1
00:00:01,157 --> 00:00:02,889
پیش از این در
"The Originals"

2
00:00:02,914 --> 00:00:03,745
«ماردی گرا»

3
00:00:03,747 --> 00:00:08,055
‫علیرغم همه‌ی اختلافات‌مون ‫کل شهر
‫فصل کارناوال رو باهم جشن می‌گیره

4
00:00:08,057 --> 00:00:09,995
‫وقتشه که خون‌آشام‌ها ‫جایگاه‌شون

5
00:00:09,997 --> 00:00:11,575
‫به عنوان درنده‌های بالای زنجیره
غذایی پس بگیرن

6
00:00:11,577 --> 00:00:15,075
‫و جامعه رو از نجاست ‫پاک کنن

7
00:00:15,577 --> 00:00:18,615
‫بهش میگن "اتاق شکار"
یه زندان روانی و جادوییه

8
00:00:18,617 --> 00:00:19,745
‫همیشه یه راه خروج هست

9
00:00:19,747 --> 00:00:21,415
هوپ» توی «سِینت اَن» بود»

10
00:00:21,417 --> 00:00:24,495
‫اون همه‌تون رو جمع کرده تا قدرتی که
‫به شماها تقسیم شده به خودش برگردونه

11
00:00:24,497 --> 00:00:25,867
‫این نابودش می‌کنه

12
00:00:27,247 --> 00:00:28,365
‫هوای بدیمنی‌ـه

13
00:00:28,367 --> 00:00:31,365
‫نشون‌دهنده‌ی ‫اتفاقیه که
داره توی "نيو اورلانز" میوفته

14
00:00:31,367 --> 00:00:34,325
‫باید از اینجا بریم
‫شهر رو قراره سیل ببره

15
00:00:34,327 --> 00:00:36,995
‫«هوپ» کمکم رو خواست
تنها باری بود که

16
00:00:36,997 --> 00:00:39,325
‫اون‌کار رو کرد چون دلش برای
‫باباش تنگ شده بود

17
00:00:39,327 --> 00:00:40,705
‫باید جلوش رو بگیری

18
00:00:40,707 --> 00:00:41,577
‫نه

19
00:00:48,827 --> 00:00:52,867
‫تو بهم نیاز داری
و من به تو نیاز دارم

20
00:00:54,898 --> 00:00:55,898
«آلایژا»

21
00:01:08,327 --> 00:01:11,865
‫نفرینی که خونوادمون رو برای 7 سال
‫به ستوه درآورد

22
00:01:11,867 --> 00:01:14,415
تأثیرات بدش به همه‌مون رسید

23
00:01:14,417 --> 00:01:17,415
‫توی شهرمون

24
00:01:17,417 --> 00:01:20,035
‫توی خونه‌مون

25
00:01:20,037 --> 00:01:22,457
‫خونواده‌مون

26
00:01:24,117 --> 00:01:29,115
‫عواقبِ ‫پیش هم بودن‌مون مرگ بود

27
00:01:29,117 --> 00:01:35,155
‫ولی امروز به لطف تو ‫یه
شروع تازه رو جشن می‌گیریم

28
00:01:35,157 --> 00:01:39,865
‫شروعی که می‌تونیم
آزادنه ‫کنار هم وایسیم

29
00:01:39,867 --> 00:01:44,535
‫و هر اتفاقی که بیوفته
‫با همدیگه باهاش روبرو میشیم

30
00:01:44,537 --> 00:01:47,957
‫به عنوان یه خونواده
‫همیشه و تا ابد

31
00:01:53,117 --> 00:01:55,155
‫میشه از اون شیرینی‌ها بدی؟

32
00:01:55,157 --> 00:01:57,365
‫البته

33
00:01:57,367 --> 00:02:00,655
خب ، «ربکا» ‫چند روز دیگه برمیگرده

34
00:02:00,657 --> 00:02:03,115
‫اونور آب داره یه سری کارهای
‫نیمه‌تموم رو تموم می‌کنه

35
00:02:03,117 --> 00:02:04,955
‫خوب میشه اگه پیش ما باشه

36
00:02:04,957 --> 00:02:07,577
‫خوب میشه که همه‌مون
‫دوباره زیر یه سقف باشیم

37
00:02:14,747 --> 00:02:16,657
صبح‌بخیر

38
00:02:21,117 --> 00:02:24,657
‫مشخصه که حرفای زیادی داریم

39
00:02:26,747 --> 00:02:30,155
‫«هوپ» ، بذار با این شروع کنم
...که چقدر متأسفم

40
00:02:30,157 --> 00:02:34,707
ممنون برای صبحونه ‫ولی من
باید برم به تکالیفم برسم

41
00:02:41,867 --> 00:02:46,115
‫عادی نیست . ‫حالش عادی نیست

42
00:02:46,117 --> 00:02:49,205
‫اون مادرش رو از دست داده «نیکلاوس»

43
00:02:49,207 --> 00:02:51,325
‫نباید میومدم اینجا

44
00:02:51,327 --> 00:02:53,785
‫حداقل تو برخلاف خواهرمون
‫که به خواست خودش

45
00:02:53,787 --> 00:02:55,075
‫به یه بچه کمک کرد

46
00:02:55,077 --> 00:02:56,745
‫که زندگیش رو تباه کنه
‫بهونه‌ی فراموشی داری

47
00:02:56,747 --> 00:02:58,455
‫«هوپ» بچه نیست

48
00:02:58,457 --> 00:02:59,785
اصلاً فکرش رو کردی که

49
00:02:59,787 --> 00:03:01,415
‫جذب اون‌همه جادو
‫چه بلایی سرش میاره؟

50
00:03:01,417 --> 00:03:03,787
‫- چاره‌ی دیگه‌ای داشتم؟
‫- ردش می‌کردی

51
00:03:04,957 --> 00:03:06,655
‫باهاش مخالفت می‌کردی
‫ما یه نفشه داشتیم

52
00:03:06,657 --> 00:03:08,705
‫تا جادوی تاریک رو ازش دور نگه داریم

53
00:03:08,707 --> 00:03:10,655
‫نقشه‌ای که جواب نمیداد

54
00:03:10,657 --> 00:03:14,115
‫آره . خب ، به لطف تو
الان جادوی سیاه داخلشه

55
00:03:14,117 --> 00:03:18,615
‫اگه دخترم کوچکترین صدمه‌ای ‫بهش برسه
حالا هر جور صدمه‌ای که باشه

56
00:03:18,617 --> 00:03:21,537
‫شخص تو رو مسئول میدونم

57
00:03:23,900 --> 00:03:24,900
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

58
00:03:25,900 --> 00:03:27,900
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

59
00:03:27,900 --> 00:03:32,800
"The Originals"
فصل 5
قسمت 9 : فرصت زیادی برای عشق‌ورزیدن نداریم

60
00:03:33,497 --> 00:03:39,117
‫انگار «اِمِت» و شبگرد‌هاش
‫به لطف تو چیزی‌شون نشد

61
00:03:41,117 --> 00:03:43,155
‫آره

62
00:03:43,157 --> 00:03:46,327
‫اشتباهه که می‌خوام همه چیز رو
‫با مصالحه حل کنم؟

63
00:03:51,327 --> 00:03:53,655
‫هی ، بگو ببینم

64
00:03:53,657 --> 00:03:56,495
‫کدوم بخش از "از همه اعتقادات متنفرم"

