1
00:00:01,000 --> 00:00:02,509
پیش از این در
"The Originals"

2
00:00:02,534 --> 00:00:04,484
‫وقتی طلسم تموم بشه
‫باید از هم دور بشید

3
00:00:04,583 --> 00:00:06,538
‫و به «هوپ» هم نزدیک نشید

4
00:00:06,538 --> 00:00:09,542
‫آب‌هامون به خون تبدیل شدن
‫رودخونه پر از مار شده

5
00:00:09,542 --> 00:00:11,521
‫اگه «مایکلسون»‌ها برگردن پیش هم

6
00:00:11,521 --> 00:00:14,058
‫تاریکی برپا میشه که
‫تا حالا نظیرش رو ندیدیم

7
00:00:14,058 --> 00:00:17,012
‫حالا اگه کسی بتونه باعث
‫خرابی "نيو اورلانز" بشه

8
00:00:17,012 --> 00:00:19,083
‫- اون «کلاوس مایکلسون»ـه
‫- اصلاً در مورد «کلاوس» نیست

9
00:00:19,083 --> 00:00:21,017
‫در مورد دخترشه

10
00:00:21,017 --> 00:00:23,008
‫«هوپ مایکلسون» حکم نابودی ما میشه

11
00:00:23,008 --> 00:00:25,000
«خدای من «هنری

12
00:00:26,525 --> 00:00:27,579
‫من باهات جایی نمیام

13
00:00:27,579 --> 00:00:29,588
‫ما خونواده‌ی تو هستیم

14
00:00:29,588 --> 00:00:31,554
هیچ‌کدوم‌تون برام مهم نیستین

15
00:00:31,554 --> 00:00:34,504
آلایژا مایکلسون» مرده»

16
00:00:37,550 --> 00:00:39,504
‫شاید برای بیدار کردنش
‫به کمکت نیاز داشته باشم

17
00:00:39,504 --> 00:00:41,558
‫«هوپ» در مورد یه طلسم
مخفی‌سازی و خواب ‫حرف میزد

18
00:00:41,558 --> 00:00:42,554
هِیلی»؟»

19
00:00:44,529 --> 00:00:46,542
‫اون کجاست؟

20
00:00:46,542 --> 00:00:47,592
‫خدای من

21
00:00:47,592 --> 00:00:50,712
‫مادرت رو پیدا می‌کنم و قسم می‌خورم
‫برگردونمش پیش تو

22
00:00:58,579 --> 00:01:01,596
‫"نيو اورلانز" یه بازمونده‌ست

23
00:01:02,546 --> 00:01:04,588
‫با تراژدی‌های بیشماری مواجه شده

24
00:01:04,588 --> 00:01:07,562
‫آتش ، سیل ، جنگ

25
00:01:07,562 --> 00:01:11,525
‫درصورتی‌که اگر شهری دیگر بود
‫زیر این مشکلات به زانو درمیامد

26
00:01:11,525 --> 00:01:14,533
‫ولی "نيو اورلانز" مصیبت رو به جادو بدل می‌کرد

27
00:01:14,533 --> 00:01:20,521
‫و هر سال ‫بزرگترین
رسم‌شون رو به پا میدارن

28
00:01:21,567 --> 00:01:23,575
«یعنی «ماردی گرا

29
00:01:23,575 --> 00:01:26,554
‫با وجود همه‌ی اختلافات‌مون

30
00:01:26,554 --> 00:01:29,558
‫کل شهر جشن فصل کارناوال رو
‫کنار هم جشن می‌گیرن

31
00:01:29,558 --> 00:01:31,546
‫- «دیوید» ، از این پارچه خوشم میاد
‫- خوشت میاد؟

32
00:01:31,546 --> 00:01:33,512
‫به نظر منم خوبه

33
00:01:33,512 --> 00:01:34,562
‫بیش از 80 گروه وجود داره

34
00:01:34,562 --> 00:01:38,512
‫که از چند هفته قبل تا زمان جشن
به جشن ملحق میشن

35
00:01:38,512 --> 00:01:43,508
‫هر گروه از قبلی خاص‌تر

36
00:01:43,508 --> 00:01:46,504
‫هر کسی یه کاری می‌کنه

37
00:01:46,504 --> 00:01:50,512
‫دنبال عشق بگردی
‫یا تشنه‌ی اوقات خوش باشی

38
00:01:50,512 --> 00:01:54,500
"هیچ خانمی بهتر از ‫"نيو اورلانز
در زمان «ماردی گرا» نیست

39
00:01:54,500 --> 00:01:58,579
‫البته تا وقتی که تحمل کشمکش‌ها رو داشته باشی

40
00:01:58,579 --> 00:02:00,571
‫دقیقاً منظورت چیه؟

41
00:02:00,571 --> 00:02:02,538
‫«هوپ» مادرش رو با یه ورد
مخفی‌سازی طلسم کرده

42
00:02:02,538 --> 00:02:04,562
‫یه نفر پیداش کرده
این‌کار یه جادوگر می‌طلبیده

43
00:02:04,562 --> 00:02:06,542
‫پس این یعنی کار یکی از جادوگرهای من بوده؟

44
00:02:06,542 --> 00:02:08,525
‫فکر نکنم

45
00:02:08,525 --> 00:02:10,596
‫جادوگرهات همیشه ادعای معصومیت داشتن

46
00:02:10,596 --> 00:02:13,567
‫ولی اگه تاریخ رو در نظر بگیریم
‫شما بدترین گروه بین ما بودین

47
00:02:13,567 --> 00:02:15,571
‫به محض اینکه «فِرِیا» بهم گفت
‫«هِیلی» گم شده

48
00:02:15,571 --> 00:02:20,504
‫ده‌ها نفر از ما جادوگرها رفتیم توی خیابون‌ها
‫و طلسم ردیابی اجرا کردیم تا پیداش کنیم

49
00:02:20,504 --> 00:02:22,521
‫چون «هِیلی» در واقع
یکی از دوستامون بود ، خب؟

50
00:02:22,521 --> 00:02:25,512
‫«هِیلی» برخلاف تو
‫احترام ما رو بدست آورده

51
00:02:25,512 --> 00:02:28,558
‫و فقط از روی احترام به اون ‫فقط
«1بار این رو بهت میگم «کلاوس

52
00:02:28,558 --> 00:02:30,558
‫ما هیچ ارتباطی با

53
00:02:30,558 --> 00:02:32,542
‫ناپدید شدنش نداشتیم
‫این رو بهت قول میدم

54
00:02:32,542 --> 00:02:36,554
‫قول یه جادوگر مثل
توبه‌ی ‫گرگ می‌مونه

55
00:02:36,554 --> 00:02:38,554
‫تو صلح و صفا می‌خوای؟

56
00:02:38,554 --> 00:02:41,525
‫بی‌گناهیت رو ثابت و پیداش کن

57
00:02:41,525 --> 00:02:44,558
‫چرا باید گرگینه‌ها
‫آلفای خودشون رو بکشن؟

58
00:02:44,558 --> 00:02:46,512
‫سوال خیلی به‌جایی بود

59
00:02:46,512 --> 00:02:47,596
‫شاید یکی از رفقای کنار رودخونه‌تون
‫بتونه روشن‌مون کنه

60
00:02:47,596 --> 00:02:49,588
‫الان ما خودمون قربانی هستیم

61
00:02:50,592 --> 00:02:53,554
‫یه خون‌آشام «هنری» رو ‫فقط
به‌خاطر دورگه بودنش کشت

62
00:02:53,554 --> 00:02:58,504
‫نه . شما گرگ‌ها هم اون پسر رو ‫به
چشم مایه‌ی سرافکندگی میدیدین

63
00:02:58,504 --> 00:03:00,525
‫کیه که بگه همچین تنفری
‫از «هِیلی» هم نداشتین؟

64
00:03:00,525 --> 00:03:03,575
‫یه گرگ گناهکار ممکنه خون‌آشام‎ها رو
‫مقصر بشماره

65
00:03:03,575 --> 00:03:04,583
‫تا ردپای خودش رو بپوشونه

66
00:03:07,521 --> 00:03:10,529
‫اگه شما «هِیلی» رو ندزدیدین
‫توصیه می‌کنم گناهکار رو پیدا کنین

67
00:03:10,529 --> 00:03:12,567
واقعاً فکر می‌کنی افراد من اینقدر احمقن؟

68
00:03:12,567 --> 00:03:15,567
‫اونا میدونن که اگه یه تار مو
‫از سر «هِیلی» کم کنن

69
00:03:15,567 --> 00:03:17,529
‫به من جوابگو هستن

70
00:03:17,529 --> 00:03:20,546
‫خب ، تو به خون‌آشام‌ها دستور دادی
‫که با گرگ‌ها مخالفت کنن

71
00:03:20,546 --> 00:03:23,525
و اون پسر دورگه رو بکشن؟ نه

72
00:03:23,525 --> 00:03:27,533
‫فکر نمی‌کردم . شاید مقام سلطنتی
تو ‫همراه جنبه زناشویی‌ـت تحلیل رفته

73
00:03:27,533 --> 00:03:30,575
‫خیلی‌خب ، خیلی‌خب
آروم بگیرین

74
00:03:30,575 --> 00:03:34,525
‫خون‌آشام‌ها از «هِیلی» خوش‌شون میاد
‫همه ازش خوش‌شون میاد . ما کاریش نکردیم

