WEBVTT

00:01.157 --> 00:02.889
پیش از این در
"The Originals"

00:02.914 --> 00:03.745
«ماردی گرا»

00:03.747 --> 00:08.055
‫علیرغم همه‌ی اختلافات‌مون ‫کل شهر
‫فصل کارناوال رو باهم جشن می‌گیره

00:08.057 --> 00:09.995
‫وقتشه که خون‌آشام‌ها ‫جایگاه‌شون

00:09.997 --> 00:11.575
‫به عنوان درنده‌های بالای زنجیره
غذایی پس بگیرن

00:11.577 --> 00:15.075
‫و جامعه رو از نجاست ‫پاک کنن

00:15.577 --> 00:18.615
‫بهش میگن "اتاق شکار"
یه زندان روانی و جادوییه

00:18.617 --> 00:19.745
‫همیشه یه راه خروج هست

00:19.747 --> 00:21.415
هوپ» توی «سِینت اَن» بود»

00:21.417 --> 00:24.495
‫اون همه‌تون رو جمع کرده تا قدرتی که
‫به شماها تقسیم شده به خودش برگردونه

00:24.497 --> 00:25.867
‫این نابودش می‌کنه

00:27.247 --> 00:28.365
‫هوای بدیمنی‌ـه

00:28.367 --> 00:31.365
‫نشون‌دهنده‌ی ‫اتفاقیه که
داره توی "نيو اورلانز" میوفته

00:31.367 --> 00:34.325
‫باید از اینجا بریم
‫شهر رو قراره سیل ببره

00:34.327 --> 00:36.995
‫«هوپ» کمکم رو خواست
تنها باری بود که

00:36.997 --> 00:39.325
‫اون‌کار رو کرد چون دلش برای
‫باباش تنگ شده بود

00:39.327 --> 00:40.705
‫باید جلوش رو بگیری

00:40.707 --> 00:41.577
‫نه

00:48.827 --> 00:52.867
‫تو بهم نیاز داری
و من به تو نیاز دارم

00:54.898 --> 00:55.898
«آلایژا»

01:08.327 --> 01:11.865
‫نفرینی که خونوادمون رو برای 7 سال
‫به ستوه درآورد

01:11.867 --> 01:14.415
تأثیرات بدش به همه‌مون رسید

01:14.417 --> 01:17.415
‫توی شهرمون

01:17.417 --> 01:20.035
‫توی خونه‌مون

01:20.037 --> 01:22.457
‫خونواده‌مون

01:24.117 --> 01:29.115
‫عواقبِ ‫پیش هم بودن‌مون مرگ بود

01:29.117 --> 01:35.155
‫ولی امروز به لطف تو ‫یه
شروع تازه رو جشن می‌گیریم

01:35.157 --> 01:39.865
‫شروعی که می‌تونیم
آزادنه ‫کنار هم وایسیم

01:39.867 --> 01:44.535
‫و هر اتفاقی که بیوفته
‫با همدیگه باهاش روبرو میشیم

01:44.537 --> 01:47.957
‫به عنوان یه خونواده
‫همیشه و تا ابد

01:53.117 --> 01:55.155
‫میشه از اون شیرینی‌ها بدی؟

01:55.157 --> 01:57.365
‫البته

01:57.367 --> 02:00.655
خب ، «ربکا» ‫چند روز دیگه برمیگرده

02:00.657 --> 02:03.115
‫اونور آب داره یه سری کارهای
‫نیمه‌تموم رو تموم می‌کنه

02:03.117 --> 02:04.955
‫خوب میشه اگه پیش ما باشه

02:04.957 --> 02:07.577
‫خوب میشه که همه‌مون
‫دوباره زیر یه سقف باشیم

02:14.747 --> 02:16.657
صبح‌بخیر

02:21.117 --> 02:24.657
‫مشخصه که حرفای زیادی داریم

02:26.747 --> 02:30.155
‫«هوپ» ، بذار با این شروع کنم
...که چقدر متأسفم

02:30.157 --> 02:34.707
ممنون برای صبحونه ‫ولی من
باید برم به تکالیفم برسم

02:41.867 --> 02:46.115
‫عادی نیست . ‫حالش عادی نیست

02:46.117 --> 02:49.205
‫اون مادرش رو از دست داده «نیکلاوس»

02:49.207 --> 02:51.325
‫نباید میومدم اینجا

02:51.327 --> 02:53.785
‫حداقل تو برخلاف خواهرمون
‫که به خواست خودش

02:53.787 --> 02:55.075
‫به یه بچه کمک کرد

02:55.077 --> 02:56.745
‫که زندگیش رو تباه کنه
‫بهونه‌ی فراموشی داری

02:56.747 --> 02:58.455
‫«هوپ» بچه نیست

02:58.457 --> 02:59.785
اصلاً فکرش رو کردی که

02:59.787 --> 03:01.415
‫جذب اون‌همه جادو
‫چه بلایی سرش میاره؟

03:01.417 --> 03:03.787
‫- چاره‌ی دیگه‌ای داشتم؟
‫- ردش می‌کردی

03:04.957 --> 03:06.655
‫باهاش مخالفت می‌کردی
‫ما یه نفشه داشتیم

03:06.657 --> 03:08.705
‫تا جادوی تاریک رو ازش دور نگه داریم

03:08.707 --> 03:10.655
‫نقشه‌ای که جواب نمیداد

03:10.657 --> 03:14.115
‫آره . خب ، به لطف تو
الان جادوی سیاه داخلشه

03:14.117 --> 03:18.615
‫اگه دخترم کوچکترین صدمه‌ای ‫بهش برسه
حالا هر جور صدمه‌ای که باشه

03:18.617 --> 03:21.537
‫شخص تو رو مسئول میدونم

03:23.900 --> 03:24.900
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

03:25.900 --> 03:27.900
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:27.900 --> 03:32.800
"The Originals"
فصل 5
قسمت 9 : فرصت زیادی برای عشق‌ورزیدن نداریم

03:33.497 --> 03:39.117
‫انگار «اِمِت» و شبگرد‌هاش
‫به لطف تو چیزی‌شون نشد

03:41.117 --> 03:43.155
‫آره

03:43.157 --> 03:46.327
‫اشتباهه که می‌خوام همه چیز رو
‫با مصالحه حل کنم؟

03:51.327 --> 03:53.655
‫هی ، بگو ببینم

03:53.657 --> 03:56.495
‫کدوم بخش از "از همه اعتقادات متنفرم"

