1
00:00:00,951 --> 00:00:02,257
پیش از این در
"The Originals"

2
00:00:02,281 --> 00:00:03,451
هر کی که الان هستم

3
00:00:03,476 --> 00:00:05,143
‫- ازت می‌خوام باهام ازدواج کنی
‫- بله

4
00:00:05,787 --> 00:00:08,572
هِیلی» گم شده»
خونواده‌ات بهت نیاز داره

5
00:00:08,616 --> 00:00:10,183
آلایژا مایکلسون» مرده»

6
00:00:10,226 --> 00:00:11,314
‫«هِیلی» کیه؟

7
00:00:11,358 --> 00:00:13,186
‫یکی که قبلاً «آلایژا مایکلسون» دوستش داشت

8
00:00:13,229 --> 00:00:16,189
فِرِیا» ، توی فرانسه پیداش نکردم»
‫اون رفته

9
00:00:16,232 --> 00:00:18,800
‫پیش خودم گفتم با شرایط
فعلی ‫یه دوست به کارِت میاد

10
00:00:18,843 --> 00:00:19,801
‫باید برگردم سر کار عمه «فِرِیا»

11
00:00:19,844 --> 00:00:21,498
‫یا می‌تونی در مورد اون پسر خوشتیپی

12
00:00:21,542 --> 00:00:23,955
‫که هفته پیش تو اتاقت قایم کردی
‫برام تعریف کنی

13
00:00:23,980 --> 00:00:25,940
اون چیزهایی که توی اون
کتابا مطالعه می‌کردی

14
00:00:25,965 --> 00:00:27,565
مادرم گم شده

15
00:00:27,643 --> 00:00:29,289
‫نمی‌تونم دست رو دست بذارم
‫و کاری نکنم

16
00:00:29,332 --> 00:00:31,856
‫تا «هِیلی مارشال» پیدا نشده
‫من قوانین رو تغییر میدم

17
00:00:31,900 --> 00:00:34,381
‫قوانین رو بشکنین دیگه زندونی نمیشین
‫سرتون رو از دست میدین

18
00:00:34,424 --> 00:00:37,123
‫به همه فشار آوردم تا ببینم
‫گروه‌ها چه واکنشی نشون میدن

19
00:00:37,166 --> 00:00:39,299
‫گرگ‌ها حاضر بودن برای آلفاشون بمیرن

20
00:00:39,342 --> 00:00:41,040
‫جادوگرها با ما همکاری کردن

21
00:00:41,083 --> 00:00:42,800
‫- ولی خون‌آشام‌ها...
‫- کاری جز مقاومت نکردن

22
00:00:42,824 --> 00:00:44,347
‫- اون چیه؟
‫- یه پیغام

23
00:00:44,391 --> 00:00:47,321
‫از دشمنایی که فکر می‌کردم
‫مدت‌ها پیش ریشه‌کن کردم

24
00:00:50,353 --> 00:00:53,356
‫از خواب بیدار بشین ملت شب‌زی

25
00:00:53,400 --> 00:00:55,445
‫اگه هدف‌تون برای جلب توجه من بودم

26
00:00:55,489 --> 00:00:58,405
‫پس باید اعتراف کنم که
‫شدیداً تو این‌کار موفق بودین

27
00:00:58,448 --> 00:01:02,278
‫الان به شدت روی عذابِ
در شرف وقوع‌تون متمرکز شدم

28
00:01:04,237 --> 00:01:07,240
‫و یه پیغام برای کسی که این سکه رو فرستاده

29
00:01:07,283 --> 00:01:09,198
‫و مادر دخترم رو دزدیده دارم

30
00:01:12,683 --> 00:01:14,641
‫وقتشه چهره‌ات رو نشون بدی

31
00:01:36,182 --> 00:01:38,227
‫پسر ، واسه کمک بهم نگاه نکن

32
00:01:38,271 --> 00:01:41,274
‫همه شما فرصت‌تون برای معاوضه‌ی
‫وفاداری در قبال محافظت از دست دادین

33
00:01:42,944 --> 00:01:44,126
‫نه

34
00:01:46,549 --> 00:01:50,205
‫این آخرین فرصت‌ـته
که ‫اعتراف کنی

35
00:01:50,248 --> 00:01:51,685
‫ببین ، من چیزی نمیدونم

36
00:01:51,780 --> 00:01:53,374
خب پس حیف شد

37
00:02:04,374 --> 00:02:06,420
‫کسی که دنبالشی منم

38
00:02:08,533 --> 00:02:10,419
‫شاید بهتر باشه باهم صحبت کنیم

39
00:02:11,300 --> 00:02:12,300
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

40
00:02:13,300 --> 00:02:14,300
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

41
00:02:15,300 --> 00:02:20,300
"The Originals"
فصل 5
قسمت 5 : این فقط قلب‌ـت رو نمی‌شکنه

42
00:02:21,040 --> 00:02:25,232
‫راستش به عنوان کسی که این
‫نشست کوچیک رو برنامه‌ریزی کرده

43
00:02:25,610 --> 00:02:27,786
‫ناجور محافظ کم داری

44
00:02:32,476 --> 00:02:35,305
...پس برای بار آخر ازت می‌پرسم

45
00:02:41,321 --> 00:02:43,106
‫«هِیلی» رو کجا نگه میداری؟

46
00:02:56,205 --> 00:02:58,830
‫میدونستی که این گفتگو رو خواهیم داشت

47
00:02:59,260 --> 00:03:00,745
‫مطمئناً تا خرخره‌ات قرمز و خونی شده بود

48
00:03:00,789 --> 00:03:02,921
‫گل شاه‌پسند خورده بودی

49
00:03:03,480 --> 00:03:10,706
‫ولی الان متأسفانه قطره قطره قطره
‫روی زمین جاری شده

50
00:03:19,183 --> 00:03:22,165
‫"فقدان بصیرت حکم نابودی او خواهد بود"

51
00:03:23,072 --> 00:03:24,900
‫این چیزیه که همیشه در موردت می‌گفت

52
00:03:25,845 --> 00:03:26,911
‫اون؟

53
00:03:26,936 --> 00:03:28,338
‫ما یه دوست مشترک داریم

54
00:03:28,382 --> 00:03:30,906
‫واقعاً بعید میدونم

55
00:03:31,550 --> 00:03:32,943
‫راست میگم

56
00:03:34,453 --> 00:03:36,324
«آگوست مولر»

57
00:03:38,170 --> 00:03:40,876
‫فراموشیت برام قابل توجیه‌ـه

58
00:03:41,408 --> 00:03:43,423
‫برای مدت‌ها پیشه

59
00:03:43,891 --> 00:03:48,959
روستاک» ، آلمان»
بهار ، ‫سال 1933

60
00:03:57,498 --> 00:04:00,805
‫هدف هنر اینه که خود زندگی رو
‫به نمایش دربیاره

61
00:04:01,334 --> 00:04:02,285
‫وقتی اون دنیا پر از خوشی باشه

62
00:04:02,329 --> 00:04:04,766
‫هنر باید اون زیبایی رو منعکس کنه

63
00:04:04,809 --> 00:04:08,465
اما وقتی زندگی ما با آشفتگی ، حقارت

64
00:04:08,509 --> 00:04:12,252
‫بی‌پولی ، شرمسار از عدم توانایی
برای بازپرداخت احاطه شده باشه

65
00:04:12,611 --> 00:04:15,951
‫هنر لزوماً باید به همون اندازه
خسته‌کننده و زشت باشه

66
00:04:16,689 --> 00:04:18,170
‫یا شاید «آگوست»

67
00:04:18,783 --> 00:04:23,611
‫اون زشتی حاصل نداشتنِ هیچ
‫استعداد ظاهری در هنرمند باشه

68
00:04:25,736 --> 00:04:29,845
‫هدف هنر اینه که ابتدایی‌ترین
‫حالت ما رو درگیر کنه

69
00:04:29,921 --> 00:04:34,317
‫تا شهوت‌مون بر افروخته
‫و فراست‌مون تحریک بشه

70
00:04:34,342 --> 00:04:38,187
‫و باید ما رو به بیشتر نوشیدن
‫و سروصدای بیشتر تشویق کنه

71
00:04:38,863 --> 00:04:41,274
‫و کنترل‌مون رو به دست ذات شهوانی‌مون بده

72
00:04:42,283 --> 00:04:44,024
‫اقتباسی

73
00:04:45,326 --> 00:04:46,353
...و

74
00:04:47,704 --> 00:04:49,271
‫به شدت کسل‌کننده

75
00:04:51,118 --> 00:04:52,052
‫اگه من جای شما بودم با این احمق که

76
00:04:52,095 --> 00:04:54,030
‫به کلمه از حرفاش هم گوش نمی‌کنه
‫بحث نمی‌کردم

77
00:04:54,054 --> 00:04:57,971
‫منتظره یه لحظه نفس راحت بکشی
‫تا بتونه دوباره خودنمایی کنه

78
00:04:58,014 --> 00:05:01,235
‫به نظرم در مورد برادرم
آلایژا» فکر می‌کنی»