75
00:03:34,525 --> 00:03:36,567
‫پس توصیه می‌کنم تلاش‌تون رو برای
‫پیدا کردنش بیشتر کنین

76
00:03:36,567 --> 00:03:39,550
‫چون اگه تا غروب دخترم ‫مادرش رو نبینه

77
00:03:39,550 --> 00:03:42,579
اون‌وقت کل گله‌تون با خشم
ناامیدی من ‫روبرو میشه

78
00:03:42,579 --> 00:03:45,558
‫فقط نزدیک شدن 2تا «مایکلسون» به
هم ‫باعث شد بارون به خون تبدیل بشه

79
00:03:45,558 --> 00:03:49,546
‫تصور کن اگه از برادر و خواهرهام
‫درخواست کمک کنم چه اتفاقی میوفته

80
00:03:49,546 --> 00:03:51,500
‫تجدید دیدار خانواده‌ی کوچیک‌مون

81
00:03:51,500 --> 00:03:53,054
‫باعث میشه آتشی جهنمی
ما رو در خودش ببلعه

82
00:03:53,400 --> 00:03:58,200
"The Originals"
فصل 5
قسمت 4 : بین شیطان و دریای عمیق آبی

83
00:03:59,200 --> 00:04:01,200
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

84
00:04:01,200 --> 00:04:03,200
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

85
00:04:03,583 --> 00:04:06,554
‫می‌بینم که بهترین‌های "نيو اورلانز" رو
‫تحریک کردی

86
00:04:06,554 --> 00:04:08,525
‫اگه این‌ها بهترین‌های شهر باشن

87
00:04:08,525 --> 00:04:10,512
‫پس از آدمای متوسط ـشون هم
‫بیشتر سقوط می‌کنن

88
00:04:10,512 --> 00:04:13,558
‫انسان‌ها چی‌کار می‌تونن بکنن
‫که بقیه‌ی گونه‌ها نمی‌تونن؟

89
00:04:13,558 --> 00:04:16,517
‫اونا تعدادشون بیشتره
‫ما باید همه‌جا دید داشته باشیم

90
00:04:16,517 --> 00:04:18,504
‫هر کی این‌کار رو کرده
‫نمی‌تونه از من مخفی بشه

91
00:04:20,554 --> 00:04:23,500
‫چیه؟

92
00:04:23,500 --> 00:04:25,504
‫چشمان باز ، رفتار متمرکز

93
00:04:25,504 --> 00:04:28,525
‫میدونی ، به عنوان «کلاوس مایکلسون»
‫به نظرم رفتارت کاملاً عادیه

94
00:04:28,525 --> 00:04:30,596
‫اگه منظوری داری «مارسلوس» بنال

95
00:04:30,596 --> 00:04:32,575
‫یه شایعاتی هست که انگار دیوونه شدی

96
00:04:32,575 --> 00:04:35,588
‫فقط دارم اطمینان حاصل می‌کنم که یه وقت
کاری نکنی که همه پشیمون بشیم

97
00:04:35,588 --> 00:04:37,583
‫خب ، اگه اون بدبخت فلک‌زده‌ای
که آرزوی مرگ داره

98
00:04:37,583 --> 00:04:39,575
‫و مادر دخترم رو دزدیده
اون رو سالم برگردونه

99
00:04:39,575 --> 00:04:42,546
‫اون‌وقت کاری نمی‌کنم که همه
‫پشیمون بشیم ، نه؟

100
00:04:42,546 --> 00:04:45,550
‫وقتی رفتی فرانسه که «آلایژا» رو ببینی
‫چه اتفاقی افتاد؟

101
00:04:45,550 --> 00:04:48,550
‫هیچی . اونجا نبود

102
00:04:48,550 --> 00:04:50,562
‫نه؟ یعنی باهم ملاقات نکردین؟

103
00:04:50,562 --> 00:04:51,575
‫چون تا جایی که خبر دارم

104
00:04:51,575 --> 00:04:54,500
‫«هوپ» داشت از غذایی رستوران
مدرسه‌شون ‫حشره درمیاورد

105
00:04:54,500 --> 00:04:56,575
‫انگار یادت رفته که بقیه‌ی خواهر
و برادرهام هم ‫این طلسم رو دارن

106
00:04:56,575 --> 00:05:00,546
«پس به‌خاطر اینه که «کول» و «ربکا
‫یه تجدید دیدار یهویی داشتن؟

107
00:05:00,546 --> 00:05:03,504
‫خب ، قطعاً «ربکا» که پیشت نیست . هست؟

108
00:05:03,504 --> 00:05:06,567
‫این شهر همچین مجازاتی که ‫باهاش
اونا رو تهدید می‌کنی رو قبول نمی‌کنن

109
00:05:06,567 --> 00:05:07,583
‫منم همینطور

110
00:05:07,583 --> 00:05:12,546
‫پس توصیه می‌کنم ‫همه‌ی اینا
رو یه انگیزه در نظر بگیری

111
00:05:24,500 --> 00:05:26,500
‫خیابان «سِینت فیلیپ ترمه» ، پلاک 238

112
00:05:31,529 --> 00:05:34,575
‫برادرت دیدگاه خیلی جالبی
از ‫سخنرانی انگیزشی داره

113
00:05:34,575 --> 00:05:36,588
‫ببین ، میدونم که شما 2تا
‫زیاد باهم جور نیستین

114
00:05:36,588 --> 00:05:40,538
‫ولی هر چقدرم که احمقانه به‌نظر برسه
‫تاکتیک‌های «کلاوس» همیشه جواب میدن

115
00:05:40,538 --> 00:05:42,596
‫فقط به بهترین وجه با بدخلقیش کنار بیا

116
00:05:42,596 --> 00:05:45,517
‫خب ، اگه همینطوری سربه‌سرم بذاره
‫بهش نشون میدم بدخلقی یعنی چی

117
00:05:45,517 --> 00:05:46,550
‫بگو ببینم باهاش ارتباط برقرار کردی؟

118
00:05:46,550 --> 00:05:48,525
‫برقراری ارتباط؟

119
00:05:48,525 --> 00:05:50,554
‫منظورت برادرزادمه یا یه مأمور مخفی؟

120
00:05:50,554 --> 00:05:51,579
‫«فِرِیا»

121
00:05:51,579 --> 00:05:53,554
‫میدونم که شنیدنش برات سخته

122
00:05:53,554 --> 00:05:55,538
‫ولی کارت‌های «آیوی» پیش‌بینی کردن
‫که برادرزاده‌ی تو

123
00:05:55,538 --> 00:05:57,500
‫ممکنه در واقع گرگی در لباس بره باشه

124
00:05:57,500 --> 00:05:58,550
‫پس باید بهش سخت بگیری

125
00:05:58,550 --> 00:05:59,592
‫اون 15 سالشه

126
00:05:59,592 --> 00:06:01,588
‫آینده‌اش که روی کتیبه نوشته نشده

127
00:06:01,588 --> 00:06:04,579
‫برای همین اومدم پیش‌ـش
‫تا در موردش مطمئن بشم

128
00:06:04,579 --> 00:06:06,579
‫موفق باشی

129
00:06:06,579 --> 00:06:08,521
‫همچنین

130
00:06:18,558 --> 00:06:21,521
‫چه اتفاقی افتاده؟

131
00:06:21,521 --> 00:06:22,554
‫نه . هیچی

132
00:06:22,554 --> 00:06:26,583
‫نه . ‫بابات گروه‌های جستجویی
رو ‫برای گشتن همه جای این شهر فرستاده

133
00:06:26,583 --> 00:06:28,554
حتماً پیداش می‌کنیم

134
00:06:28,554 --> 00:06:30,575
...من فقط

135
00:06:30,575 --> 00:06:34,542
...وقتی دیدمت فکر کردم اون

136
00:06:34,542 --> 00:06:38,504
‫وایسا ببینم . اگه مادرم هنوز پیدا نشده
پس اینجا چی‌کار می‌کنی؟

137
00:06:38,504 --> 00:06:40,583
‫بسته غذایی

138
00:06:40,583 --> 00:06:42,588
‫گفتم بهتره یه چیزی از خونه برات بیارم

139
00:06:42,588 --> 00:06:48,500
‫پس این‌همه راه رو اومدی تا
‫برام شیرینی بیاری؟

140
00:06:48,500 --> 00:06:51,508
‫گفتم با مشکلاتی که فعلاً داریم
‫یه دوست به دردت می‌خوره

141
00:06:51,508 --> 00:06:53,508
‫ممنون ولی راحتم

142
00:06:55,504 --> 00:06:57,504
...ممکنه اشتباه باشه ولی

143
00:06:57,504 --> 00:07:00,521
‫به نظرم اینجاست که
باید دعوتم کنی بیام تو

144
00:07:00,521 --> 00:07:03,517
‫آره ، آره

145
00:07:05,529 --> 00:07:07,500
‫آره

146
00:07:15,558 --> 00:07:18,554
‫طلسم‌های ردیابی به 12 زبان باستانی؟

147
00:07:18,554 --> 00:07:21,546
‫فکر می‌کردم خارج از محیط
کلاس ‫اجازه اجرای جادو نداری

