WEBVTT

00:01.001 --> 00:02.515
پیش از این در
"The Originals"

00:02.564 --> 00:03.703
1000سال پیش

00:03.704 --> 00:06.472
‫ما 3 نفر یه عهد ابدی بستیم
‫عهد همیشه و تا ابد

00:06.472 --> 00:08.047
‫خب ، الان اون عهد شامل
‫دخترم هم میشه

00:08.048 --> 00:09.993
هوپ» دیگه مرده» -
گفتی یه راهی برای نجاتش هست -

00:09.993 --> 00:12.200
‫اگه «هالو» رو از «هوپ» بیرون بکشیم
‫باید یه جایی مرتبط با

00:12.200 --> 00:14.036
‫«هوپ» داشته باشم تا انتقالش بدم

00:14.036 --> 00:15.982
‫وقتی این طلسم تموم بشه
‫باید از هم دور بشین

00:15.982 --> 00:17.216
‫و به «هوپ» هم نزدیک نشین

00:17.216 --> 00:19.193
‫«نیک» ، این‌دفعه زیاده‌روی کردی

00:19.193 --> 00:20.898
‫اگه «مایکلسون»‌ها پیش هم برگردن

00:20.898 --> 00:23.005
‫یه تاریکی رو آشکار می‌کنه که
‫تا حالا به عمرمون ندیدیم

00:23.015 --> 00:24.750
‫آره . انگار داره تشدید میشه

00:24.750 --> 00:26.596
‫هر چی هست مقدسه

00:26.596 --> 00:30.177
‫«دِکلِن» اینا رو برات فرستاد ‫که
تا قرار فردات آروم نگه‌ـت داره

00:30.177 --> 00:32.013
‫اگه با اون پسر ازواج نکنی
‫من می‌کنم

00:32.013 --> 00:34.591
«ربکا مایکلسون»
عشق کل زندگی‌های من

00:34.591 --> 00:36.126
‫با من از دواج می‌کنی؟

00:36.800 --> 00:38.400
" به شهرم بگو که دارم برمیگردم "

00:38.443 --> 00:40.420
‫- جایی میری؟
‫- معلق شدم

00:40.420 --> 00:41.884
‫«هوپ مارشال» معلق شده؟

00:41.894 --> 00:45.004
‫«هوپ» به یه «گرگ هلالی» توی
مدرسه ‫مقداری از خون‌ـش رو داده

00:45.004 --> 00:46.679
‫- تا اون بتونه...
‫- تبدیل به یه دورگه بشه؟

00:46.679 --> 00:48.515
‫من یه اشتباه کردم

00:48.515 --> 00:49.819
«هیچ‌کس نمی‌خواد دردسر درست کنه «هِیلی

00:49.819 --> 00:51.324
‫ما فقط اون دورگه رو می‌خوایم

00:51.334 --> 00:53.371
‫- اونا من رو می‌کشن
‫- «هنری» ، بهتر شو

00:53.371 --> 00:54.906
‫عجیبه . واقعاً بهتر شدم

00:54.916 --> 00:55.979
‫چون برده‌ی من شدی

00:55.979 --> 00:57.283
‫- مامانت کو؟
‫- نمیدونم

00:57.283 --> 01:00.563
‫گفت که چند دقیقه دیگه برمیگرده
‫ولی اصلاً برنگشت

01:00.563 --> 01:02.309
‫- بابا؟
‫- دنبال مادرتم

01:02.309 --> 01:04.085
‫- گم شده
‫- دارم میام

01:57.935 --> 01:58.978
‫بابا

02:03.392 --> 02:05.198
‫گم‌شو

02:22.513 --> 02:24.579
‫خواهر

02:29.876 --> 02:31.742
‫یه ذره هم تکون نخوردی

02:38.313 --> 02:44.131
خب ، فقط واسه دوری از آفتاب
‫عشق یه زن خوب و وردهای جادویی

02:47.584 --> 02:49.961
‫نمی‌تونی بمونی . «هوپ» خونه‌ست

02:50.361 --> 02:53.671
‫علاقه‌ای به آلوده کردن
دخترم ‫به این تاریکی ندارم

02:53.671 --> 02:57.353
‫وقتی مادرش رو پیدا کنیم
‫برمیگردم همونجایی که ازش اومدم

02:57.353 --> 03:02.469
فِرِیا» ، این شهر جوری ازش بوی خون میاد»
‫که از جنگ سال 1812 تا به امروز نیومده بود

03:02.479 --> 03:04.485
‫آره و این‌دفعه تقصیر توئه

03:04.485 --> 03:07.395
‫میدونم با «آلایژا» صحبت کردی
‫و چند ساعت بعدش

03:07.395 --> 03:08.669
‫بارون قرمز بارید

03:08.669 --> 03:12.410
‫هیچ داستانی ‫که با تبدیل
آب به خون شروع میشه

03:12.420 --> 03:14.527
‫تا حالا پایان فاتحانه‌ای نداشته

03:14.527 --> 03:18.068
‫باید برم ‫وگرنه اوضاع بدتر میشه

03:18.068 --> 03:19.513
در مورد «هِیلی» برام تعریف کن

03:36.617 --> 03:39.797
‫همه طلسم‌های موقعیت‌یاب رو

03:39.797 --> 03:42.134
‫به هر زبونی که میدونستم
...امتحان کردم و من

03:43.248 --> 03:45.656
‫بابا؟

03:51.200 --> 03:52.200
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]

03:53.200 --> 03:55.200
مارا در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید
[@filmology_cc]

03:55.200 --> 04:00.300
"The Originals"
فصل 5
قسمت 2 : یک اشتباه به «بوربن» برمیگرده

04:00.379 --> 04:04.580
«شهر هلالی‌ها»
‫اون می‌بخشه و می‌بخشه

04:04.580 --> 04:07.021
‫ولی وقتی می‌گیره خیلی ناجوره

04:07.021 --> 04:10.192
‫به سلامتی زنی که شادی و نشاط
رو ‫در «نيو اورلانز» آزاد کرد

04:10.192 --> 04:13.763
‫و همین باعث شد مثل خیلی‌های دیگه
‫از دست بره

04:13.763 --> 04:16.194
‫به سلامتی «پاپی» که یک قرن زندگی کرد

04:16.204 --> 04:18.405
‫ولی بازم زود از پیش‌مون رفت

04:18.405 --> 04:21.036
‫به سلامتی «پاپی»

04:29.088 --> 04:32.949
‫ولی اگه من بمیرم تکیلا تعطیل

04:32.959 --> 04:36.090
‫نه . می‌خوام برام شیون کنن
‫تو خیابون ناله و زاری کنن

04:36.090 --> 04:37.831
‫و پرچم‌های رنگین‌کمانی رو
نیمه برافراشته کنن

04:37.831 --> 04:40.032
‫متأسفم «جاش» . میدونم اون دوست‌ـت بود

04:40.032 --> 04:42.262
‫پس همین؟

04:42.272 --> 04:45.273
‫یه سلامتی؟ یه چیز پیش پا افتاده؟

04:45.273 --> 04:46.634
‫عدالت چی؟

04:46.644 --> 04:48.304
‫ببخشید؟

04:48.314 --> 04:50.675
‫سخنرانی زیبایی داشتی عالیجناب

04:50.675 --> 04:53.646
‫ولی «پاپی» طعمه‌ی شهر «نيو اورلانز» نبود

04:53.646 --> 04:55.687
اون رو یه دورگه‌ی معتاد

04:55.687 --> 04:56.757
‫که نمی‌تونه پرخاشگریش رو کنترل کنه
‫تیکه‌پاره شد

04:56.757 --> 04:58.988
گِرِتا» ، اون 15 سالشه»

