WEBVTT

00:01.016 --> 00:02.252
پیش از این در
"The Originals"

00:02.277 --> 00:04.224
وقتی طلسم تموم شد
باید از همدیگه دور بشین

00:04.226 --> 00:05.924
و به «هوپ» هم نزدیک نشین

00:05.926 --> 00:07.344
پس اهریمن واسه همیشه ازش جدا شده

00:07.346 --> 00:09.174
یه پیشگوی قدرتمند نابودی رو پیش‌بینی کرده

00:09.176 --> 00:10.464
و باید بشناسی نشانه‌ها را "

00:10.466 --> 00:12.514
خون از آب ، مار از رودخانه‌ها

00:12.516 --> 00:15.304
آتش آنطرفِ آب -
بادهای موسمی از دریا -

00:15.306 --> 00:17.464
" مرگ تمام فرزندان ارشد

00:17.466 --> 00:18.464
فِرِیا» ، من» -
«هوپ» -

00:18.466 --> 00:20.674
این آخرین‌بارـه که می‌تونیم
این‌کار رو بکنیم

00:20.676 --> 00:22.304
واسه‌مون درستش می‌کنم

00:22.306 --> 00:24.554
باید همیشه و تا ابد رو نجات بدیم

00:24.556 --> 00:26.554
واقعاً خوشحال میشم کمک کنی -
هر چی تو بخوای -

00:26.556 --> 00:28.174
اون گذاشت «هِیلی» بمیره
«فکر می‌کرد «آلایژا

00:28.176 --> 00:29.596
به‌خاطر اون اومده
ولی اینطور نبود

00:31.516 --> 00:32.464
این انتقامه

00:32.466 --> 00:35.014
از اینکه میدونم داره زجر می‌کشه
به شدت لذت می‌برم

00:35.016 --> 00:36.594
«در ازای درمان گاز «کلاوس
می‌خواد یه معامله بکنه

00:36.596 --> 00:38.464
آماده‌ای؟ در قرمز رو باز کن

00:38.466 --> 00:40.134
خانواده‌ات رو به یاد بیار

00:40.136 --> 00:41.514
هِیلی» رو به یاد بیار» -
نه -

00:41.516 --> 00:43.764
چرا بیدار نمیشه؟ -
چه اتفاقی افتاد؟ -

00:43.766 --> 00:46.016
بهتره امیدوار باشی به‌موقع بیدار بشه
تا این رو بهت برسونه

00:47.596 --> 00:50.086
هیچ راه خروجی نیست
ما اینجا گیر افتادیم

00:52.016 --> 00:55.844
در "نیو اورلانز" اجساد رو نمیشه دفن کرد

00:55.846 --> 01:00.764
در عوض داخل تابوت و روی زمین
مُرده‌ها باهم یکدسته میشن

01:00.766 --> 01:06.174
وقتی مردی فوت می‌کنه
مقبره‌ی خانوادگی‌اش باز میشه

01:06.176 --> 01:11.054
استخوان‌های کهنه کنار زده میشه
تا برای اجساد تازه جا باز کنه

01:11.056 --> 01:14.806
اصل و نسب‌ها می‌پوسن
گره می‌خورن

01:16.846 --> 01:19.964
خونه‌ها هم همینطورن

01:19.966 --> 01:25.264
لایه به لایه رنگ خوردگی
مصیبت‌های کوچیک رو پنهان می‌کنن

01:25.266 --> 01:30.016
علامت‌های سوختگی از آتیش
خطوط آب روی کاغذ دیواری

01:36.346 --> 01:40.174
این‌ها مقبره‌های زندگان هستن

01:40.176 --> 01:43.096
جایی که ما در کنار خاطرات
رفتگان‌مون می‌پوسیم

01:44.466 --> 01:46.514
مملو از مردمی که ناامیدشون کردیم

01:46.516 --> 01:49.094
و اون‌هایی که ما رو ناامید کردن

01:49.096 --> 01:52.724
مجبوریم عزیزان‌مون رو
با چنگ و دندون حفظ کنیم

01:52.726 --> 01:55.724
تمام خروجی‌ها مهر و موم شدن

01:55.726 --> 01:58.724
اگه خیال داری بپری نپر
قبلاً امتحانش کردم

01:58.726 --> 02:00.844
توی شیک‌ترین انبارِ شراب دنیا فرود اومدم

02:00.846 --> 02:02.766
خودت به ترتیب فصل انگورچینی مرتبش کردی

02:04.346 --> 02:06.764
یادت نمیاد ، نه؟

02:06.766 --> 02:09.764
فکر کردم «مارسل» می‌خواست
حافظه‌ات رو برگردونه

02:09.766 --> 02:11.344
می‌خواست ولی موفق نشد

02:11.346 --> 02:14.554
هنوز مطلقاً چیزی یادم نمیاد
و «انتوینت» داره می‌میره

02:14.556 --> 02:17.634
جداً؟ درسته . آره
یادم رفته بود

02:17.636 --> 02:19.964
اینجا چه غلطی می‌کنیم؟
اینجا کجاست؟

02:19.966 --> 02:21.844
خطرناکه من و تو اینجا باهم باشیم

02:21.846 --> 02:24.094
ما واقعاً اینجا باهم نیستیم ، خب؟

02:24.096 --> 02:26.264
حداقل نه از لحاظ فیزیکی

02:26.266 --> 02:28.224
«بهش میگن «دنیای خیالی

02:28.226 --> 02:30.764
این یه زندانِ ذهنیِ جاوئیه
که شبیه خونه‌مون طراحی شده

02:30.766 --> 02:32.554
ولی نگران نباش

02:32.556 --> 02:35.094
همیشه یه راه خروج هست
یه بازی یا یه معما

02:35.096 --> 02:36.724
چطور این معما رو حل کنیم؟

02:36.726 --> 02:39.424
ما کاری نمی‌کنیم

02:39.426 --> 02:41.764
من و تو برابریم

02:41.766 --> 02:45.966
تو «هِیلی» رو به کشتن دادی
و «انتوینت» به‌خاطر من می‌میره

02:47.726 --> 02:50.344
اصلاً دوست ندارم این
تعادل ظریف به‌هم بخوره

02:50.346 --> 02:54.466
پس من راه خودم رو پیدا می‌کنم
تو هم مال خودت رو

02:58.500 --> 02:59.500
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

03:00.500 --> 03:05.500
"The Originals"
فصل 5
قسمت 8 : محبت یک غریبه

03:06.500 --> 03:15.500
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:24.516 --> 03:27.674
کی اونجاست؟

