WEBVTT

00:01.251 --> 00:02.481
پیش از این در
"The Originals"

00:02.506 --> 00:04.004
وقتی طلسم اجرا تموم شد

00:04.046 --> 00:06.981
باید از هم دور بشین
و به «هوپ» هم نزدیک نشید

00:06.982 --> 00:08.050
خاطراتم رو بگیر . بهم نفوذ ذهنی کن

00:08.092 --> 00:10.678
...پیمان همیشه و تا ابد
فراموش‌ـش کن

00:10.719 --> 00:13.681
اگه «مایکلسون»‌ها به هم
ملحق بشن تاریکی برپا میشه

00:13.722 --> 00:15.182
که نظیرش رو ندیدیم

00:15.224 --> 00:16.558
هوپ مایکلسون» حکم نابودی ماست»

00:16.600 --> 00:18.185
سرزنشت نمی‌کنم که فراموش کردی

00:18.227 --> 00:20.062
مال خیلی وقت پیشه

00:20.104 --> 00:22.523
آلمان ، سال 1933

00:23.649 --> 00:25.776
عشقم

00:25.818 --> 00:30.406
«من و دوستانم «هِیلی
عزیزت رو دزدیدیم

00:30.447 --> 00:31.949
من مسئول دزدیده شدنشم

00:31.991 --> 00:33.742
اینجا چی‌کار می‌کنی؟ -
از خانواده‌ام محافظت می‌کنم -

00:33.784 --> 00:34.785
«آلایژا»

00:45.129 --> 00:46.422
نه

00:59.768 --> 01:00.936
«هوپ»

01:03.313 --> 01:04.356
مامان؟

01:04.398 --> 01:06.442
«هوپ»

01:06.483 --> 01:07.568
مامان؟

01:07.609 --> 01:08.861
من اینجام

01:08.902 --> 01:10.487
چه اتفاقی افتاد؟ اون کجاست؟

01:10.529 --> 01:12.906
نفس بکش . دیگه جات امنه

01:12.948 --> 01:14.450
مامانم کجاست؟

01:22.833 --> 01:24.293
چیه؟

01:25.878 --> 01:27.796
اون مُرده

01:27.838 --> 01:31.383
نه ، نه ، نه ، نه

01:31.425 --> 01:33.594
نه ، نه

01:33.635 --> 01:36.013
نه ، نه ، نه ، نه ، نه ، نه ، نه

01:37.181 --> 01:39.433
نه ، نه

01:39.475 --> 01:44.480
نه

01:44.700 --> 01:49.600
"The Originals"
فصل 5
قسمت 7 : خداوند آب را مشکلی آفرید

01:50.600 --> 01:51.600
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

01:52.600 --> 01:59.600
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:24.102 --> 02:25.896
کلاوس» عزیز»

02:25.937 --> 02:29.232
من و تو با دل‌شکستگی غریبه نیستیم

02:29.274 --> 02:33.904
و با اینحال هر فقدانی
از قبلی دردناک‌ترـه

02:33.945 --> 02:38.700
باید برمیگشتم پیش دخترهام
و مطمئنم که درک می‌کنی

02:38.742 --> 02:42.454
لطفاً بدون اگه یه دوست لازم داشتی
کافیه بهم زنگ بزنی

02:42.496 --> 02:48.001
با نهایت ناراحتیم و با
عشق به تو و خانواده‌ات

02:48.043 --> 02:50.128
«کرولاین»

02:57.719 --> 03:00.055
این تقصیر من بود

03:00.097 --> 03:03.350
من بودم که گذاشتم «گِرِتا» فرار کنه

03:03.392 --> 03:06.895
نمی‌تونی خودت رو به‌خاطرش
«سرزنش کنی «جاش

03:06.937 --> 03:09.564
نقشه‌ی «گِرِتا» از قبل در حال اجرا بود

03:09.606 --> 03:12.025
تو آتیش رو به پا نکردی
فقط مثل بقیه

03:12.067 --> 03:14.319
با شعله‌هاش سوختی -
...آره ولی بازم -

03:14.361 --> 03:17.197
باورم نمیشه مردم ما بودن که
این بلا رو سر «هِیلی» آوردن

03:17.239 --> 03:19.074
اون‌ها مردم ما نیستن ، خب؟

03:19.116 --> 03:22.244
یه سرطانن که باید ریشه‌کن بشن

03:22.285 --> 03:23.703
اون می‌تونه بمونه واسه فردا

03:23.745 --> 03:27.624
امروز روز عزاداریه

03:27.666 --> 03:29.876
من بین هر 4تا دسته
صلح برقرار می‌کنم

03:29.918 --> 03:31.862
امروز بعدازظهر وداع جمعی داریم

03:32.003 --> 03:34.631
و بعدش امشب مراسم
تشییع گرگینه‌ای برگزار میشه

03:34.673 --> 03:36.842
کلاوس» چی؟»

03:36.883 --> 03:39.970
نمی‌خوام نفوذ بد بزنم

03:40.011 --> 03:42.973
ولی اگه اون با «هوپ» تو شهر باشه

03:43.014 --> 03:44.599
تمام هرج و مرج رو
با خودش برمیگردونه

03:44.641 --> 03:48.270
نه ، نه . اون کاری رو می‌کنه که
به صلاح "نيو اورلانز" و دخترشه

03:48.311 --> 03:50.230
خب ، به‌خاطر همه‌مون
واقعاً امیدوارم اینطور باشه

03:52.399 --> 03:53.525
«به افتخار «هِیلی

03:53.567 --> 03:57.404
باشه که با فرشته‌ها بخوابه
و مطمئنم رو دست همه‌شون بلند میشه

04:39.488 --> 04:41.948
هواپیما تا یه ساعت دیگه میاد دنبال‌تون

04:41.990 --> 04:43.325
حاضر میشیم

04:43.366 --> 04:46.661
جادوگری پیدا کردی که تو این
مخمصه جغرافیائی کمک‌مون کنه؟

04:46.703 --> 04:49.080
نمی‌تونم وداع جمعی رو از دست بدم

04:49.122 --> 04:51.416
وینسنت» از «آیوی» خواست انجامش بده»

