WEBVTT

00:00.951 --> 00:02.257
پیش از این در
"The Originals"

00:02.281 --> 00:03.451
هر کی که الان هستم

00:03.476 --> 00:05.143
‫- ازت می‌خوام باهام ازدواج کنی
‫- بله

00:05.787 --> 00:08.572
هِیلی» گم شده»
خونواده‌ات بهت نیاز داره

00:08.616 --> 00:10.183
آلایژا مایکلسون» مرده»

00:10.226 --> 00:11.314
‫«هِیلی» کیه؟

00:11.358 --> 00:13.186
‫یکی که قبلاً «آلایژا مایکلسون» دوستش داشت

00:13.229 --> 00:16.189
فِرِیا» ، توی فرانسه پیداش نکردم»
‫اون رفته

00:16.232 --> 00:18.800
‫پیش خودم گفتم با شرایط
فعلی ‫یه دوست به کارِت میاد

00:18.843 --> 00:19.801
‫باید برگردم سر کار عمه «فِرِیا»

00:19.844 --> 00:21.498
‫یا می‌تونی در مورد اون پسر خوشتیپی

00:21.542 --> 00:23.955
‫که هفته پیش تو اتاقت قایم کردی
‫برام تعریف کنی

00:23.980 --> 00:25.940
اون چیزهایی که توی اون
کتابا مطالعه می‌کردی

00:25.965 --> 00:27.565
مادرم گم شده

00:27.643 --> 00:29.289
‫نمی‌تونم دست رو دست بذارم
‫و کاری نکنم

00:29.332 --> 00:31.856
‫تا «هِیلی مارشال» پیدا نشده
‫من قوانین رو تغییر میدم

00:31.900 --> 00:34.381
‫قوانین رو بشکنین دیگه زندونی نمیشین
‫سرتون رو از دست میدین

00:34.424 --> 00:37.123
‫به همه فشار آوردم تا ببینم
‫گروه‌ها چه واکنشی نشون میدن

00:37.166 --> 00:39.299
‫گرگ‌ها حاضر بودن برای آلفاشون بمیرن

00:39.342 --> 00:41.040
‫جادوگرها با ما همکاری کردن

00:41.083 --> 00:42.800
‫- ولی خون‌آشام‌ها...
‫- کاری جز مقاومت نکردن

00:42.824 --> 00:44.347
‫- اون چیه؟
‫- یه پیغام

00:44.391 --> 00:47.321
‫از دشمنایی که فکر می‌کردم
‫مدت‌ها پیش ریشه‌کن کردم

00:50.353 --> 00:53.356
‫از خواب بیدار بشین ملت شب‌زی

00:53.400 --> 00:55.445
‫اگه هدف‌تون برای جلب توجه من بودم

00:55.489 --> 00:58.405
‫پس باید اعتراف کنم که
‫شدیداً تو این‌کار موفق بودین

00:58.448 --> 01:02.278
‫الان به شدت روی عذابِ
در شرف وقوع‌تون متمرکز شدم

01:04.237 --> 01:07.240
‫و یه پیغام برای کسی که این سکه رو فرستاده

01:07.283 --> 01:09.198
‫و مادر دخترم رو دزدیده دارم

01:12.683 --> 01:14.641
‫وقتشه چهره‌ات رو نشون بدی

01:36.182 --> 01:38.227
‫پسر ، واسه کمک بهم نگاه نکن

01:38.271 --> 01:41.274
‫همه شما فرصت‌تون برای معاوضه‌ی
‫وفاداری در قبال محافظت از دست دادین

01:42.944 --> 01:44.126
‫نه

01:46.549 --> 01:50.205
‫این آخرین فرصت‌ـته
که ‫اعتراف کنی

01:50.248 --> 01:51.685
‫ببین ، من چیزی نمیدونم

01:51.780 --> 01:53.374
خب پس حیف شد

02:04.374 --> 02:06.420
‫کسی که دنبالشی منم

02:08.533 --> 02:10.419
‫شاید بهتر باشه باهم صحبت کنیم

02:11.300 --> 02:12.300
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

02:13.300 --> 02:14.300
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

02:15.300 --> 02:20.300
"The Originals"
فصل 5
قسمت 5 : این فقط قلب‌ـت رو نمی‌شکنه

02:21.040 --> 02:25.232
‫راستش به عنوان کسی که این
‫نشست کوچیک رو برنامه‌ریزی کرده

02:25.610 --> 02:27.786
‫ناجور محافظ کم داری

02:32.476 --> 02:35.305
...پس برای بار آخر ازت می‌پرسم

02:41.321 --> 02:43.106
‫«هِیلی» رو کجا نگه میداری؟

02:56.205 --> 02:58.830
‫میدونستی که این گفتگو رو خواهیم داشت

02:59.260 --> 03:00.745
‫مطمئناً تا خرخره‌ات قرمز و خونی شده بود

03:00.789 --> 03:02.921
‫گل شاه‌پسند خورده بودی

03:03.480 --> 03:10.706
‫ولی الان متأسفانه قطره قطره قطره
‫روی زمین جاری شده

03:19.183 --> 03:22.165
‫"فقدان بصیرت حکم نابودی او خواهد بود"

03:23.072 --> 03:24.900
‫این چیزیه که همیشه در موردت می‌گفت

03:25.845 --> 03:26.911
‫اون؟

03:26.936 --> 03:28.338
‫ما یه دوست مشترک داریم

03:28.382 --> 03:30.906
‫واقعاً بعید میدونم

03:31.550 --> 03:32.943
‫راست میگم

03:34.453 --> 03:36.324
«آگوست مولر»

03:38.170 --> 03:40.876
‫فراموشیت برام قابل توجیه‌ـه

03:41.408 --> 03:43.423
‫برای مدت‌ها پیشه

03:43.891 --> 03:48.959
روستاک» ، آلمان»
بهار ، ‫سال 1933

03:57.498 --> 04:00.805
‫هدف هنر اینه که خود زندگی رو
‫به نمایش دربیاره

04:01.334 --> 04:02.285
‫وقتی اون دنیا پر از خوشی باشه

04:02.329 --> 04:04.766
‫هنر باید اون زیبایی رو منعکس کنه

04:04.809 --> 04:08.465
اما وقتی زندگی ما با آشفتگی ، حقارت

04:08.509 --> 04:12.252
‫بی‌پولی ، شرمسار از عدم توانایی
برای بازپرداخت احاطه شده باشه

04:12.611 --> 04:15.951
‫هنر لزوماً باید به همون اندازه
خسته‌کننده و زشت باشه

04:16.689 --> 04:18.170
‫یا شاید «آگوست»

04:18.783 --> 04:23.611
‫اون زشتی حاصل نداشتنِ هیچ
‫استعداد ظاهری در هنرمند باشه

04:25.736 --> 04:29.845
‫هدف هنر اینه که ابتدایی‌ترین
‫حالت ما رو درگیر کنه

04:29.921 --> 04:34.317
‫تا شهوت‌مون بر افروخته
‫و فراست‌مون تحریک بشه

04:34.342 --> 04:38.187
‫و باید ما رو به بیشتر نوشیدن
‫و سروصدای بیشتر تشویق کنه

04:38.863 --> 04:41.274
‫و کنترل‌مون رو به دست ذات شهوانی‌مون بده

04:42.283 --> 04:44.024
‫اقتباسی

04:45.326 --> 04:46.353
...و

04:47.704 --> 04:49.271
‫به شدت کسل‌کننده

04:51.118 --> 04:52.052
‫اگه من جای شما بودم با این احمق که

04:52.095 --> 04:54.030
‫به کلمه از حرفاش هم گوش نمی‌کنه
‫بحث نمی‌کردم

04:54.054 --> 04:57.971
‫منتظره یه لحظه نفس راحت بکشی
‫تا بتونه دوباره خودنمایی کنه

04:58.014 --> 05:01.235
‫به نظرم در مورد برادرم
آلایژا» فکر می‌کنی»