148
00:07:21,546 --> 00:07:22,592
‫حسابی از آموزش‌هام عقب مونده بودم

149
00:07:22,592 --> 00:07:24,583
‫نمی‌خوام برای اون دوره تعلیقیم
‫از درس‌ها عقب بمونم

150
00:07:24,583 --> 00:07:26,592
‫نمراتم رو حفظ کنم

151
00:07:33,500 --> 00:07:35,529
‫باید برگردم سر کار عمه «فِرِیا»

152
00:07:35,529 --> 00:07:39,512
‫باشه . باشه . می‌تونم بعد از 11 ساعت

153
00:07:39,512 --> 00:07:44,567
‫رانندگی عذاب‌آور برای دیدن
تنها برادر‌زاده‌ام ‫بذارم و برم

154
00:07:44,567 --> 00:07:46,588
...یا

155
00:07:46,588 --> 00:07:48,592
‫می‌تونیم گرم بگیریم

156
00:07:48,592 --> 00:07:52,508
‫لبخند به رو بیاریم

157
00:07:52,508 --> 00:07:56,588
‫و در مورد اون پسر خوشتیپی که ‫هفته
پیش توی اتاقت قایم کرده بودی بگی

158
00:07:59,575 --> 00:08:03,588
‫اصلاً در نظر گرفتی که این ممکنه
‫یه تله باشه؟

159
00:08:03,588 --> 00:08:07,529
‫می‌تونم 30تا خون‌آشام رو تا
‫5 دقیقه دیگه بیارم اینجا

160
00:08:07,529 --> 00:08:09,592
‫اگه خودت نذاری نمی‌تونم کمکت کنم

161
00:08:09,592 --> 00:08:13,562
‫اگه کمکت ارزیابی روانشناختی می‌طلبه
‫بذار برات ساده‌اش کنم

162
00:08:13,562 --> 00:08:15,562
‫روانی که یه مأموریت داره
‫وقتی برای چرت و پرت گفتن نداره

163
00:08:15,562 --> 00:08:17,504
‫ببین ، می‌خوای امروز خونریزی به پا کنی؟

164
00:08:17,504 --> 00:08:18,550
‫برو ته صف . «هِیلی» برای منم اهمیت داره

165
00:08:18,550 --> 00:08:20,533
‫پس با بقیه هر رفتاری می‌کنی بکن
‫ولی جلوی من مواظب لحن‌ـت باش

166
00:08:21,588 --> 00:08:23,588
‫رسیدیم

167
00:08:28,546 --> 00:08:29,588
‫وایسا

168
00:08:29,588 --> 00:08:33,571
‫چی می‌شنوی؟

169
00:08:33,571 --> 00:08:35,575
‫هیچیِ هیچی

170
00:08:48,554 --> 00:08:50,546
‫«کلاوس»

171
00:09:06,571 --> 00:09:09,538
‫قاتل‌الذئب و شاه‌پسند

172
00:09:09,538 --> 00:09:11,596
‫اون اینجا بوده

173
00:09:15,700 --> 00:09:17,600
" دورگه‌ی کثیف عجیب‌الخلقه "

174
00:09:28,896 --> 00:09:30,896
خب ، کدومشه؟

175
00:09:30,896 --> 00:09:33,879
‫اون پسر سکسی که الماس عرق می‌کنه

176
00:09:35,833 --> 00:09:36,896
‫خیلی‌خب

177
00:09:39,862 --> 00:09:41,817
‫هی ، هی

178
00:09:41,817 --> 00:09:43,817
‫برو . برو

179
00:09:45,817 --> 00:09:47,817
‫ایول

180
00:09:54,896 --> 00:09:57,879
خدایا ، ‫به راه رفتن ادامه بده

181
00:09:58,892 --> 00:10:01,879
‫وایسا . نمی‌خوای تو هم سلام بدی؟

182
00:10:01,879 --> 00:10:04,800
‫نه . کاملاً مطمئنم که غرورش شکسته نمیشه

183
00:10:07,888 --> 00:10:09,846
...هی ، خب

184
00:10:09,846 --> 00:10:12,804
‫اون چیزهایی که در موردشون مطالعه می‌کردی

185
00:10:12,804 --> 00:10:17,879
‫کیمیاگری شبه‌جزیره «آیبرین»؟
‫جادوی خاورمیانه؟

186
00:10:17,879 --> 00:10:19,867
‫دارم جادوهای منطقه‌ای با فرض اینکه

187
00:10:19,867 --> 00:10:25,838
‫به وضعیت اجتماعی-سیاسی و اقتصادی
‫مربوط میشن رو آزمایش می‌کنم

188
00:10:25,838 --> 00:10:31,842
‫خب ، دقیقاً مفهوم اجتماعی-سیاسیِ
‫شکستن طلسم‌های مخفی‌سازی قدرتمند چیه؟

189
00:10:34,850 --> 00:10:37,854
‫می‌خوای چی بگم؟ ‫مادرم گم شده

190
00:10:39,800 --> 00:10:41,804
‫سعی کردن برای تنهایی شکستنِ
‫همه‌ی طلسم‌های احتمالی

191
00:10:41,804 --> 00:10:44,850
‫در اون کتاب‌ها هزاران سال طول می‌کشه

192
00:10:44,850 --> 00:10:48,804
‫دقیقاً برای همینه که نمی‌خواستم بهت بگم

193
00:10:48,804 --> 00:10:49,875
‫و حدس بزن چیه؟

194
00:10:49,875 --> 00:10:51,875
‫تو و جادوگرها به هیچ‌جا نرسیدین

195
00:10:51,875 --> 00:10:53,875
‫من از یه راه دیگه امتحان می‌کنم

196
00:10:53,875 --> 00:10:55,892
‫خیلی‌خب

197
00:10:55,892 --> 00:10:59,858
‫من اونی هستم که ‫طلسم مخفی‌سازی
رو روی مادرم ‫اجرا کردم

198
00:10:59,858 --> 00:11:04,846
‫شاید بتونم راهی پیدا کنم که بدون
‫بودن کنار مادرم طلسمش رو بردارم

199
00:11:04,846 --> 00:11:11,800
‫و اینکه در تاریخ جادوگری ‫تا حالا
این‌کار انجام نشده تو رو منصرف نمی‌کنه؟

200
00:11:11,800 --> 00:11:12,896
‫نمی‌تونم دست روی دست بذارم
و کاری نکنم

201
00:11:16,871 --> 00:11:18,875
‫باشه پس

202
00:11:20,838 --> 00:11:22,871
‫بریم سر کار

203
00:11:24,833 --> 00:11:26,833
‫چرا «مارسل» ما رو برای قدم زدن
کنار رودخونه فرستاد

204
00:11:26,833 --> 00:11:28,808
‫که وقت‌مون رو حروم کنیم؟

205
00:11:28,808 --> 00:11:32,833
‫خب ، از لحاظ فنی ‫وقتی
جاودان باشی وقت‌ـت حروم نمیشه

206
00:11:32,833 --> 00:11:33,879
«خودت میدونی منظورم چی بود «جاش

207
00:11:35,842 --> 00:11:37,825
‫اینطوری یاد «پاپی» رو گرامی میداریم؟

208
00:11:37,825 --> 00:11:41,808
‫خیلی‌خب ببین ، «مارسل» می‌خواد
‫«کلاوس» هر چه سریع‌تر از شهر بره

209
00:11:41,808 --> 00:11:42,892
‫با پیدا کردن «هِیلی» «کلاوس» میره

210
00:11:42,892 --> 00:11:45,854
‫بهم اعتماد کن ، خب؟

211
00:11:45,854 --> 00:11:47,896
‫رفتن «کلاوس» به نفع همه‌ست

212
00:11:47,896 --> 00:11:49,850
‫منطقیه

213
00:11:49,850 --> 00:11:53,850
‫ولی وقتی چیزی که به صلاح همه‌ست
‫به صلاح خون‌آشام‌ها نباشه چی؟

214
00:11:57,821 --> 00:11:59,808
‫میرم کنار رودخونه

215
00:12:02,896 --> 00:12:04,800
«جاشوا»

216
00:12:04,800 --> 00:12:06,883
‫من رو باش که فکر می‌کردم دوستیم

217
00:12:06,883 --> 00:12:10,804
‫خیلی‌خب ، باشه
موقع بدگویی از تو مچم رو گرفتی

218
00:12:10,804 --> 00:12:13,883
‫بدگویی می‌کردم ولی کاری که
گفتی رو هم می‌کردم

219
00:12:13,883 --> 00:12:17,817
‫پس به نظرم همدیگه رو خنثی می‌کنن ، نه؟

220
00:12:25,825 --> 00:12:28,879
یه وضعیت گروگانگیری

221
00:12:28,879 --> 00:12:30,821
‫چه خلاقانه

222
00:12:30,821 --> 00:12:34,804
‫می‌تونی اسمش رو گروگانگیری بذاری
من اسمش رو میذارم انگیزه‌دهی ملایم

223
00:12:34,804 --> 00:12:36,888
...خب

224
00:12:36,888 --> 00:12:40,850
کالِت» عزیز ، لطف کن»
و هم‌اتاقی جدیدت رو

225
00:12:40,850 --> 00:12:42,812
‫با یه طلسم مانع زندانی کن

226
00:12:42,812 --> 00:12:44,846
‫اصلاً دلم نمی‌خواد کسی شما رو
‫ازم بدزده

227
00:12:46,883 --> 00:12:49,817
‫برای تو جادو نمی‌کنم

228
00:12:51,812 --> 00:12:54,488
‫«جاش» ، بهش بگو جریان چیه

229
00:12:55,896 --> 00:12:59,808
‫اصلاً بذار جای تو خودم بگم

230
00:12:59,808 --> 00:13:01,821
‫اگه کاری که میگم رو نکنی
‫همه‌ی کسایی که برات عزیزن رو

231
00:13:01,821 --> 00:13:03,838
‫شکار می‌کنم و بعدش
‫خون ، تیکه‌تیکه شدن

232
00:13:03,838 --> 00:13:06,871
‫ناله ، مرگ و من برنده میشم

233
00:13:09,829 --> 00:13:10,842
‫عدالت رو برقرار کنم؟

234
00:13:45,875 --> 00:13:47,817
‫قطعاً «هِیلی» اینجا بوده

235
00:13:47,817 --> 00:13:51,821
‫نمی‌تونم حس کنم کی اون رو دزدیده ولی...