04:51.458 --> 04:53.502
آیوی» از من متنفره»

04:53.543 --> 04:56.171
خب ، همه جادوگرها ازت متنفرن

04:56.213 --> 05:01.259
ولی «هِیلی» رو دوست داشتن
و میدونن «هوپ» امروز بهت نیاز داره

05:01.301 --> 05:03.678
خب ، انتقال ستاره‌ای جادوی زیرکانه‌ایه

05:03.720 --> 05:04.763
بهتره جواب بده

05:04.804 --> 05:06.306
جواب میده

05:06.348 --> 05:08.350
از تنها راه ممکن خودت رو میرسونی اونجا

05:08.391 --> 05:09.935
اصلاً نباید با این موافقت می‌کردم

05:09.976 --> 05:11.686
باید اونجا کنارش باشم
دستش رو بگیرم

05:11.728 --> 05:13.230
...میدونم ولی

05:13.271 --> 05:17.275
عواقب کنار هم بودن
شما شدیدتر شده

05:17.317 --> 05:19.903
نمی‌تونیم همچین خطری رو
به شهر وارد کنیم

05:19.945 --> 05:21.488
این مراسم تشییع مادرشه

05:21.530 --> 05:26.201
باید بذارم شهر بسوزه
...خسته شدم از بس

05:26.243 --> 05:28.787
چی شده؟

05:32.082 --> 05:35.043
اگه پژمرده شدن این گیاه
خونگی یه نشونه باشه

05:35.085 --> 05:38.255
یه «مایکلسون» دیگه تو "نيو اورلانز"ـه

05:38.296 --> 05:40.840
این امکان نداره

05:40.882 --> 05:42.467
کول» و «ربکا» میدونن که دور بمونن»

05:42.509 --> 05:43.802
و «هوپ» پیش منه

05:47.097 --> 05:50.600
«آلایژا»

06:00.944 --> 06:06.111
تو باید «انتوینت» باشی
آشنایی‌ـت باعث افتخاره

06:06.136 --> 06:09.202
ممنون که دعوت‌مون کردی

06:09.244 --> 06:10.870
«از آشنایی‌ـت مفتخرم «آلایژا

06:10.912 --> 06:14.374
تو یه دورگه رو به قتل رسوندی
اینجا یه قهرمان هستی

06:14.416 --> 06:16.293
و شما؟

06:16.334 --> 06:19.296
اِمِت»...ممنون که اومدین»

06:19.337 --> 06:22.007
می‌خواستیم مطمئن بشیم برای
گِرِتا» به‌طور شایسته جشن گرفته بشه»

06:22.048 --> 06:24.926
بابت مکانش شرمنده

06:24.968 --> 06:26.970
اون‌ها حلقه‌های روزمون رو گرفتن

06:27.012 --> 06:31.433
که اشکالی هم نداره
چون میدونی ، اون همیشه می‌گفت

06:31.474 --> 06:33.226
خالص‌ترین راه ساده‌ترین راه بوده

06:33.268 --> 06:34.769
خب ، از نظر من که مشکلی نداره

06:34.811 --> 06:37.564
باید منتظر برادرت بمونیم؟

06:37.606 --> 06:40.358
رومن» میدونه که اومدنش»
به شهر خوشایند نیست

06:40.400 --> 06:43.695
بعد از نقشی که تو نقشه‌ی مادرم بازی کرد

06:43.737 --> 06:46.781
خودش رو دور نگه میداره -
...خب -

06:46.823 --> 06:48.617
بیاید با بقیه آشنا بشید

06:48.658 --> 06:52.037
ما همه‌مون دوستان مادرتیم
و اصول پدرت رو دنبال می‌کنیم

06:54.706 --> 06:59.294
نقطه نظرات پدرم حداقل
میشه گفت بی‌کران بودن

06:59.336 --> 07:01.880
بی‌کران در زمانی که مرزها
لازم بود کشیده بشن

07:01.921 --> 07:04.674
مثل الان

07:04.716 --> 07:07.427
مادرت اولین کسی بود که
بهمون نشون داد

07:07.469 --> 07:09.512
این شهر راه خودش رو گم کرده

07:09.554 --> 07:12.849
وقتش رسیده که خون‌آشام‌ها جایگاه‌مون رو

07:12.891 --> 07:14.481
به عنوان درنده‌ی برتر پس بگیرن

07:14.506 --> 07:17.437
و جامعه رو از شر
پلیدی‌هاش خلاص کنن

07:17.479 --> 07:19.397
از متعهد بودنت ممنونم

07:19.439 --> 07:22.359
ولی تقریباً 1 قرن‌ـه که جنبشی در کار نبوده

07:25.278 --> 07:27.656
و به دلایل خوبی

07:27.697 --> 07:30.742
مطمئن نیستم منظورت چیه

07:30.784 --> 07:34.120
این فقط یه جنبش نیست

07:34.162 --> 07:36.206
این یه ارتش‌ـه

07:37.749 --> 07:40.460
این یه ارتش‌ـه؟

07:43.588 --> 07:45.882
...خب

07:45.924 --> 07:47.384
زود رسیدین

08:16.456 --> 08:19.918
خب ، اون خیلی خیلی عجیب بود

08:19.959 --> 08:24.088
آره . مادرت کاملاً تأثیرگذار بوده

08:24.130 --> 08:26.549
راجعبش حرف نزده بودیم

08:28.384 --> 08:30.637
گفتنش خوشایند نیست

08:30.678 --> 08:34.433
مادرم آدم بده‌ی داستانه
و من هم میدونم

08:34.474 --> 08:36.226
خیلی متأسفم -
گوش کن -

08:36.268 --> 08:38.437
خانواده‌ات تو دردسر افتاده بود

08:38.478 --> 08:40.605
من به‌خاطرت هر کاری می‌کنم
خودتم میدونی

08:40.647 --> 08:43.734
میدونم ولی مادر و برادرم
هِیلی مارشال» رو به کشتن دادن»