05:01.278 --> 05:03.933
‫اونه که علاقه زیادی به خودبینی
‫و زورگویی داره

05:03.977 --> 05:07.043
‫جالبه . همیشه شنیدم که ‫«آلایژا»
برادر دلربا و مرموزی بوده

05:07.067 --> 05:09.939
‫عضو واقعاً برجسته‌ی خانواده

05:13.298 --> 05:15.858
‫13 سال می‌گذره ولی یه ذره
هم تغییر نکردی

05:16.253 --> 05:18.255
‫راز این‌کارـت چیه «نیکلاوس»؟

05:20.558 --> 05:22.343
واقعاً خیلی دلتنگت بودم

05:22.386 --> 05:24.954
‫متأسفانه خبر حضورت در آلمان پخش شده

05:25.912 --> 05:28.305
‫شایعاتی هست که «مایکل» کل اروپا
‫رو دنبالت می‌گرده

05:30.393 --> 05:31.868
‫بیا

05:32.179 --> 05:36.139
«جایی نری «آگوست
‫الان برمیگردم سر هنر مزخرفت

05:38.359 --> 05:39.664
‫دوست‌ـته؟

05:39.708 --> 05:41.797
اصلاً نمی‌شناسمش

05:43.712 --> 05:45.801
‫الان اون رو یادت اومد؟

05:48.108 --> 05:51.285
‫به عنوان یه فیل در برابر پشه
‫خیلی ناچیزه

05:51.328 --> 05:55.593
‫اون ناچیز ‫«بادی‌دارما»ـی منه

05:55.637 --> 05:58.074
گورو ناناک» منه . عیسی منه»

05:59.908 --> 06:02.513
‫«آگوست» معیاری برای همه‌ی اعتقاداتمه

06:02.557 --> 06:12.305
‫و دلیلیه که ‫من و دوستام
‫«هِیلی» عزیزت رو دزدیدیم

06:16.600 --> 06:19.300
" ماناسک ، فرانسه - زمان حال "

06:17.767 --> 06:19.443
‫یه اتاق داریم

06:19.487 --> 06:20.923
‫شاید بهتر باشه بریم اونجا

06:20.967 --> 06:23.883
‫آره ولی اون‌وقت نمی‌تونیم ‫توی
این کوچه کثیف همدیگر رو بوس کنیم

06:30.317 --> 06:31.317
‫حق با تو بود

06:31.785 --> 06:32.960
‫در مورد؟

06:33.966 --> 06:35.938
‫احساسی که آدم بعد از غروب
‫بدون حلقه روشنایی داره

06:36.138 --> 06:40.388
‫بهترین لذت ممکنه

06:41.020 --> 06:43.381
‫اعتبار بیشتر اون لذت رو گردن می‌گیرم

06:43.815 --> 06:45.600
‫خیلی ممنون

06:52.157 --> 06:57.133
‫پشت سرت اون نبش ‫نگاه نکن
چند لحظه پیش توی بار هم بود

06:59.179 --> 07:00.963
‫به نظرت بازم کار خونوادته؟

07:02.342 --> 07:03.853
‫فکر کنم

07:05.896 --> 07:08.134
‫باید بریم خودمون رو معرفی کنیم

07:09.879 --> 07:11.103
‫خانم‌ها مقدمن

07:21.243 --> 07:23.811
‫انگار بدجور سرش گرم بوده

07:26.469 --> 07:28.601
‫گرمِ زیرنظر گرفتن تو

07:32.141 --> 07:33.320
خیلی‌خب

07:33.345 --> 07:34.999
‫بذار ببینیم چی‌کار می‌تونی بکنی

07:39.568 --> 07:40.830
‫باشه

07:44.553 --> 07:46.649
‫خیلی باحاله ، نه؟

07:52.232 --> 07:53.233
‫نظرت چیه؟

07:53.989 --> 07:57.933
‫به نظرم کاش ‫منم مثل
تو عضلات قوی داشتم

07:57.977 --> 07:59.630
‫تازه وقتی بتونم نیمه‌ی گرگینه‌ام
رو هم فعال کنم

07:59.674 --> 08:02.285
‫خیلی قوی‌تر هم میشم

08:03.196 --> 08:04.196
‫آره

08:05.601 --> 08:10.656
تا حالا مامانت در مورد تبدیل راهنماییت کرده؟ -
یه‌کمی -

08:11.112 --> 08:13.515
‫و چندتا از دوستام هم تعریف کردن

08:13.835 --> 08:17.648
‫اون بخش که یه نفر رو باید کشت
...یه‌کمی خشن به‌نظر میاد ولی

08:17.692 --> 08:20.477
‫اونجاش که همه‌ی استخون‌های
بدن‌ـت ‫می‌شکنن چی؟

08:20.521 --> 08:25.047
‫راستش وقتی مامانت در موردش
‫باهام حرف زد

08:25.745 --> 08:29.018
‫وقتی برام دقیق توصیفش کرد

08:29.570 --> 08:33.270
‫خیلی بدتر از اونی که تصور می‌کردم
‫به‌نظر رسید

08:34.081 --> 08:38.565
‫و حقیقتش ‫این چیزی
نبود که برات می‌خواست

08:39.425 --> 08:40.432
‫"می‌خواد"

08:40.698 --> 08:42.717
‫چیزی نیست که برام می‌خواد

08:43.181 --> 08:44.838
‫منظورم همین بود

08:46.206 --> 08:51.987
‫دخترت خطرناکه
‫یه خطر ، یه تهدید

08:52.186 --> 08:55.101
‫دخترم یه بچه‌ست

08:55.331 --> 08:57.253
‫یه بچه‌ی زاده شده از خون گرگینه

08:57.807 --> 08:59.956
‫که می‌تونه هر وقت بخواد
‫دورگه درست کنه

09:00.081 --> 09:01.823
‫نقصش باید اصلاح بشن

09:02.218 --> 09:04.636
‫نقص اون نقص منه

09:05.214 --> 09:07.089
‫تکرار کنی چشمات رو از حدقه درمیارم

09:07.133 --> 09:09.265
‫و با انگشتام مثل زیتون برمیدارم‌شون می‌خورم

09:09.605 --> 09:11.433
‫هر چی بخوام اسمش رو میذارم

09:11.581 --> 09:18.666
‫یه لکه ننگ از گونه‌ی من ‫که خلوص
ذات برتر خون‌آشام‌ها رو کاهش میده

09:19.092 --> 09:20.485
‫منظورت رو بگو

09:20.882 --> 09:23.067
‫دخترت باید خودش رو پاک کنه

09:23.508 --> 09:25.455
«همون طلسمی که مادرت «اَستِر

09:25.499 --> 09:29.111
‫زمانی برای خاموش‌سازی تو
‫استفاده کرده بود استفاده کنه

09:30.977 --> 09:33.246
‫وقتی بخش گرگینه‌اش تصفیه بشه

09:33.813 --> 09:37.787
هوپ» دیگه نمی‌تونه»
‫نجاست خودش رو درست کنه

09:39.863 --> 09:41.645
‫اگه قبول نکنم چی؟

09:42.106 --> 09:43.750
‫تصمیم ساده‌ایه

09:44.594 --> 09:49.382
‫ذات گرگینه‌ی دخترت
‫یا زندگی دنیوی مادرش

09:50.916 --> 09:52.332
‫وقت داره می‌گذره

09:58.401 --> 09:59.837
‫50 گرگینه توی «اشتِبِلوو» کشته شدن

09:59.881 --> 10:01.317
«80تای دیگه توی «ویتنبرگ

10:01.361 --> 10:07.303
‫همین روستا که خارج از «بنتویچ»ـه
کاملاً قتل‌عام شدن

10:07.460 --> 10:10.239
‫ده‌ها قتل‎هام همه هم در شعاع 20 مایلیِ
‫جایی که هستیم «نیکلاوس»

10:11.179 --> 10:15.717
خب ، این برای «مایکل» زیادی اصولیه
‫به‌علاوه زیاد خودم رو تابلو نکردم