236
00:13:51,821 --> 00:13:54,896
‫ترس داره از دیوار میریزه

237
00:13:56,850 --> 00:14:00,808
قطعاً مطمئنی که ‫هیچ‌کدوم
از دوستات این‌کار رو نکردن؟

238
00:14:00,808 --> 00:14:02,829
قطعاًمطمئنم . تو چی؟

239
00:14:02,829 --> 00:14:05,825
7سال پیش می‌گفتم 100 درصد

240
00:14:05,825 --> 00:14:09,825
‫ولی الان انگار بیشتر بهم احترام میذارن
‫تا وفادارم باشن

241
00:14:09,825 --> 00:14:11,879
‫بذار یه چیزی بهت بگم «مارسل»

242
00:14:11,879 --> 00:14:16,842
‫وقتی این شهر با دموکراسی اداره میشه
بیشتر خوشم میاد تا با سلطنت

243
00:14:16,842 --> 00:14:18,821
‫راستش رو بخوای جای خالی هیچ‌کدوم‌تون
‫احساس نشد

244
00:14:20,842 --> 00:14:21,862
‫اون «کالِت» رو دزدید

245
00:14:21,862 --> 00:14:22,879
‫- چی؟
‫- «کلاوس»

246
00:14:24,804 --> 00:14:25,850
‫اون از هر گروه یه عضو دزدیده

247
00:14:25,850 --> 00:14:27,846
‫«کالِت» ، «دیوید»

248
00:14:27,846 --> 00:14:28,883
‫که یکی از گرگ‌های «لیسینا»ست

249
00:14:28,883 --> 00:14:30,850
‫اون خون‌آشامی که «روسو» رو اداره می‌کنه

250
00:14:30,850 --> 00:14:31,854
‫«جاش»؟

251
00:14:33,817 --> 00:14:36,871
‫گفت اگه «هِیلی» رو تا غروب تحویل ندیم
‫اونا رو سلاخی می‌کنه

252
00:14:47,308 --> 00:14:48,879
‫همیشه و همیشه

253
00:14:49,379 --> 00:14:51,821
‫بارها و بارها همین داستانه

254
00:14:51,821 --> 00:14:53,804
‫بهشون اعتماد می‌کنم و ایمان میارم

255
00:14:53,804 --> 00:14:55,838
‫براشون جادو می‌کنم

256
00:14:55,838 --> 00:14:58,829
‫ولی آخرش بازم اتفاق همیشگی میوفته

257
00:14:58,829 --> 00:15:01,858
‫و تنها چیزی که الان میدونم ‫اینه
که باید «کالِت» رو برگردونم

258
00:15:01,858 --> 00:15:03,829
‫داری اجازه میدی خشمت
‫منطقت رو تحت‌الشعاع قرار بده

259
00:15:03,829 --> 00:15:05,825
‫ببین ، متوجه‌ام

260
00:15:05,825 --> 00:15:06,896
‫جادوگرها جادو می‌کنن

261
00:15:06,896 --> 00:15:08,875
‫از شهر محافظت می‌کنن
‫صلح رو نگه میدارن

262
00:15:08,875 --> 00:15:10,858
‫ولی کی هوای ما رو داره؟

263
00:15:10,858 --> 00:15:13,804
‫همه میدونیم اوضاع چطوری پیش میره

264
00:15:13,804 --> 00:15:15,821
‫ولی این دلیل نمیشه که
‫جون اونا رو تو خطر بندازیم

265
00:15:15,821 --> 00:15:17,825
‫اگه سعی کنیم نجات‌شون بدیم
‫«کلاوس» همه‌شون رو می‌کشه

266
00:15:17,825 --> 00:15:18,862
‫خودت این رو خوب میدونی

267
00:15:18,862 --> 00:15:21,812
‫مسئله همینه
‫این رو نمیدونم

268
00:15:21,812 --> 00:15:25,850
‫هیچ‌جوره نمی‌تونم پیش‌بینی کنم
‫اون مرد چه کاری انجام میده

269
00:15:25,850 --> 00:15:27,825
‫وقتی پای جنگ وسط باشه

270
00:15:27,825 --> 00:15:30,883
‫هیچ استراتژی به بزرگی ‫استراتژی
کلاس مایکلسون» وجود نداره»

271
00:15:30,883 --> 00:15:32,838
‫ولی اون به برادرش به عنوان
‫همکارش نیاز داره

272
00:15:32,838 --> 00:15:34,838
‫باید «آلایژا» رو داشته باشه
‫تا افسارش رو به‌دست بگیره

273
00:15:36,846 --> 00:15:38,854
‫باید «کالِت» رو برگردونم

274
00:15:38,854 --> 00:15:42,842
‫پس بذار از کارت‌ها راهنمایی بخوایم

275
00:15:42,842 --> 00:15:46,838
‫اگه «کلاوس» پا از گلیمش درازتر کنه
‫ما قبل از همه می‌فهمیم

276
00:15:59,317 --> 00:16:00,388
‫آزادش کن

277
00:16:02,392 --> 00:16:04,342
‫- همین حالا
‫- متأسفانه «جاش»

278
00:16:04,342 --> 00:16:06,342
‫اینجا خیلی مفیدترـه

279
00:16:06,342 --> 00:16:07,396
‫من این رو باید به افرادم بگم؟

280
00:16:07,396 --> 00:16:09,342
‫همین الانشم فکر می‌کنن
‫دارم از تو دستور می‌گیرم

281
00:16:09,342 --> 00:16:11,388
‫افرادت «مارسل»

282
00:16:11,388 --> 00:16:13,342
‫کلماتی که روی دیوار اون
خونه نوشته شده بودن

283
00:16:13,342 --> 00:16:15,325
‫به اندازه من شامل حال تو هم میشن

284
00:16:15,325 --> 00:16:17,379
‫عجیب‌الخلقه ، دورگه

285
00:16:17,379 --> 00:16:20,325
‫شاید برای همینه که خون‌آشام‌ها
‫به حرفات اهمیتی نمیدن

286
00:16:20,325 --> 00:16:23,317
‫یا هنوز وانمود می‌کنی یکی از اونایی؟

287
00:16:23,317 --> 00:16:25,312
‫اون کلمات همچنین شامل حال

288
00:16:25,312 --> 00:16:26,383
‫دخترت هم میشن یا شاید این رو
‫فراموش کردی؟

289
00:16:26,383 --> 00:16:30,354
‫همه‌ی اینا ‫به‌خاطر دخترمه

290
00:16:33,338 --> 00:16:36,354
‫اونا «هِیلی» رو به زور بردن

291
00:16:36,354 --> 00:16:40,396
‫مثل یه حیوون بستنش
‫چون اون فرق داشت

292
00:16:40,396 --> 00:16:43,317
‫چون ازش می‌ترسیدن
‫راستش این زبون اوناست

293
00:16:43,317 --> 00:16:45,350
‫ترس

294
00:16:45,350 --> 00:16:47,300
‫حالا گوش می‌کنن

295
00:16:47,300 --> 00:16:50,312
جاش» ، تو رو از اینجا بیرون میارم»
باشه؟ قول میدم

296
00:16:50,312 --> 00:16:51,392
‫چه احساسی

297
00:16:51,392 --> 00:16:53,342
‫کارِت رو بکن و پیغام بعدی من رو برسون

298
00:17:02,354 --> 00:17:04,321
‫قشنگه

299
00:17:05,354 --> 00:17:10,308
‫البته از لحاظ ‫"شب تنهایی
اینجا نیا" و ترسناک

300
00:17:10,308 --> 00:17:12,392
‫دوقلوهای «سالتزمن» 2 سال پیش
‫اینجا رو پیدا کردن

301
00:17:12,392 --> 00:17:15,321
‫کاملاً مطمئنم اینجا لونه‌ی
‫"دختر بدجنس" شرورشون بود