79
00:05:01,278 --> 00:05:03,933
‫اونه که علاقه زیادی به خودبینی
‫و زورگویی داره

80
00:05:03,977 --> 00:05:07,043
‫جالبه . همیشه شنیدم که ‫«آلایژا»
برادر دلربا و مرموزی بوده

81
00:05:07,067 --> 00:05:09,939
‫عضو واقعاً برجسته‌ی خانواده

82
00:05:13,298 --> 00:05:15,858
‫13 سال می‌گذره ولی یه ذره
هم تغییر نکردی

83
00:05:16,253 --> 00:05:18,255
‫راز این‌کارـت چیه «نیکلاوس»؟

84
00:05:20,558 --> 00:05:22,343
واقعاً خیلی دلتنگت بودم

85
00:05:22,386 --> 00:05:24,954
‫متأسفانه خبر حضورت در آلمان پخش شده

86
00:05:25,912 --> 00:05:28,305
‫شایعاتی هست که «مایکل» کل اروپا
‫رو دنبالت می‌گرده

87
00:05:30,393 --> 00:05:31,868
‫بیا

88
00:05:32,179 --> 00:05:36,139
«جایی نری «آگوست
‫الان برمیگردم سر هنر مزخرفت

89
00:05:38,359 --> 00:05:39,664
‫دوست‌ـته؟

90
00:05:39,708 --> 00:05:41,797
اصلاً نمی‌شناسمش

91
00:05:43,712 --> 00:05:45,801
‫الان اون رو یادت اومد؟

92
00:05:48,108 --> 00:05:51,285
‫به عنوان یه فیل در برابر پشه
‫خیلی ناچیزه

93
00:05:51,328 --> 00:05:55,593
‫اون ناچیز ‫«بادی‌دارما»ـی منه

94
00:05:55,637 --> 00:05:58,074
گورو ناناک» منه . عیسی منه»

95
00:05:59,908 --> 00:06:02,513
‫«آگوست» معیاری برای همه‌ی اعتقاداتمه

96
00:06:02,557 --> 00:06:12,305
‫و دلیلیه که ‫من و دوستام
‫«هِیلی» عزیزت رو دزدیدیم

97
00:06:16,600 --> 00:06:19,300
" ماناسک ، فرانسه - زمان حال "

98
00:06:17,767 --> 00:06:19,443
‫یه اتاق داریم

99
00:06:19,487 --> 00:06:20,923
‫شاید بهتر باشه بریم اونجا

100
00:06:20,967 --> 00:06:23,883
‫آره ولی اون‌وقت نمی‌تونیم ‫توی
این کوچه کثیف همدیگر رو بوس کنیم

101
00:06:30,317 --> 00:06:31,317
‫حق با تو بود

102
00:06:31,785 --> 00:06:32,960
‫در مورد؟

103
00:06:33,966 --> 00:06:35,938
‫احساسی که آدم بعد از غروب
‫بدون حلقه روشنایی داره

104
00:06:36,138 --> 00:06:40,388
‫بهترین لذت ممکنه

105
00:06:41,020 --> 00:06:43,381
‫اعتبار بیشتر اون لذت رو گردن می‌گیرم

106
00:06:43,815 --> 00:06:45,600
‫خیلی ممنون

107
00:06:52,157 --> 00:06:57,133
‫پشت سرت اون نبش ‫نگاه نکن
چند لحظه پیش توی بار هم بود

108
00:06:59,179 --> 00:07:00,963
‫به نظرت بازم کار خونوادته؟

109
00:07:02,342 --> 00:07:03,853
‫فکر کنم

110
00:07:05,896 --> 00:07:08,134
‫باید بریم خودمون رو معرفی کنیم

111
00:07:09,879 --> 00:07:11,103
‫خانم‌ها مقدمن

112
00:07:21,243 --> 00:07:23,811
‫انگار بدجور سرش گرم بوده

113
00:07:26,469 --> 00:07:28,601
‫گرمِ زیرنظر گرفتن تو

114
00:07:32,141 --> 00:07:33,320
خیلی‌خب

115
00:07:33,345 --> 00:07:34,999
‫بذار ببینیم چی‌کار می‌تونی بکنی

116
00:07:39,568 --> 00:07:40,830
‫باشه

117
00:07:44,553 --> 00:07:46,649
‫خیلی باحاله ، نه؟

118
00:07:52,232 --> 00:07:53,233
‫نظرت چیه؟

119
00:07:53,989 --> 00:07:57,933
‫به نظرم کاش ‫منم مثل
تو عضلات قوی داشتم

120
00:07:57,977 --> 00:07:59,630
‫تازه وقتی بتونم نیمه‌ی گرگینه‌ام
رو هم فعال کنم

121
00:07:59,674 --> 00:08:02,285
‫خیلی قوی‌تر هم میشم

122
00:08:03,196 --> 00:08:04,196
‫آره

123
00:08:05,601 --> 00:08:10,656
تا حالا مامانت در مورد تبدیل راهنماییت کرده؟ -
یه‌کمی -

124
00:08:11,112 --> 00:08:13,515
‫و چندتا از دوستام هم تعریف کردن

125
00:08:13,835 --> 00:08:17,648
‫اون بخش که یه نفر رو باید کشت
...یه‌کمی خشن به‌نظر میاد ولی

126
00:08:17,692 --> 00:08:20,477
‫اونجاش که همه‌ی استخون‌های
بدن‌ـت ‫می‌شکنن چی؟

127
00:08:20,521 --> 00:08:25,047
‫راستش وقتی مامانت در موردش
‫باهام حرف زد

128
00:08:25,745 --> 00:08:29,018
‫وقتی برام دقیق توصیفش کرد

129
00:08:29,570 --> 00:08:33,270
‫خیلی بدتر از اونی که تصور می‌کردم
‫به‌نظر رسید

130
00:08:34,081 --> 00:08:38,565
‫و حقیقتش ‫این چیزی
نبود که برات می‌خواست

131
00:08:39,425 --> 00:08:40,432
‫"می‌خواد"

132
00:08:40,698 --> 00:08:42,717
‫چیزی نیست که برام می‌خواد

133
00:08:43,181 --> 00:08:44,838
‫منظورم همین بود

134
00:08:46,206 --> 00:08:51,987
‫دخترت خطرناکه
‫یه خطر ، یه تهدید

135
00:08:52,186 --> 00:08:55,101
‫دخترم یه بچه‌ست

136
00:08:55,331 --> 00:08:57,253
‫یه بچه‌ی زاده شده از خون گرگینه

137
00:08:57,807 --> 00:08:59,956
‫که می‌تونه هر وقت بخواد
‫دورگه درست کنه

138
00:09:00,081 --> 00:09:01,823
‫نقصش باید اصلاح بشن

139
00:09:02,218 --> 00:09:04,636
‫نقص اون نقص منه

140
00:09:05,214 --> 00:09:07,089
‫تکرار کنی چشمات رو از حدقه درمیارم

141
00:09:07,133 --> 00:09:09,265
‫و با انگشتام مثل زیتون برمیدارم‌شون می‌خورم

142
00:09:09,605 --> 00:09:11,433
‫هر چی بخوام اسمش رو میذارم

143
00:09:11,581 --> 00:09:18,666
‫یه لکه ننگ از گونه‌ی من ‫که خلوص
ذات برتر خون‌آشام‌ها رو کاهش میده

144
00:09:19,092 --> 00:09:20,485
‫منظورت رو بگو

145
00:09:20,882 --> 00:09:23,067
‫دخترت باید خودش رو پاک کنه

146
00:09:23,508 --> 00:09:25,455
«همون طلسمی که مادرت «اَستِر

147
00:09:25,499 --> 00:09:29,111
‫زمانی برای خاموش‌سازی تو
‫استفاده کرده بود استفاده کنه

148
00:09:30,977 --> 00:09:33,246
‫وقتی بخش گرگینه‌اش تصفیه بشه

149
00:09:33,813 --> 00:09:37,787
هوپ» دیگه نمی‌تونه»
‫نجاست خودش رو درست کنه

150
00:09:39,863 --> 00:09:41,645
‫اگه قبول نکنم چی؟

151
00:09:42,106 --> 00:09:43,750
‫تصمیم ساده‌ایه

152
00:09:44,594 --> 00:09:49,382
‫ذات گرگینه‌ی دخترت
‫یا زندگی دنیوی مادرش

153
00:09:50,916 --> 00:09:52,332
‫وقت داره می‌گذره

154
00:09:58,401 --> 00:09:59,837
‫50 گرگینه توی «اشتِبِلوو» کشته شدن

155
00:09:59,881 --> 00:10:01,317
«80تای دیگه توی «ویتنبرگ

156
00:10:01,361 --> 00:10:07,303
‫همین روستا که خارج از «بنتویچ»ـه
کاملاً قتل‌عام شدن

157
00:10:07,460 --> 00:10:10,239
‫ده‌ها قتل‎هام همه هم در شعاع 20 مایلیِ
‫جایی که هستیم «نیکلاوس»

158
00:10:11,179 --> 00:10:15,717
خب ، این برای «مایکل» زیادی اصولیه
‫به‌علاوه زیاد خودم رو تابلو نکردم

