WEBVTT

00:01.000 --> 00:02.509
پیش از این در
"The Originals"

00:02.534 --> 00:04.484
‫وقتی طلسم تموم بشه
‫باید از هم دور بشید

00:04.583 --> 00:06.538
‫و به «هوپ» هم نزدیک نشید

00:06.538 --> 00:09.542
‫آب‌هامون به خون تبدیل شدن
‫رودخونه پر از مار شده

00:09.542 --> 00:11.521
‫اگه «مایکلسون»‌ها برگردن پیش هم

00:11.521 --> 00:14.058
‫تاریکی برپا میشه که
‫تا حالا نظیرش رو ندیدیم

00:14.058 --> 00:17.012
‫حالا اگه کسی بتونه باعث
‫خرابی "نيو اورلانز" بشه

00:17.012 --> 00:19.083
‫- اون «کلاوس مایکلسون»ـه
‫- اصلاً در مورد «کلاوس» نیست

00:19.083 --> 00:21.017
‫در مورد دخترشه

00:21.017 --> 00:23.008
‫«هوپ مایکلسون» حکم نابودی ما میشه

00:23.008 --> 00:25.000
«خدای من «هنری

00:26.525 --> 00:27.579
‫من باهات جایی نمیام

00:27.579 --> 00:29.588
‫ما خونواده‌ی تو هستیم

00:29.588 --> 00:31.554
هیچ‌کدوم‌تون برام مهم نیستین

00:31.554 --> 00:34.504
آلایژا مایکلسون» مرده»

00:37.550 --> 00:39.504
‫شاید برای بیدار کردنش
‫به کمکت نیاز داشته باشم

00:39.504 --> 00:41.558
‫«هوپ» در مورد یه طلسم
مخفی‌سازی و خواب ‫حرف میزد

00:41.558 --> 00:42.554
هِیلی»؟»

00:44.529 --> 00:46.542
‫اون کجاست؟

00:46.542 --> 00:47.592
‫خدای من

00:47.592 --> 00:50.712
‫مادرت رو پیدا می‌کنم و قسم می‌خورم
‫برگردونمش پیش تو

00:58.579 --> 01:01.596
‫"نيو اورلانز" یه بازمونده‌ست

01:02.546 --> 01:04.588
‫با تراژدی‌های بیشماری مواجه شده

01:04.588 --> 01:07.562
‫آتش ، سیل ، جنگ

01:07.562 --> 01:11.525
‫درصورتی‌که اگر شهری دیگر بود
‫زیر این مشکلات به زانو درمیامد

01:11.525 --> 01:14.533
‫ولی "نيو اورلانز" مصیبت رو به جادو بدل می‌کرد

01:14.533 --> 01:20.521
‫و هر سال ‫بزرگترین
رسم‌شون رو به پا میدارن

01:21.567 --> 01:23.575
«یعنی «ماردی گرا

01:23.575 --> 01:26.554
‫با وجود همه‌ی اختلافات‌مون

01:26.554 --> 01:29.558
‫کل شهر جشن فصل کارناوال رو
‫کنار هم جشن می‌گیرن

01:29.558 --> 01:31.546
‫- «دیوید» ، از این پارچه خوشم میاد
‫- خوشت میاد؟

01:31.546 --> 01:33.512
‫به نظر منم خوبه

01:33.512 --> 01:34.562
‫بیش از 80 گروه وجود داره

01:34.562 --> 01:38.512
‫که از چند هفته قبل تا زمان جشن
به جشن ملحق میشن

01:38.512 --> 01:43.508
‫هر گروه از قبلی خاص‌تر

01:43.508 --> 01:46.504
‫هر کسی یه کاری می‌کنه

01:46.504 --> 01:50.512
‫دنبال عشق بگردی
‫یا تشنه‌ی اوقات خوش باشی

01:50.512 --> 01:54.500
"هیچ خانمی بهتر از ‫"نيو اورلانز
در زمان «ماردی گرا» نیست

01:54.500 --> 01:58.579
‫البته تا وقتی که تحمل کشمکش‌ها رو داشته باشی

01:58.579 --> 02:00.571
‫دقیقاً منظورت چیه؟

02:00.571 --> 02:02.538
‫«هوپ» مادرش رو با یه ورد
مخفی‌سازی طلسم کرده

02:02.538 --> 02:04.562
‫یه نفر پیداش کرده
این‌کار یه جادوگر می‌طلبیده

02:04.562 --> 02:06.542
‫پس این یعنی کار یکی از جادوگرهای من بوده؟

02:06.542 --> 02:08.525
‫فکر نکنم

02:08.525 --> 02:10.596
‫جادوگرهات همیشه ادعای معصومیت داشتن

02:10.596 --> 02:13.567
‫ولی اگه تاریخ رو در نظر بگیریم
‫شما بدترین گروه بین ما بودین

02:13.567 --> 02:15.571
‫به محض اینکه «فِرِیا» بهم گفت
‫«هِیلی» گم شده

02:15.571 --> 02:20.504
‫ده‌ها نفر از ما جادوگرها رفتیم توی خیابون‌ها
‫و طلسم ردیابی اجرا کردیم تا پیداش کنیم

02:20.504 --> 02:22.521
‫چون «هِیلی» در واقع
یکی از دوستامون بود ، خب؟

02:22.521 --> 02:25.512
‫«هِیلی» برخلاف تو
‫احترام ما رو بدست آورده

02:25.512 --> 02:28.558
‫و فقط از روی احترام به اون ‫فقط
«1بار این رو بهت میگم «کلاوس

02:28.558 --> 02:30.558
‫ما هیچ ارتباطی با

02:30.558 --> 02:32.542
‫ناپدید شدنش نداشتیم
‫این رو بهت قول میدم

02:32.542 --> 02:36.554
‫قول یه جادوگر مثل
توبه‌ی ‫گرگ می‌مونه

02:36.554 --> 02:38.554
‫تو صلح و صفا می‌خوای؟

02:38.554 --> 02:41.525
‫بی‌گناهیت رو ثابت و پیداش کن

02:41.525 --> 02:44.558
‫چرا باید گرگینه‌ها
‫آلفای خودشون رو بکشن؟

02:44.558 --> 02:46.512
‫سوال خیلی به‌جایی بود

02:46.512 --> 02:47.596
‫شاید یکی از رفقای کنار رودخونه‌تون
‫بتونه روشن‌مون کنه

02:47.596 --> 02:49.588
‫الان ما خودمون قربانی هستیم

02:50.592 --> 02:53.554
‫یه خون‌آشام «هنری» رو ‫فقط
به‌خاطر دورگه بودنش کشت

02:53.554 --> 02:58.504
‫نه . شما گرگ‌ها هم اون پسر رو ‫به
چشم مایه‌ی سرافکندگی میدیدین

02:58.504 --> 03:00.525
‫کیه که بگه همچین تنفری
‫از «هِیلی» هم نداشتین؟

03:00.525 --> 03:03.575
‫یه گرگ گناهکار ممکنه خون‌آشام‎ها رو
‫مقصر بشماره

03:03.575 --> 03:04.583
‫تا ردپای خودش رو بپوشونه

03:07.521 --> 03:10.529
‫اگه شما «هِیلی» رو ندزدیدین
‫توصیه می‌کنم گناهکار رو پیدا کنین

03:10.529 --> 03:12.567
واقعاً فکر می‌کنی افراد من اینقدر احمقن؟

03:12.567 --> 03:15.567
‫اونا میدونن که اگه یه تار مو
‫از سر «هِیلی» کم کنن

03:15.567 --> 03:17.529
‫به من جوابگو هستن

03:17.529 --> 03:20.546
‫خب ، تو به خون‌آشام‌ها دستور دادی
‫که با گرگ‌ها مخالفت کنن

03:20.546 --> 03:23.525
و اون پسر دورگه رو بکشن؟ نه

03:23.525 --> 03:27.533
‫فکر نمی‌کردم . شاید مقام سلطنتی
تو ‫همراه جنبه زناشویی‌ـت تحلیل رفته