65
00:03:56,497 --> 00:03:58,955
"به نظرت فاز "خونه من ، خونه تو
رو بهشون داده؟

66
00:03:58,957 --> 00:04:00,995
‫خب ، مشکل اینه

67
00:04:00,997 --> 00:04:03,075
‫براشون مهم نیست چی فکر می‌کنی

68
00:04:03,077 --> 00:04:05,285
‫یا هر کس دیگه
‫تا جایی که میدونم

69
00:04:05,287 --> 00:04:10,415
ما به‌خاطر افزایش خشونت در "
نيو اورلانز» به شدت ناراحتیم»

70
00:04:10,417 --> 00:04:13,615
دورانی نه چندان قبل بود که
‫گونه‌ها باهم زندگی می‌کردن

71
00:04:13,617 --> 00:04:15,915
چون در شهر نظم داشتیم
‫مرز‌هایی داشتیم

72
00:04:15,917 --> 00:04:18,035
هر کسی جای خودش بود

73
00:04:18,037 --> 00:04:22,575
در تلاشی برای بازگردانی ثبات
خون‌آشام‌ها محله فرانسوی رو

74
00:04:22,577 --> 00:04:25,535
" به عنوان خونه‌ی به حق‌شون خواستند

75
00:04:25,537 --> 00:04:28,785
‫اونا می‌خوان گرگینه‌ها برگردن
به کنار رودخونه

76
00:04:28,787 --> 00:04:32,115
‫- کی؟
‫- این متعصب‌های اسکل خون‌آشام

77
00:04:32,117 --> 00:04:34,865
‫خب ، اینم یه دلیل خوب دیگه که
‫با خوشحالی از "نيو اورلانز" برم

78
00:04:34,867 --> 00:04:36,155
‫میری؟

79
00:04:36,157 --> 00:04:38,615
‫آره . صبح اول وقت

80
00:04:38,617 --> 00:04:41,995
‫فکر می‌کردم تو و «فِرِیا»
برگشتین پیش هم ‫توی تشییع جنازه

81
00:04:41,997 --> 00:04:43,365
‫نه . من دوستش دارم

82
00:04:43,367 --> 00:04:46,955
...همیشه هم دوستش خواهم داشت ولی

83
00:04:46,957 --> 00:04:49,955
...اون نمی‌تونه باهام باشه . واسه همین

84
00:04:49,957 --> 00:04:52,915
‫همیشه خونواده‌اش یه مشکلی
‫براشون پیش میاد

85
00:04:52,917 --> 00:04:54,325
...و خونواده‌ی اون

86
00:04:54,327 --> 00:04:55,957
‫- پیچیده‌ست
‫- آره

87
00:05:00,867 --> 00:05:02,785
‫اون باید اینجا باشه

88
00:05:02,787 --> 00:05:07,075
‫و من باید جایی توی دنیا باشم
که ‫می‌تونم یه تغییری ایجاد کنم

89
00:05:07,077 --> 00:05:09,537
حتماً شوخیت گرفته

90
00:05:32,537 --> 00:05:34,997
‫میدونم اونجایی

91
00:05:38,537 --> 00:05:40,705
‫نمی‌خواستم مزاحم بشم

92
00:05:40,707 --> 00:05:44,705
‫بابا ، اگه نگرانی
‫کاش یه چیزی بگی

93
00:05:44,707 --> 00:05:47,247
‫از دور مواظب بودن به تو نمی‌خوره

94
00:05:51,037 --> 00:05:52,867
‫یه چنگال رو از وسط خم کردی

95
00:05:54,957 --> 00:05:57,415
‫بهتر از این بود که بغل گردن
آلایژا» فروش کنم»

96
00:05:57,417 --> 00:05:59,325
‫اون‌موقع خودش نبود «هوپ»

97
00:05:59,327 --> 00:06:00,207
‫برام مهم نیست

98
00:06:01,707 --> 00:06:03,455
‫خب؟ من برای بخشیدنش آماده نیستم

99
00:06:03,457 --> 00:06:05,155
‫حالا فراموشی داشته یا نه

100
00:06:05,157 --> 00:06:08,077
‫پس فقط برای «آلایژا»ست دیگه؟
‫دلیل دیگه‌ای نداشت؟

101
00:06:09,117 --> 00:06:11,495
خیلی‌خب

102
00:06:11,497 --> 00:06:14,415
‫اونقدر میگم که بالاخره باور کنی

103
00:06:14,417 --> 00:06:17,617
‫من خوبم . ‫قول میدم

104
00:06:20,287 --> 00:06:23,915
‫ببین ، میدونم که فکر می‌کنی
‫اشتباه کردم اون طلسم رو انجام دادم

105
00:06:23,917 --> 00:06:27,075
‫ولی قسم می‌خورم فکر همه چیز رو کردم

106
00:06:27,077 --> 00:06:28,915
‫و میدونی چیه؟
‫حاضرم بازم انجامش بدم

107
00:06:28,917 --> 00:06:30,745
‫چون برای یک‌بار هم که شده
‫توی یه اتاق هستیم

108
00:06:30,747 --> 00:06:32,457
‫و دنیا به پایان نمیرسه

109
00:06:36,537 --> 00:06:43,365
‫میدونی ، هر روز ‫از مقاومت
و زیبایی تو ‫متحیر میشم

110
00:06:43,367 --> 00:06:45,657
‫که همه‌ـش قطعاً از مادرت بهت رسیده

111
00:06:53,617 --> 00:06:55,827
‫کاش اون اینجا بود

112
00:06:58,867 --> 00:07:03,037
‫آره . منم همینطور
‫بیشتر از اونی که فکر کنی

113
00:07:04,787 --> 00:07:06,287
‫بیا بغلم

114
00:07:19,747 --> 00:07:21,785
کلاوس» ، باید صحبت کنیم»

115
00:07:21,787 --> 00:07:23,205
‫نه . دیگه صحبتی نداریم

116
00:07:23,207 --> 00:07:24,915
‫دخترم به کمک نیاز داره
‫می‌خوام براش کمک بیارم

117
00:07:24,917 --> 00:07:27,035
«خواهش می‌کنم «کلاوس
من دشمنت نیستم

118
00:07:27,037 --> 00:07:29,205
‫خیلی‌خب؟ هر دفعه که

119
00:07:29,207 --> 00:07:31,115
‫به «هوپ» نگاه می‌کنم
دختر خودم رو می‌بینم که

120
00:07:31,117 --> 00:07:33,615
هیچ‌وقت نتونستم بزرگش کنم
‫این حس رو من به «هوپ» دارم

121
00:07:33,617 --> 00:07:35,827
‫اینقدر می‌خوام ازش محافظت کنم

122
00:07:37,917 --> 00:07:41,035
‫اون با درد زیادی اومد پیشم

123
00:07:41,037 --> 00:07:45,325
‫و میدونستم که اون قدرت رو با
یا بدون من ‫ازتون می‌گیره

124
00:07:45,327 --> 00:07:48,615
‫خب؟ واسه همین ریسک کردم

125
00:07:48,617 --> 00:07:52,787
‫که اگه احساس کنه ما طرفش هستیم
‫شاید اجازه بده کمکش کنیم

126
00:07:54,827 --> 00:07:56,537
‫خب ، کاملاً در اشتباه بودی

127
00:07:59,957 --> 00:08:01,495
‫حالا «وینسنت» باید یه راه‌حلی پیدا کنه

128
00:08:01,497 --> 00:08:03,367
‫پیدا کردم

129
00:08:05,367 --> 00:08:07,575
‫دستبند «هوپ»

130
00:08:07,577 --> 00:08:10,785
‫چند سال پیش برای همیشه درش‌آورد

131
00:08:10,787 --> 00:08:14,655
‫گفت که دیگه بهش نیازی نداره
ولی ‫حالا بهش نیاز داره