159
00:10:15,890 --> 00:10:17,290
‫این الان تابلو نکردنه؟

160
00:10:18,185 --> 00:10:21,051
‫بله «آلایژا» . محصور کردن خودت با سکس
‫اینجا عادی حساب میشه

161
00:10:21,076 --> 00:10:24,046
‫تنها چیزی که من رو تابلو می‌کنه تویی

162
00:10:24,275 --> 00:10:25,276
«ربکا»

163
00:10:25,398 --> 00:10:26,449
‫اگه اون روانی که بهش میگیم پدر

164
00:10:26,473 --> 00:10:28,562
‫«ربکا» رو پیدا کرده و مجبورش کرده باشه
...‫که تو رو

165
00:10:28,605 --> 00:10:32,348
‫«ربکا» با اون یارو «استفن»
‫توی «شیکاگو» مخفی شده

166
00:10:32,820 --> 00:10:35,743
‫زیاد برام نامه می‌فرسته
‫چون من برادر محبوبشم

167
00:10:35,786 --> 00:10:37,460
‫بله . متأسفانه باید ناامیدت کنم «نیکلاوس»

168
00:10:37,484 --> 00:10:39,312
‫ولی «ربکا» برای هیچکی که

169
00:10:39,355 --> 00:10:41,923
‫کارهای تهوع‌آورش تشویق می‌کنه
‫نامه نمی‌نویسه

170
00:10:42,687 --> 00:10:44,179
‫به‌نظر خوشحال میاد

171
00:10:44,695 --> 00:10:46,536
‫خب ، خوشبختی اون خواسته قلبی منه

172
00:10:46,580 --> 00:10:48,140
‫تو که باید این رو بدونی

173
00:10:50,770 --> 00:10:53,556
‫یه لحظه وایسا

174
00:10:55,946 --> 00:10:57,164
‫جریان چیه؟

175
00:11:01,091 --> 00:11:02,919
...اگه اشکالی نداره

176
00:11:12,603 --> 00:11:14,156
‫مشکلی داری؟

177
00:11:15,031 --> 00:11:17,437
‫بله . به نظرم داریم

178
00:11:18,742 --> 00:11:20,396
‫اون مرد یه هنرمند از یاد رفتنی بود

179
00:11:21,187 --> 00:11:24,792
‫یه فاشیست کینه‌جو و آدم پلید و قاتلی
که ‫گله گرگ‌ها رو سلاخی می‌کرد

180
00:11:25,116 --> 00:11:27,023
‫تو چی‌کارش کردی؟

181
00:11:27,695 --> 00:11:29,455
‫چی شد فکر کردی که دخلی
‫تو این جریان دارم؟

182
00:11:29,492 --> 00:11:31,625
نمیدونم . به‌خاطر صدها سال
‫گذشته‌ای که داشتی

183
00:11:34,921 --> 00:11:37,370
‫اون «گِرِتا»ـی مسخره که قهرمانش
‫هنرمند آشغالیه که

184
00:11:37,413 --> 00:11:39,328
‫هیچ اثری از خودش تو دنیا به‌جا نذاشته

185
00:11:39,372 --> 00:11:42,592
‫من درخواست منفورش رو قبول نمی‌کنم
‫و نیمه‌ی گرگینه بچه‌ام رو خاموش نمی‌کنم

186
00:11:42,636 --> 00:11:43,636
‫خب ، ببین

187
00:11:44,058 --> 00:11:45,668
‫مگه نباید خود «هوپ» تصمیم بگیره؟

188
00:11:46,046 --> 00:11:49,662
‫این سرنوشتی که خواسته‌اش رو داره
‫نفرینی که 1000 سال تحملش کردم

189
00:11:49,686 --> 00:11:52,171
‫نمی‌تونم بذارم دخترم هم
‫اون عذاب رو بکشه

190
00:11:53,906 --> 00:11:55,553
‫دردی بدتر از مرگ داره

191
00:11:55,578 --> 00:11:58,260
‫نه . قبل از اینکه تسلیم خواسته‌ی
‫اون فرقه‌گراها بشم

192
00:11:58,304 --> 00:12:00,195
‫اون زن رو توی آتیش می‌سوزونم

193
00:12:00,219 --> 00:12:03,004
‫ببین ، من طرف تو هستم
‫واقعاً هستم ، خب؟

194
00:12:03,047 --> 00:12:04,397
‫ولی اگه «هِیلی» رو بکشن

195
00:12:04,440 --> 00:12:07,042
‫و به «هوپ» فرصتی برای نجاتش ندی

196
00:12:07,527 --> 00:12:08,662
‫تو رو نمی‌بخشه

197
00:12:08,705 --> 00:12:14,494
‫و اگه من این ننگ رو به دخترم تحمیل کنم
‫و بعدش بازم مادرش بکشن چی؟

198
00:12:17,403 --> 00:12:19,567
‫اون‌وقت خودم رو نمی‌بخشم

199
00:12:30,976 --> 00:12:33,336
‫باید درت رو قفل کنی
‫این رو که میدونی ، نه؟

200
00:12:33,562 --> 00:12:35,406
«کاملاً مطمئنم بسته بودم «رومن

201
00:12:35,639 --> 00:12:36,312
خیلی‌خب

202
00:12:36,559 --> 00:12:38,605
‫پس دفعه بعد از قفلی استفاده کن
‫که نتونم بازش کنم

203
00:12:42,211 --> 00:12:44,368
‫خب ، جریان تو و ملاقاتی‌ـت
از خارج شهر چیه؟

204
00:12:45,159 --> 00:12:48,484
‫اون عمه‌ی منه
و چرا برات جالبه؟

205
00:12:48,933 --> 00:12:50,878
‫خب ، کنجکاوم

206
00:12:59,943 --> 00:13:02,349
‫چرا اینقدر بهم علاقه داری؟

207
00:13:02,638 --> 00:13:04,945
‫- حقیقتش؟
‫- نه . دروغ بگو

208
00:13:07,677 --> 00:13:08,351
‫خیلی‌خب

209
00:13:08,669 --> 00:13:09,771
‫یه «مایکلسون»

210
00:13:10,474 --> 00:13:13,966
‫دختر یه اصیل ‫که
باید غیرممکن باشه

211
00:13:14,239 --> 00:13:16,184
‫باباش یه خون‌آشام و مامانش یه گرگینه‌ست

212
00:13:16,391 --> 00:13:17,741
‫اجداد جادوگر داره

213
00:13:18,794 --> 00:13:20,747
...من بهت علاقمند شدم چون

214
00:13:21,691 --> 00:13:23,257
‫تو جالب‌ترین شخصی

215
00:13:23,644 --> 00:13:24,980
‫البته سوای تو

216
00:13:25,371 --> 00:13:26,696
‫تو هیچی در موردم نمیدونی

217
00:13:26,740 --> 00:13:29,395
که مطمئنم از این ندونستن خوشت میاد -
‫- شاید

218
00:13:30,219 --> 00:13:31,655
‫نظرت در مورد این چیه؟

219
00:13:32,375 --> 00:13:34,051
‫تو یه چیزی در مورد خودت بهم بگو

220
00:13:34,095 --> 00:13:37,490
‫و منم نمیرم به «آلاریک» بگم که
‫غیرقانونی وارد اتاقم شدی

221
00:13:42,277 --> 00:13:43,385
‫یه زمانی چند نفر رو عصبی کردم

222
00:13:43,409 --> 00:13:45,933
‫و به خودم که اومدم دیدم
‫توی یه غار از خون خشک شدم

223
00:13:46,828 --> 00:13:48,152
‫از خون خشک شدی؟

224
00:13:48,515 --> 00:13:49,515
‫آره

225
00:13:49,782 --> 00:13:51,131
‫چه حسی داشت؟

226
00:13:52,589 --> 00:13:55,639
‫بد بود

227
00:13:58,358 --> 00:14:03,374
‫ولی بعدش که درد بدنم رو محصورکرد
‫حساب همه چیز از دستم خارج شد

228
00:14:04,695 --> 00:14:05,971
‫همه چیز جز زمان

229
00:14:07,405 --> 00:14:09,608
‫چه مدت اونجا بودی؟

230
00:14:10,983 --> 00:14:14,538
‫اونقدری که 16 سال زندگی
عاری از دردم رو مرور کنم

231
00:14:15,101 --> 00:14:19,022
‫اونم چندبار قبل از اینکه 17 سالم بشه

232
00:14:21,492 --> 00:14:25,105
‫یه پسر بد و خون‌آشام قدیمی که
‫روحی آسیب‌دیده داره

233
00:14:26,699 --> 00:14:28,788
...چه مطلقاً -
‫- شاعرانه؟

234
00:14:29,731 --> 00:14:30,731
‫کلیشه‌ای

235
00:14:39,765 --> 00:14:41,554
‫خودت رو نگاه کن

236
00:14:41,597 --> 00:14:45,079
‫نوکر خون‌آشامی که سم
‫کیسه سم تزریق می‌کنه

237
00:14:45,122 --> 00:14:48,430
‫یه «کوکتِیل» خماریه که
همیشه توی بار نگه میدارم

