داشتی که
‫دنبالت بگردن و نجات‌ـت بدن

10:40.006 --> 10:44.261
‫ولی تو ترک‌مون کردی
‫از خونواده «مایکلسون» حمایت کردی

10:44.302 --> 10:48.056
‫حالا هیچ‌کس نمیاد
چون برای کسی مهم نیست

10:48.098 --> 10:50.308
‫تو تنهایِ تنهایی

10:57.649 --> 11:00.235
‫خب ، توی «چاپ‌هاوس» شام خوردم

11:00.277 --> 11:02.946
‫توی «پِرزِروِیشن هال» موسیقی گوش دادم

11:02.988 --> 11:05.115
‫- ولی تنها چیزی که گیرم میاد پس زدنمه؟
‫- خب ، باید اعتراف کنم

11:05.156 --> 11:07.701
‫تو خیلی خوشتیپ و به طرز
‫خارق‌العاده‌ای شیرین‌زبونی

11:07.742 --> 11:09.411
‫ولی؟

11:12.372 --> 11:16.626
‫راستش با این تیپ ‫من
رو یاد کسی میندازی

11:19.212 --> 11:22.007
‫مدت‌ها پیش مرد

11:25.010 --> 11:27.554
‫اسمش «اِیدن» بود

11:27.596 --> 11:30.015
‫متأسفم

11:35.353 --> 11:37.439
‫برای عشق از دست داده‌ات

11:37.480 --> 11:41.985
‫برای همه‌ی عزیزان و از دست‌داده‌هامون

11:49.284 --> 11:52.996
‫خب ، امیدوارم بازم ببینمت

12:07.594 --> 12:09.471
‫اگه بهت می‌گفتم تو دلیلی هستی

12:09.512 --> 12:13.308
‫که به "نيو اورلانز" اومدم
‫باور می‌کردی؟

12:13.350 --> 12:15.977
‫سال‌هاست داستان‌هایی می‌شنیدم

12:16.019 --> 12:18.188
‫اینکه چطور گرگ‌ها و جادوگرها

12:18.229 --> 12:21.274
‫تحت فرمانروایی یه پادشاه واقعی
‫زندگی می‌کردن

12:23.401 --> 12:28.073
‫اینکه چطور خون‌آشام‌ها
‫با قانونِ شرافت زندگی می‌کردن

12:28.114 --> 12:31.743
‫وفاداری به هم‌نوعت یا برعکس

12:35.121 --> 12:38.667
‫عجب مایه‌ی ناامیدی شدی

12:41.127 --> 12:45.215
خون‌آشام بودن ‫کافی نبود
‫فکر کردی می‌تونی بهتر باشی

12:45.256 --> 12:49.552
‫برای همین خودت رو به یه
‫نجاست تبدیل کردی

12:49.594 --> 12:52.722
‫خب ، حداقل زهرت می‌تونه
‫برعکس خودت کمک کنه

13:05.193 --> 13:07.696
‫میدونستی در مورد اونم
‫داستان‌هایی شنیدم؟

13:07.737 --> 13:09.489
‫اینکه چطور زهرت می‌تونه یه

13:09.531 --> 13:13.451
«دورگه یه اصیل یا حتی «هوپ مایکلسون
‫یا هر کی که هست رو از پا دربیاره

13:16.162 --> 13:18.915
‫به گمونم به‌زودی می‌فهمیم
‫می‌تونه چه کارهایی بکنه

13:26.756 --> 13:28.925
‫چقدر زمان دارم؟

13:28.967 --> 13:30.468
‫چند روز؟

13:32.429 --> 13:34.013
‫چند ساعت؟

13:37.976 --> 13:40.770
...مگه اینکه

13:40.812 --> 13:45.316
‫خون بخوریم و خون‌آشام بشیم

13:45.358 --> 13:48.403
‫این تنها راهشه

13:53.992 --> 13:56.619
‫من همینیم که هستم «وینسنت»