03:27.533 --> 03:30.575
‫خیلی‌خب ، خیلی‌خب
آروم بگیرین

03:30.575 --> 03:34.525
‫خون‌آشام‌ها از «هِیلی» خوش‌شون میاد
‫همه ازش خوش‌شون میاد . ما کاریش نکردیم

03:34.525 --> 03:36.567
‫پس توصیه می‌کنم تلاش‌تون رو برای
‫پیدا کردنش بیشتر کنین

03:36.567 --> 03:39.550
‫چون اگه تا غروب دخترم ‫مادرش رو نبینه

03:39.550 --> 03:42.579
اون‌وقت کل گله‌تون با خشم
ناامیدی من ‫روبرو میشه

03:42.579 --> 03:45.558
‫فقط نزدیک شدن 2تا «مایکلسون» به
هم ‫باعث شد بارون به خون تبدیل بشه

03:45.558 --> 03:49.546
‫تصور کن اگه از برادر و خواهرهام
‫درخواست کمک کنم چه اتفاقی میوفته

03:49.546 --> 03:51.500
‫تجدید دیدار خانواده‌ی کوچیک‌مون

03:51.500 --> 03:53.054
‫باعث میشه آتشی جهنمی
ما رو در خودش ببلعه

03:53.400 --> 03:58.200
"The Originals"
فصل 5
قسمت 4 : بین شیطان و دریای عمیق آبی

03:59.200 --> 04:01.200
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

04:01.200 --> 04:03.200
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

04:03.583 --> 04:06.554
‫می‌بینم که بهترین‌های "نيو اورلانز" رو
‫تحریک کردی

04:06.554 --> 04:08.525
‫اگه این‌ها بهترین‌های شهر باشن

04:08.525 --> 04:10.512
‫پس از آدمای متوسط ـشون هم
‫بیشتر سقوط می‌کنن

04:10.512 --> 04:13.558
‫انسان‌ها چی‌کار می‌تونن بکنن
‫که بقیه‌ی گونه‌ها نمی‌تونن؟

04:13.558 --> 04:16.517
‫اونا تعدادشون بیشتره
‫ما باید همه‌جا دید داشته باشیم

04:16.517 --> 04:18.504
‫هر کی این‌کار رو کرده
‫نمی‌تونه از من مخفی بشه

04:20.554 --> 04:23.500
‫چیه؟

04:23.500 --> 04:25.504
‫چشمان باز ، رفتار متمرکز

04:25.504 --> 04:28.525
‫میدونی ، به عنوان «کلاوس مایکلسون»
‫به نظرم رفتارت کاملاً عادیه

04:28.525 --> 04:30.596
‫اگه منظوری داری «مارسلوس» بنال

04:30.596 --> 04:32.575
‫یه شایعاتی هست که انگار دیوونه شدی

04:32.575 --> 04:35.588
‫فقط دارم اطمینان حاصل می‌کنم که یه وقت
کاری نکنی که همه پشیمون بشیم

04:35.588 --> 04:37.583
‫خب ، اگه اون بدبخت فلک‌زده‌ای
که آرزوی مرگ داره

04:37.583 --> 04:39.575
‫و مادر دخترم رو دزدیده
اون رو سالم برگردونه

04:39.575 --> 04:42.546
‫اون‌وقت کاری نمی‌کنم که همه
‫پشیمون بشیم ، نه؟

04:42.546 --> 04:45.550
‫وقتی رفتی فرانسه که «آلایژا» رو ببینی
‫چه اتفاقی افتاد؟

04:45.550 --> 04:48.550
‫هیچی . اونجا نبود

04:48.550 --> 04:50.562
‫نه؟ یعنی باهم ملاقات نکردین؟

04:50.562 --> 04:51.575
‫چون تا جایی که خبر دارم

04:51.575 --> 04:54.500
‫«هوپ» داشت از غذایی رستوران
مدرسه‌شون ‫حشره درمیاورد

04:54.500 --> 04:56.575
‫انگار یادت رفته که بقیه‌ی خواهر
و برادرهام هم ‫این طلسم رو دارن

04:56.575 --> 05:00.546
«پس به‌خاطر اینه که «کول» و «ربکا
‫یه تجدید دیدار یهویی داشتن؟

05:00.546 --> 05:03.504
‫خب ، قطعاً «ربکا» که پیشت نیست . هست؟

05:03.504 --> 05:06.567
‫این شهر همچین مجازاتی که ‫باهاش
اونا رو تهدید می‌کنی رو قبول نمی‌کنن

05:06.567 --> 05:07.583
‫منم همینطور

05:07.583 --> 05:12.546
‫پس توصیه می‌کنم ‫همه‌ی اینا
رو یه انگیزه در نظر بگیری

05:24.500 --> 05:26.500
‫خیابان «سِینت فیلیپ ترمه» ، پلاک 238

05:31.529 --> 05:34.575
‫برادرت دیدگاه خیلی جالبی
از ‫سخنرانی انگیزشی داره

05:34.575 --> 05:36.588
‫ببین ، میدونم که شما 2تا
‫زیاد باهم جور نیستین

05:36.588 --> 05:40.538
‫ولی هر چقدرم که احمقانه به‌نظر برسه
‫تاکتیک‌های «کلاوس» همیشه جواب میدن

05:40.538 --> 05:42.596
‫فقط به بهترین وجه با بدخلقیش کنار بیا

05:42.596 --> 05:45.517
‫خب ، اگه همینطوری سربه‌سرم بذاره
‫بهش نشون میدم بدخلقی یعنی چی

05:45.517 --> 05:46.550
‫بگو ببینم باهاش ارتباط برقرار کردی؟

05:46.550 --> 05:48.525
‫برقراری ارتباط؟

05:48.525 --> 05:50.554
‫منظورت برادرزادمه یا یه مأمور مخفی؟

05:50.554 --> 05:51.579
‫«فِرِیا»

05:51.579 --> 05:53.554
‫میدونم که شنیدنش برات سخته

05:53.554 --> 05:55.538
‫ولی کارت‌های «آیوی» پیش‌بینی کردن
‫که برادرزاده‌ی تو

05:55.538 --> 05:57.500
‫ممکنه در واقع گرگی در لباس بره باشه

05:57.500 --> 05:58.550
‫پس باید بهش سخت بگیری

05:58.550 --> 05:59.592
‫اون 15 سالشه

05:59.592 --> 06:01.588
‫آینده‌اش که روی کتیبه نوشته نشده

06:01.588 --> 06:04.579
‫برای همین اومدم پیش‌ـش
‫تا در موردش مطمئن بشم

06:04.579 --> 06:06.579
‫موفق باشی

06:06.579 --> 06:08.521
‫همچنین

06:18.558 --> 06:21.521
‫چه اتفاقی افتاده؟

06:21.521 --> 06:22.554
‫نه . هیچی

06:22.554 --> 06:26.583
‫نه . ‫بابات گروه‌های جستجویی
رو ‫برای گشتن همه جای این شهر فرستاده

06:26.583 --> 06:28.554
حتماً پیداش می‌کنیم

06:28.554 --> 06:30.575
...من فقط

06:30.575 --> 06:34.542
...وقتی دیدمت فکر کردم اون

06:34.542 --> 06:38.504
‫وایسا ببینم . اگه مادرم هنوز پیدا نشده
پس اینجا چی‌کار می‌کنی؟

06:38.504 --> 06:40.583
‫بسته غذایی

06:40.583 --> 06:42.588
‫گفتم بهتره یه چیزی از خونه برات بیارم

06:42.588 --> 06:48.500
‫پس این‌همه راه رو اومدی تا
‫برام شیرینی بیاری؟

06:48.500 --> 06:51.508
‫گفتم با مشکلاتی که فعلاً داریم
‫یه دوست به دردت می‌خوره

06:51.508 --> 06:53.508
‫ممنون ولی راحتم

06:55.504 --> 06:57.504
...ممکنه اشتباه باشه ولی

06:57.504 --> 07:00.521
‫به نظرم اینجاست که
باید دعوتم کنی بیام تو

07:00.521 --> 07:03.517
‫آره ، آره

07:05.529 --> 07:07.500
‫آره

07:15.558 --> 07:18.554
‫طلسم‌های ردیابی به 12 زبان باستانی؟

07:18.554 --> 07:21.546
‫فکر می‌کردم خارج از محیط
کلاس ‫اجازه اجرای جادو نداری

07:21.546 --> 07:22.592
‫حسابی از آموزش‌هام عقب مونده بودم

07:22.592 --> 07:24.583
‫نمی‌خوام برای اون دوره تعلیقیم
‫از درس‌ها عقب بمونم

07:24.583 --> 07:26.592
‫نمراتم رو حفظ کنم

07:33.500 --> 07:35.529
‫باید برگردم سر کار عمه «فِرِیا»