238
00:14:48,474 --> 00:14:52,405
‫انرژی‌زا ، ویتامین بی‌5
«و کمی «گلوتاتیون

239
00:14:54,390 --> 00:14:56,274
‫«کلاوس» بهت گفت که
‫بهم ترحم کنی؟

240
00:14:56,299 --> 00:14:58,601
‫نه . ‫تصمیم خودم بود

241
00:15:00,038 --> 00:15:01,201
‫به گمونم امیدوارم

242
00:15:01,226 --> 00:15:03,967
‫که کمی مهربونی کردن بهت
‫راضیت کنه که «هِیلی» رو ول کنی

243
00:15:04,011 --> 00:15:06,492
‫اون آدم خوبیه «گِرِتا»

244
00:15:07,527 --> 00:15:10,835
‫و هیچ‌کدوم اتفاقاتی که افتاده
‫تقصیر اون نیست

245
00:15:11,689 --> 00:15:13,586
‫مستقیماً نه

246
00:15:14,704 --> 00:15:17,633
‫ولی سال‌ها صلح داشتیم «جاش»

247
00:15:18,493 --> 00:15:20,680
‫همه‌ـش به‌خاطر دختر نفرت‌انگیزش

248
00:15:20,723 --> 00:15:22,638
‫که اجتماع تکامل‌یافته رو لکه‌دار کرده
‫نابود شد

249
00:15:23,236 --> 00:15:26,108
پاپی» هم آدم خوبی بود . نبود؟»

250
00:15:28,460 --> 00:15:30,071
‫«جاش»

251
00:15:40,090 --> 00:15:41,701
‫مگه دیوونه شدی؟

252
00:15:41,744 --> 00:15:43,529
‫مرده‌ی اون به هیچ دردمون نمی‌خوره

253
00:15:43,572 --> 00:15:46,488
‫و یه قطره کمکش می‌کنه
شاه‌پسند داخل رگ‌هاش تمیز بشه

254
00:15:46,719 --> 00:15:49,199
‫و راستش رو بخوای «مارسل»...

255
00:15:49,282 --> 00:15:50,718
‫اون تا حدودی حق داره

256
00:15:51,379 --> 00:15:53,147
‫حرفای بعدیت رو به دقت در نظر بگیر

257
00:15:53,190 --> 00:15:54,844
‫بیخیال رفیق

258
00:15:55,363 --> 00:15:59,080
‫نمیدونم جریانت با «کلاوس» چیه
‫ولی در موردش فکر کن

259
00:15:59,283 --> 00:16:02,199
‫خاموش کردن «هوپ» یعنی «هِیلی» سالم می‌مونه
...دیگه دورگه‌ای تولید نمیشه و

260
00:16:02,243 --> 00:16:05,376
‫«مایکلسون»‌ها برمیگردن
به همونجایی که اومدن ، نه؟

261
00:16:05,420 --> 00:16:07,553
‫باور کن قبلاً این رو امتحان کردم

262
00:16:07,596 --> 00:16:10,817
‫پس اصلاً من توی موقعیتی نیستم
‫که هیچ پیشنهادی بدم

263
00:16:10,860 --> 00:16:15,082
‫ولی حداقل این‌بار رو
‫ببینی بقیه چی میگن

264
00:16:18,206 --> 00:16:19,565
‫یه سوال

265
00:16:20,214 --> 00:16:22,784
‫نظرت در مورد جمجمه‌ات چیه «جاش»؟

266
00:16:23,237 --> 00:16:24,744
‫خیلی بهش وابسته‌ام

267
00:16:24,787 --> 00:16:29,705
‫پس دیگه با دشمن حرف نمیزنی
و نظرات‌ـت رو برای خودت نگه میداری

268
00:16:31,577 --> 00:16:34,144
‫نمی‌خوای در مورد اونی که
‫دوربین دستش بود حرف بزنی؟

269
00:16:35,817 --> 00:16:37,688
‫قبلاً هم دنبالم اومده

270
00:16:38,293 --> 00:16:41,108
تا زیرنظرم بگیره
که من رو بپاد

271
00:16:41,151 --> 00:16:42,501
‫و گاهاً برای اینکه من رو برگردونه

272
00:16:42,926 --> 00:16:44,449
‫برگردونه کجا؟

273
00:16:44,915 --> 00:16:46,395
‫مهم نیست

274
00:16:48,167 --> 00:16:49,363
‫پس چرا داری وسایلت رو جمع می‌کنی؟

275
00:16:50,496 --> 00:16:53,120
‫ببین ، همه‌ی اون‌وقتا که گفتم

276
00:16:53,163 --> 00:16:55,905
‫مسائلی تو گذشته‌ام هست که
‫ترجیح میدم فراموش کنم

277
00:16:58,040 --> 00:17:00,606
‫اون مردی که دوربین داشت
‫بخشی از اون مسائله

278
00:17:00,649 --> 00:17:02,695
‫پس مشکل حل شد
‫دیگه مرده

279
00:17:04,357 --> 00:17:06,420
‫اونا یکی دیگه رو جاش می‌فرستن

280
00:17:07,121 --> 00:17:08,135
‫اونا کی هستن؟

281
00:17:09,434 --> 00:17:11,442
‫اونا کی هستن «انتوینت»؟

282
00:17:12,320 --> 00:17:13,140
‫بله

283
00:17:13,183 --> 00:17:17,492
‫با افتخار در تعدیل‌سازی
‫گرگینه‌ها دست داشتم

284
00:17:17,536 --> 00:17:20,277
‫حدوداً سر 90تا رو خودم جدا کردم

285
00:17:20,321 --> 00:17:21,627
‫تعدیل‌سازی؟

286
00:17:22,386 --> 00:17:23,716
‫کلمه مناسبیه

287
00:17:23,759 --> 00:17:26,588
‫دارم ما رو از سگ‌های پستی که
‫ما رو می‌کشن خلاص می‌کنم

288
00:17:26,632 --> 00:17:27,633
‫سگ‌های پست؟

289
00:17:27,676 --> 00:17:29,896
‫تنبیه‌هایی ناچیز

290
00:17:30,702 --> 00:17:33,464
‫دردنده‌هایی برخلاف من و تو
که زاده‌ی حیوان نیستیم

291
00:17:33,508 --> 00:17:34,814
‫در بالای زنجیره‌ی غذایی نیستن دوست من

292
00:17:34,857 --> 00:17:37,817
‫نه . من و تو خیلی هم متفاوتیم دوست من

293
00:17:37,860 --> 00:17:39,906
‫اصلی که احساس می‌کنم
باید یادش بدم

294
00:17:39,949 --> 00:17:43,474
...به نظرم حرف برادرم اینه که تو

295
00:17:45,125 --> 00:17:46,477
‫یه گوساله‌ای

296
00:17:46,930 --> 00:17:49,350
‫تو گوساله‌ای هستی در میان
‫گونه‌هایی خیلی بزرگتر

297
00:17:50,406 --> 00:17:52,222
‫توصیه می‌کنم دلیل دیگه‌ای بهم ندی که

298
00:17:52,266 --> 00:17:55,225
‫این سینه خمیده و ضعیفت رو
به دیوار میخکوب کنم

299
00:17:55,269 --> 00:17:58,489
‫این اولین و آخرین هشداریه که بهت میدم

300
00:18:06,189 --> 00:18:08,496
‫وقت رفتنه «انتوینت»

301
00:18:12,317 --> 00:18:14,275
‫بله پدر

302
00:18:35,722 --> 00:18:38,508
‫نباید جنبش رو دست‌کم بگیری

303
00:18:39,931 --> 00:18:41,532
‫ما شکست نمی‌خوریم

304
00:18:42,118 --> 00:18:46,559
‫تاریخ پر از تکامل‌سازانی بود
‫حکومت‌شون رو دست‌بالا گرفته بودن

305
00:18:46,958 --> 00:18:50,019
خمر روز» ، «هوتو» ، ترک‌های ارمنستان»

306
00:18:50,794 --> 00:18:53,196
‫همه‌شون ‫بعد از گذشت
مدتی مردن و عذاب کشیدن

307
00:18:53,240 --> 00:18:56,722
‫و همه‌شون زیر بار نفرت‌شون
‫دست و پا زدن

308
00:18:58,179 --> 00:18:59,615
...با اینحال

309
00:19:00,458 --> 00:19:06,906
‫اگه خیلی مطمئنی ‫اسامی
دوستای توطئه‌گرـت رو بهم بگو

310
00:19:08,129 --> 00:19:12,310
‫شرمنده ‫. هنوز کاملاً
از شاه‌پسند خالی نشدم

311
00:19:16,036 --> 00:19:19,745
‫«آگوست» خیلی ضعیف و پست بود

312
00:19:20,215 --> 00:19:23,749
‫ولی جهادی رو به‌وجود آورد
‫که صدها سال دووم آورد

313
00:19:23,792 --> 00:19:25,446
‫من جهادی نمی‌بینم

314
00:19:25,489 --> 00:19:30,233
‫من زن تنهایی رو می‌بینم که برای
‫آخرین نفس‌های نفرتش دنبال توجیه‌ـه