132
00:08:14,657 --> 00:08:19,455
‫این از بلایی که جادوی تاریک
‫سرش میاره جلوگیری نمی‌کنه

133
00:08:19,457 --> 00:08:23,367
‫ولی می‌تونه عذابش رو کمتر کنه
‫تا اینکه یه راه‌حل دائمی پیدا کنیم

134
00:08:29,867 --> 00:08:33,915
‫میدونم دوستش داری
‫هیچ‌وقت شکی نداشتم

135
00:08:33,917 --> 00:08:35,245
...فقط

136
00:08:35,247 --> 00:08:37,075
‫کاش شرایط جور دیگه‌ای بود؟

137
00:08:37,077 --> 00:08:39,497
‫منم همینطور

138
00:08:44,787 --> 00:08:47,287
‫یه ملاقاتی داری

139
00:08:50,747 --> 00:08:51,787
‫پیام صوتی؟

140
00:08:55,157 --> 00:08:57,575
‫با یه پیام صوتی خبر مردن
دوست‌دخترم رو میدی؟

141
00:08:57,577 --> 00:08:59,285
‫بعدشم هیچ‌کدوم تماس‌هام رو جواب نمیدی؟

142
00:08:59,287 --> 00:09:01,495
‫- خیلی سریع اتفاق افتاد
‫- چی؟

143
00:09:01,497 --> 00:09:02,785
‫چطور مرد؟

144
00:09:02,787 --> 00:09:05,325
‫تصادف

145
00:09:05,327 --> 00:09:06,785
‫ترمز برید

146
00:09:06,787 --> 00:09:10,957
‫در لحظه مرد
بدون درد و عذابی

147
00:09:13,997 --> 00:09:16,285
‫«هوپ» حالش خوبه؟

148
00:09:16,287 --> 00:09:17,955
‫داره باهاش کنار میاد

149
00:09:17,957 --> 00:09:19,457
‫می‌تونم ببینمش؟

150
00:09:20,537 --> 00:09:24,495
‫میدونی ، الان ‫وقت مناسبی نیست

151
00:09:24,497 --> 00:09:26,785
‫- متأسفم «دِکلِن»
‫- ترمزها که همینطوری بریده نمیشن

152
00:09:26,787 --> 00:09:28,615
‫دیگه از این اتفاقا نمیوفته

153
00:09:28,617 --> 00:09:31,245
‫من جزئیاتش رو نمیدونم ، خب؟
‫همونطور که می‌بینی

154
00:09:31,247 --> 00:09:33,245
‫یه طوفان اومده بود

155
00:09:33,247 --> 00:09:35,155
‫پس چرا توی طوفان با ماشین بیرون بود؟
‫کجا میرفت؟

156
00:09:35,157 --> 00:09:36,865
‫- واقعاً نمیدونم
‫- و این مسئله اذیت‌ـت نمی‌کنه؟

157
00:09:36,867 --> 00:09:38,705
‫اینکه جوابی نداری؟

158
00:09:38,707 --> 00:09:40,745
‫چون اینکه نمیدونم چه اتفاقی افتاده
‫داره من رو می‌کشه

159
00:09:40,747 --> 00:09:41,915
...دِکلِن» ، من» -
‫- اینکه اینجا نبودم

160
00:09:41,917 --> 00:09:48,075
‫تا نجاتش بدم و تو ‫بدون من
مراسم تشییعش رو برگزار کردین

161
00:09:48,077 --> 00:09:50,157
‫تا نتونم باهاش خدافظی کنم

162
00:09:54,117 --> 00:09:57,827
‫اینجا یه جای کار می‌لنگه «فِرِیا»

163
00:09:59,367 --> 00:10:01,417
‫یه جاش می‌لنگه

164
00:10:16,457 --> 00:10:17,785
مهمونی تمومه

165
00:10:19,087 --> 00:10:22,190
‫«اِمِت» ‫، تو و گروهت باید
از "نيو اورلانز" برین

166
00:10:22,915 --> 00:10:24,635
‫تصمیمش با تو نیست

167
00:10:25,037 --> 00:10:27,155
‫تو از این شهر رفتی

168
00:10:27,157 --> 00:10:29,575
‫آره . خب ، من که نه

169
00:10:29,577 --> 00:10:31,785
‫و تو حق نداری دوستام رو از محله بیرون کنی

170
00:10:31,787 --> 00:10:33,615
‫تو میگی "بیرون کردن"

171
00:10:33,617 --> 00:10:35,285
‫به نظرم درستش "نظم و قانون"ـه

172
00:10:35,287 --> 00:10:40,205
‫صلح و آشتی بین گونه‌ها ‫چون همه
جایی می‌مونن که بهش تعلق دارن

173
00:10:42,707 --> 00:10:47,155
‫اونا قوانین تو بودن . ‫یادته؟

174
00:10:47,157 --> 00:10:49,825
‫نه . خودت رو با من مقایسه نکن

175
00:10:49,827 --> 00:10:52,825
‫من اجازه نمیدم یه مشت سگ
...و پسرعموهای دورگه‌شون

176
00:10:52,827 --> 00:10:54,157
‫مراقب باش

177
00:10:55,327 --> 00:10:57,247
‫به نفعته جمله‌ات رو تموم نکنی

178
00:10:58,707 --> 00:11:02,245
جاش»؟»

179
00:11:02,247 --> 00:11:04,615
‫اینجا یه‌کم زیادی تاریکه

180
00:11:04,617 --> 00:11:05,707
‫کاملاً موافقم

181
00:11:08,537 --> 00:11:11,705
‫از باقی روزت لذت ببر اعلیحضرت

182
00:11:11,707 --> 00:11:14,497
‫ولی وقتی خورشید غروب کنه
‫میایم به محله

183
00:11:16,287 --> 00:11:20,577
‫و اگه گرگینه‌ای ببینیم
‫خودمون مشکل رو حل می‌کنیم

184
00:11:46,037 --> 00:11:49,037
‫اگه برای غارت اومدی
‫چیز خوبی باقی نذاشتن

185
00:11:51,117 --> 00:11:55,365
‫در حال حاضر ‫کمیت رو
به کیفیت ترجیح میدم

186
00:11:55,367 --> 00:11:57,535
‫چیزی نمونده . شاید دل‌درد بگیری

187
00:11:57,537 --> 00:12:01,367
امتحانم کن . من ساختمان بدنی عالی دارم

188
00:12:04,037 --> 00:12:06,035
‫به گمونم طوفان از پا درت‌آورده

189
00:12:06,037 --> 00:12:10,247
‫خب ، میشه گفت من خودم
‫باعث از پا در اومدنم شدم

190
00:12:11,537 --> 00:12:13,415
‫روزهای سختیه

191
00:12:13,417 --> 00:12:15,575
کاملاً موافقم

192
00:12:15,577 --> 00:12:16,785
‫تعریف کن

193
00:12:16,787 --> 00:12:19,785
‫اینجوریا نیست

194
00:12:19,787 --> 00:12:23,245
‫معمولاً متصدی بار نیست که باید حرف بزنه

195
00:12:23,247 --> 00:12:27,365
‫خواهش می‌کنم . ‫بهم لطف می‌کنی

196
00:12:27,367 --> 00:12:30,367
‫شاید شنیدن درد کسی
‫درد من رو تسکین بده

197
00:12:33,327 --> 00:12:35,615
‫من یکی رو از دست دادم

198
00:12:35,617 --> 00:12:38,207
‫یه زن؟

199
00:12:44,537 --> 00:12:46,995
‫نظرت چیه بذاری چند لیوان مهمونت کنم؟

200
00:12:46,997 --> 00:12:49,035
‫تا همه چیز رو در موردش بهم بگی

201
00:12:49,037 --> 00:12:53,247
‫منم از قضا یه چیزهایی در مورد
از دست دادن عشق میدونم