13:56.661 --> 13:59.038
‫من یه جادوگر به دنیا اومدم
‫و یه جادوگر می‌میرم

13:59.080 --> 14:00.999
‫خداحافظیم رو می‌کنم
‫و بعدش ادامه میدم

14:01.040 --> 14:07.338
‫هی ، هی ، هی
ناراحت نباش

14:07.380 --> 14:11.259
‫توی «دیوار اجدادی» تصاویری
‫از زندگی پس از مرگ دیدم

14:11.301 --> 14:14.512
‫و خیلی زیبا‌تر از اونیه که
‫تصورش رو بکنی

14:19.100 --> 14:21.436
‫زیبا؟

14:21.478 --> 14:25.607
‫خونه‌ی قدیمم جایی که دوران بچگی
‫زندگی می‌کردیم

14:25.648 --> 14:29.903
‫هواش خیلی غلیظ بود
‫و با پیچ «هانی‌ساکل» و «ازالی»های زردش

14:29.944 --> 14:31.905
‫می‌تونستی خودت رو بپوشونی

14:34.032 --> 14:36.993
‫«آیوی»

14:39.412 --> 14:42.081
‫عزیزم

14:43.625 --> 14:45.210
‫یه چیزی هست که باید نشونت بدم

14:47.587 --> 14:50.381
‫میدونم که باورت نمیشه
‫ولی سعی داشتم ببینمت ، خب؟

14:50.423 --> 14:52.717
‫راست میگی . باورم نمیشه

14:55.762 --> 14:58.723
‫قسم می‌خورم

14:58.765 --> 15:00.266
‫خواهرم می‌خواست از کشور برم

15:00.308 --> 15:01.559
‫ولی تا وقتی باهات حرف نزدم
‫حاضر نبودم برم

15:01.601 --> 15:03.186
‫این حرفاییه که می‌خواستی بگی؟

15:03.228 --> 15:05.021
‫ببین ، میدونم

15:05.063 --> 15:07.357
‫نقش داشتن توی دزدیدن مادرت
‫و گول زدن تو

15:07.398 --> 15:08.483
‫اون‌کارـم اشتباه بود و خوب میدونم

15:08.525 --> 15:10.443
‫ولی بازم انجامش دادی

15:16.783 --> 15:19.452
‫نه . تو...تو باید درک کنی

15:19.494 --> 15:21.579
‫برای سال‌ها بهم گفتن که
‫باید ازت بترسم

15:21.621 --> 15:23.081
‫هر روز ، هر شب

15:23.122 --> 15:24.749
‫داستان‌هایی از این می‌شنیدم
‫که پدرت با پدرم چی‌کار کرد

15:24.791 --> 15:26.584
‫- اینکه تو و گونه‌ات با ما چی‌کار کردین
‫- گونه‌ی من؟

15:26.626 --> 15:29.087
‫نه ، نه ، نه . ازت خوشم میاد «هوپ» ، خب؟
‫ازت خوشم میاد . واقعاً خوشم میاد