08:43.775 --> 08:45.527
لطفاً اینقدر این رو نگو

08:45.569 --> 08:49.281
خب ، اون برات مهم بوده
و نمی‌خوام وانمود کنم نبوده

08:55.120 --> 08:57.372
از شهرم پاک‌شون کن

09:05.964 --> 09:07.841
فکر کردم تا الان پیش «کلاوس» باشی

09:07.883 --> 09:10.385
آره . اون می‌تونه 5 دقیقه صبر کنه

09:10.427 --> 09:12.262
این رو بخور -
نه -

09:13.764 --> 09:15.182
زیادی خوردم

09:15.223 --> 09:18.310
آره . خب ، یه خبرهایی دارم -
خبر بی‌خبر -

09:18.351 --> 09:24.107
نه . امروز فقط تمرکزم روی از
دست دادن یک زن تأثیرگذارـه

09:24.149 --> 09:27.068
خبر بی‌خبر چون خبر یعنی اطلاعات

09:27.110 --> 09:28.528
اطلاعات یعنی عمل

09:28.570 --> 09:30.197
و عمل نتیجه‌اش مرگ آدماست

09:30.238 --> 09:31.448
من هیچ خبری نمی‌خوام

09:35.827 --> 09:37.788
جریان چیه؟

09:37.829 --> 09:41.291
تمام این جادوی تاریکی که

09:41.333 --> 09:43.919
وقتی این خانواده باهم هستن اتفاق میفته
فکرم رو بدجور مشغول کرده بود

09:43.960 --> 09:47.255
بارانِ خون ، مار ، کرم
و حالا شنیدم

09:47.297 --> 09:48.590
تو حاشیه‌های شهر تگرگ هم بوده

09:48.632 --> 09:51.593
خواهشاً بهم نگو که پایان نزدیکه
نمی‌خوام امروز این رو بشنوم

09:51.635 --> 09:53.512
ربطی به کتاب مقدس نداره

09:53.553 --> 09:55.639
ولی یه چیزی تو بعضی از
آموزه‌های قدیمی

09:55.680 --> 09:57.432
از نیاکان هست که یادم اومد

10:00.894 --> 10:04.981
این یه کتاب جادو مال یه پیشگو از سال 1718

10:05.023 --> 10:10.654
که انهدام جوامع فوق‌طبیعیِ
این شهر رو پیش‌بینی کرده

10:10.695 --> 10:12.280
بیا

10:12.322 --> 10:16.076
و باید بشناسی نشانه‌های خون از آب"

10:16.117 --> 10:18.411
مار از رودخانه‌ها ، کرم از خاک

10:18.453 --> 10:20.080
"بارش یخ از آسمان

10:20.121 --> 10:22.332
بذار ببینمش

10:25.794 --> 10:28.129
بدتر هم میشه

10:43.687 --> 10:45.438
چیزی نیست

10:47.607 --> 10:49.818
ما کجاییم؟

10:51.903 --> 10:55.824
بیرون از شهر

10:55.866 --> 10:58.076
چرا سرم داره آتیش می‌گیره؟

10:58.118 --> 11:01.246
دورگه‌های «کلاوس» با شاه‌پسند
بهت شلیک کردن

11:01.288 --> 11:02.539
به تو نه؟

11:09.212 --> 11:12.966
احمق بودیم که رفتیم اونجا

11:15.135 --> 11:17.470
می‌خواستم دوستان مادرم
شانس این رو داشته باشن

11:17.512 --> 11:22.058
که ادای احترام کنن
ولی باید دور می‌موندیم

11:25.770 --> 11:28.481
من عصبانیتش رو نسبت بهم
...رو درک می‌کنم . فقط

11:28.523 --> 11:31.318
این بازی که اون راه انداخته
...هر چی که هست

11:31.359 --> 11:36.156
فکر نکنم یه بازی باشه

11:47.292 --> 11:50.253
نه

11:50.295 --> 11:52.631
نه ، نه

11:58.970 --> 12:00.639
تو چه مرگته؟

12:00.680 --> 12:02.390
هوپ» امروز مادرش رو دفن می‌کنه»

12:02.432 --> 12:04.392
آلایژا» باید میرفت»
من به شهر لطف کردم

12:04.434 --> 12:07.187
با تحریک کردن خون‌آشام‌های «گِرِتا»؟
اون همین الانشم حکم فدایی‌شون رو داره

12:07.228 --> 12:08.855
فکر کردی وقتی بفهمن که تو
دخترش رو به قتل رسوندی

12:08.897 --> 12:11.232
چی‌کار می‌کنن؟ -
بذار بیان -

12:11.274 --> 12:13.360
تو فاز یه دعوا هستم

12:16.029 --> 12:18.114
بله

12:18.156 --> 12:20.158
آلایژا» میگه می‌خواد باهات حرف بزنه»

12:20.200 --> 12:21.993
گوشی رو بده بهش

12:25.288 --> 12:27.165
تو چی‌کار کردی؟

12:27.207 --> 12:29.626
این سوالیه که تو باید
از خودت بپرسی ، مگه نه؟

12:29.668 --> 12:31.795
خانواده‌اش در خطر بود

12:31.836 --> 12:33.630
و تو هم که عجب قهرمانی هستی

12:33.672 --> 12:35.507
این انتقامه

12:35.548 --> 12:38.343
تو مجبورم می‌کنی مردنش رو ببینم
که فقط نشونم بدی چه حسی داره

12:38.385 --> 12:40.053
در واقع در روزی که پر از اندوه‌ـه

12:40.095 --> 12:43.348
بسیار لذت می‌برم که بدونم
اون شدیداً زجر می‌کشه

12:43.390 --> 12:44.808
گوش کن چی میگم . باشه؟

12:44.849 --> 12:48.979
هر اتفاقی براش بیفته
هیچ‌وقت این‌کارـت رو نمی‌بخشم

12:49.020 --> 12:51.106
کسی از دشمنش انتظار بخشش نداره

12:51.147 --> 12:55.110
و جایگاه ما همینه . من و تو
ما قطعاً دیگه خانواده نیستیم

12:55.151 --> 12:56.695
می‌خوام یه معامله‌ای بکنم

12:56.736 --> 12:59.447
تو چیزی نداری که مورد علاقم باشه

12:59.489 --> 13:01.157
اگه بتونی من رو برگردونی چی؟

13:01.199 --> 13:04.285
تو راجبه این مسئله
کاملاً واضح انتخاب‌ـت رو کردی

13:04.327 --> 13:05.912
نه ، نه ، نه ، نه

13:05.954 --> 13:07.497
حافظه‌ام

13:07.539 --> 13:09.708
نه ، نه

13:09.749 --> 13:11.418
«نه «آلایژا

13:13.461 --> 13:17.090
«مارسل جرارد» و «وینسنت گریفیت»
جادویی اجرا کردن که از بین بره