202
00:12:56,997 --> 00:12:58,615
‫الان «ماردی گرا»ست

203
00:12:58,617 --> 00:13:01,075
‫واقعاً فکر می‌کنن می‌تونن روح‌مون رو
‫به این آسونی بشکنن؟

204
00:13:01,077 --> 00:13:03,745
‫اونم بعد از این‌همه سختی که کشیدیم؟

205
00:13:03,747 --> 00:13:07,915
‫خون‌آشام‌ها نمی‌تونن ما رو بترسونن
و از شهرمون فراری بدن

206
00:13:07,917 --> 00:13:11,365
‫پس یه چکش بردارین با چندتا میخ

207
00:13:11,367 --> 00:13:13,785
‫بیاین این رو دوباره درستش کنیم

208
00:13:13,787 --> 00:13:16,075
‫ما بازسازی می‌کنیم

209
00:13:16,077 --> 00:13:20,995
‫و امشب راهپیمایی می‌کنیم
‫چه خوش‌شون بیاد و چه نه

210
00:13:20,997 --> 00:13:23,655
‫بیاین بریم . یالا

211
00:13:23,657 --> 00:13:24,657
‫یالا

212
00:13:26,657 --> 00:13:28,995
‫هی ، شرمنده دیر کردم

213
00:13:28,997 --> 00:13:30,325
‫«هوپ» چطوره؟

214
00:13:30,327 --> 00:13:33,825
‫با خودش کلنجار میره
کلاوس» پیش‌ـشه»

215
00:13:33,827 --> 00:13:35,205
‫چقدر عصبیه؟

216
00:13:35,207 --> 00:13:38,455
‫به نظرم یه چیزی بین بیخیال شدن
از غرغر کردن

217
00:13:38,457 --> 00:13:40,955
‫و یه‌راست درآوردن قلب

218
00:13:40,957 --> 00:13:45,245
‫به گمونم باید برگردی پیش‌شون

219
00:13:45,247 --> 00:13:47,365
‫هنوزم می‌خوای پرواز کنی بری؟

220
00:13:47,367 --> 00:13:50,915
‫فردا...آره

221
00:13:50,917 --> 00:13:55,417
خب پس من جایی نمیرم

222
00:13:56,957 --> 00:14:00,365
‫اگه فقط یه روز داشته باشیم
‫نهایت استفاده رو ازش می‌کنیم

223
00:14:00,367 --> 00:14:03,745
‫باشه

224
00:14:03,747 --> 00:14:07,915
‫خون‌آشام‌ها و گرگینه‌ها از
روز اول ‫از همدیگه متنفر بودن

225
00:14:07,917 --> 00:14:10,205
‫فقط واسه اینکه یه روانی تصمیم گرفته که

226
00:14:10,207 --> 00:14:12,245
‫می‌خواد این رو رسماً اعلام کنه
‫تازگی نداره

227
00:14:12,247 --> 00:14:14,035
‫ما وسط «ماردی گرا» هستیم

228
00:14:14,037 --> 00:14:15,575
‫روز مقدسیه

229
00:14:15,577 --> 00:14:17,865
‫پس فکر می‌کنی چرا دارن
‫الان این‌کار رو می‌کنن؟

230
00:14:17,867 --> 00:14:21,455
‫و اگه بهشون توجه کنیم
‫فقط هیولا رو تغذیه کردیم

231
00:14:21,457 --> 00:14:23,325
‫پس چی‌کار کنیم؟ نادیده بگیریم؟

232
00:14:23,327 --> 00:14:25,745
‫نه ، نه ، نه . باهوش می‌مونیم

233
00:14:25,747 --> 00:14:28,115
‫همیشه از جادوگرها به عنوان کبریت برای

234
00:14:28,117 --> 00:14:29,995
‫شعله‌ور کردن یه آتیش بزرگ
‫استفاده کردن

235
00:14:29,997 --> 00:14:34,207
‫حالا اگه ما دخالت نکنیم
‫شاید از جنگ با ما منصرف بشن

236
00:14:36,657 --> 00:14:39,535
‫شایدم نه

237
00:14:39,537 --> 00:14:42,325
‫وقتی شبگردها از اذیت کردن
‫گرگینه‌ها خسته بشن

238
00:14:42,327 --> 00:14:43,867
‫سراغ ما میان

239
00:14:45,747 --> 00:14:48,535
‫باید طرف یکی‌شون رو بگیریم «وینسنت»

240
00:14:48,537 --> 00:14:50,497
‫راهی جز این نداریم

241
00:15:00,497 --> 00:15:04,417
‫اونقدرها هم اشتباه نمیگه

242
00:15:12,037 --> 00:15:17,915
‫ما فقط می‌خوایم اوضاع مثل سابق باشه
البته منهای برده‌ی «مارسل» شدنت

243
00:15:17,917 --> 00:15:19,865
‫به نظرمون پیشنهاد منطقی‌ـه

244
00:15:19,867 --> 00:15:22,825
‫با این تفاوت که هیچ‌وقت نگفتم
‫باهات مذاکره می‌کنم

245
00:15:22,827 --> 00:15:24,495
‫در مورد هر چی که باشه

246
00:15:24,497 --> 00:15:27,155
‫تو آدم بااستعدادی هستی «وینسنت»

247
00:15:27,157 --> 00:15:29,285
‫یه رهبر مورد احترام
‫و من مطمئنم

248
00:15:29,287 --> 00:15:32,535
‫از ته دل برای جامعه‌ات نگرانی

249
00:15:32,537 --> 00:15:36,495
‫همکاری با ما تصمیم هوشمندانه‌ایه

250
00:15:36,497 --> 00:15:37,915
‫خیلی‌خب «اِمِت» ، میدونی چیه؟

251
00:15:37,917 --> 00:15:41,115
‫این از نظرم یه تهدیده
و من از تهدید خوشم نمیاد

252
00:15:41,117 --> 00:15:44,575
‫متوجه‌ام

253
00:15:44,577 --> 00:15:49,415
‫زندگیت خیلی کمتر از
آسایش مردمت اهمیت داره

254
00:15:49,417 --> 00:15:52,285
‫مسئولیت‌پذیریت نسبت به اونا
‫بزرگترین انگیزه توئه

255
00:15:52,287 --> 00:15:53,995
‫یه چیزی بهت میگم

256
00:15:53,997 --> 00:15:56,915
‫اگه یکی از جادوگرهام
‫حتی یه خراش ساده برداره

257
00:15:56,917 --> 00:15:58,535
‫میام سراغت . آتیش به سر

258
00:15:58,537 --> 00:16:00,455
‫تک به تک‌تون میندازم
‫پس الان بهترین کار ممکن اینه که

259
00:16:00,457 --> 00:16:02,745
‫پاشی از اینجا گورت رو گم کنی

260
00:16:02,747 --> 00:16:06,317
‫قبل از اینکه تن لشت رو بندازم
جلوی آفتاب . شنیدی؟

261
00:16:15,247 --> 00:16:18,035
‫در مورد حرفم فکر کن

262
00:16:18,037 --> 00:16:20,617
‫این پیشنهادم مدت زیادی نمی‌مونه

263
00:16:26,747 --> 00:16:30,535
‫واقعاً به نظرت این دورشون نگه میداره؟

264
00:16:30,537 --> 00:16:33,325
‫نه ولی اونا رو بالا نگه میداره

265
00:16:33,327 --> 00:16:39,247
‫و دفعه بعد که «اِمِت» از سایه‌ها بیاد بیرون
‫پوست صورتش رو از جمجمه‌اش پاره می‌کنم