15:29.128 --> 15:31.130
‫فقط نمیدونستم به اون صداهایی که
‫بهم می‌گفتن

15:31.172 --> 15:32.841
‫تو آدم خوبی هستی گوش بدم
‫یا به صدای مادرم

15:32.882 --> 15:35.343
‫که بارها و بارها گفته بود
...تو و خونواده‌ات

15:35.385 --> 15:38.429
‫خونواده‌ام چی؟

15:38.471 --> 15:40.431
‫شرورین

15:44.143 --> 15:46.187
‫و اینکه من به قدر کافی برای
‫مقابله باهاش قوی نیستم

15:46.229 --> 15:48.898
‫و نمی‌خوام من رو ببخشی

15:48.940 --> 15:53.236
‫فقط می‌خوام بدونی که ‫میدونم
کارم اشتباه بود ، خب؟

15:55.989 --> 16:01.411
‫پس اگه لازمه من رو بکشی
‫زودتر من رو بکش

16:09.502 --> 16:12.380
‫پس این شیوه‌ی پدری جدیده؟

16:12.422 --> 16:15.633
‫اجازه بدی دخترت بی‌رحمانه
اون پسر رو شکنجه کنه؟

16:15.675 --> 16:18.678
‫اون پسر «هوپ» و «هِیلی» رو
‫گروگان گرفته بود

16:18.720 --> 16:21.556
‫کم مونده بود «هوپ» رو بکشه
‫تا به مادرش بپیونده

16:21.598 --> 16:23.808
‫پس اگه دخترم تصمیم بگیره
‫که به زندگی اون پایان بده

16:23.850 --> 16:26.269
‫پس اون کسی میشه که
‫بر دشمنانش غلبه می‌کنه

16:26.311 --> 16:29.272
‫پا جای پای پدرش میذاره

16:29.314 --> 16:30.732
‫و البته عموش

16:30.773 --> 16:32.567
‫اون قرار بود بهتر از ما بشه «نیکلاوس»

16:32.609 --> 16:34.652
‫اون مریضه

16:34.694 --> 16:37.864
‫اگه این‌کار باعث تسلی اون میشه
‫پس چیزهای دیگه مهم نیستن

16:37.906 --> 16:39.657
‫بعدش چی؟

16:39.699 --> 16:41.826
‫وقتی کارش رو تموم کنه
‫و تاریکی برگرده چی؟

16:41.868 --> 16:43.786
‫ببخشید ولی یه سوال دارم

16:43.828 --> 16:46.706
‫هر چند که از قضاوت پلاسیده‌ی تو لذت می‌برم

16:46.748 --> 16:48.708
‫واقعاً صلاحش رو می‌خوای؟

16:48.750 --> 16:50.209
‫چه تهمتی به من میزنی؟

16:50.251 --> 16:52.045
‫من کور نیستم «آلایژا»

16:52.086 --> 16:53.838
‫اگه اونقدر اون زن رو دوست داری
‫برو پیش‌ـش

16:53.880 --> 16:55.548
‫من باید الان نگران خونواده‌ی خودم باشم

16:55.590 --> 16:57.717
‫و اون پسر تلفات جانبیه

16:57.759 --> 16:59.093
‫تو داری دخترت رو به مسیری هدایت می‌کنی

16:59.135 --> 17:01.095
‫که انسانیتش رو پاک می‌کنه

17:01.137 --> 17:02.096
‫و اگه انسانیتش رو از دست بده «نیکلاوس»

17:02.138 --> 17:04.307
‫عواقبش برای همه ‫مصیبت‌بار میشه

17:04.349 --> 17:05.475
‫نکن

17:05.516 --> 17:07.060
‫چی رو؟

17:07.101 --> 17:08.937
‫علیه بدترین غرایزت بهت نظر ندم؟

17:08.978 --> 17:14.275
‫هزاران سال فقط سعی کردم
یه ذره ‫تو رو منطقی کنم

17:14.317 --> 17:17.528
‫و برای هزاران سال
‫بهت اعتماد کردم

17:17.570 --> 17:20.323
‫پس حالا چی؟

17:20.365 --> 17:27.413
‫عمرمون شاید ابدی باشه
‫ولی وفاداری‌مون نه

17:35.088 --> 17:37.548
...خیلی‌خب ، خب

17:37.590 --> 17:42.929
‫«آیوی» ، الان از اون لحظاتی‌ـه
که ‫نه توی دنیای زنده‌ها هستی

17:42.971 --> 17:45.348
‫نه دنیای مرده‌ها . پس می‌تونی
‫بین اون 2تا دنیا حرکت کنی

17:45.390 --> 17:46.557
‫و من می‌تونم باهات بیام

17:46.599 --> 17:48.518
‫خیلی‌خب ، دست‌ـت رو بهم بده عزیزم

17:53.690 --> 17:56.025
‫میدونم . میدونم . میدونم

18:52.665 --> 18:54.792
‫نه

18:54.834 --> 18:56.669
...‫این

18:56.711 --> 18:59.172
«دیوار اجدادی»ـه «آیوی»
‫جادوگرهای "نيو اورلانز"

18:59.213 --> 19:02.133
‫از موقعی که "نيو اورلانز" به‌وجود اومده
‫در زمان مرگ‌شون اومدن اینجا ، خب؟