10:15.890 --> 10:17.290
‫این الان تابلو نکردنه؟

10:18.185 --> 10:21.051
‫بله «آلایژا» . محصور کردن خودت با سکس
‫اینجا عادی حساب میشه

10:21.076 --> 10:24.046
‫تنها چیزی که من رو تابلو می‌کنه تویی

10:24.275 --> 10:25.276
«ربکا»

10:25.398 --> 10:26.449
‫اگه اون روانی که بهش میگیم پدر

10:26.473 --> 10:28.562
‫«ربکا» رو پیدا کرده و مجبورش کرده باشه
...‫که تو رو

10:28.605 --> 10:32.348
‫«ربکا» با اون یارو «استفن»
‫توی «شیکاگو» مخفی شده

10:32.820 --> 10:35.743
‫زیاد برام نامه می‌فرسته
‫چون من برادر محبوبشم

10:35.786 --> 10:37.460
‫بله . متأسفانه باید ناامیدت کنم «نیکلاوس»

10:37.484 --> 10:39.312
‫ولی «ربکا» برای هیچکی که

10:39.355 --> 10:41.923
‫کارهای تهوع‌آورش تشویق می‌کنه
‫نامه نمی‌نویسه

10:42.687 --> 10:44.179
‫به‌نظر خوشحال میاد

10:44.695 --> 10:46.536
‫خب ، خوشبختی اون خواسته قلبی منه

10:46.580 --> 10:48.140
‫تو که باید این رو بدونی

10:50.770 --> 10:53.556
‫یه لحظه وایسا

10:55.946 --> 10:57.164
‫جریان چیه؟

11:01.091 --> 11:02.919
...اگه اشکالی نداره

11:12.603 --> 11:14.156
‫مشکلی داری؟

11:15.031 --> 11:17.437
‫بله . به نظرم داریم

11:18.742 --> 11:20.396
‫اون مرد یه هنرمند از یاد رفتنی بود

11:21.187 --> 11:24.792
‫یه فاشیست کینه‌جو و آدم پلید و قاتلی
که ‫گله گرگ‌ها رو سلاخی می‌کرد

11:25.116 --> 11:27.023
‫تو چی‌کارش کردی؟

11:27.695 --> 11:29.455
‫چی شد فکر کردی که دخلی
‫تو این جریان دارم؟

11:29.492 --> 11:31.625
نمیدونم . به‌خاطر صدها سال
‫گذشته‌ای که داشتی

11:34.921 --> 11:37.370
‫اون «گِرِتا»ـی مسخره که قهرمانش
‫هنرمند آشغالیه که

11:37.413 --> 11:39.328
‫هیچ اثری از خودش تو دنیا به‌جا نذاشته

11:39.372 --> 11:42.592
‫من درخواست منفورش رو قبول نمی‌کنم
‫و نیمه‌ی گرگینه بچه‌ام رو خاموش نمی‌کنم

11:42.636 --> 11:43.636
‫خب ، ببین

11:44.058 --> 11:45.668
‫مگه نباید خود «هوپ» تصمیم بگیره؟

11:46.046 --> 11:49.662
‫این سرنوشتی که خواسته‌اش رو داره
‫نفرینی که 1000 سال تحملش کردم

11:49.686 --> 11:52.171
‫نمی‌تونم بذارم دخترم هم
‫اون عذاب رو بکشه

11:53.906 --> 11:55.553
‫دردی بدتر از مرگ داره

11:55.578 --> 11:58.260
‫نه . قبل از اینکه تسلیم خواسته‌ی
‫اون فرقه‌گراها بشم

11:58.304 --> 12:00.195
‫اون زن رو توی آتیش می‌سوزونم

12:00.219 --> 12:03.004
‫ببین ، من طرف تو هستم
‫واقعاً هستم ، خب؟

12:03.047 --> 12:04.397
‫ولی اگه «هِیلی» رو بکشن

12:04.440 --> 12:07.042
‫و به «هوپ» فرصتی برای نجاتش ندی

12:07.527 --> 12:08.662
‫تو رو نمی‌بخشه

12:08.705 --> 12:14.494
‫و اگه من این ننگ رو به دخترم تحمیل کنم
‫و بعدش بازم مادرش بکشن چی؟

12:17.403 --> 12:19.567
‫اون‌وقت خودم رو نمی‌بخشم

12:30.976 --> 12:33.336
‫باید درت رو قفل کنی
‫این رو که میدونی ، نه؟

12:33.562 --> 12:35.406
«کاملاً مطمئنم بسته بودم «رومن

12:35.639 --> 12:36.312
خیلی‌خب

12:36.559 --> 12:38.605
‫پس دفعه بعد از قفلی استفاده کن
‫که نتونم بازش کنم

12:42.211 --> 12:44.368
‫خب ، جریان تو و ملاقاتی‌ـت
از خارج شهر چیه؟

12:45.159 --> 12:48.484
‫اون عمه‌ی منه
و چرا برات جالبه؟

12:48.933 --> 12:50.878
‫خب ، کنجکاوم

12:59.943 --> 13:02.349
‫چرا اینقدر بهم علاقه داری؟

13:02.638 --> 13:04.945
‫- حقیقتش؟
‫- نه . دروغ بگو

13:07.677 --> 13:08.351
‫خیلی‌خب

13:08.669 --> 13:09.771
‫یه «مایکلسون»

13:10.474 --> 13:13.966
‫دختر یه اصیل ‫که
باید غیرممکن باشه

13:14.239 --> 13:16.184
‫باباش یه خون‌آشام و مامانش یه گرگینه‌ست

13:16.391 --> 13:17.741
‫اجداد جادوگر داره

13:18.794 --> 13:20.747
...من بهت علاقمند شدم چون

13:21.691 --> 13:23.257
‫تو جالب‌ترین شخصی

13:23.644 --> 13:24.980
‫البته سوای تو

13:25.371 --> 13:26.696
‫تو هیچی در موردم نمیدونی

13:26.740 --> 13:29.395
که مطمئنم از این ندونستن خوشت میاد -
‫- شاید

13:30.219 --> 13:31.655
‫نظرت در مورد این چیه؟

13:32.375 --> 13:34.051
‫تو یه چیزی در مورد خودت بهم بگو

13:34.095 --> 13:37.490
‫و منم نمیرم به «آلاریک» بگم که
‫غیرقانونی وارد اتاقم شدی

13:42.277 --> 13:43.385
‫یه زمانی چند نفر رو عصبی کردم

13:43.409 --> 13:45.933
‫و به خودم که اومدم دیدم
‫توی یه غار از خون خشک شدم

13:46.828 --> 13:48.152
‫از خون خشک شدی؟

13:48.515 --> 13:49.515
‫آره

13:49.782 --> 13:51.131
‫چه حسی داشت؟

13:52.589 --> 13:55.639
‫بد بود

13:58.358 --> 14:03.374
‫ولی بعدش که درد بدنم رو محصورکرد
‫حساب همه چیز از دستم خارج شد

14:04.695 --> 14:05.971
‫همه چیز جز زمان

14:07.405 --> 14:09.608
‫چه مدت اونجا بودی؟

14:10.983 --> 14:14.538
‫اونقدری که 16 سال زندگی
عاری از دردم رو مرور کنم

14:15.101 --> 14:19.022
‫اونم چندبار قبل از اینکه 17 سالم بشه

14:21.492 --> 14:25.105
‫یه پسر بد و خون‌آشام قدیمی که
‫روحی آسیب‌دیده داره

14:26.699 --> 14:28.788
...چه مطلقاً -
‫- شاعرانه؟

14:29.731 --> 14:30.731
‫کلیشه‌ای

14:39.765 --> 14:41.554
‫خودت رو نگاه کن

14:41.597 --> 14:45.079
‫نوکر خون‌آشامی که سم
‫کیسه سم تزریق می‌کنه

14:45.122 --> 14:48.430
‫یه «کوکتِیل» خماریه که
همیشه توی بار نگه میدارم

14:48.474 --> 14:52.405
‫انرژی‌زا ، ویتامین بی‌5
«و کمی «گلوتاتیون

14:54.390 --> 14:56.274
‫«کلاوس» بهت گفت که
‫بهم ترحم کنی؟

14:56.299 --> 14:58.601
‫نه . ‫تصمیم خودم بود

15:00.038 --> 15:01.201
‫به گمونم امیدوارم

15:01.226 --> 15:03.967
‫که کمی مهربونی کردن بهت
‫راضیت کنه که «هِیلی» رو ول کنی

15:04.011 --> 15:06.492
‫اون آدم خوبیه «گِرِتا»