07:35.529 --> 07:39.512
‫باشه . باشه . می‌تونم بعد از 11 ساعت

07:39.512 --> 07:44.567
‫رانندگی عذاب‌آور برای دیدن
تنها برادر‌زاده‌ام ‫بذارم و برم

07:44.567 --> 07:46.588
...یا

07:46.588 --> 07:48.592
‫می‌تونیم گرم بگیریم

07:48.592 --> 07:52.508
‫لبخند به رو بیاریم

07:52.508 --> 07:56.588
‫و در مورد اون پسر خوشتیپی که ‫هفته
پیش توی اتاقت قایم کرده بودی بگی

07:59.575 --> 08:03.588
‫اصلاً در نظر گرفتی که این ممکنه
‫یه تله باشه؟

08:03.588 --> 08:07.529
‫می‌تونم 30تا خون‌آشام رو تا
‫5 دقیقه دیگه بیارم اینجا

08:07.529 --> 08:09.592
‫اگه خودت نذاری نمی‌تونم کمکت کنم

08:09.592 --> 08:13.562
‫اگه کمکت ارزیابی روانشناختی می‌طلبه
‫بذار برات ساده‌اش کنم

08:13.562 --> 08:15.562
‫روانی که یه مأموریت داره
‫وقتی برای چرت و پرت گفتن نداره

08:15.562 --> 08:17.504
‫ببین ، می‌خوای امروز خونریزی به پا کنی؟

08:17.504 --> 08:18.550
‫برو ته صف . «هِیلی» برای منم اهمیت داره

08:18.550 --> 08:20.533
‫پس با بقیه هر رفتاری می‌کنی بکن
‫ولی جلوی من مواظب لحن‌ـت باش

08:21.588 --> 08:23.588
‫رسیدیم

08:28.546 --> 08:29.588
‫وایسا

08:29.588 --> 08:33.571
‫چی می‌شنوی؟

08:33.571 --> 08:35.575
‫هیچیِ هیچی

08:48.554 --> 08:50.546
‫«کلاوس»

09:06.571 --> 09:09.538
‫قاتل‌الذئب و شاه‌پسند

09:09.538 --> 09:11.596
‫اون اینجا بوده

09:15.700 --> 09:17.600
" دورگه‌ی کثیف عجیب‌الخلقه "

09:28.896 --> 09:30.896
خب ، کدومشه؟

09:30.896 --> 09:33.879
‫اون پسر سکسی که الماس عرق می‌کنه

09:35.833 --> 09:36.896
‫خیلی‌خب

09:39.862 --> 09:41.817
‫هی ، هی

09:41.817 --> 09:43.817
‫برو . برو

09:45.817 --> 09:47.817
‫ایول

09:54.896 --> 09:57.879
خدایا ، ‫به راه رفتن ادامه بده

09:58.892 --> 10:01.879
‫وایسا . نمی‌خوای تو هم سلام بدی؟

10:01.879 --> 10:04.800
‫نه . کاملاً مطمئنم که غرورش شکسته نمیشه

10:07.888 --> 10:09.846
...هی ، خب

10:09.846 --> 10:12.804
‫اون چیزهایی که در موردشون مطالعه می‌کردی

10:12.804 --> 10:17.879
‫کیمیاگری شبه‌جزیره «آیبرین»؟
‫جادوی خاورمیانه؟

10:17.879 --> 10:19.867
‫دارم جادوهای منطقه‌ای با فرض اینکه

10:19.867 --> 10:25.838
‫به وضعیت اجتماعی-سیاسی و اقتصادی
‫مربوط میشن رو آزمایش می‌کنم

10:25.838 --> 10:31.842
‫خب ، دقیقاً مفهوم اجتماعی-سیاسیِ
‫شکستن طلسم‌های مخفی‌سازی قدرتمند چیه؟

10:34.850 --> 10:37.854
‫می‌خوای چی بگم؟ ‫مادرم گم شده

10:39.800 --> 10:41.804
‫سعی کردن برای تنهایی شکستنِ
‫همه‌ی طلسم‌های احتمالی

10:41.804 --> 10:44.850
‫در اون کتاب‌ها هزاران سال طول می‌کشه

10:44.850 --> 10:48.804
‫دقیقاً برای همینه که نمی‌خواستم بهت بگم

10:48.804 --> 10:49.875
‫و حدس بزن چیه؟

10:49.875 --> 10:51.875
‫تو و جادوگرها به هیچ‌جا نرسیدین

10:51.875 --> 10:53.875
‫من از یه راه دیگه امتحان می‌کنم

10:53.875 --> 10:55.892
‫خیلی‌خب

10:55.892 --> 10:59.858
‫من اونی هستم که ‫طلسم مخفی‌سازی
رو روی مادرم ‫اجرا کردم

10:59.858 --> 11:04.846
‫شاید بتونم راهی پیدا کنم که بدون
‫بودن کنار مادرم طلسمش رو بردارم

11:04.846 --> 11:11.800
‫و اینکه در تاریخ جادوگری ‫تا حالا
این‌کار انجام نشده تو رو منصرف نمی‌کنه؟

11:11.800 --> 11:12.896
‫نمی‌تونم دست روی دست بذارم
و کاری نکنم

11:16.871 --> 11:18.875
‫باشه پس

11:20.838 --> 11:22.871
‫بریم سر کار

11:24.833 --> 11:26.833
‫چرا «مارسل» ما رو برای قدم زدن
کنار رودخونه فرستاد

11:26.833 --> 11:28.808
‫که وقت‌مون رو حروم کنیم؟

11:28.808 --> 11:32.833
‫خب ، از لحاظ فنی ‫وقتی
جاودان باشی وقت‌ـت حروم نمیشه

11:32.833 --> 11:33.879
«خودت میدونی منظورم چی بود «جاش

11:35.842 --> 11:37.825
‫اینطوری یاد «پاپی» رو گرامی میداریم؟

11:37.825 --> 11:41.808
‫خیلی‌خب ببین ، «مارسل» می‌خواد
‫«کلاوس» هر چه سریع‌تر از شهر بره

11:41.808 --> 11:42.892
‫با پیدا کردن «هِیلی» «کلاوس» میره

11:42.892 --> 11:45.854
‫بهم اعتماد کن ، خب؟

11:45.854 --> 11:47.896
‫رفتن «کلاوس» به نفع همه‌ست

11:47.896 --> 11:49.850
‫منطقیه

11:49.850 --> 11:53.850
‫ولی وقتی چیزی که به صلاح همه‌ست
‫به صلاح خون‌آشام‌ها نباشه چی؟

11:57.821 --> 11:59.808
‫میرم کنار رودخونه

12:02.896 --> 12:04.800
«جاشوا»

12:04.800 --> 12:06.883
‫من رو باش که فکر می‌کردم دوستیم

12:06.883 --> 12:10.804
‫خیلی‌خب ، باشه
موقع بدگویی از تو مچم رو گرفتی

12:10.804 --> 12:13.883
‫بدگویی می‌کردم ولی کاری که
گفتی رو هم می‌کردم

12:13.883 --> 12:17.817
‫پس به نظرم همدیگه رو خنثی می‌کنن ، نه؟

12:25.825 --> 12:28.879
یه وضعیت گروگانگیری

12:28.879 --> 12:30.821
‫چه خلاقانه

12:30.821 --> 12:34.804
‫می‌تونی اسمش رو گروگانگیری بذاری
من اسمش رو میذارم انگیزه‌دهی ملایم

12:34.804 --> 12:36.888
...خب

12:36.888 --> 12:40.850
کالِت» عزیز ، لطف کن»
و هم‌اتاقی جدیدت رو

12:40.850 --> 12:42.812
‫با یه طلسم مانع زندانی کن

12:42.812 --> 12:44.846
‫اصلاً دلم نمی‌خواد کسی شما رو
‫ازم بدزده

12:46.883 --> 12:49.817
‫برای تو جادو نمی‌کنم

12:51.812 --> 12:54.488
‫«جاش» ، بهش بگو جریان چیه

12:55.896 --> 12:59.808
‫اصلاً بذار جای تو خودم بگم

12:59.808 --> 13:01.821
‫اگه کاری که میگم رو نکنی
‫همه‌ی کسایی که برات عزیزن رو

13:01.821 --> 13:03.838
‫شکار می‌کنم و بعدش
‫خون ، تیکه‌تیکه شدن

13:03.838 --> 13:06.871
‫ناله ، مرگ و من برنده میشم

13:09.829 --> 13:10.842
‫عدالت رو برقرار کنم؟

13:45.875 --> 13:47.817
‫قطعاً «هِیلی» اینجا بوده

13:47.817 --> 13:51.821
‫نمی‌تونم حس کنم کی اون رو دزدیده ولی...