315
00:19:31,714 --> 00:19:35,153
‫و من مردی رو می‌بینم که میدونه
‫این یه دروغه

316
00:19:36,903 --> 00:19:41,348
‫ولی چیزی که نمی‌تونی
بفهمی ‫اینه که چند نفریم

317
00:19:42,349 --> 00:19:45,801
‫و اینکه تا چه حد دنیای
تو رو آلوده کردیم

318
00:19:48,948 --> 00:19:54,736
‫می‌خواستم در مورد
‫گذشته‌مون چیزهای بیشتری بگم

319
00:19:55,053 --> 00:19:57,359
‫ولی می‌ترسیدم چه واکنشی نشون میدی

320
00:20:00,278 --> 00:20:02,613
‫تو این فکر بودم بریم شرق

321
00:20:03,153 --> 00:20:06,226
«یه زمانی یکی بهم گفت «شانگهای
‫جای امنی برای مخفی شدنه

322
00:20:06,269 --> 00:20:08,968
‫آره ولی حتماً برام کارت‌پستال بفرست

323
00:20:09,848 --> 00:20:13,659
‫تو بهم یه حلقه دادی «آلایژا»
‫ازم خواستی باهات ازدواج کنم

324
00:20:13,684 --> 00:20:15,080
7سال گذشته رو بهم دروغ گفتی

325
00:20:15,104 --> 00:20:16,473
‫عادلانه نیست

326
00:20:16,498 --> 00:20:19,708
‫چطور تونستی بهم نگی که
‫من و تو همدیگر رو می‌شناسیم؟

327
00:20:20,129 --> 00:20:21,458
‫چون نمی‌شد گفت باهم آشناییم

328
00:20:21,502 --> 00:20:23,112
‫یه چندباری تصادفی همدیگر رو دیدیم

329
00:20:23,156 --> 00:20:25,571
‫اون بخشی که برادرم و پدرت
یه مشکل بزرگ باهم داشتن

330
00:20:25,596 --> 00:20:26,986
این رو هم بهم نگفتی

331
00:20:27,029 --> 00:20:29,292
‫چون میدونستم چطور تموم میشه

332
00:20:30,106 --> 00:20:31,967
‫اینکه اسرارم رو نگه دارم
‫و بذاری بری

333
00:20:31,991 --> 00:20:33,825
...بهتر از اینه که

334
00:20:34,769 --> 00:20:38,381
‫حقیقت رو بهت بگم
و تا ابد ازم متنفر باشی

335
00:20:47,620 --> 00:20:48,989
شانگهای» خوش بگذره»

336
00:21:00,051 --> 00:21:02,282
‫«مارسل» ، یه سوال دارم

337
00:21:03,489 --> 00:21:06,333
‫ممکنه اشتباه کنم که فرض کنم
در بین ما خائن‌هایی وجود داره؟

338
00:21:06,669 --> 00:21:07,669
...خب

339
00:21:07,950 --> 00:21:11,421
‫چیه؟ الان دیگه از " «کلاوس» بی‌گناه "
خلاص شدیم

340
00:21:11,457 --> 00:21:12,937
‫و " «کلاوس» شکاک " گیرمون اومد

341
00:21:13,968 --> 00:21:15,404
‫خب ، اگه اون مجاهد

342
00:21:15,429 --> 00:21:17,958
‫بگه که چندتا متحد داره
‫تصمیم می‌گیرم باور کنم

343
00:21:18,653 --> 00:21:20,406
2روز از وقتی که تو اعلام
وفاداری کردی می‌گذره

344
00:21:20,430 --> 00:21:23,825
«ولی اولین واکنشت به خواسته‌ی «گِرِتا
‫زیرسوال بردن من بود

345
00:21:23,869 --> 00:21:26,133
‫برای پیدا کردن یه راه بود

346
00:21:27,149 --> 00:21:32,270
‫ساعت‌ها طول می‌کشه خون‌ـش پاک بشه
‫و تا اون‌موقع «هِیلی» یه جای کوفتی منتظره

347
00:21:32,512 --> 00:21:34,246
‫فقط دنبال راهیم که راضی‌شون کنم
‫خودشون اون رو تحویل بدن

348
00:21:34,270 --> 00:21:38,013
‫بهت میگم چطوری تحویلش میدن
‫یه بی‌جون توی جعبه‌ی چوبی

349
00:21:41,203 --> 00:21:45,685
‫این آدما مقاومت می‌کنن
‫تسلیم نمیشن

350
00:21:45,824 --> 00:21:47,783
‫هردوتون این واقعیت رو می‌فهمین؟

351
00:21:49,737 --> 00:21:53,376
‫می‌تونم روت حساب کنم که
‫در برابر کینه‌شون تردید نکنی؟

352
00:21:54,867 --> 00:21:56,608
‫همیشه

353
00:22:01,968 --> 00:22:04,320
‫این رو می‌بینی؟
‫مشکل رابطه‌مون همینه

354
00:22:04,344 --> 00:22:06,041
‫به نظرم خواستم همکارش بشم

355
00:22:06,085 --> 00:22:09,915
‫اون فکر می‌کنه که من اعلام
وفاداری به شاه کردم

356
00:22:10,304 --> 00:22:12,004
...آره . خب

357
00:22:12,468 --> 00:22:15,921
‫نمی‌خوام دوباره جمجمه‌ام وسط بذارم
ولی شاید بهتر بود بهش می‌گفتی که

358
00:22:15,964 --> 00:22:18,053
‫به «فِرِیا» زنگ زدی و خواسته‌های
‫«گِرِتا» رو بهش گفتی

359
00:22:18,984 --> 00:22:20,055
‫چیزی واسه گفتن نیست

360
00:22:20,099 --> 00:22:21,883
‫تا اینکه «فِرِیا» بهم زنگ بزنه
و بگه که

361
00:22:21,927 --> 00:22:24,591
‫«هوپ» چه تصمیمی برای
خاموش‌سازیش گرفته

362
00:22:26,153 --> 00:22:27,503
‫دردناکه

363
00:22:27,528 --> 00:22:29,304
‫- برام مهم نیست
‫- ممکنه بمیری

364
00:22:29,329 --> 00:22:30,329
‫بازم مهم نیست

365
00:22:30,731 --> 00:22:32,957
‫بحث‌مون خاموش‌سازی ‫بخش
اساسیِ کسیه که هستی

366
00:22:32,981 --> 00:22:37,029
‫که طبق گفته‌ی خودت ‫مادرم
هیچ‌وقت نمی‌خواست که ‫فعال بشه

367
00:22:37,072 --> 00:22:38,944
‫ولی می‌خواست تصمیمش با خودت باشه

368
00:22:38,987 --> 00:22:40,119
‫و دارم تصمیم رو می‌گیرم

369
00:22:40,162 --> 00:22:43,090
‫اینطوری نه «هوپ» ‫. گوش کن

370
00:22:43,557 --> 00:22:47,474
‫میدونم چه حسی داره که برخلاف خواسته‌ات
‫یه چیزی رو ازت بگیرن ، خب؟

371
00:22:47,517 --> 00:22:49,737
‫چیزی که از من گرفته شد زمان بود

372
00:22:50,442 --> 00:22:51,957
‫خاله «دالیا» برای سال‌ها و سال‌ها
طلسم خواب

373
00:22:52,000 --> 00:22:54,307
‫روم انداخته بود اونم درحالی‌که
‫دنیا دور سرم می‌چرخید

374
00:22:54,350 --> 00:22:56,091
‫و الان بهت میگم که وقتی متوجه بشی

375
00:22:56,135 --> 00:23:00,591
‫چه چیزهایی رو از دست دادی
‫از درون تو رو می‌خوره

376
00:23:03,173 --> 00:23:07,060
‫اگه فقط واسه نجات مادرم بود
‫می‌خواستم این‌کار رو بکنم

377
00:23:07,973 --> 00:23:12,673
‫یا حتی به‌خاطر اینکه ‫تا
حدودی مسئول دزدیدن اون بودم

378
00:23:12,716 --> 00:23:16,024
‫یا اینکه حتی مطمئن نیستم ‫این
بخش عجیب از خودم رو بخوام یا نه

379
00:23:16,068 --> 00:23:17,896
‫ولی دلیل همه‌ی اینان

380
00:23:20,074 --> 00:23:21,597
‫پس خواهش می‌کنم عمه «فِرِیا»

381
00:23:21,622 --> 00:23:26,782
‫هر موادی که لازم داری رو گیر بیار
‫چون من و تو طلسم رو می‌خونیم

382
00:23:41,137 --> 00:23:45,815
‫اینکه دزدکی توی جیبم نامه میذاری
واقعاً تعرض حساب میشه

383
00:23:45,859 --> 00:23:47,600
‫حرفت یه‌جورایی متظاهرانه‌ست
‫این رو کسی میگه که

384
00:23:47,625 --> 00:23:50,236
‫مدام دزدکی وارد اتاقم میشه

385
00:23:51,305 --> 00:23:52,741
‫عادلانه‌ست

386
00:23:53,137 --> 00:23:55,379
...خب

387
00:23:56,450 --> 00:23:57,957
‫یه لطفی می‌خوام

388
00:23:58,741 --> 00:24:05,628
‫یه کاری هست که ‫باید انجام بدم
و احتمالش هست که عاقبت خوشی نداشته باشه