302
00:17:15,321 --> 00:17:18,367
‫شایدم مثل پدرشون عاشق الکلن

303
00:17:20,338 --> 00:17:22,317
‫خیلی‌خب

304
00:17:22,317 --> 00:17:23,350
‫می‌خوای مامانت رو پیدا کنی

305
00:17:23,350 --> 00:17:27,346
‫باید شروع کنم با ‫اینکه
چطور اون رو دزدیدن

306
00:17:27,346 --> 00:17:31,367
‫بهت که گفتم نمیدونم
‫یکی دنبالم کرده بوده

307
00:17:33,371 --> 00:17:37,325
‫یا طلسم مخفی‌سازی‌ـت
‫یه مشکلی داشته

308
00:17:37,325 --> 00:17:40,367
‫شاید یه مرحله رو انجام ندادی

309
00:17:40,367 --> 00:17:41,383
‫یه شکاف رو باز نگه داشتی

310
00:17:41,383 --> 00:17:44,333
‫نه . معلومه که باز نگه نداشتم

311
00:17:44,333 --> 00:17:46,371
‫باشه ‫. دنبالت کردن

312
00:17:46,371 --> 00:17:49,317
‫پس قدم به قدمی که رفتی رو دنبال می‌کنیم

313
00:17:49,317 --> 00:17:52,325
‫یه طلسم آزمایش بازسازی که باعث میشه
‫خون فنجان رو زیاد می‌کنه

314
00:17:52,325 --> 00:17:54,321
‫تا در هر کاسه بریزیم
این‌کار رو برامون می‌کنه

315
00:17:54,321 --> 00:17:56,396
‫میدونم روش کار چطوریه عمه «فِرِیا»

316
00:18:14,379 --> 00:18:15,375
‫ادامه بده

317
00:18:18,338 --> 00:18:19,367
‫لعنتی

318
00:18:19,367 --> 00:18:21,325
‫کافی نبود

319
00:18:21,325 --> 00:18:24,367
‫سریع‌تر از خونریزیم خوب میشه

320
00:18:24,367 --> 00:18:27,342
‫شاید بهتر بود طلسمی انتخاب نمی‌کردی
که شامل خونریزی من می‌شد

321
00:18:33,379 --> 00:18:37,329
‫که میدونستی شدنی نیست

322
00:18:37,329 --> 00:18:39,338
‫نمی‌خوای طلسم رو اجرا کنی

323
00:18:39,338 --> 00:18:40,396
‫راستش نه . نه

324
00:18:40,396 --> 00:18:42,379
‫- چرا؟
‫- چون جواب نمیده

325
00:18:44,333 --> 00:18:46,325
‫اگه احتمالش هم باشه که جواب بده

326
00:18:46,325 --> 00:18:48,388
‫فکر نمی‌کنی یکی از 100تا
"جادوگر قدرتمند "نيو اورلانز

327
00:18:48,388 --> 00:18:50,392
‫قبل تو فکرش رو می‌کردن؟

328
00:18:50,392 --> 00:18:54,358
‫پس چرا داریم وقت‌مون رو تلف می‌کنیم؟

329
00:18:54,358 --> 00:18:56,392
‫یه چیزی هست که بهم نمیگی

330
00:18:59,392 --> 00:19:03,308
‫«وینسنت» و «آیوی» فکر می‌کنن
‫چیزی فهمیدن

331
00:19:05,329 --> 00:19:07,321
‫در مورد تو

332
00:19:11,362 --> 00:19:13,867
‫نامه‌های خدافظی؟

333
00:19:13,867 --> 00:19:16,846
‫«کلاوس» چی رو می‌خواد ثابت کنه؟

334
00:19:16,846 --> 00:19:18,804
‫ببین ، منم به اندازه شما از
‫روش‌هاش خوشم نمیاد ، خب؟

335
00:19:18,804 --> 00:19:20,838
‫ولی نباید از هدف منحرف بشیم

336
00:19:20,838 --> 00:19:22,817
‫یعنی سالم آوردن «هِیلی» به خونه

337
00:19:22,817 --> 00:19:24,800
‫چرا باید «هِیلی» برامون مهم باشه؟

338
00:19:24,800 --> 00:19:25,875
‫اون که یکی از ماها نیست

339
00:19:25,875 --> 00:19:28,804
‫ببخشید ، "ما"؟
‫ببین ، من فقط تو رو

340
00:19:28,804 --> 00:19:29,879
3بار تو کل عمرم دیدم ، خب؟

341
00:19:29,879 --> 00:19:32,838
‫پس بیخیال اینکه کی کیه

342
00:19:32,838 --> 00:19:37,833
‫تو شاید من رو نشناسی
‫ولی من می‌شناسمت

343
00:19:37,833 --> 00:19:39,875
‫تو یه اسطوره‌ی خودساخته‌ای

344
00:19:39,875 --> 00:19:41,896
«مارسل جرارد»

345
00:19:41,896 --> 00:19:45,838
‫خون‌آشامی با سم گرگینه در نیش‌ـش

346
00:19:45,838 --> 00:19:50,892
‫ولی شاید وفاداریت
‫مثل قبل نباشه

347
00:19:50,892 --> 00:19:52,892
اگه حرف گوش نکنی

348
00:19:52,892 --> 00:19:57,883
‫این نیش‌ها در عرض کمتر از 6 ثانیه
برای همیشه ساکت‌ـت می‌کنن

349
00:19:57,883 --> 00:20:02,817
‫همه‌ـش وقتی شروع شد که اون دورگه
‫یه خون‌آشام بی‌گناه رو کشت

350
00:20:02,817 --> 00:20:04,817
‫خون‌آشام‌ها چطور واکنش نشون دادن؟

351
00:20:04,817 --> 00:20:05,846
‫با کشتن اون

352
00:20:05,846 --> 00:20:07,804
‫اون یه تهدید بود

353
00:20:07,804 --> 00:20:09,808
‫اون یه بچه بود

354
00:20:09,808 --> 00:20:12,896
‫باید چی‌کار کنم که شما 2تا متوجه بشین؟

355
00:20:14,817 --> 00:20:18,821
‫اگه «جاش» به‌خاطر شما 2تا بمیره
‫هر دوـی شما رو باهاش خاک می‌کنم

356
00:20:21,846 --> 00:20:24,250
‫حالا برین و «هِیلی» رو پیدا کنین

357
00:20:37,162 --> 00:20:42,100
قبلاً داستان‌های دیوانه‌واری
‫در مورد «وینسنت گریفیت» می‌شنیدم

358
00:20:42,100 --> 00:20:44,154
هیچ‌وقت نمی‌تونستم بفهمم
‫چی واقعیه و چی داستان

359
00:20:44,154 --> 00:20:47,112
‫خب ، چیا شنیدی؟

360
00:20:48,183 --> 00:20:51,154
‫یه مرد قوی و تند

361
00:20:53,129 --> 00:20:54,183
‫یه دوست خوب

362
00:20:54,183 --> 00:20:57,142
‫دشمنی شرور

363
00:20:57,142 --> 00:21:00,117
‫یه شوهر خوب

364
00:21:00,117 --> 00:21:01,150
‫که زنش راهش رو گم کرد

365
00:21:03,167 --> 00:21:05,188
‫اون‌موقع من اینجا نبودم
‫قضاوت نمی‌کنم

366
00:21:05,188 --> 00:21:07,162
‫من می‌کنم

367
00:21:07,162 --> 00:21:10,150
‫من می‌کنم

368
00:21:10,150 --> 00:21:14,717
‫خلاصه اینکه ‫من هردومون
رو درگیر جادوی سیاه کردم

369
00:21:14,742 --> 00:21:16,220
‫من تونستم ازش خارج بشم
ولی اون نه

370
00:21:22,108 --> 00:21:26,183
‫من شوهر سابقم رو توی پنجمین
سالگردمون ‫به یه کلوپ لختی بردم

371
00:21:26,183 --> 00:21:30,138
‫باید خودم رو مقصر بدونم که
‫من رو ترک کرد که با یکی از رقاص‌ها باشه؟

372
00:21:30,138 --> 00:21:32,142
‫چطوری باهاش کنار اومدی؟

373
00:21:32,142 --> 00:21:34,133
‫چی؟ تحقیر؟ خشم؟

374
00:21:34,133 --> 00:21:35,175
‫غم از دست دادنش

375
00:21:37,188 --> 00:21:40,188
‫به دوستام گفتم که اون یه آدم احمق بود

376
00:21:40,188 --> 00:21:43,192
‫و اینکه من زن قوی هستم
‫که لیاقت آدم بهتری رو دارم

377
00:21:43,192 --> 00:21:48,133
‫ولی در حقیقت ‫طلسم‌های
انتقام خوندم

378
00:21:48,133 --> 00:21:50,158
‫تا 1 سال هر شب گریه کردم

379
00:21:50,158 --> 00:21:54,117
‫و بعدش کلاس یوگا رفتم
‫تا دوباره احساس زیبایی بکنم

380
00:21:57,158 --> 00:21:59,183
خدای من

381
00:21:59,183 --> 00:22:01,125
‫چیه؟

382
00:22:01,125 --> 00:22:05,154
‫این خیال که تک به تک لحظات
‫این حس رو داشتی که