266
00:16:41,117 --> 00:16:43,207
‫راستش حق هم داشت

267
00:16:44,747 --> 00:16:46,655
‫قرنطینه شدن گرگینه‌ها کنار رودخونه

268
00:16:46,657 --> 00:16:50,745
‫تو ترس زندگی کردنِ جادوگرها
‫خون‌آشام‌ها در رأس زنجیره غذایی

269
00:16:50,747 --> 00:16:53,655
‫خیلی‌خب ، یال . بگو چی تو ذهنته

270
00:16:53,657 --> 00:16:56,785
‫اینا قوانینی هستن که خودت گذاشتی

271
00:16:56,787 --> 00:17:00,415
‫قوانینی که این جامعه برای دهه‌ها
مجبور بود ازش پیروی کنه

272
00:17:00,417 --> 00:17:02,915
‫همه‌ی اینا؟

273
00:17:02,917 --> 00:17:06,537
‫با تو شروع شد

274
00:17:27,577 --> 00:17:30,455
‫ازت می‌خوام این رو دست‌ـت کنی

275
00:17:30,457 --> 00:17:32,285
‫نه . لازمش ندارم

276
00:17:32,287 --> 00:17:33,655
‫درخواست نکردم «هوپ»

277
00:17:33,657 --> 00:17:35,035
‫بابا ، خودت گفتی

278
00:17:35,037 --> 00:17:36,705
‫من قوی هستم . می‌تونم خودم رو کنترل کنم

279
00:17:36,707 --> 00:17:38,325
‫نه . نمی‌تونی . با این وضع نه

280
00:17:38,327 --> 00:17:40,535
‫من برای 7 سال با اون
‫تاریکی زندگی کردم

281
00:17:40,537 --> 00:17:43,245
‫میدونم چقدر می‌تونه ناجور باشه

282
00:17:43,247 --> 00:17:44,995
‫وقتی نزدیک خواهر و برادرهام بودم

283
00:17:44,997 --> 00:17:49,287
‫تقریبا غیرقابل تحمل می‌شد
‫و الان تو ‫همه‌ـش رو داخلت داری

284
00:17:51,157 --> 00:17:54,825
‫خیلی‌خب ، اگه دستم کنم
‫قول میدی دیگه نگران نباشی؟

285
00:17:54,827 --> 00:17:57,155
‫من پدرتم . همیشه نگران می‌مونم

286
00:17:57,157 --> 00:17:59,417
خیلی‌خب

287
00:18:07,157 --> 00:18:09,995
‫بفرما . راضی شدی؟

288
00:18:09,997 --> 00:18:13,285
‫یا می‌خوای تا آخر عمرم
‫همه‌ـش من رو بپایی؟

289
00:18:13,287 --> 00:18:16,077
‫خب ، تا ابد یه‌کم زیاده

290
00:18:18,207 --> 00:18:19,827
‫ممنون بابا

291
00:19:18,207 --> 00:19:20,207
‫بس کن . خواهش می‌کنم بس کن

292
00:19:41,547 --> 00:19:43,715
‫توی «دوبلین» که بودم

293
00:19:43,717 --> 00:19:46,255
‫براش حلقه عروسی مادربزرگم رو گرفتم

294
00:19:46,257 --> 00:19:48,005
‫تا ازش خواستگاری کنم

295
00:19:48,007 --> 00:19:50,625
‫خبر داشت؟

296
00:19:50,627 --> 00:19:52,795
‫آخه کی رو دست انداختم؟

297
00:19:52,797 --> 00:19:54,665
احتمالاً من رو رد می‌کرد

298
00:19:54,667 --> 00:20:00,415
‫اون خیلی از من سرتر بود
و گذشته دردناکی داشت

299
00:20:00,417 --> 00:20:02,295
‫منظورت چیه؟

300
00:20:02,297 --> 00:20:07,335
‫یه دوست‌پسر سابق
‫بدجور ناراحتش کرده بود

301
00:20:07,337 --> 00:20:10,667
‫مطمئنم هنوزم بهش علاقه داشت

302
00:20:12,377 --> 00:20:13,875
...ولی وقتی

303
00:20:13,877 --> 00:20:20,755
‫وقتی زنی رو پیدا می‌کنی که
...لبخندش به جنگ‌ها پایان بده و

304
00:20:20,757 --> 00:20:23,917
...قلبی به بزرگی ایرلند داشته باشه

305
00:20:27,007 --> 00:20:29,547
‫اگه بیخیالش بشی خیلی احمقی

306
00:20:33,297 --> 00:20:35,377
‫حال‌ـت خوبه؟

307
00:20:40,377 --> 00:20:42,957
‫لبخندی برای پایان دادن به جنگ

308
00:20:46,217 --> 00:20:49,165
‫پس الان هر جا میری چهره‌اش رو می‌بینی

309
00:20:49,167 --> 00:20:51,085
‫توی رویاهات صداش رو می‌شنوی

310
00:20:51,087 --> 00:20:54,667
‫و روح گرمای دستش رو حس می‌کنی

311
00:20:58,917 --> 00:21:01,337
‫احساس می‌کنی تقصیر تو بود

312
00:21:02,457 --> 00:21:05,627
‫شاید اگه بیشتر اطلاع داشتی
...می‌تونستی یه کاری

313
00:21:07,757 --> 00:21:09,757
‫بکنی

314
00:21:20,167 --> 00:21:22,587
‫تو خودشی ، نه؟

315
00:21:26,547 --> 00:21:28,957
‫همونی که قلبش رو شکست

316
00:21:43,007 --> 00:21:46,335
آیوی» ، آدمای منفور همه‌جا هستن»
‫روانی هم همه‌جا هست

317
00:21:46,337 --> 00:21:48,545
‫«اِمِت» به نظرم دومی‌ـه

318
00:21:48,547 --> 00:21:51,085
‫شاید درست باشه

319
00:21:51,087 --> 00:21:54,545
‫ولی شب هر اتفاقی بیوفته این رو یادت باشه

320
00:21:54,547 --> 00:21:58,337
‫سحر همیشه نزدیکه

321
00:21:59,957 --> 00:22:03,915
‫تو همیشه می‌تونی توی تاریکی
‫روشنایی پیدا کنی ، نه؟

322
00:22:03,917 --> 00:22:06,755
‫همیشه زیبایی هست

323
00:22:06,757 --> 00:22:10,505
‫فقط کافیه به جلوی روت تمرکز کنی

324
00:22:10,507 --> 00:22:13,167
‫الان تمرکز کردم

325
00:22:16,877 --> 00:22:19,087
‫روشنایی بهت میاد

326
00:22:42,717 --> 00:22:44,585
‫دستبند دست‌ـت نیست

327
00:22:44,587 --> 00:22:47,295
2تا جرعه «اَبسِنت» می‌خوام

328
00:22:47,297 --> 00:22:48,875
‫تو 15 سالته

329
00:22:48,877 --> 00:22:51,215
‫واسه یه طلسمه

330
00:22:51,217 --> 00:22:52,375
‫چجور طلسمی؟

331
00:22:52,377 --> 00:22:53,955
‫دستبند کار نمی‌کنه بابا

332
00:22:53,957 --> 00:22:55,375
‫کافی نیست

333
00:22:55,377 --> 00:22:57,587
‫خب پس یه چیزی پیدا می‌کنیم
‫که کار کنه

334
00:23:03,217 --> 00:23:04,877
‫«هوپ»