03:56.497 --> 03:58.955
"به نظرت فاز "خونه من ، خونه تو
رو بهشون داده؟

03:58.957 --> 04:00.995
‫خب ، مشکل اینه

04:00.997 --> 04:03.075
‫براشون مهم نیست چی فکر می‌کنی

04:03.077 --> 04:05.285
‫یا هر کس دیگه
‫تا جایی که میدونم

04:05.287 --> 04:10.415
ما به‌خاطر افزایش خشونت در "
نيو اورلانز» به شدت ناراحتیم»

04:10.417 --> 04:13.615
دورانی نه چندان قبل بود که
‫گونه‌ها باهم زندگی می‌کردن

04:13.617 --> 04:15.915
چون در شهر نظم داشتیم
‫مرز‌هایی داشتیم

04:15.917 --> 04:18.035
هر کسی جای خودش بود

04:18.037 --> 04:22.575
در تلاشی برای بازگردانی ثبات
خون‌آشام‌ها محله فرانسوی رو

04:22.577 --> 04:25.535
" به عنوان خونه‌ی به حق‌شون خواستند

04:25.537 --> 04:28.785
‫اونا می‌خوان گرگینه‌ها برگردن
به کنار رودخونه

04:28.787 --> 04:32.115
‫- کی؟
‫- این متعصب‌های اسکل خون‌آشام

04:32.117 --> 04:34.865
‫خب ، اینم یه دلیل خوب دیگه که
‫با خوشحالی از "نيو اورلانز" برم

04:34.867 --> 04:36.155
‫میری؟

04:36.157 --> 04:38.615
‫آره . صبح اول وقت

04:38.617 --> 04:41.995
‫فکر می‌کردم تو و «فِرِیا»
برگشتین پیش هم ‫توی تشییع جنازه

04:41.997 --> 04:43.365
‫نه . من دوستش دارم

04:43.367 --> 04:46.955
...همیشه هم دوستش خواهم داشت ولی

04:46.957 --> 04:49.955
...اون نمی‌تونه باهام باشه . واسه همین

04:49.957 --> 04:52.915
‫همیشه خونواده‌اش یه مشکلی
‫براشون پیش میاد

04:52.917 --> 04:54.325
...و خونواده‌ی اون

04:54.327 --> 04:55.957
‫- پیچیده‌ست
‫- آره

05:00.867 --> 05:02.785
‫اون باید اینجا باشه

05:02.787 --> 05:07.075
‫و من باید جایی توی دنیا باشم
که ‫می‌تونم یه تغییری ایجاد کنم

05:07.077 --> 05:09.537
حتماً شوخیت گرفته

05:32.537 --> 05:34.997
‫میدونم اونجایی

05:38.537 --> 05:40.705
‫نمی‌خواستم مزاحم بشم

05:40.707 --> 05:44.705
‫بابا ، اگه نگرانی
‫کاش یه چیزی بگی

05:44.707 --> 05:47.247
‫از دور مواظب بودن به تو نمی‌خوره

05:51.037 --> 05:52.867
‫یه چنگال رو از وسط خم کردی

05:54.957 --> 05:57.415
‫بهتر از این بود که بغل گردن
آلایژا» فروش کنم»

05:57.417 --> 05:59.325
‫اون‌موقع خودش نبود «هوپ»

05:59.327 --> 06:00.207
‫برام مهم نیست

06:01.707 --> 06:03.455
‫خب؟ من برای بخشیدنش آماده نیستم

06:03.457 --> 06:05.155
‫حالا فراموشی داشته یا نه

06:05.157 --> 06:08.077
‫پس فقط برای «آلایژا»ست دیگه؟
‫دلیل دیگه‌ای نداشت؟

06:09.117 --> 06:11.495
خیلی‌خب

06:11.497 --> 06:14.415
‫اونقدر میگم که بالاخره باور کنی

06:14.417 --> 06:17.617
‫من خوبم . ‫قول میدم

06:20.287 --> 06:23.915
‫ببین ، میدونم که فکر می‌کنی
‫اشتباه کردم اون طلسم رو انجام دادم

06:23.917 --> 06:27.075
‫ولی قسم می‌خورم فکر همه چیز رو کردم

06:27.077 --> 06:28.915
‫و میدونی چیه؟
‫حاضرم بازم انجامش بدم

06:28.917 --> 06:30.745
‫چون برای یک‌بار هم که شده
‫توی یه اتاق هستیم

06:30.747 --> 06:32.457
‫و دنیا به پایان نمیرسه

06:36.537 --> 06:43.365
‫میدونی ، هر روز ‫از مقاومت
و زیبایی تو ‫متحیر میشم

06:43.367 --> 06:45.657
‫که همه‌ـش قطعاً از مادرت بهت رسیده

06:53.617 --> 06:55.827
‫کاش اون اینجا بود

06:58.867 --> 07:03.037
‫آره . منم همینطور
‫بیشتر از اونی که فکر کنی

07:04.787 --> 07:06.287
‫بیا بغلم

07:19.747 --> 07:21.785
کلاوس» ، باید صحبت کنیم»

07:21.787 --> 07:23.205
‫نه . دیگه صحبتی نداریم

07:23.207 --> 07:24.915
‫دخترم به کمک نیاز داره
‫می‌خوام براش کمک بیارم

07:24.917 --> 07:27.035
«خواهش می‌کنم «کلاوس
من دشمنت نیستم

07:27.037 --> 07:29.205
‫خیلی‌خب؟ هر دفعه که

07:29.207 --> 07:31.115
‫به «هوپ» نگاه می‌کنم
دختر خودم رو می‌بینم که

07:31.117 --> 07:33.615
هیچ‌وقت نتونستم بزرگش کنم
‫این حس رو من به «هوپ» دارم

07:33.617 --> 07:35.827
‫اینقدر می‌خوام ازش محافظت کنم

07:37.917 --> 07:41.035
‫اون با درد زیادی اومد پیشم

07:41.037 --> 07:45.325
‫و میدونستم که اون قدرت رو با
یا بدون من ‫ازتون می‌گیره

07:45.327 --> 07:48.615
‫خب؟ واسه همین ریسک کردم

07:48.617 --> 07:52.787
‫که اگه احساس کنه ما طرفش هستیم
‫شاید اجازه بده کمکش کنیم

07:54.827 --> 07:56.537
‫خب ، کاملاً در اشتباه بودی

07:59.957 --> 08:01.495
‫حالا «وینسنت» باید یه راه‌حلی پیدا کنه

08:01.497 --> 08:03.367
‫پیدا کردم

08:05.367 --> 08:07.575
‫دستبند «هوپ»