383
00:22:05,154 --> 00:22:09,129
...چیزی جز

384
00:22:09,129 --> 00:22:12,104
‫یه زن زیبایی

385
00:22:14,154 --> 00:22:19,112
‫این چهره ‫فانی‌ـه

386
00:22:19,112 --> 00:22:22,133
‫این به کمی مراقبت شخصی نیاز داشت

387
00:22:22,133 --> 00:22:24,175
‫بیخیال خشمم شدم
‫کمی دعا کردم

388
00:22:24,175 --> 00:22:26,196
‫و الان تو این موقعیتم

389
00:22:28,108 --> 00:22:29,158
‫شروع کنیم؟

390
00:22:47,179 --> 00:22:51,183
‫حالا ‫برشون‌گردون

391
00:22:57,133 --> 00:22:59,125
‫نبرد

392
00:23:03,133 --> 00:23:05,125
‫مکار

393
00:23:08,171 --> 00:23:09,158
‫فقدان

394
00:23:12,100 --> 00:23:14,175
‫«کلاوس» داره غصه می‌خوره
...ناامیده ولی

395
00:23:14,175 --> 00:23:19,121
‫ثبات نداره . اون میدونه اگه ما
رو ‫تحت فشار بذاره ‫شورش می‌کنیم

396
00:23:19,121 --> 00:23:20,196
‫«هِیلی» گم میشه

397
00:23:20,196 --> 00:23:26,162
‫ولی «کلاوس» بازی بزرگتری انجام میده
‫«کلاوس» الان متعادله

398
00:23:28,179 --> 00:23:30,175
‫ولی طرف درستیه

399
00:23:30,175 --> 00:23:32,179
‫البته فعلاً

400
00:23:40,146 --> 00:23:42,167
‫جوخه‌ی جستجوت رو فرستادم اداره پلیس

401
00:23:42,167 --> 00:23:43,183
‫همونجایی که بهش تعلق دارن

402
00:23:43,183 --> 00:23:45,117
‫هیچی یادشون نمیاد

403
00:23:46,129 --> 00:23:49,175
‫اونا به درد می‌خوردن
‫برخلاف بقیه‌تون

404
00:23:49,175 --> 00:23:51,158
‫اونا اسباب‌بازی‌ـت بودن

405
00:23:51,158 --> 00:23:53,183
‫و به نظرم توی سیاه‌چال‌ـت به اندازه کافی
‫اسباب‌بازی داری

406
00:23:55,154 --> 00:23:57,142
‫نامه‌های خدافظی‌ـت به هیچ دردی نخوردن

407
00:23:57,142 --> 00:24:03,129
‫و حالا خون‌آشام‌ها و گرگینه‌ها به جای
گشتن ‫برگشتن به وضع سابق : بی‌اعتمادن

408
00:24:03,129 --> 00:24:05,196
‫سخنرانی انگیزشی تو بود که
‫جواب نداد ، نه نامه‌های من

409
00:24:05,196 --> 00:24:08,188
‫هی ببین ، نمیدونم بین تو و «آلایژا»
‫چه اتفاقی افتاده

410
00:24:08,188 --> 00:24:11,138
‫ولی اگه اون اینجا بود میدونست چی بگه

411
00:24:11,138 --> 00:24:13,133
‫ولی اون اینجا نیست
‫من اینجام

412
00:24:13,133 --> 00:24:16,100
‫و من میگم که روش کارِت درست نبود

413
00:24:16,100 --> 00:24:18,100
‫بذار اسیرهات برن

414
00:24:18,100 --> 00:24:23,158
‫فکر می‌کنی باید ضعیف باشم
و تسلیم دشمنم بشم

415
00:24:23,158 --> 00:24:27,167
‫اگه زنده نگه داشتن «هِیلی» باعث میشه
‫ضعیف باشی بله

416
00:24:27,167 --> 00:24:29,129
‫به خیال خودت برام سخنرانی نکن

417
00:24:29,129 --> 00:24:32,171
‫برای قرن‌ها اراده‌ی خیلی‌ها رو شکستم

418
00:24:32,171 --> 00:24:34,192
‫تا دستوراتم رو انجام بدن
‫چون اونا ازم می‌ترسیدن

419
00:24:34,192 --> 00:24:37,146
‫خوب میدونم چطور از این خونواده
‫محافظت کنم

420
00:24:37,146 --> 00:24:39,167
‫این خونواده‌ی منه
‫برای 7 سال گذشته

421
00:24:39,167 --> 00:24:42,108
‫هر زمان که «هوپ» بهم نیاز داشت
‫فقط کافی بود یه زنگ بزنه

422
00:24:42,108 --> 00:24:46,167
‫من سعی دارم جلوت رو بگیرم که
‫بزرگترین اشتباه زندگیت رو نکنی

423
00:24:46,167 --> 00:24:48,154
‫تا از تو در برابر خودت محافظت کنم

424
00:24:48,154 --> 00:24:51,121
‫تا مجبور نباشی به «هوپ» بگی
که ‫تو دلیل مرگ مادرشی

425
00:24:51,121 --> 00:24:55,175
‫اون میدونست ، ‫خیلی‌خب؟

426
00:24:55,175 --> 00:24:58,150
‫«آلایژا» میدونست کیه
و بازم بهم گفت برم

427
00:24:58,150 --> 00:24:59,142
‫التماس‌ـش کردم

428
00:25:01,138 --> 00:25:03,183
‫ولی نمی‌خواست با هیچ‌کدوم‌مون
‫کاری داشته باشه

429
00:25:07,154 --> 00:25:11,175
‫اون رفته «مارسلوس» ‫. رفته

430
00:25:13,108 --> 00:25:15,108
‫متوجه‌ام

431
00:25:15,108 --> 00:25:21,150
‫متوجه‌ام . ببین ، این درد رو درک می‌کنم
‫ولی باید باهاش کنار بیای ، خب؟

432
00:25:21,150 --> 00:25:25,158
‫نباید بذاری قضاوت‌ـت رو تحت‌تأثیر قرار بده
نه وقتی جون «هِیلی» در خطره

433
00:25:45,700 --> 00:25:47,300
" به درخواست‌ـت "

434
00:25:47,396 --> 00:25:50,129
‫چی تو جعبه‌ست؟

435
00:25:58,162 --> 00:26:00,167
‫ناقص‌ـش کردن

436
00:26:03,138 --> 00:26:05,112
‫یه چیزی عوض شده

437
00:26:06,112 --> 00:26:07,162
‫کارت مرگ

438
00:26:07,162 --> 00:26:08,192
‫خدای من ، نه

439
00:26:11,671 --> 00:26:12,512
‫«کلاوس» ، وایسا

440
00:26:12,612 --> 00:26:14,650
‫- دارن تحریکت می‌کنن
‫- و تقاص‌ـش رو پس میدن

441
00:26:14,650 --> 00:26:16,633
‫اگه اون گروگان‌ها رو بکشی
...اون‌وقت فکر می‌کنی

442
00:26:22,600 --> 00:26:25,642
‫«کلاوس» ، بهت میگم که الان
‫من تنها دوستی هستم که داری

443
00:26:25,642 --> 00:26:28,617
‫بیخیال «مارسل» . دارم دیوونه میشم

444
00:26:28,617 --> 00:26:30,692
‫ببین چه بلایی سر «هِیلی» آوردن

445
00:26:30,692 --> 00:26:33,658
‫بدون «آلایژا» حالم خوب نیست

446
00:26:38,646 --> 00:26:40,600
‫بذار کمکت کنم

447
00:26:45,696 --> 00:26:48,621
‫اگه طلسم مانع رو بشکنم
‫می‌تونیم از اینجا بریم و...

448
00:26:48,621 --> 00:26:50,604
‫و بعدش می‌تونه طعمه‌اش رو
‫با لذت شکار کنه

449
00:26:50,604 --> 00:26:51,654
‫علاقه‌ای ندارم

450
00:26:51,654 --> 00:26:53,679
‫مطمئنم  3تامون می‌تونیم باهاش مقابله کنیم

451
00:26:53,679 --> 00:26:57,654
‫این رو کسی میگه که آخرین کلماتش
‫"هی وای" میشن

452
00:26:57,654 --> 00:26:59,662
‫متأسفم . من نمی‌تونم اینجا
‫منتظر مردن باشم

453
00:27:18,600 --> 00:27:21,600
‫«کلاوس» ، ‫این‌کار رو نکن

454
00:27:25,650 --> 00:27:27,683
‫بهت هشدار داده بودم «کلاوس»

455
00:27:27,683 --> 00:27:30,642
‫همه‌ی آدمای خوبی که ازشون تغذیه کردی

456
00:27:30,642 --> 00:27:32,683
‫همه‌ی خون‌های بی‌گناهی که ریختی

457
00:27:32,683 --> 00:27:34,654
‫وقتشه تقاص پس بدی

458
00:27:57,646 --> 00:27:59,638
‫حال‌ـت خوبه؟

459
00:28:02,617 --> 00:28:04,608
‫کدوم گوری بودی؟

460
00:28:05,679 --> 00:28:07,692
‫گفتی جلوش رو می‌گیری

461
00:28:07,692 --> 00:28:09,692
‫ببین ، نمی‌خواستم هیچ‌کدوم
‫این اتفاقا بیوفته

462
00:28:09,692 --> 00:28:14,683
‫فقط می‌خواستی بیای به شهر
و مثل قبل مسائل رو اداره کنی

463
00:28:14,683 --> 00:28:20,654
‫و اون‌موقع که داشتی حالت رو می‌کردی
‫و بقیه رو ول کردی من هوات رو داشتم

464
00:28:23,608 --> 00:28:25,642
‫و حالا ببین

465
00:28:30,638 --> 00:28:31,662
‫«جاش»