13:51.821 --> 13:54.896
‫ترس داره از دیوار میریزه

13:56.850 --> 14:00.808
قطعاً مطمئنی که ‫هیچ‌کدوم
از دوستات این‌کار رو نکردن؟

14:00.808 --> 14:02.829
قطعاًمطمئنم . تو چی؟

14:02.829 --> 14:05.825
7سال پیش می‌گفتم 100 درصد

14:05.825 --> 14:09.825
‫ولی الان انگار بیشتر بهم احترام میذارن
‫تا وفادارم باشن

14:09.825 --> 14:11.879
‫بذار یه چیزی بهت بگم «مارسل»

14:11.879 --> 14:16.842
‫وقتی این شهر با دموکراسی اداره میشه
بیشتر خوشم میاد تا با سلطنت

14:16.842 --> 14:18.821
‫راستش رو بخوای جای خالی هیچ‌کدوم‌تون
‫احساس نشد

14:20.842 --> 14:21.862
‫اون «کالِت» رو دزدید

14:21.862 --> 14:22.879
‫- چی؟
‫- «کلاوس»

14:24.804 --> 14:25.850
‫اون از هر گروه یه عضو دزدیده

14:25.850 --> 14:27.846
‫«کالِت» ، «دیوید»

14:27.846 --> 14:28.883
‫که یکی از گرگ‌های «لیسینا»ست

14:28.883 --> 14:30.850
‫اون خون‌آشامی که «روسو» رو اداره می‌کنه

14:30.850 --> 14:31.854
‫«جاش»؟

14:33.817 --> 14:36.871
‫گفت اگه «هِیلی» رو تا غروب تحویل ندیم
‫اونا رو سلاخی می‌کنه

14:47.308 --> 14:48.879
‫همیشه و همیشه

14:49.379 --> 14:51.821
‫بارها و بارها همین داستانه

14:51.821 --> 14:53.804
‫بهشون اعتماد می‌کنم و ایمان میارم

14:53.804 --> 14:55.838
‫براشون جادو می‌کنم

14:55.838 --> 14:58.829
‫ولی آخرش بازم اتفاق همیشگی میوفته

14:58.829 --> 15:01.858
‫و تنها چیزی که الان میدونم ‫اینه
که باید «کالِت» رو برگردونم

15:01.858 --> 15:03.829
‫داری اجازه میدی خشمت
‫منطقت رو تحت‌الشعاع قرار بده

15:03.829 --> 15:05.825
‫ببین ، متوجه‌ام

15:05.825 --> 15:06.896
‫جادوگرها جادو می‌کنن

15:06.896 --> 15:08.875
‫از شهر محافظت می‌کنن
‫صلح رو نگه میدارن

15:08.875 --> 15:10.858
‫ولی کی هوای ما رو داره؟

15:10.858 --> 15:13.804
‫همه میدونیم اوضاع چطوری پیش میره

15:13.804 --> 15:15.821
‫ولی این دلیل نمیشه که
‫جون اونا رو تو خطر بندازیم

15:15.821 --> 15:17.825
‫اگه سعی کنیم نجات‌شون بدیم
‫«کلاوس» همه‌شون رو می‌کشه

15:17.825 --> 15:18.862
‫خودت این رو خوب میدونی

15:18.862 --> 15:21.812
‫مسئله همینه
‫این رو نمیدونم

15:21.812 --> 15:25.850
‫هیچ‌جوره نمی‌تونم پیش‌بینی کنم
‫اون مرد چه کاری انجام میده

15:25.850 --> 15:27.825
‫وقتی پای جنگ وسط باشه

15:27.825 --> 15:30.883
‫هیچ استراتژی به بزرگی ‫استراتژی
کلاس مایکلسون» وجود نداره»

15:30.883 --> 15:32.838
‫ولی اون به برادرش به عنوان
‫همکارش نیاز داره

15:32.838 --> 15:34.838
‫باید «آلایژا» رو داشته باشه
‫تا افسارش رو به‌دست بگیره

15:36.846 --> 15:38.854
‫باید «کالِت» رو برگردونم

15:38.854 --> 15:42.842
‫پس بذار از کارت‌ها راهنمایی بخوایم

15:42.842 --> 15:46.838
‫اگه «کلاوس» پا از گلیمش درازتر کنه
‫ما قبل از همه می‌فهمیم

15:59.317 --> 16:00.388
‫آزادش کن

16:02.392 --> 16:04.342
‫- همین حالا
‫- متأسفانه «جاش»

16:04.342 --> 16:06.342
‫اینجا خیلی مفیدترـه

16:06.342 --> 16:07.396
‫من این رو باید به افرادم بگم؟

16:07.396 --> 16:09.342
‫همین الانشم فکر می‌کنن
‫دارم از تو دستور می‌گیرم

16:09.342 --> 16:11.388
‫افرادت «مارسل»

16:11.388 --> 16:13.342
‫کلماتی که روی دیوار اون
خونه نوشته شده بودن

16:13.342 --> 16:15.325
‫به اندازه من شامل حال تو هم میشن

16:15.325 --> 16:17.379
‫عجیب‌الخلقه ، دورگه

16:17.379 --> 16:20.325
‫شاید برای همینه که خون‌آشام‌ها
‫به حرفات اهمیتی نمیدن

16:20.325 --> 16:23.317
‫یا هنوز وانمود می‌کنی یکی از اونایی؟

16:23.317 --> 16:25.312
‫اون کلمات همچنین شامل حال

16:25.312 --> 16:26.383
‫دخترت هم میشن یا شاید این رو
‫فراموش کردی؟

16:26.383 --> 16:30.354
‫همه‌ی اینا ‫به‌خاطر دخترمه

16:33.338 --> 16:36.354
‫اونا «هِیلی» رو به زور بردن

16:36.354 --> 16:40.396
‫مثل یه حیوون بستنش
‫چون اون فرق داشت

16:40.396 --> 16:43.317
‫چون ازش می‌ترسیدن
‫راستش این زبون اوناست

16:43.317 --> 16:45.350
‫ترس

16:45.350 --> 16:47.300
‫حالا گوش می‌کنن

16:47.300 --> 16:50.312
جاش» ، تو رو از اینجا بیرون میارم»
باشه؟ قول میدم

16:50.312 --> 16:51.392
‫چه احساسی

16:51.392 --> 16:53.342
‫کارِت رو بکن و پیغام بعدی من رو برسون

17:02.354 --> 17:04.321
‫قشنگه

17:05.354 --> 17:10.308
‫البته از لحاظ ‫"شب تنهایی
اینجا نیا" و ترسناک

17:10.308 --> 17:12.392
‫دوقلوهای «سالتزمن» 2 سال پیش
‫اینجا رو پیدا کردن

17:12.392 --> 17:15.321
‫کاملاً مطمئنم اینجا لونه‌ی
‫"دختر بدجنس" شرورشون بود

17:15.321 --> 17:18.367
‫شایدم مثل پدرشون عاشق الکلن

17:20.338 --> 17:22.317
‫خیلی‌خب

17:22.317 --> 17:23.350
‫می‌خوای مامانت رو پیدا کنی

17:23.350 --> 17:27.346
‫باید شروع کنم با ‫اینکه
چطور اون رو دزدیدن

17:27.346 --> 17:31.367
‫بهت که گفتم نمیدونم
‫یکی دنبالم کرده بوده

17:33.371 --> 17:37.325
‫یا طلسم مخفی‌سازی‌ـت
‫یه مشکلی داشته

17:37.325 --> 17:40.367
‫شاید یه مرحله رو انجام ندادی

17:40.367 --> 17:41.383
‫یه شکاف رو باز نگه داشتی

17:41.383 --> 17:44.333
‫نه . معلومه که باز نگه نداشتم

17:44.333 --> 17:46.371
‫باشه ‫. دنبالت کردن

17:46.371 --> 17:49.317
‫پس قدم به قدمی که رفتی رو دنبال می‌کنیم

17:49.317 --> 17:52.325
‫یه طلسم آزمایش بازسازی که باعث میشه
‫خون فنجان رو زیاد می‌کنه