04:58.988 --> 05:01.689
«هِیلی» و «گرگ‌های هلالی»
‫ترتیب «هنری» رو میدن

05:01.699 --> 05:04.530
هلالی‌ها» دارن ارتش‌شون»
رو درست می‌کنن

05:04.530 --> 05:06.500
‫و برای سالی خوب می‌نوشن

05:10.101 --> 05:12.502
‫دارن ازش محافظت می‌کنن

05:20.215 --> 05:21.915
‫ببین ، نگرانش نباش

05:21.925 --> 05:25.526
‫چند سالی میشه اومده این شهر
ولی روی هم رفته شهروند شرافتمندیه

05:25.526 --> 05:28.227
‫همه به‌خاطر بوی خون
‫کمی تحت فشاریم

05:28.227 --> 05:30.298
‫از لحنش خوشم نمیاد

05:30.298 --> 05:33.739
‫وقتی یه نفر اختلاف عقیده داشته باشه
‫معمولاً چندتا دیگه هم مثل اون هستن

05:34.739 --> 05:36.240
‫چی شنیدی؟

05:38.410 --> 05:39.811
‫خب ، باشه

05:39.811 --> 05:45.706
‫چند نفر هستن که میگن ‫تو نمی‌تونی
...شاه خون‌آشام‌ها باشی چون

05:45.731 --> 05:48.254
‫خب چون خون‌آشام نیستی

05:48.354 --> 05:50.754
‫هی ، راست میگن
‫اون گاز دورگه

05:50.754 --> 05:54.726
‫که می‌تونه همه‌مون رو بکشه
‫برای تو مثل یه خراش ساده‌ست

06:03.538 --> 06:05.439
‫یه لحظه ببخشید

06:10.581 --> 06:13.082
‫نمی‌تونی اینجا باشی

06:13.092 --> 06:15.252
‫خراب کردن یه مجلس ترحیم

06:15.262 --> 06:17.663
‫راه مورد علاقم برای گذروندن
‫جمعه شب‌هاست

06:17.663 --> 06:21.964
‫از دیدنت خوشحالم «مارسلوس»
‫بعد از این‌همه مدت

06:21.964 --> 06:23.935
‫بابت ربکا متأسفم

06:23.935 --> 06:26.736
‫مطمئنم متأسفی
منم از دیدنت خوشحالم

06:26.736 --> 06:29.777
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

06:29.777 --> 06:32.948
‫«هِیلی» گم شده
چند روزی میشه

06:32.948 --> 06:35.179
‫نگران نباش . خودم رو تابلو نمی‌کنم

06:35.189 --> 06:37.649
‫ولی یه سری سرنخ هست
‫که نمی‌تونم پی اونا رو بگیرم

06:40.420 --> 06:42.221
‫چه کمکی ازم برمیاد؟

06:52.604 --> 06:54.575
آمریکانو» با پشیمونی اضافه»

06:54.575 --> 06:58.576
‫متأسفم که بهت زنگ نزدم
‫یه کار مهم خونوادگی داشتم

06:58.586 --> 07:00.317
‫آره . خب ، برای یه کار مهم
خانواده «مایکلسون»ـی

07:00.317 --> 07:05.258
‫یه چیز خیلی قوی‌تر از ‫قهوه‌ی
معذرت‌خواهی ‫برام نیازه

07:05.258 --> 07:07.059
‫آره . خب ، پیش خودم گفتم ممکنه
این رو بگی

07:07.059 --> 07:09.190
‫برای همین بیشتر توش ویسکی هست
‫تا قهوه

07:09.200 --> 07:10.460
‫سر بکش‌ـش

07:10.460 --> 07:13.771
‫چون باید بدونی «کلاوس» برگشته شهر

07:15.171 --> 07:19.343
‫راستش میدونستم که ‫بارون خون
ربطی به خواهر و برادرات داره

07:19.343 --> 07:22.414
‫و هواشناس داشت در مورد یه
‫"پدیده هواشناسی عجیب" حرف میزد

07:22.414 --> 07:23.344
‫ولی هیچکی احمق نیست

07:23.344 --> 07:25.885
‫چون میدونم خون از نظر
من ‫چه جریانی داره

07:25.885 --> 07:27.886
‫«هِیلی» گم شده «وینسنت»

07:27.886 --> 07:32.187
‫«کلاوس» ‫اومده شهر پیداش کنه
که پیداش هم می‌کنه

07:32.197 --> 07:34.458
‫و بعدش از شهر میره

07:34.458 --> 07:36.228
‫همچنین من و «کیلین»

07:36.228 --> 07:38.369
‫ولی هی ، تا اون‌موقع

07:38.369 --> 07:42.740
«چرا از «پیشگوی میدان جکسون
‫نمی‌پرسی چی‌کار کنی؟

07:46.642 --> 07:48.212
‫من شوخی نمی‌خوام «فِرِیا»

07:48.212 --> 07:49.743
‫جدی میگم

07:49.753 --> 07:53.184
‫ببین ، اگه مسئله‌ای اذیت‌ـت می‌کنه
‫از «ایوی» بپرس

07:53.184 --> 07:56.825
و بعد اینکه کف دست‌ـت رو خوند

07:56.825 --> 07:58.825
...شاید اونم بذاره چیزش

08:00.226 --> 08:04.167
‫باشه . ‫پیشگویی نخواه

08:04.167 --> 08:07.608
‫«فِرِیا مایکلسون»

08:08.909 --> 08:10.209
‫وقتی بری دلم برات تنگ میشه

08:10.209 --> 08:12.540
‫آره

08:25.794 --> 08:27.435
‫«مارشال»

08:32.476 --> 08:34.037
«رومن»

08:34.607 --> 08:35.977
‫اومدی خونه‌ام

08:35.977 --> 08:40.179
‫آره . باید باهات صحبت می‌کردم
...برای همین

08:41.619 --> 08:45.520
‫از کجا خونه‌ام رو می‌شناسی؟

08:45.520 --> 08:48.721
‫خب ، «سالتزمن» اطلاعات ارتباطی
‫با خانواده‌ها رو توی کمد پرونده‌ها میذاره

08:48.731 --> 08:50.962
‫همونجایی که «بوربن»های
‫روز مباداش رو نگه میداره

08:50.962 --> 08:52.893
‫برای همین همه چیزش رو میدونم

08:52.903 --> 08:56.304
‫می‌تونم بیام تو؟

09:01.005 --> 09:02.746
‫میدونی که من یه خون‌آشامم ، نه؟

09:03.976 --> 09:06.177
...پس من

09:06.187 --> 09:08.148
‫باید بلندتر بهت بگم؟

09:08.148 --> 09:09.318
‫صحیح

09:09.318 --> 09:11.219
‫آره . بفرما تو

09:17.131 --> 09:18.931
‫پیژامه خوشگلی داری

09:18.931 --> 09:23.843
‫چرا باید باهام صحبت می‌کردی؟

09:23.843 --> 09:26.404
‫آره

09:28.274 --> 09:31.315
‫ببین ، بچه‌های مدرسه خیلی چیزها
در مورد «هنری» میگن

09:31.315 --> 09:35.386
‫اینکه اون مرد
و اینکه خودکشی کرد

09:35.386 --> 09:39.858
‫میدونی ، دوست‌هات همیشه
‫براش قلدری می‌کردن

09:39.858 --> 09:41.898
‫براش مثل جهنم بود

09:41.898 --> 09:43.999
‫میدونم ، خب؟
‫برای همین اومدم

09:43.999 --> 09:46.670
‫باید ادای احترام کنم

09:46.670 --> 09:48.571
‫من بهشون اجازه دادم تحت فشار بذارنش

09:48.571 --> 09:50.671
‫اشعار و لباساش رو مسخره کنن

09:50.671 --> 09:52.872
...و حالا

09:53.882 --> 09:55.743
‫خوابم نمی‌بره

09:57.113 --> 09:59.254
‫«هنری» نمرده

10:00.324 --> 10:02.125
‫حالش خوبه

10:03.556 --> 10:06.226
‫ببین ، من باید لباس عوض کنم
‫باید برم یه جایی

10:06.926 --> 10:08.897
‫میشه روت رو اونور کنی؟

10:08.897 --> 10:10.398
‫آره

10:10.398 --> 10:12.268
‫آره

10:24.622 --> 10:27.793
‫کجا میری؟ ‫حتی صبح هم نشده

10:27.793 --> 10:29.354
‫داستانش مفصله

10:29.364 --> 10:31.864
لیزی سالتزمن» گفت که «هنری» رو دیده»
‫از برج خودش رو پایین انداخته