03:27.676 --> 03:29.924
خودت رو نشون بده

03:29.926 --> 03:32.306
«نیک»

03:34.306 --> 03:36.264
همیشه خیلی دراماتیکی

03:36.266 --> 03:38.386
«ربکا»

03:51.176 --> 03:54.924
تو روحش

03:54.926 --> 03:58.384
کم‌علاقه‌ترین کابوسم برگشت

03:58.386 --> 04:02.464
رفته بودم «کورسیکا» . انقدر مست کردم
که غم «هِیلی» از یادم بره

04:02.466 --> 04:05.136
و یهو افتادم اینجا

04:06.596 --> 04:09.264
چیزی که از خیرش نمی‌گذرم
تا فقط یه دهه

04:09.266 --> 04:12.514
بدون کشیده شدن به داخل
یه «دنیای خیالیِ» کوفتی بگذرونم

04:12.516 --> 04:14.884
حتماً تو هم توی جلسه هیئت‌مدیره بودی

04:14.886 --> 04:18.134
من منتظر زنم بودم که
از سر کار بیاد خونه

04:18.136 --> 04:22.264
یک‌بار دیگه واسه این چیزها
از دامن خوشبختی ربوده شدم

04:22.266 --> 04:24.014
...گمونم جواب سوالم تابلوئه ولی

04:24.016 --> 04:25.804
اخیراً روی اعصاب جادوگرها راه رفتی؟

04:25.806 --> 04:28.964
در واقع دشمنان فعلی من
یه گروه آدم کینه شتری هستن

04:28.966 --> 04:32.764
که من و دخترم رو پلیدی‌هایی
واسه نسل خون‌آشام‌ها میدونن

04:32.766 --> 04:34.554
ارواح متعصب و سرسخت

04:34.556 --> 04:37.384
این یکی جدیده
حتماً یه جادوگر استخدام کردن

04:37.386 --> 04:39.224
جادوگری که به قدر کافی
اینجا وقت گذرونده

04:39.226 --> 04:41.514
تا تمام جزئیات رو بازسازی کنه

04:41.516 --> 04:44.924
این شراب گرونِ «چوال بلانک» «آلایژا»ست

04:44.926 --> 04:47.724
متهم ممکنه به خونه نزدیک‌تر باشه

04:47.726 --> 04:51.224
جادوگری که محوطه رو
به خوبی می‌شناسه

04:51.226 --> 04:54.634
و کسی که به شما اعتماد نداره
که از «آلایژا» دور بمونین

04:54.636 --> 05:00.264
کسی که همه چیز رو به خطر میندازه تا
نیو اورلانز" رو از بلا‌ها نجات بده»

05:00.266 --> 05:02.224
«وینسنت»

05:02.226 --> 05:05.424
نیمه‌ی پُر لیوان اون هرگز
به «هوپ» صدمه نمیزنه

05:05.426 --> 05:08.424
در عوض در مورد شما
گمونم بدن‌هاتون رو

05:08.426 --> 05:10.924
به چهار گوشه‌ی دنیا منتقل می‌کنه

05:10.926 --> 05:13.096
بدن همه‌مون رو؟

05:14.846 --> 05:16.674
اون اینجا نیست ، مگه نه؟

05:16.676 --> 05:17.966
هست

05:19.966 --> 05:22.676
گمونم یه راه خروج پیدا کرده باشم

05:29.676 --> 05:32.096
این قبلاً اینجا نبود . این چیه؟

05:37.466 --> 05:39.924
این جادوی تجسمی‌ـه

05:39.926 --> 05:42.594
گمونم چندتا کلید وجود داره
یکی واسه هر کدوم از ما

05:42.596 --> 05:44.594
که یه جای معنی‌دار پنهان شده

05:44.596 --> 05:46.384
جایی که به کسی که هستیم مربوطه

05:46.386 --> 05:48.424
حتی واسه اونایی که یادشون
نمیاد ما کی هستیم؟

05:48.426 --> 05:50.306
سلامت رو به «انتوینت» میرسونم

05:53.966 --> 05:57.174
در باز نمیشه مگه اینکه
هر 5تا قفل باز بشن

05:57.176 --> 05:59.676
تنها راه خروج اینه که باهم باشیم

06:00.966 --> 06:02.594
«آلایژا»

06:02.596 --> 06:04.804
اگه قراره بدون خونریزی
از اینجا خلاص بشیم

06:04.806 --> 06:08.516
توصیه می‌کنم به یه گوشه‌ی خونه بری
که بیشترین فاصله رو از «نیک» داره

06:10.556 --> 06:12.636
بجنبید. دنبالم بیاید

06:18.556 --> 06:19.924
جدا میشیم

06:19.926 --> 06:22.014
باید اینجا رو زیر و رو کنیم

06:22.016 --> 06:24.726
من تازه به دختر عزادارم قول دادم
که دیگه ترکش نمی‌کنم

06:26.096 --> 06:28.136
نمی‌تونم اینجا گیر بیفتم

06:32.226 --> 06:33.724
هوای بدشگون

06:33.726 --> 06:36.804
این یه نشونه از اتفاقیه که
در واقع داره تو "نیو اورلانز" میفته

06:36.806 --> 06:38.384
هوپ» و «کلاوس» داخل یه شهرن»

06:38.386 --> 06:41.466
عواقب ناشی از اون داره
به این دنیا سرایت می‌کنه

06:42.846 --> 06:45.674
بیا . این باید حافظه‌ات رو تحریک کنه

06:45.676 --> 06:47.844
اینا یه مشت آشغاله

06:47.846 --> 06:50.806
که تو فکر می‌کردی ارزش
نگه داشتن رو دارن

06:52.676 --> 06:54.514
فرجی نشد؟

06:54.516 --> 06:58.764
میدونی ، «کلاوس» اومد به
بار مشروب‌فروشیم تو فرانسه دیدنم

06:58.766 --> 07:00.924
ربکا» هم همینطور . تو نیومدی»