15:07.527 --> 15:10.835
‫و هیچ‌کدوم اتفاقاتی که افتاده
‫تقصیر اون نیست

15:11.689 --> 15:13.586
‫مستقیماً نه

15:14.704 --> 15:17.633
‫ولی سال‌ها صلح داشتیم «جاش»

15:18.493 --> 15:20.680
‫همه‌ـش به‌خاطر دختر نفرت‌انگیزش

15:20.723 --> 15:22.638
‫که اجتماع تکامل‌یافته رو لکه‌دار کرده
‫نابود شد

15:23.236 --> 15:26.108
پاپی» هم آدم خوبی بود . نبود؟»

15:28.460 --> 15:30.071
‫«جاش»

15:40.090 --> 15:41.701
‫مگه دیوونه شدی؟

15:41.744 --> 15:43.529
‫مرده‌ی اون به هیچ دردمون نمی‌خوره

15:43.572 --> 15:46.488
‫و یه قطره کمکش می‌کنه
شاه‌پسند داخل رگ‌هاش تمیز بشه

15:46.719 --> 15:49.199
‫و راستش رو بخوای «مارسل»...

15:49.282 --> 15:50.718
‫اون تا حدودی حق داره

15:51.379 --> 15:53.147
‫حرفای بعدیت رو به دقت در نظر بگیر

15:53.190 --> 15:54.844
‫بیخیال رفیق

15:55.363 --> 15:59.080
‫نمیدونم جریانت با «کلاوس» چیه
‫ولی در موردش فکر کن

15:59.283 --> 16:02.199
‫خاموش کردن «هوپ» یعنی «هِیلی» سالم می‌مونه
...دیگه دورگه‌ای تولید نمیشه و

16:02.243 --> 16:05.376
‫«مایکلسون»‌ها برمیگردن
به همونجایی که اومدن ، نه؟

16:05.420 --> 16:07.553
‫باور کن قبلاً این رو امتحان کردم

16:07.596 --> 16:10.817
‫پس اصلاً من توی موقعیتی نیستم
‫که هیچ پیشنهادی بدم

16:10.860 --> 16:15.082
‫ولی حداقل این‌بار رو
‫ببینی بقیه چی میگن

16:18.206 --> 16:19.565
‫یه سوال

16:20.214 --> 16:22.784
‫نظرت در مورد جمجمه‌ات چیه «جاش»؟

16:23.237 --> 16:24.744
‫خیلی بهش وابسته‌ام

16:24.787 --> 16:29.705
‫پس دیگه با دشمن حرف نمیزنی
و نظرات‌ـت رو برای خودت نگه میداری

16:31.577 --> 16:34.144
‫نمی‌خوای در مورد اونی که
‫دوربین دستش بود حرف بزنی؟

16:35.817 --> 16:37.688
‫قبلاً هم دنبالم اومده

16:38.293 --> 16:41.108
تا زیرنظرم بگیره
که من رو بپاد

16:41.151 --> 16:42.501
‫و گاهاً برای اینکه من رو برگردونه

16:42.926 --> 16:44.449
‫برگردونه کجا؟

16:44.915 --> 16:46.395
‫مهم نیست

16:48.167 --> 16:49.363
‫پس چرا داری وسایلت رو جمع می‌کنی؟

16:50.496 --> 16:53.120
‫ببین ، همه‌ی اون‌وقتا که گفتم

16:53.163 --> 16:55.905
‫مسائلی تو گذشته‌ام هست که
‫ترجیح میدم فراموش کنم

16:58.040 --> 17:00.606
‫اون مردی که دوربین داشت
‫بخشی از اون مسائله

17:00.649 --> 17:02.695
‫پس مشکل حل شد
‫دیگه مرده

17:04.357 --> 17:06.420
‫اونا یکی دیگه رو جاش می‌فرستن

17:07.121 --> 17:08.135
‫اونا کی هستن؟

17:09.434 --> 17:11.442
‫اونا کی هستن «انتوینت»؟

17:12.320 --> 17:13.140
‫بله

17:13.183 --> 17:17.492
‫با افتخار در تعدیل‌سازی
‫گرگینه‌ها دست داشتم

17:17.536 --> 17:20.277
‫حدوداً سر 90تا رو خودم جدا کردم

17:20.321 --> 17:21.627
‫تعدیل‌سازی؟

17:22.386 --> 17:23.716
‫کلمه مناسبیه

17:23.759 --> 17:26.588
‫دارم ما رو از سگ‌های پستی که
‫ما رو می‌کشن خلاص می‌کنم

17:26.632 --> 17:27.633
‫سگ‌های پست؟

17:27.676 --> 17:29.896
‫تنبیه‌هایی ناچیز

17:30.702 --> 17:33.464
‫دردنده‌هایی برخلاف من و تو
که زاده‌ی حیوان نیستیم

17:33.508 --> 17:34.814
‫در بالای زنجیره‌ی غذایی نیستن دوست من

17:34.857 --> 17:37.817
‫نه . من و تو خیلی هم متفاوتیم دوست من

17:37.860 --> 17:39.906
‫اصلی که احساس می‌کنم
باید یادش بدم

17:39.949 --> 17:43.474
...به نظرم حرف برادرم اینه که تو

17:45.125 --> 17:46.477
‫یه گوساله‌ای

17:46.930 --> 17:49.350
‫تو گوساله‌ای هستی در میان
‫گونه‌هایی خیلی بزرگتر

17:50.406 --> 17:52.222
‫توصیه می‌کنم دلیل دیگه‌ای بهم ندی که

17:52.266 --> 17:55.225
‫این سینه خمیده و ضعیفت رو
به دیوار میخکوب کنم

17:55.269 --> 17:58.489
‫این اولین و آخرین هشداریه که بهت میدم

18:06.189 --> 18:08.496
‫وقت رفتنه «انتوینت»

18:12.317 --> 18:14.275
‫بله پدر

18:35.722 --> 18:38.508
‫نباید جنبش رو دست‌کم بگیری

18:39.931 --> 18:41.532
‫ما شکست نمی‌خوریم

18:42.118 --> 18:46.559
‫تاریخ پر از تکامل‌سازانی بود
‫حکومت‌شون رو دست‌بالا گرفته بودن

18:46.958 --> 18:50.019
خمر روز» ، «هوتو» ، ترک‌های ارمنستان»

18:50.794 --> 18:53.196
‫همه‌شون ‫بعد از گذشت
مدتی مردن و عذاب کشیدن

18:53.240 --> 18:56.722
‫و همه‌شون زیر بار نفرت‌شون
‫دست و پا زدن

18:58.179 --> 18:59.615
...با اینحال

19:00.458 --> 19:06.906
‫اگه خیلی مطمئنی ‫اسامی
دوستای توطئه‌گرـت رو بهم بگو

19:08.129 --> 19:12.310
‫شرمنده ‫. هنوز کاملاً
از شاه‌پسند خالی نشدم

19:16.036 --> 19:19.745
‫«آگوست» خیلی ضعیف و پست بود

19:20.215 --> 19:23.749
‫ولی جهادی رو به‌وجود آورد
‫که صدها سال دووم آورد

19:23.792 --> 19:25.446
‫من جهادی نمی‌بینم

19:25.489 --> 19:30.233
‫من زن تنهایی رو می‌بینم که برای
‫آخرین نفس‌های نفرتش دنبال توجیه‌ـه