08:07.577 --> 08:10.785
‫چند سال پیش برای همیشه درش‌آورد

08:10.787 --> 08:14.655
‫گفت که دیگه بهش نیازی نداره
ولی ‫حالا بهش نیاز داره

08:14.657 --> 08:19.455
‫این از بلایی که جادوی تاریک
‫سرش میاره جلوگیری نمی‌کنه

08:19.457 --> 08:23.367
‫ولی می‌تونه عذابش رو کمتر کنه
‫تا اینکه یه راه‌حل دائمی پیدا کنیم

08:29.867 --> 08:33.915
‫میدونم دوستش داری
‫هیچ‌وقت شکی نداشتم

08:33.917 --> 08:35.245
...فقط

08:35.247 --> 08:37.075
‫کاش شرایط جور دیگه‌ای بود؟

08:37.077 --> 08:39.497
‫منم همینطور

08:44.787 --> 08:47.287
‫یه ملاقاتی داری

08:50.747 --> 08:51.787
‫پیام صوتی؟

08:55.157 --> 08:57.575
‫با یه پیام صوتی خبر مردن
دوست‌دخترم رو میدی؟

08:57.577 --> 08:59.285
‫بعدشم هیچ‌کدوم تماس‌هام رو جواب نمیدی؟

08:59.287 --> 09:01.495
‫- خیلی سریع اتفاق افتاد
‫- چی؟

09:01.497 --> 09:02.785
‫چطور مرد؟

09:02.787 --> 09:05.325
‫تصادف

09:05.327 --> 09:06.785
‫ترمز برید

09:06.787 --> 09:10.957
‫در لحظه مرد
بدون درد و عذابی

09:13.997 --> 09:16.285
‫«هوپ» حالش خوبه؟

09:16.287 --> 09:17.955
‫داره باهاش کنار میاد

09:17.957 --> 09:19.457
‫می‌تونم ببینمش؟

09:20.537 --> 09:24.495
‫میدونی ، الان ‫وقت مناسبی نیست

09:24.497 --> 09:26.785
‫- متأسفم «دِکلِن»
‫- ترمزها که همینطوری بریده نمیشن

09:26.787 --> 09:28.615
‫دیگه از این اتفاقا نمیوفته

09:28.617 --> 09:31.245
‫من جزئیاتش رو نمیدونم ، خب؟
‫همونطور که می‌بینی

09:31.247 --> 09:33.245
‫یه طوفان اومده بود

09:33.247 --> 09:35.155
‫پس چرا توی طوفان با ماشین بیرون بود؟
‫کجا میرفت؟

09:35.157 --> 09:36.865
‫- واقعاً نمیدونم
‫- و این مسئله اذیت‌ـت نمی‌کنه؟

09:36.867 --> 09:38.705
‫اینکه جوابی نداری؟

09:38.707 --> 09:40.745
‫چون اینکه نمیدونم چه اتفاقی افتاده
‫داره من رو می‌کشه

09:40.747 --> 09:41.915
...دِکلِن» ، من» -
‫- اینکه اینجا نبودم

09:41.917 --> 09:48.075
‫تا نجاتش بدم و تو ‫بدون من
مراسم تشییعش رو برگزار کردین

09:48.077 --> 09:50.157
‫تا نتونم باهاش خدافظی کنم

09:54.117 --> 09:57.827
‫اینجا یه جای کار می‌لنگه «فِرِیا»

09:59.367 --> 10:01.417
‫یه جاش می‌لنگه

10:16.457 --> 10:17.785
مهمونی تمومه

10:19.087 --> 10:22.190
‫«اِمِت» ‫، تو و گروهت باید
از "نيو اورلانز" برین

10:22.915 --> 10:24.635
‫تصمیمش با تو نیست

10:25.037 --> 10:27.155
‫تو از این شهر رفتی

10:27.157 --> 10:29.575
‫آره . خب ، من که نه

10:29.577 --> 10:31.785
‫و تو حق نداری دوستام رو از محله بیرون کنی

10:31.787 --> 10:33.615
‫تو میگی "بیرون کردن"

10:33.617 --> 10:35.285
‫به نظرم درستش "نظم و قانون"ـه

10:35.287 --> 10:40.205
‫صلح و آشتی بین گونه‌ها ‫چون همه
جایی می‌مونن که بهش تعلق دارن

10:42.707 --> 10:47.155
‫اونا قوانین تو بودن . ‫یادته؟

10:47.157 --> 10:49.825
‫نه . خودت رو با من مقایسه نکن

10:49.827 --> 10:52.825
‫من اجازه نمیدم یه مشت سگ
...و پسرعموهای دورگه‌شون

10:52.827 --> 10:54.157
‫مراقب باش

10:55.327 --> 10:57.247
‫به نفعته جمله‌ات رو تموم نکنی

10:58.707 --> 11:02.245
جاش»؟»

11:02.247 --> 11:04.615
‫اینجا یه‌کم زیادی تاریکه

11:04.617 --> 11:05.707
‫کاملاً موافقم

11:08.537 --> 11:11.705
‫از باقی روزت لذت ببر اعلیحضرت

11:11.707 --> 11:14.497
‫ولی وقتی خورشید غروب کنه
‫میایم به محله

11:16.287 --> 11:20.577
‫و اگه گرگینه‌ای ببینیم
‫خودمون مشکل رو حل می‌کنیم

11:46.037 --> 11:49.037
‫اگه برای غارت اومدی
‫چیز خوبی باقی نذاشتن

11:51.117 --> 11:55.365
‫در حال حاضر ‫کمیت رو
به کیفیت ترجیح میدم

11:55.367 --> 11:57.535
‫چیزی نمونده . شاید دل‌درد بگیری

11:57.537 --> 12:01.367
امتحانم کن . من ساختمان بدنی عالی دارم

12:04.037 --> 12:06.035
‫به گمونم طوفان از پا درت‌آورده

12:06.037 --> 12:10.247
‫خب ، میشه گفت من خودم
‫باعث از پا در اومدنم شدم

12:11.537 --> 12:13.415
‫روزهای سختیه

12:13.417 --> 12:15.575
کاملاً موافقم

12:15.577 --> 12:16.785
‫تعریف کن

12:16.787 --> 12:19.785
‫اینجوریا نیست

12:19.787 --> 12:23.245
‫معمولاً متصدی بار نیست که باید حرف بزنه

12:23.247 --> 12:27.365
‫خواهش می‌کنم . ‫بهم لطف می‌کنی

12:27.367 --> 12:30.367
‫شاید شنیدن درد کسی
‫درد من رو تسکین بده

12:33.327 --> 12:35.615
‫من یکی رو از دست دادم

12:35.617 --> 12:38.207
‫یه زن؟

12:44.537 --> 12:46.995
‫نظرت چیه بذاری چند لیوان مهمونت کنم؟

12:46.997 --> 12:49.035
‫تا همه چیز رو در موردش بهم بگی

12:49.037 --> 12:53.247
‫منم از قضا یه چیزهایی در مورد
از دست دادن عشق میدونم

12:56.997 --> 12:58.615
‫الان «ماردی گرا»ست

12:58.617 --> 13:01.075
‫واقعاً فکر می‌کنن می‌تونن روح‌مون رو
‫به این آسونی بشکنن؟