07:00.926 --> 07:03.514
من و تو هیچ‌وقت غیر از
قیافه‌های جذاب‌مون

07:03.516 --> 07:05.514
زیاد وجه مشترکی نداشتیم

07:05.516 --> 07:09.346
و تو و «فِرِیا» بگی نگی زنم رو
...به قتل رسوندید پس

07:12.226 --> 07:14.464
...من

07:14.466 --> 07:16.764
دفترچه یادداشت‌ها

07:16.766 --> 07:20.724
ممکنه شامل اطلاعاتی
در مورد شخصیت‌ـت باشن

07:20.726 --> 07:24.556
یه جایی بین ازخودگذشتگی‌ها
و خودرأی بودن‌هات

07:26.766 --> 07:27.806
صبر کن

07:30.136 --> 07:33.346
من تابه‌حال واسه کاری که کردم
ازت معذرت خواستم؟

07:34.966 --> 07:37.806
به روش خاص خودت گمونم

07:39.466 --> 07:41.926
ببین ، مهم اینه که عشقم رو پس گرفتم

07:44.466 --> 07:47.556
همه اینقدر خوش‌شانس نیستن

08:02.346 --> 08:05.206
این خونه‌ی خانوادگی‌ـته؟

08:05.300 --> 08:08.300
" 15سال پیش "

08:08.676 --> 08:10.674
اینجا چه اتفاقی افتاده؟

08:10.676 --> 08:12.594
مشخصه درگیری بوده
اون‌ها باختن . من بُردم

08:12.596 --> 08:14.344
دنیا برگشت سر جاش

08:14.346 --> 08:16.134
چرا یه اتاق خواب پیدا نمی‌کنی؟

08:16.136 --> 08:20.054
ترجیحاً یکی که به آفت‌های
بی‌وجدان «مارسل» آلوده نشده باشه

08:20.056 --> 08:21.514
من اینجا نمی‌مونم

08:21.516 --> 08:24.594
این یه خونه نیست
این یه میدون جنگه

08:24.596 --> 08:26.016
اون تاج رو می‌بینی؟

08:28.676 --> 08:32.554
وارث من به اینجا تعلق داره
چیزی که می‌خوای اتفاق نمیفته

08:32.556 --> 08:34.764
کلاوس» ، من می‌تونم گروگانت باشم»

08:34.766 --> 08:39.634
یا می‌تونیم سعی کنیم
و بهتر از این باشیم

08:39.636 --> 08:41.844
به‌خاطر بچه‌مون

08:41.846 --> 08:44.926
می‌تونیم سعی کنیم
و بهش احساس امنیت بدیم

08:48.636 --> 08:51.384
میگم یکی بیاد تمیزش کنه

08:51.386 --> 08:58.724
چرا اتاق «کول» رو برنمیداری؟
توش شومینه داره

08:58.726 --> 09:01.724
«کلاوس»

09:01.726 --> 09:06.304
می‌خوام باور کنم این بچه برات مهمه

09:06.306 --> 09:08.846
می‌خوام باورت کنم

09:12.226 --> 09:14.926
ناامیدمون نکن

09:27.806 --> 09:30.636
نیک» ، تموم شد»

09:34.096 --> 09:37.594
گمونم معلوم شد داخل تاج
هیچ کلیدی نیست

09:37.596 --> 09:39.466
به‌هرحال یه عتیقه بود

09:43.516 --> 09:44.884
«مارسل»

09:44.886 --> 09:46.134
لعنتی

09:46.136 --> 09:48.134
باید همین الان برم

09:48.136 --> 09:49.844
هی

09:49.846 --> 09:51.514
وینسنت» چه بازی راه انداخته؟»

09:51.516 --> 09:53.674
این هیچ ربطی به «وینسنت» نداره

09:53.676 --> 09:56.224
باید از اینجا بریم بیرون
شهر رو داره آب می‌بره

09:56.226 --> 09:57.634
اون عقلش رو از دست داده

09:57.636 --> 09:59.804
کی «مارسل»؟
کی انداخت‌ـت اینجا؟

09:59.806 --> 10:03.266
کار «هوپ» بود
هوپ» مسئول تمام ایناست»

10:08.905 --> 10:10.335
«آیوی» داشت به من و «وینسنت»

10:10.385 --> 10:14.515
همه چیز رو راجبه آخرین پیشگویی می‌گفت که
یه طوفان معلوم نیست از کجای ساحل پیداش شد

10:15.065 --> 10:18.715
باد موسمی از اونطرف آب آخرین
بلا قبل از مُردن فرزند ارشد‌ـه

10:28.855 --> 10:30.815
من رفتم دنبال شما بگردم

10:30.855 --> 10:32.775
هوپ» تو کلیسای «سِینت آن» بود»

10:32.815 --> 10:35.555
بدن «کلاوس» و «آلایژا» رو
روی زمین خوابونده بود

10:35.605 --> 10:39.475
اون داره همه‌تون رو جمع می‌کنه تا قدرتی
که داخل‌تون تقسیم شده پس بگیره

10:39.515 --> 10:40.865
نمی‌تونه این‌کار رو بکنه

10:40.915 --> 10:43.135
این نابودش می‌کنه
کل هدف‌مون همین بود

10:43.175 --> 10:45.565
وقتی سعی کردم جلوش رو بگیرم
من رو انداخت اینجا

10:45.615 --> 10:48.485
تا شما کلیدهاتون رو پیدا نکنید
نمی‌تونم از اینجا برم

10:48.525 --> 10:50.135
خب ، اون نمی‌تونه بدن من رو پیدا کنه

10:50.185 --> 10:51.405
از نصف دنیا هم اونورترـه

10:52.795 --> 10:54.535
اون کمک داره

10:54.575 --> 10:56.795
من با خون‌ـش دورگه درست کردم
اون‌ها الان نوکرش هستن

10:56.845 --> 10:57.975
هر کاری اون بخواد می‌کنن

10:59.405 --> 11:01.145
اون قدرت رو پس می‌گیره

11:01.195 --> 11:03.585
به بلایا خاتمه میده
فرزند ارشد رو سالم نگه میداره

11:03.635 --> 11:05.585
و بعدش دخترم همونطور که می‌شناسیمش

11:05.635 --> 11:07.855
واسه همیشه تو تاریکی گم میشه

11:18.735 --> 11:21.735
رابطه‌ی من با دخترت چطور بوده؟

11:23.435 --> 11:26.395
مسخره‌ست که تو به خانواده
علاقه نشون بدی

11:26.435 --> 11:28.155
گوش‌کن . من کاری اینجا ندارم

11:28.195 --> 11:30.205
اگه کمکم کنی همه‌مون
از اینجا میریم بیرون

11:34.965 --> 11:39.235
روزی که به دنیا اومد
تو این رو بهش دادی

11:43.015 --> 11:45.015
«اون اسم لازم داره «هِیلی

11:49.675 --> 11:51.935
زوئی»؟»

11:51.985 --> 11:54.815
کِیتلین»؟»

11:54.855 --> 11:55.815
کاترین»؟»