10:31.864 --> 10:33.865
‫یه گرگینه نمی‌تونه از همچین
‫سقوطی جون سالم به‌در ببره

10:33.865 --> 10:36.536
‫آره . خب ، «لیزی» اینم گفت که

10:36.536 --> 10:40.777
‫یه یتیم‌خونه رو توی 8 سالگیم
‫با مغزم منفجر کردم

10:42.078 --> 10:45.149
‫حالا می‌تونی نگاه کنی

10:46.549 --> 10:49.050
‫آره . اون رو شنیدم

10:49.050 --> 10:53.051
‫اینم شنیدم که یه پرنسس رومانیایی غایبی

10:57.663 --> 11:00.164
...خب

11:00.164 --> 11:02.864
‫رازت چیه «مارشال»؟

11:04.175 --> 11:08.776
‫می‌تونی اینجا منتظر بمونی؟
زیاد طول نمی‌کشه

11:08.776 --> 11:10.677
‫آره

11:10.677 --> 11:13.418
‫اونا من رو اشتباه برداشت کردن

11:13.418 --> 11:14.948
‫حقیقت اینه که

11:14.948 --> 11:18.089
‫من یه شاهزاده رومانیایی یتیم رو
‫با مغزم منفجر کردم

11:20.130 --> 11:22.831
‫ولی اون بچه لوس حقش بود

11:35.945 --> 11:40.346
‫به عنوان یه آقا با یه
عشق گمشده ‫بدجور شادی

11:40.356 --> 11:43.417
‫شاید بهتر باشه دزدی پشت کسی که
‫یه چاقو دستشه درنیای

11:43.427 --> 11:45.458
‫«هِیلی مارشال» کجاست؟

11:45.458 --> 11:48.199
‫بهترین حدسم : توی خونه‌ی بزرگش
اینور و اونور میره

11:48.199 --> 11:51.130
‫و به راه‌های جدیدی فکر می‌کنه
‫تا از نظر احساسی دور از دسترس باشه

11:51.130 --> 11:53.030
‫کدوم خری هستی؟

11:53.040 --> 11:56.472
‫اسم من ‫«کلاوس مایکلسون»ـه

11:56.472 --> 11:58.072
‫چیزی ازش نشنیدم

11:58.912 --> 12:00.843
‫«هِیلی» هیچ دشمنی داره؟

12:00.843 --> 12:03.640
‫دشمن؟ ‫نه

12:03.640 --> 12:05.700
‫اون یه مادر تنهاست ، نه یه اَبَرشرور

12:07.447 --> 12:08.962
‫تو پدر «هوپ» هستی ، نه؟

12:08.972 --> 12:11.254
‫شبیه «هوپ» هستی . حلقه‌ی چشمات

12:11.254 --> 12:14.253
‫اگه همکاری نکنی «دِکلِن»

12:14.253 --> 12:18.838
‫"حلقه چشمات" جایی میشه که
‫تیکه‌تیکه کردنت رو ازش شروع می‌کنم

12:18.838 --> 12:21.504
‫«هِیلی» قالم گذاشت ، خب؟

12:21.504 --> 12:23.321
‫زیاد پیش میاد

12:23.321 --> 12:26.553
‫پیش خودم گفتم بابای «هوپ»
‫حتماً بدجور دلش رو شکسته

12:26.553 --> 12:29.582
‫خب ، از اونجایی که تو خیلی مهربونی

12:29.592 --> 12:33.026
حتماً کس دیگه‌ای قلبش رو شکسته
‫و قلب «هوپ» رو

12:33.026 --> 12:35.449
‫- اسم دخترم رو به زبون نیار
‫- واقعاً؟

12:35.449 --> 12:36.691
‫اطرافت رو نگاه کن

12:39.398 --> 12:41.245
‫من اینجام

12:41.245 --> 12:42.528
‫تولدهاش ، عیدها

12:42.528 --> 12:45.224
‫رانندگی هم یادش دادیم

12:45.224 --> 12:46.769
‫اون‌موقع تو کدوم گوری بودی؟

12:47.920 --> 12:50.849
‫تو بدجور در خطری

12:54.692 --> 12:56.304
‫واقعاً بابا؟

13:12.464 --> 13:15.898
‫انگار تو باید ‫فوراً برگردی پیش قصاب

13:15.898 --> 13:19.675
‫یادت نمیاد که امروز
‫باهام ملاقات کرده باشی

13:22.002 --> 13:24.092
‫صبح‌بخیر بچه‌جون

13:24.092 --> 13:27.324
‫زود برمیگردم . ‫یادم رفت برم قصابی

13:27.324 --> 13:30.323
‫ولی توی یخچال برات یه
‫پودینگ گذاشتم

13:30.323 --> 13:32.080
‫مورد علاقه‌ـت

13:38.280 --> 13:40.199
‫برو خونه «هوپ»

13:40.199 --> 13:43.097
‫حتی نمی‌خوای بهم نگاه کنی؟

13:45.419 --> 13:47.409
‫مامان گم شده بابا

13:48.651 --> 13:50.771
‫من ترسیدم

13:57.244 --> 13:59.708
‫ما خیلی نزدیکیم

13:59.708 --> 14:02.162
‫زمزمه‌ها رو دارم می‌شنوم که
‫میگه تو هم باید بهش نزدیک بشی

14:02.162 --> 14:04.858
بذار کمکت کنم پیداش کنی -
اگه کاری که میگم رو نکنی -

14:04.858 --> 14:07.080
‫به «فِرِیا» میگم که تو رو با یه
‫طلسم توی خونه زندونی کنه

14:08.504 --> 14:11.432
‫نمی‌خوام کار به اونجا بکشه

14:11.432 --> 14:13.452
‫برو خونه

14:32.492 --> 14:36.268
‫بچه‌ها ، شلوغ نکنین
‫ما دنبال دردسر نیستیم

14:36.268 --> 14:37.985
‫دنبال جوابیم

14:37.985 --> 14:40.989
‫آره . ببخشید بابت هرم آبجوتون

14:40.989 --> 14:42.100
‫آلفاتون کجاست؟

14:44.059 --> 14:45.907
‫ما هم برامون سوال بود

14:45.907 --> 14:47.765
‫«هِیلی» قبل از اینکه خودش و دخترش رو

14:47.765 --> 14:50.724
‫توی قلعه‌اش زندونی کنه
‫کلی وعده به ما داده بود

14:50.734 --> 14:54.399
‫خب ، شنیدم که می‌خواست به اون
دورگه ‫آموزش بده خودش رو کنترل کنه

14:54.399 --> 14:57.065
‫احتمالش هست که پسره ‫از
این خوش‌ـش نیومده باشه؟

15:01.205 --> 15:05.689
‫به گمونم اون قلبی که توی کلبه داره
‫شدیداً می‌تپه قلب خودش باشه