335
00:23:06,667 --> 00:23:09,085
‫مسئولیت تو نیست

336
00:23:09,087 --> 00:23:11,835
‫گندیه که خودم زدم
‫خودم درستش می‌کنم

337
00:23:11,837 --> 00:23:14,045
‫چرا اومدی اینجا؟

338
00:23:14,047 --> 00:23:15,715
‫احساس پشیمونی

339
00:23:15,717 --> 00:23:17,955
‫من سال‌های زیادی با اون رو از دست دادم

340
00:23:17,957 --> 00:23:21,755
و می‌خواستم در مورد زندگیش بدون من
‫اطلاعات بگیرم

341
00:23:21,757 --> 00:23:25,587
‫پس اومدی دردم رو بیشتر کنی
‫تا خودت تسکین پیدا کنی؟

342
00:23:27,217 --> 00:23:29,337
‫اصلاً میدونی چقدر بهش آسیب زدی؟

343
00:23:33,377 --> 00:23:35,875
‫ترمزهاش بریده نشدن ، نه؟

344
00:23:35,877 --> 00:23:37,755
‫نه

345
00:23:37,757 --> 00:23:41,125
‫اصلاً تصادفی در کار نبود

346
00:23:41,127 --> 00:23:43,457
‫ولی تو میدونی چه اتفاقی افتاده

347
00:23:44,507 --> 00:23:46,665
‫بگو

348
00:23:46,667 --> 00:23:47,755
‫- بهم بگو چطوری مرد
‫- دلت نمی‌خواد بدونی

349
00:23:47,757 --> 00:23:48,755
‫باید بدونم

350
00:23:48,757 --> 00:23:51,667
‫«دِکلِن»...‫هی ، یه چیزی از بار لازم دارم

351
00:23:53,957 --> 00:23:54,957
‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟

352
00:24:03,217 --> 00:24:06,545
‫زمانی رو یادمه که اجازه نداشتیم
‫توی محله باشیم

353
00:24:06,547 --> 00:24:10,455
‫ولی قبل از اون یادمه چه رژه‌هایی داشتیم

354
00:24:10,457 --> 00:24:11,955
6سالم که بود

355
00:24:11,957 --> 00:24:15,295
‫مامانم ملکه‌ی «ماردی گرا» بود

356
00:24:15,297 --> 00:24:17,835
‫روی کجاوه کنارش نشستم

357
00:24:17,837 --> 00:24:19,665
‫مهره که مینداخت نگاش می‌کردم

358
00:24:19,667 --> 00:24:21,335
‫مردم دست‌شون رو بلند می‌کردن

359
00:24:21,337 --> 00:24:23,955
‫تا یه چیزی که ملکه‌شون بهش دست زده
‫رو بگیرن

360
00:24:23,957 --> 00:24:25,715
حتماً خیلی بهش افتخار می‌کردی

361
00:24:25,717 --> 00:24:27,085
‫درسته

362
00:24:27,087 --> 00:24:31,835
‫خیلی در مورد اون روز فکر کردم
اون‌موقع که ‫کنار رودخونه بودم

363
00:24:31,837 --> 00:24:34,085
‫و چه ارزشی داشت که

364
00:24:34,087 --> 00:24:36,417
‫یه ملکه‌ی گرگینه توی
‫خیابون «بوربن» باشه

365
00:24:43,417 --> 00:24:45,665
‫میدونی ، من خودم از پس‌ـش برمیام

366
00:24:45,667 --> 00:24:47,755
‫می‌تونی برای کلاه‌ها به «فِرِیا» کمک کنی؟

367
00:24:47,757 --> 00:24:50,875
‫اون می‌تونه . «آیوی» داره کمکش می‌کنه

368
00:24:50,877 --> 00:24:53,545
‫تو فقط یه روز با دوست‌دخترت داری

369
00:24:53,547 --> 00:24:56,587
‫بیخیال ناله‌های من در مورد گذشته
و برو اونجا پیش‌ـش

370
00:25:02,257 --> 00:25:03,875
‫تو «لیسینا» هستی؟

371
00:25:03,877 --> 00:25:07,257
‫ببخشید ‫. بهم گفتن که
باید این‌کار رو بکنم

372
00:25:08,257 --> 00:25:10,007
«لیسینا»

373
00:25:30,377 --> 00:25:34,005
‫«کیلین»...«کیلین» ، چشمات رو باز کن

374
00:25:34,007 --> 00:25:35,835
‫«کیلین»

375
00:25:35,837 --> 00:25:38,045
‫پاشو . خواهش می‌کنم

376
00:25:38,047 --> 00:25:39,507
‫خواهش می‌کنم پاشو

377
00:25:42,297 --> 00:25:45,255
‫هی ، هی ، ‫هی

378
00:25:45,257 --> 00:25:46,795
‫چه اتفاقی افتاد؟

379
00:25:46,797 --> 00:25:48,715
‫یه بمب

380
00:25:48,717 --> 00:25:50,717
‫یه شبگرد به یه انسان نفوذ ذهنی کرده بود

381
00:25:52,717 --> 00:25:54,417
لیسینا» کجاست؟»

382
00:25:56,507 --> 00:25:58,547
‫اون کجاست؟

383
00:26:25,917 --> 00:26:28,585
‫«آیوی»

384
00:26:28,587 --> 00:26:30,045
‫«آیوی»

385
00:26:30,047 --> 00:26:31,875
‫«آیوی»

386
00:26:31,877 --> 00:26:33,547
‫من اینجام «وینسنت»

387
00:26:39,957 --> 00:26:42,165
‫خون من نیست

388
00:26:42,167 --> 00:26:44,587
‫خدای من

389
00:26:54,877 --> 00:26:58,165
‫کشتن مامان برات کافی نبود؟
‫حالا اومدی سراغ «دِکلِن»؟

390
00:26:58,167 --> 00:26:59,215
‫- واسه این نیومدم
‫- اون مادرت رو کشته؟

391
00:26:59,217 --> 00:27:00,585
‫این اتفاقی نبود که افتاد

392
00:27:00,587 --> 00:27:03,167
‫نه ولی اگه اونجا نبودی
‫هنوز زنده بود

393
00:27:04,757 --> 00:27:06,835
‫بس کن

394
00:27:06,837 --> 00:27:08,165
‫- خدایا ، بس کن
‫- چه مرگته؟

395
00:27:08,167 --> 00:27:09,665
‫- بس کن . خفه‌شو . خفه‌شو
‫- چی‌کار کردی؟

396
00:27:09,667 --> 00:27:11,415
‫هی ، بهش صدمه نزن

397
00:27:11,417 --> 00:27:13,667
‫نمیزنم

398
00:27:15,507 --> 00:27:17,505
‫نمی‌تونیم جلوی اون این‌کار رو بکنیم

399
00:27:17,507 --> 00:27:20,507
‫خیلی‌خب ، باشه

400
00:27:28,627 --> 00:27:31,047
‫حالا فقط ما 2تاییم

401
00:27:41,507 --> 00:27:46,257
3تا آدم بی‌گناه ‫مردن

402
00:27:50,007 --> 00:27:53,215
‫قبلاً فکر می‌کردم کاری
که می‌کنم به صلاح‌ـه

403
00:27:53,217 --> 00:27:56,545
‫گرگینه‌ها خطرناک بودن
‫جادوگرها غیرقابل پیش‌بینی بودن

404
00:27:56,547 --> 00:28:00,087
‫و خون‌آشام‌ها هم که
‫مردم من بودن

405
00:28:01,127 --> 00:28:03,045
‫و هر روز که "نيو اورلانز"

406
00:28:03,047 --> 00:28:06,047
‫از هم نمی‌پاشید گواهی بر این بود
که حق با من بود