11:55.855 --> 11:57.815
خدایا ، نه

12:01.515 --> 12:04.955
هیچ‌وقت نمیدونستم که
می‌تونم انقدر عاشق چیزی باشم

12:04.995 --> 12:10.215
صادقانه بگم احساس‌ـش افتضاحه

12:10.265 --> 12:12.745
ممکن بود بکشتم

12:14.045 --> 12:15.965
تقریباً کُشت

12:18.135 --> 12:21.965
متأسفم که شروع زندگیش
خیلی خشونت‌آمیز بود

12:22.015 --> 12:28.755
«تقصیر تو نیست «کلاوس
میدونم به‌خاطرمون جنگیدی

12:30.845 --> 12:34.065
میدونی ، وقتی «آلایژا» فکر کرد
شما مُردید

12:34.115 --> 12:37.985
گفت ما تنها امیدِ خانواده‌مون رو
از دست دادیم

12:39.775 --> 12:41.385
«هوپ»

12:46.085 --> 12:48.695
«هوپ مایکلسون»

12:51.345 --> 12:56.265
«هوپ آندریا مایکلسون»

13:04.015 --> 13:06.705
اسمش رو تو گذاشتی

13:22.905 --> 13:25.035
تو ادبیات حرفی واسه گفتن داری؟

13:25.075 --> 13:29.385
خب ، این‌ها مجموعه کار‌های
ویلیام شکسپیر» هستن»

13:29.425 --> 13:31.735
عشق ، قدرت ، خیانت

13:31.775 --> 13:34.385
چگونه در خاندان «مایکلسون» پیشرفت کنیمِ 101

13:34.435 --> 13:36.915
«دِوینا» و من واسه تولد 9 سالگی «هوپ»
اینا رو براش فرستادیم

13:36.955 --> 13:40.135
دِوینا» چطوره؟»

13:40.175 --> 13:42.615
میدونی ، این روزها زیاد زنگ نمیزنه

13:42.655 --> 13:44.185
خب ، خانواده‌های عادی
اینطوری کار می‌کنن

13:44.225 --> 13:46.745
تا جایی که می‌تونی یاد می‌گیری
و بعدش بزرگ میشی

13:46.795 --> 13:49.145
به یه فرقه ملحق میشی
گروه راک راه میندازی
عشق پیدا می‌کنی

13:49.185 --> 13:51.055
خانواده‌ی خودت رو درست می‌کنی

13:51.105 --> 13:54.975
خب ، اینطوری به "همیشه و تا ابد" برنمیخوره؟

13:55.015 --> 14:00.065
میدونی ، فکر کن من 1000 سال خودم
رو کشتم تا جزئی از این پیمان باشم

14:00.115 --> 14:02.855
چی عوض شد؟

14:02.895 --> 14:04.945
با یه دختر آشنا شدم

14:13.165 --> 14:15.825
بفرما

14:15.865 --> 14:18.125
4تا کلید دیگه مونده

14:19.435 --> 14:22.395
کتاب نمایش‌‌هات تو اتاق موسیقی
چی‌کار می‌کنه؟

14:22.435 --> 14:24.045
بچه‌ها شلخته‌ان

14:24.095 --> 14:28.095
آره ولی این اتاق حتی دیگه وجود نداره

14:28.135 --> 14:29.575
یه طوفان شده بود

14:29.615 --> 14:32.365
همه چیز داغون شده بود
قضیه حداقل مال 1 قرن پیش‌ـه

14:32.405 --> 14:35.185
هوپ» هیچ‌وقت حتی این اتاق رو ندیده»

14:50.425 --> 14:53.255
هنوز واقعی به‌نظر نمیاد

14:55.125 --> 14:58.295
گمونم همیشه بهش حسودی می‌کردم

14:58.345 --> 15:00.305
وقتی با «هوپ» دیدمش حسودیم شد

15:00.345 --> 15:03.305
وقتی ازدواج کرد حسودیم شد

15:03.345 --> 15:05.485
گمونم حتی حسودیم میشه که اون مُرده

15:05.525 --> 15:07.745
بیمارگونه‌ست

15:07.785 --> 15:10.965
فِرِیا» ، دارم سعی می‌کنم»
یه پازل رو حل کنم

15:11.005 --> 15:16.665
دنیای خیالی» به این اندازه از»
اعماق حافظه ساخته میشه . درسته؟

15:17.535 --> 15:20.805
ولی یه اتاق اینجاست
که 1 قرن‌ـه وجود نداشته

15:20.845 --> 15:22.415
و «هوپ» امکان نداشت این رو دیده باشه

15:22.455 --> 15:24.065
غیرممکنه

15:24.105 --> 15:26.115
طوفان از بین بردش

15:26.155 --> 15:27.765
اتاق موسیقی

15:27.805 --> 15:33.335
من تو جشن کریسمس 1914
بردمت اونجا

15:33.375 --> 15:36.815
مشروب خوردیم . «مارسل» هم
سرود زنگوله‌ها رو اجرا کرد

15:36.855 --> 15:38.995
«نیکلاوس» با خنجر زد تو قلبم

15:39.035 --> 15:40.215
یادته دیگه

15:40.255 --> 15:43.085
«کول»

15:43.125 --> 15:47.215
فِرِیا» ، تو چی‌کار کردی؟»

15:53.055 --> 15:54.315
هوپ» ازم کمک خواست»

15:54.605 --> 15:56.435
تو هم تصمیم گرفتی تو خرابکاریش
دست داشته باشی؟

15:56.475 --> 15:57.875
بلایا دارن به آخر میرسن

15:57.915 --> 15:59.695
فقط یه ملاقات دیگه بین شما لازمه

15:59.745 --> 16:01.915
تا همه‌ـش تموم بشه
کاری که باید انجام می‌شد

16:03.215 --> 16:05.645
وقتی کله پام کردی
داشتم از "نیو اورلانز" میرفتم

16:05.695 --> 16:07.525
کی گفته دوباره ضعیف نمی‌شدی؟

16:07.565 --> 16:10.695
تا جای ممکن همه چیز رو به‌هم بریزی
تا حواست به «هوپ» باشه مثل «آلایژا»؟

16:10.745 --> 16:12.435
تقصیر من ننداز

16:13.355 --> 16:15.315
من سعی داشتم ازش محافظت کنم

16:15.355 --> 16:17.355
شاید اشتباه می‌کردم که
به تو اعتماد داشتم

16:17.395 --> 16:19.055
شاید برنامه‌های دیگه‌ات تعهدت رو

16:19.095 --> 16:21.625
نسبت به خانواده از بین برد
کیلین» پشتشه ، مگه نه؟»