13:17.132 --> 13:19.134
حدسم اینه که می‌تونن برش‌گردونن

13:22.721 --> 13:25.098
تو این‌کار رو به‌خاطر دختره می‌کنی؟

13:25.140 --> 13:26.766
بدون تردید

13:29.686 --> 13:31.604
پیشنهادت رد شد

13:44.326 --> 13:45.410
چی‌کار می‌کنی؟

13:45.452 --> 13:47.537
این دقیقاً چیزیه که می‌خواستی
می‌تونی برادرت رو برگردونی

13:47.579 --> 13:49.247
برادرم واسم مُرده

13:49.289 --> 13:50.791
بیخیال . این رو میگی
ولی حرف دلت نیست

13:50.832 --> 13:52.709
بسه . اون گذاشت «هِیلی» بمیره

13:52.751 --> 13:55.754
می‌تونستم نجاتش بدم
ولی اون جلوم رو گرفت

13:55.796 --> 13:57.839
«تو صورتش رو ندیدی «مارسل
داشت بهش نگاه می‌کرد

13:57.881 --> 14:00.675
فکر کرد «آلایژا» به‌خاطر اون اومده
ولی اینطور نبود

14:00.717 --> 14:03.220
و نجاتش نداد

14:03.261 --> 14:05.680
و حالا اون مُرده

14:08.934 --> 14:12.020
هوپ» به‌زودی فرود میاد . باید برم»

14:16.066 --> 14:18.193
تو حتی ازم نپرسیدی

14:18.235 --> 14:20.195
من از دست‌ـت نمیدم

14:21.530 --> 14:23.740
مسخره‌ست

14:23.782 --> 14:29.329
مادرم این‌همه کار ظالمانه رو به‌خاطر
یه طرز تفکر فریب‌خورده انجام داد

14:29.371 --> 14:32.541
که خون‌آشام‌ها باید تخلیص بشن

14:32.582 --> 14:37.337
و حالا تنها چیزی که نجاتم میده خون
همون موجودیه که ازش متنفر بود

14:37.379 --> 14:40.715
شاید این روش خدا

14:40.757 --> 14:45.512
واسه مجازات خانواده‌مون
یا میراث احمقانه‌ی پدرمه

14:47.347 --> 14:48.515
شاید من سزاوارشم

14:48.557 --> 14:49.933
انتوینت» ، خواهش می‌کنم»

14:49.975 --> 14:52.894
بس کن . باید باهاش بجنگیم

14:55.522 --> 14:58.275
و چی میشه وقتی خاطرات‌ـت برگردن؟

15:00.318 --> 15:01.653
خانواده‌ات بهت برمیگرده

15:03.029 --> 15:05.198
یادت میاد چرا اهمیت میدادی

15:07.617 --> 15:09.578
7سالی که باهم گذروندیم

15:09.619 --> 15:12.539
در مقابل هزاران سال عشقت
به اون‌ها چیزی نیست

15:16.001 --> 15:18.336
و تمام سال‌هایی که
هِیلی» رو دوست داشتی»

15:18.378 --> 15:20.797
چه پیشنهاد دیگه‌ای داری؟

15:22.924 --> 15:25.135
من هرگز از دوست داشتن‌ـت دست نمی‌کشم

15:25.176 --> 15:27.512
...من فقط

15:29.681 --> 15:31.808
نمی‌خوام این تموم بشه

15:39.524 --> 15:42.944
هی ، هی

15:44.946 --> 15:47.532
تو زنده می‌مونی . باشه؟

15:47.574 --> 15:50.869
و یه راه دیگه پیدا می‌کنم
تا اون دارو رو بگیرم

15:53.330 --> 15:54.956
از یه سلول زندان؟

15:57.000 --> 15:58.919
از یه سلول زندان با این

16:01.546 --> 16:03.465
باشه؟

16:05.383 --> 16:06.760
پس بهت زنگ زد؟

16:06.801 --> 16:08.595
آره . می‌خواد یه معامله بکنه

16:08.637 --> 16:10.013
ما یه دارو واسه گاز «کلاوس» بهش میدیم

16:10.055 --> 16:11.348
اونم خاطراتش رو برمیگردونه

16:11.389 --> 16:13.016
و این به چه درد ما می‌خوره؟

16:13.058 --> 16:14.851
اون برمیگرده فرانسه

16:14.893 --> 16:16.937
و اون شبگردهای «گِرِتا» رو با خودش می‌بره

16:16.978 --> 16:19.648
به محض اینکه خاطراتش برگردن
فکر رفتن از سرش می‌پره

16:19.689 --> 16:21.650
نه ، نه ، نه . اون میدونه که
نمی‌تونه اینجا باشه

16:21.691 --> 16:25.528
عواقب اینکه «مایکلسون»ها یه جا
باشن رو بهش گفتم . اون درک می‌کنه

16:25.570 --> 16:27.113
اگه فکر کردیم می‌تونه
از «کلاوس» دور بمونه

16:27.155 --> 16:29.324
پس از اول چرا خاطراتش رو گرفتیم؟

16:29.366 --> 16:33.995
«گمونم مدت زیادی طول می‌کشه تا «آلایژا
و «کلاوس» دوباره پیش هم برگردن

16:40.001 --> 16:41.503
دارو پیشته؟

16:41.544 --> 16:43.505
«من یه مجموعه کوچیک از خون «کلاوس

16:43.546 --> 16:45.256
واسه روز مبادا دارم
و با توجه به اوضاع فعلی

16:45.298 --> 16:46.466
میگم وقت استفادشه

16:46.508 --> 16:48.760
اگه ازش استفاده نکنیم چی میشه؟

16:48.802 --> 16:53.098
خون‌آشام‌های «گِرِتا» دارن
رجز می‌خونن که یه اصیل تو تیم‌شون دارن