19:02.175 --> 19:04.552
‫همه‌ی قدرت‌شون اینجا می‌مونه

19:04.594 --> 19:06.721
‫ما ازش استفاده می‌کنیم
ولی وقتی باهاش قدرتمندتر میشیم

19:06.763 --> 19:08.097
‫مرده‌ها ناراحت میشن

19:10.475 --> 19:12.685
‫وقتی بمیری میای اینجا

19:14.145 --> 19:15.438
‫این یه دروغه

19:15.480 --> 19:17.482
‫«آیوی»

19:17.523 --> 19:18.941
‫میدونم چی دیدم «وینسنت»

19:18.983 --> 19:20.651
‫میدونم کجا باید
‫به آرامش برسم

19:20.693 --> 19:22.070
‫حالا من رو از اینجا ببر بیرون

19:22.111 --> 19:24.697
‫- «آیوی»
‫- همین حالا من رو از اینجا خارج کن

19:26.115 --> 19:29.994
‫با هیچ دلیلی قانع نمیشه

19:30.036 --> 19:31.996
خب پس حالا چی‌کار کنیم؟

19:32.038 --> 19:35.124
‫اونایی که یه زمانی پیرو مادرت بودن

19:35.166 --> 19:37.460
‫به نظرت ازت پیروی کنن؟

19:37.502 --> 19:41.172
‫داری ازم می‌خوای که
توی جنگ علیه برادرت

19:41.214 --> 19:42.840
‫رهبری‌شون رو به عهده بگیرم؟

19:42.882 --> 19:45.551
‫ازت می‌خوام که جمع‌شون کنی

19:47.553 --> 19:49.180
‫ازت می‌خوام بهم ایمان داشته باشی

19:51.974 --> 19:54.393
‫روحتم خبر نداره چی رو ازم گرفتی

19:54.435 --> 19:56.687
‫مادرم ، مادربزرگ بچه‌هام

19:56.729 --> 19:58.731
‫کسی که وقتی می‌ترسم
‫من رو در آغوش می‌گیره

19:58.773 --> 20:00.566
‫کسی که وقتی تنهام
‫ازم خبر می‌گیره

20:00.608 --> 20:02.110
‫اولین چشمایی که دیدم

20:02.151 --> 20:04.570
‫- بهترین دوستم
‫- میدونم . واقعاً میدونم

20:04.612 --> 20:07.406
‫- نه . نمیدونی . نمی‌تونی
‫- «هوپ» ، منم مادرم رو از دست دادم

20:07.448 --> 20:10.076
‫چی گفتی؟

20:10.118 --> 20:13.496
...مادرت

20:13.538 --> 20:15.164
‫هیچیش شبیه مادر من نبود

20:17.834 --> 20:20.128
‫منظورم این نبود

20:20.169 --> 20:22.296
‫دقیقاً همین منظورت بود

20:42.942 --> 20:44.569
‫«هوپ» ، «هوپ»

20:44.610 --> 20:46.737
‫چیه؟

20:46.779 --> 20:49.574
‫دست‌ـت

21:02.211 --> 21:04.130
‫چه اتفاقی داره برام میوفته؟

21:04.172 --> 21:07.258
‫- نمیدونم
‫- بده ، نه؟

21:09.302 --> 21:11.888
‫باید این تاریکی رو از خودت بیرون بکشی

21:11.929 --> 21:13.306
‫نمی‌تونم . نمی‌تونم بکشمش

21:13.347 --> 21:14.390
‫نمی‌کشمش

21:14.432 --> 21:15.516
‫- «هوپ»
‫- بابا

21:15.558 --> 21:18.728
‫اون به اندازه‌ی من
‫گناهکار و مسئوله

21:23.232 --> 21:25.401
...اون‌همه قدرت

21:25.443 --> 21:27.236
‫هنوزم جای شکر داره

21:27.278 --> 21:31.240
‫مشخصه که این رو از من
‫به ارث نبردی

21:39.457 --> 21:42.710
‫این بدتر و بدتر میشه ، نه؟

21:49.342 --> 21:50.468
‫همینجا بمون

21:52.887 --> 21:54.263
‫تو نباید اینجا باشی برادر

21:54.305 --> 21:55.598
‫«نیکلاوس» ، فکر کنم یه راه‌حلی دارم

21:55.640 --> 21:56.891
‫واقعاً فکر می‌کنی وقتی با دشمن می‌خوابی

21:56.933 --> 21:58.726
‫می‌تونی جوری وانمود کنی که
‫انگار مشاوره میدی؟

21:58.768 --> 22:00.811
‫من از طرف «انتوینت» حرف نمیزنم
‫از طرف «رومن» هم حرف نمیزنم