15:05.689 --> 15:06.931
‫مهم نیست

15:06.941 --> 15:08.718
‫تو دعوت نیستی

15:09.940 --> 15:12.121
‫جدی؟

15:12.121 --> 15:13.879
...خب

15:13.879 --> 15:16.575
‫به راحتی با آتیش زدن کلبه
‫بیرون میارمش

15:16.575 --> 15:20.382
‫پادشاه شهر نیازی به دعوت نداره

15:20.382 --> 15:22.068
‫پادشاه؟

15:22.068 --> 15:25.501
‫خب ، راه بازه ببینم چی‌کار می‌کنی

15:25.501 --> 15:29.379
‫دست‌ـت به اون پسر نمیرسه

15:41.507 --> 15:43.799
‫«وینسنت» ، چه کمکی از دستم برمیاد؟

15:43.799 --> 15:49.222
‫خب ، می‌تونی دقیقاً همون کاری
رو بکنی ‫که برای بقیه می‌کنی

15:49.222 --> 15:50.969
‫یعنی نگاه کردن به آینده
‫و مطمئن کردنم که

15:50.979 --> 15:53.503
‫آسمون روی سرم خراب نمیشه

15:53.503 --> 15:54.948
‫متأسفم . نمی‌تونم

15:54.948 --> 15:56.159
‫پول دارم

15:56.159 --> 15:57.411
‫مسئله پول نیست

15:57.411 --> 16:01.148
‫تو در مورد یه شغل جدید یا ‫اینکه با
دوست‌دختر به‌هم بزنی یا نه نمی‌پرسی

16:01.148 --> 16:05.056
‫تو سوالات بزرگتری داری
‫من بهش اعتقاد ندارم

16:05.056 --> 16:07.378
‫خب ، همه تو رو به عنوان
‫بزرگترین پیشگوی

16:07.388 --> 16:09.741
‫«نيو اورلانز» می‌شناسن
‫اون‌وقت بهم میگی که

16:09.741 --> 16:10.892
‫به آینده اعتقاد نداری؟

16:10.902 --> 16:14.840
‫به این اعتقاد ندارم که به آینده‌ای دور نگاه کنم

16:14.840 --> 16:17.638
‫اعتقاد ندارم که پایان همه چیز
‫از قبل نوشته شده

16:17.638 --> 16:19.728
‫تو برای همین اومدی ، نه؟

16:19.728 --> 16:22.020
‫می‌خوای پایانش رو بدونی

16:22.020 --> 16:24.605
‫نمی‌تونم روزهام رو بدون که

16:24.615 --> 16:28.382
‫حس نکنم دنیا هر لحظه
ممکنه ‫باز بشه سپری کنم

16:28.382 --> 16:31.725
‫حالا اگه من تنها کسیم که
‫همچین حسی داره

16:31.725 --> 16:34.481
‫پس شاید من تنها کسیم که
‫می‌تونه یه کاریش بکنه

16:34.481 --> 16:37.915
‫برای همین چیزی که دنبالشم
‫یه‌جور راهنماییه

16:38.894 --> 16:40.712
‫خواهش می‌کنم

16:51.436 --> 16:56.327
‫یالا «کلاوس» ‫. با یه خبر
خوب بهم تسلی میده

16:56.327 --> 16:58.992
‫شاید بتونم کمک کنم

17:00.129 --> 17:02.784
‫- زود اومدی
‫- زود اومدم

17:02.784 --> 17:03.922
‫- اینجایی
‫- اینجام

17:03.922 --> 17:05.749
‫- اومدی
‫- آره عزیزم

17:07.086 --> 17:08.653
‫- سلام
‫- سلام

17:11.647 --> 17:16.208
‫حالم خوش نیست . ‫خیلی گشنمه

17:16.208 --> 17:19.742
‫- باید ازم دور بشی
‫- نه

17:19.742 --> 17:21.269
گرگ‌های هلالی» ازم محافظت نمی‌کنن»
...حالا که

17:21.269 --> 17:23.734
‫حالا که دورگه شدی؟

17:23.734 --> 17:25.131
‫محافظت می‌کنن «هنری»

17:25.131 --> 17:26.898
‫«هِیلی» مثل توئه
‫سرش گرم «هوپ» بود

17:26.898 --> 17:29.393
‫ولی به‌خاطر تو ‫در برابرشون ایستاد

17:29.393 --> 17:31.130
‫دیگه این‌کار رو نمی‌کنه

17:33.326 --> 17:34.394
‫منظورت چیه؟

17:34.394 --> 17:36.989
‫«هنری» ‫، چی‌کار کردی؟

17:36.989 --> 17:40.352
‫بهم اعتماد کن . ‫باید فرار کنم

17:40.352 --> 17:42.348
‫این‌کارـت عاقبت خوشی نداره

17:51.112 --> 17:54.705
‫تابستون گذشته دعوتم کردی
‫تولد برادرت «اِیدِن» بود . یادته؟

17:55.942 --> 17:57.998
«ما یه زمانی دوست بودیم «لیسینا

17:59.505 --> 18:01.062
‫نذار من رو ببره

18:03.069 --> 18:05.734
‫ببین ، «هنری» شخص باحالی رو کشت
‫که حقش نبود بمیره

18:05.734 --> 18:07.660
‫اون نمی‌تونه راحت برگرده
‫سر کلاس هندسه‌اش

18:07.660 --> 18:09.297
‫و به نظرم خودتم میدونی

18:10.864 --> 18:13.688
مارسل» 2تا قانون داره»

18:13.688 --> 18:16.623
‫اول اون خون‌آشام‌ها رو نمی‌کشه

18:16.623 --> 18:18.848
‫«هنری» مجازات میشه
‫ولی زنده می‌مونه

18:18.848 --> 18:20.186
‫حکمش چیه؟

18:20.186 --> 18:23.010
200سال اسیر توی باغ؟ نه

18:23.020 --> 18:25.516
‫ولی قانون دومم اینه که
‫کسی به بچه‌ها صدمه نمیزنه

18:25.516 --> 18:27.911
‫من زندگیش رو تباه نمی‌کنم
‫فقط چند سال زندونی میشه

18:27.911 --> 18:29.308
‫نگاش کن

18:30.446 --> 18:31.644
‫اون بچه‌ی خوبیه

18:31.644 --> 18:33.071
‫نه وقتی که خمار عطش به خون باشه

18:33.071 --> 18:35.367
‫باید خون‌ـش خالی بشه
‫مجازاتش رو سپری کنه

18:35.367 --> 18:37.602
‫وقتی بیرون بیاد میشه یکی از افراد من ، خب؟

18:37.602 --> 18:39.998
‫برام مهم نیست که نصف گرگینه
‫یا نصف پری دریایی باشه

18:39.998 --> 18:41.695
‫از افرادم محافظت می‌کنم

18:48.462 --> 18:49.989
‫«هنری»

18:49.989 --> 18:52.554
‫این تنها راهیه که برای محافظت
‫از تو سراغ دارم

18:52.554 --> 18:55.418
‫من همینجا می‌مونم ‫و تا
بیرون اومدنت منتظرت می‌کنم

18:55.418 --> 18:57.085
‫نه . خواهش می‌کنم

18:57.085 --> 18:58.752
«مارسل»