17:52.325 --> 17:54.321
‫تا در هر کاسه بریزیم
این‌کار رو برامون می‌کنه

17:54.321 --> 17:56.396
‫میدونم روش کار چطوریه عمه «فِرِیا»

18:14.379 --> 18:15.375
‫ادامه بده

18:18.338 --> 18:19.367
‫لعنتی

18:19.367 --> 18:21.325
‫کافی نبود

18:21.325 --> 18:24.367
‫سریع‌تر از خونریزیم خوب میشه

18:24.367 --> 18:27.342
‫شاید بهتر بود طلسمی انتخاب نمی‌کردی
که شامل خونریزی من می‌شد

18:33.379 --> 18:37.329
‫که میدونستی شدنی نیست

18:37.329 --> 18:39.338
‫نمی‌خوای طلسم رو اجرا کنی

18:39.338 --> 18:40.396
‫راستش نه . نه

18:40.396 --> 18:42.379
‫- چرا؟
‫- چون جواب نمیده

18:44.333 --> 18:46.325
‫اگه احتمالش هم باشه که جواب بده

18:46.325 --> 18:48.388
‫فکر نمی‌کنی یکی از 100تا
"جادوگر قدرتمند "نيو اورلانز

18:48.388 --> 18:50.392
‫قبل تو فکرش رو می‌کردن؟

18:50.392 --> 18:54.358
‫پس چرا داریم وقت‌مون رو تلف می‌کنیم؟

18:54.358 --> 18:56.392
‫یه چیزی هست که بهم نمیگی

18:59.392 --> 19:03.308
‫«وینسنت» و «آیوی» فکر می‌کنن
‫چیزی فهمیدن

19:05.329 --> 19:07.321
‫در مورد تو

19:11.362 --> 19:13.867
‫نامه‌های خدافظی؟

19:13.867 --> 19:16.846
‫«کلاوس» چی رو می‌خواد ثابت کنه؟

19:16.846 --> 19:18.804
‫ببین ، منم به اندازه شما از
‫روش‌هاش خوشم نمیاد ، خب؟

19:18.804 --> 19:20.838
‫ولی نباید از هدف منحرف بشیم

19:20.838 --> 19:22.817
‫یعنی سالم آوردن «هِیلی» به خونه

19:22.817 --> 19:24.800
‫چرا باید «هِیلی» برامون مهم باشه؟

19:24.800 --> 19:25.875
‫اون که یکی از ماها نیست

19:25.875 --> 19:28.804
‫ببخشید ، "ما"؟
‫ببین ، من فقط تو رو

19:28.804 --> 19:29.879
3بار تو کل عمرم دیدم ، خب؟

19:29.879 --> 19:32.838
‫پس بیخیال اینکه کی کیه

19:32.838 --> 19:37.833
‫تو شاید من رو نشناسی
‫ولی من می‌شناسمت

19:37.833 --> 19:39.875
‫تو یه اسطوره‌ی خودساخته‌ای

19:39.875 --> 19:41.896
«مارسل جرارد»

19:41.896 --> 19:45.838
‫خون‌آشامی با سم گرگینه در نیش‌ـش

19:45.838 --> 19:50.892
‫ولی شاید وفاداریت
‫مثل قبل نباشه

19:50.892 --> 19:52.892
اگه حرف گوش نکنی

19:52.892 --> 19:57.883
‫این نیش‌ها در عرض کمتر از 6 ثانیه
برای همیشه ساکت‌ـت می‌کنن

19:57.883 --> 20:02.817
‫همه‌ـش وقتی شروع شد که اون دورگه
‫یه خون‌آشام بی‌گناه رو کشت

20:02.817 --> 20:04.817
‫خون‌آشام‌ها چطور واکنش نشون دادن؟

20:04.817 --> 20:05.846
‫با کشتن اون

20:05.846 --> 20:07.804
‫اون یه تهدید بود

20:07.804 --> 20:09.808
‫اون یه بچه بود

20:09.808 --> 20:12.896
‫باید چی‌کار کنم که شما 2تا متوجه بشین؟

20:14.817 --> 20:18.821
‫اگه «جاش» به‌خاطر شما 2تا بمیره
‫هر دوـی شما رو باهاش خاک می‌کنم

20:21.846 --> 20:24.250
‫حالا برین و «هِیلی» رو پیدا کنین

20:37.162 --> 20:42.100
قبلاً داستان‌های دیوانه‌واری
‫در مورد «وینسنت گریفیت» می‌شنیدم

20:42.100 --> 20:44.154
هیچ‌وقت نمی‌تونستم بفهمم
‫چی واقعیه و چی داستان

20:44.154 --> 20:47.112
‫خب ، چیا شنیدی؟

20:48.183 --> 20:51.154
‫یه مرد قوی و تند

20:53.129 --> 20:54.183
‫یه دوست خوب

20:54.183 --> 20:57.142
‫دشمنی شرور

20:57.142 --> 21:00.117
‫یه شوهر خوب

21:00.117 --> 21:01.150
‫که زنش راهش رو گم کرد

21:03.167 --> 21:05.188
‫اون‌موقع من اینجا نبودم
‫قضاوت نمی‌کنم

21:05.188 --> 21:07.162
‫من می‌کنم

21:07.162 --> 21:10.150
‫من می‌کنم

21:10.150 --> 21:14.717
‫خلاصه اینکه ‫من هردومون
رو درگیر جادوی سیاه کردم

21:14.742 --> 21:16.220
‫من تونستم ازش خارج بشم
ولی اون نه

21:22.108 --> 21:26.183
‫من شوهر سابقم رو توی پنجمین
سالگردمون ‫به یه کلوپ لختی بردم

21:26.183 --> 21:30.138
‫باید خودم رو مقصر بدونم که
‫من رو ترک کرد که با یکی از رقاص‌ها باشه؟

21:30.138 --> 21:32.142
‫چطوری باهاش کنار اومدی؟

21:32.142 --> 21:34.133
‫چی؟ تحقیر؟ خشم؟

21:34.133 --> 21:35.175
‫غم از دست دادنش

21:37.188 --> 21:40.188
‫به دوستام گفتم که اون یه آدم احمق بود

21:40.188 --> 21:43.192
‫و اینکه من زن قوی هستم
‫که لیاقت آدم بهتری رو دارم

21:43.192 --> 21:48.133
‫ولی در حقیقت ‫طلسم‌های
انتقام خوندم

21:48.133 --> 21:50.158
‫تا 1 سال هر شب گریه کردم

21:50.158 --> 21:54.117
‫و بعدش کلاس یوگا رفتم
‫تا دوباره احساس زیبایی بکنم

21:57.158 --> 21:59.183
خدای من

21:59.183 --> 22:01.125
‫چیه؟

22:01.125 --> 22:05.154
‫این خیال که تک به تک لحظات
‫این حس رو داشتی که

22:05.154 --> 22:09.129
...چیزی جز

22:09.129 --> 22:12.104
‫یه زن زیبایی

22:14.154 --> 22:19.112
‫این چهره ‫فانی‌ـه

22:19.112 --> 22:22.133
‫این به کمی مراقبت شخصی نیاز داشت

22:22.133 --> 22:24.175
‫بیخیال خشمم شدم
‫کمی دعا کردم

22:24.175 --> 22:26.196
‫و الان تو این موقعیتم

22:28.108 --> 22:29.158
‫شروع کنیم؟

22:47.179 --> 22:51.183
‫حالا ‫برشون‌گردون

22:57.133 --> 22:59.125
‫نبرد

23:03.133 --> 23:05.125
‫مکار

23:08.171 --> 23:09.158
‫فقدان

23:12.100 --> 23:14.175
‫«کلاوس» داره غصه می‌خوره
...ناامیده ولی

23:14.175 --> 23:19.121
‫ثبات نداره . اون میدونه اگه ما
رو ‫تحت فشار بذاره ‫شورش می‌کنیم