22:00.853 --> 22:01.854
‫مسئله «هوپ»ـه

22:01.896 --> 22:03.231
‫پس حالا در مورد «هوپ» شد

22:03.272 --> 22:04.649
‫چقدر متأثرکننده‌ست که عذابش رو یادت اومد

22:04.690 --> 22:06.400
‫داره بدتر میشه ، نه «نیکلاوس»؟

22:06.442 --> 22:09.487
‫اون نیاز به خشم ‫داره
از داخل می‌خورتش

22:09.528 --> 22:11.822
‫بازم من رو یادت رفت

22:11.864 --> 22:14.075
‫شاید الان به من اعتماد نداشته باشی «نیکلاوس»

22:16.202 --> 22:19.121
‫ولی چاره‌ی دیگه‌ای هم داری؟

22:22.416 --> 22:28.881
‫قبل از این اتفاق
‫همه چیز برام روشن بود

22:28.923 --> 22:33.094
‫می‌تونستم چشمام رو ببندم
‫و آرامش رو ببینم

22:36.055 --> 22:38.641
‫پدرم اونجاست

22:38.683 --> 22:43.145
‫وقتی بچه بودم مرد
‫ولی اونجا منتظرمه

22:43.187 --> 22:45.189
‫و وقتی من رو ببینه

22:45.231 --> 22:51.862
‫من رو در آغوش می‌گیره
و میگه : ‫"دخترک نازنینم"

22:51.904 --> 22:54.407
‫"خیلی دلم برات تنگ شده"

23:00.454 --> 23:06.335
‫ولی تو میگی هر چی
که دیدم یه دروغه؟

23:06.377 --> 23:09.005
‫بهت میگم که تو یه حق انتخاب داری

23:09.046 --> 23:09.922
‫من تصمیمم رو گرفتم

23:11.132 --> 23:12.508
‫تو به «دیوار» تعلق نداری

23:12.550 --> 23:14.218
‫من نمی‌تونم یه خون‌آشام بشم

23:18.597 --> 23:21.309
اون‌موقع چه بلایی سرم میاد؟

24:23.829 --> 24:25.039
‫نه

24:25.081 --> 24:26.499
‫«جاش» ، نزدیک نشو . نه

25:31.147 --> 25:32.565
‫چیه؟

25:39.363 --> 25:40.906
‫«جاش» ، چی شده؟

25:52.251 --> 25:54.962
‫نشونه خوبی نیست ، نه؟

26:02.595 --> 26:03.679
‫هی ، بیا اینجا . بشین

26:03.721 --> 26:06.557
‫بشین

26:06.599 --> 26:08.642
‫دراز بکش

26:08.684 --> 26:10.603
‫«مارسل»

26:10.644 --> 26:11.854
‫به «فِرِیا» زنگ میزنم

26:11.896 --> 26:13.063
‫- «مارسل»
‫- نه . درمانش رو میارم

26:13.105 --> 26:14.064
‫«مارسل»

26:14.106 --> 26:16.817
‫سعی کن بی‌حرکت بمونی تا زهرش
‫توی کل بدنت به جریان نیوفته

26:16.859 --> 26:18.736
‫به قلبم رسیده

26:18.777 --> 26:21.280
‫باید باور کنی ، خب؟

26:31.248 --> 26:34.251
‫چند سالی شهر رو ترک کردم
‫و الان همه چیز رو مثلاً میدونی؟