16:53.139 --> 16:56.184
حالا اگه بذاریم دوست‌دخترش بمیره
خودمون می‌فرستیمش سمت اونا

16:58.269 --> 17:01.398
«هر تصمیمی که بگیریم «مارسل
آلایژا» نباید تو "نيو اورلانز" بمونه»

17:01.439 --> 17:04.275
خب؟ نمی‌تونیم بذاریم چندتا
مایکلسون» اینجا رفت و آمد کنن . تموم»

17:04.317 --> 17:05.902
چون اگه فکر می‌کنی

17:05.944 --> 17:07.821
یه بارش خون بده
صبر کن تا بشنوی

17:07.862 --> 17:09.906
جادوگرها میگن بعدش چی در راهه

17:26.965 --> 17:28.008
بابا کجاست؟

17:28.049 --> 17:30.051
اون زود میاد

17:30.093 --> 17:32.804
فقط منتظره که «آیوی» واسه
انتقال ستاره‌ای کمکش کنه

17:34.139 --> 17:36.891
بقیه چی؟

17:39.436 --> 17:41.146
مارسل» باید اینجا باشه»

17:41.187 --> 17:43.857
«وینسنت»

17:43.898 --> 17:45.400
«اونم «جاش

17:48.653 --> 17:52.323
دِکلِن» چی؟»

17:55.910 --> 17:58.163
لطفاً بگو یکی «دِکلِن» رو خبر کرده

17:58.204 --> 18:01.249
اون رفته ایرلند
تمرکزم . خیلی رو بقیه بود

18:01.291 --> 18:02.876
«خدای من «فِرِیا

18:02.917 --> 18:04.627
من درستش می‌کنم

18:22.937 --> 18:23.938
دیر کردی

18:23.980 --> 18:25.065
5دقیقه

18:25.106 --> 18:27.484
نمی‌خوام بهونه بشنوم
دخترم منتظرمه

18:27.525 --> 18:30.820
صدات رو بالا نبر
من دارم بهت لطف می‌کنم

18:33.239 --> 18:35.241
یادت باشه اگه لمس‌ـش کنی
اون فقط یه سرمای بدی رو

18:35.283 --> 18:38.311
احساس می‌کنه . پس من باشم
از هر جور دلداری فیزیکی اجتناب می‌کنم

18:40.288 --> 18:42.290
و از کجا بدونم این یه‌جور
انتقام مخفیانه نیست

18:42.332 --> 18:44.959
که تو و محافل علیه
من راه انداختین؟

18:45.001 --> 18:50.033
هیچ جادوگری مردی رو تو روز خاکسپاری
مادرِ دخترش اذیت نمی‌کنه

19:00.558 --> 19:02.234
دست‌هات رو بده من

19:04.395 --> 19:08.608
فقط مطمئن شو من رو به ته
میسی‌سیپی» انتقال نمیدی»

19:08.650 --> 19:10.860
سعی خودم رو می‌کنم

19:26.209 --> 19:28.169
اینا همه‌ـش اشتباهه

19:28.211 --> 19:31.256
اون حتی این آدما رو نمی‌شناخت

19:31.297 --> 19:34.217
مامانت یه علامت روی این شهر گذاشت

19:34.259 --> 19:36.719
همه به افتخار اون اینجان

19:36.761 --> 19:38.429
ولی همه‌ی دوستاش کجان؟

19:43.184 --> 19:44.310
مارسل» ، کجایی؟»

19:44.352 --> 19:47.021
پیش «وینسنت»‌ هستم
باید ترتیب یه چیزی رو بدیم

19:47.063 --> 19:48.606
هوامون رو داشته باش -
هواتون رو داشته باشم؟ -

19:48.648 --> 19:50.400
دارید چه غلطی می‌کنید؟

19:52.402 --> 19:55.905
اینا همه‌ـش اشتباهه

20:13.882 --> 20:14.966
تأخیر واسه چیه؟

20:15.008 --> 20:17.635
این جادوئه . مسابقه تلویزیونی نیست

20:42.744 --> 20:43.745
«جاش»

20:44.996 --> 20:46.289
«فِرِیا»

20:46.331 --> 20:47.498
«کلاوس»

20:49.709 --> 20:50.960
«اِمِت»

20:51.002 --> 20:52.754
اینجا چه غلطی می‌کنی؟

20:52.795 --> 20:54.839
انتوینت» و «آلایژا» کجان؟»

20:54.881 --> 20:57.133
احتمالاً یه جایی زیر سنگن
شاید بهتره بهشون ملحق بشین

21:00.803 --> 21:03.806
تا وقتی که سالم پیش‌مون
برنگردن هیچ‌جا نمیریم

21:06.809 --> 21:08.811
من باید اونجا باشم -
نمی‌تونی -

21:08.853 --> 21:11.147
فرق بزرگی بین نمی‌تونی و نباید هست

21:11.189 --> 21:12.232
باید از دخترم محافظت کنم

21:14.359 --> 21:15.860
متأسفم ولی نمی‌تونم بذارم بری

21:23.912 --> 21:25.747
باید از اینجا بریم بیرون -
نه -

21:25.789 --> 21:27.749
«هوپ» -
گفتم نه . به اندازه کافی خراب شده -

21:27.791 --> 21:29.209
نمیذارم بیشتر از این خرابش کنن

21:34.339 --> 21:36.549
«هوپ»

21:42.430 --> 21:44.432
سلاح‌ها بالا

21:44.474 --> 21:46.518
«جاش»

21:49.646 --> 21:53.024
اون رفت . بزنیم به چاک

21:55.151 --> 21:58.905
تمام استخوان‌های بدنت رو می‌شکنم

21:58.947 --> 22:01.366
متأسفم ولی یه چیزهایی هست
که تو هنوز نمیدونی

22:01.408 --> 22:02.534
اون تو خطره

22:02.575 --> 22:04.160
اگه بری بیشتر در خطره

22:04.202 --> 22:07.580
به بلایا اهمیتی نمیدم . بذار از
آسمون گدازه آتشفشانی بباره