407
00:28:11,547 --> 00:28:14,955
‫ولی این آدما به‌خاطرش خشونت می‌خوان

408
00:28:14,957 --> 00:28:18,757
‫و لعنت به من اگه بذارم به اسم من
‫این‌کار رو بکنن

409
00:28:27,917 --> 00:28:31,755
‫فراموشی گرفته بودم
‫نمیدونستم کیه

410
00:28:31,757 --> 00:28:35,165
‫خب ، حالا که میدونی
‫چه حسی داشت؟

411
00:28:35,167 --> 00:28:37,917
‫بدترین دردی که به عمرم حس کردم

412
00:28:41,797 --> 00:28:44,085
‫ازت متنفرم

413
00:28:44,087 --> 00:28:45,415
‫منم از خودم متنفرم

414
00:28:45,417 --> 00:28:47,457
‫اجازه دادی بمیره

415
00:29:10,877 --> 00:29:12,217
‫«هوپ»

416
00:29:31,217 --> 00:29:33,627
‫اون چه کوفتی بود؟

417
00:29:58,957 --> 00:30:02,715
‫جرأت زیادی می‌خواست که اومدین اینجا

418
00:30:02,717 --> 00:30:04,755
‫مخصوصاً اون دسته از شمایی که
‫از جامعه گرگینه‌ها هستن

419
00:30:04,757 --> 00:30:09,377
‫در همچین زمان‌هاییه که یا رابطه‌مون
‫قوی‌تر میشه یا از بین میره

420
00:30:11,167 --> 00:30:13,005
‫امشب ما با شماییم

421
00:30:13,007 --> 00:30:16,505
‫باهم به افتخار «لیسینا» راهپیمایی می‌کنیم

422
00:30:16,507 --> 00:30:20,165
‫میراثش ، مقاومتش
‫و روح جنگنده‌اش

423
00:30:20,167 --> 00:30:25,295
‫و هر اتفاقی بیوفته
‫ما عقب‌نشینی نمی‌کنیم

424
00:30:25,297 --> 00:30:26,917
‫آره

425
00:30:33,457 --> 00:30:35,625
‫تو هم به راهپیمایی محله می‌پیوندی؟

426
00:30:35,627 --> 00:30:37,915
‫گرگینه‌ها مستحق حمایت‌مون هستن

427
00:30:37,917 --> 00:30:41,505
‫«آیوی» و همونطور که تو بهم گفتی
باید طرف یه جبهه رو بگیرم

428
00:30:41,507 --> 00:30:42,835
‫اونا حمله می‌کنن

429
00:30:42,837 --> 00:30:44,757
‫پس منتظرشون می‌مونیم

430
00:30:47,877 --> 00:30:51,545
‫من میرم به شهر مردگان
‫تا برای مصدوم‌ها دعا کنم

431
00:30:51,547 --> 00:30:53,215
‫خب «آیوی» ، یه چیزی میگم

432
00:30:53,217 --> 00:30:57,457
‫اگه چندتا دعا کننده داشتی که بیکار بودن
‫بفرست‌شون پیش من ، خب؟

433
00:30:59,587 --> 00:31:01,667
‫تو مرد خوبی هستی «وینسنت»

434
00:31:10,717 --> 00:31:12,835
‫مراقب باش

435
00:31:12,837 --> 00:31:17,337
‫باشه . ‫بعدش می‌بینمت ، خب؟

436
00:31:18,377 --> 00:31:21,045
‫روش حساب می‌کنم

437
00:31:21,047 --> 00:31:23,797
‫باشه . ‫خیلی‌خب

438
00:31:39,417 --> 00:31:41,955
‫منم می‌خوام راهپیمایی کنم

439
00:31:41,957 --> 00:31:46,005
‫امروز کم مونده بود بمیری

440
00:31:46,007 --> 00:31:48,795
‫ولی نمردم

441
00:31:48,797 --> 00:31:51,215
‫باید اینجا بمونی و استراحت کنی

442
00:31:51,217 --> 00:31:53,217
‫هی ، دکتر منم یا تو؟

443
00:31:56,127 --> 00:31:57,955
‫باهام ازدواج کن

444
00:31:57,957 --> 00:31:59,375
‫چی؟

445
00:31:59,377 --> 00:32:01,085
‫جدی میگم

446
00:32:01,087 --> 00:32:04,005
‫به‌خاطر اینه که امروز کم مونده بود بمیرم؟

447
00:32:04,007 --> 00:32:05,255
‫نه

448
00:32:05,257 --> 00:32:09,337
‫خب ، آره ولی نه

449
00:32:10,837 --> 00:32:16,457
2سال پیش ‫برنامه می‌چیدم
که چطور بگم

450
00:32:19,337 --> 00:32:22,125
‫و اینکه این لحظه چطوری میشه

451
00:32:22,127 --> 00:32:28,665
‫فقط منتظر ‫زمان مناسبش بودم
‫ولی زمان مناسب هیچ‌وقت نرسید

452
00:32:28,667 --> 00:32:30,505
‫و بالاخره امروز

453
00:32:30,507 --> 00:32:34,625
‫به این نتیجه رسیدم که
‫هیچ‌وقت زمان بی‌نقصی نیست

454
00:32:34,627 --> 00:32:36,665
‫فقط الان رو دارم

455
00:32:36,667 --> 00:32:43,167
‫و همین الان ‫نمی‌خوام یه لحظه‌ی
دیگه رو هم بدون تو بگذرونم

456
00:32:47,547 --> 00:32:49,665
‫دیگه فقط توی مراسم دفن‌ها
همدیگه رو دیدن‌مون تمومه

457
00:32:49,667 --> 00:32:53,335
‫دیگه طی‌العرض ستاره‌ای به خاورمیانه تعطیل

458
00:32:53,337 --> 00:32:56,085
‫دیگه انتخاب بین تو و خانواده‌ام تعطیل

459
00:32:56,087 --> 00:32:59,505
‫چون تو خونواده منی «کیلین»

460
00:32:59,507 --> 00:33:01,457
‫تو همه چیزم هستی

461
00:33:03,417 --> 00:33:07,915
‫پس خواهش می‌کنم باهام ازدواج کن

462
00:33:07,917 --> 00:33:10,257
‫بله

463
00:33:19,087 --> 00:33:21,215
‫متأسفم واسه دنده‌هات

464
00:33:21,217 --> 00:33:23,217
‫عالیه . همه چیز عالیه

465
00:33:24,377 --> 00:33:26,545
‫- دوست‌ـت دارم
‫- خیلی دوست‌ـت دارم

466
00:33:26,547 --> 00:33:28,217
خیلی زیاد

467
00:33:37,797 --> 00:33:39,797
‫این رو بنوش

468
00:33:40,717 --> 00:33:43,507
‫شماها چی هستین؟

469
00:33:47,627 --> 00:33:49,255
‫خون‌آشام

470
00:33:49,257 --> 00:33:51,837
‫جادوگر

471
00:33:53,587 --> 00:33:55,585
‫و باقی چیزها

472
00:33:55,587 --> 00:34:00,625
‫ولی اونا که فقط ‫داستان‌هایی
برای جذب توریستن ، نه؟

473
00:34:00,627 --> 00:34:02,627
‫تو به چشم خودت دیدی

474
00:34:04,337 --> 00:34:05,835
‫پس همه آدمای این شهر

475
00:34:05,837 --> 00:34:07,875
‫- دوستام همه...
‫- نه

476
00:34:07,877 --> 00:34:10,507
‫بعضیاشون ، نه همه‌شون

477
00:34:12,507 --> 00:34:14,257
هِیلی» چی؟»

478
00:34:16,007 --> 00:34:18,507
‫«هِیلی» هم

479
00:34:22,257 --> 00:34:25,915
‫«هوپ» چی؟

480
00:34:25,917 --> 00:34:29,085
‫به نظرم یه چیزی قوی‌تر
از ‫اون مایع نیاز داری

481
00:34:29,087 --> 00:34:31,337
‫قبلش کلی خوردم

482
00:34:37,457 --> 00:34:39,505
‫پس یه احمق بودم

483
00:34:39,507 --> 00:34:43,585
‫یه احمقی که چیزی نمیدونست

484
00:34:43,587 --> 00:34:45,125
‫«هِیلی» و من...