13:01.077 --> 13:03.745
‫اونم بعد از این‌همه سختی که کشیدیم؟

13:03.747 --> 13:07.915
‫خون‌آشام‌ها نمی‌تونن ما رو بترسونن
و از شهرمون فراری بدن

13:07.917 --> 13:11.365
‫پس یه چکش بردارین با چندتا میخ

13:11.367 --> 13:13.785
‫بیاین این رو دوباره درستش کنیم

13:13.787 --> 13:16.075
‫ما بازسازی می‌کنیم

13:16.077 --> 13:20.995
‫و امشب راهپیمایی می‌کنیم
‫چه خوش‌شون بیاد و چه نه

13:20.997 --> 13:23.655
‫بیاین بریم . یالا

13:23.657 --> 13:24.657
‫یالا

13:26.657 --> 13:28.995
‫هی ، شرمنده دیر کردم

13:28.997 --> 13:30.325
‫«هوپ» چطوره؟

13:30.327 --> 13:33.825
‫با خودش کلنجار میره
کلاوس» پیش‌ـشه»

13:33.827 --> 13:35.205
‫چقدر عصبیه؟

13:35.207 --> 13:38.455
‫به نظرم یه چیزی بین بیخیال شدن
از غرغر کردن

13:38.457 --> 13:40.955
‫و یه‌راست درآوردن قلب

13:40.957 --> 13:45.245
‫به گمونم باید برگردی پیش‌شون

13:45.247 --> 13:47.365
‫هنوزم می‌خوای پرواز کنی بری؟

13:47.367 --> 13:50.915
‫فردا...آره

13:50.917 --> 13:55.417
خب پس من جایی نمیرم

13:56.957 --> 14:00.365
‫اگه فقط یه روز داشته باشیم
‫نهایت استفاده رو ازش می‌کنیم

14:00.367 --> 14:03.745
‫باشه

14:03.747 --> 14:07.915
‫خون‌آشام‌ها و گرگینه‌ها از
روز اول ‫از همدیگه متنفر بودن

14:07.917 --> 14:10.205
‫فقط واسه اینکه یه روانی تصمیم گرفته که

14:10.207 --> 14:12.245
‫می‌خواد این رو رسماً اعلام کنه
‫تازگی نداره

14:12.247 --> 14:14.035
‫ما وسط «ماردی گرا» هستیم

14:14.037 --> 14:15.575
‫روز مقدسیه

14:15.577 --> 14:17.865
‫پس فکر می‌کنی چرا دارن
‫الان این‌کار رو می‌کنن؟

14:17.867 --> 14:21.455
‫و اگه بهشون توجه کنیم
‫فقط هیولا رو تغذیه کردیم

14:21.457 --> 14:23.325
‫پس چی‌کار کنیم؟ نادیده بگیریم؟

14:23.327 --> 14:25.745
‫نه ، نه ، نه . باهوش می‌مونیم

14:25.747 --> 14:28.115
‫همیشه از جادوگرها به عنوان کبریت برای

14:28.117 --> 14:29.995
‫شعله‌ور کردن یه آتیش بزرگ
‫استفاده کردن

14:29.997 --> 14:34.207
‫حالا اگه ما دخالت نکنیم
‫شاید از جنگ با ما منصرف بشن

14:36.657 --> 14:39.535
‫شایدم نه

14:39.537 --> 14:42.325
‫وقتی شبگردها از اذیت کردن
‫گرگینه‌ها خسته بشن

14:42.327 --> 14:43.867
‫سراغ ما میان

14:45.747 --> 14:48.535
‫باید طرف یکی‌شون رو بگیریم «وینسنت»

14:48.537 --> 14:50.497
‫راهی جز این نداریم

15:00.497 --> 15:04.417
‫اونقدرها هم اشتباه نمیگه

15:12.037 --> 15:17.915
‫ما فقط می‌خوایم اوضاع مثل سابق باشه
البته منهای برده‌ی «مارسل» شدنت

15:17.917 --> 15:19.865
‫به نظرمون پیشنهاد منطقی‌ـه

15:19.867 --> 15:22.825
‫با این تفاوت که هیچ‌وقت نگفتم
‫باهات مذاکره می‌کنم

15:22.827 --> 15:24.495
‫در مورد هر چی که باشه

15:24.497 --> 15:27.155
‫تو آدم بااستعدادی هستی «وینسنت»

15:27.157 --> 15:29.285
‫یه رهبر مورد احترام
‫و من مطمئنم

15:29.287 --> 15:32.535
‫از ته دل برای جامعه‌ات نگرانی

15:32.537 --> 15:36.495
‫همکاری با ما تصمیم هوشمندانه‌ایه

15:36.497 --> 15:37.915
‫خیلی‌خب «اِمِت» ، میدونی چیه؟

15:37.917 --> 15:41.115
‫این از نظرم یه تهدیده
و من از تهدید خوشم نمیاد

15:41.117 --> 15:44.575
‫متوجه‌ام

15:44.577 --> 15:49.415
‫زندگیت خیلی کمتر از
آسایش مردمت اهمیت داره

15:49.417 --> 15:52.285
‫مسئولیت‌پذیریت نسبت به اونا
‫بزرگترین انگیزه توئه

15:52.287 --> 15:53.995
‫یه چیزی بهت میگم

15:53.997 --> 15:56.915
‫اگه یکی از جادوگرهام
‫حتی یه خراش ساده برداره

15:56.917 --> 15:58.535
‫میام سراغت . آتیش به سر

15:58.537 --> 16:00.455
‫تک به تک‌تون میندازم
‫پس الان بهترین کار ممکن اینه که

16:00.457 --> 16:02.745
‫پاشی از اینجا گورت رو گم کنی

16:02.747 --> 16:06.317
‫قبل از اینکه تن لشت رو بندازم
جلوی آفتاب . شنیدی؟

16:15.247 --> 16:18.035
‫در مورد حرفم فکر کن

16:18.037 --> 16:20.617
‫این پیشنهادم مدت زیادی نمی‌مونه

16:26.747 --> 16:30.535
‫واقعاً به نظرت این دورشون نگه میداره؟

16:30.537 --> 16:33.325
‫نه ولی اونا رو بالا نگه میداره

16:33.327 --> 16:39.247
‫و دفعه بعد که «اِمِت» از سایه‌ها بیاد بیرون
‫پوست صورتش رو از جمجمه‌اش پاره می‌کنم