466
00:28:35,692 --> 00:28:37,654
...خب

467
00:28:37,654 --> 00:28:40,621
‫یه جادوگر دارم که باید خاکش کنم

468
00:28:43,662 --> 00:28:45,633
‫تو می‌تونی ترتیب اون رو بدی

469
00:28:54,608 --> 00:28:56,617
‫پس من نفرین شدم؟

470
00:28:56,617 --> 00:28:59,617
‫پیش‌بینی کردن که حکم نابودی چی باشم؟
‫خونواده‌ام؟

471
00:28:59,617 --> 00:29:00,667
‫"نيو اورلانز"؟

472
00:29:00,667 --> 00:29:02,650
‫دنیا؟

473
00:29:02,650 --> 00:29:07,650
‫من نمیدونم

474
00:29:07,650 --> 00:29:10,683
‫ولی حقته بدونی چه خبره

475
00:29:10,683 --> 00:29:14,617
‫و هردومون باید برای این احتمال
‫آماده باشیم که

476
00:29:14,617 --> 00:29:17,608
‫اونجور که می‌خوایم اوضاع پیش نره

477
00:29:17,608 --> 00:29:19,642
‫منظورت اینه که مادرم بمیره؟

478
00:29:21,612 --> 00:29:26,667
‫برای اتفاقی که هر دفعه ‫یه مصیبتی
به بار میاد تو دلت میوفته

479
00:29:28,696 --> 00:29:33,671
‫برای وقتی احساسات‌ـت جوری امتحان میشن
‫که حتی تصورش رو هم نمی‌تونی بکنی

480
00:29:33,671 --> 00:29:36,667
‫چطور کسی می‌تونه برای این آماده بشه؟

481
00:29:38,642 --> 00:29:42,617
‫تو هر کسی نیستی «هوپ»

482
00:29:42,617 --> 00:29:48,667
‫تو جادوگر فرزند ارشد «مایکلسون»ـی
با ‫مقدار ترسناکی از قدرت

483
00:29:48,667 --> 00:29:53,600
‫حتی بدون تاریکی که ‫خونواده‌ات
تو رو ازش دور نگه میدارن

484
00:29:53,600 --> 00:29:57,675
‫خب که چی؟ اونقدر حساس هستم که
‫همه می‌ترسن احساساتی و عصبی بشم؟

485
00:29:57,675 --> 00:30:01,617
‫خب ، وقتی آدمایی مثل من و تو
‫عصبی میشن

486
00:30:01,617 --> 00:30:03,696
‫روستاها می‌تونن خاکستر بشن

487
00:30:10,679 --> 00:30:13,696
...ببین

488
00:30:13,696 --> 00:30:17,662
‫میدونم چه حسی داره که خونواده‌ات

489
00:30:17,662 --> 00:30:23,608
‫تو رو در موقعیتی بذارن که
‫کلی تحت فشار قرار بگیری

490
00:30:23,608 --> 00:30:26,604
و مطمئن نیستی قدرت تحملش
رو داشته باشی

491
00:30:27,621 --> 00:30:29,688
‫برای تو چطور پیش رفته؟

492
00:30:30,696 --> 00:30:33,679
‫خوب پیش نرفته

493
00:30:33,679 --> 00:30:36,654
‫برای همینه که با زنی که دوست دارم نیستم

494
00:30:38,617 --> 00:30:41,692
‫پس چرا نمیذاری بری

495
00:30:41,692 --> 00:30:46,604
‫و حلش کنی و بذاری به حال خودم
‫تا سعی کنم مادرم رو پیدا کنم

496
00:30:46,604 --> 00:30:47,646
‫«هوپ» ، وایسا

497
00:30:47,646 --> 00:30:49,621
‫چرا؟ تا بتونی معطلم کنی؟

498
00:30:49,621 --> 00:30:51,646
‫نباید همه چیز رو تو خودت بریزی
‫وگرنه تو رو از داخل نابود می‌کنه

499
00:30:51,646 --> 00:30:52,692
‫- گفتم دست از سرم بردار
‫- «هوپ»

500
00:30:52,692 --> 00:30:55,633
‫گفتم دست از سرم بردار

501
00:30:57,654 --> 00:30:59,183
هوپ» ، بس کن»

502
00:31:04,642 --> 00:31:07,604
‫الان حاضری حرف بزنیم؟

503
00:31:21,696 --> 00:31:24,621
‫تو احمقی

504
00:31:24,621 --> 00:31:26,617
‫چرا؟

505
00:31:26,617 --> 00:31:29,604
‫چون گول داستانت در مورد «آلایژا» رو خوردم؟

506
00:31:29,604 --> 00:31:30,688
‫اصلاً حقیقت داشت؟

507
00:31:30,688 --> 00:31:32,688
‫تک‌تک کلماتی که گفتم

508
00:31:32,688 --> 00:31:35,625
‫حتی در سردترین حالت بین ما
‫اثری از برادری که

509
00:31:35,625 --> 00:31:39,604
‫برام عزیزه وجود داشت
‫ولی دیگه اثری ازش نیست

510
00:31:39,604 --> 00:31:42,683
‫کل وجودش ناآشنا بود

511
00:31:45,617 --> 00:31:48,671
‫به «هوپ» قول دادم مادرش رو
‫سالم پیش‌ـش برمیگردونم

512
00:31:48,671 --> 00:31:51,692
‫و به جاش شهر رو به‌هم ریختی

513
00:31:51,692 --> 00:31:53,688
‫از اول هم نقشه‌ام همین بود

514
00:31:53,688 --> 00:31:56,621
‫اینکه تحت فشار بذارم‌شون
‫و ببینم گروه‌ها چه واکنشی نشون میدن

515
00:31:59,612 --> 00:32:01,612
‫«وینسنت» و جادوگرها باهامون کار کردن

516
00:32:01,612 --> 00:32:03,650
‫گرگ‌ها حاضر بودن برای آلفاشون بمیرن

517
00:32:03,650 --> 00:32:04,696
...ولی خون‌آشام‌ها

518
00:32:06,629 --> 00:32:09,646
‫فقط مقاومت کردن

519
00:32:09,646 --> 00:32:13,608
‫اونا همیشه از طرف عجیب‌الخلقه‌ها
‫و دورگه‌هایی مثل ما تهدید می‌شدن

520
00:32:15,633 --> 00:32:20,671
‫یه خون‌آشام «هِیلی» رو دزدیده ‫تا
اونایی که دوستش دارن عذاب بکشن

521
00:32:22,696 --> 00:32:25,675
‫فعلاً زنده‌اش نگه میدارن

522
00:32:25,675 --> 00:32:28,638
‫این یه بازیه و دارن ازش لذت می‌برن

523
00:32:28,638 --> 00:32:30,633
‫آره و تو وارد بازی‌شون شدی

524
00:32:30,633 --> 00:32:32,642
‫شاید جواب‌هایی که می‌خواستی
رو هم گیر آوردی

525
00:32:32,642 --> 00:32:33,683
‫ولی «هِیلی» رو پیدا نکردی

526
00:32:33,683 --> 00:32:36,617
‫و الان کل شهر رو علیه خودت کردی

527
00:32:36,617 --> 00:32:37,679
‫چرا باید این‌کار رو می‌کردی؟

528
00:32:37,679 --> 00:32:41,662
‫اگه از من نترسن نمی‌تونم نجاتش بدم

529
00:32:43,675 --> 00:32:46,608
‫تو هم همینطور

530
00:32:54,638 --> 00:32:58,638
‫پادشاه لب تر کرد و همه دوان دوان اومدیم

531
00:32:58,638 --> 00:33:01,604
‫آره . خب ، گفت خبرهایی
در مورد «کلاوس» داره

532
00:33:01,604 --> 00:33:03,608
‫شخصاً دوست دارم ردیف جلویی باشم
‫که حرفاش رو گوش کنم

533
00:33:11,638 --> 00:33:13,617
‫خیلی‌خب

534
00:33:14,692 --> 00:33:17,629
‫خب ، میدونم که اکثر شماها
‫احساس می‌کنین که

535
00:33:17,629 --> 00:33:20,625
‫اخیراً توی تصمیماتم اشتباهاتی کردم

536
00:33:20,625 --> 00:33:23,617
‫احساس می‌کنین که توی گذشته زندگی می‌کردم

537
00:33:23,617 --> 00:33:24,671
‫در روزهایی که پادشاه بودم

538
00:33:24,671 --> 00:33:26,679
‫تصمیمات رو می‌گرفتم و حرفم قانون بود

539
00:33:26,679 --> 00:33:30,625
‫و باید اعتراف کنم درسته

540
00:33:32,604 --> 00:33:35,692
‫می‌خواستم با اعتماد و حُسن‌نیت
‫و رضایت شما شهر رو اداره کنم

541
00:33:35,692 --> 00:33:37,696
‫ولی همونطور که گفتم یه اشتباه کردم

542
00:33:39,675 --> 00:33:41,646
‫کنترل شما رو از دست دادم

543
00:33:41,646 --> 00:33:45,621
‫ولی ‫دیگه نه

544
00:33:47,679 --> 00:33:50,633
‫تا اینکه دوباره مطمئن بشم که همه
‫فرمانبردارم هستین

545
00:33:50,633 --> 00:33:53,621
‫و تا اینکه «هِیلی مارشال» پیدا بشه
‫قوانین رو تغییر میدم