485
00:34:45,127 --> 00:34:45,835
...اون

486
00:34:45,837 --> 00:34:49,625
‫اون در مورد همه چیز دروغ گفت

487
00:34:49,627 --> 00:34:53,225
‫نه . تو خیلی براش عزیز بودی دوست من

488
00:34:54,627 --> 00:34:56,657
‫این رو کاملاً مطمئنم

489
00:34:59,457 --> 00:35:02,375
‫برای همینه که میدونم
‫ازم می‌خواست این‌کار رو بکنم

490
00:35:02,377 --> 00:35:03,955
‫چی‌کار می‌کنی؟

491
00:35:03,957 --> 00:35:07,545
‫فراموش می‌کنی امروز من رو اینجا دیدی

492
00:35:07,547 --> 00:35:10,005
‫هر سوالی در مورد زندگی
و مرگ «هِیلی» داری

493
00:35:10,007 --> 00:35:12,005
‫دیگه تو رو عذاب نمیدن

494
00:35:12,007 --> 00:35:15,875
‫فقط عشقش به تو

495
00:35:15,877 --> 00:35:19,295
‫و لذت و خوشحالی که براش آوردی رو
‫یادت می‌مونه

496
00:35:19,297 --> 00:35:24,547
‫و بدون هیچ قید و شرطی میدونی
‫که «هِیلی مارشال» در آرامشه

497
00:35:27,257 --> 00:35:31,717
‫و در این‌صورت تو هم آرامش پیدا می‌کنی

498
00:35:49,087 --> 00:35:50,875
‫اون چه کاری بود؟

499
00:35:50,877 --> 00:35:52,835
‫کمک من رو قبول نمی‌کنی؟
‫دستبند رو رد می‌کنی؟

500
00:35:52,837 --> 00:35:54,715
آلایژا» رو پرت می‌کنی؟»

501
00:35:54,717 --> 00:35:56,375
‫اون باعث شد صداها ساکت بشن

502
00:35:56,377 --> 00:35:57,835
‫چی؟

503
00:35:57,837 --> 00:36:01,335
...از وقتی قدرت رو پس گرفتم زمزمه‌ها

504
00:36:01,337 --> 00:36:04,507
‫نمی‌تونم فکر کنم . نمی‌تونم بخوابم
‫حتی نمی‌تونم نفس بکشم

505
00:36:06,337 --> 00:36:08,547
‫ولی الان سکوته

506
00:36:10,587 --> 00:36:12,715
‫باقی عمرم اینجوریه؟

507
00:36:12,717 --> 00:36:15,797
‫خشمی که فقط با خشونت آروم میشه؟

508
00:36:18,217 --> 00:36:22,585
‫«هوپ» ، اگه خشونت چیزیه که
‫برای بهتر شدن نیاز داری

509
00:36:22,587 --> 00:36:26,047
‫پس بهترین پدر ممکن رو داری

510
00:36:29,297 --> 00:36:33,505
‫و نمی‌خوام هیچ‌کدوم‌تون فراموش کنین
که اینا خیابون‌های ما هستن

511
00:36:33,507 --> 00:36:38,415
‫به تک‌تک ما تعلق دارن
‫و قدم تک‌تک‌مون روی چشم‌ـه

512
00:36:38,417 --> 00:36:40,837
...حالا هر چیزی که بگن

513
00:36:42,757 --> 00:36:45,717
‫و هر کاری که بکنن

514
00:36:48,217 --> 00:36:50,627
‫اینا خیابون‌های ما هستن

515
00:37:05,377 --> 00:37:07,005
‫پس اینجا به پایان میرسه

516
00:37:07,007 --> 00:37:08,917
‫ظاهراً

517
00:37:32,457 --> 00:37:36,455
‫فکر می‌کردم می‌تونم کنترلش کنم
‫واقعاً اینطوری فکر می‌کردم

518
00:37:36,457 --> 00:37:38,625
‫تمام سعی‌ـت رو می‌کنی کنترلش کنی

519
00:37:38,627 --> 00:37:42,627
‫و منم هر قدم این راه کنارت می‌مونم

520
00:37:45,717 --> 00:37:48,835
‫یه‌کم پیشم می‌مونی؟

521
00:37:48,837 --> 00:37:51,717
‫معلومه می‌مونم

522
00:38:12,547 --> 00:38:15,915
‫بیخیال «اِمِت» . فکر نمی‌کردی
که ‫پیدام بشه ، نه؟

523
00:38:15,917 --> 00:38:18,125
‫ببینین درست فهمیدم یا نه

524
00:38:18,127 --> 00:38:22,835
‫راه‌حل ما همه سرجاشون به‌صورت جدا
‫وقتی اون می‌خواست مشکلی نداشت

525
00:38:22,837 --> 00:38:26,045
‫ولی به طریقی من به‌خاطر این
‫پیشنهاد منفور شدم؟

526
00:38:26,047 --> 00:38:28,667
‫وقتی اونم گفت همینقدر منفور بود

527
00:38:30,257 --> 00:38:32,007
‫درسته

528
00:38:35,717 --> 00:38:39,295
مارسل» نمی‌میره»
‫ولی تو که می‌میری

529
00:38:39,297 --> 00:38:42,257
‫واقعاً گرگینه‌ها ارزش‌ـش رو دارن
‫به‌خاطرشون بمیری؟

530
00:38:44,167 --> 00:38:46,587
‫معلومه که دارن

531
00:39:01,217 --> 00:39:03,715
‫تو این‌کار رو کردی؟

532
00:39:03,717 --> 00:39:07,005
‫نه . طی‌العرض ستاره‌ای
‫حتماً یه جادوگر دارن

533
00:39:07,007 --> 00:39:09,715
‫«وینسنت» بیچاره

534
00:39:09,717 --> 00:39:12,295
‫تو طرف یکی رو گرفتی

535
00:39:12,297 --> 00:39:16,375
‫و با این‌کارـت ‫به جادوگرها
و «آیوی» عزیزت خیانت کردی

536
00:39:16,377 --> 00:39:19,047
‫باید پیشنهادم رو قبول می‌کردی

537
00:39:23,087 --> 00:39:25,215
‫خب که چی؟ فقط اومد که بلوف بزنه؟

538
00:39:25,217 --> 00:39:27,715
‫فکر کنم می‌خواست...

539
00:39:27,717 --> 00:39:30,007
‫می‌خواست ببینه چه طرفی رو گرفتم

540
00:39:32,217 --> 00:39:35,627
‫و می‌خواست اگه طرف اشتباهی روگرفتم
‫تنبیه‌ام کنه

541
00:40:14,837 --> 00:40:16,665
‫برای صلح

542
00:40:16,667 --> 00:40:19,587
‫برای صلح

543
00:40:34,917 --> 00:40:37,377
‫«آیوی»

544
00:40:41,667 --> 00:40:42,917
‫«آیوی»

545
00:40:51,297 --> 00:40:54,547
‫نه ، نه ، نه ، نه . «آیوی»

546
00:41:00,200 --> 00:41:01,200
مترجم : رضا حضرتی

547
00:41:02,200 --> 00:41:38,200
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