26:35.836 --> 26:37.922
‫همیشه همه چیز رو میدونستم

26:37.963 --> 26:41.258
‫فقط وانمود می‌کردم خل هستم
‫تا من رو نکشی

26:45.721 --> 26:47.598
...هی ، تو

26:48.974 --> 26:51.352
‫اولین روزی که همدیگ. رو دیدیم رو یادته؟

26:52.895 --> 26:55.397
‫آره . اون سکه رو برنمیداشتی

26:57.274 --> 26:58.609
‫حتی اگه معنیش مرگ بود

26:58.651 --> 27:00.277
‫بازم حاضر نبودی به دوست‌ـت
‫خیانت کنی

27:00.319 --> 27:04.448
‫خوش‌به‌حال من که
وفاداری برات مهم بود

27:06.408 --> 27:11.830
و میدونم که این تنها دلیلیه
که ‫اون روز من رو بخشیدی

27:13.541 --> 27:16.794
...ولی الان

27:16.835 --> 27:19.755
‫تو خونواده منی

27:22.216 --> 27:24.051
‫همینطور تو

27:31.850 --> 27:32.977
‫هی

28:08.929 --> 28:10.973
‫سال‌هاست اسقف منطقه می‌خواست که
‫این پرونده‌ها رو به

28:11.015 --> 28:14.268
‫کتابخونه‌ی «سنت پاتریک» بفرسته

28:14.310 --> 28:17.187
‫این «کیارن اُکانل» ‫عموته . درسته؟

28:17.229 --> 28:20.774
‫بله . ممنون . خیلی ممنون
‫برام ارزش زیادی داره

28:20.816 --> 28:22.776
‫بذار ببینم اینجا بازم دارم یا نه

28:22.818 --> 28:25.779
‫باید یکی باشه
‫اینجا رو ببینم

28:27.573 --> 28:33.871
‫ازتون خواستم بیاین ‫چون شما
به هدف مادرم وفادار بودین

28:35.998 --> 28:37.791
‫پسرش

28:37.833 --> 28:43.922
‫برادر من به‌وسیله‌ی دورگه
‫«کلاوس مایکلسون» ‫زندانی شده

28:43.964 --> 28:46.634
‫و باهم میریم که آزادش کنیم

28:46.675 --> 28:48.510
‫آره

28:50.012 --> 28:52.264
‫یه کاری بهتر از این می‌کنیم

28:57.353 --> 29:01.315
‫ما به حکمفرمایی «مایکلسون»ها
‫خاتمه میدیم

29:01.357 --> 29:03.776
‫یک‌بار و برای همیشه

29:08.781 --> 29:13.994
‫خشونت در این شهر سابقه‌ی
خیلی بیشتری از ‫جادومون داره

29:14.036 --> 29:20.042
‫و برای همین قرن‌ها پیش ‫اجداد
ما «دیوار اجدادی» رو ساختن

29:20.084 --> 29:24.338
‫تا یه چیزی داشته باشیم
‫یه‌جور قدرت

29:24.380 --> 29:26.131
‫تا بتونیم در این مکان زنده بمونیم

29:26.173 --> 29:28.133
‫مثل مادرم ما امشب باید
‫آینده‌ی گونه‌مون رو

29:28.175 --> 29:32.680
‫که حاضریم براش بمیریم
‫در آغوش بگیریم

29:32.721 --> 29:36.433
‫باید اعتراف کنم که اخیراً
خودم شخصاً ‫نظرم عوض شده

29:38.435 --> 29:43.065
‫به این نتیجه رسیدم که ‫اتکا
به اون قدرت خیلی خیلی سمی شده

29:44.692 --> 29:49.154
‫در حال حاضر اجداد ما
‫در ترس و وحشت زندگی می‌کنن

29:49.196 --> 29:52.950
‫الان اجداد ما هیچ آرامشی ندارن

29:52.991 --> 29:57.788
‫و برای همینه که امشب
‫اونا رو آزاد می‌کنیم

29:57.830 --> 30:02.126
‫تا تک به تک اموات‌مون رها بشن

30:02.167 --> 30:05.838
‫امشب میریم به جنگ

30:05.879 --> 30:13.554
‫ولی اون دسته از شماها که مطمئن نیستن
...که ما تنها گونه‌ی اصیل و حقیقی هستیم