546
00:33:53,621 --> 00:33:57,617
‫اول ‫حرکات‌تون رو محدود می‌کنم

547
00:33:57,617 --> 00:33:58,646
‫فعلاً خبری از حلقه‌های روشنایی روز نیست

548
00:33:58,646 --> 00:34:01,600
‫چی؟ حق نداری این‌کار رو بکنی

549
00:34:01,600 --> 00:34:02,658
‫تو دیگه از ما نیستی

550
00:34:07,604 --> 00:34:10,679
‫درسته . ‫ما نیستیم

551
00:34:10,679 --> 00:34:13,679
‫ما رئیسیم

552
00:34:17,600 --> 00:34:19,608
‫قوانین رو بشکنین
از دستورات سرپیچی کنین

553
00:34:19,608 --> 00:34:21,667
‫زندانی نمیشید
‫سرتون قطع میشه

554
00:34:25,654 --> 00:34:27,646
‫سوالی نیست؟

555
00:34:43,188 --> 00:34:47,196
‫فقط من اینطوری حس می‌کنم ‫یا این
اتاق ‫کم‌کم داره معروف میشه؟

556
00:34:50,146 --> 00:34:54,108
‫«هنری» پرید و انگار تو هم می‌خوای بپری

557
00:34:56,617 --> 00:34:58,646
‫روز سختی داشتم

558
00:35:00,625 --> 00:35:01,658
‫مادرت؟

559
00:35:03,646 --> 00:35:05,654
‫اثری ازش نیست

560
00:35:05,654 --> 00:35:11,604
‫و طبق گفته‌ی عمه‌ام ‫کل جادوگرهای
نيو اورلانز" فکر می‌کنن که"

561
00:35:11,604 --> 00:35:14,658
‫اگه مادرم نیاد خونه شهر رو ذوب می‌کنم

562
00:35:14,658 --> 00:35:17,638
‫می‌تونی این‌کار رو بکنی؟

563
00:35:18,671 --> 00:35:23,629
‫شاید ‫. نمیدونم

564
00:35:23,629 --> 00:35:28,617
‫فکر کنم دیگه خسته شدم که
‫همه ازم می‌ترسن

565
00:35:28,617 --> 00:35:30,633
‫قابل درکه

566
00:35:35,617 --> 00:35:38,621
‫حالاست که باید بگی تو ازم نمی‌ترسی

567
00:35:39,683 --> 00:35:42,650
‫وحشت کردم

568
00:35:42,650 --> 00:35:44,662
‫ولی خطر رو دوست دارم

569
00:35:54,600 --> 00:35:55,646
‫دیگه باید برم

570
00:36:04,654 --> 00:36:08,617
‫یه ملاقات خصوصی با پسری که
‫الماس عرق می‌کنه

571
00:36:08,617 --> 00:36:10,604
‫ایول

572
00:36:12,608 --> 00:36:16,612
‫متأسفم که اونطوری از کوره درفتم

573
00:36:16,612 --> 00:36:19,650
‫نه . نباید متأسف باشی

574
00:36:19,650 --> 00:36:21,662
‫ببین ، خودت هم اینا رو نخواستی

575
00:36:21,662 --> 00:36:23,696
‫تو شروعش نکردی

576
00:36:23,696 --> 00:36:28,696
‫ولی من پایانشم ‫، مگه نه؟
حالا هر جوری که بشه؟

577
00:36:35,667 --> 00:36:38,612
‫خب ، حالا چی‌کار کنیم؟

578
00:37:32,608 --> 00:37:37,679
‫گروه ما از اولین روزهای این شهر
‫در فصل کارناوال نقشی داشته

579
00:37:37,679 --> 00:37:42,696
‫در هر مصیبتی رسم این جشن رو به‌جا آوردیم

580
00:37:42,696 --> 00:37:45,646
‫امشب به یاد «کالِت» توی خیابون حرکت می‌کنیم

581
00:37:45,646 --> 00:37:47,675
‫در خیابان‌هامون حملش می‌کنیم

582
00:37:47,675 --> 00:37:50,667
‫و فراموش نمی‌کنیم که چه اعتقاداتی داریم

583
00:37:50,667 --> 00:37:52,671
‫روح

584
00:37:52,671 --> 00:37:54,671
‫زمین

585
00:37:54,671 --> 00:37:56,671
‫شهر

586
00:37:56,671 --> 00:37:58,658
‫باهم و متحد

587
00:37:58,658 --> 00:38:01,642
‫باهم و متحد

588
00:38:01,642 --> 00:38:03,667
‫باهم و متحد

589
00:38:03,667 --> 00:38:07,629
‫باهم و متحد

590
00:38:07,629 --> 00:38:10,633
‫باهم و متحد

591
00:38:10,633 --> 00:38:14,617
‫باهم و متحد

592
00:38:48,196 --> 00:38:52,146
‫جنگ علیه مردم ما اعلان شده

593
00:38:52,146 --> 00:38:56,188
‫اولش خون‌آشام‌ها یه پسر
رو ‫در شروع سفرش کشتن

594
00:38:56,188 --> 00:39:00,146
‫و بعدش یه نفر آلفای ما رو میدزده

595
00:39:00,146 --> 00:39:03,142
‫و الان سرنوشت ما دست «کلاوس مایکلسون»ـه

596
00:39:03,142 --> 00:39:07,150
‫یه روانی که ریشه‌اش به
‫جامعه‌مون رو انکار می‌کنه

597
00:39:07,150 --> 00:39:10,158
‫و دوستی که کسی نمی‌تونه
جاش رو پر کنه کشت

598
00:39:14,117 --> 00:39:19,179
‫ما تنهاییم ‫و باید
برای جنگیدن آماده باشیم

599
00:39:48,633 --> 00:39:50,667
‫میدونستم برای مدت زیادی
‫بیکار نمی‌شینی

600
00:39:52,600 --> 00:39:54,612
‫چی می‌خوای؟

601
00:39:54,612 --> 00:39:57,633
‫می‌تونی راحت به مراسم «کالِت» برسی

602
00:39:57,633 --> 00:40:00,646
‫ولی وقتی کارِت تموم شد
‫من و «مارسل» کمکت رو می‌خوایم

603
00:40:00,646 --> 00:40:03,692
‫میدونیم یه خون‌آشام بود که
...‫«هِیلی» رو دزدید و با جادوی تو

604
00:40:03,692 --> 00:40:05,679
‫حتماً عقلت رو از دست دادی «کلاوس»

605
00:40:05,679 --> 00:40:08,617
‫من برات هیچ جادویی انجام نمیدم

606
00:40:08,617 --> 00:40:11,688
‫در واقع من باید عقلم رو از دست داده باشم
‫چون فکر می‌کردم حداقل تواناییش رو داری

607
00:40:11,688 --> 00:40:15,612
‫واقعاً فکر می‌کردم تواناییش
رو داری ‫که آدم بهتری باشی

608
00:40:18,600 --> 00:40:19,621
‫ولی بعد از این؟

609
00:40:23,654 --> 00:40:25,675
‫نه آقا

610
00:40:25,675 --> 00:40:28,662
‫جادوگرها دیگه از کمک کردنت خسته شدن

611
00:40:28,662 --> 00:40:30,629
‫تنها کاری که بلدی استفاده و سوءاستفاده‌ست

612
00:40:30,629 --> 00:40:32,621
‫جوری رفتار می‌کنی انگار مهره‌ایم

613
00:40:32,621 --> 00:40:36,621
‫انگار مهره‌هایی که ‫توی بازی ناتموم
و خودنابودساز خونواده‌ات هستیم

614
00:40:38,688 --> 00:40:40,683
‫دیگه نه

615
00:40:40,683 --> 00:40:42,675
‫ولی تبریک میگم

616
00:40:42,675 --> 00:40:45,679
‫دوباره تونستی برگردی به رأس زنجیره غذایی

617
00:40:45,679 --> 00:40:48,646
‫ولی بذار یه چیزی رو روشن کنم

618
00:40:48,646 --> 00:40:51,629
‫اگه دوباره بیای سراغ جادوگرهای من
‫جنگ به پا میشه

619
00:40:51,629 --> 00:40:53,642
‫و منظورم جنگ بین تو و محافل نیست

620
00:40:53,642 --> 00:40:55,617
‫جنگی بین من و خودت

621
00:40:57,633 --> 00:40:59,612
‫و امیدوارم متوجه شده باشی

622
00:41:17,104 --> 00:41:18,162
وینسنت» کجاست؟»

623
00:41:18,162 --> 00:41:20,179
تنهاییم -
هیچ‌کدوم اینا با عقل جور درنمیاد -

624
00:41:20,179 --> 00:41:23,133
‫«هِیلی» چی‌کار می‌تونسته بکنه که
‫حقش این باشه؟

625
00:41:33,158 --> 00:41:35,188
‫اون چیه؟

626
00:41:35,188 --> 00:41:39,117
‫یه پیغام

627
00:41:39,117 --> 00:41:43,133
‫از دشمن‌هایی که فکر می‌کردم
‫مدت‌ها پیش ریشه‌کن کردم

628
00:41:43,400 --> 00:41:44,400
مترجم : رضا حضرتی

629
00:41:45,400 --> 00:42:22,400
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