18:58.752 --> 18:59.979
‫نه

19:02.545 --> 19:05.040
‫می‌تونی بیای تو

19:21.129 --> 19:24.053
‫تو اتاقم نبودی ‫. گفتم شاید رفتی

19:24.063 --> 19:25.960
‫هنوز اینجام

19:29.124 --> 19:32.188
‫نمی‌ترسیدی یکی ببینه
‫داری فضولی می‌کنی؟

19:33.415 --> 19:37.108
‫خب ، طبق پرونده‌ی مدرسه‌ام
‫من ذات سرکشی دارم

19:37.118 --> 19:38.915
‫و بیخیال بزرگترها

19:38.915 --> 19:41.310
‫پس نه

19:46.001 --> 19:50.533
‫هر چی می‌خوای بپرس ، ‫خب؟
میدونم می‌خوای

19:52.099 --> 19:54.096
‫اینجا مثل خونه‌ی وحشته

19:54.096 --> 19:57.689
‫کتاب ورد وایکینگی
یه میلیون چاقوی عجیب

19:57.699 --> 20:02.220
‫و میدونستی یه مو قرمز مرده ‫لای
ملافه دارین ‫که توی اتاق نشیمن‌تونه؟

20:02.220 --> 20:04.087
‫آره . اون دوست‌دختر سابق و دیوونه‌ی بابامه

20:04.087 --> 20:05.723
‫یه طلسم خوابه

20:05.723 --> 20:08.149
‫مسئله اینه که کسی نمیدونه
‫باهاش چی‌کار باید کرد

20:08.149 --> 20:09.616
‫کاری که همه می‌کنن

20:11.183 --> 20:12.580
‫هی

20:13.518 --> 20:15.175
‫ببین ، می‌تونم راز نگه‌دار باشم

20:15.175 --> 20:16.872
‫خودم کلی راز دارم

20:18.582 --> 20:20.438
‫خب ، تو چی هستی؟

20:21.473 --> 20:25.765
‫اسم من ‫«هوپ مایکلسون»ـه

20:28.130 --> 20:32.033
‫مادربزرگم اساساً جادوی سیاه رو اختراع کرد

20:32.033 --> 20:34.798
‫مادرم آلفای «گرگ‌های هلالی»ـه

20:34.798 --> 20:40.916
‫و ‫بابای من «نیکلاوس مایکلسون»ـه

20:44.651 --> 20:47.116
...پس اینطوری تو میشی

20:47.116 --> 20:50.080
‫سه‌رگه‌ی عجیب‌الخلقه‌ی افسانه‌ای

20:55.380 --> 20:57.975
خیلی‌خب ، یه بچه دورگه توی خونه‌ی من

20:57.975 --> 21:00.539
‫زنجیر شده . محض اطلاعت باید بگم
‫این جریان ظاهر خوبی نداره

21:00.539 --> 21:02.605
‫فکر می‌کردم زنده زنده دفنم می‌کنی

21:02.605 --> 21:03.933
‫خب ، اول باید چندتا سوال بپرسیم

21:03.933 --> 21:05.300
‫بذار بگیم یه دادرسی عادلانه انجام دادیم

21:05.300 --> 21:07.466
‫خب ، شنیدیم به «لیسینا» چی گفتی

21:07.466 --> 21:10.191
‫چرا فکر نمی‌کنی «هِیلی مارشال»
‫دیگه ازت محافظت نمی‌کنه؟

21:13.155 --> 21:14.208
‫اون کجاست؟

21:14.208 --> 21:15.181
‫نمیدونم

21:15.191 --> 21:17.318
‫- چی‌کارش کردی؟
‫- هیچی

21:17.318 --> 21:19.779
نمیدونم کجاست

21:19.779 --> 21:22.483
‫فقط خواهش می‌کنم
‫سوالات بیشتری ازم نپرسین

21:25.258 --> 21:28.368
‫نگاش کن . اون یه پشه‌ست

21:28.368 --> 21:31.275
‫عمراً بتونه «هِیلی مارشال» رو
‫تنهایی شکست بده

21:31.275 --> 21:33.098
‫«هنری»

21:34.789 --> 21:36.845
‫از کی داری محافظت می‌کنی؟

21:46.245 --> 21:48.746
‫اربابش

21:53.584 --> 21:56.055
...خب

21:56.055 --> 22:00.410
‫خون‌ـت گرگینه‌ها رو ‫به
خون‌آشام‌های دورگه تبدیل می‌کنه

22:01.730 --> 22:05.893
‫و بوسه‌ام پرنس‌ها رو به
‫قورباغه تبدیل می‌کنه

22:05.893 --> 22:08.901
البته شاید . این تئوری رو هنوز آزمایش نکردم

22:21.369 --> 22:23.425
‫حتماً خیلی تنها بودی

22:23.425 --> 22:25.521
‫به‌خاطر اینکه زندگیت رو
‫این‌همه مدت یه راز نگه داشتی

22:26.504 --> 22:27.821
‫«هوپ»

22:27.821 --> 22:30.626
‫باید بری

22:30.626 --> 22:33.736
‫ستون فقرات‌ـت رو واقعاً به عنوان گردنبند
‫دور گردنش میندازه . برو

22:38.206 --> 22:40.090
‫لطفاً بگو حقیقت نداره

22:42.561 --> 22:45.600
‫با مادرت چی‌کار کردی؟

22:56.173 --> 22:58.712
‫خب ، اینجا یه باغ نیست

22:58.712 --> 23:00.697
‫ولی به گمونم برای یه پیش‌بینی کفایت می‌کنه

23:01.821 --> 23:04.532
‫اینجا همونجاییه که می‌خواستی
‫برای اولین قرار ببری ، نه؟

23:04.532 --> 23:08.381
‫به گمونم بی‌فایده‌ست که بخوام ‫چیزی
رو از یه ذهن‌خون مخفی کنم ، نه؟

23:08.381 --> 23:09.728
‫من نمی‌تونم ذهن آدما رو بخونم

23:17.506 --> 23:22.165
‫وقتی از زمین سوال بپرسم
‫می‌تونم حس کنم حقیت داره

23:25.447 --> 23:27.716
...خب

23:30.278 --> 23:33.155
‫سوالت رو بپرس

23:33.155 --> 23:37.034
‫خب ، تا جایی که میدونیم اگه کسی
‫بتونه باعث نابودی «نيو اورلانز» بشه

23:37.044 --> 23:38.999
‫«کلاوس مایکلسون»ـه پس...

23:38.999 --> 23:42.078
‫یالا . همین رو بپرس

24:02.385 --> 24:05.728
‫بیبی‌ـه

24:05.728 --> 24:08.067
‫«وینسنت»

24:08.067 --> 24:11.714
‫اصلاً به‌خاطر «کلاوس» نیست
‫به‌خاطر دخترشه

24:15.383 --> 24:17.034
‫اصلاً میدونی چی‌کار کردی؟

24:17.034 --> 24:19.363
‫میدونستم که اتفاق بزرگی لازمه
‫که بیای خونه

24:19.363 --> 24:21.591
‫واسه همین به دوست دورگه‌ی کوچولوت
‫گفتی که به مامانت حمله کنه؟

24:21.591 --> 24:23.151
‫«هنری» فقط کولش کرد

24:23.151 --> 24:26.696
‫و "حمله" زیاده‌روی‌ـه
‫مامان حالش خوبه

24:28.053 --> 24:30.444
‫توی یه تابوت خیلی خوب خوابه

24:30.454 --> 24:33.968
‫طلسم مخفی کردن و خوابی روش خوندم
‫که خودم نوشتم

24:33.968 --> 24:35.994
‫خب ، در این‌صورت
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم

24:35.994 --> 24:37.139
‫اون کجاست؟

24:37.139 --> 24:39.812
‫اگه بهت بگم بازم می‌خوای
‫بری و ناپدید بشی

24:39.812 --> 24:42.274
‫«هوپ» ، وقتی ما نزدیک هم باشیم
‫در خطری

24:42.284 --> 24:44.036
‫میدونم که حس‌ـش می‌کنی

24:51.470 --> 24:54.033
‫جادوی سیاهِ داخل ما

24:54.043 --> 24:56.099
‫خودش رو به راه‌های بدی
‫آشکار می‌کنه

24:56.099 --> 24:58.165
‫ممکنه بقیه رو هم در خطر قرار بدیم

24:58.165 --> 24:59.482
‫حتی کل شهر

24:59.482 --> 25:01.102
‫برام مهم نیست

25:01.102 --> 25:04.111
‫این یه بحث نیست «هوپ»