30:15.305 --> 30:19.852
‫زمان رفتن‌تون الانه

30:19.893 --> 30:20.936
‫ما طرف تو هستیم

30:20.978 --> 30:22.396
‫بله

30:22.438 --> 30:27.651
‫وقتی «دیوار اجدادی» رو ‫آزاد کنیم
‫اجدادمون به آرامش میرسن

30:27.693 --> 30:31.572
‫ولی قدرت‌مون تا ابد تغییر می‌کنه

30:31.613 --> 30:37.870
‫جادومون از خود زمین میاد
‫ولی هیچ بازگشتی نداره

30:37.911 --> 30:40.330
‫پس بریم و انجامش بدیم

30:49.506 --> 30:51.550
گِرِتا» به اسم خلوص مرد»

30:51.592 --> 30:54.428
‫و به لطف ایمان بی‌دریغ پیروانش

30:54.470 --> 30:57.931
‫مخصوصاً اون‌هایی که بعد از نبودش
‫گروه رو اداره می‌کردن

30:57.973 --> 31:00.934
‫رسالتش ادامه پیدا می‌کنه

31:00.976 --> 31:04.146
‫پس حالا به عنوان کسانی که
‫بهش وفادار موندن

31:04.188 --> 31:06.190
‫با سرنوشتش هم روبرو خواهید شد

31:12.029 --> 31:13.447
‫اونا اینجا چی‌کار می‌کنن؟

31:13.489 --> 31:16.660
راه رسیدن به رستگاری طولانی"
"و پر پیچ اما باارزش است

31:23.916 --> 31:25.083
‫تو به ما خیانت کردی

31:25.125 --> 31:26.794
‫ما اعتقادات مادرم رو گفتیم

31:26.835 --> 31:29.087
‫ولی هیچ‌وقت نگفتیم موافقیم

31:29.129 --> 31:30.506
‫الان می‌تونی به ما بسپریش

31:36.637 --> 31:38.931
‫چه لذتی ببرم

31:59.076 --> 32:01.286
‫یالا عزیزدلم

32:01.328 --> 32:02.871
‫همه تاریکیت رو بریز بیرون

32:53.630 --> 32:57.593
‫همه‌شون مردن؟

32:57.634 --> 33:00.387
‫جاودانگی برای همه نیست

33:00.429 --> 33:04.182
‫باید کاری که کردی رو
‫خدمت به جامعه بدونی

33:09.938 --> 33:14.359
‫هی بچه‌جون ، ‫حال‌ـت خوبه؟

33:14.401 --> 33:16.570
...من

33:16.612 --> 33:21.283
‫بی‌حسم

33:24.828 --> 33:27.789
‫«مارسل» ، تو و «جاش»
خون‌آشام‌ها رو جمع کنین

33:27.831 --> 33:32.753
‫و قبل از اینکه کسی مشکوک بشه
‫بگین این کثافت رو تمیز کنن

33:36.089 --> 33:39.343
‫چی شده؟

33:41.386 --> 33:43.347
‫فردا بهت میگم ، خب؟

33:45.265 --> 33:47.142
‫باشه

33:51.229 --> 33:52.522
‫اونا برمیگردن؟

33:54.483 --> 33:58.320
‫جملات و ‫اون صداها؟

34:00.697 --> 34:03.909
‫نمیدونم

34:13.377 --> 34:14.836
‫خدای من «دِکلِن»

34:17.381 --> 34:19.007
‫زنده می‌مونه؟

34:19.049 --> 34:21.385
‫من ترتیبش رو میدم

34:21.426 --> 34:23.011
‫- از اینجا برو
‫- بابا

34:23.053 --> 34:23.971
‫همین حالا

34:38.110 --> 34:39.820
‫ممنون

34:41.822 --> 34:45.367
‫یه روزی می‌تونی من رو به‌خاطر ‫گندی
که خونواده‌ام به بار آورد ببخشی؟