19:31.714 --> 19:35.153
‫و من مردی رو می‌بینم که میدونه
‫این یه دروغه

19:36.903 --> 19:41.348
‫ولی چیزی که نمی‌تونی
بفهمی ‫اینه که چند نفریم

19:42.349 --> 19:45.801
‫و اینکه تا چه حد دنیای
تو رو آلوده کردیم

19:48.948 --> 19:54.736
‫می‌خواستم در مورد
‫گذشته‌مون چیزهای بیشتری بگم

19:55.053 --> 19:57.359
‫ولی می‌ترسیدم چه واکنشی نشون میدی

20:00.278 --> 20:02.613
‫تو این فکر بودم بریم شرق

20:03.153 --> 20:06.226
«یه زمانی یکی بهم گفت «شانگهای
‫جای امنی برای مخفی شدنه

20:06.269 --> 20:08.968
‫آره ولی حتماً برام کارت‌پستال بفرست

20:09.848 --> 20:13.659
‫تو بهم یه حلقه دادی «آلایژا»
‫ازم خواستی باهات ازدواج کنم

20:13.684 --> 20:15.080
7سال گذشته رو بهم دروغ گفتی

20:15.104 --> 20:16.473
‫عادلانه نیست

20:16.498 --> 20:19.708
‫چطور تونستی بهم نگی که
‫من و تو همدیگر رو می‌شناسیم؟

20:20.129 --> 20:21.458
‫چون نمی‌شد گفت باهم آشناییم

20:21.502 --> 20:23.112
‫یه چندباری تصادفی همدیگر رو دیدیم

20:23.156 --> 20:25.571
‫اون بخشی که برادرم و پدرت
یه مشکل بزرگ باهم داشتن

20:25.596 --> 20:26.986
این رو هم بهم نگفتی

20:27.029 --> 20:29.292
‫چون میدونستم چطور تموم میشه

20:30.106 --> 20:31.967
‫اینکه اسرارم رو نگه دارم
‫و بذاری بری

20:31.991 --> 20:33.825
...بهتر از اینه که

20:34.769 --> 20:38.381
‫حقیقت رو بهت بگم
و تا ابد ازم متنفر باشی

20:47.620 --> 20:48.989
شانگهای» خوش بگذره»

21:00.051 --> 21:02.282
‫«مارسل» ، یه سوال دارم

21:03.489 --> 21:06.333
‫ممکنه اشتباه کنم که فرض کنم
در بین ما خائن‌هایی وجود داره؟

21:06.669 --> 21:07.669
...خب

21:07.950 --> 21:11.421
‫چیه؟ الان دیگه از " «کلاوس» بی‌گناه "
خلاص شدیم

21:11.457 --> 21:12.937
‫و " «کلاوس» شکاک " گیرمون اومد

21:13.968 --> 21:15.404
‫خب ، اگه اون مجاهد

21:15.429 --> 21:17.958
‫بگه که چندتا متحد داره
‫تصمیم می‌گیرم باور کنم

21:18.653 --> 21:20.406
2روز از وقتی که تو اعلام
وفاداری کردی می‌گذره

21:20.430 --> 21:23.825
«ولی اولین واکنشت به خواسته‌ی «گِرِتا
‫زیرسوال بردن من بود

21:23.869 --> 21:26.133
‫برای پیدا کردن یه راه بود

21:27.149 --> 21:32.270
‫ساعت‌ها طول می‌کشه خون‌ـش پاک بشه
‫و تا اون‌موقع «هِیلی» یه جای کوفتی منتظره

21:32.512 --> 21:34.246
‫فقط دنبال راهیم که راضی‌شون کنم
‫خودشون اون رو تحویل بدن

21:34.270 --> 21:38.013
‫بهت میگم چطوری تحویلش میدن
‫یه بی‌جون توی جعبه‌ی چوبی

21:41.203 --> 21:45.685
‫این آدما مقاومت می‌کنن
‫تسلیم نمیشن

21:45.824 --> 21:47.783
‫هردوتون این واقعیت رو می‌فهمین؟

21:49.737 --> 21:53.376
‫می‌تونم روت حساب کنم که
‫در برابر کینه‌شون تردید نکنی؟

21:54.867 --> 21:56.608
‫همیشه

22:01.968 --> 22:04.320
‫این رو می‌بینی؟
‫مشکل رابطه‌مون همینه

22:04.344 --> 22:06.041
‫به نظرم خواستم همکارش بشم

22:06.085 --> 22:09.915
‫اون فکر می‌کنه که من اعلام
وفاداری به شاه کردم

22:10.304 --> 22:12.004
...آره . خب

22:12.468 --> 22:15.921
‫نمی‌خوام دوباره جمجمه‌ام وسط بذارم
ولی شاید بهتر بود بهش می‌گفتی که

22:15.964 --> 22:18.053
‫به «فِرِیا» زنگ زدی و خواسته‌های
‫«گِرِتا» رو بهش گفتی

22:18.984 --> 22:20.055
‫چیزی واسه گفتن نیست

22:20.099 --> 22:21.883
‫تا اینکه «فِرِیا» بهم زنگ بزنه
و بگه که

22:21.927 --> 22:24.591
‫«هوپ» چه تصمیمی برای
خاموش‌سازیش گرفته

22:26.153 --> 22:27.503
‫دردناکه

22:27.528 --> 22:29.304
‫- برام مهم نیست
‫- ممکنه بمیری

22:29.329 --> 22:30.329
‫بازم مهم نیست

22:30.731 --> 22:32.957
‫بحث‌مون خاموش‌سازی ‫بخش
اساسیِ کسیه که هستی

22:32.981 --> 22:37.029
‫که طبق گفته‌ی خودت ‫مادرم
هیچ‌وقت نمی‌خواست که ‫فعال بشه

22:37.072 --> 22:38.944
‫ولی می‌خواست تصمیمش با خودت باشه

22:38.987 --> 22:40.119
‫و دارم تصمیم رو می‌گیرم

22:40.162 --> 22:43.090
‫اینطوری نه «هوپ» ‫. گوش کن

22:43.557 --> 22:47.474
‫میدونم چه حسی داره که برخلاف خواسته‌ات
‫یه چیزی رو ازت بگیرن ، خب؟

22:47.517 --> 22:49.737
‫چیزی که از من گرفته شد زمان بود

22:50.442 --> 22:51.957
‫خاله «دالیا» برای سال‌ها و سال‌ها
طلسم خواب

22:52.000 --> 22:54.307
‫روم انداخته بود اونم درحالی‌که
‫دنیا دور سرم می‌چرخید

22:54.350 --> 22:56.091
‫و الان بهت میگم که وقتی متوجه بشی

22:56.135 --> 23:00.591
‫چه چیزهایی رو از دست دادی
‫از درون تو رو می‌خوره

23:03.173 --> 23:07.060
‫اگه فقط واسه نجات مادرم بود
‫می‌خواستم این‌کار رو بکنم

23:07.973 --> 23:12.673
‫یا حتی به‌خاطر اینکه ‫تا
حدودی مسئول دزدیدن اون بودم

23:12.716 --> 23:16.024
‫یا اینکه حتی مطمئن نیستم ‫این
بخش عجیب از خودم رو بخوام یا نه

23:16.068 --> 23:17.896
‫ولی دلیل همه‌ی اینان

23:20.074 --> 23:21.597
‫پس خواهش می‌کنم عمه «فِرِیا»

23:21.622 --> 23:26.782
‫هر موادی که لازم داری رو گیر بیار
‫چون من و تو طلسم رو می‌خونیم

23:41.137 --> 23:45.815
‫اینکه دزدکی توی جیبم نامه میذاری
واقعاً تعرض حساب میشه

23:45.859 --> 23:47.600
‫حرفت یه‌جورایی متظاهرانه‌ست
‫این رو کسی میگه که

23:47.625 --> 23:50.236
‫مدام دزدکی وارد اتاقم میشه

23:51.305 --> 23:52.741
‫عادلانه‌ست

23:53.137 --> 23:55.379
...خب

23:56.450 --> 23:57.957
‫یه لطفی می‌خوام

23:58.741 --> 24:05.628
‫یه کاری هست که ‫باید انجام بدم
و احتمالش هست که عاقبت خوشی نداشته باشه