16:41.117 --> 16:43.207
‫راستش حق هم داشت

16:44.747 --> 16:46.655
‫قرنطینه شدن گرگینه‌ها کنار رودخونه

16:46.657 --> 16:50.745
‫تو ترس زندگی کردنِ جادوگرها
‫خون‌آشام‌ها در رأس زنجیره غذایی

16:50.747 --> 16:53.655
‫خیلی‌خب ، یال . بگو چی تو ذهنته

16:53.657 --> 16:56.785
‫اینا قوانینی هستن که خودت گذاشتی

16:56.787 --> 17:00.415
‫قوانینی که این جامعه برای دهه‌ها
مجبور بود ازش پیروی کنه

17:00.417 --> 17:02.915
‫همه‌ی اینا؟

17:02.917 --> 17:06.537
‫با تو شروع شد

17:27.577 --> 17:30.455
‫ازت می‌خوام این رو دست‌ـت کنی

17:30.457 --> 17:32.285
‫نه . لازمش ندارم

17:32.287 --> 17:33.655
‫درخواست نکردم «هوپ»

17:33.657 --> 17:35.035
‫بابا ، خودت گفتی

17:35.037 --> 17:36.705
‫من قوی هستم . می‌تونم خودم رو کنترل کنم

17:36.707 --> 17:38.325
‫نه . نمی‌تونی . با این وضع نه

17:38.327 --> 17:40.535
‫من برای 7 سال با اون
‫تاریکی زندگی کردم

17:40.537 --> 17:43.245
‫میدونم چقدر می‌تونه ناجور باشه

17:43.247 --> 17:44.995
‫وقتی نزدیک خواهر و برادرهام بودم

17:44.997 --> 17:49.287
‫تقریبا غیرقابل تحمل می‌شد
‫و الان تو ‫همه‌ـش رو داخلت داری

17:51.157 --> 17:54.825
‫خیلی‌خب ، اگه دستم کنم
‫قول میدی دیگه نگران نباشی؟

17:54.827 --> 17:57.155
‫من پدرتم . همیشه نگران می‌مونم

17:57.157 --> 17:59.417
خیلی‌خب

18:07.157 --> 18:09.995
‫بفرما . راضی شدی؟

18:09.997 --> 18:13.285
‫یا می‌خوای تا آخر عمرم
‫همه‌ـش من رو بپایی؟

18:13.287 --> 18:16.077
‫خب ، تا ابد یه‌کم زیاده

18:18.207 --> 18:19.827
‫ممنون بابا

19:18.207 --> 19:20.207
‫بس کن . خواهش می‌کنم بس کن

19:41.547 --> 19:43.715
‫توی «دوبلین» که بودم

19:43.717 --> 19:46.255
‫براش حلقه عروسی مادربزرگم رو گرفتم

19:46.257 --> 19:48.005
‫تا ازش خواستگاری کنم

19:48.007 --> 19:50.625
‫خبر داشت؟

19:50.627 --> 19:52.795
‫آخه کی رو دست انداختم؟

19:52.797 --> 19:54.665
احتمالاً من رو رد می‌کرد

19:54.667 --> 20:00.415
‫اون خیلی از من سرتر بود
و گذشته دردناکی داشت

20:00.417 --> 20:02.295
‫منظورت چیه؟

20:02.297 --> 20:07.335
‫یه دوست‌پسر سابق
‫بدجور ناراحتش کرده بود

20:07.337 --> 20:10.667
‫مطمئنم هنوزم بهش علاقه داشت

20:12.377 --> 20:13.875
...ولی وقتی

20:13.877 --> 20:20.755
‫وقتی زنی رو پیدا می‌کنی که
...لبخندش به جنگ‌ها پایان بده و

20:20.757 --> 20:23.917
...قلبی به بزرگی ایرلند داشته باشه

20:27.007 --> 20:29.547
‫اگه بیخیالش بشی خیلی احمقی

20:33.297 --> 20:35.377
‫حال‌ـت خوبه؟

20:40.377 --> 20:42.957
‫لبخندی برای پایان دادن به جنگ

20:46.217 --> 20:49.165
‫پس الان هر جا میری چهره‌اش رو می‌بینی

20:49.167 --> 20:51.085
‫توی رویاهات صداش رو می‌شنوی

20:51.087 --> 20:54.667
‫و روح گرمای دستش رو حس می‌کنی

20:58.917 --> 21:01.337
‫احساس می‌کنی تقصیر تو بود

21:02.457 --> 21:05.627
‫شاید اگه بیشتر اطلاع داشتی
...می‌تونستی یه کاری

21:07.757 --> 21:09.757
‫بکنی

21:20.167 --> 21:22.587
‫تو خودشی ، نه؟

21:26.547 --> 21:28.957
‫همونی که قلبش رو شکست

21:43.007 --> 21:46.335
آیوی» ، آدمای منفور همه‌جا هستن»
‫روانی هم همه‌جا هست

21:46.337 --> 21:48.545
‫«اِمِت» به نظرم دومی‌ـه

21:48.547 --> 21:51.085
‫شاید درست باشه

21:51.087 --> 21:54.545
‫ولی شب هر اتفاقی بیوفته این رو یادت باشه

21:54.547 --> 21:58.337
‫سحر همیشه نزدیکه

21:59.957 --> 22:03.915
‫تو همیشه می‌تونی توی تاریکی
‫روشنایی پیدا کنی ، نه؟

22:03.917 --> 22:06.755
‫همیشه زیبایی هست

22:06.757 --> 22:10.505
‫فقط کافیه به جلوی روت تمرکز کنی

22:10.507 --> 22:13.167
‫الان تمرکز کردم

22:16.877 --> 22:19.087
‫روشنایی بهت میاد

22:42.717 --> 22:44.585
‫دستبند دست‌ـت نیست

22:44.587 --> 22:47.295
2تا جرعه «اَبسِنت» می‌خوام

22:47.297 --> 22:48.875
‫تو 15 سالته

22:48.877 --> 22:51.215
‫واسه یه طلسمه

22:51.217 --> 22:52.375
‫چجور طلسمی؟

22:52.377 --> 22:53.955
‫دستبند کار نمی‌کنه بابا

22:53.957 --> 22:55.375
‫کافی نیست

22:55.377 --> 22:57.587
‫خب پس یه چیزی پیدا می‌کنیم
‫که کار کنه

23:03.217 --> 23:04.877
‫«هوپ»