16:21.665 --> 16:24.585
«بس کن «کلاوس

16:24.625 --> 16:29.975
من همه چیز رو فدا کردم
«برای تو ، برای «هوپ

16:31.765 --> 16:34.595
متوجه‌ام که سعی داشتی
ازش محافظت کنی

16:34.635 --> 16:37.285
ولی این چیزی نیست
که اون الان احتیاج داره

16:37.335 --> 16:39.035
من پدرشم

16:39.075 --> 16:40.975
من تصمیم می‌گیرم که چی لازم داره
و چی لازم نداره

16:41.015 --> 16:42.645
واقعاً؟

16:42.685 --> 16:46.425
چون وقتی تو رفته بودی
من با «هِیلی» اینجا بودم

16:46.475 --> 16:49.305
هوپ» هر کاری که ما ازش»
خواستیم رو انجام داد

16:49.345 --> 16:52.735
تنها باری که بدرفتاری کرد
به‌خاطر دلتنگیش واسه پدرش بود

16:54.785 --> 16:58.705
می‌خوای ببینی اون با یه عمر از دست
دادن پدر و مادرش چی‌کار می‌کنه؟

17:00.745 --> 17:03.575
باید بذاریم خودش تصمیم بگیره

17:03.625 --> 17:05.365
اون یه بچه‌ست

17:05.405 --> 17:09.755
دوران بچگیش 3 روز پیش تموم شد
وقتی که مادرش رو از دست داد

17:11.975 --> 17:15.285
و تا وقتی که اون جادو
«داخل توئه «کلاوس

17:15.325 --> 17:17.765
اون با یه یتیم فرقی نداره

17:17.805 --> 17:20.465
ببین ، همه‌مون برای خانواده

17:20.505 --> 17:24.595
کارهای خطرناکی کردیم
و شاهد موفقیت همدیگه بودیم

17:26.775 --> 17:28.425
حالا نوبت اونه

17:28.475 --> 17:32.435
فِرِیا» ، باید جلوش رو بگیری»

17:32.475 --> 17:35.435
نه

17:48.225 --> 17:50.405
داشتم ازت دوری می‌کردم

17:52.665 --> 17:54.625
ببین ، باید بپرسم

17:54.675 --> 17:57.105
«چطور برادر اعصاب‌خوردکن‌ـت «کول

17:57.155 --> 17:59.325
می‌تونه با کسی که دوست داره
خوشحال باشه ولی تو نمی‌تونی؟

17:59.365 --> 18:01.325
میشه این بحث بمونه واسه بعد؟

18:01.375 --> 18:02.985
تا کِی؟

18:03.025 --> 18:06.035
یعنی فردا یا تو رفتی
یا دنیا داره آتیش می‌گیره

18:06.075 --> 18:08.295
«دنیا داره آتیش می‌گیره «مارسل

18:08.335 --> 18:10.775
...الان من فقط

18:10.815 --> 18:12.605
باید این کلید رو پیدا کنم

18:15.475 --> 18:17.915
هوپ» نوجوونیه که خیلی راز داره»

18:17.955 --> 18:20.345
همه جاهای خوب واسه
مخفی کردن رو بلده

18:20.395 --> 18:24.745
یادته وقتی این اتاق مال تو بود؟

18:24.785 --> 18:27.265
منم یه عاشق‌پیشه بودم
که برات نامه می‌نوشتم؟

18:28.705 --> 18:30.755
تو جایی قایم‌شون می‌کردی
که «کلاوس» نتونه پیداشون کنه

18:30.795 --> 18:31.925
ولی من بتونم

18:38.845 --> 18:40.765
خداروشکر

18:44.805 --> 18:47.635
میدونی ، قبلاً فکر می‌کردم می‌تونم
انتخاب کنم کِی عاشقت باشم

18:47.685 --> 18:51.075
تو میرفتی و بعد من دوباره
میوفتادم تو آغوش شهر

18:51.115 --> 18:53.335
هر دفعه

18:53.385 --> 18:55.425
ولی این دیگه جواب نمیده

18:56.905 --> 18:59.435
«من دوست‌ـت دارم «ربکا

18:59.475 --> 19:02.125
همیشه دارم و خواهم داشت

19:03.565 --> 19:05.825
کمترین کاری که ازت برمیاد
اینه که بهم بگی چرا

19:05.875 --> 19:07.485
وسط شهر وایساده و تنها ولم کردی

19:07.525 --> 19:10.135
چرا می‌خوای دوست‌ـت داشته باشم «مارسل»؟

19:10.185 --> 19:11.745
خانواده‌ی من نفرین شده‌ست

19:11.795 --> 19:15.095
ببین ، من «هِیلی» و «کمی» نیستم
تو من رو به کشتن نمیدی

19:15.145 --> 19:16.665
نگران نیستم که بکشمت

19:17.755 --> 19:20.885
راه‌های خیلی بدتری وجود داره
که می‌تونم نابودت کنم

19:20.935 --> 19:23.155
میدونم

19:23.195 --> 19:25.635
الان داری خوب این‌کار رو انجام میدی

19:54.615 --> 19:58.965
کی میدونست یه تولد 11 سالگی
می‌تونه انقدر خسته‌کننده باشه؟

19:57.500 --> 20:00.800
" 4سال قبل "

20:00.925 --> 20:03.755
اون از دوچرخه‌ای که
براش خریدی خیلی خوش‌ـش اومد

20:03.805 --> 20:06.065
خب ، لازم نیست بدونه از کجا اومده

20:06.105 --> 20:11.935
ببین ، اگه ندونم چرا شما 2تا باهم
حرف نمیزنید نمی‌تونم درستش کنم

20:11.985 --> 20:13.985
خب ، راستش واسه همین زنگ زدم

20:14.025 --> 20:17.985
ما دیگه لازم نیست این
گفتگوهای کوچیک رو ادامه بدیم

20:18.035 --> 20:19.995
تو اون رو خوب بزرگش کردی

20:20.035 --> 20:22.165
و مطمئنم همینطور هم ادامه میدی

20:22.205 --> 20:24.865
از کِی تا حالا «مایکلسون»ها
روی هم حساب باز می‌کنن؟

20:24.905 --> 20:26.345
تو یه «مایکلسون» نیستی

20:27.865 --> 20:31.395
«تو از شرمون خلاص شدی «هِیلی
تو رو خدا ازش لذت ببر

20:31.435 --> 20:33.395
«من بیخیال شما نمیشم «کلاوس

20:50.715 --> 20:54.985
کول» و من قبلاً این اتاق رو گشتیم»
مگه اینکه واسه تجدید خاطرات اینجا باشی