24:06.383 --> 24:11.104
‫یه کار ‫که ممکنه عاقبت
خوشی نداشته باشه؟

24:11.406 --> 24:14.104
‫این ربطی به کاری که
...تو و عمه‌ات می‌خواین

24:19.153 --> 24:21.416
‫خیلی‌خب ، اصلاً انتظارش رو نداشتم

24:41.305 --> 24:43.583
‫شاید امروز بمیرم

24:45.658 --> 24:46.716
‫خیلی‌خب

24:47.660 --> 24:50.232
‫اینطوریه که می‌تونم مامانم رو پس بگیرم
...برای همین

24:50.837 --> 24:54.667
‫باید به چندتا آرزوهایی که داشتم میرسیدم

24:55.842 --> 24:57.192
...وایسا ببینم . این اولین

24:57.216 --> 24:58.356
‫میشه در موردش حرف نزنیم؟

25:08.496 --> 25:10.324
‫باید خرخره‌اش رو می‌گرفتی

25:10.376 --> 25:11.484
‫و محتویات بدنش رو تیکه تیکه می‌کردی

25:11.508 --> 25:12.901
‫به جاش آزادش کردی بره

25:12.926 --> 25:14.754
‫تا نذارم خودت رو لو بدی

25:14.779 --> 25:17.777
‫شاید مدت زیادی رو صرف ترسیدن
‫و شرمساری از خودم کردم

25:17.820 --> 25:20.083
‫ترسید و شرمسار نه
‫محتاط و مواظب

25:20.127 --> 25:22.695
‫لحظه‌ای که خودت رو آشکار کنی
‫یه گروه از آدمای عصبانی سرت خراب میشن

25:22.738 --> 25:24.827
‫هیچ‌کدوم‌شون نمی‌تونن من رو بکشن

25:24.871 --> 25:27.569
‫پدر می‌تونه ‫و فرصتش بشه
حتماً می‌کشه

25:27.613 --> 25:30.746
‫پس چرا یه ارتشی هم بهش بدیم
‫که شکارت کنه؟

25:30.790 --> 25:33.927
‫بیا بفهمیم این ارتش چقدر قدرتمنده

25:45.108 --> 25:46.980
‫این‌کار «آگوست» و آدماش بود

25:47.023 --> 25:48.145
‫کار اونا بود

25:48.877 --> 25:51.663
‫این بدبخت‌ها رو توی خواب تیکه‌پاره کردن

25:51.784 --> 25:54.177
‫و اونا رو توی عبادتگاه‌شون کشتن

25:54.202 --> 25:56.074
‫این جنگ تو نیست «نیکلاوس»

25:57.773 --> 25:58.489
‫نیست؟

25:58.560 --> 26:00.080
‫این‌دفعه نیست

26:00.105 --> 26:01.777
‫تو ناجی گرگ‌ها نیستی

26:01.821 --> 26:03.866
‫و نمی‌تونی اتفاقی که
اینجا افتاده رو تغییر بدی

26:07.168 --> 26:09.083
‫«کلاوس» ، خواهش می‌کنم

26:10.786 --> 26:13.746
‫کسایی از ما مهمن که
‫تو رو همینطور که هستی قبول دارن

26:13.789 --> 26:15.922
‫پذیرش تو با در نظر گرفتن اینکه

26:15.965 --> 26:18.620
‫وقتی مادر این بخش از من رو که
‫این آدما می‌خوان بکشن خاموش کرد

26:18.664 --> 26:20.013
‫و کاری نکردی هیچ و پوچه

26:20.056 --> 26:22.319
‫نه . هر کاری در توانم بود انجام دادم
‫تا ازت محافظت کنم

26:22.363 --> 26:24.191
‫محافظت کنی؟

26:24.234 --> 26:26.323
‫تو ازم شرمسار بودی

26:26.367 --> 26:28.587
‫تو دست رو دست گذاشتی
‫و وقتی «مایکل» من رو میزد نگاه کردی

26:28.630 --> 26:29.631
‫تا اینکه از هوش رفتم

26:29.675 --> 26:31.851
‫هیچ‌وقت عذاب کشیدنت رو نگاه نکردم

26:32.389 --> 26:33.956
‫کنارت بودم

26:33.981 --> 26:36.809
‫بدون هیچ رحمی کنارت شکنجه می‌شدم
‫و کتک می‌خوردم

26:39.443 --> 26:42.688
‫حالا بهم بگو ببینم
‫چی ازم می‌خوای؟

26:42.731 --> 26:45.560
‫ازت می‌خوام یه کاری بکنی

26:45.858 --> 26:47.164
‫یه واکنش نشون بدی

26:47.189 --> 26:49.399
‫وقتی مردم به گونه‌ی من میگن سگ

26:49.424 --> 26:50.791
‫نه فقط حرف بزنی

26:51.218 --> 26:54.719
‫وگرنه بهتر از اونایی نیستی که ‫روی
برگردوندن و گذاشتن این اتفاق بیوفته

26:54.743 --> 26:56.484
‫حق دارم که یه خنجر تو سینه‌ات فرو کنم

26:56.527 --> 26:59.226
‫و بندازمت داخل یه تابوت و بذارمت
‫بالای تابوت خواهر عزیزمون

27:04.231 --> 27:06.903
‫«نیکلاوس» ، هیچ‌وقت دست از
‫متحیر کردن من برنمیداری

27:09.449 --> 27:10.942
‫پس جریان نامه‌های «ربکا» چی بود؟

27:11.037 --> 27:12.228
‫" «آلایژا»ـی عزیزم

27:13.814 --> 27:17.078
" بهار «شیکاگو» خیلی الهام‌بخش‌ـه

27:18.039 --> 27:19.129
‫«نیکلاوس»

27:19.505 --> 27:21.507
‫یه استعداد دیگه‌ام هم مشخص شد

27:23.738 --> 27:27.307
‫خب ، این‌دفعه چطور تونستی
‫خوشبختی «ربکا» رو انکار کنی؟

27:27.332 --> 27:30.117
‫دل و روده‌ی این «استفن» رو هم
‫مثل «الکساندر» ریختی بیرون؟

27:30.142 --> 27:33.102
‫یا اون رو مثل «امیل» بدبخت
‫از بالکن انداختی پایین؟

27:34.379 --> 27:36.231
‫فرصتش رو نداشتم

27:36.520 --> 27:39.741
‫ولی ابدیت زمان طولانی‌ـه
‫و من حافظه‌ی عالی دارم

27:39.766 --> 27:41.246
‫چرا ما برادریم؟

27:41.271 --> 27:43.577
‫خب ، از الان به بعد نیستیم

27:45.576 --> 27:46.926
‫چون دیگه از اینکه

27:46.969 --> 27:49.145
‫افرادی که میگن دوستم دارن
‫و بهم خیانت می‌کنن خسته شدم

27:49.189 --> 27:51.060
‫پس برگرد همونجایی که ازش اومدی

27:51.104 --> 27:53.715
«و دفعه بعدی که خبر اومدن «مایکل

27:53.759 --> 27:55.630
‫به دنبال من رو داشتی
‫به همه‌مون یه لطفی بکن

27:55.674 --> 27:57.359
‫بذار بیاد

28:03.811 --> 28:05.980
‫باید راه آسون‌ترـی هم برای این‌کار باشه

28:07.402 --> 28:09.122
‫خون‌ـت کلیدشه

28:09.165 --> 28:11.907
‫فقط باید اونقدری باشه که
‫سنگ‌ماه توش خیس بشه

28:22.571 --> 28:23.616
‫اون کلمه

28:24.657 --> 28:25.694
‫"مارکام"