22:07.622 --> 22:10.542
برات مهم میشه

22:16.881 --> 22:19.009
این رو بخون

22:19.050 --> 22:21.177
و باید بشناسی نشانه‌های خون از آب "

22:21.219 --> 22:23.179
مار از رودخانه‌ها ، کرم از خاک

22:23.221 --> 22:24.723
باران یخ از آسمان

22:24.764 --> 22:28.935
آتش آنطرفِ آب
بادهای موسمی از دریا

22:34.441 --> 22:37.193
" مرگ تمام فرزندان ارشد

22:40.447 --> 22:43.616
اگه نیان چی میشه؟

22:43.658 --> 22:45.160
اون‌ها میان

22:45.201 --> 22:48.038
...ولی اگه نیان

22:50.498 --> 22:53.084
می‌خوام سوزونده بشم

22:53.126 --> 22:54.711
...خاکسترم -
اون‌ها میان -

22:54.753 --> 22:56.588
«اون تالاب کوچیک تو «ماناسک

22:56.629 --> 22:58.673
نزدیک نونوایی جای خوبیه

22:58.715 --> 23:04.637
تو قرار نیست بمیری ، خب؟

23:04.679 --> 23:06.389
چقدر مطمئن

23:10.352 --> 23:12.395
و به دلیل خوبی

23:24.866 --> 23:26.201
آوردینش؟

23:28.828 --> 23:31.206
گمونم «وینسنت گریفیت» هستی

23:31.247 --> 23:33.666
خودمم

23:33.708 --> 23:34.959
آماده‌ای انجامش بدیم؟

23:35.001 --> 23:37.921
آره . اول اون رو درمان کنید

23:37.962 --> 23:39.172
نه . همچین اتفاقی نمیفته

23:40.423 --> 23:42.050
به محض اینکه تموم بشه

23:42.092 --> 23:43.551
نه . باید قول بدین درمانش کنید

23:43.593 --> 23:45.553
وقتی تموم شد قول میدم

23:45.595 --> 23:48.306
ما همه‌مون در خطریم

23:48.348 --> 23:51.226
فِرِیا» ، من»

23:51.267 --> 23:53.895
و هر فرزند ارشدی که
این شهر رو خونه‌ خطاب می‌کنه

23:53.937 --> 23:57.399
«هوپ»

23:57.440 --> 24:00.527
مخلص کلام هر لحظه‌ای که
خانواده‌ات باهم بگذرونن

24:00.568 --> 24:02.612
ما رو یک قدم به مرگ‌مون نزدیک می‌کنه

24:02.654 --> 24:06.408
و همونطور که می‌بینی چیز زیادی
تا پایان باقی نمونده

24:08.618 --> 24:11.371
متأسفم

24:15.750 --> 24:17.669
من رو برگردون اونجا

24:17.710 --> 24:20.463
من رو بفرست پیش دخترم

24:31.558 --> 24:32.934
«هوپ»

24:32.976 --> 24:36.062
برو پی کارِت

24:36.104 --> 24:38.857
هیچ جادویی نمی‌تونه درستش کنه

24:38.898 --> 24:40.567
گفتم برو

24:40.608 --> 24:41.609
لطفاً من رو پس نزن

24:41.651 --> 24:43.778
تو قالم گذاشتی

24:45.029 --> 24:48.533
وقتی قول دادی اونجا باشی من رو
تک و تنها به حال خودم ول کردی

24:48.575 --> 24:50.243
می‌خواستم اونجا باشم

24:52.328 --> 24:55.331
فقط فهمیدم که این چقدر خطرناکه
ممکنه تو رو بکشم

24:55.373 --> 24:56.499
پس بذار بمیرم

25:01.588 --> 25:04.132
مادرم مُرده

25:04.174 --> 25:07.510
اون مُرده و همه‌ـش تقصیر منه

25:07.552 --> 25:10.180
و من به بیشتر از نسخه‌ی
نصفه و نیمه‌ـت احتیاج دارم

25:16.436 --> 25:17.896
نمی‌تونم این‌کار رو بکنم

25:17.937 --> 25:19.731
بابا ، دیگه نمی‌تونم این‌کار رو بکنم

25:19.772 --> 25:23.902
نمی‌تونم اینطوری زندگی کنم
نمی‌خوام دیگه اینطوری زندگی کنم