20:55.025 --> 20:56.285
تجدید خاطراتی در کار نیست

20:56.335 --> 20:58.855
همین رو بهم گفتن

20:58.895 --> 21:00.595
گرچه باورش خیلی برام سخته

21:00.635 --> 21:02.725
«با توجه به اینکه «وینسنت
طلسمش رو تموم کرد

21:02.775 --> 21:04.615
شاید بهتره «وینسنت» یه سرگرمی جدید
واسه خودش جور کنه

21:04.655 --> 21:06.775
چون معلومه این جادوجمبل‌بازی
واسه‌ـش جواب نمیده

21:06.815 --> 21:10.125
گذشته از اون هر فضولی که
تو کردی مغزم رو سرخ کرد

21:10.175 --> 21:14.955
یادت نمیاد که تو همین اتاق بهم
یاد دادی چطوری پیانو بزنم؟

21:15.005 --> 21:19.095
یا بعد از درگیری تو حیاط بهم
گفتی به خونه خوش اومدی؟

21:20.705 --> 21:23.835
تبعید کردنم از شهری که ساختم چطور؟

21:23.885 --> 21:28.185
یا درآوردن قلبم قبل از اینکه
بدنم رو از روی پل بندازی؟

21:28.235 --> 21:32.455
نه . خب ، گمونم اگه جای تو بودم
منم دلم نمی‌خواست به یاد بیارم

21:32.495 --> 21:35.715
الان پیشنهادت چیه «مارسلوس»؟

21:38.025 --> 21:39.335
"مارسلوس"

21:41.635 --> 21:44.375
گمونم بالاخره حافظه‌ات داره کار میفته

21:53.955 --> 21:55.865
داری چی رو می‌سوزونی؟

21:55.915 --> 21:58.305
تاریخ باستانی

22:01.705 --> 22:03.485
میدونی ، همه‌تون مثل هم هستین

22:03.525 --> 22:06.095
تو گناهت رو به آتیش می‌کشی

22:06.135 --> 22:07.965
ربکا» وانمود می‌کنه دوستم نداره»

22:08.015 --> 22:09.625
...«و «آلایژا

22:10.925 --> 22:13.885
راجبه خاطراتش دروغ میگه

22:16.015 --> 22:17.455
منظورت چیه؟

22:17.495 --> 22:19.505
"همین الان صدام کرد "مارسلوس

22:22.415 --> 22:25.285
کم‌کم داره برمیگرده
فقط هیچ‌کدومش مفهومی نداره

22:25.335 --> 22:27.075
هیچی که باعث اذیتش بشه

22:27.115 --> 22:30.775
اگه «آلایژا» نمیدونه کیه
به‌خاطر جادو نیست

22:30.815 --> 22:32.865
واسه اینه که نمی‌خواد یادش بیاد

22:40.175 --> 22:45.875
خب ، حالا دیگه مجبوره اگه می‌خواد
جون دوست‌دخترش رو نجات بده

22:51.765 --> 22:55.285
«خیلی‌خب «هوپ
کلیدش رو کجا گذاشتی؟

23:32.845 --> 23:34.805
کل روز داشتی بهمون دروغ می‌گفتی

23:34.845 --> 23:37.385
همه چیز رو یادته -
هیچی یادم نیست -

23:39.405 --> 23:43.675
فقط این رو میدونم که 7 سال پیش
توی ایستگاه اتوبوس به دنیا اومدم

23:45.105 --> 23:47.195
دروغ

23:48.115 --> 23:49.935
چرا باید دروغ بگم؟

23:49.985 --> 23:52.025
منم مثل تو می‌خوام از اینجا خلاص بشم

23:52.075 --> 23:54.245
چی شده؟ -
برادرمون عمداً -

23:54.295 --> 23:56.985
جلوی خاطراتش رو گرفته که
ما رو اینجا اسیر نگه داره

23:57.035 --> 23:59.995
من برادرت نیستم

24:00.035 --> 24:01.995
و من هیچ‌کدوم از این‌ها رو نخواستم

24:02.035 --> 24:03.125
معلومه که خواستی

24:03.165 --> 24:04.385
به‌نظر نمیرسه قبل از اینکه

24:04.435 --> 24:06.525
تصمیم بگیری همه‌مون رو نابود کنی
رأی‌گیری کرده باشی

24:06.565 --> 24:09.395
تا حالا این احتمال رو در نظر گرفتید
که شاید اصلاً نخواید من برگردم؟

24:09.435 --> 24:11.305
یعنی به‌نظر میرسه من
به‌طور باورنکردنی

24:11.355 --> 24:12.575
باعث بدبختی همه‌تون هستم

24:12.615 --> 24:14.135
همه‌مون باعث بدبختیِ هم هستیم

24:14.185 --> 24:17.355
ولی با وجود همه‌ی این‌ها
ما خانواده‌ایم و یه عهد بستیم

24:17.405 --> 24:19.015
همیشه و تا ابد

24:19.055 --> 24:21.145
من یه عهد دیگه بستم

24:21.185 --> 24:22.885
و زنی که زندگیم رو

24:22.925 --> 24:25.975
باهاش عهد بستم اون بیرونه
و داره می‌میره

24:27.885 --> 24:31.545
پس اگه هر جور باور دارید
که من عضو خانواده‌تون هستم

24:31.585 --> 24:35.155
پس ازتون خواهش می‌کنم
ازتون خواهش می‌کنم کمکم کنید

24:35.205 --> 24:39.295
وقتی «وینسنت» و «مارسل» داشتن
خاطرات‌ـت رو برمیگردوندن چی دیدی؟