25:06.315 --> 25:09.384
‫خب ، حداقل «هِیلی» جاش امنه

25:09.394 --> 25:11.683
‫باورم نمیشه کار «هوپ» بود

25:11.683 --> 25:16.048
‫نه . درست سر وقت بود

25:16.048 --> 25:18.074
‫کج‌خلقی‌های جوونی من

25:18.074 --> 25:21.720
‫شامل سقوط پرنده‌ها از آسمون
‫و سوختن کل روستاها می‌شد

25:21.720 --> 25:24.161
‫یه رسم خونوادگیه

25:24.161 --> 25:27.027
‫اگه یه وقت دختری داشتیم
‫این رو یادم می‌مونه

25:27.027 --> 25:29.934
‫از اونجایی که قبول کردی باهام
‫«نيو اورلانز» رو ترک کنی

25:29.934 --> 25:33.884
‫کلی احتمالات برای آینده
‫به فکرم اومد

25:33.895 --> 25:36.933
‫همه‌شون خیلی احساسی
‫و حال‌به‌هم‌زن هستن

25:36.933 --> 25:38.624
‫خب؟

25:38.624 --> 25:42.645
‫فقط نمیدونستم چقدر این شهر
‫خفه‌ام کرده ‫تا اینکه رفتم

25:45.154 --> 25:46.734
‫«کیلین»؟

25:46.744 --> 25:49.175
‫منم خفه بودم

25:50.491 --> 25:52.790
‫وقتشه نفس بکشیم

26:06.879 --> 26:08.297
‫دختر کوچولویی که می‌شناختم

26:08.297 --> 26:10.090
هیچ‌وقت فکر همچین
نقشه‌ای رو هم نمی‌کشید

26:10.090 --> 26:12.186
‫خب ، متأسفم که ناامیدت کردم

26:12.186 --> 26:15.802
‫ولی اون دختر کوچولو زندگینامه‌ات رو نخونده

26:17.868 --> 26:22.224
‫تو به «کمی اُکانل» ‫نفوذ ذهنی کردی
که داستان زندگیت رو بنویسه

26:22.224 --> 26:24.421
‫در مورد پسری که قبلاً اعضای خونواده‌اش رو

26:24.421 --> 26:27.764
‫داخل تابوت میذاشت و ازشون
‫به عنوان اهرم استفاده می‌کرد

26:30.832 --> 26:33.637
‫پس حقه‌های قدیمم رو مطالعه کردی

26:35.930 --> 26:38.999
‫اینم یاد گرفتی؟

26:38.999 --> 26:40.721
‫اون توی «سِینت ان»ـه

26:40.721 --> 26:44.235
‫- از سرم برو بیرون
‫- ممکن بود بمیری «هوپ»

26:44.235 --> 26:46.707
‫فقط با اینجا ایستادن
‫می‌تونم نابودت کنم

26:48.023 --> 26:52.014
‫به مادرت میگم بهت
سخت نگیره ‫. باشه؟

26:52.014 --> 26:53.837
‫خدافظ «هوپ»

26:57.585 --> 27:00.866
‫منم یه سری حقه بلدم

27:14.403 --> 27:16.403
خیلی‌خب ، «هنری» تو صندوق عقب
ماشین من‌ـه بزن بریم

27:16.428 --> 27:20.854
‫«جاش» ، ‫اگه خون‌آشامی
در مورد «هِیلی» پرسید

27:20.854 --> 27:22.201
‫گردن «هنری»ـه ، خب؟

27:22.201 --> 27:24.531
‫از «هوپ» چیزی نمیگی

27:25.858 --> 27:27.610
‫می‌تونیم دور «هنری» آجرکشی کنیم

27:27.610 --> 27:29.676
‫ولی علائم رو درمان می‌کنیم
‫نه بیماری رو

27:29.676 --> 27:33.292
‫چون خوشت بیاد یا نه
‫«هوپ» می‌تونه دورگه‌های بیشتری درست کنه

27:33.292 --> 27:34.406
‫اون یه مشکل‌ـه

27:34.906 --> 27:36.557
‫این درخواست نبود «جاش»

27:36.567 --> 27:37.438
...این یه

27:37.438 --> 27:39.302
‫دستور بود ، خب؟

27:39.302 --> 27:41.560
‫ببین ، می‌فهمم داری
دوره سختی می‌گذرونی

27:41.560 --> 27:45.551
‫این به من مربوط نمیشه
‫ولی به «نيو اورلانز» مربوط میشه

27:45.551 --> 27:47.850
‫تو رفته بودی و من اینجا بودم

27:47.850 --> 27:49.876
‫و 7 سال تموم رو بدون
‫از دست دادن یه نفر سپری کردم

27:49.876 --> 27:51.527
‫خیلی هم بهش عادت کردم

27:54.302 --> 27:57.543
‫میدونم که شنیدنش سخته

27:57.553 --> 28:01.939
‫ولی «هوپ» ممکنه هر کاری بکنه
‫و باید براش آماده باشیم

28:06.341 --> 28:09.420
‫زنگ زدی . نامه نوشتی
‫بعدش دیگه هیچی نفرستادی . چرا؟

28:09.420 --> 28:11.851
‫- خودت دلیلش رو میدونی
‫- فکر نمی‌کردم لازم باشه

28:11.851 --> 28:13.198
‫قبل از وارد شدن به یه دنیای خیالی
‫در بزنم

28:13.198 --> 28:15.872
‫شرمنده که مزاحم جشن قتلت شدم

28:22.395 --> 28:24.927
‫اون شب اومدی پیشم

28:24.927 --> 28:27.226
‫چون کارت پستال و نامه کافی نبود

28:27.226 --> 28:29.292
‫برای صلاحت این‌کار رو کردم

28:29.292 --> 28:31.176
‫تو نمیدونی چی به صلاحمه

28:32.462 --> 28:34.154
‫میدونی ، تو باعث شدی مردم

28:34.154 --> 28:36.584
‫یه داستان‌هایی در مورد یه اصیل دیوونه
‫که جسد از خودش به‌جا میذاره بگن

28:36.584 --> 28:38.276
‫و بچه‌های مدرسه هم در موردش حرف میزنن

28:38.276 --> 28:40.605
اون‌وقت من مجبورم «هوپ مارشال»ِ
‫کوچولوی ساکت باشم

28:40.616 --> 28:42.905
‫درحالی‌که به قدری عصبانیم
که می‌خوام داد بزنم

28:42.905 --> 28:44.697
‫خب ، همه همینطوریم

28:51.773 --> 28:54.103
‫قبل از به دنیا اومدن «هوپ مایکلسون»

28:54.103 --> 28:58.326
«جادوگر «محله فرانسوی‌ها
...سابین لورانت» گفت»