23:19.121 --> 23:20.196
‫«هِیلی» گم میشه

23:20.196 --> 23:26.162
‫ولی «کلاوس» بازی بزرگتری انجام میده
‫«کلاوس» الان متعادله

23:28.179 --> 23:30.175
‫ولی طرف درستیه

23:30.175 --> 23:32.179
‫البته فعلاً

23:40.146 --> 23:42.167
‫جوخه‌ی جستجوت رو فرستادم اداره پلیس

23:42.167 --> 23:43.183
‫همونجایی که بهش تعلق دارن

23:43.183 --> 23:45.117
‫هیچی یادشون نمیاد

23:46.129 --> 23:49.175
‫اونا به درد می‌خوردن
‫برخلاف بقیه‌تون

23:49.175 --> 23:51.158
‫اونا اسباب‌بازی‌ـت بودن

23:51.158 --> 23:53.183
‫و به نظرم توی سیاه‌چال‌ـت به اندازه کافی
‫اسباب‌بازی داری

23:55.154 --> 23:57.142
‫نامه‌های خدافظی‌ـت به هیچ دردی نخوردن

23:57.142 --> 24:03.129
‫و حالا خون‌آشام‌ها و گرگینه‌ها به جای
گشتن ‫برگشتن به وضع سابق : بی‌اعتمادن

24:03.129 --> 24:05.196
‫سخنرانی انگیزشی تو بود که
‫جواب نداد ، نه نامه‌های من

24:05.196 --> 24:08.188
‫هی ببین ، نمیدونم بین تو و «آلایژا»
‫چه اتفاقی افتاده

24:08.188 --> 24:11.138
‫ولی اگه اون اینجا بود میدونست چی بگه

24:11.138 --> 24:13.133
‫ولی اون اینجا نیست
‫من اینجام

24:13.133 --> 24:16.100
‫و من میگم که روش کارِت درست نبود

24:16.100 --> 24:18.100
‫بذار اسیرهات برن

24:18.100 --> 24:23.158
‫فکر می‌کنی باید ضعیف باشم
و تسلیم دشمنم بشم

24:23.158 --> 24:27.167
‫اگه زنده نگه داشتن «هِیلی» باعث میشه
‫ضعیف باشی بله

24:27.167 --> 24:29.129
‫به خیال خودت برام سخنرانی نکن

24:29.129 --> 24:32.171
‫برای قرن‌ها اراده‌ی خیلی‌ها رو شکستم

24:32.171 --> 24:34.192
‫تا دستوراتم رو انجام بدن
‫چون اونا ازم می‌ترسیدن

24:34.192 --> 24:37.146
‫خوب میدونم چطور از این خونواده
‫محافظت کنم

24:37.146 --> 24:39.167
‫این خونواده‌ی منه
‫برای 7 سال گذشته

24:39.167 --> 24:42.108
‫هر زمان که «هوپ» بهم نیاز داشت
‫فقط کافی بود یه زنگ بزنه

24:42.108 --> 24:46.167
‫من سعی دارم جلوت رو بگیرم که
‫بزرگترین اشتباه زندگیت رو نکنی

24:46.167 --> 24:48.154
‫تا از تو در برابر خودت محافظت کنم

24:48.154 --> 24:51.121
‫تا مجبور نباشی به «هوپ» بگی
که ‫تو دلیل مرگ مادرشی

24:51.121 --> 24:55.175
‫اون میدونست ، ‫خیلی‌خب؟

24:55.175 --> 24:58.150
‫«آلایژا» میدونست کیه
و بازم بهم گفت برم

24:58.150 --> 24:59.142
‫التماس‌ـش کردم

25:01.138 --> 25:03.183
‫ولی نمی‌خواست با هیچ‌کدوم‌مون
‫کاری داشته باشه

25:07.154 --> 25:11.175
‫اون رفته «مارسلوس» ‫. رفته

25:13.108 --> 25:15.108
‫متوجه‌ام

25:15.108 --> 25:21.150
‫متوجه‌ام . ببین ، این درد رو درک می‌کنم
‫ولی باید باهاش کنار بیای ، خب؟

25:21.150 --> 25:25.158
‫نباید بذاری قضاوت‌ـت رو تحت‌تأثیر قرار بده
نه وقتی جون «هِیلی» در خطره

25:45.700 --> 25:47.300
" به درخواست‌ـت "

25:47.396 --> 25:50.129
‫چی تو جعبه‌ست؟

25:58.162 --> 26:00.167
‫ناقص‌ـش کردن

26:03.138 --> 26:05.112
‫یه چیزی عوض شده

26:06.112 --> 26:07.162
‫کارت مرگ

26:07.162 --> 26:08.192
‫خدای من ، نه

26:11.671 --> 26:12.512
‫«کلاوس» ، وایسا

26:12.612 --> 26:14.650
‫- دارن تحریکت می‌کنن
‫- و تقاص‌ـش رو پس میدن

26:14.650 --> 26:16.633
‫اگه اون گروگان‌ها رو بکشی
...اون‌وقت فکر می‌کنی

26:22.600 --> 26:25.642
‫«کلاوس» ، بهت میگم که الان
‫من تنها دوستی هستم که داری

26:25.642 --> 26:28.617
‫بیخیال «مارسل» . دارم دیوونه میشم

26:28.617 --> 26:30.692
‫ببین چه بلایی سر «هِیلی» آوردن

26:30.692 --> 26:33.658
‫بدون «آلایژا» حالم خوب نیست

26:38.646 --> 26:40.600
‫بذار کمکت کنم

26:45.696 --> 26:48.621
‫اگه طلسم مانع رو بشکنم
‫می‌تونیم از اینجا بریم و...

26:48.621 --> 26:50.604
‫و بعدش می‌تونه طعمه‌اش رو
‫با لذت شکار کنه

26:50.604 --> 26:51.654
‫علاقه‌ای ندارم

26:51.654 --> 26:53.679
‫مطمئنم  3تامون می‌تونیم باهاش مقابله کنیم

26:53.679 --> 26:57.654
‫این رو کسی میگه که آخرین کلماتش
‫"هی وای" میشن

26:57.654 --> 26:59.662
‫متأسفم . من نمی‌تونم اینجا
‫منتظر مردن باشم

27:18.600 --> 27:21.600
‫«کلاوس» ، ‫این‌کار رو نکن

27:25.650 --> 27:27.683
‫بهت هشدار داده بودم «کلاوس»

27:27.683 --> 27:30.642
‫همه‌ی آدمای خوبی که ازشون تغذیه کردی

27:30.642 --> 27:32.683
‫همه‌ی خون‌های بی‌گناهی که ریختی

27:32.683 --> 27:34.654
‫وقتشه تقاص پس بدی

27:57.646 --> 27:59.638
‫حال‌ـت خوبه؟

28:02.617 --> 28:04.608
‫کدوم گوری بودی؟

28:05.679 --> 28:07.692
‫گفتی جلوش رو می‌گیری

28:07.692 --> 28:09.692
‫ببین ، نمی‌خواستم هیچ‌کدوم
‫این اتفاقا بیوفته

28:09.692 --> 28:14.683
‫فقط می‌خواستی بیای به شهر
و مثل قبل مسائل رو اداره کنی

28:14.683 --> 28:20.654
‫و اون‌موقع که داشتی حالت رو می‌کردی
‫و بقیه رو ول کردی من هوات رو داشتم