24:44.085 --> 24:45.905
یه راهروی سفید

24:47.435 --> 24:49.565
یه راهروی دراز و سفید
با یه در قرمز

24:49.605 --> 24:51.785
اونجاست که هر چی رو نخوای
یادت بیاد

24:51.825 --> 24:53.955
تو 100 ساله داری این‌کار رو می‌کنی

24:54.005 --> 24:55.095
بعدش چی شد؟

24:55.135 --> 24:57.705
سعی کردم در رو باز کنم

24:59.185 --> 25:02.055
دستگیره داشت آتیش می‌گرفت
گرمای دردناکی داشت

25:02.095 --> 25:04.055
من تو روزِ روشن بدون حلقه‌ام بودم

25:04.105 --> 25:08.275
و هرگز همچین گرمایی رو
احساس نکرده بودم

25:08.325 --> 25:09.455
پس میدونی چه حسی داره

25:09.495 --> 25:11.895
وقتی گوشت از روی استخونت ذوب بشه

25:11.935 --> 25:13.895
داخلت تبدیل به آتشفشان بشه

25:13.935 --> 25:17.415
چون این درد آخرین چیزی بود
که «هِیلی» تجربه‌اش کرد

25:18.675 --> 25:20.505
مرگ سریع و بدون دردی براش نبود

25:20.555 --> 25:22.555
فقط آتش خام

25:24.165 --> 25:25.735
درسته

25:25.775 --> 25:28.775
و این چیزیه که پشت در توئه

25:28.825 --> 25:32.305
حقیقتِ کاری که با زنی که
دوستش داشتی کردی

25:32.345 --> 25:34.655
زنی که دوستش دارم «انتوینت»‌ـه

25:34.695 --> 25:37.305
چطور ممکنه «انتوینت» بتونه
انگشت کوچیکه‌ی «هِیلی» بشه

25:37.355 --> 25:39.005
طوری که تو بهش احساس داشتی؟

25:39.045 --> 25:40.265
تو دوستش داشتی

25:40.315 --> 25:44.615
داشتم؟ واقعاً داشتم؟

25:44.665 --> 25:46.185
مطمئنی که احساساتم به سادگی

25:46.225 --> 25:50.105
حاصل جدال مسخره‌ای که برای
نجات دادن شما داشتم نبود؟

25:50.145 --> 25:57.285
هر نوع بهونه‌ای فقط برای
حفظ کردن گرفتاری رقت‌انگیزِ

25:57.325 --> 25:59.195
همیشه و تا ابد

26:05.945 --> 26:08.335
طوفان داره شدت می‌گیره
وقت‌مون داره تموم میشه

26:08.385 --> 26:11.125
داریم وقت‌مون رو صرف 10 قرن

26:11.165 --> 26:13.695
تشویش جدایی می‌کنیم
و هیچ‌کدوم از این‌ها

26:13.735 --> 26:15.475
به عهدمون مربوط نیست

26:15.515 --> 26:17.345
همه‌ـش به عهدمون مربوطه

26:17.395 --> 26:20.135
چرا فکر می‌کنی ما هیچ‌وقت
آلایژا» و «هِیلی» رو جدا نکردیم؟»

26:20.175 --> 26:22.705
«تو میدونستی که «هِیلی
به‌خاطر «هوپ» نزدیکت می‌مونه

26:22.745 --> 26:24.135
و تا وقتی که «آلایژا» عاشق «هِیلی» بود

26:24.185 --> 26:25.445
اونم هیچ‌وقت ترکت نمی‌کرد

26:25.485 --> 26:27.095
ولی اون ترکم کرد

26:28.535 --> 26:31.145
آلایژا» همیشه کنارم بود»

26:31.185 --> 26:33.845
آرومم می‌کرد وقتی خشم
بهم غلبه می‌کرد

26:33.885 --> 26:35.495
من رو تو مسیر رستگاری قرار میداد

26:35.535 --> 26:38.065
برای 1000 سال من رو محتاج خودش کرد

26:39.545 --> 26:43.675
برادرم بزرگترین متحدم بود

26:43.725 --> 26:45.245
اون تنها کسی بود که

26:45.285 --> 26:48.555
بهم شانس این رو میداد
که لیاقت «هوپ» رو داشته باشم

26:48.595 --> 26:50.855
و اون بهترین دوستم بود

26:52.425 --> 26:55.295
تو اون رو کشتی

26:57.475 --> 27:00.305
و به‌خاطرش ازت متنفرم

27:08.655 --> 27:11.055
هوپ» داره قدرت رو ازمون می‌گیره»

27:11.095 --> 27:12.275
نمیشه جلوش رو گرفت

27:12.315 --> 27:13.925
خیلی دیر شده

27:47.455 --> 27:50.025
عالی شد

28:10.535 --> 28:11.925
«ربکا»

28:11.975 --> 28:14.065
کلید «آلایژا» رو پیدا کردم

28:14.105 --> 28:15.585
چطوری پیداش کردی؟

28:15.625 --> 28:18.245
...خب

28:18.285 --> 28:20.115
کلید «کول» تو
همونطور که دوستش داری" بود"

28:20.155 --> 28:21.505
برداشت اول صحنه سوم

28:21.545 --> 28:23.375
"حالا به شرایط آزادی میرسیم"
(«از کتاب «شکسپیر)

28:23.415 --> 28:24.945
" نه تبعید و اخراج "

28:24.985 --> 28:27.465
هوپ» میدونه نمی‌تونید بمونید»
داره آزادتون می‌کنه

28:29.595 --> 28:32.865
ربکا» ، اون کلید تو رو داخل»
گردنبندی که بهش دادی گذاشته

28:32.905 --> 28:35.085
یه جایی امن و مخفی پنهان شده

28:35.125 --> 28:37.655
درست مثل من که وقتی
بچه بود قایمش می‌کردم

28:37.695 --> 28:41.655
کلاوس» ، توی نامه‌هایی که «هِیلی» راجبه»
هوپ» براش نوشته بود پیداش کردی»

28:41.695 --> 28:42.915
ادامه بده

28:44.655 --> 28:48.185
آلایژا» تو این سال‌ها برام خیلی چیزها بوده»

28:48.225 --> 28:52.705
بعد از اینکه قلبم رو درآوردی
تنها چیزی که برام داری مرگه

28:54.665 --> 29:00.025
بعد از اتفاقی که برای «هِیلی» افتاد
هوپ» هم تو رو همونطوری می‌بینه»

29:02.415 --> 29:06.155
کلیدت داخل تابوت توی سیاه‌چال بود

29:11.815 --> 29:13.255
زود باشید

29:13.295 --> 29:16.035
بیاید مارپیچ کنایه‌های دخترم رو تموم کنیم

29:44.585 --> 29:46.285
تو روحش

29:46.325 --> 29:52.725
حالا تو مارپیچ ذهنی «آلایژا» هستیم
بین این‌همه جهنم این رو کم داشتم

29:52.765 --> 29:54.205
اون در

29:55.945 --> 29:58.255
این چیه؟ انتقام «هوپ»؟

29:58.295 --> 30:00.645
زندانیم کنه تا تمام خاطراتم رو برگردونم

30:00.695 --> 30:03.565
مجبورم کنه قبول کنم
جوابگوی همه‌ی اینام؟

30:03.605 --> 30:07.695
خب ، گرچه قضیه تازه داره
...جالب میشه

30:09.745 --> 30:12.005
ولی باید یه جای دیگه باشم

30:45.605 --> 30:48.955
نیک» ، نمی‌تونیم اینجا ولش کنیم»