23:06.667 --> 23:09.085
‫مسئولیت تو نیست

23:09.087 --> 23:11.835
‫گندیه که خودم زدم
‫خودم درستش می‌کنم

23:11.837 --> 23:14.045
‫چرا اومدی اینجا؟

23:14.047 --> 23:15.715
‫احساس پشیمونی

23:15.717 --> 23:17.955
‫من سال‌های زیادی با اون رو از دست دادم

23:17.957 --> 23:21.755
و می‌خواستم در مورد زندگیش بدون من
‫اطلاعات بگیرم

23:21.757 --> 23:25.587
‫پس اومدی دردم رو بیشتر کنی
‫تا خودت تسکین پیدا کنی؟

23:27.217 --> 23:29.337
‫اصلاً میدونی چقدر بهش آسیب زدی؟

23:33.377 --> 23:35.875
‫ترمزهاش بریده نشدن ، نه؟

23:35.877 --> 23:37.755
‫نه

23:37.757 --> 23:41.125
‫اصلاً تصادفی در کار نبود

23:41.127 --> 23:43.457
‫ولی تو میدونی چه اتفاقی افتاده

23:44.507 --> 23:46.665
‫بگو

23:46.667 --> 23:47.755
‫- بهم بگو چطوری مرد
‫- دلت نمی‌خواد بدونی

23:47.757 --> 23:48.755
‫باید بدونم

23:48.757 --> 23:51.667
‫«دِکلِن»...‫هی ، یه چیزی از بار لازم دارم

23:53.957 --> 23:54.957
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

24:03.217 --> 24:06.545
‫زمانی رو یادمه که اجازه نداشتیم
‫توی محله باشیم

24:06.547 --> 24:10.455
‫ولی قبل از اون یادمه چه رژه‌هایی داشتیم

24:10.457 --> 24:11.955
6سالم که بود

24:11.957 --> 24:15.295
‫مامانم ملکه‌ی «ماردی گرا» بود

24:15.297 --> 24:17.835
‫روی کجاوه کنارش نشستم

24:17.837 --> 24:19.665
‫مهره که مینداخت نگاش می‌کردم

24:19.667 --> 24:21.335
‫مردم دست‌شون رو بلند می‌کردن

24:21.337 --> 24:23.955
‫تا یه چیزی که ملکه‌شون بهش دست زده
‫رو بگیرن

24:23.957 --> 24:25.715
حتماً خیلی بهش افتخار می‌کردی

24:25.717 --> 24:27.085
‫درسته

24:27.087 --> 24:31.835
‫خیلی در مورد اون روز فکر کردم
اون‌موقع که ‫کنار رودخونه بودم

24:31.837 --> 24:34.085
‫و چه ارزشی داشت که

24:34.087 --> 24:36.417
‫یه ملکه‌ی گرگینه توی
‫خیابون «بوربن» باشه

24:43.417 --> 24:45.665
‫میدونی ، من خودم از پس‌ـش برمیام

24:45.667 --> 24:47.755
‫می‌تونی برای کلاه‌ها به «فِرِیا» کمک کنی؟

24:47.757 --> 24:50.875
‫اون می‌تونه . «آیوی» داره کمکش می‌کنه

24:50.877 --> 24:53.545
‫تو فقط یه روز با دوست‌دخترت داری

24:53.547 --> 24:56.587
‫بیخیال ناله‌های من در مورد گذشته
و برو اونجا پیش‌ـش

25:02.257 --> 25:03.875
‫تو «لیسینا» هستی؟

25:03.877 --> 25:07.257
‫ببخشید ‫. بهم گفتن که
باید این‌کار رو بکنم

25:08.257 --> 25:10.007
«لیسینا»

25:30.377 --> 25:34.005
‫«کیلین»...«کیلین» ، چشمات رو باز کن

25:34.007 --> 25:35.835
‫«کیلین»

25:35.837 --> 25:38.045
‫پاشو . خواهش می‌کنم

25:38.047 --> 25:39.507
‫خواهش می‌کنم پاشو

25:42.297 --> 25:45.255
‫هی ، هی ، ‫هی

25:45.257 --> 25:46.795
‫چه اتفاقی افتاد؟

25:46.797 --> 25:48.715
‫یه بمب

25:48.717 --> 25:50.717
‫یه شبگرد به یه انسان نفوذ ذهنی کرده بود

25:52.717 --> 25:54.417
لیسینا» کجاست؟»

25:56.507 --> 25:58.547
‫اون کجاست؟

26:25.917 --> 26:28.585
‫«آیوی»

26:28.587 --> 26:30.045
‫«آیوی»

26:30.047 --> 26:31.875
‫«آیوی»

26:31.877 --> 26:33.547
‫من اینجام «وینسنت»

26:39.957 --> 26:42.165
‫خون من نیست

26:42.167 --> 26:44.587
‫خدای من

26:54.877 --> 26:58.165
‫کشتن مامان برات کافی نبود؟
‫حالا اومدی سراغ «دِکلِن»؟

26:58.167 --> 26:59.215
‫- واسه این نیومدم
‫- اون مادرت رو کشته؟

26:59.217 --> 27:00.585
‫این اتفاقی نبود که افتاد

27:00.587 --> 27:03.167
‫نه ولی اگه اونجا نبودی
‫هنوز زنده بود

27:04.757 --> 27:06.835
‫بس کن

27:06.837 --> 27:08.165
‫- خدایا ، بس کن
‫- چه مرگته؟

27:08.167 --> 27:09.665
‫- بس کن . خفه‌شو . خفه‌شو
‫- چی‌کار کردی؟

27:09.667 --> 27:11.415
‫هی ، بهش صدمه نزن

27:11.417 --> 27:13.667
‫نمیزنم

27:15.507 --> 27:17.505
‫نمی‌تونیم جلوی اون این‌کار رو بکنیم

27:17.507 --> 27:20.507
‫خیلی‌خب ، باشه

27:28.627 --> 27:31.047
‫حالا فقط ما 2تاییم

27:41.507 --> 27:46.257
3تا آدم بی‌گناه ‫مردن

27:50.007 --> 27:53.215
‫قبلاً فکر می‌کردم کاری
که می‌کنم به صلاح‌ـه

27:53.217 --> 27:56.545
‫گرگینه‌ها خطرناک بودن
‫جادوگرها غیرقابل پیش‌بینی بودن

27:56.547 --> 28:00.087
‫و خون‌آشام‌ها هم که
‫مردم من بودن

28:01.127 --> 28:03.045
‫و هر روز که "نيو اورلانز"