34:45.409 --> 34:47.828
‫منم همین سوال رو از تو دارم

34:49.705 --> 34:51.915
‫کجا میری؟

34:51.957 --> 34:56.545
‫یکی بهم گفت که «شانگهای»
‫جای خوبی برای مخفی شدنه

34:56.586 --> 34:58.380
‫یه نفر؟

34:59.756 --> 35:03.677
‫مردی که همیشه ‫باهام منصف بود

35:03.719 --> 35:05.929
‫پس به گمونم می‌تونم بهش اعتماد کنم

35:08.849 --> 35:11.309
‫تا اینکه دوباره ببینمش

35:17.482 --> 35:19.985
‫البته اگه دوباره همدیگه رو ببینیم

35:23.822 --> 35:26.950
‫عمیقاً امیدوارم همدیگه رو ببینیم

35:40.380 --> 35:42.215
‫«وینسنت»؟

35:42.257 --> 35:43.592
‫بله؟

35:45.927 --> 35:47.679
...پدرم

35:50.807 --> 35:52.017
‫اینجاست

35:53.060 --> 35:54.478
‫آره

35:54.519 --> 35:56.772
‫خیلی زیباست

36:04.988 --> 36:06.531
‫«آیوی»

36:10.911 --> 36:13.371
‫«آیوی»؟

36:31.598 --> 36:32.974
‫نه

36:46.947 --> 36:50.742
‫جالبه که بحث وفاداری
رو ‫برام پیش کشیدی

36:50.784 --> 36:56.123
‫حقیقتش اینه که تو همیشه
‫بیشتر از من وفادار بودی

36:57.999 --> 36:59.835
‫به دوستات

37:01.837 --> 37:03.797
‫به شهرت

37:03.839 --> 37:05.257
‫به اعتقادات‌ـت

37:07.300 --> 37:09.136
‫آره

37:11.888 --> 37:15.475
‫روحت شاد دوست عزیزم

37:53.638 --> 37:54.931
«اِیدِن»

38:00.562 --> 38:02.355
‫سوار شو

38:13.033 --> 38:14.784
چقدر دلتنگت شده بودم

39:03.667 --> 39:06.503
‫معذرت‌خواهی خاصیتی که داره

39:06.544 --> 39:09.464
‫وقتی جونت وسط باشه
‫ارزش زیادی نداره

39:17.889 --> 39:19.015
‫بهتر شدی

39:22.185 --> 39:25.438
‫احساس می‌کنم کسی رو کشتم
که برام عزیزه

39:25.480 --> 39:26.564
‫هی

39:26.606 --> 39:28.984
‫فکر کنم اونقدرها هم متفاوت نیستیم

39:29.025 --> 39:31.611
‫هی ، هی

39:31.653 --> 39:39.244
‫هر کاری که کردی
‫هیچ‌وقت نمی‌تونی مثل من باشی ، خب؟

39:39.286 --> 39:41.288
‫تو انسان خوبی هستی «هوپ»

39:41.329 --> 39:44.332
‫واقعاً هستی

39:44.374 --> 39:45.750
‫و هیچ‌کدوم اینا حقت نیست

39:45.792 --> 39:47.961
...من

39:48.003 --> 39:50.005
‫کاش می‌تونستم درستش کنم

39:53.300 --> 39:55.760
‫اگه اون بمیره فقط از دستش نمیدم

39:55.802 --> 39:58.221
‫نفرینم هم فعال میشه

39:58.263 --> 39:59.639
‫هی

39:59.681 --> 40:02.309
‫به گمونم ناگزیر بود

40:05.854 --> 40:08.606
‫روبراه میشه ، خب؟

40:13.111 --> 40:16.156
‫همه چیز روبراه میشه

40:18.575 --> 40:21.202
‫قول میدم

40:31.004 --> 40:34.507
‫باید بری

40:34.549 --> 40:37.344
‫آره ، آره

40:52.692 --> 40:54.986
‫برای ایمان آوردن روز بدی رو انتخاب کردی

41:02.077 --> 41:04.120
‫«بیل» کجاست؟

41:43.400 --> 41:44.400
مترجمین : رضا و هانیه

41:45.400 --> 42:19.400
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