30:48.995 --> 30:50.655
خودش می‌تونه راه خروجش رو پیدا کنه

30:50.695 --> 30:51.745
ما یه عهد بستیم

30:51.785 --> 30:53.175
من با برادرم عهد بستم

30:53.225 --> 30:54.745
اون فقط مردیِ که مادر «هوپ» رو کشته

30:54.785 --> 30:56.575
منم یه زمان همین فکر رو
راجبه تو می‌کردم

30:56.615 --> 30:58.795
مادرمون رو یادته؟

30:58.835 --> 31:01.145
قبل از تموم اون بدبختی‌ها؟
چون من یادمه

31:01.185 --> 31:03.755
یادمه وقتی که روی موهای
بافته‌شده‌ام گُل میذاشت

31:03.795 --> 31:06.715
و یادمه وقتی روزها واسه‌مون آواز می‌خوند

31:06.755 --> 31:08.325
و بعد تو کشتیش

31:08.365 --> 31:10.065
چرا الان این موضوع رو باز می‌کنی؟

31:10.105 --> 31:12.245
چون ما توانایی انجام کارهای
وحشتناک رو داریم

31:12.285 --> 31:15.065
ولی توانایی بخشیدن رو هم داریم

31:19.295 --> 31:22.385
«این فقط یه دره «آلایژا
بازش کن

31:25.865 --> 31:28.035
«برو «ربکا

31:28.085 --> 31:32.125
ما هردومون پشت سرت میایم

31:47.145 --> 31:50.715
وقتی گذاشتی «هِیلی» بمیره
برادرم رو کشتی

31:50.755 --> 31:53.235
چون با وجود چیزی که ممکنه فکر کنی
تو دوستش داشتی

31:53.285 --> 31:56.065
نه به‌خاطر یه وابستگی خانوادگی
به‌خاطر خودش

31:56.115 --> 32:00.725
چون اون به چیز بهتری
واسه همه‌مون باور داشت

32:00.765 --> 32:04.075
و چون اون براش جنگید
وقتی که ما نتونستیم

32:06.815 --> 32:08.995
بیا

32:10.865 --> 32:17.655
نمیدونم پشت اون در چه آدمی میشی
ولی میدونم نمی‌تونی تنهایی بازش کنی

32:20.395 --> 32:23.135
بهم احتیاج داری

32:58.045 --> 32:59.475
«آلایژا»

33:00.915 --> 33:02.915
«آلایژا»

34:29.285 --> 34:32.115
اونقدری هست که «انتوینت» رو درمان کنه

34:38.385 --> 34:41.475
اگه خواسته‌ات اینه که
بیخیال گذشته‌ات بشی

34:41.515 --> 34:47.955
و با اون یه آینده رو بسازی
پس باید بری پیش‌ـش

34:54.265 --> 34:56.005
«نیکلاوس»

35:23.515 --> 35:27.295
تو شاهد پیروز شدن محله فرانسوی
به بدتر از ایناش هم بودی

35:27.345 --> 35:30.435
همیشه یه طوفان جدید در راهه

35:36.485 --> 35:38.615
من اون رو می‌خوام

35:38.655 --> 35:40.445
یه زندگی بامفهوم

35:40.485 --> 35:43.145
می‌خوام بچه‌دار بشم و پیر بشم

35:43.185 --> 35:46.235
می‌خوام یه زن فرسوده بمیرم

35:46.275 --> 35:49.495
با خال‌هایی روی دست‌هام
و چشم‌هام که به ابرها خیره‌ست

35:52.065 --> 35:54.415
ولی هیچ‌وقت صاحبش نمیشم

35:57.025 --> 36:00.595
خیلی بیشتر از این‌ها نصیبت میشه

36:00.635 --> 36:03.945
می‌تونیم نظاره‌گرش باشیم
آشکار شدن تاریخ رو تماشا کنیم

36:03.985 --> 36:08.425
شاهد فروریختن حصارها باشیم
قیام ستم‌دیده‌ها رو ببینیم

36:08.475 --> 36:11.165
می‌تونیم همه‌ـش رو تماشا کنیم

36:11.215 --> 36:13.515
باهم

36:13.565 --> 36:15.305
این ارزش‌ـش رو نداره؟

36:18.005 --> 36:22.225
واسه همینه که تو خون‌آشام بودن
«خیلی خوبی «مارسل

36:22.265 --> 36:23.795
تو این رو انتخاب کردی

36:29.535 --> 36:30.925
من چاره‌ای نداشتم

36:30.975 --> 36:34.365
...من نفرین شدم و

36:34.405 --> 36:36.325
عصبانی‌ام

36:38.805 --> 36:43.075
نمی‌خوام قول بدی وقتی
فاسد میشم کنارم بمونی

36:48.595 --> 36:50.865
«چون من دوست‌ـت دارم «مارسل

36:52.775 --> 36:56.175
واسه همین نمیذارم ناراحتیم نابودت کنه

37:17.455 --> 37:22.285
این قبلاً فقط سروصدا بود
حالا موسیقی‌ـه

37:22.325 --> 37:23.545
«انتوینت»

37:23.585 --> 37:25.765
«آلایژا»

37:28.375 --> 37:29.685
من اینجام

37:29.725 --> 37:32.555
بخور

37:52.875 --> 37:54.665
فکر کردم از دست‌ـت دادم

38:11.505 --> 38:12.985
«آلایژا»

38:25.785 --> 38:27.955
من رو ببخش

38:39.665 --> 38:41.845
اتاق رو لازم دارم

38:41.885 --> 38:44.365
هوپ» حالش خوبه»

38:44.405 --> 38:47.325
نه تب داره و نه خشم جادویی

38:47.365 --> 38:52.505
آره . الان بهش سر زدم
عملاً رفته تو کما

38:52.545 --> 38:53.675
اون خوابیده

38:54.765 --> 38:56.815
حقشه استراحت کنه

38:56.855 --> 38:58.645
باید بهش افتخار کنی

38:58.685 --> 39:01.165
دختر 15 سالت شهر رو نجات داد

39:01.205 --> 39:03.775
هیچ‌کس هم نمی‌فهمه تا ازش تشکر کنه

39:03.815 --> 39:07.695
گفتم اتاق رو لازم دارم

41:46.900 --> 41:47.900
مترجم : مــعـــیـــن

41:48.900 --> 42:22.900
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