25:23.943 --> 25:26.738
خواهش می‌کنم این رو نگو

25:26.779 --> 25:29.073
باید بری

25:30.867 --> 25:33.870
فقط برو

25:42.629 --> 25:45.381
حال‌ـت خوبه؟

26:19.668 --> 26:23.964
باید اونجا کنارت می‌بودم
«و کنار «هوپ

26:25.674 --> 26:28.635
...ولی

26:28.677 --> 26:33.473
از همین لحظه ترسیده بودم

26:37.686 --> 26:40.647
...این خانواده

26:42.816 --> 26:46.653
ما برای همدیگه و خونه‌مون
یه نفرین هستیم

26:46.695 --> 26:49.447
...و میدونم

26:49.489 --> 26:50.824
اون بهم احتیاج داره

26:50.865 --> 26:52.242
حالا این رو می‌فهمم

26:52.284 --> 26:56.204
ولی دوست داشتنش اون رو
به مرگ نزدیک‌تر می‌کنه

27:00.834 --> 27:04.671
و من می‌خوام زنده بمونه

27:04.713 --> 27:08.174
می‌خوام بزرگ بشه

27:08.216 --> 27:12.554
می‌خوام عشق بورزه

27:12.596 --> 27:21.062
و زنی به قوی و زیبایی مادرش بشه

27:28.737 --> 27:32.574
نمیدونم چی‌کار کنم

27:35.619 --> 27:38.872
و واقعاً آرزو می‌کنم اینجا بودی
...و بهم بگی

27:45.170 --> 27:47.088
گرگ کوچولو

27:54.137 --> 27:56.681
حاضری؟

27:58.725 --> 28:01.353
هستم

28:30.340 --> 28:35.053
"پیمان "همیشه و تا ابد
مهارت کرده بود . پُرت کرده بود

28:35.095 --> 28:38.765
هزاران سال گریبانگیرت بود

28:38.807 --> 28:41.434
اون عشق رو به یاد بیار

28:41.476 --> 28:43.770
اون عهد رو

28:51.152 --> 28:54.155
در قرمز رو باز کن

28:54.197 --> 28:56.991
بذار همه‌ـش برگرده

29:14.843 --> 29:18.888
کاری که باهام کردی
تو مسیرم رو مشخص کردی

29:18.930 --> 29:21.558
نه

29:21.599 --> 29:24.853
نمی‌تونم

29:24.894 --> 29:26.312
نمی‌تونم

29:30.942 --> 29:32.861
بذار همه‌ـش برگرده

29:43.538 --> 29:50.295
میدونستی که خیانت پنهانیت دلیل
هر چیزیه که بهش تبدیل شدم

29:50.336 --> 29:53.214
نه ، نه

29:53.256 --> 29:54.382
چه اتفاقی داره میفته؟

29:54.424 --> 29:55.592
داره بخاطر میاره

29:55.633 --> 29:57.761
نه ، نه

29:57.802 --> 29:58.970
دارید اذیتش می‌کنید

30:00.805 --> 30:01.931
مارسل» ، نمیشه الان متوقف بشیم»

30:01.973 --> 30:03.141
باید ادامه بدی

30:04.392 --> 30:05.977
عهد رو به یاد بیار

30:07.312 --> 30:08.980
همیشه و تا ابد

30:27.081 --> 30:30.502
آلایژا» ، وایسا»

30:30.543 --> 30:32.837
دست نگه‌دار

30:32.879 --> 30:36.257
خانواده‌ات رو به یاد بیار
هِیلی» رو به یاد بیار»

30:36.299 --> 30:37.801
لطفاً این‌کار رو نکن
لطفاً این‌کار رو نکن

30:37.842 --> 30:39.844
خواهش می‌کنم

30:49.479 --> 30:50.855
چه اتفاق کوفتی افتاد؟

30:55.944 --> 31:01.574
به پیشگویی نگاه انداختم و تا
جایی که می‌تونم بگم واقعیه

31:01.616 --> 31:05.328
هر لحظه‌ای که خانواده‌مون
باهم سپری می‌کنن

31:05.370 --> 31:07.372
ما رو یک قدم به مرگ‌مون نزدیک می‌کنه

31:07.413 --> 31:10.542
تصمیمی که گرفتیم تا قدرت رو ازش بگیریم

31:10.583 --> 31:12.377
به‌خاطر نجات جونش بود

31:12.418 --> 31:15.463
روحمم خبر نداشت اینطور داغونش می‌کنه

31:17.590 --> 31:22.679
اون تو اتاقشه . دنبال طلسمی می‌گرده
که وجود خارجی نداره

31:22.720 --> 31:25.181
تا مشکلی رو حل کنه
که حل شدنی نیست

31:25.223 --> 31:28.935
احساس می‌کنم امروز نمی‌تونم
هیچ کار درستی انجام بدم

31:28.977 --> 31:31.271
...فقط احساس می‌کنم خیلی

31:31.312 --> 31:33.773
بی‌قدرت

31:35.817 --> 31:37.610
گوش کن

31:37.652 --> 31:40.530
چند دقیقه دیگه میریم کنار رودخونه

31:40.572 --> 31:42.615
...تو -
من میرم -

31:42.657 --> 31:45.326
رسیدم تو جاده خبر میدم

31:45.368 --> 31:48.246
کلاوس» ، یه چیزی هست که باید بدونی»

31:48.288 --> 31:51.833
مارسل» و «وینسنت» تصمیم گرفتن»
پیشنهاد «آلایژا» رو قبول کنن

31:51.875 --> 31:53.585
اونا چی؟

31:53.626 --> 31:55.044
و منم مخالفت نکردم

31:55.086 --> 31:58.172
همه‌ی این اتفاق‌ها افتاد
چون «آلایژا» نمیدونست کیه

31:58.214 --> 32:00.758
خب ، نکته همینجاست
اون نمیدونه

32:00.800 --> 32:02.844
اون اصلاً نمیدونه چه خسارتی وارد کرده

32:02.886 --> 32:04.137
اگه بفهمه نابودش می‌کنه

32:06.222 --> 32:08.558
در هر صورت از دستش دادیم

32:09.893 --> 32:12.937
من سعی داشتم اون رو از خودش نجات بدم

32:16.316 --> 32:21.195
خیلی متأسفم
ولی خیلی دیر شده

32:25.074 --> 32:26.409
«خدافظ «فِرِیا

33:11.289 --> 33:14.584
باهاش چی‌کار کردین؟
چرا به‌هوش نمیاد؟

33:14.626 --> 33:16.211
این هیچ ربطی به ما نداشت

33:16.252 --> 33:19.965
یه جادوی سیاهی داخل بدنشه
انگار ذهنش حتی سر جاش نیست

33:20.006 --> 33:22.342
منظورت چیه؟ مثلاً یکی اون رو دزدیده؟ -
آره -

33:22.384 --> 33:24.511
کی؟ -
می‌تونیم این سوال رو از تو بپرسیم -

33:24.552 --> 33:27.222
اونطور نیست که مامانت به جادوگرها
دسترسی نداشته باشه ، نه؟

33:27.263 --> 33:28.723
مادرم مُرده

33:28.765 --> 33:31.476
آره ولی نوکرهاش زنده‌ان

33:31.518 --> 33:33.895
من هیچ ربطی به این قضیه ندارم

33:33.937 --> 33:35.897
خیلی‌خب ، منصفانه‌ست

33:35.939 --> 33:37.482
ولی بهتره امیدوار باشی
به‌موقع بیدار بشه

33:37.524 --> 33:39.818
تا اسمت رو پاک کنه
و این رو بهت بده

33:39.859 --> 33:42.028
من ممکنه تا اون‌موقع مرده باشم

33:42.070 --> 33:44.406
آره . به‌نظر یه مشکل شخصی میاد

33:44.447 --> 33:47.409
شما ازم متنفرید و حتی
من رو نمی‌شناسید

33:47.450 --> 33:48.868
هر چی لازمه رو میدونیم

33:48.910 --> 33:51.913
مادرت این شهر رو با عقیده‌های
عقب‌مونده‌اش آلوده کرده

33:51.955 --> 33:54.207
اون اومد دنبال خانواده‌ام و دوستم رو کشت

33:54.249 --> 33:56.292
اگه «آلایژا» به‌موقع بیدار نشه

33:56.334 --> 33:59.295
خودت رو یکی دیگه از قربانیان
بی‌گناه «گِرِتا» بدون

33:59.337 --> 34:01.006
باز کن

34:42.714 --> 34:46.217
میدونم این‌همه سال که سعی کردی
خانواده‌مون رو کنار هم برگردونی