29:00.531 --> 29:02.455
«یعنی «بچه همه‌ی آن‌ها را نابود خواهد کرد

29:02.455 --> 29:03.772
‫آره . خب ، «سابین لورانت» رو می‌شناختم

29:03.772 --> 29:04.957
‫اون یه شارلاتان بود

29:04.957 --> 29:07.084
‫یه سری اهداف سری هم داشت

29:07.084 --> 29:10.193
‫من «هوپ مایکلسون» رو می‌شناسم
‫و اون یه بچه‌ی ساده‌ست

29:10.193 --> 29:11.885
‫پس کارت‌ها تأییدش می‌کنن

29:27.604 --> 29:29.720
‫خورشید

29:29.720 --> 29:33.549
‫این کارت نشونه‌ی سلامت و تندرستی‌ـه

29:34.698 --> 29:38.184
‫کارت اعتدال یعنی صلح و آرامش

29:40.078 --> 29:44.270
‫کارت ارابه ‫برای پیروزی و موفقیت‌ـه

29:49.721 --> 29:51.334
‫چه اتفاقی داره میوفته؟

29:51.334 --> 29:55.304
‫دارزن برای ‫یه قربانی وحشتناکه

29:55.304 --> 29:59.032
‫شیطان برای بردگی و اسارته

29:59.032 --> 30:01.148
‫نه

30:01.158 --> 30:02.528
...برج

30:02.528 --> 30:03.576
‫برای مصیبته

30:03.576 --> 30:05.793
‫خشکسالی ، سیل ، آتش

30:05.793 --> 30:08.987
‫اون شارلاتان راست می‌گفت «وینسنت»

30:08.987 --> 30:11.234
‫«هوپ مایکلسون» باعث نابودی‌مون میشه

30:15.879 --> 30:19.043
‫وقتی رفتم داشتم از تو محافظت می‌کردم

30:19.043 --> 30:24.787
‫اون شب وحشتِ توی چشمات که
‫من رو دیدی همیشه جلوی چشمـم‌ـه

30:25.764 --> 30:27.779
‫اون‌موقع 9 ساله بودم

30:29.291 --> 30:35.850
‫و هیولای ترسناکی رو دیدم
‫که شبیه بابام بود

30:35.850 --> 30:41.029
‫بابایی که یادم داد ‫چطوری
رنگ‌ها رو ترکیب کنم

30:41.029 --> 30:43.579
‫بابایی که من رو پرنسس صدا می‌کرد

30:43.579 --> 30:46.914
‫نمیدونستم که اون روی تو هم واقعیه

30:46.914 --> 30:53.131
‫و صبر کردم که توضیح بدی
‫یا معذرت‌خواهی کنی

30:53.131 --> 30:55.952
‫یا بهم بگی که دوستم داری

30:56.907 --> 31:03.598
‫سال‌ها منتظرت موندم ‫ولی نیومدی

31:05.109 --> 31:11.296
‫تا جایی که میدونم ‫پدرها
همیشه مسبب درد و عذابن

31:11.296 --> 31:13.684
‫چه باشن یا نباشن

31:13.684 --> 31:16.908
‫همیشه خرابی هست که
‫فقط یه پدر می‌تونه

31:16.908 --> 31:18.692
‫از خودش به‌جا بذاره

31:18.692 --> 31:21.211
...و تو

31:21.211 --> 31:24.032
‫تو دختر خیلی شیرینی بودی

31:25.715 --> 31:29.484
‫شاید همیشه تقدیر این بوده که
‫دل‌شکسته بذارمت

31:31.368 --> 31:34.159
‫واقعاً فکر می‌کنی دل‌شکسته‌ام؟

31:37.252 --> 31:39.671
‫شاید حق با تو باشه

31:39.671 --> 31:41.212
‫شاید اون دختر کوچولویی که

31:41.222 --> 31:43.399
‫اینقدر دلت براش تنگ شده
‫اگه اصلاً دوست‌ـت نداشت

31:43.399 --> 31:45.182
‫بدون تو زندگیش بهتر می‌بود

31:52.216 --> 31:54.029
‫حالا می‌تونی بری

31:56.417 --> 31:59.541
‫«هوپ» ، خواهش می‌کنم

32:33.169 --> 32:35.830
‫همیشه اینطوریه؟

32:35.830 --> 32:39.427
‫اون صدا؟ ‫عطش؟

32:39.427 --> 32:42.278
‫ساکت باش . سعی کن
چند هفته اول ثابت وایسی

32:42.278 --> 32:45.845
‫سریع‌تر خون‌ـت خشک میشه
‫اینطوری راحت‌ترـه

32:47.931 --> 32:52.536
‫بهترین زمان برای ملاقات نیست
ولی ‫همینم غنیمته

32:52.536 --> 32:55.126
‫مچم رو گرفتی عوضی

33:09.011 --> 33:10.693
‫خیلی متأسفم «هنری»

33:10.693 --> 33:13.081
‫هیچ‌وقت نمی‌خواستم
‫این اتفاقات بیوفتن

33:15.228 --> 33:18.593
‫باید کاری رو بکنی که بهت گفتم . یادته؟

33:18.593 --> 33:20.709
‫باشه

33:20.709 --> 33:23.228
‫خب ، باید الان آروم بگیری

33:23.228 --> 33:29.516
‫وقتی بیرون بیای ‫کنارتم
و دوست می‌مونیم

33:29.516 --> 33:31.370
‫اگه ترسیدی

33:31.370 --> 33:35.572
‫همین که چشمات رو ببندی و آواز بخونی
‫احساس آرامش می‌کنی

33:45.255 --> 33:48.610
‫«وینسنت» ، متأسفم

33:48.620 --> 33:52.711
‫میدونم برای اطمینان اومدی پیش من
نباید هیچ‌وقت با این موافقت می‌کردم

33:52.721 --> 33:54.868
‫آب ما تبدیل به خون شد

33:54.868 --> 33:57.390
‫رودخونه پر از مار شد

33:57.400 --> 33:59.476
‫تازه همه‌ی این اتفاقات

33:59.476 --> 34:01.864
‫فقط به‌خاطر رفت و آمدهای
‫خواهر و برادرهای «مایکلسون» افتاد

34:01.864 --> 34:04.524
‫هزاران نسخه‌ی مختلف از این داستان رو شنیدم

34:04.524 --> 34:07.275
‫همه‌ی این داستان‌ها پایان غم‌انگیزی دارن

34:07.275 --> 34:09.331
‫«نيو اورلانز» به زانو درمیاد

34:09.331 --> 34:10.641
‫نه ، نه ، نه

34:10.641 --> 34:12.928
‫حالا «هوپ مایکلسون» شاید اونقدری

34:12.928 --> 34:15.548
‫قوی باشه که این شهر رو نابود کنه
‫ولی ممکنه

34:15.548 --> 34:20.223
‫اونقدری قوی باشه که جرقه‌ای باشه
‫یه انقلاب رو شعله‌ور می‌کنه

34:28.022 --> 34:31.146
‫فقط باید مسیرش رو عوض کنه

34:35.559 --> 34:39.519
‫کاری که برای «هنری» کردی
‫کار خیلی خوبی بود

34:39.519 --> 34:42.078
‫خوبه . به خودم یه امتیاز میدم

34:42.078 --> 34:44.225
‫چی؟

34:44.225 --> 34:47.892
‫کار عجیبیه که دوران بچگی انجام میدادم

34:47.892 --> 34:52.094
‫اگه یه کار خوب و از قوانین پیروی می‌کردم
‫به خودم یه امتیاز میدادم

34:52.094 --> 34:58.486
‫اگه فکر بدی به سرم میزد یا عصبانی می‌شدم
یه امتیاز از دست میدادم