389
00:24:06,383 --> 00:24:11,104
‫یه کار ‫که ممکنه عاقبت
خوشی نداشته باشه؟

390
00:24:11,406 --> 00:24:14,104
‫این ربطی به کاری که
...تو و عمه‌ات می‌خواین

391
00:24:19,153 --> 00:24:21,416
‫خیلی‌خب ، اصلاً انتظارش رو نداشتم

392
00:24:41,305 --> 00:24:43,583
‫شاید امروز بمیرم

393
00:24:45,658 --> 00:24:46,716
‫خیلی‌خب

394
00:24:47,660 --> 00:24:50,232
‫اینطوریه که می‌تونم مامانم رو پس بگیرم
...برای همین

395
00:24:50,837 --> 00:24:54,667
‫باید به چندتا آرزوهایی که داشتم میرسیدم

396
00:24:55,842 --> 00:24:57,192
...وایسا ببینم . این اولین

397
00:24:57,216 --> 00:24:58,356
‫میشه در موردش حرف نزنیم؟

398
00:25:08,496 --> 00:25:10,324
‫باید خرخره‌اش رو می‌گرفتی

399
00:25:10,376 --> 00:25:11,484
‫و محتویات بدنش رو تیکه تیکه می‌کردی

400
00:25:11,508 --> 00:25:12,901
‫به جاش آزادش کردی بره

401
00:25:12,926 --> 00:25:14,754
‫تا نذارم خودت رو لو بدی

402
00:25:14,779 --> 00:25:17,777
‫شاید مدت زیادی رو صرف ترسیدن
‫و شرمساری از خودم کردم

403
00:25:17,820 --> 00:25:20,083
‫ترسید و شرمسار نه
‫محتاط و مواظب

404
00:25:20,127 --> 00:25:22,695
‫لحظه‌ای که خودت رو آشکار کنی
‫یه گروه از آدمای عصبانی سرت خراب میشن

405
00:25:22,738 --> 00:25:24,827
‫هیچ‌کدوم‌شون نمی‌تونن من رو بکشن

406
00:25:24,871 --> 00:25:27,569
‫پدر می‌تونه ‫و فرصتش بشه
حتماً می‌کشه

407
00:25:27,613 --> 00:25:30,746
‫پس چرا یه ارتشی هم بهش بدیم
‫که شکارت کنه؟

408
00:25:30,790 --> 00:25:33,927
‫بیا بفهمیم این ارتش چقدر قدرتمنده

409
00:25:45,108 --> 00:25:46,980
‫این‌کار «آگوست» و آدماش بود

410
00:25:47,023 --> 00:25:48,145
‫کار اونا بود

411
00:25:48,877 --> 00:25:51,663
‫این بدبخت‌ها رو توی خواب تیکه‌پاره کردن

412
00:25:51,784 --> 00:25:54,177
‫و اونا رو توی عبادتگاه‌شون کشتن

413
00:25:54,202 --> 00:25:56,074
‫این جنگ تو نیست «نیکلاوس»

414
00:25:57,773 --> 00:25:58,489
‫نیست؟

415
00:25:58,560 --> 00:26:00,080
‫این‌دفعه نیست

416
00:26:00,105 --> 00:26:01,777
‫تو ناجی گرگ‌ها نیستی

417
00:26:01,821 --> 00:26:03,866
‫و نمی‌تونی اتفاقی که
اینجا افتاده رو تغییر بدی

418
00:26:07,168 --> 00:26:09,083
‫«کلاوس» ، خواهش می‌کنم

419
00:26:10,786 --> 00:26:13,746
‫کسایی از ما مهمن که
‫تو رو همینطور که هستی قبول دارن

420
00:26:13,789 --> 00:26:15,922
‫پذیرش تو با در نظر گرفتن اینکه

421
00:26:15,965 --> 00:26:18,620
‫وقتی مادر این بخش از من رو که
‫این آدما می‌خوان بکشن خاموش کرد

422
00:26:18,664 --> 00:26:20,013
‫و کاری نکردی هیچ و پوچه

423
00:26:20,056 --> 00:26:22,319
‫نه . هر کاری در توانم بود انجام دادم
‫تا ازت محافظت کنم

424
00:26:22,363 --> 00:26:24,191
‫محافظت کنی؟

425
00:26:24,234 --> 00:26:26,323
‫تو ازم شرمسار بودی

426
00:26:26,367 --> 00:26:28,587
‫تو دست رو دست گذاشتی
‫و وقتی «مایکل» من رو میزد نگاه کردی

427
00:26:28,630 --> 00:26:29,631
‫تا اینکه از هوش رفتم

428
00:26:29,675 --> 00:26:31,851
‫هیچ‌وقت عذاب کشیدنت رو نگاه نکردم

429
00:26:32,389 --> 00:26:33,956
‫کنارت بودم

430
00:26:33,981 --> 00:26:36,809
‫بدون هیچ رحمی کنارت شکنجه می‌شدم
‫و کتک می‌خوردم

431
00:26:39,443 --> 00:26:42,688
‫حالا بهم بگو ببینم
‫چی ازم می‌خوای؟

432
00:26:42,731 --> 00:26:45,560
‫ازت می‌خوام یه کاری بکنی

433
00:26:45,858 --> 00:26:47,164
‫یه واکنش نشون بدی

434
00:26:47,189 --> 00:26:49,399
‫وقتی مردم به گونه‌ی من میگن سگ

435
00:26:49,424 --> 00:26:50,791
‫نه فقط حرف بزنی

436
00:26:51,218 --> 00:26:54,719
‫وگرنه بهتر از اونایی نیستی که ‫روی
برگردوندن و گذاشتن این اتفاق بیوفته

437
00:26:54,743 --> 00:26:56,484
‫حق دارم که یه خنجر تو سینه‌ات فرو کنم

438
00:26:56,527 --> 00:26:59,226
‫و بندازمت داخل یه تابوت و بذارمت
‫بالای تابوت خواهر عزیزمون

439
00:27:04,231 --> 00:27:06,903
‫«نیکلاوس» ، هیچ‌وقت دست از
‫متحیر کردن من برنمیداری

440
00:27:09,449 --> 00:27:10,942
‫پس جریان نامه‌های «ربکا» چی بود؟

441
00:27:11,037 --> 00:27:12,228
‫" «آلایژا»ـی عزیزم

442
00:27:13,814 --> 00:27:17,078
" بهار «شیکاگو» خیلی الهام‌بخش‌ـه

443
00:27:18,039 --> 00:27:19,129
‫«نیکلاوس»

444
00:27:19,505 --> 00:27:21,507
‫یه استعداد دیگه‌ام هم مشخص شد

445
00:27:23,738 --> 00:27:27,307
‫خب ، این‌دفعه چطور تونستی
‫خوشبختی «ربکا» رو انکار کنی؟

446
00:27:27,332 --> 00:27:30,117
‫دل و روده‌ی این «استفن» رو هم
‫مثل «الکساندر» ریختی بیرون؟

447
00:27:30,142 --> 00:27:33,102
‫یا اون رو مثل «امیل» بدبخت
‫از بالکن انداختی پایین؟

448
00:27:34,379 --> 00:27:36,231
‫فرصتش رو نداشتم

449
00:27:36,520 --> 00:27:39,741
‫ولی ابدیت زمان طولانی‌ـه
‫و من حافظه‌ی عالی دارم

450
00:27:39,766 --> 00:27:41,246
‫چرا ما برادریم؟

451
00:27:41,271 --> 00:27:43,577
‫خب ، از الان به بعد نیستیم

452
00:27:45,576 --> 00:27:46,926
‫چون دیگه از اینکه

453
00:27:46,969 --> 00:27:49,145
‫افرادی که میگن دوستم دارن
‫و بهم خیانت می‌کنن خسته شدم

454
00:27:49,189 --> 00:27:51,060
‫پس برگرد همونجایی که ازش اومدی

455
00:27:51,104 --> 00:27:53,715
«و دفعه بعدی که خبر اومدن «مایکل

456
00:27:53,759 --> 00:27:55,630
‫به دنبال من رو داشتی
‫به همه‌مون یه لطفی بکن

457
00:27:55,674 --> 00:27:57,359
‫بذار بیاد

458
00:28:03,811 --> 00:28:05,980
‫باید راه آسون‌ترـی هم برای این‌کار باشه

459
00:28:07,402 --> 00:28:09,122
‫خون‌ـت کلیدشه

460
00:28:09,165 --> 00:28:11,907
‫فقط باید اونقدری باشه که
‫سنگ‌ماه توش خیس بشه

461
00:28:22,571 --> 00:28:23,616
‫اون کلمه

462
00:28:24,657 --> 00:28:25,694
‫"مارکام"

463
00:28:27,198 --> 00:28:28,504
‫معنیش چیه؟

464
00:28:30,534 --> 00:28:32,232
‫مارک؟

465
00:28:32,275 --> 00:28:35,623
‫"سنگ خیس شده ‫گرم میشه
"و برای داغ مبتلا استفاده میشه

466
00:28:35,675 --> 00:28:37,303
‫داغم می‌کنی؟ کجام؟

467
00:28:37,846 --> 00:28:44,546
‫" کف هر دو دست ، کف هر دو پا
" «و نقطه‌ی چشم سوم «چاکرا