34:46.259 --> 34:48.011
چه چیزهایی رو از دست دادی

34:48.053 --> 34:54.100
و میدونم که فکر می‌کنی دیگه
کاری نیست که بتونیم انجام بدیم

34:55.852 --> 34:57.187
ولی مطمئنم که هست

35:01.941 --> 35:03.318
باید باشه

35:03.359 --> 35:05.070
ما باید همدیگه رو نجات بدیم

35:05.111 --> 35:07.030
باید همیشه و تا ابد رو نجات بدیم

35:10.617 --> 35:13.703
بیشتر چیزهایی که از جادو بلدم رو
...از تو یاد گرفتم و

35:15.455 --> 35:16.873
اگه حاضر باشی

35:16.915 --> 35:20.752
دوست دارم با کمکت
یه چاره‌ای براش پیدا کنیم

35:25.131 --> 35:27.383
هر چی تو بخوای

35:32.639 --> 35:36.059
...به نظرت من می‌تونم

35:36.101 --> 35:39.187
آره . بدون شک

36:05.672 --> 36:06.631
«فِرِیا»

36:12.762 --> 36:14.430
«کیلین»

36:21.563 --> 36:23.231
...چطور

36:23.273 --> 36:25.191
به محض اینکه خبرها رو شنیدم
سوار هواپیما شدم و اومدم

36:34.284 --> 36:39.455
مردم حرف‌هایی که زدی رو فراموش می‌کنن

36:39.497 --> 36:42.417
کارهایی که کردی رو فراموش می‌کنن

36:42.458 --> 36:46.546
ولی هیچ‌کس احساسی که
بهش دادی رو فراموش نمی‌کنه

36:49.299 --> 36:54.220
هِیلی مارشال» باعث شد»
احساس کنم عضو یه خانواده‌ام

36:55.972 --> 36:59.934
و وقتی حقایق زندگی
بسیار غیرقابل تحمل شد

36:59.976 --> 37:02.103
باهم اون‌ها رو به دوش کشیدیم

37:02.145 --> 37:05.982
ما خندیدیم . گریه کردیم

37:06.024 --> 37:10.528
وقتی شکست خوردم
اون بهم انگیزه داد

37:10.570 --> 37:15.450
و وقتی موفق شدم
اون کنارم رقصید

37:19.120 --> 37:21.414
و اون این‌کار رو واسه همه‌مون کرد

37:24.417 --> 37:27.879
دیگه هیچ‌کس جای اون رو نمی‌گیره

37:27.921 --> 37:31.925
یا درد از دست دادنش
رو تسکین نمیده

37:31.966 --> 37:35.762
ولی می‌تونیم با کارهامون
باعث افتخارش باشیم

37:35.803 --> 37:37.931
و با حرف‌هامون

37:39.307 --> 37:45.480
می‌تونیم همدیگه رو اونطور که
اون می‌خواست دوست داشته باشیم

38:02.580 --> 38:04.832
خدافظ مامان

38:23.810 --> 38:26.312
چی‌کار می‌کنی؟
نمی‌تونی اینجا باشی

38:26.354 --> 38:27.730
چرا ، می‌تونم

38:27.772 --> 38:29.190
فقط برای یه لحظه

38:30.733 --> 38:33.111
خانواده‌مون دردسر‌های
بی‌نهایتی پیشِ رو داره

38:33.152 --> 38:35.989
ولی در حال حاضر باید اینجا باشم

38:36.030 --> 38:37.615
کنار دخترم

38:48.126 --> 38:50.420
اوضاع احتمالاً ناجور میشه

38:52.380 --> 38:53.673
بیاید جمع و جور کنیم همگی

38:53.715 --> 38:55.383
پناه بگیرید

39:13.067 --> 39:16.321
من همیشه کنارت میمونم

39:16.362 --> 39:18.865
حتی اگه نتونم واقعاً پیشت باشم

39:18.906 --> 39:20.283
دست‌ـت رو بگیرم

39:20.325 --> 39:23.077
زنگ میزنم و نامه می‌نویسم

39:23.119 --> 39:26.080
و «فِرِیا» بعضی‌وقت‌ها با جادوش
ما رو میاره پیش هم

39:27.415 --> 39:29.250
ولی باید بدونی

39:29.292 --> 39:32.128
این آخرین‌بارـه که می‌تونیم
این‌کار رو بکنیم

39:34.547 --> 39:36.049
بیا اینجا عزیز دلم

39:44.515 --> 39:48.144
واسه‌مون درستش می‌کنم

39:49.520 --> 39:51.189
امیدوارم بکنی

39:54.150 --> 39:55.693
نباید بذاریم آتیش به خشکی‌ برسه

39:55.735 --> 39:57.403
باید بری

39:57.445 --> 39:58.821
فقط یه دقیقه دیگه

40:04.911 --> 40:06.162
دوست‌ـت دارم

40:06.204 --> 40:09.332
منم دوست‌ـت دارم

40:43.032 --> 40:44.742
فایده‌ای نداره

40:51.541 --> 40:54.043
بهم نزدیک نشو

40:54.085 --> 40:57.547
باور کن اینجا بودنم واسه این نیست
که از افتخار همراهیت لذت می‌برم

41:05.972 --> 41:07.932
راه خروجی نیست

41:09.809 --> 41:11.394
اینجا گیر افتادیم

41:13.700 --> 41:14.700
مترجیمن : معین و رضا
‫(DeathStroke & MoieN)

41:15.700 --> 41:57.700
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