34:58.486 --> 35:02.053
‫عزیزم ، نمی‌تونی همچین فشاری
‫روی خودت بذاری

35:03.666 --> 35:07.797
‫خونواده‌ام همه چیزشون رو فدا کردن
‫تا نجاتم بدن

35:09.923 --> 35:12.674
‫باید ارزش‌ـش رو داشته باشم

35:12.674 --> 35:15.435
‫باید بهتر باشم دیگه ، نه؟

35:15.435 --> 35:20.674
‫بابام فکر می‌کنه
‫من دل‌شکسته‌ام

35:27.032 --> 35:30.095
...فکر نکنم که

35:30.095 --> 35:32.877
‫فکر نکنم دیگه من رو دوست داشته باشه

35:32.887 --> 35:35.637
‫هی

35:35.637 --> 35:38.832
‫شاید نتونه به زبون بیاره
‫ولی هر اتفاقی که بیوفته

35:38.832 --> 35:43.608
‫بابات در بدترین حالت‌ـت
هم ‫تا ابد دوست‌ـت داره

35:43.608 --> 35:46.500
‫تو ارزش هر فداکاری رو داری

35:46.500 --> 35:50.268
‫و دختر خوبی هستی

35:50.268 --> 35:52.414
‫والسلام

35:52.414 --> 35:56.213
‫هر کی خلافش رو بگه بهم خبر بده

35:56.213 --> 35:57.422
‫می‌خورمش

35:59.478 --> 36:02.501
...من خوبم . لازم

36:02.501 --> 36:03.952
‫نه . این بغل واسه تو نیست

36:03.952 --> 36:05.997
‫واسه منه

36:05.997 --> 36:07.912
‫یه‌جورایی بهش نیاز داشتم

36:16.057 --> 36:17.840
‫شاید برای بیدار کردنش
به کمکت نیاز داشته باشم

36:17.840 --> 36:21.166
‫«هوپ» در مورد یه طلسم مخفی کردن
‫و یه طلسم خواب می‌گفت

36:21.166 --> 36:24.360
‫«هِیلی»؟

36:35.423 --> 36:37.842
‫خدای من

36:45.576 --> 36:48.932
‫«هوپ» ما رفتیم به کلیسا که
‫مادرت رو پیدا کنیم

36:50.432 --> 36:52.145
‫اونجا نبود

36:53.794 --> 36:56.141
‫چی؟ نه . ازش محافظت کردم

36:56.141 --> 37:00.387
‫من کامل‌ترین ‫طلسم مخفی کردن رو نوشتم
جاش رو امن نگه داشتم

37:00.387 --> 37:02.936
‫نمی‌فهمم . تابوت خالی بود؟

37:02.936 --> 37:04.891
‫تابوت نابود شده بود

37:06.645 --> 37:10.735
‫هر اتفاقی که برای مادرت افتاده
‫بدون درگیری اتفاق نیوفتاده

37:13.124 --> 37:16.620
‫ببین ، میدونم قصد نداشتی
‫کسی صدمه ببینه

37:16.630 --> 37:19.613
‫میدونم این‌کار رو کردی
چون برات هیچ چاره‌ای نذاشتم

37:19.613 --> 37:21.628
‫عزیزدلم ، من رو نگاه کن

37:23.452 --> 37:27.986
این تقصیر منه ‫. درستش می‌کنم

37:27.986 --> 37:30.303
‫با «آلاریک» صحبت کردم

37:30.314 --> 37:32.591
«تو امشب برمیگردی به «میستیک‌فالز

37:32.591 --> 37:34.405
‫باید بدونم در امانی

37:37.508 --> 37:40.430
‫چی شده؟

37:42.445 --> 37:44.390
‫«هوپ»؟

37:52.129 --> 37:54.920
‫برو . برو . باید بری

37:54.920 --> 37:56.663
‫باید بری

37:56.663 --> 37:59.222
‫مادرت رو پیدا می‌کنم

37:59.222 --> 38:01.268
‫و قسم می‌خورم پیشت برش‌گردونم

38:02.618 --> 38:05.006
‫دوست‌ـت دارم

38:22.922 --> 38:28.302
‫هیچ جادویی اینجا حس نمی‌کنم
‫فقط ترس «هِیلی» رو حس می‌کنم

38:34.791 --> 38:37.713
‫باید بری

38:37.724 --> 38:40.545
‫میرم سراغ گرگینه‌ها

38:40.545 --> 38:42.157
‫یه گروه جستجو تشکیل میدیم

38:42.157 --> 38:44.545
‫نه . «کیلین» ، باید از «نيو اورلانز» بری

38:45.254 --> 38:47.542
‫باید بری به سفرت برسی

38:47.542 --> 38:49.930
‫دنیا رو ببینی

38:49.930 --> 38:52.378
‫مردم رو نجات بدی

38:52.378 --> 38:53.829
‫نفس بکشی

38:53.829 --> 38:57.084
‫بس کن

38:57.094 --> 39:01.386
‫دیگه این بحث رو نمی‌کنیم . ‫باشه؟
«نمی‌تونم بذارم اینجا بمونی «فِرِیا

39:01.396 --> 39:03.109
‫چاره‌ای نداری

39:03.109 --> 39:06.969
‫نمی‌تونم دلیل این باشم که
‫کل زندگیت تو وقفه باشه

39:06.979 --> 39:14.808
‫و با این عذاب وجدان حتی به درد
‫خونواده‌ام و «هوپ» نمی‌خورم

39:14.808 --> 39:18.002
‫ببین ، دوست‌ـت دارم «فِرِیا»

39:19.342 --> 39:21.126
‫هر اتفاقی که بیوفته بازم دوست‌ـت دارم

39:21.126 --> 39:23.483
‫بذار برای حمایت از تو اینجا باشم

39:26.134 --> 39:28.854
‫نمی‌تونم «کیلین» . نمی‌تونم

39:32.864 --> 39:37.369
‫نمی‌تونم تو و خونواده‌ام رو
‫همزمان دوست داشته باشم

39:39.454 --> 39:41.973
‫نمی‌خوام بمونی

39:51.485 --> 39:53.742
‫کار درستی کردی

39:55.153 --> 39:57.702
‫قول میدم «هنری» چیزیش نمیشه

40:01.471 --> 40:08.464
‫روزروها ، شب‌روها ، جادوگرها و گرگ‌ها

40:08.464 --> 40:13.139
‫امشب اینجا شما رو از همه جای
‫این شهر دعوت کردم تا جشن بگیریم

40:13.139 --> 40:17.371
‫امشب عدالت برقرار شد

40:25.591 --> 40:28.473
‫«هنری» دورگه مجازاتش رو می‌گذرونه
‫و وقتی مجازاتش رو گذروند

40:28.483 --> 40:31.465
‫«نيو اورلانز» دوباره اون رو
با آغوش باز می‌پذیره

40:31.475 --> 40:34.962
‫«هنری» سمبل صلح از زمانیه که

40:34.972 --> 40:39.335
‫به جای خودمون «نيو اورلانز» رو
‫در اولویت میذاریم و ازش لذت می‌بریم

40:39.335 --> 40:41.521
‫پس برقصید

40:41.521 --> 40:45.350
‫بنوشید و این شهر رو آنچنان که
‫شایسته‌ست گرامی بدارین

40:45.360 --> 40:50.933
‫فردا دوباره همین کار رو می‌کنیم

40:56.182 --> 40:59.044
‫هی ، ممنون که میرسونیم مدرسه

40:59.044 --> 41:00.787
‫خواهش

41:04.122 --> 41:06.944
‫هی

41:06.944 --> 41:09.231
‫همه چیز روبراهه «مارشال»؟

41:09.231 --> 41:10.944
‫اسم من «مارشال» نیست

41:10.944 --> 41:13.433
‫صحیح

41:16.224 --> 41:19.650
‫«هوپ»

41:22.572 --> 41:25.278
‫یکی کمک کنه

41:35.550 --> 41:38.170
‫خدای من

41:38.180 --> 41:41.606
‫«هنری»

41:51.373 --> 41:54.231
نه ، نه

41:57.600 --> 41:58.600
مترجم : رضا حضرتی

41:59.600 --> 42:33.600
[‫::‬ فیلمولـوژی | مرجع دانلود فیلم و سریال ::]
[ filmology.cc ]