28:23.608 --> 28:25.642
‫و حالا ببین

28:30.638 --> 28:31.662
‫«جاش»

28:35.692 --> 28:37.654
...خب

28:37.654 --> 28:40.621
‫یه جادوگر دارم که باید خاکش کنم

28:43.662 --> 28:45.633
‫تو می‌تونی ترتیب اون رو بدی

28:54.608 --> 28:56.617
‫پس من نفرین شدم؟

28:56.617 --> 28:59.617
‫پیش‌بینی کردن که حکم نابودی چی باشم؟
‫خونواده‌ام؟

28:59.617 --> 29:00.667
‫"نيو اورلانز"؟

29:00.667 --> 29:02.650
‫دنیا؟

29:02.650 --> 29:07.650
‫من نمیدونم

29:07.650 --> 29:10.683
‫ولی حقته بدونی چه خبره

29:10.683 --> 29:14.617
‫و هردومون باید برای این احتمال
‫آماده باشیم که

29:14.617 --> 29:17.608
‫اونجور که می‌خوایم اوضاع پیش نره

29:17.608 --> 29:19.642
‫منظورت اینه که مادرم بمیره؟

29:21.612 --> 29:26.667
‫برای اتفاقی که هر دفعه ‫یه مصیبتی
به بار میاد تو دلت میوفته

29:28.696 --> 29:33.671
‫برای وقتی احساسات‌ـت جوری امتحان میشن
‫که حتی تصورش رو هم نمی‌تونی بکنی

29:33.671 --> 29:36.667
‫چطور کسی می‌تونه برای این آماده بشه؟

29:38.642 --> 29:42.617
‫تو هر کسی نیستی «هوپ»

29:42.617 --> 29:48.667
‫تو جادوگر فرزند ارشد «مایکلسون»ـی
با ‫مقدار ترسناکی از قدرت

29:48.667 --> 29:53.600
‫حتی بدون تاریکی که ‫خونواده‌ات
تو رو ازش دور نگه میدارن

29:53.600 --> 29:57.675
‫خب که چی؟ اونقدر حساس هستم که
‫همه می‌ترسن احساساتی و عصبی بشم؟

29:57.675 --> 30:01.617
‫خب ، وقتی آدمایی مثل من و تو
‫عصبی میشن

30:01.617 --> 30:03.696
‫روستاها می‌تونن خاکستر بشن

30:10.679 --> 30:13.696
...ببین

30:13.696 --> 30:17.662
‫میدونم چه حسی داره که خونواده‌ات

30:17.662 --> 30:23.608
‫تو رو در موقعیتی بذارن که
‫کلی تحت فشار قرار بگیری

30:23.608 --> 30:26.604
و مطمئن نیستی قدرت تحملش
رو داشته باشی

30:27.621 --> 30:29.688
‫برای تو چطور پیش رفته؟

30:30.696 --> 30:33.679
‫خوب پیش نرفته

30:33.679 --> 30:36.654
‫برای همینه که با زنی که دوست دارم نیستم

30:38.617 --> 30:41.692
‫پس چرا نمیذاری بری

30:41.692 --> 30:46.604
‫و حلش کنی و بذاری به حال خودم
‫تا سعی کنم مادرم رو پیدا کنم

30:46.604 --> 30:47.646
‫«هوپ» ، وایسا

30:47.646 --> 30:49.621
‫چرا؟ تا بتونی معطلم کنی؟

30:49.621 --> 30:51.646
‫نباید همه چیز رو تو خودت بریزی
‫وگرنه تو رو از داخل نابود می‌کنه

30:51.646 --> 30:52.692
‫- گفتم دست از سرم بردار
‫- «هوپ»

30:52.692 --> 30:55.633
‫گفتم دست از سرم بردار

30:57.654 --> 30:59.183
هوپ» ، بس کن»

31:04.642 --> 31:07.604
‫الان حاضری حرف بزنیم؟

31:21.696 --> 31:24.621
‫تو احمقی

31:24.621 --> 31:26.617
‫چرا؟

31:26.617 --> 31:29.604
‫چون گول داستانت در مورد «آلایژا» رو خوردم؟

31:29.604 --> 31:30.688
‫اصلاً حقیقت داشت؟

31:30.688 --> 31:32.688
‫تک‌تک کلماتی که گفتم

31:32.688 --> 31:35.625
‫حتی در سردترین حالت بین ما
‫اثری از برادری که

31:35.625 --> 31:39.604
‫برام عزیزه وجود داشت
‫ولی دیگه اثری ازش نیست

31:39.604 --> 31:42.683
‫کل وجودش ناآشنا بود

31:45.617 --> 31:48.671
‫به «هوپ» قول دادم مادرش رو
‫سالم پیش‌ـش برمیگردونم

31:48.671 --> 31:51.692
‫و به جاش شهر رو به‌هم ریختی

31:51.692 --> 31:53.688
‫از اول هم نقشه‌ام همین بود

31:53.688 --> 31:56.621
‫اینکه تحت فشار بذارم‌شون
‫و ببینم گروه‌ها چه واکنشی نشون میدن

31:59.612 --> 32:01.612
‫«وینسنت» و جادوگرها باهامون کار کردن

32:01.612 --> 32:03.650
‫گرگ‌ها حاضر بودن برای آلفاشون بمیرن

32:03.650 --> 32:04.696
...ولی خون‌آشام‌ها

32:06.629 --> 32:09.646
‫فقط مقاومت کردن

32:09.646 --> 32:13.608
‫اونا همیشه از طرف عجیب‌الخلقه‌ها
‫و دورگه‌هایی مثل ما تهدید می‌شدن

32:15.633 --> 32:20.671
‫یه خون‌آشام «هِیلی» رو دزدیده ‫تا
اونایی که دوستش دارن عذاب بکشن

32:22.696 --> 32:25.675
‫فعلاً زنده‌اش نگه میدارن

32:25.675 --> 32:28.638
‫این یه بازیه و دارن ازش لذت می‌برن

32:28.638 --> 32:30.633
‫آره و تو وارد بازی‌شون شدی

32:30.633 --> 32:32.642
‫شاید جواب‌هایی که می‌خواستی
رو هم گیر آوردی

32:32.642 --> 32:33.683
‫ولی «هِیلی» رو پیدا نکردی

32:33.683 --> 32:36.617
‫و الان کل شهر رو علیه خودت کردی

32:36.617 --> 32:37.679
‫چرا باید این‌کار رو می‌کردی؟

32:37.679 --> 32:41.662
‫اگه از من نترسن نمی‌تونم نجاتش بدم

32:43.675 --> 32:46.608
‫تو هم همینطور

32:54.638 --> 32:58.638
‫پادشاه لب تر کرد و همه دوان دوان اومدیم

32:58.638 --> 33:01.604
‫آره . خب ، گفت خبرهایی
در مورد «کلاوس» داره

33:01.604 --> 33:03.608
‫شخصاً دوست دارم ردیف جلویی باشم
‫که حرفاش رو گوش کنم

33:11.638 --> 33:13.617
‫خیلی‌خب

33:14.692 --> 33:17.629
‫خب ، میدونم که اکثر شماها
‫احساس می‌کنین که

33:17.629 --> 33:20.625
‫اخیراً توی تصمیماتم اشتباهاتی کردم

33:20.625 --> 33:23.617
‫احساس می‌کنین که توی گذشته زندگی می‌کردم

33:23.617 --> 33:24.671
‫در روزهایی که پادشاه بودم

33:24.671 --> 33:26.679
‫تصمیمات رو می‌گرفتم و حرفم قانون بود

33:26.679 --> 33:30.625
‫و باید اعتراف کنم درسته

33:32.604 --> 33:35.692
‫می‌خواستم با اعتماد و حُسن‌نیت
‫و رضایت شما شهر رو اداره کنم

33:35.692 --> 33:37.696
‫ولی همونطور که گفتم یه اشتباه کردم

33:39.675 --> 33:41.646
‫کنترل شما رو از دست دادم

33:41.646 --> 33:45.621
‫ولی ‫دیگه نه

33:47.679 --> 33:50.633
‫تا اینکه دوباره مطمئن بشم که همه
‫فرمانبردارم هستین

33:50.633 --> 33:53.621
‫و تا اینکه «هِیلی مارشال» پیدا بشه
‫قوانین رو تغییر میدم