28:03.047 --> 28:06.047
‫از هم نمی‌پاشید گواهی بر این بود
که حق با من بود

28:11.547 --> 28:14.955
‫ولی این آدما به‌خاطرش خشونت می‌خوان

28:14.957 --> 28:18.757
‫و لعنت به من اگه بذارم به اسم من
‫این‌کار رو بکنن

28:27.917 --> 28:31.755
‫فراموشی گرفته بودم
‫نمیدونستم کیه

28:31.757 --> 28:35.165
‫خب ، حالا که میدونی
‫چه حسی داشت؟

28:35.167 --> 28:37.917
‫بدترین دردی که به عمرم حس کردم

28:41.797 --> 28:44.085
‫ازت متنفرم

28:44.087 --> 28:45.415
‫منم از خودم متنفرم

28:45.417 --> 28:47.457
‫اجازه دادی بمیره

29:10.877 --> 29:12.217
‫«هوپ»

29:31.217 --> 29:33.627
‫اون چه کوفتی بود؟

29:58.957 --> 30:02.715
‫جرأت زیادی می‌خواست که اومدین اینجا

30:02.717 --> 30:04.755
‫مخصوصاً اون دسته از شمایی که
‫از جامعه گرگینه‌ها هستن

30:04.757 --> 30:09.377
‫در همچین زمان‌هاییه که یا رابطه‌مون
‫قوی‌تر میشه یا از بین میره

30:11.167 --> 30:13.005
‫امشب ما با شماییم

30:13.007 --> 30:16.505
‫باهم به افتخار «لیسینا» راهپیمایی می‌کنیم

30:16.507 --> 30:20.165
‫میراثش ، مقاومتش
‫و روح جنگنده‌اش

30:20.167 --> 30:25.295
‫و هر اتفاقی بیوفته
‫ما عقب‌نشینی نمی‌کنیم

30:25.297 --> 30:26.917
‫آره

30:33.457 --> 30:35.625
‫تو هم به راهپیمایی محله می‌پیوندی؟

30:35.627 --> 30:37.915
‫گرگینه‌ها مستحق حمایت‌مون هستن

30:37.917 --> 30:41.505
‫«آیوی» و همونطور که تو بهم گفتی
باید طرف یه جبهه رو بگیرم

30:41.507 --> 30:42.835
‫اونا حمله می‌کنن

30:42.837 --> 30:44.757
‫پس منتظرشون می‌مونیم

30:47.877 --> 30:51.545
‫من میرم به شهر مردگان
‫تا برای مصدوم‌ها دعا کنم

30:51.547 --> 30:53.215
‫خب «آیوی» ، یه چیزی میگم

30:53.217 --> 30:57.457
‫اگه چندتا دعا کننده داشتی که بیکار بودن
‫بفرست‌شون پیش من ، خب؟

30:59.587 --> 31:01.667
‫تو مرد خوبی هستی «وینسنت»

31:10.717 --> 31:12.835
‫مراقب باش

31:12.837 --> 31:17.337
‫باشه . ‫بعدش می‌بینمت ، خب؟

31:18.377 --> 31:21.045
‫روش حساب می‌کنم

31:21.047 --> 31:23.797
‫باشه . ‫خیلی‌خب

31:39.417 --> 31:41.955
‫منم می‌خوام راهپیمایی کنم

31:41.957 --> 31:46.005
‫امروز کم مونده بود بمیری

31:46.007 --> 31:48.795
‫ولی نمردم

31:48.797 --> 31:51.215
‫باید اینجا بمونی و استراحت کنی

31:51.217 --> 31:53.217
‫هی ، دکتر منم یا تو؟

31:56.127 --> 31:57.955
‫باهام ازدواج کن

31:57.957 --> 31:59.375
‫چی؟

31:59.377 --> 32:01.085
‫جدی میگم

32:01.087 --> 32:04.005
‫به‌خاطر اینه که امروز کم مونده بود بمیرم؟

32:04.007 --> 32:05.255
‫نه

32:05.257 --> 32:09.337
‫خب ، آره ولی نه

32:10.837 --> 32:16.457
2سال پیش ‫برنامه می‌چیدم
که چطور بگم

32:19.337 --> 32:22.125
‫و اینکه این لحظه چطوری میشه

32:22.127 --> 32:28.665
‫فقط منتظر ‫زمان مناسبش بودم
‫ولی زمان مناسب هیچ‌وقت نرسید

32:28.667 --> 32:30.505
‫و بالاخره امروز

32:30.507 --> 32:34.625
‫به این نتیجه رسیدم که
‫هیچ‌وقت زمان بی‌نقصی نیست

32:34.627 --> 32:36.665
‫فقط الان رو دارم

32:36.667 --> 32:43.167
‫و همین الان ‫نمی‌خوام یه لحظه‌ی
دیگه رو هم بدون تو بگذرونم

32:47.547 --> 32:49.665
‫دیگه فقط توی مراسم دفن‌ها
همدیگه رو دیدن‌مون تمومه

32:49.667 --> 32:53.335
‫دیگه طی‌العرض ستاره‌ای به خاورمیانه تعطیل

32:53.337 --> 32:56.085
‫دیگه انتخاب بین تو و خانواده‌ام تعطیل

32:56.087 --> 32:59.505
‫چون تو خونواده منی «کیلین»

32:59.507 --> 33:01.457
‫تو همه چیزم هستی

33:03.417 --> 33:07.915
‫پس خواهش می‌کنم باهام ازدواج کن

33:07.917 --> 33:10.257
‫بله

33:19.087 --> 33:21.215
‫متأسفم واسه دنده‌هات

33:21.217 --> 33:23.217
‫عالیه . همه چیز عالیه

33:24.377 --> 33:26.545
‫- دوست‌ـت دارم
‫- خیلی دوست‌ـت دارم

33:26.547 --> 33:28.217
خیلی زیاد

33:37.797 --> 33:39.797
‫این رو بنوش

33:40.717 --> 33:43.507
‫شماها چی هستین؟

33:47.627 --> 33:49.255
‫خون‌آشام

33:49.257 --> 33:51.837
‫جادوگر

33:53.587 --> 33:55.585
‫و باقی چیزها

33:55.587 --> 34:00.625
‫ولی اونا که فقط ‫داستان‌هایی
برای جذب توریستن ، نه؟

34:00.627 --> 34:02.627
‫تو به چشم خودت دیدی

34:04.337 --> 34:05.835
‫پس همه آدمای این شهر

34:05.837 --> 34:07.875
‫- دوستام همه...
‫- نه

34:07.877 --> 34:10.507
‫بعضیاشون ، نه همه‌شون

34:12.507 --> 34:14.257
هِیلی» چی؟»

34:16.007 --> 34:18.507
‫«هِیلی» هم

34:22.257 --> 34:25.915
‫«هوپ» چی؟

34:25.917 --> 34:29.085
‫به نظرم یه چیزی قوی‌تر
از ‫اون مایع نیاز داری

34:29.087 --> 34:31.337
‫قبلش کلی خوردم

34:37.457 --> 34:39.505
‫پس یه احمق بودم

34:39.507 --> 34:43.585
‫یه احمقی که چیزی نمیدونست

34:43.587 --> 34:45.125
‫«هِیلی» و من...