468
00:28:45,027 --> 00:28:46,768
‫و «هوپ» ، گوش کن چی میگم

469
00:28:46,812 --> 00:28:49,483
‫نباید بیهوش بشی
‫یا تنفس‌ـت رو متوقف کنی ، خب؟

470
00:28:49,558 --> 00:28:50,835
‫اگه بکنم چی؟

471
00:28:51,057 --> 00:28:52,632
‫نکن

472
00:28:53,663 --> 00:28:55,023
...اگه یه وقت بخوای دست بردارم -
‫- نه

473
00:28:55,339 --> 00:28:56,819
‫انجامش بده

474
00:28:57,463 --> 00:28:59,158
‫- «هوپ»
‫- انجامش بده

475
00:29:40,039 --> 00:29:43,129
‫اجازه نمیدم گذشته‌ی من
‫بشه آینده‌ی تو ‫. فهمیدی؟

476
00:29:43,572 --> 00:29:45,176
‫فهمیدی؟

477
00:29:45,566 --> 00:29:47,046
‫«مارسل» بهت گفت؟

478
00:29:47,089 --> 00:29:48,961
‫لازم نبود . 1000 سال داستان خونوادگی

479
00:29:49,004 --> 00:29:51,551
‫بهم یاد داده که انتظار خیانت
‫از کسایی که خیلی برام عزیزن داشته باشم

480
00:29:51,576 --> 00:29:53,837
‫خاموش‌سازیش؟ ‫واقعاً؟

481
00:29:55,968 --> 00:29:57,970
‫چندبار دیدی از شرمساری که

482
00:29:58,013 --> 00:29:59,798
‫پدر و مادرمون بهم دادن
‫سرکوفت شنیدم؟

483
00:29:59,841 --> 00:30:05,194
‫چندبار گریه‌ام رو که از زندگی با
‫درد دوری مادرم داغون بودم دیدی؟

484
00:30:12,687 --> 00:30:14,218
‫باید بری «کلاوس»

485
00:30:14,946 --> 00:30:17,296
‫نباید پیش «هوپ» بمونی

486
00:30:18,090 --> 00:30:20,030
‫«هوپ» ، گوش کن

487
00:30:21,189 --> 00:30:24,660
‫این الان ‫تموم میشه

488
00:30:52,453 --> 00:30:54,308
‫فکر می‌کردم میری

489
00:30:55,941 --> 00:30:57,986
‫سخته وقتی گذشته و آینده‌ام

490
00:30:58,030 --> 00:31:01,511
‫در مرگ و فریب غوطه‌ور باشن
‫برنامه‌ای برای آینده بریزم

491
00:31:06,801 --> 00:31:13,819
‫اولین‌باری که تو رو دیدم
‫دقیقاً میدونستم کی بودی

492
00:31:16,004 --> 00:31:17,963
‫و بله . قدیم یه مشکلی باهم داشتیم

493
00:31:18,006 --> 00:31:21,096
‫خونواده‌ی من و خونواده‌ی تو
خون اون گذشته رو گرفته

494
00:31:28,451 --> 00:31:32,194
‫همون موقع اولین‌باری بود
که عاشقت شدم

495
00:31:42,386 --> 00:31:45,457
‫ببخشید ، ‫دنبال برادرم هستم

496
00:31:45,482 --> 00:31:47,963
‫دیگه نیومده اینجا

497
00:31:49,697 --> 00:31:55,066
‫من دختر پدرم نیستم
‫من از گرگ‌ها نفرت ندارم

498
00:31:57,659 --> 00:32:00,096
‫ولی نمیشه بهش فهموند

499
00:32:02,785 --> 00:32:05,199
‫و مخالفت با اون عواقبی داره

500
00:32:05,772 --> 00:32:07,774
‫با همچین پدری آشنام

501
00:32:10,225 --> 00:32:12,967
‫بالاخره حتی بچه‌های همچین
‫هیولایی هم امنیت ندارن

502
00:32:13,105 --> 00:32:16,499
‫و باور کن دیر یا زود ‫اون خشم رو
روی تو هم خالی می‌کنه

503
00:32:20,721 --> 00:32:21,803
‫ببخشید

504
00:32:29,176 --> 00:32:31,003
‫گوش کن

505
00:32:37,346 --> 00:32:39,914
‫من به ایستگاه قطار و بندر رفتم

506
00:32:39,958 --> 00:32:41,326
‫به بلیط‌چی‌ها نفوذ ذهنی کردم که

507
00:32:41,350 --> 00:32:43,265
‫به هر کی می‌خواد از این
‫کشور فرار کنه کمک کنن

508
00:32:43,309 --> 00:32:44,869
‫اسم من رو که بهشون بگی
کمکت می‌کنن

509
00:32:45,661 --> 00:32:47,010
‫توصیه می‌کنم بری شرق

510
00:32:47,035 --> 00:32:48,840
شانگهای» جای امنی برای مخفی شدنه»

511
00:32:50,136 --> 00:32:51,529
‫ممنون

512
00:32:52,057 --> 00:32:53,192
‫خواهش می‌کنم

513
00:32:55,458 --> 00:32:57,068
‫اسمت

514
00:32:57,778 --> 00:33:01,215
‫محض اینکه بخوام از اسمت به عنوان
‫بلیط خروج استفاده کنم

515
00:33:01,240 --> 00:33:03,068
‫البته . «آلایژا»

516
00:33:03,703 --> 00:33:05,189
«انتوینت»

517
00:33:05,635 --> 00:33:07,144
‫تا دیداری دوباره

518
00:33:07,550 --> 00:33:09,003
‫البته اگه دوباره همدیگر رو ببینیم

519
00:33:11,136 --> 00:33:13,846
‫همونطور که وقتی توی نیویورک
همدیگر رو دیدیم بهت گفتم

520
00:33:15,274 --> 00:33:19,649
‫من عقاید کهنه‌ی
پدرم رو ‫رها کردم

521
00:33:19,693 --> 00:33:22,957
‫و به خلوص روح جاودانم ایمان آوردم

522
00:33:24,598 --> 00:33:26,430
‫من طبق اون اصل زندگی کردم

523
00:33:27,519 --> 00:33:29,344
‫چون بهم آرامش میده

524
00:33:36,815 --> 00:33:40,652
‫می‌خوام این زندگی
رو ‫با تو سهیم باشم

525
00:33:41,685 --> 00:33:42,685
‫باهات ازدواج کنم

526
00:33:43,138 --> 00:33:48,058
‫در لذت اولین لحظات‌مون بعد از غروب
‫با تو غوطه‌ور بشم

527
00:33:48,286 --> 00:33:50,378
‫دوست‌ـت دارم «آلایژا»

528
00:33:52,409 --> 00:33:54,062
‫و من میرم بالا وسایلم رو جمع کنم

529
00:33:54,087 --> 00:33:56,933
‫چون بله . هنوز وقت
برای ادامه زندگی هست

530
00:33:57,724 --> 00:34:00,683
‫ولی امیدوارم که ادامه‌مون باهم باشه

531
00:34:16,685 --> 00:34:20,384
‫«کلاوس مایکلسون» امروز بدجور
‫سرش گرم بوده

532
00:34:20,409 --> 00:34:22,788
«اولش میری «میستیک‌فالز

533
00:34:22,813 --> 00:34:25,905
‫حالا داری از کنار رودخونه
‫گرگینه میدزدی

534
00:34:26,194 --> 00:34:29,284
‫اگه بزرگترین ترس «گِرِتا» "نجاست" باشه

535
00:34:29,328 --> 00:34:32,983
‫پس قصد دارم وحشتی در
‫کابوسی ابدی رو بهش میدم

536
00:34:33,027 --> 00:34:35,029
‫و پیمانه از خون «هوپ» دارم

537
00:34:35,073 --> 00:34:38,076
‫که تا آخرین قطره‌اش برای ‫درست کردن
دورگه‌های بیشتر استفاده می‌کنم

538
00:34:39,973 --> 00:34:41,722
‫تو دورم زدی

539
00:34:42,708 --> 00:34:46,642
‫زندگی دخترم رو در خطر قرار دادی
‫و بهم خیانت کردی

540
00:34:46,822 --> 00:34:48,214
‫کار درست رو انجام دادم

541
00:34:48,239 --> 00:34:49,457
‫کاری که برای کی درست بود؟

542
00:34:49,482 --> 00:34:51,353
‫برای دخترت ، برای شهرم

543
00:34:51,380 --> 00:34:53,121
‫مسئله کار درست نیست

544
00:34:53,146 --> 00:34:54,757
‫این شهر تو رو رد کرد

545
00:34:54,920 --> 00:34:56,879
‫خواهرمم همینطور
‫حالا تنها چیزی که می‌خوای

546
00:34:56,904 --> 00:34:58,769
‫اینه که دوباره تو رو قبول کنن

547
00:34:59,753 --> 00:35:02,206
‫فقط نیاز داری تو رو
«دوست داشته باشن «مارسل

548
00:35:02,371 --> 00:35:04,199
‫این نقطه‌ضعفته

549
00:35:04,406 --> 00:35:07,583
‫برای همینه که میدونستم بدون اینکه
‫حرفی بهت بزنم حاضری چه کارهایی بکنی