28:27.198 --> 28:28.504
‫معنیش چیه؟

28:30.534 --> 28:32.232
‫مارک؟

28:32.275 --> 28:35.623
‫"سنگ خیس شده ‫گرم میشه
"و برای داغ مبتلا استفاده میشه

28:35.675 --> 28:37.303
‫داغم می‌کنی؟ کجام؟

28:37.846 --> 28:44.546
‫" کف هر دو دست ، کف هر دو پا
" «و نقطه‌ی چشم سوم «چاکرا

28:45.027 --> 28:46.768
‫و «هوپ» ، گوش کن چی میگم

28:46.812 --> 28:49.483
‫نباید بیهوش بشی
‫یا تنفس‌ـت رو متوقف کنی ، خب؟

28:49.558 --> 28:50.835
‫اگه بکنم چی؟

28:51.057 --> 28:52.632
‫نکن

28:53.663 --> 28:55.023
...اگه یه وقت بخوای دست بردارم -
‫- نه

28:55.339 --> 28:56.819
‫انجامش بده

28:57.463 --> 28:59.158
‫- «هوپ»
‫- انجامش بده

29:40.039 --> 29:43.129
‫اجازه نمیدم گذشته‌ی من
‫بشه آینده‌ی تو ‫. فهمیدی؟

29:43.572 --> 29:45.176
‫فهمیدی؟

29:45.566 --> 29:47.046
‫«مارسل» بهت گفت؟

29:47.089 --> 29:48.961
‫لازم نبود . 1000 سال داستان خونوادگی

29:49.004 --> 29:51.551
‫بهم یاد داده که انتظار خیانت
‫از کسایی که خیلی برام عزیزن داشته باشم

29:51.576 --> 29:53.837
‫خاموش‌سازیش؟ ‫واقعاً؟

29:55.968 --> 29:57.970
‫چندبار دیدی از شرمساری که

29:58.013 --> 29:59.798
‫پدر و مادرمون بهم دادن
‫سرکوفت شنیدم؟

29:59.841 --> 30:05.194
‫چندبار گریه‌ام رو که از زندگی با
‫درد دوری مادرم داغون بودم دیدی؟

30:12.687 --> 30:14.218
‫باید بری «کلاوس»

30:14.946 --> 30:17.296
‫نباید پیش «هوپ» بمونی

30:18.090 --> 30:20.030
‫«هوپ» ، گوش کن

30:21.189 --> 30:24.660
‫این الان ‫تموم میشه

30:52.453 --> 30:54.308
‫فکر می‌کردم میری

30:55.941 --> 30:57.986
‫سخته وقتی گذشته و آینده‌ام

30:58.030 --> 31:01.511
‫در مرگ و فریب غوطه‌ور باشن
‫برنامه‌ای برای آینده بریزم

31:06.801 --> 31:13.819
‫اولین‌باری که تو رو دیدم
‫دقیقاً میدونستم کی بودی

31:16.004 --> 31:17.963
‫و بله . قدیم یه مشکلی باهم داشتیم

31:18.006 --> 31:21.096
‫خونواده‌ی من و خونواده‌ی تو
خون اون گذشته رو گرفته

31:28.451 --> 31:32.194
‫همون موقع اولین‌باری بود
که عاشقت شدم

31:42.386 --> 31:45.457
‫ببخشید ، ‫دنبال برادرم هستم

31:45.482 --> 31:47.963
‫دیگه نیومده اینجا

31:49.697 --> 31:55.066
‫من دختر پدرم نیستم
‫من از گرگ‌ها نفرت ندارم

31:57.659 --> 32:00.096
‫ولی نمیشه بهش فهموند

32:02.785 --> 32:05.199
‫و مخالفت با اون عواقبی داره

32:05.772 --> 32:07.774
‫با همچین پدری آشنام

32:10.225 --> 32:12.967
‫بالاخره حتی بچه‌های همچین
‫هیولایی هم امنیت ندارن

32:13.105 --> 32:16.499
‫و باور کن دیر یا زود ‫اون خشم رو
روی تو هم خالی می‌کنه

32:20.721 --> 32:21.803
‫ببخشید

32:29.176 --> 32:31.003
‫گوش کن

32:37.346 --> 32:39.914
‫من به ایستگاه قطار و بندر رفتم

32:39.958 --> 32:41.326
‫به بلیط‌چی‌ها نفوذ ذهنی کردم که

32:41.350 --> 32:43.265
‫به هر کی می‌خواد از این
‫کشور فرار کنه کمک کنن

32:43.309 --> 32:44.869
‫اسم من رو که بهشون بگی
کمکت می‌کنن

32:45.661 --> 32:47.010
‫توصیه می‌کنم بری شرق

32:47.035 --> 32:48.840
شانگهای» جای امنی برای مخفی شدنه»

32:50.136 --> 32:51.529
‫ممنون

32:52.057 --> 32:53.192
‫خواهش می‌کنم

32:55.458 --> 32:57.068
‫اسمت

32:57.778 --> 33:01.215
‫محض اینکه بخوام از اسمت به عنوان
‫بلیط خروج استفاده کنم

33:01.240 --> 33:03.068
‫البته . «آلایژا»

33:03.703 --> 33:05.189
«انتوینت»

33:05.635 --> 33:07.144
‫تا دیداری دوباره

33:07.550 --> 33:09.003
‫البته اگه دوباره همدیگر رو ببینیم

33:11.136 --> 33:13.846
‫همونطور که وقتی توی نیویورک
همدیگر رو دیدیم بهت گفتم

33:15.274 --> 33:19.649
‫من عقاید کهنه‌ی
پدرم رو ‫رها کردم

33:19.693 --> 33:22.957
‫و به خلوص روح جاودانم ایمان آوردم

33:24.598 --> 33:26.430
‫من طبق اون اصل زندگی کردم

33:27.519 --> 33:29.344
‫چون بهم آرامش میده

33:36.815 --> 33:40.652
‫می‌خوام این زندگی
رو ‫با تو سهیم باشم

33:41.685 --> 33:42.685
‫باهات ازدواج کنم

33:43.138 --> 33:48.058
‫در لذت اولین لحظات‌مون بعد از غروب
‫با تو غوطه‌ور بشم

33:48.286 --> 33:50.378
‫دوست‌ـت دارم «آلایژا»

33:52.409 --> 33:54.062
‫و من میرم بالا وسایلم رو جمع کنم

33:54.087 --> 33:56.933
‫چون بله . هنوز وقت
برای ادامه زندگی هست

33:57.724 --> 34:00.683
‫ولی امیدوارم که ادامه‌مون باهم باشه

34:16.685 --> 34:20.384
‫«کلاوس مایکلسون» امروز بدجور
‫سرش گرم بوده

34:20.409 --> 34:22.788
«اولش میری «میستیک‌فالز

34:22.813 --> 34:25.905
‫حالا داری از کنار رودخونه
‫گرگینه میدزدی

34:26.194 --> 34:29.284
‫اگه بزرگترین ترس «گِرِتا» "نجاست" باشه

34:29.328 --> 34:32.983
‫پس قصد دارم وحشتی در
‫کابوسی ابدی رو بهش میدم

34:33.027 --> 34:35.029
‫و پیمانه از خون «هوپ» دارم

34:35.073 --> 34:38.076
‫که تا آخرین قطره‌اش برای ‫درست کردن
دورگه‌های بیشتر استفاده می‌کنم

34:39.973 --> 34:41.722
‫تو دورم زدی

34:42.708 --> 34:46.642
‫زندگی دخترم رو در خطر قرار دادی
‫و بهم خیانت کردی

34:46.822 --> 34:48.214
‫کار درست رو انجام دادم

34:48.239 --> 34:49.457
‫کاری که برای کی درست بود؟

34:49.482 --> 34:51.353
‫برای دخترت ، برای شهرم

34:51.380 --> 34:53.121
‫مسئله کار درست نیست

34:53.146 --> 34:54.757
‫این شهر تو رو رد کرد

34:54.920 --> 34:56.879
‫خواهرمم همینطور
‫حالا تنها چیزی که می‌خوای

34:56.904 --> 34:58.769
‫اینه که دوباره تو رو قبول کنن

34:59.753 --> 35:02.206
‫فقط نیاز داری تو رو
«دوست داشته باشن «مارسل

35:02.371 --> 35:04.199
‫این نقطه‌ضعفته

35:04.406 --> 35:07.583
‫برای همینه که میدونستم بدون اینکه
‫حرفی بهت بزنم حاضری چه کارهایی بکنی