34:45.127 --> 34:45.835
...اون

34:45.837 --> 34:49.625
‫اون در مورد همه چیز دروغ گفت

34:49.627 --> 34:53.225
‫نه . تو خیلی براش عزیز بودی دوست من

34:54.627 --> 34:56.657
‫این رو کاملاً مطمئنم

34:59.457 --> 35:02.375
‫برای همینه که میدونم
‫ازم می‌خواست این‌کار رو بکنم

35:02.377 --> 35:03.955
‫چی‌کار می‌کنی؟

35:03.957 --> 35:07.545
‫فراموش می‌کنی امروز من رو اینجا دیدی

35:07.547 --> 35:10.005
‫هر سوالی در مورد زندگی
و مرگ «هِیلی» داری

35:10.007 --> 35:12.005
‫دیگه تو رو عذاب نمیدن

35:12.007 --> 35:15.875
‫فقط عشقش به تو

35:15.877 --> 35:19.295
‫و لذت و خوشحالی که براش آوردی رو
‫یادت می‌مونه

35:19.297 --> 35:24.547
‫و بدون هیچ قید و شرطی میدونی
‫که «هِیلی مارشال» در آرامشه

35:27.257 --> 35:31.717
‫و در این‌صورت تو هم آرامش پیدا می‌کنی

35:49.087 --> 35:50.875
‫اون چه کاری بود؟

35:50.877 --> 35:52.835
‫کمک من رو قبول نمی‌کنی؟
‫دستبند رو رد می‌کنی؟

35:52.837 --> 35:54.715
آلایژا» رو پرت می‌کنی؟»

35:54.717 --> 35:56.375
‫اون باعث شد صداها ساکت بشن

35:56.377 --> 35:57.835
‫چی؟

35:57.837 --> 36:01.335
...از وقتی قدرت رو پس گرفتم زمزمه‌ها

36:01.337 --> 36:04.507
‫نمی‌تونم فکر کنم . نمی‌تونم بخوابم
‫حتی نمی‌تونم نفس بکشم

36:06.337 --> 36:08.547
‫ولی الان سکوته

36:10.587 --> 36:12.715
‫باقی عمرم اینجوریه؟

36:12.717 --> 36:15.797
‫خشمی که فقط با خشونت آروم میشه؟

36:18.217 --> 36:22.585
‫«هوپ» ، اگه خشونت چیزیه که
‫برای بهتر شدن نیاز داری

36:22.587 --> 36:26.047
‫پس بهترین پدر ممکن رو داری

36:29.297 --> 36:33.505
‫و نمی‌خوام هیچ‌کدوم‌تون فراموش کنین
که اینا خیابون‌های ما هستن

36:33.507 --> 36:38.415
‫به تک‌تک ما تعلق دارن
‫و قدم تک‌تک‌مون روی چشم‌ـه

36:38.417 --> 36:40.837
...حالا هر چیزی که بگن

36:42.757 --> 36:45.717
‫و هر کاری که بکنن

36:48.217 --> 36:50.627
‫اینا خیابون‌های ما هستن

37:05.377 --> 37:07.005
‫پس اینجا به پایان میرسه

37:07.007 --> 37:08.917
‫ظاهراً

37:32.457 --> 37:36.455
‫فکر می‌کردم می‌تونم کنترلش کنم
‫واقعاً اینطوری فکر می‌کردم

37:36.457 --> 37:38.625
‫تمام سعی‌ـت رو می‌کنی کنترلش کنی

37:38.627 --> 37:42.627
‫و منم هر قدم این راه کنارت می‌مونم

37:45.717 --> 37:48.835
‫یه‌کم پیشم می‌مونی؟

37:48.837 --> 37:51.717
‫معلومه می‌مونم

38:12.547 --> 38:15.915
‫بیخیال «اِمِت» . فکر نمی‌کردی
که ‫پیدام بشه ، نه؟

38:15.917 --> 38:18.125
‫ببینین درست فهمیدم یا نه

38:18.127 --> 38:22.835
‫راه‌حل ما همه سرجاشون به‌صورت جدا
‫وقتی اون می‌خواست مشکلی نداشت

38:22.837 --> 38:26.045
‫ولی به طریقی من به‌خاطر این
‫پیشنهاد منفور شدم؟

38:26.047 --> 38:28.667
‫وقتی اونم گفت همینقدر منفور بود

38:30.257 --> 38:32.007
‫درسته

38:35.717 --> 38:39.295
مارسل» نمی‌میره»
‫ولی تو که می‌میری

38:39.297 --> 38:42.257
‫واقعاً گرگینه‌ها ارزش‌ـش رو دارن
‫به‌خاطرشون بمیری؟

38:44.167 --> 38:46.587
‫معلومه که دارن

39:01.217 --> 39:03.715
‫تو این‌کار رو کردی؟

39:03.717 --> 39:07.005
‫نه . طی‌العرض ستاره‌ای
‫حتماً یه جادوگر دارن

39:07.007 --> 39:09.715
‫«وینسنت» بیچاره

39:09.717 --> 39:12.295
‫تو طرف یکی رو گرفتی

39:12.297 --> 39:16.375
‫و با این‌کارـت ‫به جادوگرها
و «آیوی» عزیزت خیانت کردی

39:16.377 --> 39:19.047
‫باید پیشنهادم رو قبول می‌کردی

39:23.087 --> 39:25.215
‫خب که چی؟ فقط اومد که بلوف بزنه؟

39:25.217 --> 39:27.715
‫فکر کنم می‌خواست...

39:27.717 --> 39:30.007
‫می‌خواست ببینه چه طرفی رو گرفتم

39:32.217 --> 39:35.627
‫و می‌خواست اگه طرف اشتباهی روگرفتم
‫تنبیه‌ام کنه

40:14.837 --> 40:16.665
‫برای صلح

40:16.667 --> 40:19.587
‫برای صلح

40:34.917 --> 40:37.377
‫«آیوی»

40:41.667 --> 40:42.917
‫«آیوی»

40:51.297 --> 40:54.547
‫نه ، نه ، نه ، نه . «آیوی»

41:00.200 --> 41:01.200
مترجم : رضا حضرتی

41:02.200 --> 41:38.200
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