550
00:35:07,627 --> 00:35:09,344
‫برای همینه که میدونم
‫هر قولی هم که در زمان

551
00:35:09,368 --> 00:35:12,087
...اعلام اتحاد بدی تو

552
00:35:13,470 --> 00:35:15,342
‫همیشه جا میزنی

553
00:35:23,384 --> 00:35:24,472
‫بنوش

554
00:35:26,780 --> 00:35:31,734
‫وقتی که برگردی به دنیا
حتماً به همه بگو

555
00:35:32,434 --> 00:35:35,776
‫«گِرِتا سیئِنا» مسئول سرنوشت‌ـته

556
00:35:40,311 --> 00:35:42,356
‫یه اشتباهی کردم

557
00:35:43,080 --> 00:35:44,995
‫نمی‌خوام بمیرم

558
00:35:45,273 --> 00:35:48,624
‫خب ، حقیقت رو در مورد «هِیلی» بگو

559
00:35:48,668 --> 00:35:50,887
‫همون لحظه‌ای که بگم من رو می‌کشن

560
00:35:51,323 --> 00:35:53,018
‫ببین ، تو الان از شاه‌پسد خالی هستی

561
00:35:53,043 --> 00:35:54,915
‫خیلی‌خب؟ پس اگه بدون اینکه
‫بهت نفوذ کنن اعتراف کنی

562
00:35:54,940 --> 00:35:56,507
...و «هِیلی» هنوز زنده باشه

563
00:35:56,532 --> 00:35:59,393
‫زنده‌ست . ‫خیلی هم زنده‌ست

564
00:35:59,418 --> 00:36:02,143
‫پس «کلاوس» رحم می‌کنه

565
00:36:04,297 --> 00:36:05,603
‫اون کجاست «گِرِتا»؟

566
00:36:06,271 --> 00:36:08,611
‫بهم بگو ‫. بهم بگو کجاست

567
00:36:08,636 --> 00:36:10,476
‫و من ضمانت تو رو
‫پیش «کلاوس» و «مارسل» می‌کنم

568
00:36:11,054 --> 00:36:12,273
‫لطفاً بهشون بگو

569
00:36:12,387 --> 00:36:13,252
‫چی؟

570
00:36:13,277 --> 00:36:14,800
‫- بهشون بگو
‫- چی بگم؟

571
00:36:15,434 --> 00:36:20,308
‫بهشون بگو من خیلی قوی‌تر
از اونیم ‫که تصورش رو بکنن

572
00:36:38,095 --> 00:36:39,662
‫هی ، نمردی

573
00:36:42,420 --> 00:36:43,807
‫عالی شد

574
00:36:48,610 --> 00:36:49,742
‫چه اتفاقی افتاد؟

575
00:36:55,052 --> 00:36:57,446
‫اتفاقی که افتاد اینه که

576
00:36:57,897 --> 00:37:01,857
‫تا جایی که مسئله برگردوندن مادرم وسط باشه
‫خودمم و خودمم

577
00:37:05,273 --> 00:37:06,753
‫اون چیه؟

578
00:37:09,017 --> 00:37:10,932
‫یه طلسم خاموش‌سازی

579
00:37:11,582 --> 00:37:15,481
‫تنها کاری که باید بکنم اینه که
بخشی از خودم رو از دست بدم

580
00:37:17,048 --> 00:37:18,571
‫و من 3 بخش دارم

581
00:37:19,131 --> 00:37:21,307
‫چقدر می‌تونه بد باشه که
‫یکیش رو از دست بدم؟

582
00:37:26,364 --> 00:37:27,974
‫می‌خوای بفهمی؟

583
00:37:29,836 --> 00:37:31,775
‫خب ، هیچ‌کدوم جادوگرهایی که برای

584
00:37:31,800 --> 00:37:33,443
‫این طلسم قدرت کافی داشته باشن
‫اینجا نیستن

585
00:37:35,052 --> 00:37:36,052
‫آره

586
00:37:38,567 --> 00:37:43,269
‫پسر ، اگه کسی یه راهی برای
‫فرار از اینجا بلد بود عالی می‌شد

587
00:37:54,698 --> 00:37:56,308
‫زنده می‌مونه؟

588
00:37:56,819 --> 00:37:59,213
جاش»؟ آره»

589
00:37:59,288 --> 00:38:01,855
‫شانس آورده که هنوز
...صورتش رو داره ولی

590
00:38:01,880 --> 00:38:02,968
‫فکر کنم

591
00:38:03,368 --> 00:38:05,913
‫میدونه «گِرِتا» کجا فرار کرده؟

592
00:38:06,818 --> 00:38:08,167
‫اون بخش که گفتم

593
00:38:08,192 --> 00:38:09,976
‫شانس آورده هنوز صورتش رو داره
‫یادت رفت؟

594
00:38:12,934 --> 00:38:16,354
‫حرفی که چند لحظه پیش گفتم
عصبانی بودم

595
00:38:16,379 --> 00:38:19,969
‫آره . خب ، اشتباه نمی‌کردی

596
00:38:20,340 --> 00:38:22,081
‫مثل قدیم نیستم

597
00:38:22,226 --> 00:38:24,837
‫خواهرت بدجور داغونم کرد

598
00:38:24,862 --> 00:38:28,300
‫با نبود «آلایژا» عصبانیتم کنترلم می‌کنه

599
00:38:28,504 --> 00:38:30,196
‫امروز که کنترل کرد

600
00:38:31,700 --> 00:38:35,051
‫و 100 سال پیش هم با
آگوست» اینطوری شد»

601
00:38:38,314 --> 00:38:41,187
‫خیلی هم گناهکارم «مارسل»

602
00:38:43,843 --> 00:38:51,372
‫ولی هر کاری کردم حقش بود
‫در واقع حتی بهش رحم هم کردم

603
00:38:51,416 --> 00:38:53,493
‫من هیچ دردسری نمی‌خوام «کلاوس»

604
00:38:53,518 --> 00:38:55,432
‫انگار که برام مهمه چی می‌خوای

605
00:38:59,598 --> 00:39:03,384
‫بعد از کشتن‌ـت ‫همه‌ی
کسایی که می‌شناسی

606
00:39:03,428 --> 00:39:04,939
‫و همه کسایی که دوست داری
رو شکار می‌کنم

607
00:39:16,309 --> 00:39:18,821
‫ولی هیچ‌وقت فقط همون رو کشتم

608
00:39:21,782 --> 00:39:24,088
...وقتی که بستون بود

609
00:39:24,953 --> 00:39:26,470
‫این سکه رو بردارین

610
00:39:31,543 --> 00:39:33,806
‫بعضیاشون به‌خاطر نفرت‌شون گناهکار بودن

611
00:39:35,285 --> 00:39:36,765
‫ولی خیلیاشون بی‌گناه بودن

612
00:39:40,116 --> 00:39:42,728
‫و همه قربانی اون شدن

613
00:39:42,771 --> 00:39:45,861
‫قربانی بخشی از من که مجبورم کردن
‫سرکوبش کنم

614
00:39:50,957 --> 00:39:53,537
‫«آگوست»...عزیزم

615
00:40:03,409 --> 00:40:07,875
‫خواهش می‌‌کنم ‫رحم کن

616
00:40:09,368 --> 00:40:10,935
‫اینطور شد که

617
00:40:11,369 --> 00:40:16,793
‫در پایان ‫من کبریتی بودم
که فیتیله بمب رو روشن کردم

618
00:40:18,285 --> 00:40:19,504
...رحم کن

619
00:40:19,547 --> 00:40:22,681
‫به دخترم

620
00:40:25,738 --> 00:40:29,837
‫اشتباه من ‫این بود
که تحقیرشون کردم

621
00:40:29,862 --> 00:40:33,873
‫و با این‌کار بهشون قدرتمندترین
‫شکل از نفرت رو دادم

622
00:40:34,888 --> 00:40:37,804
‫نفرتی که برای 1000 سال
‫به خشم من نیرو میداد

623
00:40:45,757 --> 00:40:47,236
‫شرمساری

624
00:40:52,044 --> 00:40:54,633
‫من بهشون شرمساری رو بخشیدم

625
00:40:54,694 --> 00:40:56,827
‫لطفاً به پسرم رحم کن

626
00:41:06,984 --> 00:41:08,594
‫هی ، منم

627
00:41:09,119 --> 00:41:12,316
‫خواستم خبر بدم که همه چیز ردیفه

628
00:41:12,906 --> 00:41:17,371
‫دارم سوار ماشین میشم
و ‫«هوپ مایکلسون» داره باهام میاد

629
00:41:17,947 --> 00:41:19,862
‫دوست‌ـت دارم مامان

630
00:41:23,713 --> 00:41:25,454
‫کسی بیرون اومدنت رو ندید؟

631
00:41:25,506 --> 00:41:26,506
‫نه

632
00:41:27,030 --> 00:41:28,161
‫حاضری بریم؟

633
00:41:28,885 --> 00:41:31,074
‫آره ‫. بریم تو کارش

634
00:41:47,400 --> 00:41:48,400
مترجم : رضا حضرتی

635
00:41:49,400 --> 00:42:22,400
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