33:53.621 --> 33:57.617
‫اول ‫حرکات‌تون رو محدود می‌کنم

33:57.617 --> 33:58.646
‫فعلاً خبری از حلقه‌های روشنایی روز نیست

33:58.646 --> 34:01.600
‫چی؟ حق نداری این‌کار رو بکنی

34:01.600 --> 34:02.658
‫تو دیگه از ما نیستی

34:07.604 --> 34:10.679
‫درسته . ‫ما نیستیم

34:10.679 --> 34:13.679
‫ما رئیسیم

34:17.600 --> 34:19.608
‫قوانین رو بشکنین
از دستورات سرپیچی کنین

34:19.608 --> 34:21.667
‫زندانی نمیشید
‫سرتون قطع میشه

34:25.654 --> 34:27.646
‫سوالی نیست؟

34:43.188 --> 34:47.196
‫فقط من اینطوری حس می‌کنم ‫یا این
اتاق ‫کم‌کم داره معروف میشه؟

34:50.146 --> 34:54.108
‫«هنری» پرید و انگار تو هم می‌خوای بپری

34:56.617 --> 34:58.646
‫روز سختی داشتم

35:00.625 --> 35:01.658
‫مادرت؟

35:03.646 --> 35:05.654
‫اثری ازش نیست

35:05.654 --> 35:11.604
‫و طبق گفته‌ی عمه‌ام ‫کل جادوگرهای
نيو اورلانز" فکر می‌کنن که"

35:11.604 --> 35:14.658
‫اگه مادرم نیاد خونه شهر رو ذوب می‌کنم

35:14.658 --> 35:17.638
‫می‌تونی این‌کار رو بکنی؟

35:18.671 --> 35:23.629
‫شاید ‫. نمیدونم

35:23.629 --> 35:28.617
‫فکر کنم دیگه خسته شدم که
‫همه ازم می‌ترسن

35:28.617 --> 35:30.633
‫قابل درکه

35:35.617 --> 35:38.621
‫حالاست که باید بگی تو ازم نمی‌ترسی

35:39.683 --> 35:42.650
‫وحشت کردم

35:42.650 --> 35:44.662
‫ولی خطر رو دوست دارم

35:54.600 --> 35:55.646
‫دیگه باید برم

36:04.654 --> 36:08.617
‫یه ملاقات خصوصی با پسری که
‫الماس عرق می‌کنه

36:08.617 --> 36:10.604
‫ایول

36:12.608 --> 36:16.612
‫متأسفم که اونطوری از کوره درفتم

36:16.612 --> 36:19.650
‫نه . نباید متأسف باشی

36:19.650 --> 36:21.662
‫ببین ، خودت هم اینا رو نخواستی

36:21.662 --> 36:23.696
‫تو شروعش نکردی

36:23.696 --> 36:28.696
‫ولی من پایانشم ‫، مگه نه؟
حالا هر جوری که بشه؟

36:35.667 --> 36:38.612
‫خب ، حالا چی‌کار کنیم؟

37:32.608 --> 37:37.679
‫گروه ما از اولین روزهای این شهر
‫در فصل کارناوال نقشی داشته

37:37.679 --> 37:42.696
‫در هر مصیبتی رسم این جشن رو به‌جا آوردیم

37:42.696 --> 37:45.646
‫امشب به یاد «کالِت» توی خیابون حرکت می‌کنیم

37:45.646 --> 37:47.675
‫در خیابان‌هامون حملش می‌کنیم

37:47.675 --> 37:50.667
‫و فراموش نمی‌کنیم که چه اعتقاداتی داریم

37:50.667 --> 37:52.671
‫روح

37:52.671 --> 37:54.671
‫زمین

37:54.671 --> 37:56.671
‫شهر

37:56.671 --> 37:58.658
‫باهم و متحد

37:58.658 --> 38:01.642
‫باهم و متحد

38:01.642 --> 38:03.667
‫باهم و متحد

38:03.667 --> 38:07.629
‫باهم و متحد

38:07.629 --> 38:10.633
‫باهم و متحد

38:10.633 --> 38:14.617
‫باهم و متحد

38:48.196 --> 38:52.146
‫جنگ علیه مردم ما اعلان شده

38:52.146 --> 38:56.188
‫اولش خون‌آشام‌ها یه پسر
رو ‫در شروع سفرش کشتن

38:56.188 --> 39:00.146
‫و بعدش یه نفر آلفای ما رو میدزده

39:00.146 --> 39:03.142
‫و الان سرنوشت ما دست «کلاوس مایکلسون»ـه

39:03.142 --> 39:07.150
‫یه روانی که ریشه‌اش به
‫جامعه‌مون رو انکار می‌کنه

39:07.150 --> 39:10.158
‫و دوستی که کسی نمی‌تونه
جاش رو پر کنه کشت

39:14.117 --> 39:19.179
‫ما تنهاییم ‫و باید
برای جنگیدن آماده باشیم

39:48.633 --> 39:50.667
‫میدونستم برای مدت زیادی
‫بیکار نمی‌شینی

39:52.600 --> 39:54.612
‫چی می‌خوای؟

39:54.612 --> 39:57.633
‫می‌تونی راحت به مراسم «کالِت» برسی

39:57.633 --> 40:00.646
‫ولی وقتی کارِت تموم شد
‫من و «مارسل» کمکت رو می‌خوایم

40:00.646 --> 40:03.692
‫میدونیم یه خون‌آشام بود که
...‫«هِیلی» رو دزدید و با جادوی تو

40:03.692 --> 40:05.679
‫حتماً عقلت رو از دست دادی «کلاوس»

40:05.679 --> 40:08.617
‫من برات هیچ جادویی انجام نمیدم

40:08.617 --> 40:11.688
‫در واقع من باید عقلم رو از دست داده باشم
‫چون فکر می‌کردم حداقل تواناییش رو داری

40:11.688 --> 40:15.612
‫واقعاً فکر می‌کردم تواناییش
رو داری ‫که آدم بهتری باشی

40:18.600 --> 40:19.621
‫ولی بعد از این؟

40:23.654 --> 40:25.675
‫نه آقا

40:25.675 --> 40:28.662
‫جادوگرها دیگه از کمک کردنت خسته شدن

40:28.662 --> 40:30.629
‫تنها کاری که بلدی استفاده و سوءاستفاده‌ست

40:30.629 --> 40:32.621
‫جوری رفتار می‌کنی انگار مهره‌ایم

40:32.621 --> 40:36.621
‫انگار مهره‌هایی که ‫توی بازی ناتموم
و خودنابودساز خونواده‌ات هستیم

40:38.688 --> 40:40.683
‫دیگه نه

40:40.683 --> 40:42.675
‫ولی تبریک میگم

40:42.675 --> 40:45.679
‫دوباره تونستی برگردی به رأس زنجیره غذایی

40:45.679 --> 40:48.646
‫ولی بذار یه چیزی رو روشن کنم

40:48.646 --> 40:51.629
‫اگه دوباره بیای سراغ جادوگرهای من
‫جنگ به پا میشه

40:51.629 --> 40:53.642
‫و منظورم جنگ بین تو و محافل نیست

40:53.642 --> 40:55.617
‫جنگی بین من و خودت

40:57.633 --> 40:59.612
‫و امیدوارم متوجه شده باشی

41:17.104 --> 41:18.162
وینسنت» کجاست؟»

41:18.162 --> 41:20.179
تنهاییم -
هیچ‌کدوم اینا با عقل جور درنمیاد -

41:20.179 --> 41:23.133
‫«هِیلی» چی‌کار می‌تونسته بکنه که
‫حقش این باشه؟

41:33.158 --> 41:35.188
‫اون چیه؟

41:35.188 --> 41:39.117
‫یه پیغام

41:39.117 --> 41:43.133
‫از دشمن‌هایی که فکر می‌کردم
‫مدت‌ها پیش ریشه‌کن کردم

41:43.400 --> 41:44.400
مترجم : رضا حضرتی

41:45.400 --> 42:22.400
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