35:07.627 --> 35:09.344
‫برای همینه که میدونم
‫هر قولی هم که در زمان

35:09.368 --> 35:12.087
...اعلام اتحاد بدی تو

35:13.470 --> 35:15.342
‫همیشه جا میزنی

35:23.384 --> 35:24.472
‫بنوش

35:26.780 --> 35:31.734
‫وقتی که برگردی به دنیا
حتماً به همه بگو

35:32.434 --> 35:35.776
‫«گِرِتا سیئِنا» مسئول سرنوشت‌ـته

35:40.311 --> 35:42.356
‫یه اشتباهی کردم

35:43.080 --> 35:44.995
‫نمی‌خوام بمیرم

35:45.273 --> 35:48.624
‫خب ، حقیقت رو در مورد «هِیلی» بگو

35:48.668 --> 35:50.887
‫همون لحظه‌ای که بگم من رو می‌کشن

35:51.323 --> 35:53.018
‫ببین ، تو الان از شاه‌پسد خالی هستی

35:53.043 --> 35:54.915
‫خیلی‌خب؟ پس اگه بدون اینکه
‫بهت نفوذ کنن اعتراف کنی

35:54.940 --> 35:56.507
...و «هِیلی» هنوز زنده باشه

35:56.532 --> 35:59.393
‫زنده‌ست . ‫خیلی هم زنده‌ست

35:59.418 --> 36:02.143
‫پس «کلاوس» رحم می‌کنه

36:04.297 --> 36:05.603
‫اون کجاست «گِرِتا»؟

36:06.271 --> 36:08.611
‫بهم بگو ‫. بهم بگو کجاست

36:08.636 --> 36:10.476
‫و من ضمانت تو رو
‫پیش «کلاوس» و «مارسل» می‌کنم

36:11.054 --> 36:12.273
‫لطفاً بهشون بگو

36:12.387 --> 36:13.252
‫چی؟

36:13.277 --> 36:14.800
‫- بهشون بگو
‫- چی بگم؟

36:15.434 --> 36:20.308
‫بهشون بگو من خیلی قوی‌تر
از اونیم ‫که تصورش رو بکنن

36:38.095 --> 36:39.662
‫هی ، نمردی

36:42.420 --> 36:43.807
‫عالی شد

36:48.610 --> 36:49.742
‫چه اتفاقی افتاد؟

36:55.052 --> 36:57.446
‫اتفاقی که افتاد اینه که

36:57.897 --> 37:01.857
‫تا جایی که مسئله برگردوندن مادرم وسط باشه
‫خودمم و خودمم

37:05.273 --> 37:06.753
‫اون چیه؟

37:09.017 --> 37:10.932
‫یه طلسم خاموش‌سازی

37:11.582 --> 37:15.481
‫تنها کاری که باید بکنم اینه که
بخشی از خودم رو از دست بدم

37:17.048 --> 37:18.571
‫و من 3 بخش دارم

37:19.131 --> 37:21.307
‫چقدر می‌تونه بد باشه که
‫یکیش رو از دست بدم؟

37:26.364 --> 37:27.974
‫می‌خوای بفهمی؟

37:29.836 --> 37:31.775
‫خب ، هیچ‌کدوم جادوگرهایی که برای

37:31.800 --> 37:33.443
‫این طلسم قدرت کافی داشته باشن
‫اینجا نیستن

37:35.052 --> 37:36.052
‫آره

37:38.567 --> 37:43.269
‫پسر ، اگه کسی یه راهی برای
‫فرار از اینجا بلد بود عالی می‌شد

37:54.698 --> 37:56.308
‫زنده می‌مونه؟

37:56.819 --> 37:59.213
جاش»؟ آره»

37:59.288 --> 38:01.855
‫شانس آورده که هنوز
...صورتش رو داره ولی

38:01.880 --> 38:02.968
‫فکر کنم

38:03.368 --> 38:05.913
‫میدونه «گِرِتا» کجا فرار کرده؟

38:06.818 --> 38:08.167
‫اون بخش که گفتم

38:08.192 --> 38:09.976
‫شانس آورده هنوز صورتش رو داره
‫یادت رفت؟

38:12.934 --> 38:16.354
‫حرفی که چند لحظه پیش گفتم
عصبانی بودم

38:16.379 --> 38:19.969
‫آره . خب ، اشتباه نمی‌کردی

38:20.340 --> 38:22.081
‫مثل قدیم نیستم

38:22.226 --> 38:24.837
‫خواهرت بدجور داغونم کرد

38:24.862 --> 38:28.300
‫با نبود «آلایژا» عصبانیتم کنترلم می‌کنه

38:28.504 --> 38:30.196
‫امروز که کنترل کرد

38:31.700 --> 38:35.051
‫و 100 سال پیش هم با
آگوست» اینطوری شد»

38:38.314 --> 38:41.187
‫خیلی هم گناهکارم «مارسل»

38:43.843 --> 38:51.372
‫ولی هر کاری کردم حقش بود
‫در واقع حتی بهش رحم هم کردم

38:51.416 --> 38:53.493
‫من هیچ دردسری نمی‌خوام «کلاوس»

38:53.518 --> 38:55.432
‫انگار که برام مهمه چی می‌خوای

38:59.598 --> 39:03.384
‫بعد از کشتن‌ـت ‫همه‌ی
کسایی که می‌شناسی

39:03.428 --> 39:04.939
‫و همه کسایی که دوست داری
رو شکار می‌کنم

39:16.309 --> 39:18.821
‫ولی هیچ‌وقت فقط همون رو کشتم

39:21.782 --> 39:24.088
...وقتی که بستون بود

39:24.953 --> 39:26.470
‫این سکه رو بردارین

39:31.543 --> 39:33.806
‫بعضیاشون به‌خاطر نفرت‌شون گناهکار بودن

39:35.285 --> 39:36.765
‫ولی خیلیاشون بی‌گناه بودن

39:40.116 --> 39:42.728
‫و همه قربانی اون شدن

39:42.771 --> 39:45.861
‫قربانی بخشی از من که مجبورم کردن
‫سرکوبش کنم

39:50.957 --> 39:53.537
‫«آگوست»...عزیزم

40:03.409 --> 40:07.875
‫خواهش می‌‌کنم ‫رحم کن

40:09.368 --> 40:10.935
‫اینطور شد که

40:11.369 --> 40:16.793
‫در پایان ‫من کبریتی بودم
که فیتیله بمب رو روشن کردم

40:18.285 --> 40:19.504
...رحم کن

40:19.547 --> 40:22.681
‫به دخترم

40:25.738 --> 40:29.837
‫اشتباه من ‫این بود
که تحقیرشون کردم

40:29.862 --> 40:33.873
‫و با این‌کار بهشون قدرتمندترین
‫شکل از نفرت رو دادم

40:34.888 --> 40:37.804
‫نفرتی که برای 1000 سال
‫به خشم من نیرو میداد

40:45.757 --> 40:47.236
‫شرمساری

40:52.044 --> 40:54.633
‫من بهشون شرمساری رو بخشیدم

40:54.694 --> 40:56.827
‫لطفاً به پسرم رحم کن

41:06.984 --> 41:08.594
‫هی ، منم

41:09.119 --> 41:12.316
‫خواستم خبر بدم که همه چیز ردیفه

41:12.906 --> 41:17.371
‫دارم سوار ماشین میشم
و ‫«هوپ مایکلسون» داره باهام میاد

41:17.947 --> 41:19.862
‫دوست‌ـت دارم مامان

41:23.713 --> 41:25.454
‫کسی بیرون اومدنت رو ندید؟

41:25.506 --> 41:26.506
‫نه

41:27.030 --> 41:28.161
‫حاضری بریم؟

41:28.885 --> 41:31.074
‫آره ‫. بریم تو کارش

41:47.400 --> 41:48.400
مترجم : رضا حضرتی

41:49.400 --> 42:22.400
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
